جامعه رنگی!
رنگهایی مثل سبز مغز پستهای یا سرخ جگری خیلی جلب توجه میکنند و در مقابل رنگهای آبی یا سرمهای در گروه رنگهای سنگین قرار میگیرند؛ البته انتخاب رنگ در پوشش افراد جامعه به افکار و نوع نگرش آنها بستگی دارد.

رنگهایی که در یک جامعه توسط مردم مورد استفاده قرارمیگردد نشان دهنده ارزشها و گرایشهای آن جامعه است. یک جامعه رنگی سرشار از امید، تحرک و شادی است و در جوامعی که از رنگهای تیره و مرده بیشتر استفاده میشود نشان از ناامیدی و دلمردگی دارد.
جامعه رنگی
در جامعهای که تمام رنگها فرصت بروز و ظهور دارند و بسته به انتخاب و علاقه افراد میتوان رنگهای متنوعی را در فضاهای مختلف جامعه (بالاخص در فضاهای عمومی) مشاهده کرد باید به این نتیجه رسید که اقشار مختلف آن از شادابی، نشاط و امید به زندگی بیشتری برخوردارند.
در این نوع جامعه افراد به صِرف انسان بودنشان دارای حق انتخاب هستند و عموماً مبنای انتخاب شان نیز علاقه شخصی است و نه فشار جمع، بنابراین افراد برای دیگران نیز حق انتخاب قائل هستند و انتخاب دیگران را محترم می شمارند. افراد در برابر انتخابهای متفاوت و ناهمجنس با انتخاب خودشان تساهل و مدارای بیشتری از خود نشان می دهند.
احساس امنیت در چنین جامعهای بیشتر است چرا که دیگران بیگانه و دشمن فرض نمی شوند، بلکه دیگری هم مثل خودی محترم است و قابل اعتماد و امین. امکان بروز و شکل گیری افکار و ایدههای جدید در این جامعه بیشتر است، چرا که خلاقیت و ابداع ایدههای نو در شرایطی به وجود می آیند که افراد از فکر کردن نهراسند و عمل دیگرگونه مجازاتی در پی نداشته باشد.
در اسلام رنگ مشکی کراهت دارد و رنگهایی مانند سبز و زرد در دین تشویق شدهاند.
جامعه سیاه و سفید
دو رنگ سیاه (تیره) و سفید (روشن) مهمترین رنگهای مورد استفاده در جامعه هستند. این دو نوع رنگ دو قطب مخالف یک طیف را تشکیل میدهند و دیگر رنگهای مرسوم در جامعه در بین این دو قطب قرار دارند. رنگ مشکی و رنگهای تیره به همراه رنگ سفید و رنگهای نیمه روشن از اصلی ترین رنگها محسوب میشوند. استفاده از رنگهای متنوع در فضاهای عمومی نوعی تعدی از آداب و رسوم عرفی محسوب شده و به نام "جیغ" کنار گذاشته می شوند اما در فضاهای خصوصی و محافل خودمانی همین رنگهای جیغ و زننده به شدت کاربرد دارند و افراد تمایل شدیدی به استفاده از این نوع رنگها از خود نشان می دهند.
جامعه سیاه و سفید یک جامعه دو قطبی است. افراد یا سیاهاند و یا سفید. کنش افراد، ارزشها و گرایشهای آنان، ساختارهای اجتماعی و کلاً هر آنچه وجود عینی و ذهنی دارد متعلق به یکی از قطبهای متضاد است. فرد یا پدیده ای که عضو یکی از این دو قطب باشد نمی تواند همزمان عضو قطب مقابل نیز به حساب آید. در چنین جوی افراد به شدت احساس ناامنی میکنند. با گذشت زمان این حس در افراد درونی شده و به مثابه ژنهای فرهنگی به نسلهای بعدی نیز منتقل می گردد. امکان تغییر، ابداع و خلاقیت در چنین جامعهای به شدت پایین است، زیرا اولاً دامنه تغییر اندک است (بین سیاه و سفید)، و ثانیاً هر تغییری به منزله تغییر موضع تلقی می شود و افراد در مقابل آن موضع گیری می کنند.
پوشش اجتماعی و انواع رنگ
استفاده از پوشش تیره به خصوص برای خانمها هم میتواند به دلیل عرف کشور و هم مسائل اعتقادی مردم باشد . یکی از دلایل استفاده از رنگ مشکی را میتوان احساس امنیت و پوشیدگی بیشتر خانمها دانست. استفاده از رنگ مشکی را به عقبه تاریخی – فرهنگی مردم ایران نسبت داده می شود.
بعضیها به خاطر تحمیل و عرف جامعه، و عدهای هم به خاطر خاصیت رنگهای تیره که جذابیت و جلب توجه کمتری دارند، این رنگ را انتخاب میکنند. در برخی از جوامع مسلمان، لباسهای رنگی و پوششهایی با رنگهای روشن و متنوع برای خانمها طبیعی است و در عرف آنها جلب توجه نمیکند. اما از طرفی خاصیت رنگ تیره این است که زیباییها را کمتر نمایان میکند. در ایران رنگ غالب پوشش که چادر باشد تیره است، اما میبینیم همراه آن پوششهایی مثل کفش و روسری و مانتوهای رنگی استفاده میشود که این نشان میدهد استفاده از پوشش با رنگهای روشن تا حدودی پذیرفته شده است.
در گذشته چادر به رنگهای مختلف وجود داشت؛ اما با گذر زمان، چادرهای رنگی به کلی از مکانهای عمومی و مشترک جامعه رخت بر بست؛ سادهپوشی و استفاده از رنگهایی مانند قهوهای تیره، مشکی، سرمهای و گاه طوسی برای مانتو و روسری با این تفکر که کمتر جلب توجه میکند، با پیشنهاد و اجرا از سوی نهادهای رسمی مورد پذیرش عموم قرار گرفت.
اعتقاد به این موضوع که یک زن مسلمان باید حرمت حریم عمومی را رعایت نماید و به گونهای رفتار نکند که توجه مخاطب را به زن بودن خود جلب کند، به استفاده از رنگهای تیره بیشتر دامن زد.
استفاده از رنگهای متنوع در فضاهای عمومی نوعی تعدی از آداب و رسوم عرفی محسوب شده و به نام رنگ "جیغ" کنار گذاشته میشوند.
وجود پوشش تیره در فرهنگ ایران ریشه تاریخی دارد. مردم ایران به دلیل تعدد جنگها و بحرانهای اجتماعی ناشی از آمد و رفت سلسلههای حکومتی، مدام در غم و اندوه بودند و دوران ثبات محدود، عرصه را برای بروز شادی کاسته است. به همین دلیل روحیه ما یک روحیه عزادار شده و این در ذهنیت اجتماعی و روانی ما جای گرفته است. این توجه به استفاده از رنگ تیره در حالی است که در اسلام پوشیدن رنگ تیره مکروه است. بنابراین، عرف جامعه استفاده از رنگ تیره را موجب شده است. البته این رنگ پوشش بیشتر معطوف به شهرهای بزرگ است و هر چه به شهرهای خارج از مرکز برویم، نوع پوشش شادتری را شاهدیم.
رنگهای"سنگین" و رنگهای"جیغ"
با این گردش رنگ و با توجه به عقبه فرهنگی جامعه، باز هم تقسیمبندیهایی وجود دارد که استفاده از رنگهای شاد را به طور غیررسمی محدود میکند. این نگاه عام، برچسبهای رنگ سنگین و رنگ جیغ را موجب میشود. به عبارت دیگر، کسانی که از برخی رنگهای تندتر و یا غیرمتعارفتر استفاده میکنند، انگ جیغ پوشی به آنها زده میشود و این عادت رفتاری چنان در کنشهای فردی رسوخ داشته است که اغلب پوشش رسمی و حتی غیررسمی افراد به سمت لباسهای تیره و به خصوص رنگ سیاه سوق پیدا کرد.
علیرغم رواج رنگهای روشن در پوشش، باز رنگ سیاه همچنان از اقبال خوبی برخوردار است. با استمرار پوشش تیره، به مرور زمان استفاده از رنگ مشکی استحاله شده و به عنوان رنگ مد و همیشگی در فرهنگ پوشش کشور جای گرفته است. فردی معتقد بود: خانمها در ایران تقریبا دو سوم عمرشان حجاب دارند؛ اگر قرار باشد دو سوم عمرمان تیره بپوشیم، باعث افسردگی خواهد شد؛ بنابراین باید حد وسطی را در نظر گرفت. در اسلام رنگ مشکی کراهت دارد و رنگهایی مانند سبز و زرد در دین تشویق شدهاند.
کلام آخر
در خاتمه، می توان چنین نتیجه گرفت که رنگهای طبیعی مورد استفاده در یک جامعه نشان دهنده خصلتهای اجتماعی افراد و جامعه است. "جامعه سیاه و سفید" دارای خصلتهایی همچون خاص گرایی، عدم تساهل، بی اعتمادی، بیگانه هراسی، ناامنی، سکون و "جامعه رنگی" عام گرا، قابل اعتماد، مملو از امنیت، خلاقیت و ... است.
منابع: خبرآنلاین/ خبرگزاری مهر