چاپ کردن این صفحه
یکشنبه, 20 بهمن 1392 13:03

موضوع را به بخشی از کار خود تبدیل کنید

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
 
کارمن مدینا پس از 32 سال کار در یک آژانس امنیت دولتی اکنون به‌عنوان یک مدیر اجرایی در شرکت مشاوره دیلویت فعالیت می‌کند. زمانی که او در آژانس امنیت دولتی کار می‌کرد یعنی در اواسط دهه 1990 میلادی، او دریافت که مدل کسب‌و‌کار آژانس فاقد استراتژی دیجیتال است. او می‌گوید «به این فکر افتادم که این ابزار واقعا مهم است و ما باید برای داشتن آن هر چه زودتر اقدام کنیم.» او ابتدا سعی کرد اهمیت این موضوع را به گوش تصمیم‌گیرندگان سازمان برساند اما تلاش او همواره با درهای بسته مواجه می‌شد.
 
کارمن به این موضوع اهمیت زیادی می‌داد. او می‌گوید: «به یاد دارم آنقدر درباره اهمیت اینترنت و اینکه چگونه وجود آن همه چیز را تغییر می‌دهد با دوستان خود صحبت می‌کردم که آنها خسته می‌شدند.» او می‌دانست که اگر این موضوع به بخشی از شرح وظایفش تبدیل شود، شانس بیشتری برای برنده شدن دارد و در سال 1998 این فرصت در اختیار او قرار گرفت. او می‌گوید: «یک شغل جدید با یک فهرست بلند از مسوولیت‌ها باز شد که انجام تحویل آنلاین یکی از آنها بود- هر چند این مسوولیت، آخرین مورد در این فهرست بود.» اما او می‌دانست که قصد دارد اهمیت این موضوع را در این شغل برجسته‌تر کند. او در مصاحبه خود بر اهمیت این موضوع تاکید بسیاری کرد. مدیر استخدام‌کننده به او گفت که این موضوع فکر او را مشغول کرد و سرانجام این شغل را به او داد.
حتی با وجود آنکه استراتژی دیجیتال به بخشی از شغل او تبدیل شد؛ اما با این حال کار آسانی نبود. اما در نهایت او به تغییر شیوه سازمان کمک زیادی کرد. 
او می‌گوید: «همیشه وقتی می‌خواهید وارد یک چالش شوید فکر‌کنید کار درستی انجام می‌دهید و من هم مطمئن بودم که در این مورد کار درستی انجام می‌دهم.»
 
 
کارولین یوهانسن آزرده خاطر بود. هر ماه یک جلسه ایمنی با حضور همه کارمندان در واحد او برگزار می‌شد. مسوول واحد دعوت‌نامه‌ای برای همه می‌فرستاد و از سایت اینترانت شرکت اسلاید‌هایی را دانلود می‌کرد. هر بار یک نفر اسلایدها را ارائه می‌کرد اما این موضوع تبدیل به جوک شده بود.
 او می‌گوید: «هر بار اسلایدهایی را می‌دیدیم که ماه‌ها قبل هم همان‌ها را دیده بودیم. به‌عنوان مثال، یک اسلاید را هشت بار در طول این جلسات دیده بودیم.» این کار وقت زیادی از کارمندان می‌گرفت و به منزله هدر دادن زمان بود. به همین خاطر، کارولین شروع به جست‌وجو کرد تا بفهمد علت برگزاری این جلسات چیست، اما در کمال تعجب هیچ‌کس دلیل آن را نمی‌دانست. 
بعد از آنکه کارولین با چندین نفر از جمله رئیس خود، رئیس واحد و مسوول سازماندهی این جلسات صحبت کرد، به این نتیجه رسید که این جلسات واقعا لازم است. او ابتدا پیشنهاد ادغام این جلسات با جلسه‌های دیگر را مطرح کرد، اما با این کار محتوای جلسه بیش از حد پیچیده می‌شد. به همین خاطر تصمیم گرفت خود دست به‌کار شود. او می‌گوید: «من شروع به جمع‌آوری اسلایدهای پر محتواتری کردم و برای آن از سایت ایمنی شرکت نیز منابعی کسب کردم. فرصت خوبی بود و پس از آن همکارانم نیز با من همکاری کردند.» سرانجام این جلسات به سطحی رسید که به نظر همه مفید و پربار بود. 
او می‌گوید: «من دوست ندارم درباره موضوعاتی شکایت کنم که نمی‌توانم برای اصلاح آن کاری انجام دهم.»
خواندن 2443 دفعه آخرین ویرایش در چهارشنبه, 08 بهمن 1393 17:23