ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

یکشنبه, 28 شهریور 1395 11:30

ایرانی جویای حقیقت

پرسش جوان ایرانی و پاسخ صحابی رسول خدا

کتاب بلندترین داستان غدیر

لیست موضوعات کتاب :

اهدا مقدمه جوان ايرانى...! - حذيفه يمانى...! غدير...! بلندترين داستان غدير- شرايط فكرىِ داستان بلند غدير- شرايط زمانى - شرايط مكانى -  شرايط اجتماعى - معرفى حذيفه، راوى داستان غدير-  خصوصيت حذيفه در اين حديث - نقل حديث بلند توسط يك نفر- حضور شخصى در قضايا - توجه به اهميت بنيادى جريانات - مرورى بر زندگى جوان ايرانى - مادر جوان ايرانى و روحياتش - اسناد و منابع بلندترين داستان غدير-  معرفى منابع شناختى از منبع اصلى - تطبيق روايات اسناد بلندترين داستان غدير - قتل عثمان و خلافت صاحب غدير - نامه اميرالمؤمنين به حذيفه حاكم مدائن - نامه اميرالمؤمنين به مردم مدائن - سخنرانى حذيفه درباره خلافت صاحب غدير - كنجكاوى جوان ايرانى درباره غدير و سقيفه - سلام جبرئيل به صاحب غدير با لقب 'اميرالمؤمنين'  - اعلام عمومى سلام به اميرالمؤمنين - مراسم سلام به اميرالمؤمنين و عكس العمل منافقين - اولين سخنان منافقين درباره غصب خلافت - فتنه عظيم سقيفه - مقدمات واقعه غدير و توطئه هاى منافقين پايه گذاران اصلى غصب خلافت - اعلان عمومى سفر حجة الوداع - اولين نشانه هاى غدير - اصرار عايشه براى اطلاع از اسرار غدير - افشاء سرّ غدير توسط عايشه - آيه هاى اعلان عمومى غدير - واقعه غدير خم - سخنرانى پيامبر قبل از معرفى اميرالمؤمنين - معرفى اميرالمؤمنين و دعوت براى بيعت مراسم بيعت غدير-  نشانه هاى فتنه در غدير - توطئه بر ضد غدير: قتل پيامبر و صحيفه ملعونه اول - معرفى توطئه گران ضد غدير-  برخورد شديد پيامبر با توطئه گران - اساسنامه اصلى ضد غدير - اساسنامه سقيفه - سخنرانى پيامبر درباره صحيفه ملعونه دوم - مقابله عايشه با غدير، و يارى توطئه گران بر ضد غدير - مواخذه عايشه براى افشاى راز غدير-  اشاره پيامبر به فتنه عايشه در جنگ جمل - تشكيل لشكر اسامه براى اخراج منافقين از مدينه - توطئه منافقين براى بازگشت به مدينه - آغاز اقدامات ضد غدير براى تشكيل سقيفه - نماز ابوبكر و عكس العمل پيامبر-  سخنان پيامبر درباره غاصب حق صاحب غدير-  ماجراى سقيفه - ريشه يابى نفوذ فتنه سقيفه بين مردم - جوان ايرانى در خدمت صاحب غدير - اتمام حجت و شهادت در راه صاحب غدير-  پيروزى غديريان در جنگ جمل و پايان... مويدات بلندترين داستان غدير-  يك حديث مفصل در تأييد بلندترين داستان غدير - تاييد فرازهاى حديث از منابع ديگر - برگرداندن عثمان حكم بن ابى العاص را به مدينه - صاحب شدن ابوبكر و عمر لقب اميرالمؤمنين را - حضور جبرئيل نزد پيامبر به صورت دحيه كلبى - اعتراض ابوبكر و عمر در مسئله ى سلام به امرة المؤمنين - سخنان بريده در اعتراض به ابوبكر - اعلان عمومى حج - خطبه غدير - بيعت مردان در غدير-  بيعت زنان در غدير - اعتراض ابوبكر و عمر در بيعت غدير - تحويل ودايع انبياء به على بن ابى طالب - مشورت در قتل پيامبر در برگشت از تبوك -عقبه هرشى - صحيفه ملعونه اول - كلام اميرالمؤمنين كنار جنازه كفن پيچيده عمر - حمله سگهاى حوأب به عايشه -  دور كردن بعضى از اصحاب از حوض كوثر-  تخلف ابوبكر و عمر از جيش اسامة - نماز ابوبكر-  شهادت جوان ايرانى در جنگ جمل -  نتيجه گيرى از بلندترين داستان غدير

 

اهدا

به آن جوان ايرانى؛

كه با كنجكاوى خود؛

اين ميراث عظيم را؛

از حذيفه يمانى تحويل گرفت

و براى ما به يادگار گذاشت؛

و به همه ى جوانان ايران

كه در تاريخ اعتقادى خود

ژرف مى نگرند و كنجكاوند.

محمد رضا

 

مقدمه

جوان ايرانى...! حذيفه يمانى...! غدير...!

 

غدير كجا... مدائن كجا...؟!

يك جوان ايرانى در پايخت هفتصد ساله ى ايران كجا... بلندترين متن از داستان غدير كجا...؟

يك اتفاق كوچك نتايج زيبايى را به ثمر رساند كه در نگاه اول نه جوان ايرانى انتظارش را داشت و نه حذيفه يمانى. حتى تاريخ گمان نمى كرد چنين حقايق ناگفته اى در آن روز از زبان يكى از معتمدترين اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بر صفحاتش نقش ببندد.

ما اكنون بلندترين روايت از واقعه ى غدير را پيش رو داريم كه شامل ناگفته هاى بسيارى از زواياى مختلف آن است. آنچه در اين حديث بلند آمده ثمره ى سؤالات يك جوان كنجكاو و پرشور ايرانى است كه در شهر بزرگ مدائن در محضر صحابى گرانقدر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم حذيفه ى يمانى مطرح كرده است. اين صحابى دانشمند نيز بعنوان بزرگترين اتمام حجت در عمر خود، بى پرده حقايق زير خاك مانده ى غدير و دشمنانش را بر زبان آورده؛ و مقارن طلوع دوباره ى خورشيدِ غدير، زنگارهاى بيست و پنج ساله را زدوده است.

جا دارد از دور دستهاى زمان، از حذيفة بن يمان تشكر نماييم كه در سن كهولت و با تحمل زحمت، اين داستان بلند را در پاسخ به سؤالات يك جوان ايرانى با تمام جزئياتش بيان نموده، كه هر بخش آن پرونده هايى از گذشته ى اعتقادى ما را مى گشايد و آگاهى دو چندان نسبت به آنچه تا كنون درباره ى آنها مى دانسته ايم در صفحات عقيده ى ما مى افزايد.

از آن جوان ايرانى نيز تشكر مى كنيم كه از بين آن جمعيت به خواب رفته در اثر تبليغات سقيفه، اين گونه آگاهانه تاريخ دينش را دنبال كرده است. در حقيقت او بانى شده تا چنين حقايقى از لسان يكى از معتمدترين اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بازگو شود و ما پس از هزار و چهارصد سال ثمره ى شيرين آن را- كه به عظمت يك تحقيق تاريخى است- در قلب خود احساس كنيم.

احياى ميراث فرهنگى شيعه در كتاب حاضر جلوه ى تازه اى به خود گرفته است. احاديث بلند و همه جانبه اى در منابع ما وجود دارد كه تحقيق و عرضه ى تنظيم شده ى آنها مى تواند از نمونه هاى بارز احياى يادگارهاى علمى تشيع به شمار آيد، چرا كه تا آن روايات در منابع اصلى هستند بين هزاران حديث توجه خاصى به آنها نمى شود، ولى با استخراج از كتب مرجع و تبيين جوانب اعتقادى تاريخى آن و سپس تنظيم متن و محتواى آن معلوم مى گردد چه حقايق مهمى از تاريخ و عقيده در آن نهفته است.

يكى از ده ها حديثى كه از چنين خصوصيتى برخوردارند، اين حديث حذيفه يمانى درباره ى غدير است كه طى مراحل زير آماده شده است:

الف. مقدمه اى براى مطالعه ى حديث در پنج بخش تنظيم شده است:

1. بيان بلندترين بودن اين داستان غدير.

2. تبيين شرايط زمانى و مكانى و اجتماعى نقل اين حديث در مدائن.

3. معرفى حذيفه، راوى داستان غدير.

4. مرورى بر زندگى جوان ايرانى.

5. اسناد و منابع بلندترين داستان غدير.

ب. متن حديث پس از مقابله با چند نسخه در نُه بخش مرحله بندى شده و فرازهاى آن عنوان گذارى گرديده است. پاورقى هاى بسيار مهمى در نظر گرفته شده كه شامل دو جهت است:

1. توضيح برخى فرازهاى متن بخاطر اهميت آن در بُعد اعتقادى.

2. آوردن تفاصيل قضاياى تاريخى كه در متن به اشاره آمده است.

ج. پى نوشتها كه شامل دو بخش زير بعنوان بازيافت آثار اين داستان بلند غدير است:

1. مؤيدات مفصل براى فرازهاى اين حديث.

2. نتيجه گيرى از بلندترين داستان غدير. اينك چهارده قرن از ماجراهاى غدير و سقيفه گذشته، و ما موظفيم اين حديث عظيم را- كه سهم به سزايى در بيان حقايق ناگفته ى آن دو ماجراى متقابل دارد- به نسلهاى حاضر و آينده معرفى كنيم و پيام آن را برايشان تبيين نماييم.

در اين حديث حقايقى را دنبال خواهيم كرد كه هر يك از آنها سازنده ى آيه اى از دين ماست. به اميد روزى كه بزرگ وارث غدير حضرت بقية الله الاعظم عجل الله فرجه الشريف پرده هاى ديگرى از رازهاى پنهان غدير و سقيفه بردارد و زواياى مهمترى از آن دو واقعه ى سرنوشت ساز امت را بيان فرمايد.

محمد رضا انصارى

عيد غدير 1422،  

 

بلندترين داستان غدير

واقعه ى بزرگ غدير كه نزد شيعه و سنى متواتر است، در قالب عبارات كوتاه و بلندى نقل شده است. بعضى از راويان تنها جمله ى 'من كنت مولاه فهذا على مولاه' را ذكر كرده اند، و بعضى ديگر جمله ى 'اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله' را نيز در كنار آن نقل نموده اند.

در بعضى روايات، منظره ى غدير از نظر درختان و بركه و منبر و جمعيت ترسيم شده؛ و در بعضى ديگر جزئيات بيشترى درباره ى كيفيت خروج از مدينه و اتفاقات مربوط به مكه و وقايع راه از مكه تا غدير خم و مراسم سه روزه ى غدير ذكر شده است. در اين ميان بعضى راويان داستانهايى مانند شعر حسان بن ثابت يا ماجراى حارث فهرى را نيز ذكر كرده اند و عده اى ديگر به كارشكنى ها اشاره نموده اند.

آنچه در همه ى موارد ديده مى شود اين است كه هر يك از راويان گوشه هايى از اين مراسم عظيم را نقل كرده اند، و تنها حديث بلندى كه همه ى جوانب غدير را به نقل از يك شاهد عينى آورده باشد فقط اين حديث حذيفه است كه اينك پيش روى شماست.

در اين روايت شاهد مجموعه اى منسجم درباره ى غدير هستيم كه براى درك كامل و امكان تحليل صحيح و همه جانبه ى اين واقعه ى عظيم نياز به آن است. حذيفه با توجه به همين نكته سعى كرده جوانب مختلف ماجرا را با نظم دقيق زمانى و مكانى آن ارائه دهد، و در كنار آن توطئه هاى ضد غدير را نيز خاطر نشان سازد كه مبادا شنونده اى پس از تصوير آن واقعه ى عظيم، از ماجراهاى پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مبهوت بماند و از تحليل قضايا عاجز گردد.

حذيفه يمانى ابتدا براى جداسازى اميرالمؤمنين حقيقى از غير حقيقى- كه سر نخ سؤال جوان ايرانى است- داستان مفصل سلام رسمى مردم بر على عليه السلام بعنوان 'اميرالمؤمنين' را مطرح مى سازد و همانجا اشاره اى به سرباز زنندگان از اين فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مى نمايد. سپس داستان غدير را آغاز مى كند و مراحل آن را تا پايان مراحل حج مرحله به مرحله پى مى گيرد تا اعلان عمومى براى غدير را مطرح مى كند و قافله را همراه با فرامين لحظه به لحظه ى الهى در اين مهمترين فرمان آسمانى پيش مى برد تا در غدير اعلان رسمى ولايت و امامت على عليه السلام را با بيانات مفصل پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بيان مى كند.

حذيفه اين مرد بيدار، در اينجا فوراً سخن را متوجه كسانى مى نمايد كه دقيقاً همزمان با غدير پيمان نامه بر ضد آن امضا مى كنند، و سپس نقشه ى قتل پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را بين راه مى كشند و آن را به مرحله ى اجرا مى گذارند ولى خداوند خطر را از آن حضرت دور مى كند. خبر از پيمان نامه ى دوم كه پس از بازگشت به مدينه در محرم سال يازدهم هجرى به تحرير در آمد نيز دليل بر اطلاع حذيفه از اسرار است. سپس مسئله ى تشكيل سپاه اسامه را مطرح مى سازد و علت تخلف عده اى از شركت در آن لشكر را با ظرافت تمام بيان مى كند.

بزرگمرد يمانى در كنار داستان غدير، نقش عايشه در آن جريانات را با شواهد مورد مشاهده ى خود از قضايا ارائه مى دهد، كه چگونه در مراحلى كه توطئه گران كارشكنى مى كردند او نيز قدم به قدم ياور آنان بوده و در بسيارى از موارد اقدامات مخفيانه ى لازم در خانه ى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را بر عهده مى گرفته است.

حذيفه اين دانشمند فرزانه، اسرار بسيارى از اقدامات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم براى مقابله با منافقين را بقدرى شفاف بيان مى كند كه هر فرد مسلمانى براحتى به اسرار قضاياى غدير تا سقيفه و آن تحولات عظيم در اجتماع مسمانان پى مى برد.

با توجه به جامعيت و انسجام و بلنداى داستانى كه حذيفه درباره ى غدير نقل كرده، با اطمينان خاطر مى توان گفت: هيچ حديثى درباره ى غدير- كه از يك نفر بصورت كامل نقل شده باشد- به بلنداى اين حديث حذيفه وجود ندارد، و با اذعان كامل بايد آن را بعنوان 'بلندترين داستان غدير' در سرتا سر تاريخ اسلام معرفى كرد.

 

شرايط فكرىِ داستان بلند غدير

قبل از مطالعه ى روايت ژرف حذيفه، لازم است زمانى را كه او چنين مطالبى را با جرئت بر زبان آورده و شرايط مكانى شهر عظيم مدائن را مورد تحليل قرار دهيم؛ و با توجه به اين دو جهت، وضعيت فكرى و اجتماعى مخاطبان او را مورد توجه قرار دهيم. جمع بندى اين شرايط بخوبى ثابت خواهد كرد كه محتواى بى نظير روايت حذيفه از ارزش فوق العاده اى در دفتر اعتقاد ما برخوردار است.

شرايط زمانى

با توجه به سؤالهاى جوان ايرانى مى توان دريافت در بيست و پنج سالى كه مردم تحت سيطره ى فكرى و عملى سقيفه بودند تا چه حد از احاديث و جرياناتى كه اصحاب حضرت آنها را مى دانسته اند دور بوده اند؛ بخصوص كه قانون منع از تدوين معارف دين، فاصله ى زيادى بين مردم و حقايق حيات بخش الهى انداخته بود. در زمانى كه آغاز خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام بوده، حذيفه ماجراهايى را بيان مى كند كه آن مردم به خواب رفته را بيدار نموده و آن جوان ايرانى را به سوى اميرالمؤمنين حقيقى رهسپار مى نمايد. اين شرايط نه قبل از آن موجود بود و نه بعد از آن چنين امكانى ادامه پيدا كرد.

شرايط مكانى

خواننده ى گرامى همچنان كه داستان را به دقت دنبال مى كند نبايد فراموش كند كه اين سخنان در شهرى بزرگ و پر جمعيت كه در آن روزگار يكى از چند شهر معروف جهان بوده بيان شده است. از سوى ديگر اكثريت مردم اين شهر را ايرانيان تشكيل مى دادند و از اسلام جز آنچه اهل سقيفه معرفى كرده بودند چيزى نمى دانستند

 

 

پی گیری ادامه داستان  از کتابخانه دیجیتال تبیان یا لینک زیر

http://library.tebyan.net/fa/60017

یکشنبه, 28 شهریور 1395 10:21

بزرگترین نعمت

گرانبهاترین هدیه خداوند به بشر

زیباترین و بالاترین نعمتی که خدای متعال به بشر ارزانی داشته، نعمت ولایت و امامت است. از آنجا که بشر به تنهایی قادر به دستیابی به قله های معرفت، شناخت و کمال واقعی نیست، باری تعالی با تعیین ولی و سرپرست الهی، بشر را به سوی آن اهداف والا راهنمایی کرده است. 

علی بیرانوند
علی ، غدیر

خدای متعال به خوبی می دانست که پس از درگذشت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله و سلم) این امت نوپا و جامعه ی ضربه پذیر، در برابر دشمنان  قسم خورده، نیازمند رهبری مقتدر و با درایت است، که بتواند به خوبی آنان را به قله های سعادت و کمال و رستگاری در دنیا و آخرت رهبری کند، از اینرو در سال های پایانی عمر شریف پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) وظیفه ای بس خطیر و مهم را بر دوش این پیامبر آسمانی قرار داد. وظیفه ای که اگر به درستی و به نحو احسن اجرا نمی شد، نعمت خداوند بر امت کامل نمی شد و دین محمد(صلی الله علیه و اله) ناقص می ماند و به هدف واقعی خود نائل نمی شد.

گرانبهاترین هدیه و نعمت خداوند به انسان

در اهمیت و ارزش این نعمت همین بس که خدای متعال در روز غدیرخم پیامبر خود را مأمور به انجام فریضه ای واجب می نماید، و حضرت را این چنین تهدید می نماید که اگر به درستی از عهده مأموریت خود برنیاید گویا اصلاً رسالت خود انجام نداده است

انسان در طول حیات خود از نعمت های بی شمار خداوندی بهره مند بوده است، ولی با ارزش ترین وگرانبها ترین این نعمت ها را به راستی می بایست نعمت ولایت دانست. در اهمیت و ارزش این نعمت همین بس که خدای متعال در روز غدیرخم پیامبر خود را مأمور به انجام فریضه ای واجب می نماید، و حضرت را این چنین تهدید می نماید که اگر به درستی از عهده مأموریت خود برنیاید گویا اصلاً رسالت خود انجام نداده است: «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّ  هُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّ  هَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكَافِرِینَ؛[سوره مائده، آیه 67] اى پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملًا (به مردم) برسان! و اگر نكنى، رسالت او را انجام نداده اى! خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مى دارد و خداوند، جمعیّت كافران (لجوج) را هدایت نمى كند».
همچنین در آیه دیگر خدای متعال می فرماید: « الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی  وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلام؛[سوره مائده، آیه3] امروز، دین شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم». به اذعان بسیاری از مفسران شیعه و سنی شأن نزول این آیات شریف در روز عید غدیر بوده است. با نزول آیه تبلیغ در غدیر خم، رسول اکرم(صلی الله علیه و اله)، امام علی(علیه السلام) را به عنوان جانشین و ولی بعد از خود معرفی فرمودند،[1] نقل شده است که بعد از انزال آیه اکمال دین پیامبر(صلی الله علیه و اله) فرمود: «اَللهُ أکبرُ عَلی إکمالِ الدّینِ وَ إتمامِ النِّعمةِ وَ رِضَی الرَّبِّ بِرِسالَتی وَ وِلایةِ عَلیِّ بنِ اَبیطالبٍ مِنْ بَعدی؛[2] الله اکبر بر کامل کردن دین و تمام کردن نعمت و رضایت خداوند به پیامبری من و ولایت علی بن ابیطالب پس از من).

آثار و برکات نعمت غدیر و ولایت

اگر تاریخ به خوبی اجازه می داد که فرهنگ غدیر، به طور صحیح و کامل در بین جوامع اسلامی رونق می یافت و ترویج شد، هیچ گاه کشورهای اسلامی اختلاف ها و چند دسته گی و ویرانگری های امروزی را به نظاره نمی نشستند و گروهای تکفیری و اسلام ستیز و جیره خوار کشورهای استکباری قدرت جولان و نفوذ در صفوف مسلیمن را پیدا نمی کردند، جامعه اسلامی یک صدا و متحد می شد وکسی جرائت بر هم زدن نظام آن را در سر نمی پروراند، از این رو است که در روایتی زیبا از امام علی(علیه السلام) جایگاه امامت این چنین مورد توجه و بیان قرار می گیرد: «الْإِمَامَةَ نِظَاماً لِلْأُمَّةِ وَ الطَّاعَةَ تَعْظِیماً لِلْإِمَامَة؛[3] امامت و رهبری عامل نظم و ثبات امت، و پیروی از امام، مایه بزرگداشت مقام امامت است». در روایت دیگری از امام علی(علیه السلام) این چنین نقل شده است: «َ إِنَّمَا الْأَئِمَّةُ قُوَّامُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ عُرَفَاوُهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ عَرَفَهُمْ وَ عَرَفُوهُ وَ لَا یَدْخُلُ النَّارَ إِلَّا مَنْ أَنْكَرَهُم؛[4]  امامان از اهل بیت از جانب خداوند تدبیر كننده امور مردم، و مراقبان حق بر بندگانند. به بهشت وارد نمى شود مگر كسى كه آنان را بشناسد و آنان هم او را بشناسند. و به جهنّم وارد نمى گردد مگر كسى كه آنان را انكار نماید».

وظایف مسلمین در قبال غدیر

امامان از اهل بیت از جانب خداوند تدبیر كننده امور مردم، و مراقبان حق بر بندگانند. به بهشت وارد نمى شود مگر كسى كه آنان را بشناسد و آنان هم او را بشناسند. و به جهنّم وارد نمى گردد مگر كسى كه آنان را انكار نماید

1-زنده نگاه داشتن فرهنگ غدیر: اولین و مهمترین وظیفه جوامع و امت های اسلامی در قبال غدیر، زنده نگه داشتن و فرهنگ سازی غدیر است. با توجه به فرهنگ غدیر و تبیین جایگاه و اهمیت غدیر و آثار و برکات فراوان دنیوی و اخروی آن و همچنین با توجه به تبعات شوم و خطرناک آن، می توان جوامع به خواب رفته ی اسلامی را بیدار ساخت.
2-شکر نعمت ولایت را به جا آوردن: دومین و مهمترین وظیفه ای که همگان در قبال غدیر برعهده دارند، شکرگزار بودن  در برابر این نعمت ارزشمند است. بی توجهی و کفران این نعمت ارزشمند می تواند عذاب سخت دنیوی و اخروی باری تعالی را به دنبال داشته باشد. خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: « لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزیدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی  لَشَدیدٌ؛[سوره ابراهیم، آیه 7] اگر شكرگزارى كنید، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسى كنید، مجازاتم شدید است!».
محققان تفسیر نمونه در ذیل این آیه شریف این چنین بیان داشته اند: «حقیقت شكر تنها تشكر زبانى یا گفتن" الحمد للَّه" و مانند آن نیست، بلكه شكر داراى سه مرحله است نخستین مرحله آن است كه به دقت بیندیشیم كه بخشنده نعمت كیست؟ این توجه و ایمان و آگاهى پایه اول شكر است، و از آن كه بگذریم مرحله زبان فرا مى رسد، ولى از آن بالاتر مرحله عمل است، شكر عملى آن است كه درست بیندیشیم كه هر نعمتى براى چه هدفى و در چه راستایی به انسان داده شده است».[5]
3-محبت و انس با ولایت و امامت: خدای متعال در قرآن کریم به طور صریح و آشکار وظیفه ی همگان را در قبال امامت تبیین کرده است. «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى؛[سوره شوری، آیه23] بگو:«من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى كنم جز دوست داشتن نزدیكانم [اهل بیتم ]». البته پر واضح است، که قانون محبت تبعیت را نیز می طلبد، کما اینکه خدای متعال در خصوص همراه بودن محبت لزوم تبعیت در قرآن این چنین می فرماید: « قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُم؛»[آل عمران، آیه 31]  با این نکته می توان این چنین بیان داشت که اجر رسالت تنها به معنای محبت ظاهری نیست، بلکه مقصود محبتی است که تبعیت را نیز به دنبال دارد.
سخن آخر
اگر در برهه ای از زمان، غدیر و فرهنگ ارزشمند آن به خاطر بی توجهی عده ای به فراموشی سپرده نمی شد و اهمیت و شکرش به جا آورده می شد، تا سالیان متمادی تبعات شوم این فراموشی و بی توجهی دامن گیر نسل های بعدی نمی شد. تبعات شومی که اختلاف، جنگ و ستیز و چند دسته گی را تحفه ی کشورهای اسلامی نمود.
پی نوشت ها:
[1]. سیوطی، ج 2، ص 298؛ آلوسی، ج 6، ص 194؛ نیشابوری، ج 1، ص 250.
[2]. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 37، ص156.
[3]. تصنیف غرر الحكم و درر الكلم، ص177.
[4]. نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص212، خطبه152.
[5]. تفسیر نمونه، ج 10، ص 278.


یکشنبه, 28 شهریور 1395 10:16

خلفای مبهم یا خلفای معیَّن !

 

 

 اگر برای پیامبر سخت است که امّتش گرفتار نزاع ها و درگیری های سخت باشند، چگونه ممکن است نسبت به مسئله مهم جانشینی خود در حدّ بیان یک عدد اکتفا کند؟

 
محمدحسن بشیری- بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
ب

 

 از آنجا که خالق نظام هستی حکیم است هر آنچه برای رسیدن انسان به هدف آفرینش،لازم داشته باشد،برایش بیان شده است حال ممکن است این بیان در قرآن کریم باشد یا توسّط نبیّ گرامی اسلام صلّی الله علی و آله بیان شده باشد امام باقر علیه السّلام فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ- تَبَارَكَ وَ تَعَالى - لَمْ یَدَعْ شَیْئاً تَحْتَاجُ إِلَیْهِ الْأُمَّةُ إِلَّا أَنْزَلَهُ فِی كِتَابِهِ، وَ بَیَّنَهُ لِرَسُولِهِ صلى الله علیه و آله ...»(1) خدا تمام آنچه را امّت به آنها احتیاج داشته در قرآن نازل و برای پیامبرش بیان کرده است. پیامبر هم پس از دریافت،بدون هر گونه تغییری به مردم منتقل کرده است.همین مطلب از أمّ المومنین عایشه به این صورت نقل شده: «مَن حَدَّثَکَ أنّ مُحمّداً صَلّی اللهُ عَلیه و آلِه کَتَمَ شَیئاً مِمّا أُنزِلَ علیه فَقَد کَذَبَ»(2) اگر شخصی بگوید رسول خدا مسئله ای از مسائلی که بر او نازل شده را کتمان کرده چنین شخصی دروغ گفته است وی در ادامه به این آی قرآن استناد می کند: {یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ}(3) آیه ای که بر اساس روایات در جریان غدیر خم نازل شده است.تا اینجا می توان گفت به اعتقاد هم مسلمانان پیامبر در امر تبلیغ دین خدا هیچ کوتاهی نکرده اصلاً فرض ندارد شخصی به عنوان سفیر الهی(4) در ابلاغ سخن خدا کوتاهی کند.اکنون به مطالب گفته شده اضافه کنید این سخن رسول خدا صلّی الله علیه و آله را: «لا یَزالُ الإِسلامُ عَزیزاً إلی إثنَی عَشَرَ خَلیفةً...»(5) امّت اسلامی عزیز است مادامی که دوازده خلیفه وجود دارد؛این سخن با عبارت های گوناگون در کتب متعدّد اهل سنّت نقل شده است؛مسئله خلافت پس از رسول خدا یکی از مهمّترین مباحث جهان اسلام است شاهدش حوادثی است که درست بعد از رحلت نبیّ گرامی اسلام روی داده و تا امروز هم ادامه دارد ما در این فرصت قصد نداریم آن وقایع را گزارش کنیم که البته در جای خود مطرح شده و به صورت تحقیقی مورد بررسی قرار گرفته است در این ایّام که عید الله الأکبر است تنها سوالی مطرح می کنیم: اگر پیامبر که رحمةً للعالمین(6) است و برایش گران است که امّتش گرفتار نزاع ها و درگیری های سخت باشند(7)،ممکن است نسبت به مسئله مهم جانشینی خود در حدّ بیان یک عدد اکتفا کند و هیچ کدام از اصحاب ایشان هم سوال نکنند که بالأخره این دوازده نفر چه کسانی هستند؟ به نظر می آید دور از حکمت باشد که پیامبر، خُلفایی مبهَم را به امّت معرّفی کرده باشد.جالب اینکه خلیفه اوّل با التفات به این موضوع هنگام وفات ضمن وصیّتی،خلیفه دوم را به عنوان جانشین خود معرّفی می کند؛به ایشان عرض می کنیم شما هم به صورت مبهَم،به عددی یا چیز دیگری اشاره می کردید چرا به صورت معیّن جانشین خود را معرّفی کردید چون اگر غیر از این بود خلاف حکمت بود در اینجا سوال دیگری رُخ می نماید: چرا کاری را که خلاف حکمت است و خود حاظر به انجام آن نیستید بدون هیچ اِبایی به رسول خدا صلّی الله علیه و آله که مظهر حکمت خداست،نسبت می دهید؟ آیا این عمل تخریب شخصیّت پیامبر نیست؟ به اعتقاد شیعه امامیّه مسئله جانشینی رسول خدا صلّی الله علیه و آله نه یک بار بلکه بار ها توسّط پیامبر مطرح شده است از روز اوّلِ علنی شدن دعوت به اسلام در سال سوم بعثت تا روز آخِر عمر مبارک پیامبر؛جریان غدیر یکی از مهمّترین مواردی است که در آن مسئله خلافت بعد از رسول خدا صلّی الله علیه و آله به اطّلاع مسلمانان رسید.توجّه به آی 67 سور مائده و لحن آن صرف نظر از روایات،حکایت از موضوع بسیار مهمّی دارد؛توجّه کنید:

اگر پیامبر که رحمةً للعالمین است و برایش گران است که امّتش گرفتار نزاع ها و درگیری های سخت باشند،ممکن است نسبت به مسئله مهم جانشینی خود در حدّ بیان یک عدد اکتفا کند و هیچ کدام از اصحاب ایشان هم سوال نکنند که بالأخره این دوازده نفر چه کسانی هستند؟

 { یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرین } پیامبر با عنوان رسول مورد خطاب قرار گرفته یعنی شأن رسالت و تبلیغی ایشان مورد نظر است؛فرمان به تبلیغ آنچه بر پیامبر نازل شده؛این فرمان برای چیست؟مگر می شود مطلبی به رسول نازل شود(مطلبی مربوط به مسلمانان)ولی ایشان به مردم نگوید؟در ادامه خدا،پیامبرش را تهدید می کند که اگر این مسئله را تبلیغ نکنی اصل رسالت،انجام نشده و در پایان به پیامبر وعده می دهد که در برابر مردم،حفظش کند.آیا بیان احکام حجّ و یا حتّی طرح مسئله دوستی با علیّ بن أبی طالب علیه السّلام به این لحن شدید احتیاج دارد؟به نظر شما بیان چه موضوعی شایست چنین لحنی می باشد؟حال اگر مجموع روایات و شأن نزول های مربوط به آی فوق را ضمیمه کنیم،بدون تردید به مسئله رهبری جامعه اسلامی بعد از رسول خدا صلّی الله علیه و آله خواهیم رسید.


پی نوشت ها
1.کلینی،محمد بن یعقوب،الکافی،دار الحدیث،چاپ اوّل،1429ق،قم،ج1،ص150.
2.بخاری،محمّد بن اسماعیل،صحیح البخاری،دار الکتب العلمیّه،چاپ سوم،1426ق،بیروت،ج 3،ص 185،ح4612.
3.مائده/67. 4
.در تعریف نبوّت چنین آمده است:«النبوة سِفارةٌ بینَ اللّه و بین ذوی العقول من عباده، لازاحة علّتهم فی أمر معادهم و معاشهم »الاهیات علی هدی الکتاب و السّنة العقل،ج3،ص20.
5.نیشابوری،مسلم بن حجّاج،دار الکتب العلمیّه،بیروت،ج3،ص1452،ح1821.
6.{وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمین }انبیاء/107.
7.{لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْكُمْ بِالْمُوْمِنینَ رَوُفٌ رَحیم } توبه/128.

شنبه, 27 شهریور 1395 17:18

تربیت جنسی کودک و نوجوان

دلایل خودارضایی در کودکان و نوجوانان

خود ارضایی در کودکان به چه شکل است؟ چگونه با آن مقابله کنم؟ آیا برخورد های قهری مناسب تر اند یا برخورد های نصیحت گونه؟ 

رومینا سادات تجاره، کارشناس ارشد مشاوره

خود ارضایی کودک

خودارضایی یعنی اینکه یک فرد، رفتاری را با خود انجام بدهد تا بتواند به لذت جنسی برسد. ولی این عمل در کودکان صرفا و فقط یک لذت و یک منبع آرامش بخش است و هیچ گونه قصد لذت بردن جنسی به معنای بزرگسالی در کودکان وجود ندارد. در نوجوانان نیز این عمل ممکن است به دلیل مسایل مربوط به دوران بلوغ و تصورات جنسی که می تواند انجام دهد و ناشی از ترشح و رشد هورمون های جنسی است باشد. این عمل انتخابی است و خود کودک یا نوجوان در یک لحظه تصمیم می گیرد که این عمل را انجام دهد. 

علت خودارضایی 

کودکان باید حداقل دو ساعت قبل از خواب مایعات ننوشند و قبل از خواب به تخلیه مثانه خود بپردازند. زیرا پر بودن آلت تناسلی و فشاری که به مثانه وارد می شود می تواند به تحریک این ناحیه کمک کند

یکی از اولین دلایلی که ممکن است یک کودک را وادار به دستکاری اندام تناسلی خود کند، این است که کودک تازه از پوشک گرفته شده است و می تواند آلت تناسلی بدن خود را مشاهده کند. این مشاهده می تواند حس کنجکاوی کودک را برانگیخته نماید. کافیست یک کودک یک بار به اندام تناسلی خود دست بزند و این دست زدن ها به صورت عادت برایش در بیاید. لذتی که از لمس این ناحیه از بدن به کودک دست می دهد کاری می کند که کودک این عمل را پی در پی و البته در شرایط خاصی انجام دهد. 
در نوجوانان نیز این عمل ناشی از رشد و ترشح هورمون های جنسی که در شرایط بلوغ برایش ایجاد می شود، اتفاق می افتد. 
ولی نکته ای که هم در کودکان و هم در نوجوانان و یا بزرگسالان می تواند مشترک باشد این است که همه ی این اقشار در زمانی که دچار یک مساله مهم روانشناختی می شوند دست به این عمل می زنند و آن هم اضطراب و استرس می باشد. در واقع یک عامل بسیار مهم مبنی بر اینکه کاری کند تا یک کودک یا نوجوان دست به مالش آلت تناسلی خود بزند شرایط روانی سخت و دشوار و اضطراب ها و نگرانی و استرس هایی است که آن فرد تحمل می کند و برای رسیدن به یک لذت کاذب موقتی دست به عمل خود ارضایی می زند. 

والدین چه کار کنند؟ 

در نوجوانان عمل خودارضایی بیشتر به صورت مالش مستقیم آلت تناسلی با دست یا یک شیء خارجی است ولی در کودکان کوچکتر این عمل ممکن است یا به صورت مالش با دست باشد و یا به صورت انبساط و انقباض عضلانی ران های پاهای خود و یا به صورت نشستن بر روی شیء ای خاص مثل دسته صندلی، لبه صندلی و یا پای یک فرد و کشیدن خود بر روی آن باشد. 
والدین با دیدن این صحنه ها اولین کاری که باید انجام بدهند این است که آرامش خود را حفظ کنند زیرا اگر از کنترل خارج شوند و فرزندشان را دعوا کنند دقیقا شرایط را برای ادامه کار فرزندشان فراهم کرده اند. یعنی اضطراب ناشی از دعوای والدین می تواند کاری کند که فرزند دوباره این کار را انجام بدهد.  

احتلام در نوجوانی 

یکی از مسایلی که در نوجوانی و بلوغ برای افراد اتفاق می افتد به ویژه در پسران، مساله احتلام و دیدن خواب های خاصی می باشد. البته این مساله حتمی نیست و تقریبا در 70 درصد پسران و 10 درصد دختران ممکن است این اتفاق بیافتد. معمولا در افرادی که آرامش روانی ندارند و هیجان منفی و اضطرابشان زیاد است بیشتر از دیگران این مساله برایشان ایجاد می شود.  

راهکارهای جلوگیری از خودارضایی کودک و نوجوان

 1- اولین قدم برای جلوگیری از خودارضایی در کودکان این است که همزمان با از پوشک گرفتن کودک سعی کنیم که حداقل تا حدود 5 الی 6 سالگی آلت تناسلی جنس مخالف خود را نبیند. زیرا در این مرحله کودک کنجکاو است حال اگر آلت تناسلی جنس مخالف خود را ببیند کنجکاوی اش بیشتر  می شود و ممکن است به دلیل در آوردن تفاوت خود با دیگری به جستجو بپردازد. 
2- والدین از ابتدای تولد به ویژه از 3 سالگی باید تربیت جنسی را آموزش ببینند. 
3- در تربیت جنسی گفته می شود که برای شستن کودکان نوزاد دست والد نباید به صورت حرکت رفت و برگشت باشد بلکه بهتر است از سمت مثانه به سمت مقعد دست کشیده شود و بعد دست را برداشته و دوباره این عمل را انجام داد. 
4- در تربیت جنسی گفته می شود که کودک از حدود 3 سالگی با والد جنس مخالف خود نباید به حمام برود ولی اگر بنابر دلایلی مجبور شد این کار را انجام دهد والد جنس مخالف باید با پوشش باشد و نواحی جنسی اش مشخص نباشد. 

والدین با دیدن این صحنه ها اولین کاری که باید انجام بدهند این است که آرامش خود را حفظ کنند زیرا اگر از کنترل خارج شوند و فرزندشان را دعوا کنند دقیقا شرایط را برای ادامه کار فرزندشان فراهم کرده اند

5- در تربیت جنسی گفته می شود که از حدود سن 3 سالگی والدین باید مراقب لباس پوشیدن خود در منزل و در حضور کودکشان باشند. مادران و پدران جدا باید از پوشیدن لباس های بسیار باز که نواحی جنسی آنها را کامل و واضح نشان می دهند خودداری کنند. 
6- شیرآلات دستشویی باید چک شود. آن دسته از شیرهایی که خراب هستند و یا به دلیل رسوب گرفتگی آب از آنها به درستی خارج نمی شود ممکن است به تحریک آلت تناسلی فرد پرداخته و این فرد تصمیم بگیرد که خودارضایی خود را با استفاده از آب انجام بدهد. 
7- در مورد شیرهای آب سرویس های بهداشتی باشد گفته شود که استفاده از آب های پر فشار و بسیار داغ نیز می تواند به ایجاد این تحریک کمک کند. 
8- در سنین نوجوانی بهتر است نوجوان قبل از خواب شبانه غذای کمتر و سبکی را بخورند. 
9- داشتن تحرک جسمانی و ورزش کردن به دلیل اینکه کمک به تخلیه هیجانات اضافی فرد می کند،    می تواند به رساندن فرد به آرامش کمک کند. 
10-باید کودکان را از ابتدا به این مساله عادت بدهیم که به روی شکم نخوابند زیرا این حالت ممکن است به تحریک آلت تناسلی به ویژه در پسران کمک کند. 
11-والدین باید محیط زندگی کودک و نوجوان خود را به گونه ای فراهم کنند که در آرامش به سر برند و از ایجاد هر گونه اضطرابی به دور باشند. نحوه رفتار با فرزند بسیار مهم است و پیشنهاد می شود که والدین حتما دوره های فرزند پروری و ارتباط با نوجوان را بگذرانند. 
     12-لباس زیر کودک و نوجوان نباید تنگ، جسبان و یا پلاستیکی باشد. زیرا این موارد می تواند به تحریک    آلت تناسلی کودک کمک کند. 
 13-والدین باید مراقب انجام اعمال جنسی خود باشند. قبل از اینکه با یکدیگر رابطه زناشویی داشته باشید از اینکه کودکتان متوجه این مساله نمی شود خاطر جمع باشید. شنیدن صدای والدین در حین اعمال جنسی و یا حتی صدایی که ممکن است از تخت والدین در بیاید می تواند به کنجکاوی کودک کمک کند. 
14- کودکان باید حداقل دو ساعت قبل از خواب مایعات ننوشند و قبل از خواب به تخلیه مثانه خود بپردازند. زیرا پر بودن آلت تناسلی و فشاری که به مثانه وارد می شود می تواند به تحریک این ناحیه کمک کند. 
15- خوردن بیش از حد غذاهای محرک و تند می تواند مضر باشد. حتما بعد از خوردن این غذاها یک غذای خنک و به اصطلاح سردی به کودک یا نوجوان داده شود.

شنبه, 27 شهریور 1395 16:49

بیگانگان در حیاط خلوت

 

بهایی ها در من و تو، بی بی سی و صدای آمریکا+ فیلم

 آیا می دانید بهایی ها چه برنامه ای برای شما دارند؟ این آش آنقدر شور است که صدای برخی از رسانه های ضد انقلاب هم درآمده است!

محسن بابایی- بخش ارتباطات تبیان
 بهاییت

رسانه های غربی ارزش هایی را ترویج می کنند که می توان در آنها به صورت مستقیم و غیر مستقیم رد پای نحله های فکری دست نشانده دول آنها را مشاهده کرد. روح مشترک  همه ی این پیام ها، مبتنی بر اومانیسم، مادی گرایی و لذت گرایی می باشد.
سبک زندگی غربی در فرا متن پیام ها و تولیدات این رسانه ها دیده می شود، نمایندگان این تولید محتوا افراد مختلف از فرقه ها و باورهای همسو با غرب هستنددر این بین نگاهی به ساختار منابع انسانی و تحلیل محتوای پیام رسانه های فارسی زبان ماهواره ای و  اینترنتی به طور خاص نقش بهایی ها را در مدیریت و چرخه تولید محتوای آنها نشان می دهد.
بهاییت دینی جعلی محصول صهیونیسم و غرب است. فرقه ای که توسط انگلیس راه اندازی شد تا ایران بیشتر همگام با غرب شود. عمق نفوذ بهایی ها در دوران پهلوی دیده میشد با این حال وجود این فرقه قبل از آن نیز مسبوق به سابقه است، برخی مورخان از دلایل مخالفت شیخ فضل الله با مشروطیت را ردپای این فرقه ضاله در پس آن جنبش عنوان می کنند. از آن زمان تا به حال خط اصلی فعالیت های بهایی ها ترویج افکار ضاله بهاییت و همچنین ترویج بی بند و باری و ضدیت با اسلام است.  خطی که اکنون درشبکه های ماهواره ای اغلب با مدیریت همین افراد مدیریت می شود.
 در ادامه رویکردهای مستقیم و غیر مستقیم و مشترک با دشمنان ملت ایران را  توسط این فرقه در رسانه ها مرور می کنیم:

بی بی سی فارسی

ریشه بهاییت در رسانه های اینترنتی و ماهواره ای فارسی زبان تنها محدود به خاک انگلیس نیست بلکه این فرقه در رسانه های فارسی زبان آمریکایی نیز نفوذ کرده است

"در این هنگام که خبر فرستی به وسیله رادیو به زبان فارسی از بریتانیای کبیر آغاز می‌شود، بنگاه رادیوی انگلستان به تمام گوش دهندگان ایرانی و فارسی زبانان درهر جای جهان که باشند درود می‌گوید"(1)
جمله ی بالا، صدای "بال یوزی" در لحظه افتتاح رادیو بی‌بی‌سی فارسی است؛ مدیر وقت این رادیو و از سران فرقه ضاله بهائیت. در واقع خشت بنای اولین رسانه فارسی زبان خارجی در ایران با سرمایه گذاری بهایی ها و کمک وزارت امور خارجه بریتانیا در سال 1319  بوده است.
ورود بهایی ها در رسانه ایران به این یک نفر ختم نشد و یوزی تشکیلات بهایی را در بی بی سی فارسی کادر سازی کرد. یوزی حتی بعد از خود دهقان عضوی دیگر از این فرقه را  جانشین خود کرد .
بهایی های دیگری هم در این رادیو بودند که از بین آنها شاداب وجدی، لطفعلی خنجی و باقر معین توانستند در نقش گوینده و تهیه کننده به بالاترین مقام برسند افرادی که نقش به سزایی در ایجاد بخش های دیگر داشتند.

 

بی بی سی و بهائیت
 
 


اما بهاییت از همان موقع در این رسانه ریشه دوانده و حال ردپای آن در شبکه ی ماهواره ای فارسی زبان این بنگاه خبرپرکنی بیش از گذشته دیده می شود. این مهم را علاوه بر ساختار منابع انسانی این شبکه در رپورتاژ آگهی های این رسانه برای این فرقه ضاله می توان مشاهده نمود به ویژه این رسانه  با اعزام خبرنگاران خود به سرزمین‌های اشغالی، سعی می کند تا با توسل به ترفندهای مختلف، چهره بهائیت را تطهیر كند.
• بهائیت، آیینی است که توسط بخش‌های سکولار جامعه اسرائیل …
• کسری ناجی از شمال اسرائیل گزارش می‌دهد …
• یکی از دوستان خوب من بهایی بود …
این‌ها رپورتاژ آگهی‌های خوش خدمتانه‌ای است که انگلیسی‌ها  در حمایت از دوستان بهائی از طریق شبکه "‌بی‌بی‌سی" بر روی آنتن می‌برند.
علاوه بر نیروی انسانی و برنامه ها جای دیگری که می توان دست بهایی ها را در پشت این رسانه دید، کمک های مالی افراد و بنیادهای بهایی به آن است که در کنار کمک های دولتی از مالیات انگلیسی ها قابل توجه است.
یکی از  شایعاتی که بعنوان نمونه در اینباره مطرح است مبنی بر کمک ۱ میلیون پوندی مرکز بهائیت در اسرائیل به این رسانه است . علاوه بر این کمک های ویژه، منابع موثق از کمک ۱ میلیون پوندی مرکز اصلی بهائیت در سرزمین های اشغالی (اسرائیل)، کمک ۷۵۰ هزار یورویی چند خانواده ثروتمند و معروف بهایی، و کمک یک میلیون و ۳۰۰ هزار پوندی انجمن یهودیان ایرانی لندن به شبکه بی بی سی فارسی خبر می دهند.

من و تو

شاید بتوان من و تو را بهایی ترین رسانه فارسی زبان ماهواره ای عنوان کرد. این رسانه بیشترین سهم را در ترویج اندیشه بهایی و اهداف ضد دینی دارد.
اوج آشکار سازی بهایی بودن این شبکه در آگهی ای که رها اعتمادی عضو این شبکه در وبلاگش بعنوان آگهی استخدام  منتشر کرد، خود را نشان داد. او شرط اصلی برای پذیرفته‌شدن به عنوان مجری در این شبکه را اعتقاد راسخ به فرقه ضاله بهائیت، مخالفت با جمهوری اسلامی ایران و آمادگی داشتن برای عریان شدن عنوان می‌کند.
رها اعتمادی که فردی بهایی زاده و از خانواده  نوکران و خدمتکاران دربار پهلوی است، از چند سال پیش با پشتیبانی همه جانبه و البته غیر علنی عوامل بی بی سی، گروهی به نام «جوانان بدون مرز» را برای ضدیت با جمهوری اسلامی ایران راه‌اندازی کرد و تمامی عناصر همسو با فرقه ضاله بهائیت و ضد جمهوری اسلامی ایران را شناسایی و هسته اولیه من و تو را با آنها شکل داد. 
من و تو بر خلاف شبکه هایی چون بی بی سی خیلی مستقیم تر و صریح تر ارزش های  غربی و بهایی را جزو برنامه های خود قرار می دهد و در ترویج سبک زندگی غربی و ضدیت با اسلام  مانند بهایت جدی است.
رویکرد من و تو رد اینباره تا حدی است که مدیران شبکه های ضد انقلاب از جمله نادر رفیعی مدیر شبکه امید ایران، فرزان دلجو مدیر شبکه لایو و حمید احمدی مدیر شبکه آی سی‌سی بر ناسازگاری برنامه های این شبکه با فرهنگ مردم ایران اشاره داشته اند.

صدای آمریکا

باید با دقت با محتوایی که در شبکه های ماهواره ای و شبکه های اجتماعی منتشر می شود مواجه شویم، چرا که رد پای بهاییت در بسیاری از رسانه ها و پیام های ضد دینی و غیر اخلاقی که مشاهده می کنید، دیده می شود.

ریشه بهاییت در رسانه های اینترنتی و ماهواره ای فارسی زبان تنها محدود به خاک انگلیس نیست بلکه این فرقه در رسانه های فارسی زبان آمریکایی نیز نفوذ کرده است. ریشه این نفوذ به حضور احمدرضا بهارلو نخستین رئیس بخش فارسی "صدای آمریکا" بر می گردد. او با اینکه چند بهایی نبود اما ارتباط خوبی با آنها و تمایل به نزدیکی به آنها داشت. او هسته اولیه از کسانی چون رامش راسخ، بهروز عباسی که از بهاییان نامدار در رادیو و تلویزیون دوران پهلوی در ایران بودند، استفاده کرد.
بعد از بهارلو این ارتباط قطع نشد و  شیلا گنجی از اعضای جامعه بهایی در سازمان ملل به عنوان ریس بخش فارسی بر کرسی مدیریت این شبکه در سال 2004 نشست،  او حلقه ی بهایی در این رسانه را وسعت بخشید. بعد ها ستاره درخشش که از مهره های اصلی ای بود که با ورود گنجی وارد این شبکه شد، خود در جایگاه گنجی نشست و همان خط را دنبال کرد.
وی هر چند باعث اخراج عده ای از این شبکه شد و خود در نهایت به دلیل افت کیفیت این رسانه به سرنوشت آنان دچار گشت اما نقش عمده ای در حفظ و تقویت بهاییت در این شبکه ایفا کرد. کارمندان اخراجی در اینباره می گویند او صدای امریکا را به صدای بهایی ها تبدیل نمود. درخشان در بدو ورود اکثر کسانی که بهایی بودن از جمله بهنود مکری، پریسا فرهادی، مهشید ندیری و نگار محمدی را در سمت خود ابقا و با بخشیدن مسئولیت های دیگر آنان را تقویت نمود.
 بهایی گرایی نکته ای است که به اذعان افراد دخیل همسو با این شبکه موجب ریزش مخاطبان آن شده است.
در واقع بهاییت مانند شبکه های دیگر در صدای آمریکا هم فقط در محتوای برنامه ها محدود نشده و فارغ از رپورتاژ آگهی های این شبکه در ساختار منابع انسانی نیز قابل مشاهده است.

رادیو فردا

خط بهاییت در رادیو فردا بیشتر در بطن برنامه ها و پوشش اخبار مربوط به این فرقه و افراد آن دیده می شود. بعنوان نمونه  وقتی دادستان وقت تهران به افرادی که با بهاییان ارتباطات دارند هشدار داد این رسانه در خبری با تیتر"هشدار مقام قضایی به افرادی که «با بهاییان ارتباط می‌گیرند»" می نویسد:
"در ادامه حملات مقام‌های جمهوری اسلامی به آیین بهایی و حامیان حقوق پیروان این آیین، دادستان کل ایران به «افرادی که با این فرقه ارتباط می‌گیرند» هشدار داده که باید منتظر عواقب قانونی خود باشند». دادستان کل کشور همچنین از آیین بهایی به عنوان «جمعیتی منحرف و ساخته و پرداخته انگلیس و اسرائیل» نام برده است."
 

 بهاییت

در ادامه این خبر، این رسانه برای این فرقه ضاله مظلوم نمایی کاملی همراه با معرفی آن منتشر می کند:
"فقهای شیعه و سپس حاکمان جمهوری اسلامی به شدت با این آیین مخالفت می‌کنند. در ۳۷ سال گذشته بسیاری از پیروان این آیین در ایران اعدام یا زندانی شدند. پیروان آیین بهایی همچنین از بسیاری از حقوق شهروندی مانند تحصیل در دانشگاه محرومند. ارتباط با دولت‌های خارجی یا جاسوسی برای آنها و به ویژه اسرائیل به دلیل قرار داشتن مقبره بهاءالله در حیفا، معمولاً یکی از اتهاماتی است که از سوی دستگاه قضایی و مقام‌های امنیتی ایران به پیروان آیین بهایی زده می‌شود."(2)

کلام آخر:

همانطور که مشهود است اهدافی چون ترویج اندیشه های بهاییت و ارزش های ضد دینی که هدف غرب است در محتوای برنامه ها به وضوح دیده می شود علاوه بر این رخنه بهاییت به برنامه ها محدود نشده و در ساختار اداری این موسسات نیز وجود داشته و دارد. و لاجرم با حضور این افراد این هدف، برنامه ریزی تر شده و عمیقتر دنبال خواهد شد. البته بهایی ها برای خود شبکه مستقل هم دارند اما مسلما هدف اصلی آنها دستیابی و تاثیر بر افکار عمومی از رویکرد غیر مستقیم و رسانه هایی چون من و تو و بی بی سی است. باید با دقت با محتوایی که در شبکه های ماهواره ای و شبکه های اجتماعی منتشر می شود مواجه شویم، چرا که رد پای بهاییت در بسیاری از رسانه ها و پیام های ضد دینی و غیر اخلاقی که مشاهده می کنید، دیده می شود.
پی نوشت:
1-پیوند بی بی سی فارسی با فرقه ضاله بهائیت ، جام جم آنلاین، 1395
2- رپورتاژهای رادیو فردا برای فرقه اسرائیلی بهائیت، شهدای ایران، 1395 

undefined

 

آموزش عالی را نقطة تلاقی سه قلمرو فرهنگ، قدرت، و دانش تعبیر كرده اند. آموزش عالی در ظرف جامعه و فرهنگ عمل می كند و با آن دادوستد مستمر دارد، گرچه جریان رسمی آموزش معمولاً به كاركردهای ضمنی و پنهانی خود بی اعتناست، اما این امر نافی اهمیت ابعاد فرهنگی و اجتماعی آموزش نیست...

 
تاریخ، تدریس

آموزش عالی را نقطة تلاقی سه قلمرو فرهنگ، قدرت، و دانش تعبیر كرده اند. آموزش عالی در ظرف جامعه و فرهنگ عمل می كند و با آن دادوستد مستمر دارد، گرچه جریان رسمی آموزش معمولاً به كاركردهای ضمنی و پنهانی خود بی اعتناست، اما این امر نافی اهمیت ابعاد فرهنگی و اجتماعی آموزش نیست. تعلیم و تربیت ارائه یك سری مهارت های خنثی به دانشجویان نبوده و كاركرد آن آزمون گیری و صدور گواهی نامه نیست، بلكه دانشجویان را با گفتمان های جدید و نحوة كاركرد دانش در جامعه درگیر می كند. همچنین آموزش عالی موجب عمق بخشیدن به نگرش های علمی و فرهنگی، تعمیق فرهنگ گفت وگو، مدارا و كاركرد جمع، ارتقای تنوع غنای فرهنگی، و نظریه پردازی برای حل مسائل و بحران های جهانی می شود. بنابراین دانشگاه به منزلة نهاد پیشتاز در تحولات جامعه عمل می كند و از طریق رصدكردن تغییرات اجتماعی وفرهنگی، به ویژه در عرصة علم و فنّاوری، جامعه را برای تسلط بر رویدادهای آینده توانمند مهیا می كند.1 بدین ترتیب وجود نهاد دانشگاه و رونق آن نشان دهنده فرهنگ حاکم بر هر جامعه ای است. ایران بعنوان کشوری تاریخی محسوب می شود که از زمانهای باستان از نهاد دانشگاه و آموزش آکادمیک برخوردار بوده است و این نهاد مهم اجتماعی- فرهنگی همواره نقش بی بدیلی در تاریخ و فرهنگ این سرزمین داشته است.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در اردیبهشت 1359 لایحه قانونی تشكیل شورای عالی فرهنگ و آموزش عالی به تصویب شورای انقلاب رسید و به دنبال آن به منظور ایجاد تحولی اساسی در دانشگاهها و به درخواست دانشجویان مسلمان و انقلابی ستادی با عنوان ستاد انقلاب فرهنگی با فرمان امام خمینی (ره) تشكیل شد

سابقه ی آموزش عالی در ایران به زمان های بسیار قدیم باز می گردد، به گونه ای که تاریخ نگاران کهنسال ترین دانشگاه جهان را «جندی شاپور» معرفی می کنند. این دانشگاه که در دوران قبل از اسلام به وجود آمد و شهرت جهانی یافت و به شاهپور اول - پادشاه ساسانی - منسوب بوده، از قرن چهارم تا دهم میلادی تداوم داشته است. دانشگاه جندی شاپور یا گندی شاپور از لحاظ آموزش و تحقیق در فلسفه و طب شهرت داشت. این دانشگاه دامنهء علوم آن روز را وسعت بخشید و با تلفیق نکات مثبت از روش های یونانی و هندی، قوانینی وضع کرد که در دنیای آن روز روش نوین علم پزشکی بود. با ظهور اسلام و توسعه ی معارف اسلامی، این مرکز بزرگ علمی به تدریج اهمیت و اعتبار خود را از دست داد تا آنکه در حدود قرن پنجم هجری، خواجه نظام الملک (ابوعلی حسن بن اسحق) به ترویج علم و هنر و تأسیس مدارس عالی همت گمارد. او در سال 485 هجری، ساختمان نظامیه ی بغداد را آغاز کرد و در شهرهای دیگر ایران نیز -- از قبیل نیشابور، بلخ، هرات، آمل، اصفهان و ...-- دست به تأسیس مدارس عالی موسوم به «نظامیه» زد، که مهمترین و معروف ترین آنها مدارس بیهقیه و سعیدیه بود و مواد درسی آن شامل فقه، حدیث، تفسیر، علم حساب و پزشکی می شد. در دوره ی صفویان، موجبات وحدت ملی، از طریق وحدت در عقاید مذهبی فراهم آمد و مدارس عالی دینی به منظور تربیت مبلغان مذهب جعفری و معلمانی که بتوانند فرایض دینی را به کودکان و جوانان بیاموزند و آنان را به آداب تشیع آشنا کنند، بنیان گذاری شد. در مدارس عالی دوره ی صفوی، طلاب علوم دینی به تحصیل فقه، اصول، معانی و بیان، علم کلام و شرعیات اشتغال داشتند. از هنگام تأسیس دانشگاه جندی شاپور تا زمان تشکیل دولت صفویه، آموزش عالی سنتی ایران همواره نیازمند حمایت دولت ها بوده و به همین جهت همگام با تحولات سیاسی، دچار فراز و نشیب می شده است. حاکمان حکومت صفویه در پرتو وحدت سیاسی و مذهبی که به ارمغان آوردند، سیستمی را بنیان گذاری نمودند که به موجب آن، مردم خودشان داوطلب ایجاد، اداره و حفظ مدارس شدند و این نظام تا به امروز در آموزش عالی کما بیش به همان نحو عمل می کند.2 
برخورد ملت ایران با ملل اروپایی، بخصوص در اثر تجاوز کشورهای روسیه و انگلستان در اوایل قرن سیزدهم هجری، پیامد مهمی برای ایران داشت. اولیای امور دریافتند که ایران از قافله ی تمدن، به خصوص در زمینه های مختلف علوم، فنون و صنایع، به کلی عقب مانده است و برای مقابله با تجاوز کشورهای غربی، راه چاره را در این دیدند که هر چه سریع تر به کسب علوم و فنون غربی همت گمارند، لذا این فکر را از دو طریق به مرحله ی عمل گذاردند؛ در مرحله ی اول با اعزام محصلان ایرانی به خارج برای کسب علوم جدید و در مرحله ی دوم با استخدام مشاوران خارجی برای تعلیم و تربیت ایرانیان در رشته ها و فنون علمی جدید. هسته ی اولیه ی تعلیمات عالیه ی نوین در ایران با ایجاد مدرسه ی دارالفنون شکل گرفت. در سال 1266 ه   . ق میرزا تقی خان امیرکبیر در گوشه ای از ارگ تهران بنای مدرسه ای را به سبک مدارس عالیه ی اروپا شروع کرد و آن را دارالفنون نامید. 3 قبل از تاسیس دانشگاه تهران ، مراکز علمی به صورت پراکنده و جدا از یکدیگر قرار داشتند ، اما بعدها به منظور تمرکز مدارس عالی در یک محدوده معین و برای آنکه تعلیمات عالیه در ایران بر پایه اساسی استوار گردد و امور آموزشی و علمی مدارس عالیه تحت نظم و تربیت معینی درآید ، تأسیس دانشگاه تهران درخرداد ماه 1313 به تصویب مجلس رسید . ازسال 1326 ش با تأسیس دانشگاه تبریز ، دولت به فکر ایجاددانشگاه هایی در شهرستان ها افتاد . در تاریخ سوم خرداد ماه 1328 بنا به تصویب مجلس ، به وزارت فرهنگ اجازه داده شد که در شهرستان های مشهد ، اصفهان ، شیراز و هر شهرستان دیگری که وزارت فرهنگ لازم بداند ، به تدریج دانشگاه تأسیس نموده و دانشگاه تبریز را تکمیل و در اهواز اقدام به تأسیس دانشکده پزشکی نماید . از سال 1332 تا 1341 دانشگاه اهواز ،ملی ، مدرسه عالی نقشه برداری ، مدرسه عالی ادبیات و زبان های خارجی دانشکده پلی تکنیک و انیستیتو خواروبار به وجود آمدند. آموزشگاه عالی بهداری مشهد که در سال 1318 و آموزشگاه های بهداری اصفهان و شیراز که هر دو در سال 1325 تأسیس یافته بودند ، به ترتیب هسته های نخستین ایجاد دانشگاه های مشهد ، اصفهان و شیراز را تشکیل دادند . دانشگاه شیراز که در سال 1335 رسمیت یافته بود ، در سال 1341 با ارائه طرفی نوین تبدیل به دانشگاه پهلوی شد و از سال 1340 به بعد ، دولت اجازه تأسیس مدارس عالی به اشخاص و هیأت های خصوصی را هم صادر کرد . بدین ترتیب تا سال 1357 تعداد دانشگاه ها و موسسات آموزش و عالی کشور به 23 دانشگاه و 206 موسسه آموزش عالی در دوره های روزانه ، شبانه و در سطوح مختلف تحصیلی بالغ گشت .4

در دوره ی صفویان، موجبات وحدت ملی، از طریق وحدت در عقاید مذهبی فراهم آمد و مدارس عالی دینی به منظور تربیت مبلغان مذهب جعفری و معلمانی که بتوانند فرایض دینی را به کودکان و جوانان بیاموزند و آنان را به آداب تشیع آشنا کنند، بنیان گذاری شد

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در اردیبهشت 1359 لایحه قانونی تشكیل شورای عالی فرهنگ و آموزش عالی به تصویب شورای انقلاب رسید و به دنبال آن به منظور ایجاد تحولی اساسی در دانشگاهها و به درخواست دانشجویان مسلمان و انقلابی ستادی با عنوان ستاد انقلاب فرهنگی با فرمان امام خمینی (ره) تشكیل شد كه این ستاد بزرگترین نقش را در سیاستگذاری فرهنگی و آموزشی كشور به عهده گرفت. در مرداد 1364 با تصویب قانون " تشكیل وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی"، كلیه اختیارات، وظایف و مسوولیتهای وزارت فرهنگ و آموزش عالی در آموزش پزشكی به وزارتخانه جدید انتقال یافت. وزارت فرهنگ و آموزش عالی در تاریخ 3/2/1379 به منظور انسجام بخشیدن به امور اجرایی و سیاستگذاری نظام علمی كشور، به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تغییر نام داد و وظایف برنامه ریزی، حمایت و پشتیبانی، ارزیابی و نظارت، بررسی و تدوین سیاستها و اولویتهای راهبردی در حوزه های تحقیقات و فناوری به وظایف وزارتخانه مذكور افزوده شد.5 پس از پیروزی انقلاب اسلامی تحولات عمده ای در آموزش عالی ایران ایجاد گردید و تعداد دانشگاهها و دانشجویان چند برابر گردید. به طور کلی می بایست تاریخ آموزش عالی پس از انقلاب اسلامی را به سه دوره مجزی تقسیم بندی کرد.
دورة اول: این دوره با پیام نوروزی امام خمینی)ره( در سال 1359 آغاز می شود. ایشان در آن پیام بر ضرورت ایجاد انقلاب اسلامی در دانشگاهها ، تصفیه استادان وابسته به شرق و غرب و تبدیل دانشگاه به محیطی سالم تصریح كردند . وزیر وقت فرهنگ و آموزش عالی وقت نیز  بر دگرگونی آموزش عالی و دانشگاه ها به صورت كامل تأكید داشت. به هر صورت، با توجه به پیام امام و نظر مسئولان عالی انقلاب و شرایط موجود در دانشگاه ها و درخواست شدید دانشجویان انقلابی، دانشگاه ها تعطیل شد و ستاد انقلاب فرهنگی برای بررسی مشكلات و تغییر برنامه ها و تطبیق آن ها با اهداف انقلاب اسلامی و بازسازی آموزش عالی به وجود آمد.
دورة دوم:  در این دوره برای احیای مجدد آموزش عالی و سازش دادن برنامه و كار و مدیریت و ... با اهداف انقلاب، كاهش وضع آموزش عالی در ابعاد گوناگون زیر را شاهدیم:
1. كاهش مراكز آموزشی؛
2. كاهش پذیرش دانشجو؛
3. كاهش اعزام دانشجو به خارج از كشور؛
4. كاهش استاد؛
5. تعطیلی آموزش از راه دور؛
6. كاهش بودجه.6

دورة سوم:  این دوره به افزایش مراكز آموزش عالی و دانشگاه ها معروف است. در دورة سوم تحول آموزش عالی، آموزش از راه دور یا نیمه حضوری در قلمرو وسیع و متنوعی از كشور از جمله استان های محروم و شهرهای كوچك گسترش یافت. در كنار این مسئله دوره های شبانة دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی كشور شكل گرفت و عدة قابل ملاحظه ای دانشجو در رشته های شبانه پذیرفته شدند.7 دانشگاه آزاد نیز رونق پیدا کرد و دانشگاه پیام نور ایجاد شد و بنابراین تعداد دانشگاهها و دانشجویان به یکباره چندبرابر گردید. بدین ترتیب و طبق گفته مدیرکل گسترش آموزش عالی ایران تا سال 1390 تعداد دانشگاهها و مراکز آموزش عالی ایران به قرار زیر افزایش پیدا کرد.

تعداد مراکز آموزش عالی و دانشگاههای ایران تا سال 1390(8)

 

دانشگاهها و موسسات آموز شی وابسته به وزارت علوم  مراکز آموزش عالی وابسته به وزارت آموزش و پرورش موسسات آموزش عالی وابسته به سایر دستگاههای اجرایی  واحدهای دانشگاه پیام نور واحدهای دانشگاه جامع علمی کاربردی  موسسات آموزش عالی غیردولتی غیرانتفاعی 
 واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی 
جمع
2390 385 295 739 550 28 274 119


جدول سهم مقاطع از آموزش عالی(9)

 

سهم (وضع مطلوب) سهم (وضع موجود)  مقطع تحصیلی 
1/2 0/62  دکتری
 11/3 6/32 کارشناسی ارشد
1/5 0/43  دکتری حرفه ای
37 66/82  کارشناسی
49 27/81  کاردانی

پی نوشت ها
1. اصغر باقری و موسی کریم اف،" تحلیلی نقادانه از روند تاریخی آموزش عالی در ایران"، مجله جامعه پژوهی فرهنگی، سال چهارم، شماره اول، بهار 1392، ص 24.
2. http://darghoranjarolya.parsiblog.com/Posts/620
3. http://darghoranjarolya.parsiblog.com/Posts/620
4. http://www.ihoosh.ir/article/10334/
5. ویکی پدیا
6. اكرمی، سیدرضا،آموزش عالی و انقلاب اسلام ، ی تهران: بنیاد دانش نامة فارسی،1383، ص46.
7. باقری و کریم اف، پیشین، ص 43.
8. http://www.unp.ir/news/university/university-news/12377
9. http://www.unp.ir/news/university/university-news/12377

 

پنج شنبه, 25 شهریور 1395 10:09

نقش والدین در ازدواج فرزندان

 

باید تصمیم گیری های کوچک را به فرزندان آموخت تا در زمان تصمیم گیری های بزرگ بتوان به فرزندان اعتماد کرد. یکی از این تصمیمات مهم ، تصمیم برای ازدواج است. ازدواج چیزی است که تمام افکار آدمی را به خود مشغول می سازد. ازدواج، مهمترین قدمی است که یک فرد در زندگی بر می دارد. این اقدام می تواند تمام زندگی یک فرد را از نو بسازد و یا خراب کند. می تواند باعث رشد همه جنبه از اخلاق فرد گردد و یا وی را تبدیل به انسانی افسرده و شکست خورده کند.

مریم عطاریان-بخش کلوب ازدواج تبیان
عشق

همانطور که فرزندان به سمت بزرگسالی می روند باید تصمیم گیری را یاد بگیرند و انتخاب کردن را تمرین کنند و با پیامد انتخابشان مواجه شوند. دستور دادن های والدین مانع از یادگیری فرزندان می شود. تسلیم شدن نیز تصمیم گیری را به فرزندان یاد نمی دهد.
وقتی والدین دست از کنترل فرزندان بردارند آنها شروع به تغییر می کنند. اما تغییر هیچگاه یک شبه اتفاق نمی افتد. ممکن است کارها ابتدا بدتر شود و سپس رفته رفته بهبود یابد. وقتی والدینی که قبلا تسلیم می شدند ، علاقه و توجه نشان دهند، فرزندان احساس می کنند والدینشان آنها را بیشتر دوست دارند و احترام بیشتری برایشان قایل هستند. به این ترتیب فرزندان به تدریج می توانند به والدینشان بیشتر اطمینان کنند. البته باز هم تاکید می کنیم که این تغییرات یک شبه رخ نمی دهد و احتمال دارد کمی طول بکشد تا فرزندان احساس مسئولیت کنند.
باید تصمیم گیری های کوچک را به فرزندان آموخت تا در زمان تصمیم گیری های بزرگ بتوان به فرزندان اعتماد کرد.

یکی از این تصمیمات مهم ، تصمیم برای ازدواج است.

متاسفانه برخی خانواده ها با پیاده نمودن الگوهای غلط معاشرتی و هزینه ای، مانعی بر سر راه ازدواج به موقع و آگاهانه جوانان قرار داده اند، لذا باید برای رهایی، از این رسوم غلط فرهنگ سازی لازم است.

ازدواج چیزی است که تمام افکار آدمی را به خود مشغول می سازد. ازدواج، مهمترین قدمی است که یک فرد در زندگی بر می دارد. این اقدام می تواند تمام زندگی یک فرد را از نو بسازد و یا خراب کند، ممکن است وجود و شخصیت وی را بنا کند و یا متلاشی سازد. می تواند باعث رشد همه جنبه از اخلاق فرد گردد و یا وی را تبدیل به انسانی افسرده و شکست خورده کند.
ازدواج ارتباطی است که دارای ویژگی های بی نظیر و گسترده ای است. به عبارت دیگر همزیستی زوجین در درون خانواده موجب چنان ارتباط عمیق و همه جانبه ای می شود که بی هیچ شک قابل مقایسه با هیچ یک از دیگر ارتباطات انسانی نمی باشد به نحوی که قرار داد ناشی از آن دارای نوعی تقدس است.
 البته نقش پدر و مادر در زندگی هر فردی آنقدر پر رنگ و واضح است که نیازی به توضیح ندارد. اما گاهی شرایطی به وجود می آید که لازم است والدین به ایفای نقش متفاوتی پرداخته و علاوه بر پدر یا مادر بودن ، در جایگاه یک دوست، مشاورو غم خوار نیز برای جوان خود ظاهر شوند. یکی از این جایگاه ها زمانی است که خانواده به ثمر نشسته و فرزندان در سن ازدواج قرار گرفته اند.

بر همین اساس است که خانواده ها در امر ازدواج مهمترین راهنما برای فرزندانشان محسوب می شوند و خانواده هایی که توانایی برقراری ارتباط خوب با جوان خود را دارند ؛ لازم است مواردی را حتما مد نظر داشته باشند:

فقط پیشنهاد دهنده باشید

والدینی که سعی می کنند دنیا و به خصوص مسیر ازدواج را از زاویه دید  جوان خود نگاه کنند، و با فرزند در مسیر ازدواج خود هم قدم شده و احساس درونی او را جستجو کنند؛ می توانند او را به یک ازدواج موفق رهنمون سازند. در یک جمله بهتر است اینگونه بیان شود که لازم است تا والدین دنیا را از دید فرزند خود ببینند تا میزان علاقه او به فرد مورد نظرش یا به زندگی آینده اش را درک کنند.

والدین باید سعی کنند در چنین زمانی در نقش یک پیشنهاد دهنده ظاهر شوند و به صورت بدون تاکید و خیلی دوستانه منظور خود را در قالب یک پیشنهاد برای فرزند خود اعلام کنند.

به فرزند‌تان فرصت انتخاب بدهید

پدر و مادر نقش یک راهنما و کمک ‌دهنده را برای فرزندان خود دارند. در زمان گذشته به دلیل آن‌که محرک‌های بیرونی کمتر بوده است، اگر پدر و مادر برای ازدواج فرزند تصمیم می‌گرفتند، احتمال موفقیت فرزندان در زندگی مشترک بیشتر بود. اما در جامعه امروز ما به دلیل محرک‌های خارجی توقعات هر دو جنس برای همسرگزینی بالا رفته است لذا فرصت دادن به فرزندان برای این انتخاب مهم بسیار مهم و سرنوشت ساز است.

فرزندان را به حال خود رها نکنید

برخی والدین بر این عقیده‌اند که اگر در زندگی فرزندشان دخالت کنند، احتمال این‌که فرزند بعدها مشکلات و کمبودهای زندگی خود را از چشم آنها ببیند، زیاد است. بنابراین فرزند را در سن ازدواج آزاد می‌گذارند تا خود تصمیم گرفته و برای خود همسریابی کند، اما به گفته نصیر عابدینی، این‌که پدر و مادر به جای فرزند تصمیم‌گیری کنند یا آن‌که فرزند را به حال خود رها کنند هر دو کاری نادرست

زیبایی‌های زندگی مشترک را برای فرزندان بیان کنید

یکی از راهکارهای مهم در امر تشویق جوانان به ازدواج، بیان شیرینی‌های زندگی مشترک برای جوانان است. البته موفقیت در این امر منوط به ان است که واقعا خود والدین نیز یک عمر با گذشت و فداکاری و رضایت در کنار هم زندگی کرده باشند و الگوی عملی خوبی برای فرزندان خود باشند.

فرهنگ ساده‌زیستی را برای فرزندتان نهادینه کنید

گاهی شرایطی به وجود می آید که لازم است والدین به ایفای نقش متفاوتی پرداخته و علاوه بر پدر یا مادر بودن ، در جایگاه یک دوست، مشاورو غم خوار نیز برای جوان خود ظاهر شوند. یکی از این جایگاه ها زمانی است که خانواده به ثمر نشسته و فرزندان در سن ازدواج قرار گرفته اند.

گرایش به تجملات، سخت ‌گیری خانواده‌ها مانع از شکل گیری ازدواج‌ها آسان در کشور شده و تاخیر در ازدواج سبب افزایش بی‌بند و باری در جامعه می‌شود.
 متاسفانه برخی خانواده ها با پیاده نمودن الگوهای غلط معاشرتی و هزینه ای، مانعی بر سر راه ازدواج به موقع و آگاهانه جوانان قرار داده اند، لذا باید برای رهایی، از این رسوم غلط فرهنگ سازی لازم است.
با توجه به  اینکه امروز افزایش تجملات و هزینه های بی مورد موجب فرار برخی جوانان از ازدواج به موقع شده، خانواده ها باید با نهادینه سازی الگوی ازدواج آسان و به موقع، جوانان را یاری کنند و زمینه ساز این سنت نیکوی اجتماعی باشند.
ازدواج هسته اول ایجاد خانواده و به نوبه خود، واحدی در سنگ بنای جامعه انسانی است. ازدواج زمینه ساز مطلوب ترین فرصت برای زیباترین تلاقی چشم ها، گیراترین تبادل كلام ها، استوارترین گام ها، تجلی متعالی ترین ارزش ها و محبوب ترین كانون نزد خالق متعال است. 
ازدواج ، به وجودآورنده مطمئن ترین و آرام بخش ترین رابطه ها و آغازگر زندگی همراه با طراوت، مودّت و ایثار است. این پیوند مقدّس، روان پرالتهاب و مضطرب جوان را به ساحل آرامش نزدیك می كند و او را در دریایی از صفا و مودّت غوطه ور می سازد و موجب می شود تا این دو همسر جوان در كنار همدیگر، با نشاط زندگی مشترك را آغاز كنند. البته این نتیجه وقتی حاصل می گردد كه در انتخاب همسر و تشكیل خانواده، معیارهای شرعی و اخلاقی و منطقی رعایت شود. 
به همین دلیل است که نقش والدین در بروز یک ازدواج موفق بسیار ارزشمند است و والدین باید تمام امکانات مادی و معنوی خود را به درستی به کار برند تا از فرزندان خود به درستی حمایت کرده و فرصت یک ازدواج سرشار از سلامت و موفقیت را رقم زنند.
برای اطلاع از طرح همسان گزینی تبیان اینجا کلیک کنید

پنج شنبه, 25 شهریور 1395 09:43

فرار از مرگ جاهلی

 

می توانیم جاهلانه نمیریم!

تحریف یکی از ابزار دشمن جهت بی اثر کردن پیامی است که نمی تواند انکارش کند. هنگامی که مشاهده می کردند تاثیر کلام  پیامبر چقدر بر مردم عمیق است، او را متهم به سحر و جادو می کردند تا اذهان عمومی را اینگونه از اعجاز کلام حضرت منحرف کنند. مقوله عمیق و ریشه دار مهدویت نیز یکی از این مواردی است که از این ترفند دشمن آسیب ها دیده است.

 

مرگ جاهلیت

 

تحریف یکی از ابزار دشمن جهت بی اثر کردن پیامی است که نمی تواند انکارش کند. به عنوان مثال هنگامی که مشاهده می کردند تاثیر کلام پیامبر چقدر بر مردم عمیق است و نمی توانستند این اثر را انکار نمایند، او را متهم به سحر و جادو می کردند تا اذهان عمومی را اینگونه از اعجاز کلام حضرت منحرف کنند. مقوله عمیق و ریشه دار مهدویت نیز یکی از این مواردی است که از این ترفند دشمن آسیب ها دیده است.

روایتی متواتر از رسول اکرم صلی الله علیه و آله

هر کس که اندک آشنایی با مباحث امامت داشته باشد قطعا روایت «من مات ولم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة» را شنیده است و در قطعیت صدور آن تردیدی ندارد. پیامی صریح و روشن  که بر اساس آن جریان حق از باطل جدا و منفصل می گردد. روایت در نگاهی دقیق، نه زندگی فرد، بلکه مرگ او را جاهلی معرفی می کند تا از این طریق کیفیت زندگی ابدی او را نیز به تصویر بکشد. مرگ جاهلی هر چند ما حصل و عصاره زندگی جاهلی است، اما از طرف دیگر آغاز و تولدی است برای حیات اخروی با رنگ و بوی جاهلی. آن کس که در دنیا چشم خود را به روی حقیقت می بندد، طبیعی است که در آخرت کور و نابینا محشور شود.

تحریف روایت

كسى كه بمیرد و امام زمانش را نشناسد، مرگش مرگ جاهلیت است» شیعه می گوید، مراد از امام زمان در این دوران، حجت بن الحسن المهدى علیه السلام است ولی عامه می گویند: مراد از امام هر سلطان و زمامداری است كه بر مردم حكومت كند، چه عادل باشد یا فاسق ولى سخافت و زشتى سخن ایشان بر هیچ خردمندى پوشیده نیست

من  مات  و لم  یعرف  امام زمانه مات میتة جاهلیة «كسى كه بمیرد و امام زمانش را نشناسد، مرگش مرگ جاهلیت است» شیعه می گوید، مراد از امام زمان در این دوران، حجت بن الحسن المهدى علیه السلام است ولی عامه می گویند: مراد از امام هر سلطان و زمامداری است كه بر مردم حكومت كند، چه عادل باشد یا فاسق ولى سخافت و زشتى سخن ایشان بر هیچ خردمندى پوشیده نیست، زیرا شناختن سلطان ظالم چه تأثیرى در ایمان و عقاید دارد تا كسى كه او را نشناخت و مرد همانند مردم زمان جاهلیت باشد ( أصول الكافی / ترجمه مصطفوى ؛ ج 2 ؛ ص131) چنین تعابیر مغرضانه یا جاهلانه ای است که عبدالله بن عمر را شبانه به سوی منزل حجاج می کشاند. چون حجّاج داخل مكّه شد و ابن زبیر را بدار زد عبد اللّه ابن عمر شبانگاه نزد او آمده گفت: دستت را بده تا براى عبدالملك با تو بیعت نمایم كه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: من مات ولم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیّة؛ یعنى كسی كه بمیرد و امام زمان خود را نشناخته باشد مانند مردن زمان جاهلیّت مرده، پس حجّاج پایش را دراز كرده گفت بگیر پایم را و بیعت كن زیرا دستم به كار است.(ترجمه و شرح نهج البلاغة (فیض الإسلام) ؛ ج 6 ؛ ص1214)

منظور از جاهلیت چیست؟

با مراجعه به روایات اهل بیت علیهم السلام نکته ای ظریف در باب مفهوم جهل و جهالت بدست می دهد که در سایه آن ریشه هر گونه تحریفی از این روایت خشکانده می شود. در بیانی دقیق و عمیق جهل در روایات مقابل عقل قرار داده شده و جاهلان فاقدان عقل معرفی شده اند. (مراجعه شود به اصول کافی روایت جنود عقل وجهل) در این تعبیر ممکن است کسی دانش فراوان داشته باشد اما همچنان در زمره جاهلان قرار بگیرد. همچنان که در طول تاریخ شاهد نمونه های بسیاری از این دست بوده ایم. به عنوان نمونه رسول اکرم صلی الله علیه واله می فرمایند: «خدا به بندگانش چیزی بهتر از عقل نبخشیده است. زیرا خوابیدن عاقل از شب بیداری جاهل بهتر است و در منزل بودن عاقل از مسافرت جاهل-بسوی حج و جهاد- بهتر است. (اصول کافی،ترجمه مصطفوی،ج1،ص14) در واقع جاهل کسی است که در سایه عدم بهره مندی از نور عقل، قدرت تشخیص سره از ناسره و درست از نادرست را ندارد. معیار عمل چنین فردی در عرصه های مختلف یا گمان خویش است یا عقیده و آرای آبا و اجداد یا رأی و نظر اکثریت. به همین علت است که شب بیداری او دارای ارزشی نیست چون معیار عملش ارزشمند نیست. در واقع عبارت مرگ جاهلی اشاره دارد به زیستنی فاقد معیار و شاخص و حشر و برانگیخته شدنی متناسب با آن.

حقیقت عقل

با مراجعه به روایات اهل بیت علیهم السلام نکته ای ظریف در باب مفهوم جهل و جهالت بدست می دهد که در سایه آن ریشه هر گونه تحریفی از این روایت خشکانده می شود. در بیانی دقیق و عمیق جهل در روایات مقابل عقل قرار داده شده و جاهلان فاقدان عقل معرفی شده اند

عقل از جمله واژگانی است که در لسان آیات و روایت به وفور برای بیان و شرح حال بهشتیان و جهنمیان مورد استفاده قرار گرفته و استفاده یا عدم استفاده از آن به عنوان اصلی مهم تذکر داده شده است. «انّ شرّ الدّوابِّ عندالله الصّمّ البکم الذین لایعقلون» (انفال/22) زیرا در سایه تعقل است که انسان راه را از بیراهه، نور را از ظلمت و هدایت را از ضلالت تشخیص می دهد. عقل است که یافته های ذهنی ما را با موازین الهی تطبیق داده، درستی و نادرستی آن را کشف و معیارهای صحیح زندگی را بدست می دهد. عدم بهره مندی از این ابزار است که انسان را در ظلمت و تاریکی جهل فرو می برد. «الامام الصادق علیه السلام فی جواب من قال له: ما العقل ؟ قال: ما عبد به الرّحمان و اكتسب به الجنان» امام صادق علیه السلام- در پاسخ این پرسش كه «عقل چیست؟» گفت: عقل همان (نور و نیروى باطنى) است كه خداپرستان خدا را به وسیله آن [مى شناسند و] مى پرستند و صالحان راه رسیدن به بهشت را به راهنمایى آن مى پیمایند» (الحیاة، ترجمه احمد آرام، ج 1، ص228) رمز و راز این هدایت و رهبری به سمت نور در روایتی معروف از علی ابن ابی طالب علیه السلام (مراجعه شود به اصول کافی/ترجمه مصطفوی؛ج1؛ص11) است که حیا و دین را همراه همیشگی عقل معرفی می فرماید. لذاست که صاحبان عقل، صاحبان دین و حیا خواهند بود.

 

کدام امام رها کننده از جهل است؟

باتوجه به نکات ذکر شده جای هیچ گونه توجیه و تحلیلی غیر از این برای روایت متواتر ذکر شده نمی ماند که امام مورد نظر، امامی است که در سایه رهبری و ولایت او دین به تمامه در جامعه احیا شده و بندگان در مسیر عبودیت خود قرار قرار گیرند. أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام : «بِنَا عُبِدَ اللَّهُ، وَبِنَا عُرِفَ اللَّهُ، وَبِنَا وُحِّدَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالى» (صافى در شرح كافى [ملا خلیل قزوینى] ؛ ج 2 ؛ ص485) امامی که برای انجام ماموریت بزرگ خویش، تایید شده از جانب خداوند باشد. طبق روایت معروف «اثنی عشر خلیفة» از رسول اکرم صلی الله علیه واله امامان دوازده گانه، کسانی هستند که شناخت یا عدم شناخت نسبت به ایشان تعیین کننده نوع مرگ و آغاز زندگی جاودان خواهد بود و روایت ذکر شده در صدر مقاله مصادیقی جز این بزرگواران نخواهد داشت.

خلاصه سخن

هر کس که اندک آشنایی با مباحث امامت داشته باشد قطعا روایت «من مات ولم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة» را شنیده است و در قطعیت صدور آن تردیدی ندارد. با توجه به نکات ذکر شده جای هیچ گونه توجیه و تحلیلی غیر از این برای روایت متواتر ذکر شده نمی ماند که امام مورد نظر، امامی است مشخص و معصوم که در سایه رهبری و ولایت او دین به تمامه در جامعه احیا شده و بندگان در مسیر عبودیت قرار گیرند.

شنبه, 20 شهریور 1395 10:07

خستگی یا بیماری

 

بیماری هایی که خستگی می آورند

هر چند که خستگی در اثر عواملی مانند خواب ناکافی و یا فشار کاری و ... طبیعی است، اما گاهی می تواند نشانه ی یک مشکل جدی تر مانند یک بیماری باشد. زمانی که سیستم ایمنی بدن در حال مبارزه با یک بیماری است، نیاز به انرژی دارد. پس این موضوع تعجب آور نیست که در هر نوع بیماری احساس خستگی کنید.

زینب حکیمی - بخش سلامت
خستگی

کم کاری تیروئید

تیروئید یک غده ی کوچک واقع در جلوی گردن است که همه چیز، از سطح انرژی گرفته تا متابولیسم و عملکرد سیستم ایمنی بدن را تنظیم می کند. مشکلات تیروئید در جهان  بسیار شایع است و در ایران نیز شاهد آمار بسیار بالای مبتلایان به کم کاری تیروئید هستیم.
در حالی که خستگی اولین و برجسته ترین علامت کم کاری تیروئید است، افزایش وزن، یبوست، خشکی پوست و احساس سرمای دائمی نیز از علائم این بیماری هستند که باید مراقب آن ها باشیم.

نارسایی غده فوق کلیه

در حالی که این بیماری کمتر از کم کاری تیروئید دیده می شود، اما دومین بیماری غدد درون ریز است که افراد مبتلا به آن، از خستگی شاکی هستند.

در دیابت، بدن در حال تلاش برای کنترل میزان قند خون است و به همین جهت فرد احساس خستگی شدید می کند

در این مشکل غدد آدرنال یا فوق کلیه، به خوبی کار نمی کنند و بدن فرد به اندازه ی کافی کورتیزول نخواهد داشت.

سرگیجه، کاهش وزن، درد شکم، اسهال و بروز تکه های تیره پوست ، از علائم نارسایی آدرنال هستند.

سندرم خستگی مزمن

مشخصه ی این بیماری، خستگی ناتوان کننده است. زندگی فرد مبتلا به این بیماری مختل می شود و او قادر به انجام تقریبا هیچ کاری نخواهد بود. حدود 25 درصد افراد مبتلا، ناچار به بستری شدن و یا ماندن در خانه هستند. رنج و درد و تفکر مه آلود از علائم سندروم خستگی مزمن می باشند. این بیماری به احتمال زیاد با یک التهاب غیر قابل کنترل آغاز می شود.

کم خونی

کم خونی یک بیماری است که در آن گلبول های قرمز خون به اندازه ی کافی سالم و قادر به حمل اکسیژن نیستند. کمبود آهن و یا ویتامین ب12 ، قاعدگی های سنگین و پولیپ از علل شایع این بیماری هستند. خستگی و رنگ پریدگی پوست در این بیماری دیده می شود. کم خونی علائم مشترکی نیز نشان می دهد که شامل شکنندگی ناخن ها، ضربان تند قلب، سرگیجه و سردرد است.

دیابت

دیابت

خستگی همراه با تشنگی بیش از حد و تکرر ادرار، اغلب یکی از اولین و ماندگارترین علائم دیابت است. در این بیماری، بدن در حال تلاش برای کنترل میزان قند خون است و به همین جهت فرد احساس خستگی شدید می کند.

افسردگی بالینی

افسردگی یک اختلال مغزی است که می تواند به خلق و خوی پایین و خستگی فلج کننده منجر شود. افسردگی هنوز کمی ناشناخته است، پس نمی توان گفت که دقیقا خستگی آن ناشی از چیست.

تمام افراد مبتلا به آپنه ی خواب در طول روز احساس خستگی می کنند

خستگی ناشی از افسردگی می تواند فرد را خانه نشین کند و میل او برای انجام های کارهای حتی ساده را کم کند.

احساس غم و اندوه، کاهش اشتها و مشکلات تمرکز ذهن از علائم همراه می باشند.

اندوکاردیت

اندوکاردیت، عفونت یا التهاب قلب است. عفونت باکتریایی از طریق خون به پوشش داخلی قلب می رسد و به آن متصل می شود. افرادی که قبلا دچار بیماری قلبی شده اند و یا دریچه ی مصنوعی در قلب خود دارند، در معرض خطر هستند. تب و لرز از علایم شایع این بیماری هستند. درمان شامل درمان آنتی بیوتیکی و همچنین در برخی موارد عمل جراحی می باشد.

آپنه خواب

راه های هوایی تنگ و یا بسته، موجب تنفس کم عمق و یا توقف موقتی تنفس در هنگام خواب می شود. گاهی توقف تنفس تا یک دقیقه طول می کشد و فرد سعی می کند با خروپف یا سرفه مشکل را حل کند. هر چند این بیماری خطرناک نیست، اما تمام افراد مبتلا به آپنه ی خواب در طول روز احساس خستگی می کنند.

شنبه, 20 شهریور 1395 09:57

زشتی در زیبایی

 

چیزهایی که شما را زشت می کند

همه ما به دنبال زیبایی هستیم و مقالاتی که راه کارهای زیباتر شدن را بررسی می کند و رمز و راز جوانی را بازگو می کند، را می خوانیم، اما چه چیزهایی ما را زشت می کند؟

زینب عشقی - بخش زیبایی تبیان
زیبا

جوانی را در نظر بگیرید که روی ظاهر خود بسیار حساس است و یک ملاقات کاری و یا احساسی دارد، او تمام چیزهایی که می داند برای زیباتر شدن و خوش تیپ تر شدنش لازم است را رعایت می کند، اما احساس می کند یک چیزهایی کم است و همه چیز سر جایش نیست.
در اینجا به شما چیزهایی را نشان می دهیم که شما را از سکه می اندازد، پیرتر نشانتان می دهد و اصطلاحا شما را زشت می کند.

دندان هایی زرد و کثیف

خانومی بود در نهایت ثروت، اما همیشه مشخص بود که ناهار چه خورده است! می دانید از کجا؟ از باقی مانده ی غذا روی دندان هایش! حتما بعد از غذا و قبل از خروج از خانه و رسیدن به قرار ملاقاتتان، از نخ دندان استفاده کنید و مسواک بزنید.
 لازم به یادآوری نیست که استفاده از سیگار دندان هایتان را زرد می کند؟ اگر می خواهید دندان هایتان سفید و زیبا و درخشان باشد، سیگار را کنار بگذارید و هر شش ماه یکبار به دندان پزشک مراجعه کنید.

بوی بد

خیلی ها عادت دارند که هر شنبه تمام لباس هایشان را عوض می کنند، اما در شاید پوشیدن یک لباس آنهم در یک هفته خیلی درست نباشد، حداکثر سه روز برای کثیف و آلوده شدن لباس آنهم در آب و هوای بد شهر ما کافی است

لباس هایتان را چند وقت یکبار می شویید؟ لباس های زیرتان را چند وقت یکبار عوض می کنید؟ آیا با لباس بیرونتان در آشپزخانه کار می کنید؟ مسواک می زنید تا دهانتان بوی بدی ندهد؟ قبل از قرار ملاقاتتان پیاز، سبزی خوردن و سیر ترشی می خورید؟
همیشه به یاد داشته باشید، بوی بد عاملی است که اطرافیان را از شما دور و دورتر می کند. لباس هایتان را زود به زود بشویید و از مایع نرم و خوشبو کننده در ماشین لباسشویی استفاده کنید.
 خیلی ها عادت دارند که هر شنبه تمام لباس هایشان را عوض می کنند، اما در شاید پوشیدن یک لباس آنهم در یک هفته خیلی درست نباشد، حداکثر سه روز برای کثیف و آلوده شدن لباس آنهم در آب و هوای بد شهر ما کافی است.
 لباس زیر را هر روز و یا یک روز در میان باید عوض کرد، و توجه کنید که با لباسی که قرار است در قرار ملاقاتتان می پوشید حتی برای آب خوردن هم وارد آشپزخانه نشوید!

ناخن

هیچ تصویری زشت تر از ناخن های بلند در یک مرد و ناخن های نا مرتب در یک بانو نیست. به خصوص این که زیر آنهم سیاه و چرک باشد.

اصلاح صورت

آمارها نشان می دهد آقایانی که صورت خود را دیر به دیر اصلاح و مرتب می کنند، جذابیت کمتر و بانوانی با موی صورت، دافعه ای دو چندان دارند! اصلاح و مرتب کردن صورت، تنها نشانه ی نظم و توجه به ظاهر در شماست.

کفش کثیف

چه از کفش های چرمی استفاده کنید، چه کفش پیاده روی و راحتی، نظافت کفش ارتباط مستقیم با شخصیت شما دارد.  انسان های با شخصیت هیچگاه اجازه نمی دهند آلودگی و خاک بر روی کفش شان بنشیند، چه برسد به این که چرک مرده هم شود!

 ایراد در لباس

خودتان را برسی کنید، آیا کمربندتان پوست پوست شده است؟ آیا زیر بغل پیراهنتان پاره شده است؟ آیا کنار شلوارتان درز کش شده است؟ آیا پایین چادرتان خاکی است و نخ کش شده است؟ اگر ایرادی در لباستان هست با این جمله که "ای بابا چه کسی می بیند؟!" سرسری از ان عبور نکنید، شاید همه نبینند اما آن کسی که باید ببیند، می بیند و در ثانی چه کسی از خودتان با شخصیت تر برای دیدن ایرادی در لباستان وجود دارد؟ پس به خودتان احترام بگذارید و با لباسی که ایراد دارد در انظار ظاهر نشوید.