ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

شنبه, 31 مرداد 1394 15:39

حصر سایبری -مجموعه کامل 1تا5

عناوین پنج بخش:1-تاثیر رسانه های اجتماعی بر سبک زندگی 2-شیر ( share) می کنم پس هستم

3-سبک زندگی کاربران شبکه های اجتماعی 4-اعتیاد مجازی به شبکه های اجتماعی

5- ملاحظات لازم پیرامون حضور در رسانه های اجتماعی

شنبه, 24 مرداد 1394 15:54

هدایایی برای پوست کندن!

هدایایی برای پوست کندن!

 

هر هدیه‌ای، رایگان نیست؛ بعضی هدایا به قیمت تمامِ زندگی آدم تمام می‌شوند. هدیه‌هایی که پوست می‌کنند از زندگی آدم.

 

رشوه

یک. ریسمان لای اسکناس را دیده‌اید؟ تمام مایه و اعتبار هر اسکناسی بند به همین یک مثقال "بند" است. "انگیزه" ما هم نسبت به "انگیخته"‌مان، عینا حکم همین ریسمان لای اسکناس را دارد. اسکناس بدون ریسمان، ولو خشک باشد و تانخورده، مفت نمی‌ارزد. به اصطلاح رایج بین علما، اعمالی هم که از ما سر می‌زند، هم باید صورت فاعلی‌اش، خوب باشد(حُسن نیت) و هم صورت فعلی‌اش(حُسن ظاهر). و گرنه، مقبول درگاه حضرت دادار نمی‌افتد.

اهل منطق(علم منطق) البته خیلی به "انگیزه‌"ها کاری ندارند، "انگیخته‌"ها برایشان مهم‌تر است. از دید آنها خلط بین این دو، اساسا یک روش مغالطی است در فرآیند اندیشه و گفتمان. در آئین شریعت، اما، حساب نیت از عمل جدا نیست بل قوام عمل وابسته است به نیت عامل. چنانکه گفته‌اند: "الاعمال بالنیات".

"سُحت" نیز در زبان عرب، یعنی پوستی که از درخت (یا هر چیز) جدا می‌شود. از این جهت "رشوه" را از مصادیق "سحت" برشمردند. چون پوست می‌کند از دین، آبرو یا زندگی‌‌ آدم‌ها؛ درست ماننده نهالی که پوست از تنه و ساقه‌اش کنده شده و پژمرده است.

داستانی را فیض کاشانی - خدایش رحمت کناد - در کتاب پرارج "محجه‌البیضاء" (ج8، ص103) آورده‌ که در جریان یکی از جنگ‌های صدر اسلام، فردی در جبهه مسلمین، ساز و برگ دشمن را زیر نظر داشت، کسی را دید سوار بر الاغی سفید و رهوار. دلش رفت پی این الاغ. همانجا دوستش را شاهد گرفت که این را من نشان کرده‌‌ام، از هم‌اینک گفته‌ باشم بعد از جنگ اگر پیروز شدیم، این الاغ از آن من است. عاقبت هم به همین نیت روانه میدان شد و از قضا به دست همان مرکب‌سوار نیز کشته شد. بعد از جنگ جسدش را آوردند نزد پیامبر(ص) تا بر او نماز بگذارد. حضرتش ابا ورزید، سبب پرسید: فرمود: من فقط بر "مجاهد فی سبیل الله" نماز می‌خوانم نه بر "کشته راه الاغ!".

دو. در عالم رفاقت، برای دوستی که می‌ارزد، هر چقدر هم که مایه بگذاری، کم گذاشتی. رفیق‌بازی برای خودش رسم و رسوماتی دارد البته. گاهی برای اینکه قوام ببخشی به این دوستی، پاره‌ای از این رسومات را چاشنی رفاقتت می‌کنی. مثلا با بهانه یا بی‌مناسبت، در قالب کادو و هدیه‌، چیزی را به او پیش‌کش می‌کنی به این امید که انس و الفت بیشتری دست دهد. چون چشم‌داشتی هم نداری، ابایی هم نداری که هدیه‌ات را جلوی چشم دیگران و در جَلوت بدهی یا در خلوت. اما گاهی بعضی آد‌مها دوست دارند از زیر میز هدیه بدهند و هدیه بگیرند. این جور هدایا داستانش بالکل متفاوت است.  بر خلاف هدیه نوع نخست که دوستی بر دوستی می‌افزاید، این هدایا، نکبت بر نکبت افزون می‌کند و پوست می‌کند از زندگی یا آبروی آدم.

ظاهرش هدیه است اما پشت آن یک نیت پلید خوابیده است که باطنش را بدل کرده است به طبقی از آتش. در لسان دین به این جور هدیه‌ها می‌گویند: رَشوه یا رُشوه ( به فتح یا ضم راء، هر دو درست است).

گرچه واژه "رشوه" در قرآن نیامده اما دو کلیدواژه قرآنی " سُحت " و "ادلال" مترادف و مُبیِّن معنای رشوه است.

لابد دیده‌اید توی پارک‌ها و جنگل‌ها که درخت‌ها را پلاک‌گذاری می‌کنند. یکی از فواید این کار این هست که اگر شیرناپاک‌خورده‌ای، به هر بهانه‌ای مثل نوشتن یادگاری و الخ، بنا کرد بر کندن پوست درخت، بتوانند به صورت قانونی تعقیبش کنند. چه، این کار، جرمی است آشکار که درخت را فرسوده می‌کند و عمرش را کوتاه. 

"سُحت" نیز در زبان عرب، یعنی پوستی که از درخت (یا هر چیز) جدا می‌شود. از این جهت "رشوه" را از مصادیق "سحت" برشمردند. چون پوست می‌کند از دین، آبرو یا زندگی‌‌ آدم‌ها؛ درست ماننده نهالی که پوست از تنه و ساقه‌اش کنده شده و پژمرده است.

قرآن در سوره مائده، کریمه چهل و یکم می‌فرماید: سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ...[ پذیرا و شنواى دروغ هستند [و] بسیار مال حرام مى‏خورند.)

صدر این آیه، توصیف حال مردمانی است که گوششان به اکاذیب علمای یهود عادت کرده(سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ) و همینطور علمایی که دستشان به گرفتن رشوه از توده، دراز گردیده است(أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ).  

در روزگاری که ما نفس می‌کشیم، یک عده خواسته‌ا‌ند با تغییر اسم، ماهیت مسمّی را عوض کنند. زهی خیال باطل! چه فرقی می‌کند؟ اسمش را بگذارند شیرینی، پول چایی، حق‌السعی و ... نفس این کار، اکل مال حرام است و فرجامش، دخول در آتش که "الراشی و المرتشی کلاهما فی النار"(میزان الحکمه، ج4).

عجبا! رشوه، آنقدر پلید است که پیامبر رحمت(ص) که زبانش به لعن خلق نمی‌چرخیده، در حق رشوه‌دهنده، رشوه‌گیر و  مشی‌کننده بین این دو(واسط)، می‌فرماید: " لَعَنَ اللّه ُ الراشیَ و المُرتَشِیَ و الرائشَ الذی یَمشِی بَینَهُما ."(میزان الحکمه، ج4).

یادمان باشد مال شبهه‌ناک، کار آدمی را به جایی می‌رساند که در روز روشن شمشیر آخته، پرداخته کند برای قتل امام مبینش.

شنبه, 24 مرداد 1394 14:10

نقش طبیعت در اخلاق ما !

نقش طبیعت در اخلاق ما !

 

اخلاق و طبیعت

انسان خواه ناخواه رابطه تنگاتنگی با طبیعت دارد، زیرا او  ناچار است نیازهای خود چون خوراک و پوشاک و.... را از طبیعت تأمین کند.اما آنچه در این مقاله مورد نظر ماست، ارتباط اخلاقی انسان با طبیعت است. طبیعت و محیط اطراف زندگی انسان از مهم ترین عواملی است که ارتباط مستمر انسان با آن و تأثیرات متقابل انسان از آن نقش ویژه‌ای در سیر تکامل انسان به عنوان خلیفه خداوند در زمین خواهد داشت.


کاربردهای ویژه طبیعت در مسیر تکامل بشر، از چنان جایگاهی برخوردار است که ما را ملزم به توجهی خاص به این بخش از عالم هستی می‌نماید.

انسان در رابطه با « طبیعت» دو نوع بهره گیری می تواند داشته باشد:

1ـ بهره گیری مادّی

2ـ بهره گیری معنوی

 

بهره گیری مادّی

برخی از نیازهای انسان به پدیده های مادّی به گونه ای است كه با چشم پوشی از آنها قادر به ادامه حیات نیست؛ مانند: هوا، آب، غذا، و... قرآن راجع به این رابطه مادّی فرموده است:

«وَالْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فیها دِفْءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ وَ لَكُمْ فیها جَمالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَ حِینَ تَسْرَحُونَ ... (1) (خداوند) چهارپایان را برایتان بیافرید. در آنها برایتان چیزهایی است (پشم، كرك، پوست) كه شما را گرم و از سرما حفظ می كند. (و نیز) منافع دیگری در آنهاست (از گوشت، شیر و ... می خورید). و در آنها زینت و منظره نیكویی است؛ به هنگام برگشتن از چراگاه (درشب) و هنگام خروج آنها به چراگاه (در صبح).»

انسان در بهره گیری از موجودات در طبیعت لازم است نكاتی را در رابطه با آنها رعایت كند:

1ـ استفاده و بهره برداری از نعمت های زمینی باید همراه با شكرگزاری صاحب نعمت(خداوند متعال) باشد. و شكرگزاری به این است كه ، از او غافل نباشیم و از اطاعتش خارج نشویم؛ همه نعمت ها را از او بدانیم و آنها را در رضای او صرف كنیم.

«یاأَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا كُلُوا مِنْ طَیّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وً اشْكُرُو ِاللهِ إنْ كُنْتُمْ إیّاهُ تَعْبُدُونَ(2)ای كسانی كه ایمان آوردید! از طیّبات آنچه به شما روزی دادیم بهره گیرید. و شكرگزار خدا باشید، اگر فقط او را می پرستید.»

روز و شب از جمله پدیده های جهان مادّه هستند كه انسان بیشترین بهره را از آن ها می برد. گذشتِ روزها و شب ها موجب افزایش سن انسان شده و آدمی را به مرگ نزدیک تر می كند. لذا داشتن رابطه سالم و عقلانی با روز و شب و گذراندن ساعات آنها با معنویّت، از جمله اخلاق انسانی است

2ـ خداوند متعال معیشت ما را در زمین قرار داده و وظیفه اخلاقی انسانی ماست كه از آن به خوبی استفاده كنیم.استفاده صحیح و درست، بستگی به اطلاعات لازم از پدیده ها و نیز به نحوه توجیه زندگی دارد. بر اساس بینش توحیدی برای ما مسلّم است كه باید زندگی عبادی در روی زمین داشته باشیم ؛ بنابراین، هر چه اطلاعات ما از طبیعت بیشتر بهره برداری ما از نعمت های مادّی سالمتر خواهد بود.

نمونه بارز بهره برداری غلط، بهره گیری هایی است كه محرّک شهوات و به افراط كشاندن خواسته های حیوانی و نیز ساختن طعام ها و مشروباتی كه تخدیر كننده افكار است، می باشد.

3ـ روح و بدن تأثیر متقابل در یكدیگر دارند؛ همان گونه كه معنویّت روح یا شقاوت آن بر اعمال و نحوه استفاده از طعام ها و آشامیدنی ها اثر مثبت یا منفی می گذارند ؛ متقابلا برخی از غذاها بر روح ما تأثیر می گذارند.

امام علی (علیه السّلام ) فرمود: «عَلَیْكُمْ بِالْهَرِیْسَهِ فَانَّها تُنَشِّطُ للعبادهِ...(3) ؛ بر شما باد به غذایی كه از گوشت و حبوبات ترتیب داده می شود. زیرا موجب نشاط در عبادت است.»

از امام باقر(علیه السّلام) : خون بدان جهت حرام شده كه سبب قساوت قلب، كمی مهربانی، رحمت و بخشش می شود.(4)

4ـ روز و شب از جمله پدیده های جهان مادّه هستند كه انسان بیشترین بهره را از آن ها می برد. گذشتِ روزها و شب ها موجب افزایش سن انسان شده و آدمی را به مرگ نزدیک تر می كند. لذا داشتن رابطه سالم و عقلانی با روز و شب و گذراندن ساعات آنها با معنویّت، از جمله اخلاق انسانی است. خداوند شب را ساعات آرامش و روز را جهت تحصیل معاش قرار داده است، «وَ جَعَلْنَا اللَّیْلَ لِباساً وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً»(5)

اخلاق و طبیعت

 

بهره گیری معنوی

یكی از مسائلی كه اسلام به آن توصیه فراوان می كند، تعقّل و تفكّر در آیات آفاقی است و از جمله وظایف اخلاقی عقلانی انسان این است كه یک چنین رابطه فكری با جهان طبیعت داشته باشد.

رابطه فكری با طبیعت به دو منظور می تواند انجام شود:

1. با كشف قوانین و رابطه بین پدیده ها بتوانیم آن ها را در رفع نیاز های مادّی به استخدام بگیریم.

2. با تفكّر در موجودات، با مبدأ و معاد و ظرایف آفرینش آشنا شویم.

آیات قرآن عمدتاً ظهور در منظور دوم دارد. قرآن كتاب طبیعت نیست، كتاب ارشاد و هدایت است؛ هدایت انسان به جانب مبدأ و معاد. لذا توجّه دادن به موجودات طبیعی و دعوت به تفكّر و تعقّل واسطه در اثبات مبدأ و معاد می باشد.

با اندیشیدن در موجودات مادّی، به وابستگی وجودی آنها آشنا می شوید و سپس به قضاوت نشسته از روی علم و واقع گرایی می گویید: «هر موجود وابسته، نیازمند است و هر نیازمندی محتاج به وجود خالق و ربّ است؛ پس عالم طبیعت، كه وجودی نیازمند است، محتاج به خالق یكتاست كه دارای وجود مستقلّ مطلق می باشد.» بنابراین، پی بردن به نیازمندی جهان، ما را به وجود مستقلّ مطلق (خدای متعال) آشنا می كند.

خداوند متعال معیشت ما را در زمین قرار داده و وظیفه اخلاقی انسانی ماست كه از آن به خوبی استفاده كنیم.استفاده صحیح و درست، بستگی به اطلاعات لازم از پدیده ها و نیز به نحوه توجیه زندگی دارد. بر اساس بینش توحیدی برای ما مسلّم است كه باید زندگی عبادی در روی زمین داشته باشیم ؛ بنابراین، هر چه اطلاعات ما از طبیعت بیشتر بهره برداری ما از نعمت های مادّی سالمتر خواهد بود

تفكّر در هر پدیده و نعمتی موجب تعقّل و رابطه عقلانی با آن می شود. رابطه عقلانی با جهان مادّه، فطرت توحیدی ما را بیدار می كند و انسان را از حالت فراموشی حق به تذكّر منتقل می سازد و متذكّر شدن معرفتی همراه با عقد قلب، در ما بوجود می آورد كه به سپاس و شكر الهی منتهی می شود. پس رابطه ادراكی ما با طبیعت، باید به ستایش و خضوع و فرمانبری از خداوند متعال كشیده شود.

یكی دیگر از بهره گیری های معنوی انسان در رابطه ادراكی با پدیده های طبیعت، شناخت معاد است. از تحوّلات موجود در طبیعت و از عامل مرگ و حیات در پدیده ها می توان به وجود قیامت آگاه شد. برخی از آیات قرآن به این مطلب اشاره كرده و انسان را دعوت به تعقّل در آن فرموده است:

«وَ هُوَ الَّذی ذَرَأكُمْ فی الْأَرْضِ وَاِلَیْه تُحْشَرُونَ؛ وَ هُوَ الَّذی یُحْیی وَیُمیتُ وَلَهُ اخْتِلافُ اللَّیلِ وَالْنَّهارِ أَفَلاتَعْقِلُون(6) و اوست خدایی كه شما را در زمین بیافرید(از خاک خلق كرد) و به سوی او گرد آورده می شوید. و اوست خدایی كه زنده می كند و می میراند و آمد و شد شب و روز به (اراده) اوست؛ چرا تعقّل نمی كنید؟»

مرگ و زندگی در دست اوست و رفت و آمد شب و روز، آیه و نشانه مرگ و حیاتند. كیست كه با اختلاف شب و روز فصول را پدید می آورد و در هنگام بهار به تن بی جان طبیعت حیات می دهد؟ تعقّل كنید؛ آن كس كه به مادّه خاكی حیات بخشید و انسان را در آن بیافرید؛ همان كس، پس از مرگ در عالم دیگر او را محشور خواهد ساخت، زیرا حیات و مرگ در ید قدرت اوست. پس در تحوّلات طبیعی تعقّل كنید تا به این حقیقت كه معادی در پیش دارید، واقف شوید.(7)

 

کلام آخر:

بنابراین انسان در ارتباط با طبیعت دو نوع بهره می برد؛ یکی مادی و دیگری معنوی. در بهره گیری معنوی با ادراک در طبیعت می تواند به مبدأ و معاد برسد و در بهره گیری مادی باید به آیات و روایات وارده رجوع کند تا با آگاهی کافی در راه تکامل معنوی خود از مواهب طبیعت بهره ببرد.

 

پی نوشت ها:

1ـ سوره نحل/ 8-5

2ـ سوره بقره/172

3ـ بحار،ج63،روایت3

4ـ بحار،ج65،ص166-164

5ـ سوره نبأ/10-11

6ـ سوره مۆمنون/80-79

7ـ سوره مۆمنون/ 22-12

 

شنبه, 24 مرداد 1394 13:23

حصر سایبری(1)

حصر سایبری(1)

تاثیر رسانه های اجتماعی بر سبک زندگی کاربران  

 

نوجوانان امروز به طور متوسط حدود یازده و نیم ساعت را با رسانه‌ها سپری می‌کنند، که این مقدار بیشتر از شش ساعت و نیم همین پنج سال پیش است. کامپیوترهای شخصی یک ِال.ِاس.دی جدیدند.

  تا چند سال پیش تلویزیون را عامل دورکردن اعضای خانواده از یکدیگر می‌دانستند چرا که تلویزیون باعث می‌شد افراد به جای نگاه کردن به یکدیگر به صفحه تلویزیون چشم بدوزند، اما امروز اعضای خانواده برای صدا کردن یکدیگر پیامک میزنند و حتی همان زمان اندک تماشای تلویزیون را نیز صرف گذراندن در اینترنت و یا استفاده از ابزارهای ارتباطی نوین می‌کنند. رسانه‌های اجتماعی محبوب ترین بخشهای فضای مجازی برای استفاده عموم هستند. از کودکان و نوجوانان گرفته تا مادر بزرگ ها، مدارس، شرکتهای دولتی، انجمنهای خیریه، برندهای تجاری و ... همه و همه سعی می‌کنند در رسانه‌های اجتماعی حضور پیدا کرده و ضمن تولید محتوا برای خود مخاطبان ثابتی دست و پا کنند.

دلایل و نیازهای متنوع کاربران روز بروز بر رشد و دامنه گسترش رسانه‌های اجتماعی می‌افزاید. کاربران گوناگون در سطوح مختلف سنی، تحصیلی، فرهنگی و با جنسیت، نژاد و زبانهای متفاوت بر حسب علائق، اهداف، دلایل و نیازهای خود طیف وسیعی از محتوا را تولید و یا بازنشر میکنند. در نتیجه استفاده و وابستگی به رسانه‌های اجتماعی رشدی روز افزون داشته و در زندگی فرد جایگاه مشخصی پیدا خواهد کرد، و پس از مدتی جزئی از سبک زندگی فردی و جمعی افراد یک جامعه خواهد شد. در نتیجه شناخت و بررسی ابعاد مختلف رسانه‌های اجتماعی با توجه به جوان بودن جمعیت کشور ضروری مینماید، در این سری از گزارشها با رسانه های اجتماعی و تأثیرات آنها بر سبک زندگی بیشتر آشنا می‌شویم.

 

رسانه‌های اجتماعی(Social Media) برنامه‌های کاربردی مبتنی بر اینترنت هستند که بر پایه بنیانهای ایدئولوژیکی و تکنولوژیکی وب2 امکان ایجاد و تبادل محتوا را برای کاربران فراهم می‌کنند. وب2 به نوعی نسل دوم وب است که در آن سایتها از حالت یکسویه خارج شده و با کاربران خود تعامل دارند. در وب2 کاربران تنها خواننده مطالب نیستند بلکه خود نیز قسمتی از تولید محتوا و اطلاع رسانی را برعهده دارند، در حالیکه برای نسل اول وب هماننده رسانه های سنتی مانند رسانه‌های مکتوب و رسانه هایی مانند تلویزیون و رادیو امکان تعامل زنده با مخاطب وجود نداشت. در واقع اصطلاح رسانه های اجتماعی به تعاملات میان افراد در جوامع و شبکه های مجازی که در آن محتوا را ایجاد، و سپس به اشتراک گذاشته و یا تبادل میکنند گفته میشود. تولید محتوا در رسانه‌های اجتماعی متفاوت از رسانه‌های سنتی است و وجه اختلاف اساسی آنها نیز در مشارکت مخاطبان و کاربران در فرایند تولید و به اشتراک گذاری محتواست.
 


وب2 امکان ظهور و بروز رسانه های اجتماعی را فراهم کرد.


رسانه‌های اجتماعی انواع گوناگونی دارند و می‌توان آنها را در هشت گروه دسته بندی کرد:

*شبکه اجتماعی(Social Network)
یک شبکه اجتماعی زنجیری بهم پیوسته از پروفایلهای افراد مختلف و صفحات و گروههای ایجاد شده توسط کاربران است. اگرچه در ابتدا شبکه های اجتماعی تنها امکان برقراری ارتباط با دوستان و آشنایان، تشکیل و عضویت در گروه، ایجاد صفحات شخصی، به اشتراک گذاری محتوا و نظایر اینها را برای کاربران خود فراهم میکردند اما امروزه برای باقی نگهداشتن کاربران و افزایش تعداد آنها امکاناتی نظیر برگذاری نظرسنجی، انجام بازیهای آنلاین، تماشای فیلمهای کمپانیهای معتبر و مانند اینها را نیز به ویژگیهای خود افزوده اند.

*پروژه مشترک – ویکی(Wiki)
در ویکیها کاربران به صورت مشترک بر روی موضوعی خاص فعالیت کرده و در کنار یکدیگر محتوای ویکی را ساماندهی میکنند. امکان تغییر محتوا برای تمام کاربران باز است و مدیرانی که از بین کاربران انتخاب شده اند، بر روند فعالیت ویکی نظارت میکنند. ویکی فاصله مکان – زمانی برای کار بر روی پروژه-های مشترک را از بین میبرد و به کاربران امکان مشارکت در پروژه را از فواصل دور و در بازه های زمانی متفاوت می‌دهد.

*وبلاگ (Blog)
وبلاگ ساده ترین شکل یک رسانه اجتماعی است، رسانهای که میتوان آن را به رسانه شخصی مدیر و صاحب وبلاگ تعبیر کرد. قواعد نوشتن در وبلاگ را مدیر آن تعیین میکند. وبلاگستان هر جامعه، بازتاب منحصر به فردى از ویژگى‏هاى خاص اجتماعی، فرهنگى و سیاسى‏ آن است.

*جامعه محتوایی(Content Community)
در این سایتها کاربران محتواهای گوناگونی نظیر صوت، ویدئو، عکس و ... را بارگذاری کرده و به اشتراک میگذارند.

*فروم (Forum)
فرومها امکان تبادل نظر، پرسش و پاسخ و گفتگو پیرامون موضوع و یا موضوعاتی مشخص را فراهم میکنند. هر فروم از زیرمجموعه های موضوعی متفاوتی تشکیل شده است که کاربران بسته به نیاز خود وارد یکی از آنها میشوند. فرومها گاه مستقل اند و گاه بخش جانبی یک سایت هستند.

*میکرو بلاگ (Microblog)
*میکروبلاگها تلفیقی از شبکه اجتماعی و وبلاگ هستند که در آنها طول پیامهای کاربران از تعداد مشخصی کاراکتر پیروی میکند. به جهت کوتاهی متن پیامها اغلب کاربران این سایتها از تلفن همراه و یا افزونه های ویژه مرورگر خود برای ارسال پیام استفاده میکنند بدون اینکه وارد سایت اصلی شوند. 

*پادکست (Podcast)
نوعی از فایلهای صوتی و تصویری که بر روی اینترنت بارگذاری شده و قابلیت به اشتراک گذاری دارند. علاوه بر پادکستهای شخصی، افراد مشهور و همچنین برخی شبکه های رادیویی و تلویزیونی نیز از پادکست استفاده می‌کنند.

*جهان مجازی(Virtual World)
جهان مجازی عملکردی شبیه شبکه اجتماعی دارد با این تفاوت که افراد در این محیط همانند دنیای واقعی فعالیت خواهند کرد. نحوه کار به این ترتیب است که کاربر ابتدا برای خود یک آواتار ساخته و سپس همانند دنیای واقعی برای خود محل زندگی، کار و تفریح تعیین و همچنین خانواده و گروه دوستان تشکیل خواهد داد.

 


 حضور در رسانه‌های اجتماعی هزینه زیادی را بر کاربر تحمیل نمیکند و همچنین به تخصص و سواد بالایی نیز نیاز ندارد چرا که اغلب رسانه های اجتماعی از زبانهای گوناگون پشتیبانی میکنند، همچنین به دلیل شباهت قالب و نحوه فعالیت در هر یک از انواع رسانه های اجتماعی و نیز ساده بودن کلمات و اصطلاحات، کاربر به راحتی میتواند در رسانههای مختلف ولو اینکه به زبان دیگری باشند فعالیت کند. نتیجه آنکه روز به روز بر تعداد کاربران و استفاده کنندگان از رسانه های اجتماعی افزوده خواهد شد.

در کنار سهولت در استفاده، امکان شخصی سازی و آزادی بیانی که در رسانه های اجتماعی وجود دارد تمایل افراد برای نگارش و ارسال هرآنچه که دلشان می‌خواهد را افزایش می‌دهد. در رسانه های اجتماعی مرز بین مخاطب و رسانه بسیار کمرنگ است. مدیران این رسانه ها به ندرت مانع ارسال پستهای کاربران می‌شوند چرا که رسانه‌های اجتماعی از قواعد جوامع آزاد تبعیت می‌کنند.

امکان عضویت در انجمنهای گوناگون و تعامل با افرادی که حول موضوع و یا موضوعاتی مشخص دور هم جمع شده اند نیز از جمله عواملی است که افراد را به سمت رسانه های اجتماعی می‌کشاند.

از طرف دیگر رسانه های اجتماعی دامنه فعالیت خود را به سمت ارتباط با سایتها و منابع گسترش میدهند که این نیز میتواند رغبت کاربران را به عضویت افزایش دهد، به عنوان مثال سایتی را در نظر بگیرید که فایل پی دی اف کتابی را که جستجو کرده اید میفروشد ولی اگر شما با اکانت فیسبوک خود وارد سایت شوید میتوانید آن را به شکل رایگان دانلود نمائید.

از بین ویژگی هایی که به آنها اشاره شد و همچنین سایر ویژگیهای رسانه‌های اجتماعی شخصی سازی و به نوعی رسانه شخصی داشتن را میتوان پررنگ ترین عامل گرایش افراد به رسانه‌های اجتماعی دانست. افرادی که در جامعه دیده نمیشوند و یا با مخاطبان محدودی سر و کار دارند در رسانه‌های اجتماعی مجال مییابند حرفها، عقاید و نظرات خود پیرامون هر موضوعی را به هر شکلی که دوست دارند بدون اعمال هیچ قید و بندی با مخاطبان بسیار در میان بگذارند.
 

 

رسانه‌های اجتماعی در چند سال گذشته تغییراتی اساسی در سبک زندگی شهروندان دهکده جهانی داده اند، اگر چه این تغییرات بر حسب مناطق جغرافیایی، فرهنگها و شرایط اقتصادی جوامع مختلف شدت و ضعف دارند اما انکار ناپذیر نیستند همچنان که اجتناب ناپذیر هم نیستند. برای درک بهتر تاثیرات رسانه های اجتماعی و مطرح شدن حضور در آنها به عنوان بخشی از سبک زندگی، بهتر است به آمارها مراجعه کنیم:

*هر روز بیشتر از ۲۹۴ میلیارد ایمیل فرستاده می‌شود.

*هر روز بیش از ۲ میلیون پست وبلاگ نوشته می‌شود.

*اگر فیسبوک کشور بود امروز سومین کشور بزرگ دنیا بود.

*در هر ثانیه دو کاربر جدید وارد لینکدین می‌شود.

*هر روز بیش از دو میلیارد لایک در فیسبوک زده می‌شود.

*هر روز بیش از 340 میلیون توئیت در توئیتر منتشر میشود.

*بیش از ۲۷۰ هزار دلار در دقیقه آنلاین هزینه می‌شود.

*بیش از یک و نیم میلیارد کاربر آنلاین گفته‌اند که رویدادها را از طریق برندهای اجتماعی دنبال میکنند! این رقم ۲۰ درصد جمعیت جهان است.

*در مجموع هر روز کاربران بیش از ۲۰ هزار سال در فیسبوک وقت صرف می‌کنند.

* مبادلات از طریق تجارت اجتماعی ظرف مدت ۵ سال آینده به بیش از ۳۰ میلیارد دلار می‌رسد.

 

 

رسانه‌های اجتماعی امتحان خود را در رویدادهای اجتماعی پس داده و موقعیت خود را در جوامع و تصمیم گیریها و فعالیتهای کلان تثبیت کرده اند. انتخابات ریاست جمهوری امریکا در دوره گذشته نشانی از حضور و تأثیر رسانه-های اجتماعی است.

همان‌طور که آریانا هافینگتون بنیان‌گذار سایت هافینگتن پست(huffingtonpost) درنشست وب۲ بعد از انتخابات ۲۰۰۸ گفت: «اگر اینترنت نبود اوباما نمی‌توانست رئیس جمهور باشد، اگر اینترنت نبود او حتی نمی‌توانست کاندیدای ریاست جمهوری بشود». به عنوان مثالی از نتایج فعالیتهای تیم رسانهای تیم اوباما میتوان اشاره کرد که اوباما تا روز انتخابات ۲۰۰۸ به یکی از محبوب‌ترین چهره‌ها در میکروبلاگ توئیتر تبدیل شده بود و بیش از ۱۱۸۰۰۰ دنبال‌کننده داشت، در حالی که رقیب جمهوری‌خواهش مک‌کین تنها از ۴۹۴۲ دنبال کننده برخوردار بود. تیم رسانهای اوباما بیش از 14.5 میلیون ساعت ویدئوی رایگان بر روی یوتیوب قرار داد و تعداد ۸۴۴۹۲۷ نفری دوستان اوباما در سایت مای اسپیس(MySpace) چهار برابر بیشتر از مک کین بود. همچنین شبکه اجتماعی My.BarackOBAMA.COM بیش از دو میلیون عضو داشت.

در سال 2008 هنوز رسانه های اجتماعی جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده بودند، از افتتاح توئیتر تازه 2 سال می-گذشت و تعداد کاربران فیسبوک کمتر از 100 میلیون نفر بود، همچنین تلفنهای هوشمند و تبلتهای امروزی نیز در آن زمان فراگیر نبوده و قابلیتهای امروز را نداشتند. در سال 2012 جمهوری خواهان با درس گرفتن از شکست قبلی سعی کردند اشتباهات خود را جبران کنند. کمپین انتخاباتی رامنی با رفتاری عجیب اکانت هایی جعلی در توئیتر خرید و بدین ترتیب متوسط روزانه دنبال کنندگان جدید او از 4-3 هزار نفر به بیش از 20 هزار دنبال کننده جدید در روز رسید. همچنین این کمپین اپلیکیشینی(Application) مخصوص iOS و گوشیهای اندروید معرفی کرد. یک تیم کامل از متخصصان علوم ارتباطات در بوستون که تعدادشان از 14 نفر شروع و به بیش از 100 نفر رسید فعالیتهای کمپین رامنی را جهتدهی کردند.

در طرف دیگر اوباما نیاز چندانی به تغییر استراتژی اش در استفاده از رسانه های اجتماعی نداشت. حضور او به عنوان رئیس جمهور امریکا طی چهارسال باعث ارتقاء رتبهی او در شبکه های اجتماعی شده بود. اکانت توئیتر او در بین سایر دولتمردان جهان با 20 میلیون دنبال کننده در مکان نخست قرار داشت و در فیسبوک نیز اکانت او 30 میلیون لایک دریافت کرده بود. تیم اوباما نیز همانند رامنی استفاده از اپلیکیشنهای موبایل، پیام کوتاه و سایر ابزارهای نوین را در دستور کار خود قرار دادند.
 


رسانه های اجتماعی جایگاه خود را در رویدادها و تصمیم گیریهای کلان جوامع پیدا کردهاند.

 



اوباما پیروزی خود در انتخابات ریاست جمهوری را مدیون شبکه‌های اجتماعی است.


همچنین در جنگ اخیر غزه، توئیتر به عنوان یک ابزار جنگی مورد استفاده قرار گرفت، به گفته رسانه ها اگر ۲۰ سال پیش این CNN بود که اولین گزارش‌ها را از جنگ به خانه‌ها می‌برد به نظر می‌رسد که حالا نظامی‌ها با دور زدن رسانه‌ها قصد دارند تا خودشان به طور مستقیم با مخاطبان رو بهرو شوند. طرفین منازعه با استفاده از اکانت هایشان در توئیتر آخرین اخبار پیرامون رویدادها و اتفاقات جنگ را از نگاه خود مخابره می‌کردند.

 

برای ارسال حجم بسیار زیاد محتوا کاربران اینترنتی به شکل شبانه روزی و از سراسر دنیا در حال فعالیت هستند. از همین روست که رسانهه ای اجتماعی هر روز امکان و قابلیت جدیدی را برای کاربرانشان فراهم میکنند چرا که ادامه حیات و رتبه و جایگاه آنها بسته به حضور و فعالیتهای کاربرانشان است.

 

بخش زیادی از کاربرانی که امروز نقش نویسنده، خبرنگار، عکاس، مدیر محتوا و ... را در رسانه های اجتماعی بر عهده گرفته اند پیش از آن حضور در این عرصه را به عنوان بخشی از زندگی خود قبول کرده اند. قبول کرده اند که همیشه و در همه جا آنلاین باشند، از طریق موبایل، لپتاپ، کامپیوتر شخصی و لپتاپ در خانه، محل کار، فرودگاه، کافی شاپ، سینما و غیره. پذیرفته اند که ساعتهای زیادی را صرف خواندن محتوای تولید شده دیگران و بازنشر و به اشتراک گذاری آنچه که پسندیده اند باشند، پذیرفته اند که زندگی خود را بین جهان واقعی و جهان مجازی تقسیم کنند.

بدین ترتیب رسانه‌های اجتماعی مبتنی بر گزاره های لیبرالیسم، جهانی تازه را پیش روی انسان قرار داده اند، جهانی که بودن در آن گاهی نبودن در جهان واقعی را به دنبال خواهد داشت و گاهی به علت تسریع در انجام کارها زمان بیشتری برای واقعی بودن در اختیار انسان خواهد گذاشت.

عصر ارتباطات نه تنها جنبه هایی از زندگی انسان و رفتار جمعی او را تغییر داده بلکه حتی بر روی جسم او نیز تاثیر گذاشته است، فراتر از تأثیراتی مانند آرتروز، چاقی، افزایش تحریک پذیری، تضعیف حافظه، پرخاشگری، گوشه نشینی و ... پیچیدگیهای این عصر بر روی عملکرد مغز انسان نیز اثر داشته است، به گفته پرفسور گید(Giedd): «شیوهای که امروز ما اطلاعات را دریافت کرده، خودمان را سرگرم می‌کنیم و تعامل‌مان با دیگران در ده سال گذشته بیش از پانصد سال گذشته تغییر کرده‌ است. ... نوجوانان امروز به طور متوسط حدود یازده و نیم ساعت را با رسانه‌ها سپری می‌کنند، که این مقدار بیشتر از شش ساعت و نیم همین پنج سال پیش است. در نتیجه‌ فعالیت‌های کودکان و نوجوانان به میزان زیادی تغییر کرده‌اند. مغز نوجوان در ظرفیت فوق العاده خود را برای انطباق با محیط اطراف آن (نسبت به کودکان و بزرگسالان) متمایز است.

 نوجوانان اولین انطباق پذیران(early adopters) با تغییرات پُرشتاب تکنولوژیک هستند. 38 سال زمان برد تا رادیو در دسترس 50 میلیون نفر قرار بگیرد، این تعداد برای تلفن 20 سال و برای تلویزیون 13 سال بود، برای وب جهانی 4 سال طول کشید تا 50 میلیون نفر کاربر بدست آورد، برای فیسبوک 3.6 سال و برای توئیتر اندکی کمتر  و برای گوگل پلاس 88 روز.

 از لحاظ انطباق تکاملی حتی 10000 سال نیز یک چشم برهم زدن است، نیازی به تکامل مغز ما برای خواندن  نیست(که قدمت آن به 5000 سال میرسد) چه برسد به اینکه بسیاری از ساعتهای بیداری خود را به تنهایی صرف سروکله زدن با واژگان و نمادها کنیم. امروز یادگرفتن انطباق سریع و کارآمد برای مغز نوجوانان مانند تأمین غذا و سرپناه برای زنده ماندن امری ضروری است.

 

 ... این هوشمندانه است که به یاد داشته باشیم که بیشتر انسان‌هایی که زندگی کرده و مرده‌اند هرگز سواد خواندن نداشته‌اند. بنابراین، ما توانا به تغییر کار مغز هستیم. ... اکنون پرسش این است که آیا ما توانایی تغییر و آمادگی در مواجهه با موج اطلاعاتی که از انواع منابع گوناگون هست را هم داریم. تاکنون مغز انسان به خوبی وظیفه‌اش را در مواجهه با تغییرات انجام داده است – و خودش را با محیط هماهنگ کرده، اما محدویت‌هایی در توانایی وجود دارد. از این رو دیدن آن‌هایی که بومیان دیجیتال(Digital Natives) خوانده می‌شوند خیلی جالب است… بچه‌هایی که در حال بزرگ شدن هستند و هرگز با ابزارهای مولتی مدیا آشنا نبوده‌اند… توانایی مغز آن‌ها در مطابقت به گونه‌ای متفاوت از مسن‌ترها خواهد بود.»

آن چه که گید آنها را بومیان دیجیتال نامیده حتی در جوامع در حال توسعه نیز دیده میشوند، خردسالانی که بدون آشنایی با زبان بیگانه و یا تسلط بر پیچیدگیهای تکنیکی با موبایلها و اسمارت فونها بازی میکنند نمونه این بومیان دیجیتال اند، کودکانی که بیشتر از مدرسه، پارک، تفریح گاه و خیابان وقت خود را در انواع رسانه های اجتماعی میگذرانند.
 


پرفسور گید (Dr. Jay Giedd) – متخصص اعصاب

بیش از 70درصد نوجوانان در امریکا به رسانه های اجتماعی متصل هستند، نوجوانان و جوانان همانگونه که برای رشد و توسعه علوم رایانه ای در نیم قرن گذشته نقش موثری داشتند هم اکنون نیز با انطباق روش زندگی خود حتی به گونه  بیولوژیکی و ناخودآگاه برای تثبیت پایه های زندگی دوم و جایگاه رسانه های اجتماعی در حیات انسان پیشرو هستند. هنوز 100 روز از انتشار خبر خودکشی آرون سوارتز(Aaron Swartz) نابغه ای که او را رابین هود اینترنت لقب داده بودند، نگذشته است. شکل گیری شخصیت هایی مانند استیو جابز و بیل گیتس نیز محصول دورانی است که نوجوانان دهه 1960 امریکا با دانش کامپیوتر آشنا شدند:

« ...  این ائتلاف میان جنبش قدرت گل(FlowerPower - تقدیم گل به نیروهای پلیس) و قدرت پردازنده ها و روشنفکری و فناوری، توسط کسی به عینیت و شهود رسید که صبحها مشغول مراقبه میشد، روزها به کلاسهای فیزیک استنفورد میرفت، شبها در آتاری کار میکرد و نیز در حال رویاپردازی برای شروع کسب و کار خودش بود، استیو جابز.

در ابتدا ارتباط خوبی میان فناوران و هیپیها برقرار نشد. بسیاری از جنبشهای ضدفرهنگی کامپیوتر را بدشگون و اوروِلی(تداعی گر فضای آثار جرج اوروِل(George Orwell)) و همسو با اهداف پنتاگون و ساختار قدرت میدانستند. اما در آغاز دهه 1970 تغییری در راه بود. جان مارکوف(John Markoff) در مقاله اش راجع به همگرایی ضدفرهنگها با صنعت کامپیوتر، نوشت: «کامپیوتر از ابزاری برای نظارت بوروکراتیک تبدیل شده به نمادی برای آزادی و ابراز عقیده». پیوند علوم کامپیوتری با زندگی جوان های آن دوره، زمانی تأیید شد که تیموتی لیری(Timothy Leary) گفت کامپیوترهای شخصی یک ِال.ِاس.دی جدیدند.

بونوی خواننده که بعدها به یکی از دوستان جابز بدل شد اغلب با او راجع به اینکه چطور موادمخدر در بستر ضدفرهنگ عصیان گر منطقه ی خلیج میتواند به ایجاد صنعت کامپیوترهای شخصی کمک کرده باشد بحث میکرد. میگفت: «آدم هایی که قرن بیست و یکم را پایه گذاری کردند یک عده معتاد و هیپیهای صندل به پا از ساحل غربی بودند، درست مثل استیو. آنها دنیا را جور دیگری میدیدند. نظامهای سلسله مراتبیِ ساحل شرقی، انگلستان، آلمان و ژاپن، چنین تفکر متفاوتی را تشویق نمیکردند. فضای دهه ی شصت بستری شد برای رشد تفکرات هرج و مرج طلب و این برای تخیل راجع به دنیایی که هنوز وجود نداشت، عالی بود.»

کسی که اهالی ضدفرهنگها را به همکاری با هکرها ترغیب کرد استیوارت برند(Stewart Brand) بود. رویاپردازی خوش مشرب که ایده ها و سرگرمی های زیادی در طول دهه های بعد خلق کرد. برند با دوست و همکارش کن کیزی از برگزارکنندگان گردهماییهای مصرف اِل.اِس.دی بودند. برند بعدها گفت: «اکثر هم دوره های ما کامپیوتر را به عنوان مظهر نظارت مرکزی به باد تمسخر و استهزاء میگرفتند. ولی لشکری کوچک – که بعدها به هکرها معروف شدند – عاشق کامپیوترها بودند و آنها را ابزار اعاده ی آزادی قرار دادند. بعدها همین بدل شد به جاده ای شاهانه به سوی آینده.»
برند برای جابز یکی از تجسمهای تلفیق فرهنگها بود. برند به من[نویسنده] گفت: «استیو درست در نقطه-ی پیوند ضدفرهنگها و تکنولوژی قرار داشت، از همان موقع خیلی خوب مفهوم ابزارهای کمک دست بشر را فهمیده بود.» (استیو جابز(زندگی نامه)، والتر آیزاکسن(Walter Isaacson)، مترجم ناصر دادگستر، سایت نارنجی – ص 69-67)»



جابز و وازنیاک در گاراژ، 1976    آرون سوارتز

پیشرو بودن نوجوانان و جوانان در راه تجربه کردن فناوریهای نوین امری طبیعی است، چرا که با روحیات، سطح مسئولیتها و رویاپردازیهای نوجوانانه بیشترین قرابت را دارد، نوجوانان دهه 1960 و 1970 امریکا در کنار زیست تحت لوای سبک زندگی امریکایی و نیز تاثیر پذیری از انواع مکتبهای فکری منحط و پوچ، همان طور که اشاره شد علوم کامپیوتر را به عنوان یک اِل.اِس.دی جدید که هیجانات آنها را تخلیه میکرد پذیرفته و برای رشد و توسعه آن تلاش شبانه روزی انجام دادند همانند نوجوانان امروز که برای بسط زندگی دوم به شکلی خستگی ناپذیر در محیط مجازی مشغول فعالیت اند.

پروین صفایی

ادامه دارد.....

 

شنبه, 24 مرداد 1394 11:11

دنبال شادی دوستانش باشیم...

 

 

 

دنبال شادی دوستانش باشیم...

 



شخصى از اهالى رى نقل مى کند:
یحیى بن خالد کسى را والى (استاندار) ما کرد. مقدارى مالیات بدهکار بودم. از من مى خواستند و من از پرداخت آن معذور بودم، زیرا اگر از من مى گرفتند فقیر و بینوا مى شدم.
به من گفتند والى از پیروان مذهب شیعه است، در عین حال ترسیدم که پیش او بروم، زیرا نگران بودم که این خبر درست نباشد و مرا بگیرند و به پرداخت بدهى مجبور ساخته و آسایشم را به هم بزنند.
عاقبت تصمیم گرفتم براى حل این قضیه به خدا پناه برم، لذا به زیارت خانه خدا رفتم و خدمت مولایم امام موسى بن جعفر علیه السلام رسیدم و از حال خود شکایت کردم.
آن حضرت پس از شنیدن عرایض من نامه اى این چنین به والى نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم اِعْلَمْ اَنَّ لِلَّهِ تَحْتَ عَرْشِهِ ظِلّاً لا یَسْکُنُهُ اِلاَّ مَنْ اَسْدى‏ اِلى‏ اَخیهِ مَعْروفاً اَوْ نَفَّسَ عنْهُ کُرْبَةً اَوْ اَدْخَلَ عَلى‏ قَلْبِهِ سُرُوراً وَ هذا اَخُوکَ.

بدان که خداوند را در زیر عرش سایه اى است که کسى در زیر آن ساکن نمى شود مگر آنکه فایده اى به برادرش رساند و یا مشکل او را بر طرف سازد و یا دل او را شاد کند و این برادر توست . والسلام .

پس از انجام حج به شهر خود بازگشتم و شبانه به نزد آن مرد رفتم و از او اجازه ملاقاتخواستم و گفتم:
من پیک موسى بن جعفر علیه السلام هستم.
استاندار خود پابرهنه آمد و در را گشود و مرا بوسید و در آغوش گرفت و پیشانى ام را بوسه زد.
هر بار که از من درباره دیدن امام علیه السلام مى پرسید، همین کار را تکرار مى کرد و چون او را از سلامتى حال آن حضرت مطلع مى ساختم، شاد مى گشت و خدا را شکرمى کرد.
سپس مرا در خانه اش قسمت بالاى اتاق نشانید و خود رو به رویم نشست. نامه اى را که امام خطاب به او نوشته و به من داده بود به وى تسلیم کردم . او ایستاد و نامه را بوسید و خواند.
سپس پول و لباس خواست پول ها را دینار دینار و درهم درهم و جامه ها را یک به یک با من تقسیم کرد، و حتى قیمت اموالى را که تقسیم آنها ممکن نبود به من مى پرداخت.
وى هر چه به من مى داد مى پرسید:
برادر! آیا تو را شاد کردم؟
و من پاسخ مى دادم:
آرى ! به خدا تو بر شادى من افزودى!
سپس دفتر مالیات را طلبید و هر چه به نام من نوشته بودند حذف کرد و نوشته به من داد مبنى بر این که من از بدهى مالیات معافم و من خداحافظى کردم و بازگشتم.
با خود گفتم: من که از جبران خدمت این مرد ناتوانم، جز آن که در سال آینده، هنگامى که به حج مشرف شدم برایش دعا کنم و وقتى محضر امام موسى بن جعفر علیه السلام رسیدم از آنچه او براى من انجام داد آگاهش سازم.
به مکه رفتم پس از انجام اعمال حج خدمت امام موسى بن جعفر علیه السلام رسیدم و از آنچه میان من و آن مرد گذشته بود، سخن گفتم. سیماى آن حضرت از شادى برافروخته گشت.
عرض کردم:
- سرورم! آیا این خبر موجب خوشحالى شما شد؟
حضرت فرمود:
- آرى! به خدا این خبر مرا و امیرالمؤمنین علیه السلام و جدم رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم و خداى متعال را مسرور کرد...

بحار الأنوار، ج ۴۸، ص ۱۷۴، باب ۷، ح ۱۶
منتهى الآمال فى تاریخ النبى و الآل، ج ۲، ص‏۱۸۸٫

*****
ـ مهم این نیست که شغلت چیست و کجا هستی. استاندار حکومت ظلم هم که باشی می توانی دل مولایت را شاد کنی...
ـ مشکلات وقتی از حد توان آدم خارج می شود فقط باید دست به دامن امام زمان علیه السلام شد.
ـ کوتاه گفت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام که «هذا اخوک» و استاندار خوب فهمید منظور امامش را...
ـ منتظر مولایت که باشی، هرکه دم از او می زند را پابرهنه و سراسیمه ملاقات می کنی...
ـ شادی خدا و پیامبر و امیرالمومنین علیهم السلام امروز در شادی امام زمان علیه السلام است و آن حضرت وقتی گره ای از مشکل یکی از دوستانشان باز می شود، خوشحال می گردند.
 

در پناه صاحب الزمان

 

 

 

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّينَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِينَ إِلَيْهِ فِي قَضَاءِ حَوَائِجِهِ [وَ الْمُمْتَثِلِينَ لِأَوَامِرِهِ‏] وَ الْمُحَامِينَ عَنْهُ وَ السَّابِقِينَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ

خدايا مرا، از ياران و مددكاران و دفاع‏ كنندگان از او قرار ده، و از شتابندگان به سويش، در برآوردن‏ خواسته‏ هايش، و اطاعت ‏كنندگان اوامرش، و مدافعان حضرتش، و پيش‏ گيرندگان به جانب خواسته‏ اش، و كشته‏ شدگان‏ در پيشگاهش...


دعای عهد

 

 

 

 

 : ﺷﺒﻜﻪ ي اﻳﻨﺘﺮﻧﺖ در ﻛﻨﺎر ﻣﺰاﻳﺎي ﺑﻲ ﺷﻤﺎرش، ﻣﻌﺎﻳﺒﻲ ﻧﻴﺰ دارد ﻛﻪ ﻋﺪم آﺷﻨﺎﻳﻲ ﻛﺎﻣﻞ ﺑﺎ
ﻓﻀﺎي ﻣﺠﺎزي ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ آﺳﻴﺐ ﻫﺎﻳﻲ را ﺑﺮاي ﺧﺎﻧﻮاده ﻫﺎ ﺑﻪ ﺑﺎر آورد . اﻳﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ در ﺻﺪد ﺑﻮده اﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﺮﺧﻲ از ﻣﻌﺎﻳﺐ و
ﺗﻬﺪﻳﺪات ﻣﻮﺟﻮد در اﻳﻨﺘﺮﻧﺖ و ﺷﺒﻜﻪ ﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﺠﺎزي را ﻣﻌﺮﻓﻲ و راﻫﻜﺎرﻫﺎﻳﻲ ﺟﻬﺖ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ و ﻛﺎﻫﺶ اﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ
آﺳﻴﺐ ﻫﺎ اراﻳﻪ ﻧﻤﺎﻳﺪ

 

 

 

 

نقش مسائل جنسی بر نرخ طلاق در کشور

 

طلاق مانند هر پدیده ی نامطلوب اجتماعی مولد چندین عامل است که بعضی از آن ها با ریشه های اجتماعی، فرهنگی و محیطی و برخی دیگر با بنیادهای شخصی اعم از نارسایی های بیولوژیک و یا کمبود روانی جلوه گرند. از جمله علل طلاق، مشکلات جنسی زوجین می باشد.

اخیراً در ایران، آمار تکان دهنده ای از وضع روابط زناشویی در زوجین در شرف طلاق به دست آمده است. برخی از محققین نشان داده اند که یکی از دلایل افزایش روز افزون طلاق در ایران وجود مشکلات جنسی و نگرش منفی زن یا مرد نسبت به آن است. بر اساس دستاوردهای پژوهشی، برآورده نشدن توقعات جنسی در زندگی زناشویی می تواند منجر به سردی رابطه زوج، کج رفتاری های جنسی و نابسامانی های دیگر شده و در نهایت تقاضای طلاق از سوی طرف مقابل را به دنبال داشته باشد.

به گزارش الف متأسفانه در بسیاری از ازدواج ها (بویژه در کشور ما ) به دلیل تابو بودن مسائل جنسی این مبحث بسیار مهم در زمره حرفهای مگو به حساب می آید و بررسی و گفت و گو راجع به آن به فراموشی سپرده می شود بخصوص در اکثر ازدواج های سنتی، بیشترین توجه دو طرف ازدواج و خانواده ها به شرایط و شباهت های فرهنگی و خانوادگی و .... معطوف می گردد. البته این موارد تعیین کننده چارچوب ازدواج بوده و بسیار اهمیت دارند اما در این ازدواج ها معمولاً دو فاکتور بسیار مهم یعنی رابطه عاطفی و جنسی به دست فراموشی سپرده می شود. حتی در خیلی از ازدواج های عاشقانه امروزی نیز دختر و پسر آنقدر درگیر رابطه رومانتیک (عاطفی) هستند که گفتگو راجع به انتظارات و نگرش ها راجع به امور جنسی به دست فراموشی سپرده می شود.

در همین رابطه احمد آریایی نژاد عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی در گفت و گو یی با الف در خصوص نقش مسائل جنسی در افزایش طلاق معتقد است: به طور دقیق نمی توان سهم این موضوع در طلاق را با آمار و ارقام نشان داد اما می توان گفت که این موضوع بسیار مهم است و نقش تعیین کننده ای در میزان رضایت زوجین از یکدیگر دارد.

عضو کمیسیون بهداشت مجلس برآورده سازی نیاز جنسی در زندگی زناشویی را مبحثی نیازمند به آموزش ارزیابی و تصریح کرد: روابط زناشویی هم اصول علمی مشخصی دارد و هم اصول شرعی معینی که در صورت به خوردن هر کدام از این اصول و شرایط زندگی زناشویی به نوعی اسیر بحران خواهد شد که می تواند زمینه ساز طلاق عاطفی و در نهایت طلاق شرعی باشد.

وی بابیان اینکه نارضایتی های جنسی به دلایل متعدد کتمان می شود این موضوع را مبحثی ریشه دار عنوان کرد و گفت: متاسفانه مسائل جنسي در كشور به نوعي تابو بوده و هست. لذا بايد ادبياتي را تدوين و ايجاد كنيم كه با توجه به عقايد مذهبي، فرهنگي، اجتماعي و نظام سياسي حاكم بر جامعه و با لحاظ كردن همه نيازهاي خانواده بتواند ضمن آنكه تمام اين فاكتورها را لحاظ كند جوابگوي نيازهاي زوجين هم باشد.

آریایی نژاد با اشاره به سرشت و غریزه بشری مسائل جنسي را آمیخته با این سرشت عنوان و، افزود: بر اساس آموزه هاي ديني ما هيچ نهادي نزد خداوند محبوبتر از خانواده نيست و آنچه جامعه را به سمت آرامش مي برد، تشكيل خانواده است.نگاه اسلام هم به غريزه جنسي نگاه نفي سلب و خشونت نيست بلكه بر ارضاء صحيح آن تاكيد شده است.به همين علت نبايد به علت نداشتن برنامه ريزي براي كاهش مشكلات جنسي، صورت مسئله را به كلي پاك كرد.

عضو کمیسیون بهداشت مجلس تصريح كرد: به علت حساسيت و گستردگي مسائل جنسي و نقش اساسي آن در قوام خانواده بايد شرايط مناسب را براي نگاه مثبت به مسائل سلامت جنسي فراهم كرد.زيرا صحبت از سلامت جنسي در كشور به صورت ضدارزش درآمده است.اين درحاليست كه آموزه هاي ديني با فرهنگ ما در نگرش به سلامت جنسي كاملاً متفاوت است؛ بنابراين هر اندازه سلامت جنسي در افراد سالم ارتقا يابد، كانون خانواده از استحكام بيشتري برخوردار خواهد بود.

وی افزود: نبود آموزش درخصوص مسائل جنسي یکی از بزرگ‌ترين عوامل ناکامی در ازدواج است. برنامه‌ريزان، جامعه شناسان و سياستگذاران جامعه بايد نگاهي مقدس و باز به مقوله روابط زناشويي داشته و با آموزش و ترويج فرهنگ درست اين روابط كه در آموزه‌هاي ديني ما نيز به آن اشاره شده است، نگاه تابو و پنهانكارانه به اين موضوع را از بین ببرند. باید با کار کارشناسی امكان آموزش همگاني و مبتني بر رسانه در اين آموزش‌ها را فراهم نمود ودر آن بر آموزش فردی، كارگاهي و كاربردي در قالب آموزش‌هايي در مدارس، دانشگاهها، فرهنگسراها و حتي حوزه های علمیه و محل كار تأکید كرد. متخصصین علوم اجتماعی، حقوقدانان، روانشناسان و در رأس آنها رسانه ها، هر کدام با وسائلی که در اختیار دارند، باید سعی کنند از طریق افزایش آگاهی آحاد جامعه، بنیان ازدواجها را استوارتر و پایدارتر و خلل ناپذیرتر سازند.

در همین خصوص عبدالرضا عزیزی رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس نیز با صِحهَ بر تاثیرگزاری مسائل جنسی در افزایش طلاق مهمترین عامل این پدیده اجتماعی را فقر ناشی از بی کاری عنوان و تصریح کرد: در صورتی ارده لازم برای فراگیری مسائل جنسی قبل از ازدواج ایجاد خواهد شد که فرد امنیت شغلی و مالی لازم را دارا باشد و بتواند با فراغ بال به این موضوع بسیار مهم بپردازد و تازمانی که مسائل مادی جوانان برآورده نشود مطمئنا مسائل دیگر تحت تاثیر این موضوع خواهعد بود.

وی با اشاره به اصل ۱۰ قانون اساسی ( از آن جا که خانواده واحد بنیادی جامعه اسلامی است ، همه قوانین و مقررات و برنامه ریزی های مربوط باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده ، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی برپایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد) مسئول حفظ کیان خانواده را عموم مردم جامعه معرفی و تصریح کرد: همه جامعه در قبال حفظ و تدوام کیان خانواده مسئولیت دارند و نمی توان گفت نهاد خاصی متولی حراست از این نهاد مقدس در جامعه است اما اهتمام ویژه ای نیز در این زمینه قابل مشاهده نیست.

رییس کمیسیون اجتماعی مجلس در این خصوص با انتقاد از نمایندگان خانه ملت، به طرح تسهیل اعطای وام ازدواج با ۲۳۳رای اشاره و خاطر نشان کرد: در حالی که این طرح با ۲۳۳ امضاء تحویل شد با کسب صرفا ۱۰۵ رای ، موفق به تصویب نشد و این نشان دهنده عدم اراده کافی برای حل مشکلات جوانان در کشوراست.

عزیزی مشکلات جنسی را در کنار عوامل اقتصادی از مهمترین عوامل طلاق در کشور ارزیابی و تصریح کرد: عدم پرداختن صحیح به مسائل جنسی شرایطی را ایجاد خواهد کرد که زوجین در دراز مدت دچار طلاق عاطفی و در نهایت طلاق حقوقی خواهند شد.

وی با بیان اینکه فرد در هر مرحله از زندگی شرایط متفاوتی را از لحاظ قوای جنسی تجربه می کند توانایی فرد برای بر قراری ارتباط جنسی در دوران بعد از ۳۰ سالگی را با توجه به بالا رفتن سن ازدواج کمتر ارضاء کننده عنوان و افزود: فردی که در ۱۸ سالگی توانایی چندین بار ارضاء شدن را داراست مطمئنا با بالا رفنن سن این رقم محدودتر و در نتیجه به مسائل جنسی بی رغبتر خواهد شد که می تواند مشکلات فراوانی را بین زوجین فراهم آورد.

رییس کمیسیون اجتماعی مجلس سکوت در زمینه تاثیر گزاری مسائل جنسی بر طلاق در فضای رسانه ای و آکادمیک کشور را شتاب دهنده تاثیر گذاری این امر بر طلاق ارزیابی و افزود: مادامی که این نوع سکوتِ رسانه ای که ممکن است ریشه در حجب اجتماعی و یا فرهنگی داشته باشد حکم فرماست، نمی توانیم از این مسئله بسیار تاثیر گذار و مهم عبور کنیم و این امر صرفا مستلزم ایجاد فضای گفت و گو است.

عزیزی در خاتمه با تاكيد بر اين كه بايد با مسائل جنسي علمي برخورد كرد،یاد آور شد : جامعه ما به علل متفاوت، تاكنون رويكردي عالمانه به اين موضوع نداشته است ، بنابراين برخورد احساسي در نگرش به مسائل جنسي، مشكلات را بيشتر از گذشته خواهد كرد ، در حالي كه بايد از تعصبات غلط در طرح مسائل جنسي جلوگيري به عمل آورد.

علیرضا مشهدی‌زاده، وکیل پایه یک دادگستری و استاد دانشگاه درهمین رابطه با اشاره به وضعیت فعلی این موضع در پرونده‌های طلاق معتقد است: تابو بودن این مسئله سدی بزرگ برای طرح و حل آن است.

وی با بیان اینکه تاثیر مسائل جنسی در طلاق نرخ صعودی پیدا کرده است می‌افزاید: دلیل اصلی آن هنوز مشخص نیست. آب و هوا، تغییر شیوه‌های رفتاری در روابط زو ج‌ها و یا تاثیر پذیری از عوامل بیرونی همه می‌تواند تاثیرگذار باشد. 

این وکیل دادگستری با اشاره به دلایل افزایش درخواست‌های طلاق با ریشه مشکلات جنسی معتقد است: فاصله میان سن بلوغ و ازدواج و داشتن شریک‌های جنسی متعدد پیش از ازدواج درخیلی از پرونده‌ها دیده می‌شود. 

مشهدی‌زاده با انتقاد به وضعیت اطلاع رسانی و آگاهی رسانی در زمینه روابط جنسی به نسل جوان می‌گوید: این وظیفه رسانه‌ها و در مراحل بروز مشکل، روانپزشکان است تا با آگاهی دادن به جوانان و مراجعان از بروز معضلات جنسی در جامعه جلوگیری کنند. 

این وکیل و استاد دانشگاه با انتقاد از روند رسیدگی به برخی از پرونده‌های طلاق می‌گوید: در خیلی از موارد دیده شده زوجه به دلیل داشتن مشکلات جنسی با زوج برای طلاق مراجعه کرده اما با درخواست وی موافقت نشده است و پس از آن تحمل این مشکل موجب انحراف زن از مسایل اخلاقی شده است و آن زمان زوج برای طلاق مراجعه کرده است. 

وی با انتقاد از تابو شدن بیان مسایل جنسی و مشکلات زوجین در درخواست‌های طلاق و مخفی ماندن آن پشت مشکلات دیگر ادامه داشتن آن را عاملی در تداوم معضلات جنسی و انحرافات در جامعه می‌داند. 

عباس هدایت یکی دیگر از وکلای پایه یک دادگستری است وی نیز با انتقاد از تغییر رفتار‌ها در زندگی زوجین می‌گوید: امروزه عصر تکنولوژی و مدرنیته دشمنِ زندگی‌هایی شده که کمی از عناصر تقوا فاصله گرفته‌اند. 

وی وجود فیلم‌های مستهجن پرنو و عکس‌های نامتعارف در جامعه را بالا برنده سطح توقعات در روابط زناشویی ارزیابی و افزود: چنانچه چنین روابطی ایجاد نشود، ابزار‌های ارتباطی وسیع مانند چت زمینه را برای ورود مجازی و سپس به دنبال آن حقیقی افراد غیر به حریم خانواده‌ها فراهم می‌سازد. 

هدایت تصریح کرد: ماشینی شدن زندگی‌ها و کم شدن زمان استراحت زوجین و بی‌توجهی به ارکان خانواده نیز از دلایل دیگر کم شدن روابط زناشویی و ایجاد نارضایتی طرفین یک زندگی مشترک است و همه این مسایل علت تامه یک جدایی نیست، اما زمینه ساز این واقعیت تلخ اجتماعی است.

دکتر مهدی مسلمی فر، روانشناس، سکسوتراپ و مشاور خانواده که سال ها در مرکز مشاوره خود، به مراجعین، مشاوره های خانوادگی و زناشویی می دهد می گوید: به طور میانگین با توجه به آمارهایی که گرفته شده و بعضاً هم از طریق ارگان های رسمی اعلام شده ، امروزه تا ۵۰ درصد علت طلاق ها را ناشی از مسائل جنسی می دانیم . البته در کنار روابط جنسی، صمیمیت جنسی را هم بایستی در نظر بگیریم. این آمار نشان دهنده تحولی است که در جامعه ما در حال وقوع است و انکار آن نیز مشکلی را حل نمی کند. این تحول ناشی از تبدیل یک جامعه سنتی است به جامعه ای که بیش از پیش با مفاهیمی مانند مدرن زندگی کردن، که تنها به استفاده بیشتر از تکنولوژی ختم نشده و به وضوح دارای بار فرهنگی و اجتماعی برای ما بوده، پیوند خورده است. در این رویکرد که خصوصاً در میان نسل دهه ۷۰ در حال شیوع است، باورهای جدیدی مطرح می شود که گاه حتی در مورد مسائل جزئی تری نظیر "پوشش" و یا "خرده آئین هایی که در مورد آداب آشنایی و ادامه ارتباط در قالب یک دوستی" وجود دارد، ناهماهنگ و گاهی در تعارض با مفاهیمی است که برای نسل گذشته، یعنی پدرها و پدربزرگ ها معنا می شده است.

وی یکی از مهم ترین مفاهیمی که از لحاظ تعریف و مناسک دستخوش تغییر و تحول شده است را مفاهیم جنسی و اهمیت آن در روابط زناشویی برآورد و می گوید: به عقیده بنده دامنه این تغییرات آنقدر گسترده و فراگیر بوده که انگار از نسل جدید به نسل های گذشته نیز در حال تعمیم است. ما می توانیم در بسیاری از آثار و محصولات فرهنگی به عنوان یکی از مقیاس ها و مظاهر تفکر اجتماعی، شاهد تسری این تغییر دیدگاه باشیم. به نظر من مسئله جنسی در ازدواج و طلاق و به طور کلی روابط مبتنی بر عاطفه زناشویی، صد در صد هر چقدر که جلوتر برود، اهمیت بیشتری پیدا کرده و توجه واقع بینانه تری را می طلبد. البته این به این معنا نیست که لزوماً طلاق هم افزایش پیدا خواهد کرد، بلکه به این معناست که اگر آموزش های لازم داده نشود و ما فقط دستمان را روی عقربه خطر بگیریم تا کسی آن را نبیند، از خرابی ماشین جامعه پر شتابمان جلوگیری نکرده ایم و امکان افزایش فزاینده آمار طلاق وجود دارد.


 

 

 

 

چهارشنبه, 05 ارديبهشت 1397 15:35

شروط ضمن عقد چیست؟

 

شروط ضمن عقد چیست؟

 

 

ازدواج تنها یك پیوند عاطفی و اخلاقی میان دو انسان نیست. زن و شوهر پس از ثبت رسمی ازدواج، وارد توافقی دو جانبه می‌شوند كه معمولا نظام قانونی هر كشور برای آن چارچوب مشخصی تعریف كرده‌است.

 

شروط ضمن عقد

 

 

به همین دلیل قضاوت درباره چارچوب حقوقی حاكم بر خانواده كار ساده ای نیست زیرا افراد متفاوت بر اساس عقاید، دانش و تجربیات متفاوت خود قضاوتهای متفاوتی دارند. اما همه این آدم‌ها در یك چیز مشتركند: آنها تلاش می كنند دست كم در چارچوب نظام حقوقی موجود شرایط عادلانه ‌و آرامش‌بخشی برای خود ایجاد كنند. زن و مرد هنگامی كه می‌پذیرند با هم ازدواج كرده و همسر یكدیگر شوند و این توافق را در دفاتر رسمی ثبت می‌كنند پذیرفته‌اند كه قانون بر مناسبات زناشوئی آنها حاكم شود. كتاب هفتم قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران با عنوان «در نكاح و طلاق» مهم‌ترین متن حقوقی در خصوص قوانین حاكم بر ازدواج در ایران است.
 
بر اساس قانون مدنی ایران، ازدواج یک عقد قانونی است که در آن حقوق و تکالیف متفاوتی به زن و مرد داده می‌شود. با امضای سند ازدواج، زن برخی از حقوق مدنی و معنوی خود همچون حق سفر، داشتن شغل، انتخاب محل زندگی و مسکن، ولایت بر فرزندان و جدایی از همسر (طلاق) را از دست می‌دهد و حقوق مادی همچون مهریه و نفقه را به دست می‌آورد. در شرایط امروز جامعه ایران بسیاری از زنان نمی‌توانند بپذیرند كه صرفا چون زن هستند اگر ازدواج كنند این حقوق خود را از دست می‌دهند. ضمن اینكه در برخی موارد، مردان از این برتری حقوقی و قانونی خود سواستفاده كرده و زنان را در شرایطی ناعادلانه و غیر انسانی قرار می‌دهند. نگاهی به دور و بر كافی است تا موارد متعدد رفتار ناعادلانه و غیراخلاقی با زنان در چاردیواری خانه‌ها را ببینیم.
 

شروط ضمن عقد مندرج در قباله نكاح

آنچه در ماده ذكر شده است جنبه تمثیلی دارد و زوجین می‌توانند "هر شرط" دیگری نیز برای حق طلاق زن تعیین كنند، از جمله اعتیاد یا محكوم شدن به حبس بیش از مدت معین.

در قانون مدنی شوهر در برابر زن دارای حقوق و اختیاراتی است كه زن فاقد آن است، از جمله طلاق دادن زن،ْ ازدواج مجدد، تعیین محل سكونت و زندگی خانوادگی و ... اگر چه این حقوق همراه با تكالیفی است كه شوهر در برابر زن و خانواده خود دارد، اما ممكن است برخی مردان لاابالی و بی‌مسئولیت از این حقوق قانونی سوءاستفاده نمایند، لذا طبق مجوز قانون مدنی زنان نیز می‌ـوانند با استفاده از شروط ضمن العقد تا حدودی محرومیت‌های قانونی خود را جبران كنند و راه سوءاستفاده احتمالی شوهر را ببندند.
 
توضیح این نكته ضروری است كه شرط مخالف مقتضای عقد شرطی است كه با فلسفه عقد در تضاد است که البته در این مورد نظرات مختلفی وجود دارد. بعضی از فقها عقیده دارند فلسفه عقد ازدواج، تشكیل خانواده و تمتع جنسی زوجین از یكدیگر است، در حالی که اجماع فقها بر این است که زن می تواند شرط عدم رابطه جنسی بگذارد و منع شرعی ندارد.
 
شرط موافق مقتضای عقد شرطی است كه با مقتضای عقد مخالف نبوده و در صورت توافق طرفین می‌توان آن را جای‌گزین قانون نمود. شروط ضمن عقد راه‌حلی است برای جبران مشكلاتی كه ممكن است در آینده در زندگی مشترك خانوادگی بروز كند. آشنایی با این راه‌حل به زنان اجازه می‌دهد تا زمانی كه قوانین اصلاح شود، از این شروط برای جبران كمبودهای حقوقی خود استفاده كنند و در صورت بروز اختلاف تا حدودی از حقوق خود دفاع كنند.
 
بنابراین از سال 1360 به بعد در سند ازدواج كه از طرف اداره ثبت اسناد چاپ می‌شود شروطی به عنوان «شرط ضمن‌العقد» پیش‌بینی شده است و سردفتر مكلف است قبل از اجرای صیغه عقد آنها را برای زوجین قرائت و مفهوم آنها را به زوجین برساند تا در مقابل هر شرطی كه مورد قبول آنهاست متفقا امضا كنند. باید افزود كه زوجین می‌توانند علاوه بر شروط چاپ شده در قباله نكاحیه هر شرطی را كه مایل باشند و خلاف مقتضای عقد نباشد به آن اضافه كنند، از جمله زن می‌تواند شرط كند كه اجازه خروج از كشور را دارد و مرد نمی‌تواند مانع از خروج او گردد و یا زن حق انتخاب مسكن و یا ادامه تحصیل و اشتغال به كار و حق حضانت اطفال در صورت وقوع طلاق را داشته باشد. برخی این عمل قانونگذار را در راستای جبران لغو قانون حمایت خانواده تلقی كرده‌اند.
 
به نظر می‌رسد كه این تمهید پیش از اصلاح ماده 1130 قانون مدنی اقدامی مفید بود و می‌توانست در رهایی زن از بسیاری عسر و حرجها به كار آید ولی با اصلاح این ماده تا حدود زیادی از این فایده كاسته شده است چرا كه گستره حكم قانون خود این وسیله را فراهم می‌آورد و نیاز به شرط وكالت را كاهش می‌دهد. به موجب ماده 1130 قانون مدنی، در صورتی كه دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد وی می‌تواند به حاكم شرع مراجعه و تقاضای طلاق كند چنانچه عسر و حرج در محكمه ثابت شود دادگاه می‌تواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی كه اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاكم شرع طلاق داده می‌شود.
 
شروط غیر مشروط (شروط تکمیلی):
همانطور که مشاهده می شود موارد بالا که در آن زن می تواند به دادگاه مراجعه کرده و ،به وکالت از شوهر، خود را طلاق دهد، بسیار محدود و اندک اند، و همگی مشروط به مواردی شده اند که گاه اثبات آن برای زنان بسیار دشوار است . در بسیاری مواقع نظرات و سلایق شخصی قضات کار را بر زنان سخت می کند یا روند طولانی اثبات موارد عسر و حرج و ...  باعث اتلاف وقت زنان یا سواستفاده احتمالی شوهر می شود. مواردی حیاتی مثل خروج از کشور، حضانت فرزندان و اشتغال که از اولویت های زنان امروز است جایی در شروط موجود در عقدنامه ها ندارد.بنابراین  از آنجاییکه طبق قانون زن و مرد می توانند هر شرط ضمن عقد ازدواجی را تعیین نمایند، توصیه می شود در سند ازدواج و یا سندی جداگانه (ترجیحن هر دو) شروط زیر را اضافه نمایید.
 
درج شرط وكالت مطلقه زوج در طلاق به‌صورت زیر مطلوب است:
زوج به زوجه وكالت بلاعزل با حق توكیل به غیر می‌دهد تا زوجه در هر زمان و تحت هر شرایطی از جانب زوج اقدام به مطلقه نمودن خود از قید زوجیت زوج به هر قسم طلاق ـ اعم از بائن و رجعی و خلع یا مبارات‌ ـ به هر طریق اعم از اخذ یا بذل مهریه نماید.

 


منبع: پایگاه حقوقی اندیشه

یکشنبه, 30 ارديبهشت 1397 15:42

خانه‌ای امن، برای زنان ناامن!

گسترش فعالیت‌های اورژانس اجتماعی در سطح جامعه

 

 

خانه‌ای در بین تمام خانه‌های دیگر، مکانی که آدم‌ها به آن پناه می‌برند؛ زنانی که گذشته دردناک و تلخی در تعقیب‌شان است و از هراس آن، به خانه‌های امن پناه برده‌اند.
خانه امن

 

 

هرگاه واژه‌ی "خانه" به گوش می‌رسد، در ذهن هر فردی؛ مکانی امن و مملو از آرامش تداعی می‌شود اما چه تلخ و دردناک است که این مامن آرامش‌گر، برای بعضی از زنان همانند زندان و شکنجه‌گاه می‌شود و آنان را ناچار می‌سازد که برای حفظ امنیت جانی و آسایش روحی خود، از این مکان به اصطلاح امن، متواری شوند. این افراد دختران و زنانی هستند که عموما؛ همسر و یا پدر خانه، معتاد و یا بیمار است و خواسته و ناخواسته، علاوه بر پُرتنش کردن محیط خانه، امنیت روحی، روانی و جسمی را از آنان سلب کرده‌اند.

اما امروزه خانه‌هایی امن برای تحت پوشش قرار دادن این قبیل افراد راه‌اندازی شده، تا پس از خروج از چاله‌ی همسران و پدران خود، به چاه بزهکاران خیابانی نیفتند. امروز از خانه‌ای برایتان می‌گوییم که مأمن زنان زجر کشیده‌ی جامعه‌ی ما است. خانه‌ای تحت عنوان "خانه‌ی امن تهران".

این مراکز با هدف تحت پوشش قرار دهی بانوان بی‌سرپرست و یا بدسرپرست در برخی نقاط تهران راه‌اندازی شده تا ضمن تامین امنیت جانی این افراد، با مشاوره‌های راهبردی، آرامش روحی و روانی آن‌ها را احیا کند.

در خانه‌ی امن، اعتیاد را ترک کردم

امروزه مردم می‌توانند در مواجهه با مشکلات اجتماعی، سلب حقوق شخصی، اختلافات خانوادگی و... با شماره تلفن ۱۲۳ تماس گرفته و از مددکاران حاضر در این ارگان، مشاوره و راهنمایی‌های تخصصی دریافت کنند.

یکی از زنانی که 7 سال در یکی از خانه‌های امن تهران ساکن است از سرگذشت خود چنین می‌گوید: "پریا هستم، 38 سال سن دارم و هفت سال پیش به خانه‌ی امن دولت آباد آمده‌ام، من با همسری معتاد زندگی می‌کردم که دائم مرا به باد کتک می‌گرفت و در آخر؛ مرا هم به چاه اعتیاد کشانده بود. مدتی در ندامتگاه آزادی بودم و پس از آزادی به بهزیستی فرستاده شدم. اما از شرایط آنجا هم خسته شدم و تصمیم به فرار گرفتم و تصمیم گرفتم دیگر مواد استفاده نکنم، اما نه پولی داشتم که شکمم را سیر کنم و نه جایی برای ماندن داشتم. که در پارک فردی آدرس یکی از خانه‌های امن تهران را به من داد. اکنون چند سال است که اینجا هستم و اعتیاد را کنار گذاشته‌ام."

خانه امنآمار همسرآزاری در تهران

 

شعب خانه‌ی امن

اکنون در 18 استان کشور، خانه‌ی امن ایجاد شده كه دو خانه امن در تهران است و تلاش مسئولین بر آن است که این تعداد رو به افزایش گذارد. اقداماتی كه در این مراکز ارائه می‌شود؛ همه بر اساس قوانین و ضوابطی است كه تدوین شده است.

زنانِ در معرض خشونت می‌توانند در این خانه‌ها اسكان پیدا كنند و حمایت‌های اجتماعی، حقوقی، روانشناسی و... از آنها انجام می‌شود، البته تمامی این روال بنا به حکم قضایی و اجازه‌ی اقامت فرد در این خانه‌های امن است.

خانه امن، عموما شامل افرادی است که مورد همسرآزاری قرار گرفته‌اند و حتی افراد متاهل می‌توانند با فرزندشان در آنجا اسكان داشته باشند. خانه‌های سلامت مخصوص دختران مجرد هم راه‌اندازی شده است كه دختران فراری از خانه، در "خانه سلامت" اسكان داده می‌شوند. مشكلی كه درباره آنها وجود دارد این است كه خانواده این زنان و دختران آنها را نمی‌پذیرند و این موضوع می‌تواند به کمبود جا برای اسکان آن‌ها ختم شود. در حال حاضر 31 خانه سلامت برای دختران تاسیس شده که سالیانه نزدیک به حدود 1000 نفر را پذیرش می‌كند.(1)

اورژانس اجتماعی

به لطف توجه ویژه‌ی مسئولین، امروزه مردم می‌توانند در مواجهه با مشکلات اجتماعی، سلب حقوق شخصی، اختلافات خانوادگی و... با شماره تلفن ۱۲۳ تماس گرفته و از مددکاران حاضر در این ارگان، مشاوره و راهنمایی‌های تخصصی دریافت کنند.

شاید در ابتدای راه‌اندازی اورژانس اجتماعی، بسیاری از تماس با آن و استفاده از مشاوره‌های اجتماعی دوری می‌کردند اما در سال‌های اخیر، بحث مددکاری و اورژانس اجتماعی در جامعه جا افتاده و مددکارها؛ به‌عنوان یک ضابط اجرایی در حال فعالیت هستند و آمار مشکلات ومعضلات اجتماعی را تا حد چشم‌گیری کاهش داده‌‌اند.

کلام آخر

با توجه به آنچه که گفته شد و نگاهی اجمالی به برخی راهکارهای مسئولین اجتماعی در راستای کاهش بزه در جامعه، باید امیدوار باشیم که با ادامه‌دار شدن روند جاری، در آینده‌ای نه چندان دور، می‌‎توانیم شاهد تعامل گسترده‌ای میان افراد مختلف جامعه با مشاوران و متخصصان مسائل اجتماعی باشیم. موضوعی که علاوه بر کاهش سطح معضلات اجتماعی به بهبود روابط میان افراد نیز می‌انجامد.

 

پی‌نوشت:

1- در این "خانه امن" چه می‌گذرد؟، خبرگزاری ایسنا، 16 اردیبهشت 97