ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

فاطمه معصومه(علیهاالسلام) و پاسخ کریمانه به محبت قمی ها !

 

 

 

از مهمترین عوامل گسترش و تعمیق تشیع در قم می توان به حضور امرا و حاکمان شیعی در قم، حضور برخی قبایل شیعی در منطقه، از جمله اشعریان اشاره کرد. در این میان دو قرن بعد قدوم مبارک حضرت فاطمه معصومه در تعمیق تشیع در این منطقه بسیار تأثیرگذار بوده است.

 

روح الله رستگارصفت - بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

م

 

 

فاطمه معصومه علیها سلام نه زاده ایران است و نه زاده قم با این حال قبر مطهر ایشان معروفترین زیارتگاه قم است. از طرف دیگر قم نیز سابقه ای کهن دارد و قبل از ورود اسلام به ایران نیز قم وجود داشته است.(1) سابقه اسلام و تشیع در قم به قبل از ورود آن بانو می رسد اما قدوم مبارک ایشان نیز تأثیرات مهمی در قم داشته است. در اینجا می خواهیم به این ارتباط دوسویه نگاه دوباره ای بیندازیم. 

شهر قم

قم نه تنها پیش از اسلام که پس از اسلام نیز دارای پیشینه ای کهن و دارای اعتبار است. اما آنچه به اعتبار و جایگاه آن افزوده است ورود تشیع به این شهر در قرون اولیه اسلامی و تبدیل آن به یکی از مراکز مهم استقرار شیعیان امامیه در سرزمین های شرقی مسلمین است. استقرار شیعیان در قم و تبدیل آن به پایگاه تشیع زمینه ساز گسترش تشیع در نواحی هم جوار آن نیز شد.

از مهمترین عوامل گسترش و تعمیق تشیع در قم می توان به حضور امرا و حاکمان شیعی در قم، حضور برخی قبایل شیعی در منطقه، از جمله اشعریان اشاره کرد. در این میان دو قرن بعد قدوم مبارک حضرت فاطمه معصومه در تعمیق تشیع در این منطقه بسیار تأثیر گذار بوده است.(2)

به عبارت دیگر، مردم قم هم قبل از ورود آن بانو سابقه ایمان و تشیع داشته اند و هم بعد از آن؛ اما ورود فاطمه معصومه علیها السلام نقش مهمی و جدیدی در حیات تاریخ قم ایفا کرده و و روح تازه ای به قم بخشیده است.

رابطه دو سویه شهر قم و فاطمه معصومه(علیهاالسلام) 

مشهور است که آن بانو به قصد دیدار برادر مکرم خود حضرت رضا وارد ایران شده بودند و در میان راه بیمار شدند و هفده روز میهمان قم بودند که در حقیقت روزهای آخر عمر ایشان بود. خانه ای که ایشان در آن ایام در آن عبادت می کردند همینک در قم مشهور و محل عبادت مردم است. آنچه از این امور واضح است، علاقه مردم قم به این بانو و متقابلا علاقه ایشان به مردم این شهر است زیرا ایشان با میل خود پا به قم گذاشتند و مردم قم نیز با میل ایشان را پذیرا شدند و پس از وفات، در شهر خود با احترام به خاک سپردند.

این رابطه دو سویه به همینجا ختم نشد. وجود مرقد حضرت معصومه نقش مهمی در اعتلای شهر قم ایفا نمود. در ابتدا، ارادت و محبتی که قمی ها به خاندان پیامبر داشتند باعث شد پذیرای آن بانو شوند و در ادامه، این پاره تن اهل بیت که در خاک قم مسکن گرفت، سبب اعتلای قم شد.

از امثال این تاثیر و تاثرها در زندگی انسانی فراوان یافت می شود. فاطمه معصومه علیها سلام می تواند نقطه پیوندی برای فکر ما باشد که به تاثیرها و تاثرهای شگرف امور بر یکدیگر توجه بیشتری داشته باشیم.

نمونه ای از تاثیرهای دوجانبه

ارتباط متقابل انسان و تقوا: قرآن کریم تقوا را به لباس تشبیه نموده است: اى فرزندان آدم! لباسى براى شما فرستادیم كه اندام شما را مى‏پوشاند و مایه زینت شماست اما لباس پرهیزگارى بهتر است! اینها (همه) از آیات خداست، تا متذكّر (نعمتهاى او) شوند.(3)

یکی از شباهتهای لباس به تقوا آن است که لباس را ما باید خودمان انتخاب کنیم و بپوشیم و باید مراقب باشیم که لباسمان کثیف و پاره و خراب نشود اما از جهت مقابل، وقتی لباس را به تن می کنیم، لباس هم محافظ ماست. لباس باعث می شود از سرما و گرما و بی آبرویی محفوظ بمانیم.

از مهمترین عوامل گسترش و تعمیق تشیع در قم می توان به حضور امرا و حاکمان شیعی در قم، حضور برخی قبایل شیعی در منطقه، از جمله اشعریان اشاره کرد. در این میان دو قرن بعد قدوم مبارک حضرت فاطمه معصومه در تعمیق تشیع در این منطقه بسیار تأثیر گذار بوده است.

خدمات متقابل ایران و اسلام

رابطه ایران و اسلام نیز از این گونه است. ایرانیان اسلام را پذیرفتند و به کمک اسلام به کمال و رشد رسیدند و متقابلا نیز به اسلام خدمت کردند و در میان بزرگترین علمای اسلام، جمعیت بسیاری را ایرانیان تشکیل می دهند. به قول شهید مطهری، عكس العمل ایرانیان در برابر اسلام فوق العاده نجیبانه و سپاسگزارانه بوده و از یك نوع توافق طبیعى میان روح اسلامى و كالبد ایرانى حكایت مى‏كند. اسلام براى ایران و ایرانى در حكم غذاى مطبوعى بوده كه به حلق گرسنه‏اى فرو رود، یا آب گوارایى كه به كام تشنه‏اى ریخته شود. طبیعت ایرانى مخصوصاً با شرایط زمانى ومكانى و اجتماعى ایران قبل از اسلام، این خوراك مطبوع را به خود جذب كرده و از آن نیرو و حیات گرفته است و نیرو و حیات خود را صرف خدمت به آن كرده است. ‏(4)

حق داریم روابط اسلام و ایران را از جهات مختلف مورد بررسى قرار دهیم و سهم ایرانیان را در نشر معارف اسلامى و نیز سهم اسلام را در ترقى مادى و معنوى ایرانیان با دقت كامل و با اتكا به مدارك معتبر تاریخى روشن نماییم‏(5)

مثال دوم، رابطه دو سویه ایمان و عمل صالح

برای انجام عمل صالح باید نیتی خداپسندانه داشته باشیم زیرا هیچ عملی بدون نیت پذیرفته نیست(6) اما وقتی به انجام کار صالحی موفق می شویم، نیت ما نیز متحول و گسترده تر می شود. به عبارت دیگر، عمل صالح باعث رشد فکری و ایمانی ما می شود اما خودش در ابتدا محتاج ایمان و نیت و فکر صالح است. قرآن کریم در این باره می فرماید: كسى كه عزت مى‏خواهد، پس [باید آن را از خدا بخواهد، زیرا] همه عزت ویژه خداست. کلمات پاك به سوى او بالا مى‏رود و عمل شایسته آن را بالا مى‏برد.(7) یعنی عقاید و اندیشه های صحیح به سوی خدا بالا می رود و عمل شایسته این عقاید و اندیشه ها را رفیع می گرداند.

یاد اهل بیت شعاع ذکر خداست

نقطه مشترک میان این ارتباطهای دوگانه آن است که انسان از یک طرف شروع کننده ارتباط است و به سراغ تقوا و عمل صالح می رود اما در مرحله بعد، تقوا و عمل صالح به کمک او می آیند. تقوا به کمک او می آید تا از بن بستهای فکری و عملی نجات پیدا کند روزیهای مخصوص نصیبش شود و عمل صالح باعث می شود نیت او ارتقاء پیدا کند و به انجام اعمال صالح سطح بالاتر موفق گردد.

رابطه قم و حضرت معصومه نیز از همین سنخ است. مردم قم پذیرای فاطمه معصومه شدند و فاطمه معصومه به ایمان مردم قم و به اثربخشی شهر قم کیفیتی بالا داد.

در حقیقت پیوستن به فاطمه معصومه علیها سلام، پیوستن به امام کاظم و امام رضا علیهما السلام است و ائمه هدی دستی را که برای پیوستن به آنها دراز شده باشد را نه تنها رد نمی کنند بلکه کمک می کنند زیرا آنها مطیع ترین بندگان خدایند و صفت "ذکر" در آنها تجلی دارد. خدا فرموده است: یاد من باشید تا یادتان باشم(8)

بنابراین هرچه پیوند خود را با اهل بیت مستحکم کنیم- حاضر باشیم در رفاه و سختی با آنان باشیم -  آنان رابطه شان را با ما مستحکمتر می کنند و نتیجه این رابطه نزدیک شدن به خدا و در امان ماندن از گمراهی هایی است که گریبان سایر مردم را می گیرد.

گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان                   نگاه دار سر رشته تا نگه دارد

 


 

پی نوشتها:
1- نگاه کنید به مقالات "قم شهر اسلامی" نفیسه مرصوص، مجله پیک نور؛ همچنین مقاله "ورود تشیع به قم و گسترش آن"، محمد صادق جمشیدی راد، پژوهشنامه تاریخ های محلی ایران، شماره 7
2- مقاله "ورود تشیع به قم و گسترش آن"، محمد صادق جمشیدی راد، پژوهشنامه تاریخ های محلی ایران، شماره 7
3- یا بَنی‏ آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْكُمْ لِباساً یُواری سَوْآتِكُمْ وَ ریشاً وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَیْرٌ ذلِكَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّكَّرُونو لباس التقوی ذلک خیر (اعراف، آیه 26) همچنین نگاه کنید به آشنایی با قرآن از شهید مطهری، مجموعه آثار، ج27، ص 161
4- خدمات متقابل اسلام و ایران، مجموعه آثار شهید مطهری، ج14، ص 583
5- خدمات متقابل اسلام و ایران، مجموعه آثار شهید مطهری، ج14، ص 54
6- پیامبر فرمودند: هیچ حرف و عملی درست نیست مگر آنکه از نیتی صادقانه ناشی شده باشد: کافی، ج1، ص 70: عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا قَوْلَ إِلَّا بِعَمَلٍ وَ لَا قَوْلَ وَ لَا عَمَلَ إِلَّا بِنِیَّةٍ وَ لَا قَوْلَ وَ لَا عَمَلَ وَ لَا نِیَّةَ إِلَّا بِإِصَابَةِ السُّنَّة
7- مَنْ كانَ یُریدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمیعاً إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ وَ الَّذینَ یَمْكُرُونَ السَّیِّئاتِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ وَ مَكْرُ أُولئِكَ هُوَ یَبُور: سوره فاطر، آیه 10)
8- فَاذْكُرُونی‏ أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لی‏ وَ لا تَكْفُرُونِ(سوره بقره، آیه 152

یکشنبه, 10 آذر 1398 15:31

کودکانِ دست به جیب !

از چه سنی و چه مقدار به کودکان پول‌ توجیبی دهیم؟

 

 

پول‌ توجیبی یک روش عالی برای کمک به کودکان است تا مدیریت پول، پس‌انداز و نحوه خرج کردن را یاد بگیرند اما اینکه از چه سن و چه مقدار باید به کودکان پول‌توجیبی داد، مسئله‌ای است که خیلی از والدین درباره‌ی آن تردید دارند.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه

 

کودکان، پول تو جیبی ،مدیریت پول ،پس انداز ،خرج کردن، والدین ،کنترل، نظارت، مسئولیت پذیری، قلک ،پاداش، موفقیت، فرزند ،خانواده، شرایط مالی، شیوه تربیتی

 

دادن پول‌ توجیبی به کودکان چه مزایایی دارد؟

1- تقویت مدیریت مالی
دادن پول‌ توجیبی به کودکان باعث می‌شود آنها درک عمیق‌تری از مسئولیت مالی به دست آورند. در واقع والدین با دادن پول‌ توجیبی منظم به‌ صورت هفتگی یا ماهانه، این امکان را به کودکان می‌دهند که پول‌هایشان را خرج و یا پس‌انداز کند. اگر والدین این نکته را به کودک تفهیم کنند که تمام مخارج هفتگی یا ماهانه باید از همان پول‌ توجیبی خرج شود، در این صورت بچه‌ها ارزش پول را بیشتر درک می‌کنند.

2- تقویت مسئولیت‌پذیری
اگر والدین به‌ صورت ماهانه به کودکان پول‌ توجیبی می‌دهند، باید روی خرج کردن آن نظارت و کنترل داشته باشند؛ بنابراین وقتی بچه‌ها بدانند که در قبال خرج کردن بیهوده پول‌هایشان باید جوابگو باشند، این کار مسئولیت‌پذیری را در آنها تقویت می‌کند.

3- آشنایی با مفهوم پس‌انداز
گاهی اوقات بچه‌ها برای خرید کالای موردعلاقه خود ماه‌ها پس‌انداز می‌کنند تا بتوانند آن را بخرند؛ این کار می‌تواند به یک عادت خوب در بزرگسالی تبدیل شود.

آسیب‌های پول توجیبی خیلی کم یا خیلی زیاد

افراط‌ و تفریط در پرداخت پول‌ توجیبی می‌تواند مشکلات ناخواسته‌ای را به همراه داشته باشد. مشاهده‌ شده است که کودکانی که پول‌ توجیبی زیادی دریافت می‌کنند، از آن سوءاستفاده می‌کنند؛ چون بی‌تجربه هستند ممکن است پول‌هایشان را در راه‌های ناسالمی همچون خرید سیگار، فست فود، رفیق‌بازی و... صرف کنند. در مقابل پرداخت پول‌ توجیبی به میزان کم هم می‌تواند باعث شود تا کودک برای رفع نیازها و کمبودهای خود دست‌ به‌ کارهای ناشایستی بزند؛ بنابراین محققان توصیه می‌کنند که والدین میزان پول‌ توجیبی را به‌گونه‌ای تنظیم کنند که فرزندانشان نه با کمبود پول مواجه شوند و نه آن‌ قدر با پول اضافی روبه‌رو شوند که وسوسه کارهای خلاف به سرشان بزند.

به این نکات توجه کنید:
به فرزندتان توضیح دهید که پول‌ توجیبی برای رفع چه نیازهایی است. به‌ عنوان‌ مثال اگر پول تو جییی برای هزینه‌های سرگرمی است، در مورد این که چه سرگرمی‌هایی خوب است، توافق کنید.

- دستورالعمل مشخصی قرار دهید که فرزندتان چقدر از پول خود را می‌تواند پس‌انداز و چه مقدار را خرج کند.

محققان توصیه می‌کنند که والدین میزان پول‌ توجیبی را به‌گونه‌ای تنظیم کنند که فرزندانشان نه با کمبود پول مواجه شوند و نه آن‌ قدر با پول اضافی روبه‌رو شوند که وسوسه کارهای خلاف به سرشان بزند

 به‌ عنوان‌ مثال با فرزندتان ممکن است به توافق برسید که او 50% از پول‌ توجیبی خود را پس‌انداز و 50% را خرج کند.

- قلک‌هایی را در اختیار فرزندتان قرار دهید تا بتواند پول خود را تقسیم کند. مثلاً یک قلک برای هزینه کردن چیزهایی که اکنون لازم دارد و دیگری برای پس‌انداز کردن.

- پول‌ توجیبی را اضافه و یا پیش‌پرداخت نکنید زیرا باعث می‌شود فرزندتان بیش از نیاز خود خرج کند.

پول‌ توجیبی گرفتن حق کودکان است. بنابراین اگر شروع به دادن پول‌ توجیبی به کودک کردید، نباید آنها را به خاطر ناشایستگی از این حق محروم نمایید؛ در مقابل لازم است گاهی برای موفقیت‌های چشمگیر فرزندتان علاوه بر پول‌ توجیبی به او پاداش دهید.

از چه سنی باید به کودکان پول‌ توجیبی داد؟

اگر می‌خواهید در فواصل زمانی منظم مثلاً هفتگی یا ماهانه به کودکتان پول‌ توجیبی دهید، بهتر است صبر کنید تا آنها با مفاهیم شمارش، اعداد، پول و قیمت آشنا شوند. از نظر روانشناسان، شروع سن دبیرستان می‌تواند سن مناسبی برای پرداخت پول‌ توجیبی به‌ صورت هفتگی یا ماهانه باشد اما تا قبل از سن دبیرستان، می‌توانید باارزش گذاری پولی، کودکان را با مفهوم پول آشنا کنید، به‌ طور مثال می‌توانید هنگام خرید اجناس از فرزندتان بخواهید که پول را به فروشنده بدهد؛ در این صورت کم‌کم کودک شما خواهد فهمید که همه‌ چیز قیمت دارد. ضمن اینکه تا قبل از سن دبیرستان پرداخت پول‌ توجیبی، باید به‌ صورت روزانه و محدود باشد مثلاً به کودک 2 هزار تومان بدهید و به او بگویید که با این پول فقط امروز و فردا می‌تواند بین چند گزینه(بیسکویت، بستنی، لوازم‌تحریر و...) خرید کند زیرا گاهی پول‌ توجیبی در سنین پایین آسیب‌زا می‌شود و ممکن است کودک به دلیل حس مالکیت نسبت به پول‌ توجیبی‌ دست به خرید وسایل نامناسب بزند.

چه مقدار باید پول‌ توجیبی داد؟

در این زمینه فرمول مشخصی وجود ندارد و معمولاً خانواده‌ها با توجه به شرایط مالی، سطح اجتماعی و شیوه تربیتی خود به فرزندانشان پول‌ توجیبی می‌دهند اما عواملی در مقدار پرداخت این پول وجود دارد که می‌توانید به آنها توجه کنید:

سن کودک: مخارج، خواسته‌ها و فعالیت‌های یک کودک 10 ساله با نوجوان 15 ساله متفاوت است. در سن 10 سالگی، فرزند شما ممکن است بخواهد یک خوراکی بخرد در حالی‌ که در سن 15 سالگی ممکن است بخواهد با دوستانش به سینما برود.

مسئولیت‌هایی که می‌خواهید به فرزند خود بسپارید: به‌ عنوان‌ مثال، اگر می‌خواهید مسئولیت خرید وسایل مدرسه را بر عهده فرزند خود بگذارید برای تأمین این هزینه باید پول‌ توجیبی کافی به او بدهید.

درآمد خودتان:در نظر بگیرید که با توجه به درآمد و مصارف خود، چقدر حاضرید به کودکتان پول‌ توجیبی دهید. یک خانواده ممکن است در توانش باشد که هر روز 30 هزار تومان به فرزندش پول بدهد و خانواده دیگر هزار تومان هم نتواند. نکته اینجاست که اگر درآمدتان خیلی زیاد است باز هم برای دادن پول توجیبی سقف مشخصی در نظر بگیرید.

 

با شماره‌های ناشناس خارجی تماس دوباره نگیرید

 

 

 

 

Wangiri Fraud

 

 

اگر تا به حال از شماره‌ای بین‌المللی که آن را تشخیص نداده باشید، با شما تماس گرفته‌اند، این تماس‌ها ممکن است یک کلاهبرداری باشد که به آن Wangiri Fraud می‌گویند؛ نوعی از کلاهبرداری که می‌تواند هزینه زیادی برای شما داشته باشد.

به گزارش ایسنا، کلاهبرداری Wangiri به این صورت عمل می‌کند که کلاهبردار، یک روبوکال یا روبات تماس‌گیرنده را روی یک شماره قرار می‌دهد و بعد از یک یا دو بوق، تماس را قطع می‌کند. این روبات‌ها حتی ممکن است چندین بار با یک شماره تماس بگیرند. ایده این کلاهبرداری هم این است که شخصی که تماس از دست‌رفته را دریافت کرده، با شماره تماس بگیرد.

در این شیوه از کلاهبرداری، مهاجم یکسری شماره‌های ویژه یا پرمیوم (premium) تهیه می‌کند. (شماره‌های پرمیوم شماره‌هایی هستند که جهت ارایه سرویس خاصی ایجاد شده‌اند و هزینه تماس با آنها بیشتر از حالت معمولی است) و از آنها به‌صورت رندوم به شماره‌های سراسر دنیا تماس‌هایی را برقرار و بلافاصله قطع می‌کنند تا یک تماس از دست‌رفته (Missed Call) در گوشی قربانی مشاهده شود.

در صورتی که قربانی به برقراری تماس مجدد (Call Back) با مهاجم اقدام کند، یک پیام ضبط‌شده برای وی پخش شده و بدون اینکه فرد متوجه باشد درگیر قبوض بالا می‌شود؛ اغلب مهاجمان‌ سعی می‌کنند با طرح موضوعات جذاب مانند برنده شدن مشتری در لاتاری و غیره قربانی را جهت صحبت بیشتر ترغیب و هزینه بیشتری را به وی تحمیل کنند.

تماس‌های Wangiri در همه دنیا رایج است

کلاهبرداری Wangiri ریشه‌ای چند ساله دارد و برای اولین‌بار در سال ۲۰۱۳ در امریکا ظاهر شد و پس از آن طی سالیان، در حالی که بسیاری از امریکایی‌ها درگیر این کلاهبرداری شده‌اند، شهرتی جهانی یافت و در کشورهایی از جمله ایرلند، اسکاتلند و آلمان نیز گسترش یافت. همچنین از ابتدای سال میلادی، این شیوه کلاهبرداری بار دیگر به امریکا برگشته است و آمریکایی‌ها اخیرا شاهد افزایش شدید تماس‌هایی با این شیوه از سمت آفریقای غربی بوده‌اند.

این تماس‌ها عمدتا از کشورهای کوچک یا در حال توسعه منشأ می‌گیرد. این کشورها می‌تواند شامل بوتسوانا، گینه و گویان نشأت گرفته است. این کشورها دارای کدهایی هستند که به ترتیب با +۲۶۷، +۲۴۲۴ و +۵۹۲ شروع می‌شوند. البته این شماره‌ها ممکن است از هر کجای جهان باشد، همان‌طور که در ایران هم با پیش‌شماره‌هایی از جمله +۹۹۴ متعلق به کشور آذربایجان با مشترکان تماس گرفته شده است.

محمدجواد آذری‌جهرمی -وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات- پیش از این از کلاهبرداری با تماس تلفنی خارجی به صورت گسترده از مشترکان تلفن همراه کشور خبر داده بود که هزینه زیادی را به قربانیان تحمیل کرده است. وی علاوه بر دستور پیگیری مساله کلاهبرداری تماس تلفنی خارجی به شرکت زیرساخت برای شناسایی و قطع منشأ کلاهبرداری تلفنی از روابط عمومی وزارت ارتباطات و همچنین اپراتورها درخواست کرد تا در این زمینه اطلاع‌رسانی‌های لازم را به منظور کاهش قربانیان انجام دهند.

همچنین چندی پیش پیمان قره‌داغی -مدیرکل حفاظت از حقوق مصرف‌کننده رگولاتوری- نیز درباره کلاهبرداری تماس تلفنی ناخواسته با خارج از کشور هشدار داد و برای جلوگیری از این نوع کلاهبرداری به مشترکان تلفن همراه توصیه کرد: درصورت مشاهده تماس ازدست‌رفته (missed call) به کدهای تماس در زمان تماس دقت کنید و در صورتی‌که در زمان تماس روی صفحه گوشی به جز کدهای ۰۰۹۸ یا ۹۸+، کد دیگری شماره‌گیری شد، بلافاصله تماس را قطع کرده و شماره را بررسی کنید.

صرف‌نظر از منشأ این تماس‌ها و کلاهبرداری که از داخل یا خارج از کشور هدایت می‌شود، وزارت ارتباطات به مشترکان تلفن همراه توصیه کرد که پس از برقراری هر تماس ناآشنای بین‌المللی و قطع مکالمه، نسبت به تماس دوباره با شماره مذکور خودداری کنند تا هزینه‌های سنگینی به آنها وارد نشود.

متاسفانه فردی که اینگونه مورد کلاهبرداری قرار گرفته، ممکن است حتی تا زمانی که قبض خود را دریافت و خدمات پریمیوم را روی قبض مشاهده نکند، متوجه اتفاقی که برایش افتاده نشود. بنابراین اگر از یک شماره ناشناخته بین‌المللی یا غیرمعمول یک تماس غیرمنتظره دریافت کردید، مراحل ساده‌ای وجود دارد که می‌توانید برای محافظت از خود در برابر کلاهبرداری Wangiri انجام دهید.

اول اینکه به تماس‌های غیرمنتظره از شماره‌های بین‌المللی یا غیرمعمول پاسخ ندهید، دیگر اینکه اگر از یک شماره بین‌المللی یا غیرمعمول، تماس ازدست‌رفته دریافت کردید، برای تماس دوباره با آن شماره وسوسه نشوید. همچنین می‌توانید شماره‌های ناآشنای خارج از کشور و خدمات پریمیوم را مسدود کنید و این شماره‌ها را با اپراتور خود به اشتراک بگذارید تا بتوانند روی آنها تحقیق کنند.

کتاب‌هایی که باعث رکود مطالعه‌اند

 

 

 

دغدغه‌مندان عرصه فرهنگ سال‌هاست داد رکود سرانه مطالعه سر می‌دهند و یکی از سنین پایه برای مطالعه نوجوانی است اما امروزه هجوم کتاب‌های کمک آموزشی کودکان و نوجوانان ما را با مطالعه کتب عمومی غریبه کرده‌است.
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 7 دقیقه
کتاب های کمک آموزشی
 
 
 
علاقه به کتاب و عادت به کتاب‌خوانی در هر سن و سالی که باشیم ما را بهره‌مند کرده و منتفع می‌کند. این روزها کارکرد کتاب‌خوانی برای فعال نگاه‌داشتن مغز در دوران میان‌سالی و جلوگیری از بیماری‌هایی مانند آلزایمر و زوال عقل در کهن‌سالی بیشتر موردتوجه قرار گرفته است. ولی اهمیت کتاب‌خوانی در دوران کودکی و نوجوانی اگر بیشتر از اهمیت آن در دوران کهن‌سالی نباشد قطعا کمتر نیست. کتاب خواندن برای کودک به توسعه دایره واژگان او کمک کرده و مهارت ارتباطی را در او بالا می‌برد.

همچنین به کسب دانش توسط کودک کمک کرده و به او توانایی می‌دهد تا ایدهپردازی کند. بالا رفتن اطلاعات در کودکان و نوجوانان به‌واسطه مطالعه منجر به بالا رفتن اعتمادبه‌نفس در آن‌ها می‌شود. تحریک خلاقیت و فعال نگه‌داشتن ذهن نیز از دستاوردهای دیگر مطالعه برای کودکان و نوجوانان است. کاهش اضطراب و استرس که معمولا در سنین نوجوانی اجتناب‌ناپذیر است با مطالعه و غرق شدن در عالم کتاب به دست می‌آید. درعین‌حال به نوجوان در همذات‌پنداری با شخصیت‌های داستان و الگوپذیری مثبت کمک می‌کند. با دانستن گوشه‌ای از فواید کتاب‌خوانی در سنین کودکی و نوجوانی باید به دنبال روش‌هایی برای ترغیب فرزندان خود از سنین کودکی و نوجوانی به کتاب‌خوانی و مطالعه بگردیم.

اما متاسفانه یکی از موانع کنونی افزایش سرانه مطالعه کودکان و نوجوانان هجوم بی‌رویه کتاب‌های کمک‌آموزشی است که ریشه در نظام آموزشی غلط ما دارد. مساله ای که اگر ادامه یابد در آینده شاهد جامعه ای تک‌بعدی و ناآشنا با متون عمومی هستیم و همچنان به غربت کتاب افزوده خواهد شد.

نظام آموزشی، فضای مجازی و خانواده ها مقصران رکود مطالعه 

مدیرعامل موسسه خانه کتاب با انتقاد از رویکرد نظام آموزش و پرورش و توجه خانواده‌ها به کنکور گفت: علاوه بر نظام آموزشی، خانواده‌­ها هم متأسفانه اجازه نمی­‌دهند کودکان و نوجوانان به سمت کتاب­‌های غیردرسی بروند.

دکتر مهدی حجوانی: ساختار آموزش و پرورش ایران ضدخلاقیت و جسارت است و اصل را بر «گوش دادن، نوشتن و از بر کردن» می­‌گذارد، دانش‌­آموز نه می‌تواند و نه نیاز دارد پا از دایره کتاب­‌های درسی بیرون بگذارد و کتاب غیردرسی مطالعه کند؛‌


نیکنام حسینی‌پور افزود: کودکان و نوجوانان به‌عنوان گروه سنی تأثیرپذیر، همیشه در معرض افراد، نهادها و جریان‌های مختلف قرار دارند. در زمانه جدید که تأثیرگذاری فضاهای مجازی به‌خصوص برای کودکان و نوجوانان بیشتر و دنیای آن‌ها، خلاصه در گوشی‌­های موبایل و تبلت­‌ها شده است، تشویق آن‌ها به کتابخوانی با کتاب­‌های چاپی نیاز به همتی مضاعف دارد. 
وی ادامه داد: فعالیت نویسندگان، تصویرگران، شاعران و ترانه‌­سرایان حوزه کودک و نوجوان در چهل سال اخیر رو به رشد بوده همچنین در حوزه تشکیل نهادهای مدنی و صنفی از پیشتازترین حوزه ­های کتاب بوده­ اند و شاید از ماندگارترین تشکل­‌های حوزه نویسندگان، ناشران و تصویرگران بوده‌­اند که سعی کرده­‌اند همان حس کودکانه را بین خود نیز رعایت کنند و بدون دخالت مسائل سیاسی به تلاش در حوزه صنفی خود بپردازند؛ اما برای موفقیت نیاز به هماهنگی بقیه نهادها نیز هست.

مدیرعامل موسسه خانه کتاب با اشاره به آمار تولید کتاب در ایران افزود: پس از انقلاب آمار تألیف نسبت به ترجمه همواره فزونی داشته و معمولا دوبرابر بوده است اما در مقایسه با سایر حوزه­‌های دانشی، نسبت ترجمه به تألیف در حوزه کودک و نوجوان بیشتر بوده که جای نگرانی دارد.

وی گفت: پرسش این است که چرا در حوزه کودک و نوجوان، این نسبت بیشتر است، آن هم در صورتی­‌که ما نویسندگان خلاق و داستان­‌پرداز پرمایه­‌ای داریم و فرهنگ غنی ایران نیز ذخیره ارزشمندی است؛ برای بازآفرینی داستانی برای کودکان و نوجوانان، اما این فرآیند ترجمه هر ساله فزونی می­‌گیرد. 

مدیرعامل موسسه خانه کتاب بیان کرد: آیا باید در سیاست­گذاری تجدیدنظر کرد؟ یا ناشران ما الان سیاست­گذاری می‌­کنند در این حوزه؟ و نظام آموزشی ما چه نقش و وظیفه­‌ای دارد؟ و آیا این نظام آموزشی می­‌تواند دانش ­آموز کتابخوان و خلاق تربیت کند.

حسینی‌پور ادامه داد: به قول دکتر مهدی حجوانی، (نویسنده کودک و نوجوان) ساختار آموزش و پرورش ایران ضدخلاقیت و جسارت است و اصل را بر «گوش دادن، نوشتن و ازبر کردن» می­‌گذارد. پیداست در چنین نظامی، دانش‌­آموز نه می‌تواند و نه نیاز دارد پا از دایره کتاب­‌های درسی بیرون بگذارد و کتاب غیردرسی مطالعه کند؛‌ حتی در زمانه جدید که آمال خانواده‌­ها در کنکور خلاصه شده، آیا کتابخوانی به­‌ عنوان یک رفتار و عادت در خانواده‌­ها و فرزندان نهادینه شده که انتظار تولید و انتشار اثر ایرانی به‌­عنوان یک مطالبه جدی در جامعه وجود داشته باشد؟

به گفته وی، علاوه بر نظام آموزشی، خانواده‌­ها هم متأسفانه اجازه نمی‌­دهند کودکان و نوجوانان به سمت کتاب­‌های غیردرسی بروند، چون از درس عقب می­‌مانند! بنابراین خانواده‌­ها هم در این خصوص بی‌­تأثیر نیستند که باز متأثر از نظام آموزشی ماست.

مدیرعامل موسسه خانه کتاب بیان کرد: کتاب خواندن در کودکان باید به عادت ثانویه تبدیل شود. قسمتی از زندگی روزانۀ آن‌ها باید کتاب خواندن باشد و برای آن‌ها زندگی بدون کتاب مثل زندگی بدون عروسک و در دنیای جدید بدون موبایل باشد. معرفی کتاب­‌های مفید یا خوب برای کودکان هم نکته مهمی است زیرا خواندن کتاب‌های مضر آن‌ها را از راه صحیح منحرف می‌کند.

حسینی‌پور بیان کرد: همان­‌قدر که والدین و مدرسه باید کودک را به مطالعه عادت دهند، باید در انتخاب کتاب هم دقت کرد و حتی نامحسوس این کار انجام بگیرد زیرا به قول ایتالیایی‌ها «بدترین دزدها، کتاب بد است» زیرا سارقی که عقل و قوه تشخیص و تمیز شخص را بدزد خطرناک‌ترین و بی‌رحمانه‌ترین دزدها بوده و غیرقابل اغماض است. 

کتاب در ایام کودکی، شیرازه و استخوان­‌بندی افکار شخص را شکل می­‌دهد و اندیشه شخص زاییده کتاب­‌هایی است که مطالعه می­‌کند و در واقع آن کتاب­‌ها هستند که منشا تراوش فکر و مغز اشخاص می­‌شوند و به قولی برای شناختن اخلاق و روحیات یک ملت و سنجیدن میزان ذوق و پایه تفکر افراد آن باید کتاب­‌هایی را بررسی کرد که میان آن ملت بیشتر رواج داشته و دارد. متأسفانه هنوز در نظام آموزشی ما آن چنان‌که باید و شاید شیوه‌های مؤثری برای عادت دادن کودکان و نوجوانان به مطالعه و خواندن کتاب وجود ندارد.

«بدترین دزدها، کتاب بد است» زیرا سارقی که عقل و قوه تشخیص و تمیز شخص را بدزد خطرناک‌ترین و بی‌رحمانه‌ترین دزدها بوده و غیرقابل اغماض است. 



رتبه‌ ایران در مهارت کتابخوانی قابل قبول نیست

مشاور برنامه‌ریزی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در آیین پایانی دومین دوره‌ مسابقه‌ بزرگ کتابخوانی «پوپک دانا» گفت: هر ساله آزمونی به نام «پِرس» در آموزش و پرورش کشور برگزار می‌شود که طی آن سواد خواندن دانش‌آموزان پایه‌ چهارم دبستان سنجیده می‌شود و متاسفانه در این آزمون که به صورت بین‌المللی برگزار می‌شود، رتبه ایران در ردیف‌های سوم یا چهارم پایانی قرار دارد.

علی اصغر سیدآبادی ادامه داد: مهارت خواندن، یک مهارت پایه است و اگر کسی این مهارت را به‌خوبی کسب نکرده باشد، در آینده نیز نمی‌تواند در سایر رشته‌ها موفق شود.

سیدآبادی در رابطه با نتایج مطالعات انجام شده در مورد آزمون «پِرس» گفت: تحقیقات نشان می‌دهد، مهارت کتابخوانی و درک مطلب در کودکانی که در خانه بیش از صد عنوان کتاب دارند یا دارای والدین اهل مطالعه هستند، بیش از سایر کودکان است. همچنین دانش‌آموزانی که در آزمون «پِرس» نمره‌ بالاتری دارند، در آزمون «تیمز» که مختص ریاضی و هوش است، نیز نتیجه‌ بهتری کسب می‌کنند.

وی، یکی از کم‌هزینه‌ترین و اثربخش‌ترین راه‌های اصلاح آموزش و پرورش را توجه به مطالعه‌ کتاب‌های غیردرسی اعلام کرد و افزود: کتاب تنها رسانه و کالای فرهنگی است که تمام میراث بشری را در خود جای داده است. مسیر رشد و توسعه‌ جوامع با کتاب و کتابخوانی هموار می‌شود.
 

منبع: ایرنا

فایل الکترونیکی سیره رسول خدا (ص)

(از سری تاریخ سیاسی اسلام)

 

تالیف رسول جعفریان

لطفا جهت دانلود به فایل پیوست مراجعه شود.

امام صادق علیه السلام چگونه مردم را جذب دین می کرد؟

 

 

 

حضرت امام جعفر صادق

 

 


امام ششم حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در سال 80 یا 83 ه متولد و در سال 148 ه در مدینه وفات یافت . پدر بزرگوارش امام محمد باقر علیه السلام پنجمین امام شیعه و دارای کرسی تدریس برجسته ای در آن شهر بود مادر آن حضرت «ام فروة» دختر قاسم بن محمد بن ابوبکر می باشد. 

 

در این یادداشت کوتاه ، نگاهی به جایگاه و منزلت آن حضرت از دیدگاه دانشمندان برجسته اسلامی می اندازیم(1) و در ادامه با اشاره به فرمایشی از حضرت به نکته ای درباره وظیفه ما بعنوان شیعیان جعفری می پردازیم .

 

امامِ امامان

پیشوای بزرگ زیدیه جناب زید بن علی : «در هر زمان یکی از ما اهل بیت حجت خدا بر خلقش است و حجت زمان ما پسر برادرم جعفر است. هر کسی که از او پیروی کند گمراه نمی شود و هر کس او را مخالفت نماید هدایت نخواهد شد».

پیشوای بزرگ حنفیه جناب ابو حنیفة : «من کسی را فقیه تر از جعفر بن محمد ندیدم». سپس ابو حنیفه به سوالات مشکلی که در مجلس منصور از حضرت پرسیده بود اشاره می کند و می گوید : «ایشان پاسخ رابه این نحو می داد که شماها در این مساله اینطور جواب می دهید و اهل مدینه آنطور می گویند و ما چنین می گوئیم گاهی تابع اهل مدینه می شد و گاهی با همه ما - علمای اهل سنت – مخالفت می کرد ، تا اینکه چهل سوالم تمام شد». سپس ابو حنیفه گفت : «آیا ما روایت نشده ایم که اعلم مردم کسی است که به اختلاف نظر آنها از همه داناتر باشد». 

همچنین از ابو حنیفه نقل است که «اگر آن دو سال – که از محضر امام استفاده کردم – نبود هلاک می شوم» .

مرحوم اسد حیدر می نویسد : « امام ابو حنیفه از نزدیکترین مردم به اهل بیت بوده و از جمله ائمه ای است که بیشترین ارتباط را با امام صادق داشته است»(2)

با توجه به اینکه عموم مسلمانان و دانشمندان معاصر حضرت، به امامت ایشان آنطور که دیدگاه شیعه است نمی نگریستند و نیز با توجه به اینکه ایشان در ادای امامت خویش و تبلیغ تشیع در ابعاد مختلف کوشا بودند ، چگونه توانسته اند اینطور احترام و تجلیل غیر شیعیان را نیز به خود جلب کنند ؟

 

پیشوای بزرگ مالکیه جناب مالک بن انس : «زمانی به خدمت جعفر بن محمد آمد و شد داشتیم او را همیشه در یکی از این سه حالت دیدم یا نماز می خواند یا روزه بود و یا قرآن تلاوت می کرد» .

در نقل دیگری که مرحوم صدوق روایت کرده اند جناب مالک می گویند : «هنگامی که بر امام وارد می شدم برایم پشتی می گداشت و احترام می گرد و می فرمود: «ای مالک من تو را دوست دارم»، و من از این کار خوشحال می شدم و خدا را شکر می کردم، ایشان یا روزه بود یا نماز می خواند و یا ذکر می گفت و از بزرگان عبّاد و اکابر زهّادی بود که از خدا می ترسند، ایشان زیاد حدیث می گفت و خوش مجلس بود...».(3)

عبد الکریم شهرستانی نویسنده کتاب معروف الملل و النحل : «جعفر بن محمد دارای علم و ادب فراوان و ادب کاملی در حکمت و زهد و پرهیزگاری تمام از شهوات است».

حافظ ابو حاتم از بزرگان رجال اهل سنت : «جعفر بن محمد ثقه ای است که از مثل او اساسا تحقیق نمی شود».

امام صادق

 

ابو نعیم اصفهانی نویسنده کتاب حلیة الاولیاء و از بزرگان متصوفه : «جعفر بن محمد، امام ناطق، به عبادت و خضوع رو آورد و عزلت و خشوع را برگزید ...»

علامه این حجر عسقلانی محدّث و رجالی بزرگ اهل سنت : «جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب فقیه صدوق می باشد».                 

دکتر احمد امین نویسنده معروف : «امام جعفر از برجسته ترین شخصیات در عصر خود و پس از آن می باشد و در سال دهم از حکومت منصور وفات یافته است».

اینها تنها نمونه کوچکی از کلمات است و هرچند میان نگاه ما شیعیان و اهل سنت در این زمینه فاصله است اما در هر حال بزرگی و منزلت اجتماعی حضرت جای انکار ندارد.(4)

آنچه از این میان جالب توجه است اینکه چگونه امام توانسته اند در عین تبیین اصول عقیدتی و فقهی شیعه ، احترام اجتماعی خود را نیز در میان امت اسلامی حفظ کنند.

به عبارت دیگر با توجه به اینکه عموم مسلمانان و دانشمندان معاصر حضرت، به امامت ایشان آنطور که دیدگاه شیعه است نمی نگریستند و نیز با توجه به اینکه ایشان در ادای امامت خویش و تبلیغ تشیع در ابعاد مختلف کوشا بودند ، چگونه توانسته اند اینطور احترام و تجلیل غیر شیعیان را نیز به خود جلب کنند ؟

آنچه از مجموع سیره و کلمات آن حضرت برداشت می شود اینست که امام به عنوان پیشوای شیعه در عین حفظ چهار چوبها و پافشاری بر مبانی نظری و عملی تشیع رفتاری مناسب و محترمانه با دیگر مذاهب اسلامی داشته اند و شیعیان خویش را نیز به این کار توصیه اکید می فرمودند

اینجاست که ما به روش آن حضرت و شیوه ای که برای تبیین و تبلیغ و نشر تشیع پیشه کرده بودند می رسیم .اگر ایشان نیز همانند برخی از مدعیان ولایت و امامت در زمان ما می خواستند با هتاکی و توهین به مبانی و افکار مخالفین، کار خویش را پیش ببرند آیا اساسا موفق می شدند و آیا می توانستند اینطور محترم باشند؟ مسلمانا پاسخ منفی است .

آنچه از مجموع سیره و کلمات آن حضرت برداشت می شود اینست که امام به عنوان پیشوای شیعه در عین حفظ چهار چوبها و پافشاری بر مبانی نظری و عملی تشیع رفتاری مناسب و محترمانه با دیگر مذاهب اسلامی داشته اند و شیعیان خویش را نیز به این کار توصیه اکید می فرمودند. (5)

در کتاب شریف کافی به سند معتبر از عبد الله بن ابی معفور از آن حضرت روایت می کند که فرمودند : « کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم لیروا منکم الورع و الاجتهاد و الصلاة و الخیر فان ذلک داعیة »(6)

یعنی: مردم را با غیر از زبانتان { یعنی با عملتان } { به تشیع } دعوت کنید آنان باید در شما ورع و تلاش در انجام عبادات و { مخصوصا } نماز و خیر را ببینند این اعمال است که دعوت به تشیع می کند. 

این سفارش –  که مؤید به سیره عملی خود حضرت است اگر در دستور کار همه علاقه مندان به مذهب قرار گیرد سبب رفع مشکلات متعددی می گردد که امروزه دامنگیر امت اسلامی شده است. شرح و بسط موضوع از حوصله این مختصر خارج است . عرض تذکری بود.

 

 

پی نوشت: 

1) کلیه اقوال از کتاب ارزنده الامام الصادق و المذاهب الاربعة تالیف مرحوم اسد حیدر، ج1 ، ص 68 تا 82 نقل شده است. خوشبختانه این کتاب اخیرا به فارسی ترجمه و توسط دانشگاه ادیان و مذاهب قم منتشر گردیده است. 

2) الامام صادق و المذاهب الاربعة، 7 / 193.

3) الخصال ، 195.

4) مرحوم شیخ مفید تعبیر خوبی دارد : « و نقل الناس عند من العلوم ما سارت به الرکبان و انتشر ذکره فی البلدان و لم ینقل عن احد من اهل بیته العلماء ما نقل عنه و لا لقی احد منهم من اهل الآثار و نقلة الاخبار و لا نقلوا عنهم کما نقلوا عن ابی عبد الله علیه السلام. ..» الارشاد، 2 / 179 .

5) از جمله: الکافی، 8 /2 ، و علیکم بمجاملة اهل الباطل.

6) الکافی2/78.

سید محمد مهدی رفیع پور

مدرس حوزه علیه قم

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

امام صادق علیه السلام و تاكتیك خردمندانه‏ «تقیّه»

 

 

 

امام صادق علیه السلام

 

دوره امامت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام یكى از طولانى ‏ترین دوران ‏هاى امامت ائمّه علیهم ‏السلام به شمار مى ‏رود. در فاصله سالهای 125 تا 132 هجری که دوره درگیری های بنی امیه و بنی عباس بر سر انتقال حکومت بود و همچنین در سال های اول استقرار حکومت نوپای عباسیان، فرصتی طلایی و استثنایی برای دمیدن روح و جان تازه بر پیکره اسلامی که در مدت یک قرن دستخوش انواع تحریفات قرار گرفته بود، به وجود آمد. امام صادق علیه السلام این فرصت را غنیمت شمردند و با تمام قوا وارد عرصه جهاد علمی برای احیا و بازسازى معارف اسلامى شدند و مکتب علمى عظیمى به وجود آوردند که محصول آن، چهار هزار شاگرد در رشته‌ هاى گوناگون علوم بود، و اینان در سراسر کشور پهناور اسلامى آن روز پخش شدند. تأسیس چنین مکتب فکرى و این سان نوسازى و احیاگرى تعلیمات اسلامى، سبب شد که امام صادق علیه السلام به عنوان رئیس مذهب جعفرى (تشیع) مشهور گردد. حوزه ‏هاى علمیه امروز شیعه امتداد حوزه آن روز حضرت است.

 

طرح یک پرسش

با وجود اینکه پیشوای ششم بیش از ده سال از آزادی عمل منحصر به فردی در تعلیم و ترویج معارف اسلام و تشیع برخوردار بودند، با مراجعه به کتب حدیثی مشاهده می کنیم که بیشترین روایات در مورد تقیه از امام صادق علیه السلام نقل شده است.(١) لذا این سوال مطرح می شود که به چه دلیل امام علیه السلام علیرغم مبسوط الید بودن در نشر و تبلیغ آموزه های تشیع، مکررا اصحاب خود را به لزوم کتمان و تقیه توصیه و نصیحت می کردند؟
پیش از پاسخ به این سوال لازم است که به بیان تعریفی اجمالی از معنای تقیه بپردازیم.

 

سپری کارآمد به نام "تقیّه"

«تقیّه»‏ نوعى سپر به كار بردن در مبارزه است. این كلمه از مادّه «وقى» است كه به معنى نگهدارى است. وظیفه یك فرد مبارز در میدان مبارزه تنها این نیست كه حریف را بكوبد؛ گاهی شرایطی پیش می آید که امکان حمله و هجوم وجود ندارد و در مقابل این دشمن است که ابتکار عمل را به دست می گیرد، در این مواقع، خودنگهدارى تا حدّ امكان نیز وظیفه مبارز است. تقیّه‏ یعنى هر چه بیشتر زدن و هر چه كمتر خوردن. به این دلیل تقیّه‏ تاكتیكی است معقول و خردمندانه‏ در میدان مبارزه.

 

واکنش هوشمندانه در برابر حیله شیاطین

پس از مرگ هشام بن عبدالملک، حاکم مقتدر اموی، در سال 125 هجری حکومت بنی امیه در سرازیری اضمحلال و نابودی قرار می گیرد به گونه ای که در کمتر از هفت سال، خلافت بین چهار نفر از سران بنی امیه دست به دست می گردد (٢) تا اینکه سرانجام در سال 132 هجری این امپراطوری فاسد و جبّار به زباله دان تاریخ می پیوندد.

امام صادق علیه السلام حتی در پی آن بودند که با فراهم نمودن شرایط و مقتضیات، زمینه بازگشت حکومت از بنی امیه به اهل بیت علیهم السلام را آماده کنند.  ولی مصیبت بی بصیرتی مردم در شناخت امام زمان خویش باز هم شرایط را طوری رقم می زند که باعث استمرار انزوای سیاسی-اجتماعی جریان حق همانند نود و اندی سال حکومت اموی می شود.

عباسیان با پنهان شدن در پس شعار "الرضا من آل محمد" (٣) با زیرکی تمام، هم ماهیت اموی خود را پنهان داشتند و هم محبوبیت چشمگیری در بین علویان به دست آوردند. با این حربه، مردم را اغفال کردند و انقلاب آنها را به نام خود مصادره کردند.(4) "سفاح" و "منصور" و برادر بزرگترشان "ابراهیم" با "محمد بن عبداللَّه بن الحسن بن الحسن" معروف به «نفس زكیّه» بیعت كردند و حتى منصور- كه بعدها قاتل همین محمد شد- در آغازِ امر، ركاب "عبداللَّه بن حسن" را مى‏ گرفت و مانند یك خدمتكار جامه او را روى زین اسب مرتب مى ‏كرد، زیرا عباسیان مى ‏دانستند كه زمینه و محبوبیت از علویان است. در این میان امام صادق علیه السلام بارها دعوت به قبول رهبری قیام برای بازپس گیری زمام امر حکومت شدند ولی ایشان نپذیرفتند و فرمودند:
                                ایا موقِداً ناراً لِغَیْرِكَ ضَوءُها                        وَ یا حاطِباً فى غَیْرِ حَبْلِكَ تَحْطِب‏ (5) 
در هم شکسته شدن قیام های متعدد علویان، به خوبی نشان داد که تاکتیک امام در استفاده از سلاح تقیه به چه نحو توانست حیات تشیع را از خطر اندراس و نابودی حفظ کند. و به همین دلیل است که  امام صادق علیه السلام در حدیثی تامل برانگیز می فرماید: «كُلَّمَا تَقَارَبَ‏ هذَا الْأَمْرُ، كَانَ أَشَدَّ لِلتَّقِیَّة : هرچه به این امر (قیام) نزدیک تر می شویم، تقیّه شدیدتر می گردد.» (٦)

 

مهجوریت امامت نتیجه بی بصیرتیِ امت

این مساله که امام صادق علیه السلام تمام تلاش خود را برای تضعیف و سرنگونی حکومت بنی امیه به کار گرفتند غیر قابل انکار است. ایشان حتی در پی آن بودند که با فراهم نمودن شرایط و مقتضیات، زمینه بازگشت حکومت از بنی امیه به اهل بیت علیهم السلام را آماده کنند.  ولی مصیبت بی بصیرتی مردم در شناخت امام زمان خویش باز هم شرایط را طوری رقم می زند که باعث استمرار انزوای سیاسی-اجتماعی جریان حق همانند نود و اندی سال حکومت اموی می شود.

امام جعفر صادق(ع

 

عمده دلیل تغییر تاکتیک امام علیه السلام در شیوه نشر معارف و آموزه های تشیع، بازگشت فشارها و تضییقات حکومتی و سیاسی در دوران خلافت عباسیان می باشد. با وجود اینکه در زمان "سفاح" اولین خلیفه عباسی، تضییقات کمتری نسبت به دوران منصور، متوجه امام صادق علیه السلام و شیعیان ایشان بود ولی باز هم شرایط به گونه ای بود که "تقیه" بهترین سلاح مبارزه در میدان نبرد به شمار می رفت. با مرگ سفاح، برادرش "ابوجعفر عبدالله منصور" بر مسند خلافت جای گرفت. بنا به نقل کتب تاریخی، در زمان دومین خلیفه عباسی یعنی "منصور دوانیقی"، این برخوردها و سختگیری ها به اوج خود رسید به حدی که حداقل پنج بار این خلیفه جائر اقدام به ترور و حذف فیزیکی حضرت امام صادق علیه السلام نمود.

 

وقتی بغض دشمن می ترکد

از ویژگی های بارز منصور دشمنی و بغض وی نسبت به علویان و خاندان اهل بیت علیهم السلام بود. با روی کار آمدن منصور بار دیگر شرایط برای امام صادق علیه السلام به همان دوران اقتدار و رذالت بنی امیه باز گردید. همان اختناق و فشارهایی که بر پدر بزرگوارشان امام باقر علیه السلام در عصر خلافت "هشام بن عبدالملک" اعمال می شد، دوباره حاکم شد. منصور بارها حضرت را تبعید کرد و به کرات امام علیه السلام را به هدف تحقیر و توهین و حتی به قتل رساندن ایشان به حضور طلبید. گستاخی و کینه وی نسبت به امام به حدی بود که گاهی آن را علناً و در حضور حضرت ابراز می کرد. در یکی از مواردی که منصور دستور به احضار حضرت داد و ایشان در نزد وی حاضر شدند، خطاب به امام چنین گفت: قَتَلَنِیَ‏ اللَّهُ‏ إِنْ‏ لَمْ‏ أَقْتُلْكَ‏ أَ تُلْحِدُ فِی سُلْطَانِی‏: خداوند مرا بكشد اگر تو را نكشم، آیا با سلطنت من مخالفت می كنى‏؟ (٧)

وظیفه یك فرد مبارز در میدان مبارزه تنها این نیست كه حریف را بكوبد؛ گاهی شرایطی پیش می آید که امکان حمله و هجوم وجود ندارد و در مقابل این دشمن است که ابتکار عمل را به دست می گیرد، در این مواقع، خودنگهدارى تا حدّ امكان نیز وظیفه مبارز است. تقیّه‏ یعنى هر چه بیشتر زدن و هر چه كمتر خوردن. به این دلیل تقیّه‏ تاكتیكی است معقول و خردمندانه‏ در میدان مبارزه.

مفضل بن عمر نقل می کند: روزی منصور شخصی را نزد حسن بن زیاد فرماندار خود در مکه و مدینه فرستاد تا دستور آتش زدن خانه امام صادق علیه السلام را به وی ابلاغ کند. آن ملعون نیز خانه حضرت را (در حالیکه ایشان در خانه حضور داشتند) به آتش کشید به گونه ای که آتش همه دیوارها و اتاق ها را در برگرفت. ناگهان دیدند که حضرت بر روی آتش راه می روند و از خانه خارج می شوند و این جملات را تکرار می کنند: «من فرزند رگ های تپنده زمین ام، من فرزند ابراهیم خلیل الله هستم!» (٨)
و دقیقا به خاطر همین شدت عمل ها و بدسگالی های حکومت جائر عباسیان بود که امام علیه السلام گاهی برای حفاظت از جان بزرگترین اصحاب خود، نزد مردم از آنها بدگویی و عیب جویی می کردند. در روایتی، امام صادق علیه السلام به فرزند زرارة (٩) چنین می فرماید: «سلام مرا به پدرت برسان و به او بگو من در پاره ‌ای اوقات از تو عیب ‌جویی می‌ کنم و این به خاطر محافظت از جان توست؛ چرا که مردم و دشمنان به هرآنچه ما توجه کرده و از آن تعریف و تمجید کنیم حساس می-‌ شوند و کسی را که ما دوست بداریم و از مقرّبان خود بدانیم مورد اذیت و آزار قرار می‌ دهند. (10)

 

تاکتیکی برای رو کردن دست خصم

مروری اجمالی بر برخوردهای امام صادق علیه السلام با خلفای عباسی خصوصا منصور دوانیقی به خوبی نمایانگر این واقعیت است که آنچه در زمان ایشان اتفاق افتاد، به ظاهر در هم شکستن و نابودی بنی امیه و به روی کار آمدن حکومت جدید بنی العباس بود ولی حقیقت مطلب آن است که خط مشی ها و جهت گیری ها و در یک کلام ماهیت آن دو در به انزوا کشاندن اسلام ناب و تشیع اصیل هیچ تفاوتی با یکدیگر نداشت. به همین دلیل همان گونه که امام باقر علیه السلام در زمان امویان مجبور به عمل بر طبق تقیه بودند، امام صادق علیه السلام نیز چاره ای جز استفاده از همین منهج را نداشتند.

 

پی نوشت:

1) الكافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 217/ بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏72، ص: 393.
2) ولید بن یزید بن عبدالملک (۱۲۵-۱۲۶) یزید بن ولید بن عبدالملک (۱۲۶) ابراهیم بن ولید بن عبدالملک (۷۰ روز از سال ۱۲۶) مروان بن محمد (۱۲۶-۱۳۲).
3) منتخب و برگزیده از خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله.
4) منصور عباسی و همفکران او برای اینکه ذهن مردم را قانع کنند وانمود کرده بودند که جانشینان پیغمبرند. یک سلسله نسبی هم درست کرده بودند. می گفتند که ما فرزندان عباسیم. و... ر ک: انسان 250 ساله ص 264.

5) اى كسى كه آتش مى ‏افروزى كه روشنى ‏اش از آن دیگرى باشد؛ و اى كسى كه در صحرا هیزم جمع مى ‏كنى و در یك جا مى ‏ریزى، خیال مى ‏كنى روى ریسمان خودت ریخته‏ اى؛ نمى ‏دانى هر چه هیزم جمع كرده ‏اى روى ریسمان دیگرى ریخته ‏اى و بعد او مى ‏آید محصول هیزم تو را جمع مى ‏كند.
6) كافی (ط - دار الحدیث)، ج‏3، ص: 557
7) إعلام الورى بأعلام الهدى (ط - القدیمة)، النص، ص: 277
8) الكافی (ط - الإسلامیة)، ج‏1، ص: 473
9) "زرارة بن اعین شیبانی" یکی از بزرگ ترین اصحاب امام باقر و امام صادق علیهماالسلام است.
10) وسائل الشیعة، ج‏11، ص: 257

سید عبدالله سیدحسینی      
کارشناس حوزه  علمیه        
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

کجای زندگی ما الگوگیری از زندگی پیامبر ماست؟

 

 

حضرت محمد

 

 


پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله)با مركب تفكر و تعقل از مرز ماده و طبیعت عبور كرده و در آن سوی این پدیده های چشم گیر و در همان حال ناپایدار و زودگذر، به پدید آورنده و آفریدگار نیرومند و دانا و ابدی و ازلی می اندیشید و محصول آن، روی آوردن به وی با همه وجود و تسلیم در برابر او بود.


الگوی گفتار و رفتار

پیامبر(صلی الله علیه وآله) الگو است. «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ» (الأحزاب/21) «اسوه» یعنی الگو، نگفته (لقد کان رسول الله اسوه)، گفته «فِی رَسُولِ اللَّهِ» می‌دانی «فِی» یعنی چه؟ در پیغمبر (صلی الله علیه وآله) الگو است، اگر می‌گفت پیغمبر(صلی الله علیه وآله) الگو است یعنی خودتان را مثل پیغمبر کنید، آن وقت باید گفته می شد : ما کجا، پیغمبر کجا؟ می‌گوید ببین شما که نمی‌توانی مثل پیغمبر(صلی الله علیه وآله) باشی، منتهی از کارهای پیغمبر(صلی الله علیه وآله) الگوبرداری کنید، یعنی یک گوشه کارتان لااقل به پیغمبر(صلی الله علیه وآله) نزدیک بشود.

آخر ما در بعضی مواقع می بینیم که هیچ چیزمان به پیغمبر (صلی الله علیه وآله)نمی‌خورد. پیغمبر (صلی الله علیه وآله)راست می‌گفت ما دروغ می‌گوییم، پیغمبر (صلی الله علیه وآله)امین بود ما خیانت می‌کنیم، پیغمبر (صلی الله علیه وآله)نماز می‌خواند باحال، ما اصلا نماز نمی‌خوانیم یا نماز می‌خوانیم بی‌حال. پیغمبر (صلی الله علیه وآله)چقدر تمیز بود.

سیره اخلاقی و رفتاری

سیره اخلاقی و رفتاری هر کس، به صورت های گوناگون نمود پیدا می کند. گاهی اخلاق فردی گویای خصلت های شخصیتی افراد است. حضرت رسول(صلی الله علیه وآله)در اخلاق فردی، روش خاصی داشت که به بعضی آنها اشاره می شود:

پاکی و آراستگی

آراستگی و پاکی سر، صورت و لباس مورد تأکید اسلام است; زیرا خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد.(وسائل الشیعه، ج 3، ص 340) خداوند زیبایی را برای بندگان می پسندد و ژولیدگی را برایشان روا نمی دارد; چنان که رسول خدا(صلی الله علیه وآله)فرمود: خداوند چرکین بودن و ژولیدگی را دشمن دارد.(نهج الفصاحه، ص 150، ح 741)

 

مسواک

بهداشت دهان و دندان از عوامل مهم تأمین سلامتی است. توجه به این نکته بهداشتی دستور خداوند است; چنان که پیامبر(صلی الله علیه وآله)فرمود: آن قدر از سوی پروردگار به مسواک دستور یافتم که ترسیدم بر من واجب شود.(بحارالانوار،، ج 16، ص 319)

فرمود: ای اباذر! خدای عزوجل روشنی چشم مرا درنماز قرار داده وآن را محبوب من گردانیده، همچنانکه طعام را بر گرسنه و آب را بر تشنه محبوب ساخته است سپس فرمود: آدم گرسنه با خوردن غذا و تشنه با نوشیدن آب سیر می شود اما من با خواندن نماز سیر نمی ‌شوم

پیامبر (صلی الله علیه وآله)به مسواک اهمیت ویژه می داد، پیوسته دندان های مبارکش پاک و سفید بود، دوستان خود را هم به مسواک کردن تأکید می کرد. ایشان همیشه پیش از خواب مسواک می زد. هرگاه می خوابید مسواک را بالای سر خود می گذاشت، و وقتی از خواب بیدار می شد، ابتدا مسواک می زد.(همان)

 

عطرآگینی

خوش بویی و استفاده از عطریات موجب نشاط روحی می شود. افزون بر آن، برای دیگران نیز مسرّت و نشاط می آورد. بالعکس، بوی بد دهان، بدن، لباس و جوراب مایه اذیت و رنجش خاطر دیگران می شود.

پیامبر (صلی الله علیه وآله) همواره مواد خوش بوکننده استفاده می کرد; چنان که هرگاه از راهی عبور می کرد و دیگران به آنجا می رسیدند، به واسطه بوی عطر ایشان، می فهمیدند که آن جناب از اینجا عبور کرده است.( سنن النبی، ص 63)

خرج کردن برای عطریات پسندیده است و اسراف به شمار نمی آید. بخشی از مخارج پیامبر(صلی الله علیه وآله) صرف خرید عطر و مواد خوش بوکننده می شد. به فرموده امام صادق(علیه السلام)، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بیش از آنچه برای طعام خرج کند، در خرید عطریات خرج می کرد.( بحارالانوار، ج 16، ص 248 )

 

رعایت بهداشت

شستشوی بدن، نظافت لباس، و گرفتن ناخن و شارب از عوامل نشاط آور و تأمین کننده سلامتی است. رسول خدا(صلی الله علیه وآله)همواره موهای سر و صورت را با «سدر» شستشو می داد.( همان، ج 16، ص 247) پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله) هر جمعه ناخن ها را می گرفت، شارب را کوتاه می کرد و برای زدودن موها، بر بدن خویش نوره می کشید.( سنن النبی، ص 94) آن حضرت روز جمعه پیش از آنکه برای اقامه نماز جمعه از خانه بیرون رود، ناخن هایش را می چید و شارب خود را کوتاه می کرد.( همان، ص 106)

حضرت محمد

غذا خوردن

سیره پیامبر(صلی الله علیه وآله) درباره خوردن و آشامیدن و احترام به نعمت ها، بسیار جالب و آموزنده است. آن حضرت از اسارت شکم پرستی آزاد بود و از پرخوری پرهیز داشت. حضرت هر نوع غذایی که می خواست قدرت تهیه آن را داشت و خود فرمود: ای ابوذر! جبرئیل خزینه های دنیا را برایم آورد و گفت: ای محمّد! اینها کلید خزینه های دنیا هستند، می توانی از آنها بهره گیری، بدون اینکه از جایگاه و نعمت های آخرت تو چیزی کم شود، ولی من گفتم: ای جبرئیل! مرا نیازی نیست; هرگاه سیر می شوم خدای را سپاس می گویم، و اگر گرسنه شدم از او در خواست می کنم.(عین الحیوه، ص 306)

 

لباس پوشیدن

پیامبر(صلی الله علیه وآله) به سادگی، عافیت جسمی و نوع سالم تر لباس دقت داشت. از این رو، لباس پنبه مورد علاقه آن حضرت بود. حضرت علی(علیه السلام)فرمود: لباس های پنبه ای بپوشید; چراکه لباس پیامبر خداست.(پیشین، ص 126)

رسول خدا(صلی الله علیه وآله)، هم بُرد یمانی می پوشید و هم جُبّه پشمین و خشن از پنبه و کتان(بحارالانوار، ج 16، ص 227)

همواره لباس را از طرف راست می پوشید. ولی هرگاه جامه را از تن بیرون می آورد از جانب چپ شروع می کرد; و چون لباس نو می پوشید، لباس های کهنه را به فقیر می داد و می گفت: هر گاه آن لباس به تن فقیر است، دهنده آن در خیر و نگه داری خداوند خواهد بود.(پیشین، ص 123)

خرج کردن برای عطریات پسندیده است و اسراف به شمار نمی آید. بخشی از مخارج پیامبر(صلی الله علیه وآله) صرف خرید عطر و مواد خوش بوکننده می شد. به فرموده امام صادق(علیه السلام)، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بیش از آنچه برای طعام خرج کند، در خرید عطریات خرج می کرد

عشق به نماز

درکتاب "امالی شیخ طوسی" از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) روایت شده که فرمود: ای اباذر! خدای عزوجل روشنی چشم مرا درنماز قرار داده وآن را محبوب من گردانیده، همچنانکه طعام را بر گرسنه و آب را بر تشنه محبوب ساخته است سپس فرمود: آدم گرسنه با خوردن غذا و تشنه با نوشیدن آب سیر می شود اما من با خواندن نماز سیر نمی ‌شوم.

 

نماز جماعت

درتنبیه الخواطرآمده است که لقمان می گوید: پیامبر(صلی الله علیه وآله) صفوف ما را منظم می کرد که گویا مانند چوب‌های تیر هیچ گونه کجی نداشت و گاهی که می‌ دید ما غفلت داریم تذکرمی ‌داد ولذا روزی هنگام تکبیرة الاحرام متوجه مردی شد که سینه‌اش جلوتر از دیگران است فرمود: بندگان خدا، صفوف خود را منظم کنید وگرنه بین دلهایتان اختلاف و تفرقه خواهد افتاد. پیامبر(صلی الله علیه وآله) درنماز دست به شانه‌های ما می‌ گذاشت و می فرمود: منظم وصاف بایستید وگرنه دل‌هایتان دچارتفرقه خواهد شد.

 

قرائت قرآن

شیخ ابوالفتوح رازی در "تفسیر" خود نقل کرده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نمی‌خوابید تا "مسبحات" راتلاوت کند ومی فرمود: دراین سوره‌ها آیه ‌ای است که ازهزار آیه برتراست، گفتند: چه سوره‌هایی است، فرمود: حدید، حشر، صف، جمعه و تغابن.

درکتاب "مجمع البیان" روایت شده که حضرت علی (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) سوره "سبح اسم ربک الاعلی" را دوست داشت وفرمود: اول کسی که گفت "سبحان ربی الاعلی" همانا میکائیل بود.  

فرآوری : زهرا اجلال            

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

 


 

منابع :

سایت حوزه.

بیانات حجت الاسلام ضیاء آبادی.

بیانات حجت الاسلام قرائتی.

تشویق کودکان به مطالعه

 

 

 

بی‌شک یکی از لذت‌بخش‌ترین روش‌های تشویق برای کودکان همراهی والدینشان برای خواندن کتاب است. این کار هم باعث افزایش توانایی گفتاری و نوشتاری کودک خواهد شد و هم دایره لغات کودک را افزوده و حس کنجکاوی وی را بیدار کرده و سبب تشویق به مطالعه کتاب‌های گوناگون خواهد شد.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 3 دقیقه
کتاب خواندن بچه ها
 
 
چگونه کودک دو ساله خود را به کتاب و کتاب‌خواندن در سال‌های آینده علاقمند کنیم؟
چند راهکار برای کتاب‌خوان شدن کودکان:

1. الگوی خوبی برای کودکتان باشید

برای این کار کتابخانه‌ کوچکی در منزل تهیه کنید و آن را پر از کتاب‌های مختلف کنید. طبقات پایین‌تر را برای کودکان در نظر بگیرید. هرگز کودکتان را مجبور به کتاب خواندن نکنید زیرا کودکان به‌ آسانی از والدین خود تاثیر می‌پذیرند کافی است خودتان کتاب را بردارید و چند ساعتی کتاب بخوانید.

2.  کودکتان را با کتابخانه‌ها و کتاب‌فروشی‌ها آشنا کنید

از آنجا که کتابخانه‌ها و کتاب‌فروشی‌ها کتاب‌های گوناگون و وسوسه کننده‌ای دارند به همین دلیل برای بچه‌ها جذاب هستند و توجه آن‌ها را جلب می‌کنند و با تکرار رفت‌وآمد به این مکان‌ها قطعاً کودکان هم به کتاب و کتاب‌خوانی علاقه‌مند خواهند شد.

3. با هم کتاب بخوانید

یکی دیگر از روش‌های تشویق کودکان به مطالعه خواندن شعر  و داستان از همان دوران نوزادی برای آنهاست. بی‌شک یکی از لذت‌بخش‌ترین روش‌های تشویق برای کودکان همراهی والدینشان برای خواندن کتاب است. این کار هم باعث افزایش توانایی گفتاری و نوشتاری کودک خواهد شد و هم دایره لغات کودک را افزوده و حس کنجکاوی وی را بیدار کرده و سبب تشویق به مطالعه کتاب‌های گوناگون خواهد شد.

در کنار دیگر هدیه‌هایی که برای کودکان در مناسبت‌های گوناگون تهیه می‌کنید کتاب را نیز بگنجانید و از آن به عنوان هدیه‌ای ارزشمند یاد کنید


4. کتاب مناسب انتخاب کنید

در آغاز کتاب‌هایی را انتخاب کنید که تصاویری واضح، ساده و رنگی داشته باشد که کودک هر روز در دنیای پیرامون خود می‌بیند. بهتر است هر صفحه، یک یا دو تصویر بدون جزییات پیچیده داشته باشد. با بزرگ‌تر شدن کودکان کتاب‌های متنوع‌تری برایش تهیه کنید. کتاب‌هایی با تصاویر گوناگون و جزئیات بیشتر، کتاب‌هایی در اندازه و شکل‌های مختلف اما باید دقت کنیم که چه کتابی و با چه محتوایی برای کودکمان تهیه می‌کنیم. کتابی را انتخاب کنید که مناسب با سن و جنس و روحیات کودکان باشد. توصیه می‌شود تا هر هفته همراه با کودکتان برای تهیه کتاب به باغ کتاب و یا دیگر کتاب‌فروشی‌های سطح شهر بروید و سعی کنید سلیقه کودک نیز در تهیه کتاب اعمال شود.
کتاب

5.  با صدای بلند کتاب بخوانید

زمانی که با صدای بلند برای کودکان کتاب می‌خوانید باعث می‌شود تا توجه کودک به کتاب بیشتر شده و درک مطلب بهتری داشته باشد.

6. کتاب هدیه بدهید

در کنار دیگر هدیه‌هایی که برای کودکان در مناسبت‌های گوناگون تهیه می‌کنید کتاب را نیز بگنجانید و از آن به عنوان هدیه‌ای ارزشمند یاد کنید.

7. کتابی تهیه کنید که فیلمش هم وجود داشته باشد

ابتدا کتاب را برای کودکتان بخوانید و سپس به تماشای فیلم بنشینید. بعد از تماشای فیلم نکاتی را که در کتاب‌ خوانده بودید ولی در فیلم نبود را پیدا کرده و با هم مرور کنید این کار باعث افزایش دقت و توجه کودک می‌شود.

کتاب خواندن

8. سوال طرح کنید

چند تا از کتاب‌های مختص گروه سنی کودکتان را مطالعه کنید و از آن‌ها سوال‌هایی طرح کنید و بعد از او بپرسید و برای راهنمایی جهت پیدا کردن پاسخ کتاب‌های موردنظرتان را به‌ عنوان منبع در اختیارش قرار دهید.

 
منبع: مرکز مشاوره تبیان
دوشنبه, 20 آبان 1398 13:06

11 ویژگی افراد جذاب و موثر

چگونه فردی بانفوذ و تاثیرگذار شویم

 

 

افرادی که از جذابیت و تاثیرگذاری برخوردار هستند در بیان احساسات هیچ فیلتری ندارند و هر چه را که احساس می‌کنند به‌ راحتی و بدون ترس از مورد قضاوت قرار گرفتن ابراز می‌کنند.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 3 دقیقه
تأثیرگذار
 
 
چگونه شخصیتی مثبت و موثر و تاثیرگذار داشته باشیم؟
قدرت تاثیرگذاری و جذابیت مهارتی است اکتسابی که تمام انسان‌ها می‌توانند آن را در خود رشد داده و تبدیل به فردی جذاب و تاثیرگذار شوند. جذابیت چیزی سوای زیبایی است. شخصی می‌تواند زیبا باشد ولی هرگز جذاب نباشد و همچنین می‌تواند جذاب و تاثیرگذار باشد ولی زیبا نباشد. اگر می‌خواهید فردی موفق و نافذ در قلب‌ها باشید نخست باید با خودتان ارتباط صحیح برقرار کنید.

چند ویژگی افراد جذاب:

اعتمادبه‌نفس بالا

اولین ویژگی افراد جذاب اعتمادبه‌نفس بالای آن‌ها است که سرمنشأ آن‌ هم شناخت خود و قبول آنچه هستند است.

نداشتن مخفی‌کاری 

این افراد دلیلی برای مخفی‌کاری نمی‌بینند و صادقانه عمل می‌کنند، با انسان‌های اطرافشان شفاف هستند و همین شفافیت آنهاست که باعث اعتماد دیگران می‌شود.

صمیمیت

خیلی زود با دیگران صمیمی می‌شوند و در عین‌ حال مرزهای صمیمت را می‌شناسند و از صمیمیتشان برای رسیدن به خواسته‌هیشان استفاده نمی‌کنند.

به‌ راحتی ابراز احساسات می‌کنند

از مهم‌ترین دستاوردهای هر انسانی شناخت احساسات خود است. افرادی که از جذابیت برخوردار هستند در بیان احساسات هیچ فیلتری ندارند و هر چه را که احساس می‌کنند به‌ راحتی و بدون ترس از مورد قضاوت قرار گرفتن ابراز می‌کنند.
ابراز احساسات

نپوشاندن عیب‌هایشان

همهٔ انسان‌ها دارای عیوبی هستند و تنها خداست که کامل و بی‌نقص است. افراد تأثیرگذار عیب‌های خود را شناخته و برای رفع آن تلاش می‌کنند و از دیگران مخفی نمی‌کنند و اگر کسی از عیوب آن‌ها گفت ناراحت و خشمگین نمی‌شوند.


اقتدار

افراد تأثیرگذار بسیار مقتدرند. آن‌ها به‌ واسطه شناختی که از خود، عواطف و احساسات و محیط اطرافشان دارند به این اقتدار دست‌یافته‌اند. اقتدار در هر آنچه هستند و می‌خواهند از خصوصیاتی است که هر چند منبع قدرت نباشند و در مسند قدرت قرار نگرفته باشند اما می‌توانند مقتدر عمل کنند.

خلاق و ریسک‌پذیر

از شکست ترسی ندارند ولی برای پیروزی خود برنامه‌ریزی می‌کنند. ریسک‌پذیرند و از ریسک کردن نمی‌ترسند.

فعال هستند

افراد تأثیرگذار افرادی فعال هستند که درجا نمی‌زنند و دیگران را هم ناخواسته به فعالیت وامی‌دارند و از این طریق باعث رشد خود و اطرافیانشان می‌شوند.

شنونده‌های خوبی هستند

آن‌ها برای حرف زدن تلاشی نمی‌کنند و این فرصت را به‌ طرف مقابلشان می‌دهند که با آن‌ها احساس خوب بودن را تجربه کنند. حرف‌های دیگران را می‌شنوند و از نصیحت و قضاوت پرهیز می‌کنند.

شنونده خوب

امیدبخش هستند

آن‌ها خوش‌بین هستند و خوش‌بینی را به اطرافشان القا می‌کنند، از روحیه بالایی برخوردارند و  در ذهن دیگران فردای روشنی را ترسیم می‌کنند و با سهیم کردن دیگران در دانسته‌ها و فرصت‌های خاص خودشان به آن‌ها ارزش می‌دهند.


مهارت‌های ارتباطی 

افراد تأثیرگذار می‌دانند در کجا و با چه کسانی صمیمی شوند و در ارتباط با دیگران بیهوده دست‌وپا نمی‌زنند. آن‌ها نگاه نقادانه ندارند و پس از گذشت زمان کوتاهی حس صمیمت را در طرف مقابل القا می‌کنند به طوری که فرد به‌ راحتی اعتماد می‌کند و حرف‌های مهمش را به او می‌گوید.

 
منبع: مرکز مشاوره تبیان
صفحه48 از365