غائب حاضر!
مگر غيبت و حضور جمع شدني است؟! آيا غائب حاضر وجود دارد؟:
سالها قبل شاعري خوش ذوق و نكته سنج، مفهوم غائب حاضر را در مورد امام عصر ارواحنا فداه به اين زيبائي بيان كرد:
شميم معطرگل ، اگر چه از نظرها پنهان است، اما در فضاي مجلس و محفل هست و حضورش قطعي و مسلم است و نياز به برهان ندارد.كافي است قوه شامه ات معيوب نباشد تا در فضاي زندگي ، عطر حضورش را استشمام كني و لذت ببري! او مظهر غيب الاهي است كه حضورش فراگير است و اگرچه از چشم تو غائب است اما در دلت حاضر و برتو ناظر است و دست عنايتش گره گشاست و در مقام خليفة اللهي همچون كشتي امان نگاهدار توست چه متوجه باشي يا نباشي ، هشيار باشي يا غافل، بداني يا نداني به يٌمن او روزي مي خوري و متنعمي و بخاطر اوست كه آسمان و زمين بر جاست و تو در اماني...
واي به وقتي كه غافل شوي و فراموشش كني و گمان بري كه آن غائب از چشمت مثل ديگر غائب ها " از دل برود هرآنچه از ديده برفت"!
نه، اين غائب اگر از ديده برفت و از چشم پنهان گشت هرگز از دل نمي رود. اين است كه خطاب به حضرتش مي گوئي: جانم به قربانت اى غايبى كه از ما كناره ندارى ، بلكه در ميان ما هستى و نگهبان و ناظر و حافظ مائى ، جانم به فدايت اى آن كسى كه پنهانى ولى از ما خالى نيستى ، و دورى ولى از ما جدا نيستى:
بنفسى انت من مغيب لم يخل منا، بنفسى انت من نازح ما نزح عنا٢
گوارايش باد آن هوشمند با معرفتي كه حضور معطر آقايش را در كنار خود احساس و با او نجوا مي كند و مي سرايد:
بنفسى انت امنية شائق يتمنى ...٣
جانم به فدايت اى آنكه آرزوى قلب هر مشتاق آرزومندى...
اگر از عطر حضورش ، معطر شدي ، خرسند باش كه آقايت ، تورا معطر و پاك و دور از آلودگي مي پسندد اين است كه فضاي حيات و زندگي را از عطر خويش معطر ساخته است. ...
جانمان به فداي آن غائب حاضر...-------------------------------١..موسوي گرما رودي ، شعري با مطلع: رخشنده خنده سحر از شرق شد پديد/ رنگ سياه شب ز رخ آسمان پريد...٢و٣. فرازهائي از دعاي شريف ندبه