ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

پنج شنبه, 29 مهر 1395 10:38

زنگ خطر اعتیاد در مدارس

 

روزنامه آرمان نوشت؛

اعتیاد در گذشته مربوط به بزرگسالان می‌شد و استعمال مواد مخدر گیاهی مرسوم بود. رفته رفته سن اعتیاد پایین آمد و نگرانی‌ها در مورد شیوع اعتیاد در میان جوانان، تبدیل به واقعیت شد و گفته می‌شود میانگین سن شروع استفاده از مواد مخدر در کشور به ۲۰ سال رسیده است. با رواج مواد مخدر صنعتی و دسترسی آسان به آن، جوانان و نوجوانان زیادی به اعتیاد کشیده می‌شوند. بخش بزرگی از جمعیت جوانان و نوجوانان را دانش‌آموزان تشکیل می‌دهند که گویا اعتیاد به مدارس هم کشیده شده است. سال ۱۳۸۷ بود که محمد رضا جهانی، قائم مقام دبیر کل وقت ستاد مبارزه با مواد مخدر، آمار دانش‌آموزان معتاد را اعلام کرد و از وجود ۳۰ هزار دانش‌آموز معتاد در کشور خبر داد. این آمار زمانی اعلام شد که هنوز کارشناسان برای بررسی وضعیت مواد مخدر در کشور، به طرح ارزیابی سریع وضعیت اعتیاد در کشور استناد می‌کردند که در سال ۱۳۸۶ انجام شده بود. آمار اعلام شده، بر اساس شمار دانش‌آموزان خودمعرف بود و بنابراین دانش‌آموزانی که تمایل به ترک نداشتند در آن لحاظ نشده بودند. از سوی دیگر به گواه طرح شیوع‌شناسی مصرف مواد مخدر که در سال ۱۳۹۰ انجام شد میزان مصرف مواد در گروه سنی ۱۵ تا ۱۹ سال معادل ۵۶/۱۳ درصد، گروه سنی ۲۰ تا ۲۴ سال معادل ۸۳/۱۶ درصد و ۲۵ تا ۲۹ سال معادل ۳۲/۱۴ درصد است و باقیمانده این رقم به گروه‌های سنی ۳۰ تا ۶۴ سال اختصاص دارد. با توجه به این آمار که پنج سالی از آن گذشته، بالای ۱۳ درصد معتادان کشور در سن تحصیل هستند و بخش قابل توجهی از آنها در مدارس به سر می‌برند. این در حالی است که مسئولان آموزش و پرورش، وجود چنین چیزی را انکار می‌کنند. انکار مسئولان باعث می‌شود دانش‌آموزان معتاد، دیر شناسایی شوند یا اصلا شناسایی نشوند و وقتی دانش‌آموزی معتاد در مدرسه به حال خود رها می‌شود و خدمات مددکاری به سرعت در اختیارش قرار نمی‌گیرد، احتمال ابتلای باقی دانش‌آموزان مدرسه به اعتیاد بیشتر می‌شود. به عقیده کارشناسان، یکی از دلایل گرایش به اعتیاد در بین دانش‌آموزان، هیجان‌پذیری و هیجان‌طلبی است. در این سن هرچقدر افراد باهوش‌‌تر باشند، سوالات بیشتری دارند و کنجکاوترند و اگر سوژه کنجکاوی، مساله آسیب‌رسانی مانند مواد مخدر باشد، احتمال مصرف مواد مخدر بالا می‌رود. عامل دیگر گرایش به مواد مخدر در بین دانش‌آموزان، الگوپذیری از خانواده است؛ به این معنا که نوجوان با یادگیری مشاهده‌ای، الگویی را می‌آموزد. مثلا پدر و مادر اگر به هر یک از مواد اعتیادآور معتاد باشند، این مساله، گرایش نوجوان به مواد را تسهیل می‌کند. در عین حال باید توجه داشت هر نوجوانی که پدر و مادر معتاد دارد، به اعتیاد گرایش پیدا نمی‌کند. البته نباید از نقش گروه همسالان و دوستان در گرایش نوجوانان به اعتیاد چشم پوشید. امروزه‌ ضریب‌ گرایش‌ به‌ اعتیاد در میان‌ نوجوانان‌ مقاطع‌ تحصیلی‌ راهنمایی‌ و دبیرستان‌ بیش‌ از سایر گروه‌های‌ سنی‌ است‌ كه‌ این‌ كاهش‌ سن‌، تبعات‌ زیادی‌ را به‌ دنبال‌ دارد.

عدم همکاری آموزش و پرورش

به عقیده فعالان اجتماعی، آموزش‌وپرورش زمانی که بحث آسیب‌های اجتماعی و اعتیاد دانش‌آموزان به میان می‌آید با هیچ سازمانی همکاری نمی‌کند، زیرا ساختار آموزش‌وپرورش در برخورد با آسیب‌های اجتماعی بسیار بسته است. مسئولان ستاد مبارزه با مخدر نیز از عدم همکاری آموزش و پرورش در زمینه شیوع شناسی اعتیاد در مدارس گلایه دارند. بنابر اعلام ستاد مبارزه با مواد مخدر، نیم درصد جمعیت دانش‌آموزانی که در سال ۸۰ بین کلاس‌های سوم راهنمایی تا پایان متوسطه قرار داشتند، تجربه حداقل یک بار مصرف مواد مخدر را دارند. این میزان در سال ۹۰ دو برابر شده و به یک درصد رسیده است. اگر جمعیت دانش‌آموزان بین کلاس‌های سوم راهنمایی تا پایان متوسطه را ۵/۴ میلیون نفر در نظر گرفته باشیم می‌توانیم بگوییم که هم اکنون ۴۵ هزار نفر از دانش‌اموزان، تجربه حداقل یک‌بار مصرف مواد مخدر را در دوران تحصیل خود داشته‌اند. این مساله، زنگ خطری جدی است تا والدین، اولیای مدارس و مسئولان را متوجه این موضوع کند که دانش‌آموزان از خانه تا مدرسه و جامعه باید تحت نظارت‌های نامحسوس قرار بگیرند. مدارس خانه دوم تمام دانش‌آموزان است و آنها زمان زیادی را در مدرسه می‌گذراند. بنابراین اولیای آموزشی و تربیتی آموزش و پرورش عهده دار وظیفه ای سنگین‌تر از دهه‌های قبل هستند تا در مسیر پیش رو به تربیت نسلی همت بگمارند که عاری از وسوسه‌های تخریبی چون گرایش به مواد مخدر باشند.

 

با توجه به اقبال کسب‌وکارهای مختلف و بازی‌های آنلاین به پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی و خصوصا تلگرام برای تبلیغات و جذب مخاطب، بی‌توجهی به ماهیت این فضا می‌تواند فرصت‌های زیادی را از کسانی که امکان مشابه‌سازی این امکانات را دارند، دریغ کند.

به گزارش ایسنا، در حال حاضر از جمعیت ایران، با توجه به آمار تقریبی موجود، نیمی از مردم از گوشی‌های هوشمند استفاده می‌کنند که اگر تمامی و یا حتی اکثر افراد از اعضای پیام‌رسان‌های اجتماعی و در صدر آنها تلگرام باشند، جمعیتی با بیش از ۳۰ میلیون نفر را راهی فضاهای تلگرامی می‌کنند.

به گفته ابوالحسن فیروزآبادی–دبیر شورای عالی فضای مجازی- در حال حاضر ۱۰۰هزار کانال در تلگرام وجود دارد، روزانه یک میلیون و ۲۰۰ هزار مطلب در این کانال‌ها گذاشته می‌شود و متوسط بازدید آنها نیز حدود ۱۴۰۰ بار است. این اعداد، نشان‌دهنده مقدار قابل توجهی مطلب هستند که هر روزه به سمع و نظر کاربران تلگرامی می‌رسد و با توجه به پویایی و قابلیت بالقوه این فضا برای اطلاع‌رسانی، چشم‌پوشی از آن چه از نظر اقتصادی و چه محتوایی، توجیه‌پذیر نیست.

اگرچه اختصاص بخش عمده‌ای از شبکه‌های اجتماعی از جمله تلگرام به موضوعات سرگرمی را امری نگران‌کننده است و به عقیده کارشناسان با توجه به هزینه حدود ۲۰ میلیارد دلاری برای تجهیزات الکترونیکی و ۱۰ میلیارد دلار برای گوشی‌ها استفاده صِرف سرگرمی از این حجم سرمایه صحیح نیست، اما نباید از تاثیر این فضا بر اقتصاد همین حوزه سرگرمی از جمله بازی‌های آنلاین موبایلی غافل شد.

برای مثال، همین حالا هم بعضی از بازی‌های آنلاین موبایلی که چه توانسته باشند تعداد قابل توجهی از کاربران را نسبت به سایر بازی‌ها جذب کنند و چه هنوز هم در پی جذب بازی‌کن باشند، با ایجاد کانال‌های تلگرامی، سعی در افزایش مخاطبان خود دارند و در واقع تریبون رایگان کانال تلگرام را راه مناسبی برای تبلیغ  بازی‌های خود می‌دانند.

در ایران شاهد رشد سریع دسترسی به شبکه‌های اجتماعی هستیم که مسیری غیرقابل بازگشت را طی می‌کند و اکنون در فضای پویای مجازی نیاز به شبکه‌های اجتماعی روز به روز در حال افزایش است. این شبکه‌ها و دسترسی به آنها نیازی ضروری به شمار می‌رود و رسانه‌های مورد توجه آنهایی هستند که می‌توانند ما را هرچه سریع‌تر به تصمیم برسانند و مزایایی در حوزه‌های آموزش، سرگرمی، خدمات و آموزش و غیره نیز داشته باشند.

در این باره مهدی داوری -مدیرعامل یکی از پیام‌رسان‌های داخلی- معتقد است، با خارج شدن ترافیک از ایران حتی اگر بحث‌های امنیتی را کنار بگذاریم، بخش عمده‌ای ارز نیز از کشور خارج می‌شود. بنابراین اگر مردم رغبت کنند و از نرم‌افزارهای مشابه ایرانی با همان کیفیت و سرویس استفاده کنند حداقل منفعتش این است که این ارز از کشور خارج نمی‌شود.

داوری می‌گوید: در حال حاضر حدود ۱۲۰ گیگابایت ترافیک کشور فقط برای تلگرام، واتس‌اپ و شبکه‌های مجازی صرف می‌شود و ما این ترافیک را از اپراتورهای طرف مقابل می‌خریم که هزینه‌های بسیار هنگفتی هم دارد و برای اینکه مردم ما بتوانند از این سرویس‌ها استفاده کنند، ماهیانه بیش از چند میلیون دلار پرداخت می‌کنیم.

از میان پیام‌رسان‌های خارجی متعددی که هر کدام در مقطعی از زمان، مخاطبان خاص خود را داشتند، تلگرام البته نسبت به سایر رقبای خود، پایداری بیشتری در ایران داشته و مدت طولانی‌تری پیام‌های کاربران را جابه‌جا کرده است و با توجه به قابلیت‌های متعددی که با آپدیت‌های جدید به آن اضافه می‌شود، کاربران ایرانی را هنوز مشتاق نگاه داشته است.

از سوی دیگر محمود واعظی -وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات- نیز همواره از حمایت از شبکه‌های اجتماعی داخلی در جهت حفظ حریم خصوصی مردم سخن می‌گوید و البته در کنار تاکید بر لزوم راه‌اندازی شبکه‌های اجتماعی داخلی، دولت را از این وظیفه مبرا می‌داند و می‌گوید دانشگاهیان و بخش خصوصی باید وارد این قضیه شوند. او وعده حمایت مالی از دانشگاهیانی را می‌دهد که بتوانند با نوشتن پلت‌فرم برای شبکه‌های اجتماعی، یک تا دو میلیون مخاطب را ساپورت کنند.

بنابراین با اعلام حمایت صریح وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات از کسانی که می‌توانند موفقیتی در نوشتن پلت‌فرم شبکه‌های اجتماعی حاصل کنند، لازم است بخش خصوصی وارد این قضیه شود تا شرایط تسهیل‌گر را برای انتقال پیام کاربران فراهم کند، زیرا علاوه بر اینکه مشخص نیست تلگرام تا کی مجال حضور در ایران را داشته باشد، نادیده گرفتن فرصتی که پیام‌رسان‌های داخلی می‌توانند برای نرم‌افزارهای داخلی از جمله بازی‌های آنلاین فراهم کنند، می‌تواند زیان‌های زیادی وارد ‌کند.

پنج شنبه, 29 مهر 1395 09:55

رشوه یا هدیه آری یا هرگز !

اخلاق حرفه‌ای مدیران بزرگ
 

مترجم: سید حسین علوی لنگرودی
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

خانم اشتون پس از اینکه با معدلی عالی در رشته مدیریت مهندسی از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد توانست شغل خوبی در شرکت بین‌المللیPDRC برای خود دست و پا کند. اولین پروژه‌ای که اجرایش به اشتون واگذار شد، پروژه شرکت در مناقصه ساخت یک بزرگراه در یک کشور آفریقایی بود. بعد از بررسی‌های لازم اشتون پیشنهاد خود را برای شرکت در این مناقصه ارائه داد و توانست با موفقیت در آن شرکت کند و در آن برنده شود. اشتون که خوشحال از این موفقیت بزرگ بود و همه همکارانش را به تحسین واداشته بود، با امید‌های بسیار رهسپار آن کشور آفریقایی شد تا مقدمات اجرای پروژه را فراهم آورد، اما به محض ورود به آن کشور با جو سنگین و متفاوتی روبه‌رو شد که او را به شدت نگران ساخت. جریان از این قرار بود که اشتون خیلی زود دریافت که در آن کشور، رشوه گرفتن و رشوه دادن امری عادی و در بسیاری از موارد امری ضروری و گریزناپذیر است و برای پیشبرد کارها حتما باید رشوه پرداخت کرد. شرایط در آنجا چنان بود که اغلب نهادهای دولتی حساسیتی نسبت به پرداخت و دریافت رشوه نشان نمی‌دادند و مشکلی از این جهت برای افراد و شرکت‌های فعال در آنجا ایجاد نمی‌کردند. در بسیاری از موارد حتی کارکنان سازمان‌ها و شرکت‌های دولتی و غیردولتی به‌طور علنی به شرکت‌های خارجی که مشغول اجرای پروژه‌هایی در آن کشور بودند اعلام می‌کردند که بدون پرداخت رشوه نمی‌توانند کاری برای آنها انجام دهند.

 

با این همه اشتون به خوبی می‌دانست که مقامات شرکت متبوعش به‌طور کامل با هر گونه پرداخت رشوه حتی برای پیشبرد اهداف خود مخالف هستند، چرا که به شدت از افشا شدن این قضیه و جریمه‌های سنگینی که به این دلیل ممکن بود نصیبشان شود، هراسان بودند. از سوی دیگر در صورت ثابت شدن این مساله برای مقام‌های قضایی آمریکا، مجازات سنگین حبس در انتظارش خواهد بود و او در ابتدای زندگی کاری‌اش ممکن بود به فردی سابقه‌دار تبدیل شود. با این همه اشتون این را هم می‌دانست که بدون پرداخت رشوه در آن کشور آفریقایی نخواهد توانست پروژه‌اش را به‌خوبی اجرا کند و به احتمال زیاد شکست خواهد خورد و این مساله برای او که اولین پروژه‌اش برای آن شرکت بین‌المللی را انجام می‌داد یک کابوس بود که او را به شدت به وحشت می‌انداخت و به اعتماد به نفس و رزومه کاری‌اش ضربه سنگینی وارد می‌کرد. اگر شما به جای اشتون بودید چه کار می‌کردید؟ آیا همرنگ جماعت می‌شدید و سعی می‌کردید با پرداخت رشوه کارهایتان را به پیش ببرید و خطر افشا شدن آن و پیامدهای منفی ناشی از آن را به جان می‌خریدید؟ یا اینکه به خاطر پایبندی به اصول اخلاقی و یا شاید ترس از مجازات شدن از سوی مقام‌های قضایی، قید اجرای پروژه‌ای را که آن همه برایش زحمت کشیده بودید، می‌زدید؟

 

پیشنهاد مدیران اخلاق‌گرا

رعایت اصول اخلاقی در کار و دوری جستن از کارهایی که از نظر خودمان غیراخلاقی و نادرست است، بر هر هدف و انگیزه دیگری ارجح است؛ بنابراین اشتون بايد نه فقط به خاطر ترس از مجازات شدن خود و تحمیل شدن جریمه‌های سنگین بر شرکتش، بلکه به خاطر اصول اخلاقی که به آن معتقد است، باید از پرداخت رشوه خودداری کند و بکوشد آن پروژه را به صورت کاملا سالم و اخلاق مدارانه انجام دهد. البته او باید در تمام مراحل اجرای پروژه مدیران مافوق خود را در جریان تمام مسائل از جمله موقعیت‌هایی که او به‌دلیل رشوه ندادن ممکن است نتواند کارهایش را به نحو احسن پیش ببرد قرار دهد و از آنها کسب تکلیف کند و در عین حال حتی در برابر پیشنهاد آنها برای پرداخت رشوه برای پیشبرد اهداف شرکت مقاومت کند.

 

منبع: مجله Ethical Management

پنج شنبه, 29 مهر 1395 09:39

ارتباط موثر با زبان بدن


مترجم: پیام محجوبی

آیا تا به حال پیش آمده حرف‌هایی را که می‌شنوید، باور نکنید؟ یا اینکه در مراودات خود حس کنید چیزی غلط است و به درستی پیش نمی‌رود؟ یا اینکه در جایی گفته شد «بله» اما با حرکات سر و بدن پاسخ منفی برداشت کنید؟ به منشا اختلاف بین آنچه می‌شنوید یا می‌گویید با آنچه استنباط می‌شود، ارتباط غیرکلامی یا زبان بدن اطلاق می‌شود. با بالا بردن شناخت خود از علائم و نشانه‌های زبان بدن، نه تنها اطرافیان خود را بهتر درک خواهید کرد بلکه ارتباط بهتری با آنان خواهید داشت. گاهی حرکات، رفتارها یا تغییرات در چهره که می‌تواند ظریف و نامحسوس یا بسیار مشهود باشد، مبین آن چیزی است که در ذهن ما می‌چرخد. بنابراین در جهت ارتباط موثرتر، باید آگاهی خود را نسبت به این موضوعات ارتقا بخشید. در این مقاله به برخی از نشانه‌های زبان بدن اشاره شده است.

 

تاثیر اولیه و اعتماد به نفس: اولین باری که همکار جدید خود را دیدید یا آخرین باری که به یک سخنرانی گوش دادید را به یاد آورید. این رویدادها چه تاثیری بر شما گذاشت؟ آیا طرف مقابلتان اعتماد به نفس داشت؟ علاقه‌ای به ایجاد ارتباط با او داشتید؟ آیا توانست شما را در مورد موضوع مورد بحث متقاعد کند؟ آیا محکم گام بر می‌داشت و تماس چشمی برقرار می‌کرد یا اینکه حرکاتش نشان‌دهنده سستی و پریشانی بود؟  در یک تعامل اجتماعی و تجاری نه تنها به موارد فوق، بلکه باید به مواردی چون حالات صورت، حرکات و نحوه استقرار بدن نیز دقت کرد. با مطالعه برخی از نشانه‌ها، می‌توان تا حد زیادی به میزان اعتماد به نفس طرف مقابل پی برد. نوعا این علائم و اشارات شامل این موارد است:

• حالت ایستادن: راست ایستادن و شانه‌ها به عقب تمایل داشته باشند.

• تماس چشمی: چشم‌ها ثابت و خنده‌ای بر صورت باشد.

• حالت‌های دستان و بازوها: حرکات آنها تحت کنترل و حساب شده باشد.

• نحوه صحبت کردن: آرام و شمرده سخن بگویند.

• آوای صدا: متوسط باشد.

جلسات مهم و حالت تدافعی حضار: در دنیای آرمانی، وقتی یک نفر صحبت می‌کند، همه با رویی گشوده و با صبر و حوصله به سخنانش گوش می‌دهند و این گونه مذاکرات و جلسات به خوبی خاتمه می‌یابد. اما در دنیای واقعی مساله جور دیگری است. در بسیاری از مواقع، طرفین مذاکره به یکدیگر توجهی ندارند. برخی از نشانه‌هایی که نشان می‌دهد طرف مقابلتان توجهی به حرف‌های شما ندارد یا اینکه در قبال سخنان شما حالت تدافعی به خود گرفته است به شرح زیر است: دستان و بازوان در کنار بدن جمع می‌شود؛ چهره در هم می‌رود؛ طرف مقابل دست به سینه می‌شود؛ چشمان بسته یا مغموم می‌شود. هنگام مشاهده این علائم، موضوع یا حالت سخنرانی خود را عوض کنید تا شنونده از فشار صحبت‌های شما خارج شده و از حالت تدافعی در آید. زمانی که شما شنونده هستید و در قبال سخنان، حالت تدافعی به خود گرفته‌اید، به حالات بدن خود توجه کنید. اگر حالات شما مانند آنچه مطالب فوق بود، حالات خود را تغییر دهید تا بهتر بتوانید به صحبت‌ها گوش دهید.

کار گروهی و ناخشنودی اعضا: گاهی پیش می‌آید که هنگام سخنرانی حس می‌کنید کسی به شما گوش نمی‌دهد و حرف‌های شما خریدار ندارد. مسلما همه سخنرانان هنگام ارائه موضوعی دوست دارند تمامی حاضران با علاقه درگیر صحبت‌های آنها شوند؛ اما عملا این اتفاق نمی‌افتد. هنگامی که نشانه‌های بی‌حوصلگی حضار را به درستی تشخیص دهید، می‌توانید اقدامات صحیح را برای جلب نظر مخاطب به عمل آورید. این نشانه‌ها شامل موارد زیر است: سرها رو به پایین است؛ چشم‌ها بی‌رمق یا به جای دیگری خیره است؛ دست‌ها در جیب است یا با خودکاری بازی می‌کند؛ روی کاغذ مطلبی می‌نویسد یا اینکه خط خطی می‌کند؛ در صندلی خود فرو می‌رود. با دریافت نشانه‌های فوق، می‌توان به این نتیجه رسید که مخاطب زیاد به حرف‌های شما گوش نمی‌دهد و باید اقدامی انجام داد تا شنونده دوباره جذب سخنان شما شود، مانند پرسیدن یک سوال از طرف مقابل.

دروغ گفتن: یکی از قابلیت‌های مهم شناخت نشانه‌های ارتباط غیر کلامی، راست و دروغ صحبت‌های طرف مقابل است. برخی از نشانه‌های عمومی که شخص دروغگو از خود بروز می‌دهد عبارت است از ارتباط چشمی برقرار نمی‌شود؛ یا چشمان با حرکت سریع این سو و آن سو می‌رود و همچنین مردمک چشم تنگ می‌شود؛ بدن خود را از شما بر می‌گرداند و حرکات به صورت غیرمعمول و غیرطبیعی می‌شود؛ تنفس سریع‌تر انجام می‌شود؛ رنگ چهره و گردن قرمز می‌شود؛ تعریق بیشتر می‌شود؛ آوای صدا تغییر کرده، گوینده لکنت می‌گیرد و خرخر می‌کند. به یاد داشته باشید این علائم در افراد مختلف، متفاوت است. حتی اگر نشانه‌های فوق را در فردی مشاهده کردید نباید به سرعت نتیجه بگیرید که او دروغ می‌گوید، زیرا بسیاری از این نشانه‌ها، با نشانه‌های استرس مشترک است. با مشاهده این علائم تنها به احتمال دروغ پی می‌بریم؛ بنابراین با پرسش چند سوال هوشمندانه می‌توانیم یقین خود را نسبت به وجود یا نبود دروغ افزایش دهیم.

مذاکره و مصاحبه و واکنش‌ها: هنگامی که با یک پرسش مواجه می‌شوید چه عکس‌العملی دارید؟ آیا خیلی سریع به پرسش پاسخ می‌دهید یا اینکه قدری روی سوال تامل کرده تا جواب مناسبی دهید؟ بهتر است که قبل از پاسخ به پرسش‌ها قدری بیشتر فکر کنید و این حالت خود را به اطرافیان خود القا کنید. علائم زیر نشان‌دهنده ارزیابی سوالات است: چشمان به اطراف می‌چرخد و هنگام پاسخگویی روی فرد مقابل تمرکز می‌کند؛ انگشتان چانه را نوازش می‌کند؛ دستان زیر گونه‌ها است؛ سر قدری کج شده و چشمان رو به بالا می‌رود.

یک الگو، مناسب همه نیست: همان‌طور که گفته شد، هر فرد رفتاری منحصر به خود دارد و نشانه‌های گفته شده در این مقاله برای همه صادق نیست، زیرا ساختار شخصیتی هر فرد بر تجارب گذشته وی و همچنین فرهنگ جغرافیایی او استوار است و این امر سبب تفاوت‌های زیادی بین افراد می‌شود. با در نظر گرفتن این تفاوت‌ها می‌توانید از زبان بدن‌های ارائه شده، نتایج درست بگیرید. یکی از روش‌های مناسب برای شناخت بهتر افراد، پرسیدن سوالات درست از فرد است.

 

منبع: Mindtools

پنج شنبه, 29 مهر 1395 09:32

عاقبت فساد مالی

 فساد مالی مدعیان خلافت

مجموعه آسیب های بسیار زیادی دست به دست هم دادند تا واقعه ای مانند کربلا اتفاق بیفتد. برخی از آن آسیب ها فردی و عمده آنها اجتماعی و ناشی از علاقمندی بیش از حد به دنیا بوده است.

حمیدرضا تمدن- بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
فساد مالی، خلافت

یکی از آسیب هایی که بسیاری از مسلمانان دوره امام حسین علیه السلام داشتند فساد مالی شدید بود. همه فقط دنبال منافع خود بودند و در این فکر که داراییهای خود را زیاد کنند که این آسیب از چند علت پدید می آمد از جمله یکی این بود که مسلمانان بعد از رحلت پیامبر (صلی الله و علیه و آله) سرزمینهای زیادی را فتح کردند و از این طریق منافع سرشاری از راه غنائم نصیبشان شد و در سراشیبی پول و مال پرستی افتادند. عامل دیگر که می توان ذکر کرد بذل و بخششهای بی حدی بود که در زمان خلیفه سوم بی حساب و کتاب به افراد زیادی داده می شد. پس انداز و جمع این پولها باعث شد مسلمین دیگر آن ساده زیستی و زهدی که در زمان صدر اسلام داشتند، از دست بدهند.

این همان خلافتی است که علی بن ابیطالب بعد از او خلافت می کند و از دنیا که می رود امام حسن (علیه السلام) بالای منبر فریاد کرد که از پدرم پول زردی یعنی طلا و پول سفیدی یعنی نقره ای باقی نماند جز 700 درهم - در حدود 40 تومان پول نقره که این پول هم از سهم او و از حقوق و مقرری او زیاد آمد و خواست که برای خانه خود خادمی از این پول تهیه کند.»

 از سوی دیگر چون در فتوحات از نزدیک وضعیت شاهان ساسانی و رومی را دیده بودند و برای اولین بار بود که عرب این وضع را می دید بشدت شیفته آن شد، این روند تجملاتی سرعت یافت و آن زهد زمان قبل به کلی از یاد رفت.برای نمونه چند مورد را ذکر می کنیم؛ مسعودی در مروج الذهب می نویسد: «وقتی خلیفه سوم که یکی از خلفای اسلامی بود از دنیا رفت و کشته شد - با آن تفصیلی که در آن تاریخ است - از او 150 هزار دینار طلا و یک میلیون درهم نقره باقی ماند این همان خلافتی است که علی بن ابیطالب بعد از او خلافت می کند و از دنیا که می رود امام حسن (علیه السلام) بالای منبر فریاد کرد که از پدرم پول زردی یعنی طلا و پول سفیدی یعنی نقره ای باقی نماند جز 700 درهم - در حدود 40 تومان پول نقره که این پول هم از سهم او و از حقوق و مقرری او زیاد آمد و خواست که برای خانه خود خادمی از این پول تهیه کند.» [1] .باز مسعودی می نویسد: «قیمت املاک خلیفه سوم در وادی القری و حنین و جز این دو جا 100 هزار دینار طلا شد با اسبها و شتران بسیاری که داشت.» [2] . مسعودی همچنین می نویسد: «زبیر که به تعبیر من و مطابق آن حدیث یکی از بهشتی های دیگر است کاخ معروفی در بصره و خانه های زیادی در بصره و کوفه و اسکندریه مصر ساخت. مال زبیر و دارایی او در حال مرگ وی 50 هزار دینار طلا و 1000 اسب و 100 کنیز و غلام و مستغلاتی فراوان در شهرهای مختلف بود.» [3] .باز هم مسعودی می نویسد: عبدالرحمان بن عوف زهری که یکی از همان ده بهشتی است خانه وسیعی ساخت، 100 اسب در اصطبل وی بسته می شد 1000 شتر داشت، 10000 گوسفند داشت.» [4] . پول پرستی نه تنها در دوره امام حسین به اوج رسیده بود که در دوره حیات مبارک امام حسن مجتبی علیه السلام نیز مردم رفتاری مشابه داشتند به نحوی که آنچنان که در تاریخ ثبت شده است، به سجاده ایشان هم رحم نمی کنند و آن را به غارت می برند و این دقیقا همان شیوه ای بود که معاویه آن را رواج داد و مردم را طمع کار کرد و این شیوه را پسرش یزید نیز ادامه داد تا آنجا که پسر مرجانه و عمربن سعد به طمع حکومت و ثروت به شهادت امام حسین علیه السلام اقدام کردند. این نمونه هایی بود و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که چگونه و چطور مال و دنیاپرستی مردم را دیوانه کرده، و تمام تلاششان جمع مال و دنیا بود.

 امام حسین علیه السلام در این خصوص می آوریم: «امام در خطبه ای که در مکه ایراد می کند می فرماید: و کانی باوصالی تتقطعها عسلان الفلوات بین النواویس وکربلا» گویا می بینیم و چیزی نخواهد گذشت که گرگان گردنه عراق میان نواویس و کربلا به من حمله می کنند و بدن مرا پاره پاره می کنند و بند از بند من جدا می کنند «فیلمان منی اکراشا جوفا و اجربه سغبا» تا شکمهای گرسنه و جیبهای خالی خود را پر کنند.» [5] .حضرت در این بیان کوتاه و در دو جمله در حقیقت این آسیب جامعه زمان خود را بطور زیبا بیان می کند که آنها چگونه اند و چه می خواهند.اینها مهمترین آسیبهای جامعه اسلامی زمان امام حسین (علیه السلام) است که جامعه را چنین احاطه کرده بود که با خطابه و منبر و حدیث و غیره درست نمی شد و آنطور که خود امام (علیه السلام) فرمود: فقط با شهادت و خون، این جامعه بیدار و دین مرده احیا خواهد شد و باز طبق فرموده امام (علیه السلام) «انا احق من غیر» که سزاوارتر از همه من هستم سپس امام رفت و شهادت را که در نزد او جز سعادت نبود بگزید تا اسلام و سنت جدش و پدرش تا قیامت زنده باشد. [6]


منابع:
(1).مبانی جامعه، ص 184
(2).همان ص 108 و 109
(3). قیام امام حسین (ع)، ص 103- 100
(4).همان
(5).طبری: تاریخ طبری، ترجمه پاینده، نشر اساطیر، ج 1362، 2
(6).جامعه اسلامی در عصر امام حسین علیه السلام، ص49

سه شنبه, 27 مهر 1395 10:27

سازمان ناب

 

عصر سازمان‌های ناب فرا رسیده است

آنچه استراتژیست‌ها باید بدانند (بخش نوزدهم)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرویز نصرتی کردکندی

عضو انجمن ایرانیان فارغ‌التحصیل ژاپن و مدیر استراتژی شرکت پارسا پلیمر شریف

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

در پارادایم شیفت اخیر که دنیای کسب‌وکار آن را تجربه کرده است‌، ورژن جدیدی از سازمان‌ها معرفی شده‌اند‌ که مشخصات ویژه آنها ناب بودن است‌؛ سازمان‌هایی که توانایی ماندن و رشد را در شرایط جدید دارند و میزان موفقیت آنها با میزان تفکر ناب و فرآیندهای ناب پیوند خورده و نسبت مستقیمی دارد‌. رویکرد سازمان ناب که با تفکر ناب همراه است، تمرکز بر اصول بنیادین و البته نوینی دارد که فرصت هیچ‌گونه اشتباه یا ناکارآمدی را به مدیران نمی‌دهد. این‌گونه سازمان‌ها با کمترین ورودی باید بتوانند بیشترین خروجی را رقم بزنند.تفکر «ناب» که مجموعه زنجیره ارزش «ناب» را بر پایه فعالیت ارزش‌آفریني به همراه دارد‌، فقط با حداقل‌ها مانوس است؛ یعنی کمترین نیروی انسانی، تجهیزات، زمان و فضا که به بیشترین خروجی می‌انجامد. این تفکر ابتدا توسط «تاایچی‌ اوهنو» در شرکت تویوتای ژاپن شکل گرفت و اکنون به سازمان ناب توسعه پیدا کرده است. متدولوژی اوهنو با پرهیز و بیرون راندن سه شیطان از فرآیندهای تولیدی معرفی شد که این سه شیطان‌ مودا‌، مورا و موری نامیده می‌شدند‌. هر سه «مو» در همه‌‌جا می‌توانند یافت شوند. شناسایی موها در سازمان‌ها‌، دارای روش‌های متنوعی است، ولی برای شناسایی همه‌جانبه آنها، باید از یک فلسفه و فرهنگ سازمانی خاص استفاده کرد. تفکر ناب این فرهنگ سازمانی را ارائه می‌کند. در واقع، تفکر ناب‌ زیرساخت فرهنگی است که به‌ کمک‌ آن‌ ارزش‌‌های استراتژیک در یک سازمان تعیین‌ می‌شود و این ارزش‌ها درصورت پیاده‌‌سازی‌ می‌توانند موداها را به شکل وسیعی حذف‌ کنند.

 

مودا یا «اتلاف»

آن دسته از فعالیت‌ها‌یی که‌ مصرف‌ کننده‌ منابع‌ در عملیات فرآیند هستند، ولی با وجود استفاده از منابع هیچ ارزشی‌ برای مشتری خلق نمی‌کنند، مودا نام دارند‌. موداها انواع بسیاری‌ دارند که‌ هر سازمان با توجه‌ به فعالیت‌ها و شناخت‌ منابع‌ خود باید آنها را شناسایی‌ کرده و سعی‌ در حذف‌ آنها داشته‌ باشد. ممکن است از این موداها در هر سازمان وجود داشته‌ باشد، مثلا نقص‌ها و مشکلات در فرآیند عملیات زنجیره ارزش که باید شناسایی شوند و بهبود یابند يا فعالیت‌های بیش از اندازه در فرآیندها که نیازی به آنها نيست، مثلا تولید اضافی در فرآیند تولید كه با وجود اینکه یک عمل ارزش‌افزا پنداشته می‌شود، ولی یکی از موداهای بزرگ است. ابزار‌های متعددی در ژاپن برای شناسایی و حذف اتلاف موجود است که سیستم‌هایی مانند کانبان‌، پیشنهادها‌، 5S و غیره را که از زیرمجموعه‌های کایزن یا همان بهبود مستمر است، شامل مي‌شود.

 

مورا یا «عدم تعادل»

وقتی سازمانی از نظر انجام فعالیت‌ها غیر‌طبیعی باشد و نابرابری وظایف در آن وجود داشته باشد که نه‌تنها به خلق ارزش بیشتر کمک نکند، بلکه شرایط را پیچیده و بغرنج ‌کند‌، به آن مورا گفته مي‌شود. همچنين به روش فکری غلط و غیراستراتژیک که سازمان را به بیراهه می‌کشاند نیز اطلاق می‌شود که نوسانات در تصمیم‌گیری‌ها و عدم تعادل و یکپارچه بودن را تحمیل می‌کند و اغلب به‌دلیل برنامه‌ریزی‌های نامناسب و غیراستراتژیک به‌وجود می‌آید‌.

 

موری یا «فشار بیش از اندازه»

وقتی در سیستم فشار بیش از اندازه به بخش یا فعالیتی اتفاق افتد که خارج از توان و ظرفیت زمانی‌، دانشی و غیره باشد، عمل «موری» اتفاق‌افتاده است و معمولا این فشار بیش از حد یا تمرکز بیش از اندازه باعث ناکارآمدی و عدم انجام درست کارها می‌شود‌. حتی اگر طبق قانون «پارتو» تمرکز شما به بخش کم‌اثر در خلق ارزش مولفه‌ها نیز باشد، شما موری را به محیط کسب‌وکار خود راه داده‌اید.اگر بخواهیم با یک نگاه سیستمی به سه پدیده مودا‌، مورا و موری بنگریم، درمی‌یابیم که این سه پدیده به شکل عجیبی به‌هم وابستگی دارند و خروجی هر یک ورودی دیگری است و این به‌هم آمیختگی آنقدر زیاد است که باید یک مراقبت دائمی و مستمر را برای عدم حضور این سه شیطان کسب‌وکار به خرج دهید، چراکه ورود هریک از این شیطان یا «موها» ناگزیر شیطان‌های دیگر را نيز به سیستم شما تحمیل خواهند کرد.

 

نیاز ما برای ایجاد سازمان ناب چیست؟

وینس لومباردی، مربی مشهور و افتخارآفرین فوتبال آمریکایی، می‌گوید: «کمال دست‌نیافتنی است، اما اگر در تعقیب کمال باشی‌، می‌توانی به سرآمدی دست پیدا کنی.» برای داشتن یک سازمان ناب باید به حضور موداها در کسب‌وکارتان حساس باشید، ولی برای این مهم چگونه می‌توانید عمل کنید؟ شاید در نگاه اول این موضوع بسیار سهل و ساده برسد، ولی آمارها نشان می‌دهند سازمان‌های ناب بسیار نادر هستند. برای اینکه سازمان شما به سمت ناب شدن حرکت کند و سرعت بهتری در این مسیر پیدا کند، نیاز به مختصاتی از مولفه‌های کارکردی دارید که بتواند زیر‌ساخت‌های ناب بودن را برای شما محقق کند. محققان مدیریت برای این منظور 12 مولفه را شناسایی کرده‌اند که عموما می‌توانند سازمان شما را یاری کنند؛ هرچند شاید موارد دیگری متناسب با سازمان شما هم باشند که باید خود به کشف آن و استفاده مناسب بپردازید.هرچند ایده‌آل و کمال دست‌نیافتنی است، اما سازمان ناب سعی می‌کند هر روز به آن نزدیک‌تر شود‌ و برای رسیدن به یک سطح از موفقیت که بتواند‌ رقبای خود را پشت‌سر بگذارد دائما تلاش می‌کند. هر سازمان ناب قطعا استراتژی منحصربه‌فردی برای این مهم دارد، اما برخی از ویژگی‌های اصلی در آنها به صورت مشترک وجود دارند که مواردی از این خصوصیات مشترک عبارت است از:

• تمرکز بر مشتری: سازمان ناب وسواس عجیبی به خلق ارزش برای مشتری دارد و اولویت و تمرکز اصلی آن مشتری است. همه کارکنان از صدر تا ذیل ساختار سازمانی ارزش مشتری را به‌عنوان عنصر حیات درک کرده‌اند و بودن خود را خارج نشدن از مشتری‌محوری می‌دانند.

• هم راستا بودن: در یک سازمان ناب، هر عضو تیم درک مشترکی از ماموریت، ارزش‌ها و اولویت‌های استراتژیک کسب‌وکار خود دارد‌ و این تعامل بین کارکنان و رهبران ارشد اتفاق می‌افتد و توسعه به‌عنوان یک فرهنگ برای همه درک شده است.

• غرور نداشتن: خروجی اصلی کایزن، تبدیل به ناب شدن است. به همین دلیل در این رويكرد همیشه جایی برای بهبود وجود دارد. حتی زمانی که سازمان موفق است و نسبت به رقبا هم بهتر عمل کرده و مشتریان و سهم بازار خوبی دارد، رهبران کارکنان را تشویق به پیدا کردن راه‌های جدیدی برای موفقیت بیشتر می‌کنند‌. بهبود مستمر چیزی است که پایانی برای آن متصور نیست و سازمان ناب آن را به رسمیت نمی‌شناسد و فرصت‌های بی‌پایان را برای بهبودهای دائمی‌ خواهان است.

• همکاری: همکاری سازمانی و ارتباطات متعهدانه لازمه هر سازمان ناب است و این همکاری‌ها برای مقابله با چالش‌های اصلی سازمان یک اصل مهم است.

• سرسختی: در سازمان ناب کارکنان برای حل مشکلات به دنبال استفاده از راه حل‌های زودگذر نیستند و پاسخ‌های ساده را برای رهایی خود از چالش سوالات پیچیده انتخاب نمی‌کنند. آنها به دنبال ریشه‌یابی مشکلات و حل دائمی مشكلات در سیستم هستند. چنین کارکردی در حل مساله باعث می‌شود کارکنان توانمندی بیشتری پیدا کرده و نسبت به درک چالش‌های جدید و حل ریشه‌ای آنها آمادگی بهتری پیدا کنند.

• تعهد: سازمان ناب یک نظام جدید در کسب‌وکار است‌ که مهارت و عملکرد هر یک از کارکنان در موفقیت آن نقش دارد‌ و افزایش تعهد سازمانی و درگیر شدن ذهنی کارکنان در بهبود ضروری است‌. برای افزایش تعهد کارکنان هرچه سرمایه‌گذاری کنید کم است، زیرا به سرعت این سرمایه‌گذاری برخواهد گشت.

• روش: حتی یک تیم ورزشی برای دقایق مختلف بازی روش‌های مختلفی را به نمایش می‌گذارد‌. داشتن روش‌های مختلف در کار بدون قربانی کردن خلاقیت‌های فردی کارکنان می‌تواند شما را با سرعت بیشتری در حل چالش‌ها کمک کند و به حرکت بهبود مستمر شتاب دهد‌. این مهم است که به یاد داشته باشید روش‌های طراحی شده باید ساده و قابل فهم باشد.

• پیشگیری: در سازمان ناب مشکلات فرآیندها و بروز هرگونه ضایعات قبل از حادث شدن آن شناسایی می‌شود‌. سازمان‌های ناب تبدیل به یک سیستم مولد خودکار می‌شوند که اجازه بروز مشکل را نمی‌دهد و به مرور زمان نسبت به بیماری‌های ناکارآمدی واکسینه می‌شوند‌.

• مدیریت دانش: همه اتفاقات در سازمان ناب مستند می‌شود، چون قرار نیست تجربه‌ای تلخ تکرار شود و تجربه‌ای شیرین از نظر دور بماند و سازمان بنا ندارد برای هر موضوعی چند بار آزمون و خطا کند. اطلاعات طبقه‌بندی شده در دسترس و به‌طور مستمر در سازمان ناب بررسی می‌شود. این کار باعث توزیع اطلاعات در سراسر سازمان شده و اجازه می‌دهد هرکس در مواقعی که درگیر می‌شود، به جای اینکه به‌طور مداوم دنبال اختراع دوباره چرخ بیفتد، آنها را بهبود بخشد.

• انعطاف‌پذیری: انعطاف‌پذیری در سازمان ناب یک توانایی بزرگ است، به‌خصوص زمانی که چالش غیرمنتظره‌ای رخ می‌دهد. سازمان ناب باید درحالی‌که در مسیر خود حرکت می‌کند، قادر باشد راه‌حل‌های نوآورانه‌ای در شناسایی چالش‌ها و حل آنها داشته باشد‌. بخش مهمی از توانمندی کارکنان به میزان انعطاف پذیری آنها بستگی دارد.

• رفتار ترقی‌خواهانه: بسیاری از سازمان‌ها که به موفقیت از طریق ناب شدن آگاهی پیدا کرده‌اند، متوجه می‌شوند که روند بهبود‌، نیاز به پشتیبانی از تکنولوژی و فناوری‌های نو دارد و باید یک رفتار ترقی‌خواهانه داشته باشند‌، چرا که با غرق شدن در روزمرگی از نوآوری‌های جدید غافل می‌شوند.

• قدردانی: برای نگهداری فرهنگ ناب نیاز به قدردانی دائمی دارید‌. کارکنان باید احساس با ارزش بودن خود را با قدردانی‌های دائمی و البته به موقع درک کنند‌. رهبران هوشمند موفقیت هر عضو را با قدردانی رسمی به دیگر کارکنان توسعه می‌دهند و با قدردانی مناسب فرصت‌های بهبود و موفقیت را گسترش می‌دهند.

برای پاسخ به پارادایم نوین کسب‌وکار باید به سوی ناب کردن سازمان و تفکر مدیران خود حرکت کنیم و برای داشتن چنین سازمانی تلاش کنیم‌. در بخش‌های بعدی این مجموعه، به موارد دیگری از آنچه استراتژیست‌ها باید بدانند، خواهیم پرداخت‌.

دوشنبه, 26 مهر 1395 12:03

شطرنج چگونه حلال شد؟

سایت خوان روزنامه دنیای اقتصاد تاریخ خبر:1395/07/26   

حجت‌الاسلام میرزامحمدی، خطیب هیأت «حداث‌الحسین» در شب عاشورا، مدعی شد برخی - که البته نامی از آنها نبرد - امام(ره) را مجبور به صدور فتوای حلیت شطرنج کرده‌اند. موضوعی که با واکنش مرتضی اشراقی، نوه دختری امام خمینی(ره) مواجه شد. اشراقی تأکید کرده است آنها که گمان می‌کنند امام در اجبار قرار گرفته، امام را نشناخته‌اند و کینه‌های متحجرین این‌ بار امام را هدف قرار داده است.

روزنامه شرق در ادامه نوشت: «شب عاشورا، همان شبی بود که قرار بود بازی فوتبال ایران و کره در تهران انجام شود. بازی‌ای که از قبل برخی نسبت به برگزاری آن هشدار داده و خواستار لغو یا برگزاری در کشور دیگر یا برگزاری آن بدون تماشاگر شده بودند. انصار حزب‌الله جمعه قبل از بازی، بعد از نماز جمعه راه‌پیمایی کردند. همان شب هیأت حداث‌الحسین میزبان سخنران همیشگی خود حجت‌الاسلام میرزامحمدی بود؛ هیأتی که محل آن شهر قم و در خیابان صفاییه است؛ همان خیابانی که سیدحسن خمینی هم آنجا دفتر دارد.

میرزامحمدی در سخنرانی شب عاشورای خود با بیان این که «چند سال قبل دولت عربستان اجازه نداد بازیکنانش در ماه رمضان فوتبال بازی کنند» ادعا کرد، دولت سعودی حاضر شد جریمه آن را بپردازد اما عده‌ای بی‌بصیرت در کشور ما به خواسته یهودی‌هایی که بر فیفا حکومت می‌کنند، تسلیم شدند. او افرادی را که باعث برگزاری بازی ایران و کره شدند فاقد غیرت دینی خواند.

میرزامحمدی در بخشی از این سخنرانی با ذکر روایتی از امام رضا(ع) درباره شطرنج گفت: «حالا هی بهانه بیاوریم که آیا شطرنج حلال است یا حرام است؟ که آن هم یک داستانی داشت که چه جوری مرحوم امام را وادار به این کردند.»

این سخن که از جانب میرزامحمدی تکذیب نشده است، با واکنش مرتضی اشراقی مواجه شد. او در مطلبی که در اختیار سایت جماران قرار داده است، درباره ادعای در اجبار قرارگرفتن امام خمینی برای حکم حلال‌ شدن بازی شطرنج نوشت: «در شب‌های سوگواری که به عزای سید شهیدان در حرم امام‌خمینی(ره) نشسته بودم - همان‌ جایی که صداوسیما هر جای عالم را نشان داد جز آنجا را - در خبرها خواندم و خواندید که یکی از خطبا در سخنانی گفته است که امام را مجبور کردند که به حلیت شطرنج فتوا دهند. چند روزی نیز منتظر ماندم تا شاید تکذیبیه‌ای از سوی آن خطیب صادر شود که نشد.»

در ادامه این یادداشت آمده است: «اگر نبود ارزش امام عزیز ما، می‌گذاشتم این سخن در لابه‌لای حرف‌های روزانه فراموش شود اما آثاری که بر این سخن ممکن است بار شود همه را باید بر آن دارد که این سخن باطل را رد کنند. حقیقت امر آن است که در بهترین فرض باید بگوییم گوینده این سخن، امام را نشناخته است.»

او سپس با طرح سؤالاتی ادامه داده است: «واقعا آیا این آقای خطیب چنان امامی را شناخته و معرفی می‌کند که آنچه را واقعا حرام خدا می‌داند، به دلیل فشارها حلال کند؟ به نظرم این گوینده هر چقدر هم امام‌نشناس تصور شود نمی‌تواند تا این اندازه از فهم حقیقت تهی باشد. کینه‌های متحجرین از امام سال‌هاست به‌ گونه‌های مختلف رخ نموده است و اول یاران امام را و بعد فرزندان امام را و اکنون شخص امام را هدف گرفته است.»

او در خاتمه می‌افزاید: «بگذریم که در همین داستان شطرنج جمع بسیاری از مراجع فعلی هم قائل به حلیت هستند. پس لابد از منظر این آقا، آنها هم به خاطر فشار حرام خدا را حلال کرده‌اند. نکته آخر هم این که جالب است بدانید که امام در بیان فتوای حلیت شطرنج استدلال فقهی کاملی بیان داشته‌اند که اینجا محل طرح آن نیست. با این حساب حتما فشارآورندگان فقیه بوده‌اند! بعضی وقت‌ها آدمی نمی‌داند نام برخی حرف‌ها را چه بگذارد. جهالت و نادانی یا کینه و دشمنی.»

حلیت شطرنج و اوزون‌برون

بحث حلال‌ بودن یا نبودن شطرنج یا این که فتوای آن از جانب امام در چه شرایطی صادر شده، در حالی مطرح شده است که چندی پیش هم موضوع حلیت مصرف ماهی اوزون‌برون مطرح شده بود. محمد هاشمی در مصاحبه‌ای که با خبرگزاری ایرنا داشت، درباره حلال‌ بودن مصرف خاویار گفته بود: «یادم است تخم خاویار قبل از انقلاب طبق نظر مراجع حرام بود. اوایل انقلاب مرحوم دکتر یدالله سحابی، از رهبران نهضت آزادی، خدمت امام رسید و ثابت کرد ماهی اوزون‌ برون که تخم خاویار در شکم آن است، دارای فلس یا پولک است. امام هم در پاسخ ایشان فرمودند: خوردن ماهی فلس‌دار مشکل ندارد و حلال است.» بعد از مصاحبه محمد هاشمی، میرمحمد صادقی، مدیرعامل وقت شرکت سهامی شیلات ایران در سال‌های ١٣٦٠-١٣٦٣ به‌ نوعی مطلب هاشمی را تکذیب کرده و توضیح داده بود که بعد از اعلام نظر برخی از علما مبنی بر حلیت اوزون‌ برون «سرانجام در سال ٦٢ یا اوایل ٦٣، در یک برنامه تلویزیونی با خوردن یک دانه خاویار حلیت آن را اعلام کردم.»

حالا هم با بحثی که میرزامحمدی آغاز کرده، بحث حلیت شطرنج دوباره مطرح شده است. امام در ماه‌های پایانی عمر خود فتاوای مهمی دارد از جمله اعلام حلیت بازی شطرنج و موسیقی.

امام در روز ١٩ شهریور سال ١٣٦٧ در پاسخ به دو سؤال درباره خرید و فروش آلات موسیقی و نیز بازی شطرنج این پاسخ‌ها را مطرح کردند. این دو فتوا بعدا در محافل سنتی واکنش‌هایی برانگیخت که البته با پاسخ‌های درخور توجه امام روبه‌رو شد.

به استناد صحیفه نور، متن استفتا از امام خمینی در خصوص شطرنج و آلات موسیقیایی به این قرار است:

۱- «از آنجا که آلات لهو و لعب استفاده‌های مشروع از قبیل نواختن سرودها را دارد، آیا خرید و فروش آن بی‌اشکال است؟

بسمه‌تعالی

خرید و فروش آلات مشترکه به قصد منافع محلله آن اشکال ندارد.

٢- اگر شطرنج آلات قمار بودن خود را به‌ طور کلی از دست داده باشد و چون امروزه تنها به‌ عنوان یک ورزش فکری از آن استفاده می‌شود، بازی با آنچه صورتی دارد؟

بسمه‌تعالی

بر فرض مذکور اگر برد و باختی در بین نباشد، اشکال ندارد.»

ایرادات آیت‌الله قدیری و پاسخ قابل تأمل امام

بعد از این دو استفتا مرحوم آیت‌الله قدیری نامه‌ای را در باب اعتراض به امام می‌نویسد. قدیری در آن نامه با اشاره به احادیث امام معصوم درباره حرمت موسیقی و شطرنج به امام چنین توصیه می‌کند: «در هر صورت اگر ساحت قدس حضرت‌ عالی از این‌گونه مسائل به دور باشد، به نظر من بهتر است و ضرورتی در نشر آنها دیده نمی‌شود. دیگر هر طور صلاح می‌دانید.»

اما امام در پاسخ به نامه محمدحسن قدیری چنین می‌نویسد: «...و بالجمله آن‌ گونه که جناب‌ عالی از اخبار و روایات برداشت دارید، تمدن جدید به‌ کلی باید از بین برود و مردم کوخ‌نشین بوده یا برای همیشه در صحراها زندگی نمایند... شما خود می‌دانید که من به شما علاقه داشته و شما را مفید می‌دانم ولی شما را نصیحت پدرانه می‌کنم که سعی کنید تنها خدا را در نظر بگیرید و تحت ‌تأثیر مقدس‌نماها و آخوندهای بی‌سواد واقع نشوید؛ چرا که اگر بناست با اعلام و نشر حکم خدا به مقام و موقعیت‌مان نزد مقدس‌نماهای احمق و آخوندهای بی‌سواد صدمه‌ای بخورد، بگذار هر چه بیشتر بخورد.»

متن کامل این نامه‌ها که مربوط به سال ١٣٦٧ است، در صحیفه نور موجود است. سیدحسن خمینی بارها در سخنرانی‌های خود به این موضوع اشاره کرده است. برای نمونه او در سخنرانی در شصت‌ونهمین اجلاس شورای مرکزی دانشگاه آزاد چنین گفته بود: «امام راحل در سال‌های آخر عمرشان همواره با صدور فتواهایی در رابطه با شطرنج و موسیقی، بت تحجری را که در آن دوران وجود داشت، شکستند. ایشان همچنین در آن دوران در کنار طرح بحث اسلام آمریکایی، بحث مقابله با نظام‌های طبقاتی را مطرح کردند و اعلام کردند، نظام سرمایه‌داری را نمی‌پذیرند.»

دوشنبه, 26 مهر 1395 11:43

ازدواج سفید یا همباشی سیاه

 

یک مقام مسئول در سازمان بهزیستی به تازگی اعلام کرده است «ازدواج سفید» و روابط فراخانوادگی بر خدمات مشاوره‌ای سایه انداخته است. مجید رضازاده عنوان کرده است: «این امر شاید مربوط به ۱۰ سال پیش باشد که نشانه‌های آن را در مشاوره‌‌های خط تلفنی ۱۴۸۰ دیدیم که بیشتر شکایات نگرانی‌ها و مشکلات به این دست از روابط و مشکلات جنسی برمی‌گشت.»

به گزارش آرمان امروز، در سال‌های اخیر «ازدواج سفید» بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. با وجود این، آنطور که مسئولان اذعان دارند تحقیقات گسترده و مستدلی در این رابطه انجام نشده است، حال آنکه اگر بنا باشد برنامه ریزی درستی در این حوزه انجام شود، لازم است اطلاعات دقیقی در این باره وجود داشته باشد.

 

شنیده‌ها حاکی از آن است که اندکی از جوانان جامعه، به ویژه در شهرهای پرجمعیت و بزرگی همچون تهران به تبعیت از سبک زندگی غربی شیوه خاصی برای با هم زیستن انتخاب کرده‌اند. این گروه از دختران و پسران گرچه تعدادشان بسیار قلیل است و شمارشان اندک، اما پیامدهای سبک زیستشان آنچنان مخرب و زیان‌آور است که علاوه بر خود دیگران را نیز دستخوش آسیب‌دیدگی، آزردگی و دلواپسی می‌کنند. این دختران و پسران سبک زیست مشترک خود را «ازدواج سفید» نام نهاده اند، اما آنچه را که به خلاف «ازدواج سفید» نام نهاده اند نوعی «زیست سیاه» است و ضربات حاصل از آن تا زمانی مدید پس از فروپاشی آن، همچنان استمرار می‌یابند. در اصل ترویج ازدواج سفید باعث بی اعتنایی به نظام خانواده، عدم مسئولیت پذیری دختران و پسران برای زندگی اجتماعی و جامعه پذیر کردن آنها می‌شود.

 

نبود امکانات برای ازدواج از جمله مسکن و بیکاری می‌تواند در شکل‌گیری چنین روابطی تاثیرگذار باشد. این در حالی است که خرداد امسال محمد اسماعیل مطلق، مدیرکل دفتر سلامت جمعیت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت درباره آمار ازدواج‌های سفید در کشور با بیان اینکه آماری در این زمینه وجود ندارد، اظهارکرد: وظیفه ما ترویج ازدواج سالم است و در این زمینه بر روی ازدواج‌هایی که ثبت شده است، فعالیت می‌کنیم. به گفته کارشناسان دلایل عمده ترویج این نوع سبک زندگی عدم مسئولیت‌پذیری و ریسک‌ محسوب می‌شود؛ چرا که در چنین روابطی افراد مسئولیت عملکرد خود را برعهده نمی‌گیرند.


افزایش خدمات مشاوره درپی رواج ازدواج‌سفید

رئیس مرکز توسعه پیشگیری و درمان اعتیاد بهزیستی گفت: با رواج «ازدواج سفید» یا «روابط فراخانوادگی» در بین جوانان، نشانه‌های آسیب آن را از ۱۰ سال پیش در مراجعه به دفاتر مشاوره دیده‌ایم، به طوری که میزان مراجعه افراد بیشتر شده است. مجیدرضازاده درباره وضعیت آسیب‌های اجتماعی پس از رواج ازدواج سفید در جامعه افزود: از نظر اینکه ازدواج سفید باعث افزایش آسیب‌ها و آسیب‌رسانی به خانواده‌ها شده شکی نیست، اما آماری از میزان این آسیب‌ها به دست نیامده است. او ادامه داد: آسیب‌های ناشی از ازدواج سفید در بین جوانان به شرع و وضعیت کشور ما ربطی ندارد، هر چند که در کشور ما آسیب‌رسانی‌اش بیشتر می‌شود؛ چرا که چنین سنتی نبوده است، اما در هر کجا که ازدواجی صورت گیرد و ثبت نشود آسیب‌رسان خواهد بود. رئیس مرکز توسعه پیشگیری و درمان اعتیاد بهزیستی تاکید کرد: اگر ازدواج ثبت شود قابل پیگیری خواهد بود در غیر این صورت هر یک از طرفین به ویژه زنان آسیب بیشتری می‌بینند و ممکن است آسیب‌های اجتماعی دیگری به تبع آن رخ دهد. رضازاده با بیان اینکه انجام تحقیقات گسترده در زمینه آسیب‌های ناشی از ازدواج سفید ساز و کار و بودجه زیادی می‌طلبد،‌ افزود: در دفاتر مشاوره ما وضعیت آسیب‌های ناشی از این موضوع کاملا مشهود است؛ چرا که بعد از اینکه ارتباطات فراخانوادگی و فرافردی (ازدواج سفید) رخ می‌دهد آمار مراجعان به دفاتر مشاوره ما بالاتر رفته است. رئیس مرکز توسعه پیشگیری و درمان اعتیاد بهزیستی گفت: ‌این امر شاید مربوط به ۱۰ سال پیش باشد که نشانه‌های آن را در مشاوره‌های خط تلفنی ۱۴۸۰ دیدیم که بیشتر شکایات، نگرانی‌ها و مشکلات به این دست از روابط و مشکلات جنسی برمی‌گشت. به گزارش فارس، او افزود: بنابراین پیش‌ بینی کرده بودیم که چنین اتفاقات و آسیب‌هایی بیشتر شود. اکنون هم اگر رصد و برنامه‌ریزی‌های ما انجام شود، بهتر می‌توانیم آسیب‌های اجتماعی را برای آینده ارزیابی کنیم.

ازدواج‌هایی که هیچ‌وقت رسمی نمی‌شوند

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران درباره وضعیت ازدواج سفید در کشور به «آرمان امروز» می‌گوید: هر از چند گاهی موضوعی در کشور مطرح و به یک سوژه تبدیل می‌شود. از جمله این موضوعات جذاب می‌توان به ازدواج سفید اشاره کرد. در واقع ازدواج سفید مساله کشور ما نیست و مسائل مهم‌تری وجود دارد که نباید از آنها غفلت کرد. نمی‌توان موضوع ازدواج سفید یا هم باشی سیاه را به عنوان یک رفتار به رسمیت برشمرد. در کشور ما باید اصول رفتاری بر اساس دین مبین اسلام باشد و به این ترتیب باید قوانین و مقررات هم بر این اساس نوشته، اجرا و نظارت شود. در دین مبین اسلام و فرهنگ این مرز و بوم مقوله ای تحت این عنوان که زن و مرد نامحرم بتوانند با یکدیگر زیر یک سقف زندگی کنند وجود ندارد. سید حسن موسوی چلک می‌افزاید: ازدواج سفید با مبانی فرهنگی و دینی کشور ما مغایر است. این در حالی است که ازدواج سفید با مصداق‌هایی شبیه آن در کشور مغایراست. به دلیل عدم هماهنگی فرهنگ و مذهب با ازدواج سفید به هیچ عنوان نمی‌توان آن را به ثبت رساند و یا به رسمیت شمرد. نمی‌توان موضوعات، قوانین و فرهنگ‌های متضاد با باورهای جامعه را به رسمیت شناخت. به گفته او به هیچ عنوان ازدواج سفید در کشور ما مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد و هر گونه اقدام در این زمینه با واکنش شدید جامعه همراه است. برای مثال، جامعه ما درباره ازدواج موقت به عنوان یک فعل شرعی حساسیت شدید دارد، دیگر چه برسد به ازدواج سفید تحت عنوان یک فعل حرام و مغایریت آن با فرهنگ ! رئیس انجمن مددکاران ایران با بیان اینکه در کشور ما ازدواج سفید به یک مساله و موضوع جدی تبدیل می‌شود، می‌گوید: با اطمینان می‌توان گفت که هیچ سازمانی آماری از این موضوع در ایران ندارد. به عبارت بهتر اصلا نمی‌توان آماری از این نوع موضوعات به‌دست آورد و این به نوع مشکل برمی‌گردد. لذا نمی‌توان هیچ مسئولی در هیچ یک از قوای کشور را به دلیل اینکه آمار ندارند زیر سوال برد و به نوعی پاسخگو نبودن آنها را نشانه فرار از پاسخگویی‌شان تلقی کرد. در اصل هیچ سازمانی آماری دقیق از آسیب‌های اجتماعی ندارد، تا چه رسد به این نوع موضوعات. بعضی از افراد این موضوع را در ایران خیلی بزرگ نشان دهند. در حالی که اگر منصفانه نگاه کنیم و اغراض شخصی را مبنای تحلیل قرار ندهیم باید اعتراف کرد که مشکلاتی از قبیل طلاق، اعتیاد، خشونت‌های خانگی و... به مراتب مهم‌تر و قابل توجه هستند. به گفته او این نوع ازدواج‌ها حتی در غرب هم سرنوشت خوبی ندارند و نه تنها کمک به تشکیل نهاد خانواده نمی‌کنند بلکه مانع آن نیز است. دراین نوع ازدواج‌ها معمولا دخترها بیشتر از پسر‌ها آسیب می‌بینند. برای مثال فرار از مسئولیت تشکیل خانواده یکی از پیامدهای این نوع ازدواج‌هاست.

یکشنبه, 25 مهر 1395 12:33

نطفه های نامریی طلاق

قصه طلاق از کجا شروع می شود؟ 

طلاق به عنوان یکی از شایع ترین و آسیب زا ترین معضلات اجتماعی امروز، هرگز و برای هیچ زوجی یک شبه اتفاق نمی افتد. بلکه محصول عقبه بلند-بالایی است که اغلب از نگاه ما و شما پنهان مانده است. این عقبه همان داستان های نا گفته ای است که هر فرد مطلقه ای در بخش های تاریک- روشن وجودش مخفی کرده است. در این یادداشت و چند یادداشت آینده به مواردی از شایع ترین این داستان ها می پردازیم. 

 

راحله فلاح - کارشناسی ارشد روانشناسی
طلاق

 

یک داستان مشترک

هر زن یا مردی که طلاق  را تجربه کرده است، داستان خاص خودش را دارد. داستانی که از نقطه ای خیلی دور یا خیلی نزدیک شروع شده و اوج و فرودهای خاص خودش را هم داشته است. در میان این همه قصه متنوع، یک قصه مشترک بین همه این آدم ها وجود دارد. 
قصه مشترک آنها این است که هیچ کدامشان چه در زمان خواستگاری ، چه سر سفره عقد و چه زمانی که به خانه بخت رفتند تصورش را هم نمی کردند که روزی کارشان به اینجا بکشد. از آنجا که این قصه، قصه مشترک من و شما و همه آدم های دیگر هم است، خوب است با نگاهی موشکافانه تر علت رخداد این رویداد غیر منتظره تلخ را بررسی کنیم. 

داستان اول: اتاق زیر شیروانی 

الگوها به ما کمک می کنند تا مسائل و کارها را سریع تر یاد بگیریم و منافع زیادی هم برایمان دارند. اما نکته ای که وجود دارد این است که یک الگو لزوماً در مورد همه افراد، تأثیر یکسانی ندارد

مثل بقیه روزهای بهاری شمال، داشت باران می بارید. من پنج- شش ساله بودم و در اتاق زیر شیروانی، وسط آن همه وسیله بنجل و کهنه، دفتر و دستکم را پهن کرده بودم و داشتم نقاشی می کشیدم. یادم نیست چرا ولی سر و صدای مامان می آمد که مثل همیشه داشت سر بابا غر می زد. مدرسه که رفتم کمتر گذرم به اتاق زیر شیروانی افتاد. انگار کم کم دیگه داشت غرغرهای مامان و سکوت بابا برایم عادی می شد.
بالأخره هم یک روز به نظرم آمد که زندگی یعنی همین. فکر می کنم از همان موقع بود که دیگر پایم را به اتاق زیر شیروانی نگذاشتم. گذشت و گذشت، تا اینکه نوبت عروس شدن من هم رسید. محل کار شهرام همدان بود و ما به هزار امید و آرزو شال و کلاه کردیم و رفتیم که زندگی مان را شروع کنیم. زندگی مان بد نبود. فقط گاهی بحث هایی بینمان پیش می آمد که کم کم به یکی من گفتن و یکی شهرام گفتن منجر شد. اما به نظر من این هم مشکل به حساب نمی آمد و به طور کلی من که از زندگی مان راضی بودم. تا اینکه به شش ماه نرسیده بعد از یکی از همان یکی به دو کردن های همیشگی شهرام گفت که «دیگه نمیشه این زندگی رو ادامه داد». حسابی جا خورده بودم.
 نمی فهمیدم چرا این حرف را می زند. دلم می خواست از او بپرسم « این چه حرفیه؟ مگه چی شده؟» ولی جوری خشکم زده بود که زبانم در دهانم نمی چرخید. شهرام این را گفت و از خانه بیرون زد. من هم وقتی به خودم آمدم دیدم وسط انباریِ روی پشت بام، مچاله نشسته ام. باران بود که می بارید!

مراقب تکرار الگوها باشید! 

شما به عنوان یک خواننده فکر می کنید که چرا کار زندگی شهرام و همسرش به طلاق کشید؟ بله درست حدس زدید. هر چه که هست زیر سر همان اتاق زیر شیروانی است! 
در روانشناسی اصطلاحی وجود دارد به نام «الگوها». الگوها به ما کمک می کنند تا مسائل و کارها را سریع تر یاد بگیریم و منافع زیادی هم برایمان دارند. اما نکته ای که وجود دارد این است که یک الگو لزوماً در مورد همه افراد، تأثیر یکسانی ندارد. عروس این قصه ما حساب همه چیز را در زندگی اش کرده بود به جز حساب الگوهایش را. همان طور که خودش اشاره کرد، او شیوه ارتباطی مادر و پدرش را درونی کرده بود و فکر می کرد که این شکل از رابطه – یعنی زن کنترل گر و مرد مطیع- بخش معمول زندگی مشترک است. البته این تلقی کاملاً ناآگاهانه در او شکل گرفته بود چون که یک خاصیت مهم الگوها این است که بدون اینکه ما متوجه بشویم به حوزه تصمیم گیری و رفتاری ما نفوذ می کنند. 

هر زن یا مردی که طلاق را تجربه کرده است، داستان خاص خودش را دارد. داستانی که از نقطه ای خیلی دور یا خیلی نزدیک شروع شده و اوج و فرودهای خاص خودش را هم داشته است

و او وقتی که وارد زندگی مشترک شد، با همان الگوهای ارتباطی که بیشتر از هر شیوه دیگری با آنها آشنا بود وارد شد و آنقدر هم دقیق آنها را تکرار کرد که حتی خودش هم متوجه غرغرهایی که سرِ هر موضوع ریز و درشتی حواله شهرام می کرد نشده بود (اشاره به اینکه به نظر او در زندگی مشترکشان مشکل جدی وجود نداشت). از آن طرف الگوهای ارتباطی که شهرام از آنها می آمد، با او خیلی متفاوت بود. در الگویی که شهرام در روابط پدر و مادرش دیده بود بر عکس، مرد کنترل کننده بود و زن مطیع.
وقتی که این دو الگوی ارتباطی ناکارآمد و تا حد زیادی هم متضاد با هم تلاقی پیدا می کنند، دیگر وقوع طلاق، اتفاقی دور از ذهن نخواهد بود. شاید حتی بتوان گفت که با غفلتی که از شهرام و همسرش در زمینه تکرار الگوهای ارتباطی ناکارآمد والدینشان سر زده بود، همان شش ماهی هم که کنار هم سپری کرده بودند، چیزی در حد شق القمر بوده است. 
شما هم اگر می خواهید که یکی از عوامل خطر ساز طلاق را از زندگی تان بیرون کنید از همین حالا دست به کار بشوید. در الگوهای ارتباطی که از گذشتگان آموخته اید تجدید نظر کنید و الگوهای ناکارآمد را کنار بگذارید. 
شاید برای موفقیت در این کار بزرگ، احتیاج به صرف کمی وقت و مراجعه به روانشناس داشته باشید. اما اگر زندگی تان را دوست دارید، قبل از آنکه دیر بشود اقدامی بکنید.

یکشنبه, 25 مهر 1395 12:18

حضور فعال کلاسی

تکنیک های حضور فعال در کلاس

چگونه می توانم در کلاس حضور فعالی داشته باشم؟

مشاور: دکتر بمانی - مرکز مشاوره تبیان
دانشجویان در کلاس درس

 

همراهی با مدرس:

 بسیار مهم است که خودتان را با سرعت، نحوه و شیوه تدریس معلم یا استاد خود هماهنگ سازید و با او حرکت کنید. هم شتاب بیش از مدرس داشتن ذهن را آشفته و مغشوش می کند و هم سرعت کند شما و عقب ماندن از او. هماهنگ نبودن با سرعت و روش و بیان مدرس، شما را از جذب مطالب بعدی محروم می کند. آنچه که در همراهی با مدرس مهم است، در وهله اول، خوب شنیدن است.

سوال کردن از معلم گناه نیست و نباید احساس گناهی را هم به دنبال داشته باشد. به ویژه دانش آموزان دوره ابتدایی خیلی از سوال کردن بیم دارند.

دوباره تأکید می کنیم که اگر نکته ای را متوجه نشدید یا نشنیدید، حتماً بپرسید چه بسا که آن نکته کلیدی بوده، تمام درس آن روز وابسته به همان نکته باشد.

شنونده ای فعال باشید:

شما بارها به این عبارت تأکیدی برخورد کرده اید: شنونده ای فعال باشید، اما مفهوم این عبارت چیست؟ یعنی باید چگونه باشیم؟ شنونده فعال چه خصوصیات و ویژگیهایی دارد؟

بهترین و موثرترین راه برای این که شما یک شنونده فعال باشید این است که یادداشت بردارید. چه، نیاز به یادداشت برداری را سر کلاس احساس می کنید چه نمی کنید، حتماً از صحبت مدرس یا سخنران، یادداشت بردارید.

شما به هیچ عنوان نباید جمله ای یادداشت کنید بلکه باید به صورت اشاره ای و مختصر از واژه های کلیدی استفاده کنید که چون جرقه ای تمام موضوع را به یاد شما می آورد.

یادداشت برداری داخل کلاس

قلم و کاغذ به دست می گیرید و در کلاس حاضر می شوید. یادتان هست که گفتیم شب قبل از کلاس یک مطالعه اجمالی و یک بررسی ابتدایی از درس، انجام دهید؟ این کار را برای کسب اطلاعات اولیه و هشیاری ذهنی در کلاس انجام داده اید. اگر شما بدون هیچ مطالعه ای سر کلاس شیمی حاضر شوید، وقتی معلم می گوید امروز درس ما هیبریداسیون است و شما هم نه از قبل درباره هیبریداسیون چیزی می دانید نه نگاهی اجمالی به کتاب انداخته اید، تا چند لحظه خود را در کلاس بیگانه احساس می کنید. خود را کاملاً گیج می بینید و این حالت، خود باعث می شود که نسبت به این درس بی علاقه شوید و به سرعت تمرکز حواستان را از دست بدهید و ذهنتان را به سیر در جاهای دیگر مشغول سازید.

اگر شما با مطالعه اولیه سر کلاس حاضر شوید، احساس خیلی خوبی در کلاس خواهید داشت،

شما به هیچ عنوان نباید جمله ای یادداشت کنید بلکه باید به صورت اشاره ای و مختصر از واژه های کلیدی استفاده کنید که چون جرقه ای تمام موضوع را به یاد شما می آورد.

این گونه می توانید همزمان با تدریس استاد، یادداشت کنید و پشت سر هم یادداشت بردارید در حالی که نه وقت شما گرفته می شود نه از درک مطلب بعدی باز می مانید و نه مدرس را ناراضی می کنید.

به هیچ عنوان در لحظه حضورتان در کلاس، اطلاعات قبلی خود را با اطلاعات معلم مقایسه نکنید. این مقایسه، ذهن شما را به خود مشغول می کند و دقایقی حواس شما را پرت می کند. مقایسه اطلاعات خودتان با اطلاعاتی که سر کلاس از معلم می گیرید، فقط باید در چند دقیقه پایان کلاس و یا حتی بعد از آن صورت گیرد.

از چه چیزهایی یادداشت برداریم؟

یادداشت برداری در کلاس، سه شاخه دارد.

شاخه اول، یادداشت برداری از نکات مهمی است که معلم می گوید که در مورد آن توضیح دادیم.

شاخه دوم، یادداشت برداری از سوالاتی است که به ذهنتان می رسد. البته اگر روند کلاس آرام و طرح سوال در طول کلاس مجاز باشد، ما توصیه می کنیم سوال خود را فوراً بپرسید. اما اگر معلم بگوید به سوالات شما در آخر کلاس پاسخ می دهم، مطلقاً سوال خود را رها نکنید. حتماً آن را مختصراً در گوشه ای بنویسید که آخر کلاس بپرسید.

شاخه سوم، یادداشت برداری از عوامل حواس پرتی است.

 اهمیت جلو نشستن

همیشه به خاطر داشته باشید که واقعاً رابطه ای بین کسانی که جلو می نشینید و کسانی که درسشان خوب است وجود دارد. توجه کنید، کسانی که صندلیها و نیمکتهای جلویی را اشغال می کنند، در میدان دید خود، فقط معلم و تخته را خواهند داشت. اما کسانی که در ردیف دوم می نشینند، علاوه بر معلم و تخته، افراد ردیف اول را هم می بینند و همین طور تا ردیف آخر که دیگر همه ردیفهای جلویی در میدان دید قرار می گیرند. به عبارت دیگر، عوامل حواس پرتی در جلوی کلاس حداقل و در انتهای کلاس حداکثر است.

توصیه می کنیم که حتی الامکان، ردیفهای جلو را برای نشستن انتخاب کنید.