ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

چهارشنبه, 27 بهمن 1395 17:25

سورپرایز الهی !

 

تا حالا خدا غافلگیرتان کرده است؟

نعمت هایی که با حساب و کتاب ما جور در نمی آید

در حساب و کتاب خدا همیشه دو دو تا چهارتا نمی شود

گرچه در هر یک از نعمت های خدا، دنیایی از اعجاب و شگفتی نهفته است؛ امّا شکل اختصاص بعضی رزق ها، شگفتی مضاعف دارد و کاملاً غافلگیر کننده و خارج از محاسبات عادّی، نصیب انسان می شود. آری! روزی های غافلگیرکننده!

 

محسن رفیعی- کارشناس حوزه/ بخش قرآن تبیان
تقوا،خداوند،غافلگیری

 

 

انسان به عنوان شریفترین مخلوقات الهی، همانند دیگر موجودات، بر سر سفره نعمت های خالق بی همتا نشسته؛ و حتّی قدرت شمارش نعمتهایش را ندارد! چنانچه خداوند در قرآن می فرماید: وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحیمٌ؛ و اگر نعمت‏[هاى‏] خدا را شماره كنید، آن را نمى ‏توانید بشمارید. قطعاً خدا آمرزنده مهربان است‏. (نحل؛ 18)

وسعت و پیچیدگی خلقت انسان به خصوص با داشتن ابزارهای منحصر به فردی چون جسم و روح و عقل[به طور همزمان] و قدرت اعجاب برانگیز اختیار و نیز، خلق شدن تمام نعمت های این دنیا برای او [هُوَ الَّذی خَلَقَ لَكُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً؛ اوست آن كسى كه آنچه در زمین است، همه را براى شما آفرید. (بقره-29)]، همه و همه؛ نشانگر وسعت نیاز انسان است. نیاز به بی نهایت! لذا فرمود: یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمید؛ اى مردم، شما به خدا نیازمندید، و خداست كه بى‏نیازِ ستوده است. (فاطر؛ 15) خلاصه اینکه متکفّل روزی همه، خداست: إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتین‏؛ خداست كه خود، روزى‏بخشِ نیرومندِ استوار است. (ذاریات؛ 58)

رزق های الهی فقط شامل مادیّات نمی شود؛ بلکه روزی های دیگر ارجحیّت دارند؛ لذا می فرماید: وَ ما أُوتیتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَمَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ زینَتُها وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ وَ أَبْقى‏ أَ فَلا تَعْقِلُونَ؛ و هر آنچه به شما داده شده است، كالاى زندگى دنیا و زیور آن است، و[لى‏] آنچه پیش خداست بهتر و پایدارتر است؛ مگر نمى‏اندیشید؟ (قصص؛ 60)

در بیکران روزی

خداوند به عنوان وجود بی همتا، در همه شئون، بی مانند و خارج از تصوّر است. شأن روزی دادن او نیز این چنین است. قرآن کریم از او با عنوان "بهترین روزی دهنده" نام می برد و می فرماید: وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَیْرُ الرَّازِقین‏؛ و راستى این خداست كه بهترین روزى‏دهندگان است.(حج؛ 58) بهترین بودن خدا در بحث رزق، از تمام جهات است. مثلاً؛ از جهت وسعت، کیفیّت، کمّیّت، تکرار، تنوّع، از لحاظ زمان، عدالت و از هر جهت دیگر، خداوند، بهترین و نیز دست نیافتنی است. رزق های الهی فقط شامل مادیّات نمی شود؛ بلکه روزی های دیگر ارجحیّت دارند؛ لذا می فرماید: وَ ما أُوتیتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَمَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ زینَتُها وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ وَ أَبْقى‏ أَ فَلا تَعْقِلُونَ؛ و هر آنچه به شما داده شده است، كالاى زندگى دنیا و زیور آن است، و[لى‏] آنچه پیش خداست بهتر و پایدارتر است؛ مگر نمى‏اندیشید؟ (قصص؛ 60)

روزی های خاص

گرچه در هر یک از نعمت های خدا، دنیایی از اعجاب و شگفتی نهفته است؛ امّا شکل اختصاص بعضی رزق ها، شگفتی مضاعف دارد و کاملاً غافلگیر کننده و خارج از محاسبات عادّی، نصیب انسان می شود. آری! روزی های غافلگیرکننده!

لازم است تأکید شود که منظور از رزق و روزی، تنها شامل رزق مادّی نمی شود و همه توفیقات، معارف و مقامات معنوی نیز داخل در معنای رزق هستند. حال به بیان برخی ویژگی ها و رموز رزق محسابه نشدهمی پردازیم.

جایگاه تلاش

خداوند برای هر رزقی اسبابی قرار داده که با تلاش کردن حاصل می شود. بدون تلاش، چیزی برای انسان نیست: وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏؛ و اینكه براى انسان، جز حاصل تلاش او نیست. (نجم؛ 39) این آیه شریفه به عنوان یک اصل کلّی، در دنیا و آخرت قابل استناد است. در همین رابطه پیامبر گرامی اسلام صلی الله و علیه وآله می فرمایند: باكِروا فی طَـلَبَ الرِّزقِ وَ الحَوائِجِ فَاِنَّ الغُدُوَّ بَرَكَةٌ وَ نَجاحٌ؛ در پى روزى و نیازها، سحر خیز باشید؛ چرا كه حركت در آغاز روز، [مایه] بركت و پیروزى است. (نهج الفصاحه ص 371 ، ح 1078) حال؛ سؤال این است: آیا ما قادریم نتیجه تمام تلاش خود را محاسبه کنیم؟! واقعیّت برآمده از تجارب همگان، چیز دیگری را اثبات می کند. واقعیّت این است که بعضی از نتایج، کاملاً غیرمنتظره و خارج از محاسبات عادّی ما واقع می شود. این است معنای روزی محاسبه نشده!

جایی برای غیب

مؤمنان حقیقی ضمن بهره برداری از سنّت عمومی الهی و تلاش در جهت کسب توفیقات مادّی و معنوی، همیشه جایی را برای روزی های غیبی و غیر منتظره باز می گذارند؛ تا این آیه قرآن را معنا کنند: الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ؛ آنان كه به غیب ایمان مى‏آورند، و نماز را بر پا مى‏دارند، و از آنچه به ایشان روزى داده‏ایم انفاق مى‏كنند. (بقره؛ 3) ایمان به رزق محاسبه نشده نیز، قسمتی از همین ایمان به غیب است. چنانکه می فرماید: وَ فِی السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُون‏؛ و روزى شما و آنچه وعده داده شده‏اید در آسمان است. (ذاریات؛ 22) بهره مندی از روزی های غیبی، قواعد خاص خود را دارد.

مؤمن، ضمن تلاش حسابگرانه و منطقی، برای رسیدن به اهداف خیر فردی و اجتماعی خود، همچون کسی که از بیابان پُر از خاری عبور می کند تا خود را به مقصدش برساند، مواظب است تا لباس هایش با خارها پاره نشود؛ لذا لباسش را با دستش از روی زمین برمی چیند و با دقّت و احتیاط حرکت می کند. این، معنای تقواست! قرآن می فرماید: وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِب‏؛ و هر كس از خدا پروا كند،[خدا] براى او راه بیرون‏شدنى قرار مى‏دهد و از جایى كه حسابش را نمى‏كند، به او روزى مى‏رساند. (طلاق؛ 2-3)

 

رزق غیبی

رزق غیبی در قرآن کریم با این عبارت بیان می شود: وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ؛ و از جایى كه حسابش را نمى‏كند، به او روزى مى‏رساند. (طلاق؛ 3) از لابلای آیات قرآن و روایات اهل بیت(علیهم السلام) نکاتی یافت می شود که برخی از آنها بدین شرح است.

تقوا

مؤمن، ضمن تلاش حسابگرانه و منطقی، برای رسیدن به اهداف خیر فردی و اجتماعی خود، همچون کسی که از بیابان پُر از خاری عبور می کند تا خود را به مقصدش برساند، مواظب است تا لباس هایش با خارها پاره نشود؛ لذا لباسش را با دستش از روی زمین برمی چیند و با دقّت و احتیاط حرکت می کند. این، معنای تقواست! قرآن می فرماید: وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِب‏؛ و هر كس از خدا پروا كند،[خدا] براى او راه بیرون‏شدنى قرار مى‏دهد و از جایى كه حسابش را نمى‏كند، به او روزى مى‏رساند. (طلاق؛ 2-3)

چشم به سفره خدا

قرآن کریم ضمن برحذر داشتن پیامبر اکرم از چشم دوختن به نعمتهایی که به کافران داده شده، توجّه ایشان را به رزق الهی جلب نموده و می فرماید: وَ لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْكَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا لِنَفْتِنَهُمْ فیهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَیْرٌ وَ أَبْقى‏؛ و زنهار به سوى آنچه اصنافى از ایشان را از آن برخوردار كردیم [و فقط] زیور زندگى دنیاست تا ایشان را در آن بیازماییم، دیدگان خود مدوز، و [بدان كه‏] روزىِ پروردگار تو بهتر و پایدارتر است. (طه؛ 131) لذا پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) می فرمایند: مَنِ انْقَطَعَ اِلَى اللّهِ كَفاهُ اللّهُ كُلِّ مَؤُنَةٍ وَ رَزَقَهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَ مَنِ انْقَطَعَ اِلَى الدُّنْیا و َكَلَهُ اللّهُ اِلَیْها؛ هر كس از غیر خدا بِبُرد، خداوند، هزینه زندگى او را تأمین مى‏كند و از جایى كه انتظار ندارد، روزى‏اش مى‏دهد؛ امّا هر كس چشم امیدش به دنیا باشد، خداوند، او را به دنیا وا مى‏گذارد. (نهج الفصاحه ص 731 ، ح 2796) پس، تنها کسی مستحقّ رزق غیبی است که چشم امید به غیر خدا ندوزد.

تعقیب و گریز رزق

امام علی(علیه السلام) در خطاب به امام مجتبی(علیه السلام) می فرمایند: وَ اعلَم یا بُنَیَّ إِنَّ الرِزقَ رِزقانِ؛ رِزقٌ تَطلُبُهُ وَ رِزقٌ یَطلُبُکَ فإِن لَم تَأتِهِ أَتاکَ؛ ای فرزند من! روزی بر دو قسم است، یکی آن که تو در پی آنی، و دیگری آنکه او به دنبال تو می‌گردد، که اگر تو به سوی او نروی او به سوی تو می‌آید. (نهج البلاغه؛ نامه 31)

کلام آخر

از مجموع آنچه بیان شد روشن می شود که مؤمنان در کنار همه محاسبات منطقی و با رعایت تقوا و توکّل فقط به خدا، جایی را نیز برای کمک ها و نعمت هایی خالی می کنند که با حساب و کتاب آنها جور در نمی آید... و این است کادو و هدیه ی غافلگیرکننده خُدا!

چهارشنبه, 27 بهمن 1395 16:53

تصحیح مهارت تصمیم گیری!

 
پنج توصیه برای رسیدن به تصمیمات شغلی معقول

مترجم: سیدحسین علوی لنگرودی

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هر مدیری در موقعیت‌های کاری مختلف به اتخاذ تصمیمات منطقی و معقولی نیاز دارد که موثر بودن آنها موجب می‌شود تا یک مدیر بتواند بر سایر مدیران برتری یابد و شرایطی را به وجود بیاورد که کارکنان سازمان با خیال راحت به او و تصمیماتی که اتخاذ می‌کند تکیه کنند. اما چگونه می‌توان تصمیماتی منطقی و معقول گرفت و به نتایج درخشان دست یافت. برخی از مدیران از طریق آزمون و خطا به این مهم دست می‌یابند و پس از اتخاذ تصمیمات نادرست در گذشته به‌تدریج می‌آموزند که چگونه می‌توان تصمیمات درست را اتخاذ کرد. با این همه در دنیای پرتکاپوی امروز که در آن اولین تصمیم اشتباه یک مدیر می‌تواند آخرین تصمیم مدیریتی او نیز باشد باید به دنبال روشی غیر از آزمون و خطا گشت. در اینجا به پنج توصیه طلایی برای اتخاذ تصمیم‌های شغلی معقول و منطقی اشاره خواهد شد.

 

1) احساساتتان را از فرآیند تصمیم‌گیری‌های خود خارج کنید: یکی از بزرگ‌ترین اشتباهاتی که یک مدیر در زمان تصمیم‌گیری‌های شغلی می‌تواند مرتکب شود به دخالت دادن احساسات در فرآیند تصمیم‌گیری مربوط می‌شود. احساسات شخصی مانند پرده‌ای در برابر چشمان مدیری قرار می‌گیرند که می‌خواهد تصمیمات حساس شغلی را اتخاذ کند پس باید این حجاب را برداشت و با نگاه دقیق به محیط اطراف و شرایط موجود تصمیم گرفت.

2) واقعیت‌ها را باید دید و پذیرفت: بسیاری از مدیران هستند که بدون توجه به احساسات شروع به تصمیم‌گیری می‌کنند اما باز هم دچار خطای محاسباتی می‌شوند، چرا که آنها دید درستی نسبت به واقعیت‌های موجود ندارند. چنین مدیرانی اگرچه واقعیت‌های اطرافشان را می‌بینند اما تفسیر درستی از آنها ندارند و همین مساله باعث گمراهی آنها می‌شود. یک مدیر در زمان برخورد با واقعیت‌ها باید با ذهنیتی باز و بدون پیش‌داوری با آنها برخورد کند و چنانچه بخواهد واقعیت‌ها را در قالب دانسته‌ها و عقاید پیشین خود تفسیر و توجیه کند به‌طور حتم تصمیمات اشتباهی خواهد گرفت.بنابراین به عقاید و نگرش‌های قبلی خود نیز مانند احساسات اجازه ندهید تا وارد فرآیند تصمیم‌گیری‌های شغلی‌تان شود.

3) توانایی‌هایتان را برای مقابله با موقعیت‌های مبهم و پیچیده گسترش دهید: اغلب مدیران عادت دارند که پس از بروز موقعیت‌ها و چالش‌های پیچیده به فکر مقابله با آنها و تصمیم‌گیری‌های حساس بیفتند درحالی‌که مدیران بزرگ کسانی هستند که از قبل خود را برای روبه‌رو شدن با دشوارترین موقعیت‌ها و اتخاذ سخت‌ترین تصمیم‌گیری‌ها مهیا می‌کنند. هر مدیری می‌تواند در صورت وجود اطلاعات کامل و شفاف تصمیمات درست بگیرد، اما شرایط هنگامی سخت و دشوار می‌شود که اطلاعات ناقص، شرایط در حال تغییر و ابهامات رو به افزایش باشد و همین‌جا است که هنر مدیران بزرگ آشکار می‌شود، چرا که آنها از قبل خود را برای چنین موقعیت‌هایی آماده کرده‌اند و تصمیماتی را در چنین شرایطی می‌گیرند که حاصل ماه‌ها و شاید سال‌ها تفکر و تمرکز بوده است.

4) یاد بگیرید که در شرایط اضطراری به غریزه خود اتکا کنید: گاهی اوقات اتفاق می‌افتد که شما با در نظر گرفتن تمام جوانب امر وارد یک کارزار می‌شوید اما ناگهان همه چیز به هم می‌ریزد و در نتیجه شما به‌شدت دچار شک و تردید می‌شوید و نمی‌دانید بین چند تصمیم مختلف و گاه متضاد کدام‌یک را برگزینید. تجربه ثابت کرده که در چنین شرایطی بهترین تصمیمی که می‌توان گرفت همان تصمیمی است که غریزه درونی‌تان یا به قول بعضی‌ها «حس ششم» شما به شما الهام می‌کند. چنین موقعیت‌هایی به‌ویژه در مواقعی که مدیران در حال مذاکرات سخت و طاقت‌فرسای کاری با مدیران کارکشته و باسابقه‌ای هستند پیش می‌آید که در اغلب آنها اتکا به غریزه و ندای درون بهترین گزینه ممکن است.

5) پس از رسیدن به یک تصمیم، دیگر دلواپس پیامدهای آن نباشید: شاید برای شما هم پیش آمده باشد که پس از اتخاذ یک تصمیم دچار شک و تردید شده و نگرانی از پیامدهای احتمالی آن موجب شده تا در تصمیم خود تجدید نظر کنید اما بعدا فهمیده باشید که همان تصمیم اول تصمیمی درست‌تر بود و تردید شما باعث گمراه شدن شما شده است. در واقع بررسی جوانب امر و پیامدهای هر تصمیمی باید طی مراحل تجزیه و تحلیل داده‌ها و کنترل فاکتورهای موثر صورت پذیرد و به محض اینکه این مراحل به پایان رسید و تصمیمی گرفته شد دیگر نباید به پیامدهای بعدی آن اندیشید، چرا که این کار باعث دامن زدن به تردید‌ها و متزلزل شدن مدیران تصمیم‌گیرنده خواهد شد که این تزلزل برای یک مدیر از هر سمی کشنده‌تر است.

 

چرا تصمیمات نادرست می‌گیریم؟

پاسخ این سوال در دو نکته نهفته است: یکی اینکه گاهی اوقات عواطف و ملاحظات شخصی از توانمندی‌ها و قابلیت‌های مدیران در تصمیم‌گیری می‌کاهد. در دنیای پزشکی و جراحی، حتی زبده‌ترین و مجرب‌ترین پزشکان هم از انجام عمل‌های جراحی روی اعضای خانواده و خویشاوندانشان خودداری می‌کنند، چراکه عواطف انسانی تا حد زیادی بر قابلیت‌های فنی آنها تاثیر می‌گذارند. شبیه همین مساله در دنیای کسب‌وکار نیز ممکن است روی دهد، به‌طوری‌که می‌بینیم عامل اصلی سقوط بسیاری از شرکت‌ها به‌ویژه شرکت‌های خانوادگی، سایه انداختن عواطف و روابط فامیلی بر تصمیم‌گیری‌های شغلی است و بهترین مدیران را نیز در قبال تصمیم‌گیری در چنین مواردی عاجز می‌سازد.دومین عاملی که می‌تواند باوجود رعایت آیتم‌های اشاره شده موجب به بیراهه رفتن تصمیم‌گیری‌های شغلی یک مدیر شود به وجود منافع خاص برای مدیر در قبال اتخاذ تصمیمی خاص مربوط می‌شود. معمولا به مدیران توصیه می‌شود در شرکت‌هایی که خود در آنجا سرمایه‌گذاری کرده‌اند مدیریت نکنند. این کار باعث می‌شود تصمیمات شغلی و مدیریتی آنها تحت‌الشعاع منافع فردی آنها قرار بگیرد. اگر شما روی یک محصول از محصولات شرکت تحت مدیریت‌تان سرمایه‌گذاری کرده باشید خواسته یا ناخواسته به آن محصول دیدی ویژه پیدا خواهید کرد و همین مساله تصمیم‌گیری‌های مدیریتی شما چه در مورد آن محصول و چه محصولات دیگر را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

منبع: HBR

چهارشنبه, 27 بهمن 1395 16:33

سونامی دیجیتالی !

 

  چگونه دیجیتالی شدن، مسیر رشد و مشاغل را دگرگون می‏کند؟
 
 
 
تاریک و روشن سونامی دیجیتال

 

 

 

مترجم: آناهیتا جمشیدنژاد

این روزها، زمانی که مهاجران به یک کمپ پناهجویان می‏‏رسند، یکی از نخستین چیزهایی که جست‌وجو می‏کنند، امکان دسترسی به وای‌فای و برق برای شارژ کردن تلفن‏های همراه خود است. گوشی هوشمند آنها مانند غذا و آب به‌عنوان منبعی برای بقا دیده می‏شود؛ یک یادآوری روشن از این حقیقت که ما در دنیای دیجیتال کاملا غرق شده‏ایم. امروزه حدود 50 درصد ساکنان کره زمین به اینترنت وصل هستند که برای اکثر آنها امکان این دسترسی از طریق تلفن‏های همراه‏شان فراهم است (به‌عنوان مثال اینترنت موبایل) که در حقیقت باید آن‏ها را HC یا کامپیوترهای دستی نامید. به این معنی که نرخ‏های رشد در این صنعت به‌طور جدی شروع به کاهش خواهد کرد.

این امر به ما می‏گوید که چرا این صنعت بسیار سخت برای مرحله جدیدی رقابت می‏کند که بعد از سال 2020 به مراتب دیجیتالی‏تر نیز خواهد شد. در آن زمان انتظار می‏رود اینترنت 5G با توانایی انتقال میزان انبوهی از داده‏ها (تقریبا 100 برابر اینترنت 4G امروز) آغاز به‌کار کند. به علاوه، شاهد رشد اشیای متصل به اینترنت خواهیم بود که به اصطلاح به آن اینترنت اشیا یا IoT گفته می‏شود. بنابراین وارد مرحله جدیدی شده‏ایم و اثر تکنولوژی در هر جنبه از فعالیت بشر در حال نمایان شدن است.برخی پیش‏بینی‏ها می‏گویند که تا سال 2025، بیش از صد میلیون شیء در سراسر جهان به اینترنت متصل خواهند شد. این تحقیق می‏گوید: انتظار می‏رود در سال 2021 حجم کسب‏و‏کار بین 100 میلیارد دلار تا 130 میلیارد دلار باشد. اما این نوستالژی که «در گذشته همه چیز بهتر بود» به ما این اجازه را می‏دهد تا به تاریک و روشن‏های این «جهان دیجیتال جدید» نگاهی بیندازیم.

 

بهداشت و درمان دیجیتال

ابزارهای دیجیتال فرصت‏های فوق‏العاده‏ای برای ارائه خدمات بهداشتی و درمانی با هزینه معقول ارائه می‏دهند. ورای مزایای معمول روبات‏های جراحی به کمک رایانه، پزشکی از راه دور (telemedicine) و ابزارهایی برای تشخیص، ارتباطات دیجیتال بیشتر در بیمارستان‏ها مورد استفاده قرار می‏گیرد تا کارآیی و بهره‏وری را بهبود ببخشند. به‌عنوان مثال چشم‏انداز وسیعی برای نگهداری جمعیت سالخورده در منزل وجود دارد که قطعا در مقایسه با خانه‏های سالمندان گزینه بهتری است. این امر شامل حسگرهای غیرتهاجمی(sensors non-invasive) و روبات‏های کاربرپسند می‏شود و این اطمینان را ایجاد می‏کند که افراد مسن‏تر بین جمعیت‏های متنوع زندگی می‏کنند؛ به‌عنوان مثال بعد از مدرسه به دانش‏آموزان کمک می‏کنند و برای آنها کتاب داستان می‏خوانند یا به تلفن‏های ضروری پاسخ می‏دهند. سرمایه‏گذاری‏های وسیع باید برای تطبیق خانه‏ها به این نوع بهداشت و درمان و نیازهای انسانی شهروندان مسن‏تر صورت پذیرد. بخشی از منابع وسیع مالی شرکت‌های خصوصی بهداشت و درمان باید برای این هدف تجهیز شود. ما باید از پیشرفت‏های موشکافانه در هند الگوبرداری کنیم؛ جایی که برای مثال یک عمل آب مروارید با هزینه‏ای 500 برابر کمتر از آمریکا انجام می‏شود. هنوز در حوزه بهداشت و سلامت، در ارتباط با بهره‏وری، ICTs (فناوری‏های اطلاعات و ارتباطات) همیشه اثر مثبتی ندارند. به‌عنوان مثال، افراد حرفه‏ای که بسیار خوب آموزش دیده‏اند اغلب زمان بسیار زیادی را روی وظایف کم‌اهمیت‌تر ICTمحور مانند اسکن کردن مدارک پزشکی می‏گذارند. اکثر تجهیزات پزشکی شگفت‌انگیز چه در بدن بیماران کار گذاشته شوند یا نه، می‏توانند با کنترل از سوی یک شخص ثالث و با استفاده از بلوتوث این بیماران را به کشتن دهند. تاکنون تولیدکنندگان تجهیزات پزشکی محافظت بسیار اندکی برای چنین خطای بدنی کشند‏ه‏ای ارائه داده‏اند. آنها هرگز به این موضوع فکر نکرده‏اند یا به این نتیجه رسیده‏اند که این هزینه با این ریسک قابل‏توجیه نیست. در واقع، تصور ناممکن‏ها آسان نیست.

 

اتومبیل متصل به اینترنت

از حوزه بهداشت و درمان به حوزه حمل‏و‏نقل می‏رویم. در حال حاضر سرمایه‏گذاری عظیمی حول «ماشین‏های متصل به اینترنت» وجود دارد که به «اتومبیل‏های بدون راننده» مشهور هستند. دلیل این سرمایه‏گذاری علایق دیرین مصرف‏کنندگان به «اتومبیل» است. اتومبیل‏های دیجیتال بر چندین دستاورد هدف‌گذاری شده‏اند.اول کاهش شمار قربانیان؛ هر سال بیش از یک میلیون نفر در تصادفات کشته می‏شوند. کشورهای معینی مانند فرانسه با مجموعه ثابت و منسجمی از اقدامات موفق به کاهش شمار قربانیان تصادفات شده‏اند؛ اما خودروی دیجیتال گامی فراتر به سوی بهبود این حوزه برمی‏دارد. گرچه با توجه به شکست‏های اخیر، خودروهای بدون راننده پیش از سال 2025 در جاده‏های ما وجود نخواهند داشت. دوم، ترافیک جاده‏ای افزایش می‏یابد که جاده‏های موجود می‏توانند آن را کنترل کنند؛ (گفته می‏شود این افزایش از 20 تا 30 درصد است). سوم این خودرو به فضایی برای کار و تفریح تبدیل می‏شود. در آخر اینکه، اتومبیل‏های بدون راننده استقلال فرد معلول را بالا می‏برد.

اما یک مساله باقی می‏ماند: بیمه. در مورد تصادف ماشین، مسوولیت آن دیگر به عهده راننده نیست؛ پس چه کسی یا چه چیزی مسوول آن خواهد بود؟ سنسورها، سخت‏افزار، نرم‏افزار یا زیرساخت‏های جاده‏ای؟ به نظر می‏رسد بحث‏های داغی بین کارشناسان صورت بگیرد. بدیهی است که اثر بزرگ اقتصادی آن این خواهد بود که اتومبیل‏ها اجاره و به اشتراک گذاشته خواهند شد و شمار خودروهایی که سالانه فروخته می‏شوند را به شدت کاهش خواهند داد: خبری بد برای سازندگان خودرو و خبری خوب برای دوستداران محیط‏زیست.

 

انسان‏ها و حوزه دیجیتال

در سطح فردی، اینترنت موبایل احتمالات چشمگیری را ارائه می‏دهد که با ظهور اینترنت 5G به مراتب بالاتر خواهد رفت. گاهی این احساس به انسان منتقل می‏شود که جهان مانند یک باجه تلفن شده است. گرچه این برای برخی خانواده‏ها نوعی نعمت محسوب می‏شود؛ چرا که اعضای مختلف آن را که از نظر جغرافیایی پراکنده هستند به یکدیگر وصل می‏کند و دامنه وسیعی برای آموزش و یادگیری آنلاین ارائه می‏دهد. و برای این کار شمار رو به رشد و گوناگونی از اپلیکیشن‏ها را معرفی می‏کند.

چین کشوری است که در این حوزه پیشرو محسوب می‏شود: امروزه، بیش از 400 میلیون چینی از گوشی‏های هوشمند برای اکثر پرداخت‌های خود استفاده می‏کنند. موسسات مالی پول دیجیتالی را ترجیح می‏دهند؛ چرا که تراکنش‏های آن ارزان‏تر است. گرچه امیدوار هستیم که این پول فیزیکی ناپدید نخواهد شد؛ چرا که ارتباط واقعی و محسوس بین افراد شکل می‏دهد. مارشال مک‏لوهان یک بار گفته بود: «رسانه خود پیام است.» او بر تاثیر متقابل انسان‏ها و ابزارها پافشاری می‏کرد. رسانه‏های اجتماعی هم تلفیقی از بهترین و بدترین هستند و راهی به شدت کاربردوستانه برای ارتباط افراد به حساب می‏آیند. اما از سویی دیگر تنش‏هایی بین افراد نیز ایجاد می‏کند. گاهی رسانه‏های اجتماعی ناسزاگویی را تشویق می‏کنند؛ نه بحث و مناظره را. در این رابطه، فیس‌بوک برای جامعه ما یک سرطان واقعی است.

جنبه تاریک دیگر جهان دیجیتال، اعتیاد به وسایل دیجیتال است. در گذشته، ما این مشکل را با تلویزیون داشتیم که مکالمات شبانگاهی افراد خانواده را در شهرهای کوچک نابود کرد. اکنون مردم کمتر تلویزیون نگاه می‏کنند؛ اما بیشتر به وسایل دیجیتالی کوچک خود وابسته شده‏اند. برای کودکان چنین اعتیادی (مثلا به بازی‏های آنلاین) از سوی بسیاری تقبیح می‏شود. ظاهرا اکثر کارمندان شرکت اپل به شدت زمانی را که کودکان‏شان برای وسایل دیجیتال کوچک صرف می‌کنند، محدود می‏کنند. مساله بعدی محتوای چیزی است که کودکان می‏بینند؛ همه ما به قدرت تصاویر آگاهیم. خانواده‏ها مسوولیت بالایی برای کنترل آنچه کودکان‏شان می‏بینند و می‏شنوند دارند. در سطح شرکتی، انقلاب دیجیتال مزایای قابل‏توجهی برای مدیریت کارآتر سهام، تولید و توزیع ارائه می‏دهد.

 

شرکت‌ها در حال انطباق خود با عصر دیجیتال هستند

شرکت‌های موجود باید برای تطبیق با این واقعیت جدید خود را دگرگون کنند. به‌عنوان مثال، شرکت‌های شیمیایی باید بیاموزند تا روی این پیشرفت‏ها سرمایه‏گذاری کنند. برای دستیابی به این هدف، فعالیت‏ آنها در تحقیق و توسعه R&D باید دیجیتالی شود که کار کمی نیست. شرکت‌های فعال در صنعت اتومبیل در ارتباطات ماشین به ماشین (machine-to-machine) بیشترین پیشرفت را داشته‏اند؛ و در بین آنها ژاپنی‏ها بسیار پیشرو هستند. کارخانه‏های تولید چندمنظوره که از روبات‏ها استفاده می‏کنند بسیار قریب‏الوقوع به نظر می‏آیند. اینکه فکر کنیم گوشی‌های هوشمند کل دنیا تنها در کارخانه‌های پیچیده آسیایی تولید می‌شوند (به طور خاص، شرکت تایوانیFoxconn) و «غرب» دیگر قابلیت این کار را ندارد، متناقض‌نما است. از سوی دیگر، شرکت‌های جدید ظاهر می‌شوند و رشد می‌کنند تا ابزارهای دیجیتال را تقویت کنند و خدمات جدیدی ارائه دهند، شرکت‌هایی مثل اسکایپ که در اروپا متولد شده یا Airbnb.درک «مدل‏های کسب‏و‏کار» آنها خیلی دشوار نیست. در حال حاضر بسیاری پول‏شان را از دست می‏دهند؛ اما موفقیت آنها به‌شدت به دسترسی به سرمایه‏گذاری‏های عظیم برای رشد سریع و کیفیت در اجرا بستگی دارد. این حوزه‏ای است (سرعت و مقیاس) که شرکت‌های دیجیتال چینی در آن بی‏رقیب هستند.

چالش‏‏های جوامع

در سطح جامعه، از دست دادن مشاغل در آینده از اثر تلفیقی ارتباطات دیجیتال، علم روباتیک، هوش مصنوعی (AI) و کلان داده (big data) ناشی خواهد شد. برخی پیش‏بینی‏ها نشان می‏دهد که تا سال 2035 نیمی از نیروی کار ایالات متحده آمریکا با آنچه به‌عنوان «خودکارسازی» تعریف می‏شود جایگزین خواهند شد. به‌عنوان مثال، صندوقداران در سوپرمارکت‏های آمریکا حدود 4 میلیون نفر محاسبه می‏شوند؛ افرادی که اگر کارشان به‌طور کامل خودکارسازی شود، بیکار خواهند شد. در بسیاری از کشورهای اروپایی، خریداران با بیان اینکه ترجیح می‏دهند مدت بیشتری را در صف بمانند، آزادانه دستگاه‏های خودکارسازی را بایکوت می‏کنند تا به این وسیله بتوانند تحویلداران را همچنان به‌کار مشغول نگه دارند. با پیروی از مفهوم ساده «تخریب خلاق» شومپیتر1، تعدادی از مشاغل از دست رفته توسط مشاغل جدید جایگزین می‏شوند؛ مانند نگهبانانی که بر عملکرد تحویلداران خودکار نظارت دارند و به‌خصوص افرادی که آنها را تولید کرده و می‏فروشند. اما آیا مشاغل جدید به اندازه کافی وجود خواهند داشت؟

مثال دیگر در بخش مالی است که به اصطلاح «تکنولوژی مالی» یا fintech نامیده می‏شود. این امر شامل کمک به افراد برای سرمایه‏گذاری پس‏اندازشان، به علاوه ارائه خدمات متنوعی از اعتباردهی خرد(Microcredit) تا ارزیابی اعتبار(credit rating) می‏شود. چین با شرکت‌هایی مانند Ant capital که بخشی از علی‏بابا، یولی، Anxindeli، Rquest و Qudian به حساب می‏آید، در این حوزه سردمدار است. هشت شرکت از بزرگ‌ترین شرکت‌های تکنولوژی مالی چینی ارزشی معادل 97 میلیارد دلار را دارند؛ این رقم با 31 میلیارد دلار برای 14 شرکت از بزرگ‌ترین شرکت‌های ایالات‌متحده در این حوزه قابل مقایسه است. انتظار این است بسیاری از مشاغلی که درآمد خوبی دارند، در بخش مالی حذف شوند.در مورد از دست دادن مشاغل در نتیجه خودکارسازی، بسیار مهم و ضروری است که این اطمینان ایجاد شود که منافع ناشی از خودکارسازی به‌طور منصفانه توزیع شده و شکاف بزرگ بین فقیر و غنی را دیگر افزایش نخواهند داد. سونامی دیجیتال همچنین نیاز به آموزش و یادگیری وسیع دارد.

 

آمادگی برای پذیرش دنیای جدید دیجیتال

درخصوص سونامی دیجیتال در آینده، باید مذاکرات قدرتمند و شفافی صورت گیرد. رسانه‏ها نقش بزرگی در این زمینه دارند؛ اما آیا آنها برای این وظیفه آماده هستند؟ دولت‏ها باید فرآیندی با قوانین چابک اما موثر و نه بوروکراسی «در خدمت خود» را پیش‏بینی کنند یا حداقل با آن همراه باشند که برطبق آن مصرف‏کنندگان صادقانه و آشکار تقاضا می‏کنند. صنعت باید مردم را در مورد معنای اینترنت 5G و اینترنت اشیا آگاه و درگیر کند؛ البته نباید از جنبه‏های منفی آنها نیز غافل شد. اینها شامل مسائل مهمی مانند این مسائل می‏شود:

امنیت (اتصال بیشتر، هک شدن بیشتر را ممکن می‏کند)، حریم خصوصی و استفاده درست از داده، سیستم‏های غیرشفاف (در حقیقت، در مورد «یادگیری عمیق»2 در هوش مصنوعی، این سیستم‏ها غیرشفاف هستند).

اگر این جنبه‏های منفی توسط صنعت موردنظر و بدنه‏های کنترلی شناسایی نشوند، مشتریان مصّر و ناشکیبا اعتراض خواهند کرد. به‌طور مشابه، در حال حاضر جهان، بدون در نظر گرفتن این جنبه‏های منفی، موجی علیه «جهانی‏سازی» و «تجارت آزاد» را تجربه می‏کند؛ چرا که اینها به‌عنوان نوشدارو معرفی شده‏اند. مشکلات جدی در پذیرش «فناوری‏های اطلاعات» به‌وجود می‌آید که در تقابل با تغییراتی است که به وسیله سونامی دیجیتال ایجاد شده‏اند. در هر حال سونامی دیجیتال از راه رسیده است؛ یا باید بر امواج آن سوار شد یا زیر آن مدفون شد.

پی‏نوشت:

1. از نظر شومپیتر، جوامعي كه امكان عملكرد تخريب خلاق را فراهم مي‏آورند مولدتر و ثروتمند‏تر مي‏شوند و شهروندان آنها، از منافع توليدات جديد و بهتر، كاهش ساعات كاري، مشاغل بهتر و بالا رفتن استانداردهاي زندگي بهره‏مند خواهند شد. ژوزف شومپیتر فرآیند کارآفرینی را تخریب خلاق می‌نامد.

2. deep learning یک زیر شاخه از یادگیری ماشینی و بر مبنای مجموعه‏ای از الگوریتم‏ها است که در تلاشند مفاهیم انتزاعی سطح بالا در داده‏ها را مدل کنند.

منبع: innovation management

چهارشنبه, 27 بهمن 1395 16:26

مدیران و معلمان در جایگاه مربی !

 

نویسندگان: Joseph R. Weintraub, James M. Hunt

مترجم: سید ساجد متولیان

پژوهشگر حوزه بالندگی فردی و سازمانی

 

مدیرانی وجود دارند که در کنار مدیریت، مربی (Coach) نیز هستند و برخی از مدیران این نقش را بر عهده ندارند. نمی‏توان گفت مدیران دسته دوم لزوما مدیران بدی هستند، اما آنها عملا خود را از یک ابزار کارآمد برای پرورش استعدادها در سازمان‏شان محروم کرده‏اند. ما در پژوهش‏های خود مدیرانی را مورد مطالعه قرار دادیم که به مربیگری کارکنان خود نیز می‏پرداختند و به دنبال آن بودیم تا دریابیم چه چیزی این مدیران را از بقیه متمایز می‏سازد. از ماحصل صدها مصاحبه‏ای که با مدیران مربی انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که عامل تمایزبخش این مدیران مدل ذهنی (Mindset) آنها است: آنها اهمیت مربیگری (Coaching) را باور دارند و نگرش آنها به جایگاه خود به عنوان یک مدیر به گونه‏ای است که مربیگری را به عنوان یکی از ابزارهای مهم مدیریتی می‏‏دانند. بسیاری از این افراد، مربیان حرفه‏ای با آموزش‏های تخصصی نبودند، بلکه مدیران صف و ستاد سازمان‏ها و انسان‏هایی پرکار و سختکوش بودند. اما چه چیزی باعث می‏شد که این مدیران مربیگری را جدی بگیرند و آن را در برنامه روزانه خودشان بگنجانند؟ در ادامه چهار دلیل اصلی استفاده از ابزار مربیگری از سوی مدیران مربی را آورده‏ایم:

 

۱) آنها به مربیگری به عنوان یک ابزار مهم برای دستیابی به اهداف کاری می‏نگرند: این مدیران صرفا به این دلیل که آدم‏های خوبی بودند به مربیگری کارکنان‏شان نمی‏پرداختند، بلکه آنها پرورش استعدادهای کارکنان را به عنوان یک فعالیت کلیدی برای رسیدن به موفقیت در کارشان در نظر می‏گیرند. بسیاری از مدیران این بهانه را می‏آورند که وقت کافی برای برگزاری جلسات مربیگری با کارکنان را ندارند، اما اگر به مربیگری به عنوان یک «ضرورت» و نه به عنوان یک «انتخاب» بنگریم دیگر «وقت» بهانه قابل قبولی نخواهد بود. مدیران مربی با اهداف مختلفی رویکرد مربیگری را برگزیده‏اند، از جمله اینکه در حال رقابت با دیگر سازمان‏ها برای جذب استعدادها هستند، در یک بازار به شدت متغیر و متلاطم فعالیت می‏کنند، در حال تلاش هستند تا رهبران نوپای‏شان را در سازمان نگه دارند یا قصد دارند بازیگران قابل اعتماد (Solid Players) را در سازمان‏شان پرورش بدهند. دو فرضیه وجود دارد که باور مدیران مربی را پشتیبانی می‏کند. اول اینکه افراد بسیار بااستعداد را بسیار سخت می‏توان پیدا و جذب کرد. اگر شما به‌عنوان مدیری شناخته شوید که به بالندگی افراد کمک می‏کنید، آنها خود به‌خود به سوی شما جذب می‏شوند. دوم اینکه یک سازمان نمی‏تواند صرفا به اتکای تعدادی از افراد بااستعداد به موفقیت دست پیدا کند. شما علاوه‌بر ستاره‏ها به بازیگران قابل اعتماد نیز نیاز دارید و آنها نیز به مدیری نیاز دارند که به آنها کمک کند مهارت‏های‏شان را شکل بدهند و با واقعیات در حال تغییر بازار کنار بیایند.

۲) آنها از پرورش دادن افراد لذت می‏برند: مدیران مربی به هنرمندانی شباهت دارند که به چیزی نگاه می‏کنند و با خودشان فکر می‏کنند از درون آن چیز، می‏تواند چیزی بهتر، جالب‏تر، ارزشمندتر و زیباتر خلق شود. این مدیران با خود می‏اندیشند که افرادی که برای آنها کار می‏کنند صبح‏ها بر سرکارشان حاضر نمی‏شوند که صرفا وظایف‏شان را انجام بدهند، بلکه اغلب کارکنان دلشان می‏خواهد یاد بگیرند و رشد کنند تا هم به خوبی از عهده ایفای نقش‏های‏شان برآیند و هم خود را با محیط در حال تغییر بازار کار وفق دهند. مدیران مربی، مربیگری کارکنان را به‌عنوان بخش لاینفکی از حرفه خود می‏بینند. آنها باور دارند که افراد با بالاترین پتانسیل که اغلب می‏توانند بیشترین سهم را در موفقیت سازمان داشته باشند، به کمک مدیران‏شان نیاز دارند تا جاه‏طلبی‏های سازنده خود را بشناسند.

۳) مدیران مربی کنجکاو هستند: مدیران مربی سوالات زیادی می‏پرسند. آنها به‌طور خالصانه علاقه‌مند هستند دریابند که امور کاری چگونه پیش می‏رود، کارکنان‏شان با چه نوع مسائلی مواجه هستند، خلأ‏ها و فرصت‏ها کجاست و کدام نیازها را بهتر می‏توان برآورده کرد. به‌طور مرسوم این مدیران نیاز ندارند راجع به چگونه سوال کردن آموزش ببینند زیرا این یکی از توانمندی‏های ذاتی آنها است. کنجکاوی مثبت این مدیران به آنها کمک می‏کند که گفتمان مربیگری را بهتر پیش ببرند و بده‌بستان بین مربی و کارمند تسهیل شود. در نتیجه این کارمند می‏تواند تفکرات، تردیدها، اشتباهات و موفقیت‏هایش را بدون نگرانی با مربی در میان بگذارد تا آنها بتوانند با یکدیگر راجع به آنچه در حال اتفاق افتادن است تبادل نظر کنند.

۴) آنها به برقراری ارتباطات علاقه‌مند هستند: یکی از مدیران مربی به ما گفت: «دلیل اینکه افراد به من گوش می‏دهند این است که باور دارند زمانی که با هم گفت‌وگو می‏کنیم، در حال تلاش هستم تا خودم را جای آنها بگذارم.» این همدلی به یک مدیر مربی اجازه می‏دهد تا به درکی صحیح از نیازهای کارکنانش برسد و سبک مربیگری‏اش را متناسب با آن نیاز‏ها تنظیم کند. برخی از کارکنان با روحیه «مستقیم به من بگو، می‏توانم قبولش کنم» سراغ مدیرشان می‏آیند. برخی دیگر نیاز دارند که در خلوت‏شان فکر کنند و خودشان به جمع‏بندی برسند. یک رابطه مستحکم و مبتنی بر اعتماد متقابل به مدیران مربی کمک می‏کند تا بفهمند در مسیر مربیگری باید چه رویکردی اتخاذ کنند. همچنین مدیران مربی چندان تلاش نمی‏کنند که خودشان را درگیر سلسله‏مراتب کنند.

همان‌گونه که یکی از مدیران مربی به ما گفت: «همه ما کاری برای انجام دادن داریم، همه ما مهم هستیم و همه ما ممکن است با فردی دیگر جایگزین شویم. پس در نهایت، هیچ‌کس واقعا بالاتر از دیگری نیست. ما فقط نیاز داریم با یکدیگر کار کنیم تا ببینیم می‏توانیم به چه دستاوردهایی برسیم.» برای مدیرانی که می‏خواهند یک مدیر مربی باشند گام اول آن است که فردی را در سازمان بیابند که خود یک مربی توانمند است و از او بخواهند آنها را در این مسیر یاری کند. در گام دوم مدیران باید بپذیرند که برای شروع فرآیند مربیگری باید فضایی از اعتماد و رابطه مستحکم بین آنها و کارکنان‏شان برقرار باشد. در صورتی که کارکنان احساس کنند در این فرآیند در معرض مورد قضاوت قرار گرفتن یا حتی به خطر افتادن موقعیت شغلی‏شان هستند، با فرآیند مربیگری ارتباط برقرار نخواهند کرد. گام سوم آن است که مدیر اصول پایه‏ای مربیگری را بیاموزد. مربیگری راجع به این نیست که به افراد پاسخ‏ها را بگوییم، بلکه مهم‏تر آن است که بتوانیم با آنها گفت‌وگوی سازنده‏ای داشته باشیم و از آنها سوالات پایان باز بپرسیم تا آنها بتوانند راجع به‌کار خودشان و اینکه چطور می‏توانند آن‏ را به نحوی متفاوت و اثربخش‏تر انجام بدهند، بیندیشند و خودشان پاسخ‏ها را پیدا کنند. در پایان باید توجه داشت که مدل ذهنی یک مدیر مربی همواره باید متمرکز بر کارکنانش و بهبود عملکرد آنها باشد و نه موفقیت‏های شخصی خودش.

http:/ / sajedmotevalian.ir

منبع: HBR

 

سید حمید حسینی
عضو اتاق ایران

در جوامع مدرن، دولت‌ها دو وظیفه اصلی بر عهده دارند 1- توسعه و 2- رفاه. بنابراین همه دولت‌ها در تلاش هستند تا با قدم برداشتن در مسیر توسعه خصوصا توسعه صنعتی، کشور را در ریل پیشرفت قرار داده و با افزایش تولید ناخالص «GDP» و درآمد سرانه جامعه، رفاه را افزایش دهند.

 

در مسیر توسعه صنعتی ما با دو نوع نگرش و مدل روبه‌رو هستیم؛ 1- مدل توسعه ماشینی 2- توسعه انسان‌محور.

در مدل توسعه ماشین‌محور کشورها تلاش می‌کنند با خرید دانش فنی و تکنولوژی‌ و ساخت ماشین‌آلات صنعتی، اقدام به توسعه‌ و رشد کنند و از این طریق نیازهای داخلی را تامین کرده و با صدور محصولات، کسب ارز کنند. بدون شک یکی از راه‌های کمک به رفاه جامعه از این طریق میسر خواهد شد.در شرایط فعلی ایران، حتی توسعه بر مبنای افزایش تولیدات دچار چالش شده است و به علت کاهش تقاضا در رقابتی نبودن بسیاری از تولیدات، روند توسعه از این طریق کند شده است. بنابراین در سال‌های گذشته شاهد رشد بیکاری و بحران اشتغال بوده‌ایم.ضمن اینکه این نوع توسعه نیاز به سرمایه‌گذاری و زیرساخت‌های مناسب دارد که اکنون در کشور فراهم نیست. بنابراین ضروری است که توسعه انسان‌محور مورد توجه قرار گیرد و با تقویت بخش خدمات ضمن ایجاد اشتغال به رفاه جامعه کمک شود.

در این راستا سال‌های اخیر بحث استارت‌تاپ‌ها مطرح شده است که قادر هستند به نیروی انسانی و ارائه خدمات مبتنی بر استفاده از IT ضمن ارائه خدمات مناسب، به جامعه و رفاه آن کمک کنند.پیش از این در جامعه ایران استفاده از تکنولوژی و فناوری اطلاعات عمدتا در بخش بانکی و کارت سوخت مورد استفاده قرار گرفته بود و در سایر بخش‌های کشور شاهد حضور پررنگ این بخش نبوده‌ایم.خوشبختانه اخیرا فروشگاه‌های اینترنتی، خدمات توریستی و مسافرتی، حمل‌ونقل، سفارش غذا، بازاریابی و تبلیغات بر بستر اینترنت مورد توجه قرار گرفته و با سرعت بالا درحال گسترش است و رقیب جدی برای کسب‌وکارهای سنتی به شمار می‌روند. این در حالی است که اگر صاحبان کسب‌وکارهای قدیمی قادر نباشند خود را به این سیستم مجهز کنند قطعا بازنده این رقابت خواهند بود.با توجه به نفوذ نسبتا بالای اینترنت در کشور و رایج شدن فضای مجازی نظیر تلگرام و اینستاگرام شاهد تغییر ذائقه و سلیقه مصرف‌کنندگان نیز هستیم.

سرعت خدمات‌رسانی و ارزانی این برنامه‌ها باعث شده است که اینگونه برنامه‌ها مورد استقبال کاربران قرار گیرد. نمونه دیگری از این استارت‌آپ‌های محبوب که می‌توان به آن اشاره کرد تپسی و اسنپ هستند که به خوبی در میان عامه مردم جای خود را باز کرده‌اند.  با روندی که کسب‌وکارهای انسان‌محور آغاز کرده، می‌توان پیش‌بینی کرد که در 5 سال آینده سهم اصلی بازار کشور تحت کنترل این تکنولوژی قرار گیرد. در این شرایط کسب‌وکارهای سنتی به شدت آسیب خواهند دید و باید خود را با آن سازگار کنند. چرا که با عدم سازگاری، این کسب و کارهای سنتی هستند که از سوی مردم مورد بی‌مهری قرار می‌گیرند.

 

کسب و کارهای جدید!

سیر توسعه استارت‌آپ‌ها

 

 

بمانجان ندیمی: کسب‌و‌کارهای تازه وارد چگونه در دنیا، گلیم خود را از آب بیرون می‌کشند و روند توسعه آنها چگونه است؟ در گفت‌وگویی که با پدرام سلطانی، نایب رئیس اتاق بازرگانی ایران داشتیم، با او در این باره به گفت‌وگو نشسته‌ایم. او حمایت دولت از استارت‌آپ‌ها را ضروری می‌داند و می‌گوید: به‌رغم اینکه نیاز است دولت در بخش‌های اقتصادی نقشی نداشته باشد، اما ضروری است به حمایت از استارت‌آپ‌ها بپردازد؛ چراکه استارت‌آپ‌ها در کشور ما در استیج اول ورودشان به فعالیت و چرخه کسب‌و‌کار هستند. در این استیج، یک قشر دو یا سه درصدی (استارت‌آپ)، در مقابل یک قشر 97- 98 درصدی (سنتی‌ها) قرار دارند. برای اینکه این گروه کوچک بتواند به مرحله بعد چرخه رشد ورود پیدا کند، نیاز به حمایت دارد. در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.

 

از فعالیت استارت‌آپ‌ها در ایران زمان زیادی نمی‌گذرد. اما شاهد حمایت‌های چندانی از این استارت‌آپ‌ها نیستیم. نمونه آن هم اسنپ و تپسی هستند که هر روز با حاشیه‌های جدیدی برای ادامه فعالیت خود مواجه می‌شوند. از این رو به نظر می‌رسد هنوز این نحوه کسب‌و‌کار از حمایت‌های لازم برخوردار نیستند. تحلیل شما از این موضوع چیست؟ آیا کسب‌و‌کارهای اینچنینی در تقابل با طیف سنتی بازار هستند؟

از سال‌ها و دهه‌های گذشته همواره شاهد این بودیم که نیروهای سنتی جامعه کار در مقابل روندهای روز و نگرش‌های مدرن مقاومت کرده‌اند. اگر به گذشته برگردید می‌توانید اشکال مختلف چنین تغییراتی را در فضای کسب‌و‌کار ببینید. به‌عنوان مثال این روند در ارتباطات نوین قابل مشاهده است. ورود فکس به عرصه ارتباطات، پس از آن ورود تلفن همراه، فعالسازی اینترنت و سپس شبکه‌های مجازی، همگی در ابتدا با مقاومت‌هایی از سوی بخش‌های مرتبط روبه‌رو بوده‌اند. تقریبا هیچ نمودی از فناوری و تکنولوژی را در کسب‌و‌کار نمی‌بینید که مقاومت و مخالفت در مقابل آن وجود نداشته باشد. وقتی به ادبیات فناوری یا نوآوری در مدیریت هم رجوع کنید، می‌بینید که چرخه رشد آنها در کسب‌و‌کار یک منحنی است. این منحنی در ابتدا با شیب بسیار ملایمی حرکت می‌کند. این شیب ملایم، به این معناست که شروع استفاده از یک نوآوری و فناوری و تجاری‌سازی آن توسط یک گروه بسیار کوچک انجام می‌شود.

اینها پیشتازان استفاده و به‌کارگیری نوآوری هستند که به آنها پیشگامان اولیه گفته می‌شود. بعد از آن، این منحنی، شیب تندتری پیدا می‌کند و با نهادینه شدن و استفاده از نوآوری، بخش بیشتری از جامعه و کسب‌و‌کارهای مختلف از آن استفاده می‌کنند. اینها گروه دوم یا آداپتورها هستند که خودشان را با آن تغییر و تحول، سازگار می‌کنند و در نهایت 20 تا 30 درصد هم هستند که اینها همچنان هنگامی که در معرض این تغییرات قرار می‌گیرند، مقاومت می‌کنند و تا جایی که بتوانند، تمایلی به تغییر نشان نمی‌دهند. اما در نهایت فناوری و نوآوری، خود را به آنها دیکته می‌کند. به این افراد در انگلیسی لاگرد گفته می‌شود. آنها افراد کندی هستند و به کندی این تغییر و تحول را می‌پذیرند.

در حال حاضر جامعه ما در کدام قسمت این منحنی قرار گرفته است؟

جامعه ما الان در شرایطی است که در جدال بین ورود مدل‌های نوین کسب‌و‌کار مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات با مدل‌های سنتی کسب‌و‌کار است. در مدل‌های سنتی، کسب‌و‌کارها با استفاده از نیروی کار یا ماشین‌آلات متعلق به نسلهای قبلی فناوری، فعالیت‌هایی را انجام می‌دهند. اما استفاده از مدل‌های جدید کسب‌وکار مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات، در دنیا نشان داده که اینگونه کسب‌و‌کارها تا چه اندازه می‌تواند چند مولفه مهم در کسب‌و‌کار یعنی سرعت و شفافیت را بالا ببرد و از سویی هزینه را با ابزار مختلف پایین بیاورد. کاهش نیاز به ابزار و ماشین‌آلات، واسطه‌زدایی و ارتباط دوسویه و مستقیم با مشتری نیز حاصل فعالیت این نوع کسب‌و‌کارها است. از این رو میزان رضایتمندی مشتری در کسب‌و‌کارهای نوین بالا می‌رود. اینها مولفه‌هایی هستند که برای مصرف‌کننده بسیار حائز اهمیت است و البته اگر حاکمیت هم به این ابزارها نگاه کند، برای حاکمیت هم خیلی مفید است. چون زمانی که شفافیت فعالیت کسب‌و‌کارها بالا برود، به این معنی است که میزان سوء‌استفاده، فرار مالیاتی، پولشویی و تخلف از قوانین و مقررات کاهش پیدا می‌کند.

بنابراین حاکمیت باید از این موضوع استقبال کند. اما به هر حال الان استارت‌آپ‌ها در کشور ما در استیج اول ورودشان به فعالیت و چرخه کسب‌و‌کار هستند. در این استیج، یک قشر دو یا سه درصدی(استارت‌آپ)، در مقابل یک قشر 97، 98 درصدی قراردارند. برای اینکه این گروه کوچک بتواند به مرحله بعد چرخه رشد ورود پیدا کند، نیاز دارد که آداپتورها یا آن‌هایی که با مدل‌های جدید کسب‌و‌کار سازگاری ایجاد می‌کنند نیز به این جمع بپیوندند. در حال حاضر یک اینرسی و سکون شدیدی در مقابل استارت‌آپ‌ها وجود دارد. نمونه آن هم اتفاق‌هایی است که در حال حاضر در ایران می‌بینیم. هر کدام از استارت‌آپ‌هایی که در ایران شکل گرفتند، جامعه بزرگی از سنتی‌ها در مقابل آنها به مخالفت ایستادند. البته منافع آن جامعه بزرگ از طریق فعالیت استارت‌آپ‌ها مورد تهدید قرار می‌گیرد و نمی‌شود خیلی آنها را از این باب سرزنش کرد؛ اما این نکته را هم باید گفت که متاسفانه یا خوشبختانه این اقتضای کسب‌وکار است که چرخه عمر هر فعالیتی یک روز به پایان می‌رسد.

در نتیجه آنهایی موفق هستند که این موضوع را پیش‌بینی کنند؛ یعنی زمانی که احساس می‌کنند عمر کسب‌و‌کارشان رو به اتمام است، اقدامی بکنند که یا با تغییر فناوری و تکنولوژی کسب‌و‌کار، خود را به چرخه جدید وارد کنند یا بر اساس یافته‌هایشان آن فعالیت اقتصادی را در مسیر هدایت شده تعطیلی قرار دهند. منظور از مسیر هدایت شده این است که هنگامی که می‌دانند کسب‌و‌کارشان به‌زودی به‌واسطه ورود فناوری‌های جدید، دچار اضمحلال می‌شود، از فرصت باقی مانده برای جمع کردن کسب‌و‌کار استفاده و آن را مدیریت کنند. می‌توانند منابعشان را به کسب‌و‌کار دیگری تخصیص بدهند و در اصطلاح مدیریتی به «دوشیدن کسب‌و‌کار» روی آورند. «دوشیدن» در اصطلاح مدیریتی به معنای بهره‌وری حداکثری از فروش است که در عین حال، آن کسب‌و‌کار را به مرحله کاهش فعالیت و نهایتا توقف آن با مدیریت و با برنامه هدایت می‌کند. در روش سوم هم می‌توانند مدل کسب‌و‌کارشان را عوض کنند. این روش، مصداق استارت‌آپ‌هاست. مثلا اگر آژانس‌های تاکسیرانی زودتر از موسسان اسنپ و تپسی بر مدل مبتنی بر آی‌تی مبادرت می‌کردند، می‌توانستند مالکان این مدل جدید کسب‌و‌کار بشوند.

اما چنانچه کسب‌وکارها به یکی از این سه روش متوسل نشوند، طبیعتا اتفاق چهارم، تعطیلی و ورشکستگی آنهاست. متاسفانه بسیاری از کسب‌و‌کارها عملا به جهت غفلتی که می‌کنند، به ورطه چهارم می‌افتند و در مقابل عمل انجام شده قرار می‌گیرند. از این رو در ابتدا سعی می‌کنند آن را نفی کنند، هنگامی که می‌بینند این اتفاق در شرف وقوع است، نارضایتی‌هایشان شروع می‌شود. سپس با گروه‌هایی که امکان دارد منافع آنها در خطر باشد، شریک می‌شوند و مقاومت‌ها و مخالفت‌هایی را شکل می‌دهند که در برخی از موارد، کامیابی‌هایی را هم پیدا می‌کنند و حتی منجر به تعطیلی موقت کسب‌و‌کارهای نوین می‌شوند. البته نهایتا چون این روند اجتناب‌ناپذیر است، خودش را تحمیل می‌کند و این مقاومت‌ها شکسته می‌شود.

بنابراین با توجه به آنچه شما به آن اشاره کردید، آیا می‌توان گفت برنده این رقابت، کسب‌و‌کارهای نوین هستند؟

بله؛ برنده نهایی قطعا آنها هستند. چون همانطور که گفتم این سیر جدید، خود را به ما تحمیل می‌کند. ما در توقف این روندها تعیین‌کننده نیستیم. شاید بتوانیم در تاخیرشان تعیین‌کننده باشیم. ولی در میرایی و توقف کاملشان تعیین‌کننده نیستیم. حتی ما در جامعه خودمان مثالهایی داریم که با قانون خواستیم یک روند را کنترل کنیم اما نتوانسته‌ایم. مثل ماهواره که حتی قانون هم نتوانسته تماشای آن را کنترل کند. نگاه هوشمندانه به این روندها این است که از بالا کنترل و هدایت بشوند. یعنی حاکمیت با شناخت این روندها سعی کند آنها را به بستری بیندازد که بیشترین انتفاع را برای محیط اقتصاد کلان کشور به همراه بیاورد و در یک جریان مدیریت شده آسیب‌هایی که به مدل‌های سنتی کسب‌و‌کار می‌زند کمتر کند. اقتصادهای فعال، بیشترین میزان ریزش و رویش را دارند. یعنی میزان ورشکستگی در کشورهای توسعه یافته مثل کشورهای اروپایی از کشورهایی مانند ایران بیشتر است. اما از آن طرف میزان ایجاد کسب‌و‌کارهای جدید هم از کشورهایی مثل ایران بیشتر است. پس این یک روند طبیعی است. ما باید بپذیریم که هر سال یکسری کسب‌و‌کار به دلایل مختلف از رده خارج می‌شوند، ورشکسته می‌شوند و به جای آنها کسب‌و‌کارهای دیگری جایگزین می‌شوند. همانطور که انسان چرخه عمر دارد، صنعت هم چرخه عمر دارد و نمی‌شود در مقابل آن مقاومت کرد.

در حال حاضر حمایت از استارت‌آپ‌ها را در کشور ما چطور می‌بینید؟ آیا مقاومتی که از سوی کسب‌و‌کارهای سنتی در قبال استارت‌آپ‌ها وجود دارد، در دستگاه‌های بالادستی هم دیده می‌شود؟

مقاومت در دستگاه‌ها وجود دارد. اما ابراز و علنی نمی‌شود و عملا چراغ خاموش است. حمایت به آن معنا وجود ندارد. شاید سازمان‌ها و نهادهایی که متصدی علم و فناوری و نوآوری در کشور هستند مثل معاونت علمی فناوری ریاست‌جمهوری و صندوق‌های حمایت از کسب‌و‌کارهای دانش‌بنیان و یکی دو سازمانی که معاونت علمی فناوری دارند، تا حدی در این خصوص تلاش کنند. اما این میزان بسیار کم است. به نظر من حاکمیت دولت فرآیند تحول و نوآوری در کسب‌و‌کار را تقریبا به حال خودش رها کرده، البته از اینکه دولت در یک بخش خودش را رها کند، باید تا حدی ابراز خوشحالی کرد، اما در این مقطع به‌دلیل اینکه مقاومت‌های شدیدی در مقابل کسب‌و‌کارهای نوین وجود دارد، اتفاقا دولت‌ها وظیفه حمایت دارند.

تجربه جهانی درخصوص حمایت از چنین کسب‌و‌کارهایی چگونه است؟

در کشورهای دیگر دولت‌ها کسب‌و‌کارهای بالغ را به حال خودشان رها می‌کنند. چون آنها می‌توانند گلیم خودشان از آب در بیاورند، ولی معمولا از کسب‌و‌کارهای نوین و فناوری‌های پیشتازانه حمایت می‌کنند و آنها را در سایه حمایت‌های دولتی و قانونی خود قرار می‌دهند. اما در ایران چنین چیزی وجود ندارد. برعکس شما می‌بینید که بخش‌های مختلف دولتی در ایران از بسیاری از صنایع و فعالیت‌های تولیدی تقریبا از رده خارج و محکوم به ورشکستگی، حمایت می‌کنند و ورشکستگی آنها را به تاخیر می‌اندازند. در این شرایط، هزینه آن را به کل جامعه تحمیل می‌کنند که این کار، خطاست. این کار مصداق سرنا را از سر گشادش زدن است. به جای اینکه از فناوری و نوآوری حمایت کنند، از ورشکستگی جلوگیری می‌کنند؛ یعنی دولت یک آی‌سی‌یو درست کرده و هزینه هنگفتی را در این رابطه پرداخت می‌کند که بعضی از صنایع در حال احتضار را بتواند در کما حفظ کند. اما بخش خصوصی نهادهایی را برای حمایت به‌وجود آورده است که موردنیاز کسب‌و‌کار‌های مخاطره‌پذیر، استارت‌آپ‌ها و کسب‌و‌کارهای دانش‌بنیان است.

یکی از موانعی که این روزها برای فعالیت کسب‌و‌کارهای نوین وجود دارد، مربوط به دریافت مجوزها است. در این خصوص چه نظری دارید؟

من بارها مخالفت خودم را با تفکر مجوزگرایی اعلام کرده‌ام. زمان عمر مجوز به پایان رسیده؛ ولی ما هنوز شیوه کشورداریمان مبتنی بر مجوز است؛ در‌حالی‌که نسل مدرن کشورداری مبتنی بر اعتماد است. همین اعتماد، بالاترین مجوز را به افراد می‌دهد که تخلف نکنند. چون دیده شده مجوز ضمن اینکه اصطکاک شدیدی در بستر علم و فناوری به وجود می‌آورد، با شیوه‌ها و ابزارهای نوین جامعه به راحتی دور زده می‌شود؛ جامعه قرن بیست‌ویکمی، جامعه اطلاعاتی است. بنابراین این بستر اطلاعات باید به‌طور کامل در دولت توسعه پیدا کند.

پنج شنبه, 21 بهمن 1395 13:20

جستجوهای خاص گوگلی

 
روش های خاص جست وجو در گوگل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روش‌های متعددی برای جست‌وجو در گوگل وجود دارد که استفاده از آنها می‌تواند یافتن مطلب موردنظر را آسان‌تر کند. ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که شاهد پیشرفت چشمگیر تکنولوژی هستیم و اینترنت پرسرعت به انتقال اطلاعات کمک زیادی می‌کند. همین موضوع باعث شده است که با حجم بسیار بالایی از اطلاعات روبه‌رو شویم. تنها با سپری کردن دقایقی می‌توانید از جدیدترین اخبار باخبر شوید، دستور پخت غذایی را به دست آورید یا در مورد جدیدترین تئوری‌های فیزیک مطالعه کنید. با وجود این گاهی اوقات حجم بالای مطالب و روش‌های نادرست جست‌وجو باعث می‌شود یافتن آنچه می‌خواهیم برایمان دشوار شود. به این ترتیب قرار است در اینجا با روش‌های جست‌وجوی خاص در گوگل آشنا شویم که یافتن مطالب موردنظرتان را ساده‌تر و سریع‌تر خواهد کرد.

 

استفاده از نشانه «|» یا عبارت «or»: گاهی اوقات جزئیات موضوعی که می‌خواهیم در مورد آن جست‌وجو کنیم، ناقص بوده یا آنها را به یاد نمی‌آوریم، اما این موضوع چندان هم دردسرساز نیست. کافی است که تعدادی از مدل‌های مختلف از آنچه در نظر داریم را قرار داده و با نشانه «|» آنها را از یکدیگر جدا کنیم. البته به‌جای این نشانه می‌توانید از عبارت «or» استفاده کنید. با انجام این روش مشاهده خواهید کرد که نتایج جست‌وجوی گوگل به آنچه در نظر دارید نزدیک‌تر خواهد بود.

جست‌وجو با استفاده از مترادف‌ها: نکته‌ای که شاید کمتر کسی به آن توجه کرده باشد استفاده از مترادف‌ها برای جست‌وجو در اینترنت است. در صورتی که جست‌وجوی شما به زبان انگلیسی باشد باید بدانید که این زبان دارای کلماتی با مترادف‌های بسیار بوده و همین امر می‌تواند در جست‌وجو به شما کمک بسیاری کند. اگر می‌خواهید وب‌سایت‌هایی را بیابید که در زمینه‌ موردنظرتان فعالیت می‌کنند؛ کافی است در جست‌وجوی خود از نشانه «~» استفاده کنید. برای مثال اگر جست‌وجوی شما به این حالت باشد «healthy ~food» در نتایج مشاهده خواهید کرد که محتوایی شامل تغذیه سالم و دستورالعمل‌های تهیه غذا به نمایش درآمده است.

جست‌وجو در درون وب‌سایت‌ها: حتما برایتان اتفاق افتاده که مقاله جالبی را در یک وب‌سایت بخوانید و بخواهید محتوایی مرتبط با آن بیابید، دوباره آن را بخوانید یا مقاله را به اشتراک بگذارید. ساده‌ترین روش برای یافتن اطلاعات مدنظرتان، جست‌وجو درون آن وب‌سایت خواهد بود. برای انجام این کار کافی است که آدرس سایت را نوشته و سپس واژه کلیدی از مقاله مدنظرتان را جست‌وجو کنید.

استفاده از نشانه «*» در جست‌وجو: گاهی شرایطی به وجود می‌آید که واژه کلیدی برای جست‌وجو یا عدد مهمی را فراموش می‌کنیم. در چنین حالتی می‌توان از نشانه «*» استفاده کرد. کافی است به جای واژه کلیدی از این نشانه استفاده کرده و جست‌وجو کنید تا محتوای مدنظرتان را بیابید.

وقتی کلمات زیادی از عبارت را فراموش کرده‌اید: گاهی اوقات باید عبارتی طولانی را جست‌وجو کنید اما تعدادی از کلمات آن را از یاد برده‌اید و تنها استفاده از یک واژه کلیدی نیز پاسخگو نیست. در چنین شرایطی کافی است که ابتدا و انتهای عبارت را نوشته و سپس از عبارت (...)AROUND استفاده کنید. سپس در داخل پرانتز تعداد کلماتی را که از عبارت حذف شده‌اند، قرار دهید.

از بازه زمانی استفاده کنید: گاهی اوقات به اطلاعاتی نیاز داریم که متعلق به دوره زمانی خاصی هستند. برای دست یافتن به این اطلاعات می‌توانید بازه زمانی را به جست‌وجوی خود اضافه کرده و سپس سه نقطه میان سال‌ها قرار دهید.

جست‌وجو برای تیتر یا URL: برای یافتن واژه‌های کلیدی و نام یک مقاله کافی است که عبارت «:intitle» را قبل از وارد کردن واژه‌های جست‌وجو قرار دهید. در نظر داشته باشید که نباید میان آنها فاصله باشد. برای یافتن کلمات به کار رفته در یک URL نیز می‌توانید از عبارت «:inurl» استفاده کنید.

یافتن وب‌سایت‌های مشابه: فرض کنید موضوع جالبی در اینترنت یافته‌اید و می‌خواهید وب‌سایت‌هایی را که محتوای مشابهی دارند بیابید. برای انجام این کار کافی است که از عبارت «:related» استفاده کرده و سپس آدرس سایت مدنظر را وارد کنید. در نظر داشته باشید که میان عبارت و آدرس وب‌سایت مدنظرتان فاصله قرار ندهید.

جست‌وجوی عبارات کامل: استفاده از نشان‌های نقل‌قول می‌تواند در جست‌وجو بسیار کارآمد باشد. فرض کنید عبارتی را بدون به کار بردن نقل‌قول جست‌وجو کرده‌اید. در چنین حالتی نتایجی را مشاهده خواهید کرد که کلمات عبارت جست‌وجو شده به‌صورت نامرتب در آن دیده می‌شود. این در حالی است که استفاده از نقل‌قول به شما کمک خواهد کرد تا نتایجی را به دست آورید که عبارت مدنظرتان به‌صورت منظم و پشت سر هم در مقاله یا مطلب مدنظر وجود داشته باشد. درواقع حالت اول برای زمانی مناسب است که شما از صحت عبارت مدنظرتان اطمینان نداشته باشید.

حذف کلمات غیرضروری: برای حذف نتایجی که برگرفته از کلمات غیرضروری باشند، کافی است یک خط فاصله قرار داده و سپس آن کلمه را تایپ کنید.

دوشنبه, 18 بهمن 1395 10:51

رموز موفقیت در گسترش ایده ها

 
پنج آموزه جاودان از بیل گیتس اندی گرو و استیو جابز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بیل گیتس، اندی گرو و استیو جابز بین سال‌های 1968 و 1973 شرکت‌های بسیار مهمی را راه‌اندازی کردند. این بنگاه‌ها که فعالیت‌شان معطوف به فناوری سطوح بالا است تاکنون درآمدی بیش از یک تریلیون دلار نصیب خود کرده و زندگی همه ما را تغییر داده‌اند. آنان واقعا چگونه به این دستاوردها نائل شدند؟ کتاب «قواعد استراتژی؛ پنج آموزه جاودان از بیل گیتس، اندی گرو و استیو جابز» حیات حرفه‏ای این سه نفر را برای نخستین‌بار در کنار هم مورد تفحص قرار می‏دهد، موفقیت‏ها و شکست‌ها، نقاط مشترک و تفاوت‌هایشان را بررسی می‏کند و استراتژی‌ها و روش‌های عملی پیشگامانه آنان را حین ساختن شرکت‌هایشان توضیح می‌دهد.

«دیوید یوفی» و «مایکل کوسومانو» حدود 30 سال در دانشگاه‌های هاروارد و ام‏ آی ‏تی به تدریس موضوع استراتژی مشغول بوده‌اند. طبق گفته آنان، حین تدریس استراتژی در دانشگاه‌ها معمولا به ابزارهای تحلیلی و اجرایی پرداخته می‌شود، اما طرز تفکر استراتژیست‌های بزرگ، چگونگی یادگیری آنان از تجربه‌هایشان و نحوه تبدیل ایده‌هایشان به عمل، کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. از نظر این دو استاد استراتژی ما از آنچه استراتژیست‌های ماهر در عمل انجام می‌دهند درک چندان دقیق یا درستی نداریم.

«دیوید یوفی» و «مایکل کوسومانو» نویسندگان کتاب قواعد استراتژی، تحقیق خود را در اواسط دهه 1980 آغاز کردند و از نزدیک با بیل گیتس، اندی گرو و استیو جابز و شرکت‌هایشان کار کرده‏اند. آنان اذعان دارند در ابتدای پروژه نوشتن این کتاب، چند فرض اولیه اساس کارشان قرار گرفته است. اول آنکه مدیران و کارآفرینان می‌توانند از بیل گیتس، اندی گرو و استیو جابز چیزهای بسیار زیادی بیاموزند، اگرچه شخصیت‏های هر کدام از این سه نفر بسیار ویژه است. فرض دوم آنکه هر چند شرکت‌های مایکروسافت، اینتل و اپل در دنیای فناوری سطح بالا فعال بوده‌اند، تجربه این سه نفر نظرگاه بسیار گسترده‌ای را در مورد نقش و اهمیت استراتژی و روش‌های عملیاتی کردن آن در انواع مختلف کسب‌وکار فراهم می‌آورد. سومین فرض آن بوده که استراتری و اجرا به شکل تنگاتنگ به هم مرتبط هستند. نویسندگان کتاب نقل می‌کنند که «دانشجویان غالبا از ما می‌پرسند که استراتژی مهم‌تر است یا اجرا؟ ما هم در جواب از آنها می‌پرسیم ترجیح می‌دهند یک استراتژی خوب داشته باشند که بد اجرا شود یا یک استراتژی بد داشته باشند که تمام و کمال اجرا شود؟» البته از نظر نویسندگان هیچ‌یک از این دو درست نیست؛ نه استراتژی عالی که اجرا نشده باشد ارزش دارد و نه اجرای تمام‌عیار استراتژی‌ای که شما را به جهتی نادرست هدایت کند. مدیرعامل ماهر باید سازمانش را در مسیر درست قرار دهد و سپس آن را برای دستیابی به نتایج تعریف‌شده هدایت کند. نویسندگان کتاب بر این باورند که اغلب مدیران اجرایی موفق طی زمان می‌آموزند که با رویکرد استراتژیک به مسائل سازمانی و اجرایی نگاه کنند و این قابلیت را در خود افزایش دهند. یکی از جالب‌ترین ابعاد این کتاب نیز آن است که در آن به دفعات نشان داده شده است که بیل گیتس، اندی گرو و استیو جابز استراتژیست به دنیا نیامده‌اند.

بخش اصلی این کتاب را روش‌های عملی مشترک میان بیل گیتس، اندی گرو و استیو جابز در قالب قوانین استراتژی تشکیل می‌دهد. رویکرد نویسندگان کتاب آن را از سایر کتاب‌هایی که در زمینه استراتژی نوشته شده است، متمایز می‌کند. این رویکرد متمایز همچنین باعث شده است که کتاب حاضر با دیگر کتاب‌هایی که درباره شرکت‌های مایکروسافت، اینتل و اپل و مدیران ارشد آن نوشته شده است کاملا متفاوت باشد. این کتاب در پنج فصل، پنج آموزه را از بیل گیتس، اندی گرو و استیو جابز به خواننده ارائه می‌کند که شامل موارد زیر است: «نگاهتان به آینده و استدلالتان بر مبنای آموخته‌های قبلی باشد،» «شرط بزرگ ببندید، اما روی شرکت شرط‌بندی نکنید،» «همزمان پلت‌فرم و اکوسیستم ایجاد کنید-نه فقط محصول،» «از نقطه اتکا و قدرت خود همزمان بهره ببرید، هم جودو و هم سومو بازی کنید،» «سازمان خود را به گونه‌ای شکل دهید که خودتان رکن اصلی‌اش باشید.»

گیتس، گرو و جابز توانستند با به‌کارگیری این پنج قاعده در شرکت‌هایشان به برخی از بهترین نتایجی دست یابند که تاکنون در دنیای کسب‌وکار به دست آمده است. شاهکار مالی تنها بخش کوچکی از حکایت پیچیده آنها است، اما قطعا شاخص مشهودی درباره موفقیت‌شان است. برای مثال به سود عملیاتی شرکت‌های آنها می‌توان اشاره کرد. بیل گیتس از سال 1975 تا سال 2000 مدیرعامل مایکروسافت بود. سود سالانه شرکت در این بازه زمانی از صفر به 11 میلیارد دلار رسید. اندی گرو در سال 1987 به سمت مدیرعاملی اینتل رسید. در سال 1997 سال آخری که گرو در جایگاه مدیرعاملی قرار داشت، اینتل تقریبا 10 میلیارد دلار سود کسب کرد.

استیو جابز در سال 1997 به اپل بازگشته بود. زیان شرکت در آن سال بیش از 400 میلیون دلار بود. در سال 2011، سالی که او به علت بیماری‌اش استعفا داد، اپل حدود 34 میلیارد دلار سود عملیاتی داشت. گیتس، گرو و جابز همگی بخشی از موفقیت خود را مدیون اختراع انفجاری کامپیوتر شخصی، ظهور اینترنت و به‌کارگیری فراگیر تجهیزات سیار دیجیتالی هستند. آنها بدون شک در زمان مناسب و در موقعیت مناسب قرار داشتند. البته بسیاری از کسب‌وکارهایی هم که تحت مدیریت افرادی مستعد و سختکوش بودند و جایگاه خوبی داشتند، در همان زمان و در همان بازارها عقب ماندند یا شکست خوردند. برجستگی گیتس، گرو و جابز ناشی از تسلط آنها بر صنعت شان و حفظ آن تسلط بود، حتی در شرایطی که تکان‌های متزلزل، دورنمای پیش‌رویشان را تغییر داده بود. آنها طی این فرآیند روی شرکت‌هایشان، صنعت‌شان و عصر تاریخی‌شان تاثیری جاودان گذاشتند.

کتاب «قواعد استراتژی؛ پنج آموزه جاودان از بیل گیتس، اندی گرو و استیو جابز» در اواسط سال 2015 میلادی از سوی انتشارات هارپر کالینز منتشر شد و در مدت کوتاهی جایگاهی جهانی در میان پرتیراژترین و پرفروش‌ترین کتاب‌های مدیریتی یافته و طی یک‌سال به 17 زبان مختلف ترجمه شده است. نسخه فارسی این کتاب از سوی دردانه داوری ترجمه شده و در پاییز امسال از سوی انتشارات افرند روانه بازار شده است. مترجم این کتاب خود از شاگردان «مایکل کوسومانو» در دانشگاه «ام‏ آی‏ تی» بوده و در سال 2011 میلادی در کلاس استراتژی او شرکت کرده است. پس از آن اجازه ترجمه کتاب را مستقیما از او و «دیوید یوفی» گرفته است.

 
 
منتورینگ، مهم‌ترین استراتژی حفظ کارکنان نمونه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: Ari Kopoulos

مترجم: مریم مرادخانی

هر انسانی برای موفقیت نیاز به یک راهنما دارد. این راهنما می‌تواند معلم، والدین، خواهر، برادر، یک قهرمان سیاسی یا شریک تجاری او باشد. به چنین فردی منتور می‌گویند. منتور کسی است که دانش و تجربیات خود را در اختیار فردی کم‌تجربه‌تر می‌گذارد. در طول تاریخ، افراد موفق بی‌شماری را می‌توان یافت که از راهنمایی‌های یک فرد باتجربه بهره برده‌اند. یکی از بهترین نمونه‌های تاریخی، رابطه سقراط (در جایگاه راهنما) و افلاطون (در جایگاه شاگرد) است. در عصر حاضر نیز شاهد نمونه‌های فراوانی بوده‌ایم. ریچارد برانسون بارها تاکید کرده که اگر راهنمایی‌های سر فردی لیکر نبود، او به هیچ موفقیتی دست نمی‌یافت. فرانک سیناترا درس‌های زیادی از بینگ کرازبی یاد گرفته است. چارلز شواب از اندرو کارنگی مشاوره مالی دریافت می‌کرده و رابرت فریدلند، راهنما و مشاور استیو جابز بوده است.

براساس گزارش‌ها، ۲۵ درصد کارکنانی که دارای پتانسیل‌ بالایی هستند در کمتر از یک‌سال تصمیم به استعفا می‌گیرند. به همین علت سازمان‌ها باید به دنبال راه‌هایی جدید برای حفظ کارکنان نمونه باشند. جوزف کمپبل، پس از انجام مطالعاتی روی داستان‌های اسطوره‌‌ای دریافت که درونمایه مشترک بسیاری از این داستان‌ها، وجود یک راهنما بوده است که در تمامی فرهنگ‌ها و مقاطع تاریخی بارها تکرار شده است، مثل یودا در ارباب حلقه‌ها، آقای میاگی در پسرک کاراته‌‌باز و گندالف در هابیت. شاید به همین علت است که سازمان‌ها به‌طور فزاینده‌ای در حال حمایت از برنامه‌های منتورینگ درون‌سازمانی، پلت‌فرم‌های اجتماعی، تشکیل گروه‌های فرد به فرد و دیگر استراتژی‌هایی هستند که بتوانند منتورها و شاگردان را دور هم جمع کنند.

 

منتور کیست؟

منتورینگ (mentoring) و کوچینگ (coaching) تا حدی شبیه هم هستند. در منتورینگ، تمرکز اصلی روی قابلیت‌ها، پیشرفت شغلی و مهارت‌های رهبری در بلندمدت است، درحالی‌که در کوچینگ، تمرکز بر طیف محدودی از مهارت‌ها برای انجام یک وظیفه مشخص است. در منتورینگ، ارتباط بین طرفین داوطلبانه است، اما در بعضی از سازمان‌ها به‌منظور پرورش استعدادها، شرکت در برنامه‌های منتورینگ اجباری است. برخی از عناصر اولیه منتورینگ عبارت است از: بهبود عملکرد شغلی، مشاوره به کارکنان، تبادل دانش و اطلاعات و تقویت مهارت‌های شغلی.

 

چرا به یک منتور نیاز دارید؟

منتورها می‌توانند دانش و خرد خود را که پس از سال‌ها تجربه به دست آورده‌اند در اختیار شما بگذارند. آنها دارای ارتباطات، رهنمون‌ها و توصیه‌هایی هستند که معمولا سال‌ها طول می‌کشد تا یک فرد تازه‌کار، چنین قابلیت‌هایی را کسب کند که آن هم نیازمند تجربیات و شکست‌های فراوان است. یک منتور می‌تواند از بسیاری از موانع جلوگیری کند، راه‌هایی برای پیشرفت سریع شغلی را به شما ارائه کند و الگوی شما باشد. شما با کمک او می‌توانید به دانش و بینشی فراتر از تجربیات خود دست پیدا کنید. یک مشاور مناسب می‌تواند به منبعی تبدیل شود که در بلندمدت، بارها به او رجوع کنید. منتورها الهام‌بخش هستند، از احتمالات پرده برمی‌دارند و بهترین استراتژی‌ها‌ برای نیل به اهداف را به شما نشان می‌دهند.

 

روش‌ها و توصیه‌هایی برای یافتن یک منتور

بسیاری از شرکت‌ها برنامه‌های منتورینگ و فروم‌های گفت‌وگوی رسمی را پیشنهاد می‌کنند. این برنامه‌ها مانند پل ارتباطی میان منتورها و شاگردان هستند. این روش‌ها و استراتژی‌ها به شما کمک می‌کنند به یک منتور دسترسی پیدا کنید، اما تنها یافتن یک منتور کافی نیست. حفظ رابطه با منتور نیازمند تلاش است:

۱) کجا دنبال یک گزینه برای منتورینگ بگردیم؟

می‌توانید منتور خود را در محیط‌های رسمی یا غیررسمی جست‌وجو کنید. می‌توانید او را در میان ارتباطات فعلی خود جست‌وجو کنید یا در شبکه‌های اجتماعی، مثل لینکداین، توییتر یا فیس‌بوک به دنبال او بگردید. بسیاری از سازمان‌ها مجری برنامه‌های منتورینگ هستند و این برنامه‌ها را در اختیار بسیاری از صنایع می‌گذارند. برنامه‌هایی هم مختص کارآفرینان وجود دارد. مجله فوربس این چند استراتژی را برای یافتن یک منتور پیشنهاد می‌کند:

* از محدوده محل کار خود فراتر بروید و دوستان، همسایه‌ها، شرکای تجاری و تمام کسانی را که به نوعی با آنها در ارتباط هستید در نظر داشته باشید.

* به یکی از شبکه‌های اجتماعی بروید و به دنبال کسانی بگردید که همکار، همشهری، هم‌دانشگاهی یا هم‌مدرسه‌ای سابق شما بوده‌اند. ما سایت لینکداین را به شما پیشنهاد می‌کنیم.

* از کارفرمای خود بپرسید که آیا برنامه منتورینگ یا کوچینگ خاصی را به شما پیشنهاد می‌کند یا خیر.

* تحقیق کنید که آیا در نزدیکی محل کار یا زندگی شما کلاس‌های منتورینگ برگزار می‌شود یا خیر.

* به گروه‌های تفکر جمعی بپیوندید. در این گروه‌ها که به جلسات منتورینگ فرد به فرد (peer to peer) شباهت زیادی دارند، همه اعضا دارای یک هدف مشترکند و با یکدیگر تبادل‌افکار می‌کنند. در این گروه‌ها، اعضا موظفند نسبت به عملکرد خود پاسخگو باشند و هریک از آنها از همتای خود کمک و مشاوره دریافت می‌کند.

* برای دریافت راهنمایی، افرادی را انتخاب کنید که در کار خود پیشرفت کرده‌ و از شما باتجربه‌تر هستند.

 

۲) به دنبال کسی بگردید که آرزو دارید جای او باشید

منتورها محدود به حوزه کسب‌وکار نیستند. در هر عرصه‌ای از زندگیتان که دچار مشکل هستید، می‌توانید از راهنمایی‌های یک منتور بهره‌مند شوید. ممکن است با تقویت مهارت‌های اجتماعی یا توانایی‌های بدنی یا یادگیری مهارت‌هایی مثل آشپزی، خوانندگی یا کاردستی به یک شخصیت تاثیرگذارتر تبدیل شوید. بهترین منتورها کسانی هستند که شما تحسین‌شان می‌کنید یا از آنها الهام می‌گیرید. آنها بیشترین تاثیر را روی شما خواهند گذاشت، حتی اگر حوزه فعالیتشان ارتباطی به کسب‌وکار شما نداشته باشد. اما علایق، اصول و ارزش‌های طرفین باید با یکدیگر متناسب باشد.

 

۳) چگونه منتوری پیدا کنیم که ارزش‌هایش با ارزش‌های ما همسو باشد؟

یافتن منتوری که ارزش‌هایش با قابلیت‌ها و اعتقادات شما همخوانی داشته باشد بسیار مهم است چون اگر ارزش‌هایتان با هم تناسب نداشته باشد، مجبور می‌شوید موضعی اتخاذ کنید که به آن اعتقادی ندارید. بهترین استراتژی برای یافتن یک منتور، جست‌وجوی فردی است که نظام اعتقادی‌اش با شما یکسان باشد. مثلا اگر شما جزو افرادی هستید که از تعامل رو‌در‌رو با افراد لذت می‌برید، در مشاغلی مثل حسابداری یا فناوری اطلاعات که با مشتریان مستقیما در تماس نیستند، احساس رضایت نخواهید داشت.

 

۴) از شبکه‌های اجتماعی برای شناخت افراد استفاده کنید

همیشه می‌توانید از افراد موفق الگوبرداری کنید، اما یک رابطه منتورینگ حقیقی، فراتر از الگوبرداری است. منتورینگ در واقع، یک رابطه دو طرفه و بر پایه «بده بستان» است. به همین علت، پیش از انتخاب منتور باید به یک شناخت کلی از او دست پیدا کنید. می‌توانید از شبکه‌های اجتماعی برای جست‌وجوی کسانی که با شما همفکر هستند، استفاده کنید.

سایت‌هایی وجود دارند که منتورها و شاگردان را گرد هم می‌آورند. شما می‌توانید به‌منظور تحقیق درباره منتورهای احتمالی از شبکه‌های اجتماعی استفاده کنید. به این شبکه‌ها بروید، افراد تاثیرگذار حوزه کاری خود را پیدا کنید، آنها را فالو کنید و از آنها بخواهید توصیه‌های خود را در اختیار شما بگذارند. از این طریق می‌توانید میزان پذیرش آنها را بسنجید. با آنها چند پیام یا توییت رد و بدل کنید تا رابطه‌ای میان شما شکل بگیرد. هرچه درباره آنها بیشتر بدانید، انتخاب یک منتور مناسب از میان چند گزینه آسان‌تر خواهد بود.

یکی از موثرترین روش‌ها استفاده از سایت لینکداین است چون می‌توانید بلافاصله با منتورهای احتمالی خود ارتباط برقرار کنید. اگر گزینه ایده‌آل خود را پیدا نکردید، می‌توانید از قابلیت ارجاع استفاده کنید و گزینه‌های نامناسب را از فرآیند جست‌وجو حذف کنید. همچنین می‌توانید از نقطه‌های اتصال خود بخواهید شما را به فرد موردنظرتان معرفی کنند. ارجاع و معرفی دو قابلیت مفید لینکداین برای یافتن یک منتور مناسب هستند.

 

۵) رویکرد خود را انتخاب کنید

یافتن منتور، پایان ماجرا نیست. پس از پیدا کردن فرد مورد نظر، باید بتوانید با او ارتباط برقرار کرده و این ارتباط را حفظ کنید. این یعنی نباید به محض آشنایی از او بخواهید که منتور شما شود. وقتی گزینه احتمالی خود را پیدا کردید، ابتدا درباره‌اش تحقیق کنید، با او رابطه‌ای غیررسمی برقرار کنید و سپس به اصطلاح، مزه دهان او را بچشید و نظر او را درباره منتورینگ کشف کنید. این روش شاید کمی پیش پا افتاده به نظر برسد، اما معمولا وقتی همزمان با تعریف و تمجید از کسی درخواست می‌کنید که منتور شما شود، پاسخ مثبت دریافت می‌کنید. سوال بپرسید، به توصیه‌هایش دقت کنید و بعضی از آنها را به‌کار بگیرید. سپس برای او توضیح دهید که چگونه توصیه‌هایش برای شما مفید یا مشکل‌آفرین بوده است. استراتژی‌های دیگری که برای یافتن یک منتور توصیه می‌شوند:

سعی کنید با او حضوری دیدار کنید، اما اگر ملاقات حضوری ممکن نیست، با او تلفنی تماس بگیرید یا جلسه‌ای را در یکی از شبکه‌های اجتماعی ترتیب دهید.

اگر هر یک از روش‌های ذکر شده نتیجه نداد، به او یک ایمیل بفرستید. از او بخواهید در یک جلسه حضوری یا یک کنفرانس ویدئویی شرکت کند.

برای او توضیح دهید که دلیل شما برای انتخاب او، دستاوردها، توانمندی‌ها و گرایش‌های او بوده است.

او برای برقراری این ارتباط، به انگیزه نیاز دارد. به او بگویید که او نیز از برقراری این رابطه نفع خواهد برد. مثلا می‌توانید درباره موضوعاتی صحبت کنید که مورد علاقه هر دوی شماست. یا راهی پیدا کنید که شما نیز توصیه‌هایی را در اختیار او بگذارید.

برای او توضیح دهید که تنها به دنبال راهنمایی‌های او هستید، نه به دنبال یک معلم خصوصی.

اگر او را از طریق سایت‌ها یا برنامه‌های منتورینگ پیدا کرده‌اید، باید از سیاست‌ها و راهبردهای برنامه مربوطه پیروی کنید.

اجازه دهید که او محدوده‌ها و چارچوب‌های رابطه را تعیین کند.

به او بگویید که ترجیح می‌دهید چگونه بازخورد دریافت کنید. اما اگر او شما روش دیگری را پیشنهاد کرد، آن را بپذیرید.

به او نشان دهید که مشتاقانه منتظر شنیدن و به‌کارگیری توصیه‌های او هستید.

هرگز حالت تدافعی به خود نگیرید و بابت راهنمایی‌ها و توصیه‌هایش از او تشکر کنید.

 

۶) زمان منتور ارزشمند است

زمان، منبع ارزشمندی است. منتور شما سخاوتمندانه وقت خود را به شما اختصاص می‌دهد تا به اهداف خود نزدیک شوید. نظرات و صحبت‌های شما باید کوتاه و مختصر باشد. اگر او با شما تماس گرفت یا پیامی فرستاد، بلافاصله پاسخ دهید و اگر قرار ملاقات حضوری (یا غیر حضوری) گذاشتید، به موقع در محل قرار حاضر شوید. اگر توافق کرده‌اید که مدت زمان هر جلسه، مثلا 10 دقیقه باشد، صحبت خود را بیشتر از 10 دقیقه طول ندهید، مگر اینکه او تمایل به ادامه گفت‌وگو داشته باشد. هرگز در مسائل شخصی او دخالت نکنید. فراموش نکنید که او دوست صمیمی شما نیست، مگر اینکه خودش مایل به برقراری چنین رابطه‌ای باشد.

 

۷) در شرایط سخت، میدان را خالی نکنید

هدف اصلی منتورینگ، یافتن راه‌هایی برای مدیریت پروژه‌های سخت و کسب مهارت در دل بحران‌ها است. پس انتظار نداشته باشید که او شرایط را برای شما آسان کند. تنها زمانی می‌توانید مهارت‌های خود را توسعه دهید که خودتان را به چالش بکشید. به همین علت نباید در شرایط سخت میدان را خالی کنید. پروژه‌های سخت را به پایان برسانید. اگر از مشکلات فرار کنید، چیزی یاد نخواهید گرفت.

 

۸) تکالیف خود را انجام دهید

باید تمام وظایفی را که او به شما محول می‌کند تمام و کمال انجام دهید. این تکالیف می‌تواند شامل مطالعات و تحقیقات، دریافت مدارک آموزشی، سخنرانی یا گذراندن دوره‌های آموزشی باشد. حفظ رابطه‌ با منتور حائز اهمیت است. محور این رابطه شما نیستید. انعطاف‌پذیر باشید و زمان خود را با وقت‌های بیکاری او تنظیم کنید. با او بحث نکنید اما اگر نکته‌ای را درک نکردید، سوال بپرسید. طی جلسات، به گفته‌های او توجه کنید و نسبت به صحبت‌های او اشتیاق نشان دهید. از او بخواهید به شما بازخورد ارائه کند. شنیدن انتقاد، آسان نیست اما برای رشد شما لازم است. از او بخواهید که مکررا به شما بازخورد دهد و نقاط مثبت و منفی شما را بازگو کند. اگر در محل کارتان جلسه یا سخنرانی مهمی دارید، از او بخواهید در محل کار شما حاضر شود و نحوه عملکردتان را ارزیابی کند. صداقت، شفافیت و احترام، سه عنصر اصلی حفظ ارتباطات هستند. شما در حال ایجاد برقراری یک رابطه بلندمدت هستید پس بد نیست گاهی منتور خود را به ناهار یا قهوه دعوت کنید تا محبت‌های او را جبران کنید. منتورینگ به بخش جدایی‌ناپذیر فرآیند جذب نیرو و استراتژی‌های حفظ کارکنان تبدیل شده است. با یافتن یک راهنمای توانمند می‌توانید به زندگی شغلی خود جهت ببخشید و هنگام مواجهه با مشکلات به حضور آنها دلگرم باشید.

ضرورت و نیاز انسان به مربی و الگوی جامع فطری است و دستیابی و دستگیریش آرمان و کمال هر دو طرف است !

منبع: employeeconnect.com

شنبه, 16 بهمن 1395 11:53

علت خیانتها !

علل شیوع خیانت در جامعه !

مدتهاست واژه خیانت را به کرّات در گفتگوهای عادی مردم مى‏شنوم. در مترو، محل کار، بازار و ... ؛ هر کس هم به زعم خود، درباره یک رفتار از طرف مقابلش، ادعای خیانت‌کاری دارد؛ خیانت‌هایی که بین دو دوست، دو همکار، بین همسران، یا حتی در بازار بین خریدار و فروشنده اتفاق افتاده. این بود که به فکر افتادم به یک مرجع درست رجوع کنم و ببینم واقعا خیانت به چه رفتارهایی مى‏گویند و به چه دلایلی رخ مى‏دهد! پس لازم بود به سراغ قرآن بروم.

لیلا علیخواه- کارشناس ارشد نهج البلاغه
خیانت، دروغ، ریا

قبل از آن نظر لغت ‌شناسان را جویا شدم؛ خیانت در برابر وفای به عهد و امانت است. لغت ‌شناسان خیانت را منع حق و مخالفت با حق معنا کرده‌اند. که دو سر دارد: خیانت‌کننده و خیانت‌شونده.

راغب مى‏گوید: كلمات «خیانت» و «نفاق» هر دو به یك معنا است و آن پیمان‏ شکنی مخفیانه است؛ با این تفاوت كه خیانت در مورد عهد و امانت است و نفاق در مورد دین است. با توجه به اینکه قوانین و مقرراتی که خداوند برای بندگان وضع نموده، به عنوان «امانت» از آنها نام برده، یکی بودن خیانت و نفاق آشکار مى‏شود. 

هنگامی که از امام صادق علیه‏السلام معنای «خیانت» سؤال شد، فرمود: «آیا ندیده‌ای گاه انسان به چیزی نگاه می‌کند اما چنین وانمود می‌کند که به آن نگاه نمی‌کند؟ این نگاه‌ها خیانت ‌آلود است». این نگاه‌ها خواه به نوامیس مردم باشد و یا امور دیگری که نگاه کردن به آن ممنوع است بر خداوند که ذره‌ای از آنچه در آسمانها و زمین است از علم او مخفی نیست پنهان نمی‌ماند.

این مطالب نشان مى‏ دهد که مصادیق خیانت بسیار زیاد است.

و اما قرآن...

در قرآن کریم 16 بار واژه خیانت با مشتقاتش بکار رفته است. (یوسف/52، انفال/27 و58 و 71، نساء/105 و 107، حج/38، تحریم/10، مائده/13، بقره/187، غافر/19) در اکثر آیات مورد اشاره، خیانت‌شونده خدا یا پیامبرش است و خیانت‌کننده یک فرد یا گروهی از انسان‌هاست و معنای خیانت همان مخالفت و ضدیت با حق معنا شده است. و در دو آیه، صحبت از خیانت بین انسان ‌ها شده که یکی از آنها مربوط بهخیانت انسان به همسرش است.

آنچه از مطالعه آیات قرآن در باره خیانت و صفات خائن کسب کردم را اینجا به شما عرضه مى‏کنم. 

خیانت به دیگران، خیانت به خود است

وقتی به جامعه رجوع می‏کنی، درمى‏یابی که کسانی که مورد خیانت قرار گرفته‌اند بسیار ناراحت و شاکی هستند و این بدیهی است اما مطالعه آیات الهی نشان می‏دهد که این سکه روی دیگری هم دارد زیرا از نظر خداوند، هر چند خیانت در ظاهر آسیب ‏زدن به دیگران تلقی می شود ولی در واقع بیشترین آسیب را به شخص خائن مى‏رساند؛ گویی آن‏کس که خیانت مى‏کند، در واقع به خود خیانت کرده است.

عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَكُمْ(بقره/187)؛ خدا دانست كه شما همواره با انجام این عمل[خیانت] به خود خیانت مى‏كردید.

از آیه 10 سوره تحریم نیز مى‏توان فهمید که خیانت زن و شوهر، صورت‌های مختلفی می‌تواند داشته باشد؛ مثلا: خیانت اقتصادی و مالی؛ یعنی زن در غیاب مرد، بی ‌اذن او در اموال مرد تصرف کند و در جایی که مرد رضایت ندارد، مصرف نماید. یا خیانت عرضی و آبرویی‌؛ یعنی زن اسرار مرد را افشا نماید و او را نزد دیگران بی‌آبرو کند

خائن هرگز به هدفش نمیرسد

سنت الهی بر این است که هرگز شخصی، با خیانت نتواند به اهداف و مقاصد خود برسد.

أَنَّ اللَّهَ لایَهْدی كَیْدَ الْخائِنینَ(یوسف/52)؛خدا نیرنگ خیانت‏كاران را به هدف نمى‏رساند.

زیرا اگر خائنان با چنین رفتاری بتوانند به اهداف و مقاصد خود برسند دیگر اجتماعی بجا نخواهد ماند و هر کسی مى‏کوشد تا با خیانت در امانت‏ها و پیمان‏ها به هدف خویش برسد. در این صورت فلسفه وجودی اجتماع از میان مى‏رود و ظلم و ستم جامعه را از درون فرومى‏پاشاند.

خائن محروم از محبت و حمایت خداوند است

محبت و حمایت دو سرمایه‌ای است که انسان برای بدست آوردن آن تلاش بسیار دارد و گویی هدف زندگی‌اش همین است که از اطرافیان خود محبت و حمایت دریافت کند. البته خداوند منبع مهر و قدرت است اما خدای مهربان، خائنان را از محبت بی دریغ و حمایت حکیمانه خود محروم مى‏کند. اینها قوانینی است که از آیات زیر قابل استنباط است:«و از آنهایى كه به خویشتن خیانت مى‏كنند، دفاع مكن كه خدا كسى را كه خیانت‏گر و گنه پیشه باشد دوست ندارد.» (نساء/107)

خائن رسوا و بدنام خواهد بود

شاید بدترین و البته ملموس ‏ترین اثرِ خیانت، بی‏آبرویی و رسوایی در بین انسانها باشد؛ بى ‏آبرویی که او را هم در این دنیا و هم در آخرت دامن‏گیر مى ‏کند. جالب است که انسان ها همیشه سعی در کسب آبرو و اعتبار نزد مردم دارند اما چون از بى ‏آبرویی نزد خدا ترس ندارند، با خیانت، به جای آن که اعتبار کسب کنند، نزد همان مردم، بى ‏اعتبار و بى ‏آبرو مى ‏شوند.

قرآن در وصف حال خائنین، این ویژگی آنها را توضیح مى‏ دهد: «چون این گروه از مردم شرم دارند، ولى از خدا حیا نمى‏كنند با اینكه خدا همه‏جا با آنان است و آن زمان كه سخنانى خلاف رضاى او مى ‏پردازند حاضر است و دانایى خدا بدآنچه مى‏كنند صفت اوست.» (نساء/108)

خیانت بین زن و شوهر

در بین آیاتی که درباره خیانت است، آیه 10 سوره تحریم درباره خیانت بین زن و شوهر مى‏باشد. شاید اولین گزینه‌ای که از عبارت «خیانت همسر» به ذهن برسد، رابطه نامشروع و منافی عفت باشد. اما جالب اینجاست که این آیه‌ی شریفه اشاره به افشای راز پیامبر توسط همسران ایشان است نه انحراف از جاده عفت! زیرا هرگز همسر هیچ پیامبری آلوده به بی عفتی نبوده است. خیانت همسر لوط و نوح این بود که با دشمنان آن پیامبر همکاری می‌کرد و اسرار خانه او را به دشمن می‌سپرد.

مصادیق خیانت

با نگاهی به جامعه و تطبیق رفتار مردم با آیات فوق، روشن مى‏شود که خیانت مصادیق بسیاری دارد و بسیاری از گناهان ما در جرگه خیانت قرار مى‏گیرد. زیرا خیانت در سه حوزه‏ی خیانت به خدا و پیامبر و اطرافیانمان رخ مى‏دهد. اما آنچه برای مردم ملموس‏تر و آزار‏دهنده‏تر است خیانت بین دو انسان است که از همه آنها بدتر خیانت بین زن و شوهر است که آن هم تنها به رابطه نامشروع خلاصه نمى‏شود.

اما این روزها خیانت راه‌های نفوذ بسیاری در زندگی‏مان پیدا کرده ‏است. سبک زندگیِ این روزها، خیانت را از دنیا واقعی به دنیای مجازی کشانده و از ارتباط جنسی به خیانت‌های عاطفی و روانی تبدیل کرده‏ است. شیوه زندگی بگونه‌ای شده که داشتن اَکانت‏های متفاوت، مخفی کردن چت‏ها و گفتگوهای فضای مجازی، مخفی کردن عکس‏ها و فیلم‏های نامناسب توی گوشی، حتی گذاشتن کامنت‏های یواشکی، خیانت محسوب مى‏شود.

از آیه 10 سوره تحریم نیز مى‏توان فهمید که خیانت زن و شوهر، صورت‌های مختلفی می‌تواند داشته باشد؛ مثلا: خیانت اقتصادی و مالی؛ یعنی زن در غیاب مرد، بی ‌اذن او در اموال مرد تصرف کند و در جایی که مرد رضایت ندارد، مصرف نماید. یا خیانت عرضی و آبرویی‌؛ یعنی زن اسرار مرد را افشا نماید و او را نزد دیگران بی‌آبرو کند.

هنگامی که از امام صادق علیه‏السلام معنای «خیانت» سؤال شد، فرمود: «آیا ندیده‌ای گاه انسان به چیزی نگاه می‌کند اما چنین وانمود می‌کند که به آن نگاه نمی‌کند؟ این نگاه‌ها خیانت‌آلود است». این نگاه‌ها خواه به نوامیس مردم باشد و یا امور دیگری که نگاه کردن به آن ممنوع است بر خداوند که ذره‌ای از آنچه در آسمانها و زمین است از علم او مخفی نیست پنهان نمی‌ماند

عوامل و موانع خیانت

با توجه به تعریف و توصیفی که از خیانت و مصادیقش داشتیم، روشن مى‏شود که تنها عامل خیانت، «نفس اماره» یا همان «هوای نفس» است. البته نفس اماره مصادیق بسیار زیادی دارد؛ آنکه در راز، مال، آبرو، همسر و ... خیانت مى‏کند، یعنی نفس و دلبستگی‌اش او را به سمت آن خواسته مى‏کشاند و بر او غلبه مى‏کند. حتی گاهی دلبستگی و علاقه افراطی به فرزند نیز زمینه ‏ساز خیانت و انحراف انسانها از دین و حق و حقیقت مى ‏شود که آن نیز ریشه در نفس اماره دارد(انفال آیات ۲۷ و ۲۸)

اما برای دریافتن عامل و مانع خیانت، هیچ آیه‌ای گویاتر و رساتر از آیه ذیل نیست که مى ‏فرماید: وَ مَا أُبَرِّئُ نَفْسىِ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةُ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبىّ‏ إِنَّ رَبىّ‏ غَفُورٌ رَّحِیمٌ(یوسف/53)

من خویش را مبرا نمى ‏كنم زیرا نفس پیوسته به گناه فرمان مى‏دهد مگر آن را كه پروردگارم رحم كند. پروردگار من آمرزگار و رحیم است.

این آیه که کامل کننده آیه 52 است، عامل اصلی خیانت را نفس اماره معرفی مى‏کند و تنها راه خلاصی از نفس و در نتیجه خیانت را، رحم پروردگار مى‏داند. پروردگار رحم‏کننده به انسانِ با تقوایی است که به کمک نماز و روزه و شریعت و ذکر الهی، گام‏های عملی برای مهار و مدیریت نفس برداشته است و با خودسازی افسار نفس اماره را به دست عقل سپرده است.

و رحمت حقیقی الهی بر عالمین نفس حجت الهی زمانه است همو که به تصریح حدیث زرین رضوی شرط اصلی امان از عذاب برای مستقرین در حصن توحید است و شرط صدق طاعت الهی در اطاعت محض(و عدم خیانت) اوست که کهف حصین و دژ استوار الهی از رجم شیطان و نفس اماره است تا خداوند امانت و اطاعتش را در غیبت و ظهورش نصیبمان سازد.

پنج شنبه, 14 بهمن 1395 12:31

بستن چشمهای بیگانه و نامحرم !


وب‌کم رایانه‌تان را به دلایل امنیتی غیرفعال کنید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گسترش نفوذ اینترنت به کاربران خدمت بزرگی انجام داده است و کاربران حالا می‌توانند نه‌تنها با ارسال متن و صوت، بلکه با ارسال زنده تصاویر خود با سایر کاربران ارتباط برقرار کنند. این موضوع باعث شده است تا بیشتر کامپیوترهای خانگی به وب‌کم مجهز باشند. از طرف دیگر تمام لپ‌تاپ‌های موجود در بازار هم حالا مجهز به وب‌کم هستند. در این بین وب‌کم نقش دریچه‌ای بصری را میان حریم شخصی شما و فضای اینترنت ایفا می‌کند. به همین دلیل هم هست که باید مواظب این دریچه باشیم و تا حد امکان، موارد امنیتی را برای وب‌کم‌ رایانه خود رعایت کنیم. دلایل امنیتی مختلفی برای غیرفعال کردن وب‌کم وجود دارد. با این حال اما ممکن است بسیاری از ما هنوز دقیقا ندانیم که باید چطور و چرا وب‌کم کامپیوتر شخصی‌مان را غیرفعال کنیم.

 

بد نیست بدانید که هک کردن وب‌کم، کار چندان سختی هم نیست و هر هکر خرده‌پایی می‌تواند وب‌کم شما را به راحتی هک کند. هک کردن وب‌کم تنها به نفوذ به حریم شخصی شما ختم نمی‌شود و هزار و یک کلا‌ه‌برداری و خلاف اینترنتی را هم در پی دارد. اگر یک هکر از طریق وب‌کم به حریم شخصی شما نفوذ کند، به‌راحتی می‌تواند از دریچه وب‌کم، زندگی شما را زیر نظر بگیرد و پس از ضبط فیلم و عکس‌های مختلف، این عکس‌ها را در فضای اینترنت در معرض چشم‌های ناپاکِ نامحرمان قرار دهد. با این اوصاف بهتر است ببینیم جاسوسی از طریق وب‌کم تا چه اندازه می‌تواند خطرناک باشد. شاید 10 سال پیش، ادعای جاسوسی دولت‌ها یا هکرها از طریق وب‌کم کامپیوترهای خانگی، ادعای بی‌پایه و اساسی به نظر می‌آمد. اما اگر به رمز و راز دنیای هکرها علاقه داشته باشید، حتما می‌دانید که این ادعا چندان هم که گفته می‌شود بی‌اساس نیست و هرازگاهی شاهد انتشار اخبار جاسوسی دولت‌ها یا افراد از طریق وب‌کم هستیم.

جالب است بدانید هفت سال پیش یک دانش‌آموز متوجه شد وب‌کم‌ لپ‌تاپ‌های مدرسه‌اش به‌صورت غیر محسوس از رفتار دانش‌آموزان عکس می‌گیرند. پس از شکایت این دانش‌آموز و دخالت مقامات قضایی مشخص شد که این مدرسه حدود ۵۶ هزار عکس از طریق وب‌کم از دانش‌آموزان بدون کسب اجازه آنها گرفته و جمع‌آوری کرده است. سه سال پیش هم محققین ثابت کردند که می‌توان وب‌کم مک‌بوک را بدون روشن شدن چراغ آن فعال کرد. این کار پیش از این غیرممکن تلقی می‌شد. یک مامور سابق اف‌بی‌آی نیز هک وب‌کم مک‌بوک را تایید کرد و مدعی شد مدت‌هاست که وب‌کم‌های مک‌بوک قابل هک بوده است.

ادوارد اسنودن معروف نیز در همان سال مستنداتی را افشا کرد که مشخص شد آژانس امنیت ملی ایالات متحده آمریکا (NSA) با موفقیت توانسته است به دوربین‌ گوشی‌های آی‌فون و بلک‌بری نفوذ پیدا کند. یک سال بعد هم در سال 2014، ادوارد اسنودن اسنادی را مبنی بر دسترسی آژانس امنیت ملی آمریکا به ابزارهای هکی افشا کرد که با استفاده از آنها می‌توان از طریق وب‌کم، زندگی کاربران را زیر نظر گرفت و ضبط کرد. این ابزارها شباهت زیادی به بدافزار Gunfish دارد. این بدافزار قادر است ویدئوهای گرفته شده از وب‌کم را ضبط کند. یک سال پیش هم گروهی که از آنها در فضای اینترنت با نام BlackShades یاد می‌شود متلاشی شد و پس از متلاشی شدن این گروه مشخص شد نرم‌افزاری که توسط آنها با قیمت ۴۰ دلار به‌ فروش می‌رسیده، به وب‌کم کامپیوتر قربانیان دسترسی داشته است. البته این شیوه چندان جدیدی نیست و اگر به اخبار هک علاقه داشته باشید، احتمالا چنین شیوه‌ای را در قالب نرم‌افزاری با نام Back Orifice به‌خاطر می‌آورید. جالب است بدانید، این نرم‌افزار در سال ۱۳۶۹ شمسی ساخته شده بود!

همان‌طور که گفتیم هک کردن وب‌کم کار چندان سختی نیست و به غیر از آژانس امنیت ملی آمریکا، حتی یک هکر خرده‌پا نیز می‌تواند با ترفند‌های مختلف به کامپیوتر قربانی نفوذ کند. با این حساب می‌توان گفت این روزها در کنار دولت‌ها، هکرها نیز به‌راحتی قادر به در اختیار گرفتن کنترل کامپیوتر شما هستند. اینجاست که باید درخصوص حفظ امنیت خود در فضای سایبری توجه بیشتری به‌ خرج دهید. حالا که اهمیت غیرفعال کردن وب‌کم به دلایل امنیتی را متوجه شدید، بهتر است راه‌حل‌های خوب و ساده‌ای را هم برای غیرفعال کردن وب‌کم یاد بگیرید.

از نصب و آپدیت بودن آنتی‌ویروس اطمینان خاطر حاصل کنید: وقتی صحبت از حفظ امنیت کامپیوترهای خانگی به میان می‌آید، اولین نکته‌ای که باید در نظر بگیرید استفاده از یک آنتی‌ویروس خوب و مطمئن است. آنتی‌ویروس ممکن است جلوی تمامی فعالیت‌های خرابکارانه را نگیرد، اما باز هم تا حد امکان جلوی احتمال آلوده شدن سیستم‌ شما به بدافزارهای جاسوسی را می‌گیرد.

به هر کسی اجازه دسترسی به کامپیوتر خود را ندهید: حتما برای شما هم پیش آمده است که در زمان خرابی کامپیوتر از فامیل و آشنایان کمک می‌گیرید. به این ترتیب شما رسما اجازه دسترسی کامل وی را به سیستم‌ خود داده‌اید و این فرد به راحتی قادر است دور از چشمان شما، بدافزارهای خرابکارانه و جاسوسی را بر روی کامپیوتر شما نصب کند. به این ترتیب توصیه می‌کنیم برای نصب آنتی‌ویروس و حفظ امنیت کامپیوتر خود حتما از افراد متخصصی کمک بگیرید که کاملا به آنها اعتماد دارید.

اتصال وب‌کم را قطع کنید: بیشتر کامپیوترهای خانگی از یک وب‌کم به‌صورت جداگانه بهره می‌برند، با این حساب برای حفظ هرچه بیشتر امنیت کامپیوتر و حریم شخصی خود توصیه می‌کنیم اتصال USB وب‌کم را از کامپیوتر جدا کنید. کاملا مشخص است، وب‌کمی که به کامپیوتر شما متصل نباشد، امکان جاسوسی ندارد. برای این کار پیشنهاد می‌کنیم وب‌کم را بالای مانیتور مستقر کرده و در زمان‌هایی که از آن استفاده نمی‌کنید اتصال USB وب‌کم را با کامپیوتر قطع کنید، زمان‌هایی نیز که به وب‌کم نیاز دارید، به‌ راحتی پورت USB وب‌کم را متصل کنید.

از تنظیمات بایوس، وب‌کم را غیرفعال کنید: این روزها شاهد گسترش تقاضا برای خرید لپ‌تاپ هستیم و کاربران زیادی لپ‌تاپ را به کامپیوترهای خانگی ترجیح می‌دهد، این دسته از کاربران بیشتر باید مواظب حفظ حریم شخصی خود باشند، چراکه لپ‌تاپ را در قسمت‌های مختلف منزل قرار می‌دهیم و از آنجایی که وب‌کم به‌صورت مستقل در تمامی لپ‌تاپ‌ها تعبیه شده است، اتصال وب‌کم را به‌صورت سخت‌افزاری و با قطع کابل USB نمی‌توان قطع کرد. اینجاست که می‌توان با مراجعه به قسمت بایوس (BIOS) لپ‌تاپ،‌ وب‌کم را غیرفعال کرد. برای این کار باید لپ‌تاپ خود را ریست کرده و قبل از اینکه سیستم‌عامل اجرا شود وارد تنظیمات بایوس شوید، فشردن دکمه F2 یا کلید DEL یا ترکیبی از کلید‌های F و دکمه fn در لپ‌تاپ‌ها باعث باز کردن منوی بایوس می‌شود.

پس از اینکه وارد بایوس لپ‌تاپ خود شدید کافی است به دنبال عبارت‌هایی نظیر Webcam, Integrated Camera یا CMOS Camera بگردید. در نهایت نیز پس از اینکه گزینه غیرفعال کردن وب‌کم در بایوس را پیدا کردید، به راحتی می‌توانید این گزینه را غیرفعال کنید تا سیستم‌عامل دیگر به وب‌کم دسترسی نداشته باشد.  باید گفت تمامی لپ‌تاپ‌ها به ویژگی غیرفعال کردن وب‌کم از طریق بایوس مجهز نیستند. لپ‌تاپ‌های تجاری دل و لنوو در بیشتر موارد از قابلیت غیرفعال کردن بایوس بهره می‌برند، اما همان‌‌گونه که اشاره شد اگر چنین گزینه‌ای در بایوس لپ‌تاپ شما وجود نداشته باشد به احتمال زیاد سازنده لپ‌تاپ، از تعبیه کردن این امکان صرف‌نظر کرده است. غیرفعال کردن وب‌کم باعث غیر فعال شدن میکروفن لپ‌تاپ نیز خواهد شد، چرا که در بیشتر لپ‌تاپ‌ها ماژول وب‌کم و میکروفن از یک منبع تغذیه می‌شوند. البته به لحاظ امنیتی این امر را باید به فال نیک بگیرید چرا که با غیرفعال کردن وب‌کم، عملا نه تنها جلوی جاسوسی تصویری از طریق وب‌کم را خواهید گرفت، بلکه از آنجایی که به همراه وب‌کم، میکروفن لپ‌تاپ نیز غیرفعال می‌شود، با یک تیر دو نشان زده و جلوی جاسوسی صوتی هکرها و خرابکاران اینترنتی را نیز خواهید گرفت.

غیرفعال کردن وب‌کم در سیستم‌عامل: این راه‌حل همانند سایر راه‌هایی که به آنها اشاره کردیم، امن نیست، اما اگر امکان انجام موارد بالا را نداشتید، می‌توانید از این روش کمک بگیرید. با این روش شما از داخل سیستم‌عامل، درایورهای مربوط به وب‌کم را پاک می‌کنید تا از این طریق وب‌کم حاضر در کامپیوتر شما عملا غیرفعال شود. از آنجایی که سیستم‌عامل‌های مختلفی را بر روی کامپیوترهای شخصی شاهد هستیم، انجام این کار راه‌های متفاوتی خواهد داشت اما کلیت کار به یک شکل است. در سیستم‌عامل ویندوز که ما ایرانی‌ها بیشترین استفاده را ازآن انجام می‌دهیم، برای غیرفعال کردن وب‌کم از طریق سیستم‌عامل کافی است تا به قسمت Device Manager وارد شوید، با تایپ عبارت Device Manager در منوی استارت ویندوز به راحتی می‌توانید این گزینه را پیدا کنید. در قسمت Device Manager به دنبال قسمت وب‌کم در زیر گزینه Imaging Devices بگردید، پس از اینکه وب‌کم را پیدا کردید بر روی آیکون آن راست کلیک کرده و گزینه Disable یا Uninstall را انتخاب کنید. همان‌گونه که اشاره شد، زیاد نمی‌توان به لحاظ امنیتی روی این راه‌حل حساب باز کرد. چراکه اگر شخص دیگری از راه‌دور به کامپیوتر شما با مجوزهای مدیر سیستم دسترسی داشته باشد، به راحتی قادر است تا درایورهای حذف شده را مجددا نصب کرده و وب‌کم کامپیوتر شما را فعال کند. این موارد دست به دست یکدیگر داده‌اند تا راه‌حل پایانی ما، راه‌حلی بسیار ساده و کارآمد باشد.

پوشاندن وب‌کم: اگر حوصله ندارید که وب‌کم کامپیوتر خود را از طریق بایوس غیرفعال کنید یا اینکه قطع کردن کابل USB وب‌کم نیز برای شما دردسر ساز می‌شود در این قسمت راه‌حل ساده و آسانی را برای شما سراغ داریم. در این روش پیشنهاد می‌کنیم روی لنز وب‌کم خود را با یک جسم خارجی بپوشانید. منظور ما از یک جسم خارجی نیز وسیله خاصی نیست و پوشاندن وب‌کم با یک تکه کاغذ یا مقوا کفایت می‌کند. این امر در کنار سادگی، مزایای امنیتی جالب و کارآمدی دارد، زمانی که روی لنز وب‌کم پوشیده شده است، به راحتی از حفظ حریم شخصی خود مطمئن هستید، از طرف دیگر در صورت نیاز به وب‌کم نیز کافی است بدون انجام هرگونه تنظیماتی، روی وب‌کم را باز کرده و از آن استفاده کنید.