ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

یکشنبه, 26 شهریور 1396 14:57

ازدواج های آسیب پذیرتر !

این ازدواج ها آسیب پذیر تر هستند

 

یک کارشناس ارشد روانشناسی گفت: اگر جوانان آمادگی مواجهه با تعارضات را نداشته باشند، زندگی مشترک موفقی را تجربه نمی‌کنند و در معرض آسیب‌های بعدی و طلاق قرار می‌گیرند

 

 

ازدواج ، آسیب پذیری، خانواده، طلاق، جوانان

 

 


عاطفه افشاری گفت: ازدواج به عنوان یکی از مهم‌ترین موضوعات خانوادگی باید در قالب و چارچوب خاص خود قرار گیرد و این که زمانه تغییر کرده و جوانان این دوره و زمانه با گذشته بسیار فرق کرده‌اند پاسخ منطقی و قابل قبولی نیست.

وی ادامه داد: جوانان امروزه درست در همان خانواده‌هایی رشد و پرورش یافته‌اند که جوانان سال‌های قبل بزرگ شده‌اند و تنها به سبب پیشرفت فناوری و گسترده شدن دامنه ارتباطات نباید جوانان را به حال خود گذاشت تا شریک زندگیشان را انتخاب کنند.
این کارشناس ارشد روانشناسی افزود: بعضی از خانواده‌ها به دلیل اینکه جوانان هر کسی را که خودش انتخاب کند می‌پذیرد و اگر ما کسی را انتخاب کنیم مشکلات بعدی‌اش هم گریبانگیر ما می‌شود، در راهنمایی برای انتخاب شریک زندگی فرزندان خود کوتاهی می‌کنند.
افشاری گفت: پدر و مادر باید همراه و مشاور جوانان باشند و با استدلال و منطق آنها را قانع کنند که انتخابش درست یا نادرست است و بی گمان جوان نیز آن را می‌پذیرد.

وی با اشاره به اینکه ازدواج مقدمه تشکیل خانواده است، تصریح کرد: با ازدواج دو زوج جوان، پایه‌های خانواده شکل می‌گیرد.
این کارشناس ارشد روانشناسی ادامه داد: زمانی که رابطه زوجین رابطه سالم و برپایه اصول صحیح شکل گیرد، خانواده رو به کمال می‌رود و از این رو جوان باید معنای خانواده را بداند نه این که فقط از نظر عاطفی و روحی با فرد موردنظر خود مشترکاتی داشته باشد.
افشاری با اشاره به اینکه زمانی که دختر و پسر ازدواج می‌کنند، با فضای جدید خانواده‌های یکدیگر روبه‌رو می‌شوند، تصریح کرد: پسر یا دختر در خانواده‌هایی متفاوت رشد کرده‌اند و ویژگی‌های آن خانواده را دارند و زمانی که آشنایی انجام می‌شود در کنار اشتراکات، بی گمان تفاوت‌هایی را مشاهده می‌کنند.

نگاهی به آمارهای طلاق و بررسی علل و عوامل این پدیده در جامعه کنونی ما نشان می‌دهد ازدواج‌هایی که در آن دختر و پسر پیوند مستحکمی با خانواده طرفین پیدا نکردند، بیشتر در معرض آسیب و طلاق قرار گرفتند.


وی اظهارکرد: اگر جوانان آمادگی مواجهه با تعارضات را نداشته باشند، زندگی مشترک موفقی را تجربه نمی‌کنند و در معرض آسیب‌های بعدی و طلاق قرار می‌گیرند.
این کارشناس ارشد روانشناسی گفت: نگاهی به آمارهای طلاق و بررسی علل و عوامل این پدیده در جامعه کنونی ما نشان می‌دهد ازدواج‌هایی که در آن دختر و پسر پیوند مستحکمی با خانواده طرفین پیدا نکردند، بیشتر در معرض آسیب و طلاق قرار گرفتند.
افشاری با اشاره به اینکه قواعد و آداب و رسوم و ویژگی‌های خاص، خانواده‌ها را از هم متمایز می‌کند، تصریح کرد: وقتی ازدواج دو نفر بدون توجه به این قواعد انجام شود، طبیعی است ازدواج آسیب‌پذیر است.

وی ادامه داد: خانواده‌ها باید در بستر مشترکات مهمی که با هم دارند تصمیم به پیوند ازدواج فرزندانشان بگیرند اما گاهی اوقات پسر یا دختر نسبت به هم علاقه عاطفی پیدا می‌کنند و ازدواج خود را بی نیاز از مشورت و هماهنگی با خانواده‌ها می‌دانند.
این کارشناس ارشد روانشناسی افزود: دختر و پسر اغلب خارج از چارچوب خانواده عمل می‌کنند و با چانه‌زنی، تصمیم خود را برای ازدواج با یک فرد خاص اعلام و برخواسته خود پافشاری می‌کنند. در چنین مواردی والدین بر اساس هنجارها و تفاوت دیدگاه‌هایی که با جوان دارند، اغلب مخالفت می‌کنند و از سویی احساس می‌کنند ثمره تلاششان در زندگی از بین می‌رود.
افشاری اظهارکرد: مجموعه افکار، ایده‌ها، مصلحت‌ها و تجربیات متفاوت باعث می‌شود اغلب خانواده‌ها در برابر خواسته جوانان مقاومت کنند و تن به درخواست‌های آنان ندهند. اما مشکلی که هم اکنون در جامعه مشهود است، وجود موارد قابل توجهی از ازدواج‌ها خارج از فضای مشورت و توافق و همراهی خانواده‌ها است.
وی خاطرنشان کرد: پس از فروکش کردن احساسات عاطفی و هیجانی، عشاق دیروز تبدیل به کینه توزان امروز می‌شوند. 



منبع : ایسنا 

یکشنبه, 26 شهریور 1396 14:51

3درس مهم از سوره هل‌اتی !

3درس مهم که می‌توان از سوره هل‌اتی گرفت

 

حضرت زهرا (سلام الله و علیها) در حالى که از شدت گرسنگى شکمش به پشت چسبیده، و چشم‌هایش به گودى نشسته و در محراب عبادت ایستاده‌ بود، در همین هنگام جبرئیل نازل شد و عرض کرد این سوره را بگیر، خداوند با چنین خاندانى به تو تهنیت مى‏‌گوید.

 

زهرا اجلال- بخش قرآن تبیان
 
سوره هل اتی

 

 

مرحوم علامه امینی در کتاب الغدیر از 34 تا از منابع اهل سنت اعم از منابع حدیثی و روایی شبیه همین مضمون را نقل کرده‌اند در تفسیر کشاف و غیره مجامع روایی و تفسیری اهل سنت هم فراوان آمده که وجود مبارک حسنین سلام الله علیهما بیمار شدند وجود مقدس نبی اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم برای عیادت این دو بزرگوار وقتی آمدند در بستر بودند. ظاهرا به امیرالمومنین فرمودند که نذر روزه چرا نمی ‌کنید برای شفای آن ‌ها حضرت نذر سه روز روزه کردند وجود مقدس فاطمه‌ ی زهرا هم نذر کردند و حسنین هم خودشان را ملحق کردند حتی فضه‌ی خادمه هم مشارکت کرد سه روز بنا شد روزه بگیرند این بزرگوار‌ها از بستر بیماری برخواستند سه روز بنا شد روزه بگیرند در نقل است چیزی در منزل نبود حضرت سه من جو خریدند در مقابل کاری که فاطمه‌ی زهرا سلام الله علیها بکنند و مقداری پشم بود بریسند برای صاحب آن گندم‌ها حضرت روز اول یک سوم این کار را انجام دادند و یک سوم این جو بود یا گندم بود آرد کردند و پنج قرص نان پختند برای افطار در نقل است که شب اول آیه‌ی قرآن است وقتی سفره‌ی اطعام پهن شد اولین لقمه را که حضرت رفتند بردارند کسی در زد که «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْکیناً» (انسان/8) من مسکینی هستم حالا با خصوصیاتی که در روایات است حضرت نان خودشان را دادند بقیه هم همین طور با آب افطار کردند روز دوم باز همین ماجرا تکرار شد یک ثلث دیگر این گندم‌ها یا جو‌ها آرد شد نان پخته شد و باز سر افطار یتیمی آمد و رجوع کرد و حضرت نان خود را دادند بقیه هم همین طور شب سوم اسیری رجوع کرد.

آن‌ چه که مهم است کیفیت عمل است «لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلا [هود/7] تا شما را بیازماید که کدام‏یک نیکوکارترید» نه کمیت و زیادتی عمل. در جریان مذکور اگر چه آن غذاها از حیث کمیت و مقدار قابل توجه نبود ولی چون با ارزش‌های عالی اخلاقی اخلاص، ایثار، انفاق مقرون شده بود، سبب نزول یک سوره در شأن اهل بیت (علیهم السلام) شد.

بنابراین سه روز که روزه گرفتند و با آب افطار کردند بدون هیچ سحری و افطاری روز چهارم در نقل دارد که وجود مقدس امیرالمومنین با حسنین سلام الله علیهما آمدند محضر رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و ایشان وقتی نشان کردند تعبیر این است که مثل جوجه به خود می ‌لرزیدند این تعبیر را مجامع اهل سنت و کشاف زمخشری دارد حضرت برخواستند آمدند برای دیدار با فاطمه‌ی زهرا سلام الله علیها وقتی وارد منزل شدند در حالی که تعبیر این است از گرسنگی شکم حضرت به کمر چسبیده بود دو چشم فرو رفته بود مشغول عبادت بودند در محراب عبادت نبی اکرم متاثر شدند بر این وضعیت سوره‌ی هل اتی نازل شد به حضرت بشارت داده شد: «ای محمد، آنچه را خداوند برای تو در باره اهل بیت مهیا ساخته است، بگیر.» پیامبر فرمود: چیست؟

جبرئیل آیات آغازین سوره‌ی «هل اتی» را قرائت کرد تا رسید به آیه «انّ هذا کان لکم جزاء و کان سعیکم مشکورا.» در روایتی دیگر از امام باقر علیه السلام آمده است که جبرئیل در روز چهارم با ظرفی پر از گوشت فرود آمد. اهل بیت از آن خوردند تا سیر شدند ، ولی چیزی از غذا کاسته نشد. حسین علیه السلام با مقداری از آن غذا از خانه خارج شد. زنی یهودی به او گفت: شما که همیشه در گرسنگی به سر می برید این غذا از کجاست؟ مقداری از آن به من بده.

حسین علیه السلام دست خود را دراز کرد که غذا را به او بدهد اما جبرئیل فرود آمد و غذا را از دست حسین گرفت و به سوی آسمان برد. پیامبر خدا فرمود: اگر حسین نخواسته بود از این غذا به آن زن بدهد، این ظرف غذا تا روز قیامت نزد اهل بیتم باقی بود؛ از آن می‌خوردند و هیچ‌گاه چیزی از آن کم نمی شد. (بحارالانوار، ج 35، ص 237، حدیث 1 و ص 241، حدیث 2 - امالی صدوق، ص 155 و مناقب، ج 2، ص 124)

۳ نکته‌ای که موجب نزول سوره «هل اتی» بر اهل بیت (علیهم السلام) شد

درس‌ هایی که می‌ توان از این جریان گرفت:

الف: اخلاص

نیست در لوح دلم جز الف قامت یار/ چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم

علت آن‌که حضرت حق یک سوره را در شأن اهل بیت علیهم ‌السلام نازل می‌فرماید به برکت اخلاص آن بزرگواران است. آن هم مرتبه والایی از اخلاص که فقط رضایت خدا را مد نظر، و مقصد و منظوری جز او نداشتند. لذا خداوند با ذکر کلمات «عَلى‏ حُبِّهِ» و «لِوَجْهِ اللَّهِ» در سوره انسان به این امر اشاره می‌فرماید: «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً، إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لانُرِیدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً [انسان/8-9] و هم بر دوستى او (یعنى خدا) به فقیر و طفل یتیم و اسیر طعام مى‌دهند. (و گویند) ما فقط براى رضاى خدا به شما طعام مى ‏‌دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسى هم نمى‌ طلبیم.»

ب: ایثار

آن عزیزان با وجود روزه دار بودن، تحمل گرسنگی، تشنگی و نیاز به غذا خصوصا در روزهای دوم و سوم، اما در عین حال دیگران را بر خود ترجیح دادند. «ویُؤْثِرُونَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ [حشر/9] آنان را بر خود ترجیح مى‏‌دهند، گرچه خودشان را نیاز شدیدى باشد»، و این کار حکایت از قدرت و عظمت بالای روحی آنان دارد که در عین احتیاج به غذا در آن شرایط بحرانی، چنین ایثاری را انجام دادند.

خداوند با ذکر کلمات «عَلى‏ حُبِّهِ» و «لِوَجْهِ اللَّهِ» در سوره انسان به این امر اشاره می‌فرماید: «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً، إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً [انسان/8-9] و هم بر دوستى او (یعنى خدا) به فقیر و طفل یتیم و اسیر طعام مى‌دهند. (و گویند) ما فقط براى رضاى خدا به شما طعام مى‏‌دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسى هم نمى‌طلبیم».

ج: انفاق

انفاق آن زمانی ارزش بیشتری پیدا می‌کند که متعلق آن، مورد علاقه انسان باشد و به تعبیر قرآن کریم: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‏ءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلیمٌ [آل عمران/92] هرگز به [حقیقتِ‏] نیکى [به طور کامل‏] نمى‏‌رسید تا از آن چه دوست دارید انفاق کنید و آن چه از هر چیزى انفاق مى‌کنید یقیناً خدا به آن داناست» و مصداق بارز این نوع انفاق را می‌توان در این جریان به خوبی مشاهده کرد.

بنابراین آن‌ چه که مهم است کیفیت عمل است «لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلا [هود/7] تا شما را بیازماید که کدام‏یک نیکوکارترید» نه کمیت و زیادتی عمل. در جریان مذکور اگر چه آن غذاها از حیث کمیت و مقدار قابل توجه نبود ولی چون با ارزش‌های عالی اخلاقی اخلاص، ایثار، انفاق مقرون شده بود، سبب نزول یک سوره در شأن اهل بیت (علیهم السلام) شد.


منابع:

سمت خدا؛ حجت الاسلام والمسلمین میر باقری- تفسیر سوره انسان

فارس نیوز

دانشنامه رشد

تاوان متابعت غیر تام و تمام از معصوم !

 

چگونه اصحاب پیامبر که جان خود را در راه اهداف پیامبر می‌دادند، در بعضی از امور اجتماعی اطاعت نکردند؟

 

حدیث غدیر

 

 

از روش بعضی از صحابه به دست می‌آید که بعضی از اصحاب در مسایل عبادی کاملا مطیع پیامبر بودند اما در مسایل اجتماعی و سیاسی خود را مجتهد و صاحب رای می‌دانستند. دلیل این مطلب مواردی است که اصحاب با دستورات سیاسی و اجتماعی پیامبر(صلی الله علیه وآله) مخالفت کرده‌اند.


مثل تخلف از سپاه اسامه(در حالی که پیامبر تخلف کنندگان را لعن کرده بود.)نپذیرفتن صلح پیامبر با مشرکان مکه، مخالفت با امر پیامبر به آوردن قلم و دوات در مرض وفات حضرت و موارد دیگر. به همین خاطر نپذیرفتن تعیین جانشین پیامبر هم از جمله مسایل سیاسی است که مخالفت بعض صحابه با آن بعید نیست. [المراجعات ص358]


در کتاب سلیم بن قیس(اسرار آل محمد علیهم السلام) از صحیفه‌ای نام ‌می‌برد که گروهی از صحابه در کعبه هم قسم می‌شوند که نگذارند خلافت به خاندان پیامبر برسد.[أسرار آل محمد عليهم السلام، ص231 و بحار ج28ص 103 ]َ پس مخالفت صحابه با پیامبر در امور غیر عبادی بعید نیست از جمله مخالفت با تعیین جانشین پیامبر.


 

منبع:
کانال نشر معارف قرآن و حدیث

یکشنبه, 26 شهریور 1396 14:36

دعای امیرالمؤمنین مستجاب شد

دعای امیرالمؤمنین مستجاب شد

 

چون از دعايش فراغت يافت ناگهان باران فراوانى باريد تا جايى كه عربى از بعضى از نواحى كوفه آمد و ‏گفت: دره‏ ها و تپه‏ ها را از فراوانى آب چنان ديدم كه بخشى از آب در بخشى ديگر موج مى‏ زد.

 

 

باران رحمت

 

 

امام صادق عليه‏ السلام از پدرش از جدّش روايت مى‏ كند: اهل كوفه خدمت اميرالمؤمنين عليه‏ السلام آمدند و از ‏خشكسالى و نيامدن باران شكايت كردند و عرضه داشتند: براى ما از خدا درخواست باران كن. ‏اميرالمؤمنين عليه‏ السلام به حضرت حسين عليه‏ السلام فرمود: از خدا درخواست باران كن. امام حسين عليه‏ السلام حمد ‏و ثناى حق را به جا آورد و بر پيامبر درود فرستاد و به‏ پيشگاه حق عرضه داشت: اى عطا كننده خيرات و ‏نازل كننده بركات، آب فراوان بر ما ببار و باران بسيار و وسيع و خوشگوار و باعظمت كه بندگانت را از ‏ناتوانى برهاند و سرزمين‏ هاى مرده را زنده كند به ما عطا فرما. آمين رب العالمين.‏
چون از دعايش فراغت يافت ناگهان باران فراوانى باريد تا جايى كه عربى از بعضى از نواحى كوفه آمد و ‏گفت: دره‏ ها و تپه‏ ها را از فراوانى آب چنان ديدم كه بخشى از آب در بخشى ديگر موج مى‏ زد.


منبع:

برگرفته از کتاب عبرت آموز / کانال استاد حسین انصاریان

یکشنبه, 26 شهریور 1396 12:57

منظر آفاقی توحید در پوست بدن

منطق قرآن کریم در شناساندن توحید

 

انسان اگر از مناظر‌ جالب‌ دره‌های‌ سـرسبز؛ رودخـانه‌های پرخـروش، درختان زیبا گل های رنگارنگ، شکوفه‌های رنگین، کوه های بلند؛ دریاهای مواج، قطعات ابرها‌ و بالاخره از همه ی زیـبائی های صفحه ی آسمان و سطح زمین چشم بپوشدو به مطالعه صفحه ی وجود‌ خود بپردازد؛ در این‌ صـفحه ی پر نقش و نگار و کتاب پر اسـرار، عـجائبی خواهد دید، و به معارفی‌ پی‌ خواهد برد که از عجائب آسمان بلند و زمین پهناور کمتر نیست.عجایبی که عقل را حیران‌ می کند،معرفی که شاه راه توحید را‌ به روی انسان می گشاید.

 

منطق قرآن کریم در شناساندن توحید

 

 

راستی علم تشریح برای خواستاران تـحقیق و معرفت در زمینه ی خداشناسی، چراغی‌ است روشن که دلرا فروغ و روشنائی می بخشد.
قسمتی‌ از اعضاء بدن«اعضاء حس» نامیده می شوند،این اعضاء در زندگی ما دارای مـوقعیت بسیار حساسی می باشند؛ یعنی همین ها هستند که ما را با دنیای خارج مربوط می کنند.
اساسا زندگی‌ ما‌ در سایه ی دیدن مناظر گوناگون، شنیدن صداها و آهنگ های مختلف‌ تشخیص به بوی های مطبوع از غیرمطبوع؛ چشیدن طـعم غـذاهای متنوع؛ و بالاخره احساس‌ گرما و سرما و درد و فشار، انجام می‌ گیرد، اینها همه‌ و همه از‌ راه‌ همین اعضاء حس، ادراک‌ می شوند، از همین دروازه‌ ها به داخل کشور وجود ما راه پیدا می‌ کنند.
مغز در حقیقت یک مرکز مـخابراتی و سـتاد فرماندهی بدن است و هریک از دستگاه‌ های‌ حس‌ یعنی‌ دستگاه‌ بینائی، شنوائی، شامه، دائقه، لامسه‌، به وسیله ی رشته‌ هائی‌ از‌ اعصاب به این مرکز مربوط می شوند و کلیه ی احساسات بوسیله ی دستگاه‌ های پنجگانه به مراکز اعصاب (مغز و مغز تـیره) مـنتقل مـی گردد.
ما اکنون به توفیق خداوند‌ بـحث‌ خـود‌ را در حـس لامسه آغاز می کنیم و چون عضو‌ این‌ حس‌ یعنی پوست بدن دارای وظایف و فوائد دیگری نیز هست که با هدف ما مناسبت دارد؛لذا بـا نـظر‌ وسـیع تری‌ قدم‌ برمی داریم:

 

زره بدن

اطراف مملکت بدن را حصاری بـه نام «پوسـت‌» فرا گرفته است؛ این حصار عجیب‌ مرز دنیای سربسته‌ای است که به تمام وسائل دفاعی مجهز است، زیرا از طرفی از‌ نفوذ‌ آب‌ و گـازها جـلوگیری مـی کند، و همچنین از ورود میکرب ها مانع می گردد، بعلاوه با‌ موادی که‌ ترشح‌ می کند مـی تواند این عوامل زیانبخش را از بین ببرد.
پوست بدن با وجود لطافت و نازکی، نگهبانی‌ است‌ دقیق‌ و مستحفظی است نیرومند که مـحیط داخـلی را از دسـتبرد تغییرات همیشگی دنیای‌ خارج‌ حفظ‌ می‌کند و مرطوب و نرم و قابل کشش و فـرسوده نـشدنی است.
ساختمان پوست-این لباس زیبا و لطیف‌ که‌ در‌ کارگاه قدرت پروردگار بافته‌ شده است،از دو طبقه بـوجود آمـده یـعنی؛ دارای رویه‌ و آستر‌ است که رویه «بشره» و آستر آن «جلد» نامیده می شود.

 

بشره یـا رویـه ی ایـن‌ لباس‌

1-قسمت‌ خارجی که از سول های خشک و سخت ساخته‌ شده و مانند زره محکمی‌ عهده‌ دار حفاظت قسمت های داخـلی‌ بـدن‌ اسـت، البته نازکی و ضخامت آن در همه ی نقاط بدن یکسان‌ نیست، بلکه بر‌ حسب‌ مصالح‌ بدن فـرق مـی کند، چنانکه پوست سر و کف پاها محکم تر و ضخیم تر و مقاومتش در مقابل تأثیرات خارجی‌ بیشتر‌ و قـسمت‌ های دیـگر نـازک‌ تر و لطیف‌ تر است.
برای اینکه این لباس زیبا همیشه باطراوت‌ و شاداب‌ باشد‌، سلول های آن به سرعت عـوض‌ مـی شوند یعنی همین قدر که سلول ها در اثر تماس مداومی که با‌ محیط‌ خارج‌ دارد فرسوده و کـهنه شـد فـرو می ریزد،و مأموریت حفاظت بدن را به سلول های نوین محول‌ می‌ کند‌.

2-قسمت داخلی که طبقه ی «مالپیکی» نامیده می شود،و رنـگ های نـژادهای مختلف بشر، به تفاوت رنگ این طبقه بستگی‌ دارد‌؛ در این طبقه دو چیز جلب تـوجه مـی کند:
یـکی آنکه سلول های این‌ قسمت‌ همیشه در تکثیرند زیرا سلول های قسمت خارجی‌‌ «بشره‌» چنانکه‌ گفتیم دائما مـیافتند و سـلول های ایـن قسمت جایگزین‌ آنها‌ می گردند.
دوم موضوع مرمت و رفو کردن است یعنی: وقتی کـه پوسـت بدن در‌ ناحیه‌ ای‌ پاره‌ می شود، این طبقه قسمت‌ پاره‌ شده را‌ به تدریج‌ رفو‌ می کند، در حقیقت این لباس مـانند‌ لبـاس های‌‌ معمولی نیست یعنی طوری است که اگر در یک نقطه‌ ای از آن‌ پارگی‌ رخ دهـد، خـودش خودش‌ را رفو‌ و اصلاح می کند.
در سطح‌ خارجی‌ «بـشره» شـیارهای کـم‌عمق و در بین‌ آنها‌ برجستگی هائی وجود دارد که در کف دسـت و پا و مـخصوصا سطح داخلی انگشتان کاملا‌ واضح‌ است، و در انگشت‌ نگاری‌ برای ثبت‌ آثار‌ انگشتان‌ مورد اسـتفاده قـرار‌ می گیرد‌؛ آثار انگشتان که از‌ ایـن‌ بـرجستگی ها روی کاغذ ثـبت مـی شود، در هـر شخص وضع خاصی دارد؛ و این خود یـکی‌ از‌ بـهترین وسیله ی شناسائی افراد از یکدیگر‌ می باشد‌.

پوست بدن چنان که گفته شد نـه‌ تنها حـصاری اسـت که مملکت‌ پر‌ اسرار و عجائب بـدن را حـفظ مـی کند و مرزی است که از ورود انواع دشمنان‌ خطرناک‌ مانع‌ می گردد،علاوه عهده‌ دار احساساتی است که ما را با دنیای خارج مربوط می سازد،و از‌ طرفی‌ هـواسنج خـودکاری اسـت‌ که ضمنا حرارت بدن را تنظیم و تعدیل می کند؛و از طـرف‌ دیـگر‌ مراقب‌ دلسوزی است که‌ ما را از بیماری های درونی آگاه می‌ نماید؛ باتوجه باین حقایق دلپذیر،به اهمیت‌ منطق‌ دلنشین‌ قرآن مجید پی مـی بریم آنـجا کـه می فرماید :و فی الارض آیات للموقنین‌ و فی‌ انفسکم‌‌ افلا تبصرون.
یعنی:«در روی زمـین برای اهل یقین دلائل قدرت و حکمت الهی پدیدار است‌ و هم‌ در‌ وجود خودتان نشانه‌ هائی است؛آیا بچشم بصیرت نمی‌ نگرید؟»(آیه 20-21 سـوره‌ الذاریـات‌).

 

جلد یا‌ آستر‌ این‌ لباس

«جلد» طـبقه ی تـحتانی‌ پوست بدن را تشکیل می دهد، و این طـبقه که حکم آستر بـشره را دارد عـهده‌ دار وظیفه ی حساس تری‌ است یعنی احـساس گـرما و سرما و نرمی‌ و سختی‌ اجسام‌ و احساس‌‌ درد‌ و فشار بوسیله ی آن‌ انجام‌ می‌ گیرد؛ زیرا رشته‌ های بـاریکی از اعـصاب در این قسمت از پوست‌ در سراسر بـدن پراکـنده اسـت‌ که‌ هریک‌ از ایـن هـزارها رشته ی باریک مانند یـک‌ سـیم‌ از‌ دستگاه‌‌ تلفن‌ بوده‌ اطلاعات را بدستگاه عصبی مرکزی می رسانند.
نباید از این تشبیه یعنی تشبیه شـبکه ی خـبرگزاری اعصاب سطح بدن؛ به دستگاه تلفن‌ خـیال کـنیم که مـطلب بـه سادگی دسـتگاه تلفن است‌، البته ایـن تشبیه فقط برای بهتر درک کردن‌ مطلب است و الا موضوع بسیار کامل تر و دقیق تر است زیرا: رشته‌های اعـصاب کـه در سطح‌ بدن وجود دارد از لحاظ ساختمان و وظـیفه بـا‌ یـکدیگر‌ فـرق دارنـد:قسمتی از آنها مـأمور رسـاندن‌ فشار؛ و قسمت دیگر به جمع‌ آوری اطلاعات درباره ی سرما موظف است، و دسته ی دیگر خبرگزار گرما، و بالاخره دسـته‌ ای تـأثرات فـوق‌ العاده یعنی دردها را به مغز‌، گزارش‌ می دهند.
با ایـنکه سـراسر پوسـت بـدن چـنانکه گـفتیم برای احساس سرما و گرما و لطافت و سختی‌ اجسام و غیر آن موظف است؛ ولی بعضی از نقاط‌ مانند‌ سر انگشتان طبق مصالح خلقت‌ برای‌‌ انجام این وظیفه حساس‌ تر و آماده‌ تر می باشد.

 

وظیفه حـیاتی دیگر

پوست بدن علاوه بر اینکه عهده‌دار وظیفه ی حفاظت اعضاء داخلی بدن و احساسات است‌ وظیفه ی دیگری‌ را‌ نیز در راه ادامه ی حیات‌ ما انجام می دهد؛ زیرا می دانیم که از جمله مواد سمی‌ که در داخـل بـدن ما است؛عرق است؛ گرچه سمیت آن از ادرار کمتر است ولی مانند آن‌ در بدن‌ مضر‌ و خطرناک است و باید دفع شود و الا تولید بیماری های سخت نموده و حتی ممکن است‌ حیات ما را تهدید نماید؛ لذا بـرای دفـع آن وسیله‌ ای با طرز حکیمانه بوجود آمده است:
لوله‌های‌ بسیار‌ باریکی در‌ سراسر پوست بدن موجود که تعداد آنها در هر سانتیمتر مربع تقریبا دوازده هزار و در تـمام بـدن‌ از دو تا سه میلیون می رسد، لوله های نـامبرده راههای‌ دفع عرق‌ است‌، و روی‌ همین جهت نظیف نگهداشتن سطح بدن، بسیار لازم و به سرعت و سهولت‌ دفع عرق کمک می کند.
انسان در شبانه ‌‌روز‌ معادل ششصد تا نـهصد گـرم عرق دفع می کند یـعنی در هـر ساعتی‌ سی‌ تا‌ چهل‌ گرم؛البته مقدار دفع عرق با گرمای محیط خارج و نوع آشامیدنی و کارهای‌ انسان بستگی دارد‌ و ترشح عرق از بدن همیشه صورت می‌ گیرد؛ منتها چون ترشح آن در بسیاری‌ از اوقات شـدید نـیست‌؛ به نظر‌ نمی رسد، ترشح عرق بطور کلی دارای سه نتیجه است:
1-دفع ماده ی سمی زائد چنانکه گفته شد.
2-تنظیم حرارت بکمک تبخیر در سطح بدن:اندازه ی حرارت بدن انسان مانند سایر حیوانات خون‌گرم‌‌ (دسته‌ای از جانوران‌ بـاوجود‌ تغییرات محیط زندگی گرمای بدن خود را همیشه‌ ثابت نگه می دارند و برای این مـوضوع در وجود آنها عواملی تـهیه شـده است،به این دسته از جانوران اصطلاحا خون‌ گرم می گویند، ولی‌ دسته ی دیگر‌ از جانوران قادر نمی باشند حرارت‌‌ بدن‌ خود‌ را به میزان ثابتی حفظ کنند؛و همیشه حرارت بدن آنها تابع حرارت محیط زندگی‌ آنها است بـه این دسته از جانوران،جانوران خون‌ سرد‌ نام‌ می گذارند‌.) بـاید هـمیشه ثابت بـاشد،از طرفی هم می دانیم که درجه حرارت محیط زندگی تغییراتی حاصل می کند؛ لذا برای اینکه درجه حرارت بدن هـمواره ثابت بوده از اندازه ی معینی تجاوز نکند؛ در‌ وجود‌ انسان عواملی برای تـنظیم حـرارت مـقرر شده که با گرما و سرما مبارزه کرده درجه ی حرارت را ثابت نگاه می دارند؛ و یکی از فوائد ترشح عرق مـبارزه‌ ‌ ‌بـا گرما و سرما و تنظیم حرارت‌ بدن‌ است، زیرا عرق در سطح بدن پراکنده شده تـبخیر مـی شود و در نـتیجه حرارت را جذب می‌کند و نمی گذارد در بدن اثر کرده درجه حرارت آن را بالا ببرد.
هرچه هوا گرمتر شود به وسعت دهانه ی لوله‌ های نامبرده‌ افزوده‌ شده ترشح عرق بیشتر می شود،و به عکس در مقابل سرما دهانه ی انقباض می یابد.
3-با ترشح عرق،پوست بـدن؛نـرم شده‌،حس‌ لمس‌؛بهتر صورت می گیرد.

 

اعلام خطر

یکی دیگر از وظائف مهم‌ پوست آنست که بیماری های خطرناک درونی(مانند بیماریهای‌ کبد وغیر آن)را آشکار نموده؛اطلاع می دهد چون بسیاری‌ از‌ بیماری ها‌ در پوسـت آثـار و عوارض مخصوص دارند و پزشکان از مشاهده ی آن عوارض‌ نتیجه‌های‌ مثبتی بدست می آورند یعنی به بیماری های درونی پی می برند.

 

منطق دلپذیر قرآن کریم

خواننده ی محترم!اینها‌ بود‌ خلاصه ی اطلاعات ما درباره ی پوست بـدن؛از هـمین حقایق‌ روشن می گردد که در‌ هر‌ قسمتی‌ از وجود ما اسراری است و هر عضوی دارای وظائف‌ حکیمانه‌ ای است که ما را‌ بقدرت‌ و حکمت‌ پروردگار متعادل رهبری می کند.
پوست بدن چنان که گفته شد نـه‌ تنها حـصاری اسـت که مملکت‌ پر‌ اسرار و عجائب بـدن را حـفظ مـی کند و مرزی است که از ورود انواع دشمنان‌ خطرناک‌ مانع‌ می گردد،علاوه عهده‌ دار احساساتی است که ما را با دنیای خارج مربوط می سازد،و از‌ طرفی‌ هـواسنج خـودکاری اسـت‌ که ضمنا حرارت بدن را تنظیم و تعدیل می کند؛و از طـرف‌ دیـگر‌ مراقب‌ دلسوزی است که‌ ما را از بیماری های درونی آگاه می‌ نماید؛ باتوجه باین حقایق دلپذیر،به اهمیت‌ منطق‌ دلنشین‌ قرآن مجید پی مـی بریم آنـجا کـه می فرماید :و فی الارض آیات للموقنین‌ و فی‌ انفسکم‌‌ افلا تبصرون.
یعنی:«در روی زمـین برای اهل یقین دلائل قدرت و حکمت الهی پدیدار است‌ و هم‌ در‌ وجود خودتان نشانه‌ هائی است؛آیا به چشم بصیرت نمی‌ نگرید؟»(آیه 20-21 سـوره‌ الذاریـات‌).


منبع:
مجله مکتب اسلام

یکشنبه, 26 شهریور 1396 11:58

سوگند شاه جدید

در دنیای سیاست همه بلا اختیار رفتنی اند !

 
 
روزنامه دنیای اقتصاد - شماره 4146 تاریخ چاپ:1396/06/26 بازدید:267بار کد خبر: DEN-1116563
سوگند شاه جدید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

26شهریور ماه 1320 یک روز پس از استعفای رضا شاه از سلطنت، ولیعهد بیست‌ویک ساله‌اش محمدرضا پهلوی در مجلس شورای ملی سوگند خورد و بر تخت نشست. برای جلوگیری از دستگیر شدن ولیعهد به دست نیروهای روس و انگلیس، او را با لباس شخصی در یک خودروی کرایسلر قدیمی بین صندلی جلو و عقب پنهان کردند و از در خدمه مجلس به داخل مجلس آوردند.  24 ساعت پس از خروج رضا شاه از تهران، در گوشه و كنار شنيده می‌شد كه وي آزاد نيست. گرچه آزادانه حركت می‌كند؛ ولي عملا زنداني دولت انگلستان است و هرجا كه اين دولت بخواهد او را خواهد برد و تحت مراقبت قرار خواهد گرفت و به احتمال زياد از ايران تبعيد و به يك مستعمره دورافتاده انگلستان فرستاده خواهد شد. در همين روز سرلشكر احمد نخجوان كه پس از مرخص كردن سربازان پادگان‌ها و بي‌دفاع كردن كشور از دست رضا شاه كتك خورده بود، خلع درجه و زنداني شده بود، آزاد شد و ضمن تجليل از او پنج روز بعد دوباره وزير جنگ شد! سرتيپ علي رياضي هم كه به همان دليل زنداني شده بود، آزاد شد.  در همين روز نيروهاي شوروي و انگلستان به‌عنوان فاتح ايران وارد تهران شدند و اين شهر را به اشغال خود درآوردند و فرار اتباع آلمان و ايتاليا از ايران تسريع شد.

 

افسوس بعد از جنگ شاه

 

پس از آغاز جنگ جهانی دوم در ۹ شهریور ۱۳۱۸ برابر با اول سپتامبر ۱۹۳۹، ایران بی‌طرفی خود را اعلام کرد، اما به دلیل گستردگی مرز ایران با اتحاد جماهیر شوروی و درگیری با آلمان این بی‌طرفی ناپایدار بود. اینچنین بود که در روز ۳ شهریور ۱۳۲۰ ارتش متفقین به بهانهٔ حضور جاسوسان آلمانی وارد خاک ایران شد. نیروهای شوروی از شمال و شرق و نیروهای بریتانیایی از جنوب و غرب، از زمین و هوا به ایران حمله کردند و شهرهای سر راه را اشغال کردند و به سمت تهران آمدند. ارتش ایران به سرعت متلاشی شد. رضاشاه ناچار به استعفا شد و متفقین با انتقال سلطنت به پسر و ولیعهد او، محمدرضا موافقت کردند.

رضا شاه

جنگ جهانی دوم ، جنگی که در طول دوران سلطنت رضاشاه در ایران آغاز شد و در نهایت همین جنگ هم به برکناری او از قدرت سرانجامید. رضاشاه که در سال 1304 به قدرت رسید، سودای توسعه ایران را در سر می‌پروراند. او در این مسیر به شدت نیازمند همکاری قدرتهای خارجی بود. به همین دلیل برای به واقعیت تبدیل کردن رویای خود پس از به قدرت رسیدن به آلمانها نزدیک شد. آلمانها نیز که از این نزدیکی اهداف خود را دنبال می‌کردند از این مواضع رضاشاه استقبال و زمینه همکاریهای کلان دو کشور در ابعاد مختلف را فراهم نمودند.
بدین‌ترتیب عصر جدیدی از روابط ایران و آلمان آغاز گردید که با حمله متفقین و اشغال ایران این مرحله به پایان خود نزدیک شد. دوره‌ای که در آن رهبران دو کشور به مناسبتهای مختلف پیامهایی برای یکدیگر مخابره می‌کردند. پیامهایی که اهداف سیاسی خاصی را مدنظر داشت. از جمله آنها می‌توان به پیام تبریک آدولف هیتلر  به مناسبت افتتاح خط راه آهن شمال به جنوب اشاره کرد:  «به مناسبت اختتام خط آهن شمال به جنوب ایران که یکی از شاهکارهای بزرگ مهندسی و برای ایران فوق‌العاده مفید است، بهترین تبریکات قلبی خود را تقدیم می‌دارد.»
آلمانها در طول ساختن راه‌آهن ایران نقش پررنگی ایفا کردند که به همین دلیل نام یکی از محله‌های نزدیک آن به نازی‌آباد شهرت یافت. البته این مسیر ریلی در نهایت منافع متفقین را در جنگ تامین کرد. رضاشاه هم پس از آنکه توسط دول پیروز در جنگ تبعید شد از تخریب نکردن راه آهن اظهار تأسف کرد.

فروغی از نیت انگلیس‌ها برای برکناری و تبعید رضاشاه باخبر شد. در نتیجه رضاشاه، همه اعضای خانواده‌اش به استثنای محمدرضا پهلوی ولیعهد را روانه اصفهان کرد.

ملکه مادر در خاطراتش می‌نویسد: «یادم هست که رضا دو سه روز بعد از اشغال ایران به من گفت: تاجی جان ما اشتباه بزرگی کردیم که پل ورسک را منهدم نساختیم، ما باید از‌‌ همان اواسط مرداد ماه که زمزمه حمله به ایران را شنیده بودم، اقدام به نابود کردن راه‌آهن می‌کردیم. رضا تا پایان عمر همیشه غبطه می‌خورد که چرا پل ورسک را، خراب نکرده و راه متفقین را نبسته است.» به تعبیری چشم امید رضاشاه به آلمانیها در جنگ دوخته شده بود که در نهایت به نتیجه‌ای منجر نشد. به عقیده برخی حتی رضاشاه به دنبال این بود تا با پیروزی آلمان در جنگ بتواند متصرفاتی را که ایران در دوره فتحعلی شاه در نواحی قفقاز از دست داده بود دوباره پس بگیرد
از همان ایام که اعلام شد میان شوروی، انگلیس و فرانسه سلسله گفت‌وگوهایی در جریان است که هدف از آن اتحادی نیرومند علیه آلمان است، نگرانیهای ایران آغاز شد.
این حادثه در کشاکش جنگ دوم جهانی رخ داد و این حمله حاصل سومین تبانی ارتش سرخ شوروی و نیروهای بریتانیا بود که به زیان حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران شکل می‌گرفت‌. قرن نوزدهم در پایان جنگ‌های طولانی روسیه با ایران‌، تبانی این کشور با بریتانیا علیه ناپلئون در اروپا، سبب حمایت بریتانیا از انعقاد پیمان‌های گلستان و ترکمانچای و تحمیل آن بر ایران شد. اوایل قرن بیستم نیز پیمان‌های  ۱۹۰۷ و ۱۹۱۵ سبب تقسیم ایران به حوزه نفوذ دو کشور انگلیس و روسیه و زمینه‌ساز حضور نظامی آنان در ایران شد. سومین بار در جنگ دوم جهانی بود که بهانه حضور کار‌شناسان آلمانی در ایران، اشغال ایران را در پی داشت.
لحظات اولیه حمله، یعنی درست در ساعت چهار بامداد سوم شهریور، اسمیرنوف سفیر کبیر شوروی و سر ریدر بولارد وزیر مختار بریتانیا در منزل رجبعلی منصور، نخست‌وزیر وقت حضور یافته و طی یادداشتی حمله قوای خود را به کشور ابلاغ کردند. منصور متعاقباً به همراه جواد عامری، کفیل وزارت امور خارجه، به کاخ سعدآباد رفت و رضاشاه را مطلع کرد و سپس راهی مجلس شورای ملی شد و گزارش حمله نظامی روسیه و بریتانیا را به اطلاع نمایندگان مجلس رساند.
نمایندگان روس و انگلیس‌، علت این مداخله را وجود تعداد زیادی کار‌شناس آلمانی در ایران ذکر کردند که به عقیده آنان مشغول جاسوسی بودند. دخالت نظامی شوروی و انگلستان در ایران متعاقب دو اولتیماتوم مشترک روس و انگلیس در ۲۸ تیر و ۲۵ مرداد ۱۳۲۰ راجع به حضور کار‌شناسان آلمانی به وقوع پیوست‌. این حمله همچنین به فاصله سه هفته قبل از تبعید رضاشاه به خارج از کشور رخ داد. شهرهای بی‌دفاع شمال و جنوب کشور در جریان حمله هماهنگ و مشترک روس و انگلیس‌، شدیداً بمباران شدند و نیروی دریایی ایران در خلیج فارس و دریای خزر ظرف چند ساعت مضمحل شد. فرمانده نیروی دریایی نیز در‌‌ همان روز اول حمله کشته شد.
عصر روز سوم شهریور و درحالی که پیشروی قوای بریتانیا و روسیه در شمال و جنوب خاک ایران ادامه داشت‌، علی منصور با مشاهده بحرانی بودن اوضاع تصمیم به استعفا گرفت‌. دریافت خبرهای مربوط به متلاشی شدن لشکرهای تبریز، رضاییه‌، گیلان‌، اردبیل‌، مشهد و کرمانشاه سبب شد تا رضاشاه لشکرهای دو پادگان مرکزی را در اطراف تهران به حالت دفاعی مستقر سازد. در همین روز رضاشاه طی تلگرافی به روزولت، رییس جمهوری وقت امریکا از وی خواست مانع پیشروی بریتانیا و روسیه در داخل ایران شود، اما دولت امریکا با صراحت این درخواست را رد و تأکید کرد که ایالات متحده‌، هدف بریتانیا را هدف خود می‌شمارد.
غروب سوم شهریور، رضاشاه که متعاقب دریافت پاسخ دولت امریکا، امیدی به توقف حملات بریتانیا و روسیه نداشت و از جبهه‌های جنگ دوم جهانی نیز اخبار مسرت‌بخش دریافت نمی‌کرد، سربازان احتیاط ۴ دوره شامل متولدین ۱۲۹۴ تا ۱۲۹۷ را به خدمت فراخواند. او در شامگاه‌‌ همان روز، خبرهای مربوط به پیشروی قوای روس و انگلیس را به سوی تهران دریافت کرد
روز ۵ شهریور رجبعلی منصور در جلسه فوق‌العاده هیات دولت که در حضور رضاشاه تشکیل شده بود، نومیدانه از مقام رییس‌الوزرایی استعفا داد و رضاشاه‌، مجید آهی وزیر دادگستری را مأمور تشکیل کابینه کرد، اما وی نیز از پذیرفتن این سمت امتناع ورزید و به ناچار مسئولیت نخست‌وزیری کشور به محمدعلی فروغی واگذار شد. فروغی در منزل خود با سفیران بریتانیا و روسیه راجع به ترک مخاصمه و توقف جنگ‌ مذاکره کرد. فروغی از نیت انگلیس‌ها برای برکناری و تبعید رضاشاه باخبر شد. در نتیجه رضاشاه، همه اعضای خانواده‌اش به استثنای محمدرضا پهلوی ولیعهد را روانه اصفهان کرد و خود نیز تصمیم به استعفا را به اطلاع فروغی و اعضای کابینه‌اش رساند.
در آن روز‌ها، شهرهای کشور و به ویژه تهران با کمبود نان و سایر ارزاق مورد نیاز مردم روبرو بود. کشوری که در جنگ جهانی دخالتی نداشت و بار‌ها بی‌طرفی خود را به طرفین درگیری اعلام کرده بود، بیشترین صدمات جنگ را تحمل کرد. هزاران غیرنظامی زیر بمباران شهرهای مختلف جان باختند و خسارات بسیار سنگینی به تأسیسات اقتصادی کشور و اماکن زندگی مردم وارد آمد. کشور دچار قحطی شد و مردم از لحاظ نان و ارزاق به شدت در مضیقه قرار گرفتند.
اشغال ایران محدود به قوای بریتانیا و روسیه نبود. پس از ورود امریکا به جنگ‌، عده‌ای از نظامیان آن کشور نیز وارد ایران شدند، اما استقلال و تمامیت ارضی ایران‌، نخست با امضای یک پیمان سه جانبه بین ایران، انگلیس و شوروی در بهمن ۱۳۲۰ و سپس با صدور اعلامیه‌ای که در پایان کنفرانس سران متفقین؛ روزولت‌، چرچیل و استالین در تهران منتشر شد، تضمین گردید. در پایان این کنفرانس که در آبان همین سال در تهران تشکیل شد، طرفین تعهد کردند نیروهای نظامی خود را ظرف ۶ ماه از ایران خارج کنند.
دولت شوروی قبل از خاتمه جنگ درصدد به دست آوردن امتیاز استخراج نفت در دریای شمال برآمد، اما چون با تصویب قانون منع اعطای امتیاز نفت به خارجیان در مجلس شورای ملی‌، از دریافت این امتیاز محروم شد، بنای مخالفت و ناسازگاری با دولت ایران را گذاشت و پس از خاتمه جنگ مقدمات شورش مسلحانه را در آذربایجان فراهم کرد. نیروهای شوروی از حرکت واحدهای اعزامی ارتش برای سرکوبی این شورش جلوگیری کرده و موجبات تسلط حزب دمکرات را بر آذربایجان و سپس کردستان فراهم کردند.
چندماه بعد نیروهای شوروی از تخلیه ایران در موعد مقرر خودداری کردند، اما پس از شکایت ایران به شورای امنیت و مسافرت قوام‌السلطنه، نخست‌وزیر وقت به مسکو که به امضای موافقتنامه‌ای درباره تشکیل شرکت مختلط نفت ایران و شوروی منجر شد، در اردیبهشت ۱۳۲۵ نیروهای خود را از ایران خارج کردند. حکومت خودمختار حزب دمکرات در آذربایجان و کردستان نیز بیش از ۷ ماه پس از خروج نیروهای شوروی دوام نیاورد. موافقتنامه مربوط به تشکیل شرکت مختلط نفت ایران و شوروی نیز سال بعد در مجلس رد شد.


منابع: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران ، تاریخ ایرانی

یکشنبه, 26 شهریور 1396 11:47

نقش رهبران در بالندگی سازمان‌ها

عوامل شخصیتی مهم برای تبدیل‌شدن به یک رهبر سازمانی خوب

 
  تاریخ چاپ:1396/06/26 بازدید:359بار کد خبر: DEN-1116576
نقش رهبران در بالندگی سازمان ها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حسین بهبودی

دکترای DBA و مشاور و مدرس بازاریابی، فروش و تبلیغات 

وجود یک رهبر فرهیخته در سازمان بزرگ‌ترین موهبت و مزیت نسبت به سایر امتیازات برای تک‌تک کارکنان مجموعه محسوب می‌شود. درک موضوع رهبری و رهبری کردن دو مقوله متفاوت هستند. همه می‌خواهند رهبر بزرگی شوند و این عملی نخواهد شد مگر اینکه ابتدا پرورش روح از درون شروع شود و پس از تکامل به جهان پیرامون راه یابد. رهبران برجسته از ویژگی‌های بارزی برخوردارند. آنها به قدری توانا هستند که برای دستیابی به یک هدف و مقصود مشخص قادرند زنان و مردان زیادی را گرد هم جمع کنند و بذر امید، اعتماد، اطمینان، عشق و دوستی را در دل آنها بکارند و رشد دهند. از حاشیه وجودی آنها انسان‌های بزرگی نیز پا به عرصه وجود می‌گذارند. آنها از امر و نهی کردن در شیوه مدیریت مرسوم فاصله گرفته و با رویکردی انسانی و اخلاقی همچون بال‌های شاهین ترازو، تعادل و توازن را در سیستم‌های خود به‌خوبی به مورد اجرا می‌گذارند.

 

چرا تعداد کثیری از مدیران پس از رسیدن به اوج قدرت و موفقیت سقوط می‌کنند؟ به قطع یقین آنها به اوج موفقیت‌های مادی و مالی می‌رسند، اما به‌دلیل فقدان شخصیت قوی درونی، با پنج عامل خطرناک موجب نابودی سازمان متبوع خود می‌شوند:

• تکبر و خود بزرگ‌بینی

• عدم کنترل احساسات درونی

• ماجراجویی ویرانگر و رسیدن به مرحله خلأ و سقوط اخلاقی

• تحمل نکردن شنیدن صدای مخالف و رویگردانی از پیشنهادهای سازنده افراد دلسوز درون و برون سازمانی

• فراموش کردن زحمات تمام عواملی که در فرآیند توسعه سازمان، نقش مهمی را برای او و مجموعه‌اش ایفا کرده‌اند.

داستان زیبایی است در مورد پدر و دختر خردسالش که با یکدیگر به یک جشن می‌روند. در یک لحظه دختر خردسال به دکه ‌ای می‌رود و درخواست یک اسنک می‌کند، درحالی‌که فروشنده اسنک بزرگ را به دست او می‌دهد پدر از دخترش سوال می‌کند: آیا مطمئنی که می‌توانی همه آن اسنک را بخوری؟ و دخترک جواب می‌دهد: پدر عزیزم نگران نباش، درون من بسیار بزرگ‌تر از بیرون من است.

در واقع شخصیت رهبران کاریزماتیک به همین صورت است. آنها از درون انسان‌های فرهیخته و بزرگی هستند و از خود مایه می‌گذارند. آنها خرد، عشق و همه منابع و فرصت‌های استثنایی خود را با همکارانشان سهیم می‌شوند و با عنصر کاریزما و جذبه مثال‌زدنی‌شان، موجب جذب دیگران به سمت خود می‌شوند.

شما هیچ‌گاه نمی‌توانید به‌راحتی مالک یا شریک مادی مردم شوید. آنها هم هیچ‌گاه پول و سرمایه‌شان را به سهولت در اختیار شما قرار نخواهند داد، ولی می‌توانید با جذبه و کاریزمای بالا سهم بزرگی از قلب و روح آنها را به خود اختصاص دهید و به نوعی مالک روح آنها شوید، زیاد و کمی آن هم به کیفیت شخصیت شما بستگی دارد. در مورد اینکه چه عواملی موجب می‌شوند یک مدیر خوب تربیت و در مرحله تکامل به یک رهبر کاریزماتیک مبدل شود، همواره در میان بزرگان علم مدیریت نقل قول‌های متعددی مطرح شده است؛ عواملی چون: قضاوت خوب و انسانی آنها در راستای فعالیت‌های درون و برون سازمانی، توانایی بی‌بدیل هنگام اتخاذ تصمیمات به موقع و صحیح در لحظات بحرانی و حساس، برخورداری از فن بیان و سخنرانی تاثیرگذار و... منش و شخصیت جزء جدایی‌ناپذیر یک رهبر است و نمی‌توان این دو عامل اساسی را از اعمال و رفتارشان جدا کرد، زیرا منش، شخصیت و استعداد، امری خدادادی است نه انتخابی که باید منجر به تعهد شود. دنیا تا این لحظه رهبری که تعهد نداشته باشد را به خود ندیده است. تعهد موجب جذب اشخاص به رهبر می‌شود، زیرا تعهد از دل شروع می‌شود؛ همان جایی که خوب را از عالی جدا می‌کند. معیار تعهد، عامل بودن به چیزی است که اعتقاد دارید تا درهای موفقیت به رویتان گشوده شود، لذا انسان‌ها در زمینه تعهد و پایبندی به 4 گروه تقسیم می‌شوند:

1- غیرمتعهد در کارها: کسانی که هدفی ندارند و هیچ‌گاه هم متعهد به امری نیستند.

2- محافظه‌کارها: کسانی که همواره در شک و تردید به سر می‌برند و هیچ‌گاه به یقین نمی‌رسند که آیا به هدف مورد نظرشان رسیده‌اند یا خیر، لذا از تعهد دادن ترس و واهمه دارند.

3- نیمه راهی‌ها: کسانی که هدفی برای خود ترسیم و به سمت آن حرکت می‌کنند، اما به محض مقابله با مشکلی از همه چیز دست می‌کشند.

4- متعهدهای جان‌فشان: کسانی که هدفی دارند و به هدف خود کاملا پایبندند و برای دستیابی به هدف حاضرند بی‌محابا هر بهایی را بپردازند.

شما در کدام دسته جای می‌گیرید؟ آیا به هدف‌های خود نائل شده‌اید؟ آیا پیروانتان به شما اعتقاد دارند و از شما تحت هر شرایطی حمایت می‌کنند؟

اگر جواب شما به هر یک از این سوالات منفی است، ریشه آن به میزان تعهدتان بازمی‌گردد. داشتن تعهد و صلاحیت از حرف و کلام مهم‌تر است. رهبر باید بداند چه می‌گوید، چگونه برنامه‌ریزی می‌کند و آنها را چگونه به اجرا در می‌آورد، به گونه‌ای که دیگران هم به خوبی بپذیرند که با فردی لایق و کاردان همسو شده‌اند و این احساس پیروی در آنها روز به روز بیشتر شود. به قول جان گاردنر: «جامعه‌ای که مهارت لوله‌کشی را به‌دلیل اینکه کاری پیش پا افتاده است تحقیر می‌کند و بعد هر سخن مبتذل فلسفی را به این دلیل که فلسفه مقام شامخ دارد می‌پذیرد، نه لوله‌کش خوبی خواهد داشت و نه فیلسوف متبحر و برجسته‌ای. به عبارتی، چنین جامعه‌ای نه لوله‌هایش به درد می‌خورد و نه نظریه‌هایش.» با افول دوران مدیریت و اقبال عصر رهبری در سازمان‌ها، جهان در عرصه تجارت، اقتصاد و... با پدیده‌ای نوظهور روبه‌رو است. هرچند با تغییر رویکرد علوم مدیریتی، خیلی از نظریه‌پردازان معاصر هنوز برای مدیریت اعتباری خاص قائلند و معتقدند رشد و توسعه جهان کنونی، با سیستم مدیریت فعلی به این حجم از پیشرفت رسیده است، ولی نکته قابل تامل این است که در عصر پیچیدگی‌ها، هجوم سرسام‌آور و انباشت انبوهی از اطلاعات در حوزه صنعت و تجارت، تجهیزات ارتباطی تعاملی، افزایش قارچ‌گونه رقبا، اینترنت اشیا و گسترش روزافزون کسب‌وکارهای جدید و... تنها با ابزار موثر رهبری است که می‌توان سازمان‌ها را به درستی و به صورت علمی راهنمایی کرد و از پرتگاه شکست نجات‌شان داد.

رهبران لایق همواره یک قدم از هدف نهایی جلوتر حرکت می‌کنند. جالب است بدانید جمله «به اندازه کافی خوب است یا بد نیست و...» برای آنها راضی‌کننده نیست. مردم عادی همیشه می‌گویند من بیشترین تلاشم را می‌کنم، حال هر نتیجه‌ای که می‌خواهد به دست آید. اما رهبران هیچ‌گاه این‌گونه فکر نمی‌کنند، آنها می‌خواهند به هر ترتیبی شده نتیجه کارشان به نحو احسن انجام پذیرد. از دیدگاه آنان عمل کردن در سطح عالی همیشه یک انتخاب است؛ انتخاب و اقدامی از روی میل و اراده.

آنها آرزو دارند افراد و اشخاص همواره در کنارشان موفق و سربلند باشند و به سرعت اسباب رسیدن به قله موفقیت آنها را با جان و دل در اختیارشان قرار می‌دهند.

رهبران واقعی از سه خصیصه بزرگ برخوردارند:

• با دیدگاه قوی خود می‌توانند فرآیند کار را به درستی پیش‌بینی کنند.

• با اراده خود قادرند هر رویدادی را به نحو مطلوب و عالی تحقق بخشند.

• با همه توانایی‌های خود در مسیر رویدادهای مهم و با نفوذ خود برای پیشبرد امور، نهایت کمک و همکاری به دیگران را مبذول می‌دارند.

یعنی توامان اهل تفکر، اهل عمل و اهل نفوذ در دیگران هستند.

به راستی آخرین باری که کار بسیار مهم و عالی را انجام دادید و در رویدادی قابل توجه مشارکت کرده‌اید به یاد می‌آورید؟

وجه اشتراک رهبران در یک چیز خلاصه می‌شود: «شجاعت» به عنوان عامل اساسی در پیشروی‌های عالی. دیدن شجاعت در قهرمانان جنگ‌ها شاید امری بدیهی باشد، اما دیدن عنصر شجاعت در رهبران بزرگ دنیای تجارت، اقتصاد و... بسیار هیجان‌انگیز به نظر می‌رسد، زیرا هر زمان پیشرفت قابل ملاحظه‌ای در یک بنگاه اقتصادی مشاهده می‌کنید، پی می‌برید که رهبر شجاعی در پس آن موفقیت نقش داشته است. بنابراین این موقعیت رهبر سازمان نیست که به او جسارت می‌دهد، بلکه این شجاعت اوست که او را به مقام والای رهبری سازمان رسانده است. شجاعت یک رهبر سازمانی، الهام‌بخش تعهد در پیکر سازمان و همه افراد است. همان‌طور که زندگی هر فردی به نسبت شجاعتی که در طول زندگی از خود بروز داده سنجیده می‌شود، آیا شما هم هرگاه در فرآیند زندگی و چالش‌های پیش رو در برابر ترس می‌ایستید به شجاعت و اعتماد به نفس می‌رسید؟

به گواه تاریخ اقدامات شجاعانه علاوه‌بر اینکه نتایج مثبت فراوانی با خود به همراه داشته، رهبران بزرگی را به دنیا ارزانی داشته است. رشد و توسعه جامعه بشری در تمام سطوح زندگی و علوم مختلف مدیون شجاعت مردان و زنان بزرگی است که ترس را به زانو درآورده و مقتدرانه در راه رسیدن به اهداف سخت به ظاهر غیرممکن، با شجاعت و پشت سر گذاشتن شکست‌های متوالی به پیروزی‌های بزرگی دست یافته‌اند و در عصر حاضر جامعه بشری، زندگی همراه با آرامش و آسایش خود را مدیون تک‌تک این ابرانسان‌های شجاع بوده است.

یک رهبر منطقی به راحتی سازمان خود را به یک سازمان متمرکز، متعامل و منعطف تبدیل می‌کند، چرا که به این اصل اعتقاد دارد که همه افراد سازمان دوست دارند:

• احساس خاص بودن کنند. بنابراین صمیمانه از آنها تعریف و تمجید می‌کند.

• فردای بهتری می‌خواهند. بنابراین به آنها امید می‌دهد.

• نیازمند راهنمایی هستند. لذا این را به آنها ارزانی می‌کند.

• خودخواه هستند. از این رو ابتدا به نیازهای آنها توجه می‌کند.

• به لحاظ عاطفی نیازمند توجه هستند. بنابراین نیازهای عاطفی آنها را شناسایی و در جهت رفع آن به بهترین شکل تلاش می‌کند.

• خواهان پیشرفت و موفقیت هستند. بنابراین به آنها کمک می‌کند تا پیروز شوند.

آنها همکاران خود را بیش از سمت و مقام خود دوست دارند. در نظر داشته باشید که شجاعت یک رهبر سازمانی بزرگ برای تحقق بخشیدن به آرمان‌هایش ناشی از اشتیاق اوست و نه موقعیتی که دارد. تبدیل شدن به یک رهبر خوب سازمانی از دل شروع می‌شود. اگر دلتان از درون مهیا شد بیرونتان هم مهیا می‌شود و این‌گونه است که افراد از شما تبعیت می‌کنند و وقتی این اتفاق بیفتد می‌توانید در این جهان هر کاری را به نحو احسن انجام دهید و در حوزه تخصصی خود بی‌نظیر جلوه کنید

برای مدیران تازه کار / قسمت هشتادوچهارم

برای صد ساله شدن باید نخست متولد شد

 
روزنامه دنیای اقتصاد - شماره 4146 تاریخ چاپ:1396/06/26 بازدید:379بار کد خبر: DEN-1116579
چگونه کارکنان را به سمت تغییرات بزرگ هدایت کنید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: آرت پتی

مترجم: سید حسین علوی لنگرودی

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

بسیاری از متخصصان عرصه مدیریت بر این اعتقادند که شکل‌گیری و تحقق هر تغییر و تحول بزرگی در سازمان‌ها به شدت وابسته به مشارکت فعال کارکنانی است که با آغوش باز با آن تغییر و تحول برخورد کنند و از آن به‌طور همه‌جانبه حمایت کنند. در این میان هستند کارکنانی که پس از آگاهی از وقوع تغییر و تحولات سازمانی دچار احساساتی مانند ابهام، ترس و سردرگمی می‌‌شوند، درحالی‌که مدیران این رفتار آنها را نوعی مقاومت در برابر تغییر می‌پندارند و معمولا به تندی با آن برخورد می‌کنند. به عقیده صاحب‌نظران، این سوءتفاهم به این دلیل رخ می‌دهد که کارکنان به اندازه مدیران از مسیری که برای تبدیل یک ایده جدید به تغییری بنیادین در سازمان طی شده بی‌خبرند و به روشنی نمی‌دانند که چه آینده‌ای پس از اعمال تغییرات مورد نظر در انتظارشان خواهد بود، درحالی‌که مدیران کاملا از زوایای قضیه تغییر آگاهند و به عبارت بهتر به خوبی آینده را می‌بینند. برای حل این مشکل پیشنهادهای متعددی ارائه شده است که یکی از جدیدترین و بهترین آنها «اثر ماراتنی تغییر» نام دارد که ویلیام بریجز، نویسنده کتاب «مدیریت تحول و عملی کردن تغییرات» آنها را ارائه کرده است.

 

براساس این الگو، اعمال تغییرات در سازمان‌ها باید از الگویی شبیه الگوی دویدن دوندگان حرفه‌ای دوی ماراتن پیروی کند. معمولا در دوی ماراتن، دوندگان بی‌تجربه و آماتور مسابقه را با سرعتی بالا آغاز می‌کنند و از بقیه پیشی می‌گیرند و پس از آن سعی می‌کنند فاصله خود را با دیگران حفظ کنند، اما این دسته از دوندگان خیلی زود خسته می‌‌شوند و در اغلب موارد به خط پایان نمی‌رسند. در نقطه مقابل، دوندگان حرفه‌ای و باتجربه قرار دارند که دویدنشان را با سرعتی پایین و حساب‌شده آغاز می‌کنند و با تنظیم قوای بدنی‌شان، اوج توان رقابتی‌شان را در چند کیلومتر آخر صرف می‌کنند. مدیران مشتاق برای ایجاد تغییر و تحول، به‌ویژه مدیران تازه‌کار و کم‌تجربه، به محض کشف ایده‌هایی جدید و بدون زمینه‌سازی در مورد آنها وارد فاز اجرای فرآیند تغییر می‌‌شوند، درحالی‌که این اقدام با بی‌تفاوتی و بی‌خبری کارکنان همراه می‌‌شود و همان چیزی رخ می‌دهد که معمولا از آن با عنوان مقاومت در برابر تغییر یاد می‌‌شود. ایراد در اینجا شبیه همان ایرادی است که در دویدن دوندگان آماتور روی می‌دهد، یعنی عجله کردن در حرکت و بی‌برنامه عمل کردن. در نقطه مقابل هستند مدیران باتجربه‌ای که به شکلی سنجیده و حساب شده وارد عرصه تغییر و تحولات سازمانی می‌‌شوند و با بسترسازی‌های هدفمند قادرند بزرگ‌ترین تغییرات را با کمترین مقاومت و با بیشترین سطح مشارکت انجام دهند.

 

پر کردن شکاف‌های اطلاعاتی

هنر مدیران بزرگ و موفق که می‌توانند بزرگ‌ترین و پیچیده‌ترین تغییرات را به بهترین شکل ممکن امکان‌پذیر سازند این است که قادرند فاصله زمانی و شکاف آگاهی در ارتباط با تغییرات را به شکلی مطلوب مدیریت کنند و خیلی زود آن را کاهش دهند. به عبارت بهتر، مدیران موفق کسانی هستند که خیلی زود و همزمان با ایده‌پردازی‌های اولیه در زمینه بروز تغییرات آتی، کارکنانشان را در جریان آنچه قرار است در سازمان روی دهد قرار می‌دهند. این اقدام مثبت مدیران هم از این جهت که کارکنان به‌عنوان مجریان و پیاده‌کنندگان اصلی تغییرات سازمانی از همان ابتدا خود را در فرآیند تغییر فعال و شرکت‌کننده می‌بینند و هم از این جهت که امکان کمک کارکنان به مدیران در زمینه ایده‌پردازی و پخته‌تر کردن تغییرات فراهم می‌آید، مفید خواهد بود. در این شرایط، کارکنان که از مدت‌ها پیش در جریان بروز تغییرات قرار گرفته و در شکل‌گیری آن مشارکت داشته‌اند، نه‌تنها در برابر اجرای این تغییرات مقاومت و کارشکنی نمی‌کنند، بلکه بدون هیچ‌گونه ابهامی در این مسیر گام برمی‌دارند و همین مساله موجب تسهیل و تسریع فرآیند تغییر خواهد شد.

 

شش ایده طلایی

آنچه در ادامه خواهد آمد پیشنهادهایی است در راستای کمک به کارکنان برای درک و اجرای اقداماتی که قرار است در جریان تغییرات سازمانی روی دهد.

1- تغییرات نباید به گونه‌ای غیرمترقبه و یک‌شبه اعلام شوند. شما به عنوان یک مدیر نباید با اعلام ناگهانی برنامه تغییر، کارکنان را غافلگیر کنید و در این حالت انتظار داشته باشید که آنها به‌طور کامل به تغییر و تحولات گردن نهند. ارائه متناوب و منظم اطلاعات مرتبط با عملکردهای پیشین و برنامه‌های آینده می‌تواند کارکنان را از نظر ذهنی برای پذیرش تغییرات جدید آماده سازد.

2- کارکنان و اعضای تیمتان را از همان آغاز در جریان بحث‌ها و نظرات درباره تغییرات آینده قرار دهید. وقتی کارکنان از همان آغاز توجیه شوند که تغییرات پیش رو تا چه حد و چگونه می‌تواند بر عملکردشان تاثیرگذار باشد، به‌طور حتم با آن همراهی خواهند کرد، چرا که آنها در تمام مراحل فرآیند تغییر محرم شناخته شده و مورد توجه قرار گرفته‌اند.

3- از افرادتان دعوت کنید در زمینه اجرای تغییرات ایده‌پردازی کنند. علاوه‌بر اطلاع‌رسانی به کارکنان در مورد تغییرات آینده، لازم است که از ایده‌های پیشنهادی آنها در این زمینه نیز بهره گرفته شود.

4- تغییرات را به‌عنوان فرصتی برای یادگیری مهارت‌های جدید به کارکنان معرفی کنید. هر تغییر و تحولی در سازمان می‌تواند سرمنشأ ارتقای سطح مهارتی کارکنان باشد و این وظیفه مدیر است که این حس را در کارکنان ایجاد کند که قرار است آنها به موازات اجرای تغییرات مورد نظر بتوانند مهارت‌ها و توانایی‌های فنی‌شان را ارتقا بخشند.

5- تغییرات سازمانی را به صورت یک پروژه تعریف کنید. برخورد پروژه‌ای با تغییرات سازمانی می‌تواند به منظم‌تر شدن امور مربوط به آن و اجرایی شدن آن در چارچوب‌های زمانی و کیفی مشخص و شفاف کمک شایانی کند.

6-به افرادتان فرصت نشان دادن بازخورد نسبت به تغییرات را بدهید. بهترین بازخورددهندگان نسبت به تغییرات سازمانی کارکنان و اعضای تیم‌های کاری هستند و همین افراد هستند که می‌توانند با ارائه نظرات و انتقاداتشان در مورد تغییرات به وجود آمده بر کیفیت آن بیفزایند. بنابراین حتما افرادتان را به نشان دادن بازخورد نسبت به تغییرو تحولات سازمانی تشویق کنید.

 

منبع: Asked Manager.com

شنبه, 25 شهریور 1396 14:58

آناتومی موبایل‌های امروزی

فاوت‌های عمده در اجزای داخلی تلفن‌های هوشمند

 
  تاریخ چاپ:1396/06/25 بازدید:656بار کد خبر: DEN-1116357
آناتومی موبایل های امروزی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عاقله ترابی: ما همیشه درباره انواع موبایل‌‌ها و ویژگی‌های متفاوتشان صحبت کرده‌ایم؛ زوایای مختلف مانند طراحی، زیبایی، خوش‌دستی و اندازه همواره موضوع‌هایی بوده است که درباره تلفن‌های هوشند محل توجه کارشناسان و علاقه‌مندان بوده است. همچنین گاهی به کیفیت ساخت و مواد استفاده‌شده از سوی کمپانی سازنده پرداخته‌ایم، اما کمتر پیش آمده است که موبایل‌ها را از نظر قطعات داخلی بررسی کنیم و ببینیم گوشی‌های ما از چه اجزایی تشکیل شده‌اند. بسیاری از گوشی‌های هوشمند قطعات مشترکی با یکدیگر دارند و برخی تولید‌کنندگان و طراحان هم تلاش می‌کنند تا از دیگران متفاوت باشند. اغلب سعی می‌کنند این تفاوت را به ظاهر موبایل ختم نکنند و تلفنی که تولید و عرضه می‌کنند از داخل هم با تلفن‌های هوشمند رقبا تفاوت داشته باشد. در این مطلب هدف ما این است که مهم‌ترین قطعات موبایل را بررسی کنیم و ببینیم چه کمپانی‌هایی آنها را می‌سازند و چه مشتریانی دارند و از همه مهم‌تر اینکه داخل گوشی هوشمند شما چه می‌گذرد؟

 

صفحه‌نمایش

صفحه‌نمایش قطعه جالبی است که هم در دسته‌بندی اجزای داخلی قرار می‌گیرد و هم در دسته‌بندی اجزای خارجی. در این مطلب همان‌گونه که در ابتدا گفتیم به قسمت داخلی آن توجه خواهیم کرد. صفحه‌نمایش‌ها اندازه‌های متفاوتی دارند اما معمولا بین 5/ 4 تا 7/ 5 اینچ هستند و کیفیت آنها عموما اچ‌دی یا فول اچ‌دی است. اما از نظر ساختار به دو دسته اصلی ال‌سی‌دی و ال‌ای‌دی تقسیم می‌شوند. در صفحه‌نمایش‌های ال‌سی‌دی یا آی‌پی‌اس یک نور پس‌زمینه یا BackLight از زیر به ال‌سی‌دی تابیده می‌شود و این نور از فیلترهای مختلفی عبور می‌کند تا در نهایت شما تصویر دلخواه خود را می‌بینید. در حال حاضر بزرگ‌ترین شرکتی که از این تکنولوژی استفاده می‌کند اپل است.

این تکنولوژی دو اشکال بزرگ دارد که البته اپل در آی‌فون جدیدش که هفته پیش معرفی کرد استفاده از این صفحه نمایش‌ها را کنار گذاشت. مشکل اول همان نور پس‌زمینه است که در هر صورت تابیده می‌شود حتی اگر نیاز به تصویر مشکی باشد. این موضوع باعث می‌شود تا نور مشکی کیفیت دلخواهی نداشته باشد، زیرا رنگ مشکی با فیلترکردن نور پس‌زمینه تولید می‌شود و از طرف دیگر باتری همیشه در حال مصرف‌شدن است. در صفحه نمایش‌های ال‌ای‌دی یا آمولد تصویر از طریق خود صفحه‌نمایش ساخته می‌شود. این صفحه نمایش‌ها از چندین دیود تشکیل شده‌اند که هر نقطه بر اساس نیاز به رنگ دلخواه در‌می‌آید. این قابلیت باعث می‌شود زمانی که شما به رنگ مشکی در تصاویر نیاز داشته‌ باشید، دیودهای آن نقطه خاموش می‌شوند و به این ترتیب هم مشکی بهتری دارید و هم باتری کمتری مصرف می‌شود. تقریبا همه پرچمداران موبایل‌های اندرویدی از این صفحه‌نمایش‌ها استفاده می‌کنند.

 

باتری

هما‌ن‌طور که می‌دانید همه برق مورد نیاز موبایل را باتری تامین می‌کند. باتری‌ها به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند؛ آنهایی که کاربر می‌تواند به آن دسترسی داشته باشد و آنهایی که داخل موبایل پک شده‌اند. اگر در پشتی موبایل شما به‌سادگی باز می‌شود، دسترسی‌تان به باتری هم ساده خواهد بود و حتی می‌توانید باتری اضافه همراه داشته باشید تا در زمان نیاز باتری آن را تعویض کنید. معمولا موبایل‌های با صفحه‌نمایش 5/ 5اینچی باتری 3 هزار میلی‌آمپری دارند. برای شارژکردن این باتری‌ها هم معمولا از تکنولوژی Quick Charge کوآلکام استفاده می‌شود. جالب است بدانید بیشتر باتری‌های موبایل‌ها امروزه لیتیوم یونی است و این یعنی دیگر نیاز نیست نگران زمان شارژ کردن موبایل یا شب تا صبح زیر شارژ گذاشتن آن باشید.

 

System on a Chip

همه قطعات اصلی موبایل شما مانند بخش پردازش، گرافیک و ارتباطات نیاز دارند در یک مجموعه جمع شوند که به آن SoC می‌گویند. شرکت‌های مختلفی مانند کوآلکام، سامسونگ، مدیاتک و هوآوی این قطعه را تولید می‌کنند. مشهورترین سازنده SoC دنیا کوآلکام است که این قطعه را با پردازنده ویژه خود تولید می‌کند.

 

واحد پردازش مرکزی

معماری بیشتر موبایل‌های آی‌اواس، اندروید و ویندوزفون آرم (Arm) است. معماری آرم با معماری اینتل که در کامپیوترهای خانگی می‌بینیم بسیار متفاوت است و به‌‌گونه‌ای طراحی شده که مصرف بسیار پایین‌تری داشته باشد. پردازنده‌های آرم به دو صورت است: یا خود آرم آنها را تولید می‌کند یا شرکت‌های بزرگ دیگر مانند کوآلکام آنها را با معماری آرم می‌سازند. سامسونگ و اپل از کمپانی‌هایی هستند که با این معماری پردازنده می‌سازند. اپل همه پردازنده‌های خود را با سری A معرفی می‌کند مانند آی‌فون 10 که پردازنده آن با نام A11 معرفی شد و همه آنها را با معماری آرم طراحی کرده است. یکی دیگر از بخش‌های مهم که زیرمجموعه CPU است MMU نام دارد. MMU واحد مدیریت حافظه است و پردازنده این کار را انجام می‌دهد. از کارهایی که این واحد انجام می‌دهد آدرس‌دهی درست به اپلیکیشن‌ها در حافظه است، زیرا اپلیکیشن اهمیت نمی‌دهد کجای حافظه ذخیره شود. همچنین این واحد به اپلیکیشن‌ها اجازه نمی‌دهد به فضای سایر اپلیکیشن‌ها دسترسی داشته باشند.

 

واحد پردازش گرافیک

پردازش گرافیک هم به‌ همان اندازه پردازنده مرکزی کار مهمی را انجام می‌دهد؛ به‌ویژه زمانی که وارد مباحث سه‌بعدی یا واقعیت مجازی می‌شویم. در این حوزه هم آرم با سری Mali، کوآلکام با سری Adreno و ایمجینیشن با سری PowerVR فعال هستند. شاید نام Imagination برای شما غریبه باشد اما این شرکت همکاری طولانی با اپل دارد.

 

حافظه‌های کش

حافظه کش حافظه‌ای با سرعت بسیار بالاست و به‌ نوعی واسط پردازنده و رم است. معمولا دو نوع حافظه کش وجود دارد؛ نوع اول L1 است که سرعت آن شباهت بسیار زیادی به CPU دارد و مقدار آن بسیار کم است. نوع دوم هم L2 نام دارد که حجم آن بیشتر است (حدود 4مگابایت) اما سرعت کمتری از L1 دارد. یکی از مهم‌ترین کاربردهای Level 2 این است که اگر پردازشی که CPU نیاز داشت در دسترس نبود ابتدا سراغ L1 و سپس به سراغ L2 می‌رود و بعد در نهایت حافظه رم را جست‌وجو می‌کند که کمترین سرعت را دارد.

 

رم و حافظه ذخیره‌سازی

پیش‌تر درباره SoC صحبت کردیم. باید بدانید SoC بدون حافظه رم هیچ کاربردی ندارد. حافظه موقت رم معمولا در موبایل‌های امروزی که به اندروید نوگت مجهز هستند حداقل 2 گیگابایت است. همه اپلیکیشن‌ها حتی خود سیستم‌عامل اندروید با این حافظه اجرا می‌شوند. حافظه ذخیره‌سازی یکی از بخش‌های موبایل است که همه اطلاعات، اپلیکیشن‌ها و حتی سیستم‌عامل موبایل در آن جای می‌گیرد. امروزه این حافظه معمولا بین 32 گیگابایت تا 256 گیگابایت است، البته میزان حافظه‌ بسیاری از گوشی‌های هوشمند را می‌توان با کارت‌های حافظه جانبی تا 2ترابایت افزایش داد که مقدار دقیق آن بستگی به پشتیبانی کمپانی سازنده موبایل دارد.

 

مودم

مهم‌ترین‌ وظیفه تلفن همراه برقراری تماس است که این موضوع با استفاده از مودم ممکن می‌شود. مودم‌ها برای تماس‌گرفتن، ارسال و دریافت پیامک و همچنین اتصال به اینترنت استفاده می‌شوند. موبایل‌های امروزی بیشتر از 4G یا نسل چهارم اینترنت مخابراتی پشتیبانی می‌کنند.

 

دوربین

تقریبا همه گوشی‌های هوشمند یک دوربین اصلی در پشت و یک دوربین ضعیف‌تر در جلوی موبایل دارند. دوربین گوشی‌های هوشمند از سه بخش اصلی تشکیل شده‌اند؛ سنسور (نور محیط را اندازه‌گیری می‌کند)، لنز و پردازنده تصویر. از نظر سخت‌افزار، هر عکسی که شما با دوربین موبایل می‌گیرید با این سه بخش مدیریت می‌شود. از نظر نرم‌افزار هم بستگی به کمپانی سازنده موبایل شما دارد که چه امکاناتی را در اختیار‌تان قرار می‌دهد. بسیاری از کمپانی‌ها امکانات فراوانی را برای تنظیمات دستی فراهم می‌کنند تا کاربر آزادی بیشتری در عکاسی داشته باشد.

 

سنسورها

گوشی‌های هوشمند عموما از پنج سنسور اصلی استفاده می‌کنند که به شرح زیر است:

1. شتاب سنج: این سنسور میزان جابه‌جایی و حرکت موبایل را اندازه می‌گیرد تا در اپلیکیشن‌ها استفاده شود. مانند برخی اپلیکیشن‌ها که با تکان دادن موبایل کاری را انجام می‌دهند.

2. ژیروسکوپ: این سنسور با کمک سنسور شتاب‌سنج زاویه موبایل و چرخش‌ آن را تعیین می‌کند تا زمان چرخاندن موبایل، صفحه آن هم بچرخد.

3. قطب‌نمای دیجیتالی: این سنسور به موبایل شما امکان می‌دهد تا جهت شمال را پیدا و از آن در نقشه استفاده کند.

4. سنسور نور: این سنسور نور محیط اطراف را اندازه می‌گیرد و با توجه به آن نور صفحه نمایش را کم یا زیاد می‌کند تا هم صفحه موبایل بهتر دیده شود و هم در تاریکی نور آن چشم را اذیت نکند.

5. سنسور فاصله: این سنسور زمان مکالمه تشخیص می‌دهد که گوشی را نزدیک گوش خود گرفته‌اید یا خیر که در صورت نزدیک بودن موبایل به گوش شما، صفحه نمایش را خاموش کند تا اتفاقی گزینه‌ای را لمس نکنید و مصرف باتری هم کاهش پیدا کند.

شنبه, 25 شهریور 1396 12:40

زندگی زیبا منهای خانواده!

زندگی زیبا منهای خانواده!

 

حتما شنیده اید و یا تجربه کرده اید که می گویند هیچکس مثل خانواده دلسوز نیست! اما گاهی این موضوع را به کلی فراموش می کنیم.گاهی انقدر که در برابر غریبه ها مودب و با احترام و صمیمی برخورد میکنیم با خانواده خودمان اینگونه نیستیم .مثلا در برابر دوستان ترم جدید دانشگاهی، دربرابر استاد ، در محل کار و ... عجیب دوست داشتنی هستیم!

 

خانواده ، زندگی زناشویی، احترام، خانواده همسر، فضای مجازی

 

 


همیشه فکرم مشغول این بود که چرا آدم های جدید برایمان حکم نوبرانه را دارند . حس میکنیم اگر رابطهِ خاص برقرار نکنیم عقب میمانیم.در برابر آدم های جدید مهربانیم، مودبیم، متمدنیم، شوخی میکنیم. اما خانواده‌یمان ما را یک آدم بد خلقِ نچسب میدانند! همیشه برای تازه ها  خودِ بهترمانیم  در حالی که کهنه ترها هوایمان را بیشتر دارند.اصلا این کهنه تر ها عجیب حال آدم را خوب می کنند. بودنشان به آدم حس آرامش عجیبی می دهد.پدری که مثل کوه پشتت ایستاده است و تلفن زندنش هم به آدم قوت قلب می دهد. مادری که غم خوار است و با جون دل به تمام حرف هایت گوش می دهد. خواهرو برادری که تنها سنگ صبور هستند.

من نشسته‌ام و به کلمه‌ی "خانواده" فکر می‌کنم،که در کنار تمام نارفاقتی‌ها،پلیدی‌ها و دورویی‌های آدم‌ها و روزگار،تنها یک کلمه نیست،بلکه یک دنیا آرامش و امنیت است...

در جامعه امروزی به قدری به نقش خانواده تاکید شده است که جامعه شناسان اولین حلقه شکل گیری بنیان جامعه  را خانواده می دانند و حتی ریشه ی حالات روانی انسانها را در خانواده جستجو می کنند . خانواده تا جایی اهمیت دارد که رهبر معظم نقلاب اسلامی بارها در سخنرانی های گوناگون به تاکید نقش خانواده پرداخته‌اند. ایشان می فرمایند:

"* اگر در جامعه‌ای خانواده مستحكم شد و زن و شوهر حقوق یكدیگر را رعایت كردند و با هم اخلاق خوش داشته و سازگاری نمودند و با همكاری هم مشكلات را بر طرف نموده و فرزندان را تربیت كردند، جامعه‌ای كه این طور خانواده‌ها را داشته باشد، به صلاح خواهد رسید و نجات پیدا خواهد كرد و اگر مصلحی در جامعه باشد می‌تواند این طور جوامع را اصلاح نماید. اگر خانواده‌ای نبود، بزرگترین مصلحین هم بیایند نمی‌توانند جامعه را اصلاح كنند.( خطبه‌ی عقد مورخه‌ی 14/6/1372)
*هر كشوری كه در آن بنیان خانواده مستحكم باشد، بسیاری از مشكلات آن كشور، بخصوص مشكلات اخلاقی و معنوی آن به بركت خانواده‌ی سالم و مستحكم برطرف می‌شود یا اصلاً بوجود نمی‌آید.( خطبه‌ی عقد مورخه‌ی 2/9/1376)
*در خانواده، سه دسته انسان اصلاح می شوند، یكی مرد‌ها كه پدران این خانواده هستند، یكی زنها كه مادران این خانواده‌‌اند و دیگر كودكان كه نسل بعدی این جامعه هستند."(  خطبه‌ی عقد مورخه‌ی 11/5/1374)

دشمن زندگیتان را بشناسید!

از دیدگاه روانشناسان یکی از عوامل اصلی تخریب خانواده و دشمن زندگی های زناشویی فضای مجازی است.  شاید شما هم از آن دسته افرادی هستید که تنها در حد یک شام خوردن وقتتان را با خانواده می گذرانید .دست خودتان نیست فرصتش را ندارید! موبایل و اینترنت و تلگرام و ... تمام وقت شما را گرفته است در حدی که وابستگیتان به گوشی همراهتان بیشتر از وابستگیتان به خانوادتان شده است. مدام گوشی همراهتان در دستتان است و روزی چند صد هزار بار کلید هوم گوشی را می فشارید که مبادا پیامک یا تماس از دست رفته ای داشته باشید . ساعت را روی گوشیتان چک می کند .در وقت استراحتتان چک کردن تلگرام را به صحبت کردن و شاد بودن با خانوادتان ترجیح می دهید. اما وسایل ارتباطی امروز نه تنها محبت ها را از بین خانواده ها برده است بلکه احترام ها را هم لکه دار کرده است زمانیکه بزرگتری با شما صحبت می کند و شما همانطور که سرتان در گوشیتان است جواب طرف مقابلتان را می دهید، یا در یک مهمانی از اول تا اخر سرتان پایین است و با این کار به نوعی بدون آنکه خودتان متوجه باشید نشان می دهید که از حضور در جمع لذت نمی برید و این خود نوعی بی احترامی به میزبان است و یا گاهی از نشستن در کنار پدر بزرگ ها و مادربزرگ ها احساس بی‌حوصلگی می‌کنید اما کاش کمی در لابه لای زندگی پر مشغله مان قدر خیر و برکت های زندگیمان را هم بدانیم . خیر و برکت هایی که گاهی به سادگی خود را از نعمت وجودشان محروم می کنیم. خوب است گاهی به جای خواندن متن های پی در پی و تکراری در تلگرام کمی  پای صحبت پدر بزرگ و مادر بزرگ بنشینیم و یک دل سیر با آنها صحبت کنیم و از تجربیات آنان در زندگی هایمان استفاده کنیم .

زمانی را بدون تلفن همراه تصور کنید! باور کنید کسی بدون تلفن همراه نمی میرد! قطعا همه ما به جز دهه 70 و 80 روزگاری را بدون تلفن همراه حتی خیلی زیبا تر و بدون دغدغه تر سپری کردند ؛اما زمانی را بدون خانواده تصور کنید چطور می توانید باآن کنار بیایید حال تا دیر نشده است خودتان انتخاب کنید و فرصت ها را دریابید.

خانواده همسرتان هم به نوعی خانواده است!

باور کنید خانواده همسرتان هم مثل خانواده خودتان انسان هستند نه هیولا و دیو دو سر! و این را هم باور کنید که خانواده همسرتان مثل خانواده خودتان نیستند! و در بهترین شرایط ارتباطی باز هم خانواده فرد دیگری هستند شما به هیچ عنوان حق ندارید باعث جدایی یک نفر از خانواده اش شوید.خانواده همسرتان را دوست ندارید به آنها احترام بگذارید.  نکته ی مهم در ارتباط صحیح با خانواده همسر این است  که احترام‎شان را در هر شرایطی نگه دارید.جدا از این مسئله که احترام بزرگتر واجب به حساب می‎آید، احترام گذاشتن به آنها در حفظ روابط اثر مثبتی دارد. علاوه بر آن، شخصیت خود شما را بالا می‎برد.

مادرشوهر هم مانند مادر گاهی زبانش تلخ است، ولی حساسیت شما روی حرف‎های او بیشتر است تا مادر خودتان. اصلا به هیچ عنوان نمی‌توانید با خانواده همسرتان کنار بیایید خب این مشکل شماست! به همسرتان چه ارتباطی دارد! همانطور که شما دوست دارید در کنار خانواده تان باشید و به آنها سر بزنید همسرتان هم دوست دارد با خانواده اش ارتباط داشته باشد.

کانون خانواده را گرم کنید !

وقتی کانون خانواده خشک و بی روح باشد ، طعم زندگی را به کام اهالی خانواده تلخ می کند.با حفظ نشاط و آرامش کانون خانواده را گرم کنید می پرسید چگونه ؟