ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

هنر انطباق با بحران اجتماعی اقتصادی

 

 

مترجم: مهدی نیکوئی
منبع: hbr :
 
 
شرکت‌ها علاوه بر تغییرات رقابتی و فناوری که با آنها مواجه هستند، با تغییر و تحولات شرایط اجتماعی-سیاسی در خانه خود هم روبه‌رو می‌شوند. هر تغییر و ابهامی در فضای اجتماعی و سیاسی می‌تواند بر عملکرد و وضعیت شرکت‌ها اثر بگذارد؛ چه این ناآرامی، برگزیت در بریتانیا باشد یا جنبش جلیقه‌زردهای فرانسه، ناآرامی‌های داخلی در ونزوئلا تا تعطیل شدن دولت آمریکا. هر کدام از این موارد، شرکت‌ها را مجبور می‌کند تا سرمایه‌گذاری‌ها، برنامه‌های رشد و اختصاص منابع خود را با شرایط انطباق دهند. این ابهام‌ها اثر قابل‌توجهی بر شرایط اقتصادی شرکت‌ها دارند؛ به‌عنوان مثال، هزینه ورودی‌ها (نیروی کار، منابع) و رفتار مشتریان تغییر خواهد کرد. اما تغییرات در این حد باقی نخواهد ماند و گاهی شرکت‌ها حتی بقای خود را در خطر دیده و از انجام کارهای روزمره خود ناتوان خواهند شد. ممکن است عملیات تولیدی متوقف شود چرا که مرزها بسته شده و واردات مواد اولیه متوقف شده است. این امکان هم وجود دارد که ارائه خدمات، دیگر امکان‌پذیر نباشد.
 
 
 

 

 شرکت‌ها چگونه باید خود را انطباق دهند؟

با توجه به آنکه، بخش قابل‌توجهی از موکلان ما از مساله برگزیت تاثیر می‌پذیرفتند، اکثر مطالعات خود را حول شرایط شرکت‌ها در بریتانیا شکل دادیم؛ به‌عنوان مثال با ۱۵۰ مدیر ارشد از ۵۰ شرکت مختلف این کشور به مصاحبه پرداختیم. بررسی نتایج بریتانیا در شرایط حاضر، مزیت گذر زمان را دارد و می‌توان فارغ از آشفتگی‌ها و مشکلات آنی، به تحلیلی گسترده‌تر و فارغ از احساسات اقدام کرد. هدف ما از مصاحبه با مدیران بریتانیایی، درک این موضوع بود که شرکت‌های بریتانیایی پس از برگزیت با چه چالش‌هایی مواجه بوده‌اند و آیا به فکر ترک بریتانیا افتاده‌اند یا خیر. این مصاحبه‌ها به ما کمک کرد تا چارچوبی برای تفکرات شرکت‌ها در مواجهه با ابهام‌های شدید سیاسی و بازطراحی ساختارهای عملیاتی‌شان ارائه کنیم.

به‌طور کلی، در پی ناآرامی‌ها و ابهام‌های مختلف، استراتژی شرکت‌ها باید تغییر کند. اما اتخاذ استراتژی مناسب، نیازمند ارزیابی صحیح از ماهیت و میزان ابهام شرایط است. آیا ابهام و تردیدها تنها محدود به شرایط اقتصادی است و به معنای آن است که تغییراتی در هزینه ورودی‌ها و رقابت‌پذیری محصولات تولیدی اتفاق خواهد افتاد؟ یا آنکه ابهام و تردید به حدی شدید است که حتی بقای شرکت و امکان ادامه فعالیت آن را به خطر انداخته است؟ این تحلیل و ارزیابی می‌تواند براساس صنعت (تردیدهای سیاسی برخی صنایع را بیشتر به خطر می‌اندازد) یا شرکت (برخی شرکت‌ها بهتر از دیگران می‌توانند به پیش‌بینی وضعیت و انطباق خود با آن اقدام کنند) متفاوت باشد.

استراتژی شرکت، باید براساس ماهیت بازاری که در آن فعالیت می‌کند، باشد: آیا شرکت در شرایط باثبات، موقعیت مستحکم‌تری دارد یا زمانی که بازار در حال رشد است؟ آیا شرکت در خطر از دست دادن سهم خود از بازار است؟ در شرایطی که بازار، راکد یا رو به افول است، شرکت‌ها باید دوراندیشی را سرلوحه کار خود قرار داده و نگاهی هم به انتقال فعالیت‌های خود به خارج از کشور داشته باشند. انتقال فعالیت‌ها به یک مکان جدید، بسیار هزینه‌بر است و ممکن است حاشیه سود اندک کنونی را هم از بین ببرد؛ با این حال برای حفاظت از برخی فعالیت‌های کلیدی تضمین‌کننده بقا در شرایط بحرانی، نیاز به انجام چنین کاری است و گزینه‌های دیگر، نتایج وخیم‌تری به جا خواهند گذاشت. محدود کردن انتقال مکان به چند فعالیت کلیدی، از میزان هزینه‌های تحمیل شده به شرکت هم خواهد کاست. اما در شرایطی که بازارها در حال رشد هستند، احتمالا شرکت‌ها باید هم از فرصت‌ها و هم از منابع خود برای اتخاذ یک استراتژی تهاجمی‌تر استفاده کنند و این‌گونه به ابهام‌ها و تردیدهای موجود واکنش نشان دهند.

 دو استراتژی برای بازارهای راکد یا رو به افول

زمانی که شرکت‌ها متوجه یک سطح ابهام محدود (یا همان ابهام محدود به شرایط اقتصادی) می‌شوند، می‌توانند یک استراتژی حفاظتی (hedging strategy) در پیش بگیرند و به‌عنوان مثال یک صندوق پس‌انداز تامینی راه‌اندازی کنند. پس از آرام شدن اوضاع اجتماعی و سیاسی، منافع به شرکت‌هایی می‌رسند که توانسته باشند بقا یابند. این بقا ممکن است به دلیل بهره‌وری بالای آنها یا بهره‌گیری از فعالیت‌های مختلف توسط شرکت‌های چندملیتی باشد یا آنکه به دلیل اقدامات حفاظتی دیگر در بخش‌های منابع انسانی یا کنترل داخلی حاصل شده باشد. شرکت‌هایی که بتوانند هزینه‌های خود را کاهش دهند و نظارت دقیق‌تری بر هزینه‌کردهای خود داشته باشند، می‌توانند حتی با مقداری افت فروش خود کنار بیایند. به‌عنوان مثال، شرکت سونی در واکنش به برگزیت، تصمیم گرفت تا حضور پررنگ خود در بریتانیا را حفظ کند اما دفتر مرکزی خود را به کشور اروپایی همسایه، هلند انتقال دهد. هزینه چنین انتقالی محدود و قابل بازگشت است و در عین حال، فعالیت‌های کلیدی را به مکان امن‌تری انتقال می‌دهد.

با این حال، در شرایطی که ابهام‌های سیاسی شدید باشند، شرکت‌های فاقد ذخیره‌های مالی کافی و فعال در بازارهای رو به افول، با خطر ورشکستگی مواجه خواهند شد. در چنین شرایطی، استراتژی نجات (salvaging strategy)، بهترین گزینه است. به این معنی که با پذیرفتن احتمال ورشکستگی، تنها برای کاهش پیامدها و نجات آنچه ممکن است، می‌کوشید. شرکت‌های گرفتار شده به این شرایط، باید با کاهش روزافزون فروش خود انطباق پیدا کنند. آنها مجبور خواهند شد تا پس‌اندازها و ذخایر مالی خود را برای جبران سقوط سود فدا کنند و مانع از آن شوند که دارایی‌های اساسی‌شان فروش برود؛ چرا که با حفظ این دارایی‌ها در آینده و با رشد دوباره اقتصاد می‌توانند به بازار بازگردند. به‌عنوان مثال، جگوار لندرور که انتظار داشت برگزیت، اثرات مخربی بر میزان تقاضای محصولات و سودآوری‌اش بگذارد، تصمیم گرفت چهار کارخانه خود در بریتانیا را تعطیل کند و به این شکل مانع از زیان‌های بیشتر خود شود.

این استراتژی بارها توسط خودروسازان استفاده شده است. به‌عنوان مثال، رنو، خودروساز فرانسه، یکی از بزرگ‌ترین پایگاه‌های خود را به‌رغم تمام آشوب‌های سیاسی، طی چند دهه در آرژانتین نگه داشت. رنوی آرژانتین در ۱۹۹۷ تاسیس شد اما زمانی که این کشور در سال ۲۰۰۱ با یک بحران عمیق مواجه شد، صادرات خود از آرژانتین به برزیل را کاهش داد (اتفاقی که بخش مهمی از آن به دلیل کاهش تولید کارخانه آرژانتین بود) اما موفق شد ۲۰‌درصد از سهم بازار خود را حفظ کند. رنو اسیر شرایط بدی شده بود اما استراتژی نجات آن به خوبی جواب داد: این شرکت، دارایی و کارخانه‌های خود را حفظ کرده بود و ۲۰‌درصد هم از بازار سهم داشت. تصمیمات رنو آن را در موقعیت استراتژیکی قرار داد که آماده یک جهش بزرگ بود و می‌توانست به محض بهبود شرایط اقتصادی، خود را برای یک رقابت شدید آماده کند. مشکلات در آرژانتین، حتی هنوز هم وجود دارند و نرخ تورم این کشور ۲۵‌درصد است. با این حال، اوضاع رنو در آرژانتین به سرعت در حال بهبود است و در سال ۲۰۱۷، به تنهایی ۳/ ۱۶‌درصد افزایش فروش داشته است.

 دو استراتژی برای بازارهای در حال رشد

برای شرکت‌هایی که در بازارهای در حال رشد سریع فعالیت می‌کنند، هدف اولیه باید تلاش برای آن باشد که ابهام‌ها و تردیدهای سیاسی باعث عقب افتادن آنها از رقبایشان نشود. اگر تردیدها محدود هستند و تنها شرایط اقتصادی در خطر افتاده‌اند (هزینه‌های تامین مواد اولیه و هزینه رقابت‌پذیری محصولات)، می‌توان از استراتژی تعادل‌بخشی (rebalancing strategy) استفاده کرد. منطق این استراتژی، انتقال دارایی‌های استراتژی و رهبری بازار به نقطه جغرافیایی دیگری است که نزدیک به موتور رشد شناسایی شده باشد. (استراتژی حفاظتی هم به دنبال تغییر موقعیت جغرافیایی است، اما هدف از آن بقا و جلوگیری از ورشکستگی کامل است؛ در حالی که هدف استراتژی تعادل‌بخشی بهره بردن از فرصت‌های رشد در جایی دیگر است.) استراتژی تعادل‌بخشی شامل اقدامات پرارزش و استراتژیک است. به‌عنوان مثال، شرکت دایسون (Dyson)، با آنکه به گفته خودش اثری از برگزیت نمی‌بیند، دفاتر مرکزی خود را به سنگاپور انتقال می‌دهد تا بتواند از رشد سریع این منطقه جهان بهره‌مند شود.

اگر بقا و ادامه فعالیت‌های یک شرکت در بازارهای در حال رشد به خطر بیفتد، شرکت‌ها باید به فکر استراتژی انتقالی (shifting strategy) باشند و به سرعت اکثریت فعالیت‌های خود را به خارج از مرزها انتقال دهند. این فرآیند با فعالیت‌هایی شروع می‌شود که می‌توانند با کمترین هزینه انتقال یابند. استراتژی انتقالی را می‌توان به شکل غیرفیزیکی و اختصاص منابع به بازارهای امن‌تر و باثبات‌تر هم انجام داد. این استراتژی مانند استراتژی تعادل‌بخشی یک استراتژی کنش‌گرا است که به دنبال مدیریت منابع شرکت برای اجتناب از پیامدهای ابهام و بی‌ثباتی‌ها است. اما در این مورد، رویکردی بنیادین‌تر در پیش گرفته می‌شود: انتقال سریع و سیستماتیک شرکت و دارایی‌هایش که در نهایت به دنبال صفر کردن میزان در معرض خطر بودن آن است. در بریتانیا، می‌توان برخی از بانک‌ها از جمله بارکلیز، گلدمن ساکس و اچ‌اس‌بی‌سی را مشاهده کرد که هم‌اکنون هم بخشی از فعالیت‌ها و کارکنان خود را به پاریس و فرانکفورت انتقال داده‌اند.

 پیدا کردن قطعیت‌ها در شرایط ابهام

آنچه مانند تناقض به نظر می‌رسد، آن است که شرکت‌های موفق می‌توانند در مبهم‌ترین شرایط هم قطعیت‌هایی برای خود ایجاد کنند و در نهایت مسیر خود را براساس شرایط جدیدی که پدید خواهد آمد، طی کنند. زمانی که مساله برگزیت پیش آمد، بسیاری از شرکت‌های فعال در بریتانیا گرفتار شرایط مبهمی شدند و انتظار می‌رفت تا به دنبال استراتژی نجات یا انتقالی برآیند. به‌عنوان مثال، در حالی که بسیاری از تحلیلگران کسب‌وکار از اقدام جگوار لندرور سخن گفتند و آن را طبیعی انگاشتند، استراتژی آنها حاکی از آن است که بدترین سناریوی ممکن را در نظر گرفته‌اند. اقدام آنها به معنای آن است که دست‌کم انتظار داشته‌اند تا صنعت خودروسازی به حدی از برگزیت آسیب ببیند که امکان مدیریت آن وجود نداشته باشد.

اما زمانی که ما با مدیران ارشد شرکت‌ها به مصاحبه پرداختیم، متوجه دو طرز تفکر متفاوت بین آنها شدیم. گروه نخست، متحیر و حیران بودند و در انتظار روشن شدن سرنوشت برگزیت بودند تا آنگاه به تصمیم‌گیری بپردازند. آنها گزینه انتقال فعالیت‌های خود به خارج از مرزها را هم روی میز گذاشته بودند اما هنوز در مورد شیوه انجام چنین کاری به تصمیم‌گیری نهایی و جمع‌بندی نرسیده بودند. آنها هنوز هم منتظر هستند تا عمق شرایط را بررسی کرده، سپس به پیش‌بینی مالی و تحلیل هزینه‌ها بپردازند. بیشتر افرادی که چنین طرز تفکری داشتند، در شرکت‌های انگلیسی کار می‌کردند.اما گروه دوم که اکثریت آنها، نمایندگان شرکت‌های اسکاتلندی بودند، نگرشی خوش‌بینانه‌تر داشتند و در حقیقت به استقبال ابهام رفته بودند. آنها به دنبال فرصت‌هایی می‌گشتند که از غبارآلود شدن شرایط پدید آمده بودند و رقبای انگلیسی‌شان توجهی به آنها نداشتند. یکی از دلایلی که باعث این رفتار کنش‌گرایانه رهبران اسکاتلندی شده بود، این باور بود که فارغ از نتیجه برگزیت، آنها در آینده از انگلیس استقلال خواهند یافت و دوباره به اتحادیه اروپا خواهند پیوست. آنها نگاهشان را به بلندمدت دوخته بودند؛ در حالی که همتایان انگلیسی آنها تنها به دنبال دیدن نوک دماغشان بودند.

شرکت‌های اسکاتلندی انتظار داشتند که برگزیت، باعث ابهام‌هایی محدود در شرایط شود و بیش از هر چیز بر شرایط اقتصادی اثر بگذارد. به همین دلیل به دنبال تغییرات محدودی در استراتژی‌های خود برآمدند و اغلب رویکردهای تعادل‌بخشی یا حفاظتی را به کار گرفتند. آنها بسیار سریع‌تر از رقبای انگلیسی خود، با شرایط جدید انطباق پیدا کردند. صادرات اسکاتلند به اتحادیه اروپا ۳/ ۱۳‌درصد رشد در سال ۲۰۱۷ را ثبت کرد و صادرات (غیرنفتی و گازی) آن به مقاصد جهانی از ۲/ ۶‌درصد افزایش بهره برد. این اتفاق تا حدی به دلیل سقوط ارزش پولی استرلینگ بود. آنها به دنبال این هستند تا به اندازه کافی از این مزیت کوتاه‌مدت بهره‌مند شوند و پیش از آنکه مزیت کاهش ارزش پولی ناپدید شود، سهم خود را از بازارهای جهانی افزایش دهند.واضح است که شرکت‌ها باید سناریوهای بالقوه ناشی از برگزیت را پیش‌بینی کرده و خود را برای تغییرات احتمالی آماده سازند. به‌عنوان مثال، باید به این موضوع بیندیشند که در صورت بروز محدودیت‌های تجاری، چه کاری باید انجام دهند. آیا می‌توانند تولیدات خود را به کشور دیگری انتقال دهند؟ هزینه‌ها و پیامدهای چنین اقدامی چه خواهد بود؟ در چنین مواقعی، یک استراتژی تعادل‌بخشی (به معنای یک انطباق محدود) ممکن است نسبت به یک تاکتیک انتقالی گزینه امن‌تری باشد.با پیش‌بینی سناریوهای مختلف احتمالی برای آینده، شرکت‌ها می‌توانند برای خودشان قطعیت ایجاد کنند. تصمیمات آنها (چه یک استراتژی تعادل‌بخشی باشد یا یک تغییر اساسی مانند استراتژی انتقالی باشد)، به جز منابع در دسترس آنها به تحلیلشان از شرایط و ریسک‌های موجود (چه در باقی ماندن در خانه و چه در حرکت به خارج از مرزها) بستگی دارد. در نهایت، شرکت‌هایی بقا خواهند یافت که به استراتژی‌های پسابحران خود اندیشیده باشند.

یکشنبه, 19 اسفند 1397 09:52

ایجاد فرهنگ گوش کردن در سازمان

برای صد ساله شدن باید نخست متولد شد

 

 

مترجم: سید‌حسین علوی لنگرودی
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
منبع: HRM :
 
 
همه ما به خوبی می‌دانیم که از مدیران و روسا انتظار می‌رود به دیگران گوش کنند، اما شاید خیلی از ما ندانیم که چگونه باید به دیگران از جمله کارکنان‌مان گوش کنیم.
 
 
 

 

 

مشکل اینجاست، خیلی‌ها که به مقام ریاست و مدیریت می‌رسند، فراموش می‌کنند که باید به دیگران گوش کنند و به عبارت روشن‌تر، «سبک گوش کردن» خود را تغییر دهند. به قول جانی ایو، مدیر ارشد بخش طراحی اپل «هنر مدیران بزرگ در اپل باید این باشد که به افراد خاموش صدا بدهند و سپس صدای‌شان را بشنوند.» آری حق با اوست، چرا که اگر مدیران و کارکنان بیاموزند که به یکدیگر گوش فرا دهند، گوش کردن به فرهنگ سازمانی تبدیل خواهد شد و بسیاری از موانع و چالش‌های موجود در روابط بین مدیران و کارکنان را برطرف خواهد کرد. با این همه باید دانست که گوش کردن مدیران به کارکنان و گوش فرا دادن کارکنان به مدیران و در نهایت شکل‌گیری فرهنگ سازمانی مبتنی بر گوش کردن دارای ابعاد مختلفی است که در ادامه این مطلب به آنها اشاره خواهد شد.

گوش کردن همراه با سکوت: تیم کوک مدیرعامل اپل، استاد سکوت کردن بود. تمام کسانی که در شرکت اپل کار کرده‌اند در این مورد اشتراک نظر دارند که تیم کوک تمایل زیادی به سکوت‌های طولانی دارد. این موضوع در شرکت بزرگ و مشهوری چون اپل کاملا آشنا و جاافتاده به نظر می‌رسد، چرا که گوش کردن همراه با سکوت در این شرکت به فرهنگی سازمانی تبدیل شده است به‌طوری که اغلب مدیران و کارکنان شرکت سعی می‌کنند در هر ملاقات کاری حداقل ۱۰ دقیقه را به سکوت و گوش فرادادن به طرف مقابل اختصاص دهند. در این ۱۰ دقیقه سعی می‌شود که افراد دارای حرکات صورت و زبان بدن خنثی و بدون جهت‌گیری خاصی باشند و به شنونده محض صحبت‌های دیگران تبدیل شوند.گوش کردن همراه با بازخورد: تمام گوش کردن‌ها نباید به‌صورت محض و همراه با سکوت باشند و گاهی اوقات لازم است که مدیران و کارکنان از گوش کردن فعال همراه با بازخورد در برابر طرف مقابل استفاده کنند. در این نوع گوش کردن، فرد شنونده با صحبت‌ها و حرکات خود نسبت به گفته‌های طرف مقابل واکنش نشان می‌دهد و با همین بازخوردهاست که او را به صحبت بیش‌تر و دقیق‌تر ترغیب می‌کند. گوش کردن همراه با بازخورد، روش مورد علاقه استیو جابز بود که دوست داشت دیگران او را به چالش بکشند و از این گوش کردن به دفعات و در تعاملات خود با کارکنان و مدیران اپل و البته مشتریان شرکت استفاده می‌کرد.

ایجاد فرهنگ گوش کردن: شاید برای یک مدیر سنت‌گرا خیلی سخت باشد که به اعضای تیم تحت رهبری‌اش با دقت تمام گوش فرا دهد و به آنها اثبات کند که به‌طور فعال و کامل به صحبت‌های‌شان توجه دارد. با این همه، کار سخت‌تر آن است که تمام کارکنان یک سازمان را به گوش‌دهندگان ماهر تبدیل کرد و به آنها آموخت که چگونه می‌توانند به یکدیگر گوش دهند.  برای تبدیل فرهنگ گوش کردن می‌توان سه گام برداشت: ۱- ایجاد سیستمی ساده برای کارکنان جهت ایده‌پردازی و بیان انتقادات، ۲- حصول اطمینان از اینکه بخشی از ایده‌ها یا انتقادات مطرح شده مورد توجه و رسیدگی قرار گرفته و می‌گیرد. ۳- تشریح و تبیین دلایل عدم پیگیری برخی ایده‌ها و نظرات.  چنین فرهنگی به‌طور کامل در شرکت گوگل وجود داشته و دارد. بسیاری از کسانی که در گوگل کار کرده و می‌کنند به مدیر یا رئیس مافوق‌شان مراجعه و ایده‌های خود را که بسیار زیاد بودند، به او ارائه می‌کنند. تعداد بسیار بالای این ایده‌ها باعث می‌شود تا مجموعه‌ای به نام «تیم ایده‌ها» در گوگل به وجود‌ آید که وظیفه‌اش بررسی ایده‌ها و رسیدگی به آنها بود. در نتیجه پس از مدت کوتاهی مدیران در گوگل می‌توانند مجموعه‌ای غنی و ارزشمند از ایده‌های ناب و فوق‌العاده‌ای را جمع‌آوری کنند که در مجموع کمک شایانی به نوآوری‌ها و موفقیت‌های کاری آنها و کل شرکت گوگل می‌کند.البته کاملا طبیعی بود که بسیاری از ایده‌های دریافتی، ایده‌های خوب و کاملی نبودند و نمی‌شد روی آنها حساب باز کرد اما همین ایده‌های ناقص و غیرعملی نیز در گوگل مورد توجه و ارزیابی قرار می‌گیرد و دلایل رد شدن آنها با احترام تمام به اطلاع ارائه‌دهندگان رسانده می‌شود. همین واکنش هوشمندانه نسبت به ایده‌های ناقص در بلندمدت باعث می‌شد تا بستر مناسب‌تری برای ایده‌پردازی‌های بهتر و مطلوب‌تر فراهم‌ آید.

سازگاری با فرهنگ گوش کردن: یکی از مدیران موفق در زمینه بازاریابی به نام آسترید تامینز در وب‌سایت شخصی‌اش داستانی فوق‌العاده درباره میزان اهمیت سازگاری پیدا کردن با فرهنگ گوش کردن را در موقعیت‌های جدید تعریف کرده که ذکر آن در اینجا خالی از لطف نیست. او در یک روستای فقیرنشین در فیلیپین که بیشتر مردمش ماهیگیر بودند، بزرگ شده بود که توانست شغل‌های خوبی در مسکو، نیویورک و سنگاپور پیدا کند. او تعریف می‌کند وقتی در موسسه صلح نیویورک کار می‌کرد، مامور شد تا با جبهه آزادی‌بخش اسلامی مورو که در جنوب فیلیپین فعال بود، برای پیشبرد و روند صلح کار کند. او در ابتدای ورودش به منطقه مثل یک تاجر لباس می‌پوشید و رفتار می‌کرد. به همین دلیل چند روز پس از ورودش به مانیل فهمید که چندتن از نمایندگان جبهه آزادی‌بخش مورو به نمایندگان دولت مرکزی نامه‌ای نوشته و شکایت کرده‌اند که «این خانمی که شما برای پیشبرد روند صلح فرستاده‌اید کیست و از کدام سیاره آمده است؟» از نظر اعضای جبهه آزادی‌بخش مورو، آسترید نه به‌عنوان یک زن فیلیپینی و کسی که بومی منطقه آنهاست بلکه به‌عنوان یک زن غربی و غریبه شناخته شد که به حرف دل آنها گوش نمی‌کرد و مثل خیلی از تاجران آمریکایی، فقط حرف خودش را می‌زد. این تلنگر باعث شد تا آسترید تغییر رویه دهد و یاد بگیرد مثل یک بومی با اعضای جبهه آزادی‌بخش رفتار کند و به صحبت‌ها و درددل‌های آنها گوش فرا دهد و پس از آن بود که گشایش زیادی در فعالیت‌های او به وجود آمد و توانست روند مذاکره برای صلح را تا حد زیادی پیش ببرد.

آری، گوش کردن فعال و صادقانه مدیران به کارکنان و بالعکس در نهایت، شکل‌گیری فرهنگ گوش کردن باعث خواهد شد تا جلوی بسیاری از سوء تفاهم‌ها و بی‌برنامگی‌ها در درون سازمان‌ها و شرکت‌ها گرفته شود و این همان کاری است که از مدت‌ها پیش در شرکت‌های موفق و مطرحی همچون اپل و گوگل صورت گرفته و زمینه‌ساز پیشرفت‌ها و تحولات بزرگی در آنها شده است.

بایسته‌های بیان مسائل جنسی براساس احکام الهی

 

منتشر شد؛

بایسته‌های بیان مسائل جنسی براساس احکام الهی

کتاب «بایسته‌های بیان مسائل جنسی بر اساس احکام الهی» نوشته احمدرضا اخوت و‌‌ هانی چیت‌چیان توسط «مدرسه دانشجویی قرآن و عترت دانشگاه تهران» منتشر شده است.

 

 

به گزارش شبکه اجتهاد، یکی از موضوعات بسیار مهم در امر تعلیم و تربیت کودکان، موضوع مسائل جنسی است، زیرا این مسائل نه تنها می‌تواند تعلیم و تربیت را تحت الشعاع خود قرار دهد بلکه می‌تواند کل زندگی را تحت تأثیر خود قرار دهد. این قوا که در دوره دوم رشد خود را نشان می‌دهد در سایر دوره‌های زندگی باید ذیل عقل و خرد فعال قرار گیرد تا از ناحیه آن زندگی امنیت یافته و فرد دچار عوارض و آسیب‌های آن نشود.

«احمدرضا اخوت» در کتاب «بایسته‌های بیان مسائل جنسی براساس احکام الهی» بر اساس آیات نورانی قرآن به ویژه سوره مبارکه نور و روایات اهل بیت علیهم السلام به بیان خطوط قرمز طرح مسایل جنسی و مباحث مربوط به آن در جامعه پرداخته است.

عفاف، مراقبت از تمایلات، چگونگی کنترل امیال و فرایند تحقق عفاف، ضرورت توجه به مختصات مسائل جنسی در زندگی، ضرورت آگاهی به موقع نسبت به مسائل جنسی، پرهیز از فعال‌شدن زودهنگام مسائل جنسی، پرهیز از تقویت قوه خیال و وهم در مسائل جنسی، شکوفایی عفاف با توجه به آموزه‌های سوره نور، چگونگی آموزش مسائل جنسی در دوره‌های مختلف زندگی و مباحث مهم دیگر در حوزه بایسته‌های مسایل جنسی از موضوعاتی هستند که در این کتاب به آنها پرداخته شده است.

بنابر گزارش مهر، کتاب بایسته‌های بیان مسائل جنسی بر اساس احکام الهی نوشته احمدرضا اخوت و‌‌ هانی چیت‌چیان توسط «مدرسه دانشجویی قرآن و عترت دانشگاه تهران» با قیمت ۵۰۰۰ تومان به بازار کتاب عرضه شده است.

 

کتاب «بایسته‌های بیان مسائل جنسی براساس احکام الهی» منتشر شد

 

3 سالگی بهترین سن آموزش آداب معاشرت

 

 

 

بهترین مکان برای آغاز آموزش آداب اجتماعی به کودکان، سر سفره غذا (یا میز غذا) می باشد. زمانی که اعضای خانواده برای خوردن غذا دور هم جمع می شوند این موقعیت می تواند یک تجربه آموزشی خوب برای کودکان باشد.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه
کودک

 

 

کودک دو ساله ای دارم که می خواهم با آداب اجتماعی آشنایش کنم. لطفاً بفرمایید بهترین سن برای آموزش آداب اجتماعی به کودکان چه سنی است و بطور کلی چه اصولی را والدین باید برای تربیت کودکان رعایت کنند.


برای تربیت فرزندان یک سری اصول وجود دارد که در پنج مرحله توضیح داده می شود. فراموش نکنید که تربیت فرزندان و آموزش مسئولیت پذیری و ... از همان نخستین سالهای تولد شروع می شود.

رفتارهای درست را از همان ابتدا به فرزندتان آموزش دهید

تقریبا بعد از سه سالگی است که روابط اجتماعی کودکان آغاز می شود. لذا آموزش رفتارهای مناسب و مثبت نیز باید از همین دوران آغاز گردد. برای مثال والدین می توانند برای آموزش رفتار مثبت به کودکان از مدل سازی استفاده کنند. یکی از مهم ترین این الگوها خود والدین هستند. به این معنا که والدین باید به رفتارهای خود در هنگام خشم و عصبانیت و ناراحتی و یا به طور کلی در ارتباطات خود با اطرافیان، توجه کنند. کودکان به طور پیوسته شاهد و ناظر رفتار والدین بوده و رفتار آنها را الگو قرار می دهند. این یکی از بهترین روشها برای آموزش دادن رفتار مثبت به کودکان است.

ثبات و پایداری یک کلید راهگشاست

هماهنگی و ثبات والدین در امر تربیت کودکان یک امر بسیار ظریف و قابل تامل است. بدین مفهوم که حتی الامکان باید شیوه تربیتی والدین با یکدیگر هماهنگی داشته باشد تا هم اثر بیشتری بر روی کودک بگذارد و هم مانع از ایجاد تضاد و استیصال در کودکان گردد.

برای مثال اگر شما به عنوان مادر قصد دارید فرهنگ تشکر و قدردانی را به فرزندتان بیاموزید، مسلماً در موقعیت‌های مختلف به او گوشزد می کنید که در برابر لطف و محبت اطرافیان تشکر کند. اما در صورتی که در این جریان شما تنها تلاش کرده و پدر و یا سایر اعضای خانواده مانند پدربزرگ و مادربزرگ و ... در این زمینه تلاشی نکرده و کودک را به حال خود رها کنند و او را بیش از حد راحت بگذارند، احتمالاً شما به نتیجه مطلوب خود نخواهید رسید. در اینجاست که اصطلاح " چند دستی در تربیت" به کار برده می شود. یعنی زمانی که شیوه های تربیتی ارائه شده به کودک همگونی و ثبات لازم را نداشته باشد.

از طرف دیگر در ارایه برنامه های تربیتی باید صبر و حوصله داشته باشید. هیچگاه تصور نکنید که اگر یک مساله یا اصول را به کودکتان دو یا سه بار توضیح دادید کافی است. بچه ها، بازیگوش و فراموشکارند و البته این امر نشان دهنده سیر تحول رشد طبیعی آنهاست و بنابراین لازم است که یک مسأله بارها و بارها به آنها توضیح داده شود. یعنی آنها گاهی اوقات یک مسأله را به خاطر می آورند و گاهی نه، فراموش می کنند. یادآوری تدریجی و آرام شما مانع از فراموشی آنها می گردد.


نشان دادن علامتی برای رفتار مطلوب

نشان دادن علامت برای انجام رفتار مطلوب یكی از روش‌هایی است كه كارایی بسیار بالایی دارد. به وسیله این روش جهت یادآوری به كودک قبل از اینكه رفتاری را انجام دهد، علامتی را نشان می‌دهیم. بدین ترتیب دیگر از گفتار برای تأكید به كودک جهت انجام رفتار مورد نظر استفاده نمی‌كنیم. مزیت این روش بر گفتار این است كه اگر از گفتار استفاده كنیم حالتی مانند غر زدن پیش‌ خواهد آمد و در مواردی كودک آزرده خواهد شد، درصورتی كه استفاده از علایم از آنجایی كه حالتی مانند بازی دارد، كودک را مشتاق به انجام رفتار مورد نظر می‌‌نماید.

برای مثال كودكی را در نظر بگیرید كه قبل از غذا خوردن دستهای خود را نمی‌شوید. قبلا به او آموخته‌ایم كه قبل از خوردن غذا باید دستهای خود را بشوید، اما گاها كودک این رفتار را فراموش می‌كند. در این هنگام هر روز در كنار ظرف غذای او برچسبی به نشانه شستن دست می‌چسبانیم تا كودک به محض دیدن آن به یاد شستن دستهایش بیافتد.

حتی الامکان باید شیوه تربیتی والدین با یکدیگر هماهنگی داشته باشد تا هم اثر بیشتری بر روی کودک بگذارد و هم مانع از ایجاد تضاد و استیصال در کودکان گردد.

 

برای تربیت کودکان از روشهای عینی و ملموس استفاده کنید.

شاید بتوان ادعا کرد که بهترین مکان برای آغاز آموزش آداب اجتماعی به کودکان، سر سفره غذا (یا میز غذا) می باشد. زمانی که اعضای خانواده برای خوردن غذا دور هم جمع می شوند این موقعیت می تواند یک تجربه آموزشی خوب برای کودکان باشد. سعی کنید به کودکتان بیاموزید که به همراه سایر اعضای خانواده بر سر سفره غذا حاضر شود و غذایش را با سایر اعضای خانواده به پایان برساند.


کودکان را تشویق کنید که در برخورد با افرادی که می شناسند ادب را رعایت کنند.

یک نکته قابل تامل برای آموزش کودکان این است که بسیاری از این آداب معاشرت در طی بازی کردن و یا کتاب خواندن به آنها آموزش داده شود. زمانی که کودکان در حال بازی با سایر کودکان هستند سعی کنید اصول و رفتارهای مهم را به آنها گوشزد کنید. در ضمن کتابهای آموزشی خوبی برای تربیت و آموزش کودکان در بازار وجود دارد. تهیه و خواندن این کتابها برای آموزش آداب اجتماعی به کودکان بسیار مهم و تاثیر گذار است.

مشاوران در گفتگوی با تبیان پاسخ می‌دهند؛

 

 

یکی از خواسته‌ها و دغدغه‌های ما این است که عدالت به‌عنوان یک ارزش اخلاقی در جامعه وجود داشته باشد، اما اینکه هرکدام از ما در خانواده خود چقدر برای ایجاد عدالت تلاش می‌کنیم، نکته مهمی است که پاسخ به آن می‌تواند بسیاری از مشکلات را حل کند.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه
عدالت میان فرزندان

 

 

همه ما آدم‌ها با ورودمان به این دنیا، خواسته یا ناخواسته در خانواده‌ای قرار می‌گیریم که نوع رفتارهای ما را در برخورد با موضوعات مختلف تحت تأثیر قرار می‌دهد. بسیاری از ما خاطره‌هایی در ذهن داریم که تصور می‌کنیم درگذشته عدالت در مورد ما رعایت نشده و کم یا زیاد به ما ظلم شده است. مریم به‌عنوان عضوی از یک خانواده 4 نفره که یک خواهر کوچک‌تر از خود دارد می‌گوید: «همیشه وقتی با خواهرم در دوران کودکی دعوا می‌کردیم و کار به شکایت پیش پدر مادرمان می‌رسید، آن‌ها بدون اینکه حرف من را گوش کنند و متوجه شوند که داستان از چه قرار بوده، حق را به خواهرم می‌دادند و با یک لحن شکایت‌آمیزی رو به من می‌گفتند: «خجالت بکش! مثلاً تو بزرگ‌تری!» و بعد خواهرم با یک نیشخند تمسخرآمیزی که حکایت از پیروزی او بود، صحنه را ترک می‌کرد.»

عدالت جنسیتی در خانواده بین دختران و پسران به این معنا نیست که هر آنچه برای دختران مهیا می‌شود، همان را عیناً برای پسران هم مهیا و اجرا کنیم


حتماً این داستان معروف را شنیده‌اید که مردی یک ساندویچ برای دو پسر خود گرفت. به اولی گفت: تو نصف كن! و به دومی گفت: تو انتخاب كن! این پدر در حقیقت به فرزندانش عدالت را به شکل ملموس آموزش داد که اگر اولى ساندویچ را به شکل نامساوى نصف كند، عدالت را برای خود سلب کرده چراکه دومی سهم بیشتر را برای خود برمی‌دارد. پس پسر اول مجبور است از همان ابتدا ساندویچ را به شکل مساوی تقسیم کند؛ اما می‌توان به موضوع عدالت در خانه علمی‌تر نگاه کنیم.

عدالت به معنی برابری دختر و پسر نیست!

عدالت به معنای رساندن حق هر حق‌دار به آن است. با این توصیف برقراری عدالت بین فرزندان در محیط خانواده نیازمند توجه به سه اصل مهم است؛ «سن»، «جنسیت» و «سطح توانمندی‌های فرزندان». دکتر فروغ نیلچی زاده، استاد حوزه و دانشگاه دراین‌باره به تبیان می‌گوید: «عدالت جنسیتی در خانواده بین دختران و پسران به این معنا نیست که هر آنچه برای دختران مهیا می‌شود، همان را عیناً برای پسران هم مهیا و اجرا کنیم. متأسفانه امروزه این روش غلط به شکل کاریکاتوری و خنده‌دار وجود دارد. مثلاً اگر قرار است یک دختربچه سه‌چهارساله عشق این را داشته که لاک بزند و پسربچه‌ای هم که این را می‌بیند، می‌گوییم گناه دارد، دلش می‌خواهد. نتیجه آن می‌شود که شاهد هستیم برای پسربچه هم لاک می‌زنند. این نوع عملکرد که ناشی از عدم فهم درست از مفهوم عدالت است، منجر به این خواهد شد که در مسیر تربیت فرزندان خلأ ایجاد شود؛ بنابراین اگرچه وظیفه والدین، برطرف کردن نیازهای فرزندان است اما در این مسیر باید توجه داشته باشند که در رفع نیازها، تفاوت‌های بچه‌ها را به جهت سن، جنسیت و توانایی آن‌ها لحاظ شود

استعداد فرزندانتان را کشف کنید

شناخت فرزندان از جایگاه، موقعیت و همچنین تفاوت‌های جنسیتی خود، یکی دیگر از مؤلفه‌های مهمی است که می‌تواند در برقراری عدالت در خانواده مهم و کارساز باشد. مریم صابری پور، مشاور کودک و بازی درمانگر در گفتگوی با تبیان این واقعیت را این‌گونه بیان می‌کند: «اگر کودکی با رسیدن به سن شناخت صحیح از واقعیت تفاوت جنسیتی، تحت تربیت و اصول درستی از جانب والدین خود قرار بگیرد، خواهیم دید که رفتارهای صحیح و عدالت گونه والدین خود را حمل بر تبعیض جنسیتی و فرق گذاشتن بین او و خواهر یا برادرش که پیامدهای بسیاری را به همراه دارد، نخواهد گذاشت.» پدر و مادر باید توانایی کشف استعدادهای فرزندانشان را داشته باشند. گاهی ممکن است در یک خانواده چند فرزندی، یکی از فرزندان ذوق و استعداد جدی در زمینه موضوعات هنری و بچه‌ای دیگر ذوق و استعداد علمی مثل علوم ریاضی داشته باشد. اگر ما فکر کنیم بچه‌های ما همگی باید به یک‌شکل باشند و مثلاً چون فرزند ارشد خانواده که عشق ریاضی است، پس ما برای این‌که والدین عادلی باشیم باید برای همه بچه‌هایمان معلم خصوصی ریاضی بگیریم و بچه‌ها را در این زمینه رشد دهیم، راه را اشتباه رفته‌ایم. برقراری عدالت بین فرزندان زمانی محقق می‌شود که ما به آن‌ها کمک کنیم استعدادهایشان شکوفا شده و در مسیر صحیح رشد و کمال مورداستفاده قرار بگیرد.

حواسشان را پرت کنید!

در بسیاری از خانواده‌ها،زمانی که میان فرزندان دعوایی پیش می‌آید، والدین فرزند ارشد را مقصر دانسته و او را تنبیه می‌کنند. دکتر صابری پور با رد این رفتار ادامه می‌گوید: «این نوع رفتار و واکنش نسبت به فرزندان درست نیست و کم‌کم آتش حسادت و کینه را در آن‌ها به وجود می‌آورد. راه‌حلی که می‌توان در چنین مواقعی بکار برد این است که والدین از قاعده «حواس‌پرتی» استفاده کنند و حواس بچه‌ها را با موضوع یا وسیله دیگری پرت کنند. این قاعده در مورد فرزندانی که سن کمتری دارند بسیار راه گشا باشد.»

در مواجهه با دعوای فرزندان، به هر دو طرف دعوا توجه داشته و از حمایت و رسیدگی به یکی از طرفین خودداری کنید. با این نوع رفتار، بچه‌ها دیگر احساس تبعیض و غیرمنصفانه بودن نمی‌کنند.

 

منصفانه داوری کنید

گاهی ممکن است نوع مواجهه شما نسبت به دعوای فرزندان بین آن‌ها احساس تبعیض ایجاد کند. دکتر معصومه خسروی، روانشناس تربیتی راهکاری را به رسانه‌ها گفته است: «در ابتدا به بچه‌ها اجازه صحبت درباره احساساتشان را داده و به حرف‌هایشان گوش دهید. در مواجهه با دعوای فرزندان، به هر دو طرف دعوا توجه داشته و از حمایت و رسیدگی به یکی از طرفین خودداری کنید. با این نوع رفتار، بچه‌ها دیگر احساس تبعیض و غیرمنصفانه بودن نمی‌کنند و شما هم می‌توانید دلیل کارتان را توضیح دهید. در این رابطه می‌توانید به تفاوت نیازهای بچه‌ها در سنین مختلف اشاره‌کرده و به آنان یادآوری کنید.»

با فرزندانتان صحبت کنید

یکی از شکایات فرزندان از والدین خود، تقسیم ناعادلانه و تبعیض‌آمیز وظایف میان آن‌ها است.صابری‌پور در رابطه با حل این معضل با بیان توصیه‌ای به والدین می‌گوید: «زمانی را که همه اعضای خانواده در خانه حضور دارند، مشخص کنید. آن موقع انتظارات و قوانین خانه را با فرزندان خود در میان بگذارید. به‌طور واضح بیان کنید که هرکدام از فرزندانتان چه وظایفی را در خانه دارند و شما از آن‌ها چه انتظاراتی دارید چه انتظاراتی دارند. فقط مراقب باشید این انتظارات بیش از دو سه مورد نبوده و با سن و توانایی فرزندتان مطابقت داشته باشد. بعد از خود بچه‌ها بخواهید تعیین کنند که در قبال انجام ندادن وظایف خود و انتظارات شما منتظر چه پیامد و نتیجه‌ای هستند. مثلاً در مورد مرتب کردن اتاق، اگر این وظیفه‌اش را انجام نداد، پیامدش چه چیزی می‌تواند باشد. در مرحله بعد، والدین از بچه‌ها بپرسند که از پدر و مادر خودشان چه انتظاراتی دارند. در طی این گفتگو بچه‌ها متوجه انتظارات والدین از آن‌ها شده و مسئولیت اتفاق‌ها را بر عهده می‌گیرند. والدین برای اینکه از این راهکار نتیجه بهتری دریافت کنند، با گفتگو و ارتباط‌گیری با یک مشاور مسئولیت‌هایی که به فرزندان می‌دهند را چک کنند تا متناسب با سن و شرایط آن‌ها باشد

گزارشی از اعمال و مناسبات ماه رجب؛

 

 

ماه رجب فرصتی است برای استغفار و بازگشت به سوی خداوند. ماه پربرکتی که مناسبت‌های زیادی را در خود جای داده به‌طوری‌که برای آن‌ها اجر و پاداش بسیار بالایی بیان شده است.
 
 
بازدید : 556
زمان تقریبی مطالعه : 7 دقیقه

 

ماه رجب

 

 


زهرا اجلال گودرزی: صدای ماه رجب، آغازگر پرفضیلت‌ترین سه ماه سال (رجب، شعبان و رمضان)، ماهی که به نام امیرالمومنین علی(ع) نامگذاری شده، به گوش می‌رسد. ماهی که به تعبیر علما و بزرگان دورخیز و مقدمه‌ای است برای ورود به ماه‌مهمانی خدا. به تعبیر مقام معظم رهبری، ماه رجب بهترین فرصت ذخیره‌سازی معنویت برای سراسر زندگی است.

در روایات، زیارت امام حسین(ع) در روز اول ماه رجب موجب آمرزش گناهان معرفی شده است. (کسی که توانایی و امکان زیارت مرقد شریف حضرت را ندارد؛ هر جایی که هست دست بر سینه بگذارد و سه مرتیه بگوید: صلی الله علیک یا اباعبدالله. تا انشاء الله در زمره زائران حضرتش قرار گیرد.)

 

ارزش روزه و استغفار در ماه رجب

علما و بزرگان، رجب را فرصتی برای دعا، توسل و استغفار معرفی می‌کنند. در کتب روایی و ادعیه معتبر نیز اذکاری بر این امر توصیه شده است. چنانچه در بیانی صد مرتبه استغفار با ذکر «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ»، هزار مرتبه «لا إِلَهَ إِلا اللهُ» و «أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ» در کل ماه رجب و نیز 70 مرتبه «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» در صبح و شب تأکید  شده. همچنین سیدبن‌طاووس در اقبال به نقل از پیامبراکرم (ص) فضیلت بسیار زیادی برای خواندن سوره توحید در این ماه بیان کرده‌اند.

از اعمال دیگری که برای در این ماه فضیلت بسیاری برشمرده شده، روزه گرفتن است، چنانچه به تعبیر روایات روزه یک روز از ماه رجب، موجب خشنودی خداوند و بسته شدن درهای جهنم می‌شود.

اعمال شب اول رجب

استادمحمد تقی فیاض‌بخش به نقل از میرزاجوادآقاتبریزی با تأکید به احیای شب اول ماه رجب می‌گویند:« شب اول ماه رجب خداوند ملکی را در عرش به اسم داعی قرار داده که هر شب تا صبح در سرتاسر این ماه ندا می‌دهد: خوشا به حال كسانی كه به ذكر الهی مشغولند. خوشا به حال كسانی كه با میل و رغبت تمام رو به سوی درگاه خدا آرند و خداوند می‌فرماید: من همنشین كسی هستم كه با من همنشین باشد و مطیع كسی هستم كه فرمان مرا ببرد و آمرزنده‌ام كس را كه از من طلب آمرزش كند. ماه رجب ماه من، بنده هم بنده من و رحمت هم از آن من است. هركس مرا در این ماه بخواند پاسخ مثبت دهم و هركس از من چیزی بخواهد به او عطا كنم و هركس از من هدایت جوید هدایتش كنم و من این ماه را وسیله ارتباط بین خود و بندگانم قرار داده‌ام پس هركس به آن چنگ زند به من می‌رسد.»

توبه

 

بهترین عمل برای ورود به ماه رجب

فیاض‌بخش در ادامه برای ورود به ماه‌رجب غسل توبه و خواندن نماز توبه را توصیه کردند. بدین‌صورت که؛ ابتدا غسل(به نیت توبه و شب اول ماه رجب) کنید، بعد وضو بگیرید ، دو نماز دو رکعتی مثل  نماز صبح بخوانید و درهر رکعت بعد از حمد سه بار سوره توحید، یک بار سوره فلق و یک بار سوره ناس را بخوانید. بعد از نماز 70 مرتبه استغفار کنید. سپس بگویید: «لا حَولَ وَ لا قُوَّهَ إلّا بِالله العَلِیِّ العَظیمِ» در انتها بگویید: «یا عَزیزُ یا غَفّارُ إغفِر لِی ذُنُوبِی وَ ذُنُوبَ جَمیعِ المؤمِنینَ وَ المُؤمِناتِ فَإنَّهُ لا یَغفِرُ الذُّنوبَ إلّا أنتَ» ان شاء الله که با طهارت و آمرزیده شدن گناهان وارد این ماه خیر و برکت شوید.

از اعمال دیگر توصیه شده برای این شب، زیارت امام حسین (ع) و نیز دو رکعت نماز بعد از نمار عشاء بدین صورت که: در رکعت اول حمد و ألم نشرح یک مرتبه و توحید سه مرتبه،  در رکعت دوم حمد و ألم نشرح و توحید و معوذتین هرکدام یک مرتبه خوانده شود. پس از سلام، سى مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللهُ گفته و سى مرتبه صلوات بفرستد تا حق تعالى گناهان او را بیامرزد.

زیارت امام حسین

 

اعمال روز اول رجب

روزه، غسل و زیارت امام حسین (ع): چنانچه در روایات، زیارت امام حسین(ع) در روز اول ماه رجب موجب آمرزش گناهان معرفی شده است. (کسی که توانایی و امکان زیارت مرقد شریف حضرت را ندارد؛ هر جایی که هست دست بر سینه بگذارد و سه مرتیه بگوید: صلی الله علیک یا اباعبدالله. تا انشاء الله در زمره زائران حضرتش قرار گیرد.)

شرط عمل ام‌داوود روزه ی سه روز ۱۳ و ۱۴ و ۱۵ ماه رجب و اعمالی که برای روز ۱۵ رجب است که در مفاتیح آمده. کسانی که توانایی گرفتن روزه را ندارند می توانند از تسبیحات جایگزین روزه در ماه رجب بهره برده و آن‌ها را به نیت روزه بگویند و اعمال روز ۱۵ را انجام دهند. این تسبیحات عبارت است از گفتن روزی صد مرتبه ذکر«سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِی التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ»

 

لیلةالرغائب؛ شب اعطای کثیر

اولین شب جمعه ماه رجب را لیلةالرغائب می‌نامند. در این شب ملائک بر زمین نزول می‌کنند. لیله الرغائب، شب اعطای کثیر است. به تعبیری در این شب بی‌حساب و کتاب درهای رحمت خداوند بر روی بندگان باز می شود. حجت الاسلام والمسلمین سید احمد حسینی خطیب و کارشناس امور دینی در گفتگو با رسانه ها، شب لیلة الرغایب را از جمله ایامی معرفی می‌کنند که امروزه به اشتباه شب آرزو ها نامگذاری شده است. درصورتی که این شب زمانی است که در آن بخشش و عطاهای زیادی در آن رقم خورده چنانچه به تعبیر روایات با خواندن نماز مخصوص این شب،  افراد مورد عنایت خاص خداوند قرار خواهند گرفت.

وی با توصیه به خواندن نماز لیلة الرغایب می گوید: «این نماز 12 رکعت است که بین نماز مغرب و عشا خوانده می‌شود. هر دو رکعت به یک سلام ختم می‌شود و در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. چون دوازده رکعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذکر «اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله» گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذکر «سبوحٌ قدوسٌ رب الملائکة والروح» گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذکر «رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم» گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذکر «سبوح قدوس رب الملائکة والروح» گفته شود. در اینجا می‌توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می‌رسد.

اعتکاف

 

ایام البیض؛ روزهای 13 و 14 و 15

این سه روز ایام اعتکاف است که روزه آن ها بسیار تأکید شده. و برای روز 15 که روز آخر اعتکاف می‌باشد، عملی به نام «ام داوود» که فضیلت بسیار زیادی دارد، بیان شده است. عمل امّ داوود را همه می‌توانند انجام دهند و لازم نیست معتکف باشند. شرط این عمل روزه ی سه روز ۱۳ و ۱۴ و ۱۵ ماه رجب و اعمالی که برای روز ۱۵ رجب است که در مفاتیح آمده. کسانی که توانایی گرفتن روزه را ندارند می توانند از تسبیحات جایگزین روزه در ماه رجب بهره برده و آن‌ها را به نیت روزه بگویند و اعمال روز ۱۵ را انجام دهند. این تسبیحات عبارت است از گفتن روزی صد مرتبه ذکر«سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِی التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ»

روز مبعث

روز بیست‌و‌هفتم ماه رجب، یکی از بزرگ‌ترین اعیاد اسلامی بوده به‌طوری که در این روز رسول خدا(ص) به پیامبری مبعوث و وحی بر آن حضرت نازل شد. مبعث یکی از چهار روزى است كه در طول سال براى روزه گرفتن امتیاز ویژه و ثوابى برابر با روزه ی هفتاد سال دارد. بنابراین کسانی که توانایی روزه‌گرفتن را دارند می توانند از این عمل بهره ببرند.
به امید آنکه انشاء الله در پرتو این ماه پر خیر و برکت آمادگی لازم برای ورود به ماه مبارک رمضان را کسب کنیم.

چهارشنبه, 15 اسفند 1397 16:58

محتوای دین نوین جهانی

 
 
 
یکی از مسائلی که در ایجاد محتوای دین جدید بدان توجه می شود، آموزه های مشترک است.

به گزارش فرقه نیوز: دین جدید هر چه باشد، ناگزیر باید عناصر مشترک ادیان را در خود داشته باشد تا مقبولیت جهانی پیدا کند و مردم آن را جایگزینی برای دین اصلی خود بدانند. هم چنین لازم است آموزه هایی سازگار و بلکه مفید به حال نظام سرمایه داری و تمدن جدید داشته باشد، تا بتواند اهداف مورد نظر را تأمین و ضرورت های تداوم این تمدن را برآورده سازد.[1] یکی از مسائلی که در ایجاد محتوای دین جدید بدان توجه شد، آموزه های مشترک بود. آنها می بایست آموزه های ادیان و فرق را بررسی می کردند و مشترکات آن را پیدا می کردند تا بتوانند بر اساس آن آموزه هایی را طراحی کنند که مدافعه نداشته و تمام ادیان نیز آن را بپذیرند. روشن است که آموزه هایی مورد توجه قرار می گرفت که در راستای اهداف دین جدید باشد.

مشترکات ادیان و فرق

یک: مهربانی و رحمت

يكي از شيرينترين و دلپذيرترين مفاهيم و واژه هاي زندگي بشر است. دوست داشتن و محبوب بودن، هر دو مورد علاقه، محبوب و مطلوب انسان هاست. مهرورزي، نه تنها در روابط انساني داراي ارزش است، بلكه ريشه در مهرورزي الهي دارد. انسان و جهان مرهون و مديون مهرورزي خدا هستند و بدون رحمت الهي، نه مخلوقي وجود دارد و نه خلقتي، نه پيامآوري ظهور ميكند، نه كتابي از آسمان نازل ميگردد و نه انسان، راهي به سوي زندگي مييابد. خداوند، كانون مركزي همه رحمتها، محبتها و مهرورزيهاست و آفرينش، ريشه در رحمت و مهرورزي خدا دارد. او هم بهترين حبيب است و هم بهترين محبوب؛ هم رحيم است و هم رحمان.

خلقت، آيتي از مهرباني خداست و رسالت، شاهدي ديگر بر مهربانيهاي او و نزول قرآن كريم و ديگر كتابهاي آسماني، نشانههاي رحمت عام او ميباشند كه زمينه را براي بهرهگيري از رحمت خاص الهي فراهم ميآورند. از این رو محبت و مهر ورزی یکی از نیازهای فطری بشر به شمار می رود و گم شده بشر امروز است. اگر بتوان بر این امر مسلط شد و مهربانیت را ترویج داد، خواهید توانست احساسات انسان ها را مدیریت کنید. این همان چیزی است که عرفان های نوظهور به دنبال آن هستند، و تلاش می کنند آموزه های خود را بر محور محبت و مهربانی قرار دهند.

مهربانی و رحمت یکی از مشترکات تمام ادیان است. و از آن جهت که نیاز بشرِ دور افتاده از محبت نیز هست، مورد توجه قرار گرفت به گونه ای که آن را در مقابل ابعاد قهرآمیز و مبارزه جویانه ادیان قرار داد. هر دینی که بر جنبه مبارزه و برخوردهای قهر آمیز تأکید می کرد به بهانه مهربان نبودن و رحمت نداشتن به حاشیه کشانده می شد. در این میان بیشتر هجمه به دین اسلام شد و اسلام هراسی به عنوان یکی از اهداف در دستور کار قرار گرفت. این در حالی اتفاق می افتاد که مهربان ترین و رحمانی ترین دین، دین اسلام است، تا جایی که پیامبر اسلام(صل الله علیه و آله) برای تکمیل کردن مکارم اخلاق مبعوث شد که از مصادیق روشن آن گسترش رحمت و مهربانی در میان انسان هاست. در اسلام بیش از آنکه به احکام و شرعیات تأکید شود به اخلاقیات، مهربانی و رحمت تأکید شده است. در مقابل اسلام دین مسیحیت به عنوان دینی مهربان و همراه با رحمت معرفی شد. به هر روی بخشی از مشترکات ادیان که بیشتر ماهیت اخلاقی داشت، از دیگر بخش ها جدا شد و در ساختار دین جدید قرار گرفت.

باید دانست، دین نوین که سنگ رحمت و مهربانی را به سینه می زند، برای رسیدن به حقیقت نیست بلکه معتقد است خطایی که تاکنون زندگی را به تباهی و سیاهی کشیده، حق جویی بوده است.

در دین نوین جهانی چنین تلقین می شود که حق باوری و اعتقاد راسخ به حقیقت ثابت، عامل تعصّب، ستیز، نزاع، آشوب و رنج است. و اگر همه در پی کام جویی باشند، بدون این که نگرانی حق و حقیقت را در دل بپرورند، به راستی کامیاب خواهند شد. حق جویی، اضطراب، تنفر، جنگ، خشونت، رنج و هزاران مشکل ایجاد می کند، در حالی که با کام جویی، صلح و صفا و عیش و عشرت و خوشی و بهشت پدید می آید. بنابراین کامیابی با حق و حقیقت به دست نمی آید، بلکه این حق و حقیقت است که با کامیابی به دست می آید. از دل چنین تلقینی این اندیشه زاده شد، اهمیّتی ندارد یک دین یا مکتب معنویت گرا چه می گوید، مهم این است که بتواند آنچه را که بشر می خواهد و بدان نیازمند و محتاج است ایجاد نماید.

دو: شکوفایی معنوی

انسان نمی تواند بدون معنویت دوام آورد. تمدّن منهای معنویت برای بشر همانند خشکی برای ماهی است که زندگی در آن محال است. انسان معاصر، با گذشت چند قرن معنویت ستیزی، امروز، تشنه وآشفته، همچون قحطی زدگان به سنّت های معنوی و ابعاد عرفانی ادیان پناه آورده و هرکس بخشی از آن را برگرفته وگروهی را گرد خویش آورده است. تمدّن جدید در قرن بیستم وضعیت بسیار ناپایداری را تجربه کرده است. از این رو، طراحان دین جهانی و نیروهای سلطه گر آن، تصمیم گرفتند که نقطه ی ضعف سلطه گری خود را که روی خرابه های معنویت و دین بنا شده بود، به نقطه ی قوّت خویش تبدیل کنند. به این منظور، به نتیجه رسیدند که برای ترمیم و تقویت استیلای خود از معنویت بهره برداری کنند؛ زیرا معنویت ویژگی های بسیار مناسبی دارد:

ü نخست آن که، ابزار جذّابی است که افکار عمومی هم با آن موافق است.

ü دوم آن که، شامل موضوعاتی است که تمام ابنای بشر در طول تاریخ، به آن دلبستگی داشته و دارند و می تواند زمینه ساز مقبولیت سلطه ای فرا فرهنگی و جهانی باشد.

ü سوم آن که، در قیاس با گذشته ی معنویت ستیز تمدّن غرب، تحوّل و تنوّع رضایت بخشی را برای اهالی تمدّن غرب ایجاد می کند. از همین رو، به فکر طراحی جریان ها و فرقه های معنویت گرایی افتادند که در گستره ای وسیع و تنوّعی جذّاب، مردم را برای مدّت زیادی سرگرم سازد.

از این جهت رشد و شکوفایی معنوی که از دیگر مشترکات ادیان به شمار می رود، در دین نوین جهانی مورد توجه قرار گرفت. اما تعریف آن دستخوش تغییر شد. در دین جهانی، معنویت: همان خوشی و آرامشی است که تاکنون بشر به خطا آن را در دین داری، اعتقادات مذهبی می جست، در حالی که این معنویت در درون او وجود داشت و او به سادگی می توانست با کنار گذاشتن همه ی دغدغه ها، افکار، تعصّبات و اعتقادات به آن برسد. بنابراین معنویت یک امر دورنی است و ربطی به دین و مذهب ندارد.

در این دین، معنویت، جوهره ی اصیل خود که سرشار از معرفت و شعور متعالی است خالی شده است؛ اگر چه کلماتی نظیر شعور، آگاهی و بینش همواره در آنها تکرار می شود. حقیقت این است که تمام کارکردهای به ظاهر مطلوب این معنویت در تأمین شادی و آرامش در راستای کارکرد نهایی تثبیت نظام سلطه گری موجود در جهان و منصرف کردن بشر از ضعف ها و زجرهای تمدّن تهی غرب است. این معنویت با پیش رو گذاشتن پاسخی پوچ به نیاز بنیادین حیات بشر، تنها، هدفی محافظه کارانه در راستای حفظ وضع موجود را دنبال می کند. معنویت های امروزی، نوعی سرگرمی برای سلطه پذیران است تا نسبت به شرایط سرشار از ستم و تباهی و فساد احساس بهتری پیدا کنند و این اوضاع غیر انسانی و غیر الهی برایشان تحمل پذیرتر شود.

در دین نوین جهانی، انسان در رشد معنوی می تواند تا آنجا پیش برود که به جایگاه خدایی برسد و بشود خدا. در واقع انسان با رشد معنوی خدای نهفته درون خود را بیدار می کند. برای تبیین و ایجاد جایگاه مناسب در دین جدید، مذاهبی مانند بودا و اکنکار مورد توجه قرار گرفت، تا جایی که رهبران بودا به عنوان رهبران معنوی جهان معرفی شدند.

در عرفان اکنکار جایگاه انسان خدایی، بسیار پر رنگ است. در اکنکار اعتقاد بر این است که انسان می تواند خدا شود و به درجه سوگماد برسد. این اعتقاد بر خلاف آموزه های دین اسلام است. انسان در عرفان اسلامی می تواند به قرب الهی برسد اما نمی تواند خدا شود.

سه: دنیا و امور دنیایی

توجه به دنیا و امور دنیایی از مشترکات دیگر ادیان است که بسیار مورد توجه دین جهانی قرار گرفت. انسان محوری و لذت طلبی از اهداف غرب در تولید دین نوین جهانی است. توجه دادن انسان به این دنیا و محور قرار دادن نیازهای این دنیایی، در اندیشه های افراد سرشناس فراوانی ترویج شد. نویسندگانی مانند برایان ترسی، وین دایر، اکهارت توله، انتونی رابینز و ... در همین راستا آثار فراوانی وارد بازار نشر کردند. آنچه در آثار این نویسندگان مورد توجه قرار گرفته، این است که انسان را محصور نیازهای دنیایی کنند. از عناوین آثار این نویسندگان به خوبی به این امر پی خواهید برد. میلیونرهای یک شبه، راز موفقیت، خود واقعی، چگونه پولدار شوید، پدر پولدار پدر بی پول، قورباغه ات را قورت بده، راز و ... عناوین برخی از این آثار است.

بسیاری از فراعلم ها و اندیشه های فراروانشناسی، در همین راستا عمل می کنند. هدف تولید محتوا برای دین نوین جهانی است. دینی که نباید مخاطبینش را هیچ گاه از این دنیا فراتر ببرد. بسیاری از عرفان های نوظهور و جنبش های نوین معنوی، از انرژی و نیروی کیهانی و نظریه کوانتوم استفاده می کنند و می کوشند نیروی خلاق هستی، یا به عبارتی خدا را به معنای همین انرژی کیهانی در نظر بگیرند. نیرو یا شعور سیالی که بر اساس تئوری های متافیزیکی، هرکس از درون خود با آن مرتبط است و با قدرت و فعال کردن قانون جذب یا استفاده از قانون انعکاس، می تواند از آن استفاده کند. این گونه گفته می شود که نتیجه ارتباط با این خدای جدید که نیروی بی کران و شعور نامحدود هستی تصور می شود، نوعی مثبت نگری و بر انگیختن هیجانات مثبت نظیر عشق، آرامش، شادمانی، موفقیت و امید است.

 

[1] . به سوی یک دین جهانی، حمید رضا مظاهری سیف، ص90.

چهارشنبه, 15 اسفند 1397 16:54

مصادره نوروز توسط بهائیت

 
 
به گزارش فرقه نیوز؛ اگر عبارت نوروز را به انگلیسی: «Naw Ruz» در اینترنت جستجو کنید، متوجه خواهید شد که تشکیلات بهائیت از آنجا که تاریخ و پیشینه‌ای ندارد، برای معرفی تشکیلات خود به جهانیان، جشن نوروز باستانی ایران‌زمین را به نام خود مصادره کرده است.


به عبارتی هر محقق و انگلیسی زبانی که بخواهد پیرامون نوروز اطلاع یابد، به صورت خودکار، آن را جشنی بهائی خواهد پنداشت و به جای آشنایی با فرهنگ و رسوم کشورمان، به بهائیت تبلیغ خواهد شد.

در واقع این اقدام تشکیلات بهائیت، به مثابه دزدی فرهنگی و مصادره تاریخی (نظیر تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی و  دزدی از آثار باستانی و هویتی) کشورمان می‌باشد.


از نکات قابل توجه، همکاری سایت گوگل و بی‌بی‌سی در این دزدی فرهنگی با بهائیت است.

این‌ها همه بر خلاف ادعای پوچ صداقت و امانت بهائیت در خدمت به میهن‌شان است: «بهائیان در هر نقط که سکونت گزینند، تابع قوانین آن مملکت بوده‌اند؛ و تا به حال به درستی و امانت و صداقت مشهورند».[1]

آری؛ فرقه‌های ساخت اجانب هر آن‌چه از فرهنگ ایرانی اسلامی کشورمان را بتوانند منکر شده و زیرآب آن را می‌زنند و هرآنچه که این قابلیت را نداشته باشد، دزدیده و به نام خود جا می‌زنند.

[1]. به نقل یکی از سایت‌های وابسته به تشکیلات بهائیت.

آداب برخورد با صاحبان عزا

 

 

هیچوقت به این موضوع فکر کرده اید که برگزاری مراسم ترحیم و ختم چقدر هزینه دارد؟ هزینه غسل، سنگ قبر معمولی، مداح و اکو، مسجد، نماز میت، اعلامیه ترحیم،‌ پارچه اعلام همدردی همه از هزینه‌های هنگفتِ مردن است که برای ورثه دردسرهای زیادی دارد. امروزه شاید بتوان گفت که مراسم تدفین از مراسم عروسی پر هزینه تر شده، که این هزینه ها مصیبت خانواده عزادار را دو چندان کرده است.
 
 
 
نویسنده : مهری هدهدی
زمان تقریبی مطالعه : 8 دقیقه

مجالس ترحیم، مجالس ختم، تشریفات ختم،
 
 
 
 
هیچوقت به این موضوع فکر کرده اید که برگزاری مراسم ترحیم و ختم چقدر هزینه دارد؟ هزینه غسل، سنگ قبر معمولی، مداح و اکو، مسجد، نماز میت، اعلامیه ترحیم،‌ پارچه اعلام همدردی همه از هزینه‌های هنگفتِ مردن است که برای ورثه دردسرهای زیادی دارد. امروزه شاید بتوان گفت که مراسم تدفین از مراسم عروسی پر هزینه تر شده، که این هزینه ها مصیبت خانواده عزادار را دو چندان کرده است.

تسلیت و تعزیت، سنتی عمومی در میان همه ملل جهان است. تسلی دادن به معنای آرامش بخشیدن به شخص مصیبت‌زده است، که باعث کم شدن اندکی از فشار مصیبت و فقدان از دست دادن عزیزی می شود .

مراسم ختم از جمله رسومات پسندیده و حکیمانه در شرع مقدس اسلام است و در منابع دینی سفارش زیادی به شرکت در مراسم تشییع اموات و دلداری به بازماندگان شده است. اما در این زمان، این آیین پسندیده که جهت تسلیت به بستگان متوفی، می باشد؛ تبدیل به غم و اندوه مضاعف، و آلوده به منکراتی شده و از جهاتی از مبانی اسلام فاصله گرفته است. 
 
هزینه های مجلس ترحیم
البته بر این هزینه ها، هزینه پخت و پز برای میهمان هایی که به خیال خود برای تسلی دادن چند روزی را در خانه متوفی سکنی می گزینند اضافه کنید!
بدین ترتیب خانواده‌ی مصیبت زده ی داغدار، هم باید داغ عزیز از دست رفته‌ خود را تحمل کرده و هم چند روزی برای تسلی دهندگان غذا تهیه کنند! که از نظر آموزه‌های اسلام، تحمیل هزینه پذیرایی از مردم بر مصیبت‌زده، از سنت‌های غیرعقلانی است.

آیا غذا خوردن در منزل صاحب مصیبت حرام است یا نه؟ در پاسخ باید گفت: برخی از فقیهان شیعی به دلیل برخی از روایات، می‌گویند: غذا خوردن در منزل متوفی در سه روز اول فوت متوفی، کراهت دارد و یا حداکثر خوردنش اشکال دارد.

 

رسم ایران قدیم برای شرکت در مجلس ختم

جا دارد به سنت خوبی که در برخی از مناطق کشور مرسوم بوده و شایسته است در همه جا گسترش یابد اشاره کنیم.
رسم قدیم ایران نیز چنین بوده است که تا هفت روز از خانه صاحب عزا دودی بلند نمی شده و بستگان و همسایگان برای آنها غذا می بردند و اجازه می دادند آنها در خلوت و آرامش به دلتنگی و عزاداری خود برسند . 

در این صورت اگر می خواهید طبق رسوم گذشته برخورد کنید و این برخورد را مناسب می دانید یکی از بهترین کارها کمک به صاحبان عزا در پذیرایی و یا ارسال مبلغی به عنوان کمک برای برگزاری مراسم است جالب است بدانید این آیین همچنان در میان اقوام لر و بختیاری ایران مرسوم است.

سابقاً در منطقه گیلان معمول بود که اگر شخصی فوت می کرد؛ به خلاف روش و سنتی که در سایر مناطق ایران متداول است برای مدت یک هفته تمام تسهیلات زندگی را برای بازماندگان متوفی تدارک می‌دیدند تا صاحب عزا مزاحمتی جهت مجالس ترحیم احساس نکند، بدین ترتیب که همسایگان و بستگان متوفی  هر روز شام و ناهار تهیه کرده و به خانه عزادار می‌فرستادند و از تسلیت گویندگان و عزاداران پذیرایی می‌کردند و به صاحبان عزا علاوه بر رنج از دست دادن عزیز خود، رنج پذیرائی از مهمانان که معمولاً کم هم نبودند اضافه نمی‌شد.

بدین‌ترتیب مدت یک هفته در خانه صاحبان عزا و داغدیدگان، به اصطلاح محلی برنجی خیس نمی‌شد و دودی از آشپزخانه آنها بلند نمی شد .

 زمانی که جناب جعفر طیار در جنگ موته به شهادت رسید. پیامبر اکرم از حضرت فاطمه(علیهاالسلام) خواست که به نزد اسماء، همسر جعفر و خانواده‌اش برود و سه روز برایشان غذا تهیه کند، بعد از این دستور پیامبر، میان مسلمانان رسم شد که وقتی کسی دچار مصیبت می‌شد همسایگان و خویشان او سه روز برایش غذا تهیه کرده و می‌بردند.


آداب و رسوم کنونی برخی شهرهای ایران

از آداب و رسوم مردم شهرستان «اهر» در ختم اموات این است که همسایگان، اهل فامیل و آشنایان، سه روز مخارج عزاداری را تقبّل می کنند و کمک حال فرد صاحب عزا می شوند. زنان نیز برای فرد مصیبت دیده، مواد غذایی از جمله خرما، تخم مرغ و کره و کلّه قند تهیه می کنند و برای صاحب عزا، می آورند.

در کرمان شرکت کنندگان در مجلس هفتم برای صاحبان عزا به رسم احترام و برای کمک در تأمین مخارج مراسم، کله قند و چای می بردند. به نوشته پورکریم ترکمن های اینجه برون یک روز پس از خاکسپاری هدایایی چون کله قند و پارچه و برّه برای صاحبان عزا می بردند.

در کردستان از مهمانان در مسجد و خانه فقط با آب خنک پذیرایی می کنند و دعوت از آنان برای صرف غذا معمول نیست. قبلاً در کردستان مرسوم بود که روز سوم خانواده میت به زنانی که بر سر مزار حضور داشتند، کلوچه می دادند. به نوشته پورکریم ترکمن ها از مهمانان با آبگوشتی به نام «اللّه یُلی» در روز سوم و پنجم پذیرایی می کردند.

در میان کُردها به پیروی از سنّت پیامبر، وابستگان دورتر میّت یا همسایگان او، خانواده متوفی و اقوام نزدیک او را برای صرف غذا دعوت می کنند یا به خانه متوفی غذا می فرستند.


 سنت پیامبر و اهل بیت(علیهم السلام) در مجالس ترحیم

وقتی به تاریخ و فرمایشات پیامبر اکرم و اهل بیت مراجعه می کنیم، سنت غنی اسلام را مخالف این فرهنگ جاافتاده در کشور خود می بینیم!

امام صادق(علیه السلام) در مجلس عزاداری وارد شده و خطاب به آنان اظهار داشتند: پروردگار، مصیبت وارد شده بر شما را جبران فرماید، به جبران صبر و تحملتان، پاداش خوبی به شما دهد و شخص متوفی را نیز در سایه رحمت خویش قرار دهد. سپس از مجلس خارج شدند. (1) 

در این صورت اگر می خواهید طبق رسوم گذشته برخورد کنید و این برخورد را مناسب می دانید یکی از بهترین کارها کمک به صاحبان عزا در پذیرایی و یا ارسال مبلغی به عنوان کمک برای برگزاری مراسم است جالب است بدانید این آیین همچنان در میان اقوام لر و بختیاری ایران مرسوم است.


این روایت بیانگر آن است که باید مراسم ترحیم را به سادگی برگزار کرد و اقوام و دوستان به ابراز همدردی با صاحبان عزا بسنده کنند و نباید اجازه دهند که در کنار آنها بودن به سبب تسلی دادن، صاحب عزا برای پذیرایی از آنها دچار تکلف و دردسر شود، بلکه باید تلاش کنند که در این مدت، این خانواده‌ها حتی دغدغه طعام خویش را نیز نداشته باشند و خود اطرافیان و بستگان متکفل تهیه غذا برای مصیبت زده شوند.

امام صادق(علیه السلام) در روایت دیگری می‌فرماید: الاکل عند اهل المصیبة من عمل الجاهلیة و السنة البعث الیهم بالطعام؛ غذا خوردن نزد مصیبت زدگان و با خرج آنان، از رفتارهای جاهلیت است و سنت پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرستادن غذا برای مصیبت‌زدگان است.(2)    

براساس حدیث فوق، به یک واقعه تاریخی اشاره می کنیم. پس از شهادت جعفر طیار، پیامبر اکرم دستور داد سه روز به خانه جعفر غذا بفرستند تا خانواده‌اش جز مصیبت از دست دادن جعفر، دغدغه دیگری نداشته باشند. براساس سنت پیامبر، اگر حتی صاحبان عزا دیگران را برای غذا خوردن در خانه متوفی دعوت کنند؛ شایسته نیست بروند. زیرا غذا خوردن نزد اهل مصیبت زده و در منزلشان از اعمال مردم قبل از ظهور اسلام بوده است.

همچنین در حدیثی آمده: زمانی که جناب جعفر طیار در جنگ موته به شهادت رسید. پیامبر اکرم از حضرت فاطمه(علیهاالسلام) خواست که به نزد اسماء، همسر جعفر و خانواده‌اش برود و سه روز برایشان غذا تهیه کند، بعد از این دستور پیامبر، میان مسلمانان رسم شد که وقتی کسی دچار مصیبت می‌شد همسایگان و خویشان او سه روز برایش غذا تهیه کرده و می‌بردند.(3)  

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «سزاوار است همسایگان مصیبت دیده، به جای او سه روز اطعام کنند.» اما امروزه وقتی فردی از دنیا می‌رود؛ نه تنها خویشان، خانواده‌ی متوفی را اطعام نمی‌کنند؛ بلکه خانواده‌ی متوفی مجبور هستند سه روز به دیگران غذا بدهند!

 نظر علما و مراجع

در توضیح المسائل مراجع عظام نیز چنین آمده است: بعد از دفن، مستحب است صاحبان عزا را سر سلامتی دهند ولی اگر مدتی گذشته است که به واسطه سرسلامتی دادن مصیبت، یادشان می‌آید، ترک آن بهتر است و نیز مستحب است تا سه روز برای اهل خانه میت غذا بفرستند و غذا خوردن نزد آنان و در منزلشان مکروه است.

اکنون این سؤال پیش می‌آید که: آیا غذا خوردن در منزل صاحب مصیبت حرام است یا نه؟ در پاسخ باید گفت: برخی از فقیهان شیعی به دلیل برخی از روایات، می‌گویند: غذا خوردن در منزل متوفی در سه روز اول فوت متوفی، کراهت دارد و یا حداکثر خوردنش اشکال دارد.


پی نوشت:
1- وسائل الشیعه، ج 3، ص 218.
2- من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 182.
3- من لایحضره الفقیه، ج 1 ص 48، سنن سنن الترمذی، ج 3، ص 323.

کمک‌های گوگل برای آماده‌سازی کارکنان در عصر دیجیتال

 

 

 

ترجمه: علی پورقاسمی
منبع: مکنزی :
 
 
 
ژاکلین فولر، مدیر Google. org، اطلاعاتی را درباره شیوه آماده‌سازی سازمان خود برای آینده دنیای کار به اشتراک می‌گذارد. این شیوه، با آموزش آنلاین به کسانی که بیشترین نیاز را به آن دارند، کارکنان را برای آینده آماده می‌کند.
 

در اوضاع اقتصادی که به شکلی فزاینده تحت تاثیر فناوری‌های دیجیتال است، با توجه به نیاز به برخورداری از مهارت‌های فناوری در بیشتر نقش‌های سازمانی، شایستگی‌های اصلی برای اشتغال در حال تغییرند. در حقیقت، در پژوهش انجام شده در موسسه جهانی مکنزی مشخص شده که تا سال ۲۰۳۰، مدت زمان بهره‌گیری از مهارت‌های فناوری پیشرفته در کار، در ایالات متحده تا ۵۰ درصد و در اروپا تا ۴۰درصد افزایش خواهد یافت و مدت زمان بهره‌گیری از مهارت‌های پایه در زمینه دیجیتال در ایالات متحده تا ۶۹ درصد و در اروپا تا ۶۵ درصد افزایش خواهد یافت. بنابراین، بخش خصوصی چگونه می‌تواند مطمئن شود که در آینده دنیای کار، کارکنان از مهارت‌های مورد نیاز برای پاسخگویی به خواسته‌های نوین برخوردار خواهند بود؟ برای درک بهتر دیدگاه شرکت‌های فناوری درباره تفاوت سطح کنونی مهارت‌ها با سطح مورد نیاز و شیوه‌ای به‌کارگیری یادگیری آنلاین توسط گوگل، موسسه مکنزی با ژاکلین فولر، مدیر Google. org گفت‌وگو کرده است. شرح این گفت‌وگو در زیر آمده است:

 مکنزی: شرکت‌های فناوری چگونه اطمینان می‌یابند که نیروی کارشان از مهارت‌های مناسب برخوردار است؟

ژاکلین فولر: بخش فناوری در پیشرفته‌ترین شرایط این حوزه قرار دارد، چون هنگامی که با مدرکی در زمینه علوم کامپیوتر از دانشگاه بیرون می‌آیید، ممکن است چند زبان برنامه نویسی را بدانید، ولی مطمئنید که آن زبان‌ها و رویکردها قرار است تغییر کنند. بنابراین شرکت‌های فناوری با یادگیری مادام العمر و بازآموزی مهارت‌ها آشنایی دارند. اینها تنها بخشی از کار روزانه ما است. مکنزی یکی از رهبرانی بوده که به همه ما کمک کرده است که درک کنیم که شاید یک سوم ما قرار است کاری متفاوت انجام دهیم، چون کاری که ما انجام می‌دهیم، یا مهارت‌ها قرار است تا سال ۲۰۳۰ بسیار تغییر کنند.

 Google. org چگونه به بسیاری از افراد با هر سابقه و تحصیلاتی که داشته باشند، کمک می‌کند که در تحولات روزافزون دیجیتال مشارکت کنند؟

ما در کسب‌و‌کار خود برای جذب نیرو در پست‌های سازمانی مرتبط با فناوری، واقعا با دشواری روبه‌رو بوده‌ایم. اگر سراسر شرکت‌ها را جست‌وجو کنیم، حدود ۱۵۰ هزار پست خالی را پیدا می‌کنیم و این تنها مشکل شرکت ما نیست و تمام صنعت فناوری را در بر می‌گیرد. ما می‌توانیم بر نقش یک متخصص کامپیوتر که چهار سال در این حوزه تحصیل کرده تمرکز کنیم و برخی دیگر از نقش‌هایی که در اقتصاد دیجیتال پدیدار شده‌اند را نادیده بگیریم. به‌ویژه شغل متخصص پشتیبانی فناوری اطلاعات، شغلی است که تقریبا همه می‌توانند انجامش دهند و در طول ۱۲ ماه از فردی بی‌تجربه به فردی معتبر در این حوزه تبدیل شوند. برای رسیدگی به این کاستی، ما با استفاده از وب سایت Coursera آموزش‌هایی آنلاین را برگزار کردیم و برای مشارکت مردم ۱۰هزار بورس تحصیلی فراهم ساختیم.

و در پشت صحنه، کارفرمایان را آگاه ساختیم تا فراگیران این دوره‌های آموزشی را در پایان دوره استخدام کنند و در حقیقت، گوگل از قبل، نخستین استخدام‌های خود را از میان فراگیرانی که این دوره را به پایان رساندند انجام داده بود. یکی از اهداف ما جذب و به کارگیری شمار بیشتری از زنان و گروه‌هایی از افراد بود که درصد ناچیزی از جامعه را تشکیل می‌دادند. به گونه‌ای که آنها در نقش‌هایی چون پدید‌آورندگان فناوری، راهکارهای فناوری، پلت‌فرم‌ها و ویژگی‌های محصولات به صنعت فناوری بپیوندند.نمی خواهیم کسی کدنویس شود. می‌خواهیم مطمئن شویم هرکس که از نقش خود به‌عنوان یک حرفه لذت می‌برد و در کار خود عالی است، از فرصت مشارکت برخوردار شود.

در حوزه مهارت‌های کاری، ما به شکلی ویژه در جست‌وجوی نیروهای کاری هستیم که اکنون برای یافتن کار در تلاشند یا برای بهبود شرایط شغلی خود، می‌خواهند که سطح کار خود را بالاتر ببرند. برای مثال، ما با شرکت گودویل همکاری می‌کنیم. آنها هر ساله ورود به یک شغل از هر ۲۰۰ شغل را در ایالات متحده آمریکا تسهیل می‌کنند. و آنها با بیشتر جوامع محروم کار می‌کنند که به راستی آسیب‌پذیر‌ترین شهروندان ما هستند. آنها در جوامع جا گرفته‌اند. گوگل می‌تواند آنها را همراهی کند و به آموزش مهارت دیجیتال به آنان کمک کند.

 آیا آموزش آنلاین، راه حل جبران ضعف مهارت‌ها است؟

آنچه درباره آموزش آنلاین جذابیت دارد این است که مردم را بسیار هیجان زده می‌کند و آنها با خود می‌اندیشند که «خب، این هم راهکاری است. ما فقط به آموزش‌های مهارت‌های دیجیتال می‌پردازیم و تمام این دوره‌های آموزشی به‌صورت رایگان در اختیار ما قرار گرفته است.» ولی اگر به میزان خاتمه بیشتر دوره‌های آنلاین نگاه کنید می‌بینید که شمار کسانی که دوره‌ها را به پایان رسانده‌اند، نسبتا اندک هستند و این تعداد برای کسانی که بیشترین نیاز رابه این آموزش‌ها دارند واقعا ناچیز است.  

برخورداری از یک مربی، یکی از چیزهایی است که می‌دانیم برای مردم جوامع محروم و جوامعی که منابع کافی ندارند مهم است. اکنون در حال بررسی آنیم که چگونه می‌توانیم برپایه شواهد محکم، از مربیان (و منتورها و مشوقان) بهره‌گیریم و برای توسعه یک برنامه رایانه‌ای که برای شبیه‌سازی یک مکالمه هوشمند با یک یا چند کاربر انسانی از طریق صدا یا متن طراحی شده باشد، به استفاده از چیزی شبیه هوش مصنوعی می‌اندیشیم. یا شیوه‌هایی که با بهره‌گیری بیشتر از اتوماسیون، مربیان و مشوقان را برای کمک تقویت کند.

یکی از شگفت انگیزترین حوزه‌هایی که به آن می‌اندیشیم، چگونگی بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای کمک به ما در دستیابی به رویکردهایی اندیشمندانه‌تر است که امکان بهره‌گیری از اتوماسیون در آنها بیشتر بوده و مقیاس‌پذیر باشند تا با استفاده از آنها به بیشترین محرومان کمک کنیم که از این دوره‌ها بهره‌مند شوند.

 

صفحه69 از365