ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

شنبه, 25 شهریور 1396 12:32

اهمیت بوسیدن فرزندان

 

اهمیت بوسیدن فرزندان

 

در سیره اهل بیت، محبت به فرزندان توصیه بسیاری شده و اگر دینداران ما به این توصیه ها عمل کنند، هیچگاه فرزندانشان دچار کمبود محبت و آسیبهای اجتماعی نمی شوند.

 

بخش اخلاق و عرفان اسلامی

بوسیدن فرزند، بوسیدن کودک

 

 

 رسول مهربانی ها حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) میفرمایند: «هرکس فرزندش را ببوسد، خدا برایش نیکی مینویسد»۱ همچنین میفرمایند: «فرزندانتان را زیاد ببوسید، براستی که برای شما در برابر هر بوسه درجه ای در بهشت است که مسافتش پانصد سال است.»۲

امروزه با پیشرفت علم، اهمیت مهروَرزی به ویژه نقش بوسیدن کودکان در تربیت و پرورش شخصیت سالم آنها روشن شده است.


منبع:

1- کافی، ج ۶ ، ص ۴۹

2- روضة الواعظین، ص ۳۶۹

 

اگر این نشانه ها را دارید همسر بدی هستید

 

روابط اخلاقی و عاطفی یکی از بخش های مهم زندگی مشترک است که متاسفانه اصلی ترین عامل مشکلات و جدایی ها در میان زوجین محسوب می شود ، شما دوست دارید با همسرتان جوری رفتار کنید که زندگی آرام و پرمحبتی داشته باشید یا تمام تلاشتان را می کنید تا همسرتان شیفته شما شود اما نمی دانیدچرا همه چیز برعکس می شود به حدی که همسرتان شما را فردی به اصطلاح سمی می خواند و از زندگی کردن با شما رضایت ندارد ، فکر می کنید چرا این اتفاق می افتد و آخر کار به اینجا ختم می شود ؟

 

 
همسر، اشتباهات رفتاری، زندگی مشترک، آرامش
 
 
در یک جمله پاسخ این است " همه چیز ریشه در رفتار شما دارد " به نظر ساده می رسد اما دقیق تر که شویم جزئیات اشتباهات رفتاری را خواهیم گفت که شما را ناخواسته تبدیل به یک همسر بد و غیرقابل تحمل می‌سازد.
دکتر " جان گاتمن" در مقدمه رفتارهای مثل انتقاد پی در پی ، حالت تدافعی به خود گرفتن ، تحقیر و کارشکنی را مخرب ترین رفتارهای زوجین در زندگی مشترک معرفی می کند. در بحث گسترده این چهار عادت و رفتار اشتباه زیر شاخه های متعددی دارند که به اصلی ترین انها خواهیم پرداخت.
نشانه هایی که اگر آنها را در خود دیدید همسر بدی هستید و باید تغییر کنید:

1- شما هرگز اشتباه خود را نمی پذیرید:

اگر متوجه این شده اید که مدام در حال آوردن دلیل و توجیه برای کارهایتان هستید پس بدانید که رفتار شما ایراد دارد . واقع بین باشید و در تنهایی خود به رفتار یا اشتباهی که انجام داده اید بیشتر فکر کنید مسلما پی به نقطه ضعف هایی خواهید برد یا بهتر بگوییم شجاعت پذیرفتن اشتباهاتتان را خواهید یافت .

2- مدام تکرار می کنید: " منظورم این نبود"

در میان مکالمه های خود با همسرتان حرفهایی ناخوشایند می زنید و او را می رنجانید بعد از مدت کوتاهی ادعا می کنید که منظور شما آنچه که همسرتان برداشت کرده است نبوده پس در این جا 2 مورد از اشتباهات رفتاری شما پدیدار می شود اول اینکه هنگام بحث یا صحبت حریم همسرتان را رعایت نکرده اید و احیانا توهینی رخ داده است که این به هیچ وجه پذیرفته و مورد قبول نیست و دوم اینکه شخصی هستید که بدون فکر کردن سخن می گویید . به نظر دکتر گاتمن همسران این چنینی احساس آرامش را از همسرشان جدا می‌کنند و نبود آنها شرایط روحی بهتری برای شریک زندگی شان فراهم خواهد کرد. بهتر است برای تجربه یک مکالمه سالم خط قرمز هایی را در ذهن خود تعیین کنید تا با گذر از آنها مبادا تبدیل به یک فرد آزار دهنده شوید.

3- فکر می کنید همیشه راه پیش رو از آن شماست:

رفتار رایج دیگری که اصولا این دسته از افراد در زندگی مشترک به واسطه آن موجب اختلاف می شوند نادیده گرفتن حق همسرشان است . دکتر وین می گوید این رفتار بیشتر از انچه که تصور کنید مخرب است و در ذهن همسرتان شما را به طرز ناباورانه ای غیر قابل تحمل خواهد ساخت چرا که در این شرایط همسرشما به این باور می رسد که نظر ، ایده و حتی وجود او هیچ اهمیتی برای شما ندارد. بهترین روش برای جلوگیری از این اختلاف و ناراحتی اهمیت به حق همسرتان در تمام جوانب زندگی است.

4-بیش از حد وابسته روابط با همسرتان هستید:

بله درست متوجه شدید منظور از این وابستگی همان است که یک طرف در زندگی مشترک می گوید که اگر روزی همسرش او را ترک کند نابود می شود. این جمله اصلا منطقی نیست و این شدت وابستگی به طرف مقابل او را دچار احساس محدودیت می سازد . همسر این دسته از افراد نمی توانند آزادی فکری را تجربه کنند چرا که وابستگی بیش از حد نگرانی و حساسیت هایی را برایشان ایجاد خواهد کرد . سعی کنید خود را در زندگی به عنوان یک فرد مستقل به همسرتان ثابت کنید تا بتواند به شما به عنوان یک فرد قابل اعتماد تکیه کند.
5- شما عمدا شریک زندگی تان را آزار می دهید:
متاسفانه برخی از افراد بی دلیل یا با کوچکترین بهانه طرف مقابل در زندگی مشترکشان را از لحاظ جسمی و روحی مورد آزار و اذیت قرار می دهند. دلایل مختلفی پشت این ماجرای تلخ نهفته است که در همه حال ترک این عادت غلط بهترین روش برای حفظ رابطه و آرامش در زندگی است . با خود تمرین کنید تا در مواقع حساس با یک جمله و یا رفتاری همراه با سکوت اعتراضتان را به همسرتان نشان دهید به جای انکه اینقدر تنش ایجاد کنید و مطمئن باشید که این روش صد در صد موثر خواهد بود در حالی که جنگ و جدال هیچ تاثیر مثبتی نخواهد داشت.با این رفتارها چه کنیم یا بهتر بگوییم ، چه کنیم همسرمان از زندگی در کنار ما لذت ببرد؟ پاسخ بسیار ساده است و آن هم ترک این عادات غلط و ناپسند در زندگی مشترک و حتی زندگی اجتماعی شماست. 
 
 منبع : بیتوته 
شنبه, 25 شهریور 1396 12:24

دور دیدن ظهور ممنوع

دور دیدن ظهور ممنوع

روزشمار محرم؛‌ حرکت برای عزت و سربلندی !

 

زمان کوتاهی تا ماه محرم، ماه حماسه و تولد جدید اسلام مانده است. برای رسیدن به محرم باید روح و جان خود را آماده کنیم و معرفت و شناخت خود را بالاتر ببریم تا با عشق به امام عجین شده و روح مان تعالی پیدا کند.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

روزشمار محرم، 6 روز مانده به محرم

چرا مصیبت امام حسین (ع)، بزرگترین مصیبت در آسمان‌ها و زمین است؟

در زیارت عاشورا می‌خوانیم مصیبت امام حسین (ع)، بزرگ‌ترین مصیبت در اسلام و در همه‌ آسمان‌ها و زمین است. ولی درظاهر مصیبت‌هایی در تاریخ رخ داده است که تعداد افراد بیشتری کشته شده اند و گاهاً به طرز فجیع‌تری کشته شده اند. ولی در روایات، مصیبت امام حسین (ع) را بزرگ‌ترین مصیبت نامیده‌اند.

 

بررسی تاریخی و روایی عبارت «کل یوم عاشورا، کل ارض کربلا»

جمله مشهور «کُلُّ یَومٍ عاشُوراءُ وَ کُلُّ أرْضٍ کَرْبَلا» از کیست؟ آیا این جمله سندیت دارد؟ آیا در روایات ما چنین عبارتی نقل شده است؟

 

چه کسانی برای اولین بار قاتلان سید الشهدا علیه السلام را مورد لعن خود قرار داده‌اند؟

برخی از پیشگویی های پیامبران و اولیا درباره حادثه کربلا

 

فعل حرام و غوطه‌ور شدن در عیش و نوش دنیا عامل وقوع حادثه کربلا

محمدحسین رجبی دوانی، تحلیلگر و پژوهشگر تاریخ اسلام در خصوص شاخصه‌ها و نکات خطبه‌های سیدالشهدا (ع) به هنگام خروج از مکه گفت: در تاریخ عاشورا، از زمان خروج حضرت سیدالشهدا (ع) از شهر مقدس مکه تا کربلای معلی، مجموعا هشت خطبه وارد و ثبت و ضبط شده است.

 

بررسی لغوی عبارت ثارَ اللَّهِ در زیارت عاشورا

ثار الله‌: «ثار» در اصل‌، «ثأر» (با همزه‌) بوده‌ است‌ که‌ برای‌ سهولت‌ تلفظ،‌ همزه‌ به‌ الف‌ تبدیل‌ شده‌ است‌. مثل «کفو» که‌ در اصل‌ «کفؤ» و نیز «مشیّه‌» که‌ در اصل‌ «مشیئه‌» بوده‌ و همزه‌ برای‌ سهولت‌ تلفظ‌، به‌ واو و یاء تبدیل‌ شده‌ است‌.

7 روز تا محرم

آیا امام حسین (ع) خود را به هلاکت انداخت؟

با توجه به اینکه امام حسین (ع) از شهادت خود خبر داشتند و دستور قرآن که با دست خود خویشتن را به هلاکت نیفکنیم، چرا امام حسین به سمت کربلا حرکت کردند؟

 

اعتقاد به شفاعت در اهل بیت امام حسین (ع)

خداوند از گناهان مومنان خطاکار می‌گذرد. شفاعت با اذن خدا است و معصومین نیز از کسانی شفاعت می‌کنند که هم خدا اذن می‌دهد هم خود آن افراد، استحقاق شفاعت را داشته باشند. پس شفاعت، زمینه لازم دارد و عقیده به شفاعت شفعا، نوعی مراقبت در رفتار و عملکرد را می‌طلبد. بُعد سازندگی شفاعت همین بخش است.

 

نگاه جوهرگرایانه در برخورد با لعن های زیارت عاشورا

دکتر سید جواد میری، از مفهوم وحدت در جامعه و مسیری که برای رسیدن به جامعۀ مدرن نیاز است، گفت.

 

اهداف قیام امام حسین (ع) از منظر علمای شیعه

در طول تاریخ، علمای امامیه و عالم تشیع اهداف و علت‌های مختلفی برای شروع نهضت امام حسین (ع)، سفر حضرت از مدینه به مکه و از مکه به عراق و کربلا و نهایتا واقعه‌ عاشورا نگاشته و قلم زده‌اند که برخی از این دیدگاه‌ها با یکدیگر تفاوت اساسی دارد.

 

دیدگاه اجتماعی حرکت امام حسین (ع) در نگاه دکتر شهیدی

کتاب «پس از پنجاه سال»،‌ نَه روایت زندگی حسین (ع)، بلکه تحلیل و علت شناسی عاشوراست که به قلم توانمند و شیوای سید جعفر شهیدی در سال ۱۳۳۰ نگاشته شده است. دکتر شهیدی، در بررسی تاریخی حرکت امام حسین، دیدگاه اجتماعی را تبیین می کنند.

8 روز تا محرم

هشت خصوصیت واضح دشمنان امام حسین علیه السلام

هشت خصوصیت واضح دشمنان امام حسین علیه السلام را اینجا بخوانید

 

تحریف در قرائت ادعیه مأثوره (مانند زیارت عاشوراء)

در مراسم خواندن زیارت عاشورا که غالبا در طول سال هم برگزار می شود ، تحریف هایی به چشم می خورد که تذکر آنها لازم است . عزاداران بعضی از فقرات زیارت عاشورا را چند بار تکرار می کنند با این که در زیارت فقط یک بار وارد شده است و تکراری در کار نیست.

 

اختصاص داشتن أربعین به حضرت سید الشهدا

یکی از شعائر مختص شیعه که در هیچ مملکت و ملتی نظیری برای آن نمی توان یافت مسأله أربعین حضرت أباعبدالله الحسین (علیه السلام) است و این از امور اختصاصی فرهنگ تشیع است.

 

نقش بسترشناسی در تحلیل قیام عاشورا

در بررسی‌های تاریخی کمتر به بسترشناسی در تحلیل رویدادها پرداخته می‌شود و از این رو عموما تحلیل‌های نادرست و گاهی مواقع خلاف امر واقع تبیین می‌گردد. آن‌چه در جریان عاشورا و سال شصت ه.ق به وقوع پیوست، نیازمند بسترشناسی محققانه و عالمانه است.  

 

 
شنبه, 25 شهریور 1396 11:53

رابطه بین توجه به دنیا و آخرت

رابطه بین توجه به دنیا و آخرت

 

جابر! آخرت خانه ثبات است و دنیا خانه نابودى و زوال، ولى أهل دنیا غافلند و گویا مؤمنانند كه فقیه و اهل تفكر و عبرتند: آنچه با گوش هاى خود شنوند، ایشان را از یاد خداى- جل اسمه- كر نكند و هر زینتى كه چشمشان بیند از یاد خدا كورشان ندارد، پس بثواب آخرت رسیدند، چنان كه باین دانش رسیدند.

 

بخش اخلاق و عرفان اسلامی  
رابطه بین توجه به دنیا و آخرت

 

 

فی الکافی، عن جابرٍ قال: دخلتُ علیِ ابی جعفرٍ (علیه السلام) فقال (علیه السلام): یا جابر! إنّ المؤمنین لمیطَمَئنوّا الٍی الدنیا بِبقَائهم فٍیها و لمیأمنوا قُدومَهُمُ الآخرة . یا جاٍبر! الآخرةُ دارُ قرار و الدنیا دارُ فناء و زَوالٍ ولکٍنَّ أهلَ الدنیا أهلُ غَفلة و کأنّ المؤمنین هُم الفقهاءو الایمان أهلُ فکرة و عبِرةٍ لمیصُمُّهم عن ذکِر الله تعالی ما سَمِعوا بآذانهِم و لمیعُمِهم عن ذکر الله ما رَأوا منِ الزینة بأعینُهِم فَفازوا بثِوَاب الآخرة کما فازوا بذلک العلم.] : جابر می‌گوید: خدمت امام باقر علیه السلام، رسیدم، حضرت فرمود: اى جابر! همانا مؤمنین بماندن در دنیا اطمینان نكردند، و از رسیدن بآخرت ایمن نگشتند.

اى جابر! آخرت خانه ثبات است و دنیا خانه نابودى و زوال، ولى أهل دنیا غافلند و گویا مؤمنانند كه فقیه و اهل تفكر و عبرتند: آنچه با گوش هاى خود شنوند، ایشان را از یاد خداى- جل اسمه- كر نكند و هر زینتى كه چشمشان بیند از یاد خدا كورشان ندارد، پس بثواب آخرت رسیدند، چنان كه باین دانش رسیدند.

شرح:

کسانی هستندِ که مرُدن برایشان فناست، نابودشدن و از بین رفتن است. در معارف اسلامی چنین نیست، معارف اسلامی، مرگ را انتقال از یک عالمَ به یک عالمِ دیگر می داند، چقدر فرق می کند این معرفت، در کیفیتِ مواجهۀ با مرگ، مرگ رفتنِ به یک نشئۀ دیگری است، ورود در یک مرحلۀ دیگری از مراحل حیات است که حیات واقعی هم آنجاست؛ إنّ الآخرةَ لهی الحیوان. زندگی واقعی آنجاست، این حیات مقدمۀ آن است. 

در این دیداری که جابر با آن بزرگوار داشته است، حضرت بیاناتِ مفصّلی دارند، یک فقره این است: مؤمنان به بقاء خودشان در دنیا اطمینان ندارند. این، منافاتی ندارد با آن روایتی که می فرماید: إعمَل لدنیاک کأنکّ تعیشُ أبدا؟ً معنایش این است که انسان باید همیشه خود را آمادۀ عبور از این مرز بکند، مرز موت و حیات، خاطر جمع نباشیم که تا بیست سال دیگر مثلاً، یا ده سال دیگر زنده ایم. نه، فرض بکند که یکساعت بعد یا زودتر، از این دنیا خواهد رفت، به پیری و جوانی هم نیست که بگویید: پیرها حواسشان باشد که مطمئن به دنیا نشوند، اماّ ما جوان‌ها هنوز وقت داریم! نخیر، ما تدَری نفسٌ ماذا تکَسِب غدا و ما تدَری نفسٌ بأیِّ أرضٍ تمَوت، هیچکس نمی‌داند؛ بعضی‌ها جوانندً، سرِحالند، با مزاج‌های سالم، بدن‌های قوی، می‌افتند می‌میرند! پیرمرد هفتاد ساله یا بیشتر، مثل ماها، نمُردیم، زنده ماندیم. بنابراین، اینطور نیست که عدمِ اطمینانِ به بقاء در دنیا مخصوص پیرمردها باشد. اگر بنا شد که اطمینانِ به بقاء در دنیا نداشته باشیم، این باید اثرش را در انجام تکلیف نشان بدهد. 

یک تکلیف، تکلیفِ دنیایی است، مأموریم به اینکه در دنیا کارها را محکم، ماندگار انجام بدهیم؛ إعمَل لدِنیاک کأنکّ تعَیش أبدا. اگر انسان فرض را بر این بگذارد که کار دنیا را باید متوقف کرد، پس دًرس هم نباید خواند، ازدواج هم نباید کرد، خانه هم نباید ساخت. مقصود، این نیست، در کار دنیا گویا که همیشه زنده خواهید بود، اقدام کنید! آنچه مربوط به معایشِ عِباد و تعمیر بلاد است، اینها را انجام بدهید! لکن مراقب هم باشید که برای محاسباتی که آن طرف با آن سر و کار داریم ،باید همیشه آماده بود. مؤمنان ایمن نیستند از این که وارد آخرت بشوند.

ضمنا توجّه کنید تعبیراتِ معارف اسلامی را در مورد مرگ؛ آًنکه مردن پیش چشمش تهَلکُ استنهیِ لاتلُقوا بگیرد او به دست!

کسانی هستندِ که مرُدن برایشان فناست، نابودشدن و از بین رفتن است. در معارف اسلامی چنین نیست، معارف اسلامی، مرگ را انتقال از یک عالمَ به یک عالمِ دیگر می داند، چقدر فرق می کند این معرفت، در کیفیتِ مواجهۀ با مرگ، مرگ رفتنِ به یک نشئۀ دیگری است، ورود در یک مرحلۀ دیگری از مراحل حیات است که حیات واقعی هم آنجاست؛ إنّ الآخرةَ لهی الحیوان. زندگی واقعی آنجاست، این حیات مقدمۀ آن است. 

از وارد شدن به عالم آخرت، ایمن نباشند، هر لحظه ای ممکن است من و شما ـ چه پیر، چه جوان ـ در معرض قدُوم به آخرت باشیم. اهل دنیا از همین حقیقتِ روشن غافلند، با این که می بینند کسانی از جلوی چشمشان حذف می شوند، می میرند و می‌روند، کاروان پیوسته در حال حرکت به آن سمت است و یکی یکی و گروه گروه در حال رفتن‌اند، اماّ در عین حال همۀ ما دچار غفلتیم. مؤمنین، فقیه اند، نه این که فقهاء فقط مؤمن‌اند، می‌فرماید: هر مؤمنی فقیه است، یعنی مؤمن با نگرشِ عمیق به این مسأله نگاه می کند، تأملّ می کند، از آنچه در مقابل چشم خود می بیند، عبرت می گیرد.

یک تکلیف، تکلیفِ دنیایی است، مأموریم به اینکه در دنیا کارها را محکم، ماندگار انجام بدهیم؛ إعمَل لدِنیاک کأنکّ تعَیش أبدا. اگر انسان فرض را بر این بگذارد که کار دنیا را باید متوقف کرد، پس دًرس هم نباید خواند، ازدواج هم نباید کرد، خانه هم نباید ساخت. مقصود، این نیست، در کار دنیا گویا که همیشه زنده خواهید بود، اقدام کنید! آنچه مربوط به معایشِ عِباد و تعمیر بلاد است، اینها را انجام بدهید! لکن مراقب هم باشید که برای محاسباتی که آن طرف با آن سر و کار داریم ،باید همیشه آماده بود. مؤمنان ایمن نیستند از این که وارد آخرت بشوند.

 با شنیدنِ صداهای مختلف و دیدنِ مناظر مختلف کور و کر نمی شوند. وقتی چشممان به مناظر مختلف زینت‌های دنیا می‌افتد، یعنی آن حقیقت را که جلوی چشم همۀ ماست و بایِد از آن عبرت بگیریم، آن حقیقت را نمی بینیم، دل می دهیم ،همین نگاه ظاهری هم همینطور است، کسانی که اهل معنا و اهل سلوک بودند، حتی به همین ظواهر هم کمتر نگاه می‌کردند. مرحوم آقای راشد (رضوان الله علیه) در این کتابی که در شرح حال پدرش نوشته، می‌گوید: پدرم تهران آمد، در خیابان در راه که می‌رفتیم، دیدم ایشان همینطور سرش پایین است. گفتم: بابا! این خیابان‌ها را نگاه کنید! اینجا مثلاً مجلس شوراست، اینجا میدان بهارستان است. 

گفت: نه، من نمی خواهم نگاه کنم، نمی خواهم خودم را مشغول کنم. یعنیِ به همین انداِزه هم کسانی که اهل معنا و اهل سلوکند، به نگاه کردن به این ظواهر خوش آب و رنگ هم دل نمی دهند، اقبال نمی کنند؛ برای اینکه غافل نشوند. البته کسانی که کُمَّلین‌اند، بالاتر از اینهایند، اینها نگاه هم می کنند، لکن غافل نمی‌شوند. در همین عوالم، عوالمِ ظاهری هم می‌چرخند، اماّ دلشان دائم متذکّر است. کسانی که اهل عبرتند، هم ثواب آخرت را پیدا می‌کنند، هم به علم دسترسی پیدا می کنند. مفهوم علم هم در این روایت، مهم و جالب است.

دعایی برای در امان ماندن از شیطان در لحظه احتضار

 

جان دادن حقیقتی است که کسی نمی ‌تواند در آن شک کند. ترس از جان دادن در همگان وجود داشته و خواهد داشت. در ادبیات دینی به انسانی که مرگ را بر بالین خود حاضر دیده و علائم آن در اعضاء و جوارحش نمایان می‌شود؛ محتضر می‌گویند و به این حالت احتضار.

 

معین شرافتی- کارشناس حوزه/ بخش اعتقادات شیعه تبیان
احتضار

 

 

«سختى جان کندن و حسرت از دست دادن دنیا، به دنیا پرستان هجوم آورد... به یاد ثروت‏هایى که جمع کرده مى‏افتد، همان ثروت‏هایى که در جمع آورى آنها چشم بر هم گذاشته و از حلال و حرام و شبهه جمع کرده و اکنون گناه جمع آورى آن، بر دوش اوست و باید از آن اموال جدا شده و برای وارثان باقى بگذارد تا از آن استفاده کنند.»(نهج ‌البلاغه،خطبه 109)

در قرآن کریم نیز سخن از حضور مرگ است. مثلاً در قرآن از این عبارت برای آن استفاده شده: «حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ(نساء/18) و هنگامی که مرگ نزد یکی از شما حاضر شود.»

اما در حال احتضار رویدادهایی رخ می ‌دهد که بازشناسی آنها دارای اثرات تربیتی زیادی است که به آن می ‌پردازیم.

توبه نافرجام

 در لحظات جان دادن است که محتضر تمام اعمال گذشته را به یاد آورده و به سرنوشت ابدی خود واقف می‌شود. در آن لحظه است که حتی کافران می‌فهمند که چیزی به نام نیستی وجود ندارد و مرگ در اصل یک جابه‌ جایی و انتقال است. انتقال از مکان عمل به سرای پاداش.

چه بسیارند افرادی که در آن لحظه از گذشته خود پشیمان شده و توبه می‌ کنند؛ ولی دیگر توبه سودی ندارد؛ همچنانکه در قرآن آمده: «وَلَیْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّی تُبْتُ الْآنَ(نساء/18) و توبه كسانى كه گناهکارند و به هنگام حاضر شدن مرگ توبه کرده و می ‌گویند الان توبه کردم؛ پذیرفتنی نیست.»

آخرین تلاش شیطان

در لحظات احتضار هم شیطان دست از وسوسه کردن بر نمی ‌دارد و باز امیدوار است تا در آن لحظه یک عمر ایمان فرد را بر باد دهد. اگر فرد ایمانی قوی و مستقر نداشته باشد و اصطلاحاً ایمان او از نوع مستودع باشد؛ چه بسا دچار برگشت از اعتقادات خود شده و بی ‌دین از دنیا برود. شیطان در ضربه آخر از چیزها یا افرادی که نزد محتضر محبوب است سوء استفاده کرده و او را تهدید می‌کند تا شهادتین را نگفته از دنیا برود. حتی برای در امان ماندن از این وسوسه شیطانی، دعاهایی سفارش شده است مثل دعای عدیله که در مفاتیح نیز آمده یا اینکه فرد بگوید: « اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْعَدِیلَةِ عِنْدَ الْمَوْتِ؛ خدایا من از تغییر عقیده به هنگام مرگ به تو پناه مى آورم.»(رک: مفاتیح الجنان، دعای عدیله)

اهل بیت هم می‌آیند

در روایات بسیاری آمده که به هنگام مرگ حضرت رسول اکرم و امیرالمؤمنین(علیهماالسلام) بر بالین محتضر حاضر می‌شوند. حتی در برخی از احادیث خبر از آمدن پنج تن و حتی چهارده معصوم(علیهم‌السلام) نیز داده شده است. در حدیثی امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: «مَا یَمُوتُ مُوَالٍ لَنَا مُبْغِضٌ لِأَعْدَائِنَا إِلَّا وَ یَحْضُرُهُ رَسُولُ اللَّه وَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ فَیَسُرُّونَهُ‏ وَ یُبَشِّرُونَهُ‏، وَ إِنْ كَانَ غَیْرَ مُوَالٍ لَنَا یَرَاهُمْ‏ بِحَیْثُ یَسُوؤُه‏؛ نمی ‌میرد دوستی از دوستان ما و دشمنی از دشمنان ما مگر آنکه رسول خدا و امیرالمؤمنین و حسن و حسین(علیهم‌السلام) را می‌بیند پس او را خوشحال می‌کنند و به او بشارت می‌دهند و اگر آن شخص از دوستان ما نباشد؛ آنها را می‌بیند و تأسف می‌خورد.»(تفسیر قمی،ج2،ص265)

حسرت بی‌‌‎پایان

دنیاپرستان مرگ سختی خواهند داشت. در لحظه مرگ است که می‌فهمند پول و ثروت ماندنی است و او با تکه کفنی بی‌ارزش و البته اعمال و کردارش راهی سرای آخرت می‌شود. امام علی(علیه‌السلام) آن حسرت را اینگونه بیان کردند: «سختى جان کندن و حسرت از دست دادن دنیا، به دنیا پرستان هجوم آورد... به یاد ثروت‏هایى که جمع کرده مى‏افتد، همان ثروت‏هایى که در جمع آورى آنها چشم بر هم گذاشته و از حلال و حرام و شبهه جمع کرده و اکنون گناه جمع آورى آن، بر دوش اوست و باید از آن اموال جدا شده و برای وارثان باقى بگذارد تا از آن استفاده کنند.»(نهج‌البلاغه،خطبه109)

بله اگر فرد در سایه تلاش‌های صحیح دنیوی، فکری برای آخرتش هم کرده باشد و ذخیره‌ای برای آن دنیا فرستاده باشد؛ از چنین حسرتی در امان است.

مؤمن بهشت را می‌بیند

گفتیم که به هنگام جان دادن، فرد اعمال و کردارش را به سرعت به یاد می‌آورد. در آن لحظه اگر آن فرد از اهل ایمان و عمل صالح باشد؛ در شور و سرور افتاده و از دیدن جایگاه ابدی ‌اش در بهشت خوشحال می‌شود. امام صادق(علیه ‌السلام) در این موضوع فرمودند: «إِنَّهَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ثُمَّ أُرِیَ مَنْزِلَهُ مِنَ الْجَنَّةِ فَیَقُولُ رُدُّونِی إِلَى الدُّنْیَا حَتَّى أُخْبِرَ أَهْلِی بِمَا أَرَى فَیُقَالُ لَهُ لَیْسَ إِلَى ذَلِكَ سَبِیلٌ؛ همانا وقت جان دادن که فرا برسد در آن هنگام مؤمن جایگاهش را در بهشت می‌‍بیند پس می‌گوید مرا به دنیا برگردانید تا به خانواده‌ام آنچه را که دیدم بازگو کنم. پس به او گفته می‌شود: چنین چیزی امکان ندارد.»(الکافی،ج3،ص135)

در حدیثی امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: «مَا یَمُوتُ مُوَالٍ لَنَا مُبْغِضٌ لِأَعْدَائِنَا إِلَّا وَ یَحْضُرُهُ رَسُولُ اللَّه وَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ فَیَسُرُّونَهُ‏ وَ یُبَشِّرُونَهُ‏، وَ إِنْ كَانَ غَیْرَ مُوَالٍ لَنَا یَرَاهُمْ‏ بِحَیْثُ یَسُوؤُه‏؛ نمی ‌میرد دوستی از دوستان ما و دشمنی از دشمنان ما مگر آنکه رسول خدا و امیرالمؤمنین و حسن و حسین(علیهم‌السلام) را می‌بیند پس او را خوشحال می‌کنند و به او بشارت می‌دهند و اگر آن شخص از دوستان ما نباشد؛ آنها را می‌بیند و تأسف می‌خورد.»(تفسیر قمی،ج2،ص265)

پس برای مؤمن اصلاً جان دادن سختی نداشته و جز لذت برایش چیزی نیست. چون از ناراحتی‌‎ها و سختی‌ های دنیا به آرامشی ابدی و لذتی دائمی منتقل می ‌شود. جایگاهی که با اعمال و اعتقاداتش برای خود آماده ساخته است.

خواسته‌ نافرجام گناهکاران

در مقابل اهل ایمان، این اهل ظلم و گناهکاران هستند که با فرا رسیدن مرگشان تازه از خواب غفلت بیدار شده و التماس می‌کنند تا به دنیا برگردند و اعمال واجبی را که ترک کردند؛ انجام دهند. آنها به خدا می‌گویند: «حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحًا فِیمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا(مؤمنون/99و100) تا زمانی كه مرگ یكی از آنان فرا رسد می‏گوید: پروردگار من! مرا باز گردانید! شاید در آنچه ترك كردم عمل صالحی انجام دهم (به او می‌گویند) هرگز، چنین نیست، این سخنی است كه او به زبان می‏گوید.»

وقتی به شهادت قرآن امکان برگشت به دنیا برای گناهکاران وجود ندارد؛ پس ضروری است که فرد هرچه زودتر توبه کرده و کم کاری‌ها و کوتاهی‌هایش را جبران کند؛ تا هم از سختی‌های جان دادن در امان بماند هم به بهشت ابدی رهسپار شود.

نتیجه نهایی

مرگ و احتضار به خودی خود ترسناک نبوده و تنها یک انتقال است. حال اگر فرد در دنیا با اعتقاداتی صحیح زندگی کرده و درست کردار باشد؛ مرگ برایش شیرین خواهد بود. اما اگر به دستورات الهی بی اعتنا باشد؛ مطمئناً نه تنها مرگ بلکه آخرتی تلخ خواهد داشت.


داستانی عجیب از شیخ‌عباس‌قمی و پدرش

 

كاش مثل عبدالرزاقِ مسئله گو مى شدى و مى توانستى منبر بروى و از این كتاب كه او براى ما مى خواند، تو هم مى خواندى.

 

زهرا اجلال- بخش قرآن تبیان
شیخ عباس قمی، محدث

 

 

آقا شیخ عباس قمی از علمای زنده است. ایشان در همه ی دعاها و زیارتنامه ها و مناسبت ها حاضر است، پس ایشان حیات دارد. درعلمای شیعه کسی مثل آقا شیخ عباس قمی نیست که این قدر ذکرش در محافل باشد و این قدر کتاب هایش چاپ شده باشد. بعد از قرآن بیشترین کتابی که چاپ شده است مفاتیح است. ایشان یک انسان بوده است ولی خدا را شناخته و مَن خودش را کنار گذاشته است ،کسی که با خدا پیوند بخورد صورت الهی اش می ماند. هر نفسی که خرج خدا می شود می ماند. 

عمر خدا را بگیرم و برای خدا کار نکنم؟ شما اگر کار داشتید من قلم را کنار می‌گذارم و جواب شما را می‌دهم. اخمو نیستم. اما هروقت که توقف کردیم، در همان توقف یک مقدار بنویسم! این عمر با برکت است.

بهترین شاگرد محدث نوری

مرحوم شیخ عباس قمی ملقب به «محدث قمی» در سال 1294 هجری قمری در قم متولد شد، پدرش محمدرضا کاسبی فردی متدین بود که مردم برای یادگیری احکام دین به او مراجعه می‌کردند.

محدث قمی دوران کودکی و نوجوانی را در قم سپری کرد و دروس مقدماتی را فرا گرفت؛ در این بین «آیت‌الله حاج میرزا محمد ارباب ‌قمی» از اساتیدی بود که نقش بیشتری در آموزش او داشت.

شیخ عباس در سن 22 سالگی برای کسب معرفت بیشتر تصمیم به هجرت گرفت و راهی نجف شد.

اشتیاق او به علم حدیث و شناخت راویان موجب شد در جلسات درس فقیه و محدث بزرگ «حسین بن محمدتقی طبرسی» معروف به محدث نوری شرکت کند.

بعد از مدتی شرکت در کلاس‌های محدث نوری و تلاش و پشتکار، شیخ عباس قمی به مقام خاصی در نزد استادش رسید.

شیخ عباس قمی در چهار سال شاگردی محدث قمی شاگرد ممتاز او به شمار می‌رفت.

وی پس از وفات استادش در سال 1320، 2 سال دیگر در نجف ماندگار شد و سرانجام بعد از 6 سال به ایران بازگشت و در قم به تالیف، تدریس و وعظ مشغول شد تا این ‌که در سال 1332 عازم مشهد شد و به مدت هشت سال در این شهر سکونت گزید.

این دانشمند بزرگ به دعوت آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری‌یزدی به حوزه علمیه قم آمد و کتاب «سفینه البحار و مدینه الحکم و آلاثار» را در دسترس علاقه‌ مندان قرار داد؛ این کتاب فهرست موضوعی و تفضیلی برای احادیث کتاب بحارالانوار است که توانست مبلغان را در دفاع از اسلام به سلاح مجهز کند.

شیخ عباس قمی روزانه بیش از 17 ساعت مطالعه می‌کرد و با مراجعه به منابع معتبر اسلامی به تدوین جهان اسلام می‌پرداخت که حاصل آن تالیفات ارزشمندی همچون «منتهی‌الآمال» در خصوص تاریخ تحلیلی و مستند پیامبر اسلام و اهل‌بیت (علیهم السلام) و کتاب دیگری به نام «پیرامون نهضت امام حسین (علیه السلام) و وقایع کربلا» است.

ویژگی های شیخ

شاید بتوان سه مشخصه برای شیخ عباس قمی بر شمرد:

1ـ عارف و اهل معرفت؛

2ـ زاهد و به دور از مقام، شهرت و ثروت؛

3ـ عالم و عامل، محقق و پژوهشگر و در نهایت مترجم و مؤلف .

داستان عجیب شیخ عباس قمی و پدرش

مرحوم شیخ عباس قمى نویسنده كتاب مفاتیح الجنان در خاطرات خود برای پسرش آورده است كه: وقتى كتاب منازل الاخرة را نوشته و به چاپ رساندم، در قم شخصى بود به نام «عبدالرزاق مسأله گو» كه همیشه قبل از ظهر در صحن مطهر حضرت معصومه احكام شرعی را برای مردم مى گفت. مرحوم پدرم «كربلائى محمد رضا» از علاقه مندان منبر شیخ عبدالرزاق بود به حدى كه هر روز در مجلس او حاضر مى شد و شیخ هم بعد از مسأله گفتن، كتاب منازل الاخرٍة مرا مى گشود و از آن براى شنوندگان و حاضران از روایات و احادیث آن مى خواند. روزى پدرم به خانه آمد و مرا صدا زد و گفت شیخ عباس! كاش مثل عبدالرزاقِ مسئله گو مى شدى و مى توانستى منبر بروى و از این كتاب كه او براى ما مى خواند، تو هم مى خواندى.

سه مشخصه برای شیخ عباس قمی بر شمرد:

1ـ عارف و اهل معرفت؛

2ـ زاهد و بدور از مقام، شهرت و ثروت؛

3ـ عالم و عامل، محقق و پژوهشگر و در نهایت مترجم و مؤلف .

چند بار خواستم بگویم پدرجان! این كتاب از آثار و تألیفات من است اما هر بار خوددارى كردم و چیزى نگفتم و فقط عرض كردم دعا بفرمائید خداوند توفیقى مرحمت نماید.

اولین چیزی که از دل شیخ عباس بیرون رفت

آیت الله صدر در مورد شیخ عباس قمی فرمود: داریم که آخر چیزی که از دل صدیقین بیرون می رود حب ریاست است یعنی این حب در عمق انسان است و درهمه وجود دارد. آنقدر خدا به آقا شیخ عباس قمی نظر کرده است که اولین چیزی که از دلش بیرون رفته حب ریاست بوده است زیرا ایشان خیلی افتاده و متواضع بودند.

یکی از راه های رسیدن به مقصد این است که از خدا بخواهیم مَن های خیالی ما از بین برود. نردبان این جهان ما و منی است

عاقبت این نردبان افتادنی است

لاجرم آن کس که بالاتر نشست

استخوانش سخت تر خواهد شکست.

او از من بهتر سخنرانی می کند

روزی به آقا شیخ عباس قمی می گویند که در مشهد در مسجد گوهرشاد نماز جماعت بخواند. ایشان چند روز نماز جماعت را خواندند ولی یک روز گفتند که نماز عصر را نمی خوانم و علت را این طور بیان کردند: دیدم که صف نمازم خیلی شلوغ است و گفتم که نکند من کسی شده ام . یعنی همینکه بوی عنوان و مقام به مشام ایشان خورد، احساس کرد و دیگر نمازعصر را نخواند. روزی آقا شیخ عباس قمی سخنرانی می کردند و در وسط سخنرانی ،آقا عباس تربتی را دید و گفت که ای مردم ایشان از من بهتر سخنرانی می کند و از منبر پایین آمد.

این عمر با برکت است

آیت الله مروارید از علمای هشتاد، نود ساله مشهد بود.  ایشان می‌گفت: به حاج شیخ عباس قمی صاحب مفاتیح مهمان شدیم در یکی از روستاهای مشهد به نام انبران، ایشان تا وارد شد و سلام و علیک کرد، نشست بنویسد. صاحبخانه گفت: حاج آقا من امروز شما را باغ آوردم. امروز دفتر را کنار بگذارید. گفت:من سهم امام بخورم و برای امام زمان کار نکنم؟ گفت: ملک شخصی من است. سهم امام نیست. فرمود: عمر خدا را بگیرم و برای خدا کار نکنم؟ شما اگر کار داشتید من قلم را کنار می‌گذارم و جواب شما را می‌دهم. اخمو نیستم. اما هروقت که توقف کردیم، در همان توقف یک مقدار بنویسم! این عمر با برکت است.


منابع:

برنامه سمت خدا؛ بیانات حجت الاسلام فرحزادی

برنامه سمت خدا؛ بیانات حجت الاسلام ماندگاری

برنامه سمت خدا؛ بیانات حجت الاسلام عابدینی

برنامه سمت خدا؛ بیانات حجت الاسلام قرائتی

 

جریان مباهله؛ الگویی برای پیشرفت در خانواده

 

جریان مباهله پیامبر اسلام با مسیحیان نجران، یکی از صفحات درخشان اسلام است که سبب اثبات حقانیت اسلام گردید.

سید حسین سیدی- کارشناس حوزه/ بخش قرآن تبیان
مباهله

خداوند در سوره آل عمران بعد از اشاره به تولد حضرت عیسی(علی نبینا و آله و علیه السلام) و رد نظریه مسیحیان نسبت به تولد آن حضرت، می فرماید: «بگو: بیایید ما و شما فرزندان و زنان و كسانى را كه به منزله خودمان هستند بخوانیم، سپس به مباهله برخیزیم (در حق یكدیگر نفرین كنیم) تا دروغگویان  را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم.» [1]

اینک به چند نکته در باره جریان مباهله اشاره می کنیم.

1- مباهله؛ حقانیت پیامبر و گسترش اسلام

در اوایل سوره نجم، خداوند بعد از قسم به ستاره، و اشاره به حقانیت پیامبر اینگونه می فرماید: «وَ مَا یَنطِقُ عَنِ الهْوَى* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ یُوحَى[نجم/3و4] و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏گوید* آنچه مى‏گوید چیزى جز وحى كه بر او نازل شده نیست.» 

در جریان مباهله، حضرت زهرا(سلام الله علیها) برای گسترش اسلام و حقایت آن در کنار همسر و پدر خویش قرار گرفت.  وقتی که پیامبر از میان امت خود، اهلبیت خود را به میدان می آورد که یکی از آنها بانوی گرامی اسلام است، یعنی اینکه این افراد، از جمله صدیقه طاهره، الگو و شاخص جامعه اسلامی هستند، و این الگو بودن زنان، این آیه قرآن را به یاد می آورد. «خداوند براى مؤمنان، همسر فرعون را مثل زد...»

جریان مباهله بعد از استدلال و منطق در باره تولد حضرت عیسی(علی نبینا و آله و علیه السلام)، از طرف خدای بزرگ به عرض پیامبر رسید، و مسیحیان نجران در نتیجه این مباهله مجبور به اعتراف به حقانیت پیامبر اسلام شدند.

تفسیر نمونه می نویسد: «مسئله" مباهله" به شكل فوق شاید تا آن زمان در بین عرب سابقه نداشت و راهى بود كه صد در صد حكایت از ایمان و صدق دعوت پیامبر مى‏كرد. چگونه ممكن است كسى كه به تمام معنى به ارتباط خویش با پروردگار ایمان نداشته باشد وارد چنین میدانى گردد؟ و از مخالفان خود دعوت كند بیایید با هم به درگاه خدا برویم و از او بخواهیم تا دروغگو را رسوا سازد.»[2]

نکته:

غیر از مسیحیان نجران، کسان دیگری هم از مسلمانان بودند(منافقان) که متاسفانه به حقانیت پیامبر ایمان نداشتند. جریان مباهله هم برای مسیحیان(و نیز مشرکان) و هم برای منافقان، حجت را تمام کرد. جریان مباهله راهی را باز کرد برای شناخت بیشتر مسیحیان از اسلام، و بعدا چه بسا برخی از مسیحیان ایمان آورده باشند؛ ولی چه بسا منافقانی بودند که گر چه در ظاهر مسلمان بودند؛ ولی تا آخر عمر، به پیامبر و حقانیت ایشان ایمان کامل نیاوردند. این گفتار در زمانه ما نیز صادق است. خدا به ما رحم کند.

2 - مباهله؛ دلیلی روشن بر فضائل اهلبیت(علیهم السلام)

در جریان مباهله، فضیلت اهل بیت پیامبر بیشتر نمایان شد. زیرا «منظور از" ابناءنا" در آیه منحصرا" حسن و حسین"(علیهم السلام) هستند، همانطور كه منظور از" نساءنا" فاطمه زهرا(سلام الله علیها) و منظور از" انفسنا" تنها على(علیه السلام) بوده است و احادیث فراوانى در این زمینه نقل شده است.»[3]

تبلیغ فضائل اهلبیت در جریان مباهله می تواند نقش زیادی در مستبصر شدن مسیحیان حال حاضر داشته باشد؛ چنانکه مسیحیان زمان پیامبر، همراهی اهلبیت با پیامبر در جریان مباهله را شاهدی بر حقانیت او گرفتند.

تفسیر نمونه می نویسد: «اگر مشاهده كردید محمد(صلی الله علیه وآله) با سر و صدا و جمعیت و جار و جنجال به مباهله آمد با او مباهله كنید و نترسید، زیرا حقیقتى در كار او نیست كه متوسل به جار و جنجال شده است، و اگر با نفرات بسیار محدودى از خاصان نزدیك به میعادگاه آمد بدانید كه او پیامبر خداست و از مباهله با او بپرهیزید كه خطرناك است‏.»[4]

3- مباهله؛ ارزش اسلام به جنس زن

اسلام برخلاف اعراب جاهلی که حقوق اجتماعی زنان را نادیده گرفته و حتی دختران خود را زنده بگور می کردند، و برخلاف دنیای غرب که به اسم دفاع از حقوق زنان، شخصیت زن را در جامعه به ابتذال کشانده است، زن را با رعایت حیا و عفت، در کارهای اجتماع(با حفظ حجب و حیا) شریک می داند.

در جریان مباهله، حضرت زهرا(سلام الله علیها) برای گسترش اسلام و حقایت آن در کنار همسر و پدر خویش قرار گرفت.  وقتی که پیامبر از میان امت خود، اهلبیت خود را به میدان می آورد که یکی از آنها بانوی گرامی اسلام است، یعنی اینکه این افراد، از جمله صدیقه طاهره، الگو و شاخص جامعه اسلامی هستند، و این الگو بودن زنان، این آیه قرآن را به یاد می آورد. «خداوند براى مؤمنان، همسر فرعون را مثل زد...»[5]

4- مباهله؛ هماهنگ بودن خانواده در امور مذهبی

در جریان مباهله، انسان یک خانواده معصوم را می بیند که هماهنگ با هم برای پیشبرد اسلام تلاش می کنند. یک خانواده شیعه نیز باید، هماهنگی و همدلی معنوی و مسلمانی را در سرلوحه برنامه های خود قرار دهد.  اگر خدای ناکرده در خانواده های جامعه اسلامی، هماهنگی مطلوب نباشد و اختلاف سلیقه های جزیی باعث ایجاد تنش در خانواده شود، این خانواده در مسیر پیشرفت خود با موانعی روبرو خواهد شد.

در جریان مباهله، فضیلت اهل بیت پیامبر بیشتر نمایان شد. زیرا «منظور از" ابناءنا" در آیه منحصرا" حسن و حسین"(علیهم السلام) هستند، همانطور كه منظور از" نساءنا" فاطمه زهرا(سلام الله علیها) و منظور از" انفسنا" تنها على(علیه السلام) بوده است و احادیث فراوانى در این زمینه نقل شده است

در سالیان نه چندان دور، وضعیت خانواده ها اینقدر ناهماهنگ نبود، و معنویت و اخلاق یکی از عوامل مهم رشد و بالندگی خانواده ها بود «فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدا[جن/14] آنان كه اسلام آوردند راستى به راه رشد و صواب شتافتند.»

آیا خانواده ها از اسلام دور شده اند یا نا هماهنگی و تشتت در میان خانواده مسلمان و مقید، وجود دارد؟

سخن آخر

در این مقاله، چهار نکته از مباهله پیامبر با مسیحیان نجران را بیان کردیم که عبارت بودند از؛ 

یک: حقانیت پیامبر در جریان مباهله برای مسیحیان نجران ثابت شد و آنها مجبور به اعتراف به حقانیت پیامبر شدند. چه بسی خیلی از مستبصران مسیحی، امروزه با شنیدن جریان مباهله و امثال آن به اسلام بگروند.

دو: در جریان مباهله، فضایل اهلبیت پیامبر بیش از پیش  تبیین گردید.

سه: حضور یک بانو در روز مباهله، نشان از رفعت مقام زن در اسلام دارد. 

چهار: در جریان مباهله، یک خانواده معصوم برای گسترش اسلام، هماهنگ به میدان آمدند و عزم خود را برای دفاع از اسلام نشان دادند، باید خانواده شیعی و پیرو اهلبیت نیز هماهنگی در اهداف و برنامه های معنوی(و به تبع آن، مادی) خود را از یاد نبرد.

پی نوشت ها:

1ـــ ترجمه الهی قمشه ای، ص57، آیه 61 آل عمران 

2ــ تفسیر نمونه، ج2، ص581

3ــ همان، ص 582    

4ـــ همان

4ــ آیه یازده تحریم

کنگره بین المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی

 
 
فراخوان مقاله کنگره بین المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی - اردیبهشت 97، محورهاي همايش:
 
 
 
 
 
 
 
 
الف: اهل بیت (علیهم السلام)، 1ـ مرجعیت علمی اهل بیت (علیهم السلام)، 2ـ نقش اهل بیت (علیهم السلام) در پیدایش و گسترش علوم
 
 
 
 
 
ب: شیعه

1ـ نقش دانشمندان شیعه در پیدایش علوم
2ـ نقش دانشمندان شیعه در گسترش علوم
3ـ نقش دانشمندان شیعه در شکوفایی تمدن اسلامی
4ـ تعامل علمی دانشمندان شیعه با مذاهب اسلامی و ادیان

ج: نقد و احیای آثار

1ـ احیای آثار در مورد نقش اهل بیت (علیهم السلام) و شیعه در علوم
2ـ نقد آثار مستشرقان در مورد نقش شیعه در علوم
3ـ نقد آثار مورخان مسلمان در مورد نقش شیعه در علوم

محورهاي همايش
برگزار كنندگان: دبیرخانه کنگره تحت اشراف حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مهلت ارسال متن كامل مقالات: اول شهریور 1396
تاريخ برگزاري همايش: اردیبهشت 1397
سايت همايش: shia-congress.com
تلفن تماس دبيرخانه: 55- 02537255853
آدرس دبيرخانه: قم، جمکران، ابتدای بلوار انتظار، مجتمع علمی دارالولایة، ساختمان مؤسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت علیهم السلام طبقه اول
محل برگزاري: قم
ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید :
لینک گروه "کتابخانه تخصصی علوم قرآن و حدیث"

پوستر کنفرانس: congress-naghshe-shia.jpg

 

 

baketchi

دکتر احمد پاکتچی از اساتید دانشگاه امام صادق علیه السلام و ریاست گروه علوم و قرآن و حدیث دانشکده الهیات این دانشگاه می باشد. ایشان دکتری خود را در رشته های مطالعات دین شناسی در سال 1993 و در رشته زبانشناسی تاریخ در سال1997 از دانشگاه آلماتی قزاقستان اخذ نمودند.

 
 
 
 
 کارگاه تخصصی شیوه‌ها و اصول نگارش مقاله علمی پژوهشی توسط دکتر پاکتچی برگزار شد. به گزارش مرکز نوآوری و ایده پردازی علوم انسانی اسلامی به نقل از کانال تلگرامی مطالعات قرآن و متون مقدس  کارگاه تخصصی شیوه‌ها و اصول نگارش مقاله علمی پژوهشی توسط دکتر پاکتچی برگزار گردیده که در ادمه فایل پیاده‌سازی این کارگاه تقدیم می‌شود.
 

متن پیاده شده کارگاه:  Osole-Negareshe-Maghalhe-Elmi.pdf 1.2 M