ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

چابکی و انعطاف‌پذیری سازمانی

 

 

مترجم: مهدی نیکوئی :
 
 
دگردیسی و تکامل بخشیدن یک سازمان، هیچ‌گاه کار ساده‌ای نبوده است؛ به ویژه در شرایطی که فشار رقابتی شدید است. در عصر دیجیتال همواره به‌نظر می‌رسد که یک مدل کسب‌وکار سریع‌تر، بهتر، قوی‌تر و روشن‌تر در حال ظهور است. شرکت‌هایی با دارایی‌های اندک و چابکی فراوان، همواره ظاهر می‌شوند و برای کسب سهم از بازار و جلب توجه مشتریان به شرکت‌های قدیمی حمله می‌کنند. مزایای رقابتی حتی سریع‌تر از گذشته از بین می‌روند؛ چرا که اکنون تقریبا هر چیزی (چه محصولات و چه خدمات یا فرآیندها) را می‌توان کپی کرد. این شرایط کسب‌وکار دیجیتال، نیاز به رهبرانی متفاوت، چابک و به شدت هوشیار دارد که سازمان‌ها را به تحول و انطباق با سرعتی بی‌سابقه برسانند. اما تا چه اندازه یک سازمان می‌تواند چابک شود؟ چه زمانی به عمل‌گرایی خستگی‌ناپذیر نیاز است؟ چگونه رهبران سازمانی چابک می‌توانند انرژی و منابع خود را مدیریت کنند؟ آیا زمان انطباق چابکی با انعطاف‌پذیری رسیده است؟
 
 

 

 

 رهبران سازمانی چابک، قبل و مهم‌تر از هر چیزی، یادگیرنده‌های خوبی هستند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که ویژگی‌های رهبران چابک با ویژگی‌های افراد موفق در یادگیری، شباهت دارد. هر دو گروه، آرمان‌ها و رویاهای بلندمدتی دارند که باعث می‌شود بتوانند با موفقیت ابهام‌ها و تردیدهای کوتاه‌مدت را پشت سر بگذارند. آنها خودآگاهی خوبی دارند و در مقابل بازخوردهای منفی، موضع نمی‌گیرند. در عوض، با فروتنی این موضوع را قبول می‌کنند که دیگران بیش از اقداماتشان دانش و اطلاعات دارند؛ به همین دلیل تلاش می‌کنند با دریافت شیوه تفکر آنها، خودشان را با شرایط منطبق کنند.   آنها کنجکاو هستند و از پذیرش ریسک هراسی ندارند. آنها همچنین نگران اشتباه نکردن یا از بین رفتن وجهه تخصصی خود نیستند (برایشان مهم نیست که یک فرد متخصص به‌نظر می‌رسند یا نه). ذهن کنجکاو و مشتاق آنها باعث می‌شود سریع‌تر از دیگران منحنی‌های یادگیری را طی کنند.  رهبران چابک، علاوه‌بر این ویژگی‌ها از آگاهی بالایی هم برخوردارند. آنها محیط‌های داخلی و خارجی را به‌طور دائم زیرنظر دارند تا بتوانند واکنش مناسبی نسبت به فرصت‌ها و تهدیدهای دائمی عصر دیجیتال نشان دهند. آنها تصمیمات خود را براساس اسناد و مستندات اتخاذ می‌کنند و به خوبی از داده‌ها و اطلاعات بهره می‌گیرند. آنها همچنین اغلب سرعت عمل را به کار بی‌نقص ترجیح می‌دهند. رهبران چابک روابط خوبی با دیگران دارند، به آنها انگیزه می‌دهند و الهام‌بخش فعالیت‌هایشان می‌شوند.

  تکامل سازمان به سمت چابکی

در پژوهشی که به‌تازگی انجام شد، از رهبران سازمانی (مدیران‌عامل و اعضای هیات‌مدیره) پرسیدیم چگونه سازمان‌های خود را برای انطباق با عصر دیجیتال تکامل می‌بخشند.

 پاسخ غالب آنها این بود که مولفه‌های فرهنگی مساله بسیار مهم‌تری نسبت به جنبه‌های فنی است. در نهایت، تکامل و دگردیسی دیجیتال، بیش از همه معطوف به افراد دخیل، آمادگی فرهنگی آنها و ذهنیتشان برای تکامل و دگردیسی است.

یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که چهار مولفه در شکل دادن به تکامل فرهنگی عصر دیجیتال اهمیت دارند:

۱- آن دسته از ارزش‌های سازمانی که باعث رفتارهای همکاری و یادگیری مستمر می‌شوند.

۲- وجود یک ساختار سازمانی انطباق‌پذیر که انعطاف‌پذیری ویژگی ذاتی آن باشد.

۳- فرآیندهایی که باعث همکاری تمام بخش‌های سازمان و هم‌افزایی بین آنها شود.

۴- تشریفات ارتباطاتی پیشرفته که افراد را به هم متصل کند.

رهبران چابک باید ویژگی‌های شخصی خود را در قالب سازمانشان هم تجلی دهند. چنین کاری از طریق مداخله دادن دیگران و ارتباطات موثر، قابل انجام است. استفاده هوشیارانه از ابزارهای دیجیتال به ایجاد و بهره بردن از یک جامعه پویای درون‌سازمانی کمک می‌کند. در همین زمان، نباید از تعاملات انسانی کاست و متوجه بود که تاکید بیش از حد بر فناوری می‌تواند منجر به انزوای برخی افراد و واحدهای سازمان شود.

برای آن دسته از تیم‌های کاری که فاصله جغرافیایی زیادی دارند و بیشتر کارهایشان را به‌صورت مجازی انجام می‌دهند، رهبران سازمانی باید ایجاد صمیمیت و امنیت روانی کنند تا به نتایج دلخواه دست یابند. جنبه بصری دادن به هنجارها و تشریفات ارتباطاتی یکی از اقدامات خوبی است که می‌توان در عصر حاضر آنها را به کار گرفت. آویزان کردن منشور سازمانی از دیوارهای اتاق کنفرانس یکی از این اقدامات است. چنین اقداماتی باعث می‌شود تا احساس یک جامعه داخلی بودن و همبستگی بین کارکنان سازمان تقویت شود و خود را در یک جهان مجازی ببینند.

دیجیتالی شدن به معنای سرعت است. شرکت‌ها باید در اجرای ایده‌های خود و عرضه آنها به بازار، سریع‌تر از همیشه باشند. مشتریان تقریبا باید کاملا راضی باشند. سازمان‌ها باید بتوانند در تمام سطوح خود، به سریع‌ترین حالت ممکن تصمیم‌گیری کنند. شرکت‌های قدیمی‌تر باید دوباره روحیه کارآفرینی موجود در شرکت‌های نوظهور را احیا کنند تا به این طریق قادر به نوآوری باشند. بسیاری از سازمان‌ها از تحقیقات محدود حمایت می‌کنند و آنها را به مخاطره‌پذیری‌های بزرگ‌مقیاس ترجیح می‌دهند. یکی از رویه‌های موفق، ایجاد سریع یک ایده و فرضیه، ساخت نمونه‌های اولیه محصول، آزمایش آنها، جمع‌آوری تحلیل داده‌ها و در نهایت رسیدن به طرح نهایی است. فرهنگ تصمیم‌گیری داده‌محور باید در راس سازمان پذیرفته و مدل‌سازی شود تا به موفقیت برسد.

در همین زمان، ویژگی‌های سخت‌افزاری ساختار سازمانی نقشی حیاتی در میزان آمادگی دیجیتال سازمان‌ها دارد؛ درحالی‌که همچنان به وظایف و مسوولیت‌های شغلی واضح نیاز است، باید انعطاف‌پذیری ذاتی را هم در نظر گرفت. در شرایط پویا و متلاطم امروز، تیم‌های کاری به سرعت شکل می‌گیرند و به همان سرعت از هم جدا می‌شوند. در پاسخ به روندهای مشتریان و بازارها، ساختارهای جدید ظهور می‌کنند و از بین می‌روند. وظایف شغلی به یک مکان و جایگاه سازمانی محدود نمی‌مانند و از شیب سلسله‌مراتب کاسته می‌شود. ساختارهایی که یک زمان هرمی بودند، اکنون تخت می‌شوند. سیال و تخت بودن، تبدیل به رویه‌ای معمول می‌شود. در یک ساختار سازمانی سیال، روابط سلسله‌مراتبی سنتی اهمیت کمتری پیدا می‌کنند و ساختارهای رسمی باید به شکلی باشند که مسوولیت نتایج با تمام افراد باشد. در همین زمان، رهبران سازمانی باید برای توانمندسازی افراد و واحدها، به واگذاری وظایف، تمرکززدایی از تصمیمات و توانمندسازی افراد برای افزایش واضح مسوولیت‌های آنها اقدام کنند. مدیریت و نظارت مرکزی، تنها به شکل هدایت و ایجاد توازن در سازمان فعالیت خواهد کرد. تفاوت‌های رفتاری و موانع فرهنگی قرار نیست پس از دگردیسی دیجیتال از بین بروند و باید مورد توجه و مدیریت مناسب باشند. اگر رهبران سازمانی این تفاوت‌های فرهنگی را به خوبی مدیریت کنند، دگردیسی و تکامل فرهنگی می‌تواند بر موانع غلبه کند. در پژوهشی که انجام دادیم، پی بردیم که دگردیسی دیجیتال می‌تواند فرصتی برای غلبه بر موانع فرهنگی موجود و شکاف‌های باقیمانده از گذشته فراهم کند و به این صورت سازمان را به یک همراستایی و هماهنگی برساند.

همان‌طور که آری دی‌خوس (Arie de Geus) می‌گوید، تنها مزیت رقابتی پایدار در جهان دیجیتال، توانایی یادگیری سریع‌تر از رقبا است. رهبران چابک به جای آنکه از فرهنگ و شرایط موجود حفاظت کنند، فرهنگ چابکی و یادگیری را در سازمان نهادینه می‌سازند تا تغییرات و انطباق با شرایط سریع‌تر شود. با محو شدن ساختارها و مدل‌های کسب‌وکار سنتی، تمام سازمان‌ها با ابهام و عدم‌اطمینان زیادی مواجه هستند. آنها در اکثر مواقع (اگر همیشگی نباشد) در حال یادگیری هستند و آرامش ندارند. از دیدگاه روانشناسی، می‌دانیم که درد یا احساس فوریت ما را به تغییر و یادگیری وا می‌دارد. تغییر برای بقا ضروری است. با این حال، بیشتر مردم از تغییر متنفر هستند و در مقابل آن جبهه می‌گیرند. از طرف دیگر، اگر پس از هر تغییر، شرایط را به ثبات نرسانید، متوجه نخواهید شد که آیا آن تغییر موثر بوده است یا خیر. چگونه رهبران سازمانی می‌توانند همگام با این درد و ضرورت فعال مانده و در عین حال باعث فرسودگی کارکنان خود نشوند؟

یک گام به عقب و خودشناسی (در سکوت) به اندازه حرکت و سرعت اهمیت پیدا می‌کند. به رغم احساس نیاز به سرعت، یادگیری و آزمایش زمانبر هستند، ممکن است به خطا بروند و بهره‌وری پایینی داشته باشند؛ هر چند در نهایت اثربخشی بالایی خواهند داشت. تغییرات در بخش‌های مختلف سازمان به یک اندازه نیاز نخواهد بود. در بخش‌هایی که با مشتریان ارتباط مستقیم دارد، نیاز به تغییرات سریع‌تر و در بخش‌ها و فرآیندهای مرتبط با ایمنی معمولا نیاز به تغییرات کندتر است. اما عرضه محصولات و خدمات جدید به بازار نیازمند زمان برای توسعه است. رهبران سازمانی نیاز به نظم برای اجرا و رسیدن به نتایج دارند و در عین حال باید فضا و زمان را برای یادگیری و آزمایش باز بگذارند.

  جهش به جلو

انعطاف‌پذیری در عصر دیجیتال، چیزی به جز توانایی انطباق سریع با تغییرات است. رهبران و سازمان‌ها همچنین باید نسبت به شکست‌ها و ضربه‌ها مقاوم شده و مانند یک کش به مکان اول خود بازگردند. آنها در صورت شکست آزمایش‌ها یا اقدامات، باید بتوانند با این ویژگی کشسانی به عقب برگردند. کشسانی توانایی احیا پس از دشواری‌ها و مصیبت‌ها و پذیرش واقعیت‌های منفی زندگی است. نظریات علمی سه ویژگی افراد کشسان را این‌گونه بیان می‌کنند:

• نخست، آنها درک واضحی از واقعیت دارند و از اتفاقات در حال رخ دادن اطراف آگاه هستند. آنها به‌طور دائم از خود می‌پرسند که آیا به درستی واقعیت شرایط خود را درک (و پذیرش) کرده‌اند. آنها هر چقدر هم که چهره واقعیت تلخ و ترش باشد، به رقابت یا انکار آن نمی‌پردازند.

• دوم، آنها اعتقاد عمیقی به این موضوع دارند که زندگی معنادار است و اهداف و مجموعه ارزش‌های اخلاقی قدرتمندی پشت آن قرار دارد. افراد کشسان می‌توانند در دشوارترین زمان‌ها هم یک حکمت و دلیل مشاهده کرده و از فجایع، قوی‌تر از پیش بیرون بیایند. آنها زمان‌های دشوار را به چشم فرصتی برای یادگیری می‌بینند نه مجالی برای ناله و گلایه.

• در نهایت، آنها استعداد بالایی برای چاره‌یابی و انطباق سریع خود با شرایط دارند. آنها از داشته‌هایشان بیشترین بهره را می‌برند و با شهود خود به راه‌حل‌هایی برای مسائل می‌رسند.

شباهت‌های بین افراد کشسان و ویژگی‌های افراد یادگیرنده و رهبران چابک (که پیش از این به آن اشاره کردیم)، اتفاقی نیست. برای یادگیری نیاز به کشسانی است؛ چرا که فرد یادگیرنده ابتدا باید اعتراف کند که چیزی نمی‌داند. هر چند برخی از مردم با ظرفیت بالاتری برای کشسانی متولد می‌شوند، این ظرفیت را می‌توان آموخت و آموزش داد (چه در سطح فردی و چه در سطح سازمانی). پژوهش‌ها نشان می‌دهند کشسانی و رهبری سازمانی تحول‌آفرین، تقویت‌کننده یکدیگر هستند و به خوبی در کنار هم کار می‌کنند. ویژگی کشسانی ما را برای مواجهه و انطباق با بحران‌های آینده، استرس‌های مزمن و شوک‌های ناگهانی آماده می‌کند. کشسانی سازمان، توانایی آن در جذب ضربه و حفظ یا بهبود عملکرد به رغم آن شرایط دشوار است. قابلیت کشسانی یک سازمان، بستگی به فرآیندهای مدیریتی، اقدامات رهبری سازمانی، فرهنگ سازمانی، سرمایه انسانی، شبکه‌های اجتماعی و همکاری بین افراد دارد. ظرفیت کشسانی یک سازمان همچنین از طریق آماده‌سازی و برنامه‌ریزی، حرکت در مسیرهای موازی و سبک‌سازی بار سازمان تقویت می‌شود. در هر صورت، بسیاری از سازمان‌ها باید این تصمیم استراتژیک و حیاتی را بگیرند که تا چه اندازه باید روی ریشه‌دار کردن سازمان خود تمرکز کنند و بهره‌وری آن را بالا ببرند و تا چه اندازه باید آن را سبک سازند و ویژگی‌های انعطاف‌پذیری و کشسانی‌اش را تقویت کنند (تصمیم‌گیری در مورد این مساله تا حد زیادی به نوع صنعتی که سازمان در آن فعال است، بستگی دارد. به‌عنوان مثال، در صنایع غذایی به حجم تولید و بهره‌وری بالاتر و در صنایع الکترونیک به چابکی، انعطاف‌پذیری و کشسانی بالاتر نیاز است).در سطح فردی، آموزش تکنیک‌های کشسانی به افراد کمک می‌کند تا مشارکت بیشتری در برنامه‌ها داشته و بر هراس خود از تغییرات غلبه کنند. کشسانی راهی برای کنترل استرس در کار و زندگی است. این ویژگی به کارکنان کمک می‌کند تا به رغم مصائب و تغییرات، نه تنها جهش به عقب داشته، بلکه گاهی جهش به جلو هم داشته باشند.

  اعلام هدف

اعلام و اشتراک واضح اهداف به کارکنان، همچنان بیشترین اثر را بر فرهنگ دارد. چرا در حال انجام دادن برنامه یا تغییرات کنونی هستیم؟ کارکنان جوان نیازمند جواب این سوال هستند و رهبران ارشد باید جواب‌های معتبری به سوال آنها بدهند. اعلام و تبادل هدف سازمان، نیازمند مهارت‌ها، ارتباطات و روابط مثبت است. ویژگی‌های رهبری سازمانی در چنین سازمان هدف‌محوری شامل جرات برای به چالش کشیدن شرایط موجود و «نه» گفتن است. رهبران سازمانی که می‌توانند گفت‌وگوهای دشوار را شروع کرده و آنها را مدیریت کنند، اثرگذاری بیشتری بر افراد داشته و عملکردشان بهبود می‌یابد. در هر صورت، مسائل اضطراری باید به شکلی واضح، بدون سانسور و مناسب با تمام کارکنان در میان گذاشته شود تا همبستگی و انگیزه آنها افزایش یابد.

 

منبع: European Business Review

 

 

تکنولوژی‌هایی که تا پنج سال آینده منقرض می‌شوند

 

 

آی‌تی‌ایران :
 
یک ضرب‌المثل قدیمی است که حتما شنیده‌اید «نو که بیاد به بازار، کهنه می‌شه دل‌آزار» این چیزی است که در دنیای تکنولوژی هم صدق می‌کند. طی سال‌های گذشته ما با تعداد زیادی از تکنولوژی‌ها خداحافظی کرده‌ایم. بعضی از آنها بسیار مشهور و پر استفاده بودند مانند تکنولوژی کاست یا تلویزیون‌های CRT. حالا در آستانه ۲۰۲۰ هم با تکنولوژی‌هایی مواجه هستیم که روی لبه انقراض قرار دارند و احتمالا تا پنج سال آینده دیگر آنها را پشت ویترین‌ها نخواهیم دید. در اینجا نگاهی داریم به برخی از این تکنولوژی‌ها که به زودی منسوخ می‌شوند:

هدفون‌های باسیم: بله هدفون‌های سیم‌دار روی مرز انقراض قرار دارند. فقط کمی اگر فکر کنید می‌بینید با از بین رفتن جک هدفون ۵/ ۳ میلی‌متری در بسیاری از دستگاه‌ها عملا این هدفون‌ها هم در حال حذف شدن قرار دارند. هدفون‌های باسیم تا همین جا هم به خاطر بالاتر بودن کیفیتشان نسبت به تکنولوژی هدفون بی‌سیم (بلوتوث) جذابیت خود را حفظ کرده‌اند که طی چند سال آینده این مزیت هم از بین خواهد رفت.  ریموت کنترل و کلید فیزیکی: امروز شما می‌توانید با گفتن یک دستور صوتی مثل: «الکسا چراغ‌ها را روشن کن» چراغ‌ها را روشن کنید بنابراین اساسا نیازی به دکمه و سوئیچ وجود ندارد. امروزه شاهد سوئیچ‌های هوشمندی هستیم که قادر به کنترل از طریق بلندگوهای هوشمند گوگل هوم یا الکسا آمازون هستند. از طریق همین مسیر می‌توان کاری را که امروزه ریموت کنترل‌ها انجام می‌دهند با فرامین صوتی انجام داد. با هوشمندتر شدن جهان اطراف ما تا چند سال دیگر نیازی به این سوئیچ‌ها و کلید‌های فیزیکی نخواهد بود.  کنسول گیم: قلبمان به درد می‌آید از گفتن این موضوع که ظاهرا به پایان عصر کنسول‌های بازی رسیده‌ایم. نه به خاطر اینکه کنسول‌ها الان نمی‌توانند پردازش خوبی را برای بازی‌های کامپیوتری انجام دهند بلکه صرفا به این دلیل که جایگزین بهتری برای آنها پیدا شده است. توسعه صنعت کلاد (رایانش ابری) در زمینه گیم باعث شده که تصور داشتن کنسول بازی در چند سال آینده در خانه شما بعید باشد. با سرویس‌های بازی مبتنی بر کلاد مانند استادیا (گوگل) و ProjectX Cloud مایکروسافت شما قادر به بازی با کیفیت و سرعت بسیار بالا روی هر دستگاهی (اعم از موبایل، کامپیوتر و تلویزیون) بدون نیاز به کنسول خواهید بود. 

دوربین دیجیتالی: حدود ۳۱ سال از عمر دوربین‌های دیجیتالی می‌گذرد که خود جایگزینی برای دوربین‌های آنالوگ به شمار می‌رفتند، اما حالا خود اسیر تکنولوژی موبایل شده‌اند که مرتبا دوربین‌های باکیفیت‌تر و بهتری را با ترکیب یک دستگاه کاربردی‌تر عرضه می‌کند. تجربه بهتر کاربری عکاسی با دوربین‌های موبایل همین حالا هم باعث از بین رفتن بخش قابل‌توجهی از دوربین‌های عکاسی دیجیتال شده و به جز بخش محدودی از این صنعت (مثل عکاسی تبلیغاتی و مد و...) که همچنان نیازهای خود به دوربین‌های دیجیتال بزرگ را حفظ خواهد کرد احتمالا موبایل‌های ما در پنج سال آینده بهترین دوربین‌های دیجیتال موجود خواهند بود.  سیستم‌های قفل: تکنولوژی‌های اینفرارد و بیومتریک نه تنها به هوشمندتر شدن دستگاه‌های جدید منجر شده‌اند بلکه مسیر عبور ما از گیت‌ها و قفل‌ها را هم دارند تغییر می‌دهند. به زودی این مسیر عبور فراگیرتر شده و دیگر سیستم‌های قفل و کلید قدیمی کارآیی خود را از دست خواهند داد.  لامپ‌‌های رشته‌ای: لامپ‌های رشته‌ای (incandescent lamps) و لامپ‌های تیوپی به پایان عمر خود رسیده‌اند و طی پنج سال آینده به‌طور کامل کنار گذاشته خواهند شد. همچنان که الان هم می‌توان دید لامپ‌های LED همه جا هستند و مورد استفاده قرار می‌گیرند، از چراغانی درخت‌های کریسمس گرفته تا تزئین جشن‌ها و فستیوال‌ها. لامپ‌های LED به دلایل مختلف حاکمیت در عرصه تکنولوژی لامپ را در اختیار خواهند گرفت.  تکنولوژی ۲G: تقریبا نسل دوم تلفن همراه در بسیاری از نقاط جهان حتی در کشورهای توسعه‌نیافته در حال جایگزینی با نسل‌های جدیدتر است. تا پنج سال آینده تقریبا نسل دوم تلفن همراه دیگر وجود نخواهد داشت.  هارد دیسک قابل حمل: هارددیسک‌های پرتابل (قابل حمل) تقریبا به پایان عمر خود رسیده‌اند. تکنولوژی کلاد مزیت‌های بسیار بیشتری نسبت به این مدل از ذخیره‌سازی دیتا در خود دارد و به همین دلیل هارددیسک‌های پرتابل دیگر ضرورتی برای حضور ندارند.  دی‌وی‌دی/ بلوری: آخرین باری که دی‌وی‌دی خریدید کی بود؟ بله این تکنولوژی مدت‌هاست منسوخ شده اما هنوز نشانه‌هایی از آن را در فضای کسب و کار می‌شود دید. احتمالا برخی از شما هنوز برای خرید بازی‌های پلی‌استیشن از دی‌وی‌دی استفاده می‌کنید، اما همچنان که گفته شد با از بین رفتن کنسول‌های بازی تقریبا دیگر نیازی به تکنولوژی دی‌وی‌دی هم نخواهد بود.  تلویزیون کابلی: تلویزیون‌های کابلی نخستین بار در ۱۹۴۸ در آمریکا عرضه شدند؛ در زمانی که تلویزیون دیجیتالی و دیش‌های ماهواره‌ای هنوز وجود نداشتند. هرچند تا همین امروز تلویزیون‌های کابلی حاکمیت خود را در بسیاری از نقاط آمریکا حفظ کرده‌اند، اما با توجه به تغییر جهان سرگرمی به تکنولوژی‌های دیجیتالی دیگر تا پنج سال آینده از تلویزیون‌های کابلی خبری نخواهد بود.

 

حضرت مریم(س) فرشته وحی را در قالب انسان مشاهده کرد

 

 

 

با توجه به آیات قرآن می‌توان نتیجه گرفت آن فرشته‌ای که بر حضرت مریم سلام‌الله علیها به صورت انسان ظاهر شد، همان حضرت جبرئیل فرشته بزرگ الهی بوده است.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 17 دقیقه
حضرت عیسی

 

 

نحوه تولد خارق‌العاده حضرت عیسی علیه السلام بدون داشتن پدر، موضوعی است که در قرآن کریم به صراحت و با بیانی شیوا و شفاف به آن اشاره شده است؛  ایام ولادت حضرت عیسی علیه السلام فرصت مغتنمی است تا این موضوع مورد تحلیل دوباره قرار گیرد.

خبرگزاری تسنیم در گفت‌وگویی که با دکتر طاهره محسنی، استاد حوزه و دانشگاه انجام داده، به بررسی شبهات موجود در زمینه میلاد حضرت عیسی علیه السلام پرداخته است. آن طور که این کارشناس قرآنی شرح می‌دهد منظور از تمثل روح برای حضرت مریم سلام‌الله علیها، این است که حضرت مریم سلام‌الله علیها او را به شکل انسان مشاهده کرد، هرچند که سیرت او همان فرشته بود؛ اما آن حضرت به محض دیدار او، درحالیکه از ماجرا خبر نداشت، گمان کرد او انسانی به صورت و سیرت است. درواقع حضرت جبرئیل واقعاً به صورت انسان تبدیل نشده بود، بلکه تنها در قوه بینایی آن بانوی گرامی به شکل انسان نمایان شد و در خارج از قدرت ادراک او همان فرشته بود.

بیان قرآن از تولدی خارق‌العاده


وقتی ماجرای میلاد حضرت عیسی علیه السلام از منظر قرآن کریم را بررسی می‌کنیم، در وهله اول با این نکته مواجهه می‌شویم که خدای متعال قبل از بیان ماجرای حضرت عیسی علیه السلام، ابتدا ماجرای تولد حضرت یحیی علیه السلام را بیان فرموده است. دلیل این نوع بیان چیست؟ با وجود اینکه حتی این سوره هم به نام حضرت مریم سلام‌الله علیها است.

دلیل اینکه خدای تعالی قبل از مطرح کردن ماجرای تولد حضرت عیسی علیه السلام، اول داستان تولد حضرت یحیی علیه السلام را عنوان کرده، آن است که بین این دو میلاد شباهت‌هایی وجود دارد
. حضرت یحیی علیه السلام در شرایطی به دنیا آمد که پدر و مادرش کهن‌سال بودند و تا آن زمان صاحب فرزند نشده بودند و حضرت عیسی علیه السلام بدون داشتن پدر متولد شد.

درواقع خداوند می‌خواهد ذهن انسان را با یک موضوع خارق‌العاده مواجه کند و آن، این است که توجه کنید حضرت زکریا در شرایطی مژده فرزند را دریافت کرد که هم خودش مسن بود و هم همسرش و در عین حال تا آن زمان پیری هرگز بچه‌دار نشده بودند.

وقتی این موضوع شگرف در قالب حدود 15 آیه بیان می‌شود و انسان متوجه می‌شود خدای متعال قادر است در آن شرایط به بنده مؤمن خود فرزند سالم و آن هم در کمال صحت عقلی و اوج معرفت و ادب و حکمت عطا کند، به این ترتیب بخش دوم سوره مریم و بعد از بیان داستان یحیی علیه السلام، به داستان عیسى علیه السلام اشاره شده است.

در این شرایط معجزه دیگری را بیان می‌فرماید که آن، تولد انسان از زنی پاک‌دامن است، بدون اینکه آن زن هرگز ازدواج کرده باشد. یعنی خداوند این قدرت خود را به انسان تذکر می‌دهد که می‌تواند انسان کامل را که در اوج معرفت و کمال عقلی بوده و حتی در سن خردسالی به نبوت می‌رسد، در شرایطی به جهان هدیه کند که  تنها مادری پاک و پاک‌دامن دارد.


شباهت‌های تولد حضرت عیسی و حضرت یحیی علیهماالسلام


میان تولد حضرت عیسی و حضرت یحیی علیهماالسلام چه شباهت‌هایی وجود دارد؟
این دو تولد پر خیر و برکت شباهت‌های زیادی با یکدیگر دارند. البته جالب است که حضرت یحیی علیه السلام پسر خاله حضرت مریم سلام‌الله علیها محسوب می‌شود و این دو پیامبر خدا با هم نسبت خونی و خویشاوندی نیز دارند.

یکی از شباهت‌ها همان طور که اشاره شد، نوع تولد هر دو پیامبر است که به صورت خارق‌العاده صورت گرفته است. حضرت یحیی علیه السلام از پدر و مادری کهن‌سال و نازا به دنیا آمد و حضرت عیسی علیه السلام از مادر و بدون پدر به دنیا آمد.

خداوند متعال بر هر دو سه بار سلام فرستاده است، همان گونه که حضرت عیسی علیه السلام هم بر خود در روز ولادتش و روز مرگش و روز مبعوث شدنش سلام داده است. جالب این است که این سه روز، روزهای مهم و خطیر در زندگی هر انسانی محسوب می‌شوند


از طرف دیگر هر دوی این افراد، در دوران کودکی به مقام پیغمبری رسیدند و حکم و نبوت در زمان کودکی به آن‌ها داده شده است. این نکته نشان می‌دهد که هر دوی ایشان در همان خردسالی در کمال عقل بوده‌اند.

هر دو در کودکی از طرف خداوند متعال مأمور به نیکی و احسان به والدین خود شده‌اند و این موضوع را حضرت عیسی علیه السلام در کودکی اعلام کرد که از سوی خداوند متعال، مأمور به احسان به مادر شده است.

هر دو در کودکی اعلام کرده‌اند که ستمکار و شقاوت‌پیشه نیستند، همان طور که حضرت عیسی علیه السلام هم اعلام کرد که جبار و شقى نیست.

خداوند متعال بر هر دو سه بار سلام فرستاده است، همان گونه که حضرت عیسی علیه السلام هم بر خود در روز ولادتش و روز مرگش و روز مبعوث شدنش سلام داده است. جالب این است که این سه روز، روزهای مهم و خطیر در زندگی هر انسانی محسوب می‌شوند. البته شباهت‌های دیگری هم میان این دو پیامبر خدا وجود دارد.

همان طور که می‌دانیم حضرت عیسی علیه السلام، پیغمبری اولوالعزم و صاحب شریعت بوده است. با توجه به این که دوران زندگی ایشان در یک زمان بوده، نحوه ارتباط و آیین این دو پیغمبر خدا چطور بود؟
حضرت یحیی علیه السلام در زمان زندگی خود نبوت حضرت عیسی علیه السلام را تصدیق کرده و به آن حضرت ایمان آورد.

دلایل کناره‌گیری حضرت مریم سلام‌الله علیها از مردم


طبق آیات قرآن کریم، حضرت مریم سلام‌الله علیها مدتی از مردم کناره‌گیری کرده و در خلوت به سر می‌برد. دلیل این کناره‌گیری چه بود؟
خداوند در قرآن کریم در سوره مریم به این نکته اشاره فرموده است، با این بیان که: «وَ اذْکرْ فِی الْکتابِ مَرْیَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَکاناً شَرْقِیًّا» یعنی «در این کتاب مریم را یاد کن آن دم که در مکانى در طرف شرقى مسجد از کسان خود کناره گرفت.» منظور از ذکر و یادآوری حضرت مریم سلام‌الله علیها، یاد کردن داستان زندگی اوست. همچنین منظور از «کتاب» قرآن کریم و یا سوره مریم است که جزئى از کتاب است، چون جزء کتاب هم مانند خود کتاب است‏.

حضرت یحیی علیه السلام در زمان زندگی خود نبوت حضرت عیسی علیه السلام را تصدیق کرده و به آن حضرت ایمان آورد.


کلمه «انتبذت» از ریشه «نبذ» به معنی کناره گرفتن از مردم به طور گمنام است. به کار بردن این تعبیر شاید اشاره به آن باشد که مریم به صورت متواضعانه و گمنام و خالی از هر کاری که جلب توجه کند، از جمع کناره‏گیری کرده و آن مکان از خانه خدا را برای عبادت انتخاب کرد.

معناى آیه این است که در این کتاب داستان مریم را در آن حین که از مردم اهل خود کناره گرفت و در مکان شرقى (که گویا همان سمت شرقى مسجد بیت المقدس باشد) ساکن شد تا به راز و نیاز با خدای تعالی بپردازد و چیزی او را از یاد خدا غافل نکند.

آن طور که در قرآن کریم می‌خوانیم حضرت مریم سلام‌الله علیها در زمان میلاد حضرت عیسی علیه السلام هم به همین صورت از مرم کناره‌گیری کرد.
پس از اینکه حضرت مریم سلام‌الله علیها به صورت متواضعانه و گمنام و خالی از هر گونه کاری که جلب توجه کند، از جمع کناره‌‏گیری کرد و در محل شرقی بیت المقدس ساکن شد، حجابی بین خودش و سایر مردم قرار داد تا خلوتگاه او از هر نظر کامل شود.

چرا؟ مگر حضرت مریم سلام‌الله علیها خبر داشت که قرار است بدون داشتن همسر، صاحب فرزند شود
؟
برای این که جواب این سؤال را پیدا کنیم باید به آیات دیگری درباره زمان میلاد حضرت عیسی علیه السلام مراجعه کنیم. با توجه به آیه 22 سوره آل‌عمران می‌توان پاسخ این ابهام را پیدا کرد.

در آیه 22 سوره آل عمران می‌فرماید: «کلَّما دَخَلَ عَلَیْها زَکرِیَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً؛ هر وقت زکریا وارد محراب او مى‏شد مى‏دید که نزد او رزقى است.» درواقع خداوند از مائده‌ها و غذاهای بهشتی برای حضرت مریم سلام‌الله علیها می‌فرستاده تا از آن‌ها تغذیه کند. بنا بر این آیه، به نظر می‌رسد که مریم سلام‌الله علیها از مردم کناره‌گیری کرد و خود را از آن‌ها پوشانید تا ذهن و قلبش برای عبادت و ذکر خداوند متعال آزاد باشد. در این زمان بود که خداوند، روح را که یکی از فرشتگان بزرگ است، به سوی آن بانوی بزرگوار فرستاد و او در شکل انسان کامل بی‏‌عیب و نقص و خوش قیافه‌‏ای بر ایشان ظاهر شد.

حضرت مریم سلام‌الله علیها روح دید یا انسان؟


سؤال دیگری در اینجا مطرح می‌شود، مبنی بر اینکه آیا در آن زمان، حضرت مریم سلام‌الله علیها روح را در قالب انسان دید؟
آن طور که از تفاسیر مستند قرآن کریم و مبتنی بر روایات ائمه اطهار علیهم السلام مشخص می‌شود، آن چیزی که بر حضرت مریم سلام‌الله علیها به صورت انسان ظاهر شد، نه انسان بود و نه جن. بلکه فرشته‌ای بود که برای انجام مأموریتی به این صورت ظاهر شد و بر اساس آیات قرآن، آن فرشته همان جبرئیل بوده است.

آیا شاهد این نظر را با جست‌وجو در آیات قرآن می‌توان پیدا کرد؟
بله. خداوند آن فردى را که مأمور وحى است، جبرئیل نامیده و در آیه 97 سوره بقره فرموده است: «مَنْ کانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى‏ قَلْبِک بِإِذْنِ اللَّهِ؛ کسى که با جبرئیل دشمن است که چرا قرآن را بر تو نازل کرد، بیهوده دشمن است زیرا همانا او نازل کرد قرآن را بر قلب تو به اذن خدا.»

این فرشته حامل وحی در آیه 102 سوره نحل «روح» نامیده شده است: «قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّک؛ بگو روح القدس آن را از ناحیه پروردگارت نازل کرد.» و یا در آیه 194 سوره شعرا که فرموده است: «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ عَلى‏ قَلْبِک؛ روح‌الامین آن را بر قلبت نازل کرد.»

فرشته حامل وحی در سوره حاقه «رسول» هم خوانده شده است: «إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کرِیمٍ؛ به درستى آن گفتار رسولى بزرگوار است.»

با توجه به این آیات می‌توان نتیجه گرفت آن فرشته‌ای که بر حضرت مریم سلام‌الله علیها به صورت انسان ظاهر شد، همان حضرت جبرئیل فرشته بزرگ الهی بوده است.

به نظر می‌رسد خدای متعال روح یا همان فرشته وحی را به خودش نسبت داده است. چون فرموده «روحنا». دلیل این نوع تعبیر چیست؟
باید توجه داشت که نسبت دادن روح به خدا در کلمه «روحنا؛ روح ما» به دلیل احترام به حضرت جبرئیل است.

نزول فرشته‌ها بر حضرت مریم سلام‌الله علیها در زمان میلاد فرزندش

پس در این آیات تنها به ظاهر شدن جبرئیل اشاره شده اما همین قضیه در سوره آل عمران به جمعی از فرشتگان نسبت داده شده است. چرا یک بار جبرئیل را نام برده و در جای دیگر تعدادی از فرشتگان را؟
در سوره آل عمران این ماجرا را این طور بیان فرموده که: «قَالَتْ رَبِّ أَنَّى یکونُ لِی وَلَدٌ وَلَمْ یمْسَسْنِی بَشَرٌ قَالَ کذَلِک اللّهُ یخْلُقُ مَا یشَاء إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا یقُولُ لَهُ کن فَیکونُ؛ (مریم) گفت: پروردگارا! چگونه ممکن است فرزندى براى من باشد، در حالى که انسانى با من تماس نگرفته است؟! فرمود: خداوند، این‏گونه هر چه را بخواهد میآفریند! هنگامى که چیزى را مقرّر دارد (و فرمان هستى آن را صادر کند)، فقط به آن مى‏گوید: موجود باش! آن نیز فوراً موجود مى‏شود.»

با مقایسه آیه 47 سوره آل عمران با آیه مورد بحث این نتیجه به دست می‌آید که کلام فرشتگان با حضرت مریم سلام‌الله علیها که در سوره آل عمران به آن اشاره شده، همان سخنی است که در این سوره به جبرئیل نسبت داده شده است.

منظور از تمثل روح برای حضرت مریم سلام‌الله علیها، این است که حضرت مریم سلام‌الله علیها او را به شکل انسان مشاهده کرد، هرچند که سیرت او همان فرشته بود.



نکته قابل توجه این است که نسبت دادن کلام یک نفر از یک گروه به تمام افراد آن گروه بعید نیست. چون همه در آن کلام و یا در سنت و عادت و خلقت موافقت و شرکت دارند.

درواقع به نظر می‌رسد گروهی از فرشته‌ها به سراغ حضرت مریم سلام‌الله علیها رفته‌اند که رئیس یا سرآمد آن‌ها حضرت جبرئیل بوده و آن سخنان را حضرت جبرئیل گفته است. در این صورت می‌توان گفت که همه آن‌ها چنین مطالبی را عنوان کرده‌اند.

همان طور که وقتی میان ما انسان‌ها یک نفر به نمایندگی از جمعی صحبت می‌کند، گویا سخنان او را همه آن جمع گفته‌اند. بنابراین دوتایی و تناقضی میان این‌ها وجود ندارد.

آیا چنین تعبیری در جای دیگری از قرآن کریم هم به کار رفته است؟
بله. قرآن کریم بارها این تعبیرات به کار رفته است. به عنوان مثال در سوره منافقون که سخن یک نفر از قومی را به تمام آن قوم نسبت می‌دهد: «یَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِینَةِ لَیُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ؛ مى‏گویند اگر به مدینه برگردیم به طور قطع آنکه عزیزتر است ذلیل‏تر را بیرون خواهد کرد.» در این آیه با وجود اینکه گوینده سخن یک نفر بوده، اما سخن او به جمع نسبت داده شده است.

این تعبیر در آیه 32 سوره انفال هم استفاده شده است: «وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِک فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ؛ و چون گفتند: بار الها اگر این حق و از ناحیه تو است پس سنگى از آسمان بر ما بباران.»

تمثل روح در قالب انسان


اشاره شد که طبق آیات قرآن کریم، روح در قالب انسان تمثل پیدا کرد. تمثل روح در قالب انسان چه معنایی دارد و چطور اتفاق می‌افتد؟
«تمثل» در اصل از ریشه «مثول» به معنی ایستادن مقابل چیزی است و «ممثل» به چیزی می‏گویند که به صورت دیگری ظاهر شود، نه اینکه واقعاً تغییر شکل یا ماهیت بدهد. بنابراین منظور از جمله «تَمَثَّلَ لَها بَشَراً» این است که فرشته بزرگ خدا در مقابل حضرت مریم سلام‌الله علیها به شکل انسان ظاهر شد. البته باید توجه داشت که فرشته در صورت به شکل انسان درآمد و سیرت او تغییری نکرد، بنابراین او باز همان فرشته است نه انسان.

در بیان عادی هم وقتی گفته می‌شود «چیزی تمثل پیدا کرد» یعنی چیزی برای چیز دیگری به صورتی درآمد و او آن را به فلان شکل تصور کرد، نه اینکه واقعاً هم به آن صورت درآمده و چیز دیگرى شده باشد.

پس منظور از تمثل فرشته به صورت انسان، ظاهر شدن او براى بیننده به صورت انسان است، نه اینکه واقعاً انسان شده باشد. چون اگر معنایش این باشد لازم است که چیزى به چیز دیگری تبدیل شود، نه اینکه به صورت چیزى دیگری ظاهر شود.

پس آنچه که حضرت مریم سلام‌الله علیها در آن زمان مشاهده کرد، فرشته بود که در قالب انسان ظاهر شد. درست است؟
بله. منظور از تمثل روح برای حضرت مریم سلام‌الله علیها، این است که حضرت مریم سلام‌الله علیها او را به شکل انسان مشاهده کرد، هرچند که سیرت او همان فرشته بود.

اما حضرت مریم سلام‌الله علیها به محض دیدار او، درحالیکه از ماجرا خبر نداشت، گمان کرد او انسانی به صورت و سیرت است. درواقع حضرت جبرئیل واقعاً به صورت انسان تبدیل نشده بود، بلکه تنها در قوه بینایی آن بانوی گرامی به شکل انسان نمایان شد و در خارج از قدرت ادراک او همان فرشته بود.

تمثل موجودات در عالم هستی


آیا کلمه تمثل فقط در همین آیه و در زمان تولد حضرت عیسی علیه السلام به کار رفته است و یا در آیات دیگری به این ماجرا اشاره شده است؟
کلمه تمثل در قرآن کریم فقط در آیه مورد بحث به کار رفته است، هرچند که در روایات اسلامی در چندین مورد به این کلمه برخورد می‌کنیم. مانند این ماجرا در موارد دیگری در قرآن کریم دیده می‌شود.

چه ماجراهایی به تمثل موجودات اشاره دارند؟
به عنوان مثال در آیات دیگری به طور ضمنی اشاره شده که نزول فرشته‌های محترم بر حضرت ابراهیم علیه السلام و بشارت دادن آن حضرت به تولد حضرت اسحاق علیه السلام، نوعی تمثل بوده. درواقع آن فرشته‌ها با حفظ ماهیت فرشته بودن خود، در قوه بینایی حضرت ابراهیم علیه السلام به صورت انسان ظاهر شدند. همچنین فرشته‌ها در برای حضرت لوط علیه السلام هم تمثل پیدا کرده و ظهورشان به صورت انسان بود.

ظهور ابلیس در جنگ بدر به صورت سراقه بن مالک هم نوع دیگری از تمثل است، با اینکه سراقه آن روز در مکه بود که در آیه 48 سوره انفال به این موضوع اشاره شده است.

در عین حال در روایات هم به نمونه‌هایی از ماجرای تمثل اشاره شده است، مانند تمثل ابلیس به صورت پیرمردی در داستان دار الندوه که مشرکین براى کشتن پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله مشورت مى‏کردند و ابلیس به صورت پیرمرد سالخورده‌ای ظاهر شد و پیشنهاد جدید و تازه‏اى داد و همه آن را قبول کردند. تمثل ابلیس در روز عقبه به صورت منبه بن حجاج، تمثل ابلیس براى حضرت یحیى علیه السلام به صورتى عجیب و غریب، تمثل دنیا براى حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به صورت زنى زیبا و فتان، تمثل مال و اولاد و عمل انسان در هنگام مرگ و تمثل اعمال انسان در قبر و در روز قیامت هم نمونه‌های دیگری از این مورد است.

در همه این موارد مال، ثروت، شیطان، فرزند و اعمال واقعاً به چیز دیگری تبدیل نشده‌اند. بلکه ماهیت و ذات آن‌ها محفوظ مانده و ظاهر بیرونی آن‌ها تغییر نکرده، فقط دیگران او را به این صورت می‌بینند.

 

 

 علامه امینی چه خدمتی به تشیع کرد؟

 

 

 

علامه «عبدالحسین امینی» خودش خواست و انتخاب کرد که زندگی، شهرت و همه چیزش را بگذارد پای کتاب «الغدیر». کتاب که می‌گوییم ، چیزی مثل کتاب‌های عادی به ذهنتان نیاید.
 
 
 
 
بازدید : 1922
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه
علامه امینی
 
 
 

این نام و شخصیت با یاد و نام مولا علی (علیه السلام) گره خورده است، کسی که عمری را در مسیر ذکر و زنده کردن یاد اهل بیت و مکتب شیعه سپری کرد. بله! سخن از عالم بزرگ علامه امینی رحمة الله علیه است، مردی که به گفته خودش "تنها آرزویش این است که بتواند تمام عمر  را برای مظلومیت و غربت مولایش علی علیه السلام گریه کند".

کتابی که چنان با کلام وحی، کتاب قرآن کریم و روح قرآنی آمیخته شده که عبدالفتاح عبدالمقصود مصری نویسنده مشهور می‌گوید: علامه امینی به حق از قرآن هدایت می‌ طلبد.

شاید در این روزگار برای من و امثال من پذیرفتن و درک این حال و هوا کمی سخت باشد؛  شاید دلیلش این باشد که عاشق واقعی نشده‌ایم.

علامه امینی عاشق اهل بیت مخصوصاً امیر المؤمنین علی علیه السلام بود. وجودش از ولایت علی و اولاد علی علیه السلام پر شده بود.و همین عشق و علاقه او را در مسیر نگارش کتاب " الغدیر"،  کتابی در دفاع از مکتب مولایش علی علیه السلام و حقانیت شیعه قرار می دهد، کتابی که چنان با کلام وحی، کتاب قرآن کریم و روح قرآنی آمیخته شده که عبدالفتاح عبدالمقصود مصری نویسنده مشهور می‌گوید: علامه امینی به حق از قرآن هدایت می طلبد.خود علامه بارها می‌فرمودند: «هر گاه پشت میز می‌نشستم که الغدیر را بنویسم مثل این که امیرالمومنین علی علیه السلام را در کنار میز می‌دیدم که مطالب را به من دیکته می‌فرمود.(1)

در حقیقت زیباتر است این گونه بگوییم که علامه با نوشتن کتاب الغدیر بزرگترین خدمت را به شیعه و مکتب اهل بیت علیهم السلام کرده است؛ چرا که به تعبیر شهید مطهری "الغدیر، وسیله وحدت مسلمین است. بعضی خیال میکردند کتاب الغدیر ممکن است مایه ی افتراق بشود، اما  اگر درست فکر کنیم، درست عمل کنیم و سنجیده پیش برویم، کتاب الغدیر مایه وحدت دنیای اسلام است.
برادران اهل سنت ما هم می توانند در یک محیط خالی از پیش داوری به منابع غدیر مراجعه کنند؛ یا می پذیرند، یا نمی پذیرند. در هر دو صورت، چه بپذیرند و چه نپذیرند، این معنا مسلّم است که قضیه غدیر هیچ گونه جنگ و دعوای بین پذیرنده و نپذیرنده به وجود نمی آورد و اختلافات را ایجاب نمی کند.
برای شیعیان هم همین طور است. شیعیان هم خدا را شکر کنند که از طرف پروردگار به نعمت این اعتقاد و معرفت متنعم شدند. آن برادرهایی هم که این حقیقت را قبول نکردند، یا مراجعه نکردند، یا اطلاع ندارند و یا نتوانستند ذهن هایشان را قانع کنند، آنها هم اعتقادی ندارند. این، اختلاف و درگیری را ایجاب نمی کند." (2)


کسی که توجه‌اش در نماز کم است مشکل محبتی دارد

علامه امینی بسیار مراقب زبان بود. عقیده او بر این بود اساس خلقت بر محبت بنا شده است و در تعبیر ایشان تمام عبادات ناشی از محبت است؛ "هل الدین الا الحب؟". ایشان رابطه بین محبت به خدا و دوری از گناهان را این گونه توصیف می کند؛ هر چقدر محبت به خدا بیشتر باشد، از معاصی و گناهان بیشتر دوری می‌شود. کسی که توجه‌اش در نماز کم است مشکل محبتی دارد.(3)

با نماز شب و قرائت قرآن بسیار عجین بود،همواره پس از نماز صبح، مشغول قرائت قرآن می‌شدند. ایشان در ماه مبارک رمضان خود را برای روزه‌داری و عبادات از کارهای دیگر فارغ می‌کردند و در این ماه 15 ختم قرآن داشتند. چهارده ختم به نیت چهارده معصوم علیهم السلام و یک ختم به نیت پدر و مادر خود و در ماه‌های دیگر حداقل یک ختم قرآن داشتند.

این فرد، شیعه بی‌سوادی نمی‌شود

علامه امینی موضوع "زیارات" و "ادعیه" بدان گونه‌ که در مکتب تشیع مطرح شده را بسیار مهم و ارزشمند می‌دانستند و می فرمودند:" اگر کسی با این زیارات و ادعیه مانوس بشود و متوجه باشد که چه می‌خواند و فلسفه و حکمتش را بداند، کسی که زیارت جامعه کبیره را بخواند و بداند که چه می‌گوید این فرد، شیعه بی‌سواد نیست."

طعم شیرین معارف الهی را به کام مردم می‌چشاند

خدمت دیگری که این عالم بزرگوار به مردم داشتند این بود که در ایامی که در کربلا به زیارت حرم حضرت سیدالشهدا علیه السلام مشرف می‌شدند، هیچ گاه از راه اصلی نمی‌رفتند و همیشه به شکل ناشناس در میان روستاییان می رفتند و در آنجا به سخنرانی در باب معارف دین و اهل‌بیت علیهم السلام می‌پرداختند و بدین وسیله طعم شیرین معارف الهی را به کامشان می‌نشاندند.

کدام یک از اعمالتان موجب نجات شما شد؟

محمدهادی امینی فرزند علامه امینی می گوید: "پس از گذشت چهار سال از فوت پدر، در شب جمعه‌ای پدرم را در خواب دیدم،‌ او بسیار شاداب و خرسند بود، جلو رفتم و پس از سلام و دست‌بوسی گفتم: پدر جان! در آنجا چه عاملی باعث سعادت و نجات شما شد؟

علامه با نوشتن کتاب الغدیر بزرگترین خدمت را به شیعه و مکتب اهل بیت علیهم السلام کرده است. چرا که به تعبیر شهید مطهری الغدیر، وسیله‌ی وحدت مسلمین است. بعضی خیال می‌کردند کتاب الغدیر ممکن است مایه افتراق بشود، اما اگر درست فکر کنیم، درست عمل کنیم و سنجیده پیش برویم، کتاب الغدیر مایه‌ی وحدت دنیای اسلام است.

کتاب الغدیر یا سایر تألیفات شما یا تأسیس بنیاد و کتابخانه امیرالمؤمنین(علیه السلام)؟!
او اندک تأملی کرد و سپس فرمود: فقط زیارت اباعبدالله الحسین(علیه السلام)!
عرض کردم: شما می‌دانید اکنون روابط ایران و عراق تیره شده و راه کربلا بسته است، برای زیارت چه کنیم؟ فرمود: در مجالس و محافلی که جهت عزاداری امام حسین(علیه السلام) بر پا می‌شود، شرکت کنید تا ثواب زیارت امام حسین(علیه السلام) را به شما بدهند.
سپس فرمود: پسرجان! در گذشته بارها به تو یادآور شدم و اکنون نیز توصیه می‌کنم که زیارت عاشورا را به هیچ عنوان ترک مکن، زیارت عاشورا بخوان و آن را وظیفه خودت بدان، این زیارت دارای آثار، برکات و فواید بسیاری است که موجب نجات و سعادتمندی تو در دنیا و آخرت می‌شود."(4)


 
پی نوشت:
1- به نقل از حجت الاسلام علی‌رضا هادی‌زاده در گفتگو با خبرگزاری مهر
2- بیانات شهید مطهری در دیدار مردم قم در سالروز عید سعید غدیر خم
3- به نقل از خبرگزاری حوزه
4- تلخیصی از بیانات حجت الاسلام فرحزادی در برنامه سمت خدا

لیست محتوای سلسله مقالات تحقیقی "رابطه اسلام و ایرانیان" :

 

 

-اولین کسی که اسلام را به ایران آورد که بود؟

 

-مسلمان و شیعه شدن ایرانیان چه زمانی بوده است؟

 

-محوریت فتوحات عمر بن الخطاب بر پایه اسلام و قرآن نبود که به جهت کسب غنائم آل کسری و مطامع مادی بود!

 

-دلیل تشیع ایرانیان و سابقه ارادت ایرانیان به اهل بیت علیهم السلام.

 

-دفاع همه جانبه امیرالمومنین علی علیه السلام از ایرانیان در مقابل ظلم خلفا و پیشگویی دین مداری این قوم.

 

-بررسی روایت مذمت ایرانیان در کلامی منتشر شده از سیدالشهداء علیه السلام  در فضای مجازی.

 

-تاریخچه پیدایش فرق اهل تسنن و شیعه ، آیا شیعه ساخته صفویه است؟

 

-صحابه ایرانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله.

 

-وجه تسمیه امام سجاد علیه السلام به ذوالخیرتین(حاصل ازدواج دو قوم خیر).

 

-رسولخدا صلی الله علیه و آله و عدم تایید فتوحات زمان خلفا.

 

-کلمات رسولخدا صلی الله علیه و آله در رابطه ارتباط ایرانیان با اهل بیت علیهم السلام.

 

-سابقه دیانت در ایران پیش از اسلام چگونه است؟

 

-منع خلیفه دوم از یادگیری زبان اعاجم!

 

-آیا عمر بن الخطاب به ایرانیان به چشم انسان می‌نگریست؟!!

 

-چرا ایرانیان پس از مسلمان شدن پیرو خلیفه دوم سقیفه نشدند؟

 

به نقل از کانال برهان

 

〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️

لطفا جهت مشاهده مطلب فایل پیوست را دانلود کنید.

نگاهی به تاثیر پدیده «گوشی‌های هوشمند» طی یک دهه گذشته

 

 

دنیای‌اقتصاد - حانیه شریف :
 
 
 
اگر بخواهیم به ابتدای دهه ۲۰۱۰، که آخرین روزهایش را سپری می‌کند برگردیم، می‌بینیم که زندگی تا همین چند سال پیش چقدر متفاوت بوده است. بیشتر ابزارها یا لوازم جانبی مورد نیاز زندگی، عموما داخل زیر زمین‌خانه‌ها یافت می‌شد. مثلا دستگاه جی‌پی‌اس Garmin، آن روزها طرفداران زیادی داشت یا مثلا اگر کسی می‌خواست عکسی را با دیگران به اشتراک بگذارد، باید مراحل سخت و زمان‌بری را انجام می‌داد. اگر کسی می‌خواست عکس سلفی بیندازد، باید با هزار مصیبت، گوشی را برعکس گرفته و تلاش می‌کرد که حداقل قسمتی از چهره‌اش داخل کادر عکس قرار بگیرد.
 
 
 

 

 

گوشی‌های هوشمند مدرن امروزی، یک دستگاه مستطیلی شیشه‌ای همه کاره است، دستگاهی که سال ۲۰۱۰ خبری از آن نبود. اما سال ۲۰۱۰، دقیقا سالی بود که تحول بزرگی در دنیای گجت‌های الکتریک و گوشی‌های دیجیتال پدید آمد. این حوزه به مرور به قدری پیچیده‌تر و پیشرفته‌تر شد که خیلی زود تبدیل به یک کامپیوتر جیبی همراه شد.۲۰۱۰ همچنین، سالی بود که اکثر برنامه‌ها و اپلیکیشن‌های سرشناس امروزی، متولد شدند.تحول عظیمی که این روزها آن را به نام گوشی‌های هوشمند می‌شناسیم، تنها یک دستگاه کوچک است که مفهوم انسان بودن را تغییر داد. دستگاهی که با توسعه، به مرور توانست نحوه مدیریت دنیا، روابط و حتی خود انسان را تغییر دهد. این پدید به مرور توانست جهت‌گیری خود انسان‌ها را عوض کند، به نوعی که حتی متوجه آن هم نشدیم.برای درک این موضوع که گوشی‌های هوشمند تا چه اندازه توانسته‌اند عملکرد ما را در دنیا تغییر دهند، خبرنگار وال استریت ژورنال- Joanna Stern- خودش را به چالشی دعوت کرده و تصمیم گرفت به مدت ۲۴ ساعت به سفری برود و در طول این سفر تنها از تکنولوژی‌های سال ۲۰۱۰ استفاده کند مثل گوشی قدیمی بلک‌بری‌اش. جوانا می‌گوید که زمان‌هایی، خودش را به‌طور کامل گمشده حس می‌کرده که دلیلش بیشتر، نقص فنی دستگاه جی‌پی‌اس قدیمی‌اش بوده است. وی در گزارش خود می‌گوید با وجود اینکه از بسیاری از قابلیت‌ها و امکانات زندگی معمول همیشگی‌اش، محروم بوده اما این سفر تجربه هیجان انگیزی برای وی بوده است؛ زیرا احساس کنترل بیشتری می‌کرده و بیشتر از پیش، از لحظه خود لذت می‌برده و گاهی حتی خودش را نیز بیشتر دوست داشته است.با نزدیک شدن به ورود به سال ۲۰۲۰، خبرنگار وال استریت ژورنال، جوانا استرن می‌خواهد بفهمد که گوشی‌های هوشمند، طی یک دهه گذشته زندگی انسان‌ها را چقدر تغییر داده‌اند. به همین منظور، جوانا آی‌فونش را در خانه گذاشت و با کوله‌ای پر از گجت‌های مربوط به سال ۲۰۱۰، از جمله گوشی بلک‌بری، جی‌پی‌اس گارمین و دوربین canon قدیمی‌اش عازم سفر شد.

 ما چگونه به اینجا رسیدیم

برای اینکه درک کنیم این عصر جدید چگونه شروع شد، باید به ابتدای دهه برگردیم، سالی که نقطه شروع این تحول بوده است. ۲۰۱۰، سالی بود که آی‌فون ۴ اپل وارد بازار شد. این گوشی اولین مدل از آی‌فون بود که دوربین سلفی داشت و می‌توانست ویدئو با کیفیت HD ضبط کند. Galaxy S، اولین گوشی مجهز به اندروید شرکت سامسونگ نیز در همین سال عرضه شد.به مرور، اپراتورهای بیشتری موفق شدند تا شبکه‌های خود را توسعه دهند و کارآفرینان فعال در حوزه سیلیکون ولی نیز برنامه‌ها و اپلیکیشن‌های متنوعی را معرفی کردند. نایب رئیس اسبق شرکت اپراتوری AT&T، رالف دلاوگا که با استیو جابز برای معرفی اولین آی‌فون به بازار همکاری داشته می‌گوید: «زمانی که یک قسمت از تکنولوژی تغییر می‌کند، اتفاق مهم و بزرگی رخ می‌دهد، اما زمانی که چند حوزه اصلی، هم‌زمان با هم تغییر می‌کنند، می‌تواند آثار مخربی به جا بگذارد.»در سال ۲۰۱۱، شرکت AT&T که زیر نظر آقای دلاوگا مدیریت می‌شد، با شرکت اوبر قراردادی بست. در این سال، تراویس کلانیک، رئیس آن زمان اوبر، به‌دنبال روشی بود تا راه اتصالی بین رانندگان خود برقرار کند و به همین دلیل سراغ AT&T رفت. آقای دلاوگا می‌گوید: «ما توانستیم رانندگان این شرکت را به یکدیگر اتصال دهیم؛ زیرا آن زمان همه راننده‌ها از گوشی آی‌فون استفاده می‌کردند.»

اپل ظاهرا از همان زمان، متوجه قدرت فوق‌العاده خلق یک دستگاه همه کاره شد. آقای گرگ جاشویاگ (Greg Joswiak) در سال ۲۰۰۹ نایب رئیس بخش بازاریابی آی‌فون، آی‌پد و آی‌اواس بوده است. وی خاطره‌ای از آن زمان تعریف می‌کند، زمانی که یک کارمند اعلام کرده بود که تصمیم گرفته استعفا داده و به شرکت دوربین‌سازی Flip Video بپیوندد. آقای جاشویاگ در جواب این کارمند می‌گوید: «شوخی‌ات گرفته؟ این احمقانه‌ترین کاری است که می‌توانی بکنی. قابلیتی که محصولات شرکت Flip Video دارند، خیلی زود سر از آی‌فون‌های ما در می‌آورند. ما خیلی خیلی خیلی بیشتر از آن تعدادی که این دوربین‌ها به فروش می‌روند، آی‌فون خواهیم فروخت. زمانی می‌رسد که دیگر هیچ کس چنین دوربین‌هایی را نمی‌خرد.» بد نیست بدانید که فروش دوربین‌های شرکت Flip Video از سال ۲۰۱۱ متوقف شده است. البته پر واضح است که اپل حقیقتا از حجم تغییراتی که آن زمان پیش رویش بود، ایده‌ای نداشت. آقای جاشویاک می‌گوید: «ما آتشی را روشن کردیم، اما هرگز نمی‌دانستیم که شعله‌های این آتش تا کجا خواهد رسید. روزی که اینستاگرام به فیس‌بوک فروخته شد را به خاطر می‌آورم. همه ما با خود می‌گفتیم، واو! این (اینستاگرام) فقط یک اپلیکیشن آی‌فون بود که به قیمتی میلیارد دلاری فروخته شده است.»

 ما چگونه تغییر کردیم

یکی از دستاوردهایی که سفر با ابزارهای مربوط به سال ۲۰۱۰ برای خانم جوانا به همراه داشت، این است که فهمید گوشی‌های هوشمند، علاوه بر اینکه روی تفکرات ما تاثیر داشته، روی احساسات ما نیز اثرگذار بوده است. خانم جوانا عکس‌هایی که با دوربین قدیمی canon خود می‌گرفت را نمی‌توانست در لحظه برای کسی یا در شبکه‌ای به اشتراک بگذارد و همین مساله، به گفته وی باعث می‌شد  احساس تنهایی بیشتری کند، گویی اینکه لحظاتی که قابلیت به اشتراک‌گذاری با دیگران را ندارد، ارزش کمتری داشتند.خانم جوانا می‌گوید که ناتوانی در برقراری تماس تصویری با عزیزان نیز می‌تواند استرس و اضطراب را افزایش دهد. به عقیده جوانا، گوشی‌های هوشمند امروزی، توانسته جای خالی عزیزان غایب را پر کند، اما حذف این پدیده نیز کمک می‌کند تا احساس عمیق و واقعی دلتنگ شدن برای کسی که دوستش داریم را تجربه کنیم.مساله دیگری که جوانا به آن اشاره کرد، شیوه‌های مسیریابی بوده که با کمک گوشی‌های هوشمند مثل آب خوردن انجام می‌شود: «بسیار سخت بود که نمی‌توانستم گوگل مپ را باز کنم و مکان خودم روی نقشه را ببینم. یا رونوشت بلیت هواپیمایم را باز کنم یا قبل از اینکه به رستورانی برسم، غذاهای خود را سفارش دهم.» جوانا می‌گوید که زمانی مجبور شد از نقشه کاغذی استفاده کند و برای جهت یابی از مردم محلی کمک بگیرد. این مساله قطعا زمان زیادی می‌برد، کاری که با گوگل مپ تنها در چند دقیقه انجام می‌شود. البته نکته مثبت اینجاست که باید برای مسیریابی درست، تمرکز بیشتری کرد و همین مساله می‌تواند مغز را به کار بیندازد.

 حالا کجا هستیم

خانم جوانا می‌گوید که نکته خوب کناره‌گیری از دنیای مجازی و تکنولوژی، این بوده که زمان‌های دلگیری و بی‌حوصلگی به جای گشت و گذار بی‌هدف در شبکه‌های اجتماعی، با مردم هم کلام می‌شد یا به منظره‌های زیبای دنیای واقعی خیره می‌شد. این آزادی باعث می‌شد مغز جوانا، دوباره احساس کنترل کند.خانم Aza Raskin، موسس مرکز غیر‌انتفاعی Humane Technology می‌گوید: «تکنولوژی، انسان‌ها را مقید و پایبند به خود می‌کند.» خانم راسکین، تکنیکی را به ثبت رسانده که « گشت و گذار ابدی» نام دارد و می‌تواند حجم بی‌انتهایی از پست‌های تمام شبکه‌های اجتماعی را نشان دهد. وی حالا تاسف می‌خورد که زمان توسعه تکنیک خود، عواقب آن را در نظر نگرفته است.البته بسیاری از متخصصان و فعالان دنیای تکنولوژی معتقدند که صِرف این مساله که می‌توان با گوشی‌های هوشمند، رفتارهای غلط، وسواس‌گرایانه، غیر‌اخلاقی یا سوء‌استفاده‌گرایانه انجام داد، دلیل نمی‌شود که این پدیده بد باشد. زیرا «بدی» همیشه در کنار «خوبی» وجود داشته و این دو مفهوم، مطلق و از یکدیگر جدا نیستند.گوشی‌های هوشمند، تمام این گجت‌های کاربردی گذشته را به انباری‌ها فرستاده‌اند.

 به کجا می‌رویم

با ورود به دهه جدید، ترس‌ها و نگرانی‌های جدیدی پیرامون تغییراتی که در دهه آینده رخ خواهد داد نیز رو می‌شوند. طی یک دهه گذشته، فقط یک دستگاه کوچک مستطیلی توانست زندگی اکثر مردم را دگرگون کند، حالا تصور کنید که با عرضه نسل جدید از اینترنت و قابلیت‌های بی‌حدومرزی که ارائه می‌دهد، باید منتظر چه نقطه عطفی در دنیا باشیم.آیا انسان‌ها از تجربه گوشی‌های هوشمند طی یک دهه گذشته، درسی فرا گرفته‌اند؟ آیا آمادگی بیشتری برای دسترسی بی‌خطر و منطقی‌تر به حجم بی‌انتهای قابلیت‌ها و امکانات تکنولوژیک آینده را داریم؟ شکی نیست که با پایان یافتن سال ۲۰۲۹، ممکن است تصادفا گوشی‌های خاک گرفته آی‌فون ۱۱ خود را پیدا کنیم و به کارهایی فکر کنیم که ۱۰ سال قبل حتی تصور انجام دادن آنها را نمی‌کردیم، کارهایی که ۱۰ سال پیش نمی‌کردیم و احساسات و عواطفی که دیگر آنها را تجربه نمی‌کنیم.

 

منبع: وال استریت ژورنال

نظر مراجع درباره استفاده از اتومبیل شخصی در هنگام آلودگی هوا؛

حکم استفاده از وسیله نقلیه شخصی در هوای آلوده

 

 

 

امروزه واژه آلودگی هوا رایج‌تر از گذشته در کلام و محاسبات مردم استفاده می‌شود. خصوصا در فصل سرما که به سبب پدیده وارونگی و ایستا بودن هوا، آلودگی بیشتر هم می‌شود، طوری که این آلودگی مرزهای تهران و کلان‌شهرها را طی کرده و این روزها تقریبا تمام شهرهای بزرگ و متوسط را تحت تاثیر خود قرار داده است. متاسفانه این پدیده زندگی انسان‌ها، حیوانات و گیاهان را به خطر انداخته و گاهی باعث مرگ آن‌ها می‌شود. استفاده نکردن از اتومبیل شخصی یکی از راه‌های حل این معضل در کلان‌شهرها است.
 
 
نویسنده : مهری هدهدی
بازدید : 863
زمان تقریبی مطالعه : 1 دقیقه
"تهران،

 

 

از نظر کارشناسان، وجود حجم بالای اتومبیل‌های شخصی در سطح شهر یکی از دلایل تشدید آلودگی هوا است که باید حضورشان در سطح شهر کمرنگ شود.
مراجع تقلید نیز درباره استفاده از اتومبیل شخصی در هنگام آلودگی هوا نظرات خود را بیان کرده‌اند.

سوال:
رفت ‌و آمد با وسایل نقلی شخصی و عدم استفاده از وسایل نقلی عمومی در زمان‌‌هایی که هوای شهر آلوده است چه حکمی دارد؟


مقام معظم رهبری:

اگر وضعیت یک وضعیت استثنایی و هوای شهر آلوده باشد به‌گونه‌‌ای که هر چه این وسایل به تعدادشان اضافه شود به آن آلودگی اضافه می‌شود و تنفس این هوا برای مردم به ‌ویژه افرادی که دچار بیماری‌های قلبی و تنفسی هستند ضرر قابل توجه داشته باشد، در این صورت اگر کسی سبب افزایش این آلودگی شود و ضرر معتنابه(ضرر قابل توجه) به مردم برساند، کار حرام مرتکب شده است. لذا اگر مسئولان اعلام کردند که مردم وسایل نقلی شخصی را بیرون نیاورند باید مراعات شود.

آیت الله سیستانی:

هر قانونی که بنا بر مصلحت عمومی مردم است باید رعایت شود. مثلا اگر گفته شود که امروز فقط پلاک زوج بیرون بیاید؛ اگر پلاک فرد بیرون بیاید حرام است.

آیت الله مکارم شیرازی:

اگر استفاده از وسیله شخصی ضرورتی نداشته باشد، اشکال دارد.

آیت الله علوی‌گرگانی:

در صورت امکان باید ترک شود. 

 

برای صد ساله شدن باید نخست متولد شد

 

 

مترجم: سید‌حسین علوی لنگرودی
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
منبع: مجله HRT :
 
 
 
در دو دهه گذشته از قرن بیست و یکم، موضوع نوآوری و مدیریت نوآوری به یکی از مهم‌ترین و حساس‌ترین استراتژی‌هایی تبدیل شده است که سازمان‌ها و شرکت‌های پیش‌رو با اتکا به آن توانسته‌اند جهش‌های خیره‌کننده‌ای در دنیای کسب و کار و بهره‌وری پدید آورند. بر اساس گزارش جدید موسسه Forrester، در حال حاضر بیش از ۵۳ درصد تصمیم‌گیری‌های مرتبط با شرکت‌های خدماتی در جهان با محوریت نوآوری‌ها و تکنولوژی‌های مدیریتی نوآورانه صورت می‌پذیرد. علاوه بر این بر اساس این گزارش، بیش از ۹۰ درصد مدیران معتقدند که نوآوری، کلیدی‌ترین عامل موفقیت شرکت‌ها و مدیران در دنیای کسب و کار به حساب می‌آید. نومدیران نیز به این امر واقفند که از آنها انتظار می‌رود هم نوآور باشند و هم اینکه کارکنان‌شان را به نوآوری تشویق کنند. حال سوال اینجاست که چگونه و با چه روش‌هایی می‌توان خون نوآوری را به رگ‌های سازمان تزریق کرد و از موج نوآوری‌های شکل گرفته نهایت استفاده را برد. در ادامه به ایده‌هایی برای مدیریت موفق نوآوری‌ها در سازمان اشاره خواهد شد.

 

ایده شماره ۱: همه کارکنان را درگیر نوآوری کنید

اگر می‌خواهید فرهنگ نوآوری را در شرکت‌تان جا بیندازید، لازم است که تمام کارکنان تان وارد گود نوآوری شوند و هیچ فردی از این قافله جا نماند؛ چراکه نوآوری در انزوا و به‌صورت انفرادی شکل نخواهد گرفت. یکی از اشتباهات رایج در میان بسیاری از نومدیران در زمینه نوآوری این است که آنها همه کارکنان شان را وادار به شرکت در جلسات توفان فکری و ایده‌پردازی‌های نوآورانه می‌کنند حال آنکه این کار کاملا اشتباه است و کارآیی کل فرآیند نوآوری را پایین می‌آورد. به جای این کار بهتر است زمینه مساعدی برای شکل‌گیری گفت‌وگوهای هدفمند در زمینه نوآوری به‌طور روزمره فراهم آید که برای این بسترسازی حساس و کلیدی، نقش مدیر حیاتی است؛ چراکه این وظیفه مدیر یک مجموعه است که با بالا بردن کیفیت و سطح گفت‌وگوهای روزمره در محیط کار، این گفت‌وگوها را به گفت‌وگوهای نوآورانه تبدیل کند. در ضمن باید به یاد داشت که این گفت‌وگوها فرصت خوبی را برای کمتر شدن فاصله بین مدیران ارشد و کارکنان سطوح پایینی سازمان فراهم می‌آورد و تصمیم‌گیری‌های سازمانی از طریق خرد جمعی را تسهیل و تسریع می‌کند.

ایده شماره ۲: کارکنان را به سمت نوآوری هل ندهید، بلکه آنها را به سمت نوآوری بکشانید

شاه کلید نوآوری، مشارکت فعال کارکنان است و برای چرخاندن این شاه کلید باید به کارکنان نشان داد که نوآوری تا چه حد می‌تواند در موفقیت‌های کاری آنها تاثیرگذار باشد. برای این کار می‌توانید هم اهمیت و حساسیت نوآوری را برای آنها به اثبات برسانید و هم پتانسیل‌های غنی نهفته در نوآوری را برای افزایش بهره‌وری و رشد فردی و سازمانی برای آنها آشکار کنید. در این حالات، کارکنان، خود به سمت نوآوری جذب می‌شوند و در پیشبرد پروژه‌های نوآورانه مشارکت می‌کنند و در نتیجه نیازی به هل دادن آنها به سمت نوآوری نیست.

ایده شماره ۳: فرهنگ نوآوری را در سازمان شکل دهید

نوآوری چیزی نیست که یک‌شبه اتفاق بیفتد و برای شکل‌گیری و گسترش آن نیاز به فرهنگ‌سازی است. بنابراین مدیران باید به سمت ایجاد و تقویت فرهنگ نوآوری گام بردارند و برای این کار باید کمپین نوآوری به راه بیندازند. آگاهی بخشی به کارکنان و تحت نفوذ قرار دادن آنها از طریق فرهنگ سازمانی نوآور محور می‌تواند بسیاری از موانع موجود را بر سر راه نوآوری از بین ببرد و بستر مناسبی را برای ایجاد سازمان‌های واقعا نوآور فراهم آورد. استفاده از شبکه‌های اجتماعی، ایمیل، انتشار خبرنامه نوآوری و تبلیغات میدانی با محوریت نوآوری می‌تواند در این مسیر، موثر و مفید باشد.

ایده شماره ۴: یک سامانه دیجیتالی نوآوری ایجاد کنید

کارکنان و مدیران به دلایل مختلف ممکن است نتوانند ایده‌های نوآورانه خود را با مدیران ارشد سازمان در میان بگذارند بنابراین لازم است یک پلت‌فرم ویژه نوآوری در شبکه داخلی شرکت یا سازمان ایجاد شود که در آن افراد بتوانند به‌صورت غیر‌حضوری ایده‌ها، نظرات و بازخوردهای نوآورانه‌شان را منعکس کنند. امروزه نرم‌افزارهای متعددی به این منظور طراحی شده‌اند از جمله Wave و CGAR که مدیران با استفاده از آنها می‌توانند بستر دیجیتالی دائمی و مناسبی را برای جلب و افزایش مشارکت و نقش آفرینی کارکنان در پروسه نوآوری سازمانی فراهم کنند.

ایده شماره ۵: در مورد نوآوری شفاف‌سازی کنید

تجربه نشان داده که شفافیت و اطلاع‌رسانی دقیق در مورد نوآوری به‌طور حتم به گسترش فرهنگ نوآوری در سازمان کمک می‌کند. بنابر این باید تمام کارکنان به‌طور کامل بدانند که چه ایده‌های نوآورانه‌ای در سازمان مطرح شده و با آنها چه برخوردی شده است، چراکه بی‌خبری کارکنان در این زمینه باعث دلسردی آنها شده و آنها را از بهره مندی از مزایای ایده‌پردازی‌های نوآورانه صورت گرفته در سازمان محروم می‌سازد و این موضوع به هیچ عنوان به سود فرهنگ‌سازی نوآورانه نیست. پس مدیران سازمان باید با شفاف‌سازی و اطلاع‌رسانی حداکثری در زمینه ایده‌های نوآورانه شکل گرفته در درون سازمان از شکل‌گیری و گسترش ابهام و پنهان کاری در زمینه نوآوری جلوگیری کنند.

ایده شماره ۶: به نوآوری و نوآوران پاداش دهید

تشویق نوآوری و نوآوران در درون سازمان به شکل‌های مختلف از نان شب هم واجب‌تر است، چراکه افراد نوآوری که به‌صورت داوطلبانه اقدام به ایده‌پردازی‌های نوآورانه کرده و پیگیر پروژه‌های نوآورانه خود و دیگران هستند در صورتی که مورد بی‌اعتنایی قرار گیرند و تشویق نشوند دیر یا زود دلسرد شده و دست از نوآوری و ایده‌پردازی نوآورانه برخواهند داشت. بنابراین شما حتما باید ابزارهای موثر و روش‌های کاربردی تشویق و حمایت از نوآوری را پیش‌بینی کرده و با دقت آنها را به کار ببندید. البته این پاداش‌ها و حمایت‌ها لزوما و صرفا نباید مالی و پولی باشند و تجربه ثابت کرده که مشوق‌ها و حمایت‌های معنوی و نمادین هم می‌تواند در تشویق و تحریک نوآوری و نوآوران سازمان‌ها و شرکت‌ها بسیار موثر باشد.

کتاب سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمه علیهم السلام (جلد یک)

نویسنده: محند رضا جباری

 

سازمان وکالت تشکیلاتی بود که توسط امام صادق ع تاسیس و تا پایان غیبت صغری به فعالیت خود ادامه داد.

کارگزاران امامان ع در این تشکیلات وکلای آنان بودند که با توجه به ویژگیهایی تعیین و به وکالت نصب میشدند. این تشکیلات وظایف خاصی بر عهده داشت از جمله: نقش ارتباطی بین سیعیان، جمع و ارسال وجوه شرعی برای امامان ع و ابلاغ راهنماییهای امامان به شیعیان در زمینه های دینی و سیاسی.

مناطق نحت نظارت وکلای امامان ع در نواحی جزیره العرب و عراق و ایران و شمال افریقا بوده است. این تشکیلات در عصر غیبت صغری به تنها جایگاه ارتباطی بین شیعیان و حضرت حجت عج تبدیل شد و نقش بسیار مهمی در رهبری شیعیان به عهده داشت... 

 

 

لطفا جهت دانلود به فایل پیوست مراجعه شود.

شنبه, 23 آذر 1398 23:13

انواع متصوره نسخ در قرآن

انواع متصوره نسخ در قرآن

 

 

 

 
نسخ در قرآن یکی از مسایل بحث انگیز به شمار می رود ، زیرا این سؤال پیش می آید که چرا باید در قرآن آیات منسوخه وجود داشته باشد تا احیانا موجب گمراهی گردد و برخی آیه منسوخی را محکم بپندارند و به آن استناد کنند. اساسا وجود آیه منسوخ در قرآن چه فایده ای می تواند داشته باشد. نسخ نزد پیشینیان مفهومی گسترده تر از مفهوم کنونی داشته است. در گذشته هر گونه تغییر در حکم پیشین را نسخ می گفتند، در حالی که نسخ مصطلح امروزجایگزین کردن حکم جدید به جای حکم قدیم است.
 
 

نسخ در آیات قرآنی را به چند گونه تصور کرده اند، که برخی مورد قبول و برخی مردود است:

1- نسخ آیه و محتوا با هم: بدین گونه که آیه مشتمل بر حکمی شرعی به طور کلی منسوخ شود، الفاظ آیه از قرآن برداشته شود، حکمی که محتوای آیه را تشکیل می داده نیز منسوخ گردد.

2- نسخ آیه بدون محتوا: بدین معنا که الفاظ و عبارات آیه از قرآن برداشته شود،ولی حکمی که در محتوای آیه بوده ، هم چنان باقی بماند و منسوخ نگردد.

3- نسخ محتوا بدون آیه: یعنی الفاظ و عبارات آیه هم چنان در قرآن ثبت است ومورد تلاوت قرار می گیرد، ولی حکمی که محتوای آیه را تشکیل می داده منسوخ شده باشد.

4- نسخ مشروط: همین صورت سوم است با این اضافه که با اعاده شرایط تشریع نخستین ، حکم منسوخ دوباره زنده شود و به اجرا درآید در نتیجه دو حکم منسوخ و ناسخ ، هر یک به شرایط خود بستگی دارند این در مقابل صورت سوم است که نسخ ، مطلق بوده و حکم منسوخ برای همیشه قابل اعاده نیست. تفصیل و بیان این انواع به شرح زیر است ضمنا متذکر می شویم که دو صورت نخست از دیدگاه ما مردود شناخته شده اند، آن چه معقول است گونه های سوم وچهارم است.

1- نسخ لفظ و محتوا

این گونه نسخ از نظر ما مردود شناخته شده است ، زیرا دلایلی که بر این مدعااقامه کرده اند موجب بی اعتباری قرآن می گردد مواردی را که شاهد گرفته اند مستلزم تحریف قرآن و تحول و تغییر قرآن پس از وفات پیامبر اکرم (ص ) می باشد پس ازوفات پیامبر نسخ ، امکان ندارد و هرگونه احتمال اسقاط آیه در این حال تحریف قرآن کریم است. در قرآن از مساله ((حرمت ناشی از رضاع ))[1] سخن به میان نیامده است ، ولی از عایشه نقل کرده اند که آیه ای در این باره وجود داشته و تا پس از وفات پیامبر(ص )تلاوت می شده ، که با جویدن بز خانگی از میان رفت او می گوید: در قرآن آیه ای بوده بدین مضمون: ((عشر رضعات معلومات یحرمن ، ده بار شیر خوردن موجب حرمت می گردد)) سپس این آیه به آیه دیگری بدین مضمون: ((خمس رضعات معلومات یحرمن ، پنج بار شیرخوردن موجب حرمت می گردد)) منسوخ گردیدگوید: ((این دو آیه (ناسخ و منسوخ ) در ورقه ای نوشته شده بود و زیر تخت خواب من بودما از آن غفلت ورزیده ، بز خانگی داخل اطاق خواب گردید و آن ورقه را جوید واز میان رفت )) عجیب آن که می گوید: ((فتوفی رسول اللّه (ص ) و هن مما یقرا من القرآن ، فدخل داجن البیت فاکلهن[2]، هنگامی که پیامبر(ص ) وفات نمود، این آیات مورد تلاوت بودند، که حیوان دست پرورده خانگی آن را جوید وخورد)). [3]

البته این نسبتی ناروا است ، چگونه ممکن است آیه ای از قرآن با جویدن بزی ازمیان برود؟! طبق این نقل آیه یاد شده مورد تلاوت اصحاب بوده ، یعنی نبایستی تنهادر آن ورقه ثبت شده باشد پس نبایستی با نابود شدن یک نوشته ، اصل آیه که محفوظ ذهن همگان است از میان برود اساسا قرآنی که با جویدن بزی از میان برودهمان به که از اول نباشد. شگفت آورتر آن که برخی از بزرگان فقهای اهل سنت به صحت سند این روایات نظر داده ، مورد فتوا قرار داده اند مانند ((ابن حزم اندلسی)) در کتاب ((المحلی )) که هم روایات را صحیح دانسته و هم طبق آن فتوا داده است[4] برخی از معاصرین نیزبر این باورند مانند ((زرقانی )) در ((مناهل العرفان )). [5]

در این زمینه در کتاب ((صیانة القرآن من التحریف )) به تفصیل سخن گفته ایم[6] آیه کریمه ((إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ[7]، همانا ما قرآن را نازل کرده ایم و ما خود نگهبان آنیم )) وآیه ((لا یأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکیمٍ حَمِیدٍ[8]، هرگز تباهی نه در حال و نه در آینده به آن راه نمی یابد [ زیرا] از جانب کسی نازل گشته که فرزانه ستوده است )) بر همه این پندارها خط بطلان می کشد ((وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَی أَمْرِهِ وَلَکنَّ أَکثَرَ النَّاسِ لا یعْلَمُونَ[9] ، خداوند بر کار خویش چیره است ، ولی بیش تر مردم نمی دانند)).

2- نسخ لفظ و بقای محتوا

بدین معنا که در قرآن آیه ای وجود داشته که مشتمل بر حکمی از احکام شرعی بوده ، سپس لفظ و عبارت آیه برداشته شده (منسوخ گردیده ) گرچه محتوای آن که یک حکم شرعی است ، هم چنان ثابت مانده و نسخ نگردیده است. برای شاهد، آیاتی شمرده اند، از جمله آیه رجم ((الشیخ و الشیخة اذا زنیافارجموهما البتة نکالا من اللّه و اللّه عزیز حکیم ))[10] خلیفه دوم اصرار داشت که این آیه از قرآن است و زید بن ثابت بی جهت آن را در قرآن ثبت نکرد و تا آخرین روزحیات خود بر همین عقیده بود، گرچه هیچ یک از صحابه از وی نپذیرفت.

در قرآن کریم ، تنها مساله جلد زانی (100 تازیانه ) بر ارتکاب زنا مطرح است ولی عمر عقیده داشت که مساله رجم زانی طبق آیه فرض شده نیز مطرح بوده است ولی عبارت ((شیخ و شیخة )) به معنای پیرمرد و پیرزن است که هرگاه مرتکب زنا شدندسنگسار می شوند.

کسانی که این گمان را از عمر باور کرده اند، در تفسیر ((شیخ و شیخه )) مانده اند که چرا سنگسار شدن ویژه پیران باشد؟! لذا مالک بن انس (پیشوای فرقه مالکیه ) درکتاب ((الموطا)) آن را به ثیب و ثیبة (مرد و زنی که همسر گرفته اند) تفسیر کرده است[11] ولی آن هم درست نیست ، زیرا ((رجم )) مخصوص ((محصن و محصنه ))(مرد و زنی که همسر دارند) است این اخص از ((ثیب و ثیبه )) است که همسر گرفته باشند، زیرا همسر گرفته بر کسی که همسر خود را رها کرده باشد نیز صادق است. اساسا این باوری بوده که عمر گمان داشته و هیچ یک از صحابه آن را نپذیرفته است حتی زید که با دستور ابوبکر و سرپرستی عمر به جمع آوری قرآن پرداخت ،آن را از عمر نپذیرفت ، زیرا قرآن با خبر واحد ثابت نمی گردد آیات دیگری نیز ازعمر نقل کرده اند، مانند آیه رغبت او می گوید: ما آیه ای را در قرآن می خواندیم که اکنون در آن وجود ندارد و آن ((ان لا ترغبوا عن آبائکم فانه کفر بکم ))[12] مورددیگر آیه جهاد است عبدالرحمان بن عوف گفت: آیا در قرآن نمی یابی ((ان جاهدواکما جاهدتم اول مرة ))؟ در جواب گفت: این آیه در ضمن آیات دیگر از قرآن اسقاط گردیده است[13] نیز آیه فراش ((الولد للفراش و للعاهر الحجر)) که گمان می بردآیه ای بوده و از قرآن اسقاط شده است. [14] در جای خود آورده ایم که احتمال می رود عمر عبارات موزون و دارای سجع که از پیامبر شنیده گمان برده که قرآن است[15] اما باید دانست که با این گونه گمان هانمی توان چیزی را اثبات نمود. شگفت آن است که برخی از بزرگان اهل سنت چنین گمان هایی را باور داشته به آن فتوی داده اند ابوبکر محمد بن احمد سرخسی ، فقیه و اصولی معروف این گونه نسخ را پذیرفته است او به مساله ((تتابع صیام ثلاثة ایام ))  که بدل از هدی در حج تمتع است  به استناد قرائت ابن مسعود ((فصیام ثلاثة ایام متتابعات )) فتوی داده است او می گوید: این قرائت تا عصر ابوحنیفه رواج داشته ، و در عدالت ودرستی ابن مسعود شکی نیست لذا آن را باید پذیرفت[16] ابن حزم اندلسی نیزدر کتاب ((المحلی ))[17] همین مطلب را بیان می کند.

براساس گفتار فوق آیات یادشده پس از وفات پیامبر منسوخ گردیده است لذا دراین مورد باید گفت که اساسا معقول به نظر نمی رسد یک آیه که سند حکم شرعی ودلیل اثباتی آن است ، از قرآن برداشته شود (منسوخ گردد) و محتوای آن که حکم شرعی ثابت است بدون مستند باقی بماند! ازاین رو فقهای امامیه  همگان  به چنین روایات بی اساسی بها نداده و مورد استناد فقهی خود قرار نداده اند.

3- نسخ حکم و بقای آیه

بدین معنا که در قرآن آیه ای باشد و محتوای آن که یک حکم شرعی است منسوخ گردیده باشد این گونه نسخ  فی الجمله  مورد پذیرش علما است و آن را به سه نوع تقسیم کرده اند:

الف  محتوای آیه به دلیل اجماع یا سنت قطعی نسخ شده باشد.

ب  نسخ آیه به آیه دیگر ناظر به آن ، صورت گرفته باشد.

ج  نسخ آیه به آیه دیگر که ناظر به آن نیست ،انجام شده است جز آن که این نسخ به جهت تنافی میان دو آیه و به دلیل تاخر آیه دوم نسبت به آیه نخست محقق شده است. استاد آیت اللّه خویی  طاب ثراه  تنها صورت دوم را پذیرفته اند و برای صورت اول شاهدی نیافته و صورت سوم را ممتنع دانسته اند، زیرا وجود آیات متنافی درقرآن کریم امکان ندارد خدای متعال فرموده: ((أَفَلا یتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافًا کثِیرًا))[18] در این آیه گوشزد می کند که در قرآن هیچ گونه دوگانگی و اختلاف میان آیات وجود ندارد آیه مذکور عدم وجود اختلاف را دلیل وحیانی بودن قرآن گرفته است به این معنا که اگر قرآن کلام بشر بود هرآینه تنافی بسیار در آن راه می یافت. [19] قایلین به نسخ برای هر سه فرض مثال آورده اند در فرض نخست آیه تمتع را ((وَ الَّذینَ یتَوَفَّوْنَ مِنْکمْ وَ یذَرُونَ أَزْواجاً وَصِیةً لِأَزْواجِهِمْ مَتاعاً إِلَی الْحَوْلِ غَیرَ إِخْراجٍ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلا جُناحَ عَلَیکمْ فی ما فَعَلْنَ فی أَنْفُسِهِنَّ مِنْ مَعْرُوفٍ وَ اللَّهُ عَزیزٌ حَکیم))[20]  شاهدگرفته اند ترجمه آیه چنین است: کسانی که وفات یافته و همسرانی از خود باقی می گذارند، از جانب خداوند سفارش است که همسران تا یک سال از ترکه شوهر[ اموال باقی مانده شوهر] بهره مند شوند و از خانه ای که در آن سکونت داشته اندرانده نشوند و اگر خود بیرون رفتند باکی نیست. گویند: این آیه طبق سنت پیشین ، حق میراث زن از شوهر، همان بهره بردن ازترکه شوهر خود تا یک سال بوده و بیش از آن ارثی نمی برد و عده زنان شوهر مرده نیز تا یک سال بوده است سپس با تشریع ارث همسران شوهر مرده ، به میزان یک چهارم اموال باقی مانده ، در صورت نداشتن فرزند، و یک هشتم ، در صورت فرزند داشتن شوهران[21]، و نیز با تشریع عده وفات به چهار ماه و ده روز[22] ، آیه یاد شده منسوخ گردید یعنی محتوای آن نسخ شده گرچه لفظ آن باقی مانده است.

البته میان آیات میراث و عده و آیه تمتع ، بر حسب ظاهر تنافی وجود ندارد وامکان دارد که آیه تمتع یک امر استحبابی باشد  چنان چه استاد فرموده اند  و آیه میراث و آیه عده اصل فریضه را بیان داشته است ولی مفسران دعوی اجماع (اتفاق اهل نظر) نموده اند که محتوای آیه تمتع کاملا منسوخ گردیده است سید عبداللّه شبرمی گوید: ((هذه الایة منسوخة بالاجماع )) [23] علاوه براین ، روایات بسیاری منسوخ بودن آیه را تایید کرده است[24] ازاین رو منسوخ بودن آیه فوق الذکر رابه دلیل اجماع و روایات ثابت نموده اند.

دراین جا این نکته قابل تذکر است که در آیه ((امتاع )) عبارت الزام آوری به چشم نمی خورد و عده یک سال از آیه به دست نمی آید صرفا مستفاد از آیه آن است که بر ورثه شایسته است که زن پدر خود را تا یک سال از خانه سکونتی وی بیرون نکنند،تا از زندگی ای که داشته هم چنان بهره مند شود به ویژه عبارت ((فان خرجن فلا جناح ))می رساند که نشستن در خانه برای زن یاد شده الزامی نیست از ظاهر آیه ، نه میراث و نه عده یک سال فهمیده نمی شود، جز با کمک اجماع و روایات یاد شده. ولی طبق موازین علم اصول این اجماع مدرکی می نماید[25]  یعنی اجماع کنندگان به روایات نظر دارند  و خود دلیل مستقلی به شمار نمی آید این روایات ازلحاظ سند فاقد اعتبارند و تنها در تفسیر معروف به تفسیر نعمانی (که مجهول الانتساب است ) و در تفسیر قمی (که هم چنین مجهول الانتساب است ) و در تفسیرعیاشی (که مقطوع السند می باشد) آمده است. از این رو  گرچه در نوشته های پیشین خود[26]راه مشهور را رفته ایم  اکنون رای استاد را ترجیح می دهیم که فرمودند: ((مفاد آیه امتاع یک دستور استحبابی است نه الزامی و هیچ گونه منافاتی با آیه میراث و آیه عده ندارد و اجماع و روایات فاقد اعتبارند)) در نتیجه آیه ای که محتوای آن به دلیل اجماع یا سنت قطعی نسخ شده باشد  ظاهرا  وجود ندارد، گرچه امکان آن قابل انکار نیست ، ولی برای وقوع آن شاهدی نداریم.

در فرض دوم که آیه ناسخ به آیه منسوخ ناظر باشد، آیه ((نجوی )) را مثال آورده اند: ((یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نَاجَیتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَینَ یدَی نَجْوَاکمْ صَدَقَةً ذَلِک خَیرٌ لَکمْ وَأَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ)). [27]

بیش تر مردم آن روز، گاه وبی گاه مزاحم اوقات پیامبر(ص ) می شدند و بیش ترمسائلی را با او در میان می گذاشتند که در شان پیامبر نبود یا بسیار ناچیز و گاهی بیهوده بود از این رو دستور آمد برای طرح نمودن هر سؤال باید مقداری صدقه داده آن گاه سؤال کنند تا به این سبب سؤال ها محدود شده و مهم ترین آن ها مطرح گرددولی با این دستور همگی و به طور کلی از پرسش خودداری نمودند تنها مولاامیرمؤمنان (ع ) یک دینار داشت که آن را به ده درهم فروخت و آن را صرف مسایل ضروری در پیش گاه پیامبر اکرم (ص ) نمود تا آن که دستور وارد در آیه  جهت فرونشستن همگان از پرسش  نسخ گردید: ((أَأَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَینَ یدَی نَجْوَاکمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَیکمْ فَأَقِیمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّکاةَ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ،[28] آیا ترسیدید که پیش از هر سؤال صدقه هایی بپردازید حال که چنین نکردید و خدا[ هم ] بر شما بخشود پس نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید و ازخداوند و پیامبرش اطاعت کنید، و خداوند به آن چه می کنید آگاه است )). پر روشن است که آیه دوم ناظر به آیه نخست است و اصولا معیار در ناظر بودن آن است که اگر حکم پیشین نباشد، آیه دوم حالت ابهام پیدا کند، زیرا آیه دوم به گونه ای مطرح شده که حالت تکمیلی یا تدارک گذشته را دارد. در این گونه موارد  که آیه ناسخ به آیه منسوخ نظر داشته باشد  جای تردیدنیست و همگی آن را پذیرفته اند، از جمله نظر استاد  طاب ثراه  براین است که یگانه موردی که نسخ در آن تحقق یافته همان نسخ ناظر است. [29] آیه دیگری در این زمینه نیز می توان شاهد آورد و آن آیه عدد مقاتلین است درباره قتال و جنگ با دشمنان اسلام ابتدا دستور آمد که هر یک از مؤمنان معادل ده نفر از کافران می باشد لذا اگر عدد مقاتلین (جنگ جویان ) کافران ده برابرجنگ جویان مؤمنان باشد، بر مؤمنان واجب است به پا خیزند و با آنان ستیز کنند وبر آنان پیروز می گردند آیه چنین است:

((یا أَیهَا النَّبِی حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی الْقِتَالِ إِنْ یکنْ مِنْکمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یغْلِبُوا مِائَتَینِ وَإِنْ یکنْ مِنْکمْ مِائَةٌ یغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِینَ کفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یفْقَهُونَ[30] ای پیامبر!مؤمنان را بر جنگ وادار و ترغیب نما هرگاه بیست تن از شما شکیبا باشند، بردویست تن غلبه خواهند کرد و اگر از شما صد تن باشند، بر هزار تن از کافران غلبه خواهند کرد زیرا آنان مردمی هستند که چیزی در نمی یابند [ و فاقد هدفند ونمی دانند برای چه می جنگند])). ولی مؤمنان از انجام چنین دستوری تعلل ورزیدند و جرات اقدام از خود نشان ندادند لذا خداوند به جهت ناتوانی و ضعف ایمان ایشان در تکلیف صادره تخفیف داده ، دستور مقابله یک با دو را صادر فرمود: . ((الآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْکمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِیکمْ ضَعْفًا فَإِنْ یکنْ مِنْکمْ مِائَةٌ صَابِرَةٌ یغْلِبُوا مِائَتَینِ وَإِنْ یکنْ مِنْکمْ أَلْفٌ یغْلِبُوا أَلْفَینِ بِإِذْنِ اللَّهِ[31]، ، اکنون خداوند، تخفیفی [ در تکلیف ] رواداشت و دانست که در نهاد شما سستی وجود دارد، پس هر صد تن از شما که شکیبا باشد با دویست نفر و هر هزار نفر با دوهزار نفر مقابله ورزند و در این صورت با اذن و مشیت الهی پیروز می گردند)). این آیه نیز ناظر به آیه نخست است ، وگرنه جای ((الآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْکمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِیکمْ ضَعْفًا)) نبود، زیرا از این آیه معلوم می گردد که پس از دستور نخست مسلمانان کوتاهی کردند و سستی از خود نشان دادند، تا موجب تخفیف ثانوی گردید لذا آیه دوم ناسخ آیه نخست می باشد و از قسم نسخ ناظر به شمار می رود امام صادق (ع )می فرماید: ((نسخ الرجلان العشرة[32]، تکلیف مقابله با دو نفر، تکلیف مقابله باده نفر را نسخ نمود)).

ولی در عین حال استاد، در این مورد منکر نسخ است و می گوید: روشن نیست که آیه دوم با فاصله زمانی پس از آیه نخست نازل گردیده باشد و احتمال می رود هردو آیه با هم نازل شده باشند علاوه در نسخ بایستی به آیه منسوخ عمل شده باشدوگرنه در تشریع نخست لغویت حاصل می گردد در نسخ شرط است مدتی بگذرد وبه تکلیف سابق عمل شده باشد، آن گاه نسخ انجام گردد هم چنین اضافه می کند: ((سیاق دو آیه خود شاهد بر این است که هر دو آیه با هم نازل گردیده اند در نتیجه تکلیف نخست ، جنبه فضیلت و استحباب را دارد و تکلیف دوم جنبه فرض ووجوب )) [33].

البته شاهدی که دلالت سیاق دو آیه را بر وحدت نزول تایید کند ارائه نفرموده اند بلکه به عکس ، سیاق و لحن آیه دوم بر تاخر نزول شهادت می دهد، زیرادلالت برآن دارد که مدتی گذشته و مسلمانان از خود ضعف و سستی نشان داده اند،تا موجب گردیده خداوند تخفیف دهد و تکلیف را سبک نماید هم چنین در موردشرط عمل در مساله نسخ باید توجه داشت که ضرورت ندارد که عمل مثبتی انجام گیرد، بلکه عمل منفی نیز می تواند مصحح نسخ گردد.

در فرض سوم که آیه ناسخ به آیه منسوخ ناظر نباشد، موارد زیادی را گفته اند،از جمله آیه مجازات فحشا درمورد عقوبت مرتکبین زنا، نخست دستور آمد که زنان (شوهردار) [34] اگر مرتکب فحشا شدند در خانه نگاه داشته شوند تا موقع فرارسیدن مرگ آنان یا آن که دستور دیگری درباره آنان صادر گردد: ((وَاللاتِی یأْتِینَ الْفَاحِشَةَ مِنْ نِسَائِکمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکوهُنَّ فِی الْبُیوتِ حَتَّی یتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِیلا)) [35]و درباره دو جوان (دختر و پسر) که مرتکب فحشا شوند، آنان را مورد نکوهش و آزار قرار دهید، اگر پشیمان شده توبه نمودند آنان را رها کنید که خداوند آمرزنده و مهربان است: ((وَاللَّذَانِ یأْتِیانِهَا مِنْکمْ فَآذُوهُمَا فَإِنْ تَابَا وَأَصْلَحَا فَأَعْرِضُوا عَنْهُمَا إِنَّ اللَّهَ کانَ تَوَّابًا رَحِیمًا)) [36]. از امام صادق (ع ) روایت است که هر دو آیه منسوخ است و ناسخ آن دستور جلد(100 تازیانه ) و رجم (سنگ سار) است روایات در این باره فراوان است و مفسران جملگی اتفاق نظر دارند[37] برخی در این جا نیز مناقشه دارند، از جمله استاد طاب ثراه  که تفصیل آن را در ((التمهید)) (ج 2، ص 308) آورده ایم.

آیه دیگری که می توان در این زمینه شاهد آورد، آیه ((ارث بر اساس اخوت ایمانی )) است که در آغاز هجرت تشریع گردید که وارث هر مؤمن مهاجر، برادرایمانی او است نه خویشاوندان کافر یا غیر مهاجر امام باقر(ع ) در این باره می فرماید: ((کان المسلمون یتوارثون بالمؤاخاة الاولی ، نخست مسلمانان بر اساس عقد اخوت از یک دیگر ارث می بردند)) [38]آیه چنین است: ((إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِک بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ)) [39] ((اولیا)) در آیه ، جمع ((ولی )) به معنای بستگان نزدیک است که از ورثه نیز محسوب می شوند صدر آیه درباره مهاجرین است و ذیل آیه به انصار (مردم مدینه ) نظر دارد که پیامبر اکرم (ص ) میان هر دو نفر از آنان عقد اخوت بست این دستور هم چنان پا برجا بود تا موقع نزول سوره احزاب که آیه ((وَأُولُو الأرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَی بِبَعْضٍ فِی کتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُهَاجِرِینَ)) [40] نازل گردید و مساله ((ولایت ))در توارث را منحصر در بستگان نسبی (رحم بودن ) دانست و مساله توارث به سبب هجرت و ایمان را منتفی گردانید بر این مطلب ، مفسران اتفاق نظر دارند. [41]

4- نسخ مشروط

این گونه نسخ شاید برای برخی تازگی داشته باشد ولی با تامل در بسیاری ازآیاتی که منسوخ شمرده شده اند، می توان دریافت که نسخ آن ها نسخ مطلق نبوده ،بلکه به شرایط خاص همان دوران بستگی داشته است به این معنا که با تغییر آن شرایط و بهبود وضع ، حکم سابق منسوخ گردیده و حکمی متناسب با شرایط جدید تشریع گردیده است و اگر احیانا همان شرایط زمانی و مکانی پیش آید، آیات مربوطه از نو قوت گرفته و قابل اجرا است.

روشن ترین شاهد برای نسخ مشروط آیات صفح (گذشت ) و چشم پوشی از آزارمشرکان و معاندان اسلام است مسلمانان صدر اسلام به ویژه در مکه دستور یافتند تادر مقابل آزار مشرکان خویشتن داری کنند و صبر و بردباری از خود نشان دهند، زیراآنان در مکه در موضع ضعف قرار داشتند ودر صورت مقابله به مثل ، امکان نابودی آنان می رفت در سوره جاثیه  که شصت و پنجمین سوره مکی است  آمده: ((قُلْ لِلَّذِینَ آمَنُوا یغْفِرُوا لِلَّذِینَ لا یرْجُونَ أَیامَ اللَّهِ [42]، [ ای پیامبر] به کسانی که ایمان آورده اند بگو تا از کسانی که از ایام اللّه بیمی ندارند درگذرند)) مقصود از ((ایام اللّه ))وقایع هولناک و کنایه از عقوبت های سخت الهی است چنان چه دراین آیه آمده: ((وَذَکرْهُمْ بِأَیامِ اللَّهِ، آنان را به یاد ایام اللّه بینداز)) [43] یعنی بیم ده به عقوبت های به موقع الهی[44] و کسانی که بیم عقوبت الهی را ندارند، یعنی از خدا ترسی ندارندو جانب عقوبت الهی را وقعی نمی نهند، هرگز مستوجب گذشت و رافت اسلامی نیستند لذا دستور گذشت در این آیه صرفا به جهت ضعف موضع مسلمانان بوده که باید رعایت می کردند موقعی که جامعه اسلامی شوکت و قدرت خود را یافت ، اذن در قتال صادر شد: ((أُذِنَ لِلَّذِینَ یقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَی نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ، به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل شده ، رخصت [ جهاد] داده شده است ، چرا که مورد ظلم قرار گرفته اند و البته خدا بر پیروزی آنان سخت تواناست )) [45] سپس دستورمقابله آمد و آیه ((حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی الْقِتَالِ، مؤمنان را به جهاد برانگیز)) [46] و نیزآیه ((فَاعْتَدُوا عَلَیهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَی عَلَیکمْ، همان گونه که بر شما تعدی کرده ، بر او تعدی کنید))[47] و آیه ((فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکینَ حَیثُ وَجَدْتُمُوهُمْ، مشرکان را هر کجا یافتیدبکشید)) [48] صدور یافت تمامی این آیات در سوره های مدنی است.

هم چنین در رویارویی با یهود مدینه ابتدا دستور گذشت آمد، ولی در عین حال مشخص نموده که این گذشت موقت است ((فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّی یأْتِی اللَّهُ بِأَمْرِهِ، پس عفو کنید و درگذرید، تا خدا فرمان خویش را بیاورد)) [49] ولی پس از قدرت یافتن اسلام و توسعه یافتن توطئه های یهود پیرامون مدینه دستور جنگ با آنان صادر گشت تا هنگامی که خفت جزیه دادن را بپذیرند ((حَتَّی یعْطُوا الْجِزْیةَ عَنْ یدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ، تا با [ کمال ] خواری به دست خود جزیه دهند)) [50] برخی این گذشت را بر روح تسامح دینی حمل کرده اند، که باید روح گذشت و چشم پوشی برمسلمانان حاکم باشد، لذا آیات صفح را منسوخ نمی دانند[51] ولی همان گونه که متذکر شدیم ، گذشت در مقابل بی شرمی دشمن غدار، یک گونه سازش و تساهل به شمار می رود که با روح عزت اسلامی منافات دارد، مگر آن که موقعیت ایجاب کند تا آمادگی لازم فراهم گردد.

این گونه آیات را با عنوان ((نسخ مشروط)) مطرح ساختیم ، بدین جهت که آیات منسوخه مربوط به شرایط خاص زمانی و مکانی خویش است و چنان چه در رقعه مکانی یا برهه زمانی آن گونه شرایط پیش آید، آیات صفح قوت یافته و حاکم خواهدبود از همین قبیل است آیاتی که برخی احکام را تدریجا تشریع نموده است به این ترتیب که ابتدا با لحنی ملایم حکمی بیان شده ، سپس شدید وشدیدتر گردیده است مانند آیات تشریع قتال که از مرحله اذن در قتال شروع شده[52]، سپس مقاتله با کفار معتدی و متجاوز را شامل شده است[53] آن گاه کفار مجاور و نزدیک به حوزه اسلامی را در بر گرفته[54] و بالاخره اعلام استیصال (نابود کردن مطلق ) کفار و مشرکین صادر شده است. [55] این مراحل ممکن است امروز هم اتفاق بیفتد و هر دستوری متناسب با شرایط زمانی و مکانی خود حاکم است لذا در این قبیل آیات ، نسخ مطلق انجام نگرفته است آیات مراحل تحریم خمر نیز از همین قبیل شمرده می شود هم چنین مطلق احکامی که تدریجا و مرحله به مرحله تشریع گردیده ، در هیچ کدام نسخ ، مطلق نیست و همه آن ها نسخ مشروط اند.

 

منبع :حوزه نت بنقل از علوم قرآنی , معرفت، محمد هادی

 

پی نوشت ها

[1]. ارضاع: شیردادن است که موجب علقه مادری و فرزندی یا برادری و خواهری می گردد و نامحرم محرم ، ودر نتیجه موجب حرمت ازدواج می شود.

[2]. داجن به حیوانی گویند که در خانه پرورده شود.

[3]. ر ک: صحیح مسلم ، ج 4، ص 167 صحیح ترمذی ، ج 3، ص 456 صحیح دارمی ، ج 2، ص 157 صحیح ابوداود، ج 1، ص 224 و دیگر کتب حدیثی و فقهی اهل سنت که برآن صحه گذارده اند.

[4]. ر ک: ابن حزم ،المحلی ، ج 10، ص 16  15-

[5]. زرقانی ، مناهل العرفان ، ج 2، ص 216  214-

[6]. ر ک: صیانة القرآن ، ص 162  159 و نیز ج 2 التمهید، ص 289  285-

[7]. حجر 15: 9-

[8]. فصلت 41: 42-

[9]. یوسف 12: 21-

[10]. ابن حزم ، المحلی ، ج 11، ص 236  234 صحیح بخاری ، ج 8، ص 211  208 صحیح مسلم ، ج 4، ص 167و ج 5، ص 116 مسند احمد، ج 1، ص 23 و ج 5، ص 132 و 138 و ابوداود، الحدود/ 23 و ترمذی ، الحدود/7ابن ماجه ، الحدود/ 9 دارمی ، الحدود/ 16 موطا مالک ، الحدود/ 10-

[11]. ر ک: جلال الدین سیوطی ، تنویر الحوالک ، شرح موطا، ج 3، ص 42 و نیز ابن حجر عسقلانی ، فتح الباری ،در شرح بخاری ، ج 12، ص 127-

[12]. صحیح بخاری ، ج 8، ص 211  208 صحیح مسلم ، ج 4، ص 167 و ج 5، ص 116-

[13]. ر ک: جلال الدین سیوطی ، الدرالمنثور، ج 1، ص 106-

[14]. همان.

[15]. ر ک: صیانة القرآن من التحریف ، ص 162  159-

[16]. سرخسی ، کتاب ((الاصول ))، ج 2، ص 81-

[17]. ج 11، ص 236  234-

[18]. نساء4: 82-

[19]. ر ک: آقای خویی ، البیان ، چاپ دوم ، ص 306-

[20]. این تفصیل در آیه 12 سوره نساء آمده.

[21]. آیه تربص اربعة اشهر و عشرا  سوره بقره: 234-

[22]. ر ک: فیض کاشانی ، تفسیر صافی ، ج 1، ص 204-

[23]. تفسیر شبر، چاپ قاهره ، ص 76-

[24]. ر ک وسایل الشیعه ، باب 30، (ابواب عدد)، ج 22، ص 239  237 سیوطی ، الدرالمنثور، ج 1، ص 309-

[25]. در علم اصول فقه ، اجماعی را مورد اعتبار می دانند و قابل استناد است که حالت استقلال داشته باشد و به دلایل موجود متکی نباشد که در صورت اخیر این دلایل باید مورد بررسی قرار گیرند نه اجماع متکی برآن وچنین اجماعی را اصطلاحا ((مدرکی )) می نامند و از صلاحیت استناد به عنوان یک دلیل مستقل ساقط می گرد.

[26]. ر ک: التمهید، ج 2، ص 306  305-

[27]. مجادله 58: 12-

[28]. مجادله 58: 13-

[29]. ر ک: البیان ، ص 305 و 402  395-

[30]. انفال 8: 65-

[31]. انفال 8: 66-

[32]. تفسیر صافی ، ج 1، ص 676-

[33]. البیان ، ص 376  375-

[34]. این قید بر حسب استظهار برخی است تا منافات میان این آیه و آیه پس از آن برداشته شود.

[35]. نساء 4: 15-

[36]. نساء 4: 16-

[37]. ر ک: طبرسی ، مجمع البیان ، ج 3، ص 20 عیاشی ، ج 1، ص 228  227 صافی ، ج 1، ص 339 جصاص ،احکام القرآن ، ج 2، ص 107 سیوطی ، الدر المنشور، ج2 ، ص 130.

[38]. مجمع البیان ، ج 4، ص 561-

[39]. انفال 8: 72-

[40]. احزاب 33: 6-

[41]. ر ک: بحارالانوار، ج 93، ص 8 و دیگر تفاسیر.

[42]. جاثیه 45: 14-

[43]. ابراهیم 5: 14-

[44]. ر ک: مجمع البیان ، ج 9، ص 75 و ج 6، ص 304-

[45]. حج ، 22: 39-

[46]. انفال 8: 65-

[47]. بقره 2: 194-

[48]. توبه 9: 5-

[49]. بقره 2: 109 (نزول سوره بقره از سال دوم هجری آغاز شد) و اولین سوره مدنی به شمار می رود.

[50]. توبه 9: 29 که در سال های پایانی هجرت نازل گشته است.

[51]. ر ک: آقای خویی ، البیان ، ص 308-

[52]. حج22: 4039-

[53]. انفال 8: 61 نساء 4: 91-

[54]. توبه 9: 123-

[55]. توبه 9: 5 و 36-

صفحه46 از365