ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

یکشنبه, 06 ارديبهشت 1405 23:38

هزینه های سرسام آور ازدواج در سال 1405

 
تاریخ انتشار :
 
شماره خبر : ۴۲۶۶۳۱۹
 
 
 
اقتصادنیوز : در بازار نوسانی این روزهای طلا و سکه، حتی تهیه ساده‌ترین نماد ازدواج هم دیگر ساده نیست. برای خرید یک رینگ یا حلقه طلای ساده برای دو نفر باید بین ۵۰ تا ۷۰ میلیون تومان هزینه کرد.
هزینه های سرسام آور ازدواج در سال 1405/ شروع یک زندگی جدید چقدر خرج دارد؟

ازدواج برای نسل‌های قبل، تصمیمی بود که با دل شروع می‌شد؛ حتی اگر پول کم بود، راهی پیدا می‌شد. خانه کوچک بود یا بزرگ، وسایل کم بود یا زود، چندان دغدغه نبود... تصمیم گرفته می شد و زندگی شروع می‌شد. برای نسل امروز اما، ازدواج پیش از آن‌که یک تصمیم عاطفی باشد، به یک پروژه اقتصادی فرساینده تبدیل شده است؛ پروژه‌ای که پیش از هر احساس و امیدی، با یک محاسبه سخت آغاز می‌شود؛ «اصلاً از پسش برمی‌آییم یا نه؟»

این سؤال نه از بی‌میلی می‌آید و نه از فرار از مسئولیت. از عدد می‌آید. از قیمت‌هایی که هر روز در ویترین مغازه‌ها، فروشگاه‌های اینترنتی و گفت‌وگو با کاسبان کف بازار تکرار می‌شوند. قیمت‌هایی که به گفته خود فروشنده‌ها، حداقلی‌ترین حالت ممکن‌اند و پایین‌تر از آن، دیگر چیزی به اسم «زندگی» بسته نمی‌شود.

هزینه های سرسام آور شروع یک زندگی جدید

نگاه به داده‌های جمعیتی نشان می‌دهد بیشترین تمرکز تجرد قطعی و تأخیر در ازدواج، امروز در میان متولدین دهه هفتاد و ابتدای دهه هشتاد است. نسلی که درست در نقطه‌ای به سن ازدواج رسید که تورم مزمن، قدرت خرید را تحلیل برده و هزینه‌های شروع زندگی را چند برابر کرده بود.

طبق آمارهای رسمی منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران، سن متوسط ازدواج در ایران در دو دهه اخیر به‌طور مستمر افزایش یافته و سهم افراد هرگز ازدواج‌نکرده در گروه‌های سنی بالاتر از ۳۰ سال، رشد قابل توجهی داشته است. این تغییر را نمی‌توان صرفاً به تغییر نگرش نسبت داد؛ مسئله، بیش از هر چیز، ناترازی میان درآمد و هزینه زندگی است.

 
 

روایت عددها از نسلی که پیش از رسیدن، جا ماند

ازدواج، حتی در حداقلی‌ترین تعریف ممکن، مجموعه‌ای از هزینه‌های اجتناب‌ناپذیر دارد. این گزارش، بر اساس قیمت‌گیری از کاسبان کف بازار، فروشگاه‌های مجاز و فروشگاه‌های اینترنتی نوشته شده است. نکته مشترک در تمام این گفت‌وگوها یک جمله است: «این‌ها حداقل‌ها است؛ پایین‌تر از این دیگر نمی‌شود بست.»

اولین برخورد عدد با ازدواج، در دفترخانه اتفاق می‌افتد. ثبت واقعه ازدواج در سال ۱۴۰۵، به‌همراه آزمایش‌های پیش از ازدواج و مراجعات پزشکی، در مجموع ۳ تا ۵ میلیون تومان هزینه دارد. این عدد شاید در مقیاس کلی بزرگ نباشد، اما نشانه‌ای است از این واقعیت که حتی رسمی‌کردن یک تصمیم عاطفی هم بدون پول ممکن نیست.

خرید حلقه در کف بازار/ حداقل نماد ازدواج که دیگر حداقلی نیست

در بازار نوسانی این روزهای طلا و سکه، حتی تهیه ساده‌ترین نماد ازدواج هم دیگر ساده نیست. بررسی قیمت‌ها نشان می‌دهد یک رینگ یا حلقه طلای ساده برای دو نفر، بدون نگین و طراحی خاص، در حال حاضر بین ۵۰ تا ۷۰ میلیون تومان تمام می‌شود. فروشندگان طلا تأکید می‌کنند این قیمت‌ها کف بازار است و انتخاب ارزان‌تر عملاً شدنی نیست. در نتیجه، حلقه دیگر فقط یک نماد نیست؛ به یکی از هزینه‌های قطعی و غیرقابل حذف ازدواج تبدیل شده است.

مسکن؟ جایی که تصمیم‌ها نفس‌گیر می‌شود

با این همه، هیچ‌کدام از این هزینه‌ها به اندازه مسکن تعیین‌کننده نیست. مسکن، نقطه‌ای است که بسیاری از تصمیم‌ها، پیش از آن‌که به اجرا برسند، متوقف می‌شوند. بازار اجاره در سال‌های اخیر چنان تغییر کرده که حتی حداقلی فکر کردن هم الزاماً به عددهای کوچک منجر نمی‌شود.

بررسی میدانی اقتصادنیوز از بازار مسکن نشان می‌دهد برای اجاره یک واحد معمولی، نه لوکس، نه بزرگ، در منطقه متوسط تهران یا شهرهای اطراف، پول‌پیش بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ میلیون تومان لازم است. اجاره ماهانه نیز معمولاً در بازه ۱۵ تا ۳۰ میلیون تومانی است. این اعداد، به گفته مشاوران املاک، کف واقعی بازار است؛ خانه‌ای ارزان‌تر از این یا کیفیت زیست طبقه متوسط را به‌شدت پایین می‌آورد یا عملاً در دسترس نیست.

وسایل حداقلی خانه چند؟

اما حتی اگر فرض کنیم زوجی از مانع مسکن عبور کند، زندگی تازه آغاز می‌شود؛ و زندگی بدون وسایل کامل، عملاً ممکن نیست. اینجا دیگر صحبت از چند قلم پراکنده نیست، بلکه از بستن یک خانه کامل اما حداقلی است.

قیمت‌ فروشگاه‌های مجاز و آنلاین نشان می‌دهد، برای تجهیز یک خانه با وسایل ضروری، شامل یخچال، ماشین لباسشویی، اجاق گاز، سرویس خواب، تلویزیون، فرش‌های حداقلی و اقلام اصلی آشپزخانه، عدد واقع‌بینانه بین ۸۰۰ تا ۱ میلیارد تومان است.

اینجا هم کاسبان بازار می‌گویند این بسته‌ها اقتصادی‌ترین حالت ممکن‌اند و حذف هر قلم، زندگی روزمره را مختل می‌کند. به بیان ساده‌تر: از این پایین‌تر، دیگر خانه‌ای شکل نمی‌گیرد.
 

محاسبه نهایی؛ ازدواج حداقلی چقدر خرج دارد؟

اگر همه این هزینه‌ها را کنار هم بگذاریم، تصویر روشن می‌شود. ثبت ازدواج و آزمایش‌ها حدود ۵ میلیون تومان، حلقه ساده حدود 70 میلیون تومان، بستن یک خانه کامل حداقلی بین 800 تا 1 میلیارد تومان، پول‌پیش مسکن 500 تا 700 میلیون تومان، اجاره ماه اول حدود 30 میلیون تومان.

در چنین سناریویی، عدد نهایی بالاتر از یک میلیارد و 400 میلیون تومان می‌ایستد. این رقم نه زندگی لوکس است و نه تجملی؛ بلکه همان حداقلی است که خود بازار می‌گوید پایین‌تر از آن، دیگر نمی‌شود زندگی را شروع کرد.

این هزینه ها البته جدا از هزینه های جانبی مربوط به ازدواج از جمله برگزاری یک مراسم یا مهمانی ساده و به جا آوردن برخی آداب و رسوم برای زوج های جوان است. 
 

وام ازدواج؛ فاصله‌ای که پرشدنی نیست
 

در برابر عددهای سرسام‌آور شروع زندگی، وام ازدواج تنها روزنه رسمی حمایت دولت از ازدواج جوانان است؛ روزنه‌ای که حالا خودش با ابهام و تعلیق روبه‌رو شده است. بر اساس توضیحات رسمی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، وام ازدواج حذف نشده، اما شکل تصمیم‌گیری درباره آن تغییر کرده است. دولت در لایحه بودجه جدید، جزئیات عددی برخی تسهیلات مرسوم از جمله وام ازدواج و فرزندآوری را از متن بودجه خارج کرده و تعیین سقف و چارچوب این تسهیلات را به هیئت عالی بانک مرکزی سپرده است.

به زبان ساده، دولت به‌جای آن‌که صراحتاً بگوید در سال آینده چه مقدار وام ازدواج باید پرداخت شود، توپ را به زمین بانک مرکزی انداخته است. این تغییر دو پیام دارد: نخست، هماهنگ‌کردن پرداخت وام‌ها با توان واقعی شبکه بانکی؛ و دوم، باز گذاشتن دست دولت برای چانه‌زنی با مجلس. به‌ویژه آن‌که تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد، تمایل دولت به افزایش سقف وام ازدواج کاهش یافته است. در سال ۱۴۰۴، برای نخستین‌بار در سال‌های اخیر، سقف این وام افزایش نیافت و متقاضیان، همان ارقام ۳۰۰ یا ۳۵۰ میلیون تومانی سال قبل را دریافت کردند.

رقم وام ازدواج برای هر نفر ۳۰۰ میلیون تومان است و فقط در صورت پایین‌بودن سن عروس و داماد، به ۳۵۰ میلیون تومان می‌رسد.

در بودجه ۱۴۰۵، حدود ۳۷۰ هزار میلیارد تومان اعتبار برای وام ازدواج و فرزندآوری پیش‌بینی شده است. در حال حاضر حدود ۵۵۰ هزار نفر از متقاضیان سال‌های گذشته همچنان در صف دریافت وام قرار دارند. فرآیند پرداخت همانند سال‌های گذشته، از طریق ثبت‌نام در سامانه و تخصیص سهمیه به بانک‌ها انجام می‌شود که بسیاری به نحوه پرداخت و زمان طولانی آن اعتراض دارند. همچنین به تازگی بسته ۳۰۰ میلیونی «خرید اعتباری» لوازم خانگی برای تسهیل «ازدواج» تببین شده است که با فرض دریافت همه این‌ها یک زوج 900 میلیون دارند که از ماه اول ازدواج باید به فکر اقساطش باشند.

حالا اگر فرض کنیم زوجی موفق شود وام ازدواج و خرید اعتباری را کامل دریافت کند، مسئله اصلی باقی می‌ماند. با هزینه‌ای حدود 2 میلیارد تومان برای شروع حداقلی زندگی، 3 وام که عدد آن به 900 میلیون می رسد و باید اقساط آن را در کنار هزینه های زندگی تامین کند. تازه این در شرایطی است که زوج هیچ وام دیگری نداشته باشد، همه وسایل را نقدی خریده باشد و فقط با اقساط وام ازدواج و اجاره خانه وارد زندگی شود؛ اقساطی که می‌تواند ماهانه حدود ۲۵ تا ۳۰ میلیون تومان باشد.

حالا سؤال ساده و بی‌رحمانه این است: با حقوق حداقلی 16 میلیون تومان، حتی با وام، چطور می‌شود چنین زندگی‌ را شروع کرد؟

وقتی عددها جلوتر از زندگی حرکت می‌کنند

ادامه این وضعیت، فقط آمار تجرد را بالا نمی‌برد؛ ازدواج را به امری طبقاتی تبدیل می‌کند. نسلی که ازدواج نمی‌کند یا آن را به تعویق می‌اندازد، نه از سر انتخاب، بلکه از بخاطر «نتوانستن»، نسلی است که مدام به آینده حواله داده می‌شود؛ آینده‌ای که هر سال دورتر می‌شود.

وقتی شروع زندگی به عددی میلیاردی گره می‌خورد، طبیعی است که بسیاری اصلاً وارد بازی نشوند. نتیجه، جامعه‌ای است که در آن پیوندها دیر شکل می‌گیرند، خانواده‌ها کوچک‌تر می‌شوند و فاصله نسل‌ها عمیق‌تر می‌شود. این فقط بحران ازدواج نیست؛ بحران ادامه زندگی است.

 
تاریخ انتشار :
 
شماره خبر :۴۲۶۶۴۵۲
 
 
خبر آنلاین : اینترنت طبقاتی و خطوط سفید، فراتر از یک تغییر فنی در سیستم فیلترینگ، ابزاری برای «مهندسی طبقاتی جامعه ایران» هستند. این سیاست‌ها با ایجاد رانت اطلاعاتی، تحمیل هزینه‌های سنگین فیلترشکن به فقرا و محروم‌سازی نخبگان مستقل از ابزارهای پژوهشی، به شکافت اقتصادی وحشتناکی دامن زده‌اند.
مهندسی طبقاتی جامعه ایران با اینترنت پرو/ اینترنت طبقاتی کم‌درآمدها را در «تله فقر» گرفتار می‌کند

تحول در ساختار دسترسی به فضای مجازی در کشور، از یک مدل سانسور سنتی و مبتنی بر مسدودسازی محتوایی به یک پارادایم نوین تحت عنوان «اینترنت طبقاتی» یا «دسترسی هویت‌محور»، نشان‌دهنده گسستی بنیادین در تعریف حقوق شهروندی و مناسبات اقتصادی است.

نگار علی- در حالی که طی دو دهه نخست دسترسی به اینترنت در کشور، محدودیت‌ها عمدتاً بر پایه لیست‌های سیاه و فیلترینگ پراکنده استوار بود، از ابتدای دهه ۱۴۰۰ و به ویژه پس از تحولات اجتماعی سال ۱۴۰۱، حاکمیت به سمت طراحی نظام‌مندی حرکت کرد که در آن دسترسی به شبکه جهانی نه به عنوان یک حق عمومی، بلکه به عنوان یک امتیاز سهمیه‌بندی شده و وابسته به جایگاه شغلی، وفاداری سیاسی و توانمندی اقتصادی تعریف می‌شود.  

این پدیده که در ادبیات فنی و رسانه‌ای با عناوینی همچون «خطوط سفید»، «اینترنت باز»، «اینترنت فناوران» و در آخرین نسخه خود تحت عنوان تجاری «اینترنت پرو» شناخته می‌شود، عملاً جامعه ایران را به دو طبقه متمایز تقسیم کرده است: «اشرافیت دیجیتال» که از مسیرهای بدون فیلتر و پرسرعت برای تجارت، آموزش و ارتباطات بهره می‌برند، و «رعایای دیجیتال» که در حصار فیلترینگ شدید، سرعت‌های دستوری و هزینه‌های گزاف بازار سیاه فیلترشکن محصور شده‌اند. 

سازوکار اینترنت طبقاتی بر پایه تفکیک ترافیک در لایه هسته شبکه (Core) استوار است. در این مدل، مسیریاب‌های مخابراتی بر اساس آدرس پروتکل اینترنت (IP) یا کدهای شناسایی منحصربه‌فرد، ترافیک کاربران را به دو مسیر متفاوت هدایت می‌کنند. مسیر اول، که همان «خطوط سفید» است، شامل لیست‌های سفیدی از وب‌سایت‌ها و پروتکل‌های جهانی است که بدون اعمال فیلترینگ برای کاربر باز می‌شود. مسیر دوم، اینترنت عمومی است که از لایه‌های متعدد فیلترینگ و بازرسی عمیق بسته‌ها (DPI) عبور کرده و عملاً دسترسی به پلتفرم‌های بین‌المللی را ناممکن یا بسیار دشوار می‌سازد.

اجرای «اینترنت پرو» علی‌رغم تکذیب‌ها

ظهور پدیده‌ای به نام «اینترنت پرو» (Internet Pro) در سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، اوج تجاری‌سازی تبعیض دیجیتال در ایران را نشان می‌دهد. در حالی که مقام‌های دولتی در ابتدا هرگونه وجود اینترنت طبقاتی را تکذیب می‌کردند، فعال‌سازی این سرویس برای گروه‌های منتخب مانند اساتید دانشگاه، خبرنگاران و اعضای سازمان نظام صنفی رایانه‌ای (نصر)، واقعیت‌های میدانی را آشکار کرد.  

 

اینترنت پرو فاقد هرگونه برتری فنی واقعی است؛ بلکه در حقیقت همان پهنای باند و دسترسی است که پیش از فیلترینگ گسترده در اختیار همگان بود، اما اکنون به عنوان یک «آپشن لوکس» به صاحبان اصلی این حق، بازفروشی می‌شود. برای دریافت این سرویس، کاربران باید از فیلترهای اعتبارسنجی عبور کنند؛ به طوری که برای هر کد ملی تنها یک «اینترنت پرو» صادر می‌شود و فرد باید در سامانه‌های دولتی به عنوان فعال اقتصادی یا علمی تایید شده باشد. این رویکرد، دسترسی به اینترنت آزاد را از یک حق طبیعی به یک «امتیاز سهمیه‌بندی شده» تبدیل کرده که خرید و فروش آن در لایه‌های مدیریتی اپراتورها و سازمان‌های صنفی، زمینه‌ساز رانت‌های کلان شده است.

بازتولید رانت و انحصار در اقتصاد دیجیتال

اینترنت طبقاتی مستقیماً به نفع شرکت‌های بزرگ و متصل به نهادهای قدرت عمل می‌کند. وقتی یک شرکت بزرگ دانش‌بنیان یا یک هلدینگ تجاری به «IP سازمانی پرو» دسترسی دارد، می‌تواند بدون اختلال با شرکای بین‌المللی خود ارتباط برقرار کند، از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده نماید و داده‌های بازار جهانی را در لحظه دریافت کند. در مقابل، کسب‌وکارهای کوچک و فریلنسرهایی که خارج از این چتر حمایتی هستند، به دلیل قطعی‌های مداوم و کندی ناشی از فیلترشکن‌ها، بازارهای خود را از دست می‌دهند. این نابرابری ساختاری منجر به «بحران تقاضای مؤثر» و حذف بخش خصوصی واقعی شده است که همواره موتور رشد و پیشرفت جامعه بود.  

 

انفجار قیمتی فیلترشکن و مالیات پنهان بر دهک‌های پایین

یکی از هولناک‌ترین پیامدهای اقتصادی اینترنت طبقاتی، تحمیل هزینه‌های گزاف به سبد معیشت خانوارهاست. بررسی‌های آماری نشان می‌دهد که بازار فیلترشکن در فروردین ۱۴۰۵ با جهشی ۲۰۰۰ درصدی مواجه شده است. این افزایش قیمت نه یک تورم عادی، بلکه یک «قرنطینه دیجیتال اقتصادی» است که حق دسترسی به اطلاعات را مستقیماً به توان مالی افراد گره می‌زند.

این داده‌ها نشان می‌دهند که لایه‌های ضعیف جامعه برای حفظ ارتباطات اولیه خود یا انجام فعالیت‌های آموزشی فرزندانشان، ناچارند از هزینه‌های حیاتی مانند تغذیه و سلامت بکاهند. این فرآیند، عملاً نوعی «مالیات پنهان و ناعادلانه» است که از محروم‌ترین اقشار دریافت و به جیب فروشندگان غیررسمی فیلترشکن سرازیر می‌شود.

 بحران در بازارهای مالی و ترید

فعالان بازارهای مالی و تریدرها در ایران با تهدیدی وجودی روبرو هستند. اینترنت طبقاتی باعث شده است که تریدرهای متصل به «خطوط سفید» با آرامش نسبی به پلتفرم‌های معاملاتی و زیرساخت‌هایی نظیر کلودفلر (Cloudflare) دسترسی داشته باشند، در حالی که تریدرهای مستقل با استفاده از فیلترشکن‌ها ریسک مسدود شدن دارایی‌های خود را به دلیل تغییر ناگهانی IP و نشت داده‌ها به جان می‌خرند. این مسئله باعث شده است که ثروت‌آفرینی ارزی تنها در انحصار گروهی خاص قرار گیرد و شکاف درآمدی بین تریدرهای حرفه‌ای برخوردار و تریدرهای خرده‌پای محروم به شدت افزایش یابد.  

خلق طبقات نوین اجتماعی

اینترنت طبقاتی، جامعه ایران را از منظر برخورداری از فرصت‌ها به دو بخش تقسیم کرده است. «طبقه برتر دیجیتال» شامل مدیران ارشد، اساتید دانشگاه‌های طراز اول، خبرنگاران مورد تایید و شرکت‌های متصل به رانت است که در «باند پرسرعت و آزاد» شناورند. در مقابل، «طبقه محروم دیجیتال» شامل دانش‌آموزان مناطق دورافتاده، کارگران، فریلنسرهای نوپا و عموم مردمی است که در «باند محدود و کند» محصور شده‌اند. این تفاوت، نه تنها یک مسئله فنی، بلکه یک «توهین ساختاری» به کرامت انسانی میلیون‌ها شهروند است که به عنوان موجوداتی فاقد صلاحیت برای دسترسی به اطلاعات آزاد شناخته شده‌اند.  

گسست در عدالت آموزشی و بن‌بست علمی

عدالت آموزشی که یکی از ارکان اصلی توسعه انسانی است، با اینترنت طبقاتی به کلی فروپاشیده است. دسترسی انحصاری دانشجویان دانشگاه‌های تهران و شریف به پلتفرم‌هایی مانند یوتیوب، در حالی که دانش‌آموزان و دانشجویان در استان‌هایی مانند سیستان و بلوچستان یا کردستان حتی برای باز کردن یک وب‌سایت داخلی با مشکل مواجهند، مصداق بارز تبعیض است.

فلج شدن پژوهش: دانشجویان و پژوهشگران مستقل برای دسترسی به منابع علمی بین‌المللی مجبور به صرف هزینه‌های سرسام‌آور فیلترشکن هستند، در حالی که پروژه‌های تحقیقاتی بسیاری به دلیل عدم امکان ارسال مقالات یا هماهنگی با اساتید خارجی متوقف شده‌اند. 

بحران آموزش در مناطق محروم: در مناطق محروم و درگیر اختلالات شبکه، آموزش مجازی عملاً متوقف شده و وعده رایگان بودن اینترنت داخلی نیز نتوانسته این شکاف را جبران کند؛ چرا که بخش بزرگی از دانش بشری در پلتفرم‌های جهانی تولید و عرضه می‌شود. 

معاون اول رئیس‌جمهور و برخی دیگر از مقام‌های دولتی با درک این تضادها، صراحتاً اعلام کرده‌اند که اینترنت یک «حق عمومی» است و سیاست‌گذاری‌ها باید مبتنی بر «عدالت دیجیتال» باشد، نه تفکیک دسترسی. با این حال، تداوم فعالیت سامانه‌های ثبت‌نام اینترنت پرو و فشارهای شورای عالی فضای مجازی برای تسریع این پروژه‌ها، نشان‌دهنده یک «دولت موازی» در سیاست‌گذاری فضای مجازی است که خارج از اراده عمومی عمل می‌کند.  

اگر روند فعلی تثبیت شود، ایران با یک «شکافت طبقاتی» روبرو خواهد شد که در آن طبقات پایین نه به دلیل تنبلی یا عدم استعداد، بلکه به دلیل «محرومیت ساختاری از ابزارهای تولید» (که امروزه همان اینترنت آزاد است) در تله فقر ابدی گرفتار می‌شوند.

ناباروری اقتصادی بخش خصوصی؛ وقتی بخش خصوصی واقعی (معلمان، پرستاران، کارمندان و صاحبان کسب‌وکارهای کوچک) نتوانند هزینه‌های اتصال به جهان را بپردازند، اقتصاد به سمت «انحصار و رانت» حرکت می‌کند و ستون فقرات جامعه دچار فرسایش می‌شود.

انزوای اطلاعاتی و فرهنگی؛ نسل جدید در مناطق محروم به دلیل عدم دسترسی به یوتیوب و پلتفرم‌های یادگیری رایگان، از دانش روز عقب می‌مانند و این امر باعث می‌شود جایگاه‌های مدیریتی آینده تنها در اختیار کسانی قرار گیرد که در خانواده‌های متمول و برخوردار از اینترنت پرو بزرگ شده‌اند. 

تخریب امنیت روانی: اضطراب ناشی از قطع اینترنت و هزینه ۲۵,۰۰۰ تومانی برای هر دقیقه ویدیو، باعث شده است که بخش بزرگی از جامعه دچار «حس عقب‌ماندگی» و انزوا شود.

گزارش‌های رسمی حاکمیتی حاکی از آن است که ایران در میان ۱۰۰ قدرت اقتصادی جهان، رتبه ۹۸ الی ۱۰۰ را در کیفیت اینترنت داراست. در چنین شرایط بحرانی، ایده فروش «اینترنت بدون فیلتر» تحت عنوان «پرو» نه یک راه حل فنی، بلکه نادیده گرفتن حقوق شهروندی است.

اینترنت طبقاتی و خطوط سفید، فراتر از یک تغییر فنی در سیستم فیلترینگ، ابزاری برای «مهندسی طبقاتی جامعه ایران» هستند. این سیاست‌ها با ایجاد رانت اطلاعاتی، تحمیل هزینه‌های سنگین فیلترشکن به فقرا و محروم‌سازی نخبگان مستقل از ابزارهای پژوهشی، به شکافت اقتصادی وحشتناکی دامن زده‌اند. تداوم این وضعیت تنها عدالت اجتماعی را به سرابی دوردست تبدیل می‌کند.  

مطالعه جدید شرکت خدمات مالی «ولز فارگو» (Wells Fargo)، نشان می‌دهد؛

نسل زد بیش از هر نسلی وابستگی مالی به والدین دارد

شماره : ۶۵۴۹ تاریخ چاپ: ۱۴۰۵/۰۲/۶ شماره خبر: ۴۲۶۶۳۲۸

مدیران مطالعه جدید شرکت خدمات مالی «ولز فارگو» (Wells Fargo)، نشان می‌دهد حدود ۶۴ درصد والدین آمریکایی که فرزندان نسل زد ۱۸ تا ۲۸ ساله دارند، هنوز آنها را از نظر مالی – چه مسکن و چه سایر هزینه‌ها – تحت حمایت دارند. نسل زد بیش از هر نسلی وابستگی مالی به والدین دارد از میان بیش از ۳ هزار و ۷۰۰ بزرگسال آمریکایی که در پایان سال گذشته مورد بررسی قرار گرفتند، بیش از نیمی از کسانی که والد هستند (۵۶ درصد) اظهار کرده‌اند که این حمایت مالی از فرزندان بزرگسال‌شان فشار بیشتری بر وضعیت مالی خودشان وارد می‌کند. «امیلی اروین»، رئیس برنامه‌ریزی ثروت خصوصی ولز فارگو گفته: «تعجب‌آور نیست که جوانان برای دریافت حمایت هم به خانواده و هم به منابع غیرسنتی تکیه می‌کنند. اما این شرایط در عین حال فشارهایی را نیز بر والدین وارد می‌کند. ارتباط شفاف، تعیین انتظارات روشن و برنامه‌ریزی مشترک می‌تواند به خانواده‌ها کمک کند تا این مرحله را با هم پشت سر بگذارند.» تقریبا نیمی از پاسخ‌دهندگان نسل زد در این مطالعه، وضعیت مالی خود را «آشفته» توصیف کرده‌اند. با توجه به کاهش فرصت‌های شغلی سطح ابتدایی، افزایش هزینه‌های زندگی و نرخ بالای اضطراب مرتبط با شغل، شاید «آشفته» حتی توصیفی ملایم هم باشد. البته کمک مالی والدین به جوانان (در صورتی که توانش را داشته باشند) پدیده‌ جدیدی نیست. بسیاری از نسل هزاره نیز در دوران بحران مالی، زمانی که با بدهی‌های دانشجویی دست‌وپنجه نرم می‌کردند و برای یافتن شغل‌های ابتدایی دچار مشکل بودند، کمک‌های مشابهی دریافت کردند. در واقع، بسیاری از آنها سال‌ها با والدین خود زندگی می‌کردند. اکنون با رواج هوش مصنوعی و تغییرات اساسی در فضای حرفه‌ای، نسل زد نیز در آغاز مسیر شغلی خود با چالش‌هایی روبه‌رو شده است. با این حال، جوانان همچنان تمایل دارند آینده‌ خود را بسازند. فقط رویکردشان به ساختن مسیر شغلی، غیرسنتی‌تر شده است. یک‌سوم از پاسخ‌دهندگان در مطالعه‌ ولز فارگو گفته‌اند که سال گذشته برای افزایش درآمد، سراغ کارهای جانبی و شغل‌های اضافی رفته‌اند. یک نظرسنجی از شرکت تحقیقات بازار «هریس پل» (Harris Poll) که در ماه سپتامبر منتشر شد، نشان داد بیش از نیمی از پاسخ‌دهندگان (۵۷ درصد) نسل زد دارای شغل جانبی هستند، در حالی‌ که این رقم در میان نسل «بیبی بومر» (متولدین ۱۹۴۶ تا ۱۹۶۴) تنها ۲۱ درصد است. برخی از جوانان ممکن است آزادی و انعطافی را که داشتن چند شغل پاره‌وقت به همراه دارد ترجیح دهند. اما خیلی از آنها هم این سبک زندگی را واقعا نمی‌خواهند و مجبورند این‌گونه طی کنند تا از هزینه‌های زندگی برآیند. در همین حال، به نظر می‌رسد یافته‌های مطالعه‌ ولز فارگو، با افرادی در تمام گروه‌های سنی همخوانی و بازتاب پیدا کرده است. یکی از متخصصان حوزه‌ مشاوره در لینکدین نوشت: «به‌عنوان یک مادر نسل ایکس با فرزندانی از نسل زد، می‌بینم در دنیای آنها، هزینه‌های اولیه‌ زندگی از هر محاسبه‌ای بیشتر است.» یکی از فارغ‌التحصیلان اخیر دانشگاه نیز در واکنش نوشت: «به‌عنوان یکی از همین افراد نسل زد که به والدینم وابسته هستم، به‌ راحتی می‌توانم به همه اطمینان بدهم که زندگی در این وضعیت، مطابق میل بسیاری از ما نیست. خیلی از جوان‌ها حاضرند مشاغل سخت مثل کار در کارخانه فولاد یا شغل‌هایی با موقعیت‌های ابتدایی را بپذیرند، اما این مشاغل هم دیگر هزینه‌های یک زندگی مستقل را تامین نمی‌کنند. برای وفاداری هم پاداش نمی‌دهند و حتی گاهی اصلا استخدامی در کار نیست. مقصر دانستن نیروی کار جوان یا والدین تحت فشارشان، در واقع نادیده گرفتن طمعی است که این بحران را به‌وجود آورده است.» یک کاربر در سایت «ردیت» نوشته: «این سیستم دیگر کار نمی‌کند. نسل زد مثل نسل‌های قبلی نمی‌تواند از خانه والدینش جدا شود و زندگی راحت و معمولی داشته باشد. همان‌طور که در بسیاری از کشورها دیده می‌شود، زندگی چندنسلی در یک خانه به‌زودی به یک وضعیت عادی تبدیل خواهد شد.» با این حال، فقط نسل زد نیست که فشار نوسانات اقتصادی و ناامنی شغلی را احساس می‌کند. یکی از متخصصان مشاوره در لینکدین نوشت: «من از نسل ایکس هستم، متاهل و دارای فرزند، و والدینم هنوز هم در خریدهای بزرگ به ما کمک می‌کنند. چون با وجود تعدیل‌های متعدد نیرو، تورم بی‌سابقه و بحران قدرت خرید، توان درآمدی من کاهش یافته، درحالی‌که ثروت والدینم افزایش پیدا کرده است.»

 

منبع: Fast Company

دوشنبه, 23 مهر 1403 14:06

ویتامین های روح

ویتامین های روح

 

 

 

جمعه, 06 مهر 1403 14:49

کتاب در آستانه شوک جدید

 

 
چرا چارچوب‌های بازار نشر باید تغییر کند؟



شماره روزنامه: ۶۱۱۰
تاریخ چاپ:
۱۴۰۳/۰۷/۵
شماره خبر: ۴۱۰۷۲۸۹
گروه: فرهنگ و هنر


دنیای اقتصاد : کافی است در گوگل عبارت «کاغذ گران شد» را جست‌وجو کنید؛ خبرهای گرانی کاغذ در ماه‌ها و هفته‌های متوالی، پیش رویتان فهرست می‌شود؛گرانی کاغذ در اردیبهشت، مرداد، اسفند، تیر و... . روند رو به رشد نرخ کاغذ که بارها تلاش شد یک صنعت خودکفا و ملی باشد، از سال ۱۳۹۴ اوج گرفت؛ درست در زمانی که حرف‌و‌حدیث‌ها از رونق تولید کاغذ در داخل خبر می‌داد اما در سوی دیگر ماجرا، قیمت کتاب‌ها در بازار به دو و حتی سه برابر رسید. آن سال‌ها دولت تلاش کرد برای کم‌اثر کردن این شوک قیمتی، طرح‌هایی را برای فروش فصلی کتاب به‌صورت ویژه و با تخفیف قابل توجه، اجرا کند و یارانه را مستقیما به خریداران و کتاب‌فروشان برساند. اگرچه این طرح‌ها با استقبال مردم روبه‌رو شد، چون می‌توانستند در کنار فروش سالانه نمایشگاه بین‌المللی کتاب، در طول سال نیز کتاب‌های جدید را با قیمتی مناسب تهیه کنند، اما در دولت سیزدهم این طرح‌ها چندان مورد توجه قرار نگرفت و عملا تعطیل شد. با‌این‌حال گرانی کاغذ و در نوبت بعدی، گرانی کتاب همچنان ادامه داشت.


کتاب در آستانه شوک جدید
رکورد تورم ۶۰درصدی

طبق گزارش خانه کتاب، توان خرید کتاب در سه سال گذشته به مراتب پایین‌تر از ادوار گذشته شده و تورم این بازار رکورد شکسته است؛ به نحوی که قیمت هر صفحه کتاب در سال ۱۴۰۰ که در حدود ۲۷۷تومان بوده، در فروردین ۱۴۰۳ به بیش از ۱۱۸۰تومان جهش پیدا کرده که نشان‌دهنده رشد ۶۰درصدی است. بدین ترتیب دومین رکورد تورم سالانه در بخش کتاب که ابزار مهم فرهنگی محسوب می‌شود، در دولت سیزدهم رقم خورده است. بر اساس آمار‌های موجود، بالاترین تورم کتاب در سال ۱۳۷۴رخ داده که ۶۳درصد بوده است.

میانگین قیمت کتاب در طول سال‌های ۱۳۹۵تا ۱۴۰۲ نزدیک به ۱۰برابر افزایش یافته است و از ۱۴هزار تومان به حدود ۱۳۰هزار تومان رسیده است. این در حالی است که درآمد میانگین ایرانیان به این میزان رشد نکرده است. پس طبیعی است که کتاب آرام‌آرام از سبد مصرفی خانواده‌ها خارج شود. این امر، واکنش‌های بسیاری از سوی کارشناسان به دنبال داشته است و در طول نزدیک به یک دهه اخیر، نویسندگان، منتقدان و ناشران از افزایش قیمت و کاهش خرید کتاب گلایه‌مند بوده‌اند.


قیمت کاغذ چقدر است؟

روز گذشته هر بند کاغذ تحریر ۷۰گرمی با ابعاد ۷۰ در ۱۰۰سانتیمتر در بازار حدود یک‌میلیون و ۴۵۰هزار تومان، هر بند کاغذ چینی ۷۰گرمی ۶۰ در ۹۰سانتیمتر یک‌میلیون و ۱۵۰هزار تومان، هر کیلو مقوای ایندربرد چینی ۶۷هزار تومان و هر کیلو مقوای ایندربرد کره‌ای حدود ۷۵هزار تومان در بازار خرید و فروش می‌شود. کاغذ تحریر که پرمصرف‌ترین کاغذ در حوزه نشر کتاب است، به‌تازگی حدود ۱۹۰ تا ۲۰۰هزار تومان افزایش قیمت داشته است.


علت افزایش دوباره قیمت کاغذ

روز گذشته حمید نیکدل، رئیس اتحادیه فروشندگان کاغذ و مقوا، با اشاره به افزایش قیمت ۲۰۰هزار تومانی بهای کاغذ تحریر، علت این امر را حذف ارز نیمایی برای واردات کاغذ عنوان کرد و گفت بهتر بود دولت برای حذف ارز نیمایی، پلکانی عمل می‌کرد، یعنی این طرح را در بازه زمانی ۶ ماه تا یک ‌سال و هر دو سه ‌ماه یک ‌بار اجرا می‌کرد تا بازار کمتر آسیب ببیند. در این زمینه خواستار تغییر سیاست دولت در این حوزه برای برگشتن آرامش به بازار هستیم.

قیمت سایر اقلام موردنیاز اهالی چاپ و نشر از ثبات نسبی برخوردار بوده است. روز گذشته هر کیلو مرکب گلاسه خارجی از ۳۴۰ تا ۴۸۰هزار تومان، هر کیلو مرکب گلاسه ایرانی رنگی ۳۰۵هزار تومان و هر کیلو مرکب گلاسه مشکی ۲۳۲هزار تومان، هرکیلو مرکب تحریر رنگی ایرانی ۲۶۵هزار تومان و هرکیلو مرکب تحریر مشکی ایرانی به قیمت ۲۰۰هزار تومان خرید و فروش شد. هر کیلو چسب صحافی سرد ایرانی نیز حدود ۸۳هزار تومان و چسب گرم کیلویی ۲۵۰هزار تومان در بازار خرید و فروش شد. بهای زینک دو ورقی چینی به تناسب برند و کشور سازنده حدود ۸۵ تا ۹۰هزار تومان و بهای الکل ایزوپروپیل در بازار مواد اولیه حدود ۱۲۰ تا ۱۲۵هزار تومان موجود است.


نیاز به رونق تقاضا در بازار کتاب

مهدی فیروزان، مدیر عامل شهر کتاب، درباره بازار نابسامان کتاب گفته است: به نظرم کتاب باید وارد چارچوب ‌ها و قوانین اقتصاد خصوصی شود و تا زمانی که بند ناف کتاب به حمایت‌ها و یارانه‌های دولت و حاکمیت وصل باشد، کمتر می‌توان انتظار تولید کتاب خوب داشت. ولی اگر کتاب به کالایی برای رفع نیاز فرهنگی مردم تبدیل شود، مثل لبنیات و دیگر کالاهای مصرفی، آن زمان هم مولف‌ها خوب تالیف می‌کنند و این‌قدر کپی‌پیست، کتاب‌سازی و جعل کتاب نمی‌شود، هم اینکه ناشران روی کتاب خوب سرمایه‌گذاری می‌کنند و روی هر کتابی به دلیل حمایت‌های دولتی، سرمایه‌گذاری نمی‌کنند و بازار به سمت اقتصادی شدن و عرضه و تقاضا می‌رود.

این فعال حوزه کتاب افزود: نقش سیاست‌های دولتی در این میان مهم است، وقتی که دولت‌ها آمار رشد فرهنگی را می‌دهند، برای پوشاندن ضعف‌های دیگر در حوزه کاهش تولیدات فرهنگی، برای اینکه شاخص‌های کمی را بالا ببرند برای تولید بیشتر محصولات فرهنگی اعم از کتاب، فیلم، تئاتر و موسیقی یارانه می‌دهند و در عمل سنت عرضه و تقاضا را به هم می‌زنند، یعنی عرضه را فربه می‌کنند نه تقاضا را.

فیروزان ادامه داد: متاسفانه امروز بسیاری از فروشگاه‌های آنلاین غیرقانونی، کتاب‌های جعلی می فروشند. می‌بینند که کتابی پرفروش شده، عین همان کتاب را کپی می‌کنند و چون از مسیر عرضه علنی فروش ندارند، زحمات مولفان، مترجمان و ناشران نادیده گرفته می‌شود. گاهی ناشری دوهزار جلد از کتابی را چاپ کرده ولی ۳۰هزار جلد از آن کتاب فروخته شده است چون در لیتوگراف‌های زیرزمینی، چاپ و توسط دلال‌ها فروخته می‌شود. بارها نیروی انتظامی و ارشاد وارد عمل شده و پلمبشان کرده‌اند ولی این ماجرا همچنان ادامه دارد. در شرایط امروز باید فرهنگ باز بسازیم تا فرهنگ را از تفننی بودن و کتابخوانی را از زینتی بودن دربیاوریم. این اتفاق هم باید از دوران کودکی و در خانواده‌ها و مدارس رخ بدهد.

پنج شنبه, 18 مرداد 1403 15:03

عصر کتاب‌های بی‌خانه

 

 
آیا آینده کتابخانه‌ها نگران‌کننده است؟


شماره روزنامه: ۶۰۷۴
۱۴۰۳/۰۵/۱۸
شماره خبر: ۴۰۹۳۲۰۰
گروه: فرهنگ و هنر

 


دنیای اقتصاد : آیا کتابخانه‌ها آخرین روزهای زندگی‌شان را می‌گذرانند؟ شواهد نشان می‌دهد که نسل‌های جدید بشر، تقریبا پا به کتابخانه نمی‌گذارند. اصولا جمع‌آوری نسخه‌های فیزیکی کتاب‌ها، تنظیم و جانمایی آنها برای تسهیل دسترسی و چیدمان مبلمان و ... در یک فضای بزرگ و آرام، گویی معاصر نسل‌های جدید نیست؛ گرد گذر تاریخ بر رویش نشسته و دارد کارکردش را از دست می‌دهد. اما این سرنوشت، پیش از کتابخانه‌ها بر سر کتاب‌ها آمده‌است.


عصر کتاب‌های بی‌خانه

رشد بسیار قابل‌توجه کتاب‌های دیجیتالی اعم از کتاب‌های صوتی یا نسخه‌های الکترونیکی کتاب،‌ بازار کتاب‌های چاپی و فیزیکی را تحت‌تاثیر قرار داده‌است. اگرچه هنوز کتاب کاغذی و چاپی محبوبیت بالای خودش را دارد، اما واقعیت این است که نسل‌های جدیدتر اصولا درگیر ورق زدن نیستند.

آنها کتاب‌ها را گوش می‌کنند یا حتی به تعبیر دیگری کتاب‌ها را می‌بینند. زیرا اصولا مطالعه به معنای کلاسیک کلمه،‌ خواندن نوشته‌ها نیست، بلکه امروزه نسل زد برای یادگرفتن دانش‌ها و مهارت‌های جدید، یوتیوب می‌بیند و ویدئوی دوره‌های کارگاهی را تماشا می‌کند. گویی خواندن، به معنای تماشا و تلفظ و فهم کلمات، دیگر به سیاق سابق نیست.

رشد استقبال از کتاب‌های دیجتالی، کساد شدن بازار کتاب‌های کاغذی و همچنین تعطیلی دومینویی کتاب‌فروشی‌های سنتی باعث شده است بسیاری از ناشران نیز روال کاری خود را تغییر بدهند.

کتاب‌های الکترونیکی به دلیل اینکه از کاغذ و چاپ استفاده نمی‌کنند، هزینه تولید پایین‌تری دارند اما به دلیل سهولت قاچاق، چندان سودآوری بالایی برای ناشران ندارند. به‌هر‌حال،‌ بازار متمایل به نسل جدید است و نسل جدید تورق دوست ندارد. پس هرآنچه به جهان سنتی کتاب و کتابخوانی مرتبط باشد، به‌زودی به دنیای گذشته‌ها خواهد پیوست. از مهم‌ترین نمادهای عصر کتابخوانی، کتابخانه‌ها هستند.
پایان عصر کتابخانه

به‌تازگی پرس ریدر، از رسانه‌های معتبر حوزه کتاب، در گزارشی از آینده کتابخانه‌ها ابراز نگرانی کرده و نوشته است که آینده کتابخانه‌ها نامشخص است. سال ۲۰۲۰، از آنجا که موسسات در همه‌جا از قبل برای به دست آوردن کنترل تحول دیجیتال تلاش می‌کردند، پاندمی کرونا این تحول را تسریع کرد. بسیاری از کتابخانه‌ها برای مرتبط ماندن و ارائه خدمات به جوامع خود در طول قرنطینه‌های دوران کرونا، بر ارائه منابع دیجیتال بیشتر و برنامه‌های آنلاین متمرکز شدند. دورانی که در آن کارکرد اصلی کتابخانه‌ها نگهداری از انبوهی کتاب غبارآلود بود، به‌سرعت در حال سپری‌شدن است.

امروزه، مشتریان انتظار دارند فضاهای دیجیتالی بصری و کاربرپسند مانند اپلیکیشن‌ها و وب‌سایت‌ها را ببینند که با شعبه‌های حضوری طراحی‌شده و براساس نیازها و ایمنی آنها تکمیل می‌شوند. به این معنی است که اولویت‌های کتابخانه‌ها به‌طور کلی تغییر کرده است.

برای مثال، ظهور و پذیرش سریع فناوری‌های هوش مصنوعی، به کتابخانه‌ها این فرصت را داده که هدایت را بر عهده بگیرند و همان‌طور که شورای کتابخانه‌های شهری (ULC) بیان می‌کند به «منبعی برای کاربرد عملی و مسوولانه هوش مصنوعی مولد» تبدیل شوند.

فناوری‌های نوظهور، اعم از هوش مصنوعی، یادگیری ماشینی و پردازش زبان طبیعی در همه‌جا فراگیرتر می‌شوند و در تار‌و‌پود زندگی روزمره بافته می‌شوند؛ بنابراین سیستم‌های کتابخانه‌های عمومی و کتابخانه‌های دانشگاهی باید برای این واقعیت جدید آماده شوند.

سواد رسانه‌ای و دیجیتالی دیگر عوامل مهمی هستند که کتابخانه‌های آینده باید به آنها توجه کنند و این موضوع از هر زمان دیگری مهم‌تر به نظر می‌رسد. اقتصاد اطلاعات امروزی یک چشم‌انداز در حال تغییر است که در آن محتوای دیجیتال به‌صورت ویروسی با کمی پاسخگویی به استانداردهای روزنامه‌نگاری منتشر می‌شود. اکنون، کتابخانه‌ها این فرصت را دارند که واقعا تاثیر بگذارند و از یادگیری مادام‌العمر مراجعان با کمک به اعضای جامعه خود در تشخیص اطلاعات معتبر و اطلاعات نادرست حمایت کنند.
فضاهای کتابخانه‌های جدید

فضاهای جدید و آنلاین نگرانی‌های جدی برای کتابخانه‌ها هستند و می‌توانند مسوولیت سنگینی برای بسیاری از کتابداران باشند. اما از این سردرگمی‌ها، ترندهای جدید و هیجان‌انگیز پدید آمده است. بسیاری از موسسات و شرکت‌های بزرگ درحال مواجهه با این چالش هستند و انواع جدیدی از فضاهای اجتماعی طراحی‌شده براساس نیازهای مدرن را می‌پرورانند.

وسایلی مانند تلفن هوشمند و دیجیتال ممکن است مهم‌تر از همیشه باشند، در آینده، کتابخانه‌ها ممکن است کمی متفاوت به نظر برسند.

گرایش در طراحی کتابخانه به سمت فضاهای باز و تجربی که چیزی بیشتر از اتاق‌هایی برای مطالعه ارائه می‌دهند، موضوع جدیدی نیست. اما پس از کرونا، طراحان این ساختمان‌ها ممکن است نیاز داشته باشند که پروتکل‌های ایمنی پیشرفته‌تری را برای کاهش مضرات هر وضعیت اضطراری بهداشت عمومی در آینده در نظر بگیرند.

امکانات غیرفیزیکی و دیجیتال نیز همانند کیوسک‌ها، سرویس‌های کنار پیاده‌رو، چیدمان‌هایی که فضای زیادی را برای فاصله‌گذاری اجتماعی ایجاد می‌کنند و کتابخانه‌ها و کتاب‌فروشی‌های سیار که در سراسر جامعه پخش می‌شوند، یک انتخاب واضح هستند.

با برداشته شدن محدودیت‌ها، تعدادی از مشتریان دریافتند که کتابخانه نسبت به قبل از شروع همه‌گیری، به نیازهای آنها مرتبط‌تر شده است. برای بسیاری از افراد، تغییر شغل از راه دور و ترکیبی به امری عادی تبدیل شده است و کتابخانه محلی، مکانی امن و کم‌هزینه برای کار متمرکز یا حتی جلسات حضوری در خارج از خانه ارائه می‌دهد.

 

کارکنان باید از خود هوش مصنوعی بترسند یا متخصصان آن؟

 


شماره روزنامه: ۶۰۱۵
تاریخ چاپ:
۱۴۰۳/۰۳/۱
شماره خبر: ۴۰۷۱۴۷۴
گروه: مدیران

 


«لورنس لیو»، مدیر نوآوری هوش مصنوعی سنگاپور می‌‌‌گوید: «هوش مصنوعی جای شما را نمی‌گیرد. جای شما را کسی می‌گیرد که از هوش مصنوعی استفاده می‌کند تا عملکرد بالاتری داشته باشد.»

طبق شاخص روند کار ۲۰۲۴ مایکروسافت و لینکدین، ۷۱‌درصد از مدیران ارشد می‌‌‌‌‌‌گویند که ترجیح می‌دهند نیروی کم‌‌‌تجربه‌‌‌ای را استخدام کنند که به هوش مصنوعی مسلط است، تا نیروی قدیمی و کارکشته‌‌‌ای که از هوش مصنوعی سررشته ندارد. پس به این ترتیب، فرصت بسیار بزرگی پیش روی افرادی است که می‌توانند مهارت‌‌‌های هوش مصنوعی را بیاموزند و در کارشان تلفیق کنند.

 

با اینکه از زمان عرضه چت جی‌‌‌پی‌‌‌تی در نوامبر ۲۰۲۲ هوش مصنوعی به نقل داغ محافل تبدیل شده است، شرکت‌های بزرگ برای ادغام این تکنولوژی در تاروپود سازمان خود و کمک به ارتقای مهارت کارکنان کند عمل کرده‌‌‌اند.

طبق پژوهش مایکروسافت، با اینکه ۷۹‌درصد از مدیران اجرایی معتقدند سازمانشان باید برای باقی ماندن در عرصه رقابت هوش مصنوعی را در کار خود تلفیق کند، فشار برای بازگشت فوری سرمایه، این ‌گذار را کند کرده است. به همین دلیل، کارکنان در سراسر جهان ابتکار عمل را به دست گرفته‌‌‌اند و خودشان به دنبال یادگیری ابزارهای هوش مصنوعی رفته‌‌‌اند. این کار منجر به یک مزیت رقابتی می‌شود، اما مشکلاتی را نیز به همراه دارد. متخصصان می‌‌‌گویند یکی از بزرگ‌ترین مشکلات ارتقای فردی مهارت هوش مصنوعی این است که بسیاری از مردم نمی‌‌‌دانند چگونه این کار را امن و موثر انجام دهند. به عنوان نمونه، منابع هوش مصنوعی آنلاین بسیاری همچون چت جی‌‌‌پی‌‌‌تی و سایر ابزارهایی که از مدل‌‌‌های زبانی بزرگ استفاده می‌کنند به صورت «رایگان» در دسترس هستند؛ اما این منابع حقیقتا رایگان نیستند. مدل‌‌‌های زبانی بزرگ الگوریتم‌‌‌هایی هستند که می‌توانند با استفاده از مجموعه عظیمی از داده‌‌‌ها اطلاعات را شناسایی، خلاصه، تجزیه و تحلیل و پیش‌بینی کنند.

لیو می‌‌‌گوید: «در این دنیا هیچ چیز رایگان نیست. شما برای استفاده از این ابزارهای آنلاین با داده‌‌‌های خود معامله می‌‌‌کنید. هنگام استفاده از این ابزارها نباید از هیچ یک از داده‌‌‌های شرکت یا داده‌‌‌های شخصی خود استفاده کنید.»

انجام چنین کاری می‌تواند داده‌‌‌های حساس شخصی یا شرکتی را در معرض خطر قرار دهد. بخشی از کسب مهارت در ابزارهای هوش مصنوعی، یادگیری نحوه انجام ایمن و موثر آن است. به گفته لیو، مهم‌ترین مهارتی که امروز باید یاد گرفت، برقراری ارتباط موثر با ابزارهای مبتنی بر مدل‌‌‌های زبانی بزرگ هوش مصنوعی است.

کلید استفاده از ابزارهای مدل‌‌‌های زبانی بزرگ استفاده از دستورالعمل‌‌‌های دقیق و مشخص است. با هوش مصنوعی مثل کارآموز سختکوشی برخورد کنید که هرازگاهی اشتباه هم می‌کند. باید داده‌‌‌های زیادی در اختیارش بگذارید. اگر بخواهید کارآموزی کاری را برای شما انجام دهد، با یک جمله‌‌‌ نمی‌توانید موضوع را برایش جا بیندازید. اگر توضیحی در کار نباشد احتمالا کارآموز فقط پس کله‌‌‌اش را می‌‌‌خاراند و شما را تماشا می‌کند. به گفته لیو، بهترین راه ارتقای مهارت استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی سروکله زدن با آنها در خانه است. با تکرار و تمرین می‌توانید بیاموزید که چگونه ورودی‌‌‌های توصیفی‌‌‌تری با دقت بیشتر به مدل زبانی بزرگ بدهید تا خروجی مطلوب شما را تولید کند. شما همچنان باید حوزه کاری خود را به خوبی بشناسید، اما کارهای کسل‌کننده‌ای مثل جست‌‌‌وجوی ۲۰ فایل به سرعت توسط هوش مصنوعی انجام می‌شود. فقط به تحولی که این سرعت عمل می‌تواند در پی داشته باشد فکر کنید.

 

به گفته لیو شاید ابزارهای هوش مصنوعی هنوز نامانوس به نظر برسند، اما تا سال آینده به سادگی کار با word مایکروسافت می‌‌‌شوند.

 

منبع: CNBC

 


اخبار مرتبط

مزاحمان پذیرش هوش مصنوعی در تولید
اعطای جایزه ملی فناوری «نکست» در اسفند
هنر تصمیم‌گیری؛ نقش هوش‌مصنوعی در بهینه‌سازی تصمیمات مدیریتی
تحولات منابع انسانی با هوش مصنوعی
چت‌جی‌پی‌تی با یک دلار نرم‌افزار می‌نویسد

 

سه شنبه, 25 ارديبهشت 1403 19:07

کتاب الکترونیکی شناخت حدیث (جلد سوم)

کتاب الکترونیکی شناخت حدیث (جلد سوم)

بارقه هایی از تاریخ و معارف نهج البلاغه

 

تالیف: دکتر مجید معارف

به کوشش: دکتر محمد نعمتی

تعداد صفحات: 475 صفحه

 

لطفا جهت دانلود کتاب به فایل پیوست مراجعه نمایید.

گفتارهایی در باب عدل الهی

فایل الکترونیکی اختیار انسان در فلسفه اسلامی و معارف الهی

بر اساس درس گفتارهای استاد فقید محمد حسین عصار

 

لطفا جهت دانلود کتاب به فایل پیوست مراجعه شود.

کتاب الکترونیکی تفسیر مناهج البیان فی تفسیر القرآن (ج4)

 

 

تالیف: آیت الله محمد باقر ملکی میانجی

 

لطفا جهت دانلود کتاب به فایل پیوست مراجعه نمایید.

صفحه1 از365