
rezas
توقیعات مهدوی
درباره توقیعات مهدوی
از مجموعه روایات استفاده می شود که برخی توقیعات به خطّ خود حضرت بوده، و برخی نیز به خطّ سفرا با دستور امام علیه السلام بوده است.
اسحاق بن یعقوب می گوید: «توسط محمّد بن عثمان عَمْری مسائل مشکلی را به ناحیه مقدسه فرستادم و جوابش را به دست خطّ مبارک امام زمان علیه السلام دریافت داشتم». (بحارالأنوار، ج 51، ص 349)
محمّد بن عثمان عَمْری می گوید: «از ناحیه مقدسه توقیعی صادر شد که خطّش را خوب می شناختم». (همان، ص 33)
شیخ صدوق رحمه الله می فرماید: «توقیعی که به خطّ امام زمان علیه السلام برای پدرم صادر شد اکنون نزد من موجود است». (انوار النعمانیه، ج 3، ص 24)
شیخ ابوعمرو عامری می گوید: «ابن ابی غانم قزوینی با جماعتی از شیعیان در موضوعی اختلاف و مشاجره نمودند و برای رفع نزاع، نامه ای به ناحیه مقدسه نوشته و جریان را به عرض رساندند. پس جواب نامه آنان به خطّ مبارک امام علیه السلام صادر شد». (بحارالأنوار، ج 53، ص 178)
از این روایات معلوم می شود که توقیعات، قرائن و شواهد صدق به همراه داشته و یا اصحاب حضرت، دست خط او را می شناختند، و لذا مورد قبول آنان قرار می گرفته است. لیکن در مقابل، روایاتی وجود دارد که برخی توقیعات به خطّ حضرت نبوده بلکه به خطّ سفیران و به امر حضرت نوشته شده است.
ابو نصر هبه اللَّه می گوید: توقیعات صاحب الامرعلیه السلام به همان خطّی که در زمان امام حسن عسکری علیه السلام صادر می شد به وسیله عثمان بن سعید و محمّد بن عثمان برای شیعیان صادر می گشت. (بحارالأنوار، ج 51، ص 346).
حدود هفتاد توقیع یا بیشتر در مصادر مهدویت موجود است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1 - توقیع به علی بن محمّد سَمَری.
2 - توقیع به ابی جعفر عَمْری در سوگ پدرش.
3 - توقیع به سعد بن عبداللَّه قمی.
4 - توقیع به اسحاق بن یعقوب.
5 - توقیع به محمّد بن عبداللَّه بن جعفر حمیری در جواب مسائلش.
6 - توقیع دیگری به حمیری درباره زیارت حضرت.
7 - توقیع به احمد بن خضر بن ابی صالح خجندی.
8 - توقیع به حسن بن فضل یمانی.
9 - توقیع به ابوعمرو و فرزندش ابوجعفر محمّد.
10 - توقیع به محمّد بن ابراهیم مهزیاری.
11 - توقیع در ردّ جعفر کذّاب.
12 - توقیع به احمد بن حسن مادرایی.
13 - توقیع درباره قصه احمد بن ابی روح.
14 - توقیع به حاجز وشا.
15 - توقیع به محمّد بن جعفر.
16 - توقیع به محمّد بن صالح بعد از مرگ عبرتایی.
17 - توقیع در جواب نامه سَمَری.
18 - توقیع در جواب سؤال مردی از اهل فانیم.
19 - توقیع در جواب نامه محمّد بن حسن مروزی.
20 - توقیع در جواب نامه محمّد بن یوسف.
21 - توقیع در جواب سؤال های محمّد بن جعفر اسدی.
22 - توقیع در ردّ غلات به محمّد بن علی بن هلال کرخی.
23 - توقیع به محمّد بن شاذان.
24 - توقیع برای احمد بن حسن خازن.
25 - توقیع برای علی بن محمّد بن اسحاق اشعری.
26 - توقیع در خبر دادن از ضمیر عبیداللَّه بن سلیمان.
27 - توقیع در جواب نامه ابن ابی غانم قزوینی.
28 - توقیع در کیفیت تعلیم نماز.
29 - توقیع در جواب آنچه محمّد بن شاذان برای حضرت فرستاد.
30 - توقیع در جواب نامه محمّد بن یزداذ.
31 - توقیع در جواب خواست قاسم بن علا.
32 - توقیع در جواب نامه مردی از اهل ربض.
33 - توقیع در جواب سائلی که از قم رسیده بود.
34 - توقیع به حسن بن عبدالحمید.
35 - توقیع در توثیق محمّد بن جعفر عربی.
36 - توقیع در جواب سؤال ابوالحسن خضر بن محمّد.
37 - توقیع اول به شیخ مفیدرحمه الله.
38 - توقیع دوم به شیخ مفیدرحمه الله.
39 - توقیع در جواب نامه علی بن بابویه.
40 - توقیع در جواب نامه محمّد بن کشمر.
41 - توقیع در جواب نامه جعفر بن حمدان.
42 - توقیع در جواب نامه علی بن زیاد.
43 - توقیع به حسن بن قاسم بن علاء.
44 - توقیع به ابی القاسم بن ابی حلیس.
45 - توقیع در جواب رقعه بلخی.
46 - توقیع بر احمد بن حسن.
47 - توقیع به محمّد بن همّام. و دیگر توقیعات.
راهکارهایی برای تحمل نظرات مخالف
وقتی گوشها قدرت شنوایی ندارند

از یک کلاس درس دانشگاهی گرفته تا اعضای یک خانواده و زنوشوهری که از دو خانواده و دیدگاه مختلف زیر یک سقف زندگی میکنند، اگر افراد حق اظهارنظر داشته و نظرات مخالفشان را در رابطه با موضوعات آزادانه و محترمانه بدون هیچ درگیری بگویند، قطعاً درنهایت به جامعهای خواهیم رسید که مردم و مسئولین در آن مقابل نظرات و ایدههای مخالف خود جبهه نگرفته و بدون برهم زدن فضای جامعه محترمانه برخورد میکنند. اما متأسفانه شاهد هستیم که در واقعیت همهچیز انقدرها هم راحت نیست. جبههگیری و واکنشهای تندوتیزی که در قالب پست و کامنت در فضای مدرن مجازی و یا در برخوردهای خانوادگی، دوستان و یا در روابط اجتماعی شاهد هستیم، روی دیگری از حقیقت موجود در جامعه را نشان میدهد و آن اینکه واقعیتی مثل "تحمل مخالف" در جامعه نهادینه نشده، درنتیجه شکاف اجتماعی در میان مردم بهقدری زیاد شده که تا فردی مختصر طعنهای میزند، با مشت به سینه او کوبیده میشود و یا با کوچکترین اظهارنظر مخالف در مسائل گوناگون گاردهای سنگین، سخت و گاهی جبرانناپذیری در قبال آن گرفته میشود.
پذیرش به معنای تائید حرف و نگرش طرف مقابل نیست، بلکه منظور این است که من میشنوم و قبول میکنم که نظر شما این است و کاری هم برای تغییر و نظرات مخالف ندارم. باید یاد بگیریم بدون در تقابل گرفتن باهم، خوب بشنویم و حرف بزنیم
نهادینه نشدن تحمل مخالف
حقیقتی که در نوع رفتار آدمها در قبال نظر و دیدگاه مخالف خود نشان داده میشود این است که تفاوت و شکاف میان مردم طبیعی است.
لیورا سعید، روانشناس عمومی شکاف بین افراد را بنابه دلایلی طبیعی دانسته و در گفتوگوی خود با تبیان میگوید: «هر شخصی با توجه به نوع ژنتیکی که به دنیا آمده و محیطی که در آن رشد و تربیتشده، با دیگری تفاوت پیدا میکند. ژنتیک و تربیت از هر شخصی هویتی میسازد که سبب میشود هر فرد در برخورد با وقایع و رویدادها بهنوعی رفتار کند و این در تمایز و تفاوت او از دیگران تأثیرگذار است. طبق این گفتهها باید بپذیریم که تفاوت وجود دارد و شکاف بین افراد در جامعه و حتی افراد یک خانواده امری طبیعی است.»
وجود یک ویروس تربیتی در جامعه
از نگاه رفتارشناسی، تحمل نظر مخالفان بستگی به آستانه تحمل افراد دارد. میزان آستانه تحمل افراد نیز به عوامل و الگوهای مختلفی چون موارد رفتاری بیرونی، عوامل محیطی و فرایندهای فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی ارتباط مستقیم دارد.
دکتر مجید ابهری، مشاور خانواده، ، رفتارشناس و آسیبشناس اجتماعی خانواده را یکی از ارکان مهم در الگوپذیری در رابطه با کم و کیف آستانه تحمل معرفی کرده و در گفتوگوی خود با تبیان میگوید: «متأسفانه خانوادههای ما از دوران کودکی فرزندان خود را ناتوان در مقابله با انتقادها تربیت کرده به شکلی که حاضر نیستند کوچکترین انتقاد و نظر مخالف را تحمل کنند. دربازیها و مسابقات، والدین ، برادران و خواهران بزرگتر خود را بازنده مینمایند تا فرزندشان دلگیر نشود درحالیکه اینگونه اطفال در مقابل شکست، ضعیف و انتقادناپذیر بارآمده و وارد جامعه میشوند.این بچهها توقع دارند در هر بازی و مسابقه برنده شوند و هیچوقت حرفی برخلاف نظر و عقیده خود نشنوند.
پایین بودن آستانه تحمل در قبال انتقادات در جامعهی ما یک ویروس تربیتی است که اکثریت قابلتوجهی به آن آلوده هستند. ما علاقهمند به شنیدن تعریف و تمجید رشد میکنیم و در مقابل کوچکترین حرکات توقع تشویق، تمجید و هورا کشیدن داریم. بنابراین با آستانه تحمل محدود و کوتاه وارد جامعه شده و علاوه بر اینکه هیچ نظر مخالفی برخلاف عقیده خود را تحمل نمیکنیم، حتی در زندگی زناشویی و در محل کار، خود را بینیاز از اصلاح و انتقاد میدانیم. متأسفانه مقصر اصلی در این روند تربیتی ناصحیح خانواده ، نهادهای آموزشی و رسانهها هستند.»
مهارتی که باید آن را آموخت
خانم سعید در رابطه با عواملی که منجر میشود افراد تحمل شنیدن نظر مخالف را نداشته باشند، ادامه میدهد: «صرفنظر از یک سری اختلالات شخصیتی مثل شخصیت ضداجتماعی(افراد anti social) یا افراد خودشیفته، اغلب افراد مهارت شنیدن، تحمل یا پذیرش عقاید گوناگون و مخالف خود را ندارند. مهارت یعنی چیزی که نیازمند آموختن و یادگرفتن بوده و کاری است دشوار که متأسفانه در محیطهای آموزشی به آن توجهی نمیشود.»
خطرات قربانیان رفتاری برای جامعه
روانشناسان معتقدند که نقش اعتمادبهنفس در روند رشد و پیشرفت افراد بسیار مهم و تأثیرگذار است. سعید نیز این مهم را در میزان تعادل رفتاری آدمها مؤثر میداند؛ «هر فرد هویتی از خانواده یا جامعه دریافت میکند که این هویت میتواند به او اعتمادبهنفسخوب و کافی بدهد و یا برعکس توسط خانواده یا جامعه یا هر دو ناکامیهایی را تجربه کند که بهتبع آن اعتمادبهنفس خوبی در او شکل نگیرد. فردی که ناکامیهایش زیاد شود، در وضعیت قربانی قرار میگیرد. فرد قربانی در خانواده و یا جامعه موضع پاییندست پیداکرده و چون روان انسان دنبال تعادل است، رفتارهای بعضاً نامطلوبی از خود نشان میدهد تا خودش را بالا بکشد. گروهی از این افراد جذب گروهها و افرادی میشوند که با اسمورسم آنها بتوانند خودشان را برجسته نمایش داده و از این وضعیت عدم تعادل خارج شود.
پایین بودن آستانه تحمل در قبال انتقادات در جامعهی ما یک ویروس تربیتی است که اکثریت قابلتوجهی به آن آلوده هستند. ما علاقهمند به شنیدن تعریف و تمجید رشد میکنیم و در مقابل کوچکترین حرکات توقع تشویق، تمجید و هورا کشیدن داریم. بنابراین با آستانه تحمل محدود و کوتاه وارد جامعه شده و علاوه بر اینکه هیچ نظر مخالفی برخلاف عقیده خود را تحمل نمیکنیم، حتی در زندگی زناشویی و در محل کار، خود را بینیاز از اصلاح و انتقاد میدانیم
گروهی دیگر نیز تحت رفتارهای نرم مثل لجبازی، قهر کردن، بدگویی یا به شکل مدرن بلاک کردن، قطع ارتباط مجازی، گذاشتن پست یا کامنت بد در شبکهها و گروهها به شکل پرخاشگرانه منفعلانه و عدهای هم به شکل پرخاشگرانه فعال و مستقیم مثل زدوخورد مستقیم، فحاشی، تخریب یا آسیب به اموال، شلوغ کردن به شکل مستقیم و غلط در جامعه خودنمایی میکنند.»
هیچکس گل بیعیب نیست
یکی از راههایی که میتواند تمرین خوبی برای تقویت شنیدن نظرات مخالف باشد این است که افراد همیشه احتمال نادرست بودن افكار خودشان را بدهند و فکر نکنند همیشه نظر آنها درست است. این تفکر منجر میشود به نظرات و ایدههایی برخورد کنیم که تاكنون به ذهنمان خطور نكرده و این مقدمهای است برای دور شدن از تعصبهای بیپایه در جامعه و احیای فرهنگ تفکر.
مراقب قربانی شدن باشید
پیشگیری همیشه بهتر از درمان است، در رابطه با پیشگیری از روی دادن ناهنجاریهای رفتاری و اجتماعی باید مراقب بود تا افراد کارشان به ناکامی یا قربانی شدن نرسد. سعید در رابطه با این موضوع ضمن بیان مثالی ادامه میدهد: «کودکی که بعد از دور بودن مدتزمان طولانی از پدر و مادرش، دوست دارد نقاشی یا بازی موردعلاقهاش را به آنها نشان دهد اما والدین به دلیل خستگی و معذوریتهای خود به او توجه نمیکنند. قطعاً بعد از تکرار این رفتار، بچه خرابکاری میکند که توسط پدر و مادر هرچند به شکل منفی با عکسالعمل مواجه میشود. چون میداند در زمان خرابکاری و شلوغکاری تقویتی از والدین خود دریافت کرده و میتواند نظر آنها را به سمت خود جلب میکند.
فراهم کردن محیطی سالم برای گفتگو و همصحبتی و همچنین توجه به اعتمادبهنفس افراد و تقویت آن از راههایی هستند که افراد به واسطه آنها میتوانند به شکل واقعی خود را بروز داده تا به دنبال رفتارهای ناهنجاری که بهواسطه آن بخواهند خودشان را نشان دهند، نروند.»
پذیرش به معنای تأیید نیست
سعید پذیرش را به معنای تائید حرف و نگرش طرف مقابل درست ندانسته و معتقد است: «پذیرش به معنای تائید حرف و نگرش طرف مقابل نیست، بلکه منظور این است که من میشنوم و قبول میکنم که نظر شما این است و کاری هم برای تغییر و نظرات مخالف ندارم. باید یاد بگیریم بدون در تقابل گرفتن باهم، خوب بشنویم و حرف بزنیم.»
شکست ناامیدی !
چگونه ناامیدی را شکست دهیم؟

امید هدیه الهی به انسان است که بوسیله آن چرخهی زندگی به گردش در میآید و موتور تلاش و انگیزهی افراد را در زندگی پر شتاب میکند. حاصل ناامیدی، خمودگی و بیحالیست و بالعکس امید، پویایی و حرکت را به زندگی انسان، ارمغان میدهد.
در این دنیای پرهیاهو و با وجود مشکلات پی در پی، اگر امید نباشد انسان، سرگردان میشود. جای پای امید در نقطه نقطه زندگی بشر دیده میشود که اگر نباشد پوچی گریبان انسان را میگیرد.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) مىفرماید: امید و آرزو براى امت من رحمت است؛ و اگر امید و آرزو نبود، هیچ مادرى فرزندش را شیر نمىداد و هیچ باغبانى نهالى نمىکاشت.(1)
راههای غلبه بر ناامیدی
در اسلام، امید و آرزو جایگاه رفیعى دارد؛ تا جایى که در روایات از امید به عنوان «رحمت الهى» یاد شده است. برخی خیلی زود از رحمت خدا ناامید شده و دست از تلاش برمیدارند. هرگز از تلاش برای رسیدن به اهدافتان مایوس نشوید، چون کسی که به خدا و رحمتش اعتقاد داشته باشد ناامید نمیشود. زیرا فرد مأیوس شده، در درون خود مىگوید: قدرت خدا تمام شده است.(2) خداوند برای غلبه بر ناامیدی و یاس راههایی پیشنهاد داده است. با صبر و مقاومت(3)، توکل به خدا(4) و یادآورى نعمتهایی که دارید(5) بر ناامیدی غلبه کنید. یکی از راههای امید داشتن، یادآوری نعمتهایی است که شما دارید و چه بسا دیگران حسرت نداشتن آنها را میخورند.
یادآوری نعمتها در دل انسان نور امید ایجاد میکند و به زندگی دلگرمی میبخشد. به زندگی کسانی که بسیاری از نعمتهایی که شما دارید و آنها ندارند؛ بنگرید تا یاس از وجودتان رخت بربندد.
خداوند در آیه 119 سوره نساء به سقف بلند آرزوهای انسان که یکی از دسیسههای شیطان برای ناامید کردن آنهاست اشاره میکند. میدان آرزویهای انسان فراخ است و شیطان برای مایوس کردن انسان از این خصلتش برای گمراه و مایوس کردن بشر استفاده میکند.
فرمول شیطان برای ناامید کردن انسان
انسان برای رسیدن به خواستههایش طبیعتا عجول است(6) و تمایل دارد که ره صد ساله را، یک شبه طی کند. این عجله داشتن نه تنها راه را هموار نمیکند، بلکه در صورت دیر رسیدن به حاجاتش، ناامیدی را در پی دارد. در حالی که تنها با کار و تلاش باید به خواستهها رسید و عجله کردن را فراموش کنید.(7) پس با صبر و سعی و تلاش، منتظر رسیدن به نتیجه باشید. امام على(علیهالسلام) مىفرماید: از کسانى مباش که بدون عمل، به آخرت امیدوار است. اگر انسان به چیزى امید دارد، باید خود را براى رسیدن به آن آماده کند. کسى که ادعا مىکند انتظار چیزى را میکشد، ولی اثرى در عمل او نمایان نیست در واقع ادعاى دروغی کرده است.
بارها شنیدهایم «در ناامیدى، بسى امید است»؛ ولى نباید با این بهانه دست از کار و تلاش کشید. میوه شیرین و گواراى درخت امید، آن گاه به بار مىنشیند که با تلاش و فعالیت آبیارى شده باشد.
روزی حضرت عیسی(ع) پیرمردى را دید که زمینی را شخم میزند. حضرت عیسی(ع) دست به دعا بلند کرد و گفت: خدایا، امید و آرزو را از او بگیر. ناگهان پیرمرد دست از کار کشید و خوابید. کمى بعد، حضرت مسیح(ع) گفت: بارالها، امید را به او برگردان. عیسی(ع) دید که پیرمرد دوباره مشغول کار شد.
حضرت عیسی(ع) از او علت این کارش را پرسید. پیرمرد گفت: بار اول، فکر کردم که پیر و ناتوان شدهام؛ چرا این همه به خود زحمت دهم و تلاش کنم؟ بیل را کنار گذاشته و خوابیدم، ولى چیزى نگذشت که این فکر به ذهنم آمد که از کجا معلوم سالهای زیادى زنده نمانم؟ انسان تا زنده است، باید براى خود و خانوادهاش تلاش کند؛ از این رو، برخاستم و مشغول کار شدم.(8)
4 راهکار قرآنی برای رسیدن به آرزوها !
راهکار طلایی برای مقابله با ناامیدی
اگر خواستار رحمت خدا هستید؛ بسم الله
تنها گروهی که از رحمت خدا ناامیدند!
خداوند در آیه 119 سوره نساء به سقف بلند آرزوهای انسان که یکی از دسیسههای شیطان برای ناامید کردن آنهاست اشاره میکند. میدان آرزویهای انسان فراخ است و شیطان برای مایوس کردن انسان از این خصلتش برای گمراه و مایوس کردن بشر استفاده میکند.
خداوند در آیه131 سوره طه توصیهای میکند که برای حفظ امید، چشم به امکانات دیگران ندوزید و کاری به داشتههای مردم نداشته و با تلاش و کوشش بدنبال بدست آوردن خواستههای خود باشید.
چرا خدا دستمان را نمیگیرد؟
مایوس نبودن از رحمت خدا و امید به اجابت، دعا را بالا میبرد.(9) دعا كننده، آنچنان مورد محبّت پروردگار قرار دارد كه در این آیه، هفت مرتبه خداوند تعبیر خودم را براى لطف به او بكار برده است: اگر بندگان خودم درباره خودم پرسیدند، به آنان بگو: من خودم به آنان نزدیك هستم و هرگاه خودم را بخوانند، خودم دعاهاى آنان را مستجاب مىكنم. این ارتباط محبّتآمیز در زمانی است كه انسان با خداوند مناجات كند. پس با اطمینان از خدا درخواست کن تا خدا پاسخت را بدهد مگر این که خواستهات به صلاح تو نباشد.(10) خداوند بر خودش واجب کرده که مومنین را از مشکلات نجات دهد(11)، اما به این شرط که خودشان هم حرکت کنند و به دنبال تغییر باشند.(رعد/11)
پینوشت:
1- بحارالانوار، ج 74، ص 173.
2- یوسف/87.
3- بقره/153.
4- طلاق/3.
5- فاطر/3.
6- انبیا/37 .
7- نجم/39.
8- داستان پیامبران، اکبری، ص 245.
9- بقره/ 186.
10- تفسیر نور، محسن قرائتی، ج1، ص290.
11- یونس/103.
9 روش خلاقانه برای تنبیه کودکان
9 روش خلاقانه برای تنبیه کودکان

چند ایده جهت تنبیه و مجازات کودکان
1. تعریف کاربیشتر والدین به دلیل رفتار بد کودکان از آنها میخواهند که ساکت شده و آرام در گوشهای بنشینند. ولی این روش درستی برای تنبیه نیست چون کودکان پرجنبوجوش هستند و ساکت نشستن برای آنها سخت است بنابراین بجای اینکه از او بخواهید در گوشهای ساکت و بدون سروصدا بنشیند بهتر است کاری متناسب با سن کودک به او محول کنید. مثلاً حفظ کردن یک شعر، چندبار نوشتن از حروف الفبا، رنگآمیزی تصاویر و یا حل یک مسئله ریاضی. واگذاری این کارها اگر با هدف تنبیه کودکان باشد بهصورت ناخودآگاه باعث میشود تا در گوشهای از منزل آرام گرفته و کارش را انجام دهد.
2. انجام حرکات ورزشی
این روش تنبیه برای کودکانی که ورزش کردن را دوست ندارد ممکن است نامطلوب باشد اما مطمئناً کودک را از عواقب رفتار بدش آگاه میکند. بهعنوانمثال اگر رفتار کودک در مهمانی و یا یک مکان عمومی مناسب نبود بعد از رفتن به خانه به دلیل رفتار بدی که داشته از او بخواهید تا طناب بزند و یا حرکت دراز و نشست را 10 بار تکرار کند. درنهایت کودک هم به اهمیت ورزش کردن پی خواهد برد و هم به موقع تنبیه شده است ولی در این کار زیادهروی نکنید چون ورزش بیشازحد باعث خستگی ماهیچههای کودک شما خواهد شد.

فهرستی از کارهای خانه مانند آب دادن به گلدانها، گردگیری و نظافت، خشککردن ظرفها و ... تهیه کنید و برای هر کار یک امتیاز در نظر بگیرید؛ بهعنوانمثال برای آب دادن به گلها امتیاز 20، خشککردن ظرفها امتیاز 40 و ... اگر کودک شما به یک بچه لوس تبدیل و کنترل او از دستتان خارج شده، دائماً با دوستانش درگیر شده و دعوا میکند به او مثلاً بگویید تا 150 امتیاز از من نگیری نمیتوانی با دوستانت بازی کنی! بهاینترتیب او به ارزش بازی با دوستان پی برده و تنبیه میشود و شما هم نظم و ترتیب را به روشی آسان به او تفهیم کردهاید.
4. استفاده از زمانسنج
اگر کودک شما برای انجام کارهایی مثل کامل کردن تکالیف مدرسه یا تمیز کردن اتاقش زمان زیادی را هدر میدهد بهتر است از زمانسنج استفاده کنید. به او بگویید اگر زمانی که در نظر گرفتهاید به پایان برسد و او هنوز موفق به انجام کارهایش نشده باشد از امتیازاتی مثل تماشای کارتون مورد علاقهاش و یا رفتن به پارک و بازی با دوستانش برای یک روز محروم میشود. این کار کودک را تشویق میکند که کارش را در زمان خواستهشده انجام دهد و بهتدریج به یک فرد منظم تبدیل شود.
تنبیه بدنی، جیع زدن و فریاد کشیدن نه تنها هیچ تأثیری در تربیت کودکان ندارد بلکه در درازمدت آنها را به کودکانی پرخاشگر، مضطراب، بی اعتمادبه نفس، سرکش و با انواع مشکلات رفتاری تبدیل می کند.
5. تمرین بیشتر
این روش تنبیه بهخصوص برای کودکانی که در درسهایشان ضعیف هستند و در امتحانات نمرات پایینی میگیرند بسیار مناسب است. زمانی که کودک رفتار نامناسب و نیاز به تنبیه داشت بجای تنبیه بدنی با او به حل تمرینات درسی بپردازید. از دروسی که ضعیفتر است نمونه سؤال تهیه و چاپ کنید و از او بخواهید تا به سؤالات پاسخ دهد. به او توضیح دهید که تا زمانی که نمرات بالاتری نگرفته است باید تمرین بیشتری داشته باشد حتی اگر در روز زمان استراحت کمی داشته باشد. این کار به او کمک میکند تا هم در درسهایش قویتر شود و هم خوشحال شود که بجای تنبیه کمکش کردهاید.

با کودک خود صحبت کنید و فهرستی از انواع تنبیهها با کمک او تهیه کنید و روی کاغذ نوشته و درون ظرفی بیندازید و به او بگویید باید زمانی که رفتار نامناسبی داشت دستش را در ظرف برده و یکی از آن روشهای تنبیه را که نوشته بودید برای تنبیهاش از ظرف بیرون بیاورد. این روش تنبیه به کودکان کمک میکند تا تجربیات جدیدی کسب کرده و از زمان خود بهترین استفاده را بکنند. برخی از این تنبیهها میتواند شامل بیرون گذاشتن سطح زباله، شستن ظرفها، تا کردن لباسها، منظم کردن کمدها و یا رسیدگی به باغچه منزل باشد.
7. زمانی برای آرام شدن در نظر بگیرید
اگر کودک شما اوقاتتلخی میکند و رفتار مناسبی در خانه ندارد، به پیادهروی بروید و از او بخواهید تا بدود این کار کمک میکند تا آرامش پیدا کرده و به آنچه انجام داده فکر کند. زمانی که از پیادهروی برگشتید بهآرامی به او توضیح دهید رفتاری که در پیشگرفته اشتباه و نیاز به اصلاح دارد. این زمان دادن به والدین هم کمک میکند تا آرامش خود را حفظ کرده و بدون عصبانیت قوانین را به کودک خود بیاموزند.
8. مرتب کردن وسایل بههمریخته
اینیک روش مؤثر است تا مطمئن شوید که کودکتان بعد از به هم ریختن وسایلش آنها را مرتب میکند. اگر فرزند شما اسباببازیها و وسایل شخصیاش را مرتب نمیکند مخفیانه آنها را جمعآوری کرده و از دسترسش خارج کنید و به او بگویید تا زمانی که خودش وسایلش را مرتب نکند حق استفاده و بازی با آنها را ندارد.
9. تغییر زمان خواب
بچهها از خواب متنفرند و دوست دارند تا توان دارند بازی و جنبوجوش کنند؛ بنابراین به آنها بگویید که اگر رفتار نامناسبی داشته باشند باید زودتر به رختخواب رفته و بخوابند و در عوض روزهایی که رفتارشان مناسب است میتوانند زمان بیشتری بیدار مانده و بازی کنند.
زبان بدن موثر در کسب موفقیت
۶ روش برای داشتن اعتماد به نفس بیشتر در ارائه
ما پیشبینی خود را از اینکه چه کسی برنده خواهد شد قبل از اعلام برنده اعلام کردیم و خیلی زود مشخص شد که کاملا درست پیشبینی کردیم.دو سال بعد برای همان مراسم دعوت شدیم، اما این بار بهجای مشاهده داوران، ما شرکتکنندگان را زیر نظر داشتیم. وظیفه ما حدس زدن برندگان نبود، بلکه ارزیابی این مساله بود که روش ارائه غیرکلامی ارائهدهندگان چه تاثیری روی برد و باخت آنها دارد.
ما به هر کارآفرین برنده احتمالی در آینده یک نمره از ۵ تا ۱۵ میدادیم. افراد برای هر نشانهای از حالت بدن مثبت، اعتماد به نفس در زبان بدن مثل لبخند زدن، حفظ تماس چشمی و ژست مناسب امتیاز میگرفتند.
همچنین آنها برای هر نشانهای از حالت بدن منفی مثل ناراحت بودن، حالت دستهای نامناسب و اجتناب از نگاه کردن به حاضران امتیاز منفی دریافت میکردند. ما دریافتیم شرکتکنندگانی که ارائه آنها از نظر داوران جزو هشت ارائه برتر بودند، امتیاز متوسط ۳/ ۸ از ۱۵ را از ما گرفته بودند، اما آنهایی که در رده بالا قرار نداشتند دارای امتیاز ۵/ ۵ بودند. نتایج نشان داد زبان بدن مثبت ارتباط بسیار زیادی با نتایج موفقیتآمیز داشت.
ما همین رابطه را در دنیای سیاست نیز مشاهده میکنیم. در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا در سال ۲۰۱۲ ما یک تحقیق آنلاین از هزار شرکتکننده انجام دادیم (از هر دو طیف دموکرات و جمهوریخواه) که در آن یک ویدئوی دو دقیقهای از کمپینهای رقابتی باراک اوباما و میت رامنی را نشان دادیم که در آن این دو هم حالت خنثی و هم احساسی از خود نشان میدادند.
دوربین مدار بسته حالتهای چهره بینندگان را ثبت میکرد و تیمها به تجزیه و تحلیل ۶ احساس مهم که در تحقیق روانشناسی در نظر گرفته شده بود، میپرداختند: خوشحال، متعجب، ترسیده، منزجر، عصبانی و ناراحت. ما نیت آن احساسات را نیز کدگذاری کردیم (مثبت یا منفی) و اینکه سطح این احساسات چقدر بوده است.
این تجزیه و تحلیل نشان داد که اوباما پاسخهای احساسی بیشتری را برانگیخت و احساسات منفی در مورد او کمتر بودند. حتی تعداد زیادی از جمهوریخواهان یعنی ۱۶ درصد نسبت به رامنی عکسالعمل منفی داشتند. وقتی زبان بدن کاندیداها را موردتحلیل قرار دادیم، متوجه شدیم اوباما حالتهایی را که از نظر ما برای برنده شدن لازم بود رعایت میکرد.
او در سخنرانیهای خود حالت باز، مثبت و اعتماد به نفس داشت. اما در مقابل، رامنی اغلب سیگنالهای منفی از خود نشان میداد، حرف خود را عوض میکرد و حالات صورت و حرکات او حواس مخاطبان را پرت میکرد.
البته نتایج انتخابات منوط به زبان بدن نیست. همینطور نتیجه رقابت کسبوکارهای جدید. اما ارتباط غیرکلامی صحیح با موفقیت ربط دارد. چگونه میتوان سیگنالهای درست فرستاد و به موفقیت امیدوار بود؟
ما در رابطه با زبان بدن، رهبران موفق را مورد مطالعه قرار دادیم و چند حالت را که نشاندهنده زبان بدن موثر و قانعکننده است در اینجا شرح میدهیم.
جعبه
بیل کلینتون در ابتدای حرفه سیاسی خود در سخنرانیهایش از حالتهای باز و فضای زیادی استفاده میکرد که باعث میشد غیرقابلاعتماد بهنظر برسد.
مشاورانش برای کمک به او در حفظ و کنترل زبان بدن به او آموزش دادند تا یک جعبه را جلوی سینه و شکم خود تصور کند و حرکات دست خود را در محدوده همین جعبه نگاه دارد. از آن پس واژه «جعبه کلینتون» یک عبارت مشهور در این زمینه شد.
نگه داشتن توپ
حالت ایستادن طوری که گویی یک توپ بسکتبال در دست دارید و بین دو دست خود نگه داشتهاید، نشانهای از اعتماد و کنترل است، گویی واقعیتها در نوک انگشتان دستهای شما هستند. استیو جابز مکرر از این حالت در سخنرانیهای خود بهره میبرد.
دستهای هرمی
زمانی که افراد عصبی هستند، دستهایشان را زیاد حرکت میدهند و حالت بیقراری دارند. اما وقتی مطمئن هستند دستها آرامند. یکی از راههای انجام آن این است که دستها را به شکل هرم و با حالت آرامش به هم قلاب کنیم. بسیاری از مدیران موفق کسبوکارها از این ژست استفاده میکنند، هرچند باید مراقب باشید که از آن استفاده بیش از حد نکنید و آن را با حالت چهره سلطهگر یا مغرور ترکیب نکنید. هدف این است که خود را آرام نشان دهید و نه ازخودراضی.
طرز ایستادن باز
طرز ایستادن افراد نشانهای قوی از طرز فکر آنهاست. وقتی در این حالت قوی و باثبات میایستید، درحالیکه پاهایتان را به اندازه عرض شانههایتان باز کردهاید، نشانه این است که احساس میکنید همهچیز تحتکنترل است.
کف دست به سمت بالا
این حالت نشاندهنده پذیرندهبودن و صداقت است.
اوپرا در سخنرانیهای خود از این حالت زیاد استفاده میکند. او مجری قدرتمند و دارای نفوذ است اما در عین حال میخواهد با مخاطبان خود با صداقت ارتباط داشته باشد، چه یک نفر و چه هزاران نفر.
کف دست به سمت پایین
حرکت عکس حالت بالا نیز میتواند مثبت تلقی شود؛ بهعنوان نشانهای از قدرت، نفوذ و قاطع بودن. باراک اوباما اغلب از این حالت برای آرام کردن جمعیت استفاده میکرد که بعد از سروصدای جمع از آن بهره میبرد.
دفعه بعد که ارائه میدهید، سعی کنید آن را ضبط کنید و سپس بدون صدا گوش دهید و فقط به زبان بدن خود توجه کنید. طرز ایستادن و ژست شما چگونه است؟
از هیچ یک از حالات بالا استفاده کردهاید؟ اگر نکردهاید، فکر کنید که دفعه بعد در مقابل مخاطبان چگونه این حالات را بهکار میگیرید، یا حتی در موقعیتی که با رئیس خود یا یک مشتری بزرگ صحبت میکنید. ابتدا جلوی آینه و بعد با دوستان تمرین کنید، تا این حالات برای شما طبیعی شوند.
ارتباط غیرکلامی الزاما شما را تبدیل به یک مدیر و راهبر بزرگ نمیکند، اما میتواند به شما کمک کند تا نتایج موفقتری بهدست آورید.
7 تأثیر مخرب مشاجره والدین بر کودکان
سلامت روان کودکتان را در خطر نیندازید

انواع واکنش کودکان هنگام مشاجره والدین
- کودکان وقتی در معرض مشاجرههای داغ والدین خود قرار میگیرند ترسیده و احساس ناامنی میکنند.- گاهی ساکت، آرام و سردرگم میشوند زیرا نمیدانند چه واکنشی باید نشان دهند.
- کودکان نوپا زمانیکه والدین خود را در حال مشاجره میبینند شروع به گریه میکنند.
- بیشتر کودکان رفتار والدینشان را حین بازی، مدرسه و رفتار با خواهر و برادرشان تقلید میکنند. ازاینرو ممکن است آنها نیز رفتار والدین خود را تقلید کرده و به زورگویی و قلدری بپردازند.
- برخی هم از لحاظ جسمی به خود آسیب وارد میکنند و یا ممکن است با موجودات اطراف خود از قبیل حشرات، حیوانات خانگی و ... خیلی بیرحمانه رفتار کنند.
- برخی کودکان نیز عصبانیت و پرخاشگری خود را به والدین منتقل میکنند.
- برخی نیز خودشان را مقصر مشاجره والدین میدانند.
- کودکان بزرگتر هم ممکن است به فکر فرار از خانه بیفتند و یا ماندن در مدرسه و یا هر مکانی خارج از خانه را به حضور در منزل ترجیح دهند.
مشاجره والدین چه مشکلاتی برای کودکان بهوجود میآورد؟
1. مشکلات اجتماعی و رفتاری
کودکان ناخودآگاه مشابه والدین خود رفتار میکنند و نگرش آنها نسبت به زندگی تا حد زیادی تحت تأثیر اختلافات داخل منزل است و مشاجره دائم والدین میتواند باعث مختل شدن تعاملات اجتماعی و ایجاد مشکلاتی برای آینده کودک شود. مشاجره والدین با افزایش پرخاشگری، بزهکاری، دروغگویی، آسیب رساندن به وسایل دیگران و بروز مشکلات رفتاری در کودکان همراه است.2. مشکلات ذهنی و عاطفی
مطالعات نشان داده کودکانی که شاهد مشاجره والدین خود هستند بیشتر در معرض ابتلا به اختلالات روانی چون بیشفعالی کمبود توجه (ADHD)، اضطراب، افسردگی و وسواس اجباری (OCD) هستند. از آنجا که ذهن کودکان فاقد مکانیسمهای مقابله مؤثر برای مقابله با مشاجرههای والدینشان است بیشتر مستعد ابتلا به اختلالات روانی هستند.3. مشکلات ارتباطی
کودکانی که شاهد مشاجره والدین خود هستند و در یک محیط نامناسب و خشونتآمیز رشد میکنند تقریباً در سایر روابط خود مثل دوستیها، ازدواج، همکاران و تعامل با غریبهها هم با مشکلاتی روبرو هستند.4. اختلالات اشتها
داشتن اختلالات خوردن در کودکانی که شاهد مشاجره مداوم والدینشان در خانه هستند دور از ذهن نیست. گاهی کودکان پرخور و چاق میشوند و گاه غذا نمیخورند و ناتوان میشوند. اختلالات خوردن میتواند منجر به عوارض جسمی طولانیمدت در رشد و سلامت کودکان شود.5. مصرف مواد مخدر
کودکانی که در خانوادههای بیثبات رشد میکنند بیشتر در معرض خطر استفاده از مواد مخدر هستند و ممکن است در سنین کم به مصرف مواد مخدر روی بیاورند.مطالعات نشان داده کودکانی که شاهد مشاجره والدین خود هستند بیشتر در معرض ابتلا به اختلالات روانی چون بیش فعالی کمبودتوجه (ADHD)، اضطراب، افسردگی، وسواس اجباری(OCD) هستند.
6. عملکرد تحصیلی
با مشاهده دائم مشاجره والدین ذهن کودک نیز درگیر فضای پر تنش خانه شده و از این رو دیگر نمیتواند آنطور که باید روی درس و مدرسه و تکالیف خود تمرکز کند. استرس عاطفی تأثیر منفی بر سیستم ایمنی بدن کودکان گذاشته و آنها را مکرراً دچار مشکلات جسمی چون آلرژیهای مکرر، انواع عفونتها و ... میکند. همه این عوامل رویهمرفته باعث کاهش عملکرد تحصیلی کودک نیز میشوند.
7. مشکلات جسمانی
کودک ممکن است به مشکلات جسمی چون مشکلات خواب، درد معده یا سردرد نیز مبتلا شود.
کاری که والدین باید انجام دهند:
1. هرگز در مقابل فرزندان خود مشاجره نکنید.2. در برابر فرزندان به یکدیگر احترام گذاشته و هیچوقت در مقابل فرزندان به هم توهین نکنید.
3. وضعیتی ایجاد نکنید که کودک شما از آن سوءاستفاده کند.
4. به زبان و لحن مورداستفاده خود با یکدیگر دقت کنید.
5. در مورد بحث و اختلاف نظرات با کودکتان صحبت کنید.
6. هیچگاه برای آشتی فرزندتان را به عنوان واسطه قرار ندهید و به آنها نشان دهید که بزرگسالان خودشان مسئول حلوفصل اختلافات هستند.
7. هنگام مشاجره کودکان را درگیر بحث خود نکنید.
8. اگر مشاجره را در حضور کودکان آغاز کردهاید سعی کنید با حضور آنها به مشاجرهتان خاتمه دهید.
9. خودپسندی را کنار بگذارید، با وجود عشق و محبت جایی برای خودپسندی باقی نمیماند.
روش پاک کردن اطلاعات شخصی از روی سرورهای گوگل
روش پاک کردن اطلاعات شخصی از روی سرورهای گوگل
با این حال، اگر نگاهی به انبوه اطلاعاتی که این شرکتها و بهویژه گوگل از شما دارند، بیندازید قطعا شوکه خواهید شد یا شاید هم از مشاهده چنین جزئیاتی از خود، ترس وجودتان را فرابگیرد اما خوشبختانه راهکارهایی وجود دارد که میتواند تا حدودی از این نگرانیها کاست. اخیرا شرکت گوگل در راستای حمایت از قانون حفاظت از حریم شخصی کاربران و همچنین جلب رضایت آنها، قابلیتی را در قالب یک هاب حریم شخصی برای کاربران خود فراهم کرده که امکان دسترسی، حذف یا اعمال محدودیت روی اطلاعاتی را که گوگل از آنها گردآوری کرده، فراهم میکند. با این اوصاف، در ادامه قصد داریم تا راه دستیابی به اطلاعاتی را که گوگل از شما در اختیار دارد، معرفی کرده و نشان دهیم که چگونه میتوان این اطلاعات را حذف کرد. گوگل اطلاعاتی از قبیل نام، روز تولید، جنسیت، آدرسهای ایمیل، رمز عبور، شماره تماس و ... مربوط به هر کاربر را در اختیار دارد. با دنبال کردن مراحل زیر میتوانید ببینید که گوگل، چه چیزهایی را از شما میداند و سایر کاربران نیز میتوانند به آن دسترسی داشته باشند: مرورگر کروم خود را باز کرده و به صفحه Google Account خود بروید، یوزرنیم گوگل خود را تایپ کنید تا وارد شوید. از بخش منو، گزینه Personal Info را انتخاب و اطلاعات را مشاهده کنید. در اینجا میتوانید عکس، نام، تاریخ تولد، جنسیت، رمز عبور، ایمیلها و ... مرتبط با خود را حذف یا اصلاح کنید. اگر میخواهید بدانید که چه اطلاعاتی از شما بهصورت عمومیدر دسترس دیگر کاربران است، میتوانید به قسمت پایین صفحه بیایید و گزینه Go to About me را انتخاب کنید. در این قسمت نیز میتوانید اطلاعات را تغییر دهید.
در حالحاضر، هیچ راهی برای خصوصی کردن اکانت وجود ندارد. اما اگر بهدنبال آگاهی از اطلاعات گوگل از فعالیتهای آنلاین شما در فضای وب هستید، میتوانید مراحل زیر را دنبال کنید. در اینجا میتوان اطلاعات را مشاهده و حذف یا تعیین کرد که بعد از مدت زمانی مشخص، این اطلاعات به صورت خودکار حذف شوند. برای آن دسته از کاربرانی که میخواهند کنترل بیشتری روی گردآوری اطلاعاتشان از سوی گوگل داشته باشند و از طرفی هم بهدنبال استفاده بیدردسر و بدون مشکل از سرویسهای گوگل هستند، پیشنهاد میشود تا قابلیت حذف خودکار بعد از سه ماه را انتخاب کنند. به اکانت گوگل خود وارد شده و گزینه Data & Personalization را انتخاب کنید. برای مشاهده فعالیتهای آنلاین خود که توسط گوگل ثبت شده، ابتدا گزینه Activity Controls و سپس web & App Activity را انتخاب کنید. اگر میخواهید که مانع از ردیابی فعالیتهای خود در جستجوی تصاویر، نقشه، مسیرها، ارتباط با گوگل اسیستنت و ... توسط گوگل شوید، علامت (تیک) هر دو گزینه را بردارید. در غیر اینصورت، مرحله بعد را دنبال کنید. روی Manage Activity کلیک کنید. در این صفحه، تمامیاطلاعاتی که گوگل از شما در خلال تمامیموارد قبل، گردآوری کرده قابل مشاهده است. برای آنکه تعیین کنید که این اطلاعات، بهصورت خودکار بعد از ۳ یا ۱۸ ماه توسط گوگل حذف شوند، گزینه Choose to delete automatically را انتخاب و زمان دلخواه را تعیین کنید. در اینجا، هر زمانی که انتخاب شود، گوگل روزها و ماههای قبل از آن را حذف میکند. اگر میخواهید که بخشی از این اطلاعات را به صورت دستی حذف کنید، میتوانید گزینه Delete activity on را انتخاب کرده و از میان گزینهها Last hour، Last Day، All time یا Custom range یک مورد را انتخاب کنید. زمانی که گزینه حذف خودکار یا حذف به صورت دستی انتخاب شود، تصویری به صورت پاپآپ ظاهر میشود که تایید دستور را توسط کاربر درخواست میکند. برای اطمینان از اعمال تنظیمات جدید، میتوانید به Manage Activity رفته و نتیجه تغییرات را مشاهده کنید.
مدیریت اطلاعات مربوط به موقعیت مکانی
شاید یکی از مهمترین مسائلی که طی ماههای اخیر بر سر زبانها افتاده، ردیابی موقعیت مکانی کاربران توسط شرکتهای مختلف بوده که گوگل نیز در این زمینه، فعالیت دارد و به بهانه ارائه برخی سرویسها به کاربران، نسبت به این کار اقدام میکند. اما دسترسی و حذف این اطلاعات کار چندان سختی نیست: به گوگل اکانت خود وارد شده و گزینه Data & Personalization را انتخاب کنید. برای آنکه به فهرستی از اطلاعات مربوط به موقعیت مکانی خود دسترسی پیدا کنید، باید به قسمت Activity control رفته و روی Location History کلیک کنید. اگر میخواهید که گوگل دیگر موقعیت شما را ردیابی نکند، میتوانید در این قسمت، آن را غیرفعال کنید سپس روی Manage Activity کلیک کنید. در این صفحه، تمامیاطلاعات مربوط به موقعیت مکانی شما که توسط گوگل گردآوری شده، قابل رویت است. برای حذف دائمیسابقه موقعیت مکانی خود میتوانید روی آیکون سطلزباله کلیک کرده و گزینه Delete Location History را انتخاب کنید. برای حذف خودکار این نوع اطلاعات نیز میتوانید بازه زمانی ۳یا ۱۸ ماهه را انتخاب کنید. برای این کار، روی علامت چرخدنده کلیک کرده و Automatically delete location history را انتخاب و سپس زمان دلخواه را تعیین کنید.
هراس اجتماعی
از اختلال اضطراب اجتماعی چه میدانیم؟

تخمین زدهشده که حدود 12% از مردم اضطراب اجتماعی را تجربه کردهاند و این مشکل در زنان شایعتر از مردان است و اکثر مبتلایان از ناراحتی در قسمت شکم، سرگیجه و اضطراب شدید شکایت میکنند.
به دلیل اینکه اضطراب اجتماعی با احساس ترس از قضاوت دیگران همراه است بنابراین افراد مبتلا ممکن است از حضور در موقعیتهای مختلف اجتماعی هراس داشته باشند و همین باعث تأثیر منفی بر امور روزمره زندگی از جمله، مدرسه، روابط شخصی و حرفهای و کلیه فعالیتهای آنها میشود. نشانههای اضطراب اجتماعی در افراد متفاوت است و غالباً در اوایل کودکی بهعنوان بخشی عادی از روند رشد اجتماعی کودک است.
فعالیتهای روزمره بیاهمیتی مثل پرکردن فرم بانکی، غذا خوردن در اماکن عمومی و دوستان و ... می توانند برای مبتلایان اضطراب اجتماعی استرسزا باشند.
علائم و نشانههای افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی
- اجتناب از قرار گرفتن در موقعیتهایی که فرد احساس میکند ممکن است مرکز توجه باشد.- ترس از مواجه شدن با افراد غریبه
- ترس بیشازحد از خجالت، تحقیر، اذیت، آزار و انتقاد
- ترس از ملاقات با افراد بااقتدار
- تجربه حمله هراس هنگام تجربه اضطراب شدید
- خودداری از فعالیتهای خاص یا صحبت با مردم
- تپش قلب، درد شکم، جلوگیری از تماس چشمی، خجالتزدگی، گریه، چسبیدن به والدین یا انزوا در کودکان، دستهای سرد، گیجی، اختلال در راه رفتن
- اعتمادبهنفس پایین
- مهارتهای اجتماعی ضعیف
- منفی صحبت کردن در مورد خودشان
افراد مبتلابه اضطراب اجتماعی گاهی در مدرسه یا محل کار دچار خودکمبینی شده و به همین دلیل از شرکت در کارهای گروهی خودداری کرده و شرایط ارتقای شغلی و تحصیلی را از دست میدهند. در موارد اضطراب اجتماعی شدید نیز فرد ممکن است به افسردگی مبتلا شود.
علل اضطراب اجتماعی
کارشناسان میگویند که اختلال اضطراب اجتماعی به دلایلی مختلف محیطی و ژنتیکی ایجاد میشود:جنسیت: این اختلال بهطور قابلتوجهی در بین زنان شایعتر است.
ژنتیک: درصورتیکه والدین یا خواهر و برادر فرد این بیماری را داشته باشند، ممکن است خطر ابتلا به این بیماری بیشتر شود.
برخی از تجربیات زندگی: گفته میشود کودکانی که زورگویی، تمسخر، تحقیر یا طردشدگی را تجربه کردهاند، در مقایسه با
دیگران بیشتر مستعد ابتلا به اضطراب اجتماعی هستند. عواملی چون سوءاستفاده جنسی، درگیری خانوادگی هم میتوانند در بروز این اختلال دخیل باشند.
شخصیتی: تصور میشود که کودکان منزوی، محدود، خجالتی یا ترسو مستعد ابتلا به اختلال اضطراب اجتماعی هستند.

چگونه بر اضطراب اجتماعی خود غلبه کنیم؟
قدم اول را برداریدزمان را از دست ندهید تا مشکلتان بحرانی نشده است درمان را از همین امروز شروع کنید. اگر از تماس با پزشک خجالت میکشید برای شروع با یک مشاور بهداشت روان آغاز کنید. صحبت کردن با یک غریبه برای غلبه بر اضطراب به شما کمک میکند.
اضطراب اجتماعی که گاهی از آن بهعنوان هراس اجتماعی نیز نامبرده میشود درواقع نوعی هراس یا ترس غیرواقعی از موقعیتهای خاص، اشیا یا محیطهایی خاص است.
به فکر سلامتی خود باشید
اگر قبلاً بهطور مرتب ورزش نمیکردید از امروز برای خود برنامهریزی کنید تا بهطور منظم ورزش کنید، ورزش روزانه اضطراب شما را کاهش داده و این فرصت را به شما میدهد تا مهارتهای اجتماعی خود را تقویت کنید. اگر امکان حضور در یک باشگاه ورزشی و یا شرکت در کلاسهای ورزشی را ندارید هر روز پیادهروی کنید، بدوید و قدم بزنید و در منزل یوگا تمرین کنید. از سلامت و تعادل رژیم غذایی خود مطمئن شوید، چای بابونه بنوشید و اعصاب خود را تسکین دهید.
پیشرفت خود را یادداشت کنید
یک دفتر یادداشت روزانه داشته باشید تا از میزان پیشرفت خود آگاه شوید. نوشتن افکار و تجربیات به شما کمک میکند تا عادات و رفتارهای نادرست خود را ترک کنید.
احساس غرور کنید
ممکن است شما سخنران ماهری نباشید اما از اینکه موفق شدید بر اضطراب خود غلبه کرده و در جمع سخنرانی کنید به خودتان تبریک گفته و افتخار کنید، در مورد پیروزیهای کوچک زندگی خود احساس غرور کنید.
مراقبه
محققان دریافتهاند که مراقبه تا 30% از میزان اضطراب کاهش میدهد. مطالعات دیگری نیز تأیید کردهاند که مدیتیشن میتواند به کاهش اضطراب اجتماعی و حتی درمان افسردگی نیز کمک کند.
به کافیشاپ بروید
اگر از تماشای فیلم آنلاین و یا تماشای برنامه تلویزیونی مورد علاقه خود لذت میبرد لپتاپ خود را برداشته و به نزدیکترین کافیشاپ بروید. در محیطی که احساس اضطراب دارید مشغول لذتبخشترین فعالیت خود شوید. سعی کنید بتوانید با تحت فشار قرار دادن خود به آسایش ذهنی نیز برسید.
بیتوجهی به اضطراب اجتماعی
درست است که بیتوجهی به شرایطی که از آن مضطرب میشوید سخت است. به جای تمرکز روی خودتان و اینکه دیگران درباره شما چه فکر میکنند روی افراد دیگر متمرکز شوید و سعی کنید با دیگران ارتباطات واقعی برقرار کنید و نه مجازی و این را بپذیرید که هیچکس کامل نیست و ناقص بودن جزئی از تکامل انسان است.
نفس بکشید
زمانی که بدن اضطراب را تجربه میکند دچار تغییرات زیادی میشود. علائم جسمی اضطراب شامل افزایش ضربان قلب، سرگیجه و تنش ماهیچهها است. با تنظیم نفس کشیدن خود میتوانید به کنترل آن کمک کنید. روی یک صندلی راحت بنشینید و یک نفس عمیق بکشید و به مدت چهار ثانیه نفستان را حبس کنید و سپس بهآرامی بازدم کنید و تا آنجا که ممکن است هوا را به سمت بیرون هدایت کنید. نفس عمیق دیگری بکشید و شکم خود را با هوا پر کنید و تا زمانی که احساس کردید تنفستان به حالت عادی برگشته این کار را ادامه دهید.
فعالیت اجتماعی خود را بیشتر کنید
بهطور فعال در اجتماعاتی که به شما در غلبه بر ترسهایتان کمک میکند شرکت کنید. برای این کار میتوانید از کلاسهای آموزش مهارتهای اجتماعی شروع کنید. در این کلاسها میتوانید قبل از ورود به دنیای واقعی، تعاملات اجتماعی را بهدرستی تمرین کنید. سعی کنید فعالیتی را که از آن لذت میبرید انجام دهید این کار به شما امکان میدهد که به فعالیت خود تمرکز کنید و از حضور در اجتماع کمتر مضطرب شوید. روی مهارتهای ارتباطی خود کار کنید و آرامآرام روابط مناسب و ارزشمندی برقرار کنید.
صحبت کنید
با غلبه بر اضطراب اجتماعی میتوانید اعتمادبهنفس بیشتری در طول مکالمه داشته باشید. صحبت کردن بهتدریج به شما کمک میکند تا هر بار اضطراب کمتری داشته باشید.
با ترسهای خود روبرو شوید
مرحله آخر مواجهه آرامآرام با ترسهای شماست. غلبه بر اضطراب اجتماعی تحقیق نمییابد مگر اینکه خودتان را در معرض آن قرار دهید. مطالعات نشان دادهاند که مواجهه با ترس مؤثرترین درمان برای اضطراب اجتماعی است. این شامل اضطراب اجتماعی، اختلال ترس پس از سانحه یا حتی اختلال وسواس اجباری نیز میشود. شما باید یاد بگیرید که چگونه اضطراب ناشی از قرار گرفتن در موقعیتهای اجتماعی را سرکوب کنید، ما انسانها موجودات اجتماعی هستیم و با خارج شدن از انزوا شانس خود را برای داشتن یک تجربه موفق افزایش میدهیم.
مدیریت در دنیای تمام دیجیتال
برای صد ساله شدن باید نخست متولد شد
بخش اول
امروزه کمتر مدیری را میتوان در جهان یافت که نسبت به دیجیتالی شدن کسبوکار بیتفاوت باشد یا اینکه با آن مخالفت کند. امروزه تقریبا تمام مدیران و رهبران شرکتها و سازمانها در مورد مزایای پرشمار دیجیتالی شدن همه چیز اتفاق نظر دارند و از آن استقبال میکنند البته آنها این واقعیت تلخ را نیز باید مد نظر قرار دهند که اکثر قریب به اتفاق نومدیران امروز فاقد طرح و برنامه ذهنی منسجمی در ارتباط با بهرهگیری از تکنولوژیهای دیجیتالی هستند و شرکتهای تحت رهبری آنها از نبود استراتژیهای مناسب و کاربردی در این زمینه رنج میبرند. البته این مدیران از وجود این مشکل و کمبود آگاهند اما با کمال تعجب شاهدیم که اقدام خاصی در این رابطه انجام نمیدهند؛ چراکه مطالب و مقالات چندانی در این زمینه وجود ندارد که مورد استفاده مدیران قرار گیرد. برای حل این معضل و کمبود موسسه مکنزی اقدام به اجرای تحقیقی جامع و گسترده از مدیران در مورد چگونگی برخورد آنها با دیجیتالی شدن کسبوکار در صنایع مختلف کرده است که به جمعآوری نتایج جالبی منتهی شده است که در ادامه به مهمترین آنها اشاره خواهد شد:
*دیجیتالی شدن صنایع و کسبوکار دارای پیامدهای منفی شدیدی برای شرکتهای قدیمی و سنتی و شناسنامهداری بوده است و آنها در حال باختن بازی در مقابل تازهواردان دیجیتالی و مجازی هستند.
*در دنیای دیجیتالی امروز برد با شرکتهایی است که از استراتژیهای دیجیتالی هجومی استفاده میکنند. این استراتژیها در دامنهای وسیع و بهصورت کاملا هدفمند و منطبق با جدیدترین پیشرفتهای تکنولوژیک در حوزه دیجیتال و هوش مصنوعی صورت میپذیرد و آن شرکتی که گستره وسیعتری را در این زمینه پوشش دهد به سود بیشتری دست خواهد یافت و بهطور کامل از مزایای دیجیتالی شدن حقیقی بهرهمند خواهد شد.
*تحقیقات نشان داده که شرکتهای مشتاق بهرهگیری از مزایای دنیای کسبوکار تمام دیجیتالی باید به دو بعد از استراتژیهای خود در ارتباط با کسبوکار تمام دیجیتال توجه کنند: اول اینکه بیشتر از آنکه بر حفظ مشتریان کنونی خود تمرکز کنند باید به دنبال تدوین استراتژیهای مبتنیبر جذب مشتریان جدید باشند و دوم اینکه تمرکزشان را بر یافتن راههایی جدید برای ورود به بازارهای جدید با کمک تکنولوژیهای دیجیتالی قرار دهند نه اینکه فقط به حفظ و گسترش بازارهای کنونی و موجود بیندیشند.
تحقیقات موسسه مکنزی نشان داده تنها در ۱۶ درصد شرکتهای مورد بررسی توسط محققان این موسسه یک استراتژی جامع و کاربردی در حوزه مدیریت دیجیتالی و برخورد با دنیای کسبوکار دیجیتالی وجود دارد و از بین همین ۱۶ درصد نیز فقط یکسوم آنها بر شناسایی و اجرای راههای جدید نفوذ در بخشها و بازارهای جدید و تولید محصولات و خدمات جدید با کمک تکنولوژیهای دیجیتالی احاطه دارند و اقداماتی را در اینباره صورت دادهاند.
برای شروع دیجیتالی شدن خیلی زود دیر میشود
دیجیتالی شدن یک مفهوم چندوجهی است که میتوان آن را در قالب تحولاتی چون اتوماسیون در زنجیره تامین، شکلگیری کانالهای جدید توزیع و بازاریابی، روشهای نوین مشارکت مشتریان و تغییر استراتژیک از پیشنهادهای محصولمحور بر پیشنهادهای سرویسمحور تعریف کرد. بر اساس پیشبینی کارشناسان و صاحبنظران، ظرف سالهای آینده نزدیک به نیمی از درآمد شرکتها در سطح جهان از طریق رویکردها و روشهای دیجیتالی کسب خواهد شد. با این همه رسیدن به ایدهآلهایی مانند شرکت تمام دیجیتال که تکنولوژیهای نوین دیجیتالی در تمام تار و پود آن تنیده شده باشند و نقش محوری در آنها داشته باشند امری است که به سختی اتفاق میافتد و نیازمند بسترسازی گستردهای از سوی مدیریت خواهد بود.
یکی از دلایل اصلی کند بودن فرآیند دیجیتالی شدن واقعی شرکتها و سازمانها در این دلیل ساده نهفته است که اغلب رهبران و مدیران جهان به اشتباه فکر میکنند که هنوز برای این کار وقت دارند و نیازی به تعجیل و تسریع فرآیند تمام دیجیتالی شدن وجود ندارد اما آنها از این مساله غافل هستند که سرعت پیشرفتها در دنیای تکنولوژیهای دیجیتالی و هوش مصنوعی تا به آن حد بالا و غیرقابل پیشبینی است که زنگ خطر را مدتهاست برای مدیران و رهبران سنتگرا یا کسانی که در توهم مدیریت بر سازمانهای دیجیتالی به سر میبرند نواخته است. آنها از این واقعیت نیز بیاطلاعند که شرکتهای نوظهور و تازهنفسی در راه هستند که به جدیدترین تکنولوژیهای دیجیتالی مسلح هستند و بهدلیل نبود چارچوبهای سنتی پیشین در مورد آنها به معنی واقعی کلمه «تمام دیجیتال» هستند و کاملا دیجیتالی و هوشمند عمل میکنند. این رقبای نوپا و خلاق به اندازهای چابک و سریع هستند که غفلت از وجود آنها میتواند به واگذار کردن بازارها، مشتریان و مصرفکنندگان منتهی شود.
تجدید ساختار و دل کندن از روشها و استراتژیهای پیشین از جمله محدودیتهایی است که شرکتهای قدیمی و سنتی با آن دست به گریبان هستند و همین مساله موجب کندی و در نتیجه ناتوانی آنها در میدان پررقابت کسبوکار در عصر دیجیتالی امروز و فردا میشود در حالی که استارتآپها با این مشکلات روبهرو نیستند و به نحو بهتری میتوانند نسبت به تغییر و تحولات آینده واکنش نشان دهند. بیدلیل نیست که شرکتهای نوظهور در دنیای صنعت و تولید و خدمات که تنها ۱۷ درصد درآمد جهانی را به خود اختصاص دادهاند در حوزه کسب درآمدهای دیجیتالی بیرقیب هستند و نزدیک به ۵۰ درصد درآمدهای کسبشده از طریق کانالهای دیجیتالی را به خود اختصاص دادهاند و در این زمینه دست بالا را دارند. بهعنوان مثال در بخش مخابرات و ارتباطات، بیش از ۵۶ درصد از سهم دیجیتالی بازارهای جهانی به شرکتهای تازهوارد و استارتآپهای مخابراتی اختصاص پیدا کرده است. این درصد در مورد بخش مالی نیز حدودا در همین حد است (چیزی نزدیک به ۵۰ درصد خدمات مالی و بانکی از طریق کانالهای دیجیتالی به فینتکها و استارتآپهای بانکی و مالی اختصاص دارد). (ادامه دارد)
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
هنر ایدهزایی با تفکر خلاق
چگونه با حضور ذهن، مغزتان را برای جرقه دیدگاههای تازه آزاد کنید
پرورش حضور ذهن داشتن کار سختی است و برای تحقق آن نظم ذهنی لازم است. اما برای تراوش ایدههای خوب، چنین کاری لازم است و به جز آن، باعث شادتر و سالمتر شدن فرد هم میشود. دو مانع بزرگ حضور ذهن عبارتند از تمرکز بیش از حد و تفکر منفی. تمرکز بیش از حد، یعنی شما نمیتوانید از درک فعلی خود نسبت به یک مشکل رها شوید؛ یعنی همان اهداف، همان زمانبندی، همان گزینهها و چیزهای دیگری که لیست کردهاید را ادامه میدهید. برای اینکه اجازه دهید مغزتان ارتباطات جدید ایجاد کند، باید همه اینها را از ذهن بیرون کنید. از جمله احساسات منفی مثل خشم، ناامیدی، نگرانی و ترس. این احساسات هورمون کورتیزول را وارد مغز میکنند و جلوی توانایی شما برای یادآوری آنچه قبلا در حافظهتان ذخیره کرده بودید، گرفته میشود؛ بنابراین دیگر نمیتوانید تفکر خلاقانه داشته باشید.
وقتی در یک مشکل گیر میکنید، زمانی را برای دور شدن از آن و ریلکس کردن اختصاص دهید. وقتی ذهنتان باز شد، خودش بهدنبال ترکیب کردن آنچه در قفسههای حافظه ذخیره شده میرود و سپس... جرقههایی زده میشود که از ترکیب نمونههای تاریخی نشات میگیرند و ایده تازهای را شکل میدهند. ممکن است لحظه «یافتم، یافتم» ارشمیدس برای شما اتفاق نیفتد، اما مجموعهای از دیدگاههای کوچکتر به ذهنتان میرسد که بهندرت بهعنوان رویدادهای شناختی گسسته به آنها فکر میکنید. با این وجود، مکانیزم ذهنی برای ایدههای تحولآفرین بزرگ و کوچک، یکی است؛ نوعی احساس هیجان همزمان با شکل گرفتن ایده.حضور ذهن در اینجا معنا پیدا میکند. تصور کنید میخواهید شبی را با دو تا از فامیلهایتان که بهشدت بدغذا هستند، بگذرانید. هر چه فکر میکنید، نمیدانید برای شام چه چیزی درست کنید که هر دو آنها دوست داشته باشند. هر چه راهروهای سوپرمارکت را بالا و پایین میکنید، محتوای چرخ خریدتان تغییر میکند، اما هر بار که به ترکیب آن نگاه میکنید، به این فکر میکنید مهمانانتان شامی را که میخواهید درست کنید دوست نخواهند داشت.وقتی به قسمت تخممرغها میرسید، یادتان میآید که هر دو مهمان بدغذای شما، عاشق صبحانههای مفصل هستند. ایده «صبحانه» بهعنوان روشی برای رسیدن به هدف بزرگتر خوشحال کردن مهمانان، در ذهنتان جرقه میزند: «برای شام بیرون برو و در عوض صبحانه درست کن.»
همه مواد لازمی که برای شام برداشته بودید، سر جایش برمیگردانید و به جای آن، آیتمهایی که برای صبحانه نیاز دارید، جمع میکنید. مهمانها را برای شام به رستوران میبرید تا هر چه میخواهند سفارش دهند و فردا صبح یک صبحانه مفصل برای آنها درست میکنید. حضور ذهن، به شما امکان داد هدف ویژه و اولیه شام درست کردن را رها کنید. اما هدف کلی شما که خوشحال کردن مهمانانتان بود، تغییری نکرد.چگونه حضور ذهنتان را تقویت کنید؟ نکته اینجا است که همیشه به این مفهوم نیاز ندارید. اگر یک کار روتین همیشگی را که با آن آشنایی دارید انجام میدهید، آن را ادامه دهید و به پایان برسانید. در مورد وظایف همیشگی، میدانید که چه باید بکنید و به ایده جدید یا حضور ذهن نیازی نخواهید داشت. اما اگر درگیر کاری هستید که به پاسخ خلاقانه نیاز دارید، وقتتان را تا پاسی از شب به آن اختصاص ندهید. در عوض، طوری برنامهریزی زمانی کنید که در ذهنتان فضای خالی ایجاد شود.وقتی به یک ایده جدید نیاز دارید، در طول روز کاری سعی کنید تا جایی که ممکن است از نمونههای تاریخی که به مشکل شما ارتباط پیدا میکنند، بهره بگیرید.تا دیروقت کار نکنید: بعدازظهر خود را صرف کارهایی کنید که به ذهنتان استراحت میدهند. باشگاه بروید، با دوستانتان شام صرف کنید، دوش بگیرید، و مهمتر از همه خواب شبانه خوبی داشته باشید. این کارها شانس باز شدن ذهن و جرقه زدن ایدههای جدید برای حل مشکل را بیشتر میکند.میتوانید با برنامهریزی زمانی برای پیادهرویهای کوتاه در طول روز، قهوه خوردن در کافه، یا فعالیتهای دیگری که به پاک شدن ذهنتان کمک میکنند، این نظم را در واحدهای کوچکتر هم تمرین کنید؛ حتی اگر این کارها فقط ۱۵ دقیقه زمان شما را بگیرد.
این نوع فراغت ذهنی را با اختلالها و حواسپرتیهایی که هنگام تمرکز بر کاری پیش میآیند، اشتباه نگیرید. ایجاد آرامش خلاقانه کاری است تعمدی که دست خودتان است و خودتان انتخاب میکنید که انجامش دهید. اما اختلال در تمرکز معمولا دست خودتان نیست. ذهن بیاختیار از یک فعالیت به فعالیت دیگر حرکت میکند. برخی آن را «چندوظیفگی» مینامند یا همان با یک دست چند هندوانه برداشتن؛ اما واقعیت این است که شما نمیتوانید در آن واحد چند کار را با هم انجام دهید و ذهنتان را در چند جا متمرکز کنید. مغز شما به زمان نیاز دارد تا از یک کار بیرون بیاید و سراغ کار دیگری برود. وقتی یک کار جدید پیش میآید و در کار قبلی اختلال ایجاد میشود، زمان کافی برای حضور ذهن وجود ندارد.
گوشیهای هوشمند، بزرگترین دشمن حضور ذهن
ممکن است فکر کنید در یک جلسه کاری خستهکننده و بیفایده، چک کردن گوشی هیچ آسیبی وارد نمیکند. اما هر بار که به آن نگاه میکنید، به خاطر ماهیت این ابزار در ایجاد حواسپرتی، حضور ذهنتان از بین میرود. اگر جلسهای که در آن حضور دارید ارزش آن را ندارد که همه توجه خود را به آن اختصاص دهید، بهتر است عمدا بگذارید ذهنتان منحرف شود و مغزتان وقتی برای استراحت کردن در بحبوحه روز شلوغی که پشتسر گذاشتهاید، داشته باشد. مثل وقتی که میخواهید تمرکز بیش از حد داشته باشید، کاهش حواسپرتی هم یک نوع نظم ذهنی ایجاد میکند.روی کاغذ، خیلی ساده به نظر میرسد: تنها کاری که باید بکنید این است که گوشی خود را خاموش کنید. اما در عمل، ترک عادت موجب مرض است و دوستانتان انتظار دارند هر پیامی که میفرستند یا هر مکالمهای که در گروهها میشود را ظرف چند دقیقه پاسخ دهید. با قدمهای کوچک و آهسته شروع کنید و بهتدریج تحمل خود را برای دور ماندن از گوشی بالا ببرید. ترک هر عادتی، به زمان و انرژی نیاز دارد.
از خودتان بپرسید: هنگام مواجه شدن با یک مشکل چقدر در پاک کردن ذهنتان از افکار مختلف خوب عمل میکنید؟ آیا میتوانید فقط برای مدتی کوتاه اهدافی که داشتهاید، آرزوهایتان، پرسشهایی که با آن مواجه هستید، همه پاسخهای احتمالی و حتی خود مشکل را فراموش کنید؟ میتوانید ذهنتان را کاملا پاک کنید؟
برای بیشتر افراد، انجام این کار خیلی سخت است. اما شانس با ما است. روشهای مختلفی برای تقویت حضور ذهن وجود دارد. طی سالهای گذشته، اشکال مختلف مدیتیشن برای کاهش استرس ایجاد شده تا سلامت ذهن و جسم را بالا ببرد. مزیت دیگر این است که مدیتیشن باعث حضور ذهن میشود تا بتوانید تفکر خلاقانه داشته باشید. البته همه انواع مدیتیشن اثر یکسانی ندارند.
دو نوع مدیتیشن موثر
ساماتا (Samatha): این نوع مدیتیشن ذهن شما را از همه چیز، به جز یک چیزی که روی آن تمرکز کردهاید – مثل تنفس کردن – پاک میکند.ویپاسانا: در این نوع مدیتیشن، شما اجازه میدهید افکارتان آزادانه حرکت کنند و در هیچ کدام عمیق نمیشوید. این افکار میتوانند مثبت یا منفی باشند. در هر صورت، شما بدون اینکه روی آنها تمرکز کنید، سراغ فکر بعدی میروید.در هر دو این تمرینها، پاک کردن ذهن نقش دارد، اما شکل آنها با هم متفاوت است. در تمرین اول، ذهن تا جایی که ممکن است از هر چیزی پاک میشود. اما در تمرین دوم، با یک جریان مداوم، ذهن پر و خالی میشود. تحقیقات نشان میدهد هر دو روش به سلامت فردی کمک میکنند، اما روش ویپاسانا موثرتر است و همانطور که حدس میزنید، انجام آن هم سختتر است. اما این روش به تفکر خلاقانه کمک میکند، چون ذهن را بدون هیچ مانعی به سوی افکار متعدد باز میکند.
وقتی داستان افرادی را میشنویم که به دلیل داشتن ایدههای خلاقانه معروف شدهاند، اغلب متوجه نشانههایی میشویم مبنیبر اینکه آنها عادت به رها کردن ذهنهای خود داشتهاند. آنها کاری را دنبال کردهاند و سپس یک اتفاق غیرمنتظره آنها را به مسیری جدید و پیشبینی نشده هدایت میکند. اگر در عوض فقط یک مسیر مشخص را دنبال کرده بودند، هیچگاه جرقههای بزرگ در ذهنشان زده نمیشد. این جنبه از حضور ذهن، لزوما به اجرای رسمی مدیتیشن ویپاسانا نیاز ندارد و وضعیتی از «تفکر آزاد» است که میتوانید در هر جایی و هنگام انجام هر کاری، با خود داشته باشید.
در مورد تفکر منفی، مانع دیگر حضور ذهن، چه میتوان گفت؟ یک عامل کلیدی حضور ذهن، این است که اثر شرایط را بر انتخابهای خلاقانهای که در زندگی با آن مواجه میشویم، بپذیریم. متاسفانه، این دیدگاه که شرایط بر انتخابهای ما اثرگذارند، با توصیههای سنتی که قبلا به ما میشد در تناقض است. بهعنوان مثال، سخنرانان در دبیرستانها و دانشگاهها تفکر منفی را نفی میکنند و میگویند که دانشآموزان و دانشجویان باید در عوض بر تفکر مثبت تاکید داشته باشند.
شکی وجود ندارد که تفکر منفی وحشتناک است. خیلی از افراد، با شنیدن حرفهایی که ناشی از وجود این نوع تفکر در خانواده، دوستان، معلمها و حتی اغلب خودشان است، بزرگ میشوند. اما حتی تفکر مثبت هم میتواند برای حضور ذهن مضر باشد. چون این نوع تفکر نقش شرایط را در دستاوردهای شما کاملا نادیده میگیرد.
ما یک دستهبندی سوم ایجاد میکنیم: تفکر خلاقانه. تفکر خلاقانه ممکن است به اندازه تفکر مثبت، انگیزهبخش به نظر نرسد. اما راهنمای بهتری برای زندگی کردن درست است. در واقع، اگر از همه آنهایی که سخنرانی میکنند بپرسید خودشان دقیقا چطور به موفقیت رسیدهاند، در بیشتر موارد متوجه میشوید که آنها تفکر خلاقانه داشتهاند (جدول).
دنیا پر از فراز و نشیبهایی است که کنترل آن دست ما نیست. همیشه خودتان تعیینکننده نیستید و گاهی شرایط تعیین میکند که چه عواملی سر راهتان قرار بگیرند. پذیرش این موضوع و مورد توجه قرار دادن عواملی که انتظارش را نداشتید یا حتی نمیخواستید اتفاق بیفتد، کلید رسیدن به هنر تولید ایدههای جدید است.






