
rezas
خصلتی که مانع اجابت دعا میشود
اهمیت فرهنگ کار در قرآن و روایات؛

خداوند در آیه 56 سوره ذاریات، دلیل خلقت انسان را تعبد و عبادت کردن معرفی میکند: «من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند(و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند)!»
عبادت کردن، انسان را به کمال میرساند و مقدمات پیشرفت مادی و معنوی او را فراهم میسازد، اما منظور از عبادت چیست؟ وقتی واژه عبادت را میشنویم، یاد حرکات خاصی مثل رکوع و سجده میافتیم و بیدرنگ نماز، مناجات و دعا در ذهنمان نقش میبندد، ولی عبادت کردن محدود به همین افعال و حرکات خاصِ مرسوم نیست و دایرهای وسیعتر برای آن در اسلام تعریف شده است.
پیامبر اکرم(ص) میفرماید: «الْعِبَادَةُ سَبْعُونَ جُزْءا، أَفْضَلُهَا طَلَبُ الْحَلَال؛ عبادت هفتاد جزء دارد که برترین جزء آن، کسب روزی حلال است.»[1]
با توجه به این حدیث نبوی، عبادت هفتاد جزء دارد، اما جالب است که برخلاف تصور بیشتر مردم، هیچکدام از ادعیه و نمازها، از لحاظ فضیلت و ارزش به رتبه کار کردن، تلاش برای کسب روزی حلال و تامین معیشت خانواده نمیرسد.
علت برتری کار و تلاش این است که اگر کار و همت نباشد، تنبلی و کمحوصلگی جایگزین میشود و در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که این دو خصلت، مانع بهرهگیری از دنیا و آخرت میشوند.[2] به همین دلیل پیامبر(ص) فرموده است: گروهی از امت من دعایشان پذیرفته نمیشود، از جمله مردی که در خانه بنشیند و بگوید پروردگارا! روزیم ده و در پی کسب روزی نرود.[3]
پیشرفت جوامع، فقط در سایه کار و تلاش محقق میشود
مسئله ارزش فرهنگ کار و تلاش، فقط یک مسئله فردی نیست، بلکه اگر میزان کار و همت افراد یک جامعه پایین باشد، تمام کشور آسیب دیده و کشوری ایستا و عقب افتاده به وجود میآید. بنابراین اگر مردم جامعهای به هیچ دین و مذهبی هم گرایش نداشته باشند، اما شبانهروزی برای پیشرفت کشور تلاش کنند، قاعده و قانون دنیا این است که از جوامع تنبل و تن پرور مترقیتر و توسعه یافتهتر میشوند؛ زیرا «ان لیس للانسان الا ما سعی؛ برای انسان بهرهای جز سعی و کوشش او نیست.»[4]
یکی از خطراتی که جامعه امروز ما را تهدید میکند، ثروت بادآورده را انتظار کشیدن و کسب پول و سرمایه، آن هم بدون کار و تلاش است. بسیاری از سود سپردههای بانکی ارتزاق میکنند، برخی هم دائما شانس خود را برای برنده شدن در قرعهکشیهای مختلف، که متاسفانه امروز صداوسیما طلایهدار آن شده، محک میزنند، عدهای هم با خرید دلار و سکه در وقت ارزانی و فروش آن در شرایط گرانی میخواهند یک شبه، ره صد ساله را بروند؛ امام صادق(ع) به شدت این کار را تقبیح کرده و میفرماید: «انسان از خود چیزی دردناکتر از مال صامت(پول نقد، طلا یا نقره) بر جای نگذاشت. راوی پرسید: پس چه کند؟ فرمود: آن را در تولید باغ و مزرعه یا خانه به کار گیرد.»[5]
پینوشتها:
[1] اصول کافی، ج5، ص 78
[2]همان، ص 85
[3]همان، ص 67
[4]نجم/ 39
[5] اصول کافی، ج 5، ص91
24 نکته برای آموزش ارزشهای اخلاقی به کودکان؛
با فرزندتان همراه شوید تا تصمیم درست بگیرد

خانواده اولین مکان برای آموزش ارزشهای اخلاقی به کودکان است و خانوادهای بهعنوان خانواده سالم شناخته میشود که در آن ارزشهای اخلاقی به کودکان آموخته شود. والدینی که از نظر ارزشهای اخلاقی قوی هستند خیلی راحت میتوانند آن را به کودکانشان انتقال دهند.
نکاتی درباره آموزش ارزشهای اخلاقی
1. بهعنوان والد در انجام ارزشها ثابتقدم باشید؛ مثلاً اگر میخواهید فرزندتان صداقت را بیاموزد خودتان نیز مقابل او به دیگران دروغ نگویید.2. از لحظات مناسب برای آموزش و گفتوگو درباره ارزشها با فرزندتان استفاده کنید؛ مثلاً هنگام بازی، پیادهروی و حتی درست کردن کیک.
3. وقتی فرزندتان چیزی میگوید که مخالف ارزشهای شماست، واکنش سریع نشان ندهید، برایش مسئله را بازکنید و دلیل بیاورید.
4. برای فرزندتان کتابهایی درباره ارزشهای اخلاقی و نتایج آن بخوانید.
6. همیشه با همسرتان مؤدبانه رفتار کنید، مطمئناً فرزندتان در حال مشاهده رفتارهای شماست.
7. به والدینتان احترام بگذارید و با لحن مناسب با آنان صحبت کنید تا فرزندتان بیاموزد چگونه با شما رفتار کند.
8. فرزندتان را تشویق کنید با مستمندان و آسیب دیدگان مهربان و بخشنده باشد و فکر کند چگونه میتواند آنان را یاری کند.
9. زمانی که دعا و نیایش میکنید، فرزندتان را در مراسم شرکت دهید تا او بیاموزد برای تغییر در هر موقعیتی باید فکرش را تغییر دهد و به خداوند توکل کند.
10. به فرزندتان کمک کنید متوجه شود اغلب ما بر اثر مواجهه و دستوپنجه نرم کردن با مشکلات رشد میکنیم و یاد بگیرد بهجای فرار از مشکلات با آنها روبهرو شود.
11. بگذارید فرزندتان مسئولیت کارهایش را بپذیرد و بهجای دفاع از او، وی را با پیامدهای کارهایش روبهرو کنید.
12. خانه بهترین مکان است تا فرزندتان از طریق آزمون و خطا بیاموزد چگونه بر وسوسههایش پیروز شود و در شرایط پرتنش بر خود مسلط باشد.
13. برای فرزندتان وقت بگذارید. به او یادآوری کنید چگونه باادب باشد و هرگز تصور نکنید خودش راه و رسم ادب را میداند و نیاز به تذکر نیست.
14. کلمات مؤدبانه را به او یاد بدهید. کلماتی مانند «خواهش میکنم»، «متشکرم»، «ببخشید»، «معذرت میخواهم»، «اجازه دارم» و «لطفاً» را به فرزندتان یاد بدهید.
15. فرزندتان باید بتواند تصمیمهای اخلاقی بگیرد. به فرزندتان کمک کنید درباره نتایج عملش فکر کند و سپس با او همراه شوید تصمیمهای درست بگیرد.
برای تقویت هوش اخلاقی فرزندان خود آنها را تشویق کنید با بی عدالتی برخورد کرده و نسبت به آن واکنش نشان دهند
16. مطمئن شوید فرزندانتان چه برنامههایی را تماشا میکنند یا گوش میدهند. تا جایی که ممکن است آنان را از تماشای تصاویر خشونتآمیز، تحقیرآمیز و تصاویری که همدلی را کم میکند بر حذر دارید.
17. هر بار که فرزندتان از روی نامهربانی رفتار کرد، به او هشدار دهید. این گام مهمی برای پرورش همدلی است؛ مثلاً همینکه رفتار بیرحمانهای میبینید هشدار بدهید. تا وقتی رفتاری تبدیل به عادت نشده است، راحتتر میتوانید آن را تغییر بدهید.
18. فرزندتان را به این مقوله که افراد چه احساسی دارند، حساس کنید. والدینی که بهطور مستمر در واکنش به بدرفتاری فرزندشان بر احساس شخصی که مورد آزار و اذیت قرارگرفته تمرکز میکنند، فرزندانی با همدلی بیشتر تربیت میکنند.
19. به فرزندتان یاد بدهید محکم و قاطع باشد و قاطعانه با کسی که او را آزار میدهد، برخورد کند. فرزندتان باید یاد بگیرد رفتار نامناسب طرف مقابل را به او گوشزد کند و قاطعانه در برابر او بایستد.
20. به فرزندتان کمک کنید بر شباهتها تمرکز کند. آنان را تشویق کنید بهجای تمرکز بر تفاوتها به دنبال نقاط مشترک خود با دیگران باشد تا بردباری را بیاموزد و بهتر بتواند با دیگران کنار بیاید.
21. به فرزندتان راههای مقابله بابی انصافی و بیعدالتی را آموزش دهید. برای تقویت هوش اخلاقی فرزندان خود آنها را تشویق کنید بابی عدالتی برخورد کرده و نسبت به آن واکنش نشان دهند.
23. معذرت بخواهید و بگویید متأسف هستید. یکی از مهارتهای اخلاقی که از فرزندمان باید بخواهیم این است که در صورت اشتباه حتماً عذرخواهی کند و خجالت نکشد.
24. به فرزندتان فرصت جبران بدهید. به فرزندتان کمک کنید مسئولیت رفتار بدش را به عهده گیرد و جبران کند. او باید از پیامد اشتباهاتش باخبر شود و بداند چگونه آن را اصلاح کند.
منبع: پرسش و پاسخهای عمومی مرکز مشاوره تبیان
چرا مدیران ایدههای کارمندان را نادیده میگیرند؟
چرا مدیران ایدههای کارمندان را نادیده میگیرند؟
تحقیقات بسیار جدید درباره این موضوع نشان میدهد مدیران به طور پیوسته در روش کاری منحصر به خودشان فرو رفتهاند و این احساس که وضعیت موجود باید حفظ شود آنقدر در آنها قوی است که از شنیدن اطلاعات مخالف از پایین سازمان بیمناک هستند. در تحقیقات اخیر که در Organization Science چاپ شد، ما یک چشمانداز جایگزین ارائه کردیم: ما نشان دادیم که مدیران اغلب ناتوان از ایجاد فرهنگ صحبت کردن هستند نه به این دلیل که آنها تنها بر خود تمرکز دارند یا اینکه تنها به ضمیر و ایدههای خود توجه میکنند، بلکه به این خاطر که سازمان آنها را در یک موقعیت غیرممکن برای ایجاد چنین فضایی قرار میدهد. ما متوجه شدیم که مدیران با دو مانع متمایز مواجه هستند: آنها این قدرت را ندارند که روی دادههایی که از پایین دریافت میکنند عملی انجام دهند و این که آنها احساس میکنند مجبور هستند با یک چشمانداز کوتاهمدت برای کار منطبق شوند.
در اینجا به ذکر یک مثال از جین میپردازیم، که یک مدیر تولید متعهد به سازمان است و مصمم است در کار خود عملکرد خوبی ارائه دهد. جین میداند که بعضی از کارمندانش که در مقایسه با او به خطوط تولید نزدیکتر هستند، احتمالا ایدههای خوبی دارند که میتواند جریان کاری را در کل سازمان بهبود بخشد. اما در سازمان جین، مدیران این قدرت را ندارند که بدون گذراندن فرآیند تایید از دفتر مرکزی هیچگونه فرهنگی ایجاد کنند. از نتیجه تحقیقات دریافتیم که بسیاری از مدیران با وضعیت مشابهی مانند جین مواجه شدهاند. آنها اغلب در محیطی کار میکنند که به آنها قدرت ایجاد تغییر در فرآیندها را نمیدهد. آنها شاهد ساختارهای متمرکز تصمیمگیری هستند که در آن قدرت در راس هرم جای گرفته است و آنها در این میان به ندرت میتوانند «تاثیر بگذارند». حتی زمانی که به آنها قدرت عمل داده میشود هم، همچنان باید موفقیتهایی را در کوتاهمدت از خود نشان دهند و نمیتوانند به پایداری بلندمدتتر فکر کنند. در چنین وضعیتی، حتی مدیرانی که بهترین نیت را دارند هم احتمالا از بهکارگیری ایده کارمندان اجتناب کرده و حتی ممکن است صدای آنها را فرو نشانند.
ما چهار تحقیق انجام دادیم. در تحقیق اول از ۱۶۰ دانشجو خواستیم در یک آزمایش رفتاری، نقش یک مدیر را بازی کنند، که بر یک کارمند نظارت میکردند که یک کار مجازی را انجام دهد. ما احساس قدرت در مورد کاری که کارمندان باید انجام میدادند را از دو طریق برای آنها ایجاد کردیم. یکی اینکه به آنها دستورالعملهای کاری سفت و سخت دادیم و دیگر اینکه به آنها استقلال دادیم تا کار را به هر طریقی که میخواهند انجام دهند. دانشجویانی که نقش مدیر را ایفا میکردند، این فرصت را داشتند که ایدهها و نظرات کارمندان خود را جویا شوند. ما میخواستیم آزمایش کنیم که آیا حدی از استقلال در نقش دانشجویان مدیر بر اراده آنها برای دریافت اطلاعات از پایین اثر دارد یا خیر. همانطور که انتظار میرفت، دانشجویان مدیر که دارای استقلال کمتری بودند، کمتر احتمال داشت که کارمندان خود را تشویق به صحبت و ارائه نظراتشان کنند. در واقع، این شرکتکنندگان نشان دادند که ۲۵درصد وقت کمتری را صرف گفتوگو درباره مسائل کاری با کارمندان خود میکنند؛ در حالی که این آمار در مورد آنها که دارای استقلال بیشتری بودند بالاتر بود.
در تحقیق دوم، ما ۴۲۴ کارمند بزرگسال را به منظور انجام آزمایش رفتاری به طور آنلاین استخدام کردیم. با این موردکاوی، از شرکتکنندگان خواستیم خودشان را به عنوان مدیری تصور کنند که این فرصت را دارد که از کارمندان در جهت ارتقای فرآیندهای کاری در تیم اطلاعات و نظر دریافت کند. ما احساس قدرت در کارمندان را اینگونه مدیریت کردیم که برای یک دسته شرح دادیم که استقلال و خودمختاری لازم را برای اثرگذاری دارند و برای دسته دیگر تشریح کردیم که آنها تحت محدودیت بوروکراسی سازمانی سفت و سخت هستند. در این تحقیق ما دریافتیم مدیرانی که در شرایط قدرت کمتری بودند ۳۰ درصد کمتر احتمال داشت که در مقایسه با آنها که دارای قدرت بیشتری بودند به دنبال فیدبک کارمندان خود باشند و به آن اهمیت دهند.
ما همچنین سوگیری بلندمدت مدیران را نیز اندازه گرفتیم، همچنین میل آنها را به دادن وزن بیشتر به نتایج بلندمدت در مقایسه با نتایج کوتاهمدت در تصمیمگیریهای آنها مورد ارزیابی قرار دادیم. ما دریافتیم حتی مدیرانی که در این تحقیق احساس قدرت بیشتری میکردند اما دارای سوگیری بلندمدت نبودند، هیچ تفاوتی با مدیران همتراز خود که دارای قدرت کمتری بودند نداشتند، برای آنها نیز این احتمال کمتر بود که به کارمندان خود برای اظهارنظر و صحبت کردن فرصت بدهند. مدیران تنها زمانی به دنبال دریافت نظر و اطلاعات از پایین بودند که همزمان هم قدرت لازم را داشتند و هم به دنبال موفقیت بلندمدت برای تیم خود بودند. ما نتایج خود را در دو تحقیق مستقل از جفتهای واقعی کارمند- مدیر از سازمانهای مختلف از ایالاتمتحده (۱۴۵ جفت) و هند (۲۰۰ جفت) تکثیر کردیم. مدیران درباره سطح قدرت خود در سازمان خود به همراه سوگیری بلندمدتشان گزارش دادند. کارمندان درباره این موضوع گزارش دادند که چقدر انگیزه برای صحبت و اظهارنظر در تیمشان وجود دارد. نتایج با ثبات و در هر دو کشور قابل مقایسه بودند.
به عنوان مثال، در ایالاتمتحده، کارمندان گزارش دادند مدیرانی که فاقد قدرت هستند ۱۵ درصد کمتر از مدیران دارای قدرت نظر کارمندان را خواستهاند. به علاوه، در هر دو تحقیق، مدیران تنها زمانی ایدهها و نظرها را از پایین دریافت میکردند که نه تنها دارای قدرت بودند بلکه دارای سوگیری بلندمدت نیز بودند- یک فاکتور به تنهایی کافی نبود. ما تمایل داریم زمانی که مدیران نمیتوانند فرهنگ صحبت و اظهارنظر کارمندان را در سازمان جا بیندازند آنها را سرزنش کنیم. ما میگوییم تکبر یا ترس آنها از تغییر است که باعث میشود آنها نتوانند کارمندان را ترغیب به اظهارنظر و صحبت کنند. اما یافتههای ما نشان میدهند این غیرمعقول است که از مدیران بخواهیم ایدهها و نظرات کارمندان را بشنوند زمانی که خودشان چنین قدرتی را ندارند و از آنها خواسته میشود به نتایج کوتاهمدت متمرکز شوند.
ویژه نامه سالروز تخریب قبور ائمه اطهار علیهم السلام در بقیع
سالروز تخریب قبور ائمه اطهار علیهم السلام در بقیع
با کلیک کردن بر روی هر مطلب فرعی از لیست موضوعات ویژه نامه در ذیل، به مقاله مرتبط مطلب جهت مطالعه دسترسی خواهید یافت.
تاریخ بروزرسانی: 19 خرداد 1398
آشنایی با قبرستان بقیع
یکی از پر خاطره ترین مکانهای مدینه، بقیع است ; جایی که نخست آن را بقیع الغرقد می نامیدند. «غرقد» نوعی درخت بوده که در گذشته، در محل این قبرستان و یا در کنار آن قرار داشته و محتملا به تدریج با گسترش قبرستان، آن درختها (که به نظر برخی توتستان بوده) از میان رفته است. بقیع پیش از اسلام، گورستان مردم یثرب بوده و پس از اسلام نیز به عنوان مهمترین گورستان مدینه شناخته شده است. این گورستان با وسعت نسبتا زیاد خود، در طول قرون مختلف اسلامی مدفن صحابه، تابعین و مهمتر از همه، چهار تن از امامان (علیهم السلام) بوده و از این رو محل زیارت تمامی زائران مدینه منوره است. بقیع در ناحیه شرقی مسجد النبی و تقریبا در فاصله دویست متری آن قرار دارد. این قبرستان تا یکصد سال پیش خارج از حصار قرار داشت، اما اکنون تقریبا در میان شهر مدینه واقع شده و با چهار خیابان محاصره گردیده است ; ستین، عبد العزیز، ابی ذر، باب العوالی.
بقیع در زمان رسول خدا (ص) نیز زیارتگاه بوده و آن حضرت برخی شبها خانه را ترک کرده و تنها به بقیع می رفته و در آنجا به راز و نیاز با خدا می پرداخته است. برخی دختران آن حضرت و نیز برخی از یاران نزدیکش در بقیع مدفونند ; کسانی چون عثمان بن مظعون که از صحابی مورد علاقه رسول خدا (ص) بود.
قبرستان بقیع تا قبل از تسلط آل سعود، قبه های متعددی داشت که بر روی قبور خاصی ساخته شده بود. اما اکنون به صورت فضای باز و ساده ای در آمده است و قبرها جز نشانی ساده، به صورت سنگی که بالای سر آنها گذاشته شده، چیزی ندارد. با وجود این، تعلق خاطر مسلمانان به مدفون شدگان بقیع باعث گردیده است تا قبر عده ای از بزرگان مدفون، مشخص باقی بماند ; گرچه به مرور زمان، قبور صدها بلکه هزاران تن از صحابه و تابعین به دست فراموشی سپرده شده و قبر آنان نا مشخص مانده است.
شمایل کنونی بقیع را چه کسی ساخت؟
مزار ائمه معصومین علیهم السلام در بقیع
حرم ائمه بقیع که در کتب تاریخ بعنوان «مشهد» و «حرم» اهل بیت معروف گردیده، در سمت غربی و منتهی الیه بقیع واقع شده است که در این حرم مطهر قبر چهارتن از ائمه اهل بیت؛ امام مجتبی، امام سجاد، امام باقر و امام صادق ـ علیهم السلام ـ در کنار هم و بفاصله 3ـ2 متری این قبرها، قبر عباس عموی گرامی رسول خدا ـ ص ـ قرار گرفته و در کنار آن نیز قبر دیگری است متعلق به فاطمه بنت اسد و بـه احتـمال ضعیـف متعـلق بـه فاطمه دختر رسول خدا ـ ص ـ که قبل از ویرانی ساختمان این حرم مطهر، همه این قبور ششگانه در زیر یک گنبد و دارای ضریح و صندوق زیبا بودند.
تاریخ حرم ائمه بقیع(1) (2) (3)
نمی از یم/ پاس داشت مقام ائمه بقیع
سایر مزارهای بقیع
بقیع، قبرستان قدیمی مدینه است که بهترین عزیزان پیامبر(ص) و سربازان فداکار اسلام، در آنجا مدفونند؛ اینک به نام برخی از آنها اشاره می کنیم:
1 مرقد چهار امام معصوم از ائمه شیعه(ع): امام مجتبی(ع)، امام سجاد(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع)
2 (بنابه نقلی) قبرپنهان فاطمه زهرا(س)
3 قبور فرزندان پیامبر(ص) مانند ابراهیم، زینب، ام کلثوم و رقیّه.
4 قبور همسران آن حضرت.
5 قبر فاطمه بنت اسد مادر علی بن ابی طالب(ع)
6 قبر عباس عموی پیغمبر(ص)
7 قبر صفیّه و عاتکه، عمه های پیامبر(ص)
8 قبرحلیمه سعدیه، مادر رضاعی آن حضرت.
9 قبر عقیل برادر علی(ع)، و عبداللّه بن جعفر، همسر زینب کبری(س)
10 قبر سعد بن معاذ، و ابوسعید خدری.
11 قبر اسماعیل فرزند امام صادق(ع)
12 قبر امّ البنین مادر حضرت ابی الفضل(ع)
13 قبر عثمان بن مظعون، و سفیان بن الحارث بن عبدالمطلب.
14 قبر جمعی از شهدای اُحُد و شهدای واقعه حرّه که محل آنها معلوم و مشخص است.
15 قبور برخی از فرزندان ائمه و بستگان پیامبر گرامی اسلام(ص) و برخی از صحابه بزرگوار آن حضرت.
16 قبور گروهی از راویان حدیث، و عده ای از علما، شهدا و قرّاء و مبلغین بزرگ اسلام.
و سرانجام بسیاری از شخصیتهای برجسته و افراد والامقام که از صدر اسلام تاکنون، در این سرزمین مقدس آرمیده اند و قبورشان مجهول است.
حرم همسران و دختران رسول خدا ـ ص ـ
حرم جناب ابراهیم فرزند رسول خدا-ص-
قبر فاطمه زهرا یا فاطمه بنت اسد سلام الله علیهما
بقعه اسماعیل فرزند امام صادق ـ علیه السلام ـ
بقعه حلیمه سعدیه وصفیّه عمه رسول خدا ـ ص
بیت الاحزان
پیش از این در نزدیکی بقیع و در محدوده ای که در نزدیکی قبور ائمه (علیهم السلام) بوده، محلی با عنوان «بیت الاحزان» شناخته شده و در متون تاریخی قرون آغازین اسلامی، از آن یاد شده است. آنجا به عنوان محل گریه آن حضرت پس از رحلت پدرش بوده است. طبق برخی نقلهای دیگر، در کنار بقیع، در همین حدود، خانه محقری برای آن حضرت ذکر شده که بعدها به عنوان «بیت الاحزان» یا «قبة الحزن» شهرت داشته و زمانی نیز به عنوان «مسجد فاطمه» از آن یاد می شده است. این محل در شمال قبر عباس بن عبد المطلب و قبور ائمه (علیهم السلام) قرار داشته و بعدها ضمیمه بقیع شده است. در مدینه جای دیگری به عنوان بیت الاحزان مطرح نبوده است.
بیت الاحزان یک حقیقت فراموش ناشدنی
پیدایش فرقه ضاله وهابیت
وهابیها که در دو قرن اخیر به رهبری "محمدبن عبدالوهاب بن سلیمان" سرزمین حجاز را تحت نفوذ افکار خود قرار داده اند، در معتقدات تند خود که بیشتر در زمینه توحید است، نه تنها از مخالفان سر سخت شیعه اند بلکه با غالب مسلمانان اهل تسنن نیز شدیدا مخالفند.
"محمد بن عبدالوهاب" در حقیقت مجری افکار و اعتقادات ابن تیمیه - احمدبن عبدالحلیم دمشقی متوفی 728 ه. ق- که تقریبا چهار قرن قبل از او می زیسته، بود.
محمد بن عبدالوهاب در خلال سالهای 1160 تا 1206 ه.ق با همکاری زمامداران محلی و برانگیختن آتش تعصبهای خشن در میان اقوام بیابانگرد و بدوی حجاز توانست به نام دفاع از توحید و مبارزه با شرک، مخالفان خود را عقب بزند و بر دستگاه حکومت و رهبری سیاسی بطور مستقیم و غیر مستقیم تسلط یابد. در این راه خونهای زیادی از مسلمانان حجاز و غیر حجاز ریخته شد. کشمکشهای پیروان محمدبن عبدالوهاب محدود به محیط حجاز نبود; بلکه در سال 1216 (ده سال پس از مرگ محمدبن عبدالوهاب) پیروان او از طریق بیابانهای حجاز با یک حمله غافلگیرانه به کربلا وارد شدند و با استفاده از تعطیل بودن شهر به مناسبت روز عید غدیر و مسافرت بسیاری از اهالی به نجف برای مراسم غدیر، به تخریب حرم مطهر امام حسین «علیه السلام» و سایر اماکن مقدس شیعه در کربلا پرداختند و در ضمن تمام درهای گرانقیمت و تابلوها و هدایای نفیس و وسایل تزیینی را با خود بردند. آنان حدود پنجاه نفر را در نزدیکی ضریح مطهر و پانصد نفر را در صحن و تعداد زیادی را در شهر کشتند.
محمد بن عبد الوهاب و حرکت وهابیت
ابن تیمیه در آئینه اندیشه متفکران
فرقه ضاله وهابیت را بیشتر بشناسیم
نقدی برا اندیشه وهابیت در تخریب قبور/به انگیزه هشتم شوال سالروز تخریب بقیع
وهابیون و تخریب بقیع
پس از تسلّط سعودیان بر حجاز، با توجه به پیوند فکری و مذهبی آنان با محمدبن عبدالوهاب، در هر شهر و منطقهای که وارد میشدند، آثار و ابنیه ساخته شده بر روی قبور بزرگان صدر اسلام را خراب و ویران میکردند.
وهابیان، بار نخست در سال 1221هـ.ق. بخشی از بناهای قبرستان بقیع را ویران نموده و سپس با تکمیل سلطه خود بر حجاز در شوال سال 1344هـ.ق. کلیه این بناها و گنبدها و آثار را ویران و اموال و اشیای گرانقیمت موجود در این اماکن را به تاراج بردند و نه تنها در مدینه، بلکه در هرجا گنبد و بارگاه و زیارتگاهی بود، به ویرانی آن اقدام کردند.
مرحوم سید محسن امین، ابعاد ویرانیهای وهابیان در حجاز را اینگونه وصف میکند:
وقتی وهابیان وارد طائف شدند، گنبد مدفن ابن عباس را خراب کردند، چنانکه یکبار دیگر این کار را کرده بودند. آنان هنگامی که وارد مکه شدند، گنبدهای قبر عبدالمطّلب، ابوطالب و خدیجه امّ المؤمنین(علیها السلام) را ویران نمودند و زادگاه پیامبر(صلی الله علیه وآله) و فاطمه زهرا(علیها السلام) را با خاک یکسان کردند و آنگاه که وارد جده شدند، گنبد و قبر حوّا را خراب کردند و به طور کلّی، تمام مقابر و مزارات را در مکه، جده، طائف و نواحی آنها ویران نمودند و زمانی هم که مدینه منوره را محاصره کردند، به ویران کردن مسجد و مزار حمزه پرداختند. پس از تسلّط وهابیان بر مدینه منوره، قاضی القضات وهابیان، شیخ عبدالله بن بلیهد، در رمضان 1344هـ.ق. از مکه به جانب مدینه حرکت کرد و اعلامیه ای صادر نمود و ضمن آن، جواز ویران کردن گنبدها و زیارتگاهها را از مردم سؤال کرده بود. بسیاری از مردم از ترس به آن پاسخ نداده و برخی نیز لزوم ویران کردن را خواستار شده بودند!
البته هدف او از این اعلامیه و سؤال، نظرخواهی واقعی نبود، بلکه می خواست در میان مردم آمادگی ایجاد کند، چون وهابیان در هیچیک از اعمال خود و در ویران کردن گنبدها و ضریحها، حتی گنبد مرقد حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) منتظر نظر مردم نبودند و این اعمال، پایه مذهب آنان است. شاهد سخن آنکه، آنان پس از نشر این اعلامیه و سؤال و جواب، همه گنبدها و زیارتگاهها را در مدینه و اطراف آن ویران کردند و حتی گنبد مضاجع ائمه اهلبیت(علیهم السلام) را در بقیع، که قبر عباس عموی پیامبر(صلی الله علیه وآله) نیز در کنار آنها بود، خراب نمودند و دیوارها و صندوقها و ضریحهایی که روی قبرهای شریف قرار داشت، همه را از بین بردند، در حالی که برای آن، هزار ریال مجیدی هزینه کرده بودند. آنها در این زیارتگاهها، جز تلّی سنگ و خاک، به عنوان علامت باقی نگذاشتند.
تخریب بقیع به روایت اسناد(1) (2)
مروری بر بزرگ ترین جنایت فرهنگی قرن بیستم
هتک حرمت بقیع در کلام بزرگان
...تلخى ديگرى كه وجود دارد، اين است كه در ميان مجموعه ى مسلمانان و امت اسلامى كسانى پيدا شوند كه با افكار پليد و متحجر و عقب مانده و خرافى خود، تجليل از بزرگان و برجستگان و چهره هاى نورانى صدر اسلام را شرك بدانند، كفر بدانند؛ واقعاً اين مصيبتى است. اينها همان كسانى هستند كه گذشتگانشان قبور ائمه (عليهم السّلام) را در بقيع ويران كردند. آن روز كه در دنياى اسلام، از شبه قاره ى هند گرفته تا آفريقا، عليه اينها قيام كردند، اگر اينها جرأت مى كردند، قبر مطهر پيغمبر را هم ويران مى كردند، با خاك يكسان مى كردند. ببينيد چه فكر باطلى، چه روحيه ى پليدى، چه انسانهاى بدانديشى، احترام به بزرگان را اينجورى بخواهند نقض كنند و هتك كنند و اين را جزو وظائف دينى بشمرند! در آن وقتى كه اينها بقيع را ويران كردند، اين را بدانيد؛ سرتاسر دنياى اسلام عليه اينها اعتراض كرد. عرض كردم؛ از شرق جغرافياى اسلام- از هند- تا غرب جغرافياى اسلام، عليه اينها بسيج شدند.
اينها به عنوان اينكه اين كارها پرستش است، اين اقدامهاى خبيث را مى كنند! رفتن سر قبر يك انسانى و طلب رحمت كردن براى او از خداى متعال، و طلب رحمت كردن براى خود در آن فضاى معنوى و روحانى، شرك است؟ شرك اين است كه انسان بشود ابزار دست سياستهاى اينتليجنس انگليس و سى. آى. اى آمريكا و با اين اعمال، دل مسلمانان را غمدار كند، آزرده كند. اينها اطاعت و عبوديت و خاكسارى در مقابل طواغيت زنده را شرك نمى دانند، احترام به بزرگان را شرك مى دانند! خود اين، يك مصيبتى است. جريان تكفيرىِ خبيث كه امروز در دنياى اسلام به بركت برخى از منابع مادى، متأسفانه پول و امكانات هم در اختيار دارند، يكى از مصائب اسلام است. (بيانات مقام معظم رهبری 16/ 02/ 1392)
تخریب بقیع گواهی بر دشمنی وهابیت با رسول اکرم(ص)
مفتیان سعودی حق ندارند برای میراث اسلامی تصمیم بگیرند
8شوال؛ زخم جانکاه وهابیت بر پیکر اسلام
روز هشتم شوال به عنوان روز بقیع اعلام شود
وظیفه طلاب در مقابله با انحرافات تاریخی
استفاده از ظرفیت های تبلیغی برای نکوداشت هشتم شوال
غربت بقیع در شعر
جلوه جنت به چشم خاکیان دارد بقیع
یا صفای خلوت افلاکیان دارد بقیع
گر حصار کعبه را جبریل دربانی کند
صد چو موسی و مسیحا پاسبان دارد بقیع
گر چه با شمع و چراغ این آستان بیگانه است
الفتی با مهر و ماه آسمان دارد بقیع
گرچه محصولش بظاهر یک نیستان ناله است
یک چمن گل نیز در آغوش جان دارد بقیع
گرچه می تابد بر او خورشید سوزان حجاز
از پر و بال ملائک سایبان دارد بقیع
رشحاتی از قلم
امروز، آثار کینه و جهالت وهابیان نسبت به اهل بیت عصمت و طهارت، از در و دیوار مدینه و وادی بقیع، هویداست.
رنجنامه نانوشته محبّین اهل بیت، بر خاک و سنگ این مزارها، گویاتر از هر زمان است.
اینجا اشک است که سخن می گوید و «حال»، گویاتر از «قال» است.
چشمان اشکبار، ترجمان دلهای داغدار و بی قرار است.
وقتی گام در تربت بقیع می گذاری و نگاهت به قبورِ ساده امامان می افتد، دیگر لازم نیست کسی مرثیه بخواند. بقیع، خودش مرثیه مجسّم است.
ساعتهایی که درِ بقیع به روی زائران گشوده می شود، گویا درِ بهشت است که به روی زائران عاشق باز می شود.
دلهای سوخته شان را بر می دارند و با شتاب، خود را به حضور امام مجتبی، امام سجاد، امام باقر و امام صادق علیهم السلام می رسانند و زیارتنامه را با باران اشک می شویند و سلامها را با چشمهای بارانی شان بدرقه می کنند.
دلم هوای تو را دارد ... بگو چه چاره کنم
تخریب بقاع متبرکه ی بقیع در مدینه توسط وهابیان
پریشانی عشق و آیینه گردانی عطش
معرفی کتاب
تدوین مرکز تحقیقات حج، بقیع، تهران، نشر مشعر، 1381.
جمعی از مؤلفان، بقیع خاموشِ پرفریاد، قم، انتشارات حسنین، 1385.
حسینی شیرازی، سید محمد، بقیع، اصفهان، نشر بینش آزادگان، 1381.
خاطرات مستر همفر (جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی)، ترجمه: علی کاظمی، قم، نشر اخلاق، 1106.
عطائی اصفهانی، علی، پرتوی از زندگانی شش معصوم مدینه منوره، قم، بخش فرهنگی دفتر آیت الله فاضل لنکرانی(ره).
قاضی عسکر، سید علی، تخریب و بازسازی بقیع به روایت اسناد، قم، نشر مشعر.
میرخلف زاده، احمد و میرخلف زاده، قاسم، داستان هایی از ائمه بقیع(علیهم السلام)، قم، نشر مهدی یار، 1378.
نجمی، محمدصادق، تاریخ حرم ائمه بقیع (علیهم السلام) و آثار دیگر در مدینه منوره، تهران، نشر مشعر، 1382.
هاجری، یوسف، بقیع (سرگذشت اسف بار ویرانی آثار اسلامی حجاز...)، مترجم: محمد رضایی، تهران، نشر بقیع، 1371.( مجله اشارات، شماره 113)
سالروز ویرانی قبور ائمه بقیع به دست وهابیون (8 شوال)
نگارخانه
فیلم
روایت کامل قبرستان بقیع از تخریب تا امروز
نماهنگ «بقیع الفرقد»به مناسبت تخریب قبور ائمه بقیع
تخریب بقیع از نگاه مقام معظم رهبری
قبرستان بقیع ( آیت الله مکارم شیرازی )
تخریب قبور بقیع در کلام آیت الله جوادی آملی
روایت آیت الله حسینی قزوینی ازکینه وهابیت به ائمه بقیع
یه مدینه ، یه بقیع ، یه امامی که حرم نداره
قبر مطهر حضرت ام البنین سلام الله علیها در بقیع
تصویر
تصاويري از قبرستان بقيع قبل از تخريب
تصاویری از قبرستان بقیع در مدینه
صوت
در جهان هم شأن و همتایی کجا دارد بقیع
لینک های مرتبط
اکو سیستمهای جدید
درآمدزایی مولتی تریلیون دلاری اکو سیستمهای جدید
اکوسیستمها هم امکان تغییرات بزرگ را در روش مصرف و تولید ما ایجاد کردهاند و هم از این تغییرات بزرگ نشات گرفتهاند. حتی تا همین چند سال پیش، چه کسی میتوانست تصور کند که امروز بتوانیم با گوشی تلفن قهوه سفارش دهیم؟ همانطور که تحولات تکنولوژی و قانونی، مرزهای بین محصولات و خدمات، تولیدکننده و مصرفکننده، سازمانها و بازارها را از بین میبرند، دیگر معنا ندارد نگاه سنتی به بخشبندیهای صنعتی داشته باشیم. هدفمندی کسبوکار، استراتژی، رفتار سازمانی و سیاستها همگی باید مورد بازنگری قرار بگیرند. بنابراین هیجانی که در مورد اکوسیستمها ایجاد شده قابلقبول است، اما پیچیدگی آنها چالشهای زیادی به دنبال دارد. بخشی از این چالشها با تحقیقات آکادمیک کمی واضحتر شدهاند. اما جایگاه افراد در این تصویر پیچیده کجاست؟ یکی از بزرگترین چالشهای رهبران کسبوکار در این دنیای ناشناخته تازه، تصویرسازی مجدد خودشان است و اینکه چه ربطی به دنیای اطرافشان پیدا میکنند.
سازگاری با نظم جدید جهانی
متاسفانه مدیریت کردن در اکوسیستمها این روزها به ویژگیهای بسیار متفاوتی نیاز دارد و شاید حتی به رهبران سازمانی جدیدتری هم نیاز داشته باشد. این نتیجه تقاضاهای جدیدی است که سازمانها و کسانی که آنها را مدیریت میکنند، با آن مواجه میشوند. دامنه انتخاب مشتریان نسبت به قبل بسیار گستردهتر شده است. وقتی یکسری دستهبندیها و صنایع مشخص بر دنیا حکومت میکردند، رقابت شرکتها بر سر این بود که محصولات مشخصی را تولید انبوه کنند، اما نحوه عرضه خدمات مهم نبود. وقتی مشتری خودرو میخرید، مهم این بود راه برود. وقتی تلفن حرف میزد، مهم این بود صدایش به کسی که در فاصله دوری از او قرار دارد برسد. در این شرایط، شرکتهایی برنده بودند که کمتر مشتریان خود را ناراحت کنند. اما الان، هر چه به مشتری عرضه میشود، تقسیمبندی شده، شخصیسازی شده، هماهنگ و یکپارچه است. این روزها تقاضاها بر اساس سبک زندگی مشتری شکل میگیرد و به محض اینکه این تقاضا شناسایی شد، نوآوریها برای رفع این تقاضا شروع میشود.
اپلیکیشن Blue Link شرکت هیوندای را در نظر بگیرید که بر اساس هوش مصنوعی ساخته شده و خودرو و رفتار رانندگی شما را ردیابی و نظارت میکند و اقداماتی از راه دور روی خودروی شما انجام میدهد. به این ترتیب، به واسطه مشارکت با اپلیکیشن WashOS، مشتری میتواند وقتی در دفتر کارش نشسته، لوکیشن محلی که خودرو پارک شده را برای شرکت بفرستد، از طریق اپلیکیشن در خودرو را باز کند تا فرد مورد نظر خودرو را ببرد و نظافت کند و به محل برگرداند. با ظهور اینترنت اشیا و اینترنت ۵G، قابلیتهای تکنولوژی در حال توسعه بیشتر است. تکنولوژی امکان بازطراحی دنیا را به ما میدهد و بنابراین تنها چیزی که با قطعیت میتوانیم پیشبینی کنیم این است که عرضه محصولات در آینده به شکلی که الان است، نخواهد بود. این یعنی هر شرکتی باید به فکر بهدست آوردن مشتریان جدید، حفظ مشتریان فعلی، تولید محصول یا خدمات جدید و درگیری با مشتری به شیوههای تازه باشد.
مشتریان انتظار مجموعه خدماتی یکپارچه را دارند تا نیازهایشان برطرف شود، نه محصولات تک به تک شرکتهای مختلف که بخواهند خودشان کنار هم بچینند و از آنها استفاده کنند. خیلی از مدیرانعامل به اشتباه فکر میکنند وظیفه آنها این است که اکوسیستم خودشان را ایجاد کنند. اما واقعیت این است که اغلب شرکتها یک برند استثنایی، داده، مهارتهای شکلدهی پلتفرم، مقیاس یا داراییهای مالی کافی برای اینکه خودشان هماهنگکننده کل یک اکوسیستم باشند، ندارند. تحولات دنیای حمل و نقل را در نظر بگیرید. ظهور شرکتهای اوبر و لیفت، به تولیدکنندگان سنتی خودرو فشار آورده است. اگر خواسته همه مشتریان صرفا این باشد که بهراحتی از نقطه A به نقطه B برسند و برای آنها فرق نکند برند خودرویی که آنها را میبرد چه باشد، دیگر یک تولیدکننده ممتاز بودن چه فایدهای دارد؟
هر دو شرکت BMW و مرسدس بنز که رقبای سنتی در بخش تولید خودروهای لوکس هستند، همان ابتدا این تهدید را حس کردند. آنها یک سرویس حمل و نقل با تمرکز بر ویژگی لوکس بودن آماده کردند تا وجهه برند خود را حفظ کنند. رهبران سازمانی هم باید آمادگی داشته باشند تا صرفا اکوسیستمها را مدیریت کنند، نه اینکه آنها را کنترل کنند. آیفون اپل زمانی اوج گرفت که استیو جابز بهرغم میلش اپاستور را راهاندازی کرد و اکوسیستمی ایجاد کرد که حالا بیش از دو میلیون اپلیکیشن دارد. در دنیای جدید، ارزشها از نیروی جاذبه متفاوتی تبعیت میکنند و به سمتی میروند که اطلاعات در آنجا وجود دارد. ظهور غولهای تکنولوژی را در نظر بگیرید. بر خلاف همین چند دهه اخیر، «دادهها» دارایی اصلی ارزشمندترین شرکتهای دنیا – یعنی اپل، آلفابت، آمازون، مایکروسافت و فیسبوک – بوده است. در مقابل، داراییهای ملموس این شرکتها چیز زیادی نیست. پس تعجبی ندارد که یکی از همین غولهای داده – یا بازیگر خارجی دیگری مثل اوبر– تعیینکننده اکوسیستمهای حمل ونقل باشند، نه یک شرکت خودروسازی سنتی.
اکوسیستمها با سرعتی بینظیر در حال توسعه هستند و فرصتهایی را که ارائه میکنند، نمیتوان نادیده گرفت. گزارش موسسه مککینزی نشان میدهد تا سال ۲۰۲۵ صنایع و زنجیرههای ارزش امروزی به دهها یا صدها اکوسیستم چند مولتی تریلیون دلاری تبدیل خواهند شد که حدود ۶۰ تریلیون دلار درآمدزایی خواهند داشت؛ معادل یکسوم کل درآمد جهان. این گزارش همچنین پیشبینی میکند که در ترکیبات جدید، «هماهنگکنندهها یا برندههای بزرگ» زیادی وجود نخواهند داشت و تحول عظیمی در ثروت و ارزشآفرینی ایجاد خواهد شد. بیشتر اکوسیستمها با داده مدیریت میشوند. اگر میخواهید در این فضا برنده باشید، اولین قدم این است که بدانید بهترین موقعیت مناسب برای شرکت شما کجا است و بازارهای فرعی شما کدامند. رشد کردن در این اکوسیستمها بیشتر از آنکه به تخصص تکنولوژی نیاز داشته باشد، نیازمند آن است که خودتان را جای دیگران بگذارید و خلاقیت داشته باشید تا هر چه کشف کردید به استراتژی تبدیل کنید.
بازسازی سازمانهای ورشکسته 2
اهمیت مدیریت استراتژیک بازسازی
شرکت انسیآر(NCR) یکی از شرکتهای شکست خوردهای است که به خوبی بازسازی شده است. ویلیام اندرسون، رئیس هیات مدیره شرکت ژاپنی بسیار موفق تابعه انسیآر بود. اندرسون درحال حاضر انسیآر ژاپن را بازسازی کرده و این شرکت را به یک نمونه تماشایی تبدیل کرده است که بهعنوان بزرگترین شرکت درمیان ۴۵ شرکت زیرمجموعه خارجی انسیآر شناخته میشود. اندرسون برای پاکسازی مشکلات وارد شرکت شده بود. نگرش او به این صورت بود که «همه گناهکار هستند مگر اینکه ثابت شود، بیگناهند». انسیآر طی سه سال بیش از ۱۰ هزار کارمند در شهر دیتون را مرخص کرد. در مجموع، ۱۹ مدیر اجرایی رده بالا بازنشستگی زودرس گرفتند یا تنزل و شغل دیگری پیدا کردند. دو شرکتی که بهعنوان نمونههای شکست مطلق و بازسازی پس از شکست ذکر شدند، نمونههایی از اهمیت مدیریت استراتژیک بازسازی در سازمانها هستند.
بدون شک نمونههای بسیار زیادی از شکست شرکتها وجود دارد که منجر به مرگ آنها شده یا مجددا به حیات عادی خود باز گشتهاند. از آنجا که هر بازسازی با توجه به شرایط میتواند شکل متفاوتی به خود بگیرد، ممکن است مراحل بازسازی هم کاملا متفاوت باشند، اما چگونه برخی شرکتها مجبورند تمام مراحل بازسازی را سپری کنند درحالی که تعدادی دیگر برخی از این مراحل را نادیده میگیرند؟ این موضوع به قدرت شرکت در تشخیص زودهنگام مشکلات وابسته است. به میزانی که هرچه زودتر بتواند مشکلات را شناسایی کند و برای مقابله با آنها اقدام کند، سریعتر میتواند روند بازسازی را طی کرده و به رشد طبیعی خود بازگردد. یکی دیگر از موارد تاثیرگذار در سرعت روند بازسازی، منابع مالی موجود و قابل دریافت شرکت است.
مراحل بازسازی: دونالد بی.بیبیولت Donald B. Bibeault مراحل گسسته یک بازسازی را به این صورت بیان میکند: ۱) تغییر مدیریت. ۲) ارزیابی. ۳) اضطرار. ۴) ثبات. ۵) بازگشت به رشد طبیعی.
رابرت براون Robert Brown این مراحل را اینگونه شرح میدهد: «مرحله اول این است که «شستوشوی بزرگی» انجام دهید. مدیریت جدید وارد میشود و هرچیزی را که پیدا کند، میفروشد. مرحله دوم، تعریف تخصیص مجدد منابع است. درکل، کاری که شما انجام میدهید بیرون کردن تمام بازندهها و تاکید روی برندهها است. مرحله سوم تغییر ساختار بودجه است؛ سعی کنید وامهای کوتاهمدت بانکی گرفته و تمام پول سرمایهگذاری شده خود را در بازار دریافت کنید. مرحله آخر تملیک یا ورود به بازارهای جدید است.» در روند بازسازی، برندهها و بازندهها تعیینکننده موفقیت یا شکست هستند. برنده به کارخانه، بخش یا افرادی گفته میشود که در سازمان سودده بوده یا توانایی بازگشت به سوددهی را دارند. در مقابل، بازندهها زیانده و هزینهبر هستند. زمان لازم برای هر مرحله میتواند متفاوت باشد. بهطور مثال اگر کسبوکاری تصمیم بگیرد قسمتی را منحل کند، به دورهای ۹۰ روزه نیاز است. مرحله ثبات بین شش تا دوازده ماه و آخرین مرحله بازسازی به حداقل یک سال زمان نیاز دارد. هر شرکتی در هر موقعیتی که باشد، زمانی بین یک تا سه سال را باید برای بازسازی خود در نظر بگیرد.
تغییر مدیریت: اولین قدم در فرآیند بازسازی این است که شرکت تشخیص دهد مشکلاتی وجود دارد به شکلی که برای مقابله با آنها نیاز به اتخاذ تصمیمات جدی است. یکی از مهمترین تصمیمات، تغییر مدیریت یا ادامه دادن با مدیریت کنونی است.
ارزیابی: در این مرحله قابلیت حیات شرکت بررسی میشود. شرکت باید در اولین روزهای پس از تغییر مدیریت، تلنگر جدی بخورد، اما نباید فراموش کرد برای هر اقدامی باید مطالعات مناسبی صورت گیرد. او باید قبل از هر تغییر بزرگی دو کار انجام دهد: اول اینکه موقعیت را به خوبی درک کند تا بتواند کنترل بیشتری بر شرایط داشته باشد. دوم اینکه، برنامهای عملیاتی برای تغییر طرحریزی کند. رابرت دی.جیورجیو میگوید: «شما ابتدا باید تشخیص دهید که چه بیماری دارید؟ کمخونی یا سرطان؟ سپس میتوانید درمان را مشخص کنید. جریان فکری رایج مقابله با تمام مشکلات است. این کار بسیار خطرناک است. »
اضطراری: در این مرحله شرکت هرکاری را برای بقا انجام میدهد. از این مرحله با عنوان جراحی نیز یاد میشود و مانند جراحی در بدن انسان آسیبزاست اما میزان این آسیب به زمان و نقدینگی بستگی دارد.
ثبات: حذف زیانها بخشی از وظیفه مدیر اجرایی بازسازی و معمولا آسانترین راهکار است. قدم بعدی حصول بازده قابل قبول برای بودجه سرمایهگذاری شده یا واگذاری کسبوکار است. جفری چنین (Jeffrey Chanin )میگوید: «پس از اینکه سرطانها را قطع کرده و برنامههایی برای بازسازی شرکت مشخص کردید، همچنان بیماری دارید که درحال بهبودیِ پس از جراحی است و هنوز مطمئن نیستید در طولانی مدت چگونه تحت تاثیر قرار میگیرد. باید متوجه شوید که آیا شرکتهای باقی مانده شما قابلیت بقای طولانیمدت دارند یا خیر؟» مرحله ثبات به دورانی اشاره دارد که به شرکت فرصت میدهد تا درمورد آینده خود بیشتر فکر کند. در واقع ثبات، آرامش پس از شوک مرحله اضطراری است.
بازگشت به رشد طبیعی: در این مرحله تاکید روی توسعه داخلی و خارجی است. توسعه داخلی میتواند به شکل پیشرانههای بازاریابی جدید، جستوجوی راههایی برای توسعه پایه کسبوکار موجود و راههای افزایش نفوذ در بازار باشد. در این مرحله بار دیگر رشد درآمد در اولویت قرار میگیرد. رهبران بازسازی برای تعیین اینکه آیا شرکت بازسازی شده است یا خیر به دنبال نشانههای مطمئن هستند. تادیوس تاوب در این باره میگوید: «به نظر من بازسازی زمانی به یک بازسازی تبدیل میشود که شرکای مالی شما نیز آن را بهعنوان یک فرآیند تجدید حیات لمس کرده و بپذیرند.»
فعالیت بدنی، بی چون و چرا!
بهانههای ورزش نکردن و راهکارهای مقابله با آن

کارشناسان معمولاً میگویند فیتنس، 90 درصد ذهنی و 10 درصد فیزیکی است و کاملاً هم درست میگویند. شما چه یک ورزشکار مطرح در سطح جهانی باشید و چه یک مبتدی در باشگاه بدنسازی و یا چیزی بین این دو، ذهن شما و بهانههایی که برایتان میتراشد، اغلب بزرگترین دشمن شماست.
خیلی خستهام و نمیتوانم ورزش کنم
اگر واقعاً احساس خستگی میکنید پس بهتر است ورزش نکنید؛ اما اگر این خستگی احساسی است که هر روز دارید پس باید بدانید که ناشی از ورزش نکردن است. وقتی زیاد مینشینید یا طی روز به اندازه کافی تحرک ندارید، یعنی اکسیژن چندانی در بدنتان توزیع نمیشود که میتواند احساس بیانرژی بودن و بیحالی به شما بدهد.
به محض اینکه از جایتان بلند شوید و حرکت کنید، اندورفینها شروع میکنند به ترشح کردن و احساس انرژی خواهید کرد. این کار را مکرراً انجام دهید تا سطح انرژی کلیتان بالا رود. فعلاً تا به آن حد از انرژی برسید، زمان تمرین و ورزشتان را برای وقتی بگذارید که احساس میکنید بیشترین انرژی را دارید.
برای برخی از افراد این زمان میتواند صبح قبل از بیرون رفتن از خانه باشد، برای عدهای دیگر ممکن است احساس کنند در ساعات بعدی روز انرژی بیشتری دارند. فرقی نمیکند کِی ورزش میکنید، فقط یادتان باشد حتی اندکی تحرک هم بهتر از هیچی است. پس با خود عهد ببندید که دستکم ده دقیقه در روز ورزش کنید. مطمئن باشید به زودی احساس خوبی خواهید داشت که تشویقتان میکند ادامه دهید. یکی از توصیههای مفید برای افرادی که تنها وقت آزادشان اوایل شب است نوشیدن یک فنجان قهوه قبل از فعالیت بدنی مورد علاقهشان است. کافئین باعث بهبود عملکرد در این افراد میشود.
محققان در یک مطالعه مدیتیشن، هیپنوتیزم، ورزش و استراحت بیسروصدا را برای تعیین اینکه کدامیک بیشترین توانایی را برای ایجاد آرامش در مقایسه با دیگران دارد، مورد بررسی قرار دادند. آنها با توجه به میزان دور کردن افراد از نگرانیهایشان دریافتند که ورزش در کاهش سطوح تنش مؤثرتر از بقیه بوده و اثرات آرامبخش آن تا پنج ساعت طول میکشد
وقت ندارم ورزش کنم
کمبود وقت، اولین دلیل ورزش نکردن ِ 42 درصد از افرادی بود که اخیراً در یک بررسی شرکت کرده بودند. شاید کار سختی به نظر برسد که بخواهید در میان تمام مشغلههایتان وقتی هم برای ورزش باز کنید؛ اما مردم اغلب فقط تصور میکنند که وقت آزاد ندارند و در واقع اینطور نیست. همان بررسی نشان داد آمریکاییها به طور متوسط هر روز 89 دقیقه وقت آزاد دارند.
خوشبختانه نیازی نیست زمان زیادی صرف ورزش کنید، حتی چند دقیقه به طور پراکنده در روز هم کافی است و فقط باید این وقت را ایجاد کنید. درست همانطور که برای مراجعه به پزشک یا رفتن به آرایشگاه وقت میگذارید، برای تحرک روزانهتان هم وقت بگذارید، مثلاً میتوانید به جای آسانسور از پلهها استفاده کنید، جلساتتان را ایستاده برگزار کنید و یا هنگام صحبت با تلفن راه بروید.
از خودتان بپرسید آیا سلامتیتان واقعاً برای شما اولویت دارد. شما همیشه و تحت هر شرایطی میتوانید برای اولویتهایتان وقت پیدا کنید.
من ورزشکار نیستم، چطور میتوانم ورزش کنم؟
بدون تردید خیلی خوب میتوانید پیادهروی کنید که به این معنی است که میتوانید حرکت کنید و این تمام چیزی است که نیاز دارید! لازم نیست ورزشکار باشید تا ورزش کنید. فعالیتهایی را پیدا کنید که دوست دارید و آنها را با شدتی انجام دهید که احساس راحتی میکنید و کمکم شدت را بالا ببرید. از همه مهمتر، خودتان را با دیگران مقایسه نکنید و نگرشتان را تغییر دهید. هر کسی باید از یک جایی شروع کند و قدمهای کوچک همیشه به نتایج بزرگ منتهی میشوند.
ورزش کردن کسلکننده است
به دنبال راههای تازهای برای حرکت کردن باشید. هر وقت احساس خستگی کردید وقت آن است که شیوهتان را کمی تغییر دهید تا هم ذهن و هم بدنتان دچار یکنواختی نشود. از پیادهرویهای گروهی گرفته تا کلاس ایروبیک، راههای زیادی وجود دارند که هم مفرحاند و هم به سلامتیتان کمک میکنند. کافی است به دنبال راههایی بگردید که به آنها علاقه دارید. ذهنتان را نسبت به انواع فعالیتها باز نگه دارید و خلاقیت داشته باشید.
ضمناً ببینید ورزش کردن در چه فضایی به شما انگیزه میدهد. برای عدهای ورزش کردن در فضای باز لذتبخش است، حتی اگر تنها باشند. عدهای دیگر ممکن است در کلاسهای ورزشی بهتر بتوانند ورزش کنند. دوست دارید به موسیقی گوش بدهید؟ بسیار خب، موسیقی را هم به ورزشتان اضافه کنید. پژوهشها نشان میدهند موسیقی میتواند به شما انگیزهی تحرک بیشتر و حتی طولانیتر بدهد.
ورزش کردن آنقدر برایم سخت است که اشتیاقی برای انجامش ندارم
اگر فکر میکنید حتماً باید در باشگاه کاملاً خیس عرق شوید تا وزن کم کنید یا سالم بمانید جای تعجب ندارد که احساس کنید ورزش کردن کار بسیار سختی است. خیلی از افراد ورزش کردن را شکنجه و تنبیه میدانند. بهتر است به جای اینکه نگاه منفی به ورزش داشته باشید، نگاهتان را تغییر دهید و روی جنبههایی از ورزش تمرکز کنید که کمکتان میکنند.
مثلاً اگر وقت زیادی برای باشگاه رفتن ندارید، ممکن است بتوانید بدون احساس درد و سختی، به فعالیت دیگری بپردازید مثلاً با فرزندان یا دوستانتان به کوهنوردی بروید یا والیبال بازی کنید. به محض اینکه متوجه شوید چند ساعت تحرک و ورزش چگونه به روحیه و عملکردتان در زندگی کمک میکند، عاشقش خواهید شد و دست از گله و شکایت برمیدارید. حتی بهتر اینکه درک میکنید ورزش کردن یک تفریح بسیار عالی است نه یک تکلیف واجب. به سبک زندگیتان نگاه کنید و ببینید اگر نتوانید از بدنتان استفاده کنید، چقدر تفاوت خواهد داشت. حرکت کردن هدیهای است که به خودتان میدهید، نه تنبیه!
من بیش از حد تحت فشارم
به جای افزودن تنش به زندگیتان ورزش کنید تا استرستان هم کم شود. مطالعات نشان میدهد در مواجهه با موقعیتهای اعصاب خورد کن، کسانی که به طور منظم فعالیت بدنی میکنند به احتمال کمتری درد در قفسه سینه یا مفاصل یا اضطراب و افسردگی را تجربه میکنند. در واقع فعالیت بدنی به عنوان یک حواسپرتکُن در برابر استرس عمل میکند. محققان در یک مطالعه مدیتیشن، هیپنوتیزم، ورزش و استراحت بیسروصدا را برای تعیین اینکه کدامیک بیشترین توانایی را برای ایجاد آرامش در مقایسه با دیگران دارد، مورد بررسی قرار دادند. آنها با توجه به میزان دور کردن افراد از نگرانیهایشان دریافتند که ورزش در کاهش سطوح تنش مؤثرتر از بقیه بوده و اثرات آرامبخش آن تا پنج ساعت طول میکشد.
حال خوشی برای ورزش کردن ندارم
اگر حالتان بد است یک تمرین بدنی خوب میتواند آن را خیلی سریع بهبود ببخشد. محققان در مطالعهای که توسط گروه علوم اعصاب دانشگاه گرجستان در آتن انجام شد، متوجه شدند زنان با سطوح بالای اضطراب پس از دویدن با دوچرخه ثابت به مدت 40 دقیقه، به طور قابل ملاحظهای بهبود یافته بودند. بسیاری از محققان، بهبود خلق و خوی ناشی از ورزش را به تغییرات بیوشیمیایی متعددی در بدن نسبت میدهند؛ از جمله هجوم اندورفینها یا همان مرفینهای طبیعی بدن به قسمتهایی از مغز که کنترل احساسات و رفتار را بر عهده دارد (پدیدهای به نام سرخوشی دویدن).
کسب موفقیت در مهارتهای ارتباطی
تکنیکهایی برای برقراری ارتباط موثر؛

به نظر میرسد که در مهارتهای ارتباطی و همچنین مقوله ابراز وجود دارای مشکل هستید. البته مهارتهای ارتباطی بحث بسیار مفصلی است که برای کسب موفقیت در آن باید به مطالعه در این زمینه بپردازید.
بهطورکلی در مهارتهای ارتباطی یک سری نکات کلی برایتان عنوان میکنم در ارتباطات خود موفقیت بیشتری کسب کنید:
خود افشایی
فرایندی است که از طریق آن، اطلاعاتی را راجع به خود در اختیار دیگران قرار میدهیم. خود افشاییها میتوانند درباره حقایق یا درباره احساسات باشند. وقتی دو نفر برای اولین بار یکدیگر را میبینند، بیشتر احتمال دارد به افشای حقایق(نام، شغل، محل اقامت و...) بپردازند و احتمال انجام شدن اِفشاهای احساسی(من به شما علاقه دارم، من از موسیقی بیزارم و...) توسط آنها کم است؛ اما گاه دیده میشود که برخی افراد، آنچنان سرد و بیعاطفه هستند که در برخورد با دیگران از ابراز هرگونه احساسی خودداری نموده، خود را پشت دیوارهای بیاعتمادی مخفی میدارند.صراحت و پذیرندگی
هرچه حالت صراحت و پذیرندگی شخص بیشتر باشد، آمادگی او برای تغییر و رشد بهسوی مراحل بالاترِ کمال و ایجاد روابط صمیمی و دوستانه با دیگران بیشتر میگردد و بهعکس، هرچه پافشاری فرد بر روی نگرشها و دیدگاههای شخصی بیشتر باشد، تغییر و رشد وی دشوارتر و روابط وی با دیگران، ناپایدارتر خواهد بود.تصدیق و تأیید
تصدیق و تأیید، یکی از روشهای ابراز علاقه و اعلام موافقت با اعمال و گفتار طرف مقابل است. وقتی به گفته فرد دیگری گوش میدهیم، میتوانیم با کلماتی چون «خُب»، «بله»، «درسته»، «خیلی خوب»، «میفهمم»، «همینطور»، «آها» و... احساس علاقه خود را به گفتههای وی ابراز نماییم.تحسین و حمایت
تحسین، واکنش فراتر از تصدیق یا تأیید ساده و در واقع، نوعی اعلام توافق با گفتار و رفتار طرف مقابل است. برخی کلماتی که تحسین و حمایت فرد را از دیگران نشان میدهند، عبارتاند از: «خوبه»، «عالیه»، «آفرین»، «چه جالب»، «ادامه بده» و... تأیید و تحسین، تنها از طریق کلامی صورت نمیگیرد؛ بلکه لبخندهای گرم، سر تکان دادنهای مشتاقانه و ارتباط چشمی، از بهترین روشهای ابراز تأیید و تحسین بهحساب میآیند.کسانی كه اطلاعات وسیعی از محیط خویش دارند، بهطور قابلملاحظهای بیش از سایرین میتوانند وجود خویش را به منصه ظهور برسانند
گوش دادن
در تعاملات میان فردی، گوش دادن، اهمیت زیادی دارد. ما برای ابراز احساس همدلی و درک و احترام دیگران باید به گفتههای آنان توجه کنیم. اغلبِ ما آنچنان درگیر افکار و احساسات خود هستیم که واقعاً به چیزهایی که دیگران و حتی دوستان نزدیک ما میگویند، گوش نمیدهیم. بسیاری از اختلافات موجود در خانوادهها، بین همسران، والدین با فرزندان و... ناشی از همین بیاعتنایی و گوش ندادن به گفتهها و نظرات همدیگر است. ما بیشتر علاقه داریم که در مورد خودمان بگوییم تا به گفتههای دیگران گوش دهیم. ضمناً توجه داشته باشید كه «ابراز وجود» متكی و منوط به «كشف و شناخت خود» است.ازاینروی، مطالعه در زمینهٔ «خودشناسی علمی» شما را در «شناخت خویشتن» یاری میدهد تا بتوانید در موقعیت ابراز وجود، بهموقع و صحیح عمل كنید. «توانایی سخن گفتن» یا «فن بیانِ» زیرمجموعه «ابراز وجود» است. با دنبال کردن و مطالعه در مباحث عملی و كاربردی در این زمینه میتوانید هم «خوب صحبت» كنید و نیز «صحبت خوب» داشته باشید،
که اولی ناظر به «روش» و دومی ناظر به «محتوا» است. نقش اطلاعات عمومی و دانشهایی جنبی زندگی در توانایی ابراز وجود غیرقابلانکار است. کسانی كه اطلاعات وسیعی از محیط خویش دارند، بهطور قابلملاحظهای بیش از سایرین میتوانند وجود خویش را به منصه ظهور برسانند.
منبع: پرسش و پاسخهای عمومی مرکز مشاوره تبیان
معضل مهریه
طبق دستور قرآن مثل سایر مسلمان، مهریه را زمان عقد بگیرید و جوانان را نجات دهید
پیمان خلیلی، گروه تعاملی الف، ۱۹ خرداد ۱۳۹۸، ۰۱:۴۵ 
در قرآن کریم از "مهریه" به عنوان صداق و هدیه یاد شده است و براساس قوانین اسلام و رسوم اجتماعی در زمان جاری شدن عقد، زوج موظف به پرداخت آن به زوجه خواهد بود. در اکثر کشورهای اسلامی، مهریه حین عقد و براساس توانایی مالی مرد به زن پرداخت میشود ولی متاسفانه در کشور ما، براساس رسوم و فرهنگ نامتعارف تعیین مهریههای هنگفت بدون رعایت تضمینات لازم و بررسی وضعیت مالی زوج انجام میشود و مهریه به هر میزانی که بین زوجین توافق گردد، قابل ثبت در سند ازدواج به عنوان یکی از اسناد رسمی کشور میباشد که به راحتی نیز قابل ادعا و مطالبه است.
مطالبه ای که بر اساس یک توافق خصوصی خارج از عرف انجام شده است ولی تبعات آن گریبانگیر کل جامعه خواهد بود. بی تفاوتی نسبت به این معضل میتواند هزینه های زیادی را روز به روز به جامعه تحمیل نماید و بنابراین لازم است هر چه زودتر برای رفع آن چاره اندیشی گردد. برای حل مشکل مهریه بهتر است نگاهی کاملا واقع بینانه در این خصوص وجود داشته باشد و این نگاه در وهله اول باید از سوی مسئولین جامعه و متولیان قانون صورت پذیرد نه از سوی آن جوان مشتاق ازدواجی که ناآگاهانه و صرفاً برای رسیدن به فرد مورد علاقه خود هر تعهد غیر منطقی را بدون بررسی عواقب آن پذیرفته است.
به عنوان مثال در مواردی که مهریه بر اساس توافق زوجین در زمان ثبت عقد بین زوجین رد و بدل نگردیده و پرداخت آن به آینده موکول شده باشد، دفاتر ثبت ازدواج بایستی از ثبت مهریه های بیشتر از 14 سکه در سند ازدواج بدون بررسی مدارک مربوط به مستندات مالی زوج دال بر توانائی وی در پرداخت مهریه منع گردند. اخذ ضمانت های بانکی و یا گرفتن وثیقههای مطمئن قبل از ثبت ازدواج میتواند گامی اساسی و هشدار دهنده به زوج باشد تا نسبت به تعهدی که قبول میکند آگاهانه تر اقدام نماید. این کار به هیچ وجه دخالت در توافقات خصوصی افراد نیست چرا که این توافق خصوصی دارای تبعات عمومی است و در یکی از اسناد رسمی کشور درج میشود.
همچنین در صورت مطالبه مهریه توسط زن هزینههای زیادی را برای بررسی و وصول آن به جامعه تحمیل میکند آنهم هزینههائی که با یک بررسی ابتدائی قبلی، قابل پیشگیری بوده است و قطعا این امر سبب خواهد شد که حجم پروندههای قضائی نیز بیجهت بالا نرود. قطعا هر گونه ادعای بدون پشتوانه عملی اشتباه و فریبکارانه است ولی درج آن ادعا نیز در سند ازدواج به عنوان یکی از اسناد رسمی کشور، بدون انجام بررسیهای لازم نیز کاملا اشتباه است. چرا که نمیتوان انتظار داشت از یک طرف به خاطر یک فرهنگ غلط نسبت به توافق خصوصی دو طرف بیتفاوت بود ولی از طرف دیگر و هنگام درخواست آن سیستم قضائی متحمل هزینههای دادگاه و زندانی شدن فرد گردد. بنابراین به نظر میرسد با توجه به رویکرد جدیدی که ریاست محترم قوه قضائیه در حل ریشهای مسائل و مشکلات قضائی در نظر گرفتهاند بایستی یک بار و برای همیشه موضوع پرونده مهریههای توهمی و تخیلی بررسی و بسته شود.
افسردگی دوره نوجوانی را جدی بگیرید
افسردگی دوره نوجوانی را جدی بگیرید
نوجوانی دوره انتقالی بین کودکی و بزرگسالی است که اگر به خوبی شناخته نشود یک دوره دشوار هم برای خود فرد و هم برای خانواده است. نوجوانان، بین کودکی و بزرگسالی به دام افتاده و تجربههای شدید، تغییرات احساسی، جسمی و اجتماعی را تجربه میکنند.
نوجوانی دورهای است که احساساتی مانند اضطراب، ترس، عدم اطمینان را میتوان به عنوان یک دوره گذار تجربه کرد. با این حال، در برخی موارد، غم، اندوه، تنهایی، اضطراب و ناتوانی در مدیریت احساسات آنها در برمیگیرد و زندگی روزانه، ارتباط با خانواده و رابطه با دوستان و اطرافیان را تحت تأثیر قرار دهد.
امروزه مهمترین، بهترین و سالمترین واحدی که در جامعه ما وجود دارد خانواده است، عنصری که در صورت صحت و سلامت کامل میتواند افراد متخصص، سالم و مفید به جامعه عرضه کند، بنابراین بسیاری از ریشههای کودکی، نوجوانی، جوانی، بزرگسالی و پیری در خانواده قرار دارد و برای اینکه هر دوره رشدی به خوبی سپری شود باید آنها ریشه و پایه خوبی داشته باشند.
اسماعیل مردانیزاده روانشناس بالینی در چهارمحال و بختیاری در گفت و گو با خبرنگار ایسنا، اظهار کرد: عوامل متعددی همچون استعداد ژنتیکی، عوامل بیولوژیکی، بیماریهای جسمی، عوامل محیطی همچون مصرف مواد مخدر و انواع روانگردانها، رویدادهای زندگی و عوامل استرسزا، درگیریهای خانوادگی، طلاق، عدم حمایت عاطفی و احتیاج شدید به محبت دیگران، خشمهای سرکوب شده و … در دوران نوجوانی میتواند در ایجاد افسردگی نقش داشته باشد.
وی افزود: براساس مطالعات کمی و پژوهشهای انجام شده دو درصد از فرزندان زیر ۱۰ سال افسردگی را تجربه میکنند، این در حالی است که در افراد ۱۰ تا ۱۴ سال پنج تا هشت درصد و در برخی از شرایط تا ۲۰ درصد نیز گزارش شده است که معمولاً ۷۰ درصد این افراد درمان مناسبی را دریافت نمیکنند، زیرا نوجوانان برخلاف کودکان و بزرگسالان به جای گوشهگیری، از خود رفتارهای پرخاشگرانه نشان میدهند.
مردانی تاکید کرد: افسردگی پیش از بلوغ در پسران بیشتر بوده ولی افسردگی دوران بلوغ و نوجوانی در دختران دو برابر پسران شایع است.
این روانشناس بالینی با اشاره به اینکه میان افسردگی و اعتیاد رابطه دو طرفه وجود دارد، تصریح کرد: از میان تمام اختلافات درونی، افسردگی بیشترین رابطه را با اعتیاد دارد به طوری که در میان مبتلایان به سو مصرف مواد مخدر افسردگی بسیار شایع است.
وی گفت: نوجوانان افسرده ممکن است از مواد مخدر و الکلی برای خود درمانی و تسکین و کاهش علائم افسردگی استفاده کنند که متأسفانه این امر همراه با اختلال افسردگی، وضعیت را وخیمتر و درمان را سختتر میکند.
مردانی تاکید کرد: ارتباطات سالم و واقعی، فراهم کردن محیط آرام و عاری از تنش، بها دادن به علایق و سرگرمیها، تغذیه سالم و خواب کافی، گردش در طبیعت، پیادهروی نیم ساعته و یادگیری مهارتهای زندگی میتواند در کنترل و مقابله با افسردگی تأثیرگذار باشد.
وی پوچی و نا امیدی، احساس گناه و بی ارزشی، شرمساری و گوشهگیری، دوری از دوستان و خانواده، بی قراری و اضطراب، خستگی و کاهش انرژی، کاهش تمرکز، عصبانیت و پرخاشگری، بی حوصلگی، افت تحصیلی، گریز از انجام فعالیتهای روزمره، بی انگیزه بودن و بی علاقگی، گریههای مداوم و … را از علائم افسردگی در میان نوجوانان برشمرد.
این روانشناس بالینی با بیان اینکه خانواده نقش مهمی در روح و روان نوجوان دارد، بیان کرد: خانواده با عملکرد صحیح در زمینههای مختلف فرهنگی، تربیتی، اجتماعی و آگاهی و شناخت از چالشهای دوران نوجوانی و هویت نوجوان میتواند نقش بسزایی در جلوگیری از بروز افسردگی داشته باشد.
وی خاطرنشان کرد: خانواده با محبت کردن به نوجوان، عدم قضاوت و داوری، تشویق فرزند و دادن اعتماد به نفس، سوق دادن به سمت علایق و سرگرمیهای سالم، دادن آزادی عمل به نوجوان در کنار کنترل صحیح و برخورداری از شیوه فرزندپروری متعادل میتواند با ایفای نقش خود، از بروز افسردگی یا تشدید آن جلوگیری کند.