ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
سه شنبه, 26 شهریور 1392 19:39

ای حجت حی دوران ویژه تولد امام رضا

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 

 

 

 

 سلیمان (یکى از اصحاب امام رضا(ع): حضرت رضا(ع) در بیرون شهر، باغى داشتند. گاه‏گاهى براى استراحت به باغ مى‏رفتند. یک روز من نیز به همراه آقا رفته بودم. نزدیک ظهر، گنجشک کوچکى هراسان از شاخه درخت پرکشید و کنار امام نشست. نوک گنجشک، باز و بسته مى‏شد و صداهایى گنگ و نا مفهوم از گنجشک به گوش مى‏رسید. انگار با جیک جیک خود، چیزى مى‏گفت.
امام علیه السلام حرکت کردند و رو به من فرمودند: «ـ سلیمان!... این گنجشک در زیر سقف ایوان لانه دارد. یک مار سمى به جوجه‏هایش حمله کرده است. زودباش به آن‏ها کمک کن!. ..
با شنیدن حرف امام ـ در حالى که تعجب کرده بودم ـ بلند شدم و چوب بلندى را بر داشتم . آن قدر با عجله به طرف ایوان دویدم که پایم به پله‏هاى لب ایوان برخورد کرد و چیزى نمانده بود که پرت شوم...
با تعجب پرسیدم: «شما چطور فهمیدید که آن گنجشک چه مى‏گوید؟» امام فرمودند: «من حجت خدا هستم... آیا این کافى نیست؟!»

 

ای حجت حی دوران

 یگانه وارث جد غریب رئوفت سلطان مطلق ارض طوس

به رافت و غربتش و شکوه و جلوه اش در بارگاه الهی و در قلوب دلشکستگان بارگاهش

عجز و بیچارگیمان در آشوب و پریشانی غیبت طویل و جانکاه زمانه ات  که ذره ای از  فشار و عقده های بیشمارقلب دریایی ات

نیست را مرهمی و فرجی یا ابا صالح !

مولای عزیزتر از جانم تاج افتخار خدمتت در این ظلمتکده که رنگ و زیور کاذب فریبنده اش به توفیق شما کم سو گشته ،اما از هر

سو مورد هجوم واقع گشته را، بر مشتاقان خدمتت به آرزوی خدمت در حضورت( به سان خادمان گردگیر بدست رضوی) تمام نما!  

 

غافل مشو شاید خبری شد امشب

شاید که مبارک سحری شد امشب

شاید که بخاطر امام هشت------م

از یوسف زهرا خبری شد امشب

اللهم عجل لولیک الغریب الرئوف الفرج

 

 

 

 

خواندن 2957 دفعه آخرین ویرایش در جمعه, 26 دی 1393 19:21