رئیس کمیته اقتصاد دیجیتال: تعلل در تصویب لایحه حمایت و حفاظت از دادههای کاربران،کشور را دچار آسیب جدی میکند
خلأ قانونی؛ حلقه مفقوده امنیت سایبری کشور
خلأ قانونی برای حفاظت از اطلاعات کاربران به یکی از چالشهای اصلی در بحث امنیت سایبری کشور تبدیل شده است. در مدت اخیر حملات سایبری به بانکها، سازمانها و پلتفرمها افزایش یافته و اطلاعات کاربران بهراحتی به سرقت رفته است. در حالی که غالبا شرکتها حملات سایبری را تکذیب میکنند، اما در نهایت اطلاعات کاربران در شبکههای اجتماعی و دارکوب منتشر میشوند. تداوم و شدت گرفتن این حملات حالا واکنش رئیس کمیته اقتصاد مجلس را هم به دنبال داشته است. مجتبی توانگر در ابتدای هفته جاری طی نامهای به رئیسجمهور با انتقاد از تعلل دولت در ارائه لایحه حمایت و حفاظت از دادههای کاربران در فضای مجازی تاکید کرد که این تعلل، کشور و دادههای مردم را دچار آسیب جدی کرده است.
توانگر طی نامهای به رئیسجمهور در خصوص هک شدن و نشت اطلاعات کاربران در فضای مجازی از طریق پلتفرمهای داخلی نکاتی را متذکر شد. او در این نامه تاکید کرد: «دیجیتالیشدن همه امور در کشور و توسعه فضای مجازی با مشارکت مجلس و دولت روند پرشتابی داشته است. این تحول بزرگ آثار و فرصتهای بیبدیلی با خود به همراه آورده است که میتوان به تسهیل زندگی مردم، شفافیت، مشاغل جدید و رشد و توسعه اقتصاد دیجیتال اشاره کرد. اما در کنار این فرصتها، تهدیدهایی هم ایجاد شده است که باید برای آنها چارهاندیشی کرد. داده و اطلاعات در بطن این تحولات و هدف تهدیدات است. در یکسال اخیر بهطور مکرر هک و نشت اطلاعات کاربران از سامانههای دولتی و کسبوکارهای دیجیتالی بخش غیردولتی در تیتر اخبار قرار گرفته و این تنها بخشی از واقعیت است، زیرا بسیاری از هکرها دسترسی به این اطلاعات را اطلاعرسانی نمیکنند. این داده و اطلاعات حریم خصوصی کاربران بوده و به واسطه دیجیتالیشدن فرآیندهای کسبوکار حتی حاوی اطلاعات سلامت، رفتار و اسرار خانوادگی و شخصی کاربران است و افشای آنها و دسترسی تبهکاران به این اطلاعات نه تنها حیثیت مردم را تهدید میکند، بلکه موجبات خسارات جانی، مادی و معنوی علیه ایشان میشود.»
در ادامه این نامه آمده است: «امیدوارم این اتفاقات ناگوار اخیر موجب شود تا سکوهای (پلتفرمها) داخلی با عذرخواهی رسمی از مردم، برنامه تقویت حفاظت از دادههای خود را ارائه و آسیبهای ناشی از هکهای گذشته و آینده را بهحداقل ممکن برسانند. در عین حال که دولت و نهادهای نظارتی نیز توجه کنند؛ این آسیب، موجب ایجاد محدودیتهای غیرقانونی و غیرمنطقی به پلتفرمهای داخلی نشود و موجبات تقویت رگولاتوری و تصویب قوانین مرتبط شود. البته تنبیه و بازخواست، حتی بر اساس مقررات GDPR نیز امری مرسوم و ضروری به نظر میرسد. تذکر این نکته هم ضروری است که نشت اخیر داده از یکی از پلتفرمهای داخلی را باید از سهامداران آن در یکی از اپراتورهای تلفنهمراه و یکی از وزارتخانهها نیز پیگیر بود. با این همه در حال حاضر هیچیک از قوانین موجود قابلیت حل این مساله را نداشته و خلأ قانونی برای مسوولیت سنگین حفظ این امانت مردم و پاسخگویی اشخاصی که دسترسی به این دادهها دارند قطعا وجود دارد. با تاکیدات مکرر ریاست محترم مجلس برای حفظ حریم شخصی مردم در فضای مجازی، کمیته اقتصاد دیجیتال مجلس در این خصوص با کارشناسان و صاحبنظران، جلساتی را آغاز کرد که در نهایت، مجلس در سال ۱۳۹۹ طرحی را که تحت عنوان حفاظت از دادهها با همراهی کارشناسی شورای اجرایی فناوری اطلاعات، مرکز پژوهشهای قوهقضائیه و مرکز پژوهشهای مجلس تهیه کرده بود، بهجهت تاخیر دولتوقت در ارائه لایحه، در دستور کار قرارداد. لیکن بهجهت اینکه با تاسیس کارگروه اقتصاد دیجیتال در دولت جنابعالی، با بازنویسی و بهروزآوری، لایحه حمایت و حفاظت از دادهها در دستور کار دولت قرار گرفت این طرح به جهت ترجیح مجلس و درخواست دولت محترم، در ارائه این قانون مهم به عنوان لایحه از دستور کار مجلس خارج شد.
رئیس کمیته اقتصاد دیجیتال مجلس در ادامه نامه خود به روندی اشاره کرد که مجلس برای تصویب لایحه حمایت و حفاظت از دادههای کاربران طی کرده است و نوشت: «در نهایت با جلسات فشرده و مستمر کارگروه اقتصاد دیجیتال دولت برای تصویب لایحه در خردادماه ۱۴۰۲ بهتصویب رسید و در آذرماه با قید فوریت در دستور کار هیات وزیران قرار گرفت. لیکن با وجود اینکه کارگروه، دارای اختیارات اصل ۱۳۸ و ۱۲۷ قانون اساسی است و به جهت اهمیت جرایم علیه داده و اطلاعات باید با فوریت به مجلس ارائه میشد، ظاهرا با درخواست مغایر قانون یکی از وزرا، مجددا به کمیسیون قضایی و حقوقی دولت ارجاع شده که این تعلل، کشور و دادههای مردم را دچار آسیب جدی کرده است. در لایحه تصویب شده در کارگروه ویژه اقتصاد دیجیتال موارد ذیل مورد توجه قرار گرفته است: دادهها تنها در صورت دریافت، ذخیره، نگهداری و پردازش میشود که رضایت شخص موضوع داده، اخذ شده باشد(موارد استثنا نظیر امور قضایی بر اساس قانون فقط برای موارد مشخصشده و از پیش اعلامشده و مرتبط با کسبوکار، استفاده میشود، بیش از حد لازم ذخیره نشده و در تمام فرآیندهای پردازش ایمن نگهداشته شود، فقط در محدوده قانون استفاده شده و بدون مجوز قانونی در اختیار دیگری قرار داده نشود). حقوق مرتبط با دادهها نظیر حق فراموشی (درخواست حذف داده توسط کاربر) و حق اصلاح به رسمیت شناخته شود و در صورت سوءاستفاده یا پردازشهای خارج از قانون به نحو مقتضی با متخلف برخورد قانونی شود. برای نمونه در احکام مواد ۳۲، ۹ و ۳ هم قواعد اخذ رضایت و پردازش دادهها تصریح شده و هم مجازات تخطی از رعایت این قواعد جرمانگاری شده است.
ماده ۳- پردازش دادههای شخصی حریمهای خصوصی و اختصاصی، منوط به رضایت شخص موضوع آنها و اجازه مالکان حریمهاست. اعلام رضایت و اجازه اشخاص مذکور باید با رعایت شرایط ذیل باشد: پیش از پردازش باشد، بیانگر آگاهی اشخاص مذکور باشد، استنادپذیر باشد.
ماده ۹- رضایت به پردازش، به معنای اجازه افشای هویت شخص موضوع دادهها نیست و حق گمنامی شخص در محدوده رضایت ابراز شده باید توسط پردازشگران حفاظت شود.
ماده ۳۲- مرتکبان اقدامات ذیل به مجازات مقرر محکوم میشوند: نقض حق رضایت شخص موضوع داده، چنانچه دادههای حریمهای خصوصی و اختصاصی پردازش شود، به مجازات درجه ۵ و چنانچه دادههای حریمهای عمومی پردازش شود، به مجازات درجه ۶، ممانعت از استیفای همه یا بخشی از حق درخواست شخص موضوع داده برای پردازش یا توقف آن یا انجام پردازش دادههای شخصی بهوسیله خودش یا نقض حق گمنامی و فراموشی وی، به یک یا هر دو مجازات درجه ۶.»
رئیس کمیته اقتصاد دیجیتال مجلس با اشاره به اینکه قانون حفاظت از دادهها باید هرچه سریعتر بهتصویب دولت رسیده و جهت اخذ مصوبه به مجلس ارسال شود، ادامه داد: «با عنایت به اینکه در ضرورت تصویب این قانون در کشور اتفاق نظر وجود دارد و متن تهیه شده حاصل مشارکت جمعی بین پژوهشگران و صاحبنظران بوده و همچنین در فرآیند تصویب در کارگروه و حتی بعد از آن با جلسات مستمر با ذینفعان و بخشخصوصی نظرات ایشان اخذ و اعمال شده است لازم است این قانون هرچه سریعتر بهتصویب دولت محترم رسیده و جهت اخذ مصوبه به مجلس شورای اسلامی ارسال شود. در این خصوص مجلس نیز با دولت همراهی کامل خواهد داشت، لذا مستدعی است دستور مقتضی برای طی تشریفات قانونی و تعجیل در تقدیم لایحه به مجلس صادر شود تا دادهها و حریم خصوصی مردم بیش از این مورد تهدید و آسیب قرار نگیرد.»
اواخر هفته گذشته نیز یکی از اعضای کمیسیون صنایع و معادن مجلس نیز نسبت به این حملات سایبری واکنش نشان داد و اظهار کرد که وقتی خدمات دولتی الکترونیکی میشود، به آن معناست که در بستر فضای مجازی و الکترونیکی خدمات ارائه میشوند؛ در این شرایط اگر این بستر امن نباشد و اتفاقاتی نظیر هک و حمله سایبری بیفتد، اعتماد مردم از بین میرود. مصطفی طاهری در گفتوگو با «ایسنا» با اشاره به هک دادههای کاربران یکی از شرکتهای خصوصی ارائهدهنده خدمات در فضای مجازی، بر اهمیت حفاظت از اطلاعات و دادههای مردم در بستر فضای مجازی تاکید کرد و گفت: «یکی از مواردی که در قانون مدیریت دادهها و اطلاعات ملی مورد تاکید قانونگذار قرار گرفته، موضوع حفاظت از دادهها به ویژه در موارد مربوط به سامانههای پایهای نظیر سامانههای مرتبط با اطلاعات سجلی، مدارک تحصیلی و داراییها و اطلاعات بانکی و بورسی است.»
این عضو کمیسیون صنایع مجلس با تاکید بر اینکه آنچه برای ما اهمیت دارد تامین امنیت پایگاههای داده است، عنوان کرد: «در قانون مدیریت دادهها و اطلاعات ملی تاکید کردیم که باید مسوولیت تامین امنیت دادهها بر عهده خود مجموعههای خصوصی قرار بگیرد؛ در این زمینه چند سال است که در خصوص سامانههای دولتی در فضای مجازی اقداماتی را در دستور کار قرار دادهایم که این اقدامات در بودجه سال جاری (۱۴۰۲) خیلی پر رنگتر از قبل است؛ در قانون بودجه امسال به دستگاههای دولتی اجازه دادهایم که بخشی از کل بودجه عمرانیشان را در زمینه تامین زیرساختهای مربوط به امنیت شبکه سرمایهگذاری کنند؛ حاکمیت بهطور کلی فرماندهی این کار را بر عهده مرکز ملی یا همان شورای عالی فضای مجازی گذاشته است و ما نیز در مجلس این مسیر را بهطور جدی پیگیری میکنیم.»
بحث حفاظت از دادهها در شرایط فعلی برای کاربران بسیار حائز اهمیت است. با وجود اینکه بارها قدمهایی برای نهایی شدن لایحههای حفاظت از دادههای شخصی برداشته شده، اما هنوز این لایحه در دستور کار دولت باقی مانده و برای بررسی و تصویب نهایی به مجلس ارائه نشده است. بهطور کلی از نظر کارشناسان حقوقی حکمرانی سایبری در کشور ما به درستی معنا نشده است. در همین راستا محمدجعفر نعناکار، حقوقدان حوزه فناوری اطلاعات، به «دنیای اقتصاد» میگوید: «مشکلات پیش آمده اخیر باید از جهات متفاوتی مورد بررسی قرار بگیرند که مهمترین وجه آن حکمرانی سایبری است. این موضوع که حاکمیت در چه ابعاد و سطحی به دادهها دسترسی دارد و آیا میتواند برای آنها پروتکل بگذارد و روی آنها نظارت داشته باشد، باید مورد بررسی قرار بگیرد. متاسفانه در داخل کشور حکمرانی سایبری به آن شکل وجود ندارد یا نظاممند نیست اگر هم نظاممند باشد کارآمد نیست.»
او در ادامه میگوید: «از طرف دیگر وقتی پلتفرمها دادههای کاربران را جمعآوری میکنند بعضا دادههایی را جمعآوری میکنند که مازاد بر نیازشان هست یا این اطلاعات از جنس دادههایی هستند که مطابق قانون تجارت الکترونیکی اخذ، پردازش یا ذخیرهشان ممنوع است. در ماده ۵۸ قانون تجارت الکترونیکی آمده است که ذخیره، پردازش و توزیع پیامهای شخصی که شامل اطلاعات قومی، نژادی، مذهبی و... باشد، ممنوع است؛ اما پلتفرمها بدون توجه به این قانون چنین اطلاعاتی را ذخیرهسازی میکنند. از طرفی پلتفرمها از همان بدو فعالیت گواهینامههای متنوعی را دریافت میکنند؛ نهادهای دولتی که چنین گواهینامههای امنیتی را اعطا میکنند، باید بهطور مداوم این پلتفرمها را پایش کنند و اگر متوجه محل نفوذ یا مشکلی شدند آن را به پلتفرم مذکور متذکر شوند.»
نعناکار با تاکید بر اینکه کاربران نباید اطلاعات مازاد در اختیار پلتفرمها بگذارند، ادامه میدهد: «کاربران باید توجه داشته باشند در پلتفرمهایی که ثبتنام میکنند، بهخصوص پلتفرمهای همهگیر، اطلاعات مازادی در آن وارد نکنند و اگر از این پلتفرمها استفاده نمیکنند حساب کاربریشان را حذف کنند و اجازه ندهند دادههایشان در آن پلتفرم ذخیره شود. اگر کسی هم فکر میکند که متضرر شده است به محاکم قضایی مراجعه و پیگیری قضایی کند. نکته قابل توجه دیگر آن است که در ماده ۷۸ قانون تجارت الکترونیکی آمده که اگر بهدلیل ضعف سیستمها و پلتفرمها خسارتی -چه از طرف بخش دولتی چه از سوی بخش خصوصی- ایجاد شود، آنها ملزم به جبران خسارت هستند.» در مدت اخیر هک پلتفرمهای ارائه خدمات آنلاین به چالشی بزرگ تبدیل شده است و بهنظر میرسد قوانین موجود نمیتوانند ضمانت اجرایی برای عدم انجام چنین حملات سایبری ایجاد کنند؛ چرا که در روزهای اخیر اطلاعات کاربران بیشماری به سرقت رفته است. در شرایطی که دادهها به دارایی ارزشمندی برای افراد و شرکتها تبدیل شدهاند و از اینرو قانونمند کردن استفاده از این دادهها ضرورتی انکارنشدنی، اما فراموش شده در کشور ماست، وزیر کشور روز گذشته در واکنش به حملات سایبری اخیر اظهار کرد که بسیاری از هکرها دست به کلاهبرداری میزنند تا بتوانند در برابر فروش اطلاعات پولی را به دست بیاورند و البته تاکید کرد که نام اسنپفود باید اصلاح شود، چون «فود» یک کلمه انگلیسی است.
این خیلی طبیعی است که هر از گاهی در محیط کار احساس کنید از نظر ذهنی سردرگم هستید و در هپروت به سر میبرید. اما بهطورکلی و بهویژه در این دوره بیثباتی اقتصادی که امنیت شغلی میتواند به خطر بیفتد، خیلی مهم است که هوش و حواستان بهسرعت سر جایش برگردد و یکبار دیگر روی حسن شهرت حرفهای خود تمرکز کنید. این کار را با تعیین تعهدات حرفهای خود شروع کنید.
از خود بپرسید: «میخواهم در محیط کار به چه چیز شهره باشم؟» شور و اشتیاق؟ مهارت ارتباطی عالی؟ قابل اعتماد بودن؟ یا عملکرد بالا در شرایط پرفشار؟ هر کدام از اینها میتوانند مهارت تازهای باشند که میخواهید بیاموزید. یا مهارت کهنهای که قویتر کنید و بهبود ببخشید. در مرحله بعد، برای تحقق بخشیدن به این مهارتها یک برنامه عملیاتی بریزید و خود را به آن متعهد کنید. لازم نیست حتما تغییرات بزرگ و فاحشی به وجود بیاورید. حتی تغییرات جزئی در زبان بدن، طرز فکر، ارتباطات، به چشم آمدن یا میزان بهرهوری هم میتواند به تاثیر چشمگیر و ماندگاری بر حسن شهرت شما منجر شود.
درنهایت، خود را به حل مشکلات ساده اما تاثیرگذار مقید کنید. میزان ارزشی را که صرفا با به اشتراکگذاری یا پیادهسازی دانشتان میتوانید به وجود بیاورید، دستکم نگیرید. برای اینکه حلال مساله تاثیرگذاری باشید لازم نیست کار شاقی بکنید. با کار کوچکی بهسادگی نشان دادن طرز استفاده از یک وسیله به همکاری که با آن آشنا نیست یا رفع مشکلی که بهرهوری تیمتان را با مشکل مواجه کرده هم میتوانید تاثیرگذار باشید. فقط مراقب باشید که طی این گامها تنها سنجه میزان موفقیتتان تایید گرفتن از دیگران نباشد. ارزش سرمایهگذاری که روی حرفهتان میکنید بینهایت است و با تایید این و آن قابل سنجش نیست.
قرار نیست حتما رئیس باشید تا رهبری کنید. با این سه کار میتوانید مهارتهای رهبریتان را همین حالا تقویت کنید و به عضو بسیار قابل احترام و موثری در تیم تبدیل شوید. اول اینکه قدرتهای موجودتان را بپذیرید. از خود بپرسید: چه وظایفی در محیط کار بیش از همه به من انرژی میدهد و به نظرم بدیهی و آسان میآید؟ در چه پروژههایی معرکه هستم و از انجامشان لذت میبرم؟ من چه دیدگاه منحصربهفردی را به گروه اضافه میکنم؟ قابلیتها، هویت و علایق شما هستند که شما را مجزا میکنند. هرچه بیشتر خود را بشناسید، بیشتر میتوانید با اعتمادبهنفس و اطمینان یک رهبر تیمی رفتار کنید.
دوم، برای رشد روزانه وقت بگذارید. بهبود مهارتهایتان به شما کمک میکند دامنه تاثیر و نفوذتان را گسترش دهید. بهعنوان نمونه شاید سازمان شما به دنبال رهبرانی است که برای ایدههایشان پشتوانه داده و بینش قرص و محکمی دارند. یا آنهایی که از خود همدلی، کنجکاوی و همدردی نشان میدهند. هرچه که باشد، ببینید اولویت سازمان شما چیست و رشد و تقویت آن مهارتها را در اولویت بگذارید و بهصورت روزانه رشدتان را نشان دهید.
و سوم، ارتباط برقرار کنید. فرقی نمیکند درونگرا باشید یا برونگرا (یا چیزی بین این دو)؛ شما میتوانید ارتباطات عمیق و معناداری برقرار کنید که برای تاثیرگذاری در تیمتان کلیدی است. خود را متعهد کنید که در تعامل با همکارانتان آسیبپذیر، قابلاعتماد و همدل باشید.
اگر احساس میکنید در جلسات تکبهتک با مدیرتان راهنمایی، شفافیت یا بازخورد لازم را نمیگیرید، میتوانید با طرح سوالات درست روی نکات موردنیاز تمرکز کنید.
در خصوص وظایف و پروژهها راهنمایی بخواهید. با موضوع x چالش دارم. میتوانید مرا راهنمایی کنید که چگونه با موفقیت از پس آن بربیایم؟ نظرتان درباره ایده z من چیست؟
اولویتها و انتظارات را روشن کنید. با توجه به لیست وظایفم، چهکاری را باید در اولویت قرار دهم و چرا؟
با سازمان و استراتژی آن همسو باشید. برای اینکه درک بهتری از تصویر کلی شرکت داشته باشم، میتوانید به من بگویید کاری که انجام میدهم چه نقشی در اهداف کلان شرکت دارد؟
به دنبال فرصتهای رشد و پیشرفت شغلی باشید. برای گام بعدی چه هدفی تعیین کنم و چرا؟
نسبت به عملکردتان بازخورد بگیرید. انتظارات شما را برآورده میکنم؟ نظر شما در مورد عملکردم بسیار برایم ارزشمند است.
تیمتان دچار حس استیصال، درماندگی یا صرفا فرسودگی شده؟ شاید هدف مشترک جمعیتان را گم کردهاید. شاید تنشهای بین فردی زیاد شده، یا شاید دیگر حس تیمی ندارید. در چنین شرایطی بهعنوان یک مدیر چگونه میتوانید مداخله کنید؟ باید بپذیرید که فراز و فرود دینامیک تیمی در گذر زمان بسیار طبیعی است و به موضوعی بپردازید که بیش از همه غلط بهنظر میرسد. بعد ببینید مشکل کوچکی است که با چند اصلاح درست میشود یا تیمتان در نهایت نیاز به بازآرایی یا احیا خواهد داشت.
هوش مصنوعی مولد، بهویژه مدلهای زبانی بزرگ همچون چت جیپیتی، تاثیرات قابل توجهی بر بهرهوری کارکنان خواهد داشت.
هنگامیکه تیمتان شروع به آزمون و خطا با این تکنولوژی میکند، شما در جایگاه یک مدیر باید به آنها آموزش دهید که هوش مصنوعی قادر به انجام چهکارهایی است و از پس چه کارهایی برنمیآید. بهعنوان نمونه بهرغم اینکه هوش مصنوعی در شناسایی الگوها، تجمیع اطلاعات و پیشبینی عالی است، هنوز قادر به تولید اطلاعات واقعا بدیع و اصیل نیست. کارکنانتان را تشویق کنید که با در نظر داشتن این مساله و سایر محدودیتها ببینند قابلیتهای هوش مصنوعی با وظیفه محوله به آنها همخوانی دارد یا نه و طبق آن ادامه دهند. برای مثال هوش مصنوعی میتواند به افراد کمک کند که حجم عظیمی از اطلاعات را بهسرعت پردازش کنند یا ایدههای تازهای بدهد. حتی میتواند به افراد کمک کند تصمیم متفاوتی بگیرند؛ البته اگر با دادههای مرتبط تعلیم دیده باشند. اما تاکید کنید و برای کارکنان خود جا بیندازید که نباید بدون نظارت کاربر انسانی از هوش مصنوعی برای تولید کار معنادار استفاده کنند. مهمترین چیزی که باید در اینجا به آن تاکید کنیم این است که خروجیهای هوش مصنوعی میتوانند صرفا بهاندازه پایگاه داده و الگوریتمهایش قوی باشند که آنها هم همیشه قابل اتکا نیستند.
آمادهاید از جایگاه کارمندی جهشی به رهبری سازمان داشته باشید؟ با این سه راهکار میتوانید به خود و همکارانتان نشان دهید که آماده اوج گرفتن هستید:
اول، در خصوص آرمانها و اهدافتان صریح باشید. به بیان دیگر برند رهبری خود را بشناسید. از خود بپرسید: بهعنوان یک رهبر و همکار سه ارزش مهم من چیست؟ در سوابق کاریام چگونه به آنها عمل کردهام؟ چرا برای دستیابی به موفقیت مهم هستند؟
فلسفه رهبریام را در یک مصاحبه یا برای نیروی کارم چگونه توصیف میکنم؟
دوم، مهارتهای تصمیمگیری خود را صیقل دهید. همانطور که نردبان ترقی را طی میکنید، مشکلات پیش رویتان سختتر و پیچیدهتر میشوند و بیشتر باید برای تصمیماتتان پاسخگو باشید. برای اینکه استاد مسلم تصمیمگیری شوید، از تیمتان اطلاعات بگیرید، به طرز بیرحمانهای با خود و دیگران صادق باشید (حتی زمانی که حقیقت دردناک است) و بیوقفه پیشفرضهایتان را به چالش بکشید.
سوم، به خودشناسی برسید. هر حرف یا عمل شما در جایگاه رهبر سازمان، تاثیر بسیار زیادی دارد. افراد شما را زیر ذرهبین میگذارند و از هر حرکت یا حرف شما برداشتی میکنند. پس احساسات خود را کنترل کنید. شما میخواهید کارکنان روی کارشان تمرکز کنند نه اینکه انرژیشان را صرف پیشبینی و خواندن مود شما کنند.
موقعی که احساس خستگی مفرط دارید، از کجا میخواهید تشخیص دهید که فرسودگی در انتظارتان است یا نه؟ شما میتوانید با یک فعالیت ساده و سریع وضعیت فرسودگی تیمتان را پیگیری کنید.
شش معیار فرسودگی – یعنی بار کاری، ارزشها، پاداش، کنترل، انصاف و اجتماع - را در نظر بگیرید و ابتدا با نوشتن میزان استرسی که در مقیاس یک تا ده (یک کمترین و ده بیشترین میزان استرس) برای هرکدام از آنها متحمل میشوید شروع کنید.
بهعنوان نمونه اگر احساس میکنید ارتباط گرفتن با همکاران بعد از یک دوره طولانی دورکاری برایتان سخت است، شاید باید به اجتماع عدد هشت را اختصاص بدهید. به همین ترتیب، اگر سرتان حسابی شلوغ است، اما حجم کارتان قابل مدیریت است، میتوانید به بارکاری امتیاز۲ بدهید.
امتیاز نهایی شما باعث میشود دید جامعی نسبت به کیفیت کنونی کارتان پیدا کنید. البته در نظر داشته باشید بهرغم اینکه جمع کل امتیازات
(که از ۶۰ میشود) مهم است، امتیازتان در هر کدام از این معیارها کاربردیتر است، چون احتمالا میبینید در بعضی از ابعاد کار در وضعیت مطلوبی قرار دارید و سالم پیش میروید و در مابقی با مشکل مواجهید. همین که نقاط دردتان را شناسایی کنید، میتوانید استراتژیهای مداخلاتی را برای هدف گرفتن آن مشکلات طراحی کنید.
برای اینکه رهبر سازمانی حقیقتا تاثیرگذاری باشید، باید استاد هنر سخنوری بداهه شوید. این کار صرفا شامل انتقال نکات کلیدی بهدقت ساخت و پرداختهشده نمیشود، بلکه درخشیدن در بخش پرسش و پاسخ و گپ و گفتهای خودمانی بعدش یا سخنرانیهای بدون آمادگی به یاد ماندنی هم بخشی از آن است و برعکس باور غالب جامعه لازم نیست حتما برونگرای ذاتا جذابی باشید تا وقتی در جایگاهی قرار میگیرید ارتباط موثری برقرار کنید. به همین راحتی میتوانید ماهیچه سخنوریتان را تقویت کنید:
اول، از ارائه پاسخهای کلیشهای قابل پیشبینی خودداری کنید؛ چون این کار باعث میشود نتوانید صادقانه، مناسب، خلاق و کارآمد با دیگران ارتباط برقرار کنید. بهجای این کار به تمثیل روی بیاورید یا مطالبی را به اشتراک بگذارید که کمک میکند مخاطب را جذب کنید. بهعنوانمثال وقتی قرار است کسی را در جمعی معرفی کنید، صرفا دستاوردهای رزومهشان را فهرستوار عنوان نکنید، بلکه قصهای از ارزش افزوده آن شخص به تیم تعریف کنید. برای اینکه فشار را از روی خودتان بردارید یادتان باشد که قرار نیست ستاره نمایش باشید. وقتی مثل یک فرد معمولی و نه یک بازیگر یا روبات صحبت کنید، شنوندگان بیشتر و بهتر به شما اعتماد و تحسینتان میکنند. و در نهایت، قدرت شنیدن را دستکم نگیرید. به خود زمان بدهید تا اطلاعات را پردازش کنید. بازگویی مجدد یک سوال یا طرح پرسشهای تکمیلی به شما کمک میکند مطمئن شوید که مطلب را درست متوجه شدهاید و زمان بیشتری در اختیارتان داشته باشید تا فکرشده پاسخ دهید.
منبع: HBR
عرضه نسخه اولیه چتجیپیتی در ماه نوامبر سال ۲۰۲۲، سرآغازی بر جنجالی بود که شاید کمتر کسی فکرش را میکرد. این چتبات مبتنی بر هوش مصنوعی با ورود خود چنان شوری در دل فناوریدوستان انداخت که حالا بسیاری معتقدند باید از منظر «انطباق با کاربر»، آن را تاثیرگذارترین ابزار در تمام طول تاریخ فناوری دانست. استقبال چشمگیر کاربران از این ابزار به حدی بود که تعداد کاربران آن ظرف تنها ۵ روز از زمان عرضه، از مرز یک میلیون نفر گذشت. این درحالی است که پلتفرمهایی مانند اینستاگرام و اسپاتیفای که حالا از جمله محبوبترین پلتفرمها نزد کاربران به حساب میآیند، برای کسب این تعداد کاربر، به ترتیب ۷۵ و ۱۵۰ روز منتظر ماندند.
البته باید توجه داشت که عرضه چتجیپیتی در سال اخیر، نتیجه سلسله تحقیقات و تلاشهایی بود که از سال ۱۹۵۶ در زمینه هوش مصنوعی آغاز شد و با پیشرفتهایی که ظرف یک دهه اخیر در زمینه کلاندادهها و قدرت پردازشی سیستمها ایجاد شد، شتاب بیشتری گرفت. پیشرفت علوم مرتبط با شبکههای عصبی، یادگیری ماشین و مدلهای زبانی بزرگ (large language models) باعث شدند هوش مصنوعی وارد فاز نهایی توسعه شود و نتیجه این امر ظهور ابزارهایی مانند سیری (Siri)، الکسا و در نهایت چتباتهای هوشمندی بود که generative pre-trained transformers یا به اختصار GPT نام گرفتهاند. این ابزارها در حقیقت قادرند با زبانی طبیعی، به انواع سوالهای کاربران پاسخ دهند و درخواستهای آنها را انجام دهند و چتجیپیتی یکی از آخرین ابزارهایی است که با تکیه بر این مفهوم توسعه یافته است. حالا پیشرفتهای این چتبات به حدی رسیده که با تقلید از متونی که انسانها در انواع پلتفرمها به اشتراک میگذارند، روزبهروز شبیهتر به یک انسان واقعی درصدد پاسخ به سوالات و برآورده کردن درخواستهای کاربران برمیآید.
با اینحال و با گذر از هیجانات اولیه هوش مصنوعی، بهار سال میلادی گذشته، فرصتی بود تا بشریت درک بهتری از ابعاد مختلف چتجیپیتی و هوش مصنوعی پیدا کند. در این زمان بود که فرصتی فراهم شد تا برداشتهای انسانگونهتری از هوش مصنوعی و ابزارهای مبتنی بر آن ایجاد شود و حتی این گمانهزنی مطرح شود که شاید آخرالزمان قرار است به دستان این فناوری برای بشریت رقم بخورد. روشنی فصل بعدی یعنی تابستان، فرصتی برای تحلیل عمیقتر مفهوم این فناوری فراهم کرد و کارشناسان را بر آن داشت تا با تکیه بر حکمتهای قدیمی، پاسخی برای چالشهای جدی پیدا شده از قبل هوش مصنوعی پیدا کنند.
در نهایت و در فصل پایانی سال که حالا دیگر هوش مصنوعی به عنوان یک پدیده جدید و شگرف مورد پذیرش عمومی قرار گرفته، فرصتی فراهم شد تا توسعه هوش مصنوعی نظاممندتر و در قالب چارچوبهایی دنبال و مسیری برای به حداقل رساندن آسیبهای احتمالی آن تعریف در پیش گرفته شود. در این زمان، رهبران کشورها تلاش کردند تا در چارچوب قوانین سرزمینی و نشستهای منطقهای، اهمیت بهبود حکمرانی این فناوری را از یاد نبرند و به سهم خود، بر کنترل آسیبهای احتمالی و بلندمدت هوش مصنوعی تمرکز کنند.
با تمام اهمیت عرضه چتجیپیتی به عنوان یکی از محبوبترین ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در زندگی بشر امروزی، نباید از اهمیت دیگر مدلهای هوش مصنوعی مولد که در سال اخیر معرفی شدند چشم پوشید. میدجرنی، مدل زبانی منبع باز متا با نام Llama، ارنی (همان بات عرضه شده توسط بایدو) و بارد و جمنای که توسط گوگل عرضه شدند، همگی نمونههایی از تحول چشمگیر هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۳ بودند.
در حقیقت امسال پیشرفت هوش مصنوعی چنان سرعت گرفت که ایلان ماسک، چهره نامآشنا و جنجالی دنیای فناوری به همراه بیش از هزار نفر از دیگر رهبران حوزه تکنولوژی، خواستار توقف توسعه بیشتر سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی شد و بر خطرات جدی احتمالی این فناوری برای جوامع و آینده بشریت تاکید کرد. در نامهای که این گروه از فعالان حوزه فناوریهای دیجیتال به صورت هماهنگ منتشر کردند، به توسعهدهندگان این فناوری عجیب و جنجالی هشدار داده شد تا دستکم برای شش ماه، از آموزش و توسعه بیشتر سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی که پیشرفتهتر از GPT-۴ باشند، دست بکشند. همزمان با این موضوع، مناظرات بسیاری در حاشیه رویدادهای مختلف حوزه فناوری شکل گرفت و در آنها، ضمن تاکید بر مخاطرات هوش مصنوعی، از آن به عنوان تهدیدی برای آینده بشریت یاد شد.
پیشرفت هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۳ تا حدی پیش رفت که حتی شماری از نویسندگان و مالکان حقوق معنوی، از شرکتهایی مانند OpenAI به جرم نقض حق کپیرایت شکایت کردند. آنها در شکایتهای خود مدعی شدند که این ابزارها، بدون کسب اجازه، حجم انبوهی از دادههایی را که مالکیت معنوی آنها در اختیار افراد مشخصی است مورد بهرهبرداری قرار داده و از آنها برای ایجاد خروجیهای متفاوتی که با خواست کاربر سفارشدهنده متناسب باشد استفاده کردهاند.
در ادامه حتی چتجیپیتی به دلیل نگرانیهایی که پیرامون حفظ حریم خصوصی کاربران وجود داشت، برای مدتی در ایتالیا ممنوع شد. نهاد مرتبط با حفاظت از دادههای کاربران در این کشور، با هشدار به اوپنایآی، مالک چتجیپیتی پیرامون فعالیتهایش تاکید کرد که این شرکت به صورت غیرقانونی اقدام به جمعآوری دادههای افراد میکند و همزمان، استانداردهایی که متضمن حفاظت از کاربران زیر سن قانونی در استفاده از چنین ابزارهایی باشد را رعایت نمیکند. اگرچه در نهایت این شرکت تلاش کرد تا با اعمال تغییراتی در رویکرد خود، نظارت این نهاد ایتالیایی را جلب کند، اما همچنان نگرانیهای زیادی پیرامون حفظ حریم خصوصی در این ابزارها در ذهن افراد باقی مانده است. در نهایت حالا و با پیشرفتهای ایجاد شده، چتجیپی قادر است به جستوجو در فضای وب بپردازد و به این ترتیب، آخرین اطلاعات موجود در وب، عکسها، ویدئوها، لینکها و منابع معتبر در پاسخهای ارائه شده از سوی این چتبات به کاربران بازتاب پیدا میکند. اما در ادامه این پیشرفتها، نگرانیهایی نیز اوج گرفت و ماجراجویی سم آلتمن همراه با اوپنایآی در نهایت به نقطهای رسید که دهان کاربران از تعجب باز ماند. در نوامبر امسال و با اخراج وی از سوی هیاتمدیره شرکت، نام او به صدر اخبار دنیای فناوری رسید و کسی باور نمیکرد که به این سادگی، بنیانگذار این شرکت پیشرو از کار کنار گذاشته شود. اگرچه در نهایت وی با پادرمیانی یا شاید تهدید برخی از چهرههای با نفوذ دنیای تک به شرکت بازگردانده شد، اما این گمانهزنی مطرح شد که احتمالا وی در حال پیشروی در پروژهای بوده است که به خلق ابرانسان میانجامد.
توسعه سریع هوش مصنوعی در سالی که گذشت، زنگ خطر را در بسیاری از کشورها به صدا درآورد و کار به جایی رسید که دولت برخی کشورها، برای ساماندهی و تعیین چارچوبهای مناسب برای ایجاد حکمرانی درست هوش مصنوعی دست به کار شدند. یکی از مهمترین این اقدامات را باید صدور دستور اجرایی از سوی بایدن، رئیسجمهور آمریکا در اواخر ماه اکتبر دانست. این دستور توسعهدهندگان سیستمهای هوش مصنوعی که ریسکهایی برای امنیت ملی، اقتصاد سلامت عمومی و ایمنی آمریکا دارند را ملزم میکند تا نتیجه تستهای ایمنی را قبل از انتشار عمومی با دولت به اشتراک بگذارند. همچنین طبق دستور اجرایی بایدن آژانسهای دولتی باید استانداردهایی برای آزمایش و بررسی ریسکهای شیمیایی، زیستشناختی، رادیولوژی، هستهای و امنیت سایبری تعیین کنند.
توافق اتحادیه اروپا در مورد وضع نخستین قانون هوش مصنوعی را باید از دیگر گامهای مهمی دانست که در سال اخیر در زمینه بهبود حکمرانی این حوزه برداشته شد. این توافق که با هدف محدودسازی و کنترل بیشتر شرکتهای فعال در زمینه توسعه هوش مصنوعی انجام شده بود، بازیگران این صنعت را ملزم میکند تا الزامات تعیین شده برای شفافیت در زمینه کارهای خود را برآورده کنند.
چین را باید نخستین کشوری دانست که در ماه اوت سال ۲۰۲۳، دستورالعمل اولیهای را برای کنترل پیشرفت هوش مصنوعی وضع کرد. این دستورالعمل با این هدف تنظیم شد که این اطمینان حاصل شود که توسعه هوش مصنوعی منطبق با ایدئولوژی سوسیالیستی پکن پیش برده شود. در این دستورالعمل تاکید شده است که خدمات هوش مصنوعی مولد باید «پیرو ارزشهای اصلی سوسیالیسم» باشد و علیه اقتدار دولت یا نظام سوسیالیستی آن اقدامی نکند. در این دستورالعمل موقت تاکید شده است که تمام دادههای لازم برای آموزش این مدلهای هوش مصنوعی باید از منابعی تامین شوند که از نظر دولت مجاز هستند. سرویسدهندگان نیز باید درخواست اشخاص برای بررسی یا اصلاح اطلاعات گردآوریشده توسط هوش مصنوعی را بپذیرند.
در ادامه تلاشهایی که در دنیا برای بهبود حکمرانی هوش مصنوعی انجام شد، باید به تشکیل یک کمیته ویژه در سازمان ملل برای نظارت در عملکرد هوش مصنوعی نیز اشاره کرد. در کنار این مورد رهبران گروه هفت (G۷) نیز با برگزاری جلساتی، خواستار ایجاد سازوکاری شدند که به ایمن و قابلاعتماد کردن هوش مصنوعی کمک کند. دولت بریتانیا نیز با تنظیم گزارشی، توانمندیها و خطرات بالقوه هوش مصنوعی را مورد بحث و بررسی قرار داد. این گزارش شامل سه بخش اصلی است که از بحث در مورد توانمندیها و خطرات هوش مصنوعی آفلاین تا سال ۲۰۲۵، مطالعه خطرات امنیتی و ایمنی فناوری هوش مصنوعی مولد تا سال ۲۰۲۵ و بررسی خطرات آینده توسعه هوشمصنوعی آفلاین تا سال ۲۰۳۰ تشکیل میشود. در این گزارش بر نیاز به همکاری جهانی برای مدیریت خطرات این فناوری تاکید شده و همچنین نیاز به اقدامات متناسب برای اطمینان از امنیت جهانی در مقابل تهدیدات هوش مصنوعی را مطرح کرده است.
حالا سال ۲۰۲۳ در شرایطی به پایان رسیده است که به جرات میتوان گفت هوش مصنوعی امسال در ادبیات کشورها، به مفهومی پذیرفته و فراگیر تبدیل شده است. حالا دیگر باید چتجیپیتی را مترادف هرگونه ارتباطی دانست که بر پایه هوش مصنوعی پیش برده میشود. درست همانطور که حالا دیگر برای مردم سراسر جهان، گوگل مترداف مفهوم جستوجوی اینترنتی است.
این میانبر به کاربران کمک میکند تا با کمک هوش مصنوعی، تصاویر را ایجاد کرده، ایمیل بنویسند و متون را خلاصه کنند. یوسف مهدی، مدیر ارشد بازاریابی مصرفکننده مایکروسافت، در وبلاگی با اعلام این تغییر گفت: «این شرکت، سال ۲۰۲۴ را «سال رایانههای شخصی هوش مصنوعی» میبیند که منعکسکننده روند نوظهور مشابه در میان سازندگان گوشیهای هوشمند برای معرفی مدلهای خود به عنوان «تلفنهای هوش مصنوعی» هستند. این عناوین، به خودی خود وزن زیادی ندارند، اما مایکروسافت سال گذشته را صرف بازسازی بزرگترین محصولات خود در زمینه فناوری هوش مصنوعی کرده است که میتواند محتوای جدیدی را از مجموعه عظیم دادهها، تولید کند. این فهرست اکنون شامل ویندوز، آفیس، موتور جستوجوی بینگ، نرمافزارهای امنیتی و محصولات مشتری و مالی است. این کار متکی به فناوری GPT-۴ شرکت OpenAI که مایکروسافت ۱۳ میلیارد دلار در آن سرمایهگذاری کرده است.»
بر اساس گزارش بلومبرگ، ورود مایکروسافت به عرصه خدمات هوش مصنوعی، هنوز به افزایش فروش سازندگان دستگاه تبدیل نشده است، زیرا ویژگیهای جدید Copilot بهطور یکسان برای دستگاههای جدید و موجود عرضه میشوند.
فاطمه دختر حزام بن خالد بن ربیعة بن عامر، معروف به وحید بن کلاب بن عامر بن صعصعه، و مادرش لیلی دختر مالک بن جعفر بن کلاب، و عمویش لبید شاعر است. فرزندانش عبارت بودند از عباس، جعفر، عبد الله و عثمان که همگی با امام حسین علیه السّلام در کربلا شهید شدند.(تاریخ طبری: 3، 162 و 262 و 343؛ بحار الانوار: 42، 91؛ تنقیح المقال: 3، 70(تاریخ طبری نسب حزام را چنین نوشته است: ابو المجل بن خالد بن ربیعه بن الوحید بن کعب بن عامر بن کلاب)).
ام النبین در سال 70 ق رحلت کرد.
روایت شده است که امیر المؤمنین علیه السّلام به برادرش عقیل- که انساب عرب را خوب می دانست و از احوال خانوادگی آنها آگاه بود- فرمود: می خواهم زنی برایم خواستگاری نمایی که از خاندان شجاعت و شیردلان باشد تا فرزند سوارکار شجاعی به دنیا آورد. عقیل، فاطمه کلابیه (ام البنین) را به ایشان معرفی نمود و گفت: در میان عربها خاندانی شجاعتر از خانواده وی سراغ ندارم. علی بن ابی طالب علیه السّلام با وی ازدواج کرد و عباس، عبد الله، جعفر و عثمان به دنیا آمدند. این مادر پسرانش را چنان تربیت کرد که همه شیفته برادر بزرگوارشان امام حسین علیه السّلام بودند و در رکاب آن حضرت شهید شدند. (محدثات شیعه، ص: 53؛ غروی نایینی، نهله)
ام البنین: همسر امام علی(ع) و از دفن شدگان در بقیع
شخصیت و موقعیت ام البنین در اسلام
نکاتی پیرامون زندگانی حضرت ام البنین (س)
مادر ماه/ پژوهشی در زندگی و شخصیت ام البنین(س)
تأثیر کیمیاگون صفات و روحیات مادر در تربیت فرزند، علی(ع) را بر آن داشت، برادر خود عقیل را طلبیده و از وی بخواهد تا از بلندای «علم انساب» نگاهی به قبایل مختلف بیفکند؛ خانواده ای اصیل و دودمانی شجاع انتخاب کند تا از بانویی منسوب به آنان، فرزندانی دلاور، شیردل و قوی پنجه در پیکار با دشمنان اسلام به وجود آید. پس از مدتی تحقیق، عقیل، «فاطمه کلابیه» یا «ام البنین» را برگزید. بانویی که شمامه یا «لیلی» افتخار مادری اش را داشت و «حزام بن خالد» پدر او بود. در دیباچه اجداد و نیاکان وی، دلیرمردی، حماسه آفرینی و ستم سوزی بسیاری دیده می شد به طوری که سلاطین زمان در برابر اینان سر تسلیم فرود می آوردند. ابوبراد علم بن خالد، شخصیتی بود که شجاعترین فرد عرب محسوب می شد و جد مادری فاطمه کلابیه بود، با پنجاه رزم آور مقابله می کرد و لقب «بازی کننده با نیزه ها» را به خود اختصاص داده بود. از این رو عقیل رو به امیرالمؤمنین(ع) کرد و گفت:
«شجاعترین و زیرک ترین مردمان عرب این قبیله هستند.»
افزون بر صفات نیاکان و پدر و مادر، ام البنین خود از بانوان فرزانه و ارجمندی بود که به اهل بیت علیهم السلام، معرفتی والا داشت و از اخلاص و صفا در ولایت بهره مند بود. شناخت عمیق او از ژرفای وجود و شیفتگی فراوان وی به فرزندان فاطمه علیهاالسلام، او را بانویی محبوب و مورد احترام نزد فرزندان آن حضرت ساخته بود به گونه ای که زینب کبرا علیهاالسلام در ایام عید به دیدار وی می شتافت. (پیام زن، شماره 81)
ازدواج حضرت علی علیه السلام با حضرت امّ البنین علیهاالسلام
ولادت حضرت ابوالفضل علیه السلام
ام البنین در واقعه کربلا حضور نداشت و هنگامی که بشیر به مدینه بازگشت و ام البنین را ملاقات کرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وی دهد ام البنین گفت: درباره ابو عبد الله، حسین علیه السّلام برایم بگو. بشیر قتل فرزندانش را یکایک به او خبر داد. ام البنین گفت: رگ قلبم را پاره کردی. بچه هایم و آنچه زیر آسمان است فدای ابا عبد اللّه علیه السّلام. از حسین برایم بگو. مامقانی پس از نقل حال ام البنین هنگام ورود بشیر می گوید: علاقه و ارادتش به حسین علیه السّلام به سبب امر امامت بود (حسین امام و پیشوایش بود) و اینکه به شرط سلامت حسین، مرگ چهار فرزندش را بر خود آسان گرفت؛ نشان درجه عالی ایمان اوست.(محدثات شیعه، ص 53؛ غروی نایینی، نهله)
عالم فرهیخته، زین الدین عاملی، معروف به شهید ثانی، این بانو را این گونه معرفی می کند: «ام البنین علیها سلام از بانوان با معرفت و پرفضیلت بود. نسبت به خاندان نبوت، محبت و دلبستگی خالص و بی اندازه داشت و احترام ویژه می گذاشتند. در روزهای عید، به احترام او به محضرش می رفتند و به ایشان ادای احترام می کردند.» سید محسن امین در کتاب اعیان الشیعة خود نوشته: «ام البنین علیها سلام شاعری خوش بیان و از خانواده ای اصیل و شجاع بود.» علی محمد دخیل، نویسنده عرب زبان معاصر است. نظر او دربارة این بانو چنین است: «بزرگواری این زن (ام البنین) هنگامی روشن می شود که بدانیم وقتی خبر شهادت فرزندانش را به او می دهند به آن توجه نمی کند، بلکه از سلامتی حضرت امام حسین علیهم السلام می پرسد؛ گویی حسین علیهم السلام فرزند او است نه آنان».(امان فروردین و اریبهشت 1392، شماره 41)
ام البنین، اسوه مادران و همسران شهید
ویژگی ها و فضایل ام البنین علیهما السلام
ویژگیها و فضائل حضرت امّ البنین علیهاالسلام
حضرت امّ البنین علیها السّلام؛ الگوی تربیت نسل انقلابی
این بانو گرچه در کربلا حضور نداشت ولی چهار فرزند رشیدش در حادثه عاشورا در راه یاری امام حسین «علیه السلام» به شهادت رسیدند. او مأوای زنانی بود که برای عزاداری امام حسین «علیه السلام» جمع می شدند. او که از حضرت علی «علیه السلام» دارای چهار پسر به نام های عباس، عبدالله، جعفر و عثمان بود و همگی در کربلا شهید شدند، شیوه عزاداری را برای مبارزه انتخاب کرد تا ابعاد مختلف و ناگوار جنایات کربلا در یادها بماند و دشمنان سرمست از پیروزی را شرمنده و مطرود سازد. حضرت ام البنین که دارای ذوق و قریحه شعر بود، هر روز با عبدالله فرزند حضرت ابوالفضل «علیه السلام» به بقیع می رفت و به یاد چهار فرزندش به گریه و زاری می پرداخت به گونه ای که مردم دور او جمع می شدند و عزاداری می کردند و به نوحه و سوگواری او گوش می دادند؛ حتی مروان بن حکم نیز که به دشمنی با بنی هاشم شهرت داشت در آن صحنه حضور می یافت و گریه می کرد.
در مورد ابوالفضل العباس «علیه السلام» فرزندش سروده که:
یا من رای العباس کر علی جماهیر النقد
و وراه من ابناء حیدر کل لیث ذی لبد
انبئت ان ابنی اصیب براسه مقطوع ید
ویلی علی شبلی امال براسه ضرب العمد
لو کان سیفک فی یدیک لما دنی منک احد
ای آن که عباس را دیدی، که بر گروه بیچارگان حمله می کرد، و دنبال او از فرزندان حیدر (علی علیه السلام) جنگاورانی بودند، که هر یک یال و کوپالی داشتند، خبردار شدم که بر سر پسرم آسیب وارد شد، در آن حال که دستش قطع بود، وای بر من که ضربه عمود سرش را خم کرد، (عباسم) اگر شمشیرت در دستت بود، هرگز کسی به تو نزدیک نمی شد. (بانوان عالمه و آثار آنها، معاونت پژوهش مرکز حوزه های علمیه خواهران)
مصیبت ام البنین(س) مادر حضرت عباس(س)
مادر، آن واژه پر رمز و راز هستی است که دل را از وصلش آرامشی دیگرگونه فرا می گیرد و در فراقش، غمی متفاوت همه وجود را پرمی کند. رابطه ای چنین عمیق را باید در رازهای خلقت جست و نمی توان مدلّل به ادله عقلانی اش کرد. انسانی که شیره جانش را به فرزندش خورانده و از همه لذایذش برای رشد کودکش می گذرد، ایثارگری بزرگ و شخصیتی قابل احترام است؛ شایسته آنکه به توصیه کتاب الهی، حتی کلمه نسنجیده کوتاهی نشنود و جز با احترام نامش برده نشود.
در این میان، رابطه ای عمیق تر و اساسی تر، بین شهید و مادرش برقرار است. نیم نگاهی به حالات و خاطرات شهدا، به خوبی این رابطه عمیق را نشان می دهد. بررسی حالات و روحیات مادران شهدا نیز نشانگر عمق پیوند ایشان با فرزندان گرانقدرشان است. ارادت شهید به والدین، به طور ویژه به مادرش، ریشه در چه مسائلی دارد؟ آیا این رابطه همچون رابطه همة فرزندان با مادرانشان است یا عطری دیگر و رنگی متفاوت بر آن نقش بسته است؟
زمزمه های شهدا در وصیت نامه هایشان آنگاه که خطاب به مادرانشان سخن می گویند، به واقع رنگ و بویی دیگر می یابد؛ چونان که گویی حس نویسنده از درون کلمات با دل خواننده نیز بازی می کند. چگونه است که عاطفی ترین و عمیق ترین واژه های آخرین کلمات شهید برای مادر او به کار برده شده است؟ چرا در اشعار شهیدان و نوشته های مربوط به آنها، پر است از دل گویه های شهید با مادرش؟
ام البنین علیها السلام نماد ایثار و از خودگذشتگی
تاملی کوتاه در رابطه عمیق شهید و مادرش
گفتگوی خواندنی خانواده شهیدهمدانی
گمان مکن پسرت ناتنی برادر بود
قسم به عشق، کنارم حسین دیگر بود
منال ام بنین و ببال از عباس
تو شیر مادر و شیر تو شیرپرور بود
سقوط قلعۀ خیبر اگر به نام علی ست
فرات، خیبر دیگر؛ یل تو حیدر بود
ز. شام تا به سحر دور خیمه ها می گشت
که ماه هاشمیان بود و مهرپرور بود
به لرزه بود از او پشت هفت پشت ستم
یل تو یک تنه یک تن نبود، لشگر بود
به جای دست روی چشم خویش تیر گذاشت
ببین که تا به چه حدی مطیع رهبر بود
اگر فتاد روی خاک می شود پرپر
ولی گل تو روی شاخه بود و پرپر بود
رسالتت نه فقط صاحب پسر شدن است
خانمی که تا خود خورشید قامت داشته
مردی میان خاک و خون، مشکی پراز خالی
گویند فقیری به مدینه به دلی زار
این جا بقیع است...و این مزار مادری که شیرزن بود و شیرپرور؛ دلیر بود و دلیرپرور، غیور بود و غیور پرور، مادری که اگرچه درکربلا نبود اما دلش را برای همیشه در کربلا گذاشت! این جا مزار مادری است که آموزگار عشق و ارادت بود و آن گاه که قدم به خانه علی(ع) نهاد، سایه مهربانی اش را پناه کودکان داغدیده زهرا(س) کرد. آمده بود تا نه بانوی خانه که کنیز کودکان یتیم فاطمه(س) باشد و این خاکساری عاشقانه، ادب و عشق را به دردانه هایش بیاموزد تا در قیام سرخ عاشورا سهیم باشد...این جا بقیع است و این فرار مادری که عمری فاطمی زیست و اکنون همه تاریخ به ادب و نجابت و وقارش سوگند می خورد. هنوز طنین صدایش را می توان شنید.
لاتَدعُونّی ویکَ ام البنین، تذکّرینی بلیوث العرین
کانت بنونَ لی اُدعی بِهِم، وَالیَوْمَ أصبحتُ وَلا مِن بَنین
أربعةُ مِثلَ نُسورُ الرّبی، قَد وَاصَلوا الموَتَ بِقطعِ الوَتین
ای زنان مدینه! دیگر مرا ام البنین مخوانید و مادر شیران شکاری ندانید.
من فرزندانی داشتم که به خاطر آن ها مرا ام البنین می گفتند، ولی اکنون دیگر برای من فرزندی نمانده و همه را از دست داده ام. آری، من چهار باز شکاری داشتم که آن ها را هدف تیر قرار دادند و سر از تنشان جدا کردند...هنوز کوچه های مدینه، مرثیه سرایی اندوه سترگ او را در خاطر دارند که چگونه دلش در گودال قتلگاه به جا نهاده بود و زبانش در بقیع به بیان مظلومیت حق و حقیقت می پرداخت...
نگاه کن، از پشت این پنجره ها و گوش بسپار به صدای مرثیه مکرری که نبض عاشورا را در مدینه به جریان می اندازد. نگاه کن اکنون دیگر نه خود را به جای می آوری و نه جز اشک، چیزی را می نگری...
صبورتر از همه مادران دل سوخته.
پیامک تسلیت وفات حضرت ام البنین علیها سلام
یکی از نقش های مهم زنان در دورۀ جنگ و بعد از آن نقش همسر شهید بودن است. همسران شهدا از حساس ترین اقشار جامعه هستند، زیرا با از دست دادن همسر، علاوه برداشتن مسئولیت های خانوادگی، در قبال فرزندان و بعضا پدران و مادران شهدا نیز از نظر اخلاقی و معنوی مسئولیت شان بیش تر می شود. اکثر این زنان با حفظ وقار و ارزش نهادن به شخصیت شهید، با این مسئله به خوبی کنار آمدند و مسئولیت خود را به انجام رساندند و بسیار کم و انگشت شمار بودند زنانی که ابراز نارضایتی کردند یا با گریه و نالۀ زیاد اجر خود را از بین می بردند. در داستان نویسی نیز نویسندگان، با شناختی که از جامعۀ آن روز داشتند، گاه توانسته اند نقش این زنان را آن گونه که بوده است به تصویر بکشند، اما برخی نویسندگان نیز با پرداخت بد داستان و ذهنیات همسر شهید، فداکاری و شجاعت او را طور دیگری به تصویر کشیده اند. مثلا در داستان«این بابای من نیست»، زنی را می بینیم که در انتظار خبری از شوهرش، دل نگران است. نویسنده آرامش قلب این زن را ناشی از تکرار مصیبت و تعدّد مصیبت دیدگان قلمداد کرده است:
«بعد از دیدن این همه شهیدی که از جبهه می آوردند اگر هم خبر شهادت شوهرش را می شنید برایش قابل تحمل بود. اما بی خبری از او فکرش را مشغول می داشت»
1- افتخار مادری: بانو ام البنین (علیهاالسلام)، مهدی وحیدی صدر؛ تصویرگر طیبه توسلی، تهران: مجمع جهانی اهل بیت (ع)، معاونت امور فرهنگی ، ۱۳۸۷، ۱۲ ص
2- الدمع الحزین لمصاب ام البنین (ع) و خدیجه ام المومنین (ع)، تالیف بنت المبارک،قم: آیه حیات ، ۱۴۳۰ق. - = ۲۰۰۹م. - = ۱۳۸۸.
3- ام البنین (س ) زیباترین الگوی نامادری! ، محمدرضا یکتایی، تهران : فارابی ، ۱۳۸۴، ۱۰۳ ص.
4- ام البنین سلام الله علیه: مادر حضرت عباس علیه السلام، ابوالفضل هادی منش؛ تصویرگر احسان سلیمانی، قم: حدیث نینوا، ۱۳۹۲.
5- ام البنین علیهاالسلام مادر علمدار، مهدی غلامی مهر آبادی،قم: آیت شرق ، ۱۳۸۷.
معرفی 39 کتاب پیرامون حضرت ام البنین سلام الله علیها
مجموعه کتاب های معرفی حضرت ام البنین(س)
آشنائی با زندگانی حضرت ام البنین سلام الله علیها
زندگی نامه مادر مهتاب حضرت ام البنین(س)
ام البنین (ع) در آینه شعر: با مقدمه ای در زندگانی و کرامات حضرت
ام البنین (ع) ربیبه بیت الامامه
شهادت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام
سخنرانی دکتر رفیعی 3 محور مهم زندگی حضرت ام البنین
وفات حضرت ام البنین مداحی حاج میثم مطیعی
مداحی وفات حضرت ام البنین سیدمجید بنی فاطمه
گروه تعاملی الف، 4021004008 ۳۳ نظر، ۳ در صف انتشار و ۸ تکراری یا غیرقابل انتشار
۸۰ درصد وزيران کابينه انگليس مدرک کارشناسي دارند، در حالي که در ايران موج دکترا گرفتن و پشت ميز نشستن به راه افتاده است.

گروه تعاملی الف
جلال محسنی:
باورکردني نيست اما ايران پنج برابر کشورهاي پيشرفته دنيا دانشگاه دارد. در ايران دو هزار و 640 دانشگاه وجود دارد، در حالي که چين و هند با جمعيتي چندين برابر ايران، به ترتيب دو هزار و 481 و هزار و 620 دانشگاه دارند و اين يعني تعداد دانشگاه هايشان از ما کمتر است.
بنابر گزارش موسسه اسپانياييCISC، تعداد دانشگاهها در بيشتر کشورهاي پيشرفته جهان زير 500 دانشگاه است؛ براي مثال آلمان 412، انگليس 291 و کانادا 329 دانشگاه دارد. گزارش ها همچنين ميگويند اين تعداد دانشگاه در ايران، حدود پنج هزار ميليارد تومان از بودجه کل کشور را مي بلعد و نزديک به 50 درصد جمعيت بيکار کشور را توليد ميکند.
نکته قابل تامل ديگر اين که 80 درصد وزيران کابينه انگليس مدرک کارشناسي دارند، در حالي که در ايران موج دکترا گرفتن و پشت ميز نشستن به راه افتاده است. تبديل شدن مدرک به کالاي مصرفي مدرک گرايي يعني تقاضاي زياد براي کسب مدارک عالي دانشگاهي بدون توجه به هدف اصلي آن يعني کسب دانش و مهارت، چندین سال است به عنوان پديده اي در ايران ظهور کرده و جماعت زيادي را تحت تاثير قرار داده است.
در گونه شناسي «رابرت مرتُن» اين پديده تاحدودي نشان دهنده نوعي مناسک گرايي است زيرا وسيله را قبول دارد (مدرک) ولي هدف کسب اين وسيله را که در ابتداي پاراگراف به آن اشاره شد، نمي پذيرد. همچنين گوياي نوعي جابه جايي اهداف سازماني است يعني دانشگاه بدون اعلام و به صورت ضمني و غيرعلني، از محل کسب دانش به محل صدور مدرک نزول کرده يا در اين سراشيبي افتاده است.
از جنبه مصرف گرايي نيز مي توان اين طور توضيح داد که مصرف مدرک، همپاي انواع ديگر مصرف رشد کرده است و مدرک هم به صورت کالايي که با قانون عرضه و تقاضا ميزان مصرف آن تعيين مي شود، ظهور کرده است. به دنبال کسب هويت با مدرک گرفتن در ميدان جنگ سرمايهها، هنگامي که شخص از برخي انواع سرمايه به خصوص اقتصادي برخوردار نيست، تلاش ميکند با بالا بردن سرمايه فرهنگي خود که به دنبالش احترام و منزلت نيز کسب ميشود، آن کمبود را جبران کند. طبقه برخوردار از سرمايه اقتصادي هم با استفاده از همين نوع سرمايه در ميدان زندگي اجتماعي، آن را تبديل به سرمايه فرهنگي (تحصيلات بالاتر) ميکند تا اجازه ندهد اقشار ديگر نسبت به او تمايز يا برتري ويژهاي کسب کنند.
وقتي اين انديشه اشاعه مييابد که در زندگي شهري، منزلت اکتسابي يا دستاوردهاي فرد، معيار ارزيابي و قضاوت درباره اوست و مدرک دانشگاهي هم اثبات نوعي دستاورد والا محسوب ميشود، عده زيادي به سمت آن هجوم ميبرند؛ به خصوص هنگامي که عرضه فضاهايي که اين امکان را فراهم ميکنند يعني تعداد دانشگاهها بالا رود. اين مسئله وقتي حادتر ميشود که بدانيم در واقع، اين نوعي تناقض ساختاري است زيرا تمامي مدارک، دستاورد نيستند و برخي از آنها حاصل نفوذ، رانت و امثال آن هستند يعني ساز و کار کسب مدرک مهم نيست بلکه تنها يدک کشيدن عنوان «دکتر» مهم است.
مدرک گرايي نوعي از خودبيگانگي به وجود مي آورد که برايند نيروهاي وارده به شخص در ميدان هاي اجتماعي،فرهنگي، اقتصادي و سياسي است. بيگانگي از اين منظر که به مدرک به سانِ يک بت نگريسته مي شود، کسب آن مانند زدن واکسن فلج اطفال ضروري جلوه ميکند، موجوديتي مستقل از خود شخص دارد و شعار «من مدرک دارم، پس هستم»، جانشين «من ميانديشم، پس هستم» ميشود. از اين منظر شخص متقاضي مدرک به انساني تک ساحتي تبديل ميشود که هويت خود را بدون مدرک از دست ميدهد.
دلايل سياسي و اجتماعي مدرک گرا شدن
هنگامي که فرصت تحرک اجتماعي صعودي کم باشد، جوانان به سمت راه هاي جانشين مي روند. براي مثال وقتي فرصت دستيابي به درآمد بالاتر با توجه به تلاش و کوشش وجود نداشته باشد يا زماني که شخص خود را با کساني که اين فرصت از طرق ديگر برايشان مهيا شده است مقايسه ميکند، نوعي ساز و کار جبراني را براي تحرک اجتماعي از طريق کسب مدرک به کار ميگيرد. مدرکگرايي نتيجه عرضه بيش از حد فضاي دانشگاهي ارائه دهنده، فشار تقاضا براي مدرک از طريق تبليغات پيدا و پنهان اغواکننده، شبکه توزيع ناکارآمد امکانات موجود يا نابرابريهاي ناعادلانه، مصرفگرايي و کالايي شدن مدرک و بازاري شدن دانشگاه است. مدرک گرايي همچنين نتيجه نظام بوروکراسي ناکارآمدي است که به جاي شايسته سالاري، کسب مدرک را شرط ارتقا يا استخدام ميداند.
از سويي ديگر، کاهش فشار آکادميک در فضاي دانشگاهي يعني راحت تر شدن ورود به دانشگاه و خروج از آن و دسترسي سريع تر به انواع کلاس هاي مجازي و ابزارهاي ميان بر رايانهاي (مانند کپي کاري) در تسريع اين روند دخيل است؛ مجموعه اين عوامل فضا را به سمت نوعي عقلانيت صوري پيش مي برد که همانند مک دوناليزه شدن (اصطلاح به کار رفته توسط جرج ريتزر براي توضيح ويژگي هاي مدرنيته که از استعاره رستوران هاي غذاي سريع مک دونالد استفاده کرده است)، سريع و کاراست و بر کميت به جاي کيفيت تأکيد مي کند که خود انعکاسي از روحيه غالب و سبک زندگي رايج در ميان شهروندان يک سرزمين و نتيجه تعامل سطوح خرد و کلان براي تحميل اراده و خواسته شان به يکديگر است به اين معنا که ميزان و نوع مدارک مانند رسيدن به نوعي نقطه تعادل است که عرضه آن توسط سطح کلان و تقاضاي آن توسط سطح خرد تعيين مي شود.
مدرک گرايي داراي کارکردهاي سياسي نيز هست؛ از اين نظر که مانند قرص مسکني براي بيکاري تجويز شد اما در نهايت به صورت ديالکتيکي (منظور از کاربرد اين واژه توسط کارل مارکس اين است که معتقد بود ساز وکارهاي رشد سرمايه، داراي نوعي تناقض دروني است که اسباب سقوط و فروپاشي آن را نيز فراهم خواهد کرد) دامان خود برنامه ريزان را گرفته و به بيکاري مضاعف دامن زده است. همچنين براي قشري از ميان سالان و کساني که افسوس روزهاي از دست رفته گذشته را مي خورند به عنوان نوعي تفريح به کار ميرود.
دانشگاه براي کسب مهارت باشد نه مدرک
به طور کلي بايد جانشين هاي مدرک دانشگاهي تعريف، تقويت و تبليغ شوند و به طور منصفانه در دسترس عموم قرار گيرند وعرضه انواع مدرک که حتي گاهي کاملا از ابتدا تا انتها خريده مي شود، کاهش يابد و رشته ها و دانشگاه ها با توجه به نيازسنجي مناطق و آمايش سرزميني مکان يابي شوند و رشد پيدا کنند. شعار «دانشگاه براي مدرک» بايد جاي خود را به «دانشگاه براي کسب مهارت و دانش» بدهد که اين امر از طريق آموزش از دبستان آغاز ميشود.
همچنين استعداديابي بايد در عمل اجرا شود و باورها به مجراهاي جايگزين مانند هنر، موسيقي، فني و حرفه اي و حتي کاسب بودن در بازار، به مرور تغيير يابد. در همين زمينه، مهم ترين سوالي که بايد در ابتداي امر، شخص به آن جواب دهد اين است که اگر ادامه تحصيل ندهم چه کارهاي ديگري مي توانم بکنم؟ محاسبه هزينه-فايده اين مبادله يعني رها کردن تحصيل و پرداختن به فعاليت جانشين آن، بايد به ما بگويد که اين کار عقلاني است. به عبارتي ديگر، بايد فعاليت هاي جانشين دانشگاه رفتن براي کسب مدرک وجود داشته باشد که همان مزايا يا مزاياي همپاي آن را داشته باشد و هزينه تحصيل نکردن با منافع فعاليت جايگزين جبران شود.
جواب هوش مصنوعی بینگ به سوال ذیل:
ریسکها و ضررهای تاخیر تحول دیجیتالی در سازمان !؟
تحول دیجیتال یک فرآیند است که سازمانها را قادر میسازد با استفاده از فناوریهای دیجیتال، مشتریان، کارکنان و شرکای خود را بهتر خدمت رسانی کنند و ارزشهای جدیدی ایجاد کنند. تحول دیجیتال برای بقای و رشد سازمانها در یک بازار رقابتی و پویا ضروری است. اما تحول دیجیتال نیازمند تغییرات عمیق در ساختار، فرهنگ، استراتژی و فرآیندهای سازمانی است که ممکن است با مقاومت، چالش و هزینه روبرو شود. بنابراین، برخی از سازمانها ممکن است تحول دیجیتال را به تأخیر بیاندازند یا از آن دوری کنند. این رفتار میتواند ریسکها و ضررهای جدی برای سازمانها به همراه داشته باشد. برخی از این ریسکها و ضررها عبارتند از:
• از دست دادن سهم بازار: تحول دیجیتال میتواند سازمانها را قادر کند که محصولات و خدمات جدید و بهبود یافته را به بازار عرضه کنند و نیازها و انتظارات مشتریان را بهتر برآورده کنند. این میتواند باعث افزایش رضایتمندی، وفاداری و جذب مشتریان شود. اما اگر سازمانها تحول دیجیتال را نادیده بگیرند یا به تأخیر بیاندازند، ممکن است از رقبای خود عقب بمانند و از دست دادن سهم بازار روبرو شوند. برای مثال، برخی از شرکتهای تاکسیرانی که از استفاده از اپلیکیشنهای موبایل برای ارائه خدمات خود دوری کردند، با رقابت شدید شرکتهایی مانند اسنپ و تپسی مواجه شدند و بخش زیادی از مشتریان خود را از دست دادند-
• کاهش بهره وری و کارایی: تحول دیجیتال میتواند سازمانها را قادر کند که با استفاده از ابزارها و فرآیندهای دیجیتال، فعالیتهای خود را بهینه سازی کنند و منابع خود را بهتر مدیریت کنند. این میتواند باعث افزایش بهره وری، کارایی و کیفیت شود. اما اگر سازمانها تحول دیجیتال را نادیده بگیرند یا به تأخیر بیاندازند، ممکن است با مشکلاتی مانند اتلاف زمان، هزینه و انرژی، اشتباهات و خطاها، نارضایتی و خستگی کارکنان و کاهش کیفیت محصولات و خدمات مواجه شوند.
• کاهش نوآوری و خلاقیت: تحول دیجیتال میتواند سازمانها را قادر کند که با استفاده از دادهها و فناوریهای دیجیتال، فرصتها و چالشهای جدید را شناسایی کنند و راه حلهای جدید و خلاقانه را ارائه کنند. این میتواند باعث افزایش نوآوری و خلاقیت شود. اما اگر سازمانها تحول دیجیتال را نادیده بگیرند یا به تأخیر بیاندازند، ممکن است با رکود و تکراری شدن فکری و عملی مواجه شوند و از رقبای خود عقب بمانند .
• کاهش انعطاف پذیری و چابکی: تحول دیجیتال میتواند سازمانها را قادر کند که با استفاده از فناوریهای دیجیتال، به سرعت و به موقع به تغییرات محیطی وجود واکنش نشان دهند و تغییرات لازم را در ساختار، فرهنگ، استراتژی و فرآیندهای خود ایجاد کنند. این میتواند باعث افزایش انعطاف پذیری و چابکی شود. اما اگر سازمانها تحول دیجیتال را نادیده بگیرند یا به تأخیر بیاندازند، ممکن است با سختگیری و سنگینی سازمانی مواجه شوند و نتوانند به تغییرات محیطی موجود، واکنش مناسب نشان دهند.
این ها فقط برخی از ریسکها و ضررهای تاخیر تحول دیجیتالی در سازمان هستند و شما میتوانید با مطالعه بیشتر در مورد جزئیات و عوامل آنها اطلاع پیدا کنید. برای اطلاعات بیشتر میتوانید رجوع کنید به :
مقاله
https://www.softinja.com/articles/scientific/the-importance-of-digital-transformation-in-businesses-and-organizations
https://www.tabnak.ir/fa/news/1029052/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D8%AF %D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
اهمیت تحول دیجیتال در فعالیتها و سازمانها
تحول دیجیتال که همیشه به عنوان یک اقدام اساسی استراتژیک حائز اهمیت بوده، در پی شیوع ویروس کرونا اهمیت بیشتری پیدا کرده است. بر اساس نظرسنجی تأثیرات کسب و کار در که در ماه ژوئیه انجام شد، پنجاه و نه درصد از ۳۷۳ تصمیمگیرنده فناوری اطلاعات گفتهاند که فشارهای ناشی از همهگیری کرونا تلاش آنها برای ایجاد تحول دیجیتال را سرعت بخشیده است.
علاوه بر این، با وجود نگرانیهای بودجهای که در پی شیوع COVID-19 به وجود آمده، طبق تحقیقاتی که در ماه مه منتشر شد، بودجههای جهانی برای فناوریها و خدمات تحول دیجیتال ۱۰٫۴ درصد در سال ۲۰۲۰ رشد میکند و به ۱٫۳ بیلیارد دلار میرسد. هزینه استفاده از ابزارهای دیجیتال به اندازه سایر فناوریها تأثیرپذیر نبوده است، چرا که طبق گفته کریگ سیمپسون، تحلیلگر اقتصادی، بیشتر پروژههای مقیاس بزرگ که در حال انجام هستند، در استراتژی کسب و کار گستردهتر نقش مهمی دارند.
تحول دیجیتال به طور کلی به عنوان مجموعهای از ابزارها و فرآیندهای مدرن مورد استفاده قرار میگیرد که برای حل مشکلات کسب و کار و جلب رضایت مشتریان استفاده میشود. اما بسیاری از مدیران فناوری اطلاعات روشهای مختلفی را برای اجرای این ابزارها به کار میگیرند.

جورج وسترمن، دانشمند و محقق در دانشگاه MIT و نویسنده کتاب Leading Digital: Turning Technology Into Transforming Business، گفته است تحول دیجیتال نشانگر یک بازاندیشی اساسی در مورد چگونگی استفاده سازمانها از فناوری، افراد و فرایندها برای ایجاد تغییرات اساسی در عملکرد کسب و کار است.
تحول دیجیتال که در حالت ایدهآل توسط مدیر عامل شرکت، با همکاری مدیران فناوری اطلاعات، مدیران منابع انسانی و دیگر مدیران ارشد رهبری میگردد، نیاز به همکاری بین بخشهای مختلف برای ترکیب کردن فلسفههای متمرکز بر کسب و کار با مدلهای توسعه سریع دارد.
این تغییرات گسترده معمولاً در پی مدلهای جدید کسب و کار و جریانهای درآمد جدید انجام میشود که ناشی از تغییر در انتظارات مشتری در مورد محصولات و خدمات است.

امروزه مشاغل با تحول دیجیتال روبرو هستند و تا زمانی که در تحول دیجیتال موفق نشوند، بی ربط می شوند. اما تحول دیجیتال پرهزینه و دشوار است و نیازمند سرمایه گذاری است که این سرمایه ممکن است فوراً در سایر نقاط در کوتاه مدت نیاز باشد.
در عین حال که تحول دیجیتال به مدت یک دهه یا بیشتر است که در بسیاری از دستورهای اجرایی بوده است، چرا امروزه تحول دیجیتال هنوز بسیار دشوار است؟
بسیاری از سازمان ها، در حال دیجیتالی شدن هستند- چیزی را به یک قالب دیجیتالی قابل استفاده توسط رایانه تبدیل می کنند – یا حتی داده ها و فناوری های دیجیتال را برای بهبود عملیات تجاری دیجیتالی می کنند و به کار می گیرند. به عنوان مثال، اتوماسیون فرآیند خرید و استفاده از الگوریتم ها برای تصمیم گیری در زمینه خرید و نرم افزار تجزیه و تحلیل برای ارائه بینش یکی از نمونه های دیجیتالی سازی فرآیندها و استفاده از داده ها و فناوری های دیجیتال به منظور بهبود عملیات تجاری است. البته این گونه از دیجیتالی سازی، تنها فرآیند خرید را تحت تاثیر قرار می دهد و تحول دیجیتال نیست. برای موفقیت در تحول دیجیتال، کل کسب و کار باید درگیر شود. برای استفاده کامل از فرصت هایی که فناوری های دیجیتال می توانند ارائه دهند، نیاز به طراحی مجدد بنیادی، سپس به کارگیری مدل های تجاری، فعالیت ها، فرآیندها و شایستگی ها است.
تحول دیجیتال بسیار کند است و احتمال شکست آن 5 برابر احتمال موفقیت آن است و برای این موضوع دلایل پیچیده ای وجود دارد. این موضوع نشان می دهد که چگونه بسیاری از سازمان ها در طول 20 سال گذشته در حوزه های مجزا قرار گرفته اند. آنچه که “هشت سازمان مجزا” نامیده می شود، به موانع تغییر در مدلهای قدیمی تجاری اشاره دارد. حوزه های مجزا شامل فرایندها، فناوری، داده، فرهنگ، استراتژی ، ساختارها، مجموعه مهارت ها و نگرش های مدیریتی هستند. با تحول دیجیتال ، سازمانی با سه یا چهار حوزه مجزا از همان ابتدا به طور جدی دچار مشکل می شود.
تحول دیجیتال طرف دیگری نیز دارد. مطالعات در زمینه مدیریت دیجیتال نشان می دهد که سازمانهای موفق در تحول دیجیتالی، از بخشها و مناطقی در سراسر جهان هستند و به شرکتهای با فناوری پیشرفته آمریکایی و چینی محدود نمی شوند. سرمایه گذاری سازمان ها در استعدادهای دیجیتال موجب تمایز سازمان های موفق از دیگر سازمان ها می شود. این سازمان ها، یک پلتفرم فناوری، ترکیبی یکپارچه از قابلیت های دیجیتال، ایجاد می کنند که موجب چابکی ، سرعت در این سازمان ها شده و آنها را در فرصت های تجاری دیگر پیشرو می سازد. این سازمان ها، هنگامی که صحبت از محصولات دیجیتالی و مدل های تجاری جدید می شود می توانند نوآوری داشته باشند و از طریق فراگیری و ادغام، قادر به ایجاد قابلیت ها و مشاغل دیجیتالی جدید هستند.
مطالعات نشان می دهد که سرعت پایین در پذیرش فناوری های دیجیتال ممکن است در کوتاه مدت ، از نظر هزینه ، استعداد و زمان، ریسک را کاهش دهد، در حالی که این امر می تواند در بلند مدت موجب ایجاد ریسک در حال رشد مشاغل و کاهش رقابت شود. این روند با پذیرش فزاینده فناوری های نوظهور، مانند اتوماسیون و هوش مصنوعی طی پنج سال آینده ، تکرار و بزرگ خواهد شد. به طور کلی، مزیت رقابتی شرکت های “رهبر” می تواند غیرقابل بازگشت باشد.

اما آیا بحران همه گیری ویروس کووید 19 و همچنین بحران اقتصادی ناشی از آن، تحول دیجیتال را تسریع می بخشد؟ در پی همه گیری، در درجه اول برای زنده ماندن کسب و کارها و همچنین ایجاد مقاومت و حفظ رقابت، شاهد حرکتهایی شتابان به سمت دیجیتال سازی و دیجیتالی شدن هستیم. برخی از مطالعات نشان می دهند که در سال 2020، دیجیتالی شدن در تعاملات مشتری و زنجیره تأمین و عملیات داخلی، به اندازه سه یا چهار سال پیشرفت کرده است. برای برخی دیگر نیز سهم محصولات دیجیتالی یا دیجیتال در سبد سهام شرکت ها به میزان هفت سال پیشرفت کرده است. اما مطالعات نیز نشان می دهند که انگیزه های این پیشرفت ها متفاوت بوده، قابلیت ها متغیر بوده و افق های برنامه ریزی عمدتاً کوتاه مدت هستند.
شواهد نشان می دهد که تحول دیجیتال از بین نرفته است. فناوری های دیجیتال در میان مدیرانی که تصمیمات اصلی را می گیرند، نمای بالاتری پیدا می کنند، اما مشکلات و پیچیدگی های تغییرات بزرگ سازمانی به راحتی قابل کنترل نیستند. بسیاری از موارد فوری دیگر موجب می شود توجه مدیران نسبت به تحول دیجیتال کاهش یابد و برای بسیاری از سازمان ها ممکن است حفظ رقابت پذیری انگیزه کافی نباشد.
مسائل مربوط به مدیریت همچنان باقی است و هنگامی که نوبت به معرفی اطلاعات، ارتباطات و اکنون فناوری های دیجیتال در سازمان می رسد، سه چهارم چالش ها ناشی از مشکلات مدیریتی و سازمانی است و نه مشکلات فناوری. در تحول دیجیتال، چالش اساسی، نحوه مدیریت تغییرات سازمانی در مقیاس بزرگ و بنیادی است که توسط فناوری های مخرب شکل گرفته است. مطالعات نشان می دهد که شکست ها ناشی از انتظارات غیر واقعی، دامنه محدود، حاکمیت ضعیف و دست کم گرفتن موانع فرهنگی است.
در سازمانهایی که در حال حاضر در حال دیجیتال سازی هستند، تنها رویکردی که دربرگیرنده کل سازمان باشد، موفق می شود. همانطور که تحقیقات انجام شده توسط Jeanne Ross ، Cynthia Beath و R. Ryan Nelson نشان داده است ، افراد و همچنین رهبری تحول گرا، نگرش استعدادی دیجیتال و تبدیل شدن به سازمانی که استعدادهای دیجیتالی را جذب می کند، بسیار مهم هستند. این سازمان ها برای موفقیت در تحول دیجیتال بهتر است، رویکرد تکاملی و دیجیتالی شدن تدریجی بخشهایی از تجارت را دنبال کنند و عملیات تجاری دیجیتالی و واحدهایی را ایجاد کنند که با گذشت زمان با یکدیگر متناسب می شوند و موجب ایجاد یک کسب و کار دیجیتالی می شوند.

سازمانهایی که در ابتدای راه دیجیتالی سازی هستند، روند استراتژی خود را باید پویاتر کنند. اولویت های مشخص خود را تعیین کرده و به شدت و سریع بر روی استعدادها به ویژه در سطح مدیریت ارشد سرمایه گذاری کنند و همچنین نحوه اندازه گیری موفقیت و توانمندسازی افراد را دوباره تعریف کنند. تحولات دیجیتال زمانی بیشتر موثر خواهد بود که شرکتها به افراد نقش و مسئولیتهای مشخصی بدهند و آنها را مسئول هر طرح ابتکاری تحول قرار دهند.
برای تقریباً یک دهه، بیشتر سازمانهای بزرگ از استراتژیهای تجارت دیجیتال حمایت می کردند. اما تا سال 2021، اگر شرکت های مشهور فناوری پیشرفته را کنار بگذارید، تعداد کمی از آنها به تجارت دیجیتالی تبدیل شده اند. تغییر سازمانی می تواند مدت زمان زیادی طول بکشد. با این حال، سازمان ها از سرمایه گذاری در منابع، تغییر فرایندها و قابلیت های اجرایی غفلت کرده اند، و بدون این موارد، استراتژی تحول دیجیتال معنای بسیار کمی دارد. مولفه اساسی دیگر این است که فناوری اطلاعات می تواند به هسته اصلی تجارت منتقل شود و از نظر بازده هزینه و وجه تمایز تمایز نه تنها به یک سلاح استراتژیک تبدیل شود ، بلکه یک پلتفرم اساسی برای فعالیت باشد.
بحران 2020-201 پذیرش فناوری های دیجیتال را تسریع کرده و به سمت تجارت دیجیتال سوق داده است. اگر سازمانها بخواهند رقابت پذیری، ساده سازی عملیات، بهبود انعطاف پذیری سازمانی و تبدیل شدن به مشاغل دیجیتالی رقابتی را انجام دهند، کارهای زیادی باید انجام شود.
گیتس که در سال جاری صاحب نوه نیز شده است، حالا دغدغه جهانی را دارد که نسل بعدی خانوادهاش قرار است آن را تجربه کنند و معتقد است: سال۲۰۲۳ برای همه فرصتی بود تا باور کنند فناوری هوش مصنوعی تا چه اندازه میتواند زندگی بشر را تغییر دهد. او با بیان اینکه امسال برای اولین بار هوش مصنوعی را فراتر از ابزاری برای سرگرمی یافته و از آن برای انجام بخشی از کارهای خود استفاده کرده است، میگوید: حالا به خوبی میتوانم درک کنم که با ورود چنین فناوری جدیدی به زندگی، همه ابعاد زندگی از مشاغل و آموزش گرفته تا سلامت و سیاست، تا چه اندازه میتوانند متفاوت باشند و حالا کمکم میتوانم باور کنم که این فناوری سرآغازی برای پایان دادن به نابرابریهایی خواهد بود که در جهان امروز ما را احاطه کردهاند.
مدیرعامل سابق مایکروسافت در پستی ۶صفحهای که در وبسایتش منتشر کرده، هوش مصنوعی را یک فناوری انقلابی دانسته و به پیشبینی تغییراتی که این فناوری در زندگی بشر ایجاد خواهد کرد، پرداخته است. گیتس معتقد است که روند توسعه هوش مصنوعی بهگونهای است که پیشبینی میشود ظرف ۱۸ تا ۲۴ماه آینده، در کشورهای پیشرفتهای مانند آمریکا به سطحی از تکامل برسد که کاربردهای آن زندگی عموم مردم را تحت تاثیرات جدی قرار دهد. او در ادامه تصریح میکند: اگرچه وجود شکاف میان توسعه فناوریهای جدید در کشورهای توسعهیافته و کشورهای محروم آفریقایی اجتنابناپذیر است، اما حتی کاربردهای حاصل از توسعه هوش مصنوعی در این کشورها نیز ظرف سهسال آینده به سطح قابلقبولی خواهد رسید؛ بهطوریکه تاخیر زمانی تاثیر یافتن زندگی بشر در اقصینقاط جهان از این فناوری، قابلمقایسه با دیگر نوآوریهایی نیست که پیش از این معرفی شدند.
بیل گیتس معتقد است که هوش مصنوعی در سال پیش رو نرخ رشد کشفیات و موفقیت پژوهشهای علمی را بهشدت تسریع خواهد کرد. او در بخشی از یادداشت خود، نوآوری را دلیل همه بهبودی دانست که بشر در قرن اخیر تجربه کرده و گفته است: از برق و خودروها تا دارو و هواپیما، همه از نتایج ورود نوآوری به زندگی بشر هستند و حالا جهان را به جای بهتری برای زندگی تبدیل کردهاند. او میافزاید: انتظار ما از هوش مصنوعی در سال جدید، بسیار فراتر از آن چیزی است که بشریت امسال تجربه کرد و پیشرفتهای این فناوری، نوآوری در جهان را بهشدت تقویت خواهد کرد.
این چهره سرشناس دنیای فناوری که نامش با سیستمعامل محبوب ویندوز گره خورده است، دیدگاه جهان به فناوری نسبتا جدید هوش مصنوعی را مثبت دانست و تاکید کرد که حوزههای مختلف، از کار، سلامت، آموزش و... در سال جدید، همگی در سایه هوش مصنوعی تحولی جدی را تجربه خواهند کرد. وی با اشاره به نقش اساسی نوآوری در رقم خوردن اتفاق بزرگی در سال۲۰۰۰ که به موجب آن حالا نرخ مرگ کودکان زیر ۵ سال در جهان نصف شده است، تاکید کرد: حالا و با بستر فراهمشده، پژوهشگران فرصتی به دست آوردهاند تا به کمک ابزارهای جدید، واکسنهایی بسازند که ارزانتر هستند و با سرعت بیشتری میتوانند به کنترل بیماریها کمک کنند. حالا فناوری فرصتی ایجاد کرده است با روشهای جدید، با دورترین نقاط دنیا وارد همکاری شوند و به نجات کودکان بیشتری از بیماریهای مرگبار پرداخت. او با اشاره به اینکه در جهانی که منابع محدود هستند، باید بتوان روشهایی برای اثرگذاری حداکثری یافت، میگوید: نوآوری کلید حل این ماجراست و در این میان، هوش مصنوعی شتابدهندهای قوی است که کمک میکند، با سرعتی باورنکردنی، به کشفیات جدید رسید.
صاحب بنیاد خیریه گیتس که در تمام این سالها تمرکزی جدی بر بهبود زندگی کودکان کشورهای محروم داشته است، در یادداشت خود اشاراتی به کارکردهایی داشت که هوش مصنوعی میتواند در زمینه بهبود سلامت، بهداشت و درمان ایجاد کند. او بهکارگیری پتانسیلهای هوش مصنوعی را برای یافتن راهکاری که به کنترل مقاومتهای آنتیبیوتیکی بینجامد، گامی بزرگ در جهت حل بحرانی دانست که هر سال شمار زیادی از کودکان آفریقایی را به کام مرگ میکشاند. او با اشاره به اینکه هر دو دقیقه، یک زن بر اثر عوارض ناشی از تولد فرزند، جانش را از دست میدهد، نوشت: از دیگر کارکردهای هوش مصنوعی در سال پیشرو میتواند کمک به شناسایی ریسکهای موجود برای زنان و کنترل بارداریهای پرخطر باشد. او شناسایی میزان قرار داشتن در معرض خطر ابتلا به ایدز و ساماندهی هوشمند پرونده پزشکی افراد را از دیگر کارکردهایی دانست که پیشبینی میشود در سال جدید برای هوش مصنوعی تعریف شود و تحولی اساسی در زندگی و سلامت بشر ایجاد کند.
گذشته از بحث سلامت و درمان، گیتس پتانسیلهای زیادی برای تحول مشاغل در سایه هوش مصنوعی قائل است. او با بیان اینکه اکنون شواهد زیادی وجود دارد که خروجی کار شرکتها با استفاده از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی بهبود یافته است، میافزاید: اکنون شرکتهای زیادی به صورت داخلی ابزارهایی توسعه دادهاند که کارکنان به کمک آنها بتوانند عملکرد خود را بهبود دهند و در همین حال کارفرمایانی نیز وجود دارند که صرفا کارکنانشان را به استفاده از ابزارهای عمومی و فناورانهای تشویق میکنند که میتوانند انجام برخی کارها را برای آنها سریع و ساده کنند. با این حال وی معتقد است که هنوز نمیتوان زمان دقیقی برای متحول شدن مشاغل در سایه هوش مصنوعی تعیین کرد و میگوید: اگر شما هم هنوز نتوانستهاید دریابید که هوش مصنوعی دقیقا در کدام بخشها بهترین کارآیی را برایتان خواهد داشت، تنها نیستید؛ زیرا ترک عادتهای قدیمی سخت و زمانبر است.
گیتس که بر اساس روایتهای مطرح شده، دغدغه زیادی برای تربیت فرزندانش داشته است، یکی از کارکردهای مهم هوش مصنوعی را ایجاد دستیارهای هوشمندی دانست که میتوانند در قامت معلم و دستیاری خصوصی در امر آموزش آنها عمل کند. او عملکرد ابزارهای آموزشی را که این روزها برای کمک به امر آموزش بهکار گرفته میشوند، حیرتانگیز دانسته و میگوید: اکنون این ابزارها مانند کت تندوختی هستند که مشخصا برای آموزش همان فرد مشخص تنظیم شدهاند و این میتواند نقش قابلتوجهی در بهبود سطح کیفی آموزش کودکان داشته باشد.
او که پیشتر اظهار کرده بود صنعت آموزش ظرف پنج تا ۱۰سال آینده متحول خواهد شد، بر اهمیت محتواهای شخصیسازیشده با نیاز و سبک یادگیری هر دانشآموز تاکید کرده بود. در همین راستا حالا هم پیشرفت کیفی ایجادشده در آموزش به کمک ابزارهای Khanmigo و MATHia را قابلتوجه دانسته و پیشرفت بیشتری نیز برای آنها متصور است. گیتس در یادداشت خود از امکان بومیسازی این فناوری برای دانشآموزان سراسر جهان بر اساس زمینههای فرهنگی مختلف آنها ابراز شگفتی کرده و حضور معلمان طراحیشده با هوش مصنوعی در امر آموزش را هیجانانگیز دانست.
با تمام نتایج زودهنگامی که گیتس برای متحول شدن زندگی بشر در سایه فناوریهای جدید، خصوصا هوش مصنوعی متصور است، بر زمانبر بودن تحولات اساسی تاکید دارد. او با اشاره به اینکه اساسا رقم زدن تغییرات بزرگ کاری زمانبر است و در این مسیر موانع زیادی وجود دارد، تاکید کرده است: اگر سرمایهگذاران از اهمیت این فناوری نوظهور آگاه شوند و منابع خود را برای برآورده کردن هزینههای پژوهشهای توسعه آن تخصیص دهند، به زودی شاهد جهانی خواهیم بود که در آن افراد از فرصتهای برابر بیشتری بهرهمند هستند. او تاکید دارد که اصلیترین نکتهای که در مسیر توسعه هوش مصنوعی باید به آن توجه کرد، آن است که ابزارهایی طراحی شوند که بیش از پیش برای پاسخ به نیازهای خاص افراد شخصیسازیشده باشند.
در این میان، هوش مصنوعی بهعنوان محور و بنیان اصلی پلتفرمهای شبکهای از اهمیت روزافزونی برخوردار میشود، چراکه این هوش مصنوعی است که امکان خدمترسانی حداکثری و فراگیر به کاربران را برای پلتفرمهای شبکهای فراهم میآورد.
به همین دلیل هم هست که میتوان بهجرات ادعا کرد در حال حاضر تقریبا تمام کاربران اینترنت با هوش مصنوعی روبهرو هستند و هرروزه بارها و بارها از محتوایی استفاده میکنند که توسط هوش مصنوعی شکل گرفته و کنترل میشود.
بهعنوان مثال، در اواخر سال ۲۰۲۰ فیسبوک بهمانند سایر شبکههای اجتماعی اقدام به توسعه استانداردهایی کرده که هدف اصلی آنها شناسایی و ممنوعیت انتشار محتوای مجرمانه و بستن حسابهای کاربری مشکوک است.
در این میان با توجه به این موضوع که میلیونها و گاه میلیاردها کاربر در هر روز از پلتفرمهای شبکهای استفاده میکنند، رصد و کنترل این حجم عظیم از ارتباطات و فیلتر کردن آنها از توانایی دههاهزار کارمندی که در شرکتی مانند فیسبوک کار میکنند خارج است و انجام چنین کاری حتما باید با کمک هوش مصنوعی صورت پذیرد.
درواقع، فقط هوش مصنوعی میتواند بهصورت خودکار و با دقت بالا حجم عظیمی از دادههایی مانند متنها و تصاویر را تحلیل و بررسی کرده و با استفاده از فنهایی مانند یادگیری ماشینی هوشمند، پردازش طبیعی زبان و تکنیکهای تصویری کامپیوتری از عهده انجام این کار بزرگ و طاقتفرسا برآید.
بنا به گزارش شرکت فیسبوک، در سهماه نخست سال ۲۰۲۱، بیش از یک میلیارد مورد محتوای نامطلوب مانند تصاویر و ویدئوهای خشونتآمیز، جنسی و نفرتپراکنی و میلیونها حساب کاربری نامطلوب توسط هوش مصنوعی شناسایی و ممنوع شد و نقش انسان در این میان صرفا هدایت و برنامهریزی برای تعریف مصادیق موارد نامطلوب بود.
هوش مصنوعی در موتور جستوجوی گوگل نیز نقش کلیدی و تعیینکنندهای دارد که روزبهروز در حال پررنگتر شدن است. تا چندی پیش موتور جستوجوی گوگل بیشتر به الگوریتمهایی متکی بود که توسط انسان توسعه پیدا کرده بود و با استفاده از همین الگوریتمها بود که گوگل اقدام به سازماندهی، رتبهبندی و راهنمایی کاربران به سمت محتوای موردنیازشان میکرد.
در سال ۲۰۱۵، مهندسان شرکت گوگل تصمیم گرفتند بهجای استفاده از الگوریتمهای انسانساز به سمت الگوریتمهای مبتنی بر یادگیری ماشینی بروند و به این ترتیب بود که تحولی شگرف در کیفیت و دقت موتور جستوجوی گوگل پدیدار شد، بهطوری که این موتور جستوجوی قدرتمند و هوشمند به این توانایی رسید که ضمن پیشبینی دقیق پرسشها و درخواستهای کاربران بهترین و مناسبترین پیشنهادها را به آنها ارائه دهد.
این مثالها و نمونههای بسیار دیگر حکایت از وابستگی روزافزون پلتفرمهای شبکهای به هوش مصنوعی دارند که موجب شده تا این پلتفرمها بتوانند نیازها و انتظارات کاربران و مشتریان را هر روز بهتر و دقیقتر از دیروز برآورده سازند و به این ترتیب بر عمق و وسعت دامنه
نفوذ اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و ژئوپلیتیک خود و البته هوش مصنوعی میافزایند.
علاوه بر این باید دانست که هیچ دلیل منطقی و معقولی برای محدود ماندن این اثرگذاری شبکهای مثبت در سطح محلی و ملی وجود ندارد، چراکه پلتفرمهای شبکهای بارها و بارها ثابت کردهاند که هیچگونه محدودیت جغرافیایی و سیاسی و اقتصادی را نمیپذیرند و هیچگونه فاصله مسافتی یا تفاوتهای زبانی و نژادی و عقیدتی را یارای محدودسازی این پلتفرمها نیست. امروزه هرکسی در هر جای دنیا و با هر زبانی میتواند با اتصال به اینترنت به طیف گستردهای از پلتفرمهای شبکهای جهانی دسترسی پیدا کند.
زندگی دیجیتال ترجمه ما از زندگی روزمره را دگرگون ساخته، بهطوری که تقریبا همه ما در تمام ساعات روز در معرض حجم عظیمی از دادهها قرار داریم و گزینههای متعددی برای مصرف این دادهها پیش روی ما قرار دارد.
در این میان حجم اطلاعاتی که به سمت ما سرازیر شده تا به آن اندازه است که ذهن و مغز ما بهتنهایی قادر به پردازش آن نیست. به همین جهت هم هست که ما نیاز مبرمی به فرآیندهای نرمافزاری و ماشینها داریم تا در مسیر نظمدهی و گلچین کردن اطلاعات مفید و ضروری به ما کمک کنند؛ مثلا به ما در انتخاب اینکه کدام اخبار را که مورد علاقه ماست انتخاب و مطالعه کنیم کمک کنند یا اینکه به ما توصیه کنند کدام فیلم را که با علایق ما همخوانی بیشتری دارد تماشا کنیم یا به موسیقی مورد علاقهمان گوش دهیم.
پلتفرمهای شبکهای مبتنی بر هوش مصنوعی تا حد زیادی باعث سرعت گرفتن روند پیوند انسان و ماشین و تعمیق رابطه اشخاص و تکنولوژی دیجیتال شدهاند. درواقع پلتفرمهای شبکهای با کمک هوش مصنوعی طراحیشده و آموزشدیده توانستهاند به راهنمایان، مفسران و مشاورانی برای ما انسانها تبدیل شوند.
این پلتفرمها این کار را با انباشت و پردازش حجم عظیمی از اطلاعات و تجربیات پیشین انجام میدهند و پاسخها و پیشنهادهایی را برای پرسشها و نیازهای ما انسانها ارائه میدهند که ارائه آنها از توان مغز ما انسانها خارج است. بهعنوانمثال اگر شما بخواهید برای فصل زمستان یک پوتین برای خود بخرید، حتی باتجربهترین و ماهرترین فروشندگان هم نمیتوانند آمار صدهاهزار خرید پوتین در سطوح محلی و ملی و جهانی را ارزیابی کنند یا سوابق جستوجو و خریدهای سابق مشتریان و الگوهای رفتاری آنها قبل و بعد از خرید پوتینهای قبلی را ارزیابی کنند. اما هوش مصنوعی بهراحتی و بهسرعت همه این کارها را انجام میدهد و درنتیجه قادر است همان چیزی را به افراد پیشنهاد دهد که آنها منتظرش هستند.
در نتیجه میتوان بهجرات ادعا کرد که افراد بهگونهای با پلتفرمهای شبکهای مبتنی بر هوش مصنوعی ارتباط برقرار میکنند که از نظر تاریخی کاملا بیسابقه بوده و فراتر از آن رابطهای است که آنها با سایر محصولات و خدمات و ماشینها درگذشته برقرار میکردند، بهطوری که در نتیجه این شراکت، هوش مصنوعی با اتکا به علایق و سوابق افراد در زمینههایی چون جستوجو در اینترنت، مسافرتهای پیشین، سطح درآمدی و پیوندهای اجتماعی همان چیزی را به انسان پیشنهاد میدهد که دلخواه اوست.
منبع: کتاب The age of AI: and our human future
حضرت زهرا علیها السلام در تداوم مبارزاتش و در دفاع از ولایت و امامت، به امام علی علیه السلام وصیت کرد: «أُوصِیک أَن لَایشهَدَ أَحدٌ جِنَازَتِی مِنْ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ ظَلَمُونِی وَ أَخذُوا. .. وَ ادْفنِّی فِی اللَّیلِ إِذَا هَدَأَتِ الْعُیونُ وَ نَامَتِ الْأَبْصَارُ؛ [ای علی] تو را وصیت می کنم هیچ یک از آنان که به من ظلم روا داشتند و حق مرا غصب کردند، نباید در تشییع جنازه من شرکت کنند؛. .. مرا شب دفن کن، آن هنگام که چشم ها آرام گرفته و دیده ها به خواب فرو رفته باشند». ماجرای دفن شبانه و مخفیانه حضرت زهرا علیها السلام هم در منابع اهل سنت و هم در منابع شیعه آمده است.
تاریخ انتشار : 1402/9/25
بازدید : 22
منبع : فصلنامه ره توشه، پاییز 1401،شماره 141(تخصصی ویژه مبلغان) , عاشوری لنگرودی، حسن
مشخصات نویسنده : عضو هیأت علمی دانشگاه خوارزمی
واژه «وصیت» در آیات قرآنی و روایات اهل بیت علیهم السلام در دو معنا به کار رفته است. معنای اول در معنای اخلاقی که به معنای سفارش و موعظه است؛ مانند این آیه شریفه که می فرماید: «وَ أَنَّ هذا صِراطی مُسْتَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لاتَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بکُمْ عَنْ سَبیلِهِ ذلِکُمْ وَصاکُمْ بهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ؛[1] این راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید و از راه های پراکنده (و انحرافی) پیروی نکنید که شما را از طریق حق دور می کند. این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش می کند شاید پرهیزگاری پیشه کنید». در معنای دوم، معنای فقهی است که عبارت است از سفارش فردی به وصی خودش برای رسیدگی به اموال و کارهای باقی مانده بعد از مرگ.[2] به عبارتی، وصیت آن است که انسان سفارش کند بعد از مرگش کارهایی را انجام دهند؛ مانند وصیت هایی که برای کفن و دفن و مراسم دیگر می کنند یا بگوید بعد از مرگش چیزی از اموال او، ملک کسی باشد یا برای اولاد او قیم و سرپرستی معین کند. وصیت (به معنای فقهی) مستحب است و گاهی واجب می شود؛ برای مثال شخصی که حق الله یا حق الناس بر ذمه اش است و فرصت نکرده است تا آن را ادا کند یا عبادات واجبی مانند حج، روزه و نماز از او فوت شده است، باید وصیت کند تا بعد از وفاتش آن دَین و حقوق را ادا کنند.[3] قرآن کریم می فرماید: «کتِبَ عَلَیکمْ إِذَاحَضَرَ أَحدَکمُ الْمَوْتُ إِن تَرَک خَیراً الْوَصِیةُ لِلْوَالِدَینِ وَالْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَی الْمُتَّقِینَ؛[4] بر شما مقرر شده است که چون یکی از شما را مرگ فرا رسد، اگر مالی بر جای گذارد؛ برای پدر و مادر و خویشاوندان [خود] به طور پسندیده وصیت کند. [این کار] حقی است بر پرهیزگاران».
در این نوشتار که سخن از وصیت نامه الهی سیاسی حضرت فاطمه علیها السلام است،[5] افزون بر وصیت مصطلح و فقهی، وصیت به معنای اخلاقی یعنی سفارش و موعظه نیز دنبال می شود.
از احادیث و اخبار اهل بیت علیهم السلام و راویان اهل سنت چنین بر می آید که وصیت نامه های حضرت فاطمه علیها السلام به صورت مکتوب و شفاهی، ناظر به امور مالی و امور الهی و سیاسی بود.
حضرت فاطمه علیها السلام در روزهای پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره اموال موقوفه و شخصی خویش وصایایی داشت و بسیاری از اموالی را که از رسول خدا صلی الله علیه و آله به وی رسیده بود، مکتوب وصیت نمود که آن ها را در راه خدا وقف نموده است؛ از جمله:
حوائط سبعه، باغ های هفت گانه ای بود که اطراف آن دیوار کشیده شده بود. هفت مزرعه معروف متعلق به شخص یهودی به نام مُخیریق بود که آن را به پیامبر صلی الله علیه و آله بخشیده بود[6] و پیامبر صلی الله علیه و آله نیز آن ها را در زمان حیات خود در اختیار حضرت فاطمه علیها السلام قرار داده بود [وقف فاطمه علیها السلام کرده بود.][7] حضرت فاطمه علیها السلام مکتوب وصیت نمود که عایدی این باغ های هفت گانه برای امامان اهل بیت علیهم السلام باشد.
ابوبصیر می گوید: حضرت ابوجعفر امام باقر علیه السلام فرمود: «أَ لَا أُقْرِئُک وَصِیةَ فَاطِمَةَ؟؛ آیا وصایای فاطمه علیها السلام را به تو بگویم؟». عرض کردم: آری. آن گاه حضرت بسته ای را بیرون آورد و از درون آن نوشته ای را نشان داد و آن را به این صورت قرائت فکرد:
بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ هَذَا مَا أَوْصَتْ بِهِ فاطِمَةُ بنْتُ مُحَمَّدٍ رَسُول اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَوْصَتْ بِحَوَائِطِهَا السَّبْعَةِ الْعَوَافِ وَ الدَّلَالِ وَ الْبُرْقَةِ وَ الْمَبِیتِ وَ الْحَسْنَی وَ الصَّافِیةِ وَ مَا لِأُم إِبرَاهِیمَ إِلَی عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام فَإِنْ مَضَی عَلِی فإِلَی الْحسَنِ فإِنْ مَضَی الْحَسَنُ فَإِلَی الْحُسَینِ فَإِنْ مَضَی الْحسَینُ فإِلَی الْأَکبَرِ مِنْ وُلْدِی شَهِدَ اللَّهُ عَلَی ذَلِک وَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ وَ الزُّبَیرُ بْنُ الْعَوَّامِ وَ کتَبَ علِی بنُ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام؛[8] این چیزی است که فاطمه دختر محمد صلی الله علیه و آله به آن وصیت کرده است. او به علی بن ابی طالب علیه السلام وصیت کرد باغ های هفت گانه عواف، دلال، برقه، مبیت، حسنی، صافیه و آنچه برای ام ابراهیم است؛ بعد از علی (حدائق هفت گانه) به [امام] حسن و بعد از او به [امام] حسین و بعد از حسین، به بزرگ ترین فرزندانم [خواهد رسید] و خداوند و مقداد بن اسود و زبیر بن عوام بر این امر گواهند و علی بن ابی طالب علیه السلام آن را مکتوب کرد.
از امام باقر علیه السلام نقل شده است که حضرت فاطمه علیها السلام برای برخی از املاکش این وصیت نامه را مکتوب نمود و تولیت آن را به امام علی علیه السلام واگذار کرد:
بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحیمِ هذَا مَا کتَبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ فی مالِهَا إِنْ حدَث بهَا حادِثٌ تَصَدَّقَتْ بِثَمَانِینَ أُوقِیةً تنْفِقُ عَنْهَا مِنْ ثِمَارِهَا الَّتِی لَهَا کلَّ عَامٍ فِی کلِّ رَجَبٍ بَعْدَ نَفَقَةِ السَّقْی وَ نَفَقَةِ المغل[الْعَمَلِ ] وَ أَنَّهَا أَنفَقَتْ أَثمَارَهَا الْعَامَ وَ أَثْمَارَ الْقَمْحِ عَاماً قَابِلًا فی أَوَان غلَّتِهَا وَ أَنمَا أَمرَتْ لِنِسَاءِ مُحَمَّدٍ أَبیهَا خمس [خَمْساً] وَ أَرْبَعِینَ أُوقِیةً وَ أَمَرَتْ لِفُقَرَاءِ بَنِی هَاشِمٍ وَ بَنِی عَبْدِالْمُطَّلِبِ بِخَمْسِینَ أُوقِیةً...؛[9] این [وصیت] نامه ای است که فاطمه دختر محمد صلی الله علیه و آله درباره مالش نوشته است. اگر حادثه ای برای او پیش آمد و از دنیا رفت، هشت اوقیه[10] از آن ها را صدقه [وقف] قرار داد که از فایده و محصول آن هر سال بعد از هزینه آبیاری و هزینه های دیگر انفاق شود... و مقرر داشت که چهل و پنج اوقیه برای زنان پدرش، محمد صلی الله علیه و آله و پنجاه اوقیه برای فقرا و نیازمندان بنی هاشم و بنی عبدالمطلب باشد....
امام علی علیه السلام از حضرت فاطمه علیها السلام خواست تولیت مالش را با اموال رسول خدا صلی الله علیه و آله جمع نماید و او تا زمانی که زنده است، متولی آن اموال باشد و اگر حادثه ای برای او رخ داد؛ آن را به دو فرزندش حسن و حسین (ع) واگذار نماید تا آن دو متولی آن باشند و حضرت فاطمه علیها السلام در آن وصیت نامه مرقوم داشت:
من آن را به علی بن ابی طالب علیه السلام دادم؛ همان گونه که در آن اموال به او اجازه دادم، پس مال من [و نیز] مال محمد صلی الله علیه و آله را بدون اینکه از آن چیزی جدا سازم [در اختیارش قرار دادم تا] از محصول مال، آن طوری که من سفارش نمودم و آن مقدار که صدقه قرار دادم، بپردازد. پس اگر صدقه آن اموال و آنچه من به آن دستور دادم، قضای خداوند بر آن واقع شد [و حادثه ای پیش آمد، همچون خشکسالی و...] پس اختیار آن به دست علی علیه السلام است که هر گونه بخواهد، صدقه دهد و هر گونه بخواهد، انفاق نماید و بر او حرجی نیست؛ و اگر برای علی علیه السلام حادثه ای پیش آمد، تمام اموالم و مال محمد صلی الله علیه و آله را به فرزندانم حسن و حسین(ع) واگذار نماید و آن دو نیز هر گونه که خواستند، انفاق و تصدق نمایند و بر آن ها حرجی نیست؛ و برای دختر جندب (ابوذر غفاری) آن صندوق کوچک و مقداری از مال و اثاثیه را قرار دادم... و پوشش های زنانه را به یکی از دو دخترم و علی علیه السلام واگذار نمودم. از آن پوشش ها اگر می خواهند تا زمانی که ازدواج نکرده اند، استفاده نمایند؛ و این نامه ای است که فاطمه در باب مال خود مرقوم داشت و به آن حکم نمود و خدا بر آن گواه است. مقداد بن اسود و زبیر بن عوام و علی بن ابی طالب [نیز بر آن گواهند و] آن را نوشتند.[11]
در روایت دیگری ابوجریح از امام باقر علیه السلام از پدرانش(ع) نقل کرده است که فرمود: «فاطمه علیها السلام برای هر کدام از زنان پیامبر صلی الله علیه و آله دوازده اوقیه وصیت کرد و برای زنان بنی هاشم نیز همان مقدار و برای امامه، دخترابوالعاص نیز مقداری وصیت نمود».[12]
از زید بن علی علیه السلام نقل شده است که حضرت فاطمه علیها السلام مال خود را بر بنی هاشم و بنی عبدالمطلب صدقه [وقف] قرار داد و علی علیه السلام هم همه اموال خود را برای ایشان وقف نمود و افراد دیگری را هم در زمره آنان قرار داد.[13]
درباره امور ناظر به مباحث الهی و سیاسی حضرت زهرا علیها السلام دارای دو نوع وصیت نامه است؛ وصیت نامه مکتوب و وصیت زبانی.
ابن عباس می گوید: هنگامی که حضرت فاطمه علیها السلام رحلت کرد... امیرمؤمنان علی علیه السلام... داخل خانه حضرت فاطمه علیها السلام شد... آن گاه حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام صورت مبارک فاطمه علیها السلام را باز کرد، رقعه ای نزد سر آن حضرت یافت که در آن نوشته بود:
بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحیمِ هَذَا مَا أَوْصَتْ بِهِ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ[ص] أَوْصَتْ وَ هِی تَشْهَدُ أَنْ لَاإِلَه الَّااللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ وَ النَّارَ حَقٌ وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِیةٌ لارَیبَ فِیها وَ أَنَّ اللَّهَ یبعَثُ منْ فِی الْقُبُورِ یا عَلِی أَنَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ زَوَّجَنِی اللَّهُ مِنْک لِأَکونَ لَک فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ أَنْتَ أَوْلَی بِی مِنْ غَیرِی حَنِّطْنِی وَ غَسِّلْنِی وَکفِّنِّی بِاللَّیلِ وَ صَلِّ عَلَی وَ ادْفِنِّی بِاللَّیلِ وَ لَاتُعْلِمْ أَحَداً وَ أَستَوْدِعُک اللَّه وَ أَقرَأُ عَلَی وُلْدِی السَّلَامَ إِلَی یوْمِ الْقِیامَةِ؛[14] این وصیت نامه فاطمه دختر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله است: فاطمه شهادت می دهد که خدایی جز خدای یکتا نیست، حضرت محمد صلی الله علیه و آله بنده و پیامبر خداست. بهشت و دوزخ بر حق اند، قیامت خواهد آمد، در آن تردیدی نیست، خداوند همه افرادی را که در قبرها مدفونند، برخواهد انگیخت. یا علی! من فاطمه دختر محمد صلی الله علیه و آله می باشم. خدا مرا در دنیا و آخرت برای تو تزویج نمود. یا علی! تو از دیگران برای (غسل و کفن) من مقدم هستی، شبانه مرا حنوط کن، غسل بده، بر بدنم نماز بگزار و دفنم کن، کسی را از مرگ من آگاه نکن، تو را به خداوند می سپارم و بر فرزندانم تا روز قیامت درود می فرستم.
وصیت زبانی حضرت زهرا علیها السلام خطاب به امام علی علیه السلام و اسماء بنت عمیس بود. حضرت فاطمه علیها السلام در وصیت نامه زبانی به حضرت علی علیه السلام بر موارد ذیل تاکید داشته است:
حضرت زهرا علیها السلام در واپسین لحظه های عمر خویش به امیرمؤمنان علیه السلام چنین وصیت کرد:
اِذا اَنَا مِتُّ فَتَوَلَّ اَنْتَ غُسْلِی وَ جَهِّزْنِی وَ صَلِّ عَلَیَّ وَ اَنْزِلْنِی قَبْرِی وَ ألْحِدْنِی وَ سَوِّ الترابَ علَیَّ وَ اجْلِسْ عِنْدَ رَأسِی قَبالَةَ وَجْهِی فَاَکثِرْ مِنْ تِلاوَةِ القرآن وَ الدُّعَاءِ فَاِنَّها ساعَةٌ یحْتاجُ الْمیِّتُ فیِها اِلی انْسِ الاَحْیاءِ وَ اَنَا اَسْتَوْدِعُک اللهَ تَعَالی وَ اُوصیِک فِی وَلَدیِ خَیْراً؛[15] وقتی وفات کردم، غسل و کفن مرا بر عهده بگیر و بر من نماز بگزار و درون قبرم قرار بده و خاک را بر روی قبرم بریز؛ سپس هموار کن و بر بالینم رو به روی صورتم بنشین و زیاد قرآن بخوان و دعا کن؛ زیرا در چنین لحظه هایی مردگان به انس با زندگان نیاز دارند. من تو را به خدا می سپارم و درباره فرزندانم سفارش نیکوکاری دارم.
از وصایای دیگر حضرت زهرا علیها السلام به امام علی علیه السلام، توصیه به ازدواج با امامه دختر خواهر فاطمه علیها السلام بود که فرمود: «جَزاک اللهُ عَنِّی خَیّرَ الْجَزاءِ یا ابْنَ عَمِّ رَسول اللَّه! اُوصیک أَوَّلًا أَنْ تَتَزَوَّجَ بَعْدِی بِابْنَةِ أُخْتِی أُمَامَةَ فَإِنَّهَا تَکونُ لِوُلْدِی مِثْلِی فَإِنَّ الرِّجَالَ لَا بُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّسَاءِ؛[16] ای پسرعموی پیامبر! خداوند تو را پاداش نیکو دهد! اولین وصیت من به تو این است که چون مردان به زنان نیاز دارند؛ پس از من با دختر خواهرم امامه ازدواج کن؛ زیرا او همانند من با فرزندانم مهربان است».
حضرت زهرا علیها السلام در تداوم مبارزاتش و در دفاع از ولایت و امامت، به امام علی علیه السلام وصیت کرد: «أُوصِیک أَن لَایشهَدَ أَحدٌ جِنَازَتِی مِنْ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ ظَلَمُونِی وَ أَخذُوا... وَ ادْفنِّی فِی اللَّیلِ إِذَا هَدَأَتِ الْعُیونُ وَ نَامَتِ الْأَبْصَارُ؛[17] [ای علی] تو را وصیت می کنم هیچ یک از آنان که به من ظلم روا داشتند و حق مرا غصب کردند، نباید در تشییع جنازه من شرکت کنند؛... مرا شب دفن کن، آن هنگام که چشم ها آرام گرفته و دیده ها به خواب فرو رفته باشند».
ماجرای دفن شبانه و مخفیانه حضرت زهرا علیها السلام هم در منابع اهل سنت و هم در منابع شیعه آمده است. محمد بن عبدالله از زهری نقل کرده است که او گفت: «فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله در شب دفن شد و علی او را به خاک سپرد».[18] جابر از امام باقر علیه السلام نقل کرده است که حضرت فرمود:«فاطمه علیها السلام شبانه مدفون شد».[19] یونس بن یزید از ابن شهاب نقل کرده است: «علی علیه السلام، فاطمه علیها السلام را شبانه دفن نمود».[20] عروه از عایشه نقل کرده است:«علی شبانه جنازه فاطمه را دفن نمود».[21] ابن ابی الحدید نیز می نویسد: «حضرت زهرا علیها السلام وصیت کرد که [به جهت اعتراض از عملکرد برخی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله درباره اهل بیت آن حضرت] شبانه به خاک سپرده شود و آنان که بر وی ستم روا داشته اند، در تشییع جنازه اش حاضر نشوند و بر پیکرش نماز نخوانند».[22]
در منابع شیعه نیز این مطلب به گونه ای نقل شده است که علامه مجلسی آن را در حد تواتر دانسته و گفته است: «روایات زیادی همانند خبر متواتر وارد شده است که حضرت فاطمه علیها السلام وصیت کرد شب به خاک سپرده شود».[23]
طبق نقلی از امام صادق علیه السلام، حضرت فاطمه علیها السلام در لحظه های آخر زندگی به امام علی علیه السلام چنین وصیت کرد:
اِذا تَوَفَّیْتُ لاتُعْلِمْ اِلاّ اُمَّ سَلَمَةَ وَ اُمَّ اُیْمَنَ وَ فِضَّةَ وَ مِنَ الرِّجالِ ابنَیَّ وَ الْعبّاسَ وَ سَلْمانَ وَ عَمّاراً وَ المِقْدادُ وَ اَباذَرَّ وَ حُذَیْفَةَ وَ لاتُدْفِنِّی الاّ لَیْلاً وَ لاتُعْلِمْ قَبْرِی احَداً؛[24] بعد از مرگم به هیچ کس اطلاع نده، جز اینکه از زنان به ام سلمه، ام ایمن و فضه و از مردان به دو فرزندم [حسن و حسین]،عباس، سلمان، عمار، مقداد، ابوذر و حذیفه خبر بده. مرا دفن نکن، مگر در شب و قبر مرا به هیچ کس اطلاع نده تا مخفی بماند.
نقل شده است که حضرت فاطمه علیها السلام به اسماء وصیت کرد در غسل دادنش با امام علی علیه السلام مشارکت کند:«یا اَسْماءُ! اِذا مِتُّ فَاغْسِلْینِی انْتِ وَ عَلِیُّ بْنُ اَبِی طالِبٍ وَ لاتُدْخِلْنی علَی احَداً؛[25] ای اسماء! وقتی من از دنیا رفتم، تو و علی مرا غسل دهید و هیچ کس را در کنار جنازه من راه ندهید».
اسماء بنت عمیس می گوید: روزهای آخر زندگی حضرت فاطمه علیها السلام با او بودم. روزی مرا به یاد کیفیت حمل جنازه توسط مردم انداخت و نگرانی اش را ابراز نمود که چرا جنازه زن را روی تخته ای می گذارند و بالای دست مردان حمل می کنند؟ سپس فرمود: «إِنِّی قَدِ اسْتَقْبَحْتُ مَا یُصْنَعُ بِالنِّسَاءِ أَن یطْرَحَ عَلَی الْمَرْأَةِ الثَّوْبُ، فَیَصِفُهَا لِمَنْ رَأَی فلَاتَحْمِلْنِی عَلَی سَرِیرٍ ظاهِرٍ استُرِینِی سَتَرَک اللّهُ مِنَ النّارِ؛[26] من بسیار زشت می دانم که (جنازه) زنان را روی تخته بدون دیوار می گذارند و بر روی آن پارچه می افکنند؛ چرا که [حجم] بدن نمایان می شود. مرا بر روی تخته این چنینی نگذار و بدن مرا بپوشان که خدا تو را از آتش جهنم باز دارد».
اسماء می گوید: خدمت حضرت توضیح دادم که در سرزمین حبشه، تابوتی برای حمل جنازه ها درست می کنند که بدن میت را [با دیواره ای که دارد] می پوشاند. سپس شکل آن را ترسیم کردم. حضرت فاطمه علیها السلام که آن را دید، خوشحال شد و تبسم کرد. اسماء گوید: من از روزی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفته بود تا به آن روز تبسم بر لبان دختر پیامبر ندیده بودم.[27] سپس حضرت فرمود: «اِصنَعِی لِی مِثلَه اسْتُرینی، سَتَرَکِ اللّهُ مِنَ النّارِ؛[28] برای من تابوتی مثل آن درست کن و مرا با آن بپوشان! خدا تو را از آتش دوزخ حفظ نماید».
این امر به خوبی نشان می دهد که حضرت به شدت نسبت به مسئله عفاف و حجاب حساس بود؛ آن هم بعد از شهادت و نسبت به جنازه خویش. این امر آن قدر برای او مهم بود که در کنار وصیت های اصلی باز به امام علی علیه السلام نیز وصیت ویژه نمود: «اُوصِیکَ یَا ابْنَ عَمِّ أَنْ تَتَّخِذَ لِی نَعْشاً فَقَدْ رَأَیْتُ الْمَلَائِکةَ صوَّرُوا صورَتهُ؛[29] وصیت می کنم به شما ای پسر عمو که برای من تابوتی درست کن؛ همان گونه که ملائکه شکل و قیافه آن را به من نشان داده اند».
از ابن عباس نقل شده است حضرت فاطمه علیها السلام اول کسی بود که برای او تابوت قرار داده شد و اسماء بنت عمیس آن را برای او درست کرد.[30]
فهرست منابع
1. ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، دعائم الإسلام، تصحیح آصف فیضی، قاهره: دار المعارف، 1383/1963م.
2. ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبةالله، شرح نهج البلاغه، بیروت: دار احیاء اتراث العربی، 1385ق.
3. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، تصحیح جمال الدین میردامادی، چاپ سوم، بیروت: دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع دار صار، 1414ق.
4. بغدادی اسماعیل بن حماد بن زید البغدادی المالکی، ترکة النبی و السبل التی وجهها فیها، بی جا، بی نا، 1404ق.
5. تستری، سید نور الله، احقاق الحق، قم: کتابخانه آیت الله نجفی، 1401ق.
6. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، تصحیح مؤسسه آل البیت علیهم السلام، چاپ اول، قم: مؤسسه آل البیت علیهم السلام، 1409ق.
7. حمیری، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد، تصحیح مؤسسة آل البیت علیهم السلام، چاپ اول، قم: مؤسسة آل البیت علیهم السلام ، 1413 ق.
8. ذهبی، ابوعبدالله محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، بیروت: مؤسسة الرسالة، 1413ق.
9. زمانی، رجبعلی، «وصایای حضرت فاطمه(» مجله فرهنگ کوثر، شماره 69.
10. سمهودی، نورالدین علی بن احمد مصری، وفاء الوفاء باخبار المصطفی، بیروت: دار الکتب العلمیة،2006م.
11. طبرسی، محمد بن جریر، دلائل الامامه، چاپ اول، قم: بعثت، 1413ق.
12. طوسی، محمد بن حسن، التهذیب، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق.
13. طیب، سید عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، چاپ دوم، تهران: اسلام، 1378ش.
14. فیروزآبادی، سید مرتضی، فضائل الخمسة من الصحاح الستة،، تهران: اسلامیه، 1410ق.
15. کاتب واقدی، محمد بن سعد،الطبقات الکبری، بیروت: دار صادر، 1405/1985م.
16. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، بیروت: دار صعب و دار التعارف، 1401ق.
17. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، تصحیح جمعی از محققان، چاپ دوم، بیروت: دار احیاء التراث العربی، 1403ق.
پی نوشت ها:
[1] انعام: 153.
[2] سید عبدالحسین طیب، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص 319، ذیل آیه 180 سوره بقره.
[3] ر.ک: رساله عملیه مراجع تقلید، مسائل مربوط به وصیت.
[4] بقره: 280.
[5] دربارۀ وصیت نامه حضرت زهرا(ع) مقالۀ دیگری با عنوان «وصایای حضرت فاطمه(ع)» از آقای رجبعلی زمانی در مجله فرهنگ کوثر شماره 69، قبلاً منتشر شده است که از جهت حجم و تنوع منابع و... با این مقاله تفاوت دارد.
[6] نورالدین علی بن احمد سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج 3، ص 825 و 990؛ حماد بن زید البغدادی، ترکة النبی صلی الله علیه و آله، ص 78.
[7] محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۷، ص 47 و 48؛ عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الاسناد، ص ۳۶۳.
[8] محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج7، ص48؛ نعمان بن محمد ابن حیون مغربی، دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۳۴۴؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 43، ص 235؛ محمد بن حسن طوسی، التهذیب، ج 9، ص 144 و 145.
[9] محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 100، ص 184 و 185.
[10] اوقیه معادل چهل درهم است.محمد بن مکرم ابن منظور، لسان العرب، ج 1، ص 404.
[11] محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 100، ص 184 و 185.
[12] محمد بن حسن طوسی، التهذیب، ج 9، ص 144.
[13] محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 43، ص 218؛ محمد بن جریر طبرسی، دلائل الامامه، ص 42.
[14] محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 43، ص 214.
[15] همان، ج 79، ص 27.
[16] همان، ص 192.
[17] همان، ص192.
[18] محمد بن سعد کاتب واقدی،الطبقات الکبری، ج 8، ص 29.
[19] همان، ص 29.
[20] همان.
[21] همان.
[22] عبدالحمید بن هبةالله ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 16، ص 214.
[23] محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 29، ص 390.
[24] همان، ص 208 و 209.
[25] سید مرتضی فیروز آبادی، فضائل الخمسة من الصحاح الستة، ج 3، ص 161؛ نورالدین علی بن احمد سمهوری، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج 3، ص 92.
[26] سید مرتضی فیروز آبادی، فضائل الخمسة من الصحاح الستة، ج 3، ص 161.
[27] نورالله تستری،احقاق الحق، ج 10، ص 474؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 43، ص 189 و 213.
[28] محمد بن حسن حرعاملی، وسائل الشیعه، ج 3، ص 221.
[29] همان، ص 221.
[30] محمد بن سعد کاتب واقدی، الطبقات الکبری، ج 8، ص 28؛ ابوعبدالله محمد بن احمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج 2، ص 128 و 129.
رخدادهای پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و نوع نگاه طبقات مختلف جامعه مسلمانان آن دوره به موضوع خلافت، به یکی از کشمکش های بزرگ سیاسی تبدیل شد که آثارش همچنان تا به امروز ادامه یافته است. در آن زمان، میان طبقات گوناگون اجتماعی، روایت های مختلفی از امامت شکل گرفت تا زمینه را برای انتقال خلافت به دیگران مهیا شود. به دنبال این رخداد، فاطمه زهرا علیها السلام به جنگ این روایت ها رفت و کوشید تا روایت برآمده از گفتار نبوی و بیت وحی را تثبیت کنند. آن حضرت در این باره از راهبردهای مختلفی بهره گرفت تا سرانجام توانست روایت خود را در سطح جامعه به عنوان گفتمان امامت در تاریخ ثبت نماید. گرچه نوع عملکرد دستگاه خلافت و سکوت و گاهی همراهی مهاجرین و انصار با حکومت، موجب نادیده گرفته شدن روایت حضرت زهرا علیها السلام در میان غیر شیعیان شد؛ اما روایت ایشان از سقیفه هنوز هم در کتب تاریخی، حدیثی و اخلاقی دیده می شود. برای شناخت زمینه های شکل گیری سقیفه، بیش از هر چیز می بایست به زمانه شناسی پرداخت و جامعه عصر نبوی به ویژه سال های آخر حیات ایشان را یک بار دیگر بازکاوی کرد. در این میان قرآن در برخی سوره ها، به وضعیت اجتماعی مسلمانان در سال های آخر زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله اشاره های گویایی دارد. آنچه در ادامه می آید، تصویری است که قرآن از جامعه اسلامی در سال های آخر رسول خدا صلی الله علیه و آله به دست می دهد.
برای آشنایی با طبقات اجتماعی عصر نبوی «سوره توبه» که در سال نهم نازل شد، یکی از بهترین سندهای قرآنی و حاوی پیام مهم مبارزه با شرک و لغو پیمان های گذشته است. در این سوره طبقات جامعه اسلامی در مدینه و سایر شهرهای اطراف به صورت ده طبقه یاد شده اند:
1. مؤمنان راستین شامل بعضی از مهاجران و انصار نخستین (اهل بدر) و مؤمنانی که به نیکویی از ایشان پیروی کردند: «وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالْأَنصَارِ وَ الَّذِین اتبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ؛[1] و آنان که سبقت به ایمان گرفتند از مهاجر و انصار (و در دین ثابت ماندند) و آنان که به نیکی پیروی آنان کردند، خدا از آن ها خشنود است و آن ها از خدا خشنودند».
2. مؤمنان در معرض لغزش که نزدیک بود دل های آن ها (از رنج و سختی های جنگ تبوک و غیره) بلغزد: «الَّذِینَ... مَا کادَ یزِیغُ قُلُوبُ فَرِیقٍ مِنْهُمْ؛[2] دل های گروهی از مسلمانان (از رنج و تعب در سختی های جنگ تبوک و...) نزدیک بود بلغزد».
3. خسته شدگان از همراهی پیامبر صلی الله علیه و آله، گروهی از مسلمانان با آنکه سابقه بسیاری در جنگ و همراهی پیامبر صلی الله علیه و آله داشتند، اما در اواخر عمر پیامبر صلی الله علیه و آله رفته رفته از فعالیت های سیاسی و نظامی و کارهایی که به هر دلیلی نیازمند فعالیت دشوار بود؛ خسته شده بودند. قرآن به روشنی به این طیف اشاره می کند: «وَعَلَی الثلَاثَةِ الَّذِین خُلِّفُوا حَتَّی إِذَا ضَاقَتْ عَلَیهِمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَیهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَظَنُّوا أَنْ لَا ملْجَأَ منَ اللَّه إِلَّا إِلَیهِ؛[3] و بر آن سه تن که (از جنگ تبوک) باز ایستادند (و مردم به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله از آنان بریدند) تا آنکه زمین با همه پهناوری بر آن ها تنگ شد و بلکه از خود دلتنگ شدند و دانستند که از (غضب) خدا جز به (لطف) او ملجأ و پناهی نیست». اگر چه این آیه به سه نفر به نام های مرارة بن ربیع و هلال بن امیه و کعب بن مالک اشاره دارد که به دلیل سختی جنگ و گرمای هوا از رفتن به جنگ در تبوک خودداری کردند و در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله عذر حضور خواستند، اما حاکی از زمینه چنین رفتاری در میان صحابه است.
4. مسلمانانی که اهل گناه بودند و به گناهان خود اعتراف کردند. آن ها کار نیک و بد هر دو را انجام داده بودند، اما امید بود که خدا توبه آنان را بپذیرد: «آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَیئًا؛[4] گروهی دیگر از آن ها به گناهان خود اعتراف کردند که عمل صالح و فعل قبیح هر دو به جای آوردند، امید باشد که خداوند توبه آنان بپذیرد».
5. طیف خطاکاران که حال و روزشان از طیف قبلی خراب تر و کارشان بر مشیّت خدا موقوف است یا آنان را عذاب کند و یا از گناهشان در گذرد و خدا دانا و حکیم است: «وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا یعَذِّبُهُمْ وَإِمَّا یتُوبُ علَیهِمْ؛[5] و برخی دیگر (از گناهکاران) آن هایی هستند که کارشان به خدا سپرده شده است که یا آنان را عذاب کند و یا از گناهشان درگذرد».
6. کافران اهل تردید و آن هایی که به خدا و روز قیامت ایمان نیاورده و دل هاشان در شک و دودلی ماند: «الَّذِینَ لَا یؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْم الْآخرِ وَارْتابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فی رَیبهِمْ یتَرَدَّدُونَ؛[6] آن هایی که ایمان به خدا و روز قیامت نیاورده و دل هاشان در شک و ریب است، از تو اجازه معافی از جهاد می خواهند و آن منافقان پیوسته در شک و تردید مانده و سرگردانند».
7. جمع زیادی (اعراب اطراف مدینه) که به فراخوان پیامبر صلی الله علیه و آله پاسخ ندادند و در جنگ شرکت نکردند و از نظر قرآن، خدا و رسول صلی الله علیه و آله را تکذیب کرده (و بدون هیچ عذری) از جهاد بازنشستند: «وَجَاءَ الْمعَذِّرُونَ منَ الْأَعْرَابِ لِیؤْذَنَ لَهُمْ وَقَعَدَ الَّذِینَ کذَبوا اللَّه وَرَسولَهُ سیصِیبُ الَّذِین کفَرُوا مِنْهُمْ عذَابٌ أَلِیم؛[7] گروهی از اعراب بادیه (نزد تو) آمده و عذر می آورند که اجازه معافی از جهاد یابند و نیز گروهی که خدا و رسول را تکذیب کرده (و بدون هیچ عذری) از جهاد بازنشستند، به زودی کافران از این دو طایفه را عذابی دردناک خواهد رسید».
8. کافران بیمار دل و آنان که دل هاشان به مرض (شک و نفاق) مبتلاست که خدا هم بر خباثت درونی آن ها خباثتی افزود: «الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَی رِجْسِهِمْ؛[8] آنان که دل هاشان به مرض (شک و نفاق) مبتلاست هم بر خبث ذاتی آن ها خباثتی افزود».
9. قاعدین (اهل مدینه) که از جهاد به همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله کنار نهاده شدند، از این بازماندن شان خوشحال شدند و جهاد با مال و جان شان در راه خدا را خوش نداشتند و (مؤمنان را هم از جهاد منع کرده و به آن ها) گفتند: شما در این هوای سوزان از سرزمین خود بیرون نروید: «فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسولِ اللَّه وَکرِهُوا أَنْ یجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَقَالُوا لَا تَنْفِرُوا فِی الْحَرِّ؛[9] آن هایی که از جهاد در رکاب رسول خدا باز نهاده شدند، از این بازماندن شان خوشحالند و مجاهده به مال و جان شان در راه خدا را خوش نداشتند و (مؤمنان را هم از جهاد منع کرده و به آن ها) گفتند: شما در این هوای سوزان از وطن خود بیرون نروید».
طبق روایت جابر بن عبدالله این طیف که در جنگ حاضر نشدند، در میان مردم شایعه کردند که محمد صلی الله علیه و آله و یارانش در جنگ با وجود کوشش زیادشان، نابود شدند.
10. منافقانی که به نفاق خو کرده بودند و بعضی از اعراب بادیه نشین (اطراف مدینه) که منافق بودند و بعضی اهل شهر مدینه هم منافق و بر نفاق ثابت قدم ماندند که به سخن قرآن، پیامبر صلی الله علیه و آله هم آن ها را نمی شناخت: «وَ مِمَّنْ حَوْلَکمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ، وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِینَةِ، مَرَدُوا عَلَی النفَاقِ لَا تعْلَمُهُمْ نَحْنُ نعْلَمُهُمْ؛[10] بعضی از اعراب بادیه نشین اطراف شما (اطراف مدینه) منافقند و بعضی اهل شهر مدینه هم بر نفاق ثابت قدمند که تو از آن ها آگاه نیستی، ولی ما از آن ها آگاهیم».
تأملی در این گروه های ده گانه، هم گویای وضعیت اجتماعی مسلمانان است و هم لحن تهدیدآمیز آیات قرآن نسبت به مردم در آن دوره، از احتمال انحراف عمومی حکایت دارد. در حقیقت جز یک گروه، بقیه گروه ها یا کاملاً در مسیر اشتباه و خطا قرار گرفته اند یا احتمال انحراف آنان بسیار زیاد است. در چنین شرایطی جامعه اسلامی در آستانه ورود به روزهای رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله است که قطعاً وقتی با وجود آن حضرت وضعیت جامعه اسلامی این چنین بود، پس از رحلت و با سر باز کردن عقده های قبیله ای و خصومت های شخصی در کنار تلاش قبایل برای کسب قدرت، اوضاع بسیار آشفته تر می شد. با این مقدمه هنگامی که خبر رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله در شهر پیچید، عملاً دیگر جامعه آبستن رخدادهای خطرناکی شده بود و یکی از اصلی ترین این مسائل، موضوع سقیفه بود.
دستگاه خلافت در گام نخست این روایت را مطرح کرد که آنچه که در سقیفه روی داده است، یک امر عادی و طبیعی و متناسب با اصل شایستگی بود. آن ها از زبان خلیفه نقل می کردند که «ما برتریم؛ چون از مهاجرین و نخستین کسانی هستیم که مسلمان شدیم و از جهت خویشاوندی نیز از شما (انصار) به پیامبر صلی الله علیه و آله نزدیک تر هستیم و قرآن نیز ما را بر شما مقدم فرمود (اشاره به آیه 100 سوره توبه)؛[11] پس خلافت حق ماست».[12] حتی در این باره نقل می کردند که اعتراض علی علیه السلام این بود که چرا با ما هم مشورت نکردید، والا ما هم قبول داریم که ابوبکر از همه برتر است؛ چون هنگام حیات پیامبر صلی الله علیه و آله، امام جماعت صحابه بود؛[13] در حالی که حضرت زهرا علیها السلام در سخنرانی اش این ادعا را به صورت کامل ردّ کرد و خلافت را حق پروردگار برای علی علیه السلام دانست.
به فاصله کوتاهی از زمان انتقال خلافت به خلیفه نخست، هواداران وی تلاش کردند روایت دیگری را ترویج کنند که در آن شرایط چاره ای جز این نبود که این کار ر ا انجام دهند؛ و گرنه اسلام دچار فتنه خطر بزرگ تری می شد.[14] در همین باره تأکید می کردند که خلافت خلیفه اول یک امر ناگهانی و ناخواسته بود که روی داد و دیگر بحث درباره آن گذشته است.[15] آن ها می گفتند خلیفه نخست برای دور کردن دست دیگران و نااهلان از خلافت[16] برخاست و گفت: «ای مردم! من از شما بهتر نیستم؛ پس شما خلافت مرا بپذیرید و مرا در این امر یاری کنید و اگر اشتباه کردم، اصلاحم کنید. اگر هم من از راه خدا برگشتم، شما هم از من برگردید».[17] این در حالی بود که تجربه روزگار نشان داد هم نااهلان وارد ساختار خلافت شدند و هم ایشان هرگز مخالفان را برنتافت و تا جایی که ممکن بود، آن ها را به شدت سرکوب کرد.
یکی دیگر از روایت ها از سقیفه، ادعای قبول همگانی نسبت به خلیفه نخست بود. در این روایت چنین می آمد که همه در کمال آرامش با وی بیعت کردند و این امر هم در مسجد و بر سر منبر رسول خدا صلی الله علیه و آله روی داد. ابن کثیر تحت تأثیر جریان اهل حدیث در این باره گفته است:
یک روز پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله یعنی سه شنبه صبح، صحابه همگی در مسجد جمع شدند و انصار و مهاجر یکایک شان با خلیفه بیعت کردند. این زمانی بود که هنوز رسول خدا صلی الله علیه و آله را دفن هم نکرده بودند. در این زمان عمر بن خطاب اعلام کرد پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفت و ما دوست داشتیم که او می بود و ما را هدایت می کرد، اما اکنون ابوبکر که یار غار رسول خدا صلی الله علیه و آله بود، می تواند این امر را پیش ببرد و شما هم بر او همگام شوید. همگی برخاستند و با او بیعت کردند.[18] این در حالی بود که بزرگانی از صحابه مانند علی علیه السلام، زبیر، عباس عموی پیامبر صلی الله علیه و آله، سعد بن عباده و دیگران مخالف بودند.[19]
از دیگر روایت های معروف از سقیفه، جابه جا کردن جای ظالم و مظلوم بود. آن ها می گفتند که علی علیه السلام و بنی هاشم همواره دنبال قدرت بودند و خلافت را حق خود می دانستند؛ از این رو حاضر نشدند با خلیفه نخست بیعت کنند. زُهَری،از بزرگان اهل حدیث در این باره از قول عمر بن خطاب نقل می کند: «علی و کسانی که با او در منزلش هستند و مدتی است که بیعت نکرده اند، با ما بیعت نمی کنند و [حکومت را برای خودشان می خواهند]».[20] حتی برخی مدعی شدند که آن حضرت در پافشاری برای رسیدن به قدرت آنقدر تلاش کرد تا عمر در هنگام مرگ به کنایه به او گفت: «آخرش کار خودت را کردی و مرا کشتی؟». امام علیه السلام هم فرمود: «نه! کار مردان من نبود و به این کار هم راضی نبودم»،[21] اما این اتهام همچنان ماند تا آنکه کار به جایی کشید که در مدتی که حضرت علی علیه السلام بیعت نکرد، متهم شد که طمع خلافت دارد؛ به همین دلیل بیعت نمی کند.[22] بعدها پیرو همین نگاه، معاویه آن حضرت را متهم کرد که برای رسیدن به قدرت، به قتل عثمان یاری رسانده است. البته این دیدگاه کاملاً از سوی بزرگان صحابه مانند سلمان، حضرت زهرا علیها السلام و افراد دیگر ردّ شد. سلمان به آن ها گفت: «کاری کردید که نباید می کردید. خیر در این بود که با علی علیه السلام بیعت می کردید».[23]
مؤلفه های رفتاری حضرت زهرا علیها السلام در جنگ روایت ها به شرح ذیل است:
یکی از اصلی ترین کارهای حضرت زهرا علیها السلام، واکنش سریع به رخداد سقیفه بود؛ زیرا حضرت معتقد بود هر کسی روایتش را زودتر و مستدل تر ارائه دهد، پیروز است. در منابع نقل شده است ایشان بلافاصله پس از ماجرای سقیفه به همراه جمعی از زنان خویشاوندش به مسجد رفت که خلیفه و گروهی از مهاجران و انصار در مسجد نشسته بود. میان فاطمه علیها السلام و حاضران چادری آویختند. دختر پیامبر صلی الله علیه و آله نخست ناله ای کرد که حاضران به گریه افتادند، سپس قدری خاموش ماند تا مردم آرام گرفتند و آن گاه دفاعیه خود را ایراد کرد.[24]
از آنجا که زبان هنر روایتگر را ماندگارتر می کند، حضرت زهرا علیها السلام تلاش کرد روایت خود از خلافت پس از پیامبر صلی الله علیه و آله را در قالب یکی از هنرهای گفتاری، یعنی خطابه ارائه دهد. ایشان با هدف برجسته سازی باور به امامت در امتداد نبوت به عنوان شرط مسلمانی و نقش پیامبر صلی الله علیه و آله را مورد اشاره قرار داد و در واقع به نقش امام علی علیه السلام به عنوان پیشوا توجه داشت و فرمود:
اَیهَا الناسُ! اِعْلَمُوا اَنّی فاطِمَةُ وَ اَبی مُحَمَّدٌ،... لَقَدْ جاءَکمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسِکمْ عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیکمْ بالْمُؤْمِنینَ رَؤُوفٌ رَحیمٌ. فَاِنْ تَعْزُوهُ وَتَعْرِفُوهُ تَجِدُوهُ اَبی دُونَ نِسائِکمْ وَ اَخَا ابنِ عمّی دُون رِجالِکمْ، وَ لَنِعْمَ الْمَعْزِی اِلَیهِ صلی الله علیه و آله؛[26] ای مردم! بدانید که من فاطمه و پدرم محمد است... پیامبری از میان شما برانگیخته شد که رنج های شما بر او گران آمده و دلسوز بر شماست و بر مؤمنان مهربان و عطوف است. پس اگر او را بشناسید، می دانید که او در میان زنان تان، پدر من بوده و در میان مردان تان، برادر پسر عموی من(شوهرم) است[اشاره به ماجرای عقد اخوت]؛ چه نیکو بزرگواری است آنکه من این نسبت را به او دارم.
آن حضرت در همان روزها به نشانه اعتراض بر سر مزار شهدای احد می رفت و می فرمود: «أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ تَرَکوا الْحَقَّ عَلَی أَهْلِهِ، وَ اتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبِیهِ، لَمَا اخْتَلَفَ فِی اللَّهِ اثْنَانِ؛[27] به خدا سوگند که اگر امامت به اهلش سپرده می شد، حتی دو نفر هم نمی ماندند که پرستش خدا نکنند؛ زیرا امامت مانند کعبه است که باید به سویش بروند، نه اینکه به سوی شما بیاید.
حبّ علی نتیجه احسان فاطمه است
او هل اتای فاطمه، قرآن فاطمه است
اسباب شادی لب خندان فاطمه است
این مرد مهربان به خدا جان فاطمه است
آن حضرت برخی واژه ها را به مخاطب القا می کند که حاوی هویت است؛ واژگانی مانند «پدرم، محمد بنده خدا»، «برادر پیامبر، علی علیه السلام»، «گرگ های عرب»، «سرکشان اهل کتاب». همچنین آن حضرت با نقل گذرای تاریخ از زندگی عربان از جاهلیت تا دوره اسلامی، بار دیگر هویت اسلامی را به رخ مسلمانان کشید و فرمود:
وَ کنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ، مُذْقَةَ الشَّارِبِ، وَ نُهْزَةَ الطَّامِعِ، وَ قُبْسَةَ الْعِجْلانِ، وَ مَوْطِیءَ الْاَقْدامِ، تَشْرَبُونَ الطَّرْقَ، وَ تَقْتاتُونَ الْقدَّ، اَذِلَّةً خاسِئینَ، تخافُونَ اَنْ یتَخَطَّفَکمُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِکمْ، فَاَنْقَذَکمُ اللَّهُ تبارَک وَ تعالی بِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله بَعْدَ اللَّتَیا وَ الَّتی، وَ بَعْدَ اَنْ مُنِی بِبُهَمِ الرِّجالِ، وَ ذُؤْبانِ الْعَرَبِ، وَ مَرَدَةِ اَهْلِ الْکتابِ؛ شما بر کناره پرتگاهی از آتش قرار داشته و مانند جرعه ای آب بوده و در معرض طمع طمّاعان قرار داشتید، همچون آتش زنه ای بودید که بلافاصله خاموش می گردید، لگدکوب روندگان بودید، از آبی می نوشیدید که شتران آن را آلوده کرده بودند و از پوست درختان به عنوان غذا استفاده می کردید، خوار و مطرود بودید، می ترسیدید که مردمانی که در اطراف شما بودند، شما را بربایند تا خدای تعالی بعد از چنین حالاتی شما را به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله نجات داد، بعد از آنکه از دست قدرتمندان و گرگ های عرب و سرکشان اهل کتاب ناراحتی ها کشیدید.
ویژگی آن حضرت، ارائه گفتاری مستند و روشنگر بود. نکته فراموش شده ای که حضرت فاطمه علیها السلام به معرفی آشکار او در جریان سقیفه پرداخت، شیطان بود که ایشان در این باره فرمود:
طْلَعَ الشَّیطانُ رَأْسَهُ مِنْ مَغْرَزِهِ، هاتِفاً بِکمْ، فأَلْفاکمْ لِدَعوَتِهِ مُسْتَجیبینَ، وَ لِلْغِرَّةِ فیهِ مُلاحِظینَ، ثُمَّ اسْتَنْهَضَکمْ فَوَجَدَکمْ خِفافاً، وَ اَحْمَشَکمْ فَاَلْفاکمْ غِضاباً، فَوَسَمْتُمْ غیرَ اِبلِکمْ، وَ وَرَدْتمْ غَیرَ مَشْرَبِکمْ؛[28] شیطان سر خویش را از مخفیگاه خود بیرون آورد و شما را فراخواند و دید شما دعوت او را پذیرفتید و برای فریب خوردن آماده اید، آن گاه از شما خواست که قیام کنید و مشاهده کرد که به آسانی این کار را انجام می دهید، شما را به غضب واداشت و دید خشمناکید و بر چیزی که سهم شما نبود، وارد شدید.
شایان اشاره است که در آیه 54 سوره زخرف نیز درباره فرعون آمده است: «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ إِنَّهُمْ کانُوا قَوْماً فاسِقِینَ؛ او قومش را خوار یافت و آن ها را مطیع خودش کرد».
به نظر می رسد آن بخشی که از روایت دیگران نسبت به سقیفه که وی را بسیار آزرده کرد، همین بود؛ از این رو در بخشی از کلام خود به مقوله قدرت طلبی ناحق قریش اشاره کرد:
نَأْمُرُکمْ فَتَأْتَمِرُونَ، حَتَّی اِذا دارَتْ بِنا رَحَی الْاِسْلامِ وَ دَرَّ حَلَبُ الْاَیامِ وَ خضَعَتْ نعْرَةُ الشِّرْک وَ سَکنَتْ فَوْرَةُ الْاِفْک، وَ خَمَدَتْ نیرانُ الْکفرِ، وَ هدَأَتْ دَعوَةُ الْهَرَجِ، وَ اسْتَوْسَقَ نِظامُ الدّینِ، فَاَنَّی حِزْتُمْ بعْدَ الْبیانِ، وَاَسْرَرْتُمْ بَعْدَ الْاِعْلانِ، وَ نَکصْتُمْ بَعْدَ الْاِقْدامِ، وَاَشْرَکتُمْ بَعْدَ الْایمانِ؟؛[29] [یادتان نرود که] ما در اسلام فرمانده بودیم و شما فرمانبردار، تا اینکه آسیای اسلام به گردش افتاد، روزگار به نفع اسلام چرخید و نعره های شرک آمیز خاموش شد و دیگ طمع و تهمت از جوشش افتاد و آتش کفر خاموش و هرج و مرج آرام گرفت و نظام دین استوار شد؛ پس چرا بعد از اقرارتان به ایمان، سرگردان شده و پس از آشکاری خود را مخفی گرداندید و بعد از پیش قدمی، عقب نشستید و بعد ایمان، شرک آوردید؟
حضرت فاطمه علیها السلام در پاسخ به ادعای شورای سقیفه برای دوری از افتادن در فتنه، فرمود: «الْعَهْدُ قَریبٌ، وَ الْکلْم رَحیبٌ وَ الْجُرْحُ لَمَّا ینْدَمِلُ وَ الرَّسولُ صلی الله علیه و آله لَما یُقْبَرُ، اِبْتِداراً زَعَمْتُمْ خَوْفَ الْفِتْنَةِ، اَلا فِی الْفِتْنَةِ سَقَطُوا، وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحیطَةٌ بِالْکافِرینَ؛[30] هنوز چیزی نگذشته و جراحت التیام نیافته و پیامبر صلی الله علیه و آله به قبر سپرده نشده بود، بهانه آوردید که از فتنه می هراسید [و خلافت را گرفتید]؛ آگاه باشید که اکنون در فتنه فرو رفته اید و به راستی جهنم کافران را احاطه نموده است».
ای زبانت ذوالفقارِ حیدر بی ذوالفقار!
بت شکن! برخیز بسته دست او را روزگار
عالمی در حیرت از این آسیا چرخاندنت
با تبسم خستگی را از علی پوشاندنت
در عجب روح الامین از طرز قرآن خواندت
پیش نابینا میان حِصن چادر ماندنت[31]
بیم دادن و مژده دادن که در قرآن نیز بسیار به کار رفته است، در کلام آن حضرت هم جایگاه ویژه ای دارد تا روایت خود را تثبیت نماید. ایشان با توجه به این مؤلفه می فرماید:
فَنِعْمَ الْحَکمُ اللَّهُ، وَ الزَّعیمُ مُحَمَّدٌ، وَ الْمَوْعِدُ الْقِیامَةُ، وَ عِنْدَ السَّاعَةِ یخْسِرُ الْمُبْطِلُونَ، وَ لاینْفَعُکمْ اِذْ تَنْدِمُونَ، وَ لِکلِّ نَبَأٍ مُسْتَقَرٌّ، وَ لَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یأْتیهِ عَذابٌ یخْزیهِ، وَ یحِلُّ علَیهِ عَذابٌ مُقیمٌ؛[32] چه نیک داوری است خداوند و نیکو دادخواهی است پیامبر صلی الله علیه و آله، و چه نیکو وعده گاهی است قیامت و در آن ساعت و آن روز اهل باطل زیان می برند و پشیمانی به شما سودی نمی رساند و برای هر خبری قرارگاهی است؛ پس خواهید دانست که عذاب خوارکننده بر سر چه کسی فرود خواهد آمد، و عذاب جاودانه که را شامل می شود.
جنگ روایت ها، یکی از ارکان جنگ نرم است که در ماجرای سقیفه، حضرت فاطمه علیها السلام با شناخت ابعاد آن، با استفاده از ابزارهای گوناگون تلاش کردند روایت های چندگانه دستگاه خلافت را کنار زند و روایت خود را تثبیت نماید. سرانجام با توجه به این فعالیت، روایت آن حضرت به عنوان روایت شیعه و برخی فرقه های اسلامی از امامت در تاریخ ثبت شد و از دریچه کتب تاریخی، حدیثی و حتی کتب ادبی مختلفی که شماری از آن ها را نویسندگان اهل سنت نیز نوشته بودند، مانند کتاب السقیفه و الفدک، به نسل های بعدی رسید.
فهرست منابع
کتب
1. ابن بابویه، علی بن حسین، الإمامة و التبصرة من الحیرة، چاپ اول، قم: مدرسة الإمام المهدی(عج)، 1404ق.
2. ابن حیون (قاضی نعمان)، نعمان بن محمد، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار علیهم السلام، تحقیق محمدحسین حسینی جلالی، چاپ اول، قم: جامعه مدرسین، 1409ق.
3. ابن طیفور، احمد بن ابی طاهر، بلاغات النساء، قم: الشریف الرضی، [بی تا].
4. ابن عبد ربه، احمد بن محمد، العقد الفرید، بیروت: دار الکتب العلمیة، 1407ق.
5. ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، عیون الأخبار، شرح یوسف علی طویل، بیروت: دار الکتب العلمیة، 1418ق.
6.، الإمامة و السیاسة المعروف بتاریخ الخلفاء، تحقیق علی شیری، چاپ اول، بیروت: دارالأضواء، 1410ق.
7. ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت : دارالفکر، [بی تا].
8. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت: دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع، 1374ق.
9. ابوصلاح حلبی، تقی الدین بن نجم الدین، تقریب المعارف، تحقیق فارس تبریزیان (الحسون)، چاپ اول، قم: الهادی، 1404 ق.
10. بلاذری، احمد بن یحیی، کتاب جمل من انساب الأشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، چاپ اول، بیروت: دارالفکر، 1417 ق.
11. جوهری بصری، احمد بن عبدالعزیز، السقیفة و فدک، تحقیق محمدهادی امینی، تهران: مکتبة نینوی الحدیثة، [بی تا].
12. ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، چاپ دوم، بیروت: دار الکتاب العربی، 1413ق.
13. صالحی شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، تحقیق عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، چاپ اول، بیروت: دار الکتب العلمیة، 1414 ق.
14. طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، ترجمه جعفری، تهران: انتشارات اسلامی، ۱۳۸۱ش.
15. مفید، محمد بن محمد، الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصرة، چاپ اول، قم: کنگره شیخ، 1413ق.
مقالات
1. مهر آیین، مصطفی و دیگران، «تحلیل گفتمان خطبه فدکیه حضرت زهرا علیها السلام»، فصلنامه علمی - پژوهشی نظریه های اجتماعی متفکران مسلمان، سال دهم، شماره دوم، پاییز و زمستان 1399، ص 22 -1.
پی نوشت ها:
[1] توبه: 100.
[2] توبه: 117.
[3] توبه: 118.
[4] توبه: 102.
[5] توبه: 106.
[6] توبه: 45.
[7] توبه: 90.
[8] توبه: 125.
[9] توبه: 81.
[10] توبه: 101.
[11] عبدالله بن مسلم ابن قتیبه، عیون الأخبار، ج 2، ص 254.
[12] احمد بن محمد ابن عبدربه، العقد الفرید، ج 5، ص 12.
[13] محمد بن یوسف صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج 12، ص 317.
[14] محمد بن محمد مفید، الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصرة، ص 115.
[15] احمد بن یحیی بلاذری، کتاب جمل من انساب الأشراف، ج 2، ص 264.
[16] محمد بن مکرم ابن منظور، لسان العرب، ج 2، ص 67.
[17] اسماعیل بن عمر ابن کثیر دمشقی، البدایة و النهایة، ج 5، ص 248.
[18] همان.
[19] احمد بن یحیی بلاذری، کتاب جمل من انساب الأشراف، ج 2، ص 260.
[20] شمس الدین محمد بن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ج 3، ص 11.
[21] عبدالله بن مسلم ابن قتیبه، الإمامة و السیاسة المعروف بتاریخ الخلفاء، ج 1، ص 40.
[22] محمد بن یوسف صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج 12، ص 317.
[23] احمد بن یحیی بلاذری، کتاب جمل من انساب الأشراف، ج 2، ص 274.
[24] احمد بن ابی طاهر ابن طیفور، بلاغات النساء، ص۱۶.
[25] ر.ک: مصطفی مهرآیین و دیگران، «تحلیل گفتمان خطبه فدکیه حضرت زهرا(»، فصلنامه علمی – پژوهشی نظریه های اجتماعی متفکران مسلمان، ص 17.
[26] احمد بن علی طبرسی، الإحتجاج علی اهل اللجاج، ج 1، ص 100.
[27] علی بن حسین ابن بابویه، الإمامة و التبصرة من الحیرة، ص 1.
[28] احمد بن ابی طاهر ابن طیفور، بلاغات النساء، ص 25.
[29] احمد بن عبدالعزیز جوهری بصری، السقیفة و فدک، ص 144.
[30] نعمان بن محمد ابن حیون (قاضی نعمان)، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار(ع)، ج 3، ص 36.
[31] شعر از قاسم صرافان.
[32] تقی الدین بن نجم الدین ابوصلاح حلبی، تقریب المعارف، صص 343-341.