چاپ کردن این صفحه
سه شنبه, 05 اسفند 1393 15:19

تظلّم حضرت فاطمه عليها السّلام در محشر

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

ابن بابويه به سند معتبر از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه: حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: چون قيامت برپا شود، دختر من فاطمه بيايد بر ناقه‏اى از ناقه‏ هاى بهشت سوار، و از پهلوهاى آن ناقه حريرهاى بهشت آويخته باشد و مهار آن از مرواريد تر باشد، و پاهاى آن از زمرّد سبز، و دم آن از مشك ناب، و ديده‏هاى آن از در و ياقوت سرخ، بر آن ناقه قبّه‏اى از نور بسته باشد كه از اندرونش بيرون نمايان باشد، و ميانش پر از عفو پروردگار باشد، و بيرونش رحمت كريم. و فاطمه تاجى از نور بر سر داشته باشد كه بر هفتاد ركن مشتمل باشد، هر ركنى را مرصّع كرده باشند از مرواريد و ياقوت، و نور بخشد مانند ستاره روشن، و از جانب راست او هفتاد هزار ملك باشند و از جانب چپ او هفتاد هزار ملك، و جبرئيل مهار ناقه را گرفته باشد و به صداى بلند ندا كند كه: بپوشانيد ديده‏هاى خود را تا بگذرد فاطمه دختر محمّد. پس نماند در آن روز پيغمبرى و نه رسولى و نه صدّيقى و نه شهيدى مگر آنكه ديده‏هاى خود را بپوشند تا فاطمه از صحراى محشر بگذرد. چون به زير عرش پروردگار در آيد، خود را از ناقه به زير افكند و عرض كند: اى خداوند من و سيّد من، حكم كن ميان من و آنها كه بر من ستم كرده‏اند، خداوندا حكم كن ميان من و آنها كه فرزندان مرا شهيد كردند، پس ندا از جانب حق تعالى برسد كه: اى حبيبه من و فرزند رسول من، از من سؤال كن تا عطا كنم، و نزد من شفاعت كن تا شفاعت تو را روا كنم، به عزّت و جلال خود سوگند ياد مى‏كنم كه امروز ظلم ستمكارى از من نمى‏گذرد.

پس در آن وقت فاطمه عليها السّلام عرض كند: پروردگارا به من ببخش ذرّيّت مرا، و شيعيان مرا و شيعيان فرزندان مرا، و دوستان مرا و دوستان فرزندان مرا رحمت كن، پس باز ندا از جانب حق تعالى رسد كه: كجايند فرزندان فاطمه و شيعيان او و دوستان او و دوستان ذريّت او؟ پس ايشان بيايند و فرو گرفته باشند ايشان را ملائكه رحمت از هر طرف، پس در پيش ايشان روان شود تا ايشان را داخل بهشت گرداند .

ايضا به اسانيد معتبره از حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام روايت كرده است كه:

حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: دختر من فاطمه به صحراى محشر درآيد با جامه‏هاى خون‏آلود و در قائمه عرش چنگ زند و گويد: اى خداوند عالم! حكم كن ميان من و ميان آنها كه فرزندان مرا كشتند، پس حق تعالى حكم خواهد كرد از براى دختر من به حقّ پروردگار كعبه‏.

ايضا به سند معتبر از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده است كه: چون روز قيامت شود، فاطمه عليها السّلام به محشر درآيد با جماعتى از زنان شيعيان خود، پس به او گويند كه:

داخل بهشت شو، گويد: نمى‏روم تا ندانم كه با فرزندان من چه كرده‏اند بعد از من، پس به او گويند: نظر كن در ميان قيامت، چون نظر كند امام حسين عليه السّلام را بيند كه بى‏سر ايستاده، پس فرياد برآورد، و من از فرياد او فرياد برآورم، و از جميع ملائكه فرياد برآيد. پس در اين وقت حق تعالى از براى ما غضب كند و امر كند آتشى كه او را «هبهب» مى‏گويند، و هزار سال آن را افروخته‏اند تا سياه شده است، و نسيمى هرگز داخل آن نمى‏شود، و غمى هرگز از آن بيرون نمى‏رود، پس حق تعالى آن را ندا كند كه: قاتلان حسين و حاملان قرآن را كه دست از اهل بيت رسالت برداشته‏اند و قرآن را وسيله ظلم و عدوان كرده‏اند بربايد.

چون در ميان آتش درآيند، آتش به فرياد آيد و ايشان به ناله آيند، آتش بخروشد و ايشان بخروشند، آتش زبانه كشد و ايشان نعره زنند و به سخن درآيند و به زبان فصيح بگويند كه: اى پروردگار به چه سبب آتش را بر ما واجب كردى پيش از بت‏پرستان؟ پس جواب از جانب حق تعالى برسد كه: كسى كه ندانسته بد كند، نيست مثل كسى كه به دانائى بد كند.

 

جلاء العيون، المجلسي ،ص:281

خواندن 2296 دفعه آخرین ویرایش در سه شنبه, 05 اسفند 1393 15:21