
در رويكردهای معمول يادگيري ، آموزگار نقش ياددهنده را دارد ، اوست كه فعال است، صحبت میكند ، توضيح میدهد ، دانش آموزان مخاطب وي هستند و به آنچه وي ميگويد توجه دارند . در اين رويكرد سنتي و معمول آموزشي معلم نقش فعال را برعهده دارد و دانش آموزان نقش منفعلي دارند و به آنچه معلم میگويد توجه دارند . اين حالت بيشتر در زمينه يادگيري دانش كاربرد دارد اما وقتي مسئله يادگيري مهارت مطرح است يعني آنچه بايد به عمل در آيد ،اين يادگيري چندان موثر نيست . مطا لعات و پژوهشهای فعلي نشان میدهند كه دانش آموزان از طريق تجربه بيشتر میآموزند . وقتي به هنگام آموزش به آنها فرصت تجربه كردن و فعاليت داده شود .يادگيري آنها به مراتب افزايش میيابد .به خصوص هنگامي كه يادگيري مهارت ها مدنظر باشد و فرد بايد به توانايي رفتار دست يابد . در اين حالت حرف زدن و صحبت معلم به تنهايي كافي نيست و تغيير رفتاري صورت نميگيرد.بلكه اگر به كودكان و نوجوانان فرصت داده شود آنچهراكهميآموزند ، در عمل ، تمرين و تجربه كنند يادگيري آنان افزايش میيابد . دراين نوع يادگيري دانش آموز و معلم هردو در فرايند پوياي يادگيري شركت میكنند . معلم گوينده و دانش آموز نيز فقط گيرنده اطلاعات نيست بلكه هردو در فرايند پوياي يادگير ي شركت میكنند ، در زمان آموزش به كودكان ونوجوانان فرصت داده میشود تا مطالب آموزشي را تجربه كنند نظر دهند و صحبت كنند . اساس يادگيري فعال و مبتني برتجربه در تكنيكهای آموزشي است كه به كا رگرفته میشود و در رويكردهای معمول و سنتي آموزشي كمتر ديده ميشود . مهمترين شيوههای آموزشي در يادگيري فعال و مبتني برتجربه عبارتند از : بارش فكري ، ايفاي نقش ، و تعويض نقش ، بازي ،بحث و مناظره ، گروههای كوچك و گروههای دوتايي . در ادامه به دو روش از مهمترين شيوههای آموزشي اشاره شده است .
برای دریافت فایل روی لینک کلیک نمایید.