ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

چهارشنبه, 22 شهریور 1396 16:04

رشد و رشید و رشاد

جامعه رشید

 
roshd
... اما در فرهنگ قرآن و دین، رشد معانی مختلفی دارد. از جمله: (هدایت، نجات، صلاح،  کمال و استقامت در طریق حق)..... و رشید به کسی گفته می شود که تدبیر او در بستری استوار به غایت کمال مطلوب برسد. بررسی مفهوم رشد در سیاق آیات و روایات نشان می دهد که رشد تنها در توسعه و نمو جسمی و مادی به کار نرفته است، بلکه به رشد و کمال در حوزه فکری و معنوی انسان اشاره می کند...
 
 
به نام خداوند بخشا ینده بخشا یشگر
وبه یاد ولی خدا امام مهدی (ع)
 
جامعه رشید
 
    رشد، رشید، رشاد و.....تعبیراتی از این قبیل، به چه معناست؟ معنای آن درحوزه فردی، در حوزه اجتماعی، درحوزه های سیاسی واقتصادی و...... چیست؟ آیا جامعه ما جامعه رشید است؟ 
      (آنچه که در این مقاله مورد بحث قرار گرفته بحث رشد و توسعه سیاسی و یا اقتصادی نیست، بلکه یک بحث اخلاقی و تربینی است)
   
  معنا و مفهوم رشد:
      رشد در فرهنگ فارسی، یعنی به راه راست شدن، ازگمراهی به را ه آ مدن، پایداری و ایستادگی در راه درست، نمو و ترقی و بالندگی،... و رشید هم به معنای دارای رشد، هادی و دلیر است. (فرهنگ فا رسی عمید صفحه 652)
     رشد گاهی به معنای رشد طبیعی است و با نمو جسمی و عصبی کودک سرو کار دارد، وگاهی رشد محیطی است که فرد در نتیجه یادگیری از محیط خود به دست می آورد. مانند رشد عقلی، هیجانی یا عاطفی، اخلاقی، اجتماعی، دینی، هنری و.......
     مفهوم رشد در فرهنگ قرآن و دین:
     اما در فرهنگ قرآن و دین، رشد معانی مختلفی دارد. از جمله: (هدایت، نجات، صلاح،  کمال و استقامت در طریق حق)..... و رشید به کسی گفته می شود که تدبیر او در بستری استوار به غایت کمال مطلوب برسد.
     بررسی مفهوم رشد در سیاق آیات و روایات نشان می دهد که رشد تنها در توسعه و نمو جسمی و مادی به کار نرفته است، بلکه به رشد و کمال در حوزه فکری و معنوی انسان اشاره می کند: به عنوان نمونه:
     در آیات 38 سو ره غافر و 7 سوره حجرات، ایمان به خدا واطاعت از رسولان و فرمان های دینی، ومبارزه با کفر و گناه را نشانه رشد می داند.
     و یا در آیه 14 سوره جن (کسی که تسلیم فرمان خدا باشد راه رشد را پیموده است)
     و در داستان انحرافات و فساد قوم لوط، از بیان حضرت لوط (ع) به قومش می فرماید: (تقوای الهی را پیشه کنید و مرا با رفتار زشتتان در برابر مهمانان خوار نکنید، آیا در بین شما مرد رشیدی یافت نمی شود؟)(آیه 78 هود) کنایه از این که انسان های رشید انسان های فاسد و منحرف نیستند.
      ورسول خدا(ص)می فرمایند:
      (از آثار علم و دانش رشد است، واز آثار رشد عفت و پاکدامنی)(بحار الانوار1/117 )
      ودر تورات آمده است (از رشد، استقامت و راستی، هدایت، نیکی و تقوی و عبادت، هدف داری، میانه روی، قناعت و کرامت منشعب می شود)(علل الشرایع 1/111)
      امام باقر(ع) می فرمایند:(کسی که از خدا و رسولش اطاعت کند رشد یافته و آن کس که مخالفت ورزد گمراه شده است)(کافی3/423)
      و رسول خدا درسخنی دیگر می فرمایند:
       (مشورت با انسان عاقل خیرخواه نشانه رشد و برکت و توفیق از خدا است) (بحار72/102)
       وعلی (ع) فرمودند:
       (هیچ رشدی مانند تفکر نیست، علم و دانش، رشد برای کسی است که به آن عمل کند. یاد خدا رشد و نور است)(وعبرت گرفتن ازوقایع عامل رشد است)(غررالحکم)
       و نمونه های انسان های رشید:
       قرآن در داستان برخورد حضرت موسی (ع) باخضر (ع). ازقول موسی (ع) بیان می کند که: (موسی (ع) پرسید آیا به دنبال تو بیایم که آن چه از طریق رشد آموخنه ای به من بیاموزی؟)(66کهف)
      وآیه 51 انبیاء می فرماید (حضرت ابراهیم (ع) را از قبل به حد رشد رساندیم. و راه رشد را به او دادیم)
      ودر مورد امام علی بن ابی طالب (ع) در دعای نمازی به مناسبت عید غدیر آمده است:
      ( شهادت می دهم که علی (ع) امام هدایت گر مرشد -رشد دهنده- ورشید است)
هم مرشد است و هم رشید....(تهذیب الاحکام 3/145)   
     درزیارت جامعه کبیره خطاب به ائمه اطهار (ع) می گوئیم: (فرمان شما عامل رشد است)
ودر دعای عبرات در وصف امام زمان (ع) آمده است: (او دلالت کننده و راهنمای به راه رشد است)(مفاتیح الجنان)
     آری این معصومین (ع) نمونه های اکمل رشد هستند. وکسانی که به دنبال آنها باشند رشید خواهند بود.
     پس، انسان و به تبع آن جامعه رشید عبارت است از: 
     1- جامعه ای با ظرفیت وجودی بالای عقلی و فطری 
     2- دارای شعور وبلوغ اقتصادی و اجتماعی.
     3- هدف دار بر اساس هدف واقعی زندگی مادی ومعنوی 
      4- جامعه ای اخلاقی براساس تربیت عقلانی و فطری 
     5- خردمند و داتش پژوه و جویای کمالات علمی 
     6 - دارای استقامت و راستی و تقوی و عبودیت حق 
     7 - جامعه ای معتدل، قانع، صبور، طالب رضای حق و با کرامت  
     8- عفیف و پاکدامن و دور از فسا دهای اخلاقی و اجتماعی 
     9 - پر از عشق و محبت و صفا نسبت به خدا، معصومین (ع) و رهبران الهی ومردم 
    10 - تحت ولایت و رهبری انسان های رشید و اسوه های رشد، در تمام ابعاد زندگی.
 
    ضد رشد:
         درقرآ ن کریم رشد در مقابل سه واژه: (غی، ضرر، شر) آ مده است.
         در آیه 31 سوره جن رشد درمقابل ضرر و نقصان به کار رفته، و درآیه 10 همین سوره در مقابل شر آ مده است. 
        اما تقابل اصلی میان (رشد) و (غی ) برقرار است: در آیه 256 بقره می خوانیم:
        (اکراهی در دین نیست را ه رشد از گمراهی مشخص شده است)  
غی به معنای رفتن به سوی هلاکت، و چون گمراهی نیز نوعی هلاکت است، آن را ضلالت و جهل ناشی از اعتقاد فاسد می نامند. غی انحراف از حقیقت است، و انسان را از هدف باز می دارد. (فصلنامه پژوهشی در مسائل تعلیم وتربیت اسلامی شماره 16 صفحه 22)
       درآیه 146 سوره اعراف از راه رشد و راه غی سخن به میان آمده و این که مشرکان راه غی را انتخاب کرده اند.
       ودرآیه 175 اعراف داستان بلعم باعورا عابدی که درزمان حضرت موسی (ع) مستجاب الدعوه بود. اما در اثر حسادت و از دست دادن نعمت های الهی که خدا به عنوان آیات به او ارزانی داشته بود و تبعیت شیطان، از (غاوین) منحرفان و گمراهان شد.    
      و همچنین درآیه 59 سوره مریم سرنوشت کسانی را می خوانیم که نماز را ضایع کردند واز شهوات پیروی نمودند. و درنهایت گمراه و منحرف شدند 
 
      سفاهت یعنی چه؟
      یکی از واژه هائی که در تضاد و تقابل با رشد به کار رفته: (سفیه، درمقابل رشید. و سفاهت در مقابل رشد و رشاد) است.
      سفه: سبک عقلی، نادانی، و کم عقلی.... وسفیه: نادان، مسرف، تبهکار، و کسی که بحد بلوغ و رشد عقلی و معیشتی نرسیده که بتواند زندگی مادی و اقتصادی ومعنوی خود و دیگران را سامان دهی کند.
     قرآن در آیه 5 سوره نساء می فرماید:                                                                        
     (اختیار اموال مردم را که مبنای حیات و زندگی آن ها است به دست سفیها ن نسپارید.) وبه دنبال آ ن در آ یه 6 به سرپرستان یتیمان می فرماید: 
       (بچه های یتیم را بیازمائید تا زمانی که به حد بلوغ برسند، اگر در آن ها حالت رشد را یافتید، اموالشان را به آن ها برگردانید)
      از این دوآ یه بر می آید که ممکن است کسی به حد بلوغ جسمی و جنسی برسد اما هنوز رشید نباشد. این انسان دربینش قرآن (سفیه) نامیده می شود و نباید اختیار اموال جامعه را به او سپرد. 
 
    اما از نظر قرآن و روایات سفیه کیست؟
       درآیه 130 سوره بقره می خوانیم: (چه کسی از دین ابراهیم روی بر می گرداند؟ جز کسی که سفیه است؟) با توجه به این که در آیه 51 انبیاء حضرت ابراهیم را رشید نامیده است،  مخالفت باآئین او دلیل برسفاهت است.
      و درآ یه 140 سوره انعام می فرماید: (زیان کردند آن ها که فرزندانشان را سفیهانه بدون آگاهی کشتند و آن چه را که خداوند به آن ها روزی کرده بود برخود حرام کردند)
و این مطلب هم حاکی از آن است که آن ها که بدون هیچ دلیل منطقی فرزندان خود را از بین می برند و یا کورتاژ می کنند سفیه اند.
     امام صادق (ع) فرمودند: (کدام سفیه سفیه تر از شراب خوار است؟)(کافی 5/300)
    و (سفیه ترین سفیهان کسی است که با ناسزا گفتن به دیگران "تحقیرمردم" به وجد می آید)(مستدرک 12/12)
    و علی (ع) می فرمایند: (فساد اخلاق معاشرت با سفیهان است) و (نزدیکی سفیهان  عامل فسا د مخلوقات است)(بحار1/160 )
     امام صادق (ع) می فرماید: (با سفیهان احتجاج علمی نکنید. زیرا این خود نمائی عامل دشمنی دانشمندان و بدگوئی و تحقیر سفیهان بر علیه شما خواهد شد)(کافی5/86)
    رسول خدا (ص) در روز غدیر در مورد دشمنان امامان (ع) فرمودند: (آگاه باشید که دشمنان امامان سفیه و منحرف وبرادران شیطانند)(کتاب العددالقویه 177)
     وامام صادق (ع) در گفتاری دیگر فرمودند:(راه سفاهت و نادانی را پیش نگیرید، چون امامان شما سفیه نیستند)(کافی 2/322)
 
      بنابراین سفیهان کسانی هستندکه:
     1-به رشد و بلوغ فکری و عقلی نرسیده اند گرچه عمری از آن ها گذشته باشد؟
     2- به خاطر عدم این رشد توان اداره خود وخانواده وجامعه را در راه هدف ندارند. واصولا هدف راتشخیص نمی دهند. وبرنامه ای ندارند.
     3- آن هاکه با رانت خواری و رشوه و اسراف وتبذیر اموال جامعه را غارت و نابود می کنند. 
     4- غافل از یاد خدا، و پیرو فریب های شیطانی و تمایلات نفسانی و عدم هدایت به سوی حق
       5- غرق در فساد اخلاق و سرمست از غرور و نخوت وت کبر و تحقیر مردم 
      6- ناسپاس نعمت های الهی، مخالف باامامان وپیشوایان وانسان های رشید 
 
   ودر پایان:
    جای یک سوال باقی است؟ وآن این است که مردم و جامعه ما در چه جایگاهی قرار دارند؟                                                 
        
  
( اللهم ارنا نوره وطلعته الرشیده)
 
چهارشنبه, 22 شهریور 1396 14:50

رفتار با شوهر معتاد به فیلم پورن

با شوهر معتاد به فیلم پورن چگونه رفتار کنم؟

 

حدود10 سال است ازدواج کرده ام. شوهرم به فیلم های مبتذل علاقه دارد؛ گاهی متوجه می‌شوم در گوشی تلفن همراهش یواشکی آن ها را نگاه می کند. چندین بار به او گفته ام ولی انکار می کند. نمی دانم چه کار کنم که از این چیزها دست بردارد. پسری شش ساله هم دارم. لطفا راهنمایی ام کنید.

 

فرآوری: پاک نهاد - بخش خانواده ایرانی تبیان
فیلم پورن، ازدواج، تلفن همراه،رابطه جنسی، همسران

 

 

شما همسرتان را در حال مشاهده فیلم های مبتذل دیده اید و کاملا قابل درک است که فکرتان درگیر شود و فکرهای ناخوشایندی در این باره به ذهنتان برسد. تماشای فیلم های مبتذل می تواند به تخریب بنیان خانواده منجر شود. این رفتار به صورت ظریفی احترام و ارزشی را که بین زوج ها وجود دارد از بین می برد و به بی‌علاقگی به رابطه زناشویی، نارضایتی، یأس و ناامیدی منجر می شود. گاهی متاسفانه مشاهده تصاویر مبتذل صرفا کنجکاوی ساده ای است که بعد از کاهش حس کنجکاوی، این رفتار متوقف می شود. هرچند‌ این احتمال وجود دارد که این کنجکاوی شکل عادت به خود بگیرد و فرد این رفتار را به تجربه لذت طبیعی رابطه زناشویی ترجیح دهد که در این مرحله، رفتار فرد نابه هنجار تری محسوب می‌شود.

زود قضاوت نکنید

هرچند تماشای تصاویر مبتذل به هر اندازه ای اشتباه است اما با مشاهده همسرتان در حال تماشای چند فیلم یا تصویر مبتذل درباره او زود قضاوت نکنید و به او برچسب نزنید. سعی کنید شرایط همسرتان

بهبود روابط خانوادگی، پیشرفت در مسائل کاری و در نظر گرفتن پاداش برای ترک این رفتار، می تواند تمایل او را به کنار گذاشتن این عادت افزایش دهد

 را بیشتر بررسی کنید. شما زمانی می توانید مشکل همسرتان را برجسته کنیدکه متوجه شوید وابستگی شدیدی به تماشای فیلم‌های مبتذل پیدا کرده به صورتی که شدت آن در حدی است که زمان کمتری را با شما و فرزندتان می‌گذراند، در کارش اختلال ایجاد شده، از برقراری رابطه جنسی با شما امتناع می‌کند یا دفعات آن نسبت به گذشته کاهش شدیدی یافته است یا درخواست‌های ناموجهی از شما دارد که با رابطه جنسی طبیعی مغایرت دارد. این موارد می تواند به شما درباره تشخیص شدت مشکل همسرتان کمک و نیاز به مداخله و بررسی بیشتر را مشخص کند.

تغییر مد نظر خود را مشخص کنید

به صورت روشن و شفاف به همسرتان بگویید می خواهید چه کاری را انجام دهد. برای اجتناب از سرزنش، سعی کنید خواسته خود را به صورت رفتاری بیان و فقط واقعیت های رفتار همسرتان را توصیف کنید. برای مثال «از تو می خوام به جای این که فیلم مبتذل نگاه کنی وقتتو با من بگذرونی»

مرد زندگی تان را درمان کنید

– انـگـیـزه های همسرتان را بشناسید. چرا او سراغ چنین رفتاری رفته است؟ آیا اختلافات شدید شما باعث این گرایش شده یا او کاملا ناآگاهانه وارد این جریان شده است؟ شما پیش از آنکه برای ترک عادت همسرتان کاری کنید، باید از دلیل رو آوردن به این جریان باخبر شوید و آن را از میان بردارید.

– بعد از علت یابی، نوبت به شـنـاسایی تقویت کننده ها می رسد. عواملی که رفتار او را تقویت کرده بشناسید. آیا دوستی با افرادی با همین تمایلات، سپری کردن زمان زیادی در تنهایی و بیکاری او را به چنین دامی انداخته است؟

– برای اینکه به همسرتان در ترک این وابستگی کمک کنید باید عوامل تخفیف دهنده این رفتار را بشناسید. بودن در جمع های خانوادگی، اشتغال به کار، تقویت رابطه میان شما به عنوان یک زوج و بسیاری از راه های دیگر می تواند در این زمینه به شما کمک کند.

– این شما هستید که می توانید انگیزه درونی او را برای ترک این رفتار بیشتر کنید. بهبود روابط خانوادگی، پیشرفت در مسائل کاری و در نظر گرفتن پاداش برای ترک این رفتار، می تواند تمایل او را به

به ریسمان مذهب چنگ بزنید. در نهایت شاید هیچ چیز به اندازه اعتقاد به ارزش های اخلاقی و مذهبی در جلوگیری از گرایش افراد به پورن موثر نباشد

 کنار گذاشتن این عادت افزایش دهد. پس یک بار این دلایل تقویت کننده را همراه با او مرور کنید.

– او را با پیامد اعتیادش آشنا کنید. به او گوشزد کنید در صورت ادامه این رفتار او را ترک خواهید کرد و زندگی اش از هم خواهد پاشید؛ البته قبل از آنکه چنین ادعایی را مطرح کنید، مطمئن شوید می توانید پای حرف های تان بایستید. در صورتی که همسرتان با تکرار عادتش تغییری در رفتار شما نبیند، دیگر روی تهدید‌های تان حساب نمی کند. اگر با وجود هر اتفاقی قصد یا امکان ترک کردن او را ندارید، با تهدیدهای تو خالی کار را خراب تر نکنید.

– به ریسمان مذهب چنگ بزنید. در نهایت شاید هیچ چیز به اندازه اعتقاد به ارزش های اخلاقی و مذهبی در جلوگیری از گرایش افراد به پورن موثر نباشد. بالا بردن ارزش های اخلاقی و گرایش های مذهبی در خانواده ها و جامعه قطعا مهم ترین عامل در پیشگیری یا توقف استفاده از ابزارهای پورن است.


منابع : سیب سبز / خراسان

چهارشنبه, 22 شهریور 1396 14:38

حقارت مدرن!

نگاهی به عمل‌های زیبایی در ایران

 

رواج بی‌رویه جراحی‌های زیبایی به آ«جا رسیده است که با آسیب رساندن به بدن سعی در زیباسازی ظاهری داریم، آسیب‌هایی مانند شکستن دنده و برداشتن قسمتی از لب‌ها.

 

عمل زیبایی

پس از رشد قارچ‌گونه جراحی زیبایی بینی، چشم گربه‌ای، عمل باریک کردن کمر (برداشتن دنده آخر)، پیکرتراشی (لیپوماتیک) و ... اینک نوبت به جراحی "لب زیگزاگی" رسیده است!.

موج جذاحی‌های زیبایی

متاسفانه جراحی‌های زیبایی آنچنان در سال‌های اخیر دامن ایرانیان را گرفته که دیگر سن و جنس مطرح نیست؛ بالای شهر و پایین شهر هم ندارد؛ از دست فروشِ مترو گرفته تا فردی پشت فرمان یک ماشین مدل بالا در خیابان‌های بالای شهر. این مساله باعث شده تا بسیاری از پسران و دختران دارای چهره‌های مشابه و یکسانی باشند.
توجه بیش از اندازه به ظاهر و زیبایی‌های صورت، افرادی را که دارای چهره بی‌عیب و نقصی‌اند به فکر جراحی انداخته. این درحالی است که پشت پرده این جراحی های غیرضروری چیزی جز مدگرایی، چشم و هم چشمی ها و افول ارزش های رفتاری و معنوی پنهان نشده است. گویا تنها زمانی که فرد چهره ای زیبا و بینی عمل کرده ای داشته باشد، مورد پذیرش اجتماعی قرار خواهد گرفت و در غیر این صورت، از طرف گروه دوستان و همسالان، جامعه و خانواده مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت.
باید توجه داشت که جراحی زیبایی یکی از راه‌هایی است که با استفاده از فناوری دست به بهبود زندگی‌مان می‌زنیم؛ مانند هر فناوری دیگر باید هوشمندانه فواید و مضرات آن را ارزیابی کرده و پس از یک بررسی جدی، اگر مناسب دانستیم، آن را انجام دهیم.

عمل زیبایی


دیگر اصالت، ایمان، صداقت، رفتار و منش، تحصیلات و همه ی ویژگی های درونی و رفتاری که زمانی در همین جامعه ملاک انتخاب فرد در همسریابی، دوست یابی و پذیرش اجتماعی بود جایی نداشته و از این پس تنها چهره جراحی شده ملاک انتخاب دوست و همسر خواهد بود.
در این میان، برخی از این افراد به یک بار جراحی راضی می‌شوند و در صورت انتخاب درست پزشک، به نقطه‌ی مطلوب خود دست می‌یابند. البته در کنار افراد راضی، عده‌ای از متقاضیان با انتخاب پزشک غیرمتخصص دچار عارضه‌های جدی روحی و روانی و وسواس شدید می‌شوند.
به نظر می‌رسد جراحی‌های زیبایی غیرضروری، همچون باتلاقی است که دست و پا زدن در آن، بیشتر فرد را در خود فرو می‌برد. افزایش متقاضیان جراحی های غیرضروری و بی‌مورد بدون در نظر گرفتن سن، جنس و پایگاه اجتماعی تا حدی گسترش یافته است که باید به شکل یک آسیب اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد.
آگاهی از علل، پیامدها و راهکارهای جلوگیری از گسترش جراحی‌های زیبایی غیرلازم و بی جهت تا حدی به کاستن این آسیب اجتماعی کمک خواهد کرد.

افزایش جراحی های زیبایی؛ چرا؟

علل و عوامل افزایش جراحی‌های زیبایی غیر ضروری در کشور در بسترهای اجتماعی، روانی و فیزیولوژیک قابل بررسی است. بسیاری از کارشناسان اجتماعی، چشم و هم چشمی، مُدگرایی و تبلیغات رسانه ای را مهم‌ترین عامل گسترش این نوع جراحی ها می‌دانند. همچنین، پزشکان این حوزه نیز متقاضیان این جراحی ها را افرادی با مشکلات روحی و روانی فراوان معرفی می کنند که پیش از انجام هرگونه جراحی، به روانشناس و روانپزشک احتیاج دارند.
بحران در هویت فردی و اجتماعی، کم‌رنگ شدن ارزش های معنوی و دینی، الگوبرداری فرزندان از پدر و مادر، از دیگر عوامل مطرح شده از سوی کارشناسان در خصوص افزایش جراحی های زیبایی غیرضروری است.

حائز اهمیت آنکه حل این مشکل روحی-روانی هزینه‌های فراوانی دارد که گاها به دلیل عمق این بحران نتیجه مطلوبی نخواهد داشت.


امروزه فرهنگ به معنی ارزش‌های مادی و معنوی نیست؛ چشم و هم چشمی و رقابت میان زنان و مردان است که سبب شده تا شاهد جراحی های مختلف باشیم. ارزش های مادی گرایانه و صوری گرایانه جای خود را به ارزش هایی داده است که توجه به ظواهر را به جای تعقل و تعالی اندیشه مورد هدف قرار داده اند.
خلأ ارزش‌های ذهنی، هبوط مسایل اخلاقی، مدزدگی، احساس خودزیبابینی، کمبود شخصیت، احساس خودکم بینی و وسوسه‌ی اطرافیان از مهمترین دلایل شیوع جراحی‌های زیبایی غیر ضروری هستند. بسیاری از متقاضیان جراحی‌های زیبایی غیرضروری به بیماری روحی موسوم به "اختلال بدشکلی بدن"(body dysmorphic disorder)  مبتلا هستند؛ این افراد همیشه گمان می کنند که دچار نواقص و ایرادهایی در صورت و بدن خود هستند.
مراجعه کنندگان مبتلا به این بیماری از پزشکان درخواست انجام جراحی هایی برای زیباتر شدن دارند اما نکته مورد توجه این است که انجام هر تعداد جراحی پلاستیک برای این افراد، به راضی کردن آنها منجر نخواهد شد و این افراد در نهایت باید به وسیله ی روانشناسان و روانپزشکان درمان شوند.

آمارهای سرسام‌آور

براساس پژوهش‌های انجام شده؛ از میان 426 زن تهرانی بیش از 15 درصد تاکنون عمل جراحی زیبایی را تجربه کرده‌اند که بیش از 60 درصد آن را عمل جراحی بینی تشکیل داده است. در این پژوهش که به بررسی دلایل رواج جراحی زیبایی در میان زنان تهرانی می‌پردازد، از 426 زن تهرانی که این عمل جراحی را انجام داده اند، نظرسنجی شده است. حدود 61 درصد از شرکت کنندگان در این پژوهش دارای مدرک کارشناسی بوده‌اند و بیشتر افراد جراحی شده زیر 25 سال و مجرد بوده‌اند. همچنین 45.5 درصد دارای پایگاه طبقاتی متوسط و 37.9 درصد دارای پایگاه طبقاتی بالا و 16.7 درصد در پایگاه طبقاتی پایین قرار داشتند. در نمونه مورد مطالعه 15.5 درصد از زنان عمل جراحی را در یک یا چند عضو خود تجربه کرده اند که اغلب یعنی 62.4 درصد جراحی بینی است. بیشترین انگیزه زنان برای جراحی زیبایی را کسب زیبایی بیشتر با 54.1 درصد، جلب توجه دیگران با 8.1 درصد، کسب موفقیت های اجتماعی با 14 درصد، رضایت دوستان با 2 درصد و دیگر موارد با 13.5 درصد تشکیل می دهد.
از سوی دیگر براساس این آزمون در این پژوهش ارتباط گرایش به جراحی زیبایی با تصویر منفی از بدن، اعتماد به نفس، رضایت مندی از زندگی، فشارهای اجتماعی و باورها و گرایش مذهبی مشاهده می شود در تحلیل ارتباط بین تصویر منفی از بدن، زنانی که تصویر منفی نسبت به بدن خود دارند بیشتر تمایل دارند تا در بدن خود تغییراتی از طریق جراحی ایجاد کنند. از سوی دیگر در تحلیل اثر اعتماد به نفس بر تمایل به جراحی زیبایی، ملاحظه می‌شود که زنانی که اعتماد به نفس بالاتری دارند کمتر به انجام جراحی زیبایی تمایل دارند.

در آخر

از دلایل جراحی‌های زیبایی بدون ضرورت که بگذریم، پیامدها و آسیب‌های جسمی و روحی را نمی‌توان از نظر دور داشت چون طبق اعلام روان‌شناسان و پژوهشگران اجتماعی سالانه با افزایش چشگیر افراد مبتلا به مشکلات روانی روبرو هستیم که درصد قابل توجهی از آنها دچار وسواس خاصی به ظاهر خود هستند و دست کم دو بار خود را به تیغ جراحی زیبایی سپرده‌اند. حائز اهمیت آنکه حل این مشکل روحی-روانی هزینه‌های فراوانی دارد که گاها به دلیل عمق این بحران نتیجه مطلوبی نخواهد داشت.


منابع: خبرگزاری ایرنا / پورتال اینترنتی پارس

روزشمار محرم؛‌ حرکت برای عزت و سربلندی !

 

زمان کوتاهی تا ماه محرم، ماه حماسه و تولد جدید اسلام مانده است. برای رسیدن به محرم باید روح و جان خود را آماده کنیم و معرفت و شناخت خود را بالاتر ببریم تا با عشق به امام عجین شده و روح مان تعالی پیدا کند.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

روزشمار محرم، 9 روز مانده به محرم

تقدم و أصالت نماز بر عزاداری

این همه سهولت برای اجرای نماز همه و همه بیان گر این است که انجام آن در روح و روان تأثیر به سزایی دارد و ترک آن منقصتی در پیکره جان انسان به جای  می گذارد. خلاصه کلام آنکه هیچ مجوزی برای ترک نماز در اسلام تجویز نشده است . حال چگونه ما هنوز این فریضه را به بهانه های بی اهمیت به تأخیر می اندازیم مسئله ای است که جای تأمل و تفکر دارد.

 

استفاده از ابزار وآلات موسیقی و غنا

استفاده از ابزار و آلات موسیقی و غنا در عزاداری مسئله ای است که در حرمت آن ذره ای شک و شبهه نیست . از این ها گذشته تا آنجا هم که آدمی اشباع شود عذر بدتر از گناه می آورند ، مثل این عذر که قصدشان از استفاده از این ابزار و آلات ، ایجاد حالت عاطفی در سوگواران است که باید بگوییم جای بسی تأسف و دریغ دارد.

 

عکس های منتسب به امام و سایر معصومین(ع)

به جرأت می توان گفت که این مسئله هیچ دلیل و مدرک دینی ندارد ، اما با این همه ، هرساله و هرساله به تعداد این عکس ها اضافه می شود .

 

تعبیه و تعزیه محرم

«بدان که در این عصر که سنه 1288 هـ . ق . است و مقارب این اعصار در میان طائفه شیعه «شبیه و تعبیه» متداول شده است که بعضی را شبیه نسوان حرم آن حضرت و بعضی را شبیه به مردان و بعضی را شبیه به کفار و اشرار می سازند و در مجالس عزا بیرون می آورند و ایشان با هم گفت و شنود می نمایند و این اختراع و بدعت و محرم است .

روزشمار محرم، 10 روز مانده تا محرم

علم و علامات در محرم

در زمان صفویه بسیاری از مراسم و شعائر مذهبی از قبیل تکیه ( درکنار مسجد ) و هیئت و سینه زنی و زنجیرزنی وتیغ زنی و جریده و علم و علامات و پرده و شبیه از مسیحیان اقتباس شده است تا تشیع از همه جهت مراسم و شعائر و نمایش مذهبی‌اش از اهل تسنن جدا شود و با مسلمانان غیر شیعی که در حال جنگ دائمی بودند و قیامشان علیه آنان بود  هیچ وجه مشترکی احساس نکنند.

 

پیشینه به راه انداختن دسته جات عزاداری

گویا به راه انداختن دسته جات عزاداری در دوران صفویه رونق داشته است ، در این زمینه پیتر دلا واله ـ جهانگرد ایتالیایی ـ که سال ها در ایران به سر می برد و با شاه عباس اول همنشین بود ، گزارش هایی از مراسم عزاداری و زد و خورد های آن ارائه کرد که موجب تأسف است .

 

شیر زنان کربلا

زنانی که در نهضت عاشورا بودند افتخاری هستند برای همه زن ها. در مدینه، مکّه، کربلا، کوفه و شام، من ندیدم که زنی علیه این خانواده اقدامی کرده باشد؛ فقط یک مورد دارد که مرحوم حاج شیخ عباس قمی در کتاب سفینة البحار می نویسد: یک زنی هیچ مشخص نمی کند از قبیله ای نذر کرد: اگر امام حسین علیه السلام کشته شود، یک شتر قربانی کند. حالا این زن که بود و چه جریانی داشت، راست است یا دروغ، ما نمی دانیم. 

 

امام حسین علیه السلام و پیشینه آب

از دیگر جریان هایی که باید مطرح شود جریان تشنگی است. امام حسین علیه السلام با آب سابقه ای داشت؛ اولاً، معروف است آب مهریه حضرت زهرا علیهاالسلام است. بعید هم نیست که این سرّی داشته باشد. چرا خاک و هوا و نور مهریه حضرت زهرا علیهاالسلام نبود؟ ظاهرا در ترجمه کتاب نفس المهموم مرحوم آقای شعرانی باشد که ماهی که عاشورا در آن واقع شد، در ماه رومی اسمش «آب» است. در ماه آب، کنار آب، فرزند آب را به شهادت رساندند.

 

قمه زنی، سینه زنی، تیغ زنی، قفل بندی آیا درست است؟

باید دانست که سنت ها و آداب عزاداری به شکل رایج فعلی و رایج آن در سده های اولیه تاریخ اسلام و به خصوص عصر زندگانی امامان شیعه وجود نداشته است و نمودی نداشتند .

روزشمار محرم، 11 روز مانده به محرم

دعوا برای سر جناب حبیب بن مظاهر

از جمله اصحاب امام حسین علیه السلام حبیب بن مظاهر است. حبیب قریب 95 سال داشت، خیلی با شخصیت بود. پس از ماجرای عاشورا، برای برداشتن سر حبیب بین سپاه عمر سعد دعوا شد؛ چون به همراه داشتن سر مقتول، نشانه قاتل بودن است. قاتل بودن یک امتیاز بود، نشانه شجاعت و عرضه بود؛ یک امتیاز فاسد. یکی می گفت: من سر را می برم که نشان دهم چه عرضه ای دارم، دیگری می گفت: من می برم. دعوا شد.

 

غسل شهادت امام حسین علیه السلام

نکته دیگر درباره شب عاشورا، که گفتنی است، ماجرای غسل شهادت است. با وجود بی آبی چطور این کار را کردند؟

 

عنایت خاص امام حسین علیه السلام نسبت به قرآن

امام حسین علیه السلام نسبت به قرآن عنایت بسیار داشت. یکی از تعریف هایش این است که درباره حبیب بن مظاهر می فرماید: «کنتَ تختمُ القرآنَ فی لیلةٍ واحدةٍ»؛ در یک شب قرآن را ختم می کردی. این باعث عزّت و افتخار است.

 

برداشتن بیعت از اصحاب

دو نکته گفتنی است: یکی اینکه امام حسین علیه السلام آن شب به یارانش گفت: این ها با من کار دارند؛ اگر من تسلیم شوم، با شما کاری ندارند. اگر قبل از شما مرا بکشند، دیگر با شما کاری ندارند. شما اجباری ندارید که با من بیایید.

 

حرکت به سمت کربلا

امام علیه السلام راه دیگری در پیش گرفت؛ راه کربلا. کوفه در جنوب است، کربلا در شمال. در میانه راه، عمر سعد به آن ها رسید. ابن زیاد او را فرستاده بود. او در کربلا با امام علیه السلام برخورد کرد. در قبال انجام این مأموریت، استانداری ری و تهران را به او وعده داده بود. اول به او گفت: برگرد، اما بعد جریان عاشورا که پیش آمد، دید خوب طعمه ای است، هر کسی حریف امام حسین علیه السلام نمی شود برود با امام حسین علیه السلام بجنگد؛ کسی نمی پذیرفت.

 
 

طرز تفکر موسی‌بن‌جعفر علیه‌السلام

 

ما در تاریخ کسی را پیدا نمی‌کنیم كه طرز فكر حضرت موسی بن جعفر علیه‌السلام را داشته باشد كه به زندان افتاده باشد، از خانواده‌اش دور شده باشد و حتی تحت شكنجه قرار گرفته باشد و خدا را به خاطر این نعمت شكر كرده باشد!. «كانَ یَشكُرُ اللهَ تَعالَی عَلَی مَا أعطَاه لَه مِن نِعمةِ التَّفَرُّغ لِلعبادَةِ!»

 

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
تفکر موسی بن جعفر

 

 

این عبادت‌هایی كه در مسجد، حج و ... می‌کنیم به نظر عارف اموری نسبتاً سطحی می‌آید. عارف از این هم می‌خواهد دقیق‌تر باشد. 

نقل شده است كه حضرت موسی بن جعفر(علیه‌السلام) در ابتدای شب وارد مسجد پیامبر شدند و به سجده افتادند. شنیده شد كه عرض می‌کنند:

 «عَظُمَ الذَّنبُ مِن عَبدِكَ»؛ گناه من در درگاه تو خیلی بزرگ است!. «فَلیَحسُن العَفوُ مِن عِندِكَ»؛ كاری كن كه عفو تو آن را در بر بگیرد. «یا أهلَ التَّقوی وَ یا أهلَ الْمَغفِرةِ»؛ ای خدایی كه اهل تقوی و مغفرت هستی. 

آن چه وقتی است؟ آن وقتی است كه در سیاه چال زندان هم به یاد خدا باشد!. آن‌جا است كه حتی فكر این‌که من خانه دارم، همسر دارم، بچه دارم و ... اصلاً نیست. خودش هست و مقام رحمت الهی كه در دلش درخشندگی دارد و سرتاسر وجودش را گرفته است!.

ابن صبّاغ مالكی از علمای اهل تسنن در كتاب «فصول المهمة» نقل می‌کند: یكی از جاسوسان دولتی و درباری كه مأمور بود وضع آن حضرت را اطلاع بدهد این‌طور اطلاع داد و گفت: من شنیدم كه او با خدا مناجات می‌کند و می‌گوید: 

«اللّهُمَّ إنَّكَ تَعلَمُ أنِّی كُنتُ أسئَلُكَ أنْ تُفرغَنی لِعِبادَتِكَ»؛ خدایا تو می‌دانی كه یكی از خواسته‌های من این بود كه تمام دل و وجودم در عبادت تو قرار بگیرد؛ «فَقَد فَعَلتَ»؛ الآن كه وارد سیاه چال شده‌ام همان است كه می‌خواستم! «فَلَكَ الْحَمدُ»؛ پس من از تو تشكر می‌کنم كه دعای مرا مستجاب كردی!.

نقل شده است كه حضرت موسی بن جعفر(علیه‌السلام) در ابتدای شب وارد مسجد پیامبر شدند و به سجده افتادند. شنیده شد كه عرض می‌کنند:

 «عَظُمَ الذَّنبُ مِن عَبدِكَ»؛ گناه من در درگاه تو خیلی بزرگ است!. «فَلیَحسُن العَفوُ مِن عِندِكَ»؛ كاری كن كه عفو تو آن را در بر بگیرد. «یا أهلَ التَّقوی وَ یا أهلَ الْمَغفِرةِ»؛ ای خدایی كه اهل تقوی و مغفرت هستی. 

«فَجَعَلَ یُرَدِّدُها حتَّی أصبَحَ»؛ این ذكر را آن‌قدر ‌گفتند تا این‌که اذان صبح شد!.

اگر این ذكر یك سال هم طول می‌كشید ایشان اصلاً خسته نمی‌شدند؛ چون در یك عرش و مقامی قرار گرفته‌اند كه حتی فرشتگان هم به آن‌جا راه ندارند.

این‌ها حالات انسانی است. دنیا برای چنین انسان‌هایی آفریده شده است.

مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی رحمه الله تعالی

 


 

منبع:

كانال تذكرة الاولیاء

چهارشنبه, 22 شهریور 1396 13:43

سرانجام دنیاپرستی

سرانجام دنیاپرستی

 

در برابر این گروه خداپرست با ایمان دو گروه مادی دنـیاطلب قـرار‌ دارنـد‌ که‌ همه‌ چیز را فدای آئین خود می نمایند؛و به بهای اندکی گفتار مربیان الهی(پیامبران)را نـادیده‌ مـی گیرند‌ و در حقیقت آخرت را به دنیا می فروشند.

 

بخش قرآن تبیان
دنیا پرستی
 
 

9-اشتروا‌ بآیات‌ الله‌ ثـمنا قـلیلا فصدوا عن‌ سبیله انهم ساء ما کانوا یعملون.

:(مشرکان)آیات خدا را به بهای‌ کمی فروختند؛ و از راه خـدا برگشتند.حقا که کار بدی می کردند.

10-لا‌ یرقبون فی مؤمن الا‌ و لاذمة‌ و اولئک‌ هم المـعتدون.

مؤمنان‌ جان‌ و مـال خـود را بخدا فروخته‌اند،و در برابر کالای خود، زندگی اخروی دریافت نموده‌اند؛و در‌ نتیجه‌ برستگاری بزرگ نائل گردیده‌اند؛زیرا کـالای بـی‌دوام فـناپذیر را فروخته‌اند؛در برابر آن‌ زندگی‌ سعادتمندانه‌ جاوید و ابدی‌ خریده‌اند از این لحاظ ذیل آیـه مـیفرماید:ذلک هـو الفوز العظیم:اینست‌ رستگاری‌‌ بزرگ.

:درباره ی هیچ مؤمن خـویشاوندی و پیـمانی را رعایت‌ نمی کنند؛و آنانند تجاوزکاران.

11-فان تابوا و اقاموا الصلوة و آتوا الزکوة فاخوانکم فی الدین و نفصل الایات‌ لقوم یعلمون.

:اگر مشرکان توبه کنند،و نماز‌ بخوانند و زکوة بدهند،برادر دینی شما هستند؛و ما(ایـن)آیات را برای گروه دانایان شرح می دهیم.

هدف این آیات چند موضوع است:

1-بیان علت بی رحمی و شقاوت بت‌ پرستان است که چرا پیمان‌ خود‌ را می شکنند،و خویشان خود را می کشند.

2-توضیح معنای«فسق»که در آیـه ی هـشتم این صفت بشر به مشرکان نسبت داده شده است.

3-بیان راهی که مشرکان می توانند از آن راه بر این‌ غوغا‌ و نهضتی که علیه آنان برپا شده است خاتمه دهند.

اینک توضیح مطلب:هر فردی بـا مـعنی خرید و فروش آشنائی کامل دارد معمولا کسی که کالائی را در برابر پولی بدهد او‌ را‌ فروشنده و گیرنده را خریدار می ‌نامند ولی باید دید فقط کالاهای مادی قابل خرید و فروش است یا اینکه خرید و فروش معنای‌ وسیعی دارد؛کـه در مـوارد دیگری نیز بکار می رود‌.؟

قرآن‌ کلمه‌ خرید و فروش را در امور‌ اخروی‌ نیز‌ بکار می برد ولی،باین معنا که انسان‌ می تواند با کارهای نیک؛ثواب و درجات اخروی برای خود در روز باز پسین بـخرد‌،مـرد‌ پرهـیزکار‌ با کردار خداپسندانه، و بوسیله ی اجـتناب و دوری از گـناهان‌ مـقامات‌ بزرگی را که همان توشه ی آخرت است تهیه می نماید.

کتاب آسمانی مسلمانان درباره ی مجاهدین که جان خود را در‌ طریق‌ دفاع‌ از حق، و اعلاء کـلمه تـوحید از دسـت می دهند چنین می گوید‌:

ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و امـوالهم بـان لهم الجنة یقاتلون فی سبیل الله،فیقتلون و یقتلون و عدا علیه‌‌ حقا‌ فی‌ التوریة و الانجیل و القرآن

(توبه-111):خدا جان و مال مـؤمنان را خـریده‌ اسـت‌ و در برابر(جان و مال آنها) بهشت برای آنها است(از این جـهت)در راه خدا جنگ‌‌ می کنند‌،می کشند‌؛و کشته می شوند؛و (بها دادن بهشت به آنان) وعده ایست محقق،در تورات و انجیل‌،و کیست‌ وفاکننده‌تر‌ از خدا بـه وعده ی خـود پس شـاد باشید نسبت به معامله‌ای‌ که کرده‌اید.

طبق این آیه‌ مؤمنان‌ جان‌ و مـال خـود را به خدا فروخته ‌اند،و در برابر کالای خود، زندگی اخروی دریافت نموده‌اند؛و در‌ نتیجه‌ به رستگاری بزرگ نائل گردیده‌اند؛ زیرا کـالای بـی ‌دوام فـناپذیر را فروخته ‌اند؛در برابر آن‌ زندگی‌ سعادتمندانه‌ جاوید و ابدی‌ خریده‌اند از این لحاظ ذیل آیـه مـی فرماید:ذلک هـو الفوز العظیم:این است‌ رستگاری‌‌ بزرگ.

در برابر این گروه خداپرست با ایمان دو گروه مادی دنـیاطلب قـرار‌ دارنـد‌ که‌ همه‌ چیز را فدای آئین خود می نمایند؛و به بهای اندکی گفتار مربیان الهی(پیامبران)را نـادیده‌ مـی گیرند‌ و در حقیقت آخرت را به دنیا می فروشند.

قرآن جامعه ی یهود را به جمله زیر‌،مخاطب‌ می سازد‌:و لا تشتروا(بـسیاری‌ از‌ مـترجمین‌ آن در معنی کـلمه ی ‌«اشـتراء »دچـار اشتباه شده ‌اند و آن را ترجمه‌ به خـریدن نـموده‌اند؛در صورتیکه در چنین موارد ترجمه ی صحیح‌ واقعی این لفظ که مقصود متکلم‌ را‌ خـوب‌ بـیان‌ کند‌ همان فروختن است‌؛چنانکه‌ مـلاحظه می فرمائید ما رد آیه ی مـورد بـحث‌ (آیه 9)آنرا به «فروختن» تـرجمه نـمودیم،علماء لغت می گویند‌:ماده ی ‌«شراء‌» و «اشتراء» از اضداد است یعنی در دو‌ معنای‌ مختلف‌ و ضد‌ یـکدیگر‌(فـروختن‌ و خریدن) استعمال می شود.) بـه آیاتی ثـمنا قـلیلا و ایای فاتقون(بقره-40):(دین)و آیات خدا را به بهای کمی‌ می فروشید‌ و از‌(غضب) من بپرهیزید.

چرا گـروه یـهود را به این خطاب اختصاص داد؟زیرا آنان درس‌ خوانده‌ بودند؛و در جامعه ی یهود و زن و مقامی داشتند برای حـفظ مـقام و گـاهی در برابر پول مختصر که‌ آن را‌ وسیله‌ زندگی خود می دانستند،احکام خدا را عوض کرده،و علائم پیامبر را‌ کـه‌ در تـورات بود در معرض افکار عمومی‌ نمی گذاشتند‌،در‌ حقیقت آنان زندگی اخروی را،به زندگی دنیوی‌‌ مـی فروختند‌ در آیـه ی دیـگر به جای کلمه ی «آیات اللّه» و لفظ «ثمن قلیل»،همان زندگی دنیوی‌؛ و اخروی‌ بکار رفته است؛:

اولئک الذین‌ اشـتروا‌ الحـیوة الدنـیا‌ بالاخرة‌(بقره‌ 86)آنان‌ کسانی هستند که زندگی‌ این‌ جهان را به بهای از«دست دادن» آخـرت خـریده‌اند.

نقض بت‌پرستان

نقش آنان‌ در‌ برابر تعالیم اسلام؛همین روش«یهود‌»بود؛به قدری پست و فرومایه‌‌ بودند‌ که در بـرار بـهای کمی‌ حاضر‌ شدند پیمان «حدیبیه» را بشکنند؛فرعون«قریش» (ابوسفیان)برای عملی نـمودن نـقشه ی خود‌ ضیافتی‌ ترتیب داد و در همان مجلس‌ از‌ آنان‌ قـول‌ گـرفت کـه‌ شبانه‌ بر سر قبیله «خزاعه‌» که‌ هـم ‌پیمان مـسلمانان بودند بریزند و آنها را بکشند و همانطور نیز شد،روی این تاریخ مسلم‌ جا‌ دارد که قـرآن آنـان را چنین معرفی‌ کند‌:«اشتروا»

ولی مطابق آنـچه بـسیاری از اهـل لغت گفته ‌اند کـه مـعنای «اشتراء »استبدال ما کـان‌ مـن المتاع بالثمن:(طلب عوض کردن کالا با پول) است‌ می توان گفت که این لفظ،یـک‌ مـعنا بیشتر ندارد،از آن جائی که حقیقت خرید و فـروش بـا دو نفر(فـروشنده و خـریدار)ارتـباط دارد؛از این لحاظ این کـلمه را به هر یک از دو‌ نفر‌ می توان نسبت داد؛و در موقع انتساب به هر یک‌ معنای آن مختلف می گردد.

مسلمانان کوچکترین‌ تجاوز‌ دربارهء آنان نکرده‌اند و هر گاه امروز مسلمانان با صفوف منظم برای ویران کردن لانه‌های شرک دست‌ به‌ قبضهء‌ سلاح‌ برده‌اند،تمام،مـولود تـجاوزهای ناجوانمردانه مشرکان است،زیرا اگر آنان به‌ پیمان‌ خود‌ وفا میکردند به چنین روزی گرفتار نمیشدند.

روی این اساس معنای «اشتراء» هـمان عـوض کردن کالا است با عوضی،و خـصوصیت‌ ایـن نـسبت کـه آیـا فروختن‌ مراد‌ اسـت یـا خردین از قرائن روشن می شود،و اگر بخواهیم این‌ مطلب را در قالب اصطلاح بریزیم بایست بگوئیم ماده «شراء» و «اشـتراء» مـشترک مـعنویست‌ نه‌ لفظی بآیات الله ثمنا قلیلا‌ فصدوا‌ عـن سـبیله انـهم سـآع مـا کـانوا یعملون »؛دین و آیات خدا را(که از آن جمله پیمان و معاهده با مسلمانان،و بسیاری از اصول و آیات الهی که‌ بر‌ توحید و صفات او و لزوم‌ برانگیختن‌ پیامبران دلالت داد بود)به بهای کمی فروختند و از راه‌ خـدا برگشتند؛حقا که کار بدی می کردند،چنانکه درباره ی یهود گفته شد که مقصود از «ثمن قلیل» همان حیوة دنیوی است و ضیافتی‌ که‌ ابوسفیان ترتیب داد یکی از مصادیق‌ این بهای کم بود.

خلاصه:مـا تـصور نمی کنیم که مشرکان از حکم فطرت خود آگاه نبودند بلکه تمام‌ آنان با نیروی خرد و فطرت روشن‌ بودند‌ که جهان را‌ آفریدگاری است دانا و توانا که آثار علم‌ و قدرت او در جهان خلقت هـویداست؛و نـیز می دانستند که شخص حکیم‌ کار بیهوده و عبث‌ نمی کند و محققا از آفریدن انسان غرضی دارد؛و برای‌ تکمیل‌ و ترتیب‌ زندگی او برنامه‌ای‌ در نظر گرفته و او را به حال خود واگذار نـکرده اسـت و همچنین...

تمام این اصول ‌‌را‌ بـه طور کـلی می دانستند،ولی چرا پیروی نمی کردند؟زیرا آنان‌ گروهی بودند عیاش و رباخوار،از کردار‌ زشت‌ روگردان‌ نبودند؛و بطور مسلم روش‌ آنها با روش پیامبران کاملا اختلاف داشت،ولی چون مغلوب هـوی‌ و هـوس بودند،تمام‌ آیات خـدا را در بـرابر بهای کم که اساس آن را‌ هوی و هوس تشکیل می داد‌،زیر‌ پا می‌گذارند.

روی این مقدمه روشن می شود که منظور از آن آیه: اشتروا بآیات الله ثمنا قلیلا چیست؟مقصود از این آیه روشن کردن دو مطلب است که ماقبل آیـه آن را در برداشت زیرا‌ قرآن‌ پیش از این آیه مشرکان را فاسق خوانده و گفت و اکثرهم الفاسقون

و نیز به آنان نسبت داد که: هرگاه مشرکان بر شما دست یابند نه به اصل انسانیت(خویشاوندی)احترام خواهند گذارد و نـه‌ بـه‌ پیمانی که بـسته‌اید،قرآن با این آیه هم لغت«فسق»را توضیح داده که منظور از فسق‌ در اینجا خروج از اطاعت خدا است کـه به سر حد کفر برسد(و بیشتر لفظ‌«فسق‌»در قرآن‌ به همین معنا بـکار بـرده شـده است)و هم علت قساوت و بیرحمی آنان را بیان کرده است که‌ گروهی که زندگی اخروی را فدای دنیا و شهوات بـنمایند؛‌ ‌ایـن قبیل کارها‌ از‌ آنان هیچ‌ گونه‌ بعدی ندارد.

و چون علت بی رحمی و تجاوز آنان روشن شـد،دو مـرتبه بـه جنایت ضد انسانی گروه‌ مشرک تصریح کرده و فرمود: لا یرقبون فی مؤمن الا و لاذمة و اولئک‌ هم‌ المـعتدون‌دربارهء هیچ مؤمنی خویشاوندی و پیمان را‌ رعایت‌ نمی کنند‌ و آنانند تجاوزکاران.

طبق بیان فوق عـلت تکرار بعضی جملات ایـن آیـه روشن می شود؛زیرا چه بسا انسان در مقام استدلال قبلا‌ مطلب‌ خود‌ را می گوید،سپس آن را مدلل می سازد؛و برای اخذ‌ نتیجه‌‌ دو مرتبه همان را تکرار می نماید.

علاوه بر این در آیه ی هشتم روی سخن با دسـتهء خاصی است چنانکه جمله‌: لا‌ یرقبوا‌ فیکم همین معنی را می رساند؛ولی در این آیه همه ی‌ مؤمنان در نظر گرفته شده و از این‌ لحاظ فرمود: لا یرقبون فی مؤمن.و بالاخره این آیه را با‌ جمله ی:

اولئک‌ هم المعتدون: (آنـانند تـجاوزکاران) خاتمه می دهد و اشاره می کند،که مسلمانان کوچکترین‌ تجاوز‌ درباره ی آنان نکرده‌اند و هر گاه امروز مسلمانان با صفوف منظم برای ویران کردن لانه‌ های شرک دست‌ به‌ قبضه ی سلاح‌ برده‌اند،تمام،مـولود تـجاوزهای ناجوانمردانه مشرکان است،زیرا اگر آنان به‌ پیمان‌ خود‌ وفا می کردند به چنین روزی گرفتار نمی شدند.

مؤمنان برادر یکدیگرند؛و تعهدات هریک برای دیگران‌ لازم المراعات اسـت و هـمگی حکم یک‌ دست‌ را در برابر دشمنان دارند اساس‌ این‌ برادری را‌ زیر‌ سایهءایمان‌ و وحدت عـقیده دانـسته اسـت‌؛نه نژاد و آب و خاک،امروز اتحادیه‌هائی براساس‌ وحدت نژاد و اشتراک در آب و خاک بوجود میآید‌؛ولی‌ بر اثـر اخـتلاف در عقیده و مرام‌‌ غالبا‌ از‌ این‌ اتحادیه‌ها‌ نتیجه‌ای گرفته نمیشود‌ زیرا‌ تا فکر واحـد بـر جـمعیت حکومت نکند،و تحت یک(دیسیپلین)مخصوص سوق بهدف داده نشود؛محالست‌ مشکلی‌ را‌ برطرف کنند

عالی ترین تجلی روح برادری اسلامی

هنگام نزول‌ این‌ آیات‌ اختلاف مسلمانان و مشرکان بسر حد کـمال رسـیده بود، اختلافی که صحنه‌ های خونین را دنبال داشت‌ ولی‌ از آن‌جا که شالوده ی اسلام براساس عفو و اغماض‌ و گذشت استوار است در این سوره‌ که‌ در‌ واقع قطعنامه‌ای از طرف مسلمانان محسوب می شود دو بار مشرکان را باسلام و ایـمان؛دعـوت‌ مـی نماید‌ و به آنان گوشزد می کند که هـنوز راه تـوبه و بـازگشت از کردارهای زشت باز است‌،ندای‌ عفو‌ یک بار در آیه ی پنجم بمشرکان ابلاغ شد،و یکی‌ دیگر در همین جا،چنانکه می فرماید: فان‌ تابوا‌: (اگـر مـشرکان تـوبه کنند) قرآن لفظ «توبه» را در دو معنی بکار‌ برده‌ اسـ‌ اول:ایـمان بخدا و صفات وی و تسلیم در برابر دستورات پیامبر او؛و در حقیقت قدم در‌ دائره ی‌ اسلام‌ گذاردن و بیرون رفتن از محیط کفر و شرک؛در این آیه مـقصود هـمین‌ مـعنی‌ است؛

دوم:توبه از کارهای زشتی که احیانا دامنگیر بعضی مؤمنان مـی شود،و در آیه ی زیر همین‌ معنی‌ منظور است: و توبوا الی الله جمیعا ایها المؤمنون لعلکم تفلحونای مردان‌ با‌ ایمان همگی بسوی خـدا بـرگردید(تـوبه کنید‌)شاید‌ رستگار‌ شوید چنانچه‌ ملاحظه می نمائید،توبه در اینجا‌ به معنی‌ تـوجه بـه خدا و بازگشت بسوی او با داشتن ایمان است‌ (پاره ‌ای از‌ بحث های‌ فلسفی‌ و علمی درباره «توبه» در تفسیر آیه ی 118‌ از همین‌ سوره از نظر خوانندگان گـرامی خـواهد گـذشت.) است و آتوا الزکوة‌: و اقاموا الصلوة: نماز بخوانند‌؛که‌ بزرگترین رکن اجتماعی و بهترین مـظهر‌ خـداشناسی‌‌ زکوة‌ بدهند که بزرگترین رکن مالی و اقتصادی‌ آئین اسلام است‌ 

فـاخوانکم‌ فـی‌ الدیـن: (هرگاه توبه کنند و عمل‌ باین‌ وظایف نمایند) برادران دینی‌ شما هستند.

همانطور که مـی دانیم بـنیان‌گذار اسلام،پیروان خود‌ را‌ برادر یکدیگر خوانده و درباره ی آنان‌ چنین‌ فرموده‌: المؤمنون اخوة،یـسعی‌ بـذمتهم‌ ادنـاهم،و هم ید علی‌ من‌ سواهم:

مؤمنان برادر یکدیگرند؛و تعهدات هریک برای دیگران‌ لازم المراعات اسـت و هـمگی حکم یک‌ دست‌ را در برابر دشمنان دارند اساس‌ این‌ برادری را‌ زیر‌ سایه ی ایمان‌ و وحدت عـقیده دانـسته اسـت‌؛نه نژاد و آب و خاک،امروز اتحادیه ‌هائی براساس‌ وحدت نژاد و اشتراک در آب و خاک بوجود می آید‌؛ ولی‌ بر اثـر اخـتلاف در عقیده و مرام‌‌ غالبا‌ از‌ این‌ اتحادیه ‌ها‌ نتیجه‌ ای گرفته نمی شود‌ زیرا‌ تا فکر واحـد بـر جـمعیت حکومت نکند،و تحت یک(دیسیپلین)مخصوص سوق به هدف داده نشود؛محال است‌ مشکلی‌ را‌ برطرف کنند

نکته دیـگر قـابل تـوجه؛اینستکه‌ در‌ این‌ آیه‌ و همچنین‌ در‌ آیهء(پنجم)پس از«توبه» موضوع نماز،و زکوة را تذکر مـیدهد؛عـلت این مطلب چیست؟

بسیاری از دانشمندان «اهل تسنن» با این آیه استدلال کرده‌اند که اسلام و ایمان‌‌ با به پا داشـتن این دو رکن اجتماعی اسلام محقق می شود؛و در غیر این صورت شخص محکوم‌ بـه کفر اسـت،و نمی توان با او مانند یک مسلمان رفتار نـمود؛و بـه عبارت واضح تر: کسی که نماز‌ نخواند‌؛ زکوة ندهد کافر اسـت گـواه آنان همین دو آیه است که پس از توبه یعنی ایمان‌ آوردن؛انجام دادن این دو رکن را شرط دانـسته اسـت؛و اگر همان گفتار‌ کافی‌ بـود کـه شخص را در جـرگه مـسلمانان درآورد؛گـفتن این دو شرط لزومی نداشت.

ولی به عیقده امـامیه ایـمان دارای دو مرحله است‌ (دلیـل مـشروح این موضوع در کتاب های کـلام مذکور است.):مرحله‌ای که‌ وسیله ی سعادت‌ اخروی انسان گردد،و او‌ را‌ از عذاب دوزخ رهائی بخشد؛و آن هـمان ایـمانی است که با عمل‌ به وظائف ایـمان توأم باشد و در این مقام،تـنها نـماز خواندن؛و زکوة دادن کافی‌ نیست‌،بـلکه‌ بـایست تمام وظائف‌ ایمان‌ را که رعایت واجبات و محرمات است انجام داد.

مرحله ی دوم،همانست که او را در جـرگه مـسلمانان وارد می کند مسلمانان موظفند مال و جـان او را مـحترم بـشمارند؛و روابط زناشوئی بـا‌ او‌ بـرقرار نمایند،در این مرحله‌ گـفتن کـلمه ی توحید و شهادت بر رسالت؛کفایت کفایت می نماید،و هرگاه وظایف ایمان را انجام‌ نداد زمامدار مـسلمانان بـایست او را حد شرعی بزند و مجازات کند‌ و یـا‌ تـرک نماز‌ و زکـوة از دائره اسلام بیرون نمی رود.

اما چرا‌ در این مورد(مشرکان پیمان شکن)علاوه بر ایمان عـمل بـاین دور‌ کن‌ را‌ نیز تذکر داده است؟شاید مقصود بیان آثـار ایـمان واقـعی اسـت یـعنی ایمان حقیقی طـبعا هـمین آثار را در ‌‌بردارد‌،و شاید بتوان گفت که مشرکان پیمان شکن؛باسائرین؛فرق داشتند و روی مصالح نبایست‌ به قول‌ ظـاهری‌ آنـان اکـتفا کرد؛زیرا اعتبار به گفتار آنان نیست،چـون آنـها کـسانی بـودند کـه بـا مسلمانان‌ پیمان بستند و در مواقع حساسی پیمان شکنی کردند،و نوشته و گفتار خود را پس‌ گرفتند؛از این لحاظ‌ تا‌ از آنان(که سوابق سوئی در شکستن پیمان دارند) اعمال نیک،و کردارهای صـحیح که حاکی از ایمان واقعی آنها باشد دیده نشود؛نبایست‌ به ایمان ظاهری آنان اکتفا نمود.و باین جهت درباره ی‌ چنین گروهی طور دیگری رفتار شد،و به تسلیم ظاهری اکتفا نگردید؛اگرچه در سائر جاها اظـهار ایـمان را برای رعایت مقررات‌ ظاهری اسلامی در حق اظهار کننده کافی دانسته است.


منبع:

درسهایی از مکتب اسلام » آذر 1339، سال دوم - شماره 11

چهارشنبه, 22 شهریور 1396 13:40

چند حرکت برای رابطه جنسی بهتر

 چند حرکت برای رابطه جنسی بهتر

 

همه زن و شوهرها دوست دارند که رابطه جنسی خوبی را تجربه کنند؛ اما بعضی ها مسیر را اشتباه می روند و با نسخه های من- درآوردیِ اشتباه لقمه را دور سرشان می چرخانند در حالی که با چند حرکت ورزشی ساده می توانند به هدفشان نزدیک بشوند.

 

هدرمتاهلین

 


هر فعالیتی که ضربان قلب شما را تندتر و تنفستان را سریعتر کند، از سریع راه رفتن گرفته تا دوچرخه سواری، می تواند جریان خون را در تمام مناطق بدن شما از جمله مناطق تحتانی تسهیل کند. این فعالیت های ورزشی هم می توانند به بهتر شدن نعوظ در مردان کمک کنند و هم برانگیختگی جنسی زنان را افزایش بدهند. پس به طور کلی می توان گفت که فعالیت فیزیکی منظم می تواند لذت رابطه جنسی را برای شما و همسرتان دو چندان کند. در ادامه با پنج حرکت ورزشی که در بهبود رابطه جنسی مؤثر هستند، آشنا می شویم.

یک، دو، سه، لذت!



آیا دلتان می خواهد با روشی بی ضرر رابطه جنسی تان را بهبود ببخشید؟ اگر اینطور است بهتر است چند حرکت ورزشی زیر را امتحان کنید:

1. شنا. اگر فرد پر مشغله ای هستید و می خواهید فقط با یک حرکت ورزشی کیفیت رابطه جنسی تان را بهبود ببخشید، این حرکت یکی از بهترین ورزش ها است. در ابتدا می توانید با روزانه انجام دوازده تا پانزده حرکت شنای رو به دیوار شروع کنید و وقتی از لحاظ بدنی آماده تر شدید شنای روی زمین انجام دهید.

شیوه شنای رو به دیوار به این صورت است که ابتدا با یک قدم فاصله رو به دیوار بایستید، پاها را صاف در کنار هم قرار دهید، دستها را به اندازه ی عرض شانه باز کنید و صاف به دیوار مقابل تکیه بدهید. سپس همراه با نفسی عمیق آرنجتان را خم کنید و صورتتان را به دیوار نزدیک کنید، سپس با یک نفس عمیق دیگر به حالت اول برگردید.

 

رابطه زناشویی

 

 


نحوه انجام شنای روی زمین هم به این صورت است که دستها را به اندازه عرض شانه باز کنید و روی زمین دراز بکشید. سپس با یک نفس عمیق آنقدر خودتان را پایین بیاورید که سینه تان با زمین تماس پیدا کند. حالا با یک نفس دیگر بدنتان را به حالت اول برگردانید. این حرکت را مجدداً تکرار کنید.    

2.حرکات تقویت عضلات شکم و لگن. عضلات شکم یکی از پر کاربردترین عضلات بدن در حین رابطه جنسی هستند. برای تقویت این عضلات ورزش دراز و نشست بسیار مفید است.

 حرکت دیگری که برای تقویت عضلات شکم مفید است حرکت پل است. نحوه انجام این حرکت به این صورت است که باید ابتدا به پشت دراز بکشید.  زانوها را خم کنید و کف پاها را کنار هم روی زمین بگذارید و دستها را هم طوری کنار بدنتان  قرار دهید که کف دستهایتان روی زمین باشد. سپس باسن خود را بالا بکشید. به حالت اول برگردید. این حرکت را تا پانزده بار تکرار کنید.

آقایان برای تقویت عضلات لگنشان در حالت ایستاده می توانند از پشت کاملاً به دیوار بچسبند و سعی کنند ناحیه کمر و شکمشان را از دیوار جدا کرده و به جلو بکشند.

 حرکت کِگِل هم برای تقویت عضلات لگن بسیار مفید است. شیوه انجام آن به این صورت است که قبل از شروع باید مطمئن شوید که مثانه تان خالی است. سپس روی یک صندلی بنشینید یا روی زمین دراز بکشید.در گام بعدی عضلات کف لگنتان را برای پنج ثانیه جمع کنید.احساسی که به شما دست می دهد مانند این است که ادرارتان را نگه داشته اید. سپس عضلاتتان را برای ده ثانیه رها کنید. ده بار این تمرین را تکرار کنید.

3.حرکت دِد لیفت. برای انجام این حرکت باید دستها را به اندازه عرض شانه باز کنید ,سینه را بالا نگه دارید و بدون آنکه ستون فقرات و کمرتان به جلو خم بشود ژست نشستن روی صندلیِ (فرضی) بگیرید به طوری که عضلات پشت و ساق پای شما زاویه نود درجه تشکیل بدهد. سپس به حالت اول برگردید .

4.حرکت هینج. با زاویه ای تقریباً ۴۵ درجه به عقب متمایل شوید و پس از چند ثانیه به حالت صاف و مستقیم برگردید. این حرکت را چند بار تکرار کنید.

چهارشنبه, 22 شهریور 1396 12:47

فاجعه‌ای جدید در فضای مجازی ایران!

سایت خوان روزنامه دنیای اقتصاد تاریخ خبر:1396/06/22 

 

 

این روزها اینستا همان فضایی است که تندیس های اجتماعی را تقویت ونقش اجتماعی را کمرنگ می کند.

روزنامه قانون در گزارشی هولناک نوشت: حال مدارس ما خوب نیست و آموزش و پرورش 16هزار ساعت وقت بچه ها را می گیرد و خروجی آن چنین معضلاتی است. «به چند دختر جوان جهت دکور جشن ها نیازمندیم» این آگهی این روزها در فضای مجازی و حتی واقعی وجود دارد و اتفاقا طرفداران خود را پیدا کرده است

این خانواده ها حتی گاهی گمان می کنند که در حال ساخت آینده فرزندان‌شان هستند و در سال های آینده، آن ها نه تنها معروف که از نظر مالی تامین خواهند بود

دختربچه ای در پیراهن یکی از پرنسس‌های کارتونی با موهای درست شده، تاجی بر سر و گریمی شبیه به همان شخصیت، جایی در مرکز توجه یک جشن تولد ایستاده و آهسته با ریتم موزیک تکان می خورد. پیراهنی که به تن دارد، بخشی از آرزوهای کودکانه اوست که محقق شده و از نگاه تحسین آمیز بقیه غرق در لذت است. لبخند به لب دارد و برف شادی را که توی هوا پخش می‌کنند، با لذت به مادرش که کمی دورتر ایستاده نگاه می کند. مادرش به او گفته که زیباست و قرار است عکس‌های او در این لباس‌ها در فضای مجازی قرار بگیرد و به زودی همه او را خواهند شناخت.

دختربچه‌های دیگری مانند او نیز در لباس‌های متفاوت کارتونی حضور دارند. مراسم مربوط به جشن تولد دخترکی است که والدینش به تمامی سعی کرده اند هر آنچه را که دیگران نمی توانند داشته باشند، برای این بچه مهیا کنند. دخترک شمع‌های تولدش را فوت می‌کند و پرنسس‌ها برایش دست می زنند. پدیده «پرنسس‌های دکوری» جدیدترین ارمغان شبکه های مجازی است. استفاده از دختران کوچک به عنوان دکور جشن تولدها، تنها یک روی این موضوع است و روی دیگر آن، دختران جوانی هستند که به عنوان دکور مهمان‌ها استفاده می‌شوند و این روزها حتی تبلیغات و آگهی‌های آن را شاهد هستیم.

شرکت‌هایی وجود دارند که صاحبان جشن‌هایی را که اغلب دنبال کنندگان بسیاری در فضای مجازی دارند به دختران دکوری وصل می کنند و با دریافت مبلغ کمتر، از صاحبان جشن می‌خواهند که عکس‌های جشن را با حضور این دختران به تمامی در صفحات خود قرار دهند تا تبلیغ شایسته ای برای این شرکت‌ها و این افراد انجام داده باشند. از شکاف طبقاتی عمیقی که تک تک این عکس‌ها به بینندگان عادی آن القا می کند، نمی‌توان چشم‌پوشی کرد. حتی حضور پرنسس ها در کنار دختر بچه ای که صاحب تولد است، لبریز از فاصله طبقاتی است. کودکانی که تفاوت خود را با صاحب جشن نمی دانند و تنها از اینکه لباس شخصیت کارتونی محبوب‌شان را به تن دارند و بقیه نگاه‌شان می‌کنند، لذت می‌برند. نمی دانند که با مبالغی گاه کمتر از200 هزار تومان اجاره شده‌اند تا برای یک شب، نقش دکور جشن تولد دختری همسن خود را به عهده داشته باشند.

دختران زیبا در تیررس!

«به چند دختر جوان جهت دکور جشن ها نیازمندیم». این آگهی، این روزها در فضای مجازی و حتی واقعی وجود دارد و طرفداران خود را پیدا کرده است. یعنی علاوه بر دختربچه ها در نقش پرنسس، دختران جوان زیادی نیز هستند که این بار می دانند قرار است دکور جشن افراد ثروتمند باشند و با این حال می پذیرند.

آن ها اغلب زیبا هستند اما صاحب تخصص نیستند یا اگر باشند برای آن بازار کار مناسبی نیافته اند؛یا اینکه کم سن و سال تر از آن هستند که بازار خراب کسب و کار در ایران را تجربه کرده باشند. آن‌ها جوان، زیبا و آرزومند هستند و تحقق این آرزوها را از جایی آغاز می‌کنند که ملاک آن، همان زیبایی و دکوری بودن است. تجمل گرایی در مراسم های ایرانی این روزها به اوج خود رسیده و افراد برای اینکه بهترین باشند، هر بار دست به ابتکار تازه ای می زنند. در این بین آسیب های اجتماعی این پدیده‌ها، هنوز روی خود را به جامعه نشان نداده است اما جامعه شناسان نسبت به آینده احساس نگرانی می‌کنند.

«علیرضا شرفی یزدی» جامعه شناس در گفت و گو با «قانون» با اشاره به اینکه نظام سرمایه‌داری ایران نیز به سمت استفاده از زنان به عنوان ابزار در حرکت است، گفت: «سرمایه داری در ایران خود را به اشکال مختلف نشان می‌دهد ویکی ازاین موارد همین دکور کردن دختران زیباست. این آسیب فقط مختص کشور ما نیست اما در ایران تازه به شکل عمومی رواج یافت و آن نیز به دلیل شیوع استفاده از شبکه های مجازی به‌عنوان محل تبلیغات است».

شریفی یزدی معتقد است در تمام جوامع و به خصوص جامعه سنتی ایران که تازه به سمت مدرنیته حرکت کرده است، وقتی از دختری جوان به عنوان دکور استفاده می شود و گروهی او را می بینند، به طورحتم پیشنهادهای دیگری با قیمت های بالاتر به او ارائه می‌دهند. مانند اتفاقی که در برخی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس برای دختران ایرانی می افتد.

ناآگاهی والدین و کودک آزاری

وضعیت اقتصادی ایران در سال‌های گذشته و امتداد آن در سال‌های کنونی، در کنار شیوع ناگهانی تب فضای مجازی و کسب درآمد از آن باعث شده که خانواده‌ها گاهی از هر پیشنهادی که در مسیرشان قرار بگیرد، استقبال کنند. حتی اگر استفاده از کودکان یا دختران جوان‌شان به عنوان دکور جشن ها باشد. این خانواده‌ها حتی گمان می‌کنند که در حال ساخت آینده فرزندان‌شان هستند و در سال‌های آتی، آن ها نه تنها معروف که از نظر مالی تامین خواهند بود.

خانواده اغلب در این زمینه ناآگاه هستند اما شریفی یزدی معتقد است که چنین کاری مصداق بارز کودک آزاری از طرف پدر، مادر، یا هر شخصی به شمار‌می‌رود که متولی چنین برنامه‌هایی است. این کودکان در کانون توجه قرار می گیرند و در بلند مدت، همیشه به این نیاز دارند که نفر اول جمع باشند. اگر به هر دلیلی این اتفاق نیفتد دچار ناکامی، اضطراب، خشونت و پرخاشگری خواهند شدو اغلب انزوای شدید را تجربه می کنند و روابط عاطفی و خانوادگی‌شان دچار خدشه می‌شود.

دختران جوانی که به عنوان دکور مشغول به کار می شوند از زیبایی بهره مند هستند اما دختر بچه ها در آینده به دلیل تغییراتی که در چهره و فیزیک‌شان ایجاد می‌شود و حتی تغییر در بازاری که این بچه ها فقط به این شکل کار کردن در آن را آموخته اند، امکان سرخوردگی و ناکامی و پوچ گرایی بسیار خواهند داشت.ایجاد فضای کاذب، داوم نیاوردن این فضا و تجربه شکست سنگین، می‌تواند عنوان نوجوانی و جوانی آن ها را تحت تاثیر جدی قرار دهد؛ چرا که اولین چیزی که به او آموخته شده، مقایسه کردن و مسابقه دادن است. مسابقه ای که همیشه باید برنده باشد و شکست منجر به مقصر جلوه دادن دیگران در این کودک خواهد شد. این کودک ابتدا اعتماد به نفس کاذب پیدا می کند، بعد این اعتماد به نفس می شکند . لازم است برخورد جدی حقوقی قانونی با این پدیده داشته باشیم.

خروجی نظام آموزشی کشور!

آسیب های این شغل کاذب برای زنان و دختران جوان سریع تر اتفاق خواهد افتاد. آن‌ها مرحله کودکی و نوجوانی را بدون مرکز توجه بودن طی کرده و اغلب انواع مشکلات اقتصادی را به خصوص در بازار کار ایران تجربه کرده اند و از پیشنهاد‌هایی مانند قرار گرفتن به عنوان دکور و استفاده اززیبایی شا ن و دریافت حقوقی خوب استقبال خواهند کرد. به تنگ آمدن از فضای اقتصادی و دنبال کردن آرزوها در فضایی که برای پرداخت پول به آن ها خساست به خرج نمی‌دهد، آن لحظه حکم تحقق تمام آنچه را از زندگی می‌خواهند،خواهد داشت. اما شریفی یزدی در این باره به «قانون» می گوید که بخش زیادی از این دختران ناخواسته و آرام جذب جاهایی می‌شوند که روزاول به مخیله‌شان نمی‌رسیده است و اگر روز اول به آن‌ها اخطار بدهید، به‌طوریقین با برخورد تندی مواجه خواهید شد. اما در این فضا قرار می گیرند و رفته رفته برای‌شان سهل خواهد شد. این جامعه شناس می‌گوید که ریشه تمام این مشکلات را باید در نظام آموزشی جست و جو کرد. حال مدارس ما خوب نیست. آموزش و پرورش 16هزار ساعت وقت بچه ها را می‌گیرد و خروجی آن چنین معضلاتی است.

بیش توجهی و عواقب آن

«حسن عماری» روانشناس اجتماعی در گفت‌و‌گو با «قانون» معتقد است که از این کودکان یا دختران جوان در فضای مجازی تندیس ساخته شده است. تندیس آن چیزی است که در ساخت آن نقش خاصی نداشته‌اید اما به واسطه آن به شما نگاه می‌کنند. این روزها اینستاگرام، همان فضایی است که تندیس‌های اجتماعی را تقویت ونقش اجتماعی را کمرنگ می کند. هویتی را تحت تاثیر نگاه دیگران به تو القا می‌کند و اگر به واسطه این رفتارهای تبلیغی برای فرد هویت بسازیم او دچار چالش می‌شود. این بچه ها به مرکز توجه بودن عادت می کنند و هویت القا شده ای خواهند داشت که تلاشی برای ساخت آن صورت نگرفته است و به‌حتم ماندگار نخواهد بود.

آنچه مسلم است بیش توجهی به این افراد چه کودک و چه بزرگسال، بازگشت به زندگی عادی و مسیر طبیعی را برای این افراد سخت و حتی غیر قابل باز گشت می‌کند. آن ها به توجه و کسب درآمد از راهی که زیبایی نام دارد، عادت کرده‌اند. قرار گرفتن در جایگاه یک شغل عادی یا داشتن شأن اجتماعی به واسطه تخصص و تجربه در یک کار برای آن‌ها معنای چندانی نخواهد داشت یا اگر ممکن باشد، عده کمی را در برمی‌گیرد. باید دید ایران با آینده دختران دکوری و کودکانی که شهرت زودرس را تجربه می کنند، چه خواهد کرد؟

سه شنبه, 21 شهریور 1396 13:20

مانع پیشرفت ;خودسری

مانعی برای پیشرفت، در حدیث امام هادی(علیه السلام)

 

انسان هایی که خودسرانه عمل می‌کنند، غالبا به مقصود خود نمی‌رسند. 

 

بخش اخلاق و عرفان اسلامی
مانعی برای پیشرفت، در حدیث امام هادی(علیه السلام)

 

 

امام هادی(علیه السلام) در حدیثی درباره خودپسندی می‌فرمایند: «ألعُجبُ صارِفٌ عَن طَلَبِ العِلمِ، داعٍ اِلَی الغَمطِ وَ الجَهلِ؛ خودپسندی مانع تحصیل علم است و انسان را بسوی نادانی و خواری می کشاند.»[بحار الأنوار، ج69، ص199] 

قارون زمان موسی کلیم الله، به مادیات و دانش خود مغرور شده بود، و نصیحت قوم خود را در مورد ترس از عواقب مادیگری، گوش نکرد. «قالَ إِنَّما أُوتیتُهُ عَلى‏ عِلْمٍ عِنْدی‏[قصص/78] (قارون) گفت: جز این نیست كه این اموال از روى دانشى كه در نزد من است (دانش به تورات و كیمیاء و تجارت و كشاورزى) به من داده شده‏ است.» و سرانجام گرفتار عذاب الهی شد[قصص/81]

نشنیدن نظرات دیگران و نصیحت آنان بر اثر غرور و خودپسندی، یکی از موانع مهم پیشرفت است.

با مادیگرا شدن بخشی از جامعه، حس غرور و خودپسندی و بزرگ بینی به افراد دست می‌دهد؛ ممکن است مادیگرایی نیز با مدارج علمی و غیره همراه شود، و شخص را به راههای خطرناک تر بکشاند. 

  برخی از جوانان ناپخته امروزی با مغرور شدن به جوانی و  سرگرم شدن با دوستان ناباب، حتی نصیحت والدین خود را هم بر نمی‌تابند، و روزی متوجه می‌شوند که متاسفانه دیر شده و  آنها گرفتار مواد مخدر و تباهی عمر و آسیبهای دیگر  شده اند. 


منبع:
کانال تلگرام نشر معارف قرآن و حدیث

 

در دوران نامزدی تان لطفا عاشق نشوید!

 

دوران نامزدی یکی از مهم ترین دوران ها در زندگی هر دختر و پسری است و هر دو باید شناخت کاملی از همدیگر پیدا کنند. این مطلب به دختران کمک می کند در دوران نامزدی مرد زندگی شان را کاملا بشناسند.

 

بخش کلوب ازدواج تبیان
دوران نامزدی، دختر و پسر ، دوران شناخت، هویت

 

 

مرد زندگی تان را در دوران نامزدی بشناسید

دوران نامزدی دورانی است که علاوه بر تمام شیرینی و لذت هایش بسیار حساس و حائز اهمیت است. شما در دوران نامزدی طرف مقابل خود را به خوبی می شناسید و می توانید تمام اخلاقیات و رفتار های او را بسنجید.

در این مطلب نکاتی را برای دخترانی که در دوران نامزدی هستند جمع آوری کرده ایم که خواندن آنها خالی از لطف نیست.در زیر، نکته هایی برای دختر خانم هایی که قصد ازدواج دارند، ارائه شده که لازم است در دوران اولیه ی آشنایی با همسر آینده شان به آن ها توجه و دقت کافی داشته باشند. با عجله و بدون آگاهی عمل کردن، موجب یک عمر پشیمانی خواهد شد. به توصیه های زیر که به شما در شناخت مرد مناسب زندگی تان کمک می کند، توجه کافی داشته باشید:

قبل از عاشق شدن در دوران نامزدی این سوالات را از نامزدتان بپرسید

قبل از این که درگیر مسائل عاطفی با مردی شوید، اطمینان حاصل کنید که با فرد مناسب یا نامناسبی طرف هستید! در

زمانی که احساسات خود را ابراز می کنید، همسرتان به شما اعتماد می کند و دیوارهای محافظ احساساتش فرو می ریزند. مرد صادقی که مناسب شماست، همیشه به شما به خاطر صداقت در ابراز احساسات تان، احترام می گذارد

 اولین ملاقات هاست که شما باید سؤال هایی از همسر آینده خود بپرسید تا بتوانید تصمیم بگیرید که آیا باید درگیر مسائل عاطفی بیش تری بشوید یا خیر؟! قبل از این که با او ازدواج کنید و به قلب شما راه یابد، باید او را مورد ارزیابی و سنجش قراردهید. هر چه اطلاعات بیشتری در مورد نامزدتان داشته باشید، بهتر می توانید قضاوت کنید که آیا او شریک زندگی مناسبی است یا خیر!

به منظور مطمئن شدن از این که نامزدتان، مناسب شماست یا نه، می توانید در زمینه های زیر از او سؤال کنید:

– وضعیت خانواده و کیفیت روابط خانوادگی

– روابط عاطفی گذشته و دلیل های به هم خوردن آن ها

– درس های آموخته شده از تجربه های زندگی

– اخلاقیات، ارزش ها و دیدگاه های اخلاقی

– دیدگاه های عاطفی، تعهد و روابط

– فلسفه ی مذهبی یا روحی

– هدف های حرفه ای، شخصی و…

در دوران نامزدی با احساسات خود صادق باشید

به طور کلی، ارتباطی موفق است که همیشه دارای صداقت و اساس و پایه باشد. وقتی که شما در روابطتان با دیگران، در ابراز احساسات خود صادق نباشید، آن روابط به هم ریخته، نامطبوع و پیچیده خواهد شد.

در زیر به چند ویژگی صداقت احساسی اشاره می شود

وقتی با کسی که او را دوست دارید، صادقانه صحبت می کنید، هر دوی تان احساس می کنید که به یکدیگر نزدیک شده اید. صداقت، هم چون پلی میان قلب شما و قلب فرد مقابل تان می باشد. گویی صداقت، دری را به روی قلب شما باز می کند بنابراین او می تواند خود واقعی شما را احساس کند. اگر از نظر عاطفی با مردی که شما را دوست دارد صادق نباشید، روابط تان سطحی خواهد بود و هرگز این روابط به طور جدی عمیق تر نمی‌شود. هرچه از لحاظ عاطفی صادقانه تر برخورد کنید، به همان اندازه، صمیمیت بیش تری را تجربه خواهید کرد و احتمال بیش تری دارد که شما با یکدیگر، آینده ای بهتر را خلق کنید. صداقت احساسی، به وجود آورنده‌ی صمیمیت می باشد.

صداقت احساسی شما، سبب می شود نامزدتان به خود اجازه دهد، احساساتش را بیان کند. وقتی با مردی از نظر عاطفی صادق هستید، موجب می شود او هم از نظر عاطفی با شما صادق باشد، او احساس امنیت بیشتری کند و بتواند احساسات قلبی اش را بیان کند. اگر نامزدتان احساس کند که شما احساسات خود را بیان نمی کنید، او نیز در برابر خودش، سپر محافظتی قرار می دهد. زمانی که احساسات خود را ابراز می کنید، همسرتان به شما اعتماد می کند و دیوارهای محافظ احساساتش فرو می ریزند. مرد صادقی که مناسب شماست، همیشه به شما به خاطر صداقت در ابراز احساسات تان، احترام می گذارد.

هویت و شخصیت نامزدتان در دوران نامزدی

هویت، یکی از ضروری ترین مشخصه های همسر دائمی شماست. بنابراین در جست وجوی مردی با هویت مناسب باشید. هویت، خمیرمایه درونی شخص است. هر چیزی که درون فرد را بیان کند و ارزش های زندگی او، اخلاق و رفتارش را نشان دهد، جزو هویت او می باشد. رفتار نامزدتان نسبت به خود، شما و بعد از ازدواج، رفتارش با فرزندان، نشان دهنده ی هویت اوست در حالی که شخصیت، روشی است که شخص، خودِ بیرونی اش را به جهان اطراف نشان می دهد؛ روشی که او، ظاهرش را بیان می کند.

امکان دارد هویت در ظاهر، به اندازه شخصیت، قابل رؤیت نباشد اما در واقع انعکاسی حقیقی تر از باطن شخص می باشد. اگر هویت و شخصیت را یک کیک در نظر بگیریم، «شخصیت» قسمت رویه ی کیک و «هویت» مواد تشکیل دهنده ی کیک می باشد.

در انتخاب مرد مناسب تان، به دو نکته ی زیر توجه کنید:

–- به جای این که روی ویژگی های شخصیتی او تکیه کنید، هویت او را بشناسید.

– -به جای این که هدف تان، پیمان زناشویی باشد، مطمئن شوید که او هویت مناسبی دارد. (به دنبال پیمان زناشویی بودن، چشم شما را به روی هویت او می بندد).

چند مشخصه هویتی که باید در مرد ایده آل خود جست وجو کنید، عبارتند از:

تعهد نسبت به رشد و پیشرفت در انسانیت : شما نباید او را تهدید به رشد و پیشرفت کنید، بگذارید خودش این عمل را انجام دهد.

شخصیت مرد مناسب تان، به اندازه ی هویت او اهمیت ندارد. علاقه به ظاهر یک مرد، مهم است اما نه این که تنها ظاهر را درنظر بگیرید. شما باید او را بیش تر به خاطر باطنش دوست داشته باشید

صداقت عاطفی : یک ارتباط صمیمی، شریک بودن در همه چیز، به خصوص در احساسات است. او باید مردی باشد که احساساتش را نسبت به شما بیان کند.

صداقت : درستی، صداقت و وفاداری، از عوامل ضروری یک رابطه ی سالم هستند. بدانید تا زمانی که شما به او احساس امنیت می دهید، با شما، خودش و دیگران صادق است.

–رشد فکری و مسؤولیت پذیری : از نظر فکری، رشد کرده و مسؤولیت پذیر باشد و آن چه را که می گوید و می خواهد در زندگی انجام دهد، جامه ی عمل بپوشاند.

اعتماد به نفس بالا : نسبت به خودش، احساس خوبی داشته باشد. از خودش و محیط زندگی اش به خوبی مراقبت کند و خودش را به اندازه ی شما دوست داشته باشد.

نگرش مثبت نسبت به زندگی : مردی با هویت مناسب، خوبی های دنیا را در شما و خودش می بیند و هنگامی که شما با او هستید، احساس خوبی در مورد زندگی خواهید داشت.

شخصیت مرد مناسب تان، به اندازه ی هویت او اهمیت ندارد. علاقه به ظاهر یک مرد، مهم است اما نه این که تنها ظاهر را درنظر بگیرید. شما باید او را بیش تر به خاطر باطنش دوست داشته باشید.


منبع : الو دکتر