ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

پنج شنبه, 14 ارديبهشت 1396 19:39

رهایی از وابستگی مخل !

  ویژه نامه دنیای اقتصاد - شماره 4036 1396/02/14 

 

در اینجا به هفت مورد مهم که به شما کمک بزرگی می‌کند، اشاره می‌کنیم:

 

1- بر شخصیت و شناخت خود کار کنید. این کار را به تنهایی نمی‌توانید انجام دهید و باید از یک متخصص کاردان کمک بگیرید. اما حتما و قطعا باید درمان خود را پیگیری کنید و مداومت داشته باشید تا پروسه درمان کامل شود. فکر نکنید که با شش یا ده جلسه مشاوره مشکل شما حل می‌شود، حداقل باید یک سال زمان بگذارید و پیگیری مستمر داشته باشید. خودآگاهی به شما کمک می‌کند که معنای جدیدی برای زندگی پیدا کنید. این مهارت شما را به خودتان باز می‌گرداند و روش صحیح زندگی کردن را به شما می‌آموزد. این مهارت بهترین و بدترین فرد زندگی‌تان را به شما نشان می‌دهد و یاد می‌دهد که چطور این دو را دوست بدارید. این مهارت شما را به سفر اعجاب انگیز درون‌تان می‌برد. در طول درمان شما باید خود را، احساسات، علایق، نفرت‌ها، غم‌ها، خشم‌ها، رنجش‌ها، رفتار‌ها، عادات و ده‌ها مساله دیگر درباره خود را کشف کرده و بشناسید. نگویید من خودم را می‌شناسم، شما اصلا خود را نمی‌شناسید؛ اطلاعات شما از خودتان ذره‌ای بیش نیست.

2. مسائل سرکوب شده درون خود را شناسایی کرده و به کمک یک مشاور یا درمانگر کاردان راهکار‌های لازم برای بهبودی آنها را پیش بگیرید. سرکوب یکی از مهم‌ترین دلایل ابتلا به افسردگی است. خشم‌ها، رنجش‌ها، خواسته‌ها، حرف‌ها و ترس‌های سرکوب شده همگی نیروی قدرتمندی هستند که افراد را دچار افسردگی می‌کنند.

3. صحبت کنید. نه با هر کسی! بلکه با یک متخصص جلساتی را بگذرانید که در آن جلسات فقط صحبت کنید. برای این جلسات باید مدت زمان تعریف شود، یعنی به‌عنوان مثال، بیست، سی یا پنجاه جلسه. اگر زمان و تعداد جلسات را نبندید، جلسات از حالت درمانی خارج شده و به درد دل با فرد معمولی تبدیل می‌شود.

4. تمرین کنید خودخواه شوید! می‌دانیم که بزرگ‌ترین باور شما عدم خودخواهی و رسیدگی به دیگران است، اما اگر می‌خواهید درمان شوید باید خودخواه شوید. باید توجه‌تان را از روی دیگران برداشته و به خودتان معطوف کنید. مهم نیست چه می‌گویند و چه قضاوتی دارند. مهم نیست چه توقعی دارند. مهم نیست درباره شما چه فکری می‌کنند. شما مسوول انجام وظایف آنها نیستید. مهم نیست اگر گاهی از شما ناراحت و یا عصبانی می‌شوند. تنها کسی که فعلا مهم است و بیشترین نیاز را به کمک، محبت و توجه دارد، خود شما هستید. سلامتی شما در اولویت است. کار‌هایی که دوست دارید و خوشحال‌تان می‌کند را در زندگی خود انجام دهید و از پرستاری افراطی دیگران دست بردارید. بعد‌ها که حال‌تان بهتر شد می‌توانید به حالت تعادل بازگردید.

5- الگوی غذایی خود را تغییر دهید. غذا‌هایی بخورید که مواد مورد نیاز بدن شما را تامین کنند. غذا‌هایی میل کنید که شادی‌آور باشند. غذا‌های سالم میل کنید. لطفا در این زمینه هم از یک متخصص کمک بگیرید و نگویید که خودم بلد هستم. به صراحت بگوییم که شما اگر بلد بودید افسرده نمی‌شدید!

6- از فضا‌ها و افراد سمی دوری کنید. درون شما در حال حاضر پر از سم است. بنابراین، نیاز به سم بیشتر ندارید! پس از فضا‌ها و افرادی که انرژی منفی می‌دهند دوری کنید. زمانی که سم موجود در شما دفع شد و قوی‌تر شدید آن وقت یاد می‌گیرید که چطور با افراد و موقعیت‌های سمی برخورد کنید. فعلا از خود مراقبت کنید و دور از این افراد باشید.

7- بینش‌های غلط خود را اصلاح کنید. باور‌های مهر طلبانه، تعصب‌های بیهوده، دیدگاه برنده-بازنده، پنهان کاری احساسات، باور قربانی بودن، باور نا لایق بودن، کافی نبودن، دوست داشتنی نبودن، متعلق نبودن، بر آوردن توقعات دیگران و ده‌ها بینش غلط دیگر را شناسایی کرده و یک به یک آنها را تغییر دهید. باز هم فراموش نکنید که مسیر بهبودی از افسردگی باید با حمایت یک فرد کاردان صورت بگیرد.

پنج شنبه, 14 ارديبهشت 1396 19:32

شش رفتار مدیران موفق

روزنامه دنیای اقتصاد - شماره 4036
شش رفتار مدیران موفق چیست؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همه ما می‌دانیم که امروزه اگر مدیران می‌خواهند موفق باشند باید قبل از آن رهبری را نیز بیاموزند. در حقیقت مدیر موفق کسی است که رهبری تاثیرگذار باشد. در این مقاله به شش رفتار مدیران موفق و مدیران معمولی اشاره می‌کنیم:

 

1. مدیران موفق دیکتاتور نیستند. اگر می‌خواهید مدیر موفقی باشد، لطفا دیکتاتوری را کنار بگذارید. دیدگاه سنتی از مدیران و روسا فردی را می‌سازد که دستور می‌دهد، امر و نهی می‌کند و افرادی «بله قربان گو» را تربیت می‌کند. این نوع از مدیران افرادی که در مقابل آنها تعظیم نکنند و بی‌چون و چرا بله نگویند را طرد می‌کنند. آنها برای سازمان خود افرادی را نیاز دارند که مطیع و منفعل باشند و تحت هر شرایطی صدایشان در نیاید!  یک مدیر موفق همکاری گروهی را در سازمان خود تقویت می‌کند و از خود محوری و دیکتاتور مآبی فاصله می‌گیرد. این در حالی است که مدیران معمولی سعی می‌کنند خود را راس و محور امور قرار دهند و به همه بگویند باید طبق میل من رفتار کنید.  مدیر موفق سعی می‌کند با رفتار‌های مناسب و بالغانه، همدلی و همکاری گروهی، به‌طور غیر مستقیم بر گروه تاثیر بگذارد اما مدیر معمولی سعی می‌کند مستقیما و با دستور دادن گروه را مدیریت کند.

2. مدیران موفق سر وقت حقوق می‌دهند، طرح تشویقی می‌گذارند و ترفیع مالی یا مقامی را در برنامه کاری سازمان خود قرار می‌دهند. مدیران معمولی در پرداخت حقوق پرسنل ضعیف عمل می‌کنند و تاخیر دارند، آنها طرح‌های تشویقی برای ایجاد انگیزه در پرسنل در سازمان خود مشخص نمی‌کنند و ترفیع مالی و مقامی برای آنها تعیین نمی‌کنند. در حالی که مدیران موفق می‌دانند برای رشد سازمان باید مسائل مالی پرسنل را نیز جدی بگیرند، زیرا یکی از بزرگ‌ترین اهداف مردم برای کار کردن، دریافت پول است. وقتی که شما حقوق پرسنل خود را دیر یا کمتر پرداخت می‌کنید آنها احساس می‌کنند که مورد توجه، همدلی و حتی قدردانی قرار نگرفته‌اند و دلزده می‌شوند. این موضوع مخصوصا درباره کسانی صدق می‌کند که عادت به نگه داشتن پول مردم نزد خود دارند. جالب است، اما واقعا چنین عادتی در برخی از مردم وجود دارد. برای رشد و ایجاد انگیزه در پرسنل خود بهتر است از طرح‌های تشویقی نیز استفاده کنید و ترفیع مالی و مقامی را نیز در برنامه خود قرار دهید. سازمانی که ترفیع را در برنامه خود نداشته باشد، در طولانی مدت راکد و کسل‌کننده می‌شود.

3. مدیران موفق ذهنی باز دارند و چارچوب‌های سخت برای پرسنل خود تعریف نمی‌کنند. متاسفانه، برخی از مدیران ذهن بسته دارند و بر اساس ایده‌آل‌ها و ذهنیت خود چارچوب‌های سخت و انعطاف ناپذیری را برای پرسنل خود تعیین می‌کنند. دیده شده است که این نوع مدیران حتی در زندگی شخصی و خانوادگی خود هم چنین رفتاری را اعمال می‌کنند. مدیران بسته، متعصب و زورگو اصلا دوست داشتنی نیستند. آنها افرادی «بله قربان‌گو!» ، منفعل، مهرطلب و تایید طلب را اطراف خود پرورش داده و نگه می‌دارند و افراد آزاد در کنار آنها جایی ندارند.  در حالی که مدیرانی که رهبران خوبی هستند، می‌دانند که انعطاف‌پذیری یکی از مهارت‌های مفید برای آنها در جهت ایجاد حس تعلق، شادی و امید در پرسنل است. آنها هر فکری را با ذهن باز می‌شنوند و سپس، نه با ذهنیت و چارچوب‌های ذهنی خود، بلکه با فکری باز آنها را بررسی می‌کنند. آنها دیگران را مجازات و تنبیه نمی‌کنند و آنها را آزاد می‌گذارند تا هر کسی برای خود فردیت داشته باشد.

4. مدیران موفق بیشتر از آنکه حرف بزنند، شنوندگان خوبی هستند.  گوش دادن موثر و گوش دادن فعالانه یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی است که هر مدیری باید آنها کسب کند. مدیرانی که شنوندگان خوبی نیستند دچار تعارضات زیادی با پرسنل خود می‌شوند. شنوندگی فقط به این نیست که شما حرف‌ها و صداهایی که از دهان یک فرد خارج می‌شود را بشنوید. شنوندگی یعنی شما حرف‌های ناگفته و مفهوم و منظور گوینده را هم بشنوید و درک کنید. مدیران موفق، می‌شنوند که درک کنند، نه اینکه آنچه خود می‌خواهند را بر کرسی بنشانند.

5. مدیران موفق بیشتر از آنکه ادعا کنند، عمل می‌کنند.  بسیاری از مدیران فریب جایگاه‌شان را می‌خورند اما از این حقیقت غافل هستند که مدیریت به معنای همه چیز دانی و بهترین اعمال نیست! مدیریت بدون عمل، فقط یک جایگاه و مقام است. مدیران معمولی بیشتر از اینکه خود را بشناسند و به دانسته‌هایشان عمل کنند، دیگران را ارشاد و راهنمایی می‌کنند. آنها غالبا همه چیز را می‌دانند و بلد هستند اما به عمل که می‌رسد ناقض تمام دانسته‌های خود هستند. مدیران موفق ابتدا خود را به معنای واقعی ارتقا و رشد می‌دهند، سپس دیگران را آموزش می‌دهند.

6. مدیران موفق به دیگران فرصت رشد می‌دهند. مدیران معمولی این پیام را به پرسنل می‌دهند که « همه می‌توانید رشد کنید اما آنطور و در آن چارچوبی که من تعریف می‌کنم و مال من است.» در حالی که مدیران موفق امکان رشد را برای همه و متناسب با خود آنها تعریف می‌کنند. آنها حق پرسنل را به او می‌دهند و خصومت‌های شخصی و روانی با پرسنل راه نمی‌اندازند. آنها تحقیر نمی‌کنند و تشویق می‌کنند. آنها در سازمان خود از زد و بند‌های رابطه‌ای که موجب تجاوز به حقوق بقیه کارکنان می‌شود استفاده نکرده و عدالت را برقرار می‌کنند.

پنج شنبه, 14 ارديبهشت 1396 19:28

طرز تفکر و اضطراب !

 

 

میترا فتحی
مربی بین‌المللی هوش هیجانی و اجتماعی

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

بخشی از اضطراب ما به افکار ما مربوط می‌شود. برخی از افکار ما تولیدکننده اضطراب هستند. اینکه چه افکاری را در طول شبانه روز در سر می‌پرورانید، موضوع بسیار مهمی در مدیریت اضطراب است. شما با تغییر فکر خود می‌توانید اضطراب و نگرانی را کاهش دهید اما نکته قابل توجه این است که به جای گفتن جملاتی نظیر «نمی‌توانم افکارم را تغییر دهیم، هر چه تلاش می‌کنم موفق نمی‌شوم.»، از حمایت یک مشاور کاردان استفاده کنید تا بتوانید با اراده قوی‌تر این اقدام بزرگ را انجام دهید. لطفا دست روی دست نگذارید و از همین حالا اقدام کنید. تمام انسان‌های روی زمین قادر به تغییر افکار خود هستند، فقط اگر بخواهند و اراده کنند. در این مقاله می‌خواهیم به پنج فکر منفی که باعث تولید و تشدید اضطراب در شما می‌شوند اشاره کنیم:

 

 

1. هرگز نباید شکست بخورم. یکی از افکاری که کامل‌گرایی را در ما تقویت می‌کند و باعث ایجاد اضطراب در ما می‌شود این دیدگاه غلط است که فکر می‌کنیم هرگز نباید شکست بخوریم. از این رو، یا با وسواس زیادی کاری را انجام می‌دهیم یا اینکه از انجام کار‌ها، از ترس شکست خوردن، فرار می‌کنیم. اینکه برخی از افراد باور دارند که هرگز نباید شکست بخورند، باوری بسیار اشتباه و غیر واقعی است.  شما می‌توانید این دیدگاه غلط را تغییر دهید. فقط روزی ده دقیقه زمان بگذارید و طی این مدت این باور را به خود دهید که «مسیر موفقیت، پر از شکست است. شکست‌های ما راه موفقیت را به ما نشان می‌دهند. اگر کسی به سوی موفقیت می‌رود و شکست متوجه او نمی‌شود، قطعا باید به مسیر خود شک کند.» دیدگاه‌تان را درباره «شکست» تغییر دهید.

2. من هرگز نباید اشتباه کنم. این باور هم کامل‌گرایی و هم وسواس را به‌وجود آورده و تشدید می‌کند. باور اینکه هرگز نباید اشتباه کنید یکی از بزرگ‌ترین باور‌های غلط و غیر واقعی است که اضطراب شدیدی را در شما به‌وجود می‌آورد. همچنین، این باور باعث می‌شود که قضاوت دیگران برایتان بسیار مهم شود. علاوه بر این، خجالت را در شما تقویت می‌کند.  واقعیت می‌گوید که «همه انسان‌ها اشتباه می‌کنند زیرا آگاهی انسان‌ها کامل نیست. همه انسان‌ها باید اشتباه کنند تا درس بگیرند و بزرگ شوند. هیچ انسانی در دنیا نیست که اشتباه نکند. شما حق اشتباه کردن را دارید!» دیدگاه‌تان را تغییر دهید. شما اگر خلاف قوانین دنیا حرکت کنید، بیمار می‌شوید. این باور که هرگز نباید اشتباه کنید هم خلاف واقعیت جاری است.

3. برای اینکه ارزشمند باشم همه باید مرا تایید کنند. باور غلط سوم این است که ارزشمند بودن خود را به تایید دیگران گره بزنیم و فکر کنیم زمانی ارزشمند هستیم که دیگران ما را تایید کنند و عدم تایید دیگران یعنی ارزشمند نبودن ما! اینجا نوعی وابستگی را میان فرد با دیگران مشاهده می‌کنیم. افرادی که عزت نفس ناسالم دارند عموما احساس ارزشمند نبودن داشته و سعی می‌کنند این کمبود را توسط دیگران جبران نمایند.  برای تمرین می‌توانید کار‌هایی را انجام دهید که دیگران شما را تایید نکنند. با این کار شما وارد ترس خود از تایید نشدن می‌شوید اما از آن جایی که رهایی از تایید طلبی مستلزم متعادل‌سازی تیپ‌های شخصیتی شما است، بهتر است که از یک متخصص کمک بگیرید.

4. همه چیز باید طبق تعاریف و چارچوب‌های من باشد. چهارمین باور اشتباه که اضطراب را در ما به‌وجود آورده و تشدید می‌کند این باور است که همه چیز باید آنطور که من می‌گویم و می‌خواهم باشد. این یک توقع است و توقع در ما دیکتاتوری ایجاد می‌کند. اینکه ما دائما توقع داشته باشیم جهان باب میل ما بچرخد و آدم‌ها طبق چارچوب‌ها و میل ما رفتار کنند، در حقیقت خود را برای رنجی عظیم آماده کرده‌ایم. دنیا قوانین خود را دارد و طبق قوانین جاری است و به اینکه چارچوب‌های ما چه هستند اهمیتی نمی‌دهد و زمانی که ما متوجه می‌شویم خواسته ما انجام نشده است دچار اضطراب و نگرانی می‌شویم.

5. اگر دیگران را تحت تاثیر قرار ندهم مرا دوست نخواهند داشت. باور اشتباه پنجم این است که فکر کنیم برای دوست داشتنی بودن باید سرسختانه تلاش کنیم و دیگران را تحت تاثیر قرار دهیم. جالب است بدانید که برای دوست‌داشتنی بودن لازم نیست کاری انجام دهید، فقط کافی است خودتان را کشف کرده و خودتان باشید، همچنین، نحوه برقراری ارتباط موثر را یاد بگیرید.  مهم است که بدانید شما هر کاری هم انجام دهید، همیشه عده‌ای هستند که به هر دلیلی شما را دوست نخواهند داشت. مهم است که بدانید شما مسوول احساسات دیگران نیستید. شما مسوول رعایت حال دیگران و آسیب نرساندن به آنها هستید اما مسوولیت اینکه چه احساسی را می‌خواهند داشته باشند بر عهده شما نیست.  تغییر افکار یکی از راه‌های کاهش اضطراب است. برای کاهش برخی از اضطراب‌ها باید روش‌های دیگر را امتحان کنید. فراموش نکنید که در تغییر افکار چیزی به نام «نتوانستن» وجود ندارد، فقط کافی است که اراده کنید و کمک بگیرید تا به مرور آنها را تغییر دهید.

 

پنج شنبه, 14 ارديبهشت 1396 19:21

شبکه‌های اجتماعی و سانسور !

روزنامه دنیای اقتصاد - شماره 40361396/02/14
 
شبکه های اجتماعی در تنگنای سیاست

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سازمان «خانه آزادی» هر ساله دست به انتشار گزارش‌هایی پیرامون وضعیت آسانی دسترسی به شبکه اینترنت در کشورهای گوناگون جهان می‌زند. در گزارشی که این سازمان در سال 2016 منتشر کرده است، آزادی اینترنت در جهان برای ششمین سال متوالی کاهش یافته است. بر اساس اطلاعات مندرج در این گزارش، دو سوم کاربران اینترنت در کشورهایی زندگی می‌کنند که در آن انتقادات از دولت، نظامیان یا برخی افراد صاحب منصب دیگر مورد سانسور قرار می‌گیرد. کاربران شبکه‌های اجتماعی نیز در برخی موارد با جریمه‌های بی‌سابقه‌ای روبه‌رو هستند. برای مثال در 38 کشور مانند مصر دستگیری‌هایی براساس پست‌های منتشر شده در طول سال انجام شده است. در سراسر جهان، 27 درصد از تمام کاربران اینترنت در کشورهایی زندگی می‌کنند که افراد ممکن است به‌دلیل انتشار، به اشتراک‌گذاری یا حتی لایک کردن محتواهایی در فیس‌بوک به زندان بیفتند. تجربه نشان داده است که برخی دولت‌ها مانند مصر و ترکیه به‌طور فزاینده‌ای به‌دنبال نرم‌افزارهای پیام‌رسانی همچون واتس‌آپ و تلگرام هستند که می‌توانند به‌طور گسترده‌ای با سرعت و با اطمینان پیام‌ها را منتقل کنند و کند کردن سرعت انتشار اطلاعات می‌تواند ابزاری برای دولت‌ها به‌ویژه در جریان مواردی همچون انتخابات و اعتراضات باشند.

 

این افزایش کنترل و تلاش دولت‌ها برای اثرگذاری بر این رسانه‌های جمعی، نشان‌دهنده اهمیت رو به رشد شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات آنلاین برای خواست‌های اجتماعی و کنش‌های سیاسی است. برخی ابزارهای ارتباطی جمعی به همین دلیل در برهه‌ای دچار مشکل می‌شوند و این امر می‌تواند هزینه‌های اجتماعی علاوه بر زیان‌های اقتصادی داشته باشد، زیرا کاربرد این نوع شبکه‌ها نظام گسترده‌ای از روابط اقتصادی و اجتماعی را سامان داده است و قطع یا اختلال در آن حتی ممکن است به عواقب انسانی، زیان‌های تجاری و اجتماعی منجر شود. به گزارش سازمان خانه آزادی، از مجموع کاربران اینترنت در سال 2016 و در سراسر جهان، بیش از یک سوم یعنی 35 درصد به هیچ وجه آزاد نیستند، 29 درصد از آنها تا حدودی آزادی‌هایی دارند و 24 درصد از آنها نیز دسترسی آزاد و فارغ از دخالت‌های فیلترینگ دولت در اینترنت دارند. 12 درصد از کاربران اینترنت در جهان نیز در این ارزیابی لحاظ نشده‌اند. به گزارش این سازمان، کاربران در برخی از کشورها در مواردی همچون لایک زدن در فیس‌بوک یا فعالیت در صفحات مجازی با ممنوعیت‌ها و حتی جریمه‌های سنگینی روبه‌رو شده‌اند.

مواردی از این دست را می‌توان توهین به سگ پادشاه تایلند در فضای مجازی که منجر به زندانی و محکوم شدن فرد متهم شد و نیز گسترش بازداشت‌های این چنینی در عربستان سعودی ذکر کرد. به گزارش این سازمان، تعداد کشورهایی که در آنها دستگیری‌هایی به‌دلیل فعالیت در فضای مجازی رخ داده است، از سال 2013 با افزایش 50 درصدی روبه‌رو بوده است. همچنین این سازمان در ادامه گزارش خود خاطر نشان کرده است که سانسورهای دولتی، محتوای متنوع‌تری را تجربه خواهند کرد. در واقع به نظر می‌رسد در برخی کشورها همچون چین این فعالیت‌های فیلترینگ تشدید شود. از میان 65 کشوری که در این گزارش مورد بررسی قرار گرفته‌‌اند، از 34 مورد تصویری منفی ارائه شده است. بیشترین میزان افت در این زمینه را کشورهایی همچون اوگاندا، بنگلادش، کامبوج، اکوادور و لیبی تجربه کرده‌اند. در اوگاندا دولت تلاش کرده بود تا تمرکز شدیدی بر ممنوعیت آزادی استفاده از اینترنت به‌خصوص در دوران رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری و به قدرت رسیدن در نیمه نخست سال 2016 انجام دهد و به همین منظور نیز رسانه‌های اجتماعی و خدمات ارتباطی نظیر فیس‌بوک، توییتر و واتس‌آپ را به مدت چند روز مسدود کرده بود. در بنگلادش نیز اسلامگرایان افراطی مسوول کشتن یک وبلاگ‌نویس قلمداد می‌شوند.

در کامبوج، قانونی در مورد ارتباطات راه دور تصویب شده است که این صنعت باید تحت کنترل دولت باشد. این امر در این کشور منجر به زیان فراهم آورندگان چنین خدماتی شده و علاوه بر آن، امنیت کاربران کامبوجی را نیز با تهدید مواجه می‌کند. افزون بر این، پلیس کامبوج چند نفر را به‌دلیل پست‌های فیس‌بوکی بازداشت کرده است.  براساس این گزارش، چین در سال گذشته میلادی بدترین دولتی بود که از آزادی اینترنت سوءاستفاده می‌کرد. این کشور با به قدرت رسیدن شی جین پینگ، سیاست «امنیت اطلاعات» را در پیش گرفته است که با مخالفان سانسور اینترنتی در این کشور مبارزه می‌کند. ترکیه و برزیل نیز در این گزارش با کاهش شدیدی روبه‌رو شده‌اند‌ و وضعیت آنها بدتر شده است. برزیل که با تنش‌های سیاسی در سال 2016 میلادی دست و پنجه نرم می‌کرد، از وضعیت دسترسی آزاد به اینترنت به دسترسی تا حدودی آزاد تغییر وضعیت پیدا کرده است. این تغییر را می‌توان در کشور ترکیه نیز که با دشواری‌های فراوان سیاسی از جمله کودتا و درگیری‌های درون منطقه‌ای و درون کشوری در سال گذشته میلادی روبه‌رو شد، مشاهده کرد. ترکیه امروز جزو کشورهایی محسوب می‌شود که دسترسی آزاد به اینترنت ندارند.

پنج شنبه, 14 ارديبهشت 1396 19:15

5 روز قطع اینترنت چه کرد؟

 

 
5 روز قطع اینترنـت با مصر چه کرد؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در سال 2011 مسوولان مصری، نگران معترضان دولت که در خیابان‌ها حضور داشتند، بودند. در ظاهر خطر اصلی که متوجه دولت بود احتمال آشوب آنان بود، اما این تجمع موجب مختل شدن کارکرد برخی امور اداری و مهم‌تر از آن پنج روز پیاپی قطع اینترنت این کشور شد. به‌نظر شما این قطعی 5 روزه چه میزان هزینه اقتصادی بر دوش این کشور گذاشت؟ تحت این شرایط کسب‌و‌کارهای الکترونیک نتوانستند به ارائه کالا و خدمات دیجیتالی خود بپردازند، دوستان و بستگان نتوانستند با یکدیگر ارتباط تصویری برقرار کنند، دانش‌آموزان و دانشجویان نتوانستند برنامه‌های آموزشی خود را کامل کنند، کارخانه‌ها، اطلاعات لازم برای میزان تقاضا و عرضه را دریافت نکردند و قادر به برنامه‌ریزی میزان تولید نبودند، سطح کارایی بیمارستان‌ها در نبود اطلاعات به‌شدت کاهش یافته بود و به‌طور کلی عوارض جانبی اختلال در اینترنت دامن‌گیر فضای کسب‌و‌کار شد.

 

سازمان توسعه و همکاری‌های اقتصادی (OECD) در گزارشی بعد از این اتفاق هزینه‌های مصر در طول این بازه 5 روزه را 90 میلیون دلار برآورد کرد. اگر این وضعیت تا پایان سال برای مصر ادامه داشت میزان تولید ناخالص داخلی این کشور 3 تا 4 درصد کاهش می‌یافت. این یافته‌ها اشاره به اهمیت اینترنت در عملکرد ‌اقتصاد دنیای نوین دارد. برای مثال در گزارش انجمن اینترنت در ایالات‌متحده آمریکا در سال 2015، برآورد شد که صفحات وب درآمدی 966 میلیارد دلاری نصیب کسب‌و‌کار این کشور کرده‌اند. به‌دیگر بیان 6 درصد از کل اقتصاد این کشور مرهون خدمات مختلف اینترنتی است. همچنین در گزارشی دیگر در سال 2012 مشخص شد اپلیکیشن‌ها عامل ایجاد 466000 شغل در آمریکا بوده‌اند.

به گزارش بانک جهانی در سال 2012 در سیستم اقتصادی دنیا پس از ظهور اینترنت و پیرو آن اپلیکیشن‌های مختلف که هر کدام نقشی حیاتی در انتقال اطلاعات و توسعه بازارها دارند و همچنین با افزایش پهنای باند به میزان 10 درصد، میزان سرانه تولید ناخالص در کشورهای در حال توسعه به میزان 35/ 1 درصد و در کشورهای توسعه یافته 19/ 1 درصد افزایش یافته است. اندازه‌گیری کمی میزان تاثیر اینترنت بر حجم کالا و خدمات تولیدی امری دشوار است، اما روند جهانی نشان می‌دهد که کشورهای در حال توسعه به‌صورت گسترده در حال گسترش سیستم‌های دیجیتالی مشتق شده از اینترنت در فرآیندهای کسب‌و‌کار خود هستند. در کنارتوجه ویژه کشورهای پیشرفته به گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی وابسته به آن، در تعدادی از کشورها شاهد بلاک شدن برخی اپلیکیشن‌های اجتماعی هستیم.

این اقدامات علاوه‌بر کاهش میزان ارتباطات افراد با یکدیگر و گسترش شبکه‌های اجتماعی، دارای عوارض جانبی وسیعی بر شاخص‌های اقتصادی نظیر بیکاری، تورم و رشد تولید ناخالص هستند. گسترش شبکه‌های اجتماعی بستر رشد استارت‌آپ‌های مختلف در سیستم اقتصادی کشورها را فراهم می‌کنند. اخیرا در پژوهشی که مربوط به 81 مورد از قطع اینترنت و شبکه‌های اجتماعی در 19 کشور دنیا بین سال‌های 2015 تا 2016 انجام شده، با در نظر گرفتن متغیرهایی چون جمعیت متاثر از این وقایع، طول دوره، دامنه و تاثیر نهایی بر تولید ناخالص کشورها، میزان خسارت وارد بر اقتصاد کل این کشورها برابر 2.4 میلیارد دلار است. این زیان‌ها شامل 968 میلیون دلار در کشور هند با داشتن 22 مورد قطعی اینترنت به مدت 70 روز، 465 میلیون دلار در عربستان سعودی با یک مورد و 45 روز، 116 میلیون دلار در برزیل با 2 مورد و 5 روز، 72 میلیون دلار در جمهوری کنگو، 69 میلیون دلار در پاکستان 6 مورد و 4 روز، 69 میلیون دلار در بنگلادش 2مورد و 25 روز، 48 میلیون دلار در سوریه 1 مورد و 1روز، 35 میلیون دلار در ترکیه 3 مورد و 3 روز و 20 میلیون دلار در الجزایر 6 روز است.

بر اساس تحقیقات دانشگاه واشنگتن در حالی که میزان دخالت دولت‌ها در سال 1995 در میزان دسترسی افراد به محتویات اینترنتی و اپلیکیشن‌ها تنها یک مورد بوده است، اما با گسترش روزافزون این تکنولوژی و نقشی که در اطلاع‌رسانی بین اقشار جامعه دارند این میزان در 2011 به 111 مورد و 96 دولت مختلف رسیده است.  دولت‌ها به دلایل مختلف دخالت خود در میزان دسترسی افراد به اینترنت و اپلیکیشن‌های مشتق شده از آن را توجیه می‌کنند، مثل حفاظت ملی، کاهش مخالفت‌های مردمی در مقابل سیاست‌های اتخاذ شده دولت، مبارزه با تروریسم، حفاظت از حریم شخصی مردم، حفاظت از فضای کسب‌و‌کار، حق کپی و... در واقع به‌واسطه توانایی که این تکنولوژی در گسترش اطلاعات دارد، به ابزاری برای واکنش دولت‌ها در مواجهه با تغییر میزان آگاهی مردم در زمینه‌ای خاص تبدیل شده است. اگرچه گسترش اطلاعات در برخی موارد برای کشور یا فضای کسب‌و‌کار خطرناک است، اما می‌تواند به کانالی برای اصلاح عملکرد دولت‌ها نیز تبدیل شود. برای اینکه متوجه شوید فیلترینگ منحصر به کشور ما نیست در زیر مثال‌هایی آورده شده است.

در بهار سال 2015 رئیس جمهور پاکستان در اقدامی همه‌جانبه دو اپلیکیشن واتس‌اپ و وایبر را بلاک کرد. این عمل به‌منظور جلوگیری از گسترش شبکه‌های مخالفین دولت صورت گرفت. در پاییز سال 2015 در ترکیه پس از حوادث تروریستی، فیلترینگ فیس‌بوک و توییتر به بهانه انتشار تصاویر بمب‌گذاری در بین مردم و ایجاد وحشت در میان آنان صورت گرفت. در هند همانند الجزایر، اوگاندا و عراق به منظور مقابله با تقلب دانش‌آموزان در مدارس با استفاده از اپلیکیشن‌های مختلف اینترنتی مقرر شد تا سرویس‌های ارائه دهنده اینترنت در فصل امتحانات دانش‌آموزان در مقاطع مختلف بین ساعات امتحانی همه روزه به مدت 8 ساعت به‌کلی در کشور قطع شوند.

در برخی کشورها مسوولان کشوری به‌محض بروز حادثه‌ای به‌راحتی اقدام به بلاک کردن خدمات آنلاین و اپلیکیشن‌ها می‌کنند، بدون اینکه در نظر داشته باشند این اقدامات صدمات اقتصادی واجتماعی سنگینی بر پیکره سیستم اقتصادی آنها وارد می‌کند. چه دخالت آنها برای حفظ امنیت ملی یا محافظت از دستورات دولتی باشد، آنها باید تمامی جوانب اقدام خود را در نظر بگیرند. قطع اینترنت یا اپلیکیشن‌های شبکه‌های اجتماعی ممکن است در عرض چند ساعت میلیون‌ها دلار به اقتصاد کشور آسیب برسانند. هر چه میزان دخالت دولت‌ها در وسایل ارتباط جمعی و شبکه‌های اجتماعی زیادتر باشد از میزان اعتماد مردم به دولت کاسته می‌شود؛ زیرا در حقیقت دولت در جهت تحقق منافع خود حاضر است شبکه‌ای متشکل از میلیون‌ها نفر که محل تبادل اطلاعات و تعاملات، داد و ستدها، تبلیغات و سایر موارد می‌باشند را تحت‌کنترل قرار دهد.

اگر حتی یک وقفه کوتاه در اینترنت یا شبکه‌‌های اجتماعی وابسته به آن در کشورهای پیشرفته اتفاق بیفتد میزان خسارت وارده به اقتصاد بسیار بالا خواهد بود. برای مثال اگر وقفه‌ای یک هفته‌ای در اینترنت ایالات‌متحده یا دسترسی افراد به شبکه‌های اجتماعی به‌وجود آید خسارت اقتصادی حاصل حداقل برابر با 1/ 54 میلیارد دلار خواهد بود و اگر این اتفاق برای یک سال به طول انجامد این میزان به 8/ 2 تریلیون دلار خواهد رسید. در سیستم اقتصادی فعلی اثر اینترنت و نقش آن در توزیع اطلاعات بین بازارها به اثبات رسیده و به‌طور کلی رابطه مثبت بین درجه آزادی اینترنت و عملکرد و رشد اقتصادی برقرار است. اخیرا محققین بررسی کرده‌اند که دخالت دولت‌ها در شبکه‌های اجتماعی تاثیر منفی قابل ملاحظه‌ای بر کسب‌و‌کارهای خرد در سیستم اقتصادی دارد.

 

پنج شنبه, 14 ارديبهشت 1396 19:06

معضل فیلترینگ اینترنت !

 
فیلترینگ با اقتصاد چه می کند؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وقتی برای دسترسی به یک سایت که به‌شدت به اطلاعات آن نیاز دارید با پیغامی مبنی بر عدم امکان دسترسی مواجه می‌شوید چه حسی به شما دست می‌دهد؟ وقتی مدرسه، شرکت یا سازمان شما ساعت‌های محدودی اینترنت با دسترسی کنترل شده به وب‌سایتها در اختیار شما قرار می‌دهد چه تاثیری بر مطلوبیت و بهره‌وری شما دارد؟ شاید در نگاه اول به‌نظر برسد تحت هیچ شرایطی نمی‌توان دلیلی منطقی در برخورد دولت‌ها یا شرکت‌ها در چنین موقعیت‌هایی پیدا کرد.

 

بحث پیرامون سانسور یا فیلترینگ اینترنت یا شبکه‌های اجتماعی وابسته به آن، از جمله بحث‌های پر مناقشه در محافل سیاسی و اجتماعی دنیا است، اما در سال‌های اخیر علم اقتصاد در حال یافتن معیارهای کمی مناسب برای اندازه‌گیری تاثیر این‌گونه تصمیمات بر بهره‌وری و رشد اقتصادی کشورها است. در بحث‌های مدیریتی اثبات شده دسترسی آزادانه کارکنان به میزانی از اینترنت در بازه زمانی کنترل شده (نه کنترل محتوایی) تاثیر مثبت قابل ملاحظه‌ای بر بهره‌وری آنان خواهد داشت. اما اصولا چرا فیلترینگ یا سانسور اینترنت صورت می‌گیرد؟ مزایا و معایب انجام این امر چیست؟

سانسور اطلاعات در اقدامات پیشگیرانه در ارتکاب جرائم، تبادل اطلاعات شبکه‌های تروریستی، به اشتراک‌گذاری اطلاعات مربوط به هک حساب‌های بانکی، اطلاعات مربوط به روش‌های مختلف انجام جرائم، انجام کلاهبرداری‌های اینترنتی از طریق وب‌سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی و... از جمله مواردی هستند که لزوم دخالت دولت و اعمال محدودیت در اطلاعات موجود را اجتناب‌ناپذیر می‌کند. تحت این شرایط دولت با دخالت در این حوزه اقدام به بلاک کردن و پاک‌سازی بستر موجود، به منظور محافظت از کاربران می‌کند. در چنین شرایطی سانسور اطلاعات در حقیقت نوعی کاتالیز آنها است، نه تخریب و محدودسازی.

تمایز اطلاعات بین قشرهای مختلف جامعه از دیگر مجراهای ورود دولت به عرصه سانسور و فیلترینگ اطلاعات است. از جمله دغدغه‌های موجود در اکثر جوامع کنترل میزان دسترسی کودکان به اطلاعاتی است که مناسب سن آنها نیست. (برای مثال اطلاعات مربوط به مسائل جنسی). ‌چنین رویه‌هایی تحت عنوان استانداردهای نشر اطلاعات در شبکه‌های مختلف اجتماعی و وب‌سایت‌ها توسط دولت‌ها منتشر می‌شود. اما گاهی این محدودیت‌ها پا را از موارد فوق فراتر گذاشته و میزان دخالت‌ها به حدی می‌رسد که دیگر کارایی مفید خود در ایجاد فضای امن را از دست داده و به عاملی مخل آرامش تبدیل می‌شوند. اغلب اوقات به‌خصوص در حکومت‌هایی با میزان بالای دخالت دولت، سانسور اینترنت به حدی است که مردم حتی حق آزادی بیان خود را نیز از دست می‌دهند. اعمال محدودیت‌ها برای دولت‌ها هزینه‌های سنگین نظارتی دارد بنابراین در برخی اوقات آنها ناگزیرند حتی بخشی از اطلاعات مفید را نیز از چرخه سیستم اینترنتی حذف کنند و این همان نقطه‌ای است که موجب کاهش مطلوبیت و کارایی افراد در پی کاهش حجم اطلاعات مفید می‌شود.

گاه تناقض سیاست‌های دولت با سیستم‌های اجتماعی خارج از مرزها موجب هرز منابع مالی زیادی از چرخه اقتصادی می‌شود. سرعت بالای اینترنت و شبکه‌های اجتماعی در نشر اطلاعات موجب می‌شود تا هزینه‌های کنترلی آنها نیز به مراتب بالاتر رود. دولت‌ها به منظور القای تصمیمات خود به مردم به مقابله با جریان ورودی اطلاعات می‌پردازند که حجم بالای این اطلاعات نیازمند صرف هزینه بالای فیلترینگ است. گروهی دیگر اعتقاد دارند در کنار کنترل برخی موارد اجتناب‌ناپذیر، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی در حقیقت کانال‌هایی از رفتار و نگرش‌های مردم به سمت انجام اصلاحات و تصمیم‌سازی سیاست‌گذاران هستند. در چنین شرایطی دولت‌ها نه‌تنها نباید در مقابل آزادی بیان و اظهارات مردم مقاومت کنند بلکه از این شبکه‌ها به‌عنوان بسترهای تامین‌کننده اطلاعات لازم برای انجام اصلاحات بهره گیرند.در حال حاضر فیلترینگ در حال گذار از حذف اطلاعات و اعمال فشار بر مردم برای دیکته کردن سیاست‌های مدنظر دولت‌ها، به سمت ایجاد ساختار‌های اطلاعاتی برای بالا بردن درجه اعتماد بین دولت و مردم است.

بسیاری از مردم تصور می‌کنند که فیلتر بودن وب‌سایت‌های اینترنتی یا برخی نرم‌افزارهای شبکه‌های اجتماعی منحصر به کشور ماست یا این‌که در کشور ما نسبت به سایر کشورها این عمل با شدت بیشتری انجام می‌شود. اما جالب است بدانید در بسیاری از کشورها چون عربستان سعودی، کره جنوبی، چین، روسیه و استرالیا نیز فیلترینگ اینترنت با درجات مختلف و متناسب با ساختار حکومتی این کشورها صورت می‌گیرد. این تصمیم‌سازان حکومتی هستند که در مورد محتوا و میزان اطلاعات منتشر شده در جامعه قانون‌گذاری می‌کنند.  تفاوت میان دیدگاه کشورهای مختلف موجب شده تا فیلترینگ اینترنت دامنه‌ای بسیار گسترده داشته باشد. این دامنه از کشورهایی با حکومت به‌شدت دستوری تا کشورهای دموکراتیکی با درجه آزادی‌های معنوی بالا گسترده شده است. ممکن است در یک کشور فیلترینگ منحصر به یک درصد از وب‌سایت‌ها آن هم فقط مربوط به قشر دانش‌آموزان شود، یا ممکن است شامل معمول‌ترین شبکه‌های اجتماعی نظیر فیس‌بوک، توییتر، تلگرام و... برای قشر بزرگسال نیز بشود.

کشورهای چین، عربستان سعودی، سنگاپور و میانمار جزو کشورهایی با درجه بالای فیلترینگ بوده و در میان کشورهای غربی، استرالیا در مقایسه با سایر همتایان خود سیاست‌های فیلترینگ بیشتری به‌کار می‌گیرد. برای مثال در سال 2000 در این کشور مصوب شد برخی سرویس‌های اینترنتی بخشی از محتویات خود را که برای افراد زیر 18 سال مضر شناخته شد از سرورهای خود حذف کنند. فیلترینگ در ابعاد کوچک‌تر در بخش‌های خصوصی نیز به شکل‌های مختلف اعمال می‌شود. برای مثال کارمندان یک شرکت در استفاده از اینترنت فقط توانایی دسترسی به اطلاعات سازگار با اهداف شرکت را دارند و نمی‌توانند در سایر وب‌سایت‌ها جست‌و‌جو کنند.

اگر بخواهیم دلایل وجود فیلترینگ را به‌صورت اجمالی بیان کنیم شامل دو دسته اصلی می‌شود؛ حفظ استانداردها یا ارزش‌های مدنظر دولت و تامین امنیت ملی. در مورد اول نگرانی دولت‌ها در حفظ ارزش‌های مرسوم آن کشور موجب می‌شود تا اطلاعاتی را که با استانداردهای اخلاقی آنها مغایرت دارد از دامنه دسترسی افراد جامعه خارج کنند. این مورد در رابطه با قشر کودک تقریبا در تمامی کشورها وجه اشتراک دارد. در سایر موارد بالطبع کشورها دیدگاه‌‌های مختلفی دارند، برای مثال در کره جنوبی محتویات مربوط به خودکشی و هر آن‌چه مربوط به هک کردن سیستم‌های کامپیوتری است به‌شدت فیلتر شده است. در مورد دوم این رویه پس از حمله سایبری به بانک‌های کره در سال 2013 کاملا منطقی به‌نظر می‌رسد. در کشور هند یا کشورهای اسلامی طبعا محتویات مرتبط با مسائل جنسی (به‌طور خاص ویدئو و تصاویر) از دسترس تمامی گروه‌ها حتی افراد بزرگسال خارج است.

دلیل اصلی دوم در اعمال محدودیت در دسترسی افراد به اینترنت، مسائل امنیت ملی است. برای مثال حادثه 11 سپتامبر موجب شد تا محتویات اینترنتی در ایالات متحده در زمینه تبادل اطلاعات در خارج از مرزها به‌شدت زیر ذره‌بین قرار بگیرد. بر این اساس دولت اجازه دارد در مورد برخی محتویات مشکوک نظارت و کنترل اعمال نماید، یا در برخی موارد محدودیت دسترسی قائل شود. در چین که یک نمونه سخت‌گیرانه در زمینه فیلترینگ به‌شمار می‌رود هر گونه سخنرانی یا اظهار نظری که تشخیص داده شود برای امنیت ملی تهدید‌آمیز است از گستره اینترنت کشور به‌سرعت پاک می‌شود و در میانمار، مصر و مالزی هر گونه محتویاتی که در تضاد با دولت حاکم باشد بلاک می‌شود.

 

تاثیر سرعت اینترنت در رشد اقتصادی

اینترنت، نحوه کار کردن، تعاملات اجتماعی، ایجاد و به اشتراک‌گذاری اطلاعات و دانسته‌هایمان را دگرگون کرده است. این تکنولوژی به‌گونه‌ای معماری اصلی را در ایجاد ساخت‌هایی هدفمند برای ایده‌ها و افکار افراد را انجام می‌دهد. برآورد شده است بین سال‌های 2006 تا 2011 تقریبا 21 درصد از رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) کشورهای پیشرفته به‌واسطه تاثیر اینترنت بوده است. در حالی که اینترنت منبع اصلی بسیاری از تاجران، کارآفرینان و بنگاه‌های کشورهای مختلف است و در سطح خرد نیز مصرف‌کنندگان و صاحبان کسب‌و‌کارهای کوچک منافع بیشماری از این تکنولوژی برده‌اند.

اقتصاددانان بررسی کرده‌اند که اگر بخواهیم تاثیر ابعاد مختلف این تکنولوژی بر تولید ناخالص داخلی کشورهای پیشرفته را ارزیابی کنیم حتی از بخش کشاورزی نیز سهم بزرگ‌تری در رشد و توسعه کشورها داشته است. با توجه به تاثیرات شگرف اینترنت نظریه قالب در زمینه اعمال محدودیت دولت‌ها و تصمیم‌سازان در این حوزه، حکایت از رابطه عکس بین میزان فیلترینگ اینترنت و رشد اقتصادی دارد.  نظریه‌ها لزوم پذیرفتن و توسعه ابزارهای وابسته به این تکنولوژی خصوصا شبکه‌های اجتماعی به‌منظور توزیع مناسب اطلاعات در بین اقشار جامعه،کاهش اصطکاک جریان ورودی منابع و پیرو آن کاهش هزینه‌های عملیاتی بازار را گوشزد می‌کنند. ایجاد چنین شبکه‌هایی در حقیقت کانال انتقال اطلاعات از تصمیم‌سازان به خانوارها و بالعکس خواهد بود. کانال‌هایی که علاوه بر کاهش هزینه مالی و زمانی، مجرایی برای ایجاد ساخت‌هایی با درجه رقابت بالا در بین بازارهای مختلف هستند.

در ظرف مدت زمان کمی شبکه‌های اجتماعی با سرعت بالا یکی پس از دیگری با قابلیت‌های بالا در انتقال انواع فایل‌های صوتی و تصویری پا به عرصه ارتباطات بشری گذاشتند.  چه این شبکه‌ها برای خرید و فروش لوازم آرایشی باشند و چه محلی برای انجام بحث‌های سیاسی، قدر مسلم این شبکه‌ها به منابع اصلی مردم برای ایجاد و تبادل اطلاعات تبدیل شده‌اند. گاهی وسعت این شبکه‌ها به حدی رسیده که گویی شرکت‌ها برای انجام تبلیغات خود مجهز به رسانه عمومی چون تلویزیون هستند. بر اساس گزارش موسسه مک‌کینزی نزدیک به 75 درصد شرکت‌های مختلف در سطح دنیا از شبکه‌های اجتماعی به‌صورت گسترده بهره‌برداری می‌کنند.  این موسسه برآورد کرده است که درصورت استفاده مناسب از این شبکه‌ها می‌توان تا 25 درصد کارایی کارکنان را از طریق بالا بردن دانش و مهارت‌های شغلیشان افزایش داد.

روزگارت پر نور و برکت باد!

اجرت با کریم زمان! همو که قلبت به انتظارش می تپد و بما درس انتطارش را مشق دادی!

گامهایت استوار و پر توان و رهرو باد!

پنج شنبه, 14 ارديبهشت 1396 17:15

نتبوک سرفیس مایکروسافت آمد

 
 

  مایکروسافت از لپ‌تاپ جدید خود تحت برند سرفیس رونمایی کرد. پانوس پانای(مدیر ارشد محصولات سخت‌افزاری مایکروسافت) ساعاتی پیش در شهر نیویورک روی صحنه رفت و رسما از این محصول جدید کمپانی مایکروسافت پرده‌برداری کرد. این لپ‌تاپ 5/ 13 اینچی برای اجرای سیستم‌عامل جدید کمپانی مایکروسافت یعنی «ویندوز 10 اس» طراحی شده است. پانای ادعا می‌کند که مایکروسافت این لپ‌تاپ را برای دانش‌آموزانی که به زودی دوره‌ دبیرستان را به پایان می‌رسانند، طراحی کرده است. او در این‌باره می‌گوید: ما با بسیاری از این نوجوانان صحبت کرده‌ایم و متوجه شدیم که بیشتر آنها به دنبال لپ‌تاپی از جنس «سرفیس» هستند. ما نیز سرفیس جدید را خلق کردیم که بسیار زیباست. کیبورد سرفیس جدید مایکروسافت نیز همانند «سرفیس پرو 4» از جنس پارچه مرغوب «آلکانتارا» (ماده‌ای بسیار خاص و با کیفیت که فقط در ایتالیا وجود دارد) ساخته شده و دکمه‌های آن مجهز به نور پس‌زمینه هستند. ویدئوی تبلیغاتی این محصول حاکی از این است که سرفیس جدید به‌عنوان یک لپ‌تاپ پیشرفته و برای ترویج و ترقی «ویندوز 10 اس» مایکروسافت طراحی و معرفی شده است. از آنجایی که این لپ‌تاپ از ویندوز 10 نسخه «اس» پشتیبانی می‌کند، نصب برنامه تنها از طریق «ویندوز استور» امکان‌پذیر خواهد بود. البته کاربران در صورت تمایل می‌توانند ویندوز این لپ‌تاپ را به «ویندوز 10 پرو» آپ‌گرید کنند.

پنج شنبه, 14 ارديبهشت 1396 17:09

آینده فیس‌بوک !

 
 
8 چشم انداز از آینده فیس بوک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دنیای اقتصاد: فیس‌بوک اخیرا سرمایه‌گذاری عظیمی روی هدست‌های واقعیت افزوده کرده، با این حال در بخش واقعیت مجازی نیز پیشرفت‌هایی نه چندان چشمگیر داشته است. فیس‌بوک نیز همانند اپل و گوگل، کنفرانس سالانه خود را با نام F8 برگزار می‌کند. در این کنفرانس برنامه‌ها و تغییرات مدنظر فیس‌بوک با برنامه‌نویسان به اشتراک گذاشته شده و محصولات جدید که قرار است در آینده تولید شوند، در این مراسم معرفی می‌شوند. در ادامه 8 برداشت مهم از این کنفرانس آمده است.

1. واقعیت افزوده بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری فیس‌بوک: زاکربرگ می‌خواهد که کاربران از دوربین فیس‌بوک برای کارهایی فراتر از عکسبرداری نیز استفاده کنند. این مهم‌ترین مساله‌ مطرح شده در کنفرانس F8 بود. در حال حاضر کاربران می‌توانند با این دوربین عکس بگیرند اما فیس‌بوک تمام تلاش خود را می‌کند که جزئیات بیشتری را در قالب لایه‌های افزوده از دنیای مجازی به این تصاویر واقعی اضافه کند. برخی از ویژگی‌های این پلت‌فرم دوربین بسیار جالب و کاربردی یا حداقل سرگرم‌کننده هستند. فیس‌بوک در تلاش است که کاربران بتوانند تصاویر پیاده‌روی خود را با نمایشگر همراه زمان و مسیر حرکتشان در بالای تصویر به اشتراک بگذارند. زاکربرگ پس از معرفی یکی دیگر از توانایی‌های این دوربین نشان داد که حتی می‌توان یک فنجان مجازی دیگر را نیز به تصویرتان اضافه کنید تا کسی از تنها بودن شما باخبر نشود. این یکی از ضعیف‌ترین امکاناتی بود که این شرکت میلیارد دلاری می‌توانست به دوربین خود اضافه کند.

2. فیس‌بوک هنوز هم از اسنپ‌چت تقلید می‌کند: یکی از کلماتی که هرگز در این کنفرانس از آن استفاده نشد، «اسنپ‌چت» بود و این مساله طبیعی است چون برخی از ویژگی‌های معرفی شده در این کنفرانس قبلا از سوی اسنپ‌چت اختراع و معرفی شده‌اند. این اپلیکیشن پیام‌رسان و شبکه‌ اجتماعی که طرفداران نوجوان زیادی جذب کرده، واقعیت افزوده را به جذاب‌ترین شکل ممکن برای کاربران مهیا کرده است. دوربین اسنپ‌چت که در ابتدا تنها قادر به شناسایی موقعیت مکانی کاربر بود و آن را در بالای تصویر نشان می‌داد، اما حالا و پس از پیشرفت‌های روزافزونی که داشته، قادر است با استفاده از لنزهای تشخیص چهره، صورت کاربران را به شکل حیوانات مختلف در بیاورد. فیس‌بوک نیز که همواره از این رقیب خود یک قدم عقب‌تر است، به دنبال فرصتی بود تا با رونمایی از دوربین‌های واقعیت افزوده، از رقیب سرسخت خود سبقت بگیرد. اما این اتفاق نیفتاد.

3. فیس‌بوک هنوز از واقعیت مجازی ناامید نشده: فیس‌بوک در سال 2013، شرکت تولیدکننده هدست‌های واقعیت مجازی اکولوس (Oculus) را به قیمت 2 میلیارد دلار خریداری کرد. البته در این چند سال شرکت با مشکلات زیادی روبه‌رو شد، اما تولید و توسعه این محصول هیچ‌گاه متوقف نشد. فیس‌بوک اخیرا چت‌روم واقعیت مجازی طراحی کرده که کاربران با استفاده از هدست اکولوس می‌توانند در این چت‌روم با دوستان خود صحبت کرده یا کارهای مختلفی انجام دهند. البته فیس‌بوک کاربرانی را که توانایی مالی خرید چنین سخت‌افزارهای گران‌قیمتی ندارند فراموش نکرده و در تلاش است تا ورود به چت‌روم‌های واقعیت مجازی از طریق تماس تصویری و با استفاده از اسمارت‌فون‌ها را نیز امکان‌پذیر کند.

4. فیس‌بوک تنها به کسب درآمد می‌اندیشد: یکی از مدیرانی که روز کنفرانس به همراه زاکربرگ به روی صحنه آمد، «دبورا لیو» (Deborah Liu) بود که در اصل مسوولیت نظارت بر بخش مدیریت محصولات برای کسب درآمد را بر عهده دارد. پست قبلی او در شرکت فیس‌بوک، توسعه تبلیغات درون برنامه‌ای اپلیکیشن موبایل فیس‌بوک بود. روز کنفراس او تنها درباره فرصت‌های به‌وجود آمده برای تبلیغات از طریق دوربین این شرکت صحبت می‌کرد. البته مساله تنها به تبلیغات محدود نمی‌شود. فیس‌بوک امیدوار است با فراهم‌سازی زمینه برای برنامه‌نویسان جهت استفاده از افکت‌های تصویری، شرکت‌ها بتوانند اپلیکیشن‌های واقعیت مجازی خود را برای استفاده از طریق دوربین فیس‌بوک طراحی و تولید کنند.

5. مسنجر با شباهت بیشتر به وی‌چت: با اینکه مسنجر فیس‌بوک میلیون‌ها کاربر دارد، اما نقش مهم و اساسی در زندگی کاربران ایفا نمی‌کند. با این وجود، کاربران از وی‌چت علاوه‌بر چت با دیگر دوستان، برای پرداخت قبوض، رزرو بلیت و دنبال کردن اخبار مرتبط با ستارگان هالیوود نیز استفاده می‌کنند. به‌کارگیری بات‌ها یکی از قدم‌های اصلی فیس‌بوک در ایجاد تحول در فضای مسنجر فیس‌بوک بود. اخیرا نیز شرکت اعلام کرد با ایجاد تغییرات اساسی در مسنجر، قصد دارد نقش این برنامه را بیش از پیش در زندگی کاربران پررنگ کند. بیشتر این وظایف از طریق بات‌ها انجام می‌شوند که بسیار جذاب هستند.

6. فیس‌بوک با اپل و اسپاتیفای همکاری دارد: یکی از موفقیت‌های اخیر فیس‌بوک که از آن صحبت می‌شود، توافق با اپل برای اضافه شدن ویژگی اپل موزیک به مسنجر فیس‌بوک است. در این صورت کاربران می‌توانند موزیک‌های مورد علاقه‌ خود را از طریق مسنجر برای دوستان خود ارسال کنند. البته این اولین باری نیست که اپل محدودیت و انحصار خود را نادیده می‌گیرد، در گذشته شاهد رونمایی از اپلیکیشن اندرویدی اپل موزیک نیز بوده‌ایم، بنابراین توافق فیس‌بوک و اپل خیلی هم تکان‌دهنده نیست. اسپاتیفای نیز که در سال‌های اخیر همواره با فیس‌بوک همکاری داشته، به زودی برنامه‌های خود را روی مسنجر فیس‌بوک اجرایی خواهد کرد.

7. فیس‌بوک قصد رقابت و شکست شرکت Slack را دارد: یکی دیگر از برنامه‌های آینده فیس‌بوک‌، حضور در محل کار افراد است. شرکت در گذشته محصولات و نرم‌افزارهای مرتبط با کسب وکار با نام «Workplace» را معرفی کرده است. البته چنین محصولاتی قبلا از سوی کمپانی‌های بزرگ تولید شده‌اند. هزینه ماهانه استفاده از این امکانات برای هر کاربر 3 دلار بود و البته سه ماهه اول استفاده نیز به‌صورت رایگان خواهد بود. حال فیس‌بوک موفق شده گوی سبقت را از شرکت Slack که از پیشتازان در عرصه نرم‌افزارهای مرتبط با کسب و کار محسوب می‌شود، بگیرد. تا پایان سال نیز نسل جدید این نرم‌افزار به‌صورت رایگان در اختیار شرکت‌های مشتری قرار خواهد گرفت و تنها در صورتی که به ابزارهای مدیریتی و فضای کلود بیشتر نیاز داشته باشند، به پرداخت هزینه نیاز خواهد بود.

8. فیس‌بوک هنوز پاسخی برای بزرگ‌ترین مشکلاتش پیدا نکرده است: چند ساعت قبل از اینکه مارک زاکربرگ به روی صحنه بیاید، یکی از کاربران فیس‌بوک با نام «استفن استیو» خودکشی کرد. او به دلیل قتل مردی 74 ساله به‌صورت زنده و جلوی دوربین فیس‌بوک، مدت‌ها تحت تعقیب قرار داشت. زاکربرگ نیز پس از حضور در مراسم مستقیما به این حادثه اشاره داشت و با خانواده «رابرت گادوین» 74 ساله همدردی کرد. اما به‌رغم صحبت‌های او، متاسفانه هیچ راهی برای جلوگیری از چنین فجایعی ارائه نشد. شاید وقوع قتل در جامعه به فیس‌بوک مرتبط نباشد، اما ماجرای اخیر نشان داد که فیس‌بوک می‌تواند باعث ایجاد انگیزه قتل و شناخته شدن چنین افرادی به‌عنوان «قاتل فیس‌بوکی» شود

چهارشنبه, 13 ارديبهشت 1396 13:19

بهانه‌هایی برای کتاب‌ نخواندن!‏

  

روزنامه اطلاعات در گزارشی درباره کتاب و کتابخوانی به مناسبت برپایی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، نوشت: در فیلم ‏Reader‏(برنده گلدن‎گلوب) که «دالدری» آن را بر پایه رمانی از «برنهارد شلینک» ساخته، زن عاشق کتاب است ولی سواد ندارد و همیشه از پسر می‌خواهد برایش کتاب‌های داستانی بخواند.

در ادامه گزارش می خوانیم: اگر انسان عاشق کتاب باشد، حتی اگر سواد نداشته ‌باشد، راه‌های کتاب‌خواندن را می‌یابد، بی‌پولی و کم‌پولی هم بهانه خوبی برای نخواندن کتاب نیست. کتابخوان‌های بزرگ جهان در زندگی، کمتر پول کتاب داده‌اند. در بسیاری از کشورها رونق کتابخانه‌های عمومی که برای بی‌پول‌های کتاب‌دوست برپاست، به رونق نشر و اقتصاد کتاب انجامیده است. ‏

‏«کتاب خوب گیر نمی‌آید!» این بهانه هم نخ‌نماتر از آن است که به زبان آید. گاه هم بهانه آورده می‌شود که «وقت ندارم»، در حالی که زمان بیچاره، ساعت‌ها و ساعت‎ها پای شبکه‌‌های اجتماعی دود می‌شود، بی آن‍‌که بتواند به صاحبش اندکی دانایی ببخشد. کمی فکر کنیم شاید بهانه دیگری برای نخواندن کتاب بیابیم!‏

پس بهتر است پیش از خوکردن به کتابخوانی، تمرین بهانه‌نیاوردن کنیم و به کودکان خود بیاموزیم که به جای بهانه‌آوردن، در راه هدف‌های خود گام بردارند. آنان خوب است بدانند کتابخوانی، گونه‏‎ای مهربانی به خودشان است؛ انسان با خوانش متن‌ها، بیش از هرکسی خود را برای رو-در-رو شدن با چالش‌هایی در درون و بیرون خود، آماده می‌کند..
‏
**نمایشگاه سی‌ام
نمایشگاه سی‌ام بین‌المللی کتاب تهران از 13 اردیبهشت 1396 در شهر آفتاب برگزار شده است و تا 23 اردیبهشت ادامه دارد.
پیش از برگزاری، شورای سیاست‌گذاری این نمایشگاه از کارگروهی با هدف پیگیری و بهسازی امکانات مکان برگزاری نمایشگاه خبر داده بود، که ناشران امید دارند پیامدهای آن را در روند نمایشگاه ببینند. ‏
همچنین قرار شده بود گروه شورای سیاست‌گذاری نمایشگاه کتاب، 2 گزارش کارشناسی «تاثیر اقتصادی نمایشگاه کتاب تهران بر نشر کشور» و «ارزیابی کارکردهای فرهنگی نمایشگاه کتاب تهران» تهیه کند، که می‌تواند برای آگاهی کتاب‌دوستان و ادامه کار ناشران، کارایی داشته باشد.‏

امسال نیز برآیند بررسی کارشناسیِ شورای سیاست‌گذاری نمایشگاه این بود که مانند سال پیش، نمایشگاه کتاب در سال 1396 نیز در شهر آفتاب باشد، که چنین شد. ‏

در نمایشگاه سال پیش، نزدیک به 3200 انتشاراتی ایرانی در یک هزار و 660 بَروازه(غرفه) و با 150 هزار عنوان کتاب و نیز 6 هزار انتشاراتی خارجی با 160 هزار عنوان کتاب حضور داشتند که در کل 110 میلیارد تومان فروش کرده بودند. هدف نمایشگاه‌های بزرگ در جهان غرب، فروش نیست، ولی در کشور ما امید ناشران و نویسندگان این است که نمایشگاه به نسبت سال پیش رکورد به جا بگذارد. آیا فروش امسال رو به بالا خواهد بود و از رقم پیش‌گفته، خواهد گذشت یا کاهش خواهد یافت؟

**لابیرنت کتاب
گروهی از ناشران می‌گویند نوشتن کتاب سخت است، چاپش سخت است، پخش آن سخت است و از همه سخت‌تر، یافتن خواننده است. ‏
مراد گلبهار ـ ناشر مقیم شمال کشور می‌گوید: «اتحادیه ناشران‎ ‎خودبنیاد می‌تواند زمینه خودبنیادی ناشران را نیز فراهم آورد. چالش‌های چاپ و پخش و فروش کتاب به ویژه در شهرستان‌ها، یکی و دوتا نیست. فلسفه پژوهش، خاستگاه فن‌آوری، داده و دانش است ولی پژوهش در قلمرو کتاب وجود ندارد یا کم است، برای همین بیشتر ناشران، نیاموخته این کار(حرفه)اند؛ به دیگر سخن «پُروفِشنال» نیستند و آموزش ویژه ندیده‌اند و داده‌هاشان روزآمد نیست، حال آن که میدان نشر در جهان در راه پیشرفت‌‌های شگرف است. من با تجربه شخصی و آزمون وخطا و سود و زیان زیاد توانستم چند سالی در میدان نشر کار کنم؛ ولی در جهان پیشرفته، گونه‌گونی برنامه‌های آموزشی در زمینه نشر از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است، به همین دلیل ناشران آنجا موفق‏‎اند و کمتر طعم شکست را می‌چشند و اگر شکست بخورند، بیمه پشت‌شان هست.
‏
‏«جایگاه نشر در دوران داده و اطلاعات، بی‌گمان نماد اندیشه در نزد مردمان کشورهاست. کتاب، برآیند پیشرفت‌های فرهنگی یک کشور است. هنوز کتاب، برجسته‌ترین رسانه‌ بده‌بستان اندیشه است و شکفتن کتاب، بسته به شکوفایی اقتصادی کشورهاست. کشورهای جهان سوم با سستی در پیشرفت، در نشر نیز واپس‌مانده‌اند.‏
«‏به کنار از نبود کپی‌رایت، ناشران کشور با میدان نشر جهان پیوندی ندارند. در جهان، تبلیغات کتاب‌، بُرد زیادی دارد و کتاب ضعیف را هم به فروش می‌رساند، ولی در کشور ما در انبوه تبلیغات کالاها، «کالای کتاب» ناپدید است.

«آیا هنوز مسئولین کشور درنیافته‌اند که کتاب یک کالا است و هر کالایی برای آن که مردم به وجودش پی ببرند، نیاز به تبلیغات دارد؟ ‏
«‏یک برند هنگامی که مدل جدید گوشی تلفن‌ همراه‌اش را به بازار می‌فرستد، همه بیلبوردها و بنرها و تابلو‌ها و دیرک‌ میانه بلوارهای شهر را در اختیار خود می‌گیرد و به فروش میلیونی دست می‌یابد، ولی کتاب نمی‌تواند در کشور 80 میلیونی، یک‌هزار نسخه بفروشد! ‏
‏«ناشران، شناساندن کتاب‌های چاپ‌شده خود را در تلویزیون و روزنامه‌ها بسیار کارآمد می‌دانند، اما توان مالی ندارند. پخش کتاب هم کُند است و بسیاری کتاب‌ها مانند سیب‌های یک باغدار، فصل خود را از دست می‌دهد و در انبار می‌پوسد.

«‏ناشران تضمینی برای خریدهای دولتی کتاب خود نمی‌خواهند و خواهان پشتیبانی دولت(مانند دادن یارانه کاغذ) نیستند؛ اینگونه «کاج» توانا روی پای خود می‌ایستد و «کاج ناتوان» می‌افتد و از میدان نشر بیرون می‌رود. کمبود سرمایه و کم‌توانی ریالی ناشران باید از راه بانکی و خودجوش حل شود، در چنین وضعیتی می‌توان به آمارهای چاپ کتاب دوباره باور آورد.»‏

**زایش دوباره کتاب
دکترمحمدعلی‌ پیوند- مدرس علوم ارتباطات دانشگاه با گونه‌ای پیش‌آگاهی از آینده کتاب می‌گوید: «نویسنده‎ ‎‏(آفریننده‎ ‎و هنرمند) برآن است که با مفاهیم طرح‌کرده، با دیگران ارتباط بگیرد و زمانی این ارتباط برقرار خواهد شد که دیگر چرخ‌ها(سرمایه، دستگاه نشر، پخش کتاب و تبلیغاتِ فروش) خوب کار کند.

«همان‌گونه که انسان‌ها برای ادامه زندگی در همه دوران‌ها نیازمند تغذیه جسم خود هستند، بی‌گمان کتابخوانی نیز ویژه یک دوران نیست و در آینده نیز کم‌وبیش جایگاه خود را خواهد داشت، زیرا بهترین ابزار دادوستد اندیشه است. ‏

‏«در کشورهای کهن با دیرینگی چندین هزارسال، نشانه‌های آفرینش و اندیشه بسیار است. آنان در شمار مردمانی بوده‌اند که بیشترشان، شب را به روز نمی‌رساندند، مگر مطالعه کرده باشند. در دوران ارتباطات و اطلاعات نیز کتابخوانی، بی‌گمان بخشی از ابزار پیشرفت است و اگر غیر این باشد در آمارها، کتابخوانی از سنجه‌های توسعه و پیشرفت به شمار نمی‌رفت. چگونه ممکن است بدون مطالعه، دانش و فناوری و هنر و ادبیات شکوفا شود و فرهنگ به پرواز درآید؟

«در همه جای جهان، بیگانگان با کتاب به گونه‌ای با فرهنگ و هویت خود نیز بیگانه‌ شده‌اند. بخش بزرگی از «فرهنگِ» هویت‌ساز، آموختن فرهنگ است که باید خواند و دانست تا فرهنگ پویندگی خود را از دست ندهد. اگر جوانان یک کشور فرهنگ خود را با مطالعه نیاموزند، فرهنگ رو به فراموشی می‌رود و به نسل‌های آینده انتقال نمی‌یابد. ‏
‏«در زمان ما(دوران کورس فناوری، اطلاعات و ارتباطات) دیگر ابزارهای آموزشی هنوز نتوانسته‌اند کارکردی به خوبی کتاب داشته باشند و جای آن را پر کنند. از دیرباز خواندن و آموختن به وجود انسان آمیخته شده و برای دانستن و فراگرفتن و دانشمندشدن به ابزارهایی نیاز است که هنوز مفیدتر از کتاب یافت نشده است.

«‏شکوفایی اقتصادی بستگی به شکفتن کتاب دارد. رویکرد به کتاب می‌تواند اقتصاد تولیدگر به بار آورد، اما اقتصاد نمی‎تواند کتابخوان بپروراند. بسیار انسان‌ها هستند که وضعیت اقتصادی خوبی دارند(و به گویش کوچه و بازار) خوب «پیشرفت» کرده‌اند، اما به لحاظ فرهنگ و اندیشه، پیشرفتی نداشته‌اند و تاخر فرهنگی دارند.

«توسعه‌نیافتگی و واپس‌ماندگی برخی کشورها به سبب بهاندادن به نشر کتاب و فرهنگ کتابخوانی است. اگر کشورهایی همچنان در وضعیت جهان سومی(فقر مالی و اندیشگی) به سر می‌برند، برای آن است که یا فرهنگ دیرین کتابخوانی در میان‌شان نبوده است، یا اگر بوده از آن دور افتاده‌اند.‏

«‏رهایی از عقب‌افتادگی و واپس‌گرایی در برخی جامعه‌ها نشان می‌دهد که چگونه با رویکرد به کتاب و آموختن توانسته‎اند به اطلاعات و داده‌ها و فناوری دست یازند و در کنارش پیشرفت فرهنگی نیز داشته باشند و با دستاوردهای فرهنگی خود(فیلم و سریال) در دیگر کشورها حضور یابند.

«بدون کتابخوانی و آموختن، اطلاعات(دانش)، به دست نمی‌آید و بدون اطلاعات، توسعه و پیشرفتی در کار نخواهد بود. در جامعه‌ای که غبار نادانی آن را فراگرفته است، کتاب فروشی نمی‌رود. خرید کتاب در جایی رخ می‌دهد که فرهنگ خریدن آن وجود داشته باشد. با وجود فرهنگ بهادادن به کتاب، کسانی با اندک درآمد خود نیز کتاب خواهند خرید. ‏
«‏در این میان تبلیغات، نقشی خُرد و کوچک دارد. در هیچ جای جهان، دانش، اندیشه، فرهنگ و خِرد با تبلیغات نبالیده است. البته بخشی از دستاوردهای کتابخوانی، تکنولوژیک است، برای همین در کشورهای صنعتی بزرگ جهان، شمارگان کتاب‌های گوناگون علمی و داستانی شگفت‌انگیز است.»

**نمایشگاه و فرهنگ مطالعه
برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران ـ به گفته حبیب مهر خیری ـ کتابفروش، می‌تواند رویدادی در پهنه اقتصاد کتاب و فرهنگ کتابخوانی باشد، زیرا هرسال و پیاپی برگزار می‌شود. ‏

او می‌گوید: «خب، لمس کتاب در نمایشگاه، متفاوت از دیدن آن در پشت شیشه زینت‌گاه(ویترین) کتابفروشی‌ها است. حضور در نمایشگاه کتاب در شمار برنامه‌های هر سال خانواده‌ها است و از شهرستان‌ها نیز پیشوازکننده دارد. ‏

«‏برخی ایراد می‌گیرند که نمایشگاه همان‌گونه که از نامش پیداست، جایی برای آشنایی است نه تک‌فروشی؛ ولی هنگامی که نمایشگاه کتاب می‌تواند یکی از راهکارهای گسترش خواندن باشد، چرا نتوان از آن برای فروش کتاب هم استفاده کرد؟ ‏
‏«نمایشگاه کتاب هنگامی می‌تواند دستاورد بهتری داشته باشد که در کنارش نمایشگاه تخصصی نیز برگزار شود. همان‌گونه که در جهان نیز هر سال با هدف گسترش اندیشه و فرهنگ و کتاب، نمایشگاه‌های کتاب برپا می‌شود. با آن که در چند روز نمایشگاه، کتابفروشی‌های شهر افت بازار بیشتری را گواه‌اند، ولی من وهمسرم که این کتابفروشی را راه‌اندازی کرده‌ایم، از برپایی نمایشگاه سالانه خوشنودیم.‏
«‏هنگامی‌که از اهمیت «کتاب» و «خواندن» در جامعه کاسته می‌شود و گرایش به سرمایه‌گذاری در این زمینه کاستی می‌گیرد، راه برای «کتاب‌های زرد» باز می‌شود و کتاب‌های ارزشمند بومی یا برگردان از دیگر زبان‌ها کاهش می‌یابد.

«نمایشگاه جهانی کتاب فرانکفورت(در ماه اکتبر هر سال)، بستر گردهمایی کتاب‌دوستان است و بازپسین روز، ویژه گردهمایی بنگاه‌های ادبی(فعالان نشر) و نیز روزنامه‌نگاران است؛ و کتابداران و متخصصان در کار هدایت بازدیدکنندگان و شناساندن فناوری‌های روز تولید و پخش کتاب‌اند.

«در نمایشگاه‌های کتاب جهان، بنگاه‌های بازرگانی چاپ و پخش کتاب نیز جایگاه‌های ویژه خود را دارند که بتوانند رایگان تبلیغ کنند. در نمایشگاه کتاب فرانکفورت آلمان، آموزشگاه‌ها(کالج) به گونه ویژه، درگیر آموزش تخصص‌های چاپ(برای نمونه دیجیتال) و بازاریابی و پخش دستاوردها به دانشجویان هستند و روزهای بازدیدِ متخصصان جداست. برنامه پاسداشت نویسندگان نیز برپا می‌شود و زمینه دیدار مرتب نویسندگان و خوانندگان و خریداران کتاب فراهم می‌آید، این‌ها تجربه‌های ارزشمندی است.
‏
‏«هرسال نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در حالی برگزار می‌شود که بازار کتاب همچنان غیراقتصادی است، هم برای مردم که توان خرید ندارند و هم برای ناشران که توان مالی آنان کم است و هم برای کتابفروشی‌ها که عشق کتاب دارند. اینک بازار کتاب، نفس‌های پایانی را می‌کشد و چالش‌ها نفسی برای عاشقان کتاب برجا نگذاشته است، از اینرو همه چشم امیدشان به نمایشگاه کتاب است. هم نویسندگان و هم دست اندرکاران چاپ کتاب. هرچند همه می‌دانند که این رویداد نه هر فصل، بلکه سالی یک هفته است و بیشتر به تسکین‌دهنده درد بازار کتاب و کتابخوانی می‌ماند.

«‏زمان درازدامن اجازه چاپ کتاب از سوی اداره ارشاد نیز نویسندگان و خوانندگان بیشتری را می‌پراکند. نمایشگاه کتاب تهران برای بسیاری از ناشران، ویترینی گذرا برای کتاب‌هایشان است. بسیاری از ناشران که از خود کتابفروشی برای به نمایش گذاشتن‌کتاب‌ ندارند، کتاب‌هایشان را به ما می‌سپارند و ما برای کمک به نویسندگان، پورسانت کمی می‌گیریم، چون زندگی ما از راه فروش کتاب نمی‌گذرد. ‏

‏«همچنین نمایشگاه بین‎المللی کتاب محل رو-در-رو شدن ناشران و خوانندگان است، زیرا کمتر کتابفروشی یافت می‌شود که آشنایی‌اش با یک کتاب، بیش از اسم نویسنده و نام کتاب باشد.‏

«‏گرایش به چاپ کتاب‌های زرد و کتاب‌های ضعیف برگردان‌شده خارجی زیاد شده است. در باره نقش اقتصاد هم این که به سبب کاهش توان مالی مردم کتاب‌دوست، سیر فروش کتاب در نمایشگاه، هرسال رو به پایین است. به سبب نزدیک‌شدن به خط‎فقر طبقه میانه(متوسط)، پیوندها با کتاب گسسته است و کمتر کسی ماهی یک کتاب می‌خرد و می‌خواند. نبود فرهنگ کتاب‌دوستی سبب شده است که بسیاری از خانواده‌ها کتاب‌های غیردرسی را سدی در برابر موفقیت تحصیلی فرزندان خود بدانند.

**آمادگی خوکردن به خواندن
یک روان‌شناس باور دارد که دوران «کودکی» شکل‌پذیر است به ویژه در خانواده، بنابراین بهتر است خوکردن با کتاب را از کودکی آغاز کرد. کتاب و مطالعه می‌تواند به رشد اندیشگی و فرهنگی و اجتماعی کودک کمک کند و سرانجام به پدیده انسان بالنده بینجامد.
شهره نامی ـ روانشناس کودک می‌افزاید: «ذهن کودک سرشار پرسش است و برای پاسخ آن‌ها فقط خانواده را در وهله نخست می‌شناسد و این خانواده است که می‌تواند مورد اطمینان او باشد؛ برای او سپس دوستان و آموزگاران‌اش قرار دارند و در این میان باید کتاب را نیز به او شناساند. کودک نخستین پاسخی که از هریک اینان دریافت می‌کند، ملکه ذهن‌اش می‌شود. نقش پدرو مادر به ویژه مادر به لحاظ برخورد و ایجاد بستگی با کودک، در کتابخوان شدن او بسیار مهم است.»