ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

روزشمار غدیر؛ بزرگترین عید بشریت !

 

واقعه غدیر خم که در آخرین سال زندگی رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله رخ داد و در آن علی علیه السلام به جانشینی آن حضرت برگزیده شد، حادثه ای تاریخی نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یک سرزمین نیست؛ یک تفکر است. غدیر، نقطه تلاقی کاروان رسالت با طلایه داران امامت است. غدیر خم یک سرزمین نیست؛ چشمه کوثری است که تا پایان هستی می جوشد. تا روز عید بزرگ غدیر با روزشمار غدیر همراه باشید تا از چشمه با برکت غدیر بنوشیم و معرفت کسب کنیم.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

روزشمار غدیر، 5 روز مانده به غدیر

بررسی رابطه غدیر و قرآن

غدیر واقعه ای است لایق لقب قرآنی! نقطه آغاز آن با قرآن، همه مراحل آن با نزول پی در پی قرآن، تار و پود خطابه اش آمیخته با آیات قران، و خاتمه آن با حضور قرآن، که این همه واقعه ای در سایه سار قرآن را برای ما ترسیم می کند.

 

نبیّ و مرسل در غدیر

خطابه ی غدیر در بستر نبوّت مطرح شده است؛ به این معنا که نبیّ  آن را معرفی کرده است. لغت نبیّ از نبأ به معنای خبر می آید.

 

نبوت پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله در خطبه غدیر

در سیستم های حکومت بشری‌، اساساً حُکم پادشاه غیر از حُکم رعیت و سایر مردم محسوب می‌شده‌ و از قانون رعیت جدا بوده است. پیامبران، اسوه ی کمال و تمام عبودیت خداوند هستند؛ زیرا در تمام احکام با مردم شریک اند و در عین حال تکالیف سخت تری نیز دارند.

 

امامت امیرالمؤمنین علیه السلام

شیعه کسی است که اعتقاد دارد امیرالمؤمنین تا امام زمان علیهم السلام جا نشینان پیامبر اکرم صلی الله علیه و  آله ـ  در تمام ابعاد شخصیتی ، به جز قانون آوری ـ هستند.

 

اعلان خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام

فرض کنید شخصی می خواهد به مسافرت رفته و می گوید که راجع به امتحانات با فلانی صحبت کنید. اگر راجع به جزوه ها کار داشتید، با دیگری صحبت کنید و... که این ها اجزاست؛ امّا اگر عباراتی راجع به یک  نفر گفته شد که مثلاً برادرم جانشین من است؛ آن گاه اگر پول هم خواستید از ایشان می گیرید  و... (در حقیقت در همه ی شرایط به برادر او مراجعه می کنید.) پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در ادامه می فرمایند:

«أَنَّ عَلِی بْنَ أَبی طالِبٍ أَخی وَ وَصِیّی وَ خَلیفَتی عَلی‏ أُمَّتی»؛ «که علی بن ابیطالب برادر و وصی و جانشین من در میان امت من است.»

 

 

روزشمار غدیر، 8 روز مانده به غدیر

 

آیه ای در قرآن برای کامل شدن دین در روز غدیر

پس از آنکه پیامبر، علی علیه‌السلام را در غدیرخم به عنوان جانشین خود معرفی کرد، جبرئیل آیه دیگری را بر آن حضرت نازل کرد.

 

آیاتى از سوره معارج در تأیید داستان غدیر

پس از واقعه غدیر و ابلاغ ولایت و امامت علی علیه السلام به مردم و پخش خبر ‏آن در بلاد و جزیره، مردی به نام «جابر بن نضر» یا بنا به گفته برخی به نام «حارث بن نعمان» حضور پیامبر آمده عرض کرد: ای رسول خدا، به ما امر کردی که یگانگی خدا و رسالت تو را تصدیق کرده و حج و زکات به جا آوریم، همه پذیرفتیم.

 

توحید امیرالمؤمنین علیه السلام و ائمه علیهم السلام

در احادیث داریم که ائمه علیهم السلام می فرمایند: توحید، خروج از حدّین است. حدّین عبارتند از: حدّ تعطیل و حدّ تشبیه. حدّ تعطیل این است که بگوییم خدا نیست. حدّ تشبیه این است که بگوییم خدا به مانند مخلوقاتش می باشد. توجه داشته باشید، بِرَند و شعارخداشناسی قرآن و اسلام ﴿ لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ ﴾ است که این همان مارک و بِرنَد تنزیه است. در خداشناسیِ امیرالمؤمنین علیه السلام اصرار بسیاری است بر این که خدا هست، پس از حدّ تعطیل خارج شده است.

 

بیان جزئیات مسائل توحیدی در غدیر

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله، در خطابه‌ی غدیر خداوند متعال را حمد فرموده اند. ایشان در این حمد، حتی مسائل ریز توحیدی را بیان فرموده اند.

 

عدل جزء صفات خدا در خطابه‌ی غدیر

در اسلام عده ای به نام اشعری ها‌ معتقد به جبرند. آن ها‌ می گویند: هر کاری که ما انجام می‌دهیم در واقع کار خداست.در صورتی که  سر‌تا‌سر قرآن کریم پر است از تذکر به ثواب و عقاب و امر و نهی. قرآن و تمام ادیان می گویند: اگر یک سری کار ها را انجام دهید ، به بهشت می روید و اگر یک سری دیگر از امور را انجام دهید، به جهنم می روید. اگر قرار باشد جهنم برویم و مجبور باشیم؛ پس نعوذ بالله خدا ظالم است و عادل نیست!

 
دوشنبه, 13 شهریور 1396 13:01

شهادت اهل سنت به حدیث غدیر

شهادت علمای اهل سنت به صحت سند حدیث غدیر

 

چرا این حدیث موجب یکرنگی در عقیده شیعیان و اهل تسنن نشده است؟ آنها واقعه را قبول ندارند یا در حدیث ضعفی وجود دارد؟ مسئله چیست؟

 

معین شرافتی- کارشناس حوزه/ بخش اعتقادات شیعه تبیان
چرا بر سر این ماجرا این همه اختلاف است؟

 

 

واقعه غدیر یک رویداد تعیین کننده در اسلام است. واقعه‌ای که با آیه تبلیغ آغاز شده، آیه‌ای که خداوند در آن فرمود: «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ ‏(مائده،67) اى پیامبر، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، ابلاغ كن.» طبق این آیه بود که پیامبر پس از خطبه‌ای طولانی حضرت علی را خواست، دستش را بالا برد و فرمود: «أَللَّهُمَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاه‏؛ خداوندا هرکه من مولای او هستم پس علی مولای اوست. خداوندا دوست بدار هرکه او را دوست می ‌دارد و دشمن باش با هرکسی که با او دشمنی می‌ کند.»(تفسیر فرات کوفی، ص130)

همین حدیث باز در مسند احمد بن حنبل تکرار شده با این تفاوت که در ادامه حدیث این عبارت نیز ذکر شده است: «وَ انْصُرْ مَنْ‏ نَصَرَهُ‏ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَه‏؛ و یاری کن هرکس که او را یاری می‌کند و رها کن هرکسی را که وی را رها می‌کند.»(حدیث شماره963و964) حدیث غدیر در مجلدات دیگر این مسند نقل شده که اهل تحقیق به آسانی می ‌توانند به آنها دست یابند.

اما چرا این حدیث موجب یکرنگی در عقیده شیعیان و اهل تسنن نشده است؟ آنها واقعه را قبول ندارند یا در حدیث ضعفی وجود دارد؟ مسئله چیست؟

 

واقعه‌ای غیر قابل انکار

غدیر خم آنقدر روشن است که هیچ تاریخ ‌نگاری نمی ‌تواند وقوع آن را زیر سؤال برده یا در آن شکی وارد سازد. راویان بسیاری بدون واسطه شاهد این رویداد بوده و آن را روایت کردند. افرادی چون: حضرت زهرا، ام سلمه و عایشه از همسران پیامبر، علی بن ابیطالب و خواهرش ام هانی، ابوبکر و همسرش اسماء بنت عمیس، عمر بن خطاب، عثمان بن عفان، زبیر بن عوام، سعد بن ابی وقاص، جابر بن عبدالله انصاری، ابوذر، سلمان، حسان بن ثابت که شعری برای غدیر سرود، زید بن ارقم، حتی ابوهریره و... نام 110تن از این راویان در کتاب الغدیر توسط علامه امینی جمع آوری شده، راویانی که روایات آنها در کتب معتبر اهل سنت نیز وجود دارد.(الغدیر، ج1، ص41تا144)

 

حدیثی حتی در مسند احمد بن حنبل

حدیث غدیر را می ‌توان در کتاب‌ هایی چون سنن ترمذی، صحیح مسلم، مصنف ابن ابی شیبه، مستدرک حاکم نیشابوری، المعجم الکبیر طبرانی، تفسیر اللباب ابن عادل، تفسیر آلوسی، تفسیر ابن کثیر، تفسیر رازی و... یافت. مثلاً احمد بن حنبل که یکی از ائمه چهارگانه اهل سنت است و کتاب او در بین دیگر کتب شأن و جایگاه ویژه‌ ای دارد؛ به این واقعه تاریخی پرداخته و آن را بارها نقل کرده است. جالب است که بدانید وهابیت خود را ادامه دهنده مکتب حنبلی بر می ‌شمارند.

در جلد اول این کتاب آمده: «علی (علیه ‌السلام) در روز رُحبة مردم را قسم داد تا کسانی که در روز غدیر خم حضور داشته و خودشان سخن پیامبر(صلی ‌الله‌ و علیه و آله) را شنیده ‌اند، به پاخیزند. در این هنگام از طرف سعید بن وهب شش نفر و از جانب زید بن یثبع نیز شش نفر برخاستند و شهادت دادند که از رسول خدا شنیده ‌اند که در مورد علی در روز غدیر خم فرمود: «أَ لَیْسَ‏ اللَّهُ‏ أَوْلَى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ؟ قَالُوا: بَلَى قَالَ: أَللَّهُمَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ؛ آیا خداوند بر مؤمنین اولی نیست؟ گفتند: بلی. فرمود: خدایا، هرکس که من مولای او هستم علی نیز مولای اوست. خداوندا دوست بدار کسی که او را دوست می‌دارد و دشمن بدار کسی را که با او دشمنی کند.» (مسند احمد بن حنبل، دارالکتب العلمیه، بیروت، ج1، ص334، حدیث شماره962) این حدیث را طبق تحقیق و شماره گذاری محمد عبدالقادر عطا، ترمذی در کتاب مناقب رقم3713 نیز آورده است.

همین حدیث باز در مسند احمد بن حنبل تکرار شده با این تفاوت که در ادامه حدیث این عبارت نیز ذکر شده است: «وَ انْصُرْ مَنْ‏ نَصَرَهُ‏ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَه‏؛ و یاری کن هرکس که او را یاری می‌کند و رها کن هرکسی را که وی را رها می‌کند.» (حدیث شماره963و964) حدیث غدیر در مجلدات دیگر این مسند نقل شده که اهل تحقیق به آسانی می ‌توانند به آنها دست یابند.

 

شهادت علمای اهل سنت به صحت سند

حدیث غدیر و بیان عباراتی چون: «أَ لَیْسَ‏ اللَّهُ‏ أَوْلَى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ» و «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ» در آن، توسط علمای طراز اول اهل سنت که متخصص حدیث شناسی هستند؛ صحیح شمرده شده است. مثلاً افرادی چون البانی، ابن کثیر، هیثمی به صحت سند روایت غدیر اذعان داشتند. حاکم حسکانی نیز در کتاب خود حدیث غدیر را از طریق زید بن ارقم نقل کرده که طی آن، حضرت خطاب به مردم فرمودند: «مَن اَولَی بِکُم مِن اَنفُسِکُم؟ كیست كه از خود شما به خودتان سزاوارتر است؟» اصحاب گفتند: خدا و رسولش داناترند. سپس حضرت فرمود: «اَلَستُ اَولَی بِکُم مِن اَنفُسِکُم؟ آیا من از شما بر شما اولی تر نیستم؟» گفتند: بلی. سپس حضرت فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ؛ هر كس كه من مولای اویم، پس علی علیه السلام مولای اوست.» در انتها حاکم حسکانی آورده این حدیث صحیحی است.(المستدرك على الصحیحین، ج3، ص613)

اصلاً عقلانی نیست که برای بیان دوستی بین دو نفر آن جمع کثیر را تشکیل داد. مگر مردم نمی‌ دانستند که بین پیامبر و پسر عمو و دامادش یعنی کسی که خودش او را تربیت کرده و به برادری انتخاب نموده، دوستی برقرار است؟

 

پس چرا اختلاف؟

فهمیدیم که راه انکار واقعه غدیر یا خدشه در متن و سند حدیث برای اهل سنت وجود ندارد. بلکه آنها در معنا و مفهوم آن تصرف نمودند. آنها این حدیث را بعد از وقوع اختلاف بین اهالی یمن با حضرت علی دانسته و این جملات را به معنای ابراز دوستی حضرت رسول اکرم با حضرت علی آن هم به جهترفع کدورت‌ها می ‌دانند. پس سالها اختلاف در مذهب و عقیده از چنین برداشتی است.

در رد این برداشت ذکر چند نکته کافیست:

اول آنکه حضور امام علی در یمن مربوط به سال هشتم هجری است و در همان سال که حضرت غنائم را برای تقسیم خدمت پیامبر آوردند؛ رفع کدورت ‌شد (الطبقات الكبرى، ج‏2، ص 128) پس نیازی به بیان در دو سال بعد نبود!

دوم آنکه این برداشت را تنها آلوسی در تفسیر خود داشته و جای این پرسش را دارد که چرا صاحبان دیگر کتب مرجع چنین مطلبی را ذکر نکردند؟

سوم آنکه اصلاً عقلانی نیست که برای بیان دوستی بین دو نفر آن جمع کثیر را تشکیل داد. مگر مردم نمی‌ دانستند که بین پیامبر و پسر عمو و دامادش یعنی کسی که خودش او را تربیت کرده و به برادری انتخاب نموده، دوستی برقرار است؟

چهارم آنکه با توجه به متن حدیث و عبارات قبل از جمله "مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ" به راحتی می‌توان مفهوم سرپرست را از کلمه "مَوْلَاهُ" برداشت کرد؛ چرا که قبل از این عبارت پیامبر از سرپرستیخدا و خودش بر مؤمنان سخن گفته است. 

 

نتیجه گیری

هیچ خدشه ‌ای نمی ‌توان در اصل واقعه غدیر یا در متن و سند حدیث وارد ساخت. حدیثی که به معرفی سرپرست مردم پس از پیامبر می‌ پردازد. تنها کافیست کمی در آن تفکر و تأمل کنیم تا این معنا را به روشنی بیابیم.

دوشنبه, 13 شهریور 1396 12:27

علل افزایش پرخاشگری در جامعه

سایت خوان روزنامه دنیای اقتصاد تاریخ خبر:1396/06/13 

 

مجید ابهری در خبرآنلاین نوشت: فزایش پرخاشگری ارتباط مستقیم با رفاه اجتماعی دارد.

با توجه به حوادث سال جاری و سالهای گذشته و آماری که سازمان پزشکی قانونی درباره کاربرد سلاح سرد و قتل افراد به وسیله آن اعلام نموده ملاحظه میشود که افزایش خشونت و کاهش آستانه تحمل از عوامل اصلی وقایع تاسف آور ماه‌های اخیر است. از آنجا که وقوع بعضی از قتلها بدون مقدمه قبلی و فاقد نیت و برنامه ریزی از قبل بوده است، پرخاشگری لحظه و خروج کنترل رفتار، عوامل اصلی آنها قلمداد میشود.

بروز خشونت در خانواده یعنی درگیری کلامی و فیزیکی والدین، بازیهای رایانه‌ای که 95 درصد آنها دارای صحنه‌های خشن هستند، فیلمها و سریالهای ماهواره‌ای که هدفمند و با برنامه پخش میشوند، حتی بعضی از فیلمها و سریالهای داخلی زمینه ها و بسترهای اصلی خشونت در جامعه را رقم میزنند. از طرف دیگر کمرنگ شدن باورهای دینی نقش مهمی در این زمینه دارد چرا که به عنوان اهرم اصلی کنترل رفتار شناسایی میشود همانطور که بر اساس آموزه‌های دینی ما فروخوردن خشم و عدم پاسخ به بی‌ادبیهای دیگران جزو اصلیترین رفتارهای انسانی قلمداد شده و مولا علی (ع) فرموده اند: "بپرهیزید از خشم که آغاز آن جنون و فرجامش پشیمانی است." اگر فقط همین یک جمله سرلوحه رفتار اجتماعی ما قرار گیرد بروز حوادث متوقف شده و شاهد جامعه‌ای آرام و بی خطر هستیم.

قتل یک دختر دانشجو در روز روشن و در مقابل دیدگان رهگذران، حمله به قویترین مرد ایران و جهان، آزارهای کودکان توسط والدین و ناهنجاریهای مشابه و مرتبط اصلی‌ترین میوه افزایش خشونت در جامعه است.

بیان حوادث یاد شده بدون کالبدشکافی باعث گسترش نامحسوس خشونت در جامعه است. وقتی قاتل مرحوم داداشی اعلام کرد "من طاقت این همه عذاب را ندارم، مرا خلاص کنید" تمام شایعات خاتمه یافت و معلوم شد این جوان بدون برنامه قبلی و در حالت طبیعی دست به جنایت زده و بعد دچار عذاب وجدان و پشیمانی شده است. این حالات همان ضعف مهارتهای زندگی یعنی مدیریت رفتار و کنترل هیجانهای رفتاری است که از خانواده شروع شده، در مدرسه و جامعه تکمیل میشود.

وقتی دو ورزشکار در میدان ورزشی در مقابل چشمان حیرت زده میلیونها تماشاچی با یکدیگر به زد و خورد میپردازند چگونه میتوان به الگوهای رفتاری در جامعه دل بست؟
اصلاح رفتار توسط الگوهای رفتاری، توجه ویژه به آمار تاثرانگیز کاربرد سلاح سرد و چاقو و قربانیان درگیریهای خیابانی یک بار دیگر زنگ هشدار را برای مسوولین و نهادهای فرهنگی به صدا درآورده است؛ یعنی به دور از هرگونه شائبه سیاسی و جنجالهای رسانه ای باید به چاره اندیشی پرداخته و به این واقعیت توجه کنیم که امروزه براساس آمار روزانه سه نفر با سلاح سرد کشته میشوند.

قانون ممنوعیت تولید و خرید و فروش سلاح سرد و چاقوهای غیرمتعارف، کارایی نداشته و موثر نخواهد بود چرا که ملاحظه میکنیم که باوجود مجازاتهایی مثل اعدام و زندان درمورد قاچاق مواد مخدر هنوز بیشترین آمار متعلق به این زمینه است بنابراین تصویب و اجرای این قانون فقط باعث زیرزمینی شدن معاملات آن و بروز قشر جدیدی به نام دلالان سلاح سرد خواهد شد.

وقتی روزانه 1600 نفر نزاع میکنند یعنی آستانه تحمل در جامعه کم شده است و باید به فکر چاره کاربردی بیفتیم. در سال گذشته 1093 نفر به وسیله چاقو کشته شده اند؛ این عدد بیش از آمار یک بلای طبیعی مثل زلزله و یا آتش فشان است. چرا باید این اعداد به سادگی از مقابل چشمان ما عبور کنند. نشاط و شادمانی اجتماعی باید افزایش یابد و در چارچوب موازین اخلاقی و دینی شادمانی در جامعه پررنگ شود. آموزش مهارتهای زندگی از سطح دبستان شروع شده و تا دانشگاه این بحث به عنوان درس اصلی مورد آموزش قرار گیرد. کاهش فیلمهای خشن و بازیهای رایانه ای خشن با چاره اندیشی منطقی یعنی تولید فیلمها و سریالهای نشاط‌آور، آموزش خانواده‌ها در کنترل رفتار والدین در مقابل فرزندان و همینطور تداوم تمرینهای مهارتی در تمام سطوح اجتماعی راهکارهای اصلی و میان مدت کاهش خشونت در جامعه هستند.

در خاتمه باید گفت نفی واقعیات باعث کاهش یا از بین رفتن آنها نمیشود فقط در روند افزایش پیشگیری، کندی ایجاد میکند.

نجوای ‌نوزاد با امام‌زمان‌ علیه‌‌السلام

 

مفضل می‌گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد طفل پرسیدم که چرا بدون علت می‌خندد یا بدون درد می‌گرید؟

 

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
نجوای ‌نوزاد با امام‌زمان‌ علیه‌‌السلام

 

 

فرمودند: ای مفضل! هیچ طفلی نیست مگر اینکه امام را می‌بیند و با ایشان نجوا می‌کند. علت گریه‌اش غایب شدن امام از اوست و علت خنده‌اش رو آوردن امام به اوست. وقتی زبانش به سخن باز شد این باب بر او بسته می‌شود و بر قلبش مُهر فراموشی زده می‌شود. (علل الشرایع ج۲ ص۵۸۴)


 

منبع:

کانال تذکرةالأولیاء

 

یکشنبه, 12 شهریور 1396 15:25

خانمی که عذاب قبر ندارد !

خانمی که عذاب قبر ندارد !

 

این فکر غلط است . خداوند می فرماید: نه ثروت نشانه ی کرامت است و نه فقر نشانه ی دوری از خدا . در این مورد باورهای غلطی وجود دارد. هر بیماری و مصیبت نشانه ی عقوبت و کیفر نیست، ممکن است که بعضی از مصیبت ها امتحان الهی باشد. ولی انسان می تواند خودش را محاسبه کند ولی دیگران نباید این کار را بکنند و دنبال علت باشند.

زهرا اجلال- بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
بد بیاری

 

فقر اختیاری مدحی ندارد

فقر به چهار قسم تقسیم می شود : یکی فقر اختیاری که انسان بر اثر تنبلی بدست می آورد و این مدحی ندارد . از ائمه علیهم السلام داریم: خدایا من از فقر به تو پناه می برم.

در دین اسلام به فقر سفارش نشده است تا انسان ها به دنبال کار و تلاش بروند. از طرفی شاید این سؤال ایجاد شود که مگر دنیا و دنیا طلبی و تلاش برای دنیا خواهی مورد تأیید اسلام می باشد؟

فردی نزد امام صادق (علیه السلام) آمد و گفت که من فقیر هستم و اصرار می کرد ولی امام قبول نکرد و فرمود که تو فقیر نیستی . امام سوال کرد که آیا حاضری صد دینار بگیری و از ما برائت کنی ؟ او گفت که نه هرگز حاضر نیستم که از شما جدا بشوم. امام فرمود: کسی که این سرمایه را دارد چرا می گوید که فقیر است .

عرض می کنیم که در روایات تلاش در دنیا مذمت نشده است بلکه در چهار چیز مذمت شده است:

یکی حب دنیا؛ در قرآن حب دنیا را مذمت می کند، در روایت داریم: حب دنیا ،راس همه خطاهاست، دیگری دنیایی که انسان را سرگرم کند و از یاد آخرت غافل کند، در سوره منافقون آیه 63 داریم :مال و اولاد شما را از یاد خدا باز ندارد و در سوره نور آیه 37 نیز داریم : تجارت، آنها را از یاد خدا غافل نمی کند. در سوره اعلی در آیه 61 نیز، اینکه انسان دنیا را مقدم بر آخرت بداند مذمت شده است ، دیگری وابستگی و دیگری دلبستگی به دنیا است . در خطبه ی 204 نهج البلاغه داریم که حضرت می فرمودند : دلبستگی به دنیا را کم کنید.

سوء تدبیر فقر می آورد

فقر دیگر، فقر بر اثر سوء تدبیر و برنامه ریزی های غلط است که این فقر هم بدست انسان بوجود می آید. امام علی (علیه السلام) می فرماید: سامان زندگی به برنامه ریزی است. افرادی هستند که درآمد کمی دارند ولی با برنامه ریزی زندگی خوبی دارند ولی عده ای درآمد زیادی دارند ولی بخاطر سوء تدبیر در زندگی گرفتار می شود.

فقری که پاداش دارد

نوع دیگری از فقر وجود دارد بدین صورت که انسان تلاش و کوشش را انجام می دهد ولی باز فقیر است که به این فقر مصلحتی یا امتحانی می گویند.

وقتی پاداش همه کارهای خیر به فقیر داده می شود

فقرا از این ناراحت هستند که نمی توانند کارهای خیر بکنند ،امام صادق (علیه السلام) می فرماید: بنده ی مومن فقیری می گوید که اگر من وسعت مال داشتم خیلی از کارهای خیر را انجام می دادم، وقتی خدا می داند که این فقیر راست می گوید، همان پاداش ها را به او می دهد، همانا خدا کریم است . و نیز در روایت دیگری داریم که نیت مومن از عملش بالاتر است .

فقیر(غیراختیاری) صابر پاداش بیشتری دارد یا غنی شاکر؟

فقیر صابر، زیرا فقیر صابر در امتحان دائمی است و باید با آن کنار بیاید .البته غنی شاکر هم در امتحان است . امتحان یک غنی کمتر از امتحان یک فقیر نیست. مرحوم مجلسی می فرماید که قطعا فقیری که بر فقرش صبر می کند اجرش بیشتر است البته این مراتبی دارد . حالا غنی شاکر که مالش را از راه حلال بدست آورده است و آن را را در راه خدا و خیر خرج می کند، نمی توان گفت که پاداش این فرد از فقیری که صبر کرده کمتر است .

تو فقیر نیستی

فردی نزد امام صادق (علیه السلام) آمد و گفت که من فقیر هستم و اصرار می کرد ولی امام قبول نکرد و فرمود که تو فقیر نیستی . امام سوال کرد که آیا حاضری صد دینار بگیری و از ما برائت کنی ؟ او گفت که نه هرگز حاضر نیستم که از شما جدا بشوم. امام فرمود: کسی که این سرمایه را دارد چرا می گوید که فقیر است .

در مقابل این صبر، صبور و راضی باشید

اگر شما تلاش کردید و زندگی نچرخید، این مصلحت شماست. یکی از اصحاب پیامبر به پیامبر گفت که برای من دعا کن که غنی بشوم. پیامبر گفت که این زندگی فقیرانه برای تو بهتر است ولی او اصرار کرد و پیامبر برای او دعا کرد و زندگی او خوب و غنی شد. دام های او زیاد شد و او از مدینه بیرون رفت .این فرد قبلا هر روز به مسجد می آمد ولی کم کم به مسجد نیامد. وقتی پیامبر می خواست زکات را از او بگیرد، او مخالفت کرد و گفت که این جزیه است و منکر زکات شد و در مورد مذمت او آیه نازل شد.

دعا با مصلحت منافاتی ندارد

دعا کردن برای رهایی از فقر منافاتی با مصلحت ما ندارد و ما می توانیم دعا کنیم که خدایا آنچه به مصلحت و خیر ما است، به ما عطا کن. فردی به امام صادق (علیه السلام) فرمود: من فقر را بهتر از غنا و بیماری را بهتر از سلامت می دانم. امام فرمود: ما این طور نیستیم و هر چه خدا به ما بدهد به آن راضی هستی . پس صبر بر فقر و تلاش برای غنی شدن ،منافاتی با مصلحت و رضا ندارد.

فقرا از این ناراحت هستند که نمی توانند کارهای خیر بکنند ،امام صادق (علیه السلام) می فرماید: بنده ی مومن فقیری می گوید که اگر من وسعت مال داشتم خیلی از کارهای خیر را انجام می دادم، وقتی خدا می داند که این فقیر راست می گوید، همان پاداش ها را به او می دهد، همانا خدا کریم است . و نیز در روایت دیگری داریم که نیت مومن از عملش بالاتر است .

تفکرات غلط را رها کنیم

چه گناهی کرده ای که دست به هر کاری می زنی، بد می آوری ؟ این فکر غلط است . خداوند می فرماید: نه ثروت نشانه ی کرامت است و نه فقر نشانه ی دوری از خدا . در این مورد باورهای غلطی وجود دارد. هر بیماری و مصیبتنشانه ی عقوبت و کیفر نیست، ممکن است که بعضی از مصیبت ها امتحان الهی باشد. ولی انسان می تواند خودش را محاسبه کند ولی دیگران نباید این کار را بکنند و دنبال علت باشند.

آبرو داری کنید

در شرایطی که فقر به سراغمان می آید، اظهار فقر نکنیم. خداون در سوره ی بقره آیه 273 می فرماید: اصحاب پیامبر دچار فقر تحمیلی شدند ولی نباید اظهار فقر کنند و باید آبروداری کنند.

در نهج البلاغه داریم : آبروداری و خویشتن داری زینت فقیر است .

خانمی که عذاب قبر ندارد

توجه داشته باشیم که پاداشی که گفته شده منوط به صبری است که در برابر فقر اتفاق می افتد. آبرومند زندگی کردن ،با سیلی صورت را سرخ کردن و عزت نفس داشتن پاداش دارد. بیشترین سهم برای کنار آمدن با فقر را ،خانم ها دارند. روایت داریم: زنی که با فقر شوهرش کنار بیاید، گرفتار عذاب قبر نمی شوند و در قیامت با حضرت فاطمه (سلام الله علیها) محشور می شود.


منابع:

بیانات حجت الاسلام قمی، برنامه سمت خدا

سایت حوزه

سایت پرسمان

برنامه سمت خدا؛ حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد

یکشنبه, 12 شهریور 1396 15:10

فعال نگهداشتن کودک درون !

کودک درونتان را اینگونه فعال نگه دارید!

 

کودک درون، بخش شاد درون ماست، بخشی که اکثر ما گمش کرده‌ایم بخشی که به ما انرژی و انگیزه و نیروی حیات می بخشد و زندگی ما را سرشار از طراوت و حس ناب زیستن می کند!کودکی خود را به یاد دارید؟ زمانی که همه چیز زیبا و مانند قصه‌ها بود و شما را غرق شگفتی می‌کرد؟ متاسفانه خواسته‌های ما از زندگی مانند کار، روابط انسانی ، پول و سلامتی باعث می‌شود تا همه ما کم‌کم این حس شگفتی‌ساز را از دست بدهیم. اما این به معنای نابودی این احساس نیست!

 

فرآوری: پاک نهاد - بخش خانواده ایرانی
کودک درون، شادی،نکات مثبت، بازی

 

 

کودکی ام کو؟ کو کودکی ام؟

ما کودکی مان را از دست می دهیم، طبیعت کودکی مان جای نهال های نازک روزهایش را به درختان قطور می‌دهد و ما... بزرگ می شویم. سری به آلبوم کودکی تان بزنید و به خودتان نگاهی بیندازید. گاهی وقت ها باور اینکه ما «این کودک» بوده ایم سخت است. ما، پسربچه ای شر و شیطان بودیم، دختری پر شور بودیم، خجالتی بودیم، خوش لباس بودیم، نق نقو بودیم یا... ما هر چه بودیم الان تغییر کرده ایم. مهم ترین این تغییرات را هم جامعه ای که در آن زندگی می کنیم باعث شده است. کودکی دوران شکل گیری است، میان این تغییرات خلاق‌تر شده ایم و بعضی هایمان متاسفانه دندان خلاقیت مان از بیخ کنده شده است. بعضی هایمان کنجکاوتر شده ایم و بعضی هایمان به زور باید یک سوال از گوشه ذهنمان بیرون بکشیم.

به حرف دیگران درباره اینکه چه رفتاری دارید، چه لباسی پوشیده اید و چه کار می کنید در این محدوده زمانی اهمیتی ندهید. هیچ چیزی نمی تواند شما را محدود کند. فریاد بکشید. موهایتان را دم موشی ببندید.

متاسفانه سیستم آموزشی گاهی خیلی بدجور به کودکی ما ضربه زده، در حالی که ما می توانیم فعال تر، خلاق‌تر و کنجکاوتر باشیم و این یک بدبختی است، ما موتور کاملی داشته ایم که گوشه های مهمی از آن یا ضرب دیده یا به کل پیاده شده است.

گاهی هم که سیستم غلط آموزشی در خانه و مدرسه کودکی را به کل از درون ما بیرون می کشد، پس راه چاره نداریم؟! ناامید نباشید. ما آدم های خوشبخت می توانیم در عین حفظ مسوولیت های بزرگی مان از کودکان بیاموزیم و دوباره صفحات مچاله آن روزها را باز کنیم. اما ما باید بتوانیم خودمان را به بچه ها نزدیک کنیم و نسبت به فضای آنها حالت تدافعی نداشته باشیم.

چگونه بچگی کنیم؟

در قدم اول باید بدانیم هیچ تغییری یک دفعه اتفاق نمی افتد و ما نمی توانیم به یک باره از یک آدم خمیده، ناراحت و فرسوده تبدیل شویم به یک فرد شاد، سرحال و سرزنده ای که کودک وجودش زنده است اما رسیدن به این حالت به سختی هایش می ارزد و می تواند زندگی شما را زمین تا آسمان تغییر دهد. از همین امروز شروع کنید. شروع تان هم باید با این حالت همراه باشد که تصمیم بگیرید – خیلی محکم جانب احتیاط و وسواس و فردا چه می شود و بدبینی را کنار بگذارید. قدم بعدی پیدا کردن حس های کودکانه ای است که از دست داده اید یا حداقل فکر می کنید آنها را از دست داده اید. بعد که این حس ها را پیدا کردید شروع کنید به تقلید آنها. به عنوان نمونه جلوی آینه برای خودتان برقصید، برای خودتان ادا دربیاورید، جست و خیز کنید، کنجکاوی به خرج دهید، در لحظه زندگی کنید، نگرانی هایتان را متوقف کنید – حداقل برای لحظه هایی خلاقیت به خرج دهید، چشم هایتان را ببندید و رویاپردازی کنید و خلاصه اینکه لذت ببرید. حتی یک کارتون کودکی تان را پیدا کنید و ببینید، اگر هم به آن کارتون یا قهرمان دسترسی ندارید عکس اش را پیدا کنید و در مقابل دیدتان قرار دهید.

 بچه ها را زیر نظر بگیرید

 نگاه کردن به بچه ها هم می تواند بسیار به شما کمک کند. اینکه آنها چگونه بازی می کنند؟ چگونه زندگی می‌کنند؟ چگونه دنبال چیزهای جدید می گردند؟ سوال هایشان را چطور مطرح می کنند؟ حتما در این میان هم با رفتاری چون کج خلقی، قشقرق ها، جنگ ها و صلح هایشان روبه رو می شوید؛ باز هم تحمل کنید و ببینید چطور مشکلات را حل می کنند، چطور بعد از یک دعوای جانانه دوباره همدیگر را در آغوش می کشند. نگاه کنید و بیاموزید. اگر خودتان کودکی دارید که چه بهتر اگر هم ندارید به بچه های افراد فامیل و همسایه نزدیک شوید. حتی می توانید زمانی را بگذارید و به پارک نزدیک خانه تان بروید، روی صندلی بنشینید و بچه‌های در حال بازی را نگاه کنید.

خودتان را در بازی گم کنید

 یک دایناسور باشید، یک گوریل و... چه عیبی دارد؟ شما تا لباس بزرگی و چارچوب های سخت و خشک را کنار نزنید نمی توانید شادی را احساس کنید آن هم در میان بچه ها و با بچه هایی که می خواهند شما را به دنیای خودشان راه بدهند. اگر بچه ها را باور کنید لذتی ناب را تجربه می کنید و در آن میان خودتان را می‌یابید. شادی و غم هایتان را و تمام چیزهایی که از دست داده اید.

با بچه ها صحبت کنید

 از آنها سوال بپرسید. به جواب هایشان گوش دهید. نه از دیدگاه یک آدم بزرگ بلکه از نگاه یک فرد شنونده یا یک دوست.

برقصید، برنامه تلویزیونی دلخواهتان را ببینید، با دوستانتان بگردید.کودکان همواره مشغول انجام کارهایی هستند که دوست دارند. شما هم از آنها پیروی کرده و روزانه یک کار را برای دل خودتان انجام دهید!

 فراموش نکنید شما ۸، ۹ سال بیشتر ندارید و گاهی هم ۲ ساله اید. البته مانند بچه ها هم ادا در نیاورید و لحن صدایتان را تغییر ندهید که فکر نکنند شما آنها را به مسخره گرفته اید و خیلی هم بزرگ بازی در نیاورید! اگر هم در این میان یک سیلی جانانه خوردید خیلی جا نخورید. شما فعلا بچه اید. با خودتان بازی کنید. بیرون بروید، شب ها هنگام پیاده روی، یواشکی سرسره سوار شوید، روی بلندی ها راه بروید و به فکر اینکه کسی دارد شما را نگاه می کند نباشید.

یک بچه از خودتان بسازید

به حرف دیگران درباره اینکه چه رفتاری دارید، چه لباسی پوشیده اید و چه کار می کنید در این محدوده زمانی اهمیتی ندهید. هیچ چیزی نمی تواند شما را محدود کند. فریاد بکشید. موهایتان را دم موشی ببندید.

مثل بچه ها به اطراف تان نگاه کنید

 ما بزرگ ترها همیشه همه چیز به نظرمان همان طوری هست که باید باشد اما بچه ها به این اصل اهمیت نمی‌دهند. آنها همه چیز برایشان عجیب و نامتعارف است. آنها نمی دانند چرا شب سیاه است و روز سفید، تخم مرغ چرا این شکلی است و... و ما هم جواب خیلی از این سوال ها را نمی دانیم اما نمی پرسیم.

 کمی خجالت را کنار بگذارید

وقتی پای راحت بودن به میان می آید باید از بچه ها الگو گرفت. از دویدن در اطراف خانه با لباس راحتی گرفته تا رقصیدن و بالا و پایین پریدن جلوی چشم همه. مانند بچه ها راحت بودن به این معنی نیست که جلوی چشم دیگران، بی محابا و نامناسب رفتار کنید یا هنجارها را زیر پا بگذارید. بلکه باید بتوانید جواب کودک درون تان را به شیوه ای درست بدهید و خود ِ اصیل تان را هم حفظ کنید. 

 روزی یک کار را تنها برای اینکه دوست دارید، انجام دهید!

بکر فلپس می گوید: برقصید، برنامه تلویزیونی دلخواهتان را ببینید، با دوستانتان بگردید.کودکان همواره مشغول انجام کارهایی هستند که دوست دارند. شما هم از آنها پیروی کرده و روزانه یک کار را برای دل خودتان انجام دهید! با خواسته های خود در ارتباط باشید تا تجارب و یافته‌های جدیدی بدست آورید.

 نکات مثبت را بنویسید!

کودکان از اتفاقات کوچکی که برایشان می‌افتد شگفت‌زده می‌شوند و تا روزها آن را به یاد داشته و برای والدینشان تعریف می‌کنند. از تفریح خود در پارک می‌گویند و یا از نکته خنده‌داری که یک نفر در مدرسه گفته بود. این کار برای یادآوری اتفاقات خوبیست که روزانه برایتان پیش می‌آید. بکرفلپس می‌گوید: هرشب 3 تجربه ی مثبتی که در طول روز داشتید را بنویسید. این کار می‌تواند به مهمی فارغ التحصیلی یا به سادگی دیدن پروانه‌ای بر روی یک گل باشد!


 منابع : برترینها / پرشین پرشیا /بیتوته 

 

برای صد ساله شدن باید نخست متولد شد

 
 تاریخ چاپ:1396/06/12 بازدید:515بار کد خبر: DEN-1114883
چگونه در میان کارکنانتان اعتماد ایجاد کنید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مترجم: سید حسین علوی لنگرودی

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

یکی از بزرگان دنیای مدیریت خطاب به مدیران ناموفق و ناکارآمد چنین گفته است: «شما در شرکتتان به اندازه کافی به همدیگر اعتماد ندارید که بتوانید موفق شوید.» آنچه در این جمله معنادار نهفته است اینکه یکی از پیش‌نیازهای اصلی برای رسیدن به موفقیت و کامیابی مدیران در سازمان‌ها و شرکت‌های تحت رهبری‌شان این است که باید قادر باشند بین خود و کارکنان از یکسو و بین تمام کارکنان از سوی دیگر، اعتماد متقابل و پایدار ایجاد کنند. این اعتمادسازی ازجمله اولویت‌های اساسی مدیران تازه‌کار و تازه‌واردی است که می‌خواهند در یک مجموعه موفق باشند. در واقع قدرت اعتمادسازی یک مدیر از جمله فاکتورهای متمایزکننده و برتری‌دهنده او محسوب می‌شود که این مساله در مورد مدیران جوان و تازه‌کار بیشتر مصداق پیدا می‌کند، چرا که به خاطرناشناخته بودن نزد کارکنان و عدم برخورداری از پیشینه مدیریتی و سوابق مرتبط با آن به شدت به ایجاد اعتماد بین خود و کارکنان نیاز دارند و در صورت ناتوانی در این امر تداوم حیات مدیریتی‌شان به خطر می‌افتد. با این همه باید دانست که اعتمادسازی در درون سازمان‌ها و میان اعضای تیم‌های کاری، فرآیندی پیچیده و حساس است که در راستای انجام آن باید به نکات و توصیه‌هایی چند توجه داشت که به تعدادی از آنها اشاره می‌شود:

 

1) به افرادتان اعتماد کنید تا آنها هم به شما اعتماد کنند

اگر شما هم جزو آن دسته از مدیرانی هستید که به هر دلیل به کارکنانشان اعتماد ندارند و نسبت به آنها سوء ظن دارند بدانید که ادامه این رویه نمی‌تواند به اعتمادسازی بین شما و کارکنانتان کمکی کند. بنابراین برای حل این مشکل از خودتان شروع کنید و با اعتماد کردن به کارکنانتان و نشان دادن عملی این اعتماد به آنها، شرایط را به گونه‌ای تغییر دهید که آنها هم به شما اعتماد کنند و بدانید که همیشه این اعتماد است که اعتماد می‌آورد.

 

2) اولویت‌های فردی و شرکتی خود و افرادتان را به اهداف و استراتژی‌های شرکت پیوند بزنید

کارکنان یک سازمان و اعضای یک تیم هنگامی به یک مدیر و رهبر اعتماد می‌کنند که مطمئن شوند او صرفا در راستای اهداف و اولویت‌های فردی‌اش گام برنمی‌دارد و منافع و خواسته‌های افرادش را نیز مد نظر دارد. تنها در صورت وجود و به اثبات رسیدن یک تصویر بزرگ‌تر و جامع است که کارکنان و اعضای یک گروه به دستورات و فرامین رهبر گروه گردن می‌نهند و به او اعتماد کامل پیدا می‌کنند.

 

3) کارکنانتان را در جریان نتایج و وضعیت مالی شرکت قرار دهید

یکی از اشتباهات فاحش و مهلک اغلب مدیران تازه‌کار در زمینه نحوه اعتمادسازی با کارکنانشان به این مربوط می‌شود که آنها خواسته یا ناخواسته بسیاری از واقعیات مالی شرکت را از دیدگان کارکنان پنهان می‌کنند و دوست ندارند کارکنان در جریان مسائل مالی شرکت قرار بگیرند، درحالی‌که چه بخواهیم و چه نخواهیم کارکنان خیلی زود و از راه‌های مختلف در جریان مسائل قرار خواهند گرفت و در این حالت است که نوعی بی‌اعتمادی عمیق بین کارکنان و مدیریت جدید شکل می‌گیرد، چرا که کارکنان فکر می‌کنند مدیریت شرکت یا رهبر تیم با آنها روراست و صادق نیست و خیلی چیزها را از آنها پنهان می‌کند. بنابراین اگر می‌خواهید مدیری باشید که کارکنان به او اعتماد کامل و صادقانه دارند، حتما برای اطلاع‌رسانی شفاف در مورد شرایط و دستاوردهای مالی و البته مشکلات و محدودیت‌های مالی برای کارکنان وقت بگذارید و آنها را محرم رازهای شرکت بدانید.

 

4) زحمات کارکنانتان را قدر بدانید و به هر بهانه‌ای از آنها ستایش کنید

هیچ چیز برای یک کارمند دلپذیرتر از شنیدن این جمله که «من قدر زحمت‌های تو را می‌دانم» نیست. با شنیدن این جمله از زبان مدیر یک شرکت تمام کارکنان به او اعتماد پیدا می‌کنند، چرا که مطمئن می‌شوند او برای آنها ارزش قائل است و به کمکی که آنها به تحقق اهداف شرکت می‌کنند واقف است و همین ارتباط صمیمانه می‌تواند اعتماد عمیقی بین مدیر و کارکنان ایجاد کند.

 

5) حساسیت نسبت به اشتباهات خود را به کارکنان نشان دهید

شما هم مانند هر انسان دیگری دچار اشتباه و خطا می‌شوید، اما باید آن قدر شجاعت داشته باشید که مسوولیت اشتباهاتتان را بپذیرید و به این ترتیب به الگویی مناسب برای کارکنانتان تبدیل شوید. حتی اگر از کارکنان بازخوردی راجع به اشتباهاتتان گرفتید با آنها برخورد خشن نکنید، بلکه درصدد جبران آن برآیید و همیشه به یاد داشته باشید که کارکنان به مدیر شجاعی که اشتباهات خود را می‌پذیرد و در جهت جبران آن گام برمی‌دارد خیلی اعتماد پیدا می‌کنند.

 

6) به‌صورت کاملا حساب‌شده و قانونمند در جهت تفویض اختیارات و قدرتتان گام بردارید

اگر می‌خواهید کارکنانتان شما را دوست داشته باشند و به شما اعتماد کامل پیدا کنند بخشی از قدرت و اختیاراتتان را به آنها منتقل کنید و به این ترتیب ضمن سبک‌تر کردن کارهای خود نشان دهید که به آنها اعتماد دارید و کارکنان را آن قدر قابل و توانمند می‌دانید که اختیار تصمیم‌گیری را به آنها تفویض کرده‌اید. در این حالت خواهید دید که آنها برای پاسخگویی مطلوب به این اعتماد شما هر کاری می‌کنند و این یعنی اعتماد متقابل بین مدیران و کارکنان.

 

7) عملکرد درخشان هر کدام از کارکنانتان را به‌صورت علنی و برای همه افشا کنید

کارکنان هر سازمانی دوست دارند در ازای عملکرد درخشانشان مورد تشویق و تحسین مدیرشان قرار بگیرند و چه بهتر که این تحسین و تشویق به‌صورت علنی و در برابر دیگران باشد. بنابراین اگر شما هم جزو آن دسته از مدیران تازه‌کاری هستید که اصلا اهل تشویق کردن و تمجید کارکنان نیستند یا ترجیح می‌دهند این کار را به صورت پنهانی و به صورت خصوصی انجام دهند، بدانید که در اشتباهید و باید به هر بهانه‌ای شده کارکنانتان را برابر همکارانشان مورد تشویق قرار دهید، چرا که با این کار در عمل با یک تیر دو نشان را مورد هدف قرار خواهید داد: هم می‌توانید انگیزه کار مضاعف را در کارکنانتان افزایش دهید و هم اعتماد و احترام آنها نسبت به خود را جلب خواهید کرد.

ادامه دارد...

 

منبع: Asked Manager.com

 
 
یکشنبه, 12 شهریور 1396 12:44

باید به تک‌تک کارمندان گوش داد

گفت‌وگوی کوتاه، یکی از موثرترین روش‌های ایجاد ارتباط بهینه در محیط کار

 
 
تاریخ چاپ:1396/06/12 بازدید:413بار کد خبر: DEN-1114880
باید به تک تک کارمندان گوش داد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: Kim Scott

مترجم: رویا مرسلی 

برای ایجاد ارتباط خوب با کارمندان‌تان، بهترین راه این است که روش کار با یکدیگر را بهبود بخشید. یکی از این روش‌ها گوش‌دادن به تک تک کارمندان است. بگذارید برنامه‌ریزی این کار را خودشان انجام دهند، اما در نهایت دادن بازخورد مناسب و قاطع درباره ایفای نقش خودتان یا توقف نقش خودتان در آنچه در حال انجام است، باعث می‌شود به مدیر بهتری تبدیل شوید.به آنها بازخورد بدهید (چه تمجیدی و چه انتقادی)، چراکه این کار به رشد کارمندان‌تان کمک می‌کند. برای اتخاذ تصمیمات مهم وقت بگذارید و صحبت کنید تا نتایج با تشریک مساعی به‌دست آید و در عین حال، باید مطمئن شوید که برای همه روشن است چه کسی تصمیم می‌گیرد و بالاخره اینکه طوری گفت‌وگوهای حرفه‌ای را پیش ببرید که نردبان موفقیت افراد را نادیده نگیرید، بلکه به هر کارمند کمک کنید برای تحقق رویاهایش یک قدم رو به جلو حرکت کند.

 

رابطه‌ای که با هر یک از کارمندان‌تان ایجاد می‌کنید، مرکز اصلی توانایی شما برای انجام سه وظیفه به عنوان یک مدیر محسوب می‌شود. این سه مسوولیت عبارت است از: ایجاد فرهنگ بازخورد، ساختن یک تیم منسجم و رسیدن به نتایج با تشریک مساعی. اما چنین روابطی از قوانین ما در سایر روابط زندگی‌مان تبعیت نمی‌کنند و نیاز به ایجاد تعادل بسیار محتاطانه دارند. باید شخصا به افراد توجه لازم را بدهید، بدون آنکه روابط را به هر شکل شخصی کنید و یا سعی کنید یک «رهبر سازمانی محبوب» باشید. باید افراد را مستقیما به چالش بکشید و اگر کارشان به اندازه کافی خوب نیست، به آنها بگویید؛ بدون آنکه نادان جلوه کنید یا یک چرخه معیوب از بی‌انگیزگی و شکست ایجاد کنید، البته این کار سختی است. اگر بتوانید همزمان با به چالش کشیدن مستقیم افراد به آنها شخصا توجه کنید، در این صورت در مسیر رهبری موفقیت‌آمیز سازمان هستید. واژه‌ای که من برای توصیف یک رابطه خوب میان مدیر-کارمند و توانایی همزمان به چالش کشیدن و توجه، به‌کار می‌برم، عبارت «خلوص رادیکال» است. پس چه‌کاری می‌توانید برای ایجاد یک رابطه صادقانه با کارمندان‌تان انجام دهید؟ و از چه اقداماتی باید پرهیز کنید؟

 

بر اجتماعی بودن تمرکز نکنید، گوش دهید و توجه کنید

اغلب این‌گونه است که مدیران طوری رفتار کنند که رابطه‌ها در جمع‌های غیرکاری شرکت یا سایر فعالیت‌های اجتماعی ایجاد یا ترمیم شوند و کار باعث ضربه خوردن به این روابط شود. اگر تنها راه ایجاد ارتباط با کارمندان از طریق روابط اجتماعی باشد، یکی از این دو اتفاق بد به وقوع خواهد پیوست؛ یا سر کار به اندازه کافی کار نمی‌کنید، یا تعهدات اجتماعی کاری‌تان همه شب‌ها و زمان تعطیلات را از شما گرفته و خارج از شغلتان هیچ زندگی شخصی‌ای ندارید. به جای ناهار و شام‌های بی‌پایان و کارهای بی‌اهمیت، یکی از بهترین روش‌های ایجاد یک رابطه خوب با کارمندان‌تان این است که کاری کنید آنها مطمئن شوند حرفشان شنیده می‌شود. من هرگز کلماتی را که از زبان یک کارآفرین شنیدم که شرکتش با صدها میلیون دلار خریداری شد، فراموش نمی‌کنم. او یک‌سال بعد از واگذاری استعفا داد، درحالی‌که ثروت شخصی زیادی را رها کرده بود. چرا؟ درحالی که اشک در چشم‌هایش حلقه زده بود گفت: «اینجا هیچ‌کس به من گوش نمی‌دهد.» می‌دانستم منظور او چیست. یک‌بار شغلی را که واقعا دوست داشتم ترک کردم. توضیح دادم دلیل آنچه بوده است؛ این مساله بسیار استیصال‌آور است که شرکتی را ببینید که زمان زیادی را صرف استخدام افراد کارآمد می‌کند و بعد پشت‌سر هم نخواهد به کلمه‌ای از حرف‌های آنها گوش دهد. این تحقیرآمیز است، مثل اینکه به شما پول می‌دهند تا سر جایتان بنشینید و دهان‌تان را ببندید. در این مورد، مساله این بود که رئیسم گوش نمی‌داد. عدم توانایی او در گوش دادن باعث می‌شد هزاران گفت‌وگویی که میان کارمندان او انجام می‌شد، کاملا بی‌نتیجه باشد. پس مطمئن شوید که می‌دانید افرادتان چه فکر می‌کنند. از کارمندان‌تان بازخورد بگیرید و نشان دهید به آنها توجه می‌کنید. این کار را با گفت‌وگوی موثر تک به تک آغاز کنید. مطمئن شوید ابتکار عمل در دست کارمندتان باشد، نه شما. کاری کنید گوش دادن شما ملموس باشد. اینکه نشان دهید در حال گوش دادن هستید مهم است، نه فقط برای رابطه‌تان با هر یک از کارمندان، بلکه برای همه افرادی که زیر نظر آنها کار می‌کنند. ترکیب این رابطه‌ها فرهنگی را ایجاد می‌کند که عملکرد افراد را تقویت و به شما در رسیدن به نتایج کمک می‌کند.

 

بر گپ خودمانی متمرکز نشوید، بر بازخوردها تمرکز کنید

کارمندان‌تان واقعا نمی‌خواهند با شما درباره ورزش یا هوا یا سیاست یا برنامه‌های تلویزیونی صحبت کنند. آنچه آنها از رئیس خود می‌خواهند کسی است که بتواند به آنها کمک کند که از لحاظ حرفه‌ای رشد کنند. افراد زمانی بیشترین رشد خود را خواهند داشت که مرتکب اشتباه شوند. این یعنی با در میان گذاشتن بازخورد با آنها می‌توانید رابطه بهتری ایجاد کنید تا انجام یک صحبت بی‌روح. یادتان باشد که بازخورد می‌تواند هم تمجیدی و هم انتقادی باشد. از کارمندان‌تان زیاد، در مراحله اولیه و در جمع تمجید کنید. درباره آنچه خوب انجام شده و علت آن بگویید. صادق باشید؛ اگر منظوری ندارید، آن را نگویید. یادتان باشد هدف از تمجید، بالا بردن حس امنیت افراد نیست، بلکه ارتقای یادگیری و رشد است.

 

بر پاداش‌دهی تمرکز نکنید، بر دستیابی به نتایج مبتنی بر تشریک مساعی متمرکز شوید

دادن حق تعطیلات بیشتر، ناهار مجانی، فضای کاری شیک. همه این کارها در صورتی که تیم شما به نتیجه نرسد، یا اگر با روش غلطی به نتیجه برسد یا اگر همکاری آنها برای رسیدن به موفقیت به رسمیت شناخته نشود، پوچ و توخالی است. پاداش می‌تواند منعکس‌کننده یا تقویت‌کننده یک فرهنگ باشد، اما نمی‌تواند فرهنگ ایجاد کند. خیلی مهم‌تر از خریدن یک میز پینگ پونگ این است که وقت بگذارید تا به افراد تیم کمک کنید ایده‌های جدید خلق کنند.فرهنگ مناظره برای موضوعات ایجاد کنید، مشخص کنید چه کسی تصمیم می‌گیرد و چرا (و مطمئن شوید که شما همیشه تصمیم‌گیرنده نیستید) دیگران را با خود همراه کنید. مطمئن شوید که کارمندان زمان کافی برای اجرا دارند، اشتباهات خود را بگویید و از آنها درس بگیرید. این گونه است که با تشریک مساعی به نتیجه می‌رسید. رابطه شما با همکاری است که عمیق می‌شود، نه با پاداش بیشتر.

 

وسواس ارتقا نداشته باشید، بر گفت‌وگوهای حرفه‌ای تمرکز کنید

کمک به کارمندان برای رسیدن به اهداف حرفه‌ای‌شان قطعا به شما در ایجاد رابطه بهتر کمک خواهد کرد. راس لاراوی که شریک من است، به من نشان داد هم لازم و هم امکان‌پذیر است که به مدیران آموزش داده شود تا کارمندان خود را بشناسند و نیازهای انسانی آنها را درک کنند. وقتی با هم در شرکت گوگل کار می‌کردیم، راس یک روش‌ گفت‌وگوی حرفه‌ای را ایجاد کرد که در آن لازم بود همه مدیران سه گفت‌وگوی زیر را با کارمندان خود داشته باشند:

1) گوش دادن به داستان زندگی کارمندان تا بفهمند چه چیزی برای آنها در محیط کار انگیزه ایجاد می‌کند.

2) از کارمندان درباره رویاهایشان سوال کنند تا بفهمند در آینده به چه آموزش‌هایی برای رشد نیاز دارند.

3) همراه با کارمند خود یک برنامه عملی حرفه‌ای ایجاد کنند که تمرکز آن بر ایجاد انگیزه در کارمند و اهداف زندگی‌اش باشد، نه اینکه به شکل نیم‌بند و غیرسازنده بر ارتقای بعدی متمرکز شوند.

وقتی راس اولین بار به من گفت می‌خواهد 12 مدیر را با هواپیما به کالیفرنیا بیاورد تا به آنها نحوه شناخت کارمندان را آموزش بدهد، متعجب شدم. آیا افراد واقعا نمی‌دانند چگونه این کار را انجام دهند؟ نه، همیشه نه. حتی آنهایی که می‌دانند متوجه نیستند که باید چنین گفت‌وگوهایی را با کارمندان داشته باشند. آنها نگران رد شدن از مرزها در این دنیای پرآشوب هستند. انجام گفت‌وگوهای حرفه‌ای نوک پیکان را به سوی رضایت کارمندان در ابعادی مانند اینکه «مدیرم به من اهمیت می‌دهد» برمی‌گرداند. گوگل این کار را آسان انجام می‌داد و راس به عنوان یکی از بهترین رهبران در شرکت شناخته شد. به‌طور خلاصه، بهترین راه برای ایجاد رابطه با کارمندان‌تان این است که نحوه کار با یکدیگر را بهبود بخشید؛ بدون اینکه وقفه‌ای در کار ایجاد شود. گوش دادن تک به تک به کارمندان ابزاری فوق‌‌العاده برای مدیران است. جلسات هفتگی می‌تواند برای چک کردن روحیه تیمی مناسب باشد. در این صورت، افرادی را که با آنها کار می‌کنید بهتر می‌شناسید. همچنین می‌توانید توسعه شغلی و یادگیری مداوم را ارتقا دهید. بازخورد خود کارکنان خیلی برای مدیران اهمیت دارد. این جلسات تک به تک بهترین روش برای دریافت این بازخورد است. این جلسات را به درستی برگزار کنید تا کارمندان بدانند برایشان ارزش قائلید. این موضوع اثر قابل توجهی بر کل تیم خواهد داشت.

 

منبع: HBR

 تاریخ چاپ:1396/06/12 بازدید:1121بار کد خبر: DEN-1114813

 

 

ایسنا: برنامه‌های فعال در پس‌زمینه گوشی و بعضا به‌روزرسانی خودکار این برنامه‌ها، از عواملی هستند که می‌توانند حجم مصرف اینترنت گوشی را افزایش دهند. بهترین راه برای جلوگیری از این مصرف، غیرفعال کردن این برنامه‌ها در شرایطی است که استفاده‌ای از آنها نمی‌شود. یکی از دغدغه‌های کاربران گوشی‌های هوشمند استفاده از اینترنت و میزان مصرف آنهاست. برخی از کاربران ممکن است اغلب از مصرف بیش از اندازه حجم اینترنت خود شکایت داشته باشند و حتی برخی از شرکت‌ها و اپراتورها را به کم‌فروشی متهم کنند. اما مسوولان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در پاسخ به این اعتراضات، به سرعت بالای اینترنت اشاره می‌کنند که ممکن است باعث شود کاربر تصور کم‌فروشی داشته باشد.

 

محمود واعظی، وزیر سابق ارتباطات و فناوری اطلاعات-همواره در رد نظریه کم‌فروشی و حجم‌خوری اینترنت از طرف اپراتورهای ارائه‌دهنده اظهار می‌کرد: آنهایی که می‌گویند کم‌فروشی صورت می‌گیرد باید به این نکته توجه داشته باشند که در گذشته مشترکان چند عکس یا مطلب مکتوب را دانلود می‌کردند و حجم اینترنت آنها برای مدت بیشتری دوام می‌آورد اما اکنون همین‌که سه تا چهار فایل ویدئویی دانلود می‌شود، چند برابر فایل‌های عکس و مکتوب حجم مصرف می‌شود. یکی از دلایل مصرف بی‌رویه اینترنت در گوشی‌های هوشمند می‌تواند فعال بودن اپلیکیشن‌ها در پس‌زمینه گوشی باشد؛ درحالی‌که ممکن است کاربر از این اپلیکیشن‌ها استفاده نکرده یا به‌ندرت مورد استفاده قرار گیرند. بنابراین توصیه‌ای که همواره از طرف مسوولان و کارشناسان برای جلوگیری از تصور حجم‌خوری داده می‌شود این است که این برنامه‌ها را غیرفعال کنید. برای کنترل میزان مصرف اینترنت در سیستم عامل iOS و گوشی‌های آی‌فون، ابتدا از طریق منوی گوشی وارد setting شده و سپس به قسمت cellular رفته و برنامه‌های غیرضروری را غیرفعال کنید. پس از آن وارد قسمت general شده و گزینه background app refresh را نیز غیرفعال کنید. در گوشی‌های اندرویدی هم لازم است ابتدا وارد setting شده و سپس به قسمت mobile data و data usage بروید. در این قسمت می‌توانید دریابید که کدام اپلیکیشن‌ها بیشترین دیتا را مصرف می‌کنند. بنابراین می‌توان برنامه‌های غیرضروری را غیرفعال کرد.

داد زدن چه بر سر بچه‌ها می‌آورد؟

 

بله، درست است؛ داد زدن گاهی مفید و حتی لازم است. داد زدن چیزی شبیه آژیر آتش نشانیست که می‌تواند از آن با احتیاط و به عنوان علامتی از خطر استفاده کرد.می‌خواهیم در مورد داد و فریاد زدن حرف بزنیم. شاید شما جزو آنهایی باشید که مدام سر بچه‌ها داد می‌زنند یا شاید هم گهگاه این کار را می‌کنید و یا ممکن است خیلی به ندرت پیش بیاید که سر فرزندتان داد بزنید.

 

بخش خانواده ایرانی تبیان
بچه، دادن زدن، اعتماد به نفس، خونسردی، عاشق، کودک

 

 

اگر اصلا این کار را نمی‌کنید به شما تبریک می‌گوییم. اگر هم اهل داد زدن هستید، خب، بالاخره انسان است دیگر! شاید تا به حال نمی‌دانستید داد زدن بر سر بچه‌ها، چه عواقبی دارد که ما برای‌تان می‌گوییم و البته اینکه چطور می‌توانید این عادت را از محیط خانه‌تان دور کنید.

اول از همه؛ دادن زدن همیشه هم بد نیست

بله، درست است؛ داد زدن گاهی مفید و حتی لازم است. داد زدن چیزی شبیه آژیر آتش نشانیست که می‌تواند از آن با احتیاط و به عنوان علامتی از خطر استفاده کرد.

داد زدن به فرزندتان یاد می‌دهد تا زمانی که داد نزدنید جدی نیستید

داد زدن، شکلی موثر از هشدار برای بچه‌ها در مواقعی است که در موقعیتی خطرناک قرار می‌گیرند. یعنی داد زدن باید فقط شیوه‌ای از هشدار باشد، نه بخشی از تنبیه یا روشی برای اداره‌ی امور روزمره!

داد زدن چه بر سر بچه‌ها می‌آورد؟

اگر سعی دارید فرزندتان را از انجام کاری متوقف کنید یا ساکتش کنید، مدام داد و فریاد زدن راه درستش نیست. اگر به آرامی واکنش نشان دهید، اطمینان و عشق را در فرزندتان پرورش خواهید داد. اما عکس این موضوع هم صدق می‌کند؛ اگر مدام با داد و فریاد زدن کارتان را پیش ببرید، مغز فرزندتان وارد حالت جنگ و گریز خواهد شد.

داد زدن ممکن است باعث شود فرزندتان مقابله به مثل کند و رفتار تهاجمی به سمت شما داشته باشد و حتی بخواهد به شما آسیب بزند. همچنین داد زدن باعث می‌شود کودک‌تان یا فرار کند و یا فقط با ترس و دلهره به شما خیره شود. مطالعات نشان داده داد زدن، در بلند مدت، بچه‌ها را تهاجمی‌تر می‌کند، هم از لحاظ کلامی و هم از نظر فیزیکی.

در بیشتر موارد ما به این امید سر بچه‌ها داد می‌زنیم که آن‌ها یاد بگیرند دفعه‌ی بعد بدون داد زدن ما، کاری را انجام بدهند یا ندهند. اما چیزی که واقعیت دارد کاملا برعکس است! یعنی ما به آن‌ها یاد می‌دهیم تا زمانی که سرشان داد نزنیم، جدی نیستیم. در این مطلب، چند توصیه‌ی بسیار خوب برای شما داریم تا کمک‌تان کنیم بدون نیاز به داد زدن، حس همکاری و همدلی بین شما و فرزندتان تقویت شود.

داد زدن، شکل درستی برای ارتباط نیست

گاهی وقت‌ها ما طبق این باور نادرست داد می‌زنیم که، اگر با صدای بلند حرف بزنیم یا نکته‌ای را گوشزد کنیم، کودک‌مان راحت‌تر می‌تواند آن نکته را به خاطر سپرده و جدی بگیرد. در حالیکه اینطور نیست. شاید در کوتاه مدت و بسیار سطحی از داد زدن‌تان نتیجه بگیرید، اما نکته‌ای که به آرامی و با شیوه‌های درست گوشزد می‌شود بسیار موثرتر و عمیق‌تر در ذهن کودک جا می‌افتد تا نکته‌ای که با داد زدن به کودک منتقل می‌شود.

مطالعات نشان داده داد زدن، در بلند مدت، بچه‌ها را تهاجمی‌تر می‌کند، هم از لحاظ کلامی و هم از نظر فیزیکی.

با داد زدن نمی‌توانید پیام‌تان را مستقیما به فرزندتان منتقل کنید، زیرا بچه‌ها در دفاع از خودشان در برابر یک خطر احتمالی یا خطر واقعی بسیار پرتکاپو هستند و اصل مطلب را از دست می‌دهند، اما اگر با آرامش حرف بزنید، لزومی برای دفاع نمی‌بینند و روی همان چیزی که هدف شماست تمرکز خواهند کرد.

داد زدن، اعتماد را از بین می‌برد

اگر مدام با داد و تهدید، ترس را در دل فرزندتان ایجاد کنید، اعتماد او به شما آسیب دیده و از بین می‌رود. به جای داد زدن، جور دیگری شرایط را کنترل کنید و با حسی از شوخی و همراهی، هشدارهای لازم یا نکات و توصیه‌های‌تان را به او منتقل کنید. واکنش نشان دادن به یک موقعیت اگر از نگاه فرزندتان، همراه با همدلی و مهربانی باشد، در توده‌ای از مشکلات بعدی ِ. بهم گرده خورده گرفتار نخواهید شد و فرامین‌تان هم به اجرا درخواهند آمد.

شما هم قرار نیست کامل و بی‌عیب باشید؛ اما خونسردی‌تان را حفظ کنید

خونسرد ماندن گاهی واقعا سخت است. وقتی پسر کوچک‌تان برای پانزدهمین بار، تمام محتویات کیف دستی‌تان را روی زمین ولو می‌کند، حتما دارد روی اعصاب‌تان راه می‌رود! اما خونسرد ماندن شما، مطمئنا بازخورد خوبی خواهد داشت و اعتماد فرزندتان به شما سلب نخواهد شد و فرزندی خواهید داشت که به شما اطمینان دارد، از شما نمی‌ترسد، با شما نمی‌جنگد و عاشق شماست.

اگر وقتی کوچک بودید والدین شما مدام سرتان داد می‌زدند، اجازه ندهید این عادت به زندگی شما هم رخنه کند. شما پدر و مادر عاقل‌تری باشید، صبوری را تمرین کنید و عشق‌تان را بروز دهید.


منبع : بیتوته