ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

گل نرگس (ویژه نامه ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف)

با کلیک کردن بر روی هر مطلب فرعی از لیست موضوعات ویژه نامه در ذیل، به مقاله مرتبط مطلب جهت مطالعه دسترسی خواهید یافت.

 

 

 
 
 
ويژه نامه گل نرگس به مناسبت نيمه شعبان، ميلاد مسعود امام زمان عليه السلام تهيه شده است. در اين ويژه نامه به موضوعاتی مانند ولادت و زندگی امام مهدی، منجی گرایی، علایم و شرایط ظهور و مساجد منسوب به امام زمان عجل الله فرجه الشریف پرداخته شده است.
 
تاریخ بروزرسانی: 31 فروردین 1398

زندگی نامه امام مهدی عجل الله فرجه الشریف

آخرین وصی پیامبر خدا(ص)، دوازدهمین امام شیعه و چهاردهمین معصوم از خاندان رسالت، حضرت مهدی(ع) در سپیده دم نیمه شعبان سال 255 هجری در شهر سامرا دیده به جهان گشود. با تولد او انتظار تحقق مژده ای که پیامبر خدا(ص) و امامان(ع) از دو قرن پیشتر داده بودند سر آمد و گام او زمین را برکت بخشید. نام آن حضرت، نام پیامبر(ص) و کنیه او کنیه رسول خداست. (محمد، ابوالقاسم) توصیه شده است که در عصر غیبت، از او به نامش یاد نشود، بلکه با القاب متعددی که دارد، مثل مهدی، منتظر، حجت، صاحب امر، صاحب الزمان، بقیه اللّه ، قائم، خلف صالح و ... نام برده شود. پدرش امام عسگری(ع) و مادرش نرجس است که نام اصلی وی ملیکه، دختر یشوعا فرزند قیصر روم بود. وجود آن امام، مشخصات وی، مژده ظهورش، ویژگی اصحابش و چگونگی حکومتش، در روایات بسیار آمده است و طبق روایات عقیده به او مخصوص به شیعه نیست، بلکه روایات بسیار در کتاب های اهل سنت نیز درباره او نقل شده است.

گذری بر زندگی امام مهدی علیه السلام

با مهدی (عج) در گذر تاریخ

خورشید نیمه شعبان

اسامی و القاب امام زمان عجل الله فرجه الشریف

مرحوم ثقه الاسلام نوری در بیان اسماء شریفه امام عصر علیه السلام، با استناد به آیات و روایات و کتب آسمانی پیشین و تعبیرات راویان و تاریخ نگاران تعداد یکصد و هشتاد و دو اسم و لقب برای حضرت مهدی علیه السلام ذکر می کند و مدّعی است که در این مقام، از استنباط های شخصی و استحسان های غیر قطعی خود داری نموده است که در غیر این صورت چندین برابر این اسماء و القاب، قابل استخراج از کتب مختلفه بود. که از آن جمله است: محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدی، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعی، شرید صاحب، غائب، قائم، منتظر و....کنیه های آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم (هم کنیه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم) ابوعبداللّه، اباصالح که مرحوم نوری ابو ابراهیم، ابوالحسن و ابوتراب را نیز از کنیه های ایشان شمرده است.

اسامی و القاب حضرت مهدی علیه السلام

چهره امام مهدی علیه السلام در آیینه القاب(1) (2) (3)

چرا امام زمان (ع) را اباصالح می خوانیم؟

سیمای ظاهری امام زمان عجل الله فرجه الشریف

حضرت مهدی علیه السلام سیمایی چون سیمای پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم دارد، در رفتار، گفتار و سیرت نیز شبیه و همانند اوست. پیشانی بلند و گشاده اش بر هیبت و وقار چهره زیبایش می افزاید، و چنان نوری بر چهره و جبین او پیداست که سیاهی موهای سر و محاسن شریفش را تحت الشعاع قرار می دهد. قامتی نه دراز و بی اندازه و نه کوتاه بر زمین چسبیده دارد، بلکه اندامش معتدل و میانه است. خالی بر چهره دارد که بر گونه راستش همچون دانه مُشکی میان سفیدی صورتش می درخشد و خالی دیگر بین دو کتفش متمایل به جانب چپ بدن دارد. آن حضرت رنگی سپید، که آمیختگی مختصری با رنگ سرخ دارد. از بیداری شب ها، چهره اش به زردی می گراید. چشمانش سیاه و ابروانش به هم پیوسته است و در وسط بینی او بر آمدگی کمی پیداست. میان دندان هایش گشاده و گوشت صورتش کم است. میان دو کتفش عریض است و شکم و ساق او به امیرالمؤمنین علیه السلام شباهت دارد.

ویژگی های ظاهری حضرت مهدی علیه السلام

نشانه های ظاهری حضرت مهدی علیه السلام

سیمای ظاهری امام مهدی (ع)

طاوس بهشتیان

نرجس خاتون، مادر امام زمان عجل الله فرجه الشریف

نرجس خاتون مادر امام دوازدهم، از نوادگان شمعون، وصی حضرت عیسی(ع) که از جمال ظاهری برخوردار بود از کودکی تحت تعلیم جدّش، قیصر روم قرار گرفت و با بهره گیری از اساتید چیره دست آن روزگار علوم و کمالات فراوان کسب کرد و با زبانهای مختلف آشنا گشت. او خود در پاسخ کسی که از او سؤال می کند: تو که رومی هستی چگونه با زبان عربی این چنین آشنایی داری؟ می گوید: جدم به تربیت من اهمیت زیادی می داد و در این راه از هیچ کوششی دریغ نکرد و در همین راستا زنی را که به چند زبان تسلط داشت برگزید تا صبح و شام عربی را به من بیاموزد و من از این راه زبان عربی را به خوبی فرا گرفتم. امام هادی(ع) در اولین ملاقات به وی فرمود: «تو را به فرزندی بشارت می دهم که شرق و غرب عالم را مالک شود و جهان را از عدل و داد پر کند در آن هنگام که از ظلم و ستم پر شده باشد.» نرجس عرض می کند: «این فرزند از کیست؟» «امام هادی(ع) می فرماید: از همان کسی که در عالم رؤیا تو را به عقد او در آوردند. آیا اگر او را ببینی می شناسی؟ پاسخ داد: «از آن شبی که به محضر حضرت زهرا (س) رسیدم تا کنون شبی نیست که او را در عالم رؤیا ملاقات نکنم.»

نرگس، گلی که بوی مهدی(عج) می دهد

برگ هایی ازتاریخ روم مادر امام زمان علیه السلام

درسهایی از سرگذشت مادر بزرگوار امام زمان علیه السلام

ولادت امام زمان عجل الله فرجه الشریف

روایتی که در این زمینه از «حکیمه» دختر بزرگوار امام جواد علیه السلام و عمه امام حسن عسکری علیه السلام نقل شده، شنیدنی است . شیخ صدوق (م 381 ق). در کتاب کمال الدین روایت کرده است که: ابو محمد حسن بن علی علیه السلام به دنبال من فرستاد و فرمود: ای عمه! امشب روزه ات را با ما افطار کن زیرا امشب شب نیمه شعبان است و خداوند در این شب آن حجتی را که حجت او در زمین است آشکار می سازد . پرسیدم: مادر او کیست؟ فرمود: نرجس، عرض کردم: خدا مرا فدای شما گرداند، به خدا قسم در او هیچ اثری از حاملگی نیست! فرمود: موضوع این چنین است که می گویم...دقایقی کوتاه خواب به سراغ من آمد و در همین موقع بود که حالت زایمان به نرجس دست داد و من به سبب حرکت نوزاد بیدار شدم، جامه را از روی او کنار زدم و دیدم که او اعضای سجده را به زمین گذاشته و در حال سجده است، او را در آغوش گرفتم و با تعجب دیدم که او کاملا پاکیزه است و از آثار ولادت چیزی بر او نمانده است. در این هنگام ابومحمد [امام حسن عسکری] علیه السلام ندا برآورد که: ای عمه! پسرم را نزد من بیاور. نوزاد را به سوی او بردم، آن حضرت دستانش را زیر ران ها و کمر او قرار داد و پاهای او را برسینه خود گذاشت، آنگاه زبانش را در دهان او کرد و دستانش را بر چشم ها و گوش ها و مفاصل او کشید و بعد از آن گفت: پسرم! سخن بگو و آن نوزاد زبان گشود و گفت: شهادت می دهم که خدایی جز خدای یکتا نیست و هیچ شریکی برای او وجود ندارد و شهادت می دهم که محمد صلی الله علیه و آله فرستاده خداست. آنگاه بر امیرمؤمنان علیه السلام و سایر امامان درود فرستاد تا به نام پدرش رسید...

شرایط اجتماعی عصر میلاد

میلاد موعود

مستندات تاریخی ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

ولادت امام مهدی(عج) در دیدگاه شیعه و اهل سنّت

میلاد حضرت مهدی (عج) در ادبیات اهل سنت

درآمدی بر ولادت و غیبت امام مهدی (عج)

غیبت صغرای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

غیبت صغرا از هنگام شهادت ابومحمد، امام حسن عسکری(ع) و آغاز سفارت اوّلین سفیر امام مهدی(ع)، «عثمان بن سعید عمری» از تاریخ هشتم ربیع الاوّل سال (260ق.) آغاز شد و این دوره تا تاریخ پانزدهم شعبان سال (329ق.) هنگام درگذشت آخرین نایب خاص حضرت، «علی بن محمد سمری» به مدت 69 سال و اندی ادامه داشت. بعد از شهادت امام عسکری(ع) کم کم این خبر پخش شد که از آن امام(ع) پسری متولد شده و او امام دوازدهم و «مهدی موعود» است. پخش این خبر موجب هراس در بین عباسیان شد؛ چرا که معلوم شد از «ابو محمد»، پسری به جا مانده است. از این رو، به دستور «معتمد» عباسی عده ای از مأموران وارد منزل امام(ع) شدند و اثاثیه منزل آن حضرت را بازرسی و سپس مهر و موم کردند و درصدد یافتن فرزندش برآمدند، ولی موفق نشدند. «معتمد» دستور داد که عده ای از قابله ها، زنان و کنیزان آن حضرت [امام عسکری(ع)] را معاینه کنند و اگر اثری از حمل در آنان مشاهده کردند، به خلیفه گزارش دهند.

نگاهی به عصر غیبت

... و غیبت آغاز شد

فلسفه غیبت صغرا

با چهار نایب حضرت مهدی(عج) آشنا شویم

نشان امامت

غیبت کبرای امام زمان عجل الله فرجه الشریف

امام مهدی(ع) چرا غایب است و علّت و جهتش چیست؟ پاسخ این مسئله بسیار مشکل است زیرا که مسئله ای عقلی نیست تا با براهین عقلی پاسخ داده شود و نیز عرفی هم نیست تا عرف و عقلا آن را درک کنند، بلکه این موضوع تعبّدی است و باید پاسخ آن از منابع وحی؛ رسول خدا و اهل بیت طاهرینش(ع) اخذ شود. وقتی که به اخبار آل محمد(ع) مراجعه می کنیم می بینیم که اختلاف نظر بسیار در این باره وجود دارد. روایت ها دلیل غیبت را این امور دانسته اند: خوف و ترس، فرار از بیعت، تطابق با سایر پیامبران، اتمام نقمت بر کافران، امتحان و آزمایش مردم، رشد عقل ها، افشای اسرار توسط شیعیان، از اسرار الهی بودن غیبت. در جلد 13 کتاب بحارالانوار از پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت محمد، صلی الله علیه وآله، اینگونه نقل گردیده است: سوگند به خدایی که مرا به نبوت برگزیده مردم از نور رهبری او در دوران غیبتش بهره می گیرند. همانگونه که از خورشید به هنگام قرار گرفتن پشت ابرها. اشعه نامرئی وجود مقدس امام زمان، عجل الله تعالی فرجه، به هنگامی که در پشت ابرهای غیبت نهان است، دارای آثار گوناگون و متعددی است که برخی از آنها بدین قرار است: امید بخشیدن به جامعه، پاسداری از دین خدا و آئین حق، تربیت گروه شایستگان، نفوذ گسترده معنوی، ترسیم اهداف آفرینش، نظارت بر اعمال شیعیان.

راز غیبت

نقش امام زمان در جهان هستی

چگونگی غیبت امام زمان (ع)

منافع وجود امام عصر(ع) در عصر غیبت

هدایت های حضرت مهدی (عج)

از پشت ابرهای غیبت

غیبت کبرا و نیابت عام

خانه مهدی(ع) کجاست؟

مهدویت و منجی گرایی در ادیان

ظهور منجی موعود، در عصر پایانی جهان ـ معروف به آخرالزمان ـ پس از فراگیر شدن ظلم و بیداد، واقعیتی است که مورد توافق جمله ادیان و آیین های الهی و وحیانی می باشد. پیامبران و فرستادگان الهی، نوید فرا رسیدن روزگاری آکنده از عدل و محبت را به پیروان خود می داده اند. هر چند شاید هیچ یک از کتاب های آسمانی پیامبران پیشین از گزند تحریف به دور نمانده، اما این حقیقت ریشه دار همچنان در میان بسیاری از آنها به چشم می خورد. مطلب جالب توجه آنکه، برخی از این بشارت ها به قدری از جامعیت برخوردار است، که حتی نسب و نام آن موعود نجات بخش را نیز بیان نموده؛ همان که در آخرین کتاب و کامل ترین آنها به نحو مبسوط معرفی شده است. با نگاهی کلّی به بشارت های منجی قیام کننده آخرالزمان ـ که از سوی پیامبران الهی، یا بزرگانی که در میان پیروان مذاهب و ملل جهان، به دارا بودن کتاب آسمانی معروف اند، بیان شده ـ می توان آنها را به چهار بخش دسته بندی نمود:

دسته اول، آیات و بشاراتی که به ویژگی های ظهور و قیام آن نجات بخش موعود می پردازد و به ویژه، فراگیر بودن و بین المللی بودن آن را بیان می کند. دسته دوم، آیاتی که به معرفی شخص منجی و نسب و خاندانش، به ویژه انتساب وی به خاندان پیامبر آخرالزمان می پردازد؛ دسته سوم، آیاتی که ویژگی ها و مشخصات دوران ظهور و چگونگی آن را بیان می کند، دسته چهارم، آیاتی که به انتظار کشیدن برای ظهور منجی، توصیه و دعوت می نماید. این چهار گروه، بشارت هایی است که در میان مجموعه آیات کتاب های آسمانی وجود دارد.

منجی گرایی در ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی

بشارت های پیامبران به امام مهدی(ع)

جهانی سازی، پایان تاریخ و مهدویت

چگونگی رفتار امام مهدی (ع) با اهل کتاب

مهدویت در اسلام

همه ی مسلمانان، جز اندکی، بر این که رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) به وجود «مهدی» خبر و نوید داده اند و برای آن حضرت، اسماء و صفاتی را ذکر فرموده اند، اتفاق دارند. روایات شیعه و اهل سنت، در این موضوع، بیش از حد تواتر است. بنابراین، جامعه ی اسلامی، همگی، بر این باورند و هرگاه کسی بعد از شناخت از چنین اخباری، اصل این عقیده را تکذیب کند، در حقیقت، سخنان پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) را دروغ شمرده است. اخبار نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) درباره ی این موضوع، در کتاب های معتبر شیعه و نیز در صحاح و سنن و مجامیع اهل سنت، موجود است. نیز از سوی علمای شیعه و سنی، کتاب هایی جداگانه درباره ی حضرت مهدی (عج) تدوین شده است. علاوه بر احادیث، آیات بسیاری از قرآن مجید هم به امام مهدی (عج) تاویل شده است. مشهورترین تدوین کنندگان احادیث امام مهدی، از اهل سنت، اینان اند: ابوبکر بن ابی خیثمة (وفات 279 ه)، نعیم بن حماد المروزی (وفات 288 ه)، ابوحسین بن المنادی (وفات 336 ه)، ابونعیم اصفهانی (وفات 430 ه)، ابوالعلاء عطار همدانی (وفات 569 ه)، عبدالغنی مقدسی (وفات 600 ه)، ابن عربی اندلسی (وفات 638 ه)، سعدالدین الطمویی (وفات 650 ه)، ابوعبدالله کنجی شافعی (وفات 658)، یوسف بن یحیی المقدسی (وفات 658)، ابن قیم جوزیه (وفات 685 ه)، ابن کثیر دمشقی (وفات 774 ه)، جلال الدین سیوطی (وفات 911 ه)، شهاب الدین ابن حجر مکی (وفات 974 ه)، علی بن حسام الدین متقی هندی (وفات 975 ه)، نورالدین علی قاری هروی (وفات 1014 ه)، محمد بن علی شوکانی (وفات 1250 ه)، احمد بن صدیق غماری (وفات 1380 ه)

مهدی در آینه ی روایات

بازخوانی کارکرد هستی شناسانه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

گفتگوی درباره مهدی (ع)

کاوشی در احادیث مهدوی

مهدی; حقیقتی انکار ناپذیر

مهدویت در منابع اهل سنت

امام مهدی علیه السلام در روایات اهل سنت

بررسی تطبیقی روایات حضرت مهدی(عج) در صحاح سته و منابع شیعه

امام زمان عجل الله فرجه الشریف در روایات معصومین علیهم السلام

بر اساس گواهی مفسران شیعه و سنی و مورخان اسلام شناس، آیاتی بسیار در قرآن مجید وجود دارد که به مسئله مهم مهدویت و موعودگرایی اشاره دارد. آیات ذیل نیز بر همین مسئله تأکید دارند. به علاوه در این زمینه، یک حدیث قدسی را نقل می کنیم. «وَ نُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُواْ فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ؛ ما می خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم». امام علی (ع) در توضیح این آیه فرموده است: «لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْیا عَلَیْنا بَعْدَ شِماسِهَا عَطْفَ الضَّرُوس عَلَی وَلَدِها؛ دنیا پس از سرکشی به ما روی می کند، چونان شتر ماده بدخو که به بچه خود مهربان گردد». سپس این آیه را تلاوت کرد.» نیز آن امام همام در تفسیر این آیه فرمود: «هُمْ آلِ مُحمّد یَبْعَثَ اللّهُ مَهْدِیهِمْ بَعدَ جُهْدِهِمْ، فَیَعِزُّهُمْ وَ یُذِلُّ عَدُوِّهِمْ؛ این گروه آل محمد(ص) هستند. خداوند مهدیِ آنها را بعد از زحمت و فشاری که بر آنان وارد می شود، بر می انگیزد و به آنها عزت می دهد و دشمنانشان را ذلیل و خوار می کند».

مهدی در قرآن

مهدی گل هستی

سیمای حضرت مهدی (ع) در کلام نبوی

مهدی صاحب الزمان علیه السلام در کلام امیرمؤمنان علیه السلام(2)

گلزار حدیث سیمای حضرت مهدی در آیینه ی احادیث

حضرت مهدی علیه السلام محبوب پاکان

آموزه‌های تربیتی اهل‌بیت (ع)در زمینه اخلاق مهدوی

امام زمان عجل الله فرجه الشریف در کلام علما و اندیشمندان

در زمان ظهور مهدی موعود ـ سلام الله علیه ـ که خداوند ذخیره کرده است او را از باب اینکه هیچ کس در اولین و آخرین، این قدرت برایش نبوده است و فقط برای حضرت مهدی موعود بوده است که عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد، و آن چیزی که انبیا موفق نشدند به آن با این که برای آن خدمت آمده بودند، خدای تبارک و تعالی ایشان را ذخیره کرده است که همان معنایی که همه انبیا آرزو داشتند؛ لکن موانع اسباب این شد که نتوانستند اجرا بکنند، و همة اولیا آرزو داشتند و موفق نشدند که اجرا بکنند، به دست این بزرگوار اجرا بشود... چه مسعود و مبارک است روزی که جهان از دغل بازی ها و فتنه انگیزی ها پاک شود و حکومت عدل الهی بر سراسر گیتی گسترش یابد و منافقان و حیله گران از صحنه خارج شوند و پرچم عدالت و رحمت حق تعالی بر بسیط زمین افراشته گردد و تنها قانون عدل اسلامی بر بشریت حاکم شود و کاخ های ستم و کنگره های بیداد فرو ریزد و آن چه غایت بعثت انبیا(ع) و حامیان اولیا(ع) بوده، تحقق یابد و برکات حق تعالی بر زمین نازل شود و قلم های ننگین و زبان های نفاق افکن شکسته و بریده شود و سلطان حق تعالی بر عالم پرتوافکن گردد و شیاطین و شیطان صفتان به انزوا گرایند.

اوصاف و خصوصیات امام عصر(ع) در کلام رهبرکبیر انقلاب اسلامی(ره)

عدالت مهدوی در اندیشه مقام معظم رهبری

بایدها و نبایدها از دیدگاه مراجع عظام تقلید

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در کلام آیت الله العظمی بهجت

نیمه شعبان لیله القدر اهل بیت(ع)

خلاصه ای از سخنرانی آیه الله امامی کاشانی به مناسبت نیمه شعبان در مسجد جمکران

آداب انتظار

مهمترین وظیفه ای که منتظران مهدی، علیه السلام، دارند آن است که انتظاری سازنده، صحیح، منطقی، و پویا برای خود ترسیم کنند. انتظاری که در بطن خود آمادگی و آماده کردن زمینه را برای ظهور آن امام فراهم کند. حال باید دید: شاخصهای انتظار سازنده کدامند؟ و چگونه می توان امیدوار بود که انتظارمان سازنده است یا مورد نظر شرع نیست؟ از مهمترین مصادیق و شاخصهای انتظار سازنده، اقتدا به حضرت قائم، علیه السلام، و پیروی کردن از آن بزرگوار است. اصولا انتظار زمانی شکل می گیرد که تجانس روحی - ولو بالنسبة - میان «منتظر» و «منتظر» وجود داشته باشد و این تجانس زمانی که یک طرف قضیه امام باشد و طرف دیگر ماموم، در چارچوب تبعیت و پیروی، شکل می گیرد. به عبارت ساده تر، مامومین (منتظران) باید اهداف آینده امام (منتظر) را مورد نظر داشته باشند، از او پیروی کنند تا از رهگذر این اقتدا و پیروی، علاقه و تجانس روحی و انتظار قلبی و واقعی به وجود آید. در غیر این صورت «انتظار ظهور» از لقلقه زبان فراتر نخواهد رفت. در متون روایی به مساله پیروزی از حضرت مهدی، علیه السلام، در زمان غیبت اشاره شده است. چنانکه رسول اکرم، صلی الله علیه وآله، فرمودند: «خوشا به حال منتظرانی که به حضور قائم برسند، آنان که پیش از قیام او نیز پیرو او هستند. با دوست او عاشقانه دوست اند و با دشمن او خصمانه مخالف اند»

تأثیر دعا برای «فرج» در گشايش كار شیعیان

آثار «انتظار» در بُعد اجتماعی

اخلاق منتظر در غیبت امام زمان (علیه السلام)

واکاوی شاخصه های الگوی خانواده منتظر

تحلیلی درباره بصیرت یاوران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و فرایند دستیابی به آن در آینه قرآن و کلام علوی علیه السلام

سبک اخلاق اجتماعی مهدی یاوران؛ برگرفته از آیات و روایات

حقیقت انتظار فرج

...تا دولت کریمه

بایسته های عصر چشم به راهی

انتظارات امام از گروه های اجتماعی

صدقه برای وجود مقدس ولی عصر(ع)

انتظار، مکتب انسان ساز

ارتباط معنوی با ساحت مقدس مهدوی (ع)

ابراز دوستی به حضرت مهدی علیه السلام وظیفه ای در عصر غیبت

چگونه می توان کودکان و نوجوانان را با وجود مبارک امام زمان (عج) مانوس کرد؟

«قیام » برای چیست؟

 

عصر طلایی ظهور

آن گاه که زمان ظهور فرا رسد و رهایی بخش جهان از پشت پرده غیبت بیرون آید و رخ نمایاند، خداوند متعال امر او را در یک شب اصلاح می کند و همه زیباییهای پس از ظهور، یک به یک آشکار می شود. صبح ظهور وقتی بندگان خدا از خواب بیدار می شوند دستی بر سر آنها کشیده می شود. به خود می نگرند، به دانسته ها و قدرت فهم و دریافت عقلی خویش، ناگهان می بینند که نور ایمان در قلب آنان می تابد به درخشندگی خورشید. پیش از این، بندگان خدا پراکنده بودند و هر یک در اندیشه ای متفاوت. پس از ظهور، دستی بر سرهای آنان کشیده می شود و عقلهای آنها را به یک سو جهت می دهد. افکار آشفته و متفرق جمع می شوند و گویی همه عقلها به یک عقل؛ آن هم «عقل کامل» تبدیل می شوند؛ چونان قطره هایی که از سرتاسر کره زمین جمع می شوند و به رودها می ریزند و راههای دراز را معجزه آسا می پیمایند تا به دریا ریزند. آنان دیگر قطره نیستند. نام شناسنامه ای آنها از قطره به دریا تغییر می کند و همه یک هویت می یابند؛ دریا، دریای بیکران.

عصر طلایی

سیره ی حکومتی

زنده کننده اسلام

خاتم انبیاء از خاتم اوصیاء سخن می گوید

پژوهشی در روایات اقتصادی حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

ویژگیهای حکومت و کارگزاران حضرت مهدی(عج) در قرآن و حدیث

شاخصه های سیاسی توسعه و پیشرفت از منظر اسلام با تکیه بر حکومت امام مهدی (عج)

روش حکومت امام زمان علیه السلام

عدالت گستری در حکومت مهدوی

آرمانْ شهر مهدی

عدالت، وعده اصلی ظهور موعود

نیمه شعبان، لیلة القدر منتظران

شب نیمه شعبان، یادآور تولّد اولین و آخرین امید پیامبران و فرشتادگان الهی و منجی عالم بشریت حضرت ولی عصر(عج) و دارای فضلیتی بس عظیم است و در روایات معصومین علیهم السلام بر احیای آن تاکید شده تا آن جا که نبی مکرم اسلام(ص) در فضیلت این شب نورانی فرموده است: «مَنْ أَحْیَا لَیْلَهَ النِّصْفِ‏ مِنْ شَعْبَانَ‏ لَمْ یَمُتْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ؛ هرکس شب نیمه شعبان را به شب زنده داری سپری کند، در روزی که دلها مرده است، دل او زنده است.» بزرگان دین و علما به عنوان وارثان و ادامه دهندگان رسالت انبیاء الهی و مروجان حقیقی آموزه های غنی اهل بیت(ع) نیز علاوه بر آن که خود اهتمام ویژه ای به احیای شب نیمه شعبان داشته و دارند، عموم مومنین و منتظران و عاشقان امام عصر حضرت بقیه الله الاعظم(عج) را به احیای این شب عزیز و دعا برای سلامتی و تعجیل در ظهور ولی عصر(عج) دعوت کرده اند. حضرت ولی عصر عجل الله فرجه و آخرین حجّت الهی که «خیر اهل الارض» زمان ماست، در سحرگاه نیمه شعبان سال ۲۵۵ ه. ق چشم به جهان گشودند و این شب مبارک که میلاد موفور السرور آن حضرت است، احتمال دارد شب قدر نیز باشد، همان گونه که به برخی اعمال لیالی قدر در این شب نیز سفارش گردیده است.

نیمه شعبان، لیلة القدر منتظران ظهور

فضیلت نیمه شعبان در آیات و روایات

اعمال نیمه شعبان

درس های مهم نیمه شعبان

در نیمه شعبان چه باید کرد؟

کارکردهای تربیتی بزرگ داشت پانزده شعبان

امام زمان - عج - در آینه احکام

جشن ها و آئین های نیمه شعبان

میراث های معنوی سرمایه های فرهنگی ما هستند. اگر آثار باستانی و تاریخی مثل تخت جمشید و طاق بستان و... میراث تاریخی ماست و نشان از قدمت و عظمت تاریخی ما دارد، میراث معنوی عصاره ی فرهنگ و باورهای یک ملت است. میراث معنوی، باورها و افکار یک ملت را به جهانیان نشان می دهد. با مطالعه ی میراث معنوی می توان فهمید مردم یک کشور باورهایشان را به چه شکلی نشان می دهند و آداب و رسوم آن ها چه معنایی دارد. یکی از آثار معنوی که در کشورمان ثبت شده، جشن نیمه ی شعبان است، جشنی که ریشه ی مذهبی و معنوی دارد و مثل نوروز فراگیر است و در نقاط مختلف کشورمان به شکل های مختلف دیده می شود. نیمه ی شعبان، برای مردم کشور ما روز امید است. مردم در این روز علاوه بر جشن های مختلف، مراسم خاصی دارند که گاه از چند روز مانده به نیمه ی شعبان شروع می شود. روزه گرفتن، آذین بندی، پخش نذورات، مولودی خوانی، اجرای موسیقی های محلی و زیارت اهل قبور، جزو برنامه هایی است که در نیمه ی شعبان انجام می شود و هر کدام از آن ها می تواند جداگانه، به عنوان مراسم و میراث معنوی ثبت شود، ولی اکنون فقط کلّیت نیمه ی شعبان ثبت شده تا درباره ی بخش های مختلف آن مطالعه و مراسم روز امید ایرانیان برای آیندگان ثبت شود.

نیمه ی شعبان در فهرست میراث معنوی

چراغ برات روشن می شود

گفت وگو با حاج احمد تهرانی

نیمه ی شعبان در سراسر جهان

احکام منتظران: نیمه شعبان، اعمال و احکام

یادداشتی درباره جشن های نیمه شعبان

نبایدهای چراغانی نیمه شعبان

میعادگاه منتظران

مسجد مقدس جمکران یکی از مهم­ترین پایگاه­های شیعیان و عاشقان دل سوخته حضرت بقیة الله ارواحنا فداه است که در شش کیلومتری شهر مذهبی قم واقع شده امروزه با گسترش شهر قم وتوجه به این مکان مقدس، این مسجد به شهر قم وصل است و مطابق آمار، همه ساله، بیش از میلیون ها عاشق دل باخته، از سراسر میهن اسلامی و جهان، در این پایگاه معنوی گرد می آیند و نماز تحیت مسجد و نماز حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه را در این مکان مقدس به جای می آوردند و با استمداد از خداوند متعالی وتوسل به حضرت درصدد برآورده شدن حاجات و رفع مشکلات خویش برمی­آیند و برای ظهور حضرت نیز دعا می کنند.

اقامتگاه دلدار (آشنایی با مسجد سهله)

مسجد کوفه مرکز خلافت علوی و حکومت مهدوی

سرداب سامرا

تاریخچه بنای مسجد جمکران

مسجد جمکران از منظر بزرگان دین

آسیب شناسی مهدویت

هر امر مهمی به نسبت اهمیتش، در معرض خطرها و آسیب هایی است. مقوله مهم مهدویت هم با اثرات بسیار حیاتبخش و بهجت زای خود که کمترین آن ها، امید به آینده و سر فرو نیاوردن در مقابل حوادث، ستم ها و سختی هاست، از این قاعده مستنثی نیست. این آسیب ها به قرار ذیل اند: برداشت هایی انحرافی از مقوله انتظار فرج، افراط و تفریط در ارائه چهره مهر و قهر از امام عصر(عج)، طرح مباحث غیرضروری، شتابزدگی و تعجیل، توقیت و تعیین وقت ظهور، تطبیق نادرست نشانه های ظهور، افراط و تفریط در تبیین مفهوم غیبت، ملاقات گرایی، آرزوگرایان بی عمل، عاشق نمایان دنیاخواه، مدعیان دروغین مهدویت و نیابت خاصه و عامه، عدم پیروی از ولایت فقیه و نواب عام، فعالیت های غرب و مستشرقان.

اندیشه مهدویت و آسیب ها

مدعیان دروغین مهدویت

هشدارهای استاد

کنکاشی در شناسایی یمانی و مدعیان دروغین آن

هالیوود و مهدویت؛ گفت وگو با حسن بلخاری

مهدویت غرب و بازی های رایانه ای

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در شعر

بی تو ای راحت جان! خسته دل و جان من است/ روز روشن ز غمت چون شب هجران من است

ز آتش هجر تو پروانه صفت می سوزم/شاهد سوز نهان دیده گریان من است

همچو یعقوب همه دیده به ره دوخته ایم/چون که روی مه تو یوسف کنعان من است

صبح امید وصالت ز چه طالع نشود/این هم از تیرگی گردش دوران من است

در ره وصل تو آرام ندارد دل من/مرغ شب تا به سحر ناظر افغان من است

تجلی جمال حضرت مهدی(عج) در آیینه شعر فارسی

گلبانگ

کسی می آید

آفتاب شرقی

فیض عمر

ترانه انتظار

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در متن ادبی

دلم، بهارانه می بارد، جانم، شقایق وار می شکفد و هستی ام با تو بودن را زمزمه می کند؛ باغ اندیشه ام لبریز از صدای حضورت و پرچین های شوق، ملتهب دیدارت و انتظار، دریچه قلبش را به سویت گشوده است. دعا، چادر سبزش را بر دروازه شهر آرزوها بر پا کرده و نیاز و نیایش، دست به سوی آسمان بلند کرده اند و تا سحر، ستاره می شمارند و آمدنت را چشم به راهند. ای بهاری ترین آینه هستی، ای آرزوی زمان، قلب ها آذین بسته اند حضورت را و چشم ها دامن دامن گل بر جاده انتظار، می افشانند. کاش زودتر بیایی و خلوت سرد سکوت را بشکنی، تا دلم به زلال آرامش برسد! هر سپده دم، گل های «الغوث» می کارم و غنچه های «ادرکنی» می بویم و در سایه سار «الساعه» آرام می گیرم و در چشمه سار «العجل» وضو می سازم؛ سجاده امید، بر چمنزار آرزو پهن می کنم و دو رکعت نماز «رجا» می گزارم؛ شکوفه های نیاز به دست نسیم استجابت می سپارم و بر آورده شدن را به انتظار می نشینم، که انتظار، تعلق خاطری است به جاودانگی. می دانم که خواهی آمد و مرا از عشق لبریز خواهی کرد و پر از نور ظهور خواهم شد.

تو را من چشم در راهم

سلام ای طلوع تماشا

حدیث عشق و انتظار

به آستان حضرت ولی عصر

احساس انتظار

ایه های انتظار

نگارخانه

اسلاید میلاد امام زمان علیه السلام

اسلاید غیبت امام رمان علیه السلام

برداشت های مختلف از انتظار فرج

شوق دیدار

دعای فرج

لینک های مرتبط

دانشنامه: امام زمان، مهدی موعود (عج)

کتابخانه: امام مهدی(ع) ذخیره امامت

ویژه نامه: آغاز امامت و ولایت امام زمان(عج)

چهارشنبه, 28 فروردين 1398 09:57

ویژه نامه حضرت علی اکبر علیه السلام

حضرت علی اکبر علیه السلام
 
با کلیک کردن بر روی هر مطلب فرعی از لیست موضوعات ویژه نامه در ذیل، به مقاله مرتبط مطلب جهت مطالعه دسترسی خواهید یافت.
 
 
 
 
 
 
 
علی اکبر فرزند بزرگ امام حسین (ع) شبیه ترین مردم به پیامبر (ص) در خلقت و اخلاق و گفتار بود. شجاعت، دلاوری، بصیرت دینی و سیاسی او، در سفر کربلا به ویژه در روز عاشورا تجلی کرد. در کربلا حدود 25 سال داشت. اولین شهید عاشورا از بنی هاشم بود. پایین پدر بزرگوارش دفن شده و به این خاطر ضریح امام شش گوشه است. به نظر مـی رسد در جریان حادثه کربلا و به ویژه هر چه روز عاشورا نزدیک تر می شد و خطرها و سختی ها شدت مـی یافته، عـلی اکـبر و عباس به عنوان دو یار معتمد ایشان، پیوسته همراه امام حسین بودند و در آن هنگامه های پرغوغا و هـولناک، چـشم از پدر برنمی داشتند و هر لحظه مترصد فرمان و دستور امام بودند.
 
 

تاریخ بروزرسانی: 26 شهریور 1397

تاریخ شهادت: 10 محرم سال 61 هجری

شناسنامه حضرت علی اکبر علیه السلام

حضرت علی بن الحسین (علی اکبر (ع)) فرزند بزرگ امام حسین در 11 شعبان سال 33 هجری قمری در مدینه دیده به جهان گشود. مادر بزرگوار وی لیلا دختر ابی مره است . لیلا برای امام حسین پسری آورد، رشید، دلیر، زیبا، شبیه ترین کس به رسول خدا ، رویش روی رسول، گفتگویش گفتگوی رسول خدا ، هر کسی که آرزوی دیدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر لیلا می نگریست، تا آنجا که پدر بزرگوارش می فرماید "هرگاه مشتاق دیدار پیامبر می شدیم به چهره او می نگریستیم"؛ به همین جهت روز عاشورا وقتی اذن میدان طلبید و عازم جبهه پیکار شد، امام حسین چهره به آسمان گرفت و گفت "اللهم اشهد علی هؤلاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه الناس برسولک محمد خلقا و خلقا و منطقا و کنا اذا اشتقنا الی رؤیة نبیک نظرنا الیه..."

علی اکبر (علیه السلام)

شِبه پیغمبر

سن حضرت علی اکبر

بانوی زهد و فضیلت؛ لیلا، مادر حضرت علی اکبر علیه السلام

حضرت علی اکبر در کربلا حدود 25 سال داشت. برخی راویان سن وی را 18 سال و 20 سال هم گفته اند.

دلیل بر بزرگی سن حضرت علی اکبر(ع) از امام سجاد (ع) و مسئله ازدواج آن حضرت

علی اکبر الگوی جوانان

يكى از بارزترين نمونه‌هاى كمال و اسوه‌هاى پاكى و مردانگى، حضرت «على اكبر (عليه السلام)» شهيد بزرگ حماسه عاشورا و فرزند بافضيلت سيدالشهدا (عليه السلام) است. سزاوار است كه از رهگذر آشنايى با شخصيت و ويژگى‌هاى اين جوان برومند و رشيد و با صلابت، از او درس جوان‌مردى و مقاومت و ايمان و ادب بياموزيم و نسلى را تربيت كنيم كه پوياى راه نورانى آن شهيد باشد. تربيت شايسته امام حسين (عليه السلام) سبب شد تا على اكبر به بهترين صفات كمال آراسته شود. عواملى همچون: اصالت خانوادگى، تربيت و وراثت، كسب علم و فضايل كه از عناصر تشكيل دهنده شخصيت هر كس است، در وجود و زندگى او فراهم بود. خلق و خوى او و رفتار و حركات و ادب و متانتش در حد اعلاى برجستگى و درخشندگى بود؛ آن‌گونه كه گفته و نوشته‌اند، رفتارش حركات و رفتار پيامبر خداصلى الله عليه وآله را در ذهن‌ها زنده مى‌كرد. على اكبر شاخه‌اى از آن شجره طيبه و ريشه پاك بود و وارث همه خوبى‌هاى خاندان عصمت و طهارت به شمار مى‌رفت.

على اكبرعليه السلام الگوى ايمان وادب

حضرت علی اکبر علیه السلام الگوی جوانان

درس هایی از زندگی نیمروزه یک جوان عاشورایی

علی اکبر(ع) و خانواده

بررسی نقش حضرت علی اکبر علیه السلام در حادثه کربلا با تاکید بر حقانیت قیام

فضایل اخلاقی حضرت علی اکبر علیه السلام

حضرت علی اکبر علیه السلام الگوی کامل در تربیت دینی جوانان

خواب امام حسین و رفتار حضرت علی اکبر

در سرزمین ثعلبه هنگام ظهر امام حسین(ع) اندکی خوابید و وقتی بیدار شد فرمود: در خواب هاتفی را دیدم که می‏گفت: شما به شتاب می‏روید و مرگ شما را با شتاب به بهشت می‏برد. علی اکبر(ع) که چنین سخنی را از پدر شنید گفت: پدر جان مگر ما بر حق نیستیم؟ امام حسین(ع) فرمود: آری به خدا قسم ما بر حق هستیم. علی اکبر عرضه داشت در این صورت ما از مرگ باکی نداریم و امام حسین(ع) که از استقبال فرزندش شاد شده بود بیان داشت: فرزندم خدا به تو جزای خیر دهد.

اولین شهید عاشورا از بنی هاشم

حضرت علی اکبر اولین شهید عاشورا از بنی هاشم بود. شجاعت و دلاوری حضرت علی اکبر و رزم آوری و بصیرت دینی و سیاسی او، در سفر کربلا به ویژه در روز عاشورا تجلی کرد. سخنان و فداکاریهای وی نیز به خوبی مؤید این مطلب است.

شهادت حضرت علی اکبر

روز عاشورا پس از شهادت یاران امام، اولین کسی که اجازه میدان طلبید تا جان را فدای دین کند، او بود. اگر چه به میدان رفتن او بر اهل بیت و بر امام بسیار سخت بود، ولی از ایثار و روحیه جانبازی او جز این انتظار نبود. وقتی به میدان می ‏رفت، امام حسین در سخنانی سوزناک به آستان الهی، آن قوم ناجوانمرد را که دعوت کردند ولی تیغ به رویشان کشیدند، نفرین کرد. علی اکبر چندین بار به میدان رفت و رزمهای شجاعانه ‏ای با انبوه سپاه دشمن داشت. پس از شهادت، امام حسین صورت بر چهره خونین حضرت علی اکبر نهاد و دشمن را باز هم نفرین کرد.

شبیه ترین افراد به پیامبر

به میدان رفتن حضرت علی اکبر(علیه السلام)

روضه حضرت علی اکبر(علیه السلام)

ماه در پشت ابر نقد و معرفی رجزهای عاشورایی راست

مرقد مطهر حضرت علی اکبر

حضرت علی اکبر، نزدیکترین شهیدی است که با امام حسین دفن شده است. مدفن او پایین پای اباعبد الله الحسین قرار دارد و به این خاطر ضریح امام شش گوشه است.

شهادتگاه على اكبر و على اصغر عليهم السلام

زيارت حضرت اباالفضل، على اكبر و قاسم (عليهم السلام)

تحلیل گزیده هایی از زیارت نامه حضرت علی اکبر علیه السلام

نثر ادبی

نمی دانم، آن قدر تو شبیه رسول الله صلی الله علیه و آله بودی و تمام وجودت، حرکاتت، رفتارت، خلق و خویت، نسخه رسول بود، که وقتی آن مرد یهودی که در رؤیایش پیامبر صلی الله علیه و آله را دیده بود، نزد امیرت حسین (ع) آمد و رؤیای خود را باز گفت؛ آنگاه مولایت حسین، سردار سبز کربلا، به او فرمود: «اگر او را ببینی، می شناسی» آری! آنگاه مولایت تو را که تنها یادگار روزهای حسن و حسین و رسول صلی الله علیه و آله بودی، فرا خواند. آن مرد یهودی وقتی تو را دید نمی دانم چه دید، که این چنین حیران شد و از جام اسلام، جرعه شیعه را نوشید.

میوه دلم؛ علی!

آرام جانم آهسته رو

کتابشناسی

بدرقه جان

علی اکبر(علیه السلام) ؛ بهترین الگوی جوانان

نگارخانه

روضه حضرت علی اکبر، شب هشتم محرم

روضه علی اکبر علیه السلام

لینک های مرتبط

دانشنامه امام حسین (ععلیه السلام)

جوانان کربلا

یاران امام حسین (علیه السلام)

ویژه نامه محرم (شبهای دهه محرم)

روز شمار قیام کربلا

روزشمار رویدادهای محرم

چهارشنبه, 21 فروردين 1398 13:03

آشنایی با معجم های قرآنی

آشنایی با معجم های قرآنی

 

 

 

 
در مجموعه فهرست های قرآن کریم، معجم لفظی آن (المعجم المفهرس...)، کتابی است سودمند و موفق و فنی، و اما در فهرست های موضوعی هیچ کدام از اینها وافی به مقصود نیست. گرچه هر کدام از آنها دارای ارزش و کار بردی شایسته هستند، مسلم جای یک فهرست موضوعی دقیق و گسترده ای خالی است، و کاری است بسیار ضروری و لازم. برای این کار باید لجنه ای از عالمان و محققان و مفسران آشنا به علوم اسلامی فراهم آید، و معجمی عظیم پی نهاده شود.
 
تاریخ انتشار : 1397/8/30
بازدید : 90
منبع : andisheqom.com ,
 

گذشت زمان افزایش تجربیات محققان و پژوهش گران، وسعت دامنه تحقیق و تلاش، لزوم بررسی های گوناگون، و فرصت های اندک، برخی از هوشمندان آگاه به زمان را بر آن داشت تا شیوه ها و راه های دیگری نیز برای دستیابی به حقایق متون عرضه کنند و در این راستا و در جهت رسیدن به این هدف والا، کتاب های کلیدی، و فهرست هائی نگاشته شد که بدان ها نام (معجم) یا (فرهنگ) می شود نهاد. این کارها بیشتر بر اساس (واژه ها) و تکیه بر مصدر هر واژه ای پی نهاده شده است. و از این طریق، رسیدن به اخبار و آثار یک موضوع را بگونه ای شگفت سهل و آسان نموده است.

کسانی که در اندیشه دستیابی به عمق فرهنگ اسلامی هستند، و در سر شوق سیر و سیاحت و تدبر در معارف بلند آیات قرآنی و گلستان های پربار نبوی و علوی را دارند، می دانند که خود، گاهی برای دست یافتن به متن یک آیه یا روایت، ساعتها وقت صرف می کردند، و باز هم به مقصود نمی رسیدند محققان در زمینه قرآن کارهای ارجمندی را سامان بخشیده اند. اینک به بعضی از کارهای انجام شده پیرامون قرآن اشاره می گردد.

1.المرشد الی آیات القرآن الکریم (محمد فارس برکات)

فرهنگی است واژه ای براساس لغات قرآن کریم، که از راه مصدر هر لغتی به آیه مورد نظر می توان رسید. این کتاب در دو جلد ضخیم ودر1245/ صفحه در دمشق منتشر شده است این کتاب در فراگیری تمامی آیات قرآن دقیق و در عرضه تمامی واژه ها اثری ارجمند است.

2.المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم (محمد فواد عبدالباقی )

کتابی است بسیار مشهور، و اثری است فنی و جالب و سودمند. برای دست یافتن به آیات قرآن آثاری با عنوان (کشف الایات) پیشتر از این کتاب تدوین شده بود.

3.معجم الفاظ القرآن الکریم:

لغت نامه ای است برای قرآن از گروهی از محققان و مفسران مصری ولی عملا اثر بسیار ارزشمندی است مولفان ابتداء کلمه را آورده اند، و آنگاه شکل های گوناگون استعمال شده آن را ذکر می کنند، سپس لغت را معنا می کنند و آنگاه، یکایک موارد استعمال آن در قرآن و نیز تعداد استعمال شده آنرا به تفصیل آورده و توضیحات لازم را بیان می کنند. این کتاب در دو جلد در بیروت چاپ شد و اخیرا در ایران افست شده است.

4.فهارس القرآن: (دکتر محمود رامیار.)

الف. فهرست الفاظ: این فهرست که بکوشش و تلاش مرحوم دکتر رامیار سامان یافته است. بر اساس هیئت کلمه است. یعنی کسی که می خواهد (تتقون) را در قرآن بیابد لازم نیست، در حرف (و او) و در ماده (وقی) بجوید، بلکه در حرف (ت) خواهد یافت. و در ترتیب کلمات، حرف اول و دوم و سوم رعایت شده است بنابراین، (احس) مقدم بر (احصی) است و... این فهرست برای کسانی که آشنائی کامل با ادبیات عرب ندارند، اثری کار آمد و بسیار مفید است.

ب. فهرست مطالب: مرحوم رامیار، فهرست مطالبی نیز ترتیب داده اند در 33 فصل که دارای بیش از 1500/ موضوع مختلف است. وی در مقدمه خود بر این نوشتار در صفحه 163 چنین می گوید: فهرست های موضوعی دیگری نیز از قرآن کریم منتشر شده که هریک بجای خود واجد ارزش خاص ، ولی در عین حال فاقد جامعیت و کمال لازم بود. بدین جهت سعی شد تا حد مقدور فهرست کاملی هم از مطالب قرآن تهیه و ضمیمه فهرست الفاظ شود، در این فهرست از کار گذشتگان و حتی متاخران با مراجعه به تفسیرها و کتب دیگر بهره ها گرفته شده و با توجه به نظرات صائب دانشمندان و شان نزول آیات و سایر نکات، کوشش شد تاجائیکه مقدور است، فهرست جامع و دقیقی به دست داده شود.

این دو فهرست همراه قرآن کریم با ترجمه آقای معزی و نیز جداگانه و مستقل منتشر شده است.

5.الجامع لمواضیع آیات القرآن الکریم (محمد فارس برکات).

این کتاب دارای 24 فصل و حدود 432/، موضوع است. وی در مقدمه کتاب می گوید: من تفسیر این کثیر و دیگر تفاسیر قدیم و جدید را به دقت بررسی کردم، و پس از تفحص کامل این (فهرست)را نگاشتم. این کتاب در سال 1378/ در دمشق چاپ شده است و اینک در قم به طریق افست منتشر شده است. این کتاب با نواقصی که دارد از آثارموجود دراین زمینه بهتر و تحقیقی تر است.

6.تفصیل الایات القرآن الکریم: (ژول لابوم).

این کتاب موضوعات قرآن را به هیجده باب تقسیم بندی کرده، و آیات مربوط به هر موضوعی را در ذیل فرعی از آن باب گرد آورده است. (لابوم )عربی نمی دانست و برای کار موضوع بندی از ترجمه فرانسوی قرآن کمک جسته است، و از این روی، دارای اشتباهات زیادی است، با این همه تلاش وی بجای خود خالی از ارزش و فایده نیست، این کتاب به ضمیمه استدراک آن به ترجمه محمد فواد عبدالباقی، با عنوان یاد شده منتشر شده است، و در ایران نیز همراه با ترجمه فارسی آن نشر یافت.

7.طبقات آیات (خلیل صبری).

این کتاب در 26 فصل و در 1102/ صفحه، آیات قرآن بر اساس موضوعات تدوین کرده است. در هر موضوع آیه کاملا نقل می گردد و ترجمه آیات در ذیل آورده می شود.

8.المرشد للاقتباس من قرآن الکریم (محمد احمد مرجان).

کتابی است کوچک دارای 12 باب و 120/ فصل با مقدمه ای از فرید و جدی در 104 صفحه که در قاهره منتشر شده است.

9.دلیل مباحث القرآن المجید (محمد عربی ، عزوزی ).

فهرستی است موضوعی در 36 فصل تنظیم یافته است، این عناوین کلی به عناوین جزئی تقسیم می شوند و آیات دلالت کننده به آنها، فقط با اسم سوره و شماره آیات نشان داده می شود. این کتاب در 255 صفحه، از سوی منشورات دارالاضواء )بصورت افست منتشر شده است.

در مجموعه فهرست های قرآن کریم، معجم لفظی آن (المعجم المفهرس...)، کتابی است سودمند و موفق و فنی، و اما در فهرست های موضوعی هیچکدام از اینها وافی به مقصود نیست. گرچه هر کدام از آنها دارای ارزش و کار بردی شایسته هستند، مسلم جای یک فهرست موضوعی دقیق و گسترده ای خالی است، و کاری است بسیار ضروری و لازم. برای این کار باید لجنه ای از عالمان و محققان و مفسران آشنا به علوم اسلامی فراهم آید، و معجمی عظیم پی نهاده شود، امید است این کار لازم و ارجمند در پرتو تابشهای حرکت آفرین اسلام عزیز در جمهوری اسلامی پاگیرد.

چهارشنبه, 21 فروردين 1398 12:45

الفاظ مکرّر در قرآن و فواید آن

الفاظ مکرّر در قرآن و فواید آن

 

 

 

 
مقصود از الفاظ مکرر، الفاظی است که در یک متن بیش از یک بار به کار رفته باشد. در علوم بلاغی، در مباحثی همچون «اطناب» و «فصاحت کلام» از «تکرار» سخن به میان آمده است. در این جا، سخن از آن نیست که یک واژه در سراسر قرآن، چند بار به کار رفته است، بلکه سخن از تکرار یک واژه یا واژه های یک آیه در مواضع خاصی از قرآن است.
 
تاریخ انتشار : 1397/9/6
بازدید : 70
منبع : قرآن در آینه ی پژوهش، ش 2 , ساروی

اشاره

یکی از مسایلی که از قدیم ذهن قرآن پژوهان را به خود مشغول ساخته، تکرار برخی عبارت ها و آیه های قرآن کریم است. این موضوع در سوره های «رحمن» و «مرسلات» جلوه ی خاصی پیدا کرده است. به طوری که در سوره ی نخست با 76 آیه، جمله ی «فَبِأَی آلاءِ رَبِّکما تُکذِّبانِ» 31 بار و در سوره ی دوّم، آیه ی «وَیلٌ یوْمَئِذٍ لِلْمُکذِّبِینَ» ده بار تکرار شده است. همچنین آیات «فَکیفَ کانَ عَذابِی وَ نُذُرِ» و «وَ لَقَدْ یسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکرٍ» در سوره های قمر، چهار بار مکرّر گشته است. موضوع تکرار آیات و الفاظ قرآن از این جهت حایز اهمیت است که در علوم بلاغی، تکرار را از جمله ی عوامل اطناب برشمرده و نیز مُخِلّ به فصاحت دانسته اند. از این رو محققان درصدد بیان فواید تکرار در قرآن برآمده اند. در این نوشته با نگاهی جامع به موضوع تکرار در قرآن، فواید الفاظ مکرر قرآن را یادآور شده و این مقاله در دو بخش فراهم آورده شده؛ در بخش نخست به طبقه بندی الفاظ مکرر در قرآن پرداخته و در بخش دوّم فواید تکرار آن ها را برشمرده است.

1.مقدمه

مقصود از الفاظ مکرر، الفاظی است که در یک متن بیش از یک بار به کار رفته باشد. در علوم بلاغی، در مباحثی همچون «اطناب» و «فصاحت کلام» از «تکرار» سخن به میان آمده است؛ اطناب، یعنی زیادتِ الفاظ بر معانی ـ که در عین حال مفید نیز باشد ـ یا ادای معانی با عبارتی بیش از حد متعارف به جهت تقویت و تأکید آن. اطناب، انواع بسیاری دارد؛ یکی از آن ها تکراری است که به انگیزه های خاصّی صورت می گیرد.[1] هم چنین، یکی ازمواردی که به فصیح بودن کلمه آسیب می رساند، کثرت تکرار بی فایده است. بنابراین می توان گفت که تکرار بر دو قسم است: 1) تکرار بلیغ و مفید؛ 2) تکرار غیر بلیغ و بی فایده. با این توضیح، باید دید اوّل این که تکرار در قرآن چه جایگاهی دارد، دوّم آن که چه فوایدی بر این تکرار مترتب است. از این رو، متن اصلی مقاله را در دو بخش قرار داده ایم؛ در بخش نخست، الفاظ مکرر در قرآن را طبقه بندی کرده ایم، در بخش دوّم به بیان فواید تکرار در قرآن پرداخته ایم.

2.طبقه بندی الفاظ مکرر در قرآن

الفاظ مکرر در قرآن را می توان از لحاظ «شمار تکرار در کل قرآن» و نیز از «لحاظ تعداد الفاظ مکرر در مواضع خاص» طبقه بندی کرد.

2 ـ 1 ـ الفاظ مکرر از لحاظ شمار تکرار درکل قرآن: این الفاظ را می توان در سه دسته جای داد: 1) الفاظ حایز کم ترین شمار تکرار؛ 2) الفاظ حایز بیش ترین شمار تکرار؛ 3) سایر الفاظ مکرر. الفاظی که در سراسر قرآن تنها دو بار به کار رفته اند از دسته ی نخست اند، مانند: «الابل» (انعام (6)، 144؛ غاشیه (88)، 17)، «اثاثاً» (نحل (16)، 80؛ مریم (19)، 74) و «باخع» (کهف (18)، 6؛ شعراء (26)، 3). الفاظی که حایز بیش ترین شمار تکرارند، از بیشترین تا ده مورد عبارت اند از:

1) لفظ جلاله «الله»، 2702 بار ـ با احتساب واژه ی اللهم که پنج بار آمده است؛ 2) «قال»، 1725 بار؛ 3) «کان»، 1388 بار؛ 4) «ربّ»، 973 بار؛ 5) «ایمان»، 879 بار؛ 6) «علم» 780 بار؛ 7) «اتی»، 549 بار؛ 8) «کفر»، 525 بار؛ 9) «رسول»، 513 بار؛ 10) «یوم»، 475 بار.

2 ـ 2 ـ الفاظ مکرر از لحاظ تعداد واژه های تکرار شده در مواضع خاصّ

در این جا، سخن از آن نیست که یک واژه در سراسر قرآن، چند بار به کار رفته است، بلکه سخن از تکرار یک واژه یا واژه های یک آیه در مواضع خاصی از قرآن است. برای مثال گفته می شود چرا واژه ی«النّاس» در آخرین سوره ی قرآن چندبار تکرار شده است؛ و یا چرا بخشی از آیه ی 48 سوره ی بقره در آیه ی 123 همین سوره مکرر گشته است؛ و یا چرا آیه ی «فَبِأَی آلاءِ رَبِّکما تُکذِّبانِ» عیناً و با شمار زیادی در سوره ی «رحمن» تکرار شده است.

این الفاظ، ابتدا به دو دسته ی کلی تقسیم می شوند: الف) یک لفظ مکرر؛ ب) بیش از یک لفظ مکرر.

قسم نخست، خود با توجّه به محل تکرار به دو گونه قابل تقسیم است: 1) در یک آیه یا در چند آیه ی متوالی؛ 2) در مواضع مختلف از قرآن.

قسم دوّم نیز ـ با توجّه به کل الفاظ آیات ـ به دو نوع قابل تقسیم است: الف) در حد تمام الفاظ آیات؛ ب) در حد برخی از الفاظ آیات.

2 ـ 2 ـ 1 ـ یک لفظ مکرر

در نوع اوّل از این قسم، یعنی «در یک آیه یا چند آیه ی متوالی»، تمام الفاظ، در نوع دوّم، یعنی «در مواضع مختلف» تنها الفاظی مدّنظر قرار گرفته اند که معانی مستقل دارند؛ نه الفاظی مانند «مِنْ»، «ذلک» و «الذین» که به تنهایی معنای کاملی ندارند و از میان الفاظ دارای معانی مستقل نیز فقط مواردی لحاظ شده اند که آیات مشتمل بر آن ها از نظر این کلمه ی مکرر، وحدت موضوعی دارند؛ نه کلماتی هم چون «اَبِی» که در آیه ی «اذْهَبُوا بِقَمِیصِی هذا فَأَلْقُوهُ عَلی وَجْهِ أَبِی یأْتِ بَصِیراً وَ أْتُونِی بِأَهْلِکمْ أَجْمَعِینَ» (یوسف (12)، 93 اشاره به پدر یوسف ـ علیه السّلام ـ و در آیه ی «وَ اغْفِرْ لِأَبِی إِنَّهُ کانَ مِنَ الضَّالِّینَ» (شعراء (26)، 86) اشاره به پدر ابراهیم ـ علیه السّلام ـ دارد، زیرا چنین تکراری تنها تکرار «شکل» است.

2 ـ 2 ـ 2ـ بیش از یک لفظ مکرر

نوع دوّم از این قسم یعنی «تکرار در حدّ برخی از الفاظ آیات» چنانچه شامل تعداد کمی از کلمات آیات شود، این گونه آیات همدیگر را تفسیر می کنند. امّا در صورتی که شامل تعداد زیادی از کلمات آیات شود، به نوع اوّل یعنی حدّ تمام الفاظ آیات» نزدیک می شود. محور بررسی های ما در این قسم، نوع اوّل است که شامل 72 آیه[2] از قرآن کریم می شود. این آیات که عیناً و بدون هیچ اختلافی تکرار شده اند؛ از لحاظ محلّ تکرار به دو دسته: «در یک سوره» و «در دو یا چند سوره» و دسته ی اوّل نیز از لحاظ میزان تکرار به دو گونه: «به تعداد زیاد» و به «تعداد کم» دسته بندی می شوند.

3.فواید کاربرد الفاظ مکرر در قرآن

با توجّه به این که از نظر متخصصان علوم بلاغی، استفاده از الفاظ مکرر، بدون فایده، مخلّ بلاغت است. تبیین و تفسیر وقوع چنین پدیده ای در قرآن در موارد بسیاری ـ حتی در حدّ تکرار تمام الفاظ آیه ـ چیست؟ برای این پرسش، دو پاسخ داریم: پاسخ اوّل آن است که: اگر فرض بگیریم هرگونه تکراری مخالف با بلاغت است، باز هم دلیلی بر وجود عیب و نقص در قرآن کریم نیست؛ زیرا می توان گفت که از نظر قرآن، اصل، دنبال کردن هدفی است که قرآن برای آن نازل شده است و تاجایی که بلاغت مانع پیاده کردن هدفش نباشد، از آن سود می جوید. اگر به فرض، در برخی موارد اجرای قواعد بلاغی با هدف اصلی اش سازگاری نداشته باشد، بدیهی است که دنبال کردن هدف اصلی بر رعایت موازین بلاغی مقدم خواهد بود. باید به این نکته توجّه داشت که وجه اعجاز قرآن کریم منحصر در «بلاغت» نیست، بلکه قرآن از جهات گوناگون معجزه است، چنانچه در موارد خاصی، رعایت وجوه دیگر اعجاز قرآن، مقتضی عدم رعایت قواعد بلاغی بوده است، این امر خللی به اعجاز قرآن وارد نمی کند.

و امّا پاسخ دوّم: با دقت و تدبّر در آیات قرآن می توان اسرار و حکمت های وجود این الفاظ را در قرآن یافت. برای نیل به این هدف، با توجّه به تقسیم بندی ارائه شده، به بررسی آیات دربردارنده ی الفاظ مکرر می پردازیم. بررسی این آیات با توجّه به دسته بندی نوع اوّل یعنی «از لحاظ تعداد تکرار در کلّ قرآن» به بحث اعجاز عددی منجر می شود که در زمینه ی آن پژوهش هایی از سوی بعضی از دانش مندان انجام گرفته است و نیازی به طرح دوباره ی آن در این مقاله نیست. بنابراین محور بحث، بیان فواید تکرار الفاظ، مطابق دسته بندی نوع دوّم (از لحاظ تعداد الفاظ تکرار شده در برخی مواضع) است.

3 ـ 1 ـ فایده ی مکرر بودن یک لفظ در دو یا چند آیه ی متوالی

پژوهش گران درباره ی فایده ی وجود این نوع، شش دلیل ذکر نموده اند:

1.مقبولیت کلام؛[3]2. ترس از فراموشی مخاطب در صورت طولانی شدن کلام؛[4]3. تعظیم و تهدید؛[5] 4. مدح؛[6] 5. استبعاد؛[7]6. شیوع و اهمیت داشتن در جامعه؛[8] برخی نیز معتقدند این نوع, اساساً تکرار محسوب نمی شود تا از فایده ی آن سخن بگوییم.[9]

3 ـ 2 ـ فایده ی مکرّر بودن یک لفظ در مواضع مختلف

بررسی این گونه الفاظ همان روش تفسیر موضوعی است که برخی از دانش مندان با استفاده از این روش به تفسیر قرآن پرداخته اند. مفسّر پس از جمع آوری آیات مربوط به یک لفظ یا موضوع خاص، همه ی آن ها را هم چون مواردی که در هم می آمیزند؛ پیش روی خود قرار داده، در معانی آن ها تفقّه نموده، نسبت آن ها را با یکدیگر کشف و از میان آن ها نتیجه گیری و هدف را آشکار می کند[10]

3 ـ 3 ـ فواید مکرّر بودن تمام الفاظ یک یا چند آیه

از میان 72 آیه ی مکرّر قرآن کریم، تنها سه آیه ی مکررِ سوره های «رحمن»، «مرسلات» و «قمر» که به سبب تکرار زیاد در یک سوره به خودی خود توجّه انسان را جلب می کنند، مورد عنایت پژوهش گران قرار گرفته است. سایر موارد به خاطر فاصله ی زیاد محل تکرار، نظری را به خود جلب ننموده، تاکنون هیچ گونه تحقیقی درباره ی آن ها انجام نشده است. فایده ی ذکر شده از طرف بیشتر دانشمندان درباره ی آیات مکرّر در این سه سوره، «تأکید» است که تعمیم آن نیز به تمام آیات مکرّر صحیح نیست، زیرا آیه ای که در سراسر قرآن فقط دو بار ذکر شده است، چگونه می تواند موجب تأکید شود؟! برای خواننده ی قرآن که آیه ای را یک بار در جایی و سپس با فاصله ای نسبتاً زیاد در جایی دیگر می بیند و یا اصلاً سوره ای را در یک زمان و سوره ی دیگری را در زمان دیگر می خواند، چگونه می تواند تأکید احساس شود؟ این عدم کارآیی توجیه عرضه شده، ما را وامی دارد تا علل و فواید دیگری را جست وجو کنیم. برای نیل به این مقصود، نگارنده در رساله ی دکتری، این تحقیق را در چند مرحله به انجام رساندم؛ در مرحله ی اوّل، تمام آیات مکرّر استخراج و طبقه بندی شد؛ و در مرحله ی دوّم، هر یک از سوره های حاوی آیات مکرّر با توجّه به معنای آیه ی مکرّر، مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه حاصل از این دو مرحله این است که آیه ی مکرّر در حکم هدف و مقصود اصلی سوره است. به تعبیر دیگر، آیه ی مکرّر به منزله ی گلِ سرسبد آن سوره بود، شاید آیات در حال تبیین و توضیح و ارائه ی نمونه هایی برای درک بهتر و کامل تر همان آیه می باشند. در مرحله ی سوم، بررسی هر یک از این آیات با توجّه به دسته ی مربوط به خود انجام گرفت و نتیجه ی مربوط به هر دسته در جای خود بیان گردید. آنچه در پی می آید گزیده ای از مطالب این تحقیق است.

3 ـ 3 ـ 1 ـ فواید تکرار آیات در یک سوره به تعداد زیاد

محدوده ی این بحث، سه سوره ی «رحمن»، «قمر» و «مرسلات» است که به بررسی آن ها می پردازیم:

3 ـ 3 ـ 1 ـ 1 ـ فواید تکرار آیه ی «فَبِأَی آلاءِ رَبِّکما تُکذِّبانِ»

آیه ی یاد شده، 31 بار در سوره ی «رحمن» آمده است.[11] پژوهش گرانی که درباره ی تکرار این آیه اظهارنظر کرده اند، فوایدی برای آن برشمرده اند که خلاصه ی نظریه های آن ها در پی می آید.

1.تقریر نعمت های عطا شده نیکوست، پس حُسن تکرار به جهت اختلاف نعمتی است که تقریر می کند.[12]

2.اشاره به این که هر نعمتی از آن نعمت ها و هر بینه ای از آن بینات به تنهایی مستلزم شکر و اقرار به وحدانیت خداوند است.[13]

3.این آیه اگر چه متعدد آمده، ولی هر یک از آن ها متعلق به ما قبل خود است.[14]

4.تکرار این آیه، آن هم در مقطع های کوتاه، آهنگ جالب و زیبایی به سوره داده و چون با محتوای زیبایش آمیخته می شود، جاذبه ی خیره کننده ای بپا می کند، لذا جای تعجب نیست که در حدیثی از پیغمبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل شده است که فرمود: «هر چیزی عروسی دارد و عروس قرآن سوره ی الرّحمن است.»[15]

5.از میان 31 بار تکرار آن، هشت مورد پس از شمردن عجایب خلقت و مبدأ آفرینش؛ هفت مورد ـ به شمارِ درهای جهنّم ـ پس از یاد جهنّم و سختی های آن؛ هشت مورد ـ به شمارِ درهای بهشت ـ در وصف دو بهشت و اهل آن، و هشت مورد آخر درباره ی دو بهشتِ دیگر آمده است. پس برای کسی که به هشت مورد اوّل معتقد باشد و به موجبات آن عمل نماید، درهای بهشت گشوده و درهای جهنّم بسته می شود.[16]

6.این آیه در طی زمان فریاد می زند و به صراحت اعلام می دارد که کفر جنّ و انس و انکارشان نسبت به نعمت های الهی، خشم تمام موجودات را برمی انگیزد و به حقوق همه ی مخلوقات تجاوز می کند. لذا اگر در خطاب به آن ها هزاران مرتبه هم تکرار شود، باز هم ضرورت دارد و نیاز به آن همیشه باقی است.[17]

7. استبعاد.[18]

3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ فواید تکرار دو آیه ی «فَکیفَ کانَ عَذابِی وَ نُذُرِ» و «وَ لَقَدْ یسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکرٍ» هر یک از این دو آیه، چهار بار در سوره ی قمر تکرار شده اند.[19] مفسران و قرآن پژوهان نکاتی به عنوان فواید تکرار این دو آیه برشمرده اند که خلاصه ی آن به این شرح است:

1.از آنجایی که در این سوره انواع انذار و عذاب ذکر گردیده، یادآوری نیز کاملاً به یکایک آن ها پیوند خورده است.[20]

2.علّت تکرار آیه ی «فَکیفَ کانَ عَذابِی وَ نُذُرِ» در داستان قوم عاد این است که اولی مربوط به دنیاست و دومی مربوط به آخرت.[21]

3.سبب تکرار آیه ی «فَکیفَ کانَ عَذابِی وَ نُذُرِ» در داستان قوم عاد شاید از این جهت است که عذاب این گروه از دیگران شدیدتر بود. هر چند همه ی عذاب های الهی شدید می باشد.[22]

4. تکرار آیه ی «وَ لَقَدْ یسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکرٍ» در هر یک از داستان های این سوره به خوانندگان می فهماند که تکذیب هر رسول مقتضی نزول عذاب و شنیدن هر داستان مستلزم یادآوری و عبرت گیری است تا دچار غفلت نشوند.[23]

3 ـ 3 ـ 1 ـ 3 ـ فواید تکرار آیه ی «فَوَیلٌ یوْمَئِذٍ لِلْمُکذِّبِینَ»

این آیه، نُه بار در سوره ی «مرسلات» آمده است.[24] صاحب نظران در مورد تکرار این آیه، حکمت های زیر را بیان کرده ند:

1.این سوره، روز فصل یعنی قیامت را ذکر کرده، اخبار مربوط به آن را تأکید و با تهدید شدید نسبت به تکذیب گران آن و بشارت نسبت به سایران قرین نموده و به جهت افزودن جانب تهدید بر جانب دیگر، این آیه را تکرار کرده است.[25]

2.آیه ی فوق هربار پس از یکی از نعمت های شمرده شده در این سوره قرار دارد، پس تکرار محسوب نمی شود.[26]

3.چون هربار به دنبال یکی از داستان های این سوره آمده است، پس در هر مرتبه مربوط می شود به تکذیب گران همان داستان.[27]

3 ـ 3 ـ 1 ـ 4 ـ فواید دیگر

به نظر نگارنده، فایده ی تکرار زیاد این آیات، تأکید بر اهمیت هدفی است که در این آیات دنبال می شود؛ تا بدین وسیله خواننده ی آیات الهی به سادگی از آن ردّ نشده، نهایت توجّه خود را بدان معطوف دارد. البتّه آیه ی مکرّر هر بار معنای جدیدی را هم در ارتباط با آیات نزدیکش می رساند. اینک برای نمونه به تحلیل فواید تکرار آیه ی «فَوَیلٌ یوْمَئِذٍ لِلْمُکذِّبِینَ» می پردازیم: ده بار تکرار این آیه در سوره ی «مرسلات»، بیانگر هدف این سوره و تأکید بر شدّت سختی های و عذاب های روز قیامت است. سایر آیات این سوره نیز هر یک به نوعی نشان دهنده ی علّت و چگونگی این سختی هاست. این تأکید می تواند سبب پیش گیری از گرفتار شدن انسان ها به آن عذاب ها گردد.

از این ده بار، مورد اوّل پس از چند سوگند و جواب آن یعنی «إِنَّما تُوعَدُونَ لَواقِعٌ»(مرسلات (77)، 7) و نیز برخی از حوادث مربوط به روز قیامت آمده است. یعنی حال که آن روز برخلاف تصور آنان به حتم فرا می رسد و چنان وقایع هولناکی هم در آن هنگام رخ می دهد، پس وای بر تکذیب گران آن روز و آن وقایع.

مورد دوّم پس از اشاره به هلاکت گذشتگان و اعلام گرفتار شدن آیندگان ـ و به طور کلی تمام بدکاران ـ به همان عقوبت دیده می شود. پس وای در آن روز بر تکذیب گران که باور نمی کردند عاقبتی هم چون گذشتگان داشته باشند.

آیات پیش از مورد سوم به آفرینش انسان از آبی پست و قرار گرفتن آن در جایگاهی استوار تا زمانی معین اشاره دارند. یعنی خدایی که قدرت داشت شما را از آبی پست بیافریند و تا زمانی مشخص در چنین جایگاهی قرار دهد، قادر خواهد بود روز قیامت نیز شما را که تا مدتی معین در دنیا زندگی کرده اید و سپس از دنیا رفته اید، دوباره زنده کند. پس وای بر تکذیب گران در آن روز که تصور می کردند خداوند قادر نیست آن ها را دوباره زنده کند و به حساب اعمالشان رسیدگی و عذابشان نماید؛ ولی همه ی این ها واقع می شود.

مورد چهارم پس از اشاره به قبض و بسط زمین و وجود کوه ها و آب برای انسان آمده است. پس وای بر تکذیب گران در آن روز که می توانستند در صورت استفادة نیکو از آن امکانات و نعمت ها و جلب رضای خدا وضعیت خوبی در روز قیامت داشته باشند، ولی به سبب استفاده ی نادرست باید عذاب ببیندند.

موارد پنجم و ششم در پی ذکر برخی از اوصاف جهنم و عذاب های تکذیب گران واقع شده اند. پس وای بر تکذیب گران در آن روز که باید گرفتار چنین عذاب های سختی شوند. مورد هفتم به دنبال توصیف آن روز به عنوان روز فصل و جدایی و جمع گذشتگان و آیندگان و نیز خطاب به آنها برای به کار گرفتن هرگونه مکر و حیله برای رهایی ازعذاب‎های آنجا دیده می شود. پس وای بر تکذیب‎گران که در آن روز از تصدیق‎کنندگان جدا می شوند و چون هیچ گونه مکر و حیله‎ای نمی‎توانند بزنند، هیچ راهی برای خلاصی از آن همه عذاب ندارند.

مورد هشتم پس از بیان وضعیت اهل تقوا در بهشت قرار دارد، پس وای بر تکذیب‎گران که نه تنها از چنین نعمت‎هایی محروم خواهند بود، بلکه عذاب هم خواهند شد. پیش از مورد نهم آیه‎ای از اندک بودن زمان برخورداری آنان از لذّات و خوشی‎ها سخن می‎گوید، پس وای بر تکذیب‎گران که زمان راحتی و آسایش آنان بسیار کوتاه است و پس از این عمر کوتاه برای همیشه باید عذاب ببینند. مورد دهم پس از سرپیچی آنان از اطاعت خداوند، به عنوان یکی از ویژگی‎های آن ها در دنیا آمده است. پس وای بر تکذیب‎گران که چون به وظیفه ی خود یعنی اطاعت خداوند عمل نکرده‎اند، سزاوار عذاب جهنم هستند. از دو مورد اخیر نتیجه‎گیری می شود: همین اعمال ناشایست آنان که با کلمه ی «مجرم» از آن تعبیر شده و نیز سرپیچی از اطاعت خدا، زمینه ی تکذیب آیات الهی توسط آنان را فراهم آورده است. از توضیحات بالا معلوم می‎گردد که تمام آیات این سوره در حال تبیین و توضیح و تأکید هدف این سوره ـ یعنی سخت بودن روز قیامت بر تکذیب‎گران که مضمون آیه مکرّر است ـ می‎باشند.

3 ـ 3 ـ 2 ـ فایده ی مکرّر بودن تمام الفاظ یک یا چند آیه ی واقع در یک سوره به تعداد کم

بررسی این گونه موارد نشان می‎دهد که پس از ذکر بار اوّل آیه، یک سری آیات مربوط به موضوع همان آیه قرار دارد و چون سخن طولانی شده، برای یادآوری خوانندگان نسبت به هدف آن آیات، دوباره همان آیه آمده است.

در نتیجه می‎توان گفت: آیه ی مکرّر با قرار گرفتن در ابتدا و انتهای یک سری آیات، هم محدوده ی موضوعی خاصّ و هم هدف آن ها را مشخص می‎نماید. برای مثال، آیات 47 و 48 سوره ی بقره در آیات 122 و 123 همین سوره تکرار شده‎اند؛ یک آیه (47) عیناً و یک آیه ی دیگر (48) با اختلافی مختصر دوبار در سوره ی بقره ذکر شده است. در فاصله ی دو موردِ تکرار، 73 آیه وجود دارند که سه گونه‎اند:

1.آیاتی که در مقام عرضه ی نمونه‎ها و مصادیقی از نعمت‎ها و عفو و رحمت خداوند نسبت به بنی‎اسراییل یا زمینه‎سازی برای بیان چنین مطالبی می‎باشند. این آیات کاملاً با آیه ی اوّل مکرّر مرتبط هستند، زیرا در آن آیه به بنی‎اسراییل امر شده که نعمت‎های خداوند و نیز برتری خود را در آن برهه ی زمانی بر تمام جهانیان به یاد آورند و در این آیات نمونه‎هایی از همان نعمت‎های عطا شده به آنان دیده می شود.

2.آیاتی که بیان‎گر برخی از اعمال و گفتار بنی‎اسراییل یا توبیخ و مجازات خداوند نسبت به آن ها و یا زمینه‎سازی برای چنین مواردی می‎باشند.[28] این سری آیات کاملاً با آیه ی دوّم مکرّر ارتباط دارند، زیرا در آن آیه به بنی‎اسراییل خطاب شده که از گرفتار شدن به سختی‎های روز قیامت با خصوصیات نامبرده بپرهیزند و در این آیات نمونه‎هایی از اعمال و گفتار ناپسند آنان که عذاب الهی را در پی خواهد داشت، آمده تا آن ها متنبّه شده، از این گونه اعمال و سخنان دست بردارند و خود را اصلاح نمایند.

3.آیاتی که مربوط به موضع‎گیری اهل کتاب و دیگر مخالفان اسلام نسبت به پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ یا وظیفه ی آن حضرت نسبت به آن ها می‎باشند.[29] در این دسته از آیات نیز علاوه بر این که یهود به خودی خود جزو این گروه هستند، با توجّه به قراین موجود، مقصود اصلی آیات هستند.

مسئله ‎ی توجّه به نعمت‎ها و ترس از سختی‎های روز قیامت و یادآوری اعمال و گفتار ناپسند که از سویی خود به خود توجّه به خداوند و به جا آوردن شکر او و انجام اعمال صالح را به دنبال دارد و از سوی دیگر، معمولاً توسط بندگان به فراموشی سپرده می شود، آن قدر اهمیت دارد که خداوند با این که یک بار در ابتدای این آیات این مسأله را گوشزد نموده، یک بار دیگر در پایان آن نیز، همان را تذکر داده است تا هم عنایت آن ها را هر چه بیشتر بدان جلب نماید و هم پس از اتمام مطالب مربوط به آن ـ که نسبتاً طولانی نیز شده است و ممکن است خواننده ی آیات الهی، هدف از ذکر آن ها را فراموش کرده باشد ـ یک بار دیگر یادآوری کند و بدین ترتیب حصاری هم به دور آیات مربوط به این موضوعِ خاص کشیده و محدوده ی آن را مشخص نموده است.

3 ـ 3 ـ 3 ـ فایده ی مکرّر بودن تمام الفاظ یک یا چند آیه ی واقع در دو یا چند سوره

مقایسه ی سوره‎های در بردارنده ی آیات مکرّر، نشان می‎دهد که آیات این سوره‎ها آنچنان با هم ارتباط دارند که مطالب یکدیگر را تکمیل و حتی گاهی تفسیر و تبیین می‎کنند. به عبارت دیگر، آیات مکرّر نشانه‎هایی هستند که ما را به یافتن توضیحات بیشتر پیرامون مطالب برخی از سوره‎ها رهنمون می‎شوند.

3 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ بررسی آیات مکرّر در سوره‎های «مؤمنون» و «معارج»

در دو سوره ی «مؤمنون» و «معارج» چهار آیه[30] عیناً و یک آیه[31] با اختلافی مختصر تکرار گردیده‎اند. همین امر موجب مقایسه ی آیات این دو سوره و در نتیجه یافتن شباهت‎ها و اشتراکات بسیاری میان آن ها شده است. می‎توان گفت: این دو سوره ـ یکی به تفصیل و دیگری به اختصار ـ معانی یکدیگر را تکمیل کرده، در مواردی نتایج جدیدی به دست می‎دهند. مطالب هر دو سوره به دو دسته ی کلی: «آیات مربوط به مؤمنان» و «آیات مربوط به کفار» تقسیم می‎شوند. با این تفاوت که در سوره ی «مؤمنون» ابتدا مطالبی درباره ی مؤمنان و سپس کفار، ولی در سوره ی «معارج» اوّل کفار و بعد مؤمنان آمده است. مواردی از اشتراکات و شباهت‎های دو سوره به ترتیب مذکور در سوره ی «مؤمنون» به شرح زیر است.

الف ـ مؤمنون، 2 و معارج، 23

هر دو سوره شامل خصوصیتی در ارتباط با نماز می‎باشند. با این اختلاف که در سوره ی «مؤمنون»، «خشوع» و در سوره ی «معارج»، «دوام» آن به تناسب هر یک از دو سوره مطرح است. زیرا آیات پیشین سوره ی «معارج» به صفاتی چون بی‎تابی و بی‎فراری هنگام برخورد با ناملایمات زندگی و بخل ورزیدن و محروم نمودن دیگران در وقت روبه‎رو شدن با خیر و خوشی اشاره دارند که با دوام نماز از بین می‎روند؛ چون کسی که در صدد است از هر فرصتی برای به جا آوردن نماز استفاده کند، به طور طبیعی میل و رغبتی به دنیا ندارد تا هنگام از دست دادن آن بی‎تاب شود و با برخورداری از آن، دیگران را محروم نماید. ولی سوره ی «مؤمنون» درباره ی شرایط رستگاری که لازمه ی آن مبرّا بودن فرد از هرگونه غرور و تکبّر در مقابل پروردگار می‎باشد.

ب ـ مؤمنون، 11 ـ 10 و معارج، 35.

هر دو سوره پس از ذکر برخی از اوصاف مؤمنان و نمازگزاران، به عاقبت آنان یعنی ورود به بهشت اشاره دارند.

ج ـ مؤمنون، 14 ـ 12 و معارج، 39.

سوره ی «معارج» تنها به آفرینش انسان‎ها ـ بدون ذکر جزئیات ـ اشاره دارد و سوره ی «مؤمنون» تمام مراحل خلقت را به ترتیب بیان می کند. پس سوره ی «مؤمنون» در بردارنده ی شرح و تفصیل سوره ی «معارج» در این موضوع می‎باشد.

د ـ مؤمنون، 50 ـ 17 و معارج 41 ـ 40.

در سوره ی «معارج» طی دو آیه، قدرت خداوند بر جایگزینی انسان‎هایی بهتر از انسان‎های عصر پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ و به طور کلی همه ی زمان‎ها مطرح شده و در سوره ی «مؤمنون» طی 34 آیه پس از اشاره به فرستادن آب از آسمان و قدرت خداوند بر بردن آن از زمین و نیز نمونه‎هایی از توانایی خداوند در طبیعت، برای مسئلة جایگزینی یک قوم، مثال‎ها و نمونه‎هایی از اقوام گذشته آمده است، زیرا این آیات درباره ی خلت اقوام و ارسال پیامبران ـ علیهم السّلام ـ به سوی آنان و سپس نافرمانی و در نتیجه هلاکت و جایگزینی اقوامی دیگر به جای آن ها می‎باشد.

بنابراین، همان گونه که خداوند در مورد آبی که فرستاده، قادر است آن را از زمین و دسترس مردم دور کند و نیز همان طور که در گذشته اقوامی را هلاک و گروهی دیگر را به جای آن ها آورده است، در مورد این امّت نیز قادر است آن ها را بِبَرد و گروهی دیگر جایگزین نماید.

هـ ـ مؤمنون، 54 و معارج، 42.

پس از ذکر مطالبی درباره ی کفار در هر دو سوره ی، به پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ امر شده است که آنها را در همان حال سرگرمی و غفلت رها کند، زیرا دعوت آنان نیز همچون امّت‎های گذشته به جایی نرسیده، دست از اعمال ناروای خود برنمی‎دارند و هدایت نمی‎شوند. سوره ی «مؤمنون» از غایت این امر با زمان مبهم «حتی حین» تعبیر نموده، ولی سوره ی «معارج» با تعبیر «حَتَّی یلاقُوا یوْمَهُمُ الَّذِی یوعَدُونَ»، این ابهام را برطرف کرده، زمانش را مشخص می‎نماید.

و ـ مؤمنون، 61 ـ 55 و معارج، 21

سوره ی «معارج» نوع انسان را در مواجهه با خیر، بخیل معرفی می‎کند و سوره ی «مؤمنون» خیر بودن چیزهایی مانند مال و فرزند را نفی کرده، خیر حقیقی را منحصر می کند به خیری که انسان‎هایی با ویژگی‎های نامبرده در همان‎جا، به سوی آن می‎شتابند. از این رو، به کار رفتن کلمه ی «خیر» در سوره ی «معارج» در ارتباط با انسان‎های بخیل از جهت تصور آنهاست؛ وگرنه خیر از نظر خدا همان است که در سوره ی «مؤمنون» آمده است. چیزهایی از قبیل مال و فرزند، تنها وسیله ی امتحان هستند. بنابراین، انسان‎های بخیل هم در شناختن «خیر» در اشتباه هستند و هم با بخل ورزیدنشان در آزمون‎های الهی موفق نمی‎شوند.

ز ـ مؤمنون، 57 و معارج، 27

سوره ی «معارج» روشن می کند که مقصود از ترس و خشیت از پروردگار در سوره ی «مؤمنون» در حقیقت ترس از عذاب پروردگار است.

ح ـ مؤمنون، 76 ـ 75 و معارج، 20

در سوره ی «معارج» چگونگی برخورد انسان با مشکلات زندگی و در سوره ی «مؤمنون» اوّلاً چگونگی برخورد او با رحمت الهی و برطرف شدن سختی‎ها و ثانیاً فلسفه ی رسیدن این مشکلات مطرح است. بنابر سوره ی «معارج»، انسان در رویارویی با سختی‎ها بی‎تاب و بی‎قرار است و بنابر سوره ی «معارج»، هنگام برخورداری از رحمت الهی و رفع مشکلات، به طغیان خود می‎افزاید و زمان روبه‎رو شدن با آن خاضع و متضرع نمی شود. از همین جا معلوم می شود که علّت روبه‎رو شدن با گرفتاری‎های زندگی این است که او به خود آید و از گردن‎کشی و تکبر دست کشیده، خضوع و تضرع نماید.

ط. مؤمنون، 27 ـ 25 و 83 ـ 82 و معارج، 44 ـ 43

در سوره ی «مؤمنون» کافِران اقوام گذشته و نیز کافران زمان پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ زندگی پس از مرگ و نیز روز موعود را انکار کرده‎اند و در سوره ی «معارج» به زنده شدن آن ها با کیفیت نامبرده در آن و فرا رسیدن روز موعود تصریح شده است. بنابراین می‎توان گفت: در این آیات، سوره ی «معارج» در مقام پاسخ‎گویی به سخن کافران مذکور در سوره ی مؤمنون است.

ی ـ مؤمنون 89 ـ 84 و معارج، 33

در سوره ی «معارج» قیام و عمل به شهادات به عنوان یکی از خصوصیات مؤمنان مطرح است. در سوره ی «مؤمنون» با توجّه به این که پرسش‎های مذکور از کافران می باشد که عملاً خداوند را کنار گذارده، از هوا و هوس‎های خود تبعیت می‎نمایند، معلوم می شود که پرسش‎ها از فطرت انسان‎هاست؛ نه به صورت رودررو و ظاهر، زیرا اگر از کافران در ظاهر چنین پرسش‎هایی شود، خدا را انکار می‎کنند ولی فطرت آن ها که بر اساس خداپرستی است، چنین شهاداتی می‎دهد. بنابراین، مقصود از شهادت مؤمنان نیز همان شهادات فطری آنهاست که برخلاف کافران، آن ها کاملاً در همان جهت و بر مبنای آن عمل می‎کنند.

ک ـ مؤمنون، 101 و معارج، 14 ـ 10

در هر دو سوره نپرسیدن خویشاوندان از حال یکدیگر در روز قیامت مطرح است. بنابر سوره ی «مؤمنون»، در آن روز نَسَب و رابطه ی خویشاوندی وجود ندارد و خویشاوندان نسبت به یکدیگر احساس بیگانگی می‎کنند و بر اساس سوره ی «معارج»، سختی‎های آن روز به حدی شدید است که انسان‎های مجرم با هر وسیله ی ممکن، درصدد نجات خود هستند. بنابراین، هیچ پروایی ندارند که حتی اگر بتوانند، همان کسانی را که از طرفی در آن وقت احساس بیگانگی نسبت به آن ها دارند و از طرف دیگر به دلیل وابستگی به همین‎ها که در دنیا وسیله ی امتحان‎شان بودند، برای نجات خویش فدا کنند و آن ها عبارت‎اند از: فرزندان، همسر، برادر و خویشانِ حامی.

ل ـ مؤمنون، 111 ـ 109 و معارج، 5

در سوره ی «مؤمنون» نمونه‎ای از «صبر جمیل» عرضه شده که در سوره ی معارج، پیامبر اسلام بدان مأمور شده است. در سوره ی «معارج» به رستگاری و پاداش بندگان مؤمنی اشاره دارد که در مقابل تمسخر کافران صبر کردند. پیامبر گرامی اسلامی ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیز از جانب مشرکان قریش رنج و آزار و تمسخر بسیار می‎دید. از این رو، یکی از مواردی که آن حضرت باید صبر می‎کردند، در مقابل آنان بود.

م ـ مؤمنون، 114 ـ 113 و معارج، 4

بنابر سوره ی «مؤمنون» در روز قیامت، کافران در پاسخ به این پرسش که چه مدت در دنیا اقامت داشته‎اند، می‎گویند یک روز یا قسمتی از یک روز و به آن ها می‎گویند شما تنها مدت اندکی در زمین زندگی کرده‎اید و بنابر سوره ی «معارج»، مدت زمان روز قیامت برابر با پنجاه هزار سال دنیاست که در مقایسه با مدت عمر انسان در دنیا، واقعاً هم تمام عمر او در مقابل آن بسیار اندک است.

 

4 ـ نتیجه

1.عمل‎کردهای محققان در زمینه ی «فواید کاربرد الفاظ مکرّر در قرآن کریم» غالباً «یک لفظ مکرّر» را در برمی‎گیرد.

2.تحقیقات پژوهش‎گران درباره ی «فواید مکرّر بودن تمام الفاظ دو یا چند آیه» از میان 72 مورد، تنها سه مورد آن را تحت پوشش قرار می‎دهد.

3.فایده ی مکرّر بودن تمام الفاظ یک یا چند آیه ی واقع در یک سوره به تعداد زیاد، نشان دادن هدف سوره و تأکید بر اهمیت موضوع آن است.

4.فایده ی مکرّر بودن تمام الفاظ یک یا چند آیه ی واقع در یک سوره به تعداد کم، تعیین هدف و یادآوری آن و مشخص نمودن محدوده ی یک سری آیات مربوط به موضوعی خاص است.

5.فایده ی مکرّر بودن تمام الفاظ یک یا چند آیه ی واقع در دو یا چند سوره، را‎هنمایی برای یافتن توضیحات بیش تر درباره ی مطالب آن سوره‎هاست.

6.کاربرد الفاظ مکرّر در قرآن نه تنها مفید، بلکه در حدّ اعجاز است.

 

 

پی نوشت ها


[1] احمد هاشمي: جواهر البلاغة، بيروت، داراحياء التراث العربي، بي‎تا، ص 228 ـ 230.

[2] در اين شمارش، تنها آياتي كه از حروف مقطّعه‎اند، لحاظ نشده‎اند.

[3] ر. ك: عبدالقادر حسين: من علوم القرآن و تحليل نصوصه، قطر، دار قطري بن الفجاءة للنشر والتوزيع، 1978 م، ص 118.

[4] همان، ص 118.

[5] همان، ص 119.

[6] عبدالعظيم بن عبدالواحد بن ابي الصبع: بديع القرآن، مصر، مكتبة نهضة، 1337 ق، ص 235.

[7] همان، ص 236.

[8] عبدالحليم حفني: اسلوب المجاورة في القرآن الكريم، بيروت، بي‎نا، بي‎تا، ص 90 ـ 89.

[9] احمد بن ابراهيم غرناطي: ملاك التأويل، بيروت دارالغرب الاسلامي، 1403 ق، ج 2، ص 1148.

[10] ر. ك: محمود شلتوت: من هدي القرآن، قاهره، دارالكاتب للطباعة والنشر، بي‎تا، ص 323 ـ 322

[11] ر. ك: سوره ي رحمن، آيات 13، 16، 18، 21، 23، 25، 28، 30، 32، 34، 36، 38، 40، 42، 45، 47، 49، 51، 53، 55، 57، 59، 61، 63، 65، 67، 69، 71، 73، 75، 77.

[12] ر. ك: شريف مرتضي: امالي، مصر، مطبعة السعادة، 1325 ق، ج 1، ص 120؛ شيخ طوسي: التبيان في تفسير القرآن، بيروت، داراحياء التراث العربي، بي‎تا، ج 19، ص 468؛ طبرسي: مجمع البيان، بيروت، دارالمعرفة، 1408 ق، ج 9، ص 97.

[13] محمد ابوزهره: المعجزة الكبري، القرآن قاهره، دارالفكر العربي، بي‎تا، ص 162.

[14] عبدالقادر حسين: پيشين، ص 120 ـ 119.

[15] ناصر مكارم شيرازي: تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلامية، 1365 ش، ج 23، ص 92.

[16] سعيد حوّي: الاساس في التفسير، دارالسلام، 1409 ق، ج 10، ص 567؛ محمود بن حمزه كرماني: البرهان في متشابه القرآن، دارالفاء، ص 340 ـ 339.

[17] سعيد نورسي: المعجزات القرآنية، بغداد، مطبعة الرشيد، 1990 م، ص 187.

[18] ابن ابي الاصبع: پيشين، ص 236.

[19] آيه ي نخست در آيات 16، 18، 21 و 30 و آيه ي دوّم در آيات 17، 22، 32 و 40 آمده است.

[20] طبرسي: پيشين، ج 9، ص 286.

[21] فيض كاشاني: الصافي في تفسير القرآن، چاپ اسلاميه، 1356 ش، ج 2، ص 634؛ شيخ محمد بن محمد رضا قمي مشهدي: تفسير كنزالدقائق و بحرالغرائب، مؤسسة الطبع والنشر، وزارة الثقافة والارشاد الاسلامي، 1366 ش، ج 12، ص 542؛ كرماني: پيشين، ص 339.

[22] ناصر مكارم شيرازي: پيشين، ج 23، ص 5.

[23] قمي مشهدي: پيشين، ج 12، ص 548.

[24] مرسلات: آيات 15، 19، 24، 23، 37، 40، 45، 47 و 49.

[25] محمد حسين طباطبايي: الميزان في تفسير القرآن، بيروت، مؤسسه الاعلمي، 1394 ق، ج 19، ص 144.

[26] طبرسي: پيشين، ج 10، ص 632.

[27] عبدالقادر حسين: پيشين، ص 20.

[28] آيات مربوط به اين قسم عبارت‎اند از: 51، 55، 57، 59، 61، 64، 65، 67 ـ 72، 74ـ80، 83 ـ 96، 102 و 103.

[29] آيات مربوط به اين نوع عبارت‎اند از: 62، 66، 81، 82، 97، 98، 99 ـ 101، 104 ـ 121.

[30] مؤمنون، 8 ـ5؛ معارج: 32 ـ 29.

[31] مؤمنون: 9، معارج: 34.

قمر بنی هاشم (ولادت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام)

 

با کلیک کردن بر روی هر مطلب فرعی از لیست موضوعات ویژه نامه در ذیل، به مقاله مرتبط مطلب جهت مطالعه دسترسی خواهید یافت.

 

 

 
حضرت ابوالفضل العباس فرزند امیرالمؤ منین علیهما السلام، در 4 شعبان سال 26 هجری در مدینه به دنیا آمد. مادرش فاطمه کلابیه بود که بعدها با کنیه «ام البنین» شهرت یافت. آن حضرت، قامتی رشید، چهره ای زیبا و شجاعتی کم نظیر داشت و به خاطر سیمای جذابش او را «قمربنی هاشم» می گفتند. در حادثه کربلا، سمت پرچمداری سپاه حسین (ع) و سقایی خیمه های اطفال و اهل بیت امام را داشت. به خاطر فداکاری و جانبازی آن حضرت در روز عاشورا، روز میلادش به نام روز جانباز نامگذاری شده است.
 
 

تاریخ بروزرسانی: 17 فروردین 98

شناسنامه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

امام علی علیه السلام بعد از فاطمه زهرا علیهاالسلام طبق وصیت همسر با امامه ازدواج کرد و مدتی بعد در صدد برآمد با یکی از زنان که از خانواده ای شجاع و دلیر باشد، ازدواج کند تا خداوند فرزندی دلیر از وی به او عطا فرماید. به این منظور از برادرش عقیل که در علم انساب تبحّر داشت، خواست بانویی از خاندانی اصیل را برگزیند و خود نیز به خواستگاریش برود. و به این ترتیب بود که برادر بزرگتر برای یافتن و سپس خواستگاری از چنین بانویی به فکر فرو رفت و اندکی بعد به یاد دختری از قبیله ی کلابیه افتاد و گفت با ام البنین کلابیه ازدواج کن که در عرب شجاع تر از پدران او کسی نیست. در پی این اظهار نظر، وی از طرف علی علیه السلام برای خواستگاری ام البنین به نزد قبیله کلابیه رفت و مراسم خواستگاری را انجام داد. هر چند اطلاعی از تاریخ این خواستگاری و ازدواج در دست نیست ولی می توان محدوده زمانی این مراسم را با مراجعه به منابع تاریخی مشخص کرد؛ زیرا می دانیم که تولد حضرت ابوالفضل علیه السلام در چهارم شعبان سال 26 هجری قمری ذکر شده است.

فدایی ولایت

سپهسالار عشق

جستاری درباره کنیه ها و لقب های حضرت عباس(علیه السلام)

پژوهشی در اعقاب و بازماندگان حضرت عباس بن علی (علیه السلام)

ام البنین، مادر حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

ام البنین دختر «حرام بن خالد بن ربیعة بن الوحید بن کعب بن عامر بن کلاب» است و مادر بزرگوار او «ثمامه» دختر سهیل بن عامر بن مالک بن جعفر بن کلاب بوده و پدر و مادرش از خاندان بنی کلاب، هستند و دارای خوبیها و صفات خانوادگی مشترک می باشند. ابوالفرج در کتاب مقاتل نام یازده تن از مادران ام البنین را ذکر می کند که همگی دارای نسب پاک و ویژگیهایی شناخته شده در عرب می باشند. مورخان در مورد شرافت نسب ام البنین می نویسند: «تاریخ پدران و داییهای ام البنین را به ما می شناساند و ما دانستیم که آنان از سوارکاران شجاع عرب در جاهلیت بوده و شرافت و آقایی (سیادت) آنها به حدی بوده است که حتی پادشاهان نیز به آن اذعان داشته اند.» فقیه فرزانه و عالم بزرگ، شهید ثانی در باره حضرت ام البنین سلام الله علیها می گوید: «ام البنین از بانوان بامعرفت و بافضیلت بوده و نسبت به حق اهل بیت شناخت کامل داشته و در ولایت و محبت آنان مخلص و پا برجا بود. و او نزد اهل بیت منزلت بالا و وجاهت خاصی داشته است.»

مادر ماه/ پژوهشی در زندگی و شخصیت ام البنین(سلام الله علیها)

ام البنین، اسوه مادران و همسران شهید

صفحاتی از زندگی نامه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

همراهی حضرت ابوالفضل علیه السلام با پدر، فرصتی زرّین در بهره گیری از صفات و فضائل علی علیه السلام در سفر و وطن، حرب و محراب برای او پدید آورد تا در حوادث آینده یکایک این اندوخته های ارزشمند را به کار گیرد و در لحظه های خطر استفاده نماید. مهم ترین رشادت ابوالفضل علیه السلام در این دوران، به خاک افکندن هفت پسر ابوشعثا و پدر خیره سر آنان در نبرد صفّین بود، که نمونه ای از انبوه فضایل وی به حساب می آید؛ لحظه هایی که برق عشق و شوق از سیمای سپاه علی علیه السلام می درخشید و سنگینی و شرمندگی معاویه و همراهانش را در صفّین سر بزیر ساخت. حضرت ابوالفضل العبّاس حدود 15 سال از زندگانی بابرکت خویش را در کنار پدر بزرگوارش حضرت علی علیه السلام گذرانید و بعد از آن هم در سایه لطف و مرحمت امام حسن و امام حسین علیهماالسلام زندگی کرد و همچون عبدی فرمان بردار، در خدمت این دو بزرگوار بود.  آری، پدر و مادر گرانقدرش او را این چنین تربیت کرده اند که باید در برابر امام خود، متواضع و مطیع باشد. و چه خوب عباس علیه السلام این معنا را درک نمود! همدلی و همراهی عباس علیه السلام با برادران و شیفتگی او نسبت به سخنان و دستورات پدر و مادرش، نشانه ای صریح از شعور و درک والای او بود، که هر روز بیشتر از گذشته، شهد دانش و دانایی را در کام اندیشه اش شیرین تر می کرد و با آداب و اخلاق اسلامی آشناتر می گشت.

قمر منیر بنی هاشم علیه السلام

ای ماه بنی هاشم

کودکی و نوجوانی ابوالفضل (علیه السلام)

نگاهی به شخصیت و عملکرد حضرت عباس (علیه السلام)

نقش آفرینی حضرت عباس(علیه السلام) در حماسه عاشورا

برگ هایی از دفاتر فضائل و مناقب حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

حضرت عبّاس سلام الله علیه، جمال ظاهر و کمال باطن را جمع کرده بود. وی آن قدر زیبا و نورانی بود که ملقّب به «قمر بنی هاشم» شده بود؛ امام جعفر صادق علیه السّلام، عمویش حضرت عبّاس سلام الله علیه را با وصف عرشی «عبد صالح» می ستوده و می فرمود: «اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیهَا الْعَبْدُ الصّالِحُ». همچنین امام صادق علیه السلام فرموده: «او ایمانی قوی و پر صلابت داشت». و در تعبیر دیگری فرموده است: «او دارای بصیرتی نافذ و عمیق بود». در زیارت ناحیهٔ مقدّسه آمده است: «گواهی می دهم که تو خیرخواه خداوند و رسولش و برادرت بودی». امام سجاد علیه السلام فرمود: رحمت خدا بر عبّاس! پس سوگند به خدا! او از خود گذشتگی کرد و شجاعتش را در جنگ نشان داد و به قلب لشکر زد و لشکریان، گرد او را گرفتند و به زحمتش انداختند و او جانش را فدای برادرش کرد؛ تا این که دستانش قطع شدند؛ پس خدای عزّ و جلّ به جای آن دو دست، دو بال به او داد که با ملائکه در بهشت پرواز می کند؛ همان گونه که به جعفر بن ابیطالب، عنایت کرد و قطعاً برای عبّاس، نزد خدای تبارک و تعالی، مقام و منزلتی است که همة شهیدان در روز قیامت، به آن غبطه می خورند.

این ماه تشنه لب...

میلاد آخرین پرچم دار

دانش و آگاهی عباس(علیه السلام)

نگاهی به رجزهای عباس علیه السلام

عباس علیه السلام میراث دار پدر و نیاکان

ماه هاشمیان، ویژگی های فردی حضرت عباس (علیه السلام)

الگوهای رفتاری در شخصیت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

تمام ویژگی ها و فضایل و کمالات حضرت عباس(ع) شعاعی از یک دایره است؛ دایره ای که بایستی آن را «ولایت پذیری» و اطاعت بی چون و چرا از «ولایت» نام نهاد. به عبارت دیگر تمام ویژگی ها و کمالات ابوالفضل العباس(ع) در پرتو پیروی محض از ولی الله زمان خود یعنی برادرش، حسین(ع) رنگ می گیرد. همین ولایت پذیری است که شالوده اصلی دیگر فضایل و صفات آن بزرگوار را تشکیل می دهد. اگر این اطاعت پذیری از زندگی حضرت عباس(ع) حذف شود، دیگر فضایل حضرتش در بازار الهی قدر و بهایی نخواهند داشت. در حقیقت، پذیرش ولایت حجت زمان و پیروی مطلق از حجت الهی، حرکات حضرت عباس را نه تنها در روز عاشورا، بلکه قبل از آن جهت داد و کرامات حضرتش به عنوان «باب الحوائج» در گشودن گره های کور زندگی متوسلین به آن حضرت، تنها گوشه ای از مزد دنیایی پروردگار به ایشان می باشد؛ طبیعتاً ذخایری که خداوند متعال برای آن بزرگوار در قیامت تدارک دیده است، به تصور ما در نخواهد آمد، و این اجر ولایت پذیری قمر بنی هاشم است.

آینه آسمانی

صفای چشمه مهتاب

چهار ویژگی حضرت عباس، قمر بنی هاشم علیه السلام

غیرت و حمیت حضرت ابوالفضل علیه السلام

عباس علیه السلام الگویی برای نسل امروز

اسوه ایثار:الگوگیری از شخصیت حضرت عباس(علیه السلام)

صفات اهل بصیرت در مرام حضرت عباس(علیه السلام)

بر خوان کرامت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

آیت الله حاج سید عباس کاشانی حائری نقل می کرد: «روزی در خانه آیت الله العظمی حکیم بودم که کلیددار آستان مقدس حضرت ابوالفضل، علیه السلام، تلفن کرد و گفت: سرداب مقدس ابوالفضل، علیه السلام، را آب گرفته و بیم آن می رود که ویران گردد و به حرم مطهر و گنبد و مناره ها نیز آسیب کلی وارد شود، شما کاری بکنید. آیت الله حکیم فرمودند: من جمعه خواهم آمد و هرآنچه در توان دارم انجام خواهم داد. آنگاه گروهی از علمای نجف از جمله اینجانب به همراه ایشان به کربلا و به حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس، علیه السلام، رفتیم، آن مرجع بزرگ برای بازدید به طرف سرداب مقدس رفت و ما نیز از پی او آمدیم، اما همین که چند پله پایین رفتند، دیدم نشستند و با صدای بسیار بلند که تا آن روز ندیده بودم، شروع به گریه کردند. همه شگفت زده و هراسان شدیم که چه شده است؟ من گردن کشیدم دیدم شگفتا منظره عجیبی است که مرا هم گریان ساخت. قبر شریف حضرت ابوالفضل، علیه السلام، در میان آب مثل جایی که از هر سو به وسیله دیوار بتنی بسیار محکم حفاظت شود، در وسط آب قرار داشت، اما آب آن را نمی گرفت. درست همانند قبر سالارش حسین، علیه السلام، که متوکل عباسی بر آن آب بست اما آب به سوی قبر پیشروی نکرد.

مقام شفاعت

حکایت های کوتاه

حضرت ابوالفضل علیه السلام کعبه اولیا

کرامات قمر بنی هاشم(علیه السلام) از زبان خادم حرم

زیارتنامه حضرت ابوالفضل العبّاس علیه السلام

سرا پرده سردار

با ادب آموختگان مکتب جانباز کربلا

به منظور گرامی داشت خاطره ایثارگری های جانبازان عزیز، سالروز ولادت با سعادت بزرگ جانباز کربلا، حضرت عباس علیه السلام به عنوان روز جانباز نامیده شده است. جانبازان با الهام از کردار و منش آن بزرگوار، درس فداکاری و شجاعت و وفا آموختند و در عمل نیز آن را به اثبات رسانیدند. این عزیزان در راه دفاع از اهداف مقدس اسلام، تا پای جان ایستادند و با اهدای بخشی از وجود خود، از حریم اسلام محافظت نموده، حماسه ای جاوید آفریدند. آن ها امروز نیز با حضور در صحنه های مختلف سیاسی، فرهنگی، علمی و ورزشی، از ارزش ها و اهداف انقلاب اسلامی دفاع نموده و با عمل به دستورات و احکام الاهی، الگوی شایسته ای برای جوانان و همه مردم انقلابی به شمار می آیند.

جانبازان، رهبران نهضت(روز جانباز)

قمقمه ها را خالی کردند و جنگیدند

گنج جنگ را نشان دهیم

خدا با من حرف زد!

پرستاری از جانباز

در سایه سار شعر

روز میلاد اباالفضل رشید آمده است/یاکه بر خلق زمین، لطف مزید آمده است

بعد میلاد حسین بن علی شمس ضحی/قمری از پی خورشید پدید آمده است

دست پر قدرت اوصف شکن کرببلاست/یاور دین خدا، خصم یزید آمده است

صاحب طلعت زیبا و قدی چون شمشاد/دست پرورده خلاّق مجید آمده است

مادر دهر نزایید و نزاید به جهان/همچو عباس دل آور که وحید آمده است

بر حسین بن علی از کرم حضرت حق/با چنین یار وفادار نوید آمده است

میلادیه حضرت عبّاس علیه السلام

در ستایش حضرت ابوالفضل العباس

بمناسبت ولادت با سعادت علمدار کربلا، ابوالفضل العباس علیه السلام

علمدار حسین

رشحاتی از قلم

نمی دانم جهان این خوشبختی شگرف را مدیون کدام دعای مستجاب بود که خدا، نام متبرک تو را به پیشانی زمین نوشت و سرنوشت آب ها را به سخاوت دستانت سپرد؟ ثانیه های مبارک، مژده آمدنت را بی تاب شدند و هیجان، در بستر تمام رودها شتاب گرفت. از همان لحظه نخستین میلادت، پروانه ها مسیر نگاه لاهوتی ات را تا دورترین شعاع شیفتگی به رقص آمدند و تمام ستاره ها، زیارت خوان چشم هایت شدند. تو آمدی تا خیمه های جوانمردی و غیرت را ستون شوی. انگار خدا کلید تمام قفل های بسته را به کرامت دستان تو سپرده است که به محض شکفتن نامت، عقده ها باز می شود! چهره آسمانی ات، چقدر با روشنان ماه نسبت داشت آن گاه که ماه، بر مدار چهاردهم متوقف می شد! لبخندت، رایحه گل های بهشت را می پراکند در شامه خاک. آیین تو مردانگی است و شیوه ات جان بازی. آقا! لب های فرات، برای بوسیدن لب هایت ترک برداشته است. اگر زمزمه تمام آب های جهان را یک جا جمع کنی، مدح تشنگی سقایی است که عطش لب هایش تمام آب ها را، حسرت به دل گذاشته. تو آمدی و بر پیشانی محرم، نامت روشن و تابناک، طلوع خواهد کرد و از هیبت نگاه حیدری ات، زهره کوه ها آب خواهد شد. تو از دامان شجاعت برخاستی و در آغوش مردانگی بالیدی.

میلاد حضرت ابوالفضل علیه السلام(1) (2) (3)

عموی مهربان علی اصغر (علیه السلام)

و عباس همچنان در اهتزاز

و این ماه هاشمی

شمیم ابوفاضل

آقای دریاها

روز جانباز(1) (2)

در آینه کتاب

کتاب شناسی حضرت عباس علیه السلام

علمدار عاشقی

امید حرم

نگارخانه

حرم حضرت عباس علیه السلام

شفای دختر مسیحی به عنایت حضرت عبّاس علیه السلام

لینک های مرتبط

حضرت عباس علیه السلام، علمدار كربلا

سقای تشنگان کربلا

چهارشنبه, 21 فروردين 1398 12:05

ویژه نامه ولادت امام حسین علیه السلام

حسین کشتی نجات، ولادت امام حسین علیه السلام

 

با کلیک کردن بر روی هر مطلب فرعی از لیست موضوعات ویژه نامه در ذیل، به مقاله مرتبط مطلب جهت مطالعه دسترسی خواهید یافت.

 

 

 
 
 
امام حسین علیه السلام، در سوم ماه شعبان در شهر مدینه به دنیا آمد. مادرش فاطمه دخت رسول الله (ص) بود. آن حضرت با نثار خون پاک خود و یارانش، از اسلام و ارزش های اسلامی پاسداری نمود. روز میلاد آن امام عزیز به روز پاسدار نام گذاری شده است. پیامبر صلی الله علیه و آله سلم، تبسّم بر لب، لحظه موعود را به شوق ایستاده و امیرمومنان علی علیه السلام، لحظه شمار در آغوش فشردن توست! مدینه دوباره محور توجّه است. هر لحظه که می گذرد، التهاب بیشتر می شود و انتظار، شیرین تر! و ناگهان...
 

تاریخ بروزرسانی: 18 فروردین 98

شناسنامه امام حسین علیه السلام

امام حسین علیه السلام سومین امام و دومین نواده رسول خدا(ص) و یکی از دو سرور جوانان اهل بهشت و دو گل خوشبوی محمد مصطفی و یکی از پنج نفر اصحاب کساست. او سرور شهیدان نام داشت و مادرش فاطمه دخت رسول الله(ص) بود. در سوم ماه شعبان در شهر مدینه به دنیا آمد. برخی گویند تولد آن حضرت در پنجم شعبان سال سوم یا چهارم هجری بوده است. همین که امام حسین به دنیا آمد وی را نزد جدش رسول الله(ص) بردند و تولد وی را به ایشان مژده دادند. آن حضرت نیز در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت. و پس از گذشت هفت روز او را حسین نامید. برای او گوسفندی عقیقه کرد، و به مادر این کودک دستور داد که موی سر فرزند خود را بتراشد و همانند برادرش امام حسن برای او نیز هموزن موی سرش نقره به مستمندان بدهند. فاطمه(س) این دستور را به مرحله اجرا درآورد.

نمایی از زندگانی امام (علیه السلام)

امام حسین علیه السلام

حسین بن علی (علیه السلام)

اوصاف و القاب امام حسین علیه السلام

کنیه امام، ابو عبد الله و القاب وی را الرشید، الوفی، الطیب، السید، الزکی، المبارک، التابع لمرضاة الله، الدلیل علی ذات الله، و السبط، نوشته اند. اما بالاترین لقب همان است که جد بزرگوارش پیامبر (ص) بر او و برادرش امام حسن نهاده و فرمود: حسن و حسین دو سرور جوانان اهل بهشتند. و در جای دیگر رسول الله (ص) امام حسین (ع) را به نام سبط خواند. در کتاب الفصول المهمة، نقش انگشتری وی، لکل اجل کتاب آمده، اما در کتاب وافی و غیر آن که از امام صادق(ع) نقل گردیده، حسبی الله، و از امام رضا(ع) «ان الله بالغ امره» ذکر شده است و چنین به نظر می رسد که برای آن حضرت چند انگشتری با عباراتی که بدانها اشاره شد وجود داشته است.

اوصاف سیدالشهداء (علیه السلام)

خون بهای خدا،  معنای «ثارالله» چیست؟

نقش نگین حسین (علیه السلام)

همسران و فرزندان امام حسین علیه السلام

فرزندان امام حسین (ع) را نه نفر ذکر کرده اند، که شش نفر از آنها پسر و سه نفر دختر بوده اند. به این ترتیب: 1. علی اکبر، که در کربلا به شهادت رسید. مادرش، لیلی، دختر ابی مرة بن عروة بن مسعود ثقفی نام داشت. 2. علی اوسط. 3. علی اصغر زین العابدین، که مادرش به نام شاهزنان یا ملکة النساء دختر کسری یزدگرد پادشاه ایران بود. به گفته شیخ مفید، علی اکبر زین العابدین بوده و علی اصغر در کربلا به شهادت رسیده است. اما روایت اول که می گوید علی اکبر به شهادت رسیده مشهورتر است. 4. محمد. 5. جعفر که در حیات پدرش از دنیا رفت و فرزندی از خود برجای نگذاشت. مادرش از قبیله قضاعیه بود. 6. عبد الله شیر خوار که در دامان پدر خود به وسیله تیر به شهادت رسید. 7. سکینة، که نام مادر او و مادر عبد الله، رباب، دختر امرئ القیس بن عدی بن اوس بن جابر بن کعب بن علیم که از قبیله کلبیه معدیه بوده است. 8. فاطمه، که مادرش ام اسحاق دختر طلحة بن عبد الله از قبیله تیمیه بود. 9. زینب. درود و ثنا بر امام زین العابدین (ع) که از میان فرزندان امام حسین (ع) که نسل آن حضرت از وی باقی مانده و نامش جاوید و سرمدی خواهد بود.

شهربانو، مادر نیایش ها

امام حسین علیه السلام و رابطه با همسرش «رباب»

امام زین العابدین (علیه السلام)

علی اکبر علیه السلام الگوی جوانان

علی اصغر (علیه السلام)

صفحاتی از تاریخ زندگی امام حسین علیه السلام

امام حسین(علیه السلام) مورد علاقه شدید پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بود و آن حضرت درباره او فرمود: «حسینٌ منی و اَنا مِن حسینٍ ...» و در آغوش پیامبر بزرگ شد. هنگام رحلت رسول خدا، شش ساله بود. در دوران پدرش علی بن ابی طالب (ع) نیز از موقعیت والایی برخوردار بود؛ علم، بخشش، بزرگواری، فصاحت، شجاعت، تواضع، دستگیری از بینوایان، عفو و حلم و ... از صفات برجسته این حجت الهی بود. در دوران خلافت پدرش، در کنار آن حضرت بود و در سه جنگ «جمل»، «صفین» و «نهروان» شرکت داشت. پس از شهادت پدرش که امامت به حسن بن علی علیهما السلام رسید، همچون سربازی مطیع رهبر و مولای خویش و همراه برادر بود. پس از انعقاد پیمان صلح، با برادرش و بقیه اهل بیت علیهم السلام به مدینه آمدند. با شهادتِ امام مجتبی(ع) در سال 49 یا 50 هجری، بار امامت به دوش سیدالشهداء قرار گرفت. در آن دوران ده ساله که معاویه بر حکومت مسلط بود، امام حسین(ع) همواره یکی از معترضین سرسخت نسبت به سیاست های معاویه و دستگیریها و قتلهای او بود و نامه های متعددی در انتقاد از رویه معاویه در کشتن حجربن عدی و یارانش و عمرو بن حَمِق خزاعی که از وفاداران به علی(ع) بودند و اعمال ناپسند دیگر او نوشت. در عین حال، حسین بن علی علیهما السلام یکی از محورهای وحدت شیعه و از چهره های برجسته و شاخصی بود که مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموی از نفوذ شخصیت او بیم داشت. با مرگ معاویه در سال 60 هجری، یزید به والی مدینه نوشت که از امام حسین(ع) به نفع او بیعت بگیرد. اما سیدالشهداء که فساد یزید و بی لیاقتی او را می دانست، از بیعت امتناع کرد و برای نجات اسلام از بلیه سلطه یزید که به زوال و محو دین می انجامید، راه مبارزه را پیش گرفت.

تولد امام حسین (علیه السلام)

گامی به سوی شناخت امام حسین علیه السلام

امام حسین(علیه السلام) در برابر معاویه

از ذی الحجه سال 60 تا محرم سال 61 سیر تاریخی حماسه حسینی

ملاقات های امام حسین علیه السلام از مدینه تا کربلا

عاشورا در آینه اعداد و ارقام

شمه ای از فضائل و مناقب امام حسین علیه السلام

بسیاری از آیات الهی که برخی رقم آن را 128 آیه و برخی دیگر تا 250 آیه ذکر کرده اند، به اطلاق و عموم و یا به طور خاص، بر امام حسین علیه السلام تطبیق شده و یا یکی از افراد مورد نظر در آیه امام حسین علیه السلام بوده اند. مواردی مثل آیه مباهله، آیه تطهیر، آیه ذوالقربی، آیه اطعام  و آیات سوره فجر که سوره فجر را سوره آن حضرت نامیده اند. امام صادق علیه السلام ضمن بیان این معنی، حضرت را صاحب «نفس مطمئنه» معرفی کرده و می فرمایند: « سوره فجر را در نمازهای واجب و مستحب خود بخوانید که سوره حسین بن علی است و در آن راغب باشید. خداوند متعال شما را مورد رحمت خود قرار دهد.» ابو اسامه که در مجلس حاضر بود، گفت: چگونه این سوره مخصوص حسین علیه السلام گردید؟ امام علیه السلام فرمود: «آیا این سخن خداوند متعال را نمی شنوی که [می گوید]: «یا ایتها النفس المطمئنة»، همانا حسین را قصد می کند که دارای نفس مطمئنه و راضی است و اصحاب او از آل محمد در روز قیامت از خداوند راضیند و خداوند نیز از آنان راضی است.»

سیمای امام حسین علیه السلام در قرآن

سیمای حسین علیه السلام در احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله(1) (2)

شمه ای از فضائل امام حسین علیه السلام

مروری بر فضائل و مناقب امام حسین علیه السلام

حضرت امام حسین (علیه السلام) پیشوای فضیلت و کرامت

فضایل و مناقب حضرت (علیه السلام)

معارف توحیدی در کلام امام حسین علیه السلام

محبت و مودت به امام حسین علیه السلام

سبک زندگی امام حسین علیه السلام

سیره اخلاقی و رفتاری سیدالشهداء (ع) نشان دهنده روح بلند او و تربیت در دامان پیامبر و علی (ع) و تجسم قرآن کریم در عمل و اخلاق اوست. مهمان نواز و بخشنده بود، به خویشاوندان رسیدگی می کرد، سائلان را محروم نمی گذاشت، به فقیران می رسید، برهنگان را پوشانده و گرسنگان را سیر می کرد، بدهی بدهکاران را می داد، بر یتیمان شفقت و مهربانی داشت، ضعیفان را کمک و یاری می کرد، صدقاتش فراوان بود و مالی که به دستش می رسید میان تهیدستان تقسیم می کرد. بسیار عبادت خدا می کرد و روزه می گرفت، بیست و پنج بار پیاده به سفر حج رفت، شجاعتش زبانزد همگان بود، در میدان نبرد استوار و بی باک بود، اراده ای نیرومند و روحیه ای والا داشت، هرگز ذلت و حقارت را نمی پذیرفت، مرگ را بر زندگی ذلیلانه ترجیح می داد، غیرتمند بود، صراحت لهجه و صلابت در بیان حق داشت، حلم و بردباری و تحملش بسیار بود، کریم و بزرگوار بود و با کمترین بهانه ای غلامان و کنیزان خویش را آزاد می کرد، شبها انبان غذا به درخانه محرومان می برد، متواضعانه با فقیران و مساکین همنشین و هم غذا می شد. امر به معروف و نهی از منکر را دوست داشت و از خلافها و جنایتهای ظالمان بشدت انتقاد می کرد، جوانمرد و با فتوت و اهل گذشت بود، کینه بدی کننده را به دل نمی گرفت، اهل عفو بود، بزرگی روح و کرم او همه را شیفته رفتارش می ساخت، خانه اش پناهگاه و مرکز امید درماندگان بود، اهل شب زنده داری بود، در شب و روز هزار رکعت نماز می خواند، در ماه رمضان ختم قرآن می کرد، پولها و بخششهایی را که معاویه می فرستاد می گرفت و میان فقرا تقسیم می کرد، سالی یک بار نصف همه دارایی خود را در راه خدا به نیازمندان صدقه می داد، ثروت را ذخیره نمی کرد، محاسن خویش را خضاب می کرد.

فضایل اخلاقی امام حسین علیه السّلام

سیره امام حسین (علیه السلام)

نگاهی گذرا به سیره اخلاقی امام حسین (علیه السلام) در خانواده

امام حسین(علیه السلام)و تربیت فرزند(1) (2)

با امام حسین (علیه السلام) در محضر قرآن

شیوه های پرورش عزت نفس در سیره امام حسین علیه السلام

استقلال در سیره امام حسین علیه السلام

خدمتگزاری به مردم در سیره و سخن امام حسین علیه السلام

حمایت از محرومان در سیره حسینی

امام حسین علیه السلام و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

نقطه آغازین ارتباط از تولد هر دو امام در ماه شعبان شروع می شود. جالب این که سوم شعبان، روز میلاد امام سوم شیعیان می باشد و پیشوای دوازدهم نیز دوازده روز بعد، در نیمه شعبان، دنیا را به وجود نورانی خویش نور باران کرده است. زاد روز امام حسین علیه السلام باید به یاد امام عصر عج الله تعالی فرجه، بود و در روز میلاد حضرت حجت عج الله تعالی فرجه باید سیدالشهدا را یاد کرد؛ در دعای هریک از این دو معصوم، جمله هایی را زیر لب زمزمه می کنیم که یاد دیگری را در دل زنده می کند. شیعیان در سوم شعبان، روز میلاد سالار شهیدان، یاد فرزندان آن حضرت را در دل ها زنده می کنند؛ چرا که در توقیع مبارکی که از امام حسن عسکری علیه السلام برای «قاسم بن علاء همدانی» آمده، در زادروز امام حسین علیه السلام تصریح شده که: «خداوندا! من تو را به مقام مولود این روز می خوانم. او پیش از آن که چشم به دنیا بگشاید و پیش از آن که تولد یابد، وعده و خبر شهادتش داده شد. آسمان و هرکس در آن بود و زمین و هرکس بر روی آن بود، بر او گریه کرد ... او که در عوض شهادتش، ائمه علیهم السلام از نسل او شدند و شفا در تربت او قرار داده شد. فوز و رستگاری با او در روز رجوع و بازگشت او و بازگشت اوصیای از خاندان او، بعد از قائم آنان و سپری شدن غیبت او می باشد.»

ارتباط امام مهدی(ع) با امام حسین(علیه السلام)

حسین علیه السلام و مهدی (عج)

دو دریا، دو تلاطم، یک ساحل

سلامی بر ستارگان کربلا

دو قیام حق طلبانه

در انتظار خورشید

عشق واقعی

برگ هایی از دفتر کرامات امام حسین علیه السلام

فطرس فرشته بال شکسته و افتاده به جزیره ای بود که هنگام تولد امام حسین (ع) همراه جبرئیل نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و خود را بر گهواره حسین مالید و دوباره خداوند به او بال داد و به آسمان رفت. او که شفا یافته حسین (ع) بود، عهد کرد که سلام زائران را به حسین (ع) برساند: «...وَلَهُ عَلَی مُکافاةُ لایزُورُهُ زائِرٌ اِلا اَبْلَغْتُهُ سَلامَهُ وَ لایصلی عَلَیهِ مُصَل اِلا اَبلَغْتُهُ صَلاتَهُ ...» بر عهده من است که شفا دهی او را جبران کنم . هیچ زائری نیست که او را زیارت کند، مگر آنکه سلامش را به آن حضرت می رسانم و هیچ کس بر او درود نمی فرستد، مگر آنکه درودش را به او ابلاغ کنم. به گفته ابن عباس، این فرشته در بهشت، به نام غلام حسین بن علی شناخته می شود. (فرهنگ عاشورا، ص 346)

بوی سیب

حکایت هدایت

چند نمونه از کرامت امام حسین(علیه السلام)

سیل ها حسین را می فهمند

مسافران کشتی نجات

هیأت شهدا

داستان هایی از امام حسین علیه السلام

اسماء بنت عمیس گوید: وقتی حسین بن علی، علیهماالسلام، متولد شد و پیامبر اکرم، صلی الله علیه وآله، مطلع شدند، حاضر گشته و به من فرمودند: اسماء، فرزندم را به من بده! فرزندش را در پارچه ای سفید پیچیدم و به ایشان دادم، آن حضرت، صلی الله علیه وآله، در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و سپس گریست. عرض کردم: پدر و مادرم به فدایت، گریه از برای چیست؟ فرمود: برای این فرزندم می گریم. گفتم: او که تازه متولد شده. فرمود: امتی ظالم بعد از من او را می کشند و شفاعت من به آن گروه نمی رسد. بعد به من فرمود: فعلا این خبر را به فاطمه، سلام الله علیها، نده. گل لبخند بر لبان پیامبر شکفته می شود و در حالی که عاشقانه به حسن علیه السلام می نگرد، حضور قدوم مبارک حسین علیه السلام را انتظار می کشد.

ولادت حسین، علیه السلام

نگاهی به سیره امام حسین علیه السلام

گم شدن حسن و حسین (علیه السلام)

مرد شامی و امام حسینعلیه السلام

سیره خوبان/شیوه کمک مالی امام حسین علیه السلام

دست های بخشنده

امام حسین(علیه السلام) و کنیزی به نام «هوی»

پرتوهایی از کلمات نورانی امام حسین علیه السلام

امام حسین علیه السلام فرمود: «روزی بر رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ وارد شدم. او را غمناک و در فکر فرو رفته دیدم. گفتم: ای رسول خدا صلّی الله علیه و آله! چه شده است که در فکر فرو رفته اید؟ پاسخ داد: ای پسرم، همانا جبرئیل نزد من آمد و فرمود: خداوند بزرگ و برتر به تو سلام می رساند و می فرماید: همانا رسالت خود را سپری کرده ای [و دوران زندگی تو به کمال رسیده است]، پس اسم اعظم و میراث علمی، و آثار علم نبوت را به علی بن ابی طالب و اگذار؛ زیرا زمین را بحال خود رها نمی کنم، مگر اینکه همواره عالمی در آن باقی میگذارم که به وسیله او راه عبادت و بندگی و سرپرستی و رهبری ام شناخته می شود...گفتم: ای رسول خدا! چه کسی این امر را پس از شما به دست می گیرد؟ پاسخ داد: پدرت علی بن ابی طالب که برادر و جانشین من است. و بعد از علی علیه السلام حسن و سپس تو و نه امام که همه از فرزندان تو می باشند، دوازده امام، قدرت را به دست خواهند گرفت. سرانجام قائم ما قیام می کند و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد.»

کلمات حسین بن علی علیه السلام یا شعارهای زندگی امام

امام حسین علیه السلام و دفاع از جایگاه رفیع امامت

گلچینی از سخنان نورانی امام حسین(علیه السلام)(1) (2)

درس هایی از امام حسین علیه السلام(1) (2)

سرور شهیدان از یار سفر کرده می گوید

زیارت امام حسین علیه السلام

در طول تاریخ انسان هایی بوده و هستند که پس از مرگشان، زندگی و حیاتشان ادامه پیدا کرده و با وفاتشان، وجودشان و شخصیت واندیشه شان ادامه یافته است. آرامگاه و زیارتگاه مردان خدا و شخصیت های الهی، نیز - همان گونه که در زمان حیات خویش استوانه دین و محور انسانیت و پشتوانه حق و عدالت بودند - پشتوانه حق و عدالت و فضیلت است. در این میان، زیارت مشهد حسینی از ویژگی های برجسته ای برخوردار است آنان که توفیق پیدا می کنند و به زیارت مرقد مطهرش مشرف می شوند، در آستان امام حسین ( علیه السلام)، درس عشق و فضیلت و کمال می آموزند. این گونه تربیت اجتماعی و یک چنین مؤسسه تهذیب اخلاق و ادب، برای هیچ ملتی از ملل گیتی بشر و میسر نیست. خداوند سبحان در ازای ایثار و فداکاری سیدالشهدا علیه السلام و تحمل هرگونه سختی چون تشنگی و غم واندوه فراوان برای حفظ اسلام، در مرقد شریفش برکاتی را قرار داده که از جمله آن ها اجابت دعا و برآورده شدن حاجات است .

پیرامون زیارت سیدالشهدا (علیه السلام)

زیارت پیام آور شور و شوق

آداب زیارت

سلوک یک ساله در محضر حسین بن علی (ع)

زیارت عاشورا در سیره ی ابرار(1) (2)

در حریم نور

جاى قبر حسين (ع) از آن روز كه وى در آن دفن شد، باغى از باغ‌هاى بهشت است. امام سجّاد (ع) از عمّه خود زينب (س) و ايشان از جدّ خود رسول خدا (ص) نقل كرده كه فرموده است: «در اين سرزمين طف و بر قبر سرور شهيدان پرچمى مى‌افرازند كه درگذر روزگاران، نه نام آن از يادها مى‌رود و نه نشانش نابود شود». اين‌جاست كه سرگشته و دلداده، به تماشا مى‌ايستد و جلوه‌هاى هنر و زيبايى را در معمارى بديع، بناى استوار، آينه‌كارى‌هاى شگفت، چلچراغ‌هاى زيبا و كتيبه‌هاى گران‌سنگ قرآنى كه بر در و ديوار حرم است نظاره مى‌كند. معماران و هنرمندان چيره‌دست، اين همه هنرنمايى را در روزگارى به انجام رسانده‌اند كه بسيارى از ابزارهاى امروزين وجود نداشته و تنها از ابزارهاى ساده بهره مى‌گرفتند و با همين ابزار توانستند جلوه‌هاى هنرى بديعى را پديد آورند كه به سان ستارگان آسمان، بدر مضجع امام شهيدان را در برگرفته است.

توصيف عمومى حرم امام حسين علیه السلام

مزار امام حسین(علیه السلام) از آغازین روز

چهل حدیث کربلا

امام حسین علیه السلام از نگاه دیگران

چارلز دیکنز : اگر منظور امام حسین(ع) جنگ در راه خواسته های دنیایی خود بود، من نمی فهمم چرا خواهران و کودکانش را همراه خود برد؟ پس عقل چنین حکم می کند که او به خاطر اسلام، فداکاری کرد. توماس کارلایل: بهترین درسی که از سرگذشت کربلا می گیریم این است که امام حسین (ع) و یارانش ایمانی استوار به خدا داشتند. آنها با اعمال خویش ثابت کردند که در مقام مبارزه حق و باطل، تفوّق عددی و کثرت عددی اهمیّت ندارد و پیروزی حسین(ع) با وجود اقلیّتی که داشت، باعث شگفتی من است. علامه طنطاوی: (داستان حسینی) عشق آزادگان را به فداکاری در راه خدا برمی انگیزد و استقبال مرگ را بهترین آرزوها به شمار می آورد، چنان که برای شتاب به قربانگاه، بر یکدیگر پیشی جویند. عبدالرحمن شرقاوی: حسین(ع)، شهید راه دین و آزادگی است. نه تنها شیعه باید به نام حسین(ع) ببالد، بلکه تمام آزادمردان دنیا باید به این نام شریف افتخار کنند.

امام حسین (علیه السلام) و قیامش در آینه اندیشه ها

نگاهی به شخصیت جهانی امام حسین «علیه السلام»

امام حسین علیه السلام در روایات اهل سنت

عاشورا و امام حسین علیه السلام از دیدگاه علما شیعه

عاشورا و امام حسین علیه السلام در کلام امام خمینی(ره)

عظمت حسین(علیه السلام) دست نیافتنی است

میلاد امام حسین علیه السلام، روز پاسدار

روز مبارک سوم شعبان المعظم را که روز طلیعه پاسدار و پاسداری از مکتب مترقی اسلام است به عموم هم میهنان و بخصوص پاسداران انقلاب اسلامی تبریک عرض و بحق باید این روز معظم را روز پاسدار بنامیم. روز ولادت با سعادت بزرگ پاسدار قرآن کریم و اسلام عزیز است، پاسداری که هرچه داشت، در راه هدف اهداء کرد و اسلام عزیز را از پرتگاه انحراف و رژیم طاغوت بنی امیّه نجات داد. رژیم منحط بنی امیّه می رفت تا اسلام را رژیم طاغوتی و بنیانگذار اسلام را بر خلاف آنچه بوده معرفی کند، معاویه و فرزند ستمکارش به اسم خلیفه رسول اللّه با اسلام آن کرد که چنگیز با ایران و اساس مکتب وحی را تبدیل به رژیم شیطانی نمود. اگر فداکاری پاسداران عظیم الشأن اسلام و شهادت جوانمردانه پاسداران و اصحاب فداکار او نبود، اسلام در خفقان رژیم بنی امیّه و رژیم ظالمانه آن وارونه معرفی می شد و زحمات نبی اکرمص و اصحاب فداکارش به هدر می رفت.

امام خمینی ثابت و استوار/روز مبارک سوم شعبان

گفتمان پاسداری

خیمه پاسداری و ستون های آن

شاخص های فرهنگ پاسداری

در سایه سار قلم

گل لبخند بر لبان پیامبر شکفته می شود و در حالی که عاشقانه به حسن علیه السلام می نگرد، حضور قدوم مبارک حسین علیه السلام را انتظار می کشد. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم، تبسّم بر لب، لحظه موعود را به شوق ایستاده و امیرمومنان علی علیه السلام، لحظه شمار در آغوش فشردن توست! مدینه دوباره محور توجّه است. هر لحظه که می گذرد، التهاب بیشتر می شود و انتظار، شیرین تر! و ناگهان... پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم قنداقه نور دیده اش را در آغوش گرفته و نگاه از ماه رخسارش بر نمی دارد! برازنده نام این طفل چیست؟ جبرئیل خواهد آمد! باید منتظر بود؛ منتظر اراده خداوند. و حسین علیه السلام انتخاب مخصوص پروردگار است.

میلاد امام حسین علیه السلام(1) (2) (3)

به بهانه میلاد امام حسین (علیه السلام)

فردوسی؛ امام حسین (علیه السلام)

جوان و سیدالشهداء

همسفر با تو تا کربلا

تربت عشق

لینک های مرتبط

راهیان حسینی در مسیر اربعین حسینی

دانشنامه امام حسین علیه السلام

مجموعه آثار شهید مطهری جلد 17

پیشوای آزادگی

فرهنگ عاشورا

عاشورا در فقه

آثار و برکات تربت امام حسین (علیه السلام)

 

پرمخاطب‌ترین شبکه اجتماعی

 

 

بازگشت خاموش دستگاه‌های رسمی

سهم بازار شبکه‎های اجتماعی در سال۹۷

 
 
دنیای اقتصاد : مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران سهم بازار شبکه‌های اجتماعی در سال گذشته را منتشر کرد. گزارش این مرکز نشان می‌دهد سهم ۶۰ درصدی تلگرام در ابتدای سال پس از فیلترینگ دچار نوسان شده و تا مهرماه کاهشی بوده است. در مقابل استفاده از اینستاگرام، واتس‌اپ و پیام‌رسان سروش افزایش داشته است. اما از مهرماه به بعد تا پایان سال تلگرام توانست سهم بازار خود را پس بگیرد. همزمان با افزایش سهم تلگرام برخی دستگاه‌ها فعالیت کانال‌های تلگرامی خود را از سر گرفته‌اند. صداوسیما، خبرگزاری فارس و کانال ریاست‌جمهوری از جمله این دستگاه‌ها هستند.
 

فرقی ندارد استفاده از شبکه‎های اجتماعی برای برقراری ارتباط با دوستان یا آشنایان باشد یا راه‌اندازی کسب‌و‌کار، به هر حال شبکه‌های اجتماعی به برنامه‎های ثابت گوشی‎های ایرانیان تبدیل شده‎اند. در این میان، تلگرام در مقایسه با سایر شبکه‎های اجتماعی اقبال بلندی در جلب نظر کاربران ایرانی داشته و به عبارتی با وجود اینکه تلگرام در سال گذشته فیلتر شد همچنان محبوب‌ترین شبکه اجتماعى در بین کاربران ایرانى است. بنابر مطالعه ملی مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران وابسته به جهاد دانشگاهی تا پایان اسفند سال گذشته ۵۶ درصد ایرانی‌هایی که در شبکه‎های اجتماعی عضو بودند، از تلگرام برای ارسال پیام و فعالیت‎هایی از این دست استفاده می‎کردند. این در حالی بود که قبل از فیلترینگ این شبکه یعنی در فروردین سال ۹۷ این آمار برای کاربران ایرانی تلگرام بالغ بر ۶۰ درصد بود. به عبارت دیگر برخلاف تصور مجریان مسدودسازی تلگرام، فیلتر کردن آن تاثیری بر استفاده کاربران نداشته است. ظاهرا برخی نهادهای دولتی و سازمان‎ صدا وسیما فعالیت خود را در این شبکه اجتماعی از سر گرفته‌اند.اگر چه تعداد کاربران تلگرام بعد از فیلترینگ با کاهش حدود ۱۰ تا ۱۴ درصدی به ۳/ ۴۷ درصد رسید. با این حال، در اسفند سال گذشته که نزدیک به ۱۰ ماه از مسدود شدن این شبکه اجتماعى مى‌گذشت، میانگین تعداد تولیدات کانال‌هاى تلگرامى در آخرین ماه سال ۹۷ به ۷۳/ ۱میلیارد رسید. همچنین میانگین تعداد بازدیدها در این ماه بالغ بر ۲۸/ ۱ میلیارد بود.

سایر شبکه‎ها

اینستاگرام، دیگر شبکه‌ اجتماعی محبوب ایرانی‌ها بود که به‌رغم تهدیدهای مکرر فیلترینگ از نفوذ قابل توجهی در بین ایرانیان برخوردار شد. این شبکه اجتماعی که پیش از فیلترینگ رقیب سرسختش توانسته بود ۱۸درصد کاربران ایرانی را برای خود جذب کند، این رقم در خرداد ۹۷ به ۳۲ درصد رسید و حتی این روند را مهر ماه حفظ کرد، با این حال، تعداد کاربران آن در اسفند سال گذشته ۲ درصد کاهش یافت. البته اینستاگرام روزهای پایانی سال گذشته را با خبر فیلترینگ پشت سر گذاشت. طوری که فیلترینگ این شبکه محبوب محل مناقشه وزیر ارتباطات و یکی از نمایندگان مجلس شد. کریمی‌قدوسی، نماینده مجلس که فیلترینگ را  تصمیم حاکمیتی می‌دانست و به نقل از آذری جهرمی از فیلترینگ آن خبر داد و اینکه حسن روحانی اجازه نمی‌دهد.

اما آذری جهرمی در واکنش به این ادعا گفت: متولی فیلترینگ نیست و نمی‎تواند درباره آن اظهار نظری کند. با این حال، تصمیم فیلترینگ اینستاگرام اجرایی نشد تا دومین شبکه‌ اجتماعی محبوب ایرانی‌ها سال ۹۷ را سلامت به پایان برساند. در این رقابت پیام‎رسان‎ها در میدان ایران، اگرچه واتس‌اپ رقیب سرسختی برای تلگرام به شمار نمی‎رفت، اما در جذب کاربر توانست پابه‎پای اینستاگرام پیش برود. حتی توانست از فرصتی که به واسطه فیلترینگ تلگرام پیدا کرد، تعداد کاربران را در ایران افزایش دهد، اما این رویه در پایان سال گذشته نزولی شد تا اینکه واتس‌اپ در بین ۲۵ درصد کاربران ایرانی در فضای مجازی اقبال داشته باشد.

پیام‎رسان بومی

هر چقدر شبکه‎های اجتماعی خارجی در جلب رضایت کاربران ایرانی موفق بودند، اما دست پیام‎رسان‎های بومی از کاربران کوتاه ماند تا اینکه در پایان سال بتواند تنها اعتماد ۲درصد کاربران ایرانی را در فضای مجازی جلب کند. اگرچه ۱۴درصد کاربران ایرانی پس از فیلترینگ تلگرام متقاعد شدند که از سروش استفاده کنند. با این حال، وضعیت تعداد کاربران این پیام‎رسان‌ها به شرایط قبل از فیلتر شدن تلگرام بازگشت. به نظر می‎رسد، مشکل پیام‎رسان‌های بومی حضور و فعالیت پیام‎رسان‎های خارجی نیست. حتی در این میان، اعطای وام ۵میلیارد تومانی، اختصاص اینترنت نیم‌بها یا تسهیلاتی از این دست هم نتوانست کمکی به موفقیت پیام‎رسان‎های بومی در بازار داخلی کند.

مطالعه ملی مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران در فروردین سال گذشته حاکی از آن بود که ۶۰ درصد مردم ایران از تلگرام استفاده می‌کردند و ۵/ ۳۷ درصد آنها در صورت فیلتر شدن این شبکه، حاضر به جایگزینی آن با پیام‌رسان‎های داخلی بودند. اما این بازگشت کاربران نشان می‌دهد که فرصت پیش آمده از فیلترینگ تلگرام هم نتوانست به پیام‌رسان‎هاى بومى در جذب کاربر کمکى کند. اگرچه مدیران پیام‎رسان داخلی این اقبال کمرنگ در میان کاربران ایرانی را به فعالیت نسخه‎های فارسی تلگرام اعم از موبوگرام و تلگرام طلایی نسبت دادند و از آنها شکایت کردند و حتی در مقاطع زمانی بحث فیلتر کردن آنها پیش آمد. اما به نظر می‎رسد ضعف مدیران پیام‎رسان‌های داخلی در شناخت درست از سلیقه و خواسته کاربران ایرانی و جلب اعتماد آنها باعث شد این بازار را برای همیشه از دست بدهند.  

17

تاثیر رسانه در تربیت اجتماعی کودکان

 

 

 

 
 
تاریخ انتشار : 1397/12/7
بازدید : 56
منبع : مقاله «سبک تربیت اجتماعی کودک در آموزه های اسلامی» , احمدی، لوچی، کرمیان، کریمی، کوچکی فرد
مشخصات نویسنده : دانش آموخته مدرسه علمیه فاطمه الزهرا

 

اجتماعی شدن یک سیستم دو جانبۀارتباطی بین فرد و خانواد و جامعه می باشد و مهارت های اجتماعی بخشی از جریان اجتماعی شدن فرد است. به دلیل پیچیدگی جریان اجتماعی شدن و عوامل گوناگون مؤثر بر آن آموختن مهارت ها اجتماعی به کودکان از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و اولیاء امروز در این رابطه احساس کاستی های زیادی می نمایند پدرها و مادرها در زمینۀآموزش های آکادمیک بیشترین ارتباط را با کودک و مدرسه داشته و تا پایان تحصیلات از هیچ کوششی فروگذار نیستند؛ ولی در رابطه با مهارت های اجتماعی و اجتماعی شدن کودک بیشتر منبع یا سازمان خاصی را نمی شناسد و کوشش های مقطعی و پراکنده و گاه نادرست آنها زمینه ساز کفری این جریان و یا بروز عواقبی ناخوشایند در رشد عاطفی، اجتماعی، اخلاقی و در مجموع شخصیتی کودک می گردد.

روند اجتماعی شدن

روند اجتماعی شدن جریانی است که از لحظۀتولد کودک آغاز می شود. کودک در این جریان، هنجارها، مهارت ها، انگیزه ها، طرز تلقی و رفتارهای فردی خود را به تدریج یاد گرفته و سازمان می دهد. از واکنشی که والدین در کودک مقابل گریۀاو نشان می دهد تا نقش های که برخی افراد و گروه ها و سازمان های اجتماعی در رابطه با کودک به عهده دارند همگی سامان دهندۀشخصیت فردی و اجتماعی این کودک خواهد شد و بیان گر رشد اجتماعی، عاطفی و اخلاقی اوست.

پدر و مادر، خواهر و برادر، بزرگ ها و حتی تا حدودی عموها و عمه ها و دایی و خاله در این روش رشد تأثیر دارند. مربیان نیز بخش زیادی از وقت خود را برای ارائۀارزش ها و شناختن و شناساندن و جهت دادن یا تغییر دادن رفتار کودک صرف می کنند. با توجه به مطالب بالا آموزش اجتماعی که همان رفتار کلامی و غیر کلامی برخوردهای یا پاسخ های متناسب با محیط یا افراد مخاطب است. روابط بین فردی و درون فرد کودک را بالندگی و بهبود می بخشد تا به خود باوری، خودشکوفایی، گشاده رویی و نیک اندیشی رسیده و اعتماد به نفس و عزت نفس او افزایش یابد و بتواند با درون خود سازگار یافته و در روابط اجتماعی نیز احساس کفایت نماید.

کودک موجودی است زنده و انسان است خردسال، در مسیر رشد خود باید از دورانی عبور کند آن را «دوران کودکی» یا طفولیت نامیده می شود. از هر موجود زندۀدیگر، کودک به هدایت و مراقبت بزرگسال، برای گذر از این دوران، نیازمندتر است.

دوران شیرخوارگی مرحله ای است بیولوژیک ولی دوران کودکی مقوله ای است اجتماعی و تابع شرایط و ضوابط فرهنگی(1). این بافت اجتماعی و این مقوله فرهنگی و روانی، مانند تمامی نهادهای اجتماعی دیگر، دست خوش تغییر و دگرگونی است و بقاء و دوام آن نیز در گرو شرایط و عوامل مشابه دیگر ساختارها و نهادهای همان اجتماع می باشد. برای جستجوی پاسخ باید به سراغ تأثیر رسانه های ارتباط جمعی به روح و روان و خلق و خوی فرد و جامعه رفت و دگرگونی های اجتماعی و فرهنگی ناشی از رسانه ها را مورد نظر قرار داد.

ارتباط جمعی

هم زمان با اوج مرحله صنعتی شدن جوامع غربی، در اوائل قرن نوزدهم نوع جدیدی از ارتباط به وجود آمد با اشکال برقراری ارتباط در دوران پیشین تاریخ بشری متفاوت بود. از این ارتباط جمعی یاد می کنند. معدل انگلیسی کلمه ارتباطcommunicaton از ریشۀcommunis به معنای مشترک وcommunicare به معنای تأسیس اجتماع و به وجود آمدن جوَ تفاهم و اشتراک ساخته شده است وسایل ارتباط جمعی به آن دسته از وسایلی اطلاق می گردد که پیام را برای مخاطبان بسیار « عموم » ارائه می دهند و دارای آثار اجتماعی اند(2).

در طول یک شبانه روز، کودکان به طور متوسط شانزده ساعت بیدارند(3). نقش مدرسه، وسایل ارتباط جمعی و به مخصوص نیروی قدرتمند تلویزیون و در چند سال اخیر کامپیوتر و اینترنت در شکل دادن و طرز تلقی ها و خواستۀکودک و نوجوان و شیوه های بر خورد او بر کسی پوشید نیست(4).

امروز تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان ها متأثر از رسانه ها است و رسانه ها در خصوصی ترین رفتار انسان ها بزرگترین تا بزرگترین تغییرات نهادهای اجتماعی و ساختارهای فرهنگی و سیاسی رسوخ کرده است. رسانه های جمعی هم موجب بروز آسیب و چالش ها و تغییرات اساسی بر افراد و جوامع شده اند و هم شناخت آسیب های مختلف اجتماعی و فردی و گزارش آن به کنش گران اجتماعی نسبت به گسترش نابهنجاری های اجتماعی هشدار می دهند و بدین ترتیب کنش گران را از کجروی بازداشته و هنجارها و ارزش های جامعه را به آنان می نمایانند.

وسایل ارتباط جمعی می توانند با استفاده از شگردهای تبلیغاتی و آفرینش های هنری نفرت و زشتی تزلزل باورها و ارزش های ملَی، دینی و انسانی را به مخاطبان خود القاء کنند، همان طور که می توانند موجب تزلزل باورها و ارزش های ملی، دینی و انسانی گردند. تأثیر وسائل ارتباط جمعی تا بدان حد است برخی بر این باورند که امر جهان، امروزه در دست صاحبان این ابزار هاست(5). در جوامع جدید که آرمان ها و مسلک ها به نحو شگرفی رشد یافته است و با سیطرۀماشین و تکنولوژی انسان ها احساس تعلق اجتماعی افراد بشر می شود.

وسایل ارتباط جمعی در حقیقت نوعی آموزش زیستن در کنار یکدیگر به شکل مسالمت آمیز را به افراد داده و موجب درک بیشتر افراد در نهایت تفاهم و توافق آن ها با یکدیگر خواهند شد. این وسایل ایجاد حس مشترک و نیازهای مشترک نوعی همبستگی را در جامعه ایجاد می کند و در مواقع بحرانی نظیر جنگ و بلایای طبیعی همین رسانه ها هستند که موجب بسیج گروهی و طبقات انسانی جهت کمک به هم نوعان خویش می گردند. « دین رسانه ارتباطات اجتماعی»

رادیو

امروزه رادیو از وسایل عمومی به شمار می آید و بیشتر در همۀخانواده ها راه یافته است و شاید خانه ای خالی از آن نباشد و وسیله ای است همگانی که شبانه روز کار می کند و هر لحظه که بخواهند به راحتی می توانند از آن استفاده کنند. رادیو به صورت یکی از لوازم اولیه زندگی، وسیله تفریح و آرامش بخش، راهنما، مبلَغ، دوست صمیمی و پاسخ گوی مشکلات درآمده است. بنابراین یکی از وسایل تعلیم و تربیت محسوب شده می تواند در آموزش فرهنگ اسلامی و هم چنین در تربیت اجتماعی کودکان بزرگترین نقش را ایفا کند(6).

به همین دلیل دیگر جایی برای استفاده از حافظه دیداری یا تقویت قوۀشنیداری باقی نمی ماند و وقتی کودک پا به عرصه مدرسه می گذارد این ضعف در او نمودار می شود. بنابراین اگر برنامه های جذابی که بتواند در این امر به مادران کمک کند تا با گوش دادن به این برنامه ها توسط کودکانشان بتوانند این قوا را در فرزند تقویت کنند دیگر وقتی کودک پا به عرصۀآموزش می گذارد کمتر دچار آفت تحصیلی و اختلالات یادگیری می شود. در نتیجه اعتماد به نفس کودک تهلیل نمی رود، و به ارتباطات اجتماعی او لطمه ای وارد نمی شود.

موقعیت رسانه ای تلویزیون

امروزه زمانه تلویزیون به جزئی از اثاثیه منزل تبدیل شده است؛ اگر گفته نشود جزئی از خانواده است دوستی است که بیشتر برای دیدار می آید. تماشای تلویزیون جزئی از رفتار عادی اکثر مردم کره زمین قرار گرفته است. رسانه ای است که به سهولت در دسترس همه قرار می گیرد و تأثیر بر باورهای و ازرش ها و هنجارهای افراد بر کسی پوشیده نیست. هیچ خردسالی را نمی توان دید که به دلیل خردسالی از دیدن تلویزیون منع شود. کودکان به راحتی و با علاقه از این رسانه استفاده می کنند. نتایج تحقیقات مختلف از جذب شده کودکان دو ساله خبر می دهند کودکان در مقابل تلویزیون منفعل اند از الگوهای آن تبعیت می کنند.

قابلیت نفوذ تلویزیون نسبت به سایر وسایل ارتباط جمعی بسیار شدید است، به همین دلیل تلویزیون امروز در بنیان های خانوادگی ریشه دوانده و به شدت در چگونگی گذران روزمره مردم اثر گذاشته است. تأثیر عمیق تری به جای می گذارد، زیرا برنامه های تلویزیون اغلب فیلم، هنر و تصویر ارائه می شود و لذا از جاذبیت ویژه ای برخوردار است، از این جهت بر رادیو برتری دارد.

بنابراین تلویزیون نیز می تواند در نشر و توسعه فرهنگ غنی اسلام و تعلیم و تربیت عموم اقشار ملت و مهم تر از همه در تربیت کودکان و رشد اجتماعی آن، بزرگترین نقش را ایفا کند. صدا و سیما چنان که می تواند در خدمت مردم و اسلام باشد و با تهیه، تنظیم و اجرای برنامه های جالب و سومند و هماهنگ اسلامی، در تهذیب و تکمیل نفوس انسان ها، پرورش و ترویج اخلاق نیک و جلوگیری از انحراف و مفاسد اخلاقی داشته و در ترقی و عظمت کشور نقش مهمی را بر عهده بگیرد؛ هم چنین می تواند به صورت یک وسیله تفریح و سرگرمی و کم فایده درآید که نه نتها در پرورش نیک وظیفه مطلوب را درست انجام ندهد، بلکه شاید در اثر سهل انگاری، بی مبالاتی و اجرای برنامه های غلط و حساب نشده، مروج انحراف و بداخلاقی نیز باشد.

در این جا که نقش مهم صدا و سیما و مسئولیت سنگین مدیران، کارگران، هنرمندان، گویندگان و مجریان رسانه های عمومی آشکار می شود، صدا و سیما می تواند فرهنگ عمومی را دگرگون و جامعه را به سوی عظمت و کمال تعالی بخشد یا به سوی ذَلت و بدبختی و سقوط بکشاند(7). در جامعه و در فرهنگ مبتنی بر تلویزیون این سلسله مراتب آموزش اصول اطلاع رسانی از پایه و اساس ویران شده است. این جعبه جادو از قبل هر چیز یک ابزار بصری است. و باید توجه داشت که تصویر است و حواس بیننده را بطور کامل به خود معطوف می دارد.

در تربیت تلویزیونی، دشواری های کلام و بیان و تسلسل منطق و پیوند عبارات وجود ندارد. احساس کردن تصاویر، الفبای ویژۀخود را ندارد؛ برای این کار آموزش مقدماتی دستور زبان، کتاب لغت ضروری نیست. آن چه که اقتضای کلاس و مدرسه است وظیفۀیک تماشاچی تلویزیون نیست. فهم و دانش قبلی را نه از تماشاچی می طلبد و نه به او تعلیم می دهد(8).

در رسانه های ارتباط جمعی، به ویژه تلویزیون هر روز کمتر کودکان حضور دارند. در رادیو مدت هاست که دیگر از کودک نشانه ای دیده می شود. در حالی که غیبت او در تلویزیون روشن گر واقعیت های چندی است. البته منظور این نیست که در تلویزیون انسان های در سنین خردسالی حضور ندارند، بلکه از کودک به معنا ویژۀآن و با رعایت اقتضائات سنین کودک، اثری دیده نمی شود. اگر قرار باشد برنامه ای تأثیر گذار باشد بهتر است آن برنامه توسط کودکان اجرا شود.

تجربه نشان داده فیلم هایی که نقش اول آن ها را بچَه ها بازی می کنند بیشتر مورد توجه کودکان واقع می شود. در تلویزیون جمهوری اسلامی فقط در مناسبات مذهبی و هم چنین ماه های خاص مانند ماه مبارک رمضان است که برنامه های مخصوص کودکان اغلب رنگ و بوی دینی به خود می گیرد و برنامه هایی که تعاملات دینی و اجتماعی کودکان را تحت تأثیر قرار دهد به ندرت در طول سال به نمایش گذاشته می شود. البته در یکی دوسال اخیر ارائۀچنین برنامه هایی نقش پررنگ تری در اذان کودکان و نوجوانان پیدا کرده است ولی باز هم نیاز به تقویت و افزایش این برنامه ها توسط کارشناسان دینی احساس می شود.

کودکان و سرگرمی

سرگرمی از جمله کارکردهای تلویزیون می باشد که می تواند در تربیت اجتماعی کودکان مؤثر باشد. گرچه در دین مبین اسلام، سرگرمی های جهت دار، مورد تأیید قرار گرفته و ایجاد سرور در قلب مومنین عبادت محسوب شده، ولی متدینان و مبلغان دینی نتوانسته اند حدود و مرزی برای سرگرمی های دینی و غیر دینی مشخص کنند و اغلب سرگرمی های مخرب دین و دیانت بوده است، هم چنین متدینین افرادی جدی تصور شده و شوخی و مزاح به اقشار کم منزلت جامعه تلقی می شود.

و از آن جا که تلقی درستی از سرگرمی دینی چندان ارائه نشده و نیز از نظر محتوایی و گاه ابتذال گرائیده است که جا دارد کارشناسان دینی تلاشی مضاعف در این زمینه بنمایند و با الگو برداری از روش های تبلیغاتی غربیان در اغنای دینی خانواده ها او فرزندانشان کوشش کنند.

ماهواره

تلویزیون ماهواره ای بر فراگیری تلویزیون افزود. در منطقۀایران، در جریان مجرای خلیج فارس در سال های 1990- 1991 بود که پخش تصاویر ماهواره ای آغاز شد.

ورود تلویزیون ماهواره ای به منطقه خاورمیانه، مجادله و کشمکش بین پخش های تلویزیونی و فرهنگ را شدت بخشیده است. مطالعات مختلف نشان می دهند که ملی دوره پنجاه ساله ورود تلویزیون بر جهان اسلام، کمک تلویزیون به احیاء و غنی سازی فرهنگ به مراتب کم تر از آن چیزی است که ادعا می شود.

کودکان و شبکه های ماهواره

امروز شبکه های ماهواره ای به طرز قابل توجهی درون خانه رسوخ کرده است و اکثریت خانواده ها این شبکه ها را بیشتر از شبکه های رسانه های تماشا می کنند تحقیقات نشان که درصد زیادی از شبکه های ماهواره برنامه های مفید دارند و فقط در صد ناچیزی از این برنامه ها دارای نکات منفی و مروج فحشا و فساد هستند و این در حالی است که اغلب، خانواده ها از همان درصد ناچیز را برای تماشا استفاده می کنند و بیشتر از همه کودکان به تماشای تلویزیون علاقه نشان می دهند. (9)

زیرا این شبکه ها در تمام ساعات شبانه روز برنامه ها و فیلم های کارتونی و انیمیشن را به تماشا می گذارد و بچه ها هر زمان که اراده کنند فرصتی پیدا کنند می توانند به تماشای تلویزیون بنشینند و متاسفانه خانواده ها کنترلی روی این برنامه ها که بیشتر آن ها مروج پرخاشگری، سکس و برهنگی است، ندارد این عوارض منفی تلویزیون است در صورتی که کودکان بیش از حد از تلویزیون استفاده می کنند، احساس می کنند می توانند بیشتر مشکلات خود را خشونت حل کنند و در این صورت احساس خطر، وحشت و ناامنی افزایش می یابد.

برای کاهش چنین خطرهایی بهتر است خانواده ها یک برنامه ریزی برای تماشای تلویزیون فرزندان خود داشته باشند که چند نمونه از آن اشاره می شود: ابتدا بهتر است از کودک در مورد تماشای نوع برنامۀمورد علاقه اش نظر خواهی شود و با ارشاد صحیح والدین او به سمت تماشای برنامه ها و شبکه های مفید تر، آموزنده تر و جالب تر راهنمایی می شود. در مورد دیدن تلویزیون، نوع برنامه و حتی صدای تلویزیون و. . . قوانین وضع شود. در صورت رعایت این قوانین از طرف فرزند خوب است او را تشویق کرده و در صورت عدم رعایت او مؤاخذه می شود و برای تأثیر بیشتر والدین باید به رعایت قوانین پایند باشند.

تأثیر رسانه بر اولیاء

پدران و مادران به دلیل تأثیر روز افزون رسانه های ارتباط جمعی بیش از پیش حس اعتماد به نفس خود را در تربیت کودکان از دست داده اند و به این باور کشانده شده اند که قادر به اعمال تربیت بوده و نمی تواند پاسخ گوی نیازهای فکری و جسمی فرزندانشان باشند.

نتیجۀقهری این بی اعتماد به خود و این احساس ناتوانی، نه تنها سبب بی تفاوتی آنان نسبت به تأثیر رسانه ها گریده، بلکه باعث شده است، که به کارشناسان و متخصصانی روی آوردند که مدعی هستند، بهتر از آنان می دانند خیر و صلاح کودکانشان در کجاست.

بدیهی است با رشد این دخالت ها، حریم صفای امنیت، عاطفه، پیوندهای روحی و روانی و روابط زیبای سنتی خانواده ها از بین رفته و از استحکام پیوند ارتباطی والدین- فرزند پیوسته خواهد کاست.

بهترین و روشن ترین قرینه ها را برای محو و زوال تصور و باور دربارۀکودکان و ضرورت ها و اقتضائات آن، می توان در برنامه های پیام بازرگانی و صحنه های تبلیغاتی آن دید. این واقعیتی که چگونه دختران و پسران دبستانی با غرایز تحریک شده جنسی و چهره های برافروخته از لذایذ سکسی، این چنین بدون شرم و احساس خجالت در مقابل دوربین ظاهر می شود و به عنوان هنر پیشگان درام های تبلیغاتی، به ایفای نقش می پردازند(10).

تأثیر اینترنت در کاهش مسئولیت اجتماعی

وقتی کودک بدون توجه به محدودیت توجه به محدودیت های و ممنوعیت های جامعه اقدام به نقض هنجارهای اجتماعی می کند، او به نوعی دچار کاهش مسئولیت اجتماعی شده است. اینترنت به دلیل داشتن ویژگی هایی مانند ناشناختگی، کاهش نشتنه های دیداری و شکل دهی ارتباطات در اجتماعات بریده از واقعیت، فرصت شگرفی را برای دست کاری و تجربه هویت در اختیار کاربران قرار می دهد. وجود این ویژگی ها می تواند موجبات تشویق کاربران به تأکید، تغییر یا پنهان سازی برخی از ویژگی های ظاهری، رها سازی آن ها از احساس محدودیت ها برای افشای ابعاد معینی از خود و در نتیجه جدا سازی زندگی واقعی از زندگی در فضای مجازی را فراهم نماید(11).

وقتی کودک خود را آزادانه در چنین فضای می بیند و خود را با هیچ قانون و قید و بندی مواجه نمی بیند، رفته رفته چنین تصور می کند که در زندگی روزمرۀخود هم می تواند قوانین جامعه را نقض کند و این برای او بی مسئولیت بودن در تمام عرصه های زندگی را به همراه می آورد و چون در فضای مجازی کسی او را در مقابل بی قانون مؤاخذ نمی کند، اگر کسی در زندگی و فضای حقیقی در مقابلش بایستد نمی تواند با او کنار بیاید در نتیجه در ارتباطات خود با دیگران دچار مشکل می شود.

لذا خانواده ها در ابتدا باید برای استفاده کودکان خود از اینترنت، میزان زمان مشخصی را در نظر یگیرند، دوم این که بهتر است تا جای که امکان دارد خودشان به عنوان راهنما با هم بازی در کنار کودکان به طور غیر مستقیم نظارت داشته باشند، هم چنین کودکان خود را با سایت های خوب مفید آشنا کنند(12).

اعتماد به نفس

کودکی که از محیط خانوادگی گرمی برخوردار باشد و دوره های شیرخوارگی و کودکی اول را در کنار مادری مهربان، متعال و کاردان به سربرد، اعتماد به نفس و امنیت خاطر کسب می کند تا آن جا که می تواند هر روز چند ساعتی از مادر دور بماند، بدون این که دست خوش اضطراب و نگرانی شدید بشود. از طرف چنین کودکی در همین مدت در یادگیری زبان مشترک تا آنجا پیش رفته است که می تواند مقاصد خود را به بزرگسالان تفهیم کند و با همسالان خود نیز ارتباط برقرار نماید.

از آن چه گذشت این نتیجه حاصل می شود که: باید فضای رسانه ای را شناخت و آن را عنوان مکمل برای رسانه های سنتی در تبلیغ دین و ارزش های دینی و اجتماعی به حساب آورد و در این مسیر از مزیت های سنی این رسانه نیز غافل نماید. تلویزیون دارای کارکردها شناخت و به تناسب در تقویت مکملی رسانه های سنتی همت گمارد.

تأثیر کتاب بر تربیت اجتماعی کودک

یکی از وسایل بسیار مهم و مؤثر در تربیت اجتماعی کودکان، کتاب و مجله های کودکانه است. مجله و کتاب های کودکان کمتر در خانه ها راه یافته و مقداری از اوقات فراغت کودکان به خواندن یا سرگرم شدن به این کتاب ها و مجلات می گذرد. عده ای از خانواده ها هم اهل مطالعه هستند و کم و بیش کتاب می خوانند، از این رو در رواج این فرهنگ در بین اعضای خانواده از جمله کودکان نقش دارند.

ارباب مطبوعات می توانند مرَوج آموزش مهارت های اجتماعی از جمله: دانش دوستی، وظیفه شناسی، خدمت گزاری، نیکوکاری، عدالت خواهی، فداکاری، ثبات و استقامت گذشت و دیگر فضایل انسانی باشند؛ چنان که می توانند فرهنگ مادی گری، سود پرستی، خود خواهی، شهوترانی، بی بند و باری، بی تعهدی و دیگر رذایل اخلاقی را ترویج کنند. آن ها با نوشته ها، داستان سرایی ها تعریف و تمجیدها، تجزیه و تحلیل ها، نقد و انتقادها، تصاویر و نقاشی و حتی با الفاظ و عبارات خود، در گروهی عظیمی از اقشار مختلف جامعه از جمله تأثیر می گذارند. تأثیری خوب یابد. (13)

 

 

پی نوشت ها:

(1) نیل پست من، نقش رسانه های تصویری در زوال دوران کودکی، مترجم صادق طباطبایی، اطلاعات، تهران، 1378، ص 16

(2) خیری حسن، دین رسانه ارتباطات اجتماعی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، چاپ 1389، ص 32

(3) همان، ص 40

(4) پدرام احمد، اعتماد به نفس و مهارت های اجتماعی، کیاراد، 1389، چاپ سوم، ص 106 و 107

(5) خیری حسن، همان، ص 37

(6) امینی، ابراهیم، اسلام و تعلیم و تربیت، موسسه بوستان کتاب، قم، چاپ اول، 1384، ص 156

(7) همان، ص 158

(8) نیل پست من، همان، ص152

(9) دانشمند، مهدی، مجید زارعی، چراغ های راهنمای قرمز و سبز در تربیت کودک، شهید حسین فهمیده، اصفهان، 1387، چاپ اول، ص118

(10) همان، ص 242

(11) کرم اللهی، نعمت ا. . . ، اینترنت و دین داری، موسسه بوستان کتاب، قم، چاپ اول، 1390، ص 306

(12) دانشمند، مهدی، همان، ص121

(13) امینی، ابراهیم، همان، ص 161

منبع: مقاله «سبک تربیت اجتماعی کودک در آموزه های اسلامی»، مریم احمدی و فروغ بلوچی، لیلا کرمیان، آمنه کریمی، هاجر کوچکی فرد، مدرسه علمیه فاطمه الزهرا، ویلاشهر، تابستان 1392

 

ساختار سازمان وکالت در عصر امام هادی علیه السلام و کارکردهای آن

 

 

 

 
امروزه اهمیت ایجاد شبکه های ارتباطی برای حفظ، تقویت و انسجام اجتماعات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی برکسی پوشیده نیست. برخی امامان شیعه نیز با توجه به شرایط موجود در زمان خود به ایجاد چنین شبکه های ارتباطی اهتمام ورزیدند. امام هادی(ع) از جمله بزرگوارانی بود که به تقویت و ساماندهی شبکه ارتباطی وکلا اقدام نمود. شبکه وکالت، سازمانی هماهنگ متشکل از امامان معصوم و پیروان نزدیک و وفادار آنان بود که برای پیشبرد اهداف دینی و مذهبی تاسیس گردید. در این پژوهش تلاش شده تا با واکاوی ساختار سازمان وکالت و کارکردهای آن در عصر امام هادی(ع)، فعالیت های سری و زیرزمینی سازمان وکالت و نحوۀارتباط شیعیان با ایشان تبیین گردد. نیز ضمن بررسی سیرۀسیاسی حضرت امام علی النقی(ع)، نقش ایشان در رهبری شبکه وکلا و تقویت آن مورد تحلیل قرار گرفته است؛ امری که به پویایی جامعۀشیعه در سراسر قلمرو اسلامی در عصر خفقان عباسی منتهی گردید.
 
تاریخ انتشار : 1397/12/20
بازدید : 32
منبع : فرهنگ پژوهش » پاییز 1393 - شماره 19 , اکبری مقدم، لاله
مشخصات نویسنده : کارشناسی ارشد تاریخ اسلام دانشگاه باقرالعلوم (ع)

مقدمه

دوره حکومت بنیالعباس، دوره ای سراسر ظلم و اختناق برای ائمه شیعه و شیعیان بود.

عباسیان در ابتدا برای تأمین مشروعیت و جلب حمایت های مردمی، خویشاوندی خود با پیامبر را مطرح و با شعار "الرضا من آل محمد" هدف خود را دنبال کردند اما پس از اینکه در تحقق این شعار تعلل کرده و خلف وعده کردند، قیام ها و جنبش های مختلف در قلمرو اسلامی با انگیزه ها و مبانی مختلف ایدئولوژیک، قومی، نژادی و قبیله ای روی داد که همۀآنها به نوعی مشروعیت و اقتدار سیاسی عباسیان را مخدوش و دچار چالش و بحران کرد.[1] (طبری، ١٣٧٥، ص ٤٦٦٨). حاکمان عباسی در رویارویی با این آشوب های اجتماعی و سیاسی فراگیر، به سرکوب و خشونت نظامی روی آوردند و به این ترتیب مشروعیت عباسی در این دوره تنها با تکیه بر نظامیگری تأمین میشد. (ابن طقطقی، ١٤١٨، ص ٢٤٠) در این بحران ها، علویان که دشمن اصلی خلافت و رقیبی برای دست یافتن به قدرت از سوی هیأت حاکمه تلقی میشدند، در زندان های مخوف عباسی تحت نظر نظامیان قرار داشتند.[2] (اصفهانی، ١٣٨٠، صص ٥٥٢ -٦٢٨).

امام هادی(ع) که سرآمد علویان ، دانشمندترین آنان و امامتش مورد اتفاق شیعیان بود، بیش از همه تحت مراقبت بود. در این دوره امام از مدینه به سامرا که منطقه ای نظامی بود احضار شد تا حرکات امام از چشم جاسوسان حکومتی مخفی نماند (مفید، ١٣٧٨، ج ٢، صص ٤٣٦-٤٣٧). ٣٣ سال امامت آن حضرت، کاملا با اشراف نظامیان سپری شد. در این برهۀحساس که نظامی گری جای تدبیر و حکومت داری و فرهنگ محوری را گرفته بود، امام هادی(ع) شیعه را از درگیریهای بینتیجه نهی کرد. برخی از شیعیان با هدایت و اذن امام، در مناصب حکومتی نفوذ کردند تا بتوانند در مواقع لازم از آلام و مشکلات شیعه بکاهند (طوسی، ١٤١١، ص ٤٢٥).

سازمان وکالت تقریبا همزمان با روی کار آمدن بنیعباس (١٣٢ق) توسط امام صادق (ع) تأسیس گردید. این سازمان متناسب با تحولات سیاسی- اجتماعی روز، با فراز و نشیب هایی همراه بوده است، ولی فعالیت آن هیچ گاه متوقف نگردید و پیوسته به عنوان بازویی قدرتمند و کارآمد، در خدمت اهداف ائمه بود. با توجه به شرایط امنیتی و پلیسی حاکم علیه امامین عسگریین (ع) این تشکیلات دوران اوج فعالیت و گستردگی خود را گذراند. اهداف امام هادی(ع) در بسط و گسترش سازمان وکالت، بسترسازی فرهنگ انتظار، رفع چالش های فرهنگی و اعتقادی جامعه ، رسیدگی به وضعیت شیعیان و ارتباط با آنان و ایجاد پویایی در بین شیعیان در عصر اختناق بود. در این نوشتار سعی شده تا به بررسی ساختار و عملکرد سازمان وکالت پرداخته شود.

١- ساختار سازمان

در برنامه ریزی هر سازمان اجتماعی، ابتدا اهداف و مسیر بلندمدت سازمان تعیین و راهکار و برنامه ای جامع ارائه میشود که سازمان براساس آن میکوشد تا به اهداف پیش بینی شده خود دست یابد. بدون توجه به سیاست های درون سازمانی و محیطی و شرایط اقتضایی نمیتوان ماهیت استراتژی سازمان را درک کرد (بامبرگر، ١٣٨١، ص ١٥).

سازمان وکالت همچون دیگر سازمان های نظام مند که در پی انجام هدف مشترکی هستند، دارای شالوده ای منظم و منسجم بود. این ساختار و شالوده را میتوان مانند هرمی تصور کرد که رأس آن را رهبر سازمان یعنی امام معصوم تشکیل میداد؛ به ترتیب همان طور که به سمت قاعده هرم پیش رویم از بار مسئولیت کاسته و بر تعداد اعضا افزوده میشود. در این قسمت به تشریح ساختار این هرم سازمانی میپردازیم.

١-١- امام هادی(ع)، رهبر سازمان

امام هادی(ع) به عنوان رهبر سازمان وکالت، در رأس این هرم قرار داشت و اموری نظیر تعیین و معرفی وکلای نواحی به شیعیان، تبیین وظایف وکلا و بررسی عملکرد آنان، شناساندن فضایل و شخصیت آنان و رد اتهامات نادرست علیه آنان، تأمین مالی وکلا، عزل وکلای فاسد و خائن و جایگزینی وکلای جدید، معرفی جریانات دروغین وکالت و بابیت و برخورد با آنان ، و به طورکلی حفظ و حراست از موجودیت و حیثیت سازمان وکالت در شرایط اختناق حکومت عباسی بر عهده امام هادی(ع) بود.

٢-١- باب و وکیل الوکلا (مدیر داخلی و اجرایی سازمان)

باب در لغت به معنی مدخل البیت و محل عبور به داخل خانه یا یک مکان است ، جمع آن ابواب است (دهخدا، واژۀباب و بابیت). به گروهی از اصحاب و وکلای خاص و برجسته ائمه در عصر پیش از غیبت صغری، از این جهت باب اطلاق میشده که آنان همچون مدخلی برای ورود دیگران به ساحت علوم اهل بیت و همین طور همچون سد و مانعی برای دسترسی دشمنان به ائمه بودند. از این رو شیعیان به جای مراجعه مستقیم به ائمه غالبا با مراجعه نزد ابواب مشکلات خود را رفع میکردند (جباری، ١٣٨٢، ج ١، صص ٣٨-٣٩).

پس از رهبری سازمان، رتبه بعدی مربوط به باب و وکیل الوکلای آن حضرت بود. عثمان بن سعید عمری به عنوان باب و وکیل الوکلای امام هادی(ع)، مدیریت امور داخلی سازمان وکالت را برعهده داشت. او در سن یازده سالگی خادم امام هادی(ع) بود (طوسی، ١٤١١، ص ٤٢٠). در شرایطی که دولت عباسی نسبت به حضرت بسیار مظنون و مشکوک بود، امام به کسانی که به سختی میتوانستند با ایشان مستقیما تماس بگیرند، عثمان را معرفی کرد. آن حضرت درباره عثمان به ایشان گفت وی دستیار مورد اعتماد اوست و مردی شریف میباشد و آنچه انجام میدهد از ناحیه امام است (طوسی، ١٣٨٤، ج ٢، ص ٥٠٠). در طی ده سال آخر دوران امامت حضرت هادی(ع)، عثمان بن سعید رهبری سازمان زیرزمینی وکالت را عهده دار بوده است. وی امور داخلی را سازمان میداد و روابط بین مرکز سازمان و شعب آن را در استان های دور دست تنظیم میکرد (حسین، ١٣٨٥، ص ١٤٢). از جمله وظایف او، نظارت بر کار سروکیل ها و دقت و هوشیاری جهت دریافت اموال و وجوهات و ساماندهی امور داخلی سازمان بود. رتق و فتق امور مالی و پرسش و پاسخ های شرعی و سیاسی و اجتماعی از طریق او صورت میگرفت. امام عسگری(ع) نیز او را در سمت خود ابقا کرد. ایشان در نامه ای خطاب به اسحاق بن اسماعیل نیشابوری، به وکیل کل و خزانه دارکل خود عثمان بن سعید اشاره میکند که امانات شیعیان را که از سرتاسر بلاد اسلامی به مقصد امام حمل میشود به شیوه ای مناسب تحویل امام میدهد (طوسی، ١٣٨٢، ح ١٠٨٨، ص ٦٢٠). عثمان آنها را در مشک ظرف روغنی قرار میداد و به امام میرساند (سلیمانی، ١٣٨٦، ص ٢١٨). روغن فروشی عثمان، وسیله ای برای پوشش فعالیت ها و مخفی نگاه داشتن کارهایش بود (طوسی، ١٣٨٤، ج ٢، ص ٤٩٩). او با هوشیاری تمام به انجام وظیفه خود میپرداخت و بارها سازمان را از خطرات جدی حفظ کرد.

٣-١- معاون مدیر اجرایی در دفتر مرکزی سازمان

دفتر مرکزی سازمان وکالت تابع محل سکونت امام (یعنی رهبری سازمان) بود. به این ترتیب با انتقال امام هادی(ع) از مدینه به سامرا دفتر مرکزی سازمان از مدینه به سامرا منتقل شد. عثمان بن سعید مدیر اجرایی و داخلی دفتر مرکزی سازمان را بر عهده داشت. علی بن جعفر همانی و فارس بن حاتم قزوینی به عنوان معاونین عثمان در سامرا، وی را در انجام امور مدیریتی و اجرایی یاری میکردند. به این ترتیب با تقسیم وظایف و عدم تمرکز کارها نزد عثمان، علاوه بر تسهیل در انجام امور، باعث میشد تا حساسیت جاسوسان حکومتی نیز برانگیخته نشود.

علی بن جعفر قبلا وکیل امام در مکه بود و بعد از مرگ متوکل عباسی به سامرا آمد و به عنوان معاون عثمان مسئولیت رسیدگی به امور منطقه قرای سواد و بغداد را برعهده داشت (طوسی، ١٣٨٢، ح ١١٣٠ و ١١٢٩). فارس بن حاتم رابط بین سازمان وکالت و شیعیان مناطق جبال (بخش مرکزی و غربی ایران) بود و در سامرا فعالیت میکرد (طوسی، ١٣٨٢، ح ١٠٠٥).

از نامه های به دست آمده چنین استنباط میشود که سر وکیل های مناطق چهارگانه از طریق نامه و وکلای سیار و همین معاونین ساکن در سامرا با امام مرتبط بودند (طوسی، ١٣٨٢، ح ١٠٠٩و ١٠١٠).

٤-١- سر وکیل ها

در نهاد وکالت ، مناطق مختلف تقسیم بندی خاصی میشدند و در نهایت برای هر یک از این مناطق وسیع، یک وکیل ارشد از طرف رهبر سازمان یعنی امام هادی(ع) نصب میشد که وظیفه نظارت بر کار وکلای اعزامی به مناطق تحت قلمرو را به عهده داشت و وکلای جزء نیز مأمور و موظف به مراجعه نزد سروکیل ها بودند. وکلا، شیعیان را بر مبنای نواحی گوناگون به چهار گروه تقسیم کردند. نخستین ناحیه بغداد، مدائن، سواد و کوفه را شامل میشد. ناحیه دوم شامل بصره و اهواز بود. ناحیه سوم، قم و همدان و بالاخره ناحیه چهارم، حجاز، یمن و مصر را بود. هر ناحیه به یک وکیل مستقل واگذار میشد که تحت نظر او کارگزاران محلی منصوب میشدند (حسین، ١٣٨٥، ص ١٣٧).

با بررسی آثار و نامه های تاریخی احتمالا سر وکیل ها در مناطق چهار گانه به شرح زیر بودند:

 در بغداد، قرای سواد، مدائن: "ابوعلی بن راشد" (طوسی، ١٣٨٢، ح ٩٩١، ص ٥٦٢-ح ٩٩٢، ص ٥٦٣).

 در کوفه: "ایوب بن نوح "، وی هم چنین مدتی مسئولیت جمع آوری وجوهات منطقه جبال را در پی فساد فارس بن حاتم بر عهده داشت (طوسی، ١٣٨٢، ح ١٠٠٧).

 در بصره و اهواز: "علی بن مهزیار و ابراهیم بن مهزیار " (نجاشی، ١٤١٨، ح ٦٦٤، ص ٢٥٣)  در همدان: "ابراهیم بن محمد همدانی" (طوسی، ١٣٨٢، ح ١١٣٦).

 در قم: "احمد بن اسحاق قمی" (ناصرالشریعه، ص ١٦٨ و جباری، ١٣٨٢، صص ٥٤٨-٥٥٦).

 در مکه: "علی بن جعفر همانی" (طوسی، ١٣٨٢، ح ١١٢٩، ح ١١٣٠).

 در مصر: "محمد بن فرج " (مفید، ١٣٧٨، ج ٢، ص ٢٩٢).

سر وکیل ها نیز خود با یکدیگر در ارتباط بودند. این مطلب را میتوان از چندین نامه به دست آورد. نامه محمد بن فرج به امام هادی(ع) جهت پرس وجو از احوال وکلایی نظیر ابوعلی بن راشد، ابن بند و عاصمی است (طوسی، ١٣٨٢، ١٣٨٤، ج ٢، ص ٤٩٥). نامه امام هادی(ع) به ایوب بن نوح درباره عدم تعرض به وکیل ابراهیم بن محمد همدانی (طوسی، ١٣٨٢، ح ١١٣٦).

یا در نامه ای که امام مشترکا به ایوب بن نوح و ابوعلی بن راشد مینگارد بیان میدارد که در امور یکدیگر دخالت نکرده و هر یک فقط در منطقه مورد مأموریت خود انجام وظیفه نمایند تا با رعایت نظم کمتر نیاز به مراجعه به امام داشته باشند (طوسی، ١٣٨٢، ح ٩٩٢، ص ٥٦٣).

مسئولیت برخی از این سروکیل ها پس از خودشان به اعقابشان میرسید و در طول غیبت صغری امام دوازدهم در سیطرۀایشان قرار داشت. به عنوان نمونه ، ابراهیم بن مهزیار وکیل امام جواد(ع) و امام هادی(ع) در اهواز بود (طوسی، ١٤١١، ص ٤١٠). و پسرانش در همان ناحیه وکلای امام دوازدهم (ع) بودند (صدوق، ١٣٨٠، ج ٢، ص ١٧٣). ابراهیم بن محمد همدانی وکیل امام هادی(ع) در همدان بود (طوسی، ١٣٨٢، ح ١١٣٦) و فرزندش این سمت را از پدر به پسر تا زمان امام مهدی(ع) به ارث برد (برقی، ١٣٨٣، ص ٢٤٨).

٥-١- وکلای محلی (عام)

وکلای محلی تحت امر سروکیل های خود بوده و در اجرای فرامین و دستورات سازمان نهایت نظم و تقیه را به کار میبردند. آنها ضمن جمع آوری وجوهات شرعی و نامه های شیعیان، آنها را به سروکیل خود تحویل میدادند. گاهی وکلای محلی مرجعی برای تایید و حمایت از سروکیل منطقۀخود شده و شیعیان را از نصب سروکیل جدید مطلع ساخته و زمینه را برای انجام فعالیت او آماده میکردند (طوسی، ١٣٨٢، ح ٩٩١، ص ٥٦٢).

اگر به کتب رجالی مراجعه شود نام افرادی چون ابراهیم بن محمد همدانی، علی بن مهزیار، ابوعلی بن راشد، محمد بن فرج، علی بن جعفر همانی، عثمان بن سعید، فراوان دیده میشود و در برخی از این کتب صراحتا به وکالت آنان اشاره شده است، اما در مورد شناسایی وکلای محلی کار کمی مشکل تر میشود. زیرا تعداد نامه هایی که بین امام و سروکیل ها با وکلای محلی ثبت شده باشد، بسیار اندک است. اکنون به معرفی وکلای محلی با توجه به شواهد اندکی که به دستمان رسیده میپردازیم.

١-٥-١- ابن بند و عیسی بن جعفر بن عاصم

به احتمال زیاد جزء وکلای امام هادی(ع) بودند؛ زیرا محمد بن فرج وکیل امام هادی، طی نامه ای به آن جناب، دربارۀابوعلی بن راشد و عیسی بن جعفر و ابن بند سوال نمود؛

حضرت در پاسخ نوشت:

"از ابن راشد یاد کردی؛ خدای رحمتش کند! او سعادتمند زیست و به شهادت مرد".

سپس حضرت برای ابن بند و عاصمی دعا نمود! زیرا ابن بند با ضربت عمودی به شهادت رسید! و عیسی بن جعفر بن عاصم نیز ابتدا ٣٠٠ ضربه تازیانه خورد و سپس جسدش به دجله انداخته شد (طوسی، ١٣٨٢ ص ٦٤٠، ح ١١٢٢).

از آنجا که متوکل معمولا متعرض شیعیان فعال میشد و با توجه به اینکه نام ابن بند و عاصمی در کنار نام ابوعلی حسن بن راشد وکیل ارشد امام هادی(ع) آمده است؛ چنین محتمل است که ابن بند و عاصمی حداقل جزء وکلای عام آن حضرت باشند که همراه ابوعلی دستگیر و به جرم وکالت شکنجه و شهید شدند.

٢-٥-١- علی بن بلال

امام هادی(ع) جهت اعلام وکالت ابوعلی بن راشد به منطقه سواد و بغداد و مدائن نامه ای به علی بن بلال - که از سران شیعه آن منطقه و احتمالا از وکلای محلی امام در آن ناحیه است - می نویسد و از او میخواهد تا وجوهات را به ابوعلی تسلیم دارد و مطیع امر او باشد.

این نامه نشان از وکالت محلی علی بن بلال دارد که امام از او میخواهد تا در امور خود به ابوعلی بن راشد مراجعه کند. در قسمتی از این نامه چنین آمده است:

"و بدان که تو، شیخ و بزرگ ناحیه ات هستی؛ لذا دوست داشتم برای اکرام تو، نامه ای مخصوص تو، در این زمینه بنگارم! پس بر تو باد اطاعت از او و تسلیم نمودن تمامی حقوقی که نزد تو است به او؛ و این که شیعیانم را بدین امر واقف سازی و آنان را از آنچه موجب کمک و یاری وی میشود آگاه سازی؛ چرا که این کار موجب فزونی (در پرداخت حقوق ما) و نزد ما پسندیده است و تو نیز در قبال این کار، نزد خداوند مأجوری. " (طوسی، ١٣٨٢ ح ٩٩١).

دقت در متن این توقیع، میتواند اثبات گر وکیل ارشد بودن ابوعلی بن راشد در این نواحی باشد و اینکه سایر وکلا موظف به تبعیت از وی بودند.

نامه های امام هادی(ع) به ابراهیم بن داود بن یعقوبی، عروه بن یحیی الدهقان، علی بن عمرو قزوینی در رد فارس بن حاتم، حاکی از وکیل محلی بودن آنهاست.

٣-٥-١- ابراهیم بن داود یعقوبی

امام در جواب نامۀایشان چنین نوشت:

"با او هم مجلس نشوی و اگر نزد تو آمد، به چیزی نگیر و تحقیرش کن ".[3] (طوسی، ١٣٨٢، ح ١٠٠٣، ص ٥٧٠).

این موضوع حاکی از آنست که ابراهیم بن داود یعقوبی نیز وکیل بوده که از امام جهت ارتباط با وکیل دیگر – فارس - کسب تکلیف میکند و از طرفی احتمال رجوع و مراوده فارس با او وجود دارد.

٤-٥-١- عروه بن یحیی الدهقان

او نیز نامه ای به امام نوشت و در مورد فارس از ایشان کسب تکلیف نمود. به نظر میرسد این عروه همان عروه بن یحیی الدهقان النحاس است. وی از وکلای مورد اطمینان امام هادی(ع) در بغداد بود و در عصر امام عسگری(ع) در سمت خود ابقا شد (طوسی، ١٣٨٢، ح ١٠١٠ و ح ١٠٨٨). وی رفته رفته راه خیانت و فساد را پیش میگیرد تا جایی که وقتی امام وی را به جای ابوعلی بن راشد به عنوان نگهبان اموال امامت برگزید، اقدام به سرقت این اموال کرد. شقاوت وی به حدی رسید که به نقل کشی، برای ابراز دشمنی با امام و ناراحت کردن حضرت، اقدام به آتش زدن باقیمانده اموال نموده و سپس فرار کرد و مورد لعن امام عسگری(ع) واقع میشود (طوسی، ١٣٨٢، ح ١٠٨٦ و ح ١٠٢٠) در رجال طوسی علی(عروه) بن یحیی الدهقان از جمله اصحاب امام هادی(ع) آورده است و با عنوان غالی از او یاد میشود که شاید حاکی از فساد او بوده باشد (طوسی، ١٤١١، ص ٤١٨). شیخ طوسی در جایی دیگر از شخصی به نام عروه النحاس الدهقان نام میبرد و از او با عنوان ملعون وغالی یاد میکند (طوسی، ١٤١١، ص ٤٢٠).

٥-٥-١- علی بن عمرو عطار قزوینی

از اصحاب امام هادی(ع) بود (طوسی، ١٤١١، ص ٤١٨). حضرت هادی(ع) نامه ای به وی نوشته و در آن مرقوم کرده که امر امامت بعد از خود به بزرگترین فرزندانم یعنی ابومحمد(حسن) میرسد (مفید، ١٣٧٨، ج ٢، صص ٤٤٥-٤٤٦).

عبدالله بن جعفر حمیری روایت کرده و میگوید: امام هادی(ع) به خط مبارک خویش به علی بن عمرو قزوینی مرقوم فرمود:

"بر این اعتقاد باش آن چه خدای متعال را به واسطۀآن پرستش میکنی، رازهای پوشیدۀآن نزد من است ، همان گونه که آن را در مورد کسی که درباره اش از من توضیح خواسته بودی برایت آشکار ساختم و او همان فارس است که لعنت خدا بر او باد. تو را نمیسزد مگر این که در لعن وی و قصد دشمنی با او تا آنجا که برایت میسر باشد بکوشی.

من هیچ گاه فرمان نمیدهم خداوند از راهی غیرصحیح پرستیده شود. بنابراین، در لعن و هتک حیثیت و قطع رابطۀاو، فوق العاده بکوش و یارانمان را از آمد و شد با او باز دار و آن چه را مدعی آن است، به تباهی بکشان. این پیام را از من به آنان برسان و از قول من بر ایشان نقل کن زیرا در مورد این مسئله مهم قطعا در پیشگاه خداوند از شما بازخواست خواهم کرد. وای بر کسی که نافرمانی کند و به انکار آن برخیزد. این پیام را شب سه شنبه نهم ربیع الاول سال ٢٥٠ ق نگاشتم، من بر خدا توکل نموده و او را سپاس فراوان میگویم. " (طوسی، ١٣٨٤، صص ٤٩٧ -٤٩٨).

با دقت در متن نامه امام مشخص میشود که وی وکیل محلی قزوین بوده زیرا امام از وی میخواهد که از ارتباط یاران با فارس جلوگیری کند و به مردم ابلاغ کند و تاکید میکند که این وظیفه اوست و در صورت اهمال و سستی در پیشگاه خداوند مؤاخذه میشود. این شاهدی بر این مدعاست که علی بن عمرو قزوینی مسئولیتی در سازمان وکالت بر عهده داشته و احتمال زیاد وکیل محلی امام هادی(ع) در قزوین بوده است.

٦-٥-١- جعفر بن سهیل الصیقل

از وی به عنوان وکیل امام هادی(ع) نام برده شده است (ابن شهرآشوب ، ١٣٧٩، ج ٤، ص ٤٠٢). شیخ طوسی نام وی را در ردیف اصحاب امام عسگری(ع) آورده و تصریح به وکالتش برای امام هادی و امام عسگری و حضرت حجت نموده است (طوسی، ١٤١١، ص ٤٢٩ و برقی، ١٣٨٣، ص ٨٥، ح ٣٠٥).

٧-٥-١- نضر بن محمد همدانی

شیخ او را جزء اصحاب امام هادی(ع) و با عنوان ثقه معرفی کرده است (طوسی، ١٤١١، ص ٤٢٥). امام در مکتوبی به ابراهیم بن محمد همدانی سر وکیل خود در همدان تاکید میکند که نامه ای به نضر نوشته و جایگاه ابراهیم را برای نضر شرح داده است و از او خواسته متعرض ابراهیم نشود. امام در ادامه مکتوب تأکید میکند که جز ابراهیم وکیل (سروکیل) دیگری در آن نواحی ندارد.[4] با توجه به این نامه و تأکید شیخ بر ثقه بودن نضر چنین استنباط میشود که نضر از وکلای محلی همدان و مطیع اوامر سروکیل همدان یعنی ابراهیم بن محمد همدانی است.

٨-٥-١- ابو علی محمد بن احمد بن حماد مروزی محمودی

وی از اصحاب امام جواد(ع) و ائمه بعدی بوده، مدتی از عصر غیبت را نیز درک کرده و از وکلای مورد وثوق امام عسگری(ع) بوده است. امام در انتهای نامه اش به اسحاق بن اسماعیل نیشابوری، دستور قرائت نامه را بر جمعی از وکلایش، از جمله محمودی صادر میکند (طوسی، ١٣٨٢، ح ١٠٨٨، ص ٦١٩). هرچند گویا وی مدتی وکالت مدینه را عهده دار بوده (طوسی، ١٣٨٢، ح ٩٨٨، ص ٥٦٠) ولی ذکر لقب مروزی برای وی احتمال وکالت وی را در مرو و نواحی آن تقویت میکند.

٩-٥-١- احمد بن حمزه بن الیسع القمی

از وکلای مورد اطمینان و ثقه امام هادی(ع) در قم بود. وی ضمن نامه ای که از سوی امام هادی(ع) صادر شده به همراه دو تن دیگر از وکلا مورد توثیق قرار گرفت (طوسی، ١٣٨٢، ح ١٠٥٣، ص ٦٠٠ و ١٤١١، ص ٤٠٩).

١٠-٥-١- ابوبکر فهفکی ابن ابی طیفور متطبب

شیخ او را از اصحاب امام هادی(ع) برشمرده است (طوسی، ١٤١١، ص ٤٢٦) ابوبکر فهفکی در روایتی میگوید: حضرت هادی(ع) به من نامه نوشت:

"ابو محمد فرزند من از نظر خلقت و آفرینش سالم ترین افراد آل محمد٣ و حجتش از همه محکم تر و بزرگ ترین فرزندان من بوده و اوست جانشین من و رشته امامت و احکام ما نزد او است و تو آنچه از من میپرسی از او بپرس که هر چه بدان نیازمند باشی نزد اوست " (مفید، ١٣٧٨، ج ٢، ص ٤٤٩).

از نامه امام هادی(ع) به این شخص مبنی بر تعیین و معرفی جانشین بعد از خود در آن شرایط خفقان، نشان وی مورد اعتماد و اطمینان حضرت بوده و صاحب نفوذ و قدرت و تأثیرگذار در میان جامعه شیعه هست؛ بنابراین احتمال وثاقت و در نتیجه وکالت برای او داده میشود.

١١-٥-١- علی بن عبد الغفار

شیخ طوسی نام او را در ردیف اصحاب امام هادی(ع) آورده است (طوسی، ١٤١١، ص ٤١٨) در ماجرای فارس این شخص از جانب عثمان بن سعید مأموریت دارد تا در ملاقات با علی بن عمرو عطار قزوینی وی را از ماهیت فارس آگاه سازد و مانع تحویل اموال مردم قزوین که توسط علی بن عمرو عطار به سوی فارس حمل میشد، گشت (طوسی، ١٤١١، ص ٤١٨).

١٢ -٥-١- داود صرمی

از اصحاب امام هادی(ع) و کنیه اش اباسلیمان است (برقی، ١٣٨٣، ص ٥٩ و ص ١٤٦ و طوسی، ١٤١١، ص ٤١٥). داود صرمی در روایتی میگوید:

"سرورم (امام هادی(ع)) مطالب مهم بسیاری به من فرمود تا به شیعیان بگویم، آنگاه پرسید: چه خواهی گفت؟ من آنطور که ایشان فرموده بودند به خاطر نسپرده بودم، پس مرکب را پیش کشید و چنین نوشت:

"بسم الله الرحمن الرحیم. انشاالله به یادش خواهم آورد و کار به دست خداست ". به این هنگام من لبخندی زدم. حضرت فرمود: تو را چه شده؟ عرض کردم: خیر است. فرمود: به من بگو مطلب چیست ؟ عرض کردم: فدایت شوم به یاد حدیثی افتادم که مردی از اصحاب ما از جدت امام رضا(ع) برای من بازگو کرد که چون آن حضرت دستور مطلبی میداد مینوشت:

"بسم الله الرحمن الرحیم. انشاالله به یادش خواهم آورد". برای همین لبخندی زدم. امام هادی(ع) به من فرمود: ای داود! اگر بگویم ترککننده تقیه مانند کسی است که نماز را ترک کند، راست گفته ام " (حرانی، ١٣٩٤، ص ٣٥٨).

١٣-٥-١- یعقوب بن یزید بن حماد الانباری السلمی (ابویوسف)

از اصحاب امام و ثقه بود (طوسی، ١٤١١، ص ٤٢٥) او از کاتبان دربار منتصر بوده و از ابوجعفر ثانی روایت کرده و بعدها به بغداد منتقل شده است. او مردی ثقه و راستگو بوده و دارای کتاب هایی از جمله "البداء"، "المسائل "، "نوادر الحج " و کتاب "الطعن علی یونس " بود (نجاشی، ١٤١٨، ص ٤٥٠).

١٤-٥-١- حسین بن اشکیب القمی (خادم القبر)

در کتاب رجال ابن داود آمده است: "او اهل مرو و مقیم سمرقند و کش بود. عالم، فاضل، متکلم، ثقه و دارای تالیفات بود، او همان خادم القبر قمی است."[5] (برقی، ١٣٨٣، ص ١٢١، ح ٤٦٧) شیخ در کتاب رجال خود چنین آورده است: منظور قبر فاطمه دختر موسی بن جعفر و خواهر امام رضا(ع) است که عمارتی در قم دارد و زوار تا امروز برای تبرک نزدش حاضر میشوند. "[6] (طوسی، ١٤١١، ص ٤١٢) گویا این شخص به عنوان وکیل جزء عهده دار خادمی قبر حضرت معصومه(ع) بوده است.

٦-١- وکیل خادم

برخی از وکلا فقط مسئولیت خدمت به امام را بر عهده داشتند و امورات شخصی امام را انجام میدادند؛ مانند:

١-٦-١- سهل بن یعقوب بن اسحاق، با کنیۀأباالسری و ملقب به ابینواس

شیخ طوسی درباره او گفته: "سهل بن یعقوب خادم امام هادی(ع) در سرمن رای بود و در برآوردن نیازهای ایشان تلاش مینمود و امام دربارۀایشان میفرمود تو حقا ابونواس هستی"[7] (طوسی، ١٤١١، ص ٤١٥).

٢-٦-١- کافور خادم

شیخ طوسی او را از اصحاب امام هادی(ع) و ثقه و خادم امام هادی معرفی کرده است.

(طوسی، ١٤١١، ص ٤٢١) از گزارش های تاریخی چنین استنباط میشود که امام در آن شرایط حبس خانگی و عدم ارتباط مستقیم با افراد و شیعیانشان، از کافور خادم به عنوان پیک خود استفاده میکرد و او پیام های امام را به افراد میرساند؛ با توجه به اینکه در کتب رجالی از او با عنوان ثقه یاد شده است، میتوان او را در شمار وکلای حضرت به شمار آورد. به عنوان نمونه؛

امام به کافور میفرماید:

"یا کافور ادع اختی حکیمه". ای کافور خواهرم حکیمه را به سوی من فرا خوان. یا در جایی دیگر آمده که بشر بن سلیمان النحاس میگوید: کافور خادم پیک امام هادی(ع) نزد من آمد و گفت: امام شما را فرامیخواند... (طوسی، ١٣٨٤، ص ٢٨٩).

٣-٦-١- خیران خادم قراطیسی

شیخ طوسی او را در ردیف اصحاب امام هادی(ع) برشمرده و بر وثاقتش تصریح کرده است (طوسی، ١٤١١، ص ٤١٤). نجاشی درباره اش تعبیر "خیران مولی الرضا(ع) له الکتاب " را به کار برده است (نجاشی، ١٤١٨، ص ١٥٥، ح ٤٠٩). کشی ضمن نقلی، جریان تشرف وی به حضور امام جواد(ع) و آشناییاش را با آن حضرت آورده است و در ادامه با نقل روایتی دیگر، وکالت وی برای امام جواد(ع) را ثابت میکند و در ادامه اضافه میکند: این خیران دارای مسائلی است که آنها را از امام جواد و امام هادی(ع) روایت کرده است (طوسی، ١٣٨٢، ح ١١٣٢، ص ٦٤٥، ح ١١٣٣و ح ١١٣٤).

او پس از شهادت امام جواد(ع) با حضور در جمع سران شیعه، در خانه وکیل ارشد امام جواد(ع)، یعنی محمد بن فرج حاضر شده و امامت امام هادی(ع) را تثبیت مینماید. خیران درباره پدرش چنین تعبیری دارد: "برای کاری که به او توکیل شده بود همواره ملازم ابیجعفر بود."[8] این تعبیر احتمال وکالتش را تقویت میکند (مفید، ١٣٧٨، ج ٢، صص ٢٨٦-٢٨٨).

٧-١- وکیل سیار

پس از عزیمت وکلا به منطقه ماموریت خود، نمایندگان از سوی ائمه به صورت سیار بین محل استقرار رهبری سازمان و محل اقامت وکلای نواحی در رفت وآمد بوده و وظیفۀایجاد ارتباط ائمه با وکلا و شیعیان را ایفا میکردند که از مهم ترین وظایف آنان تحویل وجوه شرعی جمع شده نزد وکلا، به پیشگاه امامان بود. آنان نسبت به نحوه پیشرفت کار وکلا نظارت کرده و امامان را از مشکلات احتمالی و مسائل موجود مطلع میساختند و در صورت خلل و لغزشی در کار وکلا، دستورالعمل های ارشادی یا توبیخی امام را به آنان میرساند (جباری، ١٣٨٢، ج ١، صص ١٧٥ و ١٧٦). برای نمونه امام جواد دو وکیل و نمایندۀسیار به نام های مسافر و میمون به نواحی مرکزی ایران از جمله قم ارسال فرمود تا ضمن تماس با وکلای مقیم، وجوه شرعی جمع شده در نزد آنان را اخذ و به نزد حضرت ببرند (طوسی، ١٣٨٢، ح ١١١٥، ص ٥٩٦).

در منابع رجالی مستقیما عنوانی به نام وکیل سیار وجود ندارد اما از برخی شواهد میتوان چنین وکیلی را استنباط نمود. از جمله امام هادی(ع) در نامه ای به ابوعلی و ابوایوب انصاری - به دلیل جو خفقان و ترس از افشای فعالیت سازمانی- آنان را از مراجعۀمستقیم برحذر میدارد. از سوی دیگر حضرت درخواست ملاقات های مکرر و داشتن مرکب قوی از سوی شخصی به نام ابوهاشم داود بن قاسم جعفری را میپذیرد (مجلسی، ١٩٩٨، ج ٥٠، ص ١٣٧، ح ٢١). که احتمالا جهت ایصال نامه و وجوهات به امام بوده است. در روایتی دیگر آمده که وی سه رقعه را که حاوی سؤالات و درخواست های بعضی از شیعیان بود به محضر امام جواد(ع) برد و از آنجا که نام صاحب رقعه ها را روی آنها ننوشته بود غمناک بود؛ ولی امام جواد(ع) یک به یک آنها را برداشته و نام ارسال کننده آنها را مشخص نمود (مفید، ١٣٧٨، ج ٢، ص ٢٨٢).

با دقت در این دو روایت اخیر چنین استنباط میشود که وی به عنوان وکیل سیار امام ، نقش واسطه در ایصال نامه های شیعیان به ائمه را ایفا میکرده است و این امر از جمله شؤون و وظایف وکلا بوده است. ابوهاشم پنج تن از ائمه؛ امام رضا، جواد، هادی، عسگری و صاحب الزمان را درک کرده است ، از وی به عنوان ثقه جلیل القدر یا جلیل القدر عظیم المنزله عندالائمه تعبیر شده است (طوسی، ١٤١١، ص ٤١٤و ١٤١٧، ص ١٢٤). ابوهاشم نزد رجال حکومت عباسی نیز دارای منزلت و مقامی بوده است (طوسی، ١٤١١، ص ٤١٤). از مؤیدات این سخن، نقل ابوالفرج اصفهانی است که میگوید او زبانی نافذ داشت و در اظهار عقیده اش باکی از حاکم و مأموران دولتی نداشت (اصفهانی، ١٣٨٠، ص ٦١٠ و مسعودی، ١٣٦٥، ج ٢، ص ٥٥٣). از قراین چنین بر میآید که وی در عصر عسگریین مقیم بغداد بوده؛ و طبعا منطقه وکالت او نیز بایستی در این شهر و منطقه بوده باشد. شیخ طوسی وی را اهل بغداد معرفی کرده است (طوسی، ١٤١٧، ص ١٢٤).

٨-١- وکلای مبلغ

برخی از اصحاب ائمه هدی دارای مرتبه علمی بالا، فقیه، محدث ، متکلم بوده و به عنوان مذهب اهل بیت و تشیع به مناطق مختلف فرستاده میشدند تا به ترویج فقه شیعه امامیه بپردازند و محل رجوع شعیان و پاسخ گوی شبهات و سؤالات دینی آنان باشند.

١-٨-١- عبد العظیم بن عبد الله حسنی (ابا القاسم)

نسب او با چهار واسطه به امام حسن (ع) میرسد (نجاشی، ١٤١٨، ص ٢٤٧، ح ٦٥٣). وی دانشمند، فاضل، فقیه، ثقه، عادل و در نهایت احتیاط و استحکام دینی بود. ابوحماد رازی میگوید:

"در سرمن رأی به خدمت حضرت امام علی بن محمد(ع)رسیدم و از آن بزرگوار، راجع به حلال و حرام پرسیدم، جواب سؤالاتم را داد، وقتی خواستم خداحافظی کنم، فرمود: "حماد! هرگاه مشکلی در مسائل دینی آن نواحی برایت پیش آمد، از عبدالعظیم حسنی بپرس و از قول من به او سلام برسان. "

این روایت فقاهت و دانش ایشان را بیان میکند و همچنین محل رجوع بودن او را تایید میکند، زیرا امام هادی(ع) حماد را به عبد العظیم حسنی ارجاع میدهد (شریف قرشی، ١٣٧١، ص ٢٢٧). آمده است که عبدالعظیم حسنی خدمت امام هادی(ع) مشرف شد و اعتقادات خود را بر ایشان عرضه کرد. امام هادی(ع) ضمن آفرین گفتن و تأیید عقیده او چنین فرمود:

" ای ابا القاسم! به خدا سوگند این همان دین خداست که آن را برای بندگانش پسندیده و خواسته است، پس همین عقیده را حفظ کن. خداوند در دنیا و آخرت تو را با قول و عقیده ثابت استوار بدارد... " (حر عاملی، ج ١، ص ٢١، ح ٢٠).

٢-٨-١- فضل بن شاذان نیشابوری (أبا محمد)

از اصحاب امام هادی(ع) و ثقه است (طوسی، ١٤١١، ص ٤٢٠). از فقها و متکلمین عصر عسگریین است. این دانشمند بزرگ در علوم مختلف همانند فقه، تفسیر، کلام، فلسفه، لغت، منطق و دیگر علوم کتاب نوشته است و تالیفات او بالغ بر ١٨٠ کتاب است (نجاشی، ١٤١٨، ص ٣٠٧ و طوسی، ١٤١٧، صص ١٩٧-١٩٩). امام حسن عسگری(ع) بارها فضل بن شاذان را ستوده است. یکی از تالیفات فضل را به امام عسگری(ع) عرضه کردند، امام نگاهی به کتاب

کرد و برای فضل طلب مغفرت نمود و فرمود:

" مردم خراسان به مقام و منزلت فضل بن شاذان و والا بودن وی از ایشان رشک میبرند" (برقی، ١٣٨٣، صص ٢٧٢ -٢٧٣، ح ١١٧٩).

بار دیگر امام به کتاب دیگری از وی نگریست، سه مرتبه برای او طلب مغفرت کرد و در تأیید کتاب فرمود:

" این کتاب صحیح است و سزاوار است که مطابق آن عمل کنند " (طوسی، ١٣٨٢، ص ٥٨٤، ح ١٠٢٣).

فضل به دفاع از اعتقادات شیعه و زدودن شبهات پیرامون آن اقدام میکرد. او میگفت: "من جانشین گذشتگانم. من محمد بن ابیعمیر و صفوان بن یحیی و دیگران را دیده ام و در طول پنجاه سال از آنها مسائل آموخته ام و... اینک من جانشین آنها هستم. " (طوسی، ١٣٨٢، ص ٥٨٤، ح ١٠٢٥).

با توجه به تمجید امام عسگری(ع) از فضل بن شاذان نیشابوری، احتمالا وی در منطقه خراسان، مسئولیت فرهنگی و پاسخ گویی به شبهات و سؤالات دینی شیعیان را عهده دار بوده است.

٢- کارکردهای سازمان

با توجه به عملکرد چند جانبۀاین نهاد از یک سو، گستردگی حوزۀعمل آن از سوی دیگر و وجود جو خفقان و سرکوب عباسیان از طرف سوم، رهبری این شبکه از حساسیت و پیچیدگی فوق العاده ای برخوردار بود؛ به خصوص که سرنوشت مکتب تشیع و جامعه شیعه با سرنوشت این تشکیلات گره خورده بود. در نتیجه دشواری کار رهبری و سنگینی مسئولیت امام روشن میگردد. رهبر چنین سازمانی میبایست یک لحظه از کم وکیف کار و سلامت و یا انحراف آن غافل نماند و در هر وضعیتی تصمیم مناسب و مقتضی را اتخاذ کند و آن گاه با ظرافت کامل آن را به مرحله اجرا گذارد. واضح است که این مسئولیت با درجه ای پایین تر بر دوش وکلای ارشد نیز سنگینی میکرد (حیدری، ١٣٩٠، صص ٢١٦-٢١٧). پیش از این به وظایف امام به عنوان رهبر سازمان به صورت خیلی گذرا اشاره کردیم.

وکلا به عنوان نمایندگان امامان شیعه در نواحی مختلف مشغول فعالیت بودند. مقام نمایندگی امام معصوم، مقامی والا و دارای ابعاد مختلفی است و به تبع گستردگی و تنوع وظایف امام معصوم ، وظایف نماینده او نیز گسترده و متنوع است. از این رو در صورت وجود شرایط مناسب، نمایندگان امامان عهده دار نقش های متعددی در حوزه مسئولیت خود بودند.

نکته ای که بایستی به آن توجه کرد این است که همه وکلا در یک سطح و رتبه نبودند. برخی از وکلا جزو اصحاب برجسته و ممتاز چندین امام معصوم و دارای مقامات علمی و دینی بالایی بوده و گاه مقام بابیت امام را نیز دارا بودند. طبیعی است که این وکلا دارای مسئولیت گسترده بوده و علاوه بر نقش مالی، دارای نقش دینی، ارشادی و علمی نیز بودند.

١-٢- نقش مالی

یکی از وظایف مهم وکلا و کارگزاران سازمان وکالت، اخذ وجوه شرعی و حقوق الهی و هدایا و تحویل آن به امامان معصوم یا باب و نماینده تام الاختیار آنها بود. این امر در دستورالعمل وکلا به هنگام اعزام به مناطق شیعه نشین، جزو اصلیترین وظایف آنان برشمرده میشد. به عنوان نمونه امام هادی(ع) در نامه به علی بن بلال پس از معرفی ابوعلی بن راشد به عنوان وکیل منطقه بغداد و مدائن و قرای سواد، او را به اطاعت از ابوعلی و تسلیم تمام مسؤلیت ها به او امر کرده است.[9] (طوسی، ١٣٨٢، ح ٩٩١، ص ٥٦٢).

در عصر امام هادی(ع) با سامان مندتر شدن تشکیلات وکالت و تأکیدات آن حضرت بر انجام واجبات مالی از سوی شیعیان ، پرداخت وجوه شرعی شکلی کاملا منظم به خود گرفت (مدرسی طباطبایی، ١٣٨٦، ص ٤٧).

یکی دیگر از وظایف مالی سازمان وکالت، رسیدگی بر کار موقوفاتی بود که شیعیان وقف ساحت مقدس ائمه میکردند. از این رو وکلای مخصوصی در مناطقی که دارای موقوفه بودند تعیین و نصب میشدند. به عنوان نمونه، احمد بن اسحاق اشعری قمی در عصر امام عسگری(ع)، وکیل وقف در قم بوده است (قمی، ١٣٦١، ص ٢١١).

اموال جمع آوری شده در سازمان برای رفع نیازهای اقتصادی بیت امامت، رفع نیازهای اقتصادی شیعیان و سادات نیازمند و رفع مشاجرات مالی شیعیان ، پرداخت صله و هدیه به شیعیان و شعرای متعهد و تأمین معیشت وکلا و کارگزاران سازمان وکالت مصرف میشد.

٢-٢- نقش ارتباطی

پس از نقش مالی، یکی از مهم ترین نقش ها و وظایف تشکیلات وکالت ، ایجاد ارتباط بین امامان معصوم و شیعیان آنان بود. کارگزاران ائمه، علاوه بر جمع آوری وجوهات شرعی، نامه های حاوی سؤالات و بیان مشکلات را از شیعیان اخذ و شخصا یا به وسیله پیک های سیار به دست امامان میرساندند و متقابلا پاسخ آنها را به شیعیان تحویل میدادند.

در سازمان گسترده وکالت، ارتباط وکلا با ائمه، با باب ها و وکلای ارشد، با یکدیگر و با شیعیان، ارتباط باب ها و وکلای ارشد با ائمه، با یکدیگر و با شیعیان، ارتباط ائمه با شیعیان صورت میگرفت. نحوه ارتباط به صورت ارتباط حضوری و مستقیم ، ارتباط کتبی، ارتباط از طریق ارسال پیک و فرستاده بود.[10]

٣-٢- نقش علمی و ارشادی

یکی از مهم ترین اهداف تشکیل سازمان وکالت ، تعلیم معارف اهل بیت به شیعیان و ارشاد آنان به حق ، در عصر حیرت و بروز تردیدها و شبهات بود. البته همه وکلا از جهت علمی و معرفتی در یک سطح نبودند. در میان وکلا، برخی آنچنان از نظر علمی و آشنایی با معارف و احکام برجسته بودند که امامان شیعه افراد را به آنان ارجاع میدادند تا معالم دینی و وظایف شرعی خود را از آنها جویا شده و فرا بگیرند. وکلا مهم ترین مرجع و ملجأ در حل معضلات علمی و اعتقادی شیعیان بودند. آنان گاه این وظیفه را شخصا انجام میدادند و گاه از طریق اخذ و ارسال نامه های حاوی سوالات شیعیان به معصومین و متقابلا تحویل پاسخ آنها به شیعیان انجام میدادند (جباری، ١٣٨٢، ج ١، ص ٣٢١). به عنوان مثال پس از شهادت امام هادی(ع)، عثمان بن سعید نقش مهمی در سوق دادن شیعیان در جهت قبول امامت امام عسگری(ع) داشت. وی پس از شهادت امام عسگری(ع) با رهبری سازمان وکالت و ایفای نقش ارشادی خود توانست بسیاری از شیعیان را از حیرت نجات بخشیده و بر قبول امامت حضرت مهدی(ع) راهنمایی کند (مجلسی، ١٩٩٨، ج ٥١، ص ٣٥٠، ح ٣).

٤-٢- نقش سیاسی

هرچند به ظاهر سازمان وکالت، نهادی مالی و ارتباطی بود ولی در همین قالب، بهترین خدمات سیاسی و مبارزاتی بر ضد حاکمیت عباسی انجام داد. فعالیت سیاسی، همواره به معنی جنگ مسلحانه و اقدامات نظامی نیست، بلکه هر آنچه به منظور مقابله و تضعیف حاکمیت عباسی از سوی ائمه و شیعیان صورت میگرفت، فعالیت سیاسی تلقی میشد و اقدامات سازمان وکالت از نمونه های بارز چنین فعالیتی بود. تلقی حکومت عباسی از اقدام ائمه در تشکیل سازمان وکالت ، نوعی تلقی سیاسی بود. اتهامی را که منصور عباسی بر علیه امام صادق (ع) مبنی بر تشکیل حکومت در حکومت و جمع خراج از شیعیان مطرح کرد (طوسی، ١٣٨٢، ح ٤٧٨، ص ٣٣٦).

در زمان متوکل هجمه های شدیدی علیه سازمان وکالت صورت گرفت. در همین رابطه برخی از برجسته ترین وکلای آن حضرت دستگیر، شکنجه و یا به شهادت رسیدند. علی بن جعفر همانی، محمد بن فرج و ابوهاشم جعفری به دستور متوکل دستگیر شدند. ابوعلی بن راشد و عیسی بن جعفر بن عاصم و ابن بند زیر شکنجه قرار گرفته و به شهادت رسیدند (طوسی، ١٣٨٢، ح ١١٢٢، ص ٦٤٠).

٥-٢- نقش حفاظتی

در عصر امام هادی(ع) و فرزندش امام عسگری(ع)، امکان تماس امام با شیعیان به حداقل ممکن رسید و مراجعه مستقیم شیعیان نزد امامین عسگریین ٦ به غایت خطرآفرین بود. به عنوان نمونه، امام هادی(ع) در توقیعی به دو تن از وکلای برجسته اش، یعنی ابوعلی بن راشد و ایوب بن نوح، آنان را به نظم در فعالیت و اطاعت از فرامین و عدم دخالت در امور یکدیگر سفارش نمود و در تعلیل آن فرمود که اگر دستورات حضرت را به کار بندند، از مراجعه مکرر نزد آن جناب بینیاز خواهند شد (طوسی، ١٣٨٢، ح ٩٩٢، ص ٥٦٢). در چنین شرایطی، این وکلا و کارگزاران سازمان وکالت بودند که به عنوان رابط بین امام و شیعیان ایفای نقش میکردند؛ و گاهی خود وکلا نیز از طریق مبرزترین وکیل آن دو امام، یعنی عثمان بن سعید عمری، اموال و نامه های شیعیان را به ایشان میرساندند. این رویه سبب شد تا سازمان وکالت بتواند به خوبی نقش حفاظتی خود را در این عصر حساس به انجام برساند (جباری، ١٣٨٢، ج ١، ص ٣٣٠).

٦-٢- نقش تمهیدی برای ورود شیعه به عصر غیبت

از دیگر مسئولیت های سازمان ، به خصوص در عصر امامین عسگریین، آماده سازی شیعه برای ورود به عصر غیبت بود. به همین منظور امام هادی(ع) شیعیان را در امور شرعی به وکلایشان ارجاع میدادند تا آنان را با شرایطی که قرار بود بعد از سال ٢٦٠ ه. ق با آن روبرو شوند -یعنی فقدان امام حاضر و عدم دسترسی مستقیم به او- آماده سازند. بنابراین زمانی که احمد بن اسحاق وکیل برجسته امام هادی و امام عسگری٦، از ایشان درباره مواقعی که امکان دسترسی به ایشان را ندارد کسب تکلیف میکند، آن دو امام همام او را به وکیل الوکلای خود عثمان بن سعید عمری حواله میدهند (طوسی، ١٣٨٤، ج ٢، ص ٥٠٠).

٧-٢- نقش مبارزاتی برضد منحرفان

برخی از منحرفان فکری، اعتقادی و اخلاقی، گاهی با سابقه وکالت برای امام یا بدون آن، راه خیانت و انحراف در پیش میگرفتند. آنان گاه به دعوی دروغین بابیت امام نیز بسنده نکرده و مدعی نبوت و یا حلول الوهیت در خود میشدند (طوسی، ١٣٨٢، ح ٩٩٦ و٩٩٧). مقابله با جریانات انحرافی در درجه اول ، وظیفه امام معصوم بودکه به شکل مناسب و در زمان مقتضی آن را انجام میداد، ولی روند این مقابله به وسیله بازوان اجرایی امام، یعنی وکلا، به اتمام میرسید. آگاهی دادن به شیعیان و ارسال پیام ها و توقیعات امام درباره منحرفان به اقصی نقاط شیعه نشین و حتی برخوردهای فیزیکی در صورت لزوم، به وسیله کارگزاران سازمان وکالت صورت میپذیرفت که نمونۀبارز آن قتل فارس بن حاتم قزوینی توسط فردی به نام جنید به دستور امام هادی(ع) است (طوسی، ١٣٨٢، ح ١٠١١، ١٠٠٧، ١٠٠٣، ١٠٠٤، ١٠٠٦).

٨-٢- نقش اجتماعی و خدماتی نسبت به امام و شیعیان

برخی از وکلا خدمات شخصی نسبت به امام را انجام میدادند. به عنوان مثال، عثمان بن سعید عمری در سن یازده سالگی به خدمت بیت امام هادی(ع) در آمد. (طوسی، ١٤١١، ص ٤٢٠) چنان که تجهیز و تغسیل بدن مبارک امام عسگری(ع) را نیز وی انجام داد. (طوسی، ١٣٨٤، ج ٢، ص ٥٠٣) کافور خادم نیز عهده دار امورات شخصی امام بود (طوسی، ١٣٨٤، ج ١، ص ٢٨٩).

به طور کلی رساندن نامه های شیعیان توسط کارگزاران سازمان وکالت را نیز میتوان در راستای نقش اجتماعی و خدماتی وکلا به شیعیان قلمداد نمود (جباری، ١٣٨٢، ج ١، ص ٣٣٤).

نتیجه گیری

اهمیت شبکه های ارتباطی برای حفظ و تقویت اجتماعات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی باعث شد، برخی امامان شیعه با عنایت به شرایط موجود به تأسیس سازمان وکالت اهتمام ورزند؛ شبکه ای هماهنگ متشکل از امامان معصوم و پیروان وفادارشان، که برای پیشبرد اهداف دینی و مذهبی ایجاد گردید.

تقویت و گسترش سازمان وکالت و هدایت هوشمندانۀآن به وسیلۀامام هادی(ع) و همچنین اجرای دقیق فرامین حضرت توسط وکلای امام در مناطق مختلف قلمرو اسلامی، سبب شد تا اهداف موردنظر امام تحقق یابد. از مهم ترین پیامدهای فعالیت سری سازمان وکالت در طول حیات حضرت را می توان به برون رفت شیعه از تحیر در عصر غیبت دانست.

تداوم حیات شیعه در عصر غیبت در گرو مسئلۀمهم مهدویت بود که امام با بیان روایات متعدد در این باب ، اذهان شیعه را از هرگونه انحراف و غلو بازداشت و جامعه شیعه توانست از این آزمون دشوار سربلند بیرون آید و تا اکنون نیز اعتقاد به وجود و غیبت حضرت حجت جز اصول مسلم شیعه امامیه تلقی میشود و شیوه رهبری جامعه شیعه در عصر غیبت کبری توسط نواب عام امام عصر (فقهای جامع الشرایط) کم و بیش تداوم همان شیوه مدیریت جامعه شیعه به وسیله وکلا میباشد.

حفظ جان امام از گزند توطئه های دشمنان و غنا بخشیدن به فرهنگ شیعه، تمرین ولایت پذیری شیعیان در قالب اطاعت از وکلا و نمایندگان حضرت، ایجاد پیوند عاطفی و فکری میان امام و شیعیان و هدایت آنان در مقابل هجمه های تبلیغاتی فرق مختلف اسلامی و معرفی صحیح مکتب اهل بیت را میتوان از پیامدهای مهم تشکیل و تقویت سازمان وکالت برشمرد. سازمان وکالت توانست با برقراری ارتباط میان اعضا و مجموعه های پراکندۀشیعه در سراسر بلاد اسلامی با امام معصوم، امکانات ایشان را در جهت حفظ و حراست از جامعه شیعه و رفع مشکلات آنان و توسعه مکتب اهل بیت بسیج کند.

امام هادی (ع) با تقویت و ساماندهی سازمان وکالت در تداوم مبارزه بر ضد حکومت عباسی موفق بود و با حفظ هویت و کیان شیعه، نه تنها مانع از اضمحلال شیعه امامیه در سایر فرق گردید، بلکه زمینه رشد و غنای فقه شیعه را فراهم آورد. اقدامات علمی ایشان مانند بارور کردن میراث غنی علمی و تدوین و تبویب احادیث، نخبه پروری و تربیت دانشمندان در علوم مختلف و حمایت اقتصادی از اهل علم و محافظت از جان آنان و احترام و تجلیل از علما و مبارزه با انحراف ها، بالندگی و رشد و نمو علوم اسلامی را به ارمغان آورد.

 

فهرست منابع

 ١. ابن شهرآشوب، رشیدالدین محمدبن علی(١٣٧٩) مناقب آل ابیطالب، قم: انتشارات علامه.

٢. اصفهانی، ابوالفرج (١٣٨٠) مقاتل الطالبیین، ترجمه سید هاشم محلاتی، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

٣. ابن طقطقی، محمد بن علی بن طباطبا(١٤١٨) الفخری فی آداب السلطانیه و الدول الاسلامیه، حلب: دار القلم العربی.

٤. بامبرگر، پیتر و لن نشولم (١٣٨١) استراتژی منابع انسانی، ترجمه علی پارسائیان و سیدمحمد اعرابی، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی.

٥. برقی، احمد و ابن داود حلی(١٣٨٣)الرجال، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم.

٦. جباری، محمدرضا(١٣٨٢) سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمه، قم: انتشارات موسسۀآموزشی پژوهشی امام خمینی، ج ١ و ٢.

٧. حر عاملی، محمد بن حسن (بیتا) وسائل الشیعه، قم: موسسه آل البیت لاحیاء التراث.

٨. حرانی، ابو محمد حسن بن علی بن الحسین بن شعبه (١٣٩٤ه ق) تحف العقول، بیروت: موسسه الاعلمی للمطبوعات ، الطبعه الخامسه.

٩. حسین، جاسم (١٣٨٥) تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ترجمه محمدتقی آیت اللهی، تهران: انتشارات امیرکبیر، چاپ سوم.

١٠. حیدری، محمدحسن (١٣٩٠) شکوه سامرا، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق.

١١. دهخدا، علیاکبر، لغت نامه.

١٢. سلیمانی، جواد(١٣٨٦) رازداران حریم اهل بیت ، قم : انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.

١٣. شریف قرشی، باقر(١٣٧١) تحلیلی از زندگانی امام هادی، ترجمه محمدرضا عطایی، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی.

١٤. صدوق، محمد بن علی بن حسین ابن بابویه (١٣٨٠) کمال الدین و تمام النعمه، ترجمه منصور پهلوان، قم: دارالحدیث.

١٥. طبری، محمد بن جریر (١٣٧٥) تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: انتشارات اساطیر، چاپ پنجم.

١٦. طوسی، محمد بن حسن (١٣٨٢) اختیار معرفه الرجال معروف به رجال کشی، تحقیق محمدتقی فاضل میبدی، تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

١٧. ____(١٤١١) رجال، قم: انتشارات دار الذخائر، الطبعه الثانیه.

١٨. ____ (١٣٨٤) الغیبه (خورشید در نهان)، ترجمه عباس جلالی، تهران: موسسه تعاون امام خمینی.

١٩. ____ (١٤١٧) الفهرست، تصحیح جواد قیومی، قم: النشر الاسلامی.

٢٠. قمی، حسن بن محمد بن علی بن حسن (١٣٦١) تاریخ قم، تصحیح سید جلال الدین تهرانی، تهران: انتشارات توس.

٢١. مجلسی، محمدباقر(١٩٩٨) بحارالانوار الجامعۀ لدرر الاخبار، بیروت: دارالتعارف، ج ٥٠.

٢٢. مدرسی طباطبایی، حسین (١٣٨٦) مکتب در فرایند تکامل، ترجمه هاشم ایزدپناه، تهران: انتشارات کویر.

٢٣. مسعودی، علی بن الحسین (١٣٦٥) مروج الذهب، ترجمه ابوالقاسم پاینده، انتشارات علمی و فرهنگی.

٢٤. محمدبن محمد بن نعمان، مفید(١٣٧٨) الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ چهارم.

٢٥. ناصر الشریعه ، محمد حسین (بیتا) تاریخ قم، ترجمه علی دوانی، قم: دار الفکر.

٢٦. نجاشی، ابیالعباس احمد بن علی(١٤١٨ق) رجال، تحقیق سید موسی شبیری زنجانی، قم: موسسه النشر الاسلامی، الطبعه السادسه.

 

یادداشت ها

[1] به عنوان نمونه میتوان به قیام شریک بن شیخ مهری در سال ١٣٣ق بر ضد ابومسلم در بخارا اشاره کرد. رک: طبری، ١٣٧٥.  

[2] برای اطلاع از نام قیام گران علوی و ساداتی که به دست حکام عباسی در این دوران کشته شدند ر. ک: اصفهانی، ١٣٨٠، صص ٥٥٢-٦٢٨.

[5]  المروزی المقیم بسمرقند و کش، عالم فاضل مصنف متکلم ثقه و هو القمی خادم القبر.

[6] یرید أنه قبر فاطمه بنت الامام موسی بن جعفر(ع) و أخت الامام الرضا(ع) التی لها قبر مشید فی قم یقصده الزائرون للتبرک به حتی الیوم.

[7] کان سهل بن یعقوب هذا یخدم الامام الهادی سرمن رأی و یسعی فی حوائجه و کان یقول له انت أبو نواس الحق.

[10] برای مطالعه بیشتر درباره نامه های شیعیان و وکلا و ارتباط آنها با یکدیگر ر. ک: رجال کشی

رفتار شناسی امام هادی علیه السلام با جریان های فکری اهل سنت در مسائل کلامی

 

 

 

 
عصر امام هادی(ع) (220-254ق) با حکومت شش خلیفه عباسی مصادف بود. در این دوره از جهان اسلام، شاهد رشد و گسترش فرقه هایی هم چون معتزله، حنابله، جریان فکری تشبیه، جبر و تفویض و تحریف قرآن در میان مسلمانان هستیم. در این عصر پیروان ادیان دیگر، مانند یهودی، مسیحی و زرتشتی در کنار مسلمانان زندگی می کردند که این امر بر دامنه تبلیغات فرهنگی اثر گذاشته بود. با سیری در اسناد تاریخی حدیثی و به روش توصیفی- تحلیلی، می توان چگونگی برخورد امام هادی(ع) را با جریان های فکری در مسایل کلامی مورد واکاوی قرار داد. از جمله کارهای ایشان می توان نامه نگاری با شیعیان، مناظره، رد شبهات مطرح شده، تبیین اندیشه صحیح و تعلیم دعاها و زیارت جامعه را برشمرد. در این پژوهش، ضمن بیان جریان های فکری که اعتقادات آنها متعارض با اندیشه کلامی اهل بیت (ع) است، به چگونگی رفتار و برخورد امام با آنها و دفع آسیب هایی پرداخته می شود که از ناحیه این اندیشه ها متوجه جامعه اسلامی شده بود.
 
 
تاریخ انتشار : 1397/12/20
بازدید : 31
منبع : نامه جامعه » پاییز 1396 - شماره 123 , مطهری، حمیدرضا /
مشخصات نویسنده : عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی /

 

مقدمه

در دوران امام هادی(ع) بحث های علمی و اعتقادی و برخورد افکار و بینش های گوناگون با یکدیگر، موجب گردیده بود که گرایش های فکری و اعتقادی، جایگاه ویژه ای داشته باشد. عواملی مانند اظهار تمایل حکمرانان عباسی این دوره، نسبت به مسائل علمی و فرهنگی، باز شدن دروازه های علوم فلسفه و کلام ملت های دیگر به روی مسلمانان و ترجمه بسیاری از کتاب های علمی آنان به زبان عربی و فراهم آمدن موقعیت استثنایی برای بحث و مناظره با دانشمندان سران مکتب ها و جریان های مختلف، خصوصا در دوره امامت امام رضا(ع) از مهم ترین عوامل پیدایش این شرایط بود که از جمله این جریان های فکری در پوشش فرقه معتزله، حنابله و جریان فکری تشبیه، جبر و تفویض و تحریف قرآن بروز یافت.

مقاله حاضر به دنبال شناساندن رفتار و نوع مواجهه امام هادی(ع) با این جریان است. اهمیت پرداختن به این مسأله در این است که شیعه در دوران تاریخی حساسی قرار گرفته و به راحتی با امام خود در ارتباط نیستند، اما با وجود همه فشار، محاصره و کنترل امام توسط حکومت، امام در رابطه با فعالیت ها و بیان افکار جریان های فکری کلامی سکوت نمی کرد. در این مقاله سعی بر آن است که علاوه بر بیان این جریان ها به نوع رفتار و مواجهه امام با آنها بپردازیم.

1- باز تبیین مفاهیم کلیدی

1-1- رفتارشناسی

رفتارشناسی[1] بر این اصل بنیادین استوار است که یکایک انسان ها دست به عمل می زنند و به عبارت دیگر بر این نکته ازلی مبتنی است که افراد، کنش هایی هوشیارانه را برای دستیابی به اهدافی انتخاب شده انجام می دهند. این مفهوم از کنش انسان، در مقابل رفتار کاملا انعکاسی یا غیر ارادی که هدفی را دنبال نمی کند، قرار دارد. روش رفتارشناسانه، تبعات و دلالت های منطقی نکته ازلی مورد اشاره را با استنتاج کلامی شرح می دهد. (z. Klein, 1984, p119–131)

1-2- اهل سنت

اصطلاح اهل سنّت از دو واژه اهل و سنت ترکیب یافته است. اهل در لغت به معنای گروهی است که در امری از امور باهم شریک باشند؛ مانند اهل بیت(ع) که در پیوند خانوادگی و اهل اسلام که در عقیده قلبی، شریک یکدیگرند (اصفهانی، 1389ش، ص55).

«سنّت» در لغت به سیره، راه (ابن فارس، 1411، ج۳، ص۶) و روش نیکو و پسندیده گفته می شود (زبیدی، 1425، ص300). «سنّة اللّه فی الّذین خَلو مِنْ قَبْل»؛ این سنت خداوند در اقوام پیشین است (احزاب: 62) و گاهی این واژه درباره مطلق راه و روش به کار می رود، هرچند پسندیده نباشد. چنان که در حدیثی آمده: «و من سنّ سنّة سیئة کان علیه وزرها و وزر من عمل بها » هر کس راه و روش بدی از خود به یادگار گذارد، علاوه بر گناه عمل خویش، در گناه عاملان به آن نیز شریک است (حر عاملی، بی تا، ج5، ص24؛ نیشابوری، بی تا، ج7، ص14).

اهل سنت در اصطلاح، نامی است که بر تمام فرقه های مسلمین به غیر از شیعه، معتزله، خوارج و مرجئه اطلاق می شود (اشعری، 1419، ج1، ص345). این نام در ابتدا بر اهل حدیث اطلاق شده است. اهل حدیث در ابتدا عقاید مدونی نداشتند و بعد از آن که احمد بن حنبل در مسئله خلق قرآن عقاید مخصوصی را ابراز داشت، در میان ایشان موقعیت ممتازی را دارا شد و توانست آن چیزهایی را که سنت می دانست، در زمره عقاید اهل سنت قرار دهد (خمینی، 1390ش، ج1، ص221).

پس از ظهور اشعری، با این که در ابتدا حنابله او را از خود ندانستند، لکن پیروان اشعری نیز از اهل سنت، بلکه روشن ترین مصداق اهل سنت محسوب می شوند، تا حدی که بعضی اصولا اهل سنت را همان اشاعره می دانند (همان).

محمود بشیشی از علمای متأخر اهل سنت در کتاب الفرق الاسلامیه می نویسد: «اما ظهور مذهب اهل سنت در اوایل قرن چهارم بود و به صورت جمعیت پر قوّه ای ظاهر نشدند، مگر پس از به وجود آمدن فرق دیگر. عمده جمعیت مسلمانان قبل از اشعری از شیعه، معتزله، مرجئه، مشبهه و قدریه تشکیل می یافت و پیدایش مذهب اهل سنت، متأخر از تمام مذاهب اسلامی است» (بشیشی، 1359ق، ص69). با این حال نمی توان حنابله و مطلق اهل حدیث را از اهل سنت خارج دانست؛ چرا که در حقیقت، مذهب اشعری توجیهی از مذهب حنبلیه و اهل حدیث است. شایان ذکر است که گاه به اهل سنت، کلمه «جماعت» عطف می شود. در این صورت این کلمه شامل معتزله نیز می شود (حسنی رازی، 1383ش، ص28).

1-3- مواجهه

مواجهه به معنای مواجه شدن، روبه رو گشتن، روبه رو شدن، رویاروی گردیدن با کسی، برابرشدن، موازات (رک: دهخدا، 1377ش، ج14، ذیل واژه) و در اصطلاح، به معنی روبه رو کردن دو یا چند نفر باهم، به قصد روشن کردن حقیقتی و یا رودرروی هم قرار گرفتن که در این سؤال و جواب و رد و قدحی که متخاصمین کنند، یکدیگر را نبینند (انوری، 1381ش، ج7، ص 7448).

2- پیشینه پژوهش

در رابطه با رفتارشناسی امام هادی(ع) با جریان های فکری اهل سنت در مسائل کلامی، کتاب و مقاله مستقلی یافت نشد، اما پیرامون زندگانی و سیره امام هادی(ع) پژوهش های بسیاری صورت گرفته است که برخی در قالب کتاب و برخی به شکل مقاله و پایان نامه نگاشته شده است. از میان این آثار، می توان به این موارد اشاره نمود: امام هادی(ع) الگوی زندگی، (احمدی، 1390ش) شکوه سامرا نوشته سیدعلی حسینی و همکاران (حسینی و همکاران، 1390 ش) که درباره برخی از زوایای دیگر زندگانی امام هادی(ع) و فعالیت های امام در ابعاد مختلف آن زمان بحث نموده است. الامام الهادی(ع) قدوة و اسوة نوشته محمدتقی مدرسی است (المدرسی، 1410ق) که درباره سیره اخلاقی، اعتقادی و برخی از فعالیت های امام در بین شیعیان سخن گفته است.

مقاله «امام هادی(ع) پرچمدار اندیشه و فرهنگ اسلامی» نوشته ابوالفضل هادی منش (ر. ک: هادی منش، 1384، ص28-43) است که به فعالیت های فرهنگی و علمی امام در جامعه اسلامی می پردازد. «امام هادی(ع) در مصاف با انحراف عقیدتی» نوشته حسین مطهری محب (ر. ک: مطهری محب، 1383، 14-26) درباره مبارزات علمی و فکری امام با فرقه های منحرفی چون غلات و معتزله بحث نموده است، «روش شناسی حرکت های مکتبی امامان(ع)» نوشته علی اکبر نوابی (ر. ک: نوابی، 1389، ص 121-150) که به طور کلی در رابطه با روش های ائمه(ع) و تلاش آنها برای حفظ مکتب تشیع نگاشته شده است، «نقش امام هادی(ع) در جهت دهی مباحث فکری و عقیدتی پیرامون قرآن کریم» نوشته امیر فتاحی و علی دشتی (ر. ک: دشتی، 1392، ص79-92) نیز به طور مختصر به فعالیت های علمی و فرهنگی امام هادی(ع) پرداخته اند. پایان نامه «رفتار امامین عسکریین(ع) در مواجهه با انحرافات عصر خود» نوشته مظفر سادات اشکور (سادات اشکور، 1394ش) در قسمتی از بحث خود به رفع شبهه قرآن پرداخته است. پایان نامه دیگری به نام «بازکاوی احادیث امام هادی(ع) با تاکید بر فضای تاریخی صدور روایات، نوشته کاظم فتاح دماوندی (فتاح دماوندی، 1393ش) نیز در قسمتی از بخش راه کارهای امامین عسکریین(ع) به رفع شبهه تحریف قرآن اشاره نموده است.

3- عصر امامت امام هادی(ع)

ابوالحسن علی بن محمد بن علی بن موسی (212- 254ق) مشهور به امام هادی(ع) فرزند امام جواد(ع) و دهمین امام شیعیان و مادر آن حضرت کنیزی به نام سمانه (غزالی، بی تا، ص۷۸ و۶۳۵) یا سوسن (نوبختی، 1361 ش، ص۱۳۵) بود. او به مدت ۳3 سال امامت شیعیان را به عهده داشت (مفید، 1380ش، ص297). تولد آن حضرت بنا به روایت کلینی، شیخ مفید، شیخ طوسی و نیز ابن اثیر در نیمه ذی الحجه سال ۲۱۲ ق و در منطقه ای به نام صریا در نزدیکی مدینه بوده است[2] (مفید، 1380ش، ص۶۳۵). امام هادی(ع) به لقب های دیگری مانند: نجیب، مرتضی، نقی، عالم، فقیه، امین و طیب نیز شهرت داشت (اربلی، بی تا، ج۴، ص۴۳۲). کنیه وی ابوالحسن است (همان، ص۴۳۲). از آن جا که کنیه امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) نیز ابوالحسن بود، برای اجتناب از اشتباه، عنوان «ابوالحسن اول» به امام کاظم(ع)، «ابوالحسن ثانی» به امام رضا(ع) و «ابوالحسن ثالث» به امام هادی(ع) اختصاص یافته است. امام هادی(ع) در سال ۲۲۰ ق به امامت رسید. از آنجا که شیعیان (به استثنای افرادی معدود) مشکلِ پایین بودنِ سنّ امام جواد(ع) را پشت سر گذاشته بودند، در زمینه امامت امام هادی(ع) تردید خاصی برای بزرگان شیعه رخ نداد. به  نوشته شیخ مفید (مفید، 1380ش، ص۶۳۸)، همه پیروان امام جواد(ع) به استثنای افراد معدودی، به امامت امام هادی(ع) گردن نهادند. این عده معدود برای مدّت کوتاهی به امامت موسی بن محمد (متوفی۲۹۶) معروف به "موسی مبرقع" مدفون در قم،  معتقد شدند؛ لیکن پس از مدّتی از امامت وی برگشتند و امامت امام هادی(ع) را پذیرفتند (نوبختی، 1361ش، ص۱۳۴). سعد بن عبداللّه بازگشت این افراد به امام هادی(ع) را از آن روی می داند که خود موسی مبرقع از آنان بیزاری جست و آنان را از خود راند (اشعری قمی، 1341ش، ص۹۹). امام هادی(ع) از آغاز امامت در مدینه حضور داشت و در این مدت، نقش بسیار مؤثری در رهبری شیعیان ایفا کرد. آن حضرت نه تنها مراجعات مستقیم و پرسش های شیعیان را در مدینه پاسخ می داد، بلکه با تعیین وکلای خود در نقاط مختلف، ضمن پاسخ گویی به پرسش های شیعیان، امور مالی و دریافت وجوهات را نیز به انجام می رساند و از همین رو، از چنان موقعیت ممتازی برخوردار شده بود که حکومت عباسی از ناحیه آن حضرت احساس خطر کرده و حضور ایشان را در مدینه، بیش از این جایز ندانست و درصدد برآمد تا ایشان را به مرکز حکومت و سامرا منتقل نماید. امام تا پایان عمر خود  بیش از بیست سال  در این شهر به سر برد. شیخ مفید با اشاره به اقامت اجباری امام در سامرا می نویسد: «آن حضرت به ظاهر مورد احترام خلیفه بود، ولی متوکل علیه آن حضرت دسیسه می کرد» (اشعری قمی، 1341ش، ص۶۴۹).

از امام هادی(ع) احادیثی در امور اعتقادی، تفسیر قرآن، فقه و اخلاق روایت شده است. زیارت جامعه کبیره که دربردارنده مضامین اعتقادی شیعیان و یک دوره فشرده امام شناسی است، نیز از امام هادی(ع) روایت شده است. همچنین حضرت در دوره امامت خویش، به رسیدگی به امور شیعیان و تربیت شاگردانی چون عبدالعظیم حسنی، عثمان بن سعید، ایوب بن نوح، حسن بن راشد و حسن بن علی ناصر پرداخت.

4- اوضاع سیاسی دوران امام هادی(ع)

بسترشناسی و شناخت وضعیت دوره هر کدام از ائمه اطهار(ع) فواید چندانی را دربردارد که شناخت و تحلیل سیره ائمه(ع) و همچنین توانایی و توجیه و تشخیص تفاوت سیره ائمه(ع) با یکدیگر، به ویژه در مسائل فکری و فرهنگی حتی توانایی توجیه چگونگی و چرایی تفاوت برخوردهای یک امام در مواجهه با جریان های مختلف، از آن جمله اند (رک. صفری فروشانی، 1387ش، ص11).

حکومت عباسی در قرن سوم، با اوضاع سیاسی ویژه ای روبه رو بود. خفقان و استبداد کاملاً بر فضای سیاسی سایه انداخته بود. شیعیان از جانب خلفای عباسی به شدت تحت فشار و اختناق بودند. آنها در دوران زندگانی امام هادی(ع) در شهرهای مختلف بلاد اسلامی می زیستند که مهم ترین مراکز تجمع شیعیان در این عصر، در عراق: کوفه (حموی، 1417، ج4، ص558)، بغداد، مدائن (ر. ک: طبری، بی تا، ج3، ص116)، سامرا، بصره و نواحی مختلف ایران و یا ایالت جبال از نواحی بود که جمعیت زیادی از شیعیان را در شهرهای مختلف خود جای داده بود. از جمله شهرهای شیعه نشین این ایالت در عصر امامت امام هادی(ع): قم، آوه، دیلم، ری، خراسان، اهواز، قزوین و اصفهان است (حموی، 1417، ج7، ص88).

دوران امام هادی(ع) به دلیل آشفتگی فضای سیاسی، مقارن با آشوب ها و فتنه گری های قدرت طلبان گردید. علاوه بر آشوب های داخلی، علویان نیز دست به قیام زده اند؛ مثل قیام اجمد بن صالح، قاشم بن عبدالله و عبدالله بن موسی. فشار حکومت بر علویان بیشتر شده و نتیجه این قیام ها سرکوب و قتل عوامل آنها بود (اصفهانی، 1414، ص480؛ ابن اثیر، 1382، ج10، ص4300).

دوران سی و چهار ساله امامت امام هادی(ع) (220-254ق) با حکومت شش خلیفه عباسی مصادف بود. عصر اول عباسی به سبب نفوذ عناصر ایرانی از دوره های بعد متمایز است. این عصر از خلافت سفاح آغاز گردید و تا پایان خلافت مأمون ادامه یافت؛ اما از زمان معتصم (218- 227) و به دلیل دگرگونی اوضاع خلافت، دوران جدید با مشخصاتی نو پدیدار گشت. از مهم ترین مشخصات این دوره، زوال قدرت خلفا و اقتدار روزافزون غلامان و درباریانی است که خلفای ناتوان عباسی را در چنگ خود می گرفتند و آنان را گرفتار زندان و شکنجه می کردند و گاه به گونه ای فجیع به قتل می رساندند (سیوطی، بی تا، ص360؛ مسعودی، 1370، ج4، ص97).[3]

بیعت با معتصم در شرایطی واقع شد که درگیری های شدیدی میان اعراب از یک سو و ایرانی ها- که در نخستین سال های خلافت مأمون از همدردی او بهره مند بودند – از سوی دیگر جریان داشت و توازن میان عناصر عرب و ایرانی که حکومت عباسی را تشکیل می دادند، دچار اختلال شده بود.

از دیگر سو، معتصم به عناصر عربی تکیه نکرد و برای برقرار کردن امنیت در قلمرو وسیع عباسی و سرکوب کردن آشوب های بزرگ و شورش های خطرناکی که در اطراف و اکناف به وجود آمده بود، نیازمند سپاهی نیرومند و یارانی فداکار بود؛ در حالی که نه ایرانیان و نه اعراب، حاضر نبودند با او همکاری و از وی پشتیبانی کنند. از این رو معتصم به ترک ها روی آورد و عصبیتی جدید در کنار اعراب و ایرانیان به وجود آورد (ابن اثیر، 1415، ج11، ص88).

در این زمان سیاست معتصم بر جذب و اعتماد به ترکان متمرکز شد. به گمان او ترکان هرگز برای خود سهمی در خلافت احساس نمی کردند. از آن رو که از طبقه بردگان و غلامان بودند و هرگز به این اندیشه توجه نداشتند که به خلیفه بی مهری و از اطاعت او سرپیچی کنند.

با نزدیک شدن نظامیان ترک به هرم قدرت عباسی و افتادن تمام امور به دست آنان، رقابت شدید بین آنان و عرب ها و ایرانیان درگرفت (مسعودی، 1370ش، ج2، ص472). این رقابت هم تنش زا بود و هم تضعیف کننده قدرت مرکزی و خلافت عباسی، اما معتصم همچنان از نظامی گری حمایت می کرد و مشروعیت قدرت را به نیروی نظامیان تأمین می کرد. مناصب و مشاغل مهم را از حجابت، برید و وزراء و استانداران در ولایات مختلف را از میان آنان انتخاب کرد و معتصم با اعتماد بیشتر از ترکان در حل امور بهره می گرفت (همان).

واثق (132- 117ق) پس از معتصم، امتیازات بیشتری به ترکان اعطا کرد. او برای اولین بار مقام سلطانی را در دستگاه خلافت ایجاد کرد و اولین سلطانی را به اشناس ترک بخشید که حکومت مغرب به او سپرده شد (سیوطی، 1363، ص410). ترکان پس از واثق، متوکل (232- 247ق) را به خلافت برگزیدند. متوکل با خاندان علی (ع) دشمن بود (ابن طقطقا، 1367 ش، ص327 - 328؛ ابن جوزی، بی تا، ج2، ص341).

او به اتکای ترکان و سلفیه، سیاست های خصمانه ای درباره شیعیان در پیش گرفت. از جمله اقدامات او، دستگیری، ضرب و شتم و به بند کشیدن عده زیادی از شیعیان بود (ابن کثیر، 1998م، ج7، ص326). وی حتی از بی حرمتی به امام هادی (ع) خودداری نکرد؛ ابتدا ایشان را به سامرا احضار (یعقوبی، 1384 ش، ج2، ص512) و سپس به اتهام نگهداری سلاح و نامه های شیعیان، گروهی از ترکان را به منزل وی فرستاد و او را دستگیر کرد (مسعودی، 1370ش، ج2، ص10 – 11).

سرکوبی شیعیان به عراق محدود نشد. به دستور متوکل، اسحاق بن یحیی، والی مصر، مجبور شد اشراف علویان را از آن کشور اخراج کرده و به عراق بفرستد (ابن تغری، بی تا، ج2، ص341). سیاست دیگر خلیفه، ویران کردن اماکن مقدس شیعیان بود. به دستور وی، مرقد امام حسین (ع) و بناهای پیرامون آن ویران شد و به ساکنان نواحی اطراف حرم امر شد زمین آن را شخم زده و بر آن کشاورزی نمایند (ابن اثیر، 1415، ج4، ص318). او همچنین دستور داد که قبور سایر علویان را نیز ویران کنند (ابن تغری، بی تا، ج2، ص341). در دوره متوکل، بیشتر پیروان و وکیلان امام دستگیرشده و در زندان بودند. افرادی همچون علی بن جعفر، محمد بن فرج، ابوحمزه و برخی همچون ایوب بن نوح و. . . تحت پیگرد بودند و برخی مثل محمد بن حجر کشته شدند (مسعودی، بی تا، ص450؛ اربلی، 1426، ص247-390؛ ابن شهرآشوب، 1421، ج4، ص416؛ کشی، بی تا، ص606، ح 1129و 1130). با توجه به گزارش ها، در این دوران، متوکل به بازداشت و دستگیری شیعه امامیه دست زد و برخی از وکلای امام هادی(ع) در بغداد؛ مدائن، کوفه و سواد، زیر شکنجه به شهادت رسیدند و عده ای دیگر نیز زندانی شدند (کلینی، 1368، ج1، ص603 و607)؛ همچنین علی بن جعفر از وکلای امام هادی(ع) به دستور متوکل زندانی شد. وی پس از آزادی به دستور امام هادی(ع) به مکه رفت (کلینی، 1368، ج 1، ص 607و 608). مرگ متوکل سبب شد شیعیان و امام از آزادی نسبی برخوردار شوند.

منتصر (247-248ق) نیز سیاست پیروی از ترکان را به سبب وابستگی در قدرت گیری خود به آنان ادامه داد. او متوجه یاغی گری ترکان شد و درصدد برآمد تا از قدرت آنان بکاهد، اما با توطئه همانان کشته شد. بنا بر گزارش ها، منتصر نسبت به علویان دید مثبتی داشت و آنان را به دیگران ترجیح می داد، اما کارگزاران او که چندان مطیعش نبودند، دشمنی خود را نسبت به علویان ادامه دادند. ترکان پس از منتصر، مستعین (248- 252 ق) را به خلافت نصب کردند (دشتی، 1377ش، ص179). بغداد در عهد مستعین، مرکز آشوب ها و فتنه های قومی و مذهبی گردید. سامرا نیز توسط ترکان و سوءتدبیر خلیفه به هرج و مرج گرایید (ابن اثیر، 1415، ج11، ص 288).

این حوادث، مرهون ضعف سیاست گذاری عباسی بود که با گرایش های قومی و نژادی اقتدار حکومت را به ضعف و سستی مبدل کردند. شورش های بغداد، سبب شد خلیفه از سامرا به بغداد بگریزد. بنابراین ترکان او را خلع کردند و معتز (252- 255ق) را جای او نشاندند. این خلیفه برای کاهش قدرت ترکان در دربار و به ویژه نیروی نظامی، شماری از مردان آفریقایی را وارد لشکر گارد خود کرد تا از سلطه ترکان بکاهد (ر. ک: رحیم، 1971م، ص۲۶۵؛ جعفریان، 1378ش، ص۸۸) و در این میان سپاه خلیفه بر وصیف ترک شوریدند و او را به قتل رساندند و ولید مغربی به تحریک معتز، بغای کبیر را در سال 254ق از پای در آورد. وقتی ترکان چنین دیدند، معتز را به قتل رساندند (سیوطی، بی تا، ص360).

امام گرچه در این دوره به صورت های مختلف با شیعیان خود تماس می گرفت، اما کنترل شدید امام از یک طرف و شکنجه و آزار کسانی که با امام تماس می گرفتند از طرف دیگر، باعث می شد که ارتباط امام با پیروان خود به حداقل برسد. همین امر سبب پیامدهایی در میان شیعه می شد که با تدبیر امام، این آفات به حداقل خود رسید. اگرچه اختناق حکومت عباسی در دوران امام هادی(ع) ادامه داشت و آن حضرت از سوی حکومت زیر نظر بود و مدتی از زندگانی ایشان در حبس سپری شد، اما هدایت و امامت شیعیان، هیچ گاه با وقفه روبرو نشد. ایشان از راه های مختلف، با فرقه ها و عقاید انحرافی مبارزه می کردند و در قالب سخنان، نوشته ها، نامه ها، شرکت در مجالس مناظره، پاسخ گویی به پرسش ها و شبهات مطرح شده و. . . به فعالیت های علمی و فرهنگی می پرداختند.

با آن که برخی از دانشمندان شیعه به شهادت امام هادی(ع) اشاره نکرده و گویا رحلت ایشان را به شکل عادی قلمداد کرده اند (مفید، 1380ش، ج2، ص311)، اما نظر مشهور شیعیان بر این است که آن حضرت در دوران معتز، خلیفه عباسی مسموم شده و به شهادت رسیدند (طبرسی، 1399ش، ص355). البته درباره زمان و چگونگی شهادت آن حضرت، سخنان دیگری نیز وجود دارد (مجلسی، بی تا، ج5، ص114- 117 . (شیخ مفید و دیگران روایت کرده اند که آن حضرت در ماه رجب سال ۲۵۴ق پس از ۲۰ سال و ۹ ماه اقامت در سامرا رحلت کرد (نوبختی، 1361ش، ص۱۳۴). برخی منابع، شهادت وی را در روز سوم رجب دانسته اند (مجلسی، بی تا، ج5، ص۱۳۴)، در حالی که منابع دیگر، ۲۵ یا ۲۶ جمادی الثانی را ذکر کرده اند (اربلی، بی تا، ج۴، ص۷).

5- جریان های فکری دوران امام هادی (ع)

جهان اسلام در دوران امام هادی(ع) از نظر فرهنگی، گرایش های فکری و اعتقادی از گستردگی ویژه ای برخوردار بود. در این دوره، بحث های علمی و اعتقادی و برخورد افکار و بینش های گوناگون با یکدیگر رواج داشت. منشاء پیدایش این تحول فکری به جز کنار زدن اهل بیت(ع) از صحنه سیاسی و فرهنگی جهان اسلام، عوامل دیگری مانند اجتهاد صحابه، نفوذ فرهنگی ادیانی مانند مسیحیت، یهودیت و ملحدان و انتشار و گسترش شبهات و افکارشان علیه اسلام از یک سو و از سوی دیگر، رسوخ دنیاطلبی، تفسیرهای انحرافی از عقاید اسلامی و ایجاد فرقه های انحرافی از سوی حکومت برای مقاصد سیاسی، سبب بروز اختلافات بیشتر عقیدتی، فکری و فرهنگی در جهان اسلام بود.

در این دوره، امام هادی(ع) که وظیفه خویش را حفظ اسلام و فرهنگ وحی و نگهداری آن از دستبرد حوادث و انحرافات می دانستند، به روشنگری و موضع گیری های به جا در برابر انحرافات فکری جامعه پرداختند و با افکار انحرافی که توسط عالمان این فرقه های انحرافی گسترش می یافت، مقابله کردند و شیعیان را از در افتادن در این وادی های بیهوده دور کردند. علاوه بر این، سعی کردند با تربیت شاگردانی شایسته، بنیان های فکری شیعه را تقویت سازند. در این دوره شیوخ و شاگردان و اصحابی تربیت شدند تا هم کارگشای حوادث باشند و هم از کیان اعتقادی فقهی شیعه در برابر فرقه ها وگروه های مختلف، به خصوص اهل سنت که از حمایت و پشتیبانی خلفا نیز برخوردار بودند، دفاع کنند. شیخ طوسی تعداد شاگردان امام هادی(ع) را در زمینه های مختلف علوم اسلامی، 185 نفر می داند (طوسی، 1404ق، ص429). در دوران امامت امام هادی(ع)، فرقه ها و جریان های فکری و عقیدتی معتزله، حنابله و جریان فکری تشبیه، جبر و تفویض و تحریف قرآن وجود داشت.

5- 1- معتزله

معتزله نام جنبشی فکری - دینی است که اندیشه های عقلانی آن، در اواخر قرن نخست و سال های آغازین قرن دوم، در میان برخی اندیشمندان مسلمان شکل گرفت. بنیان گذار این فرقه کلامی، واصل بن عطا (80- 131 ق) بود. برای بررسی خاستگاه واقعی این فرقه، مراجعه به تاریخ ضروری است؛ زیرا اندیشه های جدید، بر اثر چالش های فراروی اندیشه های پیشین و حوادث تاریخی پدید می آید و از این رو، تبیین امور مربوط به اندیشه ها، دقت و تتبع بسیاری می طلبد. واصل که در آغاز، شاگرد حسن بصری بود، بنیان گذار واقعی این حرکت فکری در زمان حسن بصری بود و در حقیقت، جریان معتزله در برابر اندیشه های حسن بصری شکل گرفت. با توجه به اندیشه های جبرگرایی (ر. ک: طبری، بی تا، ج6، ص488؛ ابن قتیبه، 1363ش، ص446) و قدریه (ابن المرتضی، 1409ق، ص25) زمینه حضور جدی معتزله فراهم شد. در همین دوره، واصل با جدایی از حسن، بر اصل «منزلة بین المنزلتین» تأکید داشت و مرتکب کبیره را کافر مطلق نمی دانست (ابن المرتضی، 1409ق، ص25). پس از مرگ حسن بصری (110ق)، عمرو بن عبید، در 131 هجری قمری رهبری معتزله را به عهده گرفت. (اصفهانی، 1414ق، ص258).

برای اندیشه اعتزال در قرن های دوم و سوم، بحران ها و حوادثی پیش آمد. در دوره مأمون، موقعیت بسیار مهمی نصیب معتزله شد؛ اما با تندروی و تصمیم های نامناسبی مانند تفتیش باورها و انجام برخی امور خشونت بار در این باره، به تدریج، جایگاه خود را از دست دادند و دستگاه خلافت نیز، با نامهربانی با آنان برخورد کرد. به این ترتیب، سیاست معتزله به همراهی با شیعه چرخش پیدا کرد و در همین دوران، انشعاب بزرگ معتزله به بغدادیان و بصریان به وجود آمد (خیاط، 1344ق، ص16). معتزله نیز در فرآیند تحولات فکری سرزمین های اسلامی دچار تحول شدند و می توان گفت افکار آنان، پس از ظهور عباسیان تغییر بسیاری کرد؛ زیرا جریان ترجمه و ورود افکار ملت های دیگر در دوره عباسیان، بر اندیشه های مسلمانان از جمله معتزلیان، تأثیر شایانی داشت و پس از روی کار آمدن عباسیان و تعامل بیشتر معتزله با حاکمان، تأثیر و تأثر میان آنان تقویت شد.

همچنین آنها زمینه ساز پدید آمدن نهضت و تحول بزرگ فکری در میان مسلمانان شدند و آنان را با علوم گوناگون، به ویژه دانش های برخاسته از رویکرد عقلانی آشنا کردند (ابوزهره، 1384ق، ، ص215)؛ زیرا معتزلیان برای اثبات عقاید خود، به مباحثه عقلی و منطقی متوسل شدند و با وارد کردن اندیشه های کلامی غیر اسلامی به تفکر دینی، در تغییر نظر و ماهیت برخی موضوعات اثر گذاشتند (ابوزهره، 1384ق، ص215). از آثار دیگر معتزله بر فرهنگ اسلامی، این بود که زمینه انحراف برخی عالمان را بر اثر افراط در عقل گرایی و گاه، تکذیب مبانی دینی برگرفته از قرآن و سنت و حتی شخص رسول خدا(ص) فراهم کرد. معتزلیان به عقل گرایی و تفسیر آیات و روایات بر اساس عقل تأکید و به برخی مفاهیم منطقی و فلسفی توجه داشتند (ابوزهره، 1384ق، ص215). در زمان متوکل، این سیاست تغییر یافت. متوکل با حمایت از اهل حدیث به سرکوب معتزله و شیعه پرداخت (مجلسی، بی تا، ج50، ص214).

از مباحث انحرافی که معتزله در دوران امام هادی(ع) مطرح نمود، مسئله تحریف قرآن و حادث و قدیم بودن آن بود که تدبیر و مصلحت سنجی امام مانع از راه یابی این آسیب به جامعه شیعی گردید. تحریف قرآن از جمله مسائل کلامی بود که غالیان در پدید آوردن آن نقش مهمی داشتند (شهرستانی، 1395، ج1، ص273).

در برابر این اتهام، ائمه(ع) شیعه همواره به قرآن اصالت داده و امام هادی(ع) در رساله مفصلی که نگاشتند، ضمن اصالت دادن به قرآن، آن را در جایگاه سنجش روایات صحیح از ناصحیح به عنوان معیاری دقیق اعلام کردند و فرمودند: «قد اجتمعت الامه قاطبه لا اختلاف بینهم ان القرءان حق لاریب فیه عند جمیع اهل الفرق» (ابن شعبه، 1384ق، ص338).

مسئله حادث یا قدیم بودن قرآن، یکی از مهم ترین ایده های فکری معتزله بود که ضمن پافشاری[4] (خیاط، 1344ق، ص160) بر آن از بعد عقیدتی و کلامی فراتر رفته و آن را تا حد مسائل سیاسی و دخالت حکومت در آن گسترش داد.

آنان با استناد به دلایل عقلی و نقلی، قرآن را مخلوق و حادث دانسته و با نفوذ و گسترش باورهای خود، برخی از حاکمان از جمله مأمون را با این اندیشه همراه کردند و در نتیجه این نکته را به عنوان باور رسمی حکومت اعلام نمودند. وی در سال 218ق فرمانی خطاب به اسحاق بن ابراهیم، حاکم بغداد صادر کرد که باید تمام قاضیان و محدثان و مقامات حکومتی مورد آزمایش قرار گیرند؛ هر کس معتقد به خلق قرآن باشد، در کار خود ابقا شود، وگرنه از کار برکنار گردد (ابن اثیر، 1415ق، ج6، ص423؛ سیوطی، بی تا، ص308). این کار که در واقع نوعی تفتیش عقاید بود، در تاریخ به عنوان «مِحنَةالْقُرْآن»مشهور شده است. این سیاست پس از مأمون هم ادامه یافت. معتصم و واثق در این باره ادامه دهنده راه و سیاست او بودند.

سختگیری بر مخالفان به حدی بود که مخالفان با خلق قرآن، مورد شکنجه و آزار قرار گرفتند. احمد بن حنبل در دفاع از عقیده خویش و مخالفت با خلق قرآن، تازیانه خورد! (مسعودی، 1370 ش، ج3، ص464). قدرت یابی سیاسی معتزله به واسطه این فشار سیاسی عباسیان بر مردم که بر طریق اهل سنت بود، متزلزل گشت و از علل سقوط معتزله گردید که در عهد متوکل عباسی اتفاق افتاد. بنابراین وقتی که متوکل عباسی به خلافت رسید، جانب اهل حدیث را گرفت و به «محنة القرآن» خاتمه داد، اما این بحث فوراً از رونق نیفتاد و تا مدت ها در جامعه اسلامی مطرح بود (ر. ک: سیوطی، بی تا، ص306 - 312؛ امین، بی تا، ج3، ص155 - 207؛ سبحانی، 1411، ج2، ص252).

امام هادی (ع) نیز در نامه ای شیعیان خود را از ورود به چنین مباحثی بر حذر داشتند و به آنها امر کردند که در این زمینه اظهار نظر نکنند. امام ضمن دعا برای نیفتادن در فتنه، جدال درباره قرآن را بدعت و پرسش گر و پاسخ دهنده را شریک در آن دانستند و ضمن تأکید بر اینکه قرآن کلام خداست، فرمودند: «خداوند ما و تو را از مصادیق سخن خود قرار دهد که می فرماید: متقیان کسانی هستند که در نهان از خدای خویش می ترسند و از روز جزا بیمناکند» (ابن بابویه قمی، 1388 ش، ص338).

با دقت در پاسخ امام در می یابیم که آن حضرت، بحث درباره قدیم و حادث بودن قرآن را از اساس بدعت و بی فایده برشمردند، از آن جریان با عنوان فتنه یاد کردند و شیعیان را نیز از ورود به این مباحث بر حذر داشتند.

اگرچه امام هادی(ع) به مخلوق بودن قرآن تصریح ندارد، اما با توجه به حصر خالق در خدای یکتا و بر این که جز او، همه آفریده هستند؛ با ظرافت و زیبایی اندیشه قدیم بودن قرآن را نپذیرفتند و بحث درباره آن را سبب گمراهی معرفی کردند.

جانشینی پیامبر (ص) از موضوعات کلیدی و چالش برانگیز پس از رحلت پیامبر (ص) بوده است که در پی آن، اختلاف و درگیری میان مسلمانان پدید آمد و یکی از عوامل اساسی در پیدایی گروه های مختلف در میان مسلمانان شد. اختلاف در انتخاب جانشین پیامبر(ص)، امت اسلامی را به تشکیل احزاب و گروه های متعدد و مختلف کشاند. این اختلاف به تدریج در میان صحابه، بزرگان دین و اندیشمندان عمیق تر شد و در نتیجه، ساختاری نظری به خود گرفت و اندیشمندان بر اساس نظرات هماهنگ با افکار خود، آن را تبیین و تحلیل کردند. در حقیقت، عقاید اندیشمندان متأخر، برگرفته از عملکرد سیاسی، اجتماعی و دینی مسلمانان صدر اسلام و پس از آن بوده است. آنها این رفتار را با تمسک به آیات، روایات و سیره بزرگان توجیه و تبیین و نظر اسلام معرفی کرده اند. برخی دیگر، با توجه به ورود اندیشه های فلسفی و منطقی در میان مسلمانان، برای پاسخ گویی روزآمد به مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی، علمی و اقتصادی، این افکار را در قالب های جدید ارائه کردند و در نتیجه به تولید فکری جدیدی دست یافتند. به دلیل اختلاف نظر اندیشمندان به ویژه در مورد امامت، این فرایند، یکی از اسباب پیدایی گرایش های نو در قلمروهای اسلامی شد.

مشهورترین تعریف متکلمان برای امامت، ریاست عامه مسلمانان در امور دینی (سیدمرتضی، 1405 ق، ج2، ص264)، دنیوی و جانشینی پیامبر(ص) در همه امور به جز وحی است (رئیس السادات، 1382ش، ص76). با این تعریف، امام حق دارد در امور اجتماعی و سیاسی دخالت کند و امامت یکی از ارکان اصلی اسلام قلمداد می شود. البته درباره جایگاه امامت اختلافاتی وجود دارد؛ مثلاً برخی امامت را مبحثی فرعی و فقهی یا برخی کلامی و عقیدتی می دانند. اهل سنت عمدتاً آن را موضوعی فقهی می شمارند. در واقع امام در دیدگاه آنان، تنها فعالیت سیاسی و اجتماعی دارد و مانند پیامبر(ص) جایگاه دینی ندارد (قاضی عبدالجبار، 1427 ق، ج1، ص 39). شیعه و معتزله هر دو امامت را پذیرفته اند، ولی شیعه آن را از اصول اعتقادی دین می داند (ابن بابویه، 1405ق، ص677)؛ ولی معتزله آن را از فروع دین می شمارد و آن را تا رهبری شرعی امت تنزل داده است (ابن بابویه، 1405ق، ص677). آنها نگاه مصلحتی به امام دارند؛ به این معنا که برای امت در تعیین امام، نقش اساسی قائلند و تقدیم مفضول را بر افضل بر اساس مصلحت جامعه جایز می دانند (سالم، 1410ق، ص86) و معتقدند ضرورت ندارد خدا امام را نصب کند و از لحاظ تاریخی، پیامبر(ص) جانشینی برای خود انتخاب نکرده است. معتزله برخلاف شیعه که قائل به عدالت، عصمت، اعلمیت، معجزه و افضلیت هستند، این شرایط را برای امام نمی پذیرند. نزد آنان، شرط امامت، عمل به کتاب، سنت، عدالت و ایمان است. البته برخی از آنان امام قریشی را بر غیر قریشی ترجیح می دهند (ابن المرتضی، بی تا، ج4، ص518) و برخی قریشی بودن امام را واجب می دانند (عمرجی، 2000م، ص86).

امام هادی(ع) از سویی می بایست در مقابل دیدگاه های مخالف امامت که ناشی از جریان های فکری و عقیدتی آن دوره بود، امامت را آن گونه که هست، تبیین نماید؛ چه این که مبنای درستی بسیاری از مسائل کلامی، اخلاقی، حدیث و فقه، اعتقاد به امامت و ویژگی های امام از قبیل عصمت و علم غیب است. اعتقاد به امامت، عصمت، علم غیب و وصایت ائمه (ع) سبب می شود که حدیث، فقه و بسیاری از مسائل کلامی و اخلاقی دگرگون شود. از سوی دیگر، تبیین امام شناسی، مشکلات جدی برای امام، نزدیکان و شیعیانش پدید می آورد. از این رو بیان روشن و جامع آن به گونه ای که راه از بیراهه مشخص گردد و زمینه شبهه ها از میان برداشته شود، یک ضرورت بود. به همین دلیل می باید این مسئله به گونه ای بیان می شد که کم ترین زیان ها و خطرها را برای امام و شیعیان پدید می آورد و این، جز با شناساندن امامت از طریق غیر مستقیم ممکن نبود.

تلاش های امام هادی(ع) به منظور تبیین جایگاه امامت، در محورهای مختلفی مانند گفتگو با عامه مردم، بیان روایات، بیان زیارت های مهم جامعه کبیره و زیارت غدیریه و تشویق و توجه دادن مردم برای رفتن به زیارت قابل تبیین است.

از مهم ترین فعالیت های امام هادی(ع) در این راستا، اثبات امامت و شایستگی رهبری خویش بود. امام در استشهاد به شعری از شاعران به برتری خاندان پیامبر(ص)– که خودش نیز از آن خاندان بود - تأکید نمودند (ابن شهر آشوب، 1421ق، ج4، ص406). همچنین مناظره ای که برای محکوم کردن آن حضرت با ابن سکیت ترتیب داده شد، پس از پرسش و پاسخ درباره شناخت امام، معیاری مشخص کردند و با دلیل قرار دادن عقل برای شناخت امام، تلویحاً خود را امام زمان خود معرفی نمودند (ابن شهر آشوب، 1421ق، ج4، ص403- 405). تلاش های امام در جهت تبیین جایگاه امامت در سطح عامه مردم نیز انجام می گرفت. حضرت در هر فرصت و موقعیتی، حتی به هنگام گذر از خیابان با افراد و گروه های مختلف مردم دیدار می کرد و مهم ترین موضوعی که در این دیدارها مطرح می شد، مسئله امامت بود که معمولا به منظور هدایت افراد، تقویت ایمان آنان و یا ابلاغ به دیگران صورت می گرفت.

در این باره گزارش های مختلفی وجود دارد که مردم در طی صحبت هایی که امام با آنها داشتنند، به امامت ایشان بر می گردند و امامت وی را می پذیرند (طبرسی، 1399ش، ص342). امام تلاش می کرد به هر بهانه ای مسأله امامت و ولایت را تبیین کند و توضیح دهد. این امر در تمام تراث امام هادی(ع) نمود دارد. به همین دلیل محورهایی که در این بحث مطرح شده، بیشتر از محورهای دیگر است و در روایات به دست آمده، 31 عنوان به مباحث امامت عامه و 11 عنوان به مباحث امامت خاصه، اختصاص داده شده است (عطاردی، 1410ق، ج2، ص83). این فراوانی نشان دهنده اهتمام امام به این مسئله است و حضرت با این روش، درصدد تبیین حق حاکمیت امام معصوم بود. ایشان در راستای معرفی مقام امامت، ضمن تبیین جایگاه اهل بیت نزد خداوند آنها را وارث مقام و جایگاه امامت معرفی می کند (بحرانی، 1405ق، ص134). در حدیثی دیگر ضمن بیان اسامی امامان شیعه اطاعت از ائمه (ع) اطاعت از خدا معرفی کرده است (قمی، 1401ق، ص282).

امام هادی(ع) برای رفع شبهه درباره امامت و در مقام بیان مقام رفیع امامت، این مسئله را در قالب زیارت و دعا به طور روشن بیان کردند. امام هادی(ع) ویژگی ها و صفات و فضایل ائمه(ع) را در قالب زیارت جامعه و زیارت غدیر تبیین فرمود.

امام هادی(ع) در زیارت جامعه در توصیف ائمه (ع)، ابعاد گوناگون فضیلت ها، کمال ها، وظیفه ها و شیوه های زندگی و رهبری آنان را بیان کرده است. شرح همه آنها با موضوع این پژوهش تناسب ندارد، بنابراین تنها به نکاتی که جریان معتزله آن را از امام نفی می کنند، اشاره می شود. نصب امام از جانب خدا، عصمت، اعلمیت و افضلیت او از مهم ترین مسائلی هستند که در زیارت جامعه به آنها اشاره شده است. فرازهای بیان شده، مبین این نکته است که امام با انشای زیارت جامعه کبیره، گام مهم و بسزایی برای تبیین جایگاه امام برداشتند که مجموعه ای کامل از معارف امام شناسی و نقش امام در نظام آفرینش است.

همچنین امام با بیان زیارت غدیریه، محورهای مهمی را در این زیارت مورد توجه و تأکید قرار می دهد. محور اول به معرفی شخصیت حضرت علی(ع) و اطاعت از او دستور داده و آن امام را جانشین و ولی بعد از خود قرار داده است. همچنین ولایت و امامت دوازده امام را به طور رسمی بیان می کند و در محور دوم بر توجه امت به مسأله امامت تاکید می نماید و انذار می دهد که در صورت دوری از ائمه(ع)، تمام کارهایشان بیهوده خواهد بود و در آتش دوزخ ابدی قرار خواهند گرفت.

5- 2- حنابله

ابوعبدالله احمد بن محمد بن حنبل شیبانی مروزی (164- 241ق) از رهبران چهارگانه اهل سنت و جماعت بود و حنابله پیروان او بودند. وی شاگرد برجسته شافعی بود و پس از جدایی از مذهب شافعی، مذهب جدیدی بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر(ص) و فتواهای صحابه وضع کرد. مخالفت احمد با اعتزال و عقل گرایی، بسیار شدیدتر از دیگران بود؛ از این رو حنابله یکی از گروه هایی بود که در برابر عقل گرایی و اعتزال ایستادگی کرد. احمد در برابر سلطه و نفوذ معتزله در عصر مأمون ساکت نبود و بر پیروی از سلف صالح تأکید داشت (محمود، 1406ق، ص53). حنابله با دخالت رأی و عقل در امور دینی و نیز با نظریه حدوث قرآن که حنفی ها و معتزلی ها بر آن تأکید داشتند، مخالفت می کردند. احمد در برابر اسحاق بن ابراهیم، رئیس نیروی انتظامات بغداد، در آخرین روزهای زندگانی مأمون، به مخلوق بودن قرآن گواهی نداد و جز به کلام الله بودن قرآن سخنی نگفت و به همین دلیل، در زمان معتصم به زندان افتاد (ابن جوزی، 1401ق، ص419).

در زمان متوکل، به دلیل تغییر نگرش حاکمان، معتزله در بن بست قرار گرفتند و اهل حدیث در حاکمیت بسیار نفوذ کردند؛ در نتیجه، احمد و همفکران او نزد متوکل، جایگاه بلندی یافتند. متوکل از اهل حدیث پشتیبانی بسیار حیاتی کرد و به همین دلیل، او را «محیی السنة» (احیاگر سنت) لقب دادند (عمرجی، 2000م، ص81).

ابن حنبل محدثی بود که با تأویل آیات و روایات به هر صورتی مخالف بود، حتی اگر روایت و نصی صریحاً با عقل مخالفت داشت. او بر سنت گرایی تأکید بسیار می کرد. از دیگر افکار او، مخالفت شدید با دانش کلام، فرقه های جهمیه و قدریه و شیعه و معتزله، فضیلت خلفا و صحابه، جایز نبودن خروج بر ضد حاکم (حتی فاجر) و منع جدل در مباحث دینی بود (ابن جوزی، 1401ق، ص254-210). به دلیل این اعتقادات و استنباط ظاهری از روایات، اتهام تشبیه به او زده شد (ابن فراء، بی تا، ج1، ص294)؛ گرچه او می کوشید افکارش رنگ تشبیه نداشته باشد. او می گفت بر اساس آیات و سنت، خداوند صورت دارد؛ اما نه مانند صورت مخلوقات. خداوند دو دست دارد که در ذات اوست، نه مثل اعضای بدن انسان؛ پس دست ها مرکب، جسم و محدود نیست که بازو، ساعد و غیره داشته باشد (ابن ابی یعلی، بی تا، ج 1، ص294). دلالت ظاهری برخی آیات و روایات و تفاسیر او در این زمینه و مخالفت با تفسیر دیگران که با تشبیه موافق نبودند، زمینه ساز ورود اتهام تشبیه به حنابله شد. این نوع برداشت از دین، تعصب شدید و قائل نبودن به تساهل او و پیروانش را می رساند.

ابن ندیم نیز نام احمد را در زمره اصحاب حدیث قرار داد و با این که برای فرقه هایی مانند مالکیان، شافعیان، حنفیان و شیعیان، باب مستقلی در نظر گرفته بود، برای حنبلیان جایگاهی در نظر نگرفت (ابن ندیم، بی تا، ص285).

بدین ترتیب جریان فکری سلفی با نام حنابله، به رهبری ابن حنبل آغاز شد و بعدها با رهبری افرادی به نام بربهاری ادامه یافت (ر. ک: ابواسحاق شیرازی، 1418ق؛ ص159-162). حنابله در برابر هر فرد و گروهی که به عقل گرایی و دخالت عقل در تفسیر، تبیین و تحلیل دین در کنار سنت باور داشتند، به شدت ایستادگی می کردند و بر اساس امر به معروف و نهی از منکر درصدد بودند از تحریف دین و پیدایی بدعت ها جلوگیری کنند؛ برای نمونه رفتار آنان در برابر قائلان به مخلوق بودن قرآن افراطی بود (محمود محمد، 1406ق، ص148).

به عقیده حنابله درباره قرآن و روایات و به طور کلی، تفسیر و تبیین دین و امور دینی و مذهبی، باید از هرگونه تفکر، تعقل و اظهار نظر خودداری کرد، زیرا دخالت عقل و فکر انسانی در این زمینه، بی اعتبار و تحریف کننده است؛ و دو واژه «چرا » و «چگونه» را در مورد آیات و روایات باید کنار گذاشت؛ زیرا فرآیند و برآیند پرسش و بحث و جدل، ایجاد تردید و سرچشمه گمراهی است و هیج کدام از یاران پیامبر(ص) پرسش هایی از این دست درباره آیات و احادیث وارد نمی کردند، پس پرسش و گفتگو در موضوعات مربوط به خداوند و احکام او بدعت است. در این زمینه باید به اظهار این نظر بسنده کرد که گزاره های دینی معنا دارد (ابن ابی یعلی، بی تا، ج2، ص19). آیات و روایات متشابه را نیز باید بی چون و چرا پذیرفت و بر آنها متوقف شد و به هیچ وجه، نباید آنها را تفسیر کرد؛ زیرا ایمان به آنها ضروری است و در این موارد به سکوت امر شده است. (همان، ص39).

به نظر حنابله، قرآن کلام و نور خداست و مخلوق نیست؛ زیرا از خدا سرچشمه گرفته و هرچه از خدا سرچشمه گیرد، قدیم است و پرسش درباره چرایی و چگونگی سخن خدا کفر است (همان، ص19 -20). به نظر ابن حنبل، چه کسی بگوید لفظ قرآن مخلوق است و چه درباره مخلوق بودن قرآن سکوت کند، پیرو جهمیه است (همان، ص30).

با توجه به جریانی که در بحث حادث و قدیم بودن قرآن در دوران امام به وجود آمد، امام هادی (ع) در نامه ای به یکی از شیعیان خود دستور می داد در این زمینه اظهار نظر نکنند و در ادامه فرمود: «آفریننده ای جز خدا وجود ندارد و غیر او، همه آفریدگان او هستند. قرآن نیز کلام خداست، از پیش خود اسمی بر آن نپذیر. . . » (ابن بابویه قمی، 1388ش، ص338).

امام با این موضع گیری صریح، جامعه اسلامی و شیعیان را راهنمایی کرد. آگاه سازی در این مسیر سبب شد تا شیعیان گرفتار بحث بی حاصل نشوند و به دنبال آن، کناره گیری شیعیان از صحنه نزاع، مصون ماندن مذهب تشیع از آسیب های ناشی از این نزاع و هوشیاری بیشتر شیعیان را به دنبال داشت.

توحید با وجود بدیهی بودن برای همه فرقه های اسلامی، یکی از محورهای اختلافی است؛ زیرا فرقه های اسلامی برداشت های بسیار متفاوتی از آن دارند. حنابله توحید را پایه نخستینِ اسلام می دانند و هر چه را در تقابل با آن باشد، نمی پذیرند. آنان یکی از سخت گیرترین گروه ها هستند و بسیاری از اختلافات آنان با دیگر فرقه ها و افراد به اختلاف آنان در برداشت از توحید برمی گردد. در نظر حنابله، وحدانیت خدا سه محور مهم دارد: در ذات و صفات، در آفرینش و تکوین و در عبادت.

از دید حنابله، توحید در ذات و صفات به این معناست که تمام صفات، اسماء، اخبار و حالات وارد شده در قرآن و سنت، اثبات شدنی است (ابوزهره، 1384ش، ص315). در نتیجه، برای توصیف خدا به مستنداتی غیر از کتاب و سنت نیازی نیست (ذهبی، 1407 ق، ج24، ص258). آنها صفات خدا را جزء ذات او دانسته اند تا گرفتار اندیشه حادث بودن برخی صفات، مانند کلام نشوند. آنان به دلیل پای بندی به نص قرآن و سنت، ظاهر آیات و روایاتی را که بر داشتن اعضایی مثل دست و چشم دلالت دارد، می پذیرند، هیچ تفسیر و توجیهی را روا نمی دارند و تنها می گویند خداوند و اعضایش، مثل مخلوقات و اعضایشان نیستند. آنان پرسش درباره قدیم و یا حادث بودن صفات را اشتباه می دانند؛ زیرا معتقدند خداوند از صفاتش جدا نیست (تمیمی، بی تا، ج1، ص7).

به دلیل اعتقاد حنابله به ظاهر آیات و روایات، باورهایی تشبیهی و تجسیمی درباره آنان گفته شده است. در باب توحید در عبادت، حنابله معتقدند که در هر صورت، نباید کسی از بندگان و مخلوقات را در عبادت خدا شریک قرار داد و الوهیت غیر او به مثابه شرک است؛ بنابراین، در عبادت، توجه به دیگران روا نیست و عبادت بنده را فاسد می کند. از سوی دیگر، عبادت و بندگی فقط به زبانی درست است که پیامبران با آن خدا را پرستش می کردند. هرگونه تصرف در شیوه پرستش، بدعت است. بر این اساس، حنابله توجه به سه اصل را ضروری می دانند:

1) برای نزدیکی به خداوند، کمک گرفتن از بندگان درست نیست.

2) کمک گرفتن از مردگان و زندگان و توسل به آنها جایز نیست.

3) زیارت قبرهای پیامبران و بزرگان،[5] برای تبرک و تیمن و تقدیس روا نیست (ابن حنبل، بی تا، ج1، ص145و452؛ ج5، ص350-361؛ ابوزهره، 1384 ش، ص337).

ابن حنبل زیارت قبور را برای مردان جایز می دانست؛ زیرا به سفارش پیامبر(ص)، این کار مرگ را یادآوری می کند (ابن قدامه مقدسی، 1405ق، ج5، ص77). او با استناد به روایتی از رسول خدا(ص) زیارت قبور را برای زنان جایز نمی دانست (همان، ص82).

در مقابل اعتقاد حنابله به توحید در ذات و صفات و تشبیه و تجسیم خداوند، شیعیان و پیروان ائمه(ع) تشبیه خدا به انسان ها را در برخی صفات نمی پذیرند و آن را سبب باور به تشبیه و تجسیم می دانند (ابن بابویه، 1414ق، ص7و14).

امام هادی(ع) نیز در جریان مناظره با ابن سکیت، تأکید کردندکه اسلام، دین اندیشه و خرد است و هر سخن و گفته ای بایست با عقل سلیم سنجیده و گفته های بی اساس و خرافه از حقایق جدا شود (مجلسی، بی تا، ص164). ایشان در بیان نفی تجسیم و تشبیه خداوند، بر اساس عقل می فرمایند: «لازمه تشبیه خداوند به اشیای دیگر، تصور جسمیت است و چیزی که جسم است، خود معلول است؛ شأن خداوند بری از این تمثیل هاست، چون جسم داشتن، محدود شدن به مکان و زمان و عوارض دیگری نظیر پیری، فرسودگی و. . . را در پی دارد. در حالی که ذات خداوند منزه از این اوصاف است (ابن بابویه قمی، 1388ش، ص97).

همچنین امام هادی (ع) در نامه ای به طور گسترده درباره خداوند و صفات او سخن گفته اند و تأکید می نمایند: «خداوند در وهم و خیال نگنجد و از هرگونه شباهت و زمان و مکان به دور است (همان، ص66) و در پاسخ به نامه یکی از شیعیان که از این شبهه سؤال نموده است، محدود بودن خداوند در حوزه مکان را نمی پذیرند و وروایت را نقد می نمایند (کلینی رازی، 1368ش، ج1، ص126).

در این دوران، متوکل به اهل حدیث توجّه ویژه ای داشت و از احمد بن حنبل حمایت کرد و در مقابل، مذاهبی مثل معتزله و شیعه را که با اهل حدیث اختلاف داشتند، به شدّت سرکوب نمود. به طوری که سخن گفتن علنی از اعتقادات این دو مذهب در این عصر ممنوع شد. ممنوعیت بحث های کلامی غیر از عقاید اهل حدیث (مسعودی، 1370ش، ج2، ص496) می توانست عشق و محبّت مردم نسبت به فرزندان اهل بیت(ع) را کم کند و مرتبه اجتماعی و نفوذ معنوی امامان شیعه را پایین بیاورد. این در حالی بود که متوکل علاوه بر ممنوعیت زیارت قبر امام حسین (ع) چند بار دست به هدم بارگاه ایشان زد و اعلام کرد: «رفتن به زیارت حسین بن علی (ع) ممنوع است و اگر کسی به زیارت او برود، مجازات خواهد شد (سیوطی، 1363ش، ص347). در چنین شرایطی که از یک سو توحید در عبادت حنابله جوی علیه اعتقادات دیگر فرق اسلامی و به ویژه شیعه به وجود آورده بود و از سوی دیگر سیاست حکومت عباسی هماهنگ با این جریان فکری حرکت می کرد، امام هادی (ع) نیز در مواجهه با این جریان ها تدابیری اتخاذ نمود.

در روایات، زیارت از برجسته ترین منابع معرفتی در اسلام است و سبب تحکیم پیوند با امامان معصوم(ع) می شود. امام هادی (ع) نیز با در نظر داشتن این معنا، سعی در نمایاندن ارزش و منزلت امامان معصوم داشتند. به همین دلیل اشخاصی را برای زیارت حرم مطهر امام حسین(ع) برای خود نایب می گرفتند و درست در هنگامی که حرم مطهر ایشان مورد تاخت و تاز و تخریب حاکمان عباسی قرار می گرفت، پناه بردن به مرقد امام حسین(ع) و دعا در آنجا را داروی بیماری می دانست و خود نیز به آن عمل می کرد. امام هادی (ع) در دفعات متعدد و شرایط مختلف، همواره شیعیان را به زیارت امام حسین (ع) تشویق می کردند (قمی، 1387ق، ص344).

امام حتی گروهی را اجیر می کرد که به زیارت حایر حسینی بروند (ابن شعبه، 1384 ق، ص361) و هنگامی که از این کار ایشان پرسش می شد، پاسخ می داد: «مکان هایی به خداوند اختصاص دارد که باید در آنها دعا کرد و خداوند نیز دعای آنجا را مستجاب می فرماید؛ حرم مطهر امام حسین (ع) از جمله این مکان هاست (قمی، 1387ق، ص273).

این رفتار و موضع امام در فضایی که زیارت و شفاعت را شرک می پنداشتند و قدرت حاکم از این اعتقاد دفاع می کرد، در تثبیت و تحکیم جایگاه امام و امامت شیعه تأثیر مثبت داشت. در دوران خفقان حکومت متوکل عباسی، با وجود تهدیدها و آزارهای بسیاری که در حق زیارت کنندگان حرم حسینی روا می داشتند (سیوطی، بی تا، ص347). این رابطه تنگ تر می شد و شیعیان علاقه بیشتری به زیارت کربلای حسینی از خود نشان می دادند و این ابراز علاقه شدید، برخاسته از تعالیم و آموزه های ارزشمند امام هادی(ع) بود.

5- 3- جریان فکری تشبیه و تجسیم خداوند

مشبّهه نام عموم فرقی است که خدا را به مخلوق تشبیه می کنند، چه از اهل سنت باشد و چه از شیعه و چه از غلات (فخررازی، 1407ق، ص81؛ بلخی، 1376 ش، ص86، حسنی رازی، 1383ش، ص119؛ اسفراینی، 1403ق، ص119؛ ابن جوزی، 1421ق، ص57؛ شهرستانی، 1395 ق، ج1، ص56). یقیناً می توان تمام اهل حدیث را که از اهل سنت بوده اند، در زمره مشبهه به حساب آورد؛ چراکه ایشان به روایاتی که درباره صفات الهی وارد شده، معتقد بوده اند. روایاتی از قبیل: «قلب المؤمن بین اصبعین من اصابع الرحمن» و این که «خدا پای خود را در آتش می گذارد». اشباه و نظایر این احادیث اهل سنت و در صحاح ایشان فراوان است[6] (بخاری، 1425ق، ج4، ص24؛ مسلم، 1427ق، ج6، ص40؛ ابن حنبل، 1426 ق، ج2، ص462). فرقه هایی نظیر حنابله (که روشن ترین مصداق اهل حدیث و سنت هستند) و سالمیه، تماماً به این روایات پایبند بوده اند؛ ضمن این که کرامیه پای از این فراتر نهاده اند. بنابراین باید آنها را از مجسمّه به شمار آورد (خمینی، 1390ش، ج2، ص1268).

ابوالحسن خیاط در کتاب خود در رد ابن راوندی، قول به تشبیه و صورت را به شیعیان نسبت می دهد و سخت بر ابن راوندی می تازد و می گوید: «در روی زمین رافضی نیست، مگر این که می گوید خدا صورت است. رافضی ها در این موضوع به احادیثی از ائمه شان استدلال می کنند و در این میان، تنها آن دسته از رافضی ها به توحید قائلند که در قدیم الایام با معتزله آمیزش داشته اند» (خیاط معتزلی، 1344ق، صص5، 7، 106، 107، 125، 147، 156).

در باب گستردگی این عقاید در جامعه اسلامی، امام در نامه ای به یکی از یارانش که در مورد توحید و مسأله تشبیه و تجسیم سؤال می کند، ضمن بیان این نکته که آن کس که گمان کند خداوند جسم است، از ما نیست، جسم را حادث می داند و می فرماید: «خداوند آن را به وجود آورده و به آن جسمیت داده است» (ابن بابویه قمی، 1388ش، ص122).

همچنین در پاسخ به نامه ای دیگر از منطقه ای که شبهات مشبهه در آن گسترش یافته است، اظهار می دارند: «سُبْحانَ مَنْ لاَ یحَدُّ وَلا یوصَفُ، لَیسَ کمِثْلِهِ شَی ءٌ وَهوَ السَّمیعُ الْعَلیم» (همان، ص112).

نیز در پاسخ به نامه دیگری که از رؤیت خدا و اختلاف مردم در این باره سؤال می کند، حضرت به صورتی مستدل و منطقی، رؤیت الهی را مردود می شمارد و قائل شدن به دیدن خداوند با چشم را قول به تشبیه می داند (همان، ص130).

درباره نفی تجسیم و عدم امکان دید خدا با چشم، از امام هادی(ع) 22 روایت نقل شده که همه، بیانگر حساسیت شبهه در دفاع از توحید است (عطاردی، 1410ق، ص131 -149). سخنانی که از امام هادی(ع) نقل شده در رد باورهای بی خردانه است که در روزگار ما در آیین وهابیت رواج یافته است. در برخی از این روایات، امام به صراحت فرموده اند که خداوند جسم نیست و جسم بودن خدا را نفی می کند. در برخی از این روایات با توصیف خداوند و عظمت او و این که او در هیچ مکانی نمی گنجد و به وصف نیاید، اعتقاد به تجسیم را نفی می نماند و در برخی روایات با اثبات توحید، هر نوع تجسیم و تشبیه را نفی می کند (همان).

امام هادی(ع) علاوه بر تبیین صحیح عقاید، اصحاب و شاگردان خویش را از همنشینی با افرادی که از نظر عقیده و باور دچار انحراف و گمراهی شده بودند، بر حذر می داشتند. ابوهاشم جعفری که از نزدیکان و شاگردان برجسته امام هادی(ع) بود، روزی با حضرت ملاقات کرد و امام با تندی به او فرمود: «چرا با عبدالرحمن بن یعقوب همنشین شده ای؟» ابوهاشم پاسخ داد: عبدالرحمن دایی من است. امام فرمودند: عبدالرحمن در باره خداوند سخنان نادرست می گوید و ذات پاک او را به صورت و جسم وصف می کند. یا با او همنشین باش و ما را واگذار، یا با ما باش و از او دور شو! ابوهاشم گفت: او هرچه می خواهد بگوید، هنگامی که من به گفتار او عقیده نداشته باشم، گفته های او به من چه زیانی می رساند؟ امام فرموند: آیا نمی ترسی که عذابی بر او فرود آید و آن عذاب دامن تو را هم بگیرد؟» ( کلینی، 1368ق، ج2، ص374)

5- 4- جریان فکری جبر و مسأله تفویض

بحث جبر و اختیار از مباحث بسیار دقیقی است که از دیرباز ذهن انسان ها و به ویژه خِردورزان را به خود مشغول ساخته است. این مبحث در میان گروه های مسلمانان نیز جایگاه پراهمیتی پیدا کرد و موجب پیدایش دو نحله فکری گردید. تاریخ چه مسئله جبر و اختیار از دیرزمانی مورد توجه دانشمندان و فلاسفه بوده است. آنچه موجب اشاعه این مسئله در جامعه اسلامی گردید، تا آنجا که متکلمان اسلامی را بر آن داشت تا با ارائه پاسخ های متقن و برهانی به دفع و رفع شبهه بپردازند، وجود اندیشه جبری گری در دوران رسالت بود. مشرکان عهد رسالت در توجیه بت پرستی خویش به اندیشه جبری گری روی آورده و در واقع فعل مشرکانه بت پرستی را از طریق جبر انسان در افعالش، منتسب به خدا می کردند. قرآن در این باره می فرماید: «سَیقُولُ الَّذِینَ أَشرَکواْ لَوْ شاءَ اللَّه مَا أَشرَکنَا وَ لَا ءَابَاؤُنَا» (انعام: 148)؛ «به زودی گروه مشرکان گویند: اگرخدا نمی خواست، دیگری را شریک او قرار نمی دادیم. »

اندیشه جبری گری خاص مشرکان نبود، بلکه پس از تشکیل جامعه اسلامی در فعل و عمل برخی از خواص جامعه خود را نشان داد؛ به گونه ای که حتی بر اساس آن حکم می راندند و برخی از پرسش ها را با رویکرد جبری گری پاسخ می دادند. چنین رویه ای در روش امویان بسیار کارگر افتاد و در همین جهت و برای خاموش کردن صدای مردم و تثبیت سلطه خویش، اندیشه جبری گری را ترویج می کردند. یکی از این امویان جبراندیش، معاویه بود[7] (ابن قتیبه، 1363ش، ج1، ص187).

برخی از معاصرین نیز، جهم بن صفوان را اول کسی می دانند که مذهب جبر را آورد[8] (سبحانی، بی تا، ص26) و نویسنده خیر الاثر آورده است: «الکلام فی القدرة، اختلف الناس فی هذا الباب فذهبت طائفة الی ان الانسان مجبر علی افعاله و انه لا استطاعة له و هو قول جهم بن صفوان و طائفظ من الازارقة» (حسن زاده آملی، 1379ش، ص33).

با توجه به پیامدهایی که اندیشه جبری گری بر جای گذاشت و شدیداً در تقابل با مسئله اختیار انسان بود، گروهی از متکلمان اسلامی به نقد جبرگرایی پرداختند و در این امر آنچنان افراط کردند که منتهی به تفویض شد؛ انسان را چنان مختار تلقی کردند که هرچند در خلق شدنش از سوی خدا قائم به حضرت حق است، اما پس از خلق شدن، در همه افعال و افکارش مستقل از خدا و مختار علی الاطلاق است. چنین تفکری به صورت یک مکتب اعتقادی در اوایل قرن دوم هجری توسط واصل بن عطا (متوفی131ق) تاسیس و توسط مشایخ، تبلیغ و ترویج شد. این گروه از اعتزالیون بصره بودند.

در عصر امام هادی(ع) همچون ایام پدران بزرگوارش نظریه جبرگرایی مسلمانان را روزگاری دراز به خود مشغول داشت و با بروز درگیری های سخت در مباحث کلامی که میان پیروان مذاهب مختلف اسلامی درآن ادوار واقع شد، حساسیت مسئله آنچنان رو به تزاید بود که در برهه هایی منازعه ها و مخاصمه های جدی عقیدتی و گاهی سیاسی را به دنبال داشت. امام هادی(ع) به منظور مقابله با عقاید باطل و خرافی این دو فرقه در جواب نامه ای که اهل اهواز به وی نوشتند و مسئله ابتلای مردم به اختلاف در دین و عقیده به جبر و تفویض را مطرح نمودند و راه چاره طلبیدند، مطالبی را به تفصیل بیان کردند که طبرسی آن را در احتجاج با عنوان«رسالته الی اهل الاهواز حین سالوه عن الجبر و التفویض» روایت کرده است (ابن شعبه، 1384ق، ص458). در این رساله ضمن بحثی مستدل و مستند دربارۀ قرآن و عترت و لزوم تمسک به این دو برای آماده کردن ذهن مخاطبان به منظور درک و پذیرش حقیقتی که حضرت درصدد بیان آن است، به بیان موضوع مورد سؤال، یعنی جبر و تفویض پرداختند و با بیانی روشن و رسا، اعتقاد به جبر و تفویض را ابطال و «الامر بین الامرین» را اثبات کردند (همان، ص457) و فرمودند: «و لسنا ندین بجبر و لا تفویض لکنا نقول بمنزلة بین المنزلتین و هو الامتحان و الاختبار بالاستطاعة التی ملکنا الله و تعبدنا بها علی ما شهد به الکتاب و دان به الأئمة الأبرار من آل الرسول(ص)»؛ «ما نه معتقد به جبریم و نه معتقد به تفویض، بلکه به مرتبه ای بین این دو مرتبه اعتقاد داریم که همان امتحان است به وسیله توانی که خداوند به ما ارزانی داشته و ما را بدان وسیله به عبادت گماشته است. چنان که قرآن بر آن گواه است و امامان نیکوکردار از خاندان پیامبر(ص) بدان معتقدند» (ابن شعبه، 1384ق، ص458).

5- 5- جریان فکری تحریف قرآن

از جریان های منحرف فکری و عقیدتی دیگر در عصر امام هادی(ص) بحث تحریف قرآن توسط حشویه است. برخی منابع، این فرقه را افراطیون اهل سنت می دانند که به نظر عقلی بی اعتنا هستند و این نظرات را بدعت می دانند (معتزلی، 1404ق، ج6، ص436) و در واقع همان اهل حدیث یا اصحاب حدیثند (خمینی، 1390ش، ص519). این عده برای اثبات عقاید باطل خود به جعل حدیث روی آوردند (شوشتری، 1367ق، ص109).

«حشویه» در لغت، برگرفته از واژۀ «حشو» به معنی پرکردن و انباشتن است. همچنین عبارات «الحشو من الناس» و «حشوة الناس» به معنی تودۀ مردم عوام و بی مقدار به کار رفته است (ر. ک: فراهیدی، 1409ق، ذیل واژه). اصطلاح حشویه در آغاز رواج آن، معادل با اصطلاح «عوام الناس» بود. حشوی و یا اهل الحشو دانستن کسی یا گروهی به این معنا تلقی می شد که آگاهی او درباره مسائل دینی در حد آگاهی عوام است. بنابراین ویژگی، اتهام حشوی بودن، منحصر به یک فرقه یا جریان خاص نبود. در میان هر یک از گرایش های اعتقادی و کلامی، ممکن بود جمعی وجود داشته باشند که مخالفان و منتقدانشان آنها را حشویه یا اهل الحشو خطاب کنند. هیچ یک از فرق اسلامی خود را حشویه ندانسته و در مقام دفاع از لقب حشویه برنیامده اند و آن دسته از گرایش های کلامی و اهل حدیث که از سوی مخالفان، حشویه نامیده می شدند، همواره این نسبت را نفی کرده اند.

کاربرد اصطلاح حشویه به قرن دوم هجری بازمی گردد. در میان برخی از کهن ترین متون برجامانده معتزلی، از اصطلاح حشویه استفاده شده است. ضرار بن عمرو (متوفی190ق)، متکلم معتزلی، در آثار خود از حشویه سخن گفته (ر. ک: انصاری قمی، 1384، ص7) و جاحظ (متوفی255 ق) نیز اصحاب حدیث را حشویه نام داده است (بغدادی، بی تا، ج12، ص209).

نوبختی در فرق الشیعه می نویسد: «آنان را حشوی می گویند از آن جهت که آنها (جماعت و عامی) تابع و حاشیه هر سلطان برّ و فاجری شدند. » نوبختی پیدایش حشویه را به حوادث پس از شهادت امام علی(ع)نسبت می دهد (نوبختی، 1361ش، ص6-7).

ازجمله اعتقادات دیگری که به حشویه نسبت داده اند، این است که آنها استدلال در مسائل اعتقادی را بدعت می دانستند (فخرالدین رازی، 1420ق، ج2، ص323) و عقیده داشتند علوم و معارف دینی، تنها از طریق مراجعه به کتاب، سنت و اجماع قابل دسترسی است (جوینی، بی تا، ج1، ص24). امام الحرمین جوینی یادآور می شود که حشویه و اصحاب ظاهر، قیاس عقلی و شرعی را مردود می دانند (همان، ج2، ص8). خطیب بغدادی نیز عقیده داشت که لقب حشویه از سوی متکلمان به اهل حدیث داده شده است (بغدادی، 1421ق، ج2، ص151-152).

ماهیت علمی حشویه، جز عمل به روایات جعلی نیست. وجهه این فرقه در این روش شناخته می شود. تمام عقاید ابراز شده در این فرقه به نحوی با روایات جعلی ارتباط دارد. از جمله قول به تحریف قرآن و عدم عصمت انبیاء و. . . . این منحرفین، جعل روایت برای اثبات عقاید خود جایز می دانستند و از جمله روایاتی که جعل نموده اند، روایاتی است که برای امامت ابی بکر ذکر می کنند (شوشتری، 1367ق، ص109).

از جمله مسائلی که میان مسلمانان اختلاف ایجاد می کرد و از موضوعات مورد گفتگو در عصر امام هادی(ع)به شمار می آمد، شبهه قول به تحریف است. این شبهه سابقه طولانی دارد و با روایات جعلی که توسط حشویه فراهم گردید، ارتباط می یابد. در این عصر از یک سو، فرقه حشویه از اهل سنت و از سوی دیگر، غلات شیعه بر آن بودند که قرآن تحریف شده است و چه بسا کاتبان وحی، برخی از آیات قرآن را حذف کرده اند. اینان با مبنایی باطل، قرآن را تحریف شده می دانستند (طباطبایی، بی تا، ج12، ص54). علاوه بر این، ورود الفاظ بی معنی را در قرآن و سنت جایز می شمردند (شکری الألوسی، 1422ق، ص182).

در این عصر، پیدایش و رسوخ اندیشه تحریف قرآن در جامعه اسلامی تا جایی پیش می رود که محدثانی چون بخاری (بخاری، 1416ق، ج23، ص1317- 1326) و مسلم (قشیری نیشابوری، بی تا، ج3، ص1309- 1311) در مهم ترین آثار خود، احادیثی از عمر بن خطاب و عایشه نقل می کنند که هنگام رحلت پیامبر(ص) آیاتی در قرآن موجود بود و قرائت می شد، ولی اینک موجود نیست (سیوطی، 1363ش، ج2، ص70).

البته لازم به ذکر است که علاوه بر حشویه، برخی از شیعیان غلوکننده نیز مانند احمد سیاری که خود را از یاران امام هادی(ع) قلمداد می کرد و بیشتر علمای رجال او را غالی و فاسد المذهب دانسته اند، (رجال النجاشی، بی تا، ص ۵۸) در کتاب قرائات خود روایاتی جعلی نقل کرده که مضمون آنها، تحریف قرآن کریم است. این عمل انحرافی غلات شیعه، حمله دیگر فرق اسلامی به مذهب تشیع را در پی داشت (برای اطلاعات بیشتر ر. ک: جعفریان، 1386ش).

امام هادی(ع) ضمن رساله مفصلی که ابن شعبه حرّانی از آن حضرت نقل کرده است، به شدت بر اصالت قرآن تکیه فرمود و آن را در مقام سنجش روایات و تشخیص صحیح از ناصحیح به عنوان معیاری دقیق اعلام کرد. علاوه بر این به صورت رسمی قرآن را به عنوان تنها متنی که همه گروه های اسلامی بدان استناد می کنند، مطرح ساخت. در این زمینه امام هادی(ع) در مرحله اول، اخبار را به دو دسته تقسیم می کنند: «نخست روایاتی که حق است و باید مبنای عمل قرار گیرد و دسته دوم، اخباری که باطل است و باید از عمل بدان اجتناب شود. پس باید اجماع امت را بر حقانیت قرآن از نظر همه فرق اسلامی مورد توجه قرار داد. » آن گاه می فرمایند: «در صورتی که قرآن بر صحت روایتی صحه گذاشت؛ اما گروهی از امت آن را نپذیرفت، بایستی بر صحت آن اعتراف کنند؛ زیرا که در اصل، بر حقانیت قرآن اتفاق نظر دارند. » سپس به عنوان نمونه، حدیث ثقلین را با توجه به آیه ولایت و بر اساس شأن نزولی که برای این آیه در روایات اهل سنت نقل شده است ذکر می کند. پس از آن درباره توضیح حدیث «لا جبر و لا تفویض بل امر بین الامرین» باز به سراغ قرآن می آید و با ارائه آیات متعدد، تأیید آن را از صحت حدیث ابراز می دارد. البته امام در طول استدلال خود، ده ها آیه از قرآن را که از جهتی بر جبر و از جهت دیگر به تفویض اشاره دارد، ارائه می دهد و در پایان، از سخنان محکم و متین امیر المؤمنین(ع) در این باره به عنوان شاهد استفاده می کند (ابن شعبه حرانی، 1384ق، ص238- 356).

در نشستی دیگر در مورد مسئله ای اختلافی، امام با استناد به قرآن، همه را ملزم به قبول نظر خود ساخت (ابن شهر آشوب، 1421 ق، ج2، ص443). همچنین ایشان به صورت مکرر برای استنباط احکام شرعی از جمله مسائلی مانند اختیارات حاکم اسلامی در اجرای حدود و سایر موضوعات، مانند آثار ایمان از سر ترس و علم ائمه (ع)، به آیات قرآن استناد می کردند (همان، ص423). موضع گیری های صریح امام در این زمینه ها، تعیین و تبیین مبانی اصالت داشتن قرآن کریم و مبرّا دانستن قرآن از هرگونه تحریف، علاوه بر روشنگری و تکذیب ادعای کسانی که ادعای تحریف قرآن را داشتند، همچنین نظر خویش را در برابر آرای سایر مذاهب و فرق اسلامی به خصوص حشویه، به عنوان رهبر جامعه شیعی بیان نمودند و حتی خطّ مشی و اصول این نظریه را برای سایر مذاهب و مکاتب فکری بیان داشتند و همگان را به رعایت آن فراخواندند (فتاحی، 1392ش، ص84- 86). این تدابیر، موجب آگاه سازی جامعه اسلامی، به خصوص پیروان مذهب تشیع و مصونیت این مذهب در مقابل جریان های سوء فکری عقیدتی در این عصر شد.

بر اساس گزارش های بیان شده در رفتارشناسی امام با جریان های فکری اهل سنت، مواجهه ایشان با آنها به روش های مختلفی بوده است؛ از جمله: رد و انکار باورهای آنان، بیان روایات گوناگون، بیان دعاها و زیارت ها و تشویق به زیارت حایر حسینی، مناظره، رد شبهات، تبیین اندیشه صحیح، نگاشتن نامه و رساله در محورهای مختلف و متناسب با شبهات روز، خارج دانستن گروه شیعه از آنها و تبیین مسأله امامت و جایگاه آن.

با توجه به تلاش های چشمگیر امام، ایشان به تربیت و پرورش شاگردانی پرداختند که این شاگردان محل رجوع مشکلات شیعیان و راوی احادیث امام به شمار می رفتند. آنها با شیعیان سایر شهرهای شیعه نشین قلمرو اسلامی آن زمان به صورت وکیل در ارتباط بوده اند بر اساس نوشته شیخ طوسی، تعداد شاگردان امام دهم (ع) و کسانی که از آن حضرت در زمینه های مختلف علوم اسلامی روایت نقل کرده اند بالغ بر ۱۸۵ نفر می شود (طوسی، 1404 ق، ص429). از جمله شاگردان ایشان عبدالعظیم حسنی است که امام وی را به توان پاسخگو در مشکلات دینی به یارانشان معرفی می نمودند (نوری، 1407ق، ج۱۷، ص۳۲۱). عثمان بن سعید از دیگر شاگردان امام (ع) است که حضرت از وی به عنوان «ثقه » و «امین » خود یاد می کند (طوسی، 1404ق، ص۴۰۱و۳۸۹). همچنین ایوب بن نوح، وکیل امام هادی(ع) بود و روایات زیادی از پیشوای دهم(ع) نقل کرده است (طوسی، 1411، ج1، ص349).

باید توجه داشت که مهم ترین ابزار امام در پیشبرد برنامه هایشان، سازمان وکالت بوده است. این نهاد توانست نفوذ این جریان ها را در میان جامعه شیعی و به ویژه افرادی که به دور از شهر امام زندگی می کردند، کنترل نماید. پاسخ امام به نامه های متعدد از ناحیه وکلا که از مناطق مختلف طرح سؤال و شبهه می کردند، تآییدی بر این مطلب است.

نتیجه گیری

در عصر امام هادی(ع) جریان های انحرافی و دگرگونی های سیاسی، اجتماعی و فکری گسترده ای در جهان اسلام اتفاق افتاد. زمانه و دوره امامت آن حضرت، مقارن با سلطه و خفقان مطلق سیاسی عباسیان و به ویژه متوکل بود که زمینه و امکان هرگونه تحرک سیاسی و حتی فکری را از رقبای آنان سلب کرده بود. با این حال، رعایت اصل تقیه از جانب امام در مقابل حکومت، مانع از اتخاذ مواضع اصولی و بیان معارف ناب اسلامی نشد؛ زیرا حفظ اصول در هر شرایطی وظیفه امام بود و مبارزه ایشان با جریان های فکری از مهم ترین اقدامات ایشان در حفظ نظام اندیشه اسلام ناب و شیعه بوده است. حضرت در این عصر پرآشوب و متلاطم، برخلاف محدودیت ها و کنترل شدید و زندانی های طولانی، توانستند با اجرای برنامه ای راهبردی با جریان های فکری مختلفی مانند اهل سنت در مسائل کلامی مواجهه نمایند و نظام جامعه شیعی را در مقابل این جریان ها مدیریت کنند. آن حضرت با رد و انکار باورهای آنان، بیان روایات گوناگون، بیان دعاها و زیارت ها و تشویق رفتن به حایر حسینی، مناظره، رد شبهات، تبیین اندیشه صحیح، نگاشتن نامه و رساله در محورهای مختلف و متناسب با شبهات روز، خارج دانستن گروه شیعه از آنها، تبیین مسأله امامت و جایگاه آن و تربیت فرهیختگان و نخبگان، به نقد جریان های فکری متعارض با اندیشه ها و عقاید شیعی پرداختند. رفتارشناسی امام به خوبی بیانگر این مطلب است که امام هادی(ع) در سخت ترین شرایط، نسبت به جریان های اطراف خود منفعل و بی تفاوت نبودند و با وجود تمام محدودیت ها، به تلاش های اجتماعی می پرداختند که این تلاش ها با توجه به آشنایی با شرایط زمان و علم به مسائل پیچیده سیاسی آن زمانه بوده است.

یکی از مسائل و ابعاد وجودی زندگانی امام هادی(ع) زندگی در عصری مشابه دوران کنونی ما بوده است؛ چنان که فرقه فرقه شدن مسلمانان و اختلافات بزرگ، عمیق و دامنه دار میان این فرقه ها گاه تا به تکفیر یکدیگر و بروز جنگ های داخلی و کشتار مسلمانان امروزه نیز بسیار است.

 

 

فهرست منابع

* قرآن کریم

1- ابن ابی یعلی، محمد، طبقات الحنابله، ج1 و 2، تحقیق: محمد حامد الفقی، بیروت: دارالمعرفه، بی تا.

2- ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج2 و 8، تحقیق: عبدالله قاضی، بیروت: دارالکتب العلمیه، 1415 ق.

3- ابن المرتضی، احمد بن یحیی بن مرتضی زیدی معتزلی الحسنی، طبقات المعتزله، دارالمنتظر، بیروت، چاپ دوم، 1409ق.

4- ابن المرتضی، احمد بن یحیی بن مرتضی زیدی معتزلی الحسنی، شرح الازهار، ج 4، صنعا: مکتبه غمضان، بی تا.

5- ابن بابویه قمی، محمد بن علی (شیخ صدوق)، الاعتقادات، تحقیق: عصام عبدالسید، بیروت: دارالمفید، 1414ق.

6- _________________________________، التوحید، ترجمه و شرح: استاد علی اکبر میرزایی، بی جا: انتشارات علویون، 1388ش.

7- _________________________________، کمال الدین و تمام النعمه، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1405ق.

8- ابن‎تغری بردی، یوسف، النجوم ‎الزاهره، ج 2، مصر: وزارة ‎الثقافه و الارشاد القومی، بی تا.

9- ابن جوزی، عبد الرحمن بن علی، مناقب الامام احمد بن حنبل، به کوشش عبدالمحسن ترکی، بی جا: انتشارات هجر للطباعه و النشر، 1401ق.

10- ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، تلبیس ابلیس، بیروت: بی نا، 1421ق.

11- ابن حنبل، احمد، مسند، ج1و5، بی جا: بی نا، بی تا.

12- ابن شعبه، حسین بن علی، تحف العقول، تهران: مکتبه الاسلامیه، 1384ق.

13- ابن شهرآشوب، ابوجعفر محمدبن علی، مناقب آل ابی طالب، ج4، بیروت: دارالاضواء، ۱۴۲۱ق.

14- ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغه، ج6، بیروت: دارالجیل، 1411ق.

15- ابن فراء حنبلی، محمد بن حسین، طبقات الحنابله، تحقیق: محمد حامد الفقی، ج1و2، بیروت، دارالمعرفه، بی تا.

16- ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، الامامه و السیاسه، ج1، قم: منشورات شریف الرضی، 1363ش.

17- ابن قدامه مقدسی، ابومحمد عبدالله، المغنی فی فقه الامام حنبلی شیبانی، ج2 و5، بیروت: دارالفکر، 1405ق.

18- ابن کثیر، اسماعیل، البدایه و النهایه، ج7، به کوشش یوسف الشیخ محمد البقاعی و صدقی جمیل العطار، بیروت: دارالفکر، 1998م.

19- ابن ندیم، محمد بن اسحاق، الفهرست، تحقیق رضا تجدد، بی جا: بی نا، بی تا.

20- ابواسحاق شیرازی، ابراهیم بن علی، طبقات الفقهاء، تحقیق: علی محمد عمر، ریاض، مکتبه الثقافه الینیه، 1418ق.

21- ابوزهره، محمد، تاریخ مذاهب اسلامی، ترجمه علیرضا ایمانی، قم: انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، 1384ش.

22- احمدی، حبیب الله بن محمود، اما م ها دی (ع) الگوی زندگی، فا طیما، قم، 1390.

23- اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج2، بی جا: تبریزی، بی تا.

24- اسفراینی، ابوالمظفر عمادالدین شاهفور(شهفور) بن طاهر، التبصیر فی الدین، تحقیق: کمال یوسف الحوت، چ1، بیروت: عالم الکتب، 1403ق.

25- اشعری، ابی الحسن علی بن اسماعیل، مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین، ج1، بیروت: المکتبه العصریه، 1419ق.

26- اشعری، سعد بن عبدالله، المقالات و الفرق، به کوشش محمدجواد مشکور، تهران: بی نا، 1341ش.

27- اصفهانی، الراغب، مفردات الفاظ قرآن کریم، ترجمه حسین خداپرست، چ2، قم: چاپ و نشر نوید اسلام، 1389ش.

28- اصفهانی، علی بن حسین، المقاتل الطالبین، قم: منشورات شریف الرضی، 1414ق.

29- امین، احمد، ضحی الاسلام، ج3، چ7، قاهره: مکتبه النهضه المصریه، بی تا.

30. انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران: سخن، 1381ش.

31- بحرانی، هاشم، الانصاف فی النص علی الائمه، قم: نشر فرهنگ اسلامی، 1405ق.

32- بخاری، محمد بن اسماعیل، الصحیح البخاری، ج23، با شرح کرمانی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، 1416ق.

33- بشبیشی، محمود، الفرق الاسلامیه، چ1، مصر: الرحمانیه، 1350 ق.

34- بغدادی، احمد بن علی، الفقیه و المتفقه، به کوشش عادل بن یوسف غرازی، ج2، بی جا: دار ابن الجوزی، 1421 ق.

35- ____________، تاریخ بغداد و مدینه السلام، ج4 و 12، بیروت: دارالفکر، بی تا.

36- بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1425ق، 2004م.

37- بلخی، محمد بن نعمت علوی، بیان الادیان، تصحیح محمدتقی دانش پژوه، تهران: بنیاد موقوفات محمود افشار، تهران، 1376ش.

38- تمیمی، عبدالواحد بن عبدالعزیز، اعتقاد الامام ابن حنبل، ج1، بیروت: دارالمعرفه، بی تا.

39- جوینی، عبدالملک، البرهان فی اصول الفقه، ج1، به کوشش صلاح بن محمد، بیروت: بی نا، 1418ق.

40. جعفریان، رسول، تاریخ اسلام از پیدایش تا ایران اسلامی، قم: انتشارات حوزه علمیه، ۱۳۷۸ش.

41- جعفریان، رسول، اکذوبه التحریف القرآن بین الشیعه و السنه . مترجم محمود شریفی، امیر کبیر، تهران، 1386-

42- حسن زاده آملی، حسن، خیر الاثر در رد جبر و قدر، چ4، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1379 ش.

43- حسنی رازی، سید مرتضی، تبصره العوام فی معرفه الانام، تصحیح عباس اقبال، چ2، تهران: اساطیر، 1383ش.

44- حسینی، سیدعلی، رضایی مهر، حسن و دیگران، شکوه سامرا: مجموعه مقالات درباره امام هادی(ع) و امام عسکری(ع)، تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، تهران، 1390.

45- حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم: مؤسسۀآل البیت((ع)) لاحیاء التراث، بی تا.

46- فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، به کوشش مهدی مخزومی و ابراهیم سامرایی، قم: بی نا، 1409ق.

47- خمینی، سیدحسن، فرهنگ جامع فرق اسلامی، ج2، تهران: انتشارات اطلاعات، ، 1390ش.

48- خیاط معتزلی، عبدالرحیم بن محمد، الانتصار و الرد علی این الراوندی الملحد، تحقیق دکتور نبیرج، مصر: دارالکتب، 1344 ق.

49- دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، تهران: مؤسسه اتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1377ش.

50. ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ج24، تحقیق عبدالسلام تدمری، بیروت: دارالنشر، 1407 ق.

51- رئیس السادات، سیدحسین، اندیشه های کلامی شیعه، مشهد: نشر جلیل، 1382ش.

52- زبیدی، محمدمرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، دراسه و تحقیق: علی شیری، بیروت: دارالفکر، 1425ق.

53- رحیم، سبیب، اخبار الدوله العباسیه و فیه اخبار العباس و اولاده، ترجمه عبدالعزیز دوری، عبدالجبار مطلبی، قاهره: دارالطلیعه، ۱۹۷۱م.

54- سالم، عبدالرحمن، التاریخ السیاسی المعتزلی، قاهره: کلیه دارالعلوم، 1410ق.

55- سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل، ج2، الطبعه الثانیه، قم: لجنة ادارة الحوزة العلمیة، 1411ق.

56- ________، بحوث قرآنیه فی التوحید و الشرک، قم: موسسه الامام الصادق(ع)، بی تا.

57- سیدمرتضی، علی بن حسین، رسائل المرتضی، ج1و2، تحقیق: سیداحمد حسینی و سیدمهدی رجایی، قم: مطبعه سید الشهداء، 1405ق.

58- سیوطی، عبدالرحمن بن ابی بکر، الاتقان فی علوم القرآن، ج2، تهران: امیرکبیر، تهران: 1363ش.

59- _________________، تاریخ الخلفاء، الطبعة الثالثة، بغداد: مکتبة المثنی، بی تا.

60. شکری الألوسی، أبوالمعالی محمود؛ مسائل الجاهلیة التی خالف فیها رسول الله أهل الجاهلیة، بی جا: بی نا، 1422ق.

61- شوشتری، قاضی نورالله؛ الصوارم المهرقة، تهران: انتشارات چاپخانه نهضت، 1367ق.

62- شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، ج1، به کوشش محمد سیدکیلانی، بیروت: دارالمعرفة، 1395ق.

63- صفری فروشانی، نعمت الله، خورشید شب، مشهد: نتشارات آستان قدس رضوی، 1387 ش.

64- طباطبایی، محمدحسین؛ تفسیر المیزان، 20 مجلد، ج12، بی جا: بی نا، بی تا.

65- طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری باعلام الهدی، بیروت: دارالمعرفه، 1399ش.

66- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الرسل و الملوک (تاریخ طبری)، ج3 و6 و 8، بیروت: دارالکتب العلمیه، بی تا.

67- طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفه الرجال، قم: آل البیت، 1404ق.

68- _____________، الغیبه، چاپ اول، بی جا: دارالمعارف اسلامی، ۱۴۱۱ه. ق.

69- عطاردی، عزیزالله، مسند الامام الهادی(ع)، المؤتمر العالمی للامام الرضا(ع)، قم: بی نا، ۱۴۱۰ق.

70. عمرجی، احمد شوقی ابراهیم، المعتزله فی بغداد و اثرهم فی الحیاه الفکریه و السیاسیه، قاهره: مکتبه الدبولی، 2000م.

71- غزالی، محمد، فضائح الباطنیة، تحقیق: محمدعلی قطب، بیروت: المکتبه العصریه، بی تا.

72- فخررازی، محمد بن عمرو، اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین، تحقیق محمد بغدادی، بیروت: دارالکتب العربی، بیروت، 1407ق.

73- فتاح دماوندی، کاظم، بازکاوی احادیث امام هادی(ع) با تاکید بر فضای تاریخی صدور روایات، رساله علمی سطح سه، استاد راهنما، دکتر محمدکاظم رحمان ستایش، مرکز مدیریت حوزه های علمیه استان قم، 1393ش.

74- قاضی عبدالجبار، المغنی فی ابواب التوحید و العدل، بیروت: مکتبه العصریه، ۱۴۲۷.

75- قشیری النیشابوری، مسلم بن الحجاج، صحیح مسلم، ج46 و3، بیروت: دارالفکر، بی تا.

76- کشی، ابوعمرو محمد بن عبدالعزیز، رجال کشی، تصحیح میرداماد استرآبادی، بی جا: مؤسسه آل البیت، بی تا.

77- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج1 و 2، تصحیح و تعلیق علی اکبر غفاری، چ3، بی جا: دارالکتب الاسلامیه، 1368 ش.

78- مجلسی، محمدتقی، بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار((ع))، ج3 و 26 و 50 و 75، تهران: بی نا، بی تا.

79- محمود، محمد احمد علی، الحنابله فی بغداد، بیروت: المکتب الاسلامی، 1406 ق.

80. المدرسی، محمدتقی، الامام الهادی(ع) قدوة و اسوة، مکتب العلامه المدرسی، بی جا، 1410ق.

81- مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج2 و 3 و 4، چ4، ترجمه: ابوالقاسم پاینده، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1370ش.

82- معتزلی، ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج6 (20 جلد در 10 مجلد)، قم: انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی، 1404ق.

83- مفید، محمد بن نعمان، الارشاد، ترجمه ساعدی خراسانی، تهران: انتشارات اسلامیه، ۱۳۸۰ش.

84- نجاشی، ابوالعباس احمد بن علی اسدی، رجال نجاشی، قم: مکتبه الداوری، بی تا.

85- نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعه، ترجمه محمدجواد مشکور، تهران: مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۱ش.

86- نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسا ئل و مستنبط المسا ئل (خا تمة المستدرک)، قم: موسسه آل البیت (ع) لاحیا ء التراث ، ۱۴۲۰-۱۴۰۷ ق.

87- نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، شرح نووی، ناشر: چاپ سوم، بیروت: دار احیاء التراث العربی، بی تا.

88- یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ترجمه آیتی، ج2، چ7، تهران: انتشارات علمی فرهنگی، 1374ش.

89- Z. Klein, Sitting postures in males and females, Semiotica ,1984 , pp. 119 –131-

پایان نامه:

سادات اشکور، مظفر، رفتار امامین عسگریین((ع)) در مواجهه با انحرافات عصر خود، رساله علمی سطح سه، استاد راهنما، دکتر حمید رضا مطهری، مرکز مدیریت حوزه علمیه استان قم، 1394ش.

 

 

مقالات:

1- انصاری قمی، حسن، «کتابی کلامی از ضرار بن عمرو»، فصلنامه کتاب ماه دین، شم‍اره 89-90، اسفند 1383- فروردین1384، صص4-13-

2- دشتی، علی، «نقش امام هادی (ع) در جهت دهی به مباحث فکری و عقیدتی پیرامون قرآن کریم»، فصلنامه علمی تخصصی حسنا، سال پنجم، شماره 16، بهار 1392ش، صص79-92-

3- مطهری محب، حسین، «امام هادی(ع) در مصاف با انحراف عقیدتی »، ماهنامه مبلغان، شماره 57، شهریور 1383، صص14-24-

4- نوابی، علی اکبر، «روش شناسی حرکت های مکتبی امامان ((ع))»، پژوهش های اجتماعی اسلامی، شماره 84، مهر و آبان 1389، صص 121-150.

5- هادی منش، ابوالفضل، «امام هادی(ع) پرچمدار اندیشه و فرهنگ اسلامی»، ماهنامه مبلغان، شماره 69، مرداد و شهریور 1384، صص28-43

 

 

 

 

پی نوشت ها

 

[1] Human ethology

[2] شیخ مفید گزارش دیگری را نیز نقل نموده است، مبنی بر این که بعضی تولد آن حضرت را در دوم یا پنجم ماه رجب دانسته اند.

[3] ابوعبدالله ملقب به مُعتز بالله با خلع مستعین و با کمک ترکان به خلافت رسید. این خلیفه برای کاهش قدرت ترکان در دربار و به ویژه نیروی نظامی، شماری از مردان آفریقایی را وارد لشکر گارد خود کرد تا از سلطه ترکان بکاهد و در این میان سپاه خلیفه بر وصیف ترک شوریدند و او را به قتل رساندند و ولید مغربی به تحریک معتز، بغای کبیر را در سال 254 ق از پای درآورد. وقتی ترکان چنین دیدند، معتز را به کسی سپردند که او را شکنجه دهد؛ تا این که مرد.

[4] افراط بر خلق در نزد اهل معتزله به گونه ای بود که ابوالحسن خیاط معتزلی در کتاب الانتصار خود، صراحتاً اعلام کرده است که اگر رسول اکرم (ص) در عهد معتزله می زیست به خلق قرآن معتقد می شد و امت خود را به اعتقاد به حدوث کلام خدا سفارش می کرد.

[5] حنابله در این زمینه سختگیری بسیاری داشتند و زیارت شرعی قبور را دعا کردن و نماز خواندن برای مردگان می دانستند؛ چنان که پیامبر(ع) هنگام زیارت قبور، برای آنان دعا می خواند و در هر حال از دید حنبلی ها، درخواست از مردگان درست نیست.

[6] به طور مثال: به نقل از اسماعیل ابن ابی معمر و سپس ابوهریره آمده است: «قال رسول الله(ص): ضحک ربنا من رجلین یقتل احدهما صاحبه ثم یصیران الی الجنة؛ پروردگار ما از دو فرد که یکی دیگری را بکشد و سپس هر دو به بهشت نایل شوند، به خنده آید». در روایتی دیگر آمده است: «ان الله لم یمس بیده شیئا الا ثلاثا خلق آدم بیده و غرس الجنة بیده و کتب التوراة بیده؛ خداوند چیزی را با دستش لمس نکرد، مگر در سه مورد: آدم را به دست خود آفرید و بهشت را به دست خویش کاشت و تورات را به دست خود نگاشت.

[7] به نمونه ای از رفتار جبری گری او اشاره می شود. ابن قتیبه می نویسد: «وقتی عبدالله بن عمر، معاویه را در خصوص خلافت یزید مورد بازخواست و عتاب قرار داد، با کمک تفکر جبری گری خویش خطاب به عبدالله بن عمر گفت: من تو را از این که در میان مسلمانان تفرقه اندازی و خون آنان را بریزی بر حذر می دارم. امر یزید، قضایی از قضاهای خدا بود و بندگان درباره کارهای خدا اختیاری ندارند.

[8] به یک حدیث از باب نمونه اشاره می شود که فرشته ای که مأمور نطفه ها در رحم مادر است، عرض می کند: خدایا! فرد شقی هست یا سعید، آن گاه (وضعیت او) ثبت می شود و مرگ و زندگی و روزی او نوشته می گردد و نامه زندگی او پیچیده می شود ، شکی نیست که تصدیق و نگاه جبری به چنین احادیثی، نتیجه ای جز قول به جبر ندارد.

صفحه65 از365