ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

شنبه, 11 شهریور 1396 14:48

زندان هوس!

زندان هوس!

 

آزادی به همان معنای ابتدائی و اجمالی که در اولین لحظه ی برخورد‌ بـا‌ ایـن کـلمه مفهوم‌ می گردد مورد احترام و علاقه انسان است و اهتمام او برای بدست آوردن آن‌ به قدری است‌ که آزادی را بـا حیات و زندگی برابر دانسته فقدان آن را با‌ آغاز مرگ و زوال و یا‌ زندگی‌‌ تلخ و نـاگواری برابر می داند. به همین عـلت آن را از حقوق مقدسه بشر شمرده و در نگهداری و حفظ آن و گاه برای‌ تحصیل آن با گرانبهاترین سرمایه وجود خود یعنی «جان» از حریم آن دفاع‌ می کند.

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
زندان هوس!

در آغاز خلقت و ابتدای تمدن که انسان ساده‌ ترین مراحل زندگانی را طی کرده،در دل‌ جـنگل ها و غارها زندگی نموده، هنوز از استعدادهای نهفته خود و قوای طبیعت استفاده‌ نکرده بود. او‌ از‌ ابتدائی‌ ترین نعمتی که برخوردار بود همین آزادی و حریت بود. آزادی‌ بشر مانند بسیاری از عواطف و تمایلات او ریشه ‌های عمیق و استناد تام و تـمامی بـه قوای فطری‌ و طبیعی آدمی دارد.

شربت زندگی در کام آنها تلخ و بر چهره‌ های افسرده ایشان‌ غبار غم و اندوه نشسته‌ است.ایـن نـگرانی و اضطراب از چیست؟؟جز اینست که دل های آنـها گـناهکار‌ و گرفتار بندهای هوی و هوس‌ است؟آیا زندان‌ هوس از زندان تن مخوف ‌تر نمی باشد؟!

و من یردان یضله یجعل صدره ضیقا حرجا کأنما یصعد فی السماء کذلک یجعل الله‌ الرجس علی الذین لا یؤمنون» انعام-(125)

روی همین جهات‌ انسان‌ طبعا طالب آزادی است و از گرفتاری و در بند بودن وحشت‌ دارد،هرچند این گرفتاری مستند به دیگران باشد.بلکه از این هم بالاتر حتی نسبت‌ به گرفتاری یک پرنده کوچک در‌ خـود‌ احـساس ناراحتی می کند.

آنان که دلی حساس و قلبی پر عاطفه دارند به همان اندازه که از زیبائی پرنده ی کوچکی که در کنج قفس جای گرفته و دل های مردم را با آواز خوش جذب‌ نموده‌ لذت‌‌ می برند، به همان نسبت یـا بـیشتر‌،از‌ گرفتاری‌ و دربند بودن آن پرنده در خود احساس ناراحتی‌ می کنند.زیرا این پرنده با همه زیبائی،زندانی می باشد و قفس با همه ی نقش‌ و نگاری‌ که‌‌ دارد زندان اوست، و زندان به هر شکل و هیئتی کـه‌ بـاشد‌ بـالاخره زندان است و مورد نفرت و انـزجار مـی باشد.

امـروز بشر با تمام نیروهای خود برای بدست آوردن آزادی و برخورداری کامل‌ از‌ آن‌‌ سعی و کوشش می کند و روز به روز دامنه ی فعالیت و کوشش او برای این‌ موضوع وسـیع تـر مـی گردد.اما بشر کنونی یک اشتباه دارد که باید آن را خـطای بزرگی دانست.

این اشتباه‌ علاوه‌ بر‌ اینکه سد و مانع مقاصد عالی تر بشر بوده و از رسیدن به هدف‌ ممانعت‌ می کند‌ اصولا او را از آسـایش جـسمی و روحـی باز می دارد.

آن اشتباه و خطای بزرگ اینست که انسان‌ تمام‌ سـعی‌ کوشش خود را مصروف‌ آزادی تن کرده و از آزادی روح و روان غفلت‌ ورزیده‌ و با‌ سرعت سرسام‌ آوری به سوی‌ مظاهر آزادی تن در حرکت و تکاپو است.

نگرانی و اضـطراب

امـروز هـمانطور‌ که‌ ما‌ شاهد پیشرفت‌ های مادی ممالک متمدن و مترقی جهان هستیم‌ بـه همان نـسبت هم نگرانیم به طوریکه هر روزه‌ چندین‌ کتاب و رساله به عناوین گوناگون از کتاب های خارجی ترجمه شده در دسترس ما قـرار‌ مـی گیرد‌ و مـوضوع‌ و نام این کتاب ها و رساله‌ ها همه و همه از اضطراب و تشویش و ناراحتی ‌های روحی سخن مـی گوید. اگـرچه‌ ذکـر‌ هر یک از این کتاب ها در این نوشته خالی از تطویل نمی باشد ولی می توان‌ همه‌ آنها‌ را در تحت عنوان‌ جـامعی نـام بـرد آن عنوان این است: «چگونه با ناراحتی و نگرانی های روحی‌ مبارزه‌ کنیم؟!» شاید صدها کتاب از این نوع و صـدها رسـاله در همین باب نگاشته‌ شده‌ که‌ تنها قسمتی از آن‌ در دسترس ما قرار گرفته اسـت...

ایـن کـتابها را نوعا از‌ ممالک‌ و سرزمین ‌هائی‌ برای ما تحفه می آورند که آزادی و حریت‌ آنها زبانزد جهانیان بوده و داسـتان ‌هائی‌ از‌ آزادی مـردم این ممالک شنیده‌ایم.

اگر تنها پیشرفت‌ های مادی و آزادی جسمی برای تحصیل آسایش و راحتی و رسـیدن‌‌ به سعادت‌ کـافی بود پس این همه اضطراب و نگرانی و انقلابات روحی از کجا بوجود‌ می آید؟!

البته‌ منظور این نیست که ایـن شـکست ‌های روحی‌ را‌ صددرصد‌ مستند بآزادی جسمی‌ دانسته و یگانه عامل آنها‌ را‌ درخلال آزادی تن جـستجو کـنیم چـه بسیار روشن و بدیهی است‌ که تحقق این‌ ناراحتی ‌ها‌ مستند به عوامل فراوان و گوناگونی می باشد‌، ولی‌ از ایـن‌ مـوضوع‌‌ نـیز‌ نمی توان درگذشت که آزادی در شهوات‌ و امیال‌ نفسانی و فرو رفتن در خواسته ‌های جسمانی‌ تأثیر و ارتـباط قـابل توجهی با نگرانی های‌ درونی‌ و روانی دارد و یکی از عوامل مهم‌ آن‌ به شمار می رود.

نتیجه‌ آزادی‌ شهوت

افلاطون مـی گوید: بـزرگترین اشتباهی‌ که‌ پزشکان مرتکب میشوند این است که سعی‌ در معالجه ی جسم دارند. بدون ایـنکه لحـظه‌ای در صدد‌ شفای‌ فکر و روح برآیند؛در حالی که‌ جسم‌‌ و فـکر‌ تـوأم اسـت و نمی توان‌ آنها‌ را جدا انگاشت و آنها‌ را‌ جداگانه مـعالجه کـرد...»

ای کاش یک دهم تشریفات و تشکیلات بزرگی که در اجتماع کنونی برای‌ شفای‌ بیماران‌ تن بـوجود آمـده برای بهبودی‌ و سلامتی‌ بیماران روح و رنـجوران‌ روان‌ اخـتصاص داده مـی شد. در‌ آن بـیمارستان ها فقط بیماران روحی را معالجه می کردند.آنـها کـه دل های پر از شهوت و سینه‌ های‌ پرحسد‌ و کبر دارند تحت نظر اطبای روحی‌ و اساتید‌ اخـلاقی‌ مـورد‌ معاینه‌ قرار گرفته هر‌ مرضی‌ را بـا داوئی معالجه می کردند تا مـرض های روحـی از قبیل اعتیاد به قمار و الکل‌ و خـیانت و شـهوت و غیره‌ درمان‌ می ‌یافت‌.

تمدن امروز با تمام پیروزی‌ ها که نصیبش‌ شده‌ هنوز‌ ایـن‌ مـسئله‌ را‌ حل ننموده که: زندان عـلاوه بـر ایـنکه:بیماران روحی را عـلاج نـمی کند شاید در اثر تماس و بـرخورد بـیماران‌ با یکدیگر مرض های روحی هر یکی به دیگری سرایت کرده‌ بالنتیجه بیماری که دارای یک‌ مـرض روحـی بوده وقتی از زندان بیرون می آید عـلاوه بـر اینکه بـیماری او التـیام نـیافته‌ مرض های دیگری هم در وجـودش راه یافته است.

ای کاش‌ به جای‌ زندان و اداره کردن تشکیلات عریض و طویل آن اولیای امور همت بر این مـی گماشتند کـه تخم مرض ‌های روحی و جسمی را که در کـمال آزادی در دل اجـتماع وجـود دارد مـعدوم‌ کـنند‌ و ریشه‌ های فساد اخـلاق و مـعنویات را قطع نمایند.

آیا نابود کردن مراکز فساد و شهوت بهتر است یا آنکه به انواع گوناگون این مـحافل‌ و مـجالس را آزاد‌ گـزارده‌ بر تعداد زندان و اطاق های آن‌ بیفزایند؟!

آن اشتباه و خطای بزرگ اینست که انسان‌ تمام‌ سـعی‌ کوشش خود را مصروف‌ آزادی تن کرده و از آزادی روح و روان غفلت‌ ورزیده‌ و با‌ سرعت سرسام‌ آوری به سوی‌ مظاهر آزادی تن در حرکت و تکاپو است.

آیا‌ بـا تـصویب آزادی مـنابع شـهوت و گـناه،انـتظاری جز فساد عمومی و تباهی اجتماع‌ می توان داشت؟

شاید برخی از مردم چنین پندارند که تمدن امروز با آزادی‌ که‌ بهمراه خود دارد می ‌تواند‌ اجتماعات‌ بشری را به آسایش و راحتی سوق داده دل و روح آدمی را بـه سعادت و آرامش‌ نزدیک سازد.ولی با اندک محاسبه معلوم می گردد که این خواسته علاوه بر اینکه تامین‌ نمی شود سرانجام باعث‌ گرفتار‌ شدن در زندان روح است که به مراتب وحشتناک تر از زندان تن‌ است.

تا ازیـن زنـدان آزاد نشویم

بشر تا این زنجیر و قیدهای نفسانی را از دست و پای روح خود باز‌ نکند‌.گذشته از‌ اینکه‌ به آزدی واقعی نمی رسد همچون بندگان ذلیل،مطیع و فرمان‌بردار دستورهای شیطانی‌ نفس خواهد بود ودیو وحشت و اضـطراب‌ در خـانه دل او منزل خواهد گرفت.

در همین اجتماع،مردمی‌ را‌ می‌بینیم‌ که در منازل بسیار زیبا زندگی می کنند و از بهترین مظاهر حیات مادی برخوردار می باشند، وقتی از ظاهر ‌‌ایشان‌ گـذشته بـه روحیات آنها نزدیک می شویم می ‌بینیم در زنـدانی بـس مخوف و تاریک جای دارند‌ و فشارهای‌ جانکاهی‌ روح‌ و روان آنها را می آزارد.

شربت زندگی در کام آنها تلخ و بر چهره‌ های افسرده ایشان‌ غبار غم و اندوه نشسته‌ است.ایـن نـگرانی و اضطراب از چیست؟؟جز اینست که دل های آنـها گـناهکار‌ و گرفتار بندهای هوی و هوس‌ است؟آیا زندان‌ هوس از زندان تن مخوف ‌تر نمی باشد؟!

و من یردان یضله یجعل صدره ضیقا حرجا کأنما یصعد فی السماء کذلک یجعل الله‌ الرجس علی الذین لا یؤمنون» انعام-(125)


منبع: درس هایی از مکتب اسلام » مرداد 1339، سال دوم - شماره 7/ زندان هوس؛ نویسنده : رشید پور،عبدالمجید

شنبه, 11 شهریور 1396 14:16

سوال بیجواب علامه امینی !

استدلال علامه امینی و سوالی که بی جواب ماند!

 

تمام حضار مجلس به مدت ربع ساعت ، بیست دقیقه ساکت شدند و سرشان را به زیر انداختند و چون جوابی برای گفتن نداشتند یکی یکی جلسه را ترک کردند و با خود می گفتند اگر بگوییم نمی شناخت، پس باید بگوییم که فاطمه (سلام الله علیها ) کافر از دنیا رفته است و حاشا که سیده نساء العالمین کافر از دنیا رفته باشد و اگر بگوییم می شناخت چگونه بگوییم امام زمانش ابوبکر بوده؟

 

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

علامینی، صاحب الغدیر،

 

 

زمانی علمای اهل تسنن مرحوم علامه امینی (صاحب کتاب الغدیر) را برای صرف شام دعوت می کنند.

 اما علامه امینی امتناع می ورزد و قبول نمی کند . 

آنها اصرار می کنند که علامه امینی را به مجلس خود ببرند.

به علت اصرار زیاد علامه امینی دعوت را  می پذیرد و شرط می گذارد که فقط صرف شام باشد و هیچ گونه بحثی صورت نگیرد آنها نیز می پذیرند.

پس از صرف شام یکی از علمای اهل سنت که در آن جمع زیادی از علما نشسته بود (حدود 70 الی 80 نفر) می خواست بحث را شروع کند که علامه امینی گفت :

 قرار ما این بود که بحثی صورت نگیرد .

اما باز آنها گفتند: پس برای متبرک شدن جلسه از همین جا هر نفر یک حدیث نقل کند تا مجلس نورانی گردد.

 ضمناً تمام حضار در جلسه حافظ حدیث بودند و حافظ حدیث به کسی گفته می شود که صد هزار حدیث حفظ باشد. 

آنان شروع کردند یکی یکی حدیث نقل کردند تا اینکه نوبت به علامه امینی رسید . 

در حالی که بخاری (از سرشناس ترین علمای اهل سنت ) گفته: ماتت و هی ساخطه علیهما - فاطمه (سلام الله علیها ) در حالی از دنیا رفت که به سختی از ابوبکر و عمر غضبناک بود "و چون مجبور می شدند بر حقانیت و امامت علی بن ابیطالب (علیه السلام ) اقرار بورزند سکوت کرده و جلسه را با خجالت ترک کردند.

علامه به آنها گفت شرطم بر گفتن حدیث این است که  ابتدا همگی بر معتبر بودن یا نبودن سند حدیث اقرار کنید . همه قبول کردند .

 سپس علامه امینی فرمود : قال رسول الله (صلوات الله علیه) : من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه : هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است .

سپس از تک تک حضار در جلسه در رابطه با معتبر بودن حدیث اقرار گرفت و همه حدیث را تایید کردند . 

سپس گفت حال که همه حدیث را تایید کردید یک سوال از شما دارم ، بعد از کل جمع پرسید: 

آیا فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) امام زمان خود را می شناخت یا نمی شناخت ... ؟ 

اگر می شناخت، امام زمان فاطمه ( سلام الله علیها ) چه کسی بود؟ 

تمام حضار مجلس به مدت ربع ساعت ، بیست دقیقه ساکت شدند و سرشان را به زیر انداختند و چون جوابی برای گفتن نداشتند یکی یکی جلسه را ترک کردند و با خود می گفتند اگر بگوییم نمی شناخت، پس باید بگوییم که فاطمه (سلام الله علیها ) کافر از دنیا رفته است و حاشا که سیده نساء العالمین کافر از دنیا رفته باشد و اگر بگوییم می شناخت چگونه بگوییم امام زمانش ابوبکر بوده؟ 

در حالی که بخاری (از سرشناس ترین علمای اهل سنت ) گفته: ماتت و هی ساخطه علیهما - فاطمه (سلام الله علیها ) در حالی از دنیا رفت که به سختی از ابوبکر و عمر غضبناک بود "و چون مجبور می شدند بر حقانیت و امامت علی بن ابیطالب  (علیه السلام ) اقرار بورزند سکوت کرده و جلسه را با خجالت ترک کردند.

بزرگترین عید بشریت !

 

واقعه غدیر خم که در آخرین سال زندگی رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله رخ داد و در آن علی علیه السلام به جانشینی آن حضرت برگزیده شد، حادثه ای تاریخی نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یک سرزمین نیست؛ یک تفکر است. غدیر، نقطه تلاقی کاروان رسالت با طلایه داران امامت است. غدیر خم یک سرزمین نیست؛ چشمه کوثری است که تا پایان هستی می جوشد. تا روز عید بزرگ غدیر با روزشمار غدیر همراه باشید تا از چشمه با برکت غدیر بنوشیم و معرفت کسب کنیم.

 

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

برای رویت و مطالعه کامل هر مقاله لطفا بر روی نام مقاله کلیک کنید.روزشمار غدیر، 8 روز مانده به غدیر، غدیر

قرآن و رویداد غدیر

«امروز كافران از (نابودى) دین شما نومید شدند از آنان مترسید و از من بترسید، امروز دین شما را تكمیل كردم و نعمت خود را به پایان رسانیدم و اسلام را به (عنوان) دین، براى شما برگزیدم».

 

نزول آیه قران بر پیامبر(ص)برای تبلیغ ولایت امیر مؤمنان(ع)

علاوه بر احادیث فراوانی که به مناسبت واقعه غدیر بیان شده، یکی از چند آیاتی که در این روز و به همین مناسبت نازل شده است،آیه 67 سوره مبارکه مائده است.

 

خطابه‌ی غدیر در یک نگاه

سخنرانى تاریخى پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیر -  كه حدود یك ساعت طول كشید - در یازده بخش قابل فصل بندی است.

 

معرفی خطابه ی غدیر

خطابه یا خطبه ی غدیر سخنرانی پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله است كه در حجة الوداع در هنگام مراجعت از مناسك حج در محل معروف غدیرخم ایراد شده است. غدیرخم درست منطقه ای بود كه راه حاجیان و كاروان ها بسوی مناطق جنوبی و شمالی شبه جزیره عربستان از هم دیگر جدا می شد.

 

اهداف خطابه ی غدیر

در این مقاله به بررسی و تعیین اهداف خطابه ی غدیر می پردازیم که تعیین این اهداف از دو طریق صورت می گیرد. یکی مقدمات، مقارنات، موخرات خطبه و دیگری سیر اجمالی در متن خطبه ی غدیر.

دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر !

 

پیامبر مکرم اسلام در سال پایانی عمرش در حجة الوداع موظف به تبلیغ امری شد که در صورت فقدان آن امر، رسالت ایشان ناقص می ماند.

سید حسین سیدی-کارشناس حوزه/ بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

عید غدیر، عید ولایت، عید امامت، امام علی

 

 

«اى پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوى تو فرستاده شده است برسان و اگر اینکار را انجام ندهی پیام او را نرسانده‏اى، خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مى ‏دارد.»[1] 

خداوند در سوره عصر بعد از اشاره به خسران انسان ها می فرماید: «مگر كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام می دهند و یكدیگر را به حق توصیه نموده و به شكیبایى سفارش می کنند.» در خطبه غدیر بیان گردیده که این سوره در وصف مولا علی (علیه السلام) است. بنابراین حق جو بودن و حق گو بودن(توصیه به حق) باید از شاخه های پیروان مولا علی (علیه السلام) باشد.

پیامبر در آن روز مهم فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِی مَوْلاهُ[2] هر کس من مولای اویم، این علی (علیه السلام) مولا و سرپرست اوست.»

لفظ مولا در این حدیث، عمده اختلاف میان شیعیان و اهل سنت است، آنها مولا را به معنی دوست و یار و یاور معنی می کنند؛ در حالی که مولا به معنی سرپرست و صاحب اختیار است.[3]

در آیه 67 مائده، خداوند، پیامبر خود را به نترسیدن از خطراتِ اعلام جانشینی علی (علیه السلام) دعوت می کند.[4] این نکته (عدم ترس از مخالفت دیگران) یکی از درس های غدیر است. در این مقاله به دو شاخصه مهم پیروان غدیر اشاره می کنیم.

1ـــ نترسیدن از سرزنش دیگران

پیامبر اسلام شخصیتی بود که مثل پیامبران دیگر و بلکه بیشتر، برای پیشبرد دینش سختی های زیادی را به جان خرید، به طوری که پیامبر در خطبه غدیر، بعد از ذکر آزارهای منافقان می فرماید: «مرا اُذُن [سخن شنو و زودباور] نامیدند، به خاطر همراهی علی (علیه السلام) با من، و رویکرد من به او و تمایل و پذیرش او از من، تا بدانجا که خداوند در این موضوع آیه ای فرستاد: «و از آنانند کسانی که پیامبر خدا را می آزارند و می گویند: او سخن شنو و زودباور است. بگو: او در جهت مصلحت شما زود باور خوبى است‏.»[5]

سپس پیامبر اسلام ضمن اشاره به کرامت خود در مورد آنان، و تاکید بر نگفتن اسامی آنها به مردم می فرماید: «لیکن سوگند به خدا در کارشان کرامت نموده لب فرو بستم. با این حال خداوند از من خشنود نخواهد گشت مگر این که آن چه در حق علی (علیه السّلام) فرو فرستاده به گوش شما برسانم.»[6] و بعد از آن، آیه تبلیغ را خواند.

حدیث فوق، این پیام را به ما پیروان اهلبیت می رساند که؛ پیامبر اسلام در مسیر حق و برای پیشرفت اسلام از آزارهای منافقان، با کرامت در گذشت و تنها به فکر خوشنودی خدا که همانا انتصاب مولا علی (علیه السلام بود) می اندیشید. ما پیروان آن رسول مهربانی نیز اگر خواستار دینداری قابل قبولی هستیم، در مسیر حق باید از سرزنش ها نترسیده و به فکر خوشنودی خدا باشیم. خدا می فرماید: «اى اهل ایمان! هر كس از شما از دینش برگردد [زیانى به خدا نمى‏ رساند] خدا به زودى گروهى را مى ‏آورد كه آنان خدا را دوست دارد، و آنان هم خدا را دوست دارند؛ در برابر مؤمنان فروتن‏ و در برابر كافران سرسخت و قدرتمندند، همواره در راه خدا جهاد مى ‏كنند، و از سرزنش هیچ سرزنش كننده ‏اى نمى ‏ترسند.[7]

این آیه بر این نکته دلالت دارد که پیشبرد مسلمانی با نترسیدن از مشکلات و موانع و زخم زبان های دیگران میسر است. وگرنه اسلامی که گوشه عافیت را بر خواست خدا ترجیح دهد، همان حکایت برخی از دولت های مسلمان است که هم آبروی خود و هم اعتبار اسلام را برده اند؛ در حالی که ملت مسلمان ایران با تاسی از مولای  غدیر، و با تحمل زخم زبان های دشمنان اسلام، و سختی ها و مشکلات، اسلام ناب را به جهانیان معرفی کرده اند. ذکر این نکته هم لازم است که یکی از شأن نزول های آیه فوق، در باره ایرانیان است.[8]

2ـــ انتقال مفاهیم غدیر به آیندگان

خداوند در سوره عصر بعد از اشاره به خسران انسان ها می فرماید: «مگر كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام می دهند و یكدیگر را به حق توصیه نموده و به شكیبایى سفارش می کنند.»[9] در خطبه غدیر بیان گردیده که این سوره در وصف مولا علی(علیه السلام) است.[10] بنابراین حق جو بودن و حق گو بودن(توصیه به حق) باید از شاخه های پیروان مولا علی(علیه السلام) باشد.

الحمدالله ایران اسلامی با تمسک به مولای غدیر و جانشین بلافصل پیامبر اسلام، پرچمدار اسلام ناب در جهان شده و روز به روز بر اقتدارش افزوده می شود. این اقتدار در سایه رساندن پیام غدیر به جهانیان و تلاش در این زمینه، محقق شده است. 

در آیه 67 مائده، خداوند، پیامبر خود را به نترسیدن از خطراتِ اعلام جانشینی علی (علیه السلام) دعوت می کند. این نکته (عدم ترس از مخالفت دیگران) یکی از درس های غدیر است.

چنانکه در خطبه غدیر می خوانیم: «فلیبلغ الحاضر الغائب و الوالد الولد إلى یوم القیامة[11] پس حاضر به غائب و پدر به فرزند تا روز قیامت برساند.» شکی نیست که هر چه جامعه ایران اسلامی ما در این زمینه همت کند و برای رساندن پیام غدیر و برحق بودن مولا علی(علیه السلام) با حفظ وحدت و اخوت اسلامی تلاش کند، خداوند بر عزت و اقتدارش خواهد افزود؛ زیرا که فرمود: «و كسانى كه براى [به دست آوردن خشنودى‏] ما [با جان و مال‏] كوشیدند، بى ‏تردید آنان را به راه‏ هاى خود [راه رشد، سعادت، كمال، كرامت، بهشت و مقام قرب‏] راهنمایى مى ‏كنیم؛ و یقیناً خدا با نیكوكاران است.»[12] و فرمود: «و (نیز به من وحى شده) بى‏تردید اگر (انس و جن) بر راه (راست اعتقاد و عمل) استقامت ورزند حتما آنها را از آب فراوان (و بركات مادى و معنوى) سیراب سازیم.»[13]

خداوندا ملت ایران را در انتقال پیام غدیر به جهانیان موفق بدار. آمین.

سخن آخر

لفظ مولا در جمله من کنت مولاه فهذا علی مولاه، به معنی سرپرست و صاحب اختیار است. ایران اسلامی با تمسک به مولای غدیر، و نترسیدن از هجمه های دشمنان اسلام، راه خود را به سمت اقتدار و پیشرفت می پیماید.


پی نوشت ها:

1ــ آیه 67 مائده

2ــ تفسیر قمی، ج1، ص174

3ـــ تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج5، صص 16الی 23

4ـــ تردیدی نیست كه نگرانى پیامبر براى شخص خود و جان خود نبوده بلكه براى كارشكنی ها و مخالفت هاى احتمالى منافقان بوده كه نتیجه آن براى مسلمانان خطرات یا زیان هایى به بار مى ‏آورد. همان، ص4

5ـــ بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏38، ص300

6ـــ الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی)، ج‏1، ص 59

7ــ مائده54

8ــ تفسیر نمونه، ج4، صص417 الی418

9ــ آیه سوم سوره عصر

10ــ العدد القویة لدفع المخاوف الیومیة، رضی الدین علی حلی (برادر علامه حلی)، ص 176

11ـــ تفسیر الصافی، فیض کاشانی، ج‏2 ، ص62

12ـــ آیه 69 عنکبوت، ترجمه انصاریان، ص404

13ــ آیه 16 جن، ترجمه مشکینی، ص573

 

شنبه, 11 شهریور 1396 13:17

تسخیر قلب همسر !

آقایان چگونه قلب همسرشان را تسخیر کنند؟

 

از بدو خلقت بشریت سرزمین کوچکی هست، که پهنای آن  به چند سانتی متر مربع محدود می شود، برای تسخیر این سرزمین سرخ تلاش‌های زیادی از سوی افراد مختلف صورت گرفته است اما کسی تا به حال با اجبار موفق به تسخیر آن نشده است. امروز می خواهم کلیدهای این سرزمین را تقدیم حضور شما کنم تا شما بتوانید بدون هیچ درگیری وارد قلب افراد شوید و یگانه فرمانروای سرزمین سرخ باشید. البته ارزش این فتح عظیم زمانی روشن می شود که شما پادشاه قلب خانم تان باشید و در رأس آن قرار بگیرید.  

 

حسین وجدانی- بخش خانواده ایرانی تبیان
همسر، تسخیر قلب، آراستگی، احترام گذاشتن، والدین همسر، لباس پوشیدن

 

 

در طول تاریخ فرمانروایان مختلفی بر مردم حکومت کرده اند، بعضی از این پادشاهان با زور و اجبار حکمران می شدند و برخی دیگر برخواسته از خواست مردم بودند. فرمانروایان ظالم و غیر محبوب گاهی می توانستند سرزمین های وسیعی را تحت حاکمیت خویش در بیاورند و شاید بر نیمی از کره زمین حکومت کنند! قدرت حکام به حدی بود که سرزمینهای پهناور نیز نمی‌توانستند در مقابل سربازان نیرومندشان دوام بیاورند و مجبور به تسلیم بودند، اما از بدو خلقت بشریت سرزمین کوچکی هست، که پهنای آن  به چند سانتی متر مربع محدود می شود، برای تسخیر این سرزمین سرخ تلاش‌های زیادی از سوی افراد مختلف صورت گرفته است اما کسی تا به حال با اجبار موفق به تسخیر آن نشده است. امروز می خواهم کلیدهای این سرزمین را تقدیم حضور شما کنم تا شما بتوانید بدون هیچ درگیری وارد قلب افراد شوید و یگانه فرمانروای سرزمین سرخ باشید. البته ارزش این فتح عظیم زمانی روشن می شود که شما پادشاه قلب خانم تان باشید و در رأس آن قرار بگیرید.  

 

کلید های طلایی برای تسخیر قلب همسر

 

کلید اول والدین همسر: برای ورود به این کاخ کوچک لازم است کلید دروازه را داشته باشید لذا قبل از هر کلیدی بایستی

اشتباه بزرگی که بعضی از اقایان مرتکب می شوند این است که به جای احترام به والدین خانم، در صدد رقابت با آنها بر می آیند که در نهایت بازنده میدان می شوند.

 کلید اصلی را خدمت آقایان معرفی کنم. دروازه دل هر خانمی والدین او، خصوصا مادرش می باشد، مردانی که به هر دلیل به والدین همسرشان بی حرمتی می کنند هیچ وقت نخواهند توانست محبوب بانوی خویش باشند. اشتباه بزرگی که بعضی از اقایان مرتکب می شوند این است که به جای احترام به والدین خانم، در صدد رقابت با آنها بر می آیند که در نهایت بازنده میدان می شوند. این در حالی است که یک حکمران خوب برای اداره امور افراد دلسوز را به عنوان دستیار انتخاب می کند تا از تجربیات آنان بهره مند گردد و در صدد حذف آنان بر نمی اید، چون در این صورت افراد نالایق موجبات ناراحتی مردم را فراهم خواهند ساخت.

 

کلید دوم خانواده: علاوه بر والدین احترام به تمام اعضای خانواده بانو،لازم و ضروری است، ممکن است در بین خواهر یا برادران همسر افراد نالایقی هم وجود داشته باشد اما هرگونه انتقاد و برخورد نامناسب با آنها واکنش همسر را در پی خواهد داشت و لذا یک مرد باهوش هیچ وقت نکات منفی خانواده همسر را به وی یادآوری نمی کند بلکه برای استحکام رابطه زناشوئی بیشتر از نکات قوت خانواده وی سخن خواهد گفت.

 

کلید سوم ارزش به خویش:  «وَ لَقَد کَرَّمنا بَنی آدَم»(اسرا/70) یعنی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم... خداوند انسان را با کرامت خلق نمود و ما موظفیم کرامت خود را حفظ کنیم. وقتی در خانواده مرد در مقام شوهر یا پدر، به خودش ارزش قائل نباشد، نباید انتظار احترام از دیگران داشته باشد. شوهر مدیر خانواده است «الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ» (نساء/34) یعنی مردان، سرپرست و نگهبان زنانند. پس سرپرست باید الگوی خانواده باشد. شوهر بد دهن نباید انتظار عفت کلام از همسرش را داشته باشد، چرا که حتی اگر خانم ذاتا نیز اهل بد دهنی نباشد فشارهای محیط وی را به بد دهنی سوق خواهد داد بنابراین کلید سوم را می توان در یک جمله خلاصه کرد و آن اینکه قبل از هر کسی، بایستی خودمان احترام خود را نگه داریم.

 

کلید چهارم آراستگی: وقتی صحبت از آراستگی و زیبایی می شود، آرایش و آراستگی خانم‌ها بر شوهرانشان در ذهن‌ها تداعی می شود. در حالی که آراسته بودن مختص خانم ها نیست و لازم است مردان نیز آراستگی کامل داشته باشند در روایتی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است: «مرد باید قیافه و ظاهر آراسته داشته باشد که موجب تمایل بیشتر همسرش گردد»  

گاهی اوقات اقایان در مجالس لباس‌های رنگی و پاکیزه بر تن می کنند اما در خانه این نوع پوشش را سبک بازی می‌دانند، با مراجعه به سیره ائمه اطهار می توان دریافت که ائمه معصومین به احساسات زنانه همسرانشان توجه ویژه داشتند . نقل شده است گروهی از مردم به حضور امام باقر (علیه السلام) رسیدند، در حالی که امام خضاب کرده بود و بر دوش خود پارچه ای به رنگ گل های سرخ انداخته بودند. آنان از علت خضاب کردن آن حضرت، پرسیدند. امام فرمود: چون زنان از آراستگی شوهر خویش شادمان می شوند، من برای همسرانم خضاب کرده و خود را آراسته ام. 

عده ای از مردها اساساً مقیّد به نظافت و زیبایی نیستند. به اصلاح سر و صورت چندان توجه ندارند. با لباس هاى کثیف و موهاى ژولیده در منزل و در حضور خانم ظاهر مى شوند و... در نهایت انتظار گرم بودن خانم را دارند!

آراستگی فقط به نوع لباس پوشیدن خلاصه نمی شود بلکه شامل اصلاح سر، صورت، مسواک، نظافت دهان، دندان و...نیز است. بوی بد دهان می تواند برای همسر آزار دهنده باشد، عدم استفاده از مسواک و رعایت نکردن بهداشت دهان و دندان باعث بوی بد دهان می شود که بیشتر از هر کس باعث آزار همسر می شود. رسول مکرم اسلام می فرمایند «آن قدر جبرئیل درباره مسواک به من سفارش کرد که بر دندان هایم ترسیدم» .

عده ای از مردها اساساً مقیّد به نظافت و زیبایی نیستند. به اصلاح سر و صورت چندان توجه ندارند. با لباس هاى کثیف و موهاى ژولیده در منزل و در حضور خانم ظاهر مى شوند و... در نهایت انتظار گرم بودن خانم را دارند! و این است که اکثر اوقات مردان فکر می کنند خانمها سرد مزاج هستند.

 

کلید پنجم ایراد گرفتن ممنوع: انتقاد کردن اگر به صورت اصولی و با مهارت باشد قطعا سازنده خواهد بود ضمن اینکه انتقاد باید برای مواردی باشد که شخص در این امورات کوتاهی می کند اما بعضی مسائل هستند که در اختیار خود فرد نیستند، در اینجا نباید امری را انتظار داشت که در وسع فرد نیست لا یُكَلِّفُ اللَّهُ نَفسًا إِلّا وُسعَها (بقره /286) و شخص اصلا مقصر نیست و یا اینکه اساسا ایرادی وجود ندارد بلکه بعضی از سوگیری ها، باعث ذهنیت نادرست ما شده است. مثلا ایراد گرفتن از اندام خانمها حاصل چشم چرانی های مردان و بعضی از بی قیدی های اجتماعی است و الا شاید ظاهر خانم هیچ اشکالی نداشته باشد.

چنین اشکال تراشی ها نیز باعث سردی همسر را در پی خواهد داشت. بد نیست وقتی وسوسه شدیم از همسرمان ایراد جسمی بگیریم، یک نگاه اجمالی به خود داشته باشیم که قطعا از چنین فکری پشیمان خواهیم شد.

ایندیپندنت ده گوشی هوشمند برتر را رتبه‌بندی کرده است.
آیفون ۷ بهترین فناوری
بخش دانش و فناوری الف،11 شهریور96

 

 از سامسونگ گلکسی اس ۸ تا آیفون ۷ انتخاب‌های «ایندیپندنت» از آخرین و بهترین فناوری‌های گوشی‌های هوشمند هستند.
 
 این روزنامه بهترین گوشی‌های تلفن هوشمند را به شرح ذیل رتبه‌بندی کرده است:


 
۱-اپل ای فون ۷
۵۹۹ پوند
 
هنوز بهترین گوشی است. حسگری دارد که اثر انگشت را سریع و کارآمد منتقل می‌کند. همچنین اپل پی به عنوان یک کیف پول مجازی برای شما کار می‌کند. دوربین ۱۲ مگاپیکسلی آن بسیار راحت و فوق‌العاده است. رنگ‌های را با وضوح و به خوبی نشان می‌دهد. دارای طیف متنوعی از اپلیکیشن‌های با کیفیت بالاست (بیش از ۱.۵ میلیون) و صفحه نمایش ۴.۷ اینچی دارد.


 
۲-سامسونگ گلکسی اس ۸
۶۸۹ پوند
 
گوشی جدید سامسونگ دارای صفحه ۵.۸ اینچی است و با قابلیت زوم بالا. دوربین ۱۲ مگاپیکسلی خوبی دارد که حتی در نور ضعیف نیز عکس را به خوبی می‌اندازد. عمر باتری آن مناسب است و برای یک روز کامل قایقرانی و گشت و گذار در طبیعت کفایت می‌کند. رنگ‌های مشکی و طوسی آن بهتر هستند اگرچه رنگ‌های دیگر نیز در برخی از کشورها موجود هستند.


 
۳- اچ تی سی یو اولترا
۴۶۸ پوند
 
دوربین اچ تی سی سنسور ۱۲ مگاپیکسلی دارد که پیکسل‌های آن بزرگتر از حالت معمول هستند تا نور بیشتری را بگیرند. به طور قابل توجهی این دوربین مشابه یک دوربین ۱۶ مگاپیکسلی کار می‌کند. هر دو دوربین گوشی عالی هستند. طراحی یو اولترا جذاب است و دارای کیفیت ساخت خوبی است. صفحه نمایش ۵.۷ اینچی آن دارای وضوح بالاست. این محصول در چهار رنگ عرضه شده است.


 
۴- ال جی جی ۶
۶۴۹.۹۹ پوند
 
گوشی ال جی دارای صفحه نمایش طولانی و باریک‌تر از اکثر گوشی‌های سامسونگ است. این صفحه نمایش همیشه روی وضعیتی است که زمان، تاریخ و میزان باتری را حتی زمان که گوشی در حالت استندبای یا آماده به کار قرار دارد نشان می‌دهد. این گوشی دارای دوربینی ۱۳ مگاپیکسلی دو طرفه در پشت است. صفحه نمایشی ۵.۷ اینچی دارد و رزولوشن آن بالا است و تصویر را واضح نشان می دهد.


 
۵- هواوی پی ۱۰
۵۴۹ پوند
 
برند تجاری چینی «هواوی» ممکن است نام‌آشنا‌ترین گوشی هوشمند نباشد اما اکنون سومین سازنده تلفن در سرتاسر جهان است. پی ۱۰ به زیبایی ساخته و طراحی شده است و داری سه دوربین فوق‌العاده است؛ دو دوربین در پشت و یکی در جلو. یک دوربین رنگی ۱۲ مگاپیکسلی برای تنظیم سرعت نور در این گوشی وجود دارد. صفحه نمایش آن ۵.۱ اینچی است. عمر باتری در حدود روز است.


 
۶- هانر ۸ پرو (Honor 8 Pro)
۴۷۴ پوند
 
هانر یکی از برند‌های مرتبط با زیرمجموعه هووای است و به دلیل کیفیت خوب و قیمت مناسب‌اش شناخته شده است. نازک و براق است و دارای یک باتری بزرگتر از بسیاری از گوشی‌هاست و در نتیجه برای مدت طولانی‌تری می‌تواند کار کند. دارای دو دوربین ۱۲ مگاپیکسلی است که به خوبی کار می‌کنند. صفحه ۵.۷ اینچی دارد و دارای یک پردازنده قوی با حافظه عملیاتی خوب است. همه چیز در این گوشی سریع و هماهنگ انجام می‌شود.


 
۷- اپل ایفون ۷ پلاس
۷۱۹ پوند
 
ایفون بزرگتر دو دوربین دارد هر دو ۱۲ مگا پیکسلی هستند و صفحه نمایش ۵.۵ اینچی دارد. باتری آن طولانی‌مدت‌تر از آیفون‌های کوچکتر کار می‌کند و صفحه نمایش آن دارای وضوح بالاتری است و هر دو مدل ایفون ۷ دارای صفحه نمایش لمسی حساس به فشار هستند. پردازنده قوی‌ای دارد و بسیار سریع و بی‌نظیر برای استفاده است. اگر شما یک گوشی بزرگتر را ترجیح می‌دهید این گوشی حتی بهتر از ایفون ۷ است اگرچه برای بسیاری اندازه آن اندکی بزرگتر است.


 
۸- ای فون اس ای
۳۷۹ پوند
 
این یک آیفون بسیار مقرون به صرفه است و می‌توانید این گوشی ۴ اینچی را خریداری کنید. داخل آن به همان قدرت آیفون ۶ است اما بسیار ارزان‌تر است. دارای یک دوربین ۱۲ مگاپیکسلی است که قابلیت فیلمبرداری با رزولوشن بالا را دارد.


 
۹- گوگل پیکسل
۵۹۹ پوند
 
نخستین گوشی برند سامسونگ است. دوربینی ۱۲.۳ مگا‌پیکسلی دارد که سریع و موثر است. محل اتصال یو اس بی این گوشی سبب شارژ سریع آن می‌شود و در کمتر از نیم ساعت می‌تواند شارژی بیش از هفت ساعت را انجام دهد.


 
۱۰- سونی Xperia XZ
۵۲۹.۹۹ پوند
 
گوشی مدل XZ طراحی متمایزی دارد و دارای یک دوربین ۲۳ مگاپیکسلی است که به لطف فوکوس خودکار لیزری فوق‌العاده سریع کار می‌کند. این گوشی نیز مانند مدل‌های دیگر سونی در سال‌های اخیر ضدآب است. صفحه نمایش ۵.۲ اینچی دارد و دارای رزولوشن بالاست و پردازشگر سریعی دارد. رنگ آبی فوق‌العاده جذابی دارد و مانند بسیاری از گوشی (البته نه اپل) دارای کارت حافظه‌ای است که می‌توانید به آن اضافه کنید و توان ذخیره شارژ گوشی را افزایش دهید. / آفتاب نیوز

سایت خوان روزنامه دنیای اقتصاد تاریخ خبر:1396/06/11 ساعت انتشار:09:34:06 بازدید:1205بار کد خبر: DEN-1254392

 

اینفوگرافی زیر به سراغ ایرانی‌ها رفته و شادی را در میان ساکنین شهرهای مختلف کشور به تفکیک مورد بررسی قرار داده است.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان؛ روانشناسان عواملی چون خوش‌بینی و رضایت از زندگی، شادکامی در زندگی زناشویی، باورهای محکم دینی، سطح سلامت بالای فردی، داشتن برنامه مناسب برای اوقات فراغت، تیپ شخصیتی مناسب، درآمد کافی، محل سکونت مناسب، و تمرینات ورزش هفتگی را از جمله عوامل مهم در شاد بودن یک فرد می‌دانند، عواملی که برخی از آنها براحتی و با رعایت چند نکته ساده به دست خواهد آمد.

اینفوگرافی زیر به سراغ ایرانی‌ها رفته و شادی را در میان ساکنین شهرهای مختلف کشور به تفکیک مورد بررسی قرار داده است؛ بر طبق آمار، شهرهای زنجان، گلستان، بوشهر، هرمزگان، کردستان و کهگیلویه و بویراحمد در صدر لیست شادترین شهرهای کشور قرار گرفته‌ و حدود 40 درصد از جمعیت کشور در سطحی متوسط از شادی به سر می‌برند.

 

 

کارآفرینی برای همه
 
  تاریخ چاپ:1396/06/11 بازدید:583بار کد خبر: DEN-1114723

 

 

مترجم: آناهیتا جمشیدنژاد

هر کارآفرینی نیاز به یک لیست کتاب جامع و کامل دارد؛ چرا که کتاب‌ها یکی از ارزشمندترین منابع دانش هستند. حتی بهترین پادکست‌ها و ویدئو‌ها در یوتیوب نمی‌توانند جایگزین درس‌های عمیقی شوند که در یک کتاب خوب وجود دارد. با وجود این چالش اصلی، یافتن کتاب‌های مناسب است. کتابی بیابید که نه‌تنها در شما انگیزه ایجاد کند و شما را برای هدف والاتر آماده سازد بلکه در این فرآیند شما را راهنمایی کند. در اینجا چند کتابی را که کارآفرینان باید بخوانند آورده‌ایم:

 

1. All In نوشته بیل گرین

همه کارآفرینان نمی‌توانند بگویند که امپراتوری کسب‌و‌کار خود را در یک بازار کهنه‌فروش‌ها (flea market) شروع کرده‌اند. کارآفرین سریالی، بیل گرین، از بیش از 40 سال تجربه کسب‌و‌کار برای به اشتراک گذاشتن 101 مطلب کلیدی استفاده می‌کند؛ مطالبی که در ساخت بزرگ‌ترین شرکت توزیع صنعتی در کشور کمک شایانی کرده‌اند. برای کارآفرینان مشتاق، این نگاهی اجمالی در تبدیل شدن از یک موسس استارت‌آپ به مدیر ارشد اجرایی یک شرکت سهامی عام است. این کتاب موجب می‌شود تا دریابید که حتی موفق‌ترین کارآفرینان جهان نیز گاهی به‌عنوان یک روزنامه‌فروش یا دستفروش کار کرده‌اند و گرین نیز از این قاعده مستثنی نیست. کتاب1 All In ارزش واقعی 100 درصد تعهد به یک سرمایه‌‌گذاری و سطح پشتکار و زمانی را که برای موفقیت لازم است نشان می‌دهد.

 

2. Tools of Titans نوشته تیم فریس

همه افراد نمی‌توانند سال‌ها و سال‌ها یادداشت‌هایشان را در کنار یکدیگر و در یک کتاب گردآوری کنند؛ چه برسد به اینکه این کتاب، یک کتاب جامع و ارزشمند باشد. تیم فریس یکی از این افراد است. کتاب Tools of Titans تیم فریس، همه چیز از توصیه‌های مالی تا کارهای روزمره، گام‌های عملی برای مراقبت از بدن و بیشتر را شامل می‌شود. به گفته او این کتاب -به‌عنوان یک تجربه خواندن پراکنده- به‌عنوان منبعی برای هر آنچه می‌خواهید روی آن تمرکز کنید استفاده می‌شود و لازم نیست این کتاب را حتما از اول تا آخر بخوانید.

 

3. Idea to Execution نوشته آری میسل و نیک سوننبرگ

راهنمایان مجازی دیگر یک ایده خیلی دور در یک آینده تخیلی نیستند. در حقیقت، آنها در ایجاد یک کسب‌و‌کار از شروع آن، به‌خصوص وقتی از نظر منابع مالی در مضیقه هستید، بیشتر و بیشتر شرکت می‌کنند. آری میسل و نیک سوننبرگ کسب‌و‌کار راهنمای مجازی (VA) خود را در تنها یک روز شروع کردند و این طرزفکر استارت‌آپی را که هر فعالیت اقتصادی جدید نیاز به ماه‌ها برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری بزرگ دارد به چالش کشیدند. کسب‌و‌کار Va آنها از یادداشت‌های بدخطی که روی یک دستمال سفره طی شام نوشته بودند، متولد شد و در کمتر از 24 ساعت بعد اجرا شد. آنها با پیروی از سه فرآیند: بهینه‌سازی، خودکارسازی و برون‌سپاری، ابزارها و اپلیکیشن‌های دیجیتال را به آسانی و بدون هیچ پولی ایجاد کردند. این دو در کتابشان تاکتیک‌هایی برای ایجاد یک کسب‌و‌کار قابل‌سنجش در دنیای امروز بیان کرده‌اند. این کتاب به شما می‌گوید که چگونه هر چیزی را در کسب‌و‌کارتان بهینه‌سازی، خودکارسازی و برون‌سپاری کنید. کتاب Idea to Execution مسیر خود را برای ایجاد یک شرکت مشاور راهنمای سودآور دنبال می‌کند.

 

4. Unshakeable نوشته توبی رابینز

Unshakeable بدون شک یکی از بهترین کتاب‌هاست. این کتاب دانش ذهن‌های برتر مالی در جهان را گردآوری می‌کند تا راهنمایی برای آزادی مالی ایجاد کند. برای هر کارآفرین مشتاقی که به دنبال یادگیری بیشتر در مورد مدیریت جنبه‌های مالی زندگی‌ خود (هم شخصی و هم حرفه‌ای) است یا حتی یک فرد کارآزموده که آرزوی ادامه افزایش مهارت‌هایش را در ذهن می‌پروراند، خواندن این کتاب مثمرثمر است.

 

5. Grit نوشته آنجلا داکوورث

خصوصیتی که افراد مستعد را از افراد موفق جدا می‌کند چیست؟ طبق کتاب داکوورث، آن ویژگی «شجاعت و استقامت» است؛ چیزی که هر روح کارآفرینی باید داشته باشد. هر فردی که برای موفقیت تلاش می‌کند- مهم نیست شما یک مادر، یک پدر، دانشجو، معلم، ورزشکار یا تاجر هستید، در هر صورت باید تمرکز کمتری بر استعداد داشته باشید. در عوض، آمیزه‌ای از اشتیاق و استقامت برای اهداف بلندمدت داشته باشید.

 

6. Pivot نوشته جنی بلیک

Pivot یک راهنمای عملی برای آن دقت و ظرافتی است که برای زنده ماندن به‌عنوان یک استارت‌آپ موردنیاز خواهد بود. چابک و آماده برای همه چیز، شعار این کتاب است و همان‌طور که بلیک می‌گوید «موفقیت به حرکت بعدی شما بستگی دارد.» موضوعات در این کتاب شامل: نحوه دو برابر کردن نقاط قوت شما و رفع نقاط ضعف‌تان، انجام آزمایش‌های کوچک به‌منظور تشخیص اینکه چه ایده‌هایی ارزش تعقیب کردن را دارند و کدام یک را باید حذف کرد، می‌شود.

 

7. Be Obsessed Or Be Average نوشته گرنت کاردون

گرنت کاردون یک کارآفرین به شدت شناخته‌شده است؛ کسی که در برند شخصی خود سرمایه‌گذاری سنگینی کرده است و اکنون از داستان خود برای الهام‌بخشی و انگیزه‌دادن به سایرین استفاده می‌کند. دستورالعمل او برای موفقیت به این شکل خلاصه می‌شود: ایجاد اهداف بزرگ و دست‌یافتن به آنها به‌طور روزانه، افزایش پول‌تان به‌جای خرج کردن ناآگاهانه آن و در نهایت، استفاده از شک و تردیدها و نگرش‌های منفی افراد برای تقویت آتش اشتیاق درون.

 

8. Big Magic نوشته الیزابت گیلبرت

فرآیند خلاقانه برای اکثر افراد می‌تواند گیج‌کننده و دشوار باشد و در نتیجه تعداد کمی از افراد صبر و شکیبایی لازم را برای پرورش تفکر خلاقانه درون خود دارند.  گیلبرت در کتابش سعی کرده است دیدگاه‌های خود را در مورد فرآیند خلاقانه و نحوه درک ویژگی مهارت‌آمیزی به نام «الهام‌بخشی» به اشتراک بگذارد. از تغییر نگرش تا عادات روزمره، این کتاب در مورد نحوه حفظ خلاقیت و بهره‌وری در شماست. 

نکته: متن فوق صرفا ترجمه است و در مورد کتاب‌ها اطلاعاتی در دسترس نیست.

شنبه, 11 شهریور 1396 12:30

پیشگیری بهتر از درمان

 تاریخ چاپ:1396/06/11 بازدید:407بار کد خبر: DEN-1114724

مترجم: فریبا ولیزاده

 

کارفرمایان اغلب با چالش کارکنان ناکارآمد دست و پنجه نرم می‌کنند. اما به باور ویو فوستر، متخصص مدیریت منابع انسانی، اگر مدیری در این‌خصوص وارد عمل نشود به کارمند و حتی تمامی اعضای تیم اجازه خواهد داد سازمان را به ورطه نابودی بکشانند. شما در جایگاه یک مدیر قادر هستید عملکرد ضعیف کارکنان خود را به‌خوبی تشخیص دهید. شاید این احساس غرق شدن باعث شود آنان را از مشتریان خاص خود دور نگه دارید یا از آنها به اندازه همکارانشان توقع فعالیت نداشته باشید. ممکن است بازگو کردن تعداد مدیران مراجعه‎کننده که با مشکل مشابهی روبه‌رو هستند، برایتان تعجب‌آور باشد. حتی ممکن است شگفت‌انگیزتر از آن، این باشد که بدانید اغلب این افراد در زمره مدیران باتجربه و موفقی قرار دارند که هیچ‎گاه تحمل کم‌کاری در بخشی از کسب‎وکارشان را نداشته‎اند. اما وقتی از آنها پرسش می‎شود که آیا کارمند مذکور از عملکرد ضعیف خود آگاه است، این مدیران به طرز ناباورانه‎ای در جواب می‎گویند: «خب... احتمالا نه! یا به گمانم می‎دانند.»به‌نظر شما چه راهکاری این گروه از مدیران را در کنار آمدن با موضوع مذکور یاری خواهد کرد؟ در ادامه به رایج‌ترین واکنش‎هایی که تاکنون دیده‎ام، اشاره می‎کنم:

 

«دوست ندارم آنها را ناراحت کنم»، «شرکت من مانند میدان مینی است که عطش رها شدن از عملکرد ضعیف یکی از کارکنانم را دارد. من از پیامدهای چنین وضعیتی وحشت دارم»، «در حال‌حاضر زمان کافی برای حل چنین مساله‌ای ندارم»، «مسلما او وظیفه‌اش را به نحو احسن انجام نمی‎دهد، اما در هر صورت کاری انجام می‌دهد. نمی‎خواهم با مطرح کردن موضوع اوضاع را از چیزی که هست بدتر کنم.» می‎توانید به‌عنوان یک مدیر در قبال عملکرد ضعیف کارمندانتان صبر پیشه کنید اما چنین تصمیمی پیامدهای اجتناب‌ناپذیری خواهد داشت. نخست اینکه، کارمندتان شانس شناسایی شدن مشکلاتش را از دست خواهد داد. مشکل عملکرد ضعیف قابل حل است، اما در صورتی که فرد از این موضوع اطلاع داشته باشد. شما در مقام یک مدیر با عدم صداقت خود منجر به سقوط آنان، تیم خود و حتی به خطر افتادن کسب‌وکارتان می‎شوید. اگر زمانی کافی را برای کمک به آنها اختصاص دهید، بدون‌شک به کارمندان بسیار موفقی تبدیل خواهند شد

نکته دوم اینکه هرچه زودتر با این گروه از کارمندان وارد گفت‎وگو شوید به همان اندازه احتمال حل مساله بدون درگیر شدن در فرآیندهای رسمی اداری‎ فراهم خواهد شد. به محض شناسایی یک مشکل، دست به‌کار شوید و با فرد موردنظر صحبت کنید، در این‌صورت شانس حل مشکل و رساندن عملکرد فرد به استانداردی بالاتر بیشتر خواهد بود. هرچه دیرتر به مشکل بپردازید، به همان اندازه فرهنگ کار تیم دچار تزلزل خواهد شد. سوم اینکه، سایر اعضای تیم معمولا فعالیت کم و عملکرد ضعیف همکاران خود را تشخیص می‎دهند. شما به عنوان یک مدیر باید بتوانید فرهنگ عملکرد در تیم را ایجاد کنید. باید از خود بپرسید: «چه کسی بیشترین احساس راحتی را در بین اعضای تیم دارد.» به‌یاد داشته باشید هر نظری درباره کارکنانی که در برابر عملکرد ضعیف همکارانشان صبر پیشه می‎کنند داشته باشید، آنها هم در نقطه مقابل نظری مشابه نسبت به شما خواهند داشت. کسب‎وکار شما یا تیم‎تان هرگز به نیروی بالقوه خود پی نخواهد برد، مگر با حصول اطمینان از این موضوع که تک‌تک اعضای تیم به بهترین شکل ممکن وظایف خود را انجام می‎دهند. حالا نفس عمیقی بکشید و به یک راه حل فکر کنید. در ادامه به چند گام اساسی اشاره می‏کنیم:

۱) آمادگی لازم را داشته باشید: موضعی شفاف در خصوص ماهیت مشکل داشته باشید. اگر موضوع مشکل در حوزه تخصص آنها است، نظرات دیگران را جویا شوید. آماده تشریح شفاف مشکل برای کارمند موردنظر باشید، اینکه چه انتظاری از وی دارید و او با این انتظار شما چه فاصله‏ای دارد. از مثال‏های واقعی استفاده کنید و بر پیامدهای شخصی عملکرد ضعیف تمرکز کنید.

۲) بدانید انتظار چه تفاوت‌هایی را دارید: برای جلوگیری از ادامه عملکرد ضعیف باید از برنامه عملی واقع‏گرایانه‏ای استفاده کنید تا فرد به سطح عملکرد موردنظرتان برسد. بنابراین قبل از گفت‏وگو با کارمند مطمئن شوید که به‌طور کامل در خصوص تعریف عملکرد خوب به نتیجه شفافی رسیده‏اید. در قدم بعدی گام‏های قابل ارزیابی را به‌منظور بهبود عملکرد آنها برنامه‏ریزی کنید.

۳) پیام را ارسال کنید: همیشه باید این مرحله را به صورت چهره به چهره انجام دهید. اگر برای نخستین‌بار وارد چنین گفت‏وگویی با فرد موردنظر می‏شوید، تعادل در سخنان خود را رعایت کنید. درک کارمند از وجود یک مشکل موضوع مهمی است، اما ممکن است شما از دلایل بروز عملکرد ضعیف در فرد آگاه نباشید، بنابراین باید سوالات متعصبانه را طرح نکنید و آماده شنیدن دلایل کارمندتان باشید. در صورت نبود مدارک یا شواهدی مبنی بر سوءرفتار یا ناسازگاری فرد، اولین جلسه نباید به صورت رسمی برگزار شود.

۴) به اتفاق برنامه‏ای طراحی کنید و به آن پایبند بمانید: توافق بر سر یک برنامه بهبود عملکرد با فرد موردنظر بسیار مهم است. چه انتظاری از آنان دارید و در چه بازه زمانی؛ به نکات خاص اشاره کنید؛ در خصوص پشتیبانی‏های که در این راستا از آنان به عمل خواهد آمد، شفاف باشید؛ موعد خاصی را برای ارزیابی پیشرفت فرد درنظر بگیرید.

۵) ارزیابی‏های منظم انجام دهید: هدف بهبود عملکرد است و این موضوع در بسیاری از موارد تحقق پیدا می‏کند. اما همواره این پرسش را به‌یاد داشته باشید: «اگر بهبودی اتفاق نیفتاد چه خواهد شد؟» با ارزیابی مداوم عملکرد فرد و برخورد صادقانه، به‌موقع و مستندسازی وقایع و به اشتراک‏گذاری آن با کارمند موردنظر‏، به عنوان یک مدیر و البته از منظر قانونی نیز به وظیفه خود به خوبی عمل کرده‏اید. با پیگیری اقدامات اشاره شده معمولا سه اتفاق قابل پیش‌بینی است:

۱) کارمند موردنظر به عملکرد بالایی می‏رسد و در درازمدت نیازی به مدیریت و نظارت شما نخواهد داشت.

2) کارمند به این نتیجه می‏رسد نقشی که در سازمان به او سپرده شده است، مناسب وی نبوده و باید به فکر تغییر شغل خود باشد. به باور من چنین تصمیمی اغلب منجر به احساس راحتی فرد شده و نگاه او به موضوع جدایی از سازمان منفی نخواهد بود.

۳) عملکرد فرد تغییر قابل‌توجهی ندارد، به این معنی که باید وارد فرآیند مدیریت عملکرد رسمی شوید که به احتمال زیاد منجر به خروج فرد موردنظر از سیستم کسب‏وکارتان خواهد شد.

عملکرد ضعیف در هر کسب‏وکاری روی می‏دهد اما پیشگیری از آن همواره بهتر از درمان است. با مطالعه مقاله حاضر باید اکنون از خود بپرسید: آیا تمامی اعضای تیم من می‏دانند چه انتظاری از آنها دارم؟ آیا عملکرد آنان با انتظارات من انطباق دارد؟ در صورتی که پاسخ این سوالات منفی است، زمان آن فرا رسیده است تا گفت‏وگوهایی صادقانه با آنها را تدارک ببینید.

 

منبع: hiscox

تجربه جفری ایملت، مدیرعامل سابق جنرال الکتریک

 

 

  تاریخ چاپ:1396/06/11 بازدید:315بار کد خبر: DEN-1114722
احیای شرکتی بزرگ همگام با تحولات دنیا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مترجم: مریم رضایی

یک مدیرعامل وظایف مختلف در محافل مختلف دارد. برخی مدیران عامل موسس و سازنده هستند. برخی دیگر از نعمت مدیریت حرکت در اقتصادی باثبات یا دوره‌ای که مدل‌های کسب‌وکار دچار اختلال نمی‌شوند، برخوردارند. اما وظیفه من متفاوت بود: بازسازی شرکتی قدیمی و معروف در دورانی به شدت متزلزل. من تیمی متشکل از 300 هزار نفر را به مدت 6 هزار روز هدایت کردم. رکودها، حباب‌ها و حتی ریسک‌های ژئوپلیتیک را پشت سر گذاشتیم. رقبای جدید ظهور می‌کردند، مدل‌های کسب‌وکار عوض می‌شدند و ما سوار بر موجی کاملا جدید برای سرمایه‌گذاری شدیم. اما فقط استقامت و پشتکار مهم نبود؛ ما کل شرکت را متحول کردیم. جنرال الکتریک الان برای موفقیت در آینده در جایگاه خوبی قرار دارد.

 

تحولاتی که از سال 2001 تا 2017 در دنیا رخ داده، آنقدر زیاد هستند که نمی‌توان همه آنها را نام برد. وظیفه مدیران عامل هیچ‌گاه به اندازه این دوران سخت نبوده است. داستان من داستان پیشرفت در برابر تکامل است. نتایج تصمیماتی که اتخاذ کرده‌ام تا چند دهه آینده مشخص خواهد شد، اما باید بگویم ما هیچ‌گاه از برداشتن قدم‌های بزرگ برای ایجاد ارزش بلندمدت نترسیده‌ایم.  در 16 سال گذشته، جنرال الکتریک دستخوش مهم‌ترین تحول در تاریخ خود شده است. ما یک شرکت اختلاطی سنتی بودیم. حالا ما را یک استارت‌آپ 125 ساله می‌دانند. تغییر در DNA ما نهادینه شده است، به طوری که در دنیای امروز رقابت می‌کنیم تا چالش‌های فردا را حل کنیم. ما اراده کرده‌ایم آینده خودمان را شکل دهیم و اگرچه هنوز در میانه این راه هستیم، اما در نوسازی استراتژی، پرتفو، رد پای جهانی، نیروی کار و فرهنگ‌مان گام‌های بزرگی برداشته‌ایم. جنرال الکتریک در ایجاد و اجرای فرآیند‌هایی برای مدیریت کارهایی که انجام می‌دهیم معروف شده است. هدف من از نوشتن این مقاله این است که هر آنچه در هدایت یک سازمان عظیم در میان تحولات گسترده یاد گرفته‌ام، به اشتراک بگذارم.

 

تحولاتی که پشت سر گذاشته شد

در دورانی که مدیریت جنرال الکتریک را برعهده گرفتم، پنج کار مهم متحول‌کننده انجام دادیم. پرتفوی شرکت را با تمرکز بر کسب‌وکارهای صنعتی هسته‌ای کاملا تغییر دادیم و جنرال الکتریک را به عنوان یک شرکت تکنولوژی بازآفرینی کردیم. من سرمایه‌گذاری در R&D را بیش از دو برابر کردم و به شرکتی جهانی با حضور قوی در 180 کشور تبدیل شدیم. در تکنولوژی‌هایی که بهره‌وری را در این دوره بالا می‌برند، به بازویی اصلی تبدیل شدیم. همچنین شیوه مدیریت در جنرال الکتریک را ساده‌سازی کردیم، به‌طوری که اکنون بخش‌های اداری کمتری داریم و غیرمتمرکز‌تر هستیم.  همه این تحولات تا حد خاصی با هم هماهنگ بود و هدف این بود که ما را بر ایجاد ارزش برای مشتریان متمرکز کند. حتی قبل از اینکه مدیرعامل شوم، معتقد بودم شرکت نمی‌تواند همزمان در چند حوزه فعالیت خوبی داشته باشد. ما از دوره‌ای آمده بودیم که خیلی‌ها در جنرال الکتریک باور داشتند یک مدیر خوب می‌تواند همه چیز را مدیریت کند. اما من چنین اعتقادی نداشتم و فکر می‌کردم شرکت‌ها و رهبران کسب‌وکار در حوزه‌های خاصی می‌توانند عالی باشند.

وقتی مدیرعامل شدم، دنیا در حال تغییر بود. تراژدی 11 سپتامبر اثری قابل توجه بر چند حوزه از کسب‌وکار ما گذاشته بود. پرتفوی شرکت خیلی وسیع و غیرشفاف بود. هیچ‌کسب‌وکاری درون شرکت در مورد عملکرد کسب‌وکارهای دیگر اطلاع نداشت و هیچ‌کس در رهبری سازمان از ترازنامه سرمایه جنرال‌الکتریک سر در نمی‌آورد.  موضوع دیگر در راستای تحولات شرکت، تمایل به استفاده از مقیاس‌مان برای تحریک رشد و کارآمدی بود. من همواره این احساس را داشتم که هیچ‌چیز بدتر از این نیست که یک شرکت بزرگ نتواند به صورت سازمانی رشد کند. هیچ‌گاه نمی‌خواستم جنرال الکتریک شرکتی 100 میلیاردی باشد که در رشد سازمانی روی یک خط صاف حرکت کند. بنابراین، مفهوم جی.ای. استور (GE Store) را برای تبادل دانش در سطح جهانی ایجاد کردیم. ایده این مفهوم این است که قابلیت‌هایی ایجاد شود که در کل کسب‌وکار به اشتراک گذاشته شود. عقیده من مبنی بر اینکه روزهای به دست آوردن 4 درصد رشد سالانه در کشورهای توسعه یافته به سر آمده، به این ایده ربط داشت. وقتی تولید ناخالص داخلی (GDP) کشوری سالانه 4 درصد رشد می‌کند، انجام هیچ‌کسب‌وکاری سخت نیست. وقتی GDP سالانه یک درصد رشد می‌کند، انجام هیچ‌کسب‌وکاری آسان نیست. بنابراین، باید ایده‌های جدید و متفاوتی مطرح شوند.

این یعنی بدانیم چطور تکنولوژی‌هایی را که به ما و مشتریان‌مان امکان می‌دهند در بهره‌وری جهش داشته باشیم، به شکلی نوآورانه تقویت کنیم و نیز یعنی وارد بخش‌هایی از دنیا شویم که رشد سریع‌تری دارند.  در نهایت، ساده‌سازی به معنی بازتخصیص منابع برای ایجاد رشد بیشتر و شناسایی و حل مشکلات مشتریان صورت گرفت. وقتی شرکت‌ها کند عمل می‌کنند، نشانه این است که هزینه‌هایشان در جای اشتباهی خرج می‌شود. یکی از دلایل شکست شرکت‌های بزرگ این است که فکر نمی‌کنند توانایی مالی انجام کاری را دارند و در نتیجه تمایلی به آزاد کردن بخشی از منابع‌شان برای انجام اقدامات جسورانه ندارند. ما سعی داریم جنرال الکتریک را به یک شرکت صنعتی دیجیتال تبدیل کنیم. سال گذشته، 4 میلیارد دلار برای توسعه نرم‌افزار تحلیلی و قابلیت‌های یادگیری ماشینی اختصاص دادیم و 2 میلیارد دیگر نیز صرف ساخت جایگاهی برای خدمات و تجهیزات تولید افزوده کردیم؛ حوزه‌ای نوظهور که قرار است انقلابی در تولید جهانی ایجاد کند.

 

چرخیدن حول یک محور اصلی

یکی از سخت‌ترین چالش‌ها در مدیریت تغییر این است که اجازه دهید جریان اطلاعات به سمت شما روانه شود و به خودتان این شانس را بدهید که با این اطلاعات سازگار شوید و جرات پیش بردن افراد به جلو را داشته باشید. مشکلی که وجود دارد این است که حتی اگر به منابعی که دارید متعهد باشید، باید حول محور آن چیزی که یاد گرفته‌اید بچرخید، چون بعید است استراتژی کاملی را از ابتدا شروع کنید.  وقتی فرآیند ساده‌سازی را شروع کردیم، فکر می‌کردیم فقط به از بین بردن لایه‌های مدیریتی و خلاص شدن از بوروکراسی محدود می‌شود. اما دو یا سه سال بعد، فهمیدیم چیزی که بیشترین اهمیت را دارد شفافیت است؛ اینکه داده‌ها را به صورت آنلاین در اختیار افراد قرار دهیم تا بتوانند نتیجه عملکرد خود را ببینند. همچنین بعد از پنج سال تلاش برای سرمایه‌گذاری در تکنولوژی، به این نتیجه رسیدیم که بیش از حد آن را متمرکز کرده‌ایم. برای عملی کردن جهانی‌سازی به فکر تغییر این روند افتادیم و مراکز تحقیق در شانگهای، مونیخ و ریو افتتاح کردیم.

 

استقبال از استعدادهای جدید

با نیروهایی که در شرکت داشتیم نمی‌توانستیم به خواسته‌هایمان برسیم. ما کادر جدیدی را نیاز داشتیم که در خود شرکت رشد نیافته باشد. این مستلزم آن بود که از چنین افرادی تا وقتی کاملا با سازمان تلفیق شوند حمایت کنم. همچنین آنها باید نسبت به فرهنگ جدید، روش‌های تازه انجام کار و تفکرات جدید، ذهنی باز داشته باشند.  اگر امروز به جنرال الکتریک بنگرید، نسبت به هر زمان دیگری در تاریخ این شرکت، نیروهای ارشد بیشتری داریم که از خارج شرکت جذب شده‌اند. بیل رو، مدیر بخش دیجیتال، از شرکت سیسکو آمده است. گانش بل، مدیر ارشد دیجیتال در بخش GE Power قبلا در شرکت SAP بوده و جرومی پکرسه، مسوول بخش انرژی‌های تجدیدپذیر و فیلیپ کوشه، مدیر بهره‌وری، به واسطه تملک شرکت آلستوم (Alstom) به ما پیوستند.  از سال 2009 تا 2016، تعداد افرادی که هر سال از خارج شرکت جذب کردیم، افزایش بیش از 60 درصدی داشته است. تعداد استخدام‌های خارجی در سمت‌های مدیریتی هم بیش از دو‌برابر شده است.

من جنرال الکتریک را به یک شرکت کاملا سازگارپذیر تبدیل کرده و انتظار دارم رهبران سازمانی ما الگوهای خوبی باشند. با هر تحولی که ایجاد می‌کنیم، قهرمانان جدیدی می‌سازیم. وقتی تحول تکنولوژیک را در اوایل دوران مدیرعاملی من شروع کردیم، بیشتر کارکنان اداری ما کارشناسان حقوقی بودند تا مهندس. اما این رویه تغییر کرده است. در سال 2001 تنها 20 درصد از کارکنان اداری ما را زنان یا گروه‌های اقلیت در آمریکا تشکیل می‌دادند. این رقم اکنون به 59 درصد رسیده است. ما به جذب استعداد و فرهنگ به شیوه‌های تازه و از طریق یک برنامه رهبری تسریع‌شده فکر می‌کنیم که طبق آن قرار است 20 هزار نیروی کار زن در بخش‌های مهندسی و تکنولوژی تا سال 2020 داشته باشیم.  تحول صنعتی دیجیتال سخت‌ترین بخش کار ما بوده است، چون مجبور بودیم 2 هزار نفر را که در شرکت‌ها و فرهنگ‌های مختلف رشد کرده بودند، وارد شرکت خودمان کنیم. برای یکپارچه‌سازی آنها با فرهنگ خودمان کارهای زیادی باید انجام دهیم. همچنان هم یک کمپ صنعتی و یک کمپ دیجیتال در شرکت داریم.

رهبر هر گروه جدید باید تا زمانی که فرهنگ اصلی شرکت جا نیفتاده و اتحاد شکل نگرفته، از همه چیز آن گروه دفاع کند.  به‌عنوان مثال، یکی از مدیران بخش هوایی جنرال الکتریک زمانی به من شکایت کرد که «نرم‌افزار Predix ویژگی‌هایی که در حال حاضر به آن احتیاج دارم ندارد.» با علم به اینکه ایجاد یک نرم‌افزار خوب فرآیندی طولانی و تکرارشونده است به او یادآوری کردم زمانی که جنرال الکتریک موتور GEnx را برای هواپیمای بوئینگ 747 طراحی کرده بود، توربین فشار ضعیف را بار اول اشتباه در نظر گرفته بود. به او توصیه کردم: «باید بیشتر هوای همکارانت را داشته باشی.»  بدون اصلاح فرهنگ شرکت و روش‌های تثبیت شده انجام کار، نمی‌توانید تحول ایجاد کنید. در مورد ما، این اصلاح با ترجیح دادن سرعت بر بوروکراسی و به‌کارگیری روش‌های جدید برای جذب استعدادها و حفظ کارکنان خوب با دادن فرصت رهبری به آنها صورت گرفت.

ما فرهنگ‌مان را تغییر دادیم و این تغییر ادامه دارد. ما ارزش‌هایمان را به‌طور قابل‌توجهی تغییر دادیم و این تغییرات با هر کاری که انجام می‌دهیم در یک راستا قرار دارد. به عنوان مثال، یکی از ارزش‌های رشد قدیمی ما «تمرکز خارجی» بود. این موضوع اهمیت همکاری با مشتریان و دیگر ذی‌نفعان را مورد تاکید قرار می‌داد، اما چندان دینامیک نبود. بنابراین، دو ایده جدید ایجاد کردیم: «مشتری تعیین‌کننده موفقیت ما باشد» و «نتایج را در دنیایی مبهم انتقال دهیم.» این دو ایده الهام‌بخش‌تر، رو به جلو و عمل‌محور بودند. سرعت و روحیه کارآفرینی امروز شرکت، بازتاب‌دهنده عقاید جنرال الکتریک است.

وقتی آهنگ کسب‌وکار سریع‌تر شود، دستیابی به نتایج سالانه در هر چیزی دیگر معنی ندارد. بنابراین، حالا که خیلی از محصولات‌مان را به‌طور مداوم تکرار می‌کنیم، روش تعامل‌مان در مورد کار، استراتژی و دستاوردهای کسب‌وکار را هم تکرار و تمرین می‌کنیم. به عنوان مثال، فرآیند افسانه‌ای «جلسه C» را که برنامه‌ریزی برای جایگزینی نیرو در شرکت بود کنار گذاشتیم. این برنامه از دهه 70 میلادی شروع شده بود و هیچ تغییری نکرده بود و در واقع مکالماتی تکراری در آن رد و بدل می‌شد. به جای آن، فرآیند مدیریت عملکرد را ایجاد کردیم که تمرکز آن بر امتیازدهی به افراد است و یک رویکرد توسعه عملکرد مداوم است که به افراد بازخوردی که می‌خواهند ارائه می‌دهد.

علاوه‌بر اینها، فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک برای رشد را که دو بار در سال صورت می‌گرفت، ساده‌سازی کردیم و آن را به یک گفت‌وگوی مکرر در مورد نحوه دنبال کردن رشد سازمانی تبدیل کردیم.  با این حال، هنوز ما یک شرکت فرآیندمحور هستیم. البته چیزی که از دهه 90 تغییر کرده این است که در دنیایی که از تولید داخلی بیشتر حمایت می‌شود و رشد اقتصادی اکثر کشورها کند است، نمی‌توانید صرفا با توسل به فرآیندهایی مثل 6 سیگما به موفقیت برسید. فرآیند مهم است و وسیله‌ای است برای اینکه به ایده‌های بزرگ دست یابید، اما خودش یک هدف نیست.  شرکت‌ها وقتی فرآیند – و نه دستاورد برای مشتریان – برایشان تبدیل به بازی نهایی می‌شود، دچار دردسر می‌شوند.

 

نتیجه‌گیری

میراث من در جنرال الکتریک میراث پیچیده‌ای است. در کسب‌وکارهای کلیدی، عایدات ما طی دوره‌ای که هدایت این شرکت را در دست داشتم، سه برابر شده است. موجودی 324 میلیارد دلاری ما طی دهه گذشته با افزایش 150 میلیارد دلاری مواجه بوده است. در حال حاضر سهم بازار ما رکورد شکسته و عملکرد مالی از همتایان‌مان طی پنج سال گذشته پیشی گرفته است. تقسیم سود سهام در دوره من، بیش از هر زمان دیگری بوده است. همه این اتفاق‌ها به واسطه تحولاتی که در شرکت ایجاد شد رخ داده است. سال‌ها طول می‌کشد تا جنرال الکتریک از مزایای این تحول به‌طور کامل بهره ببرد. اما با اینکه به ترک این شرکت اقدام کرده‌ام، از جایگاهی که الان دارد و از هدف‌گذاری صورت گرفته کاملا راضی هستم. جنرال الکتریک سال 2001 آینده را مثل گذشته می‌دید. اما جنرال الکتریک سال 2017 آماده هر چیزی است که در آینده پیش بیاید. من مطمئنم شرکتی را تحویل می‌دهم که در قرن 21 خواهد درخشید.

 

منبع: HBR