ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

دعوت از یک کارمند جدید برای ایجاد بهره‌وری سازمانی !

 
 
آیا هوش مصنوعی کسب و کار شما را مختل می کند؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مترجم: آناهیتا جمشیدنژاد

هوش مصنوعی (artificial intelligence یا AI) دانش ساختن ماشین‌‌‌ها یا برنامه‌های هوشمند یا مطالعه روش‌هایی است برای تبدیل كامپیوتر به ماشینی كه بتواند اعمال انجام شده از سوی انسان را انجام دهد. هوش مصنوعی مجموعه نوینی از تکنولوژی‌هایی است که وظایفی را انجام می‌دهد که به هوش انسانی نیاز دارد؛ فعالیت‌هایی مانند تشخیص گفتار( speech recognition)، تصمیم‌گیری و یادگیری. اما چگونه تکنولوژی مجهز به هوش خلاق مسیر شرکت‌ها را در جمع‌آوری و توزیع محتوا تغییر می‌دهد؟ هوش مصنوعی به سرعت مسیر خود را در فعالیت‌های کسب‌و‌کار در بسیاری از صنایع جهانی طی می‌کند. برخی از اعضای صنعت سرگرمی و رسانه (E&M) پتانسیل آن را کم اهمیت جلوه داده‌اند. با این وجود اینها صنایع خلاقی هستند که هم منشأ کسب‌و‌کار و هم ارزش افزوده شده به آن از همکاری هوش بشر و تضارب ایده‌های افراد ناشی می‌شود. موفق‌ترین محصولات و خدمات صنعت E&M به ارتباط محتوای خلاقانه، برندها و تجربیات با مخاطبان بستگی دارد.

 

زمانی که صحبت از توانایی ماشین‌ها برای خلاق بودن به میان می‌آید، هر گونه تردیدی به نظر قابل‌توجیه است. در مطالعه «مجموعه‌های هوش مصرف‌کننده» CIS که از سوی موسسه PwC انجام شده است، 24 درصد پاسخ‌دهندگان اذعان کرده‌اند که هوش مصنوعی تا سال 2025 می‌تواند بهترین آهنگ‌های مجله بیلبورد (نوعی جدول و استاندارد موسیقی برای سنجش میزان محبوبیت تک‌آهنگ‌ها در آمریکا) را تعیین کند، اما تنها 12 درصد گفته‌اند که هوش مصنوعی می‌تواند پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌تایمز را منتشر کند و 7درصد نیز بیان کرده‌اند که هوش مصنوعی می‌تواند برنده جایزه پولیترز (جایزه‌ای در روزنامه‌نگاری، ادبیات و موسیقی) شود.

اما هنوز هوش مصنوعی در صنایع خلاق به شدت حضور دارد به این دلیل که این هوش تاثیر بسزایی بر خدمات مالی، خدمات درمانی، تولید و بیشتر صنایع دیگر می‌گذارد. صنعت سرگرمی و رسانه، چه در قالب دیجیتال‌سازی یا شبکه‌بندی اجتماعی از دیرباز سطوح ضروری خلاقیت، محتوا، فوت و فن تکنولوژی و اشتیاق مصرف‌کننده را برای نوآوری داشته است. هوش مصنوعی برای تغییر نقش خلاقیت (هم در تجربه مشتری و هم تولید) در حال آغاز به‌کار است. شما می‌توانید به‌طور واضح در هر بازار این اثر را در دو طرف ببینید: در استارت‌آپ‌ها که نوآوری و مدل‌های رسانه‌ای نوآور، آزمون شده‌اند و در غول‌های صنعت که با یک نیاز فوری برای تغییر فرآیندها، تکنولوژی و ساختارهای قرن بیستم مواجهند.

 

متحد کار کردن

همان‌طور که هوش مصنوعی در حال قدرتمندتر شدن است، مفهومی در صنعت سرگرمی و رسانه شکل می‌گیرد که رابطه جایگزینی بین خلاقیت، نبوغ، محتوای الزام‌آور و اصالت از یکسو و استانداردسازی، مقیاس، بهینه‌سازی و تکرار از سوی دیگر وجود دارد.هوش مصنوعی با بازنگری در روش‌های تعامل افراد و ماشین‌ها (مانند کارگران، ایجادکنندگان محتوا و مصرف‌کنندگان) پتانسیل کمک به تغییر شرکت‌ها را داراست. برای هوش مصنوعی ممکن است تا در فعالیت‌های اصلی شرکت‌ها دخیل شود و خلاقیت و اصالت را پرورش دهد. در حقیقت وقتی صحبت از هوش خلاق به میان می‌آید ممکن است رابطه جایگزینی ادعا شده بین انسان‌ها و ماشین‌ها، مجموعه‌ای از اعمال مشترک باشد. همان‌طور که رهبران تکنولوژی به شما خواهند گفت، هوش مصنوعی یک پیشرفت تکنولوژی هم‌تراز با ظهور برق در زندگی بشر و دقیقا به همان بزرگی است.درگیر شدن با تکنولوژی‌های جدید به‌دلیل دو نیروی ساختاری مهم که محرک هوش مصنوعی هستند، برای رهبران کسب‌و‌کار به امری اجتناب‌ناپذیر تبدیل خواهد شد. اولین نیرو عرضه محصولات، خدمات و پلت‌فرم‌های جدید است. یکی از رهبران کسب‌و‌کار می‌گوید «برای من این پرسش که آیا یک کسب‌و‌کار از هوش مصنوعی منتفع می‌شود مانند این پرسش است که آیا یک کسب‌و‌کار می‌تواند از اینترنت منتفع شود یا خیر. این یک تغییر بنیادی در تکنولوژی است. اگر شما چگونگی استفاده و کسب منفعت از آن را درک نکنید، به ناچار از کسب‌و‌کار خارج خواهید شد. آنگاه رقبایتان شما را نابود خواهند کرد.»

نیروی ساختاری دوم تقاضا است. بیش از نیمی از نسل هزاره (55 درصد) در تحقیق CIS اذعان داشته‌اند رسانه خودشان را با گزینش فهرستی انتخاب می‌کنند که وزنه‌ هوش مصنوعی در آنها سنگین‌تر است.همان‌طور که ملاحظه می‌کنید هوش مصنوعی یک دستور استراتژیک و یک فرصت ممتاز است تا کارآیی را بهبود ببخشید، تجربیات کاربر و محصولات بهتر و جدیدی ایجاد کنید، نیروی کار را برای تلاش‌های خلاقانه‌تر آزاد و برای خلق ارزش همکاری کنید. این امر می‌تواند برای همه نقاط شرکت به‌کار برده شود: فرآیند، کسب درآمد، توزیع و کار خلاقانه.تاکنون بسیاری از شرکت‌ها هوش مصنوعی را نپذیرفته‌اند. برخی برای کسب تجربه آن را شروع کرده‌اند و بر فعالیت‌های خاصی تمرکز کرده‌اند. (به عنوان مثال فناوری‌ها، خدمات و منابع انسانی مورد نیاز برای اداره یک سازمان یا خدمات مشتری). سایر شرکت‌ها در حال اخذ یک دیدگاه استراتژیک و به گستردگی سازمان هستند. اما رهبران کسب‌و‌کار برای کسب بیشترین مزیت از هوش مصنوعی، باید در مورد چالش‌ها و فرصت‌های نزدیک با تجزیه و تحلیل بیشتری تفکر کنند.

 

به چنگ آوردن فرصت‌ها

هیچ مسیر مجزایی برای یکپارچه کردن «هوش مصنوعی» در کسب‌و‌کار «سرگرمی و رسانه» بهترین مسیر ممکن نیست. کلید این امر درک ابعادی است که هوش مصنوعی در آن می‌تواند مفید باشد، تشویق کند، بهینه سازد، تسهیل کند و برخی اوقات جانشین نیروی کار انسانی شود و از عملکرد شرکت‌ها بیاموزد. سپس، فرصت‌ها را اولویت‌بندی و ارزیابی کنید که آیا توانمندی‌های فعلی به شما اجازه خواهد داد تا به‌طور موثر هوش مصنوعی را دنبال کنید. انجام چنین کاری منابع را آزاد خواهد کرد یا لزوم نیازمندی‌های جدیدی به شما و همکارانتان نشان خواهد داد.

با استفاده از مصاحبه‌های ما با مشتریانی که امروزه این کار را برای سازمان‌هایشان هدایت می‌کنند، یک چارچوب گویا از اصول سازمانی برای ارزیابی پروژه‌های هوش مصنوعی ایجاد کرده‌ایم. این نگرش استفاده از ابزارها و استراتژی‌های هوش مصنوعی را در دو بعد آزمون می‌کند (نمودار).یک بعد (محور عمودی) این مساله را مدنظر قرار می‌دهد که آیا این عملکردها اصولا در بهینه‌سازی گردش‌های کاری موجود هدف‌گذاری شده‌اند یا بر ایجاد نوآوری در تجربه مصرف‌کننده. بعد دیگر (محور افقی) این مساله را مدنظر قرار می‌دهد که آیا این فعالیت‌ها افرادی را که در کنار هوش مصنوعی کار می‌کنند شامل می‌شود یا اینکه این فعالیت‌ها به‌طور کامل خودکار انجام می‌شوند. سطح سرمایه‌گذاری در هر ربع مربع به دیدگاه‌های یک سازمان در مورد خلق ارزش و پشتیبانی، اشتیاق آن برای تغییر، پروفایل ریسک و توانایی آن برای اجرا بستگی دارد.

 

رهایی از وظایف تکراری

به‌دلیل دسترسی به راه‌حل‌های ثابت‌شده و دردسترس هوش مصنوعی، بسیاری از شرکت‌ها در ربع پایین سمت چپ کار خود را شروع می‌کنند و فرآیندها را (اغلب در منابع انسانی و مالیه) خودکارسازی می‌کنند. بسیاری از شرکت‌های رسانه‌ای در فعال کردن فرآیندهای بک‌آفیس و تکنولوژی موثر عقب افتاده‌اند. بنابراین پتانسیل برای استفاده از هوش مصنوعی بسیار زیاد است. یک شرکت رسانه‌ای در انگلستان یک رهبر در صنعت نمایشگاه است که خودکارسازی سیستم‌های پشتیبانی را تجربه می‌کند و انتظار دارد که این کار به شرکت کمک کند تا سودهای ناشی از فعالیت‌هایی مانند کنترل اعتبار و جذب مشتری را افزایش دهد.تلاش‌ها برای ایجاد محتوا نیز می‌تواند در این قسمت قرار بگیرد. اکنون سرویس‌های جدید (به‌عنوان مثال آسوشیتدپرس) از پلت‌فرم‌های هوش مصنوعی مانند Wordsmith استفاده می‌کند؛ هدف از استفاده از این پلت‌فرم گردآوری مقالات کوتاهی است که یک بازی بیسبال را از طریق آمار و ارقام خلاصه می‌کنند یا مقالاتی که بر مبنای گزارش‌های درآمدی شرکت‌های عمومی هستند.

 

تصمیمات بهتر و خلاقانه‌تر

یک تخمین کلی مفید می‌گوید که اگر شما یک روش برای مدیریت یک فرآیند کاری داشته باشید (ادیت و انتشار یک مجله، توزیع فیلم، برنامه‌ریزی یک کمپین تبلیغاتی) الگوریتم‌ها می‌توانند برای کمک به اجرای موثرتر این روش‌ها توسعه یابند.هوش مصنوعی می‌تواند در کنار افراد برای انجام وظایفی که پیچیده و در عین حال قابل‌تکرار است ایفای نقش کند؛ بنابراین دیدگاه‌های قدرتمندی را گردآوری و زمان را آزاد کند؛ زمانی که افراد حرفه‌ای می‌توانند برای اخذ تصمیمات هوشمندانه‌تر استفاده کنند (همان‌طور که در قسمت سمت راست و پایین می‌بینیم).

 

ساده‌سازی ایجاد محتوا

یک راه مفید برای تفکر در مورد نوعی نوآوری که با مشتری مواجه است نگاه به آن از دریچه «مشاغل مشتری» است. کلایتون کریستنسن از دانشگاه هاروارد این مساله را به این شیوه بیان می‌کند: «مشتریان به سادگی محصولات یا خدمات را نمی‌خرند؛ بلکه آنها را «به‌کار می‌گیرند» تا یک وظیفه را به انجام برسانند.» مشتریان (چه مصرف‌کنندگان نهایی باشند چه شرکت‌ها) از هوش مصنوعی برای انجام طیف رو به رشدی از مشاغل استفاده می‌کنند. در ربع بالایی سمت چپ این نمودار، هوش مصنوعی به‌طور کامل ایجاد محتوا، مواد اولیه یا خدماتی را که هدف آن مصرف‌کنندگان هستند کاملا خودکارسازی می‌کند و این عمل تجربی‌تر می‌شود. در عمل این شرکت همه اینها را به علت توانایی هوش مصنوعی برای ایجاد یک محصول یا خدمات جالب‌توجه انجام می‌دهد. در بسیاری از مثال‌ها جانشینی هوش خلاقانه به‌طور کامل صورت می‌پذیرد. اپلیکیشن Facebook’s Moments ابزاری دارد که فیلم‌های کوتاهی از ویدئوها و عکس‌هایی تهیه می‌کند که کاربران در تایم‌لاین خود ارسال کرده‌اند.

 

بهبود تجربه مشتری

هوش مصنوعی با توانایی خود برای شخصی‌سازی و سفارشی‌سازی، می‌تواند یک متمایز‌کننده قدرتمند برای کسب‌و‌کارهایی باشد که با مصرف‌کنندگان مواجه هستند. هوش مصنوعی دقت و سرعت ورود به بازار را بهبود می‌بخشد و پتانسیل تعاملات، تعهد و معاملات را افزایش داده و تسهیل می‌کند. در ربع بالایی سمت راست نمودار نشان داده شده مثال‌هایی وجود دارند که بیان می‌کنند چگونه شرکت‌ها تخصص انسان و کامپیوتر را برای ایجاد خدمات جدید ترکیب می‌‌کنند و افراد را قادر می‌سازند تا با استفاده از روش‌های جدید، محتوا و برندها را کشف کنند. مثال‌های آشنایی مانند پلی‌لیست اسپاتیفای، نیوزفید فیس‌بوک و موتور پیشنهادی نتفلیکس تنها شروعی برای این داستان هستند.

یک شرکت فعال در عرصه تکنولوژی در حال کار کردن با ورزشکاران است؛ به این شکل که هوش مصنوعی را همراه با سنسورهایی برای ارائه قابلیت دید بی‌نظیر از عملکردشان گسترش دهد. ورزشکاران می‌توانند سنجش‌های فوری در مورد استانداردهای کلیدی عملکرد ورزشی‌ خود دریافت کنند. این شرکت همچنین از این اطلاعات برای ارائه تجربیات غنی‌تر و تعاملی‌تر برای طرفداران استفاده می‌کند.

 

عنصر انسان

در پذیرش هوش مصنوعی، تمرکز بر استعداد اهمیت بسزایی دارد؛ چرا که شکاف بین فرصت‌های مربوط به هوش مصنوعی و شمار منابع ماهر در دسترس برای اجرای آنها بزرگ است. این به آن معناست که شرکت‌ها باید یک تغییر فرهنگی ایجاد کنند. تنها به این سادگی نیست که مدیران ارشد اجرایی و رهبران ارشد شرکت‌ها به زبان تکنولوژی آگاه شوند. بلکه ممکن است آنها نیاز به تفکر در مورد تنظیم دوباره مسیری داشته باشند که شرکت آنها را به کارمندان‌شان مرتبط می‌سازد.

همان‌طور که شلی پالمر، یک مشاور پیشرو در تکنولوژی رسانه می‌گوید، هوش مصنوعی یک کارمند جدید است که می‌تواند به ایجاد بهره‌وری کمک کند. رهبران کسب‌و‌کار باید بخواهند که از این کارمند جدید و افرادی که با آن کار می‌کنند دعوت به عمل آورند تا فرآیندها و فعالیت‌های موجود را به سرعت دگرگون کنند. شرکت‌ها باید خودشان و محیط کاری‌شان را برای افرادی که با هوش مصنوعی کار می‌کنند جذاب سازند.

اما آنچه جالب توجه است این است که ظهور هوش مصنوعی به این معنا است که شرکت‌ها باید عنصر انسانی خود را بیشتر کنند. همان‌طور که خودکارسازی و یادگیری ماشینی افراد را از فعالیت‌های تکراری و فرآیندمحور آزاد می‌کند، همزمان فشار جدیدی بر افراد برای ایجاد ارزش وارد می‌کند. کارمندان خواهند توانست زمان بیشتری بر ایجاد روابط، درک مفهوم رقابتی، نوآوری و ایجاد تعهد بیشتر در خلال شرکت‌ها و خارج از آن صرف کنند. هوش مصنوعی نیامده است که کسب‌و‌کار شما را نابود کند. برای حفظ کسب‌و‌کار شما از اختلال نیز وارد کارزار نشده است، بلکه در دوره‌ای تاثیرگذار در توسعه صنعت سرگرمی و رسانه و افرادی که در خلال آن کار می‌کنند وارد این عرصه شده است.اگر هوش مصنوعی در مسیر درستی قرار بگیرد، می‌تواند یک کاتالیزور برای تجدید نیروی بخش‌های بسیاری از شرکت‌ها باشد که برای رشدشان بیشترین اهمیت را دارند. هوش مصنوعی به انسان‌ها فضای بیشتری برای خلق ارزش بیشتر (ایجاد خلاقیت و تفکر در مورد جریان کارشان به‌جای فرآیندهایی که بر آن سلطه دارند) می‌دهد.

 

منبع: strategy-business

 

چاپ خبر

چهارشنبه, 20 ارديبهشت 1396 11:31

هوش مصنوعی جهان را تسخیر می‏کند

نگرانی‏های بزرگان تکنولوژی از جهان روباتیک

 

هوش مصنوعی جهان را تسخیر می‏کند

 

 

ندا لهردی: هوش مصنوعی در سال‏های اخیر پیشرفت‏های زیادی کرده و به تدریج در حال تبدیل شدن به یک صنعت بزرگ است. به این ترتیب کامپیوترها و دستگاه‏های دیجیتال در این حوزه به سرعت در حال پیچیده و پیشرفته‏تر شدن هستند. با این حال اما بعضی از باهوش‏ترین مردم جهان عمیقا نگران روزی در آینده نه چندان دور هستند که در آن روبات‏ها می‏توانند رشد کنند و در برابر ما قرار بگیرند، تا جایی که این روند در نهایت تهدیدی برای موجودیت بشر باشد. بزرگان و فعالان شناخته شده صنعت تکنولوژی از تیم برنرزلی و استفان هاوکینگ گرفته تا مدیران باهوش بخش‏های صنعتی مانند ایلان ماسک و بیل گیتس از جمله این افرادی هستند که حالا خیلی جدی دغدغه آینده زندگی انسان در جهانی با روبات‏های هوشمند و همه‏کاره را دارند و درباره اینکه هوش مصنوعی بتواند زندگی آینده انسان را در کنترل بگیرد، هشدار داده‏اند.

 

تیم برنرزلی: معمار ساختار اصلی و اولیه وب جهانی معتقد است در اختیار گرفتن کنترل جهان توسط هوش مصنوعی می‏تواند کابوس ترسناکی باشد. این پدیده با ایجاد شرکت‏های جدید و نفوذ به ساختار بخش‏ها و شرکت‏های مختلف دیگر می‏تواند تغییرات جدی در دنیای پیرامون ما ایجاد کند. او در این مورد می‏گوید: «نجات از میان این شرکت‏های بزرگ و فعال در حوزه هوش مصنوعی تا زمانی امکان دارد که شما بتوانید به این سوال پاسخ دهید که آیا این امکان وجود دارد که بفهمیم این جریان چطور عادلانه خواهد بود و اینکه چطور باید چنین موضوعاتی را برای یک کامپیوتر توضیح بدهیم؟!»

استفان هاوکینگ: او مدتی پیش در دانشگاه کمبریج درباره آینده هوش مصنوعی صحبت کرد. او معتقد است که هوش مصنوعی تله‏ ها و دام‏های مخرب مختلفی دارد. او می‏گوید: «من معتقدم که هیچ تفاوت عمیقی میان آنچه با یک مغز بیولوژیکی می‏توان به آن رسید و آنچه با یک کامپیوتر دست‏یافتنی است، وجود ندارد. بنابراین آنچه نشان می‏دهد که در تئوری‏ها کامپیوترها توانایی انجام آن را دارند، در واقع نوعی شبیه‏ سازی از مغز انسان است. همین روند هم در حال توسعه هوش مصنوعی است.» او در ادامه درباره دو روند ممکن و احتمالی در آینده توضیح می‏دهد؛ یکی از این جریان‏ها به از بین رفتن و ریشه‏ کنی فقر و بیماری منجر می‏شود و یکی دیگر به تولید و ایجاد سلاح‏ها و ابزارهای غیر قابل کنترل از سوی انسان‏ها. او می‏گوید: «به ‏طور خلاصه، رشد هوش مصنوعی و قدرت گرفتن آن می‏تواند بهترین اتفاق یا بدترین اتفاق برای انسان‏ها باشد. با این حال اما هنوز نمی‏دانیم که کدام امکان‏پذیر و محتمل است.»

با این همه اما استفان هاوکینگ اولین بار سه سال پیش و در مصاحبه‏ای با بی ‏بی‏ سی درباره هوش مصنوعی هشدار داد و مدعی شده بود که رشد این پدیده می‏تواند به موجودیت نوع بشر پایان بدهد. او گفته بود: «توسعه کامل هوش مصنوعی می‏تواند پایان زندگی انسان را نزدیک‏تر کند. در حقیقت انسان‏ها با سیر تحول و رشد بیولوژیکی کند و محدودشان هرگز نمی‏توانند در برابر روبات‏های مجهز به هوش مصنوعی رقابت کرده و آنها را پشت سر بگذارند.» در همین راستا هاوکینگ یک سیر تحول را در این زمینه تخمین زد و گفت: «تا صد سال آینده کامپیوترها به کمک هوش مصنوعی می‏توانند بر انسان‏ها غلبه کنند. وقتی چنین اتفاقی بیفتد ما باید مطمئن شویم که کامپیوترها و روبات‏ها اهدافی در راستای اهداف ما دارند.»

ایلان ماسک: او که به خاطر سرمایه‏ گذاری در استارت‏آپ‏ها و شرکت‏های مهم حوزه تکنولوژی مانند PayPal و البته‏ اید ه‏های خاص و نوآورانه‏اش شناخته می‏شود در ماه گذشته میلادی درباره نگرانی‏های زیادی از غلبه هوش مصنوعی بر زندگی انسان صحبت کرد. او با تاکید بر اینکه با گسترش هوش مصنوعی و رشد روبات‏های هوشمند دیگر جایی برای انسان‏ها نخواهد بود، گفته است: «بگذارید این‌طور بگویم که شما یک ساختار هوش مصنوعی خودکار را توسعه می‏دهید تا خودش توت‏فرنگی‏های رسیده را بچیند و به تدریج در این کار رشد کند و بهتر شود. بنابراین تنها چیزی که این روبات واقعا می‏خواهد، فقط چیدن توت‏ فرنگی‏هاست. به این ترتیب است که زمانی خواهیم دید که تمام دنیای ما را مزارع توت‏ فرنگی گرفته‏اند و دیگر جایی برای ما نیست.»  او همچنین در مصاحبه‏ای در سال 2014 در این مورد گفته بود: «فکر می‏کنم ما باید خیلی درباره هوش مصنوعی مراقب باشیم. به نظر من این پدیده احتمالا بزرگ‏ترین تهدید زندگی ماست. بنابراین ما باید خیلی مراقب باشیم. من خیلی جدی معتقدم که باید بعضی قوانین و نظارت‏های ملی و بین‏ المللی بر روند رشد هوش مصنوعی وجود داشته باشد.»

اریک اشمیت: او در مصاحبه‏ای با واشنگتن پست گفته است: «من فکر می‏کنم که این تکنولوژی در نهایت یکی از بزرگ‏ترین قدرت‏های موثر در تاریخ بشریت خواهد بود، چون مردم را باهوش‏تر می‏کند. من قطعا درباره 10 یا 20 سال آینده نگران نیستم. ما هنوز در مرحله ابتدایی درک این پدیده قرار داریم. ما راه زیادی تا رسیدن به نهایت این تکنولوژی قدرتمند در پیش داریم.»

بیل گیتس: او سال گذشته در مصاحبه‏ای با بی‏ بی‏ سی در مورد افکار و عقایدش درباره تهدیدات احتمالی هوش مصنوعی برای زندگی انسان صحبت کرده است. او در این مصاحبه گفته است: «من و دوستانم در دنیای تکنولوژی درباره این پدیده قدرتمند نگرانیم. در ابتدا ماشین‏ها و روبات‏ها کارهای زیادی برای ما انجام می‏دهند که چندان هم پیچیده و مشکل نیستند. این اتفاق تا جایی که تحت کنترل و مدیریت ما باشد. تا چند دهه آینده هوش مصنوعی آنقدر قدرتمند شده است که بتواند به یک نگرانی مهم تبدیل شود. من با ایلان ماسک و بعضی دیگر از دوستانم موافقم که این پدیده می‏تواند به شکلی جدی نگران‏ کننده باشد.»

استیو ووزنیاک: او سال گذشته درباره تاثیر هوش مصنوعی بر نژاد انسان گفت که در آینده انسان‌ها به حیوانات خانگی برای روبات‏ها تبدیل خواهند شد: «من موافقم که آینده برای انسان ترسناک و بسیار بد خواهد بود. اگر ما این ابزارها و دستگاه‏ها را برای انجام همه کارهایمان بسازیم، در نهایت آنها سریع‏تر و بهتر از ما فکر و عمل خواهند کرد تا بالاخره روزی ما را کنار بزنند. آنها هوشمندتر از ما خواهند شد و اگر این اتفاق بیفتد، خیلی زود روبات‏ها می‏توانند تشخیص بدهند که ما چه نیازها و خواسته‏هایی داریم.»

جان تالین: او که یکی از موسسان شرکت Skype است، در مصاحبه‏ای با Techworld گفته است: «اتفاقات مختلفی در حوزه هوش مصنوعی در حال رخ دادن است. جریان این اتفاقات بسیار سریع است و از آنجا که می‏تواند برای شرکت‏های فعال در این زمینه بسیار درآمدزا باشد، آنها تلاش بیشتری برای توسعه آن می‏کنند. همه ما دیدیم که یک الگوریتم ساده جست‏وجوی اینترنتی در زمانی اندک برای گوگل میلیون‏ها دلار درآمد تولید کرد. او در این مورد گفته است: «من فکر می‏کنم که هنوزبرای نگرانی از آینده هوش مصنوعی و تاثیر آن بر زندگی انسان خیلی زود است. در حال حاضر ایجاد اتحاد و یکپارچگی میان صنعت و دانشگاه اهمیت بیشتری دارد و قطعا کمک بیشتری به ما برای رویارویی با آینده می‏کند.»

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=280227&ID=160&Type=3
عنوان دوره:
«ختم صلوات جهت فرج و سلامتی آقا امام زمان(عج)»
تعداد شرکت کنندگان:
1 نفر
تعداد صلوات :
6000
تاریخ شروع:
1396/2/16
تاریخ پایان:
1396/2/28
نام :
آدرس الکترونیک :
 

دوازده نیرویی که چشم‌انداز شغلی سازمان‏ها را دگرگون می‏کنند

 
الگوهای اشتغال به زودی غیرقابل پیش بینی  می شود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مترجم: فریبا ولیزاده

 

موجی از تغییرات در راه است که به‌زودی الگوهای اشتغال را برای مدیران کسب‏ وکارها غیر قابل پیش‏بینی خواهد کرد. در عصر فناوری‏های نوظهور، مدل‎های کسب‏وکار نوین، ویژگی‏های جمعیت‏ شناختی جدید و حتی رفتارها و نگرش‏های شغلی نو، تغییرات با سرعت و دامنه‏ای شگفت‏آور توسعه پیدا می‎کنند. شرکت‌های نوپا و کسب‏وکارهای آنلاین در بخش‏های مختلف صنعت تاثیرات ناشی از این تحولات را به‌طور گسترده تجربه خواهند کرد.

 

موسسه مشاوره بوستون، در طول تجزیه ‏و تحلیل‏های جامع و سالانه خود در زمینه چشم‏انداز اشتغال در سطح جهانی‏، ۶۰ رویکرد عمده را به‌عنوان اصلی‏ترین محرک‏های این تحولات شناسایی کرده است. این فاکتورها به ۴ دسته کلی طبقه ‏بندی می‏شوند. دو دسته اول به تغییرات به وجود آمده در تقاضای نیروی انسانی مربوط است: بهره‎وری تکنولوژیک و دیجیتال و تحولاتی که در روش‏های ایجاد ارزش کسب‏وکار به وجود آمده است. دو دسته دوم این فاکتورها نیز به موضوع تغییرات ایجاد شده در زمینه عرضه مهارت‏ها اشاره دارد: تغییراتی که در توزیع منابع و همچنین فرهنگ و ارزش‏های مورد نظر نیروی انسانی ایجاد شده‏اند. این نیروها در کنار هم مقوله اشتغال را متحول خواهند کرد و رهبران را مجبور خواهند کرد تا حتی فرضیات بنیادین خود را درخصوص عملکرد سازمان بازبینی کنند. مدیران از این پس باید به فکر روش‏های جدیدی برای سازماندهی، پیاده‏سازی و رهبری باشند و در عین حال رویکردهایی نوین را برای جذب، توسعه و تعامل نیروی انسانی به‌کار ببندند. تحقق این موارد در سازمان‏ها با وجود اطلاعات فراوان، مرزهای باز، تعامل نیروی انسانی و ماشین صورت خواهد گرفت.

 

تغییرات در تقاضا برای جذب نیروی انسانی

6 نیروی شناسایی شده که تاثیر عمیقی بر تقاضای جذب نیروی انسانی متخصص خواهد داشت، در دو گروه قابل بررسی است:

– بهره ‏وری تکنولوژیک و دیجیتال: خودکارسازی، کلان داده و تجزیه و تحلیل‏های پیشرفته و دسترسی به اطلاعات و ایده‌ها.

– تغییرات در روش‏های ایجاد ارزش کسب‌وکار: سادگی در عین پیچیدگی، چابکی و نوآوری، استراتژی‎های جدید جذب مشتری.

 

بهره‏ وری تکنولوژیک و دیجیتال

سه رویکرد در حوزه بهره‏ وری تکنولوژیک و دیجیتال به‌طور قطع در سراسر جهان قابل توجه بوده‏اند. بهره ‏برداری از پیشرفت‏هایی که تا همین یک دهه قبل بعید به نظر می‏رسید، هم‏اکنون فضای شغلی جهان را به طریقی بی‏سابقه متحول کرده است.

- خودکارسازی: گرچه شرکت‌ها به مرور زمان خودکار شده‏اند، اما تغییرات و پیشرفت‏های اخیر در حوزه‏هایی نظیر روباتیک و هوش مصنوعی نه تنها نیروی انسانی را وادار به فعالیت در کنار ماشین‏ها می‏کنند، بلکه ماشین را به جایگزینی برای انسان‏ها تبدیل کرده است. با افزایش نیاز سازمان‏ها به برنامه ‏نویسان خبره و سایر نیروهای متخصص در زمینه فناوری‏های دیجیتال، خودکارسازی به تدریج جایگزین خطوط تولید و کارکنان اداری خواهد شد. با پر رنگ‏تر شدن نقش ماشین‏های هوشمند در فضای شغلی، انسان‏ها هم مجبور به انطباق هر چه بیشتر با شرایط خواهند بود.

- کلان داده و تجزیه‏وتحلیل پیشرفته: دو دهه گذشته در زمینه ذخیره‏ سازی، پردازش و انتقال اطلاعات با پیشرفت‏های قابل توجهی روبه‌رو بوده‏ایم. این تغییرات به انفجار اطلاعاتی بزرگی ختم شده است. هم‏اکنون یک گوشی آی‌فون ۷ قابلیت‏های به مراتب بیشتری در مقایسه با سازمان ناسا در سال‏های ۱۹۶۹ دارد. تجزیه‏ وتحلیل‏های پیشرفته به نوبه خود امکان تحلیل مقدار زیادی از داده‏های بدون ساختار را فراهم کرده است. از طریق کاربرد کلان داده و تجزیه‏ و‏تحلیل‏های پیشرفته، شرکت‌ها در حال حاضر می‎توانند مهارت‏های بازاریابی، بهره‏ وری و سایر جوانب فرآیند کسب‏وکار خود را تقویت کنند، هزینه‌ها را کاهش دهند و دیدگاهی به روز در خصوص رویکردهای نوین به دست آورند. براساس ارزیابی‏های موسسه بوستون، کلان داده و تجزیه‏و‏تحلیل پیشرفته ‏می‎تواند نزدیک به یک تریلیون دلار ارزش سالانه را تا سال ۲۰۲۰ ایجاد کند.

- دسترسی به اطلاعات و ایده‎ها: امروزه امکان بهره‏برداری از اطلاعات و ایده‏های فردی، در هر جا و مکانی به طرز قابل توجهی در حال گسترش است. با کاهش هزینه‏ های فناوری و گسترش نفوذ اینترنت در سراسر جهان، پیشرفت‏های اخیر در پردازش و ذخیره‌سازی ابری، هزینه‏ های دسترسی و پردازش کاهش چشم‏گیری داشته است. افراد می‏توانند به صورت مستمر به اینترنت متصل باشند، در هر موقعیت مکانی اطلاعات را پردازش کنند، به‌راحتی به صورت از راه دور کار کنند و با همکاران خود در سراسر جهان در ارتباط باشند. دسترسی آسان و سریع منجر به گسترش اقتصاد مشارکتی و جمع‏سپاری شده است. نوآورترین راه‏ حل‏های امروز توسط افرادی در سراسر جهان توسعه داده می‏شوند که در جوامع آنلاین، پلت‌فرم‏های اینترنتی و اکوسیستم‏های دیجیتال با هم در ارتباط هستند. تمام این اشکال ارتباطی منجر به منسوخ شدن مدل‏های سنتی سرمایه‌گذاری، توسعه محصول و مدیریت چرخه عمر محصول به روش نوین شده است.

 

تغییرات در روش‏های ایجاد ارزش کسب‌وکار

پیشرفت‌هایی که در زمینه بهره‏وری دیجیتال شکل گرفته است مزایای بسیاری به همراه داشته است و در عین حال باعث افزایش پیچیدگی و سرعت بخشیدن به چرخه کسب‌وکار شده است. در پاسخ به این تغییرات، شرکت‌ها باید بخشی از نیروی خود را صرف کاهش پیچیدگی، افزایش چابکی و نوآوری و البته درک نیازهای مشتریان کنند.

- سادگی در عین پیچیدگی: سازمان‏ها تمایل دارند از طریق افزایش تیم‏های کاری، تعریف فعالیت‏ها و واحدهای سازمانی جدید به چالش‏های نوظهور پاسخ دهند. با گسترش سازمان، ساختار به شدت پیچیده می‏شود. انبارهای جدید ایجاد می‏شوند، تعداد ذی‌نفعان افزایش پیدا می‎کند و وابستگی‏های متقابل میان واحدهای مختلف نیز بیشتر می‏شود. ازدیاد سهامداران، فرآیندها و قوانین متعدد سرعت تصمیم‌گیری را کاهش داده و مانع تعامل بخش‏های مختلف سازمان می‏شود. جای تعجب نیست که پیچیدگی سازمانی هزینه‏های بسیاری را از لحاظ توان مدیران در دستیابی به اهداف و هم از نظر افزایش بهره‏وری و تعامل کارکنان به سازمان‏ها تحمیل می‏کند. اغلب دلیل کند بودن فرآیند تصمیم‏ گیری و نوآوری در سازمان در همین موضوع ریشه دارد. در بررسی‏های موسسه بوستون مشخص شد که سه چهارم مدیران بر این باورند که پیچیدگی مسیر رسیدن به اهداف را به شدت ناهموار‏ می‏کند. اما هنوز تنها ۱۷ درصد از این مدیران معتقد هستند که ساده‏سازی فرآیندها کمک بزرگی به حل این مشکل خواهد کرد.

- چابکی و نوآوری: تعدادی از رویکردهای نوآورانه که در توسعه نرم‏افزار به‌کار گرفته شده‏اند، هم‌اکنون از سوی سازمان‏هایی که محصولات غیردیجیتال تولید می‌کنند، مورد استفاده قرار می‏گیرد. برای مثال، شرکت بوش یکی از بزرگ‌ترین تامین ‏کنندگان قطعات صنعت خودرو جهان، اخیرا از ساختار سازمانی انعطاف‏پذیر و روش‏های چابک به‌منظور کاهش زمان توسعه قطعات و اجزای الکترونیکی استفاده کرد. استفاده از چنین رویکردهایی در فعالیت‏های روزانه در کنار فناوری اطلاعات مستلزم ساختار بسیار انعطاف‌پذیر است. علاوه‌بر این، ‏شرکت‌ها باید فضایی را برای تجربه‏اندوزی، نمونه‏سازی سریع، آزمایش ایده‏های جدید و ایجاد فرهنگ نوآوری ایجاد کنند.

- استراتژی‏های جدید برای جذب مشتریان: مرزهای میان شرکت‌ها و مصرف‏کنندگان با افزایش آگاهی افراد (از طریق اینترنت) در حال ناپدید شدن است. مشتریان به دنبال محصولاتی سفارشی هستند و آماده همکاری همه جانبه با شرکت‌ها تا محصولات و خدمات جدید مورد نظرشان طراحی و توسعه داده شوند. شرکت پراکتر‌اند‌گمبل در حال حاضر در حال جمع‏آوری اطلاعات در خصوص چیدمان محصولات خود در فروشگاه‏های خرده ‏فروشی بزرگ است. این شرکت در همکاری با استارت‌آپ Gigwalk، با شبکه دارای یک میلیون عضو دائمی مشغول گردآوری اطلاعات از مصرف‌کنندگان محصولات خود است. به این ترتیب، پراکتر اند گمبل، می‏تواند به آسانی بر چیدمان محصولات خود در خرده‏ فروشی‏ها نظارت داشته باشد و به سرعت تغییراتی را به‌منظور بهبود عملکرد خود اعمال کند.

 

تحولات در عرضه نیروی انسانی

همانطور که ۶ نیروی تاثیرگذار تحولاتی را در زمینه تقاضا برای استعدادها ایجاد می‏کنند، 6 نیروی اجتماعی، اقتصادی و تکنولوژیک گرایش‌های مختلف در عرضه نیروی انسانی را شکل می‏دهند. این نیروها به دو دسته عمده تقسیم می‏شوند:

– تغییرات در توزیع منابع: ترکیب جمعیتی جدید، عدم توازن مهارتی و تغییرات در قدرت‏های اقتصادی و ژئوپلیتیک.

– تحولات ارزشی و فرهنگی نیروی انسانی: تنوع و تعارض، فردگرایی و کارآفرینی، رفاه و هدف‌گذاری.

 

تغییرات در توزیع منابع

اقتصاد به شدت پویا منجر به کمبود نیروی انسانی ماهر و علمی در برخی از بازارها شده است و شاید در نسل‏های آتی منجر به مازاد نیروی کمتر ماهر نیز بشود. امروز تقاضا برای جذب استعدادهای کمیاب و تخصصی رو به افزایش است. به دنبال پراکندگی نیروی انسانی به لحاظ جغرافیایی، اقتصادی و سیاسی شرکت‌ها به‌طور روزافزون با مشکل جذب و حفظ نیروی انسانی بسیار ماهر روبه‌رو خواهند بود.

- ترکیب جمعیتی جدید: جمعیت جهانی رو به پیری است. پس از رشد سریع جمعیتی در قرن بیستم، نرخ زاد و ولد متوقف‌شده و حتی در بعضی موارد رشد منفی داشته است. تا سال ۲۰۳۵ میلادی، یکی از هر ۵ نفر در جهان بیش از ۶۵ سال سن خواهد داشت. بر اساس شبیه‏ سازی‏های انجام شده به کمک داده‏های دموگرافیک و بررسی روند‏های جهانی، پیش ‏بینی می‏شود جهان تا ۱۵ سال آینده با بحران نیروی انسانی روبه‌رو شود. با توجه به اینکه ۱۵ اقتصاد بزرگ دنیا، ۷۰درصد تولید ناخالص جهان را فراهم می‏کنند، این بحران تاثیرات عمیقی در عملکرد شرکت‌های چندملیتی بر جا خواهد گذاشت.

- عدم توازن مهارتی: مهارت‏ها و قابلیت‏های مورد نیاز کسب‏وکارها به سرعت در حال تحول است. دیجیتال‏سازی محصولات و خدمات تقاضای چشمگیری را در زمینه جذب استعداهای دیجیتال ایجاد کرده است. نزدیک به نیمی از شرکت‌های آمریکایی و آلمانی مورد بررسی موسسه بوستون به موضوع کمبود کارکنان ماهر به عنوان بزرگ‌ترین مانع بر سر راه ورود کامل به عصر فناوری‏های دیجیتال اشاره کرده‏اند. علاوه‌بر این، بر اساس مطالعات
Gartner، یک سوم مشاغل مربوط به فناوری‏های دیجیتال به‌دلیل کمبود نیروی متخصص تا سال ۲۰۲۰ خالی خواهد ماند. در حال حاضر شرکت‌ها از روش‎های متعددی برای جذب استعدادهای دیجیتال استفاده می‏کنند. فیس‌بوک برای مثال کارکنان بیش از ۱۲ شرکت معتبر را به استخدام خود درآورده است. در این میان Citigroup و سایر شرکت‌ها با معرفی برخی بازی‏های آنلاین سعی در شناسایی نیروی‏های متخصص بیکار یا مهارت‏های پنهان کارکنان خود دارند.

- تغییرات در قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیک: این روزها استعدادهای برتر بیش از گذشته شناور هستند، کارکنان در عصر حاضر از توان پشت سر گذاشتن مرزهای فرهنگی وجغرافیایی برخوردارند و از این ویژگی برای توسعه و بهبود چشم‌انداز شغلی خود بهره‏برداری می‏کنند. اما هنوز هم برخی توسعه‏های جغرافیایی، اقتصادی و سیاسی مانع دسترسی استعدادهای برتر به تقاضای موجود می‏شود، در نتیجه مشکل کمبود نیروی کار همچنان به قوت خود باقی است. مهم‏ترین تحولات در این حوزه ظهور مناطقی نظیر سیلیکون ولی است که تمرکز شدید سرمایه، فعالیت دانشگاهی و گسترش مراکز کارآفرینی از ویژگی‏های عمده آنها است. از میان ۶۰ منطقه عمده در سراسر جهان، ۹۰ درصد در آمریکا مستقر هستند. شرکت‌ها از این پس مجبور خواهند بود روش‏هایی را برای رقابت بر سر جذب استعدادها در این مناطق کشف کنند و همزمان در خارج از آنها به توسعه نیروی‏انسانی خود بپردازند.

 

تغییر در ارزش‏ها و فرهنگ نیروی انسانی

همزمان با افزایش کمبود نیروی انسانی ماهر و متخصص، نگرش‏های نیروی انسانی نیز در حال تحول است. از این تغییرات می‏توان به افزایش تمایل به فعالیت مستقل به جای مشاغل حرفه‏ای سازمانی اشاره کرد. بسیاری از افراد بر اهمیت سه نکته مهم اشاره می‏کنند:

- تنوع و تعارض: با تغییر ارزش‏ها در چشم‌انداز شغلی، تنوع و تعارض اغلب موضوعی مثبت تلقی می‏شود و به مرور در حال تبدیل شدن به یک ضرورت است. بر اساس مطالعات انجام شده، تنوع و تعارض مثبت بیش از هر زمانی در پرورش و بهبود تعامل و تعهد نیروی انسانی و بهبود عملکرد کسب‏وکار تاثیرگذار است.
Kimberly-Clarkبا افزایش تعداد کارکنان زن در سطح مدیریتی به میزان بیش از ۸۲ درصد از سال ۲۰۱۰ تا سال ۲۰۱۴، تیم مدیریت تعارض را با هدف تجزیه‏ وتحلیل‏های گسترده و بهره‏برداری مثبت از تعارض برای پیشرفت کسب وکار تشکیل داد.

- فردگرایی و کارآفرینی: استقلال هر چه بیشتر به یکی از مهم‏ترین مولفه‏های مورد نظر بخش اعظمی از نیروی‏انسانی تبدیل شده است (به‌ویژه متولدین اوایل دهه ۱۹۹۰ تا میانه ۱۹۹۰ و متولدین اوخر دهه ۱۹۹۰ و بعد از آن). این گروه از جوانان از انجام کارهای تکراری برای مدت زمان‏ طولانی بیزارند و علاقه ویژه‏ای به مشاغل مستقل و خصوصی دارند. به لطف پلت‌فرم‏ها و اکوسیستم‏های دیجیتال، بسیاری از جوانان، کارآفرینی و خوداشتغالی را به اشتغال در سازمان‏های بزرگ ترجیح می‏دهند. در میان افرادی که همچنان به اشتغال در شرکت‌های بزرگ گرایش دارند نیز بسیاری خواهان تجارب نو، زمان‏های استراحت طولانی و فعالیت نیم ه‏وقت و حتی آزادکاری هستند. بررسی‏های اخیر نشان می‏دهد ۷۹ درصد متولدین اواخر دهه ۱۹۹۰ و بعد از آن خواهان پیشرفت وضعیت علمی و تحصیلی خود در کنار فعالیت شغلی هستند و ۴۲ درصد از‏ آنان پیش‏بینی می‏کنند روزی یک کارآفرین شوند. علاوه‏ براین، مطالعه‏ای پیش‏بینی می‏کند که آزادکاران تا سال ۲۰۲۰ میلادی جایگزین نیمی از نیروی کار تمام وقت شوند.

- رفاه و هدف‌گذاری: دو نسل مذکور که نقش قابل‏توجهی در چشم‏انداز شغلی جهان دارند، انتظارات بیشتری از شغل خود دارند. آنان به دنبال رفاه بیشتر هستند. در بررسی‏های اخیر ۶۲ درصد از جوانان نسل هزاره (۱۸ تا ۳۴ ساله‌ها) اظهار کرده‏اند به دنبال شغلی هستند که تاثیر اجتماعی داشته باشد، ۵۳ درصد از آنان گفته‏اند برای افزایش این تاثیرات حاضرند تلاش بیشتری کنند. شرکت‌هایی نظیر سونی به‌منظور بهره‏برداری از انرژی این گروه از نیروی‏انسانی، آشنایی با مشاغل اجتماعی را در دستور کار خود قرار داده است. مطالعه ‏ای که اخیرا توسط BrightHouse انجام شده حاکی است شرکت‌های دارای فرهنگ ارزش‏های مشترک، در قیاس با رقبای خود در آمد، سودآوری، نرخ استخدام و عملکرد بهتری را تجربه می‏کنند.

مدیران هوشمند می‏توانند با نظارت و بررسی مداوم چنین تحولاتی و البته آزمودن رویکردهای نوین اشتغال، از قابلیت‏های سازمان خود بهره‏برداری کنند. به این ترتیب، نه تنها مزیت‏های رقابتی سازمان بلکه تمامی اهدافی که زمینه هماهنگی هرچه بیشتر سازمان با جهان به سرعت در حال تغییر را فراهم می‏کنند، تقویت خواهند شد.

منبع: BCG

 

 

سه شنبه, 19 ارديبهشت 1396 06:46

اینترنت روی موبایل یا اپلیکیشن‌ها ؟

صاحبان کسب‌وکار به دنبال راهی برای نفوذ به ابزارهای جدید تکنولوژی هستند

 
اینترنت روی موبایل یا اپلیکیشن ها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دنیای اقتصاد: این روزها دیگر موبایل‌های هوشمند همه جا و تقریبا در دست همه افراد هستند. چنان که میزان استفاده از این محصولات و امکانات و خدمات مختلف‌شان به حداکثر خودش رسیده است. بررسی‌های موسسه Deloitte در این زمینه نشان می‌دهد نفوذ موبایل هوشمند تنها در انگلستان 81 درصد است و حالا این ابزارهای کاربردی به بخشی جدانشدنی از تجربه خرید افراد در این کشور تبدیل شده است. کارشناسان موسسه تحقیقات بازار GfK به این نتیجه رسیده‌اند که 45 درصد از تمام خریدها شامل یکی از فرم‌های فعالیت‌های موبایلی مانند بررسی، مقایسه قیمت‌ها و انجام خرید است. این درصد اما در میان کاربران 18 تا 24 ساله بیشتر بوده و تا 57 درصد هم می‌رسد. درست به همین دلیل هم هست که فروشندگان و ارائه‌دهندگان خدمات در این سال‌ها به سرمایه‌گذاری روی راهکارهای موبایلی خرید روی آورده‌اند تا به این ترتیب به نیازهای جدید مشتریان خودشان پاسخ بگویند.

 

به‌طور کلی اما بحث درباره استفاده از موبایل برای اهداف تجاری معمولا روی یک دوراهی کلیدی متمرکز می‌شود؛ اپلیکیشن‌ها یا اینترنت روی موبایل؟ در طول چند سال گذشته تکنولوژی و تعامل کاربران با ابزارهای آن بیشتر و بیشتر شده و به این ترتیب محصولات و امکانات بیشتری شکل گرفته است. اپلیکیشن‌های هیبریدی یکی از این ابزارها هستند که معمولا مبتنی بر سیستم‌عامل‌های رایج و تحت وب هستند. این اپلیکیشن‌ها حالا تجربه کاربری دارند که تقریبا بین این دو حالت غیرقابل تشخیص هستند و معمولا قیمت منطقی‌تری دارند. شواهد نشان می‌دهد که اپلیکیشن‌هایی با ترکیب و ساخت خوب هنوز هم در میان نیمی از کاربران مقبولیت بیشتری دارند. با این حال اما این اپلیکیشن‌ها کمی عادی و تکراری شده‌اند و تازگی اپلیکیشن‌های تحت وب را ندارند. شاید به این دلیل است که بعضی از اپلیکیشن‌های ساده‌ای که مربوط به برندهاست، به پایان عمر خودشان رسیده و باید به‌زودی با اپلیکیشن‌های تازه جایگزین شوند.

جالب اینکه ترافیک اینترنت روی موبایل با 3/ 51 درصد از ترافیک اینترنت روی کامپیوترهای شخصی با 7/ 48 درصد برای اولین بار در سال گذشته میلادی پیشی گرفت. این نشان می‌دهد که استفاده از اپلیکیشن‌های تحت وب به‌طور معناداری در میان کاربران مختلف افزایش پیدا کرده و در این میان تمایل به خرید از طریق اپلیکیشن‌ها بیشتر و بیشتر شده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد جست‌وجوی اینترنتی از روی موبایل اولین و بیشترین فعالیتی است که کاربران موبایل در اینترنت انجام می‌دهند. بر اساس اعلام گوگل میزان جست‌وجوی اینترنتی از روی موبایل در سال گذشته 48 درصد بوده و این میزان برای کامپیوترها 26 درصد است.  اپلیکیشن‌های موبایل در این میان سهم زیادی از تمایل کاربران به جست‌وجوی اینترنتی دارند. در واقع اپلیکیشن‌ها می‌توانند جست‌وجوی کاربران را هدفدار کرده و آن را سریع‌تر و دقیق‌تر به نتیجه برسانند. بررسی‌های موسسه تحقیقاتی Morgan Stanley در این مورد نشان می‌دهد که جست‌وجو و بررسی برای یافتن محصول یا خدمات روی اپلیکیشن‌های تحت وب تا دو برابر بیشتر از کامپیوترها و جست‌وجو از طریق اینترنت موبایل بوده است.

بد نیست بدانید که بررسی‌های انجام شده درباره مقایسه زمان صرف شده روی اپلیکیشن‌ها در برابر اینترنت روی موبایل نشان می‌دهد که همچنان اپلیکیشن‌ها سهم بیشتری را در اختیار دارند. در حقیقت صرف‌نظر از هر تفاوتی، همچنان یک شکاف تکنولوژیک میان اپلیکیشن‌ها و اینترنت روی موبایل وجود دارد.  این موضوعی است که حالا به دغدغه مهم کارشناسان و البته صاحبان مشاغل و برندها تبدیل شده است. حتی برندهای بزرگ که امکان دسترسی مشتریان از هر دو شیوه را به خدمات و محصولاتشان فراهم می‌آورند در سال‌های اخیر شاهد رشد میزان مراجعات از طریق اپلیکیشن‌های اختصاصی‌شان بوده‌اند. در حقیقت حالا اپلیکیشن‌ها به پلی ساده و هموار میان کاربران موبایل در سراسر جهان و طیف وسیعی از خدمات و امکانات ارائه شده از سوی صاحبان کسب‌وکارها تبدیل شده‌اند.

دوشنبه, 18 ارديبهشت 1396 16:36

علل دورى جوانان از مذهب(1)

 

 

 

سرگردان بین دین و تجدد

 

علل دورى جوانان از مذهب(1)

 

 

جوان

 

 

موضوعی كه در دو مقاله قصد داریم مورد بررسی قرار دهیم عوامل فاصله گرفتن  جوانان از مذهب و ارزش هاى مذهبى است .بـا وجـود نـهادینگى فطرت مذهبى در زندگانى جوان ، باز مـى بینیم  برخی جوانان  از مذهب ناخشنودند و تصور نادرست از مذهب و مسائل دینى دارند .روشن اسـت كـه چـنـیـن تـصورى ، ریشه در فطرت آنان ندارد، بلكه عوامل خارجى باعث دورى آنان از مذهب شده كه بعضى از آن عوامل دراین مقاله و سه عامل « یك بعدى معرفى كردن دین» و « غرق شدن در شهوات نفسانى» و «برداشت غلط از مفاهیم دینى » در مقاله ی بعد  بررسی خواهد شد:

 

 

 

الف ) وجود خرافات به نام دین

 

بـعـضـى مـواقـع از عده اى افراد مذهبى ، كه فاقد بصیرت در مسائل دینى هستند ، كارهایى دیده مى شود كه ریشه مذهبى ندارد، اما آنها آن را از مذهب مى دانند و كسى را كه منكر آن باشد فردى ضـد مـذهب مى شمارند ، براى مثال : براى رواگشتن حاجت خود به درخت متوسل مى شوند و به آن ، پـارچـه یـا نـخ مـى بندند ، اگر كسى حین انجام دادن كارى عطسه اى كرد از كار مورد نظر، اجـتناب مى كنند .

 

براى شفاى مریض خود به رمال متوسل مى شوند و  فلان زمان یا فلان مكان را نحس مى دانند، براى اطلاع از حوادث آینده به فال و فالگیر متوسل مى شوند و شبیه این كارها، كه نه ریشه عقلى و علمى دارد و نه ریشه آسمانى و مذهبى ، نه آیه اى دستور چنین كارهایى را به ما داده و نه روایتى آن را تایید كرده است .

 

ب ) جهل و نا آگاهى

 

بسیارى جوانان در زمینه مذهب ، اطلاعاتى در حد صفردارند .آنان نه در زمینه جهان بینى مذهبى و عقاید دینى اطلاع دارند و نه در زمینه ایدئولوژى و باید و نبایدهاى مذهبى مطالعه دارند و نه در زمینه تاریخ دین و نقش آن و شخصیت هاى برجسته دینى .

 

بعضى از آنها كه اهل تحصیل هستند ، فقط در زمـینه دروس تحصیلى خود آگاهى دارند، لذا براى همین ناآگاهى ، اغلب تصور خوبى از مذهب نـدارنـد و در نـتیجه به آن ، تمایل نشان نمى دهند، حال آن كه اگر در باره مسائل مذهبى اطلاع داشـته باشند و به معارف آسمانى ، آگاهى نسبى هم داشته باشند ، جذب آن مى شدند و هیچ گاه آن را از دسـت نـمـى دادنـد و در مى یافتند كه گل هاى زیباى صفا، صمیمیت ، محبت ، یكرنگى و پـاكى كه مطلوب هر انسانى است ، تنها در گلستان مذهب سبز مى شود و با داشتن ایمان به روح خود زیبایى مى بخشند و بر زیبایى هاى معقول زندگى مى افزایند .

 

برخورد ناشایست بعضى افراد نباید موجب بدبینى جوانان به مذهب شود ، زیرا در مقابل هستند افراد مذهبى فراوانى كه روش هاى بسیار خوب و صحیح در برخورد با دیگران دارند و آن چنان برخورد جذاب دارند كه حتى اشخاص غـیـر مـذهـبـى هـم شیفته رفتار و برخورد آنها هستند.

 

پ ) عملكرد غلط افراد مذهبى

 

بـعـضـى از مـواقـع ، عده اى از جوانان به سبب عملكرد ناشیانه بعضى افراد مذهبى از اساس و اصل مـذهـب زده مى شوند و كار فلان شخص مذهبى را به حساب خود مذهب مى گذارند و از دین و تمام انسان هاى مذهبى ، تنفر پیدا مى كنند ، مثلا شخصى قصد امر به معروف یا نهى از منكر دارد ، اما به روش آن آگاه نیست و با تندى دست به چنین كارى مى زند، یا فلان شخص مذهبى رعایت بهداشت و آراستگى ظاهر نمى كند و با چهره اى ژولیده در جامعه حاضر مى شود یا پدرى در امور مـذهـبى ، مانند نماز و غیره بر فرزندش بسیار سخت مى گیرد و گاه او را به كارهاى غیر واجب وامـى دارد .

 

قـطـعا برخوردهاى این چنانى مى تواند زمینه یا عامل گریز جوانان از مذهب و ایمان مذهبى شود .امـا نـكـته اى كه جوانان باید به آن توجه داشته باشند، این است كه برخورد ناشایست بعضى افراد نباید موجب بدبینى آنان به مذهب شود، زیرا در مقابل هستند افراد مذهبى فراوانى كه روش هاى بسیار خوب و صحیح در برخورد با دیگران دارند و آن چنان برخورد جذاب دارند كه حتى اشخاص غـیـر مـذهـبـى هـم شیفته رفتار و برخورد آنها هستند .

 

این منطقى و معقول نیست كه به سبب عـمـلـكرد نامناسب بعضى از مدعیان مذهب ، از مذهب منزجر شویم ، همان گونه كه اگر مامور بهداشت ، به نام بهداشت ، كار خطایى كرد ، نباید از اصل بهداشت متنفر شویم .از این رو جوان نباید رفتار افراد به ظاهر مذهبى را معیارى براى دین قرار ندهد ، بلكه در هر حال ، گفتار و كردار ائمه و بزرگان دین را رهنمون خود در زندگانى قرار دهد .

 

ت ) توهم تضاد بین مذهب و تجدد

 

گرچه در واقع ، تضادى بین مذهب و تجدد نیست ، اما بسیارى جوانان تصور مى كنند كه بین این دو تـضـاد هـسـت ، لـذا خود را بر سر دو راهى مذهب و تجدد مى دانند و در نتیجه تجدد را، كه با طبعشان سازگارتر است ، برمى گزینند و از مذهب كناره مى گیرند.آنـان چـنـین مى اندیشند كه از دنیا و آخرت ، مذهب و تجدد ، دین و پیشرفت ، یكى را باید انتخاب كرد . بدیهى است چنین برداشت غلطى ، ناشى از نداشتن شناختى واقعى از دین و تجدد و مذهب اسـت .

 

یـعـنى كسانى كه چنین تفكرى دارند ، نه تصورشان از دین صحیح است و نه از نوخواهى و پیشرفت ، آنان مى اندیشند لازمه دیندارى ، پشت پا زدن به هر چیزى است كه رنگ نو داشته باشد و لازمـه تـجـدد و پـیـشرفت روى آوردن به هر چیز نوینى است گرچه امرى ضد ارزش باشد ، به عـبـارت دیـگـر ، چـنین تصور مى كنند كه مذهب مساوى است با هر چه كه كهنه و سنتى است و پـیـشـرفـت ، مـسـاوى است با هر چه كه مطلقا رنگ تجدد و نو به خود گرفته باشد ، حال آن كه مـى دانـیم هیچ گاه دین ، مخصوصا دین اسلام به ما دستور نداده كه با تجدد و نوگرایى مخالف بـاشیم ، هیچ آیه و روایتى و عملكرد هیچ یك از پیشوایان مذهبى ، چنین ادعایى را ثابت نمى كند.

 

كسانى كه با مذهب ، مخالف هستند و قصد به انحراف كشاندن جوانان را دارند ، سعى مى كنند نام امـورى مـانـنـد تقلید از غرب ، فساد اخلاق ، بى حجابى ، لاابالیگرى ، آزادى افراطى و... را تـجـدد و پـیـشـرفـت بـگذارند و تعلیمات مذهبى را هم كه مخالف این گونه امور است ، مخالف پیشرفت وانمود كنند و در نتیجه ، هم جوانان را از مذهب دور نمایند و هم به نام پیشرفت ، آنان را به وادى انحطاط بكشانند.

 

البته دین هر چیز نو را به نام پیشرفت نمى پذیرد، بلكه نوها را دو قسم مى كند:

 

یـك قـسـم ، آنهایى كه با اصول انسانى و گرایش هاى معنوى انسان مغایرت دارد و موجب سقوط آدمـى اسـت ، مـانـند بى عفتى ، عریان ظاهر شدن ، روابط نامشروع ، خوش گذرانى افراطى و... كه مـتـاسـفـانـه امـروز نـام پیشرفت و تجدد به خود گرفته و قسم دیگر، آنهایى هستند كه به بهتر زندگى كردن آدمى كمك مى كند و هیچ گونه مفسده اى هم ندارد، بلكه خود، مقدمه كمالات واقعى انسان است ، مانند انواع وسایط نقلیه ، وسایط ارتباط جمعى ، پیشرفت هاى صنعتى ، تكنیك و غیره .

 

پس باید بین چیزهاى نوینى كه جز اسارت و فساد انسان ،حاصلى ندارد با چیزهایى كه واقعا موجب آسایش و پیشرفت فردى و اجتماعى است تفكیك قائل شد . دین مخالف تجدد به معناى اول بوده و هست ، اما مخالف تجدد به معناى دوم نبوده و نیست .

 

جوان

 

كسانى كه با مذهب ، مخالف هستند و قصد به انحراف كشاندن جوانان را دارند ، سعى مى كنند نام امـورى مـانـنـد تقلید از غرب ، فساد اخلاق ، بى حجابى ، لاابالیگرى ، آزادى افراطى و... را تـجـدد و پـیـشـرفـت بـگذارند و تعلیمات مذهبى را هم كه مخالف این گونه امور است ، مخالف پیشرفت وانمود كنند و در نتیجه ، هم جوانان را از مذهب دور نمایند و هم به نام پیشرفت ، آنان را به وادى انحطاط بكشانند و این یكى از برنامه هاى سوداگران فساد و شیفتگان فرهنگ غرب بوده و هـسـت ، لـذا جـوانـان باید مواظب باشند امورى كه موجب فسادشان هست ، از امورى كه عامل پـیـشـرفـت واقـعیشان است تفكیك كنند و هرنوى را به نام پیشرفت نپذیرند ، بلكه ضمن حفظ و تقویت روحیه نوگرایى و قدم گذاشتن در وادى پیشرفت ، مواظب باشند كه دشمنان سعى دارند ضد ارزش ها را در قالب تجدد به خورد آنان دهند ، حال آن كه هیچ رابطه اى بین پیشرفت و تجدد ، بـا فساد و بى بندو بارى و غرب گرایى نیست ، جامعه اى مى تواند در اوج پیشرفت صنعتى باشد، و در هـمـان حـال هـم صددرصد، پاى بند اصول انسانى و ارزش هاى معنوى باشد .پس هیچ گونه تضادى بین مذهب و پیشرفت واقعى نیست .

 

ث ) تبلیغات سوء مخالفان مذهب

 

برخی افراد براى نیل به اهداف خویش یا براى ترویج افكار خود ، سعى مى كنند تصویر غـلطى از مذهب در ذهن جوانان ترسیم نمایند و با توجه به حالت نقش پذیرى جوان ، به یقین این نوع تبلیغات ، آثار سوء خود را به جا مى گذارد.

 

مخالفان دین گاهى ریشه و اساس مذهب را جهل یا ترس یا تعلیل حوادث بیان مى كنند و گاهى دیـن را ضـد تـمـدن و پـیشرفت وانمود مى سازند ، زمانى آن را متهم به آخرت گرایى و زندگى گریزى مى كنند و گاه آن را مخصوص جوامع گذشته و غیر پیشرفته مى دانند و زمانى ، اساس مذهب را كه خداست ،نفى مى كنند و بعضى مواقع با بیان شبهات بى اساس ، دین را عاجز از پاسخگویى مى دانند .

 

قطعا این امور براى جوانانى كه از جهت دین شناسى و فـلسفى مطالعات كمى دارند ، ممكن است عامل بى توجهى و یا دین گریزى آنان شود ، لذا نقش تـبـلیغات سوء مخالفان در دورى جوانان از مذهب نباید دست كم گرفته شود .

 

پس جوانان باید با ایـن قـضـیه هوشیارانه برخورد كنند و براى شناخت دین و سوال هایى كه برایشان پیش مى آید به دیـن پـژوهـان یـا به كتب دانشمندان دینى رجوع نمایند و با عقل و منطق ، مطلبى را قبول یا رد كنند و بى جهت ، تحت تاثیر تبلیغات سوء قرار نگیرند.

 

 

 

ادامه دارد ...

 

برگرفته از كتاب " آنچه یك جوان باید بداند " نویسنده : رضا فرهادیان

 

تلخیص و تنظیم برای تبیان :داوودی

 

 

 
درس هایی کلیدی از فرهنگ های سازمانی برتر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تهیه‌کنندگان گزارش: CultureIQ, Entrepreneur

مترجم: مریم مرادخانی

وقتی صحبت از فرهنگ سازمانی به میان می‌آید، بلافاصله این سوال در ذهن ما ایجاد می‌شود که شرکت‌ها چگونه اهداف خود را اولویت‌بندی و محقق می‌کنند. اما آنچه کنجکاوی ما را برمی‌انگیزد، این است که شرکت‌های مطرح جهان چه می‌کنند. برای پاسخ به این سوال، محققان شرکت CultureIQ با همکاری نشریه Entrepreneur برخی از سازمان‌های برتر جهان را که عملکرد موفقی دارند مورد مطالعه قرار داده و حاصل این تحقیقات را به‌صورت یک گزارش منتشر کردند. آنچه می‌خوانید چکیده این گزارش است که با کمک آن می‌توانید فرهنگ سازمانی را به یک مزیت رقابتی تبدیل کنید.

ما به‌منظور ارزیابی فرهنگ شرکت‌ها از حدود 28 هزار کارمند در ۳۴۰ شرکت برتر ایالات متحده از صنایع مختلف نظرسنجی به عمل آوردیم. سوالات نظرسنجی به صورت چند گزینه‌ای طراحی شده بودند. با استفاده از داده‌های جمع‌آوری شده توانستیم توانمندی هر شرکت را از نظر 10 عنصر فرهنگی ارزیابی کنیم و ببینیم که شرکت‌های موفق روی کدام عناصر بیشتر تمرکز می‌کنند. این عناصر از این قرارند: مشارکت، نوآوری، چابکی، ارتباطات، حمایت، سلامت، همسویی ماموریت و ارزش‌ها، محیط کار، مسوولیت و تمرکز عملکرد. ترکیبی از این رتبه‌ها و شاخص NPS (امتیاز خالص ترویج‌کنندگان)، رتبه نهایی هر سازمان را تعیین می‌کرد. با کمک داده‌های جمع‌آوری شده ما توانستیم پاسخ این سوالات را پیدا کنیم: کدام جنبه‌های فرهنگی برای این سازمان‌ها مهم‌تر است؟ برای ایجاد یک فرهنگ با عملکرد بالا روی چه جنبه‌هایی باید تمرکز کنیم؟ وجه تمایز شرکت‌های برتر جهان با سایر شرکت‌ها چیست؟

 

از سازمان‌های برنده چه می‌توان آموخت؟

در این بخش متوجه می‌شویم که چه چیزی سازمان‌های برتر را از سایرین متمایز می‌کند و این سازمان‌ها روی کدام عناصر فرهنگی تمرکز می‌کنند. با نگاهی به این آمارها می‌توانید به تلاش‌های خود در جهت تقویت فرهنگ سازمان خود جهت بدهید.

توضیح: سازمان‌های برنده، 50 شرکتی هستند که در تحقیقات ما بیشترین امتیاز را دریافت کرده‌اند (از میان ۳۴۰ سازمان).

رتبه CultureIQ: معیاری از صفر تا ۱۰۰ درصد که توانمندی فرهنگی هر شرکت را نشان می‌دهد. نحوه محاسبه رتبه CultureIQ به این شکل است: میانگین توانمندی هر شرکت در عناصر دهگانه + شاخص NPS

شاخص NPS: ابزاری است برای ارزیابی وفاداری و مشارکت کارکنان. این شاخص به این سوال پاسخ می‌دهد که «احتمال اینکه یک کارمند، این شرکت را به سایر کارجویان پیشنهاد کند، چقدر است؟»

 

تجزیه و تحلیل شکاف: نمودار CultureIQ

این نمودار، رتبه CultureIQ شرکت‌های برنده و غیربرنده را با یکدیگر مقایسه می‌کند. جالب است که بالاترین رتبه در هر دو گروه (شرکت‌های برنده و غیربرنده) به دو عنصر «محیط کار» و «مشارکت» متعلق بود. این یعنی شرکت‌های برنده و غیربرنده در این دو زمینه عملکرد موفقی دارند. هر دو گروه از نظر «سلامت» و «ارتباطات» پایین‌ترین رتبه را دریافت کردند.اما این آمارها نشان‌دهنده چیست؟: ۱) یا شرکت‌های برتر جهان، بیشتر روی «محیط کار» و «مشارکت» تمرکز می‌کنند. ۲) یا اینکه «سلامت» و «ارتباطات» عناصری هستند که تقویت آنها دشوار است.

توصیه: یک نظرسنجی برگزار کنید. از کارکنان بپرسید: «میزان پایبندی سازمان به هر یک از این عناصر چقدر است؟» نتایج این نظرسنجی به شما کمک می‌کند که نقاط قوت و ضعف فرهنگ سازمانی را پیدا کنید. اگر تعداد کارکنان شما کمتر از 50 نفر است، با تک‌تک آنها مستقیما صحبت کنید. یا می‌توانید از روش «آغاز، توقف، ادامه» استفاده کنید که یعنی، به نظر آنها چه کارهایی باید انجام شوند، چه کارهایی باید متوقف شوند و چه کارهایی را باید ادامه دهید. سپس داده‌ها را ارزیابی کنید. بهتر است نظرسنجی‌ها به صورت ناشناس انجام شوند.

 

پرسش‌های تکمیلی

به‌عنوان بخشی از این تحقیقات، از شرکت‌کنندگان در نظرسنجی خواستیم تا گزینه‌هایی را که در «اغلب اوقات صحت دارند»، انتخاب کنند. گزینه‌ها از این قرارند:

من در محیط کار احساس راحتی می‌کنم.

من به ابزارهای لازم برای ایجاد ارتباط موثر، دسترسی دارم.

همکارانم مثل دوستانم هستند.

مدیر من به صحبت‌هایم گوش می‌کند.

فضای کار از نظر فیزیکی با کاری که من انجام می‌دهم، متناسب است.

من به خوبی می‌دانم که چه چیزی تعیین‌کننده موفقیتم در این جایگاه شغلی است.

شرکت ما به ماموریت و ارزش‌ها پایبند است.

شرکت ما افرادی را استخدام می‌کند که با ارزش‌های سازمان همسو باشند.

رهبران ارشد به صحبت‌های ما گوش می‌کنند.

ما اجازه داریم به وضع موجود اعتراض کنیم.

از میان این 10 گزینه، بالاترین نمره به «احساس راحتی در محیط کار» تعلق گرفت. ۹۴ درصد کارکنان شرکت‌های برنده و ۸۸درصد کارکنان سایر شرکت‌ها در اغلب اوقات در محیط کار احساس راحتی می‌کنند. پایین‌ترین نمره نیز به «امکان اعتراض به وضع» موجود تعلق گرفت. در شرکت‌های برنده ۷۱ درصد کارکنان و در سایر شرکت‌ها، تنها ۵۳ درصد از کارکنان می‌توانند به وضعیت موجود اعتراض کنند. همان‌طور که می‌بینید میان شرکت‌های برنده و غیربرنده از نظر «امکان اعتراض به وضع موجود» تفاوت فاحشی وجود دارد. جمله «ما وضع موجود را زیر سوال می‌بریم» دربرگیرنده چند جنبه فرهنگی است. به‌عنوان مثال، در چنین محیطی احساس «پیشرفت مستمر» وجود دارد و رهبران رفتارهایی را ترویج می‌کنند که به نوآوری منجر شود، مثل ریسک‌پذیری، درس گرفتن از اشتباهات یا شناسایی فرصت‌ها. ما پاسخ‌ها را بررسی کردیم تا ببینیم کدام یک از گزینه‌های بالا در هر دو گروه (برنده‌ها و غیربرنده‌ها) رتبه مشابهی دریافت کردند. معلوم شد که در این نظرسنجی نیز الگوی مشابهی تکرار شده است: هر دو گروه از نظر «محیط کار» و «مشارکت» بیشترین شباهت را به هم دارند.

وقتی تفاوت میان رتبه‌های هر دو گروه را بررسی کردیم، متوجه شدیم که میان شرکت‌های برنده و غیربرنده از نظر پایبندی به 6گزینه اول تفاوت فاحشی وجود ندارد. نگاهی به آمارها نشان می‌دهد شرکت‌های برنده نسبت به ماموریت سازمانی و ارزش‌ها تعهد بیشتری نشان می‌دهند. بنابراین به عنوان رهبر یک سازمان باید بتوانید ماموریت و ارزش‌های سازمان را برای کارکنان همه سطوح توضیح دهید. از سوی دیگر، کارکنانی که معتقدند رهبر سازمان به صحبت‌های آنها گوش می‌کند، نسبت به فرهنگ سازمان دیدگاه مثبتی دارند. از نتایج این نظرسنجی می‌توان نتیجه گرفت که نقش رهبر سازمان در تعیین و نهادینه کردن ارزش‌ها تا چه حد حائز اهمیت است.

 

تجزیه و تحلیل محرک‌ها

آمارهای قبلی نشان می‌دهند که شرکت‌های برتر در چه زمینه‌هایی موفق عمل می‌کنند. اما این کافی نیست چون دیدگاه کارکنان از قلم افتاده است. برای آنکه به تصویر جامع‌تری دست پیدا کنیم، این سوال را مطرح کردیم: کدام عناصر از نظر کارکنان مهم تلقی شده و در نتیجه، باعث افزایش مشارکت آنها می‌شوند؟به این منظور ما از شاخص NPS به عنوان معیاری برای سنجش مشارکت استفاده کردیم. با استفاده از روش رگرسیون خطی، شرکت‌ها می‌توانند عناصری را که بیشترین تاثیر را بر مشارکت کارکنان می‌گذارند شناسایی کنند. همه عناصر ده‌گانه روی شاخص NPS تاثیرگذارند اما «محیط کار»، «حمایت»، «ماموریت» و «همسویی ارزش‌ها» تاثیر‌گذارترین آنها هستند. این یافته‌ها در مورد هر دو گروه برنده و غیربرنده صدق می‌کنند. تحقیقات سال‌های گذشته نیز بر این یافته‌ها صحه می‌گذارند.

 

اهمیت رهبری سازمان در ایجاد فرهنگ برنده

اگر نتایج هر دو تحلیل را مرور کنید، خواهید دید که «رهبری» عاملی کلیدی برای ایجاد تفاوت است. در این بخش ما از شرکت‌کنندگان خواستیم که اظهاراتی را که «اغلب اوقات صحت دارند» انتخاب کنند:

من به مدیرم اعتماد دارم.

من به تیم رهبری سازمان اعتماد دارم.

رهبران سازمان به ما اهمیت می‌دهند.

شرکت ما فرصت‌هایی در اختیارم می‌گذارد تا چیزهای جدید یاد بگیرم.

در یک فرهنگ «حمایتی»، افراد منابع لازم برای موفقیت را در اختیار هم می‌گذارند، یکدیگر را راهنمایی می‌کنند و به رهبری سازمان اعتماد دارند. نگاهی به این بخش از تحقیقات نیز نشان داد که «ارتباط با رهبران» مهم‌ترین وجه تمایز و بزرگ‌ترین عامل تعیین‌کننده در شرکت‌های برنده است.

 

چگونه از کارکنان حمایت کنیم؟

۱- ارزش‌ها فراتر از جملات روی دیوارند: به عنوان رهبران سازمان، اگر می‌خواهید همه به ماموریت و ارزش‌ها پایبند باشند، باید از خودتان شروع کنید و در تعاملات روزمره خود، ارزش‌ها را رعایت کنید. ارزش‌ها، الفبایی هستند که از طریق آن با کارکنان خود ارتباط برقرار می‌کنید. در وهله اول، بکوشید که مدیریت عملکرد و فرآیندهای قدردانی از کارکنان را با ارزش‌های سازمان همسو کنید. اگر هوشمندانه عمل نکنید تدابیر شما برای افزایش عملکرد کارکنان (مثل پاداش‌دهی) با ارزش‌ها در تعارض قرار خواهند گرفت.

۲- به صحبت‌های کارکنان گوش کنید. شرکت‌های موفق در وهله اول، برای جمع‌آوری بازخورد از کارکنان و سنجش مشارکت آنها برنامه‌هایی طراحی می‌کنند، مثل نظرسنجی‌های بدون نام، صندوق‌های انتقادات و پیشنهادات و گروه‌های تمرکز. سپس براساس این داده‌ها تصمیم‌گیری می‌کنند.

 

از فرهنگ‌های برتر چه می‌توان یاد گرفت؟

احساسات کارکنان بسته به سن، جنسیت و نسل: در مقایسه با مردان، زنان به فرهنگ سازمان خود رتبه کمتری اختصاص می‌دادند. مثلا وقتی از زنان خواستیم تا به میزان «حمایتی» بودن سازمان خود از یک تا صد نمره دهند، آنها رتبه ۸۵ را انتخاب کردند. این رقم در مورد مردان ۸۹ درصد بود. این نظرسنجی نشان داد که به‌طور کلی میزان رضایت زنان از فرهنگ سازمان‌ها سه تا پنج درصد کمتر از مردان است. اما سن کارکنان تاثیر چندانی روی رتبه‌ها نداشت. در شرکت‌های برتر، نسل کارکنان نیز تاثیری بر امتیازدهی آنها نداشت. این یعنی شرکت‌های برتر توانسته‌اند نیازهای همه کارکنان را صرف‌نظر از سن و نسل آنها، تامین کنند.

احساسات کارکنان بسته به مدت زمان تصدی، جایگاه و سطح شغلی: بر اساس نظرسنجی ما، هر چه سابقه یک کارمند در یک سازمان بیشتر می‌شود، از میزان رضایت او از فرهنگ سازمان کاسته می‌شود. این یعنی احساس رضایت کارکنان تازه‌کار بیشتر از کارکنان قدیمی است. ماه‌های اول استخدام معمولا خوشایند هستند. ما نام این دوره را «ماه‌عسل» می‌گذاریم. در این دوره، کارمند هنوز از جزئیات سر در نیاورده. به مرور زمان، کم و کاستی‌های سازمان بر او آشکار می‌شوند و این در قضاوت او تاثیر می‌گذارد.

توصیه: اگر تیم کارکنان شما طیف وسیعی از افراد، با سوابق کاری مختلف را دربرمی‌گیرد، میزان مشارکت آنها در بلندمدت را زیر نظر داشته باشید. از آنها نظرسنجی کنید و ببینید که چگونه میزان رضایت آنها از فرهنگ سازمان در برهه‌های زمانی مختلف تغییر می‌کند.داده‌ها نشان می‌دهند که کارکنان شرکت‌های برتر، ماموریت سازمان را در گذر زمان بیشتر درک می‌کنند. این یعنی هر چه سابقه کار شما در یک سازمان بیشتر باشد، آگاهی شما نسبت به ماموریت و ارزش‌های سازمان بیشتر است. اما از سوی دیگر، وقتی شما ماموریت‌ سازمان را بهتر درک می‌کنید، به‌راحتی می‌توانید تشخیص دهید که سازمان به ماموریت و ارزش‌ها پایبند بوده است یا خیر. دریافت بازخورد از کارکنان باسابقه به شما کمک می‌کند تا ارزش‌ها و ماموریت سازمان را همسو کنید. همچنین می‌توانید با استفاده از برنامه‌ریزی «ارزش-محور»، ارزش‌ها و ماموریت سازمان را در فعالیت‌هایی مثل قدردانی از کارکنان، جذب نیرو، مدیریت عملکرد و تشکیل تیم بگنجانید.

فرهنگ سازمان، مزیت رقابتی شماست. دو سازمان با یک محصول یا خدمات مشابه، تعداد کارکنان یکسان و حقوق و مزایای مشابه، می‌توانند دو فرهنگ کاملا متفاوت داشته باشند. «رهبری» و تمرکز»، اجزای اصلی یک فرهنگ سازمانی موفق هستند. هرچند که تک تک افراد در شکل‌گیری فرهنگ تاثیرگذار ند اما نهایتا این رهبر سازمان است که به فرهنگ سازمان جهت می‌دهد. برای آنکه فرهنگ سازمان در مسیر درست قرار بگیرد، عناصری را که برای کارکنان مهم هستند پیدا کنید و بکوشید تا این عناصر را تقویت کنید.

یکشنبه, 17 ارديبهشت 1396 15:48

نفوذ فرقه ها !

جریانات نوظهور معنوی که به عرفان های نوظهور شهرت پیدا کرده اند، از حدود چهل سال قبل آرام آرام پا به عرصه جامعه گذاشتند و با نگاهی اومانیستی و انسان محورانه به ترویج اندیشه های خود پرداختند.

 جریانات نوظهور معنوی که به عرفان های نوظهور شهرت پیدا کرده اند، از حدود چهل سال قبل آرام آرام پا به عرصه جامعه گذاشتند و با نگاهی اومانیستی و انسان محورانه به ترویج اندیشه های خود پرداختند. البته بسیاری از جریانات معنوی سابقه ای بسیار طولانی دارند و از صده های قبل فعالیت خود را شروع کرده اند. اما با شروع انقلاب صنعتی و حذف دین از زندگی انسان ها، فرقه ها رویکرد جدیدی یافتند و در بستر اومانیستی به مرور زمان بر اساس مقتضیات زمان رنگ عوض کرده و راهکارهای متفاوتی را ارائه می دادند.

 


 

این جریانات بیشتر جنبه معنوی پیدا کردند و به عرفان های نوظهور مشهور شدند.

جریانات معنویت گرا عموما بر محور تمایلات انسانی حرکت می کنند و برای برآوردن نیازهای معنوی این دنیایی بشر راهکارهای معنوی و اسرار آمیز ارائه می دهند. این معنویت ها الزاما به معنای خدا خواهی و یا خدا باوری نیستند اگر چه برخی از آنها از خدا به زیبایی سخن می گویند اما نهایت تا خداباوری پیش می روند.

خداباوری را بسیاری از افراد حتی خود ابلیس نیز قبول داشت و باور دارند که خدایی هست اما ایمان به خدا و خدامحوری مقوله ای جداست و همان چیزی است که در دین اسلام از آن سخن گفته می شود.

 


 

فرقه ها و جریانات معنوی که همیشه در میان ما حاظر بوده اند، صرفا در دوره های خاصی پیروان قابل ملاحظه ای کسب می کنند. معمولا این دوره هایی که در آنها بهم ریختگی های سیاسی یا اجتماعی و یا فرو ریختن ساختار و حاکمیت یک جامعه بروز می کند، تعریف می گردد. این در واقع همان دوره هایی است که ظهور فرقه ها به اوج می رسند.

وقتی بخشی از جامعه نمی تواند ببیند که در کجا قرار گرفته است و اطلاع درستی از موضوعات دینی و اجتماعی ندارد یا این که جامعه نمی داند در خصوص پاسخ به سوالات بزرگ زندگی در عصر التهابات و اضطراب ها، روی چه موضوعاتی تمرکز کند، رهبران فرقه ها و جریانات انحرافی که همواره بالقوه حاضرند، مانند یک بیماری خفته، اوضاع را بدست گرفته و پیروان را به دنبال خود می کشانند.

این افراد خود جوش و مصمم به نظر می رسند که همیشه در کناری کمین کرده و آماده اند تا وارد شده و پاسخ هایی به مشکلات زندگی افراد جامعه عرضه نمایند. آنها ادعا می کنند که مطمئن ترین راه زندگی را در اختیار دارند و مردم را با توسل به تبلیغ پیرامون یک مأموریت خاص و یا علوم ویژه که قرار است داشته باشند در پیروی از خودشان گول می زنند.

 


 

آنچه روشن است این است که جریانات انحرافی و رهبران این جریانات درست در زمانی که رشته های جامعه از هم گسسته می شودند، به سادگی پیروان خود را عضوگیری می کنند. افراد عاجز از درک خسران موجود در پیرامون خود به دنبال هدایت می گردند و بنابراین در دسترس ترین و آسیب پذیر ترین افراد جهت سوء استفاده و استثمار این هنرمندان حرفه شیادی هستند. آنان راه حل های قاطع و ساده برای مشکلات پیچیده جهت تصمیم گیری و پیشنهادات جذابی را در جهانی که ظاهرا بی ثبات و دائماً در تغییر و تحول است ارائه می نمایند.[1]

برای مثال، فرقه ها بعد از سقوط امپراطوری روم سر بر آوردند. در زمان انقلاب کبیر فرانسه، فرقه ها نه تنها در فرانسه بلکه در تمامی اروپا گسترش یافتند. وقتی انقلاب صنعتی به انگلستان رسید، فرقه ها بار دیگر همچنان که هزاران نفر به مرکز بزرگ صنعتی نقل مکان می کردند گسترده شدند. استعمارگری اروپا نیز موجب بروز فرقه های متعددی در سایر نقاط جهان شد.[2]

فرقه ها در ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم سر بر آوردند، وقتی که ساختار اجتماعی در داخل کشور مغلوب در جنگ فرو ریخت، بسیاری از مردم در وضعیتی قرار گرفتند که نمی دانستند در کجا ایستاده اند و یا چگونه در دنیای جدید پر معمای پیرامون خودشان تصمیم بگیرند. برخی از این فرقه ها با اصلیت ژاپنی در حال حاضر در سایر کشورها هم گسترش یافته اند.[3]

در تاریخ ایران نیز بعد از حمله مغول شاهد سربرآوردن انواع متعدد و بسیار مختلف فرقه و مسلک بوده ایم. همچنین بعد از انقلاب اسلامی 22 بهمن سال 1357 و تحولات اجتماعی و سیاسی مربوطه، در جامعه ایران زمینه برای عضوگیری فرقه از هر زمان دیگری فراهم تر شد.

 

 


[1]. مارگارت تالر سینگر،فرقه ها در میان ما، ترجمه ابراهیم خدابنده، ص 55

[2]. همان.

[3]. همان، ص56

یکشنبه, 17 ارديبهشت 1396 15:46

وهابیت در اندونزی

عالم اهل تسنن لبنانی ضمن هشدار به فعالیت‌های وهابیت سعودی در اندونزی، تاکید کرد که وهابیت به صورت سازمان‌یافته به وجهه شیعیان در این کشور خدشه وارد می‌کند.

شیخ صهیب حبلی، عضو تجمع علمای مسلمان لبنان که به تازگی به اندونزی سفر کرده است با تاکید براینکه مردم اندونزی به شدت به اهل بیت پیامبر (ص) علاقه مند هستند، گفت: هدایت مردم در اندونزی و مصون داشتن آنها از گمراهی وهابیت از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. همچنین آگاهی علما و مسئولان ایرانی از وضعیت اندونزی برای مقابله با دسیسه‌های وهابیت در این کشور بسیار ضروری به نظر می‌رسد. بنده با چند تن از علما و مسئولان ایرانی در این رابطه صحبت کردم و دغدغه‌های خود را درباره وضعیت اندونزی با آنها در میان گذاشتم.

وی با اشاره ویژگی‌های خاص اندونزی گفت: اندونزی بیش از 400 میلیون جمعیت دارد، جاکارتا به تنهایی بیست میلیون جمعیت دارد. از سوی دیگر باید از دلیل مسلمان شدن مردم این کشور مطلع شد؛ اندونزیایی‌ها به واسطه تجار یمنی به دین مبین اسلام روی آوردند. مردم اندونزی نه با شمشیر و فتوحات بلکه به خاطر اخلاق خوب مسلمانان به اسلام گرایش پیدا کردند. امروز ما این حسن خلق را در رفتار آنها و ادب ملت اندونزی مشاهده می‌کنیم.

ارسال جوانان اندونزیایی به عربستان
وی افزود: موضع مردم اندونزی در قبال فلسطین بسیار موضع خوب و شرافتمندانه ای است. فطرت سلیم و عشق بی حد و مرز به اهل بیت (ص) پیامبر در کنار علاقه وافر به قرآن و جدیت در فعالیت‌های دینی از دیگر ویژگی‌هایی است که این ملت را از ملت‌های همسایه متمایز می‌کند.

شیخ صهیب حبلی با اشاره به اینکه امروز وهابیت در قالب جمعیت‌های به اصطلاح خیریه مردم اندونزی را هدف قرار داده است، گفت: این جمعیت‌ها در ظاهر برای نشر قرآن و انجام فعالیت‌های خیریه تاسیس شده اند اما عملا مراکز نشر اندیشه تکفیری و افکار افراطی هستند.

این عالم لبنانی ایجاد مراکز آموزشی برای جذب جوانان و تدریس آموزه‌های وهابیت را از دیگر برنامه‌های سعودی در اندونزی توصیف و تصریح کرد: ارسال جوانان اندونزیایی به عربستان و آموزش آنها از سوی مفتی‌های تندرو به صورت مستمر انجام می‌گیرد. این مسائل درحالی صورت می‌گیرد که ملت اندونزی هیچ سنخیتی با آموزه‌های سلفی ـ وهابی ندارد و اساسا مشکلی با اهل بیت (ع)، زیارت مقابر و مدح و انشاد دینی ندارد.

نباید به عکس‌های یادگاری در کنفرانس‌های وحدت اکتفا کرد
عضو تجمع علمای مسلمان لبنان تصریح کرد: متاسفانه وهابیت از سادگی مردم اندونزی سوءاستفاده می‌کند. برخی از مردم اندونزی همین که متوجه می‌شوند شخصی از مکه و مدینه آمده است احترام زیادی برای او قائل می‌شوند و تمام حرف‌های او را به عنوان نماینده دین می‌پذیرند.

وی نجات دادن مردم در چنین مناطقی از اندیشه وهابیت را اولویت اصلی جهان اسلام دانست و اظهار داشت که در کنار جنگ نظامی که در محورهای مختلف صورت می‌گیرد، نبردی فکری بین اسلام ناب و اندیشه وهابی وجود دارد که نباید از آن غافل شد. در این زمینه نباید صرفا به برگزاری چند کنفرانس وحدت بین مذاهب و گرفتن عکس‌های یادگاری علمای شیعه و سنی اکتفا کرد بلکه باید برای عبور از اندیشه وهابی یک برنامه ریزی دقیق داشت.

شیخ صهیب حبلی تاکید کرد که گاها به نظر می‌رسد که برخی از جریان‌های شیعه به صورت دقیق از نحوه فعالیت تبلیغی در مناطق در معرض وهابیت آگاهی ندارند. او مهم‌ترین عامل برای فعلیت یافتن وحدت اسلامی را پرورش یک نسل بر پایه محبت دانست و گفت: همانگونه که روایات مختلف تاکید دارد که فرزندانتان را بر حب پیامبراکرم (ص)، آل البیت (ع) و قرآن کریم پرورش دهید ما باید در این راستا حرکت کنیم تا به دستاوردهایی در این زمینه برسیم.

این عالم اهل تسنن لبنانی با بیان اینکه وحدت اسلامی یعنی همبستگی در مقابل اندیشه‌هایی که به دین مبین اسلام خدشه وارد می‌کند، خاطرنشان کرد: مشارکت در کنفرانس‌های پر هزینه ای که فاقد بازدهی و پیگیری مجدانه باشد نفعی برای جهان اسلام ندارد. ضرورت فاصله گرفتن از تبلیغات بی فایده بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. امروز در فضای اهل سنت و جوانان سنی مذهب، نیاز به اقدامات عملی برای بیرون راندن اندیشه تکفیری وجود دارد.

اقدامات سازمان‌یافته علیه شیعیان در اندونزی
وی تصریح کرد: فعالیت فرهنگی در اندونزی در قالب برگزاری نشست‌ها و سخنرانی‌ها و همچنین تاسیس مراکز عمل‌گرا می‌تواند وضعیت فعلی را تغییر داده و این کشور را از حیاط خلوت وهابیت خارج سازد. بنده در مدتی که در اندونزی بودم سخنرانی‌ها و فعالیت‌های زیادی را انجام دادم و تلاش کردم مردم را از واقعیت امور آگاه سازم. حرکت های فردی از این جنس اگرچه مفید اما غیرکافی است. مردم اندونزی سمپاتی بسیار خوبی با شخصیت‌های دینی دارند و از این رو با احترام و محبت بسیاری از بنده استقبال کردند.

شیخ صهیب حبلی عشق مردم اندونزی به قرآن را بی نظیر توصیف کرد و خاطرنشان داشت که  متاسفانه نگاه بسیاری از آنها به شیعیان نگاه خوبی نیست. وهابیت به واسطه مراکز خود و دانش آموختگان اندونزیایی در عربستان سعودی این اندیشه را در میان مردم این کشور جا انداخته که شیعیان کافر هستند و به هیچ وجه نمی‌توان آنها را در زمره مسلمانان دانست.

وی با سازمان یافته توصیف کردن خدشه وارد کردن به وجهه شیعیان در اندونزی گفت: برای آنها اینگونه القا شده است که شعیان در عراق و سوریه به کشتار اهل سنت می‌پردازند، حال اینکه این مساله ابدا واقعیت ندارد. من تلاش کردم در روزهای اندک حضورم در اندونزی به آگاه سازی مردم و برملا کردن دروغ‌های وهابیت بپردازم. همین اقدامات کوچک سفارت عربستان سعودی در اندونزی را عصبانی کرد و اقداماتی را علیه من انجام دادند.

این عالم لبنانی گفت: فعالیت‌های فردی من در یک بازه زمانی کوتاه مدت توانست تاثیراتی را به جای بگذارد. حال تصور کنید اگر این فعالیت‌ها به صورت برنامه ریزی شده و هدفمند صورت بگیرد می‌تواند چه خیراتی را به همراه داشته باشد. بنده در این رابطه بسیار خوشبین اما در عین حال ناراحت هستم که چرا بزرگان و دلسوزان امت ما این ظرفیت عظیم را نادیده می‌گیرند. در لبنان برخی افکار سلفی و وهابی به ثمر نشسته است اما در کشوری مانند اندونزی فرصت همچنان هست. درنتیجه نباید اجازه داد طرف مقابل اندیشه تکفیری را در بین مردم جا بیندازد.
منبع: رسا

یکشنبه, 17 ارديبهشت 1396 15:20

پرونده ویژه بهائیت در پاکستان

 
حضور معنادار وزیر امور مذهبی و نماینده پارلمان پاکستان در جشن بهائیان، نگرانی درباره فعالیت های فرقه ضاله بهائیت در این کشور اسلامی را تشدید کرده است.

 بدون شک حمایت از گروهی که دین نبی اسلام را منسوخ و پیامبری نبی گرامی اسلام را ناتمام می‌داند بارزترین نمونه عملی توهین به نبوت خاتم الانبیا(ص) است.

عقاید انحرافی بهائیت بر کسی پوشیده نیست و با توجه به اینکه کانون این فرقه ضاله در رژیم صهیونیستی قرار دارد به سادگی مشخص است که از کجا حمایت و تامین می‌شود.

با این حال، جای تعجب دارد، در کشور پاکستان که جزء مذهبی‌ترین کشورهای جهان اسلام است و هیچ فرقه‌ای که به هر دلیل رسالت و خاتمیت پیامبر گرامی اسلامی (ص) را انکار کند، توانایی و اجازه تحرک در این کشور را ندارد، اما بهائیت چگونه پیشرفت کرده است؟ تا جایی که در جشن رضوان این فرقه ضاله، «پیر امین الحسنات» وزیر امور مذهبی و «آسیه ناصر» نماینده پارلمان پاکستان حاضر می‌شوند و به آنها تبریک می‌گویند.

به نظر می‌رسد بخش زیادی از این اتفاق ناگوار به این دلیل رخ داده است که «مار بهائیت در پاکستان ناشناخته است» و جا‌ دارد کمی درباره عقاید انحرافی آنها توضیح داده شود.

1-بنیانگذار این فرقه «حسینعلی نوری» است که مقامات زیادی را برای خود ادعا می‌کرد از جمله اینکه برای خود مقام خدایی قائل بود و تصریح می‌کرد که پیامبر هم هست.

2- آنها معتقدند حسینعلی نوری همان خداست و پس از او «افندی» خدا شده است!

3- بهاء مژده انبیاء گذشته و باب است، یعنی سید علی محمد شیرازی باب فقط مژده رسان بهاء الله بود و با آمدن او قیامت نزدیک می‌شود.

4- اسماء، صفات و افعالی که برای خداوند تبارک و تعالی ذکر می‌شود (یعنی خدا در آنها ظهور کرده است) و گرنه خداوند، اسماء و صفات و افعال ندارد.

5- بهاءالله، احد و واحد است و شریکی در ملک برای او نیست، چرا که خداوند در او ظهور کرده است! و این ظهور برای شناخت بیشتر خداوند است که در حجاب غیب از نظرها پوشیده است.

6- بهائیت از همه ادیان گذشته بهتر است، چرا که خداوند در بهاءالله ظهور کرده و ادیان دیگر با ظهور بهاء تمام می‌شوند و به مرحله کمال می‌رسند.

7- دین اسلام تا آمدن بهاءالله معتبر بود و قرآن کریم هیچ گونه اعجازی ندارد و توسط باب نسخ شده است.

8- بهاءالله یک معجزه است، زیرا بدون اینکه به مدرسه برود توانسته الواح مقدس فارسی و عربی را املاء کند.

9- شریعت بهائی فقط پس از هزار سال قابل تغییر است یعنی خداوند تبارک و تعالی می‌تواند بعد از هزار سال در شخص دیگری ظهور کند و دین بهائیت را نسخ کند، همچنان که با ظهور خود در بهاء دین اسلام را نسخ کرد. (مقارنة الادیان(الیهودیه)،ص (331)

10- عدم قبول حقایق شریعت و عبادات اسلامی اعم از نماز، روزه، زکات، حج، قصاص، ... چون نماز نزد آنان فقط نه (9) رکعت است و قبله آنها همان "عکا" است. و نماز جماعت به طور کلی ممنوع است مگر بر میت. حج آنان در مکه نیست، بلکه در شیراز یعنی محل ولادت مؤسس فرقه و یا عکا که قبر میرزا حسین در آن است انجام می‌شود.

11- منکر معجزات انبیاء و حقیقت ملائکه و جن هستند همانگونه که منکر بهشت و جهنم هستند.

12- معتقدند که دین باب نسخ کننده شریعت محمد _صلی الله علیه و سلم _ است.

13- برمبنای عقاید این فرقه، ازدواج با محارم مثل دختر و مادر صحیح است!

فتوای علمای اهل سنت در مورد بهائی‌ها:

فتوای الازهر: بهائیت یک فرقه و گروه مرتد از اسلام است، درست نیست که به آن ایمان آورد و با آنها مشارکت و همکاری کرد.

فتوای بن باز وهابی: در کفرشان هیچ شکی وجود ندارد بنابراین درست نیست که آنها را در قبرستان مسلمانان دفن کنند. هرکس بعد از بعثت پیامبر ما محمد _صلی الله علیه و سلم _ مدعی نبوت باشد دروغگوست و به نص و اجماع مسلمانان کافر است چون تکذیب کننده این فرموده خداوند است:" وما کَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِکُمْ وَلَکِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِیِّینَ"(احزاب -40) "محمد پدر هیچکدام از مردان شما نیست بلکه رسول خدا و خاتم پیامبران است.

طاها المولوی تاریخ نگار مسلمان

«در حالی که علمای مسلمان، بهائیّت را مورد لعن خود قرار دادند یهود به ترویج بهائیت پرداخت. چرا؟ چون بهائیّت به اسلام حمله می‌کند و مدعی است که دوران اسلام به سر آمده و تلاش می‌کند تا بذر مذهب دروغین خود را که ترکیبی از یهودیت، مسیحیت، اسلام و بت پرستی است بکارد».

خالد محمّد خالد متفکر برجسته اسلامی

«بر اساس مطالعاتم از بهائیّت متوجّه چهره­ زشت این مسلک شدم. مرحوم امام شیخ محمّد الخضر حسین، دانش گسترده و عمیقی از این فرقه داشت، با ذکر مثالی چنین آورده: این فرقه از اسلام طرد شد.

دکتر شیخ عبدالمؤمن النهر: بهائیت از اسلام خارج شده و آئین جدیدی را بنیان نهاده است؛ بدین منظور که به اسلام صدمه وارد شود. بنابراین از آغاز ظهور این شبه مذهب، احکام اسلام علیه آنان است، چه آنهایی که قبلاً مسلمان بوده و بعدا بهایی شده و یا این که از پدر و مادر بهایی به دنیا آمده، در این خصوص مفتیان متفق القولند.

شیخ محمد طنطاوی شیخ الازهر:«بهائیان مصری از حوزه اسلام و نیز تعالیم سایر مذاهب الهی خارج هستند. این گروه ضاله نباید زهر خود را در جامعه اسلامی تزریق کند. بهائیّت کاملاً مخالف اسلام است.

حال در مورد پاکستان

این کشور به اندازه‌ای مذهبی است که پیروان «احمد قادیانی» که عقاید انحرافی وی به «ادعای نبوت» ختم می‌شد نه « ادعای خدایی»، ممنوع الفعالیت شدند و این مذهب در این کشور هیچ رسمیتی ندارد!

حال چگونه است که بهائیان به درون پاکستان رخنه کرده و شخصیت‌های سیاسی این کشور پیام تبریک برای آنها می‌فرستند؟

آیا «بن باز» وهابی حکم به ارتداد آنها نداده است؟ طبعا از دید بقیه فرقه‌ها نیز برمبنای آیات قرآن کسی که ادعای خدایی و نبوت کند مرتد و کافر است.

جالب این است که نماینده پارلمان پاکستان که عید رضوان را به بهائیان تبریک گفته از «جمعیت علمای اسلام» است! و این گروه کسانی هستند که چندی قبل میزبان «امام جماعت مکه» بوده‌اند!

آیا شرکت این دو شخصیت در جشن بهائیان نشان از «پروژه ایران ستیزی» است یا آل سعود در پی انحراف پاکستان از خطوط اصلی خود است؟

ادامه دارد...

تسنیم